وقتي نابغه رياضي قرن وزير مي شود: در باره محمد مهدي زاهدی
روز: مازيار رادمنش
با پخش وسيع خبر ايجاد فشار بر دانشجويان دانشگاههاي مختلف، گفته شده است که وزارت اطلاعات مي خواهد دانشجويان را وادار به اعتراف تلويزيوني کند تا آنان بپذيرند که از طريق اعتراضات دانشجويي قصد شرکت در انقلاب مخملي را داشتند. در حال حاضر 25 دانشجو در شرايط دشوار زنداني اند، 150 دانشجو تا امروز به عنوان دانشجوي ستاره دار شناخته شده اند و گفته مي شود که در دوران وزارت زاهدي براي ادامه تحصيل 10 درصد از دانشجويان مشکل بوجود آمده است. زاهدي در آخرين اظهار نظر خود در مورد دانشجوياني که تحت فشار و شکنجه هستند، گفت: « بسياري از اين افراد دانشجو نبودند و برخي سايت ها به دروغ، همه آنها را دانشجو معرفي کردند.» احمدي نژاد نيز در يک برنامه تلويزيوني که در اوايل مرداد 1386 پخش شد، ضمن اشاره تلويحي به جلسه اعتراض دانشجويان به رئيس جمهور در دانشگاه اميرکبير، به اعدام 16 نفر تحت عنوان اراذل و اوباش اشاره کرد و تلويحا دانشجويان را به چنين سرنوشتي تهديد کرد.
محمد مهدي زاهدي کيست؟
محمد مهدي زاهدي متولد 1333 در شهر کرمان است. وي در سال 1358 از دانشگاه اصفهان در رشته رياضي به عنوان شاگرد اول اين رشته فارغ التحصيل شده است. همکلاسي هاي دانشگاه او گفته اند که تا پيش از انقلاب او هرگز در هيچ فعاليت سياسي و دانشجويي شرکت نمي کرد و مثل همه جوانان عادي آن روزها لباس هاي مد روز را مي پوشيد. وي پس از گذراندن دوره کارشناسي ارشد از دانشگاه تربيت مدرس در سال 1365 وارد دانشگاه شهيد باهنر کرمان شد و در سال 1369 از آنجا با درجه دکتراي رياضي فارغ التحصيل شد. محمد مهدي زاهدي در 23 مرداد سال 1384 از سوي محمود احمدي نژاد براي تصدي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري به مجلس معرفي شد. در معرفي نامه او به عنوان نابغه رياضي قرن معرفي شده بود.
سوابق کاري و شغلي
محمد مهدي زاهدي در سال 1361 به مدت يک سال رئيس آموزش و پرورش شهربابک بود. وي از اين سال تا سال 1373 سابقه شغلي ديگري نداشت، در سال 1373 به عنوان معاون پژوهشي دانشگاه شهيد باهنر منصوب شد و تا سال 1376 معاون اين دانشگاه بود. او از سال 1377 عضو شوراي اسلامي شهر کرمان شد و دو دوره در شوراي شهر کرمان عضو شورا بود. در سال 1384 وي يکي از اعضاي ستاد ديه استان کرمان بود. محمد مهدي زاهدي به دليل ارتباط با باهنر که يکي از نيروهاي قدرتمند جناح اصولگرايان در مجلس هشتم بود، از سوي احمدي نژاد در مرداد 1384 به عنوان وزير علوم به مجلس معرفي شد و از وزارت علوم راي اعتماد گرفت. او در هنگام دفاع از خود گفت: « بنده نگاه دين باور را در دانشگاه تقويت مي کنم.»
سوابق دانشگاهي و علمي
محمد مهدي زاهدي در زندگينامه خودش در وب سايت رسمي وزارت علوم، سوابق علمي خود را چنين گفته است: عضو انجمن رياضي ايران( از سال 1362)، عضو انجمن بين المللي سيستم هاي فازي( از سال 1370)، عضو انجمن رياضي کشور ژاپن( از سال 1374)، عضو آکادمي علوم نيويورک( از سال 1376)، عضو هيات علمي دانشگاه شهيد باهنر کرمان( از سال 1373)، عضو کميته علمي کنفرانس هاي متعدد داخل و خارج کشور. وي گفته است که نظريه جديدي داده است که در حال حاضر در کشورهاي ژاپن، کره و چين روي اين نظريه کار مي کنند! محمد مهدي زاهدي در سالهاي 1374 و 1377 به عنوان يکي از پژوهشگران نمونه دانشگاه شناخته شده و در سال 1375 و 1378 پژوهشگر نمونه استان کرمان شده است.
نابغه اي به قيمت 195 دلار
وقتي محمد مهدي زاهدي ادعا کرد که از سوي کمبريج به عنوان « نابغه رياضي قرن» معرفي شده است، عماد افروغ نماينده اصولگراي مجلس که در آن روزها طرفدار احمدي نژاد بود، به اين سابقه علمي شک کرد. وي گفته بود که در سال هاي 1997- 98 به عنوان مرد علمي سال انتخاب شده است. نشريه روزآنلاين همزمان اطلاعاتي را به چاپ رساند که برآن اساس « مرکز بين المللي کمبريج» که هيچ ربطي به دانشگاه معروف کمبريج ندارد، در قبال دريافت مبلغ 195 دلار هرکسي را به عنوان مرد سال علم معرفي مي کند و در صورتي که بخواهد نام وي روي نقره حک شود، 360 دلار مي گيرد. معلوم شد که وزير علوم جديد آگهي چاپ نامش را به مرکز بين المللي تجاري شهر کمبريج در قبال پول آگهي داده است. ده سال قبل، وزارت علوم و آموزش عالي ايران، که اينک زاهدي وزير آن است، در اطلاعيه اي موسسه مذکور را فاقد اعتبار اعلام کرده بود. به دنبال طرح اين موضوع وزير جديد دفاعي از خود نکرد و رئيس جمهور نيز پس از گرفتن راي اعتماد وي که با آراي کمي صورت گرفته بود، در اين مورد هيچ نگفت.
صمدي در فرانسه و جايزه فيلدز
محمد مهدي زاهدي پس از اينکه وزير علوم شد در سفري به فرانسه در جريان بازديد از انستيتو مطالعات عالي اين کشور اصرار داشت که خود را به عنوان يک استاد بزرگ رياضي معرفي کند، اما در گفتگو با مدير انستيتو به طرز عجيبي از عالم رياضيات و مسائل آن بي خبر بود، و وقتي از وي در مورد جايزه بين المللي « فيلدز» که در ميان رياضيدانان جايزه اي در حد نوبل است، سووال شد، وي پرسيد: جايزه فيلدز چيست؟ همراهان وزير علوم که از اساتيد دانشگاه بودند، از بي اطلاعي وزير شگفت زده و در مقابل مدير فرانسوي سرشکسته شدند. او همچنين در هنگام بازديد از همين موسسه از حضور دانشجويي ايراني به نام « صمدي» در آن دانشگاه ابراز خوشنودي کرده بود، در حالي که مدير فرانسوي از وجود چنين دانشجويي بي خبر بود. بعدا وقتي وزير علوم کابينه احمدي نژاد براي اثبات نظرش گفت که روي تابلوي اعلانات نام دانشجويي به نام صمدي را ديده است، معلوم شد که وي نام فرانسوي روز شنبه « samedi » را اشتباها به عنوان نام يک دانشجوي ايراني فهميده است.
برد يماني و رکن يماني
وزير علوم در موارد مختلفي اشتباهات بزرگي را کرده است که بطور طبيعي از يک وزير بعيد به نظر مي رسد، وي پس از بازگشت از سفر حج که همراه با احمدي نژاد بود، در يک جلسه رسمي گفت که پادشاه عربستان به احترام احمدي نژاد دست از عقايدش برداشته و برد يماني را بوسيده است. اين در حالي است که منظور زاهدي از « برد يماني» همان رکن يماني بود، و او تا آن زمان تفاوت برد يماني و رکن يماني که بوسيدنش از سوي اهل سنت حرام است، اما شيعيان آن را مي بوسند و ماموران حرم از اين رفتار جلوگيري مي کنند، نمي دانست.
ستاره دارها و مشکلات اخلاقي آنان
با روي کار آمدن زاهدي در وزارت علوم، وي اقدام به تغيير روساي دانشگاهها کرد. مهم ترين تغيير در دانشگاه تهران اتفاق افتاد، او دکتر رضا فرجي دانا را که مورد حمايت بخش وسيعي از دانشجويان بود، در عرض يک روز برکنار کرد و براي اولين بار در تاريخ هفتاد ساله دانشگاه تهران، حجت الاسلام عميد زنجاني را به عنوان يک روحاني به رياست دانشگاه بزرگ تهران منصوب کرد. اين اقدام در همان روز با مخالفت دانشجويان دانشگاه تهران مواجه شد و اين مخالفت با اقدامات وزارت علوم به ساير دانشگاهها کشيده شد. وزارت علوم پس از اين مخالفت ها اقدام به برخورد امنيتي با دانشجويان کرد و تعدادي از آنان را شناسايي کرده و به عنوان « دانشجويان ستاره دار» از ادامه تحصيل و ثبت نام آنان در دانشگاه جلوگيري کرد.
زاهدي تا مدتها وجود دانشجويان ستاره دار را تکذيب مي کرد، اما در يک مصاحبه مطبوعاتي با خبرگزاري فارس ضمن پذيرش وجود اين دانشجويان و اقدامات وزارت علوم، به دانشجويان ستاره دار اتهام زد که آنان سابقه زندان، سوابق ضداخلاقي و ناموسي و شلاق خوردن دارند. پس از اعلام اين موضوع اعتراض از سوي دانشجويان ستاره دار و برخي نمايندگان مجلس که از اين دانشجويان دفاع کرده بودند، شدت گرفت. وزير علوم اعلام کرد که چنين چيزي نگفته است و هرگونه مصاحبه اي با خبرگزاري فارس را تکذيب کرد و گفت: «تاسفانه خبرنگار کارگزاران وزارت علوم را به دروغگويي متهم کرد. ضمن اينکه من را متهم کرد که چنين حرفي زده ام. من هيچ مصاحبه اي با خبرگزاري فارس نکرده ام. در هيچ جمعي هم نگفته ام. به شدت اين مسئله را تکذيب مي کنم. پيگيري تخلف خبرگزاري فارس از مراجع قضايي نيز امکانپذير است.» او در مورد دانشجويان ستاره دار گفت: « هيچگاه از زمان مطرح شدن بحث ستاره دارها آن را تکذيب نکرده ام. ستاره دار وجود دارد اما يک ستاره و دو ستاره. سه ستاره نداريم. ستاره چيز جديدي نيست. اگر موردي از تکذيب اين امر براي من بياوريد جايزه داريد. اين رسانه ها هستند که تحت تاثير جو سياسي چيزهايي را درست مي کنند که نادرست است. ستاره مي توانست نقطه باشد يا کاما يا هر چيز ديگري حالا چه شده که در دولت نهم ستاره دار، ستاره دار شده است، نمي دانم.»
چندي پس از عدم ثبت نام دانشجويان ستاره دار، احمدي نژاد در يک مراسم دانشجويي در روز 16 آذر 1385 در دانشگاه اميرکبير شرکت کرد. در اين مراسم دانشجوياني که به برخوردهاي وزارت علوم اعتراض داشتند، به دليل برخوردهاي طعنه آميز رئيس جمهور با دانشجويان ستاره دار، خشمگين شدند و عکس هاي او را آتش زدند و او را ديکتاتور خطاب کردند. احمدي نژاد نيز گفت که مخالفت دانشجويان با من نشانه وجود آزادي در دانشگاه است. اما اين موضوع چنين نماند، با پخش يک نشريه مشکوک که با جعل لوگوي يک نشريه دانشجويي دانشگاه اميرکبير در آن به مسائل ديني اهانت شده بود، تعدادي از دانشجويان دانشگاه اميرکبير دستگير شدند و زمزمه پاکسازي دانشگاه آغاز شد. پس از آن دانشجويان اميرکبير، پلي تکنيک، علم و صنعت و بسياري دانشگاههاي ديگر دستگير شدند و وزارت اطلاعات دانشجويان را در سلول انفرادي نگه داشت و به شکنجه آنان پرداخت.
خوب و بد خبر مهم نيست
محمد مهدي زاهدي متاهل است و سه فرزند دارد. وي در هر جلسه اي دائما تاکيد مي کند که روزانه 21 ساعت کار مفيد مي کند و در يک جلسه با خبرنگاران اي ميل خصوصي خودش در ياهو را به عنوان يکي از راههاي ارتباطي مردم با وزير علوم معرفي کرد. زاهدي در مورد مطبوعات گفته است: «خوب و بد خبر مهم نيست. مهم اين است که صحيح باشد. ما اعتقاد داريم که اطلاع رساني ماموريتي مقدس است و بايد برپايه گفتمان علمي باشد.»، «خبرنگاران از تمامي جنبه هاي کاري وزارت علوم اطلاع ندارند، بايد در دوره اي آموزشي آنها را فراگيرند.»
سخنگوی قوه قضاییه:وعده صدور وثيقه براي ۶ تن از بازداشت شدگان ۱۸ تیر/ هیچکس دلش نمی آید دانشجویان را شکنجه کند!
خبرنامه امیرکبیر: جمشيدي دسخنگوي قوه قضاييه در مصاحبه امروز خود كه در آن بيش از هميشه در خصوص اعدام و سنگسار صحبت شد در خصوص شكنجه دانشجويان در زندان گفت:كسي دلش نمي آيد دانشجويان را شكنجه كند!
جمشيدي سخنگوی قوه قضایهه در پاسخ به سوال خبرنگاري دربارهي انتشار برخي اخبار مبني بر شكنجه ۱۶ بازداشتشدهي مقابل دانشگاه اميركبير و دفتر ادوار تحكيم وحدت، گفت: يكي از تاكيدات قوهي قضاييه رعايت حقوق شهروندي است و به هيچوجه پذيرفتني نيست كه كسي مورد آزار و اذيت قرار بگيرد مخصوصا صنف دانشجو كه كسي دلش نميآيد او را شكنجه كند.
سخنگوي قوهي قضاييه، تصريح كرد: چنين چيزي كه اين دانشجويان مورد شكنجه قرار گرفته باشند وجود نداشته حتي در پروندههاي تجاوز به عنف نيز ما نميتوانيم براي اخذ اقرار شكنجه كنيم.
وي در همين رابطه از تبديل قرار شش نفر از اين بازداشتشدگان به وثيقه خبر داد و گفت: چهار نفر از اين افراد دانشجو و دو نفر كارمند و غير دانشجوند كه از امروز خانوادهي اين افراد ميتوانند با توديع وثيقه آنها را آزاد كنند.
جمشيدي دربارهي نامهي دانشجويان آزاد شدهي دانشگاه اميركبير به هاشمي شاهرودي و بيان برخي مسائل مبني بر تحت فشار بودنشان در مراحل بازداشت، گفت: اگر از طريق اين افراد نامه يا درخواستي به رياست قوهي قضاييه رسيده باشد ما موظف به رسيدگي هستيم.
خبرنگاري دربارهي آخرين وضعيت منصور اسالو، علي فرحبخش، محمودصالحي، امير يعقوبعلي، عدنان حسنپور و هيوا بوتيمار سوال كرد كه سخنگوي قوهي قضاييه در پاسخ، گفت: محمود صالحي به يك سال حبس محكوم شده و روز گذشته با رييس دادگستري استان كردستان صحبت داشتم كه ايشان گزارشي از وضعيت وخيم جسمي وي ندادند. عدنان حسنپور و هيوا بوتيمار نيز به اتهام محاربه به اعدام محكوم شدهاند. وضعيت ساير افراد نيز به همان روال سابق است.
وي دربارهي پروندهي سنگسار در تاكستان قزوين و اينكه با توجه به سخت بودن اثبات اين حكم، اين موضوع چگونه و توسط چه افرادي به اثبات رسيده است، گفت: از شيوهي اثبات به طور دقيق اطلاع ندارم اما طبق قانون و شرع شيوهي اثبات بسيار سخت است و فقها در اين زمينه اختلافنظر دارند. مركز تحقيقات فقهي قوهي قضاييه نيز در اين باره تحقيقاتي انجام داده كه رو به تكميل است و بحث رجم در لايحهي قانون مجازات كه چند ماه آينده تقديم ميشود نيز گنجانده شده است.
همچننين به نوشته سايت ادوارنيوز اسامي ۶ نفري كه قرار است براي آنان وثيقه صادر شود عبارتند از:
حبیب حاجی حیدری، محمد حسین مهرزاد، سعید حسین نیا،آرش خاندل، مسعود حبیبی و اشکان قیسوندی .
خون ملت به جوش آمده، انفجاری مهیبی در راه است
گاردين : جنگ قدرت در ایران بر سر رياست مجلس خبرگان
پیک ایران: فردانيوز : انتخاب هاشمی رفسنجانی به سمت ریاست مجلس خبرگان باعث افزایش نفوذ وی خواهد شد به نحوی که برخی ادعا می کنند آقای رفسنجانی از آن به عنوان سکوی پرش برای رسیدن به پست رهبری ایران استفاده خواهد کرد و وی به یاران خود گفته است که این پست را بصورت جمعی به همراه عده از افراد نخبه دینی – سیاسی اداره کند. گاردین ادعا می کند که مجلس خبرگان، در دوران ریاست آیت ا... مشکینی، اکثریت مردم رفتار این مجلس را بچه گانه می دانستند.
روزنامه گاردین در تحلیلی ادعا کرد که با رحلت یکی از ارشد ترین روحانیون ایرانی [ آیت ا... مشکینی، رییس مجلس خبرگان رهبری] جنگ قدرت در داخل ایران آغاز می شود!
به گزارش سرویس بین الملل «فردا» این روزنامه انگلیسی می نویسد: «فوت آیت ا... علی اکبر مشکینی بر اثر بیماری های خونی و ریوی احتمالا باعث افزایش نفوذ "هاشمی رفسنجانی"، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام خواهد شد. چنین به نظر می رسد که آقای رفسنجانی به عنوان یک عملگرای سنتی و محور نظام اسلامی فردی مطلوب برای جانشینی آیت ا... مشکینی، رییس مجلس 86 نفره خبرنگان باشد که وظیفه آن انتخاب و عزل رهبری عالی ایران است.»
گاردین اضافه می کند آقای رفسنجانی مطمئنا بوسیله آیت ا... مصباح یزی – روحانی محافظه کاری که به مرشد رییس جمهور ایران، محمود احمدی نژاد مشهور است – به چالش کشیده شود.
رابرت تیت، خبرنگار گاردین در تهران اظهار می دارد: «آقای رفسنجانی پس از شسکت در انتخابات ریاست جمهوری سال 2005 از محمود احمدی نژاد، در انتخابات سال گذشته مجلس خبرگان اکثریت آرا را از آن خود کرد و یک "بازگشت سیاسی موفقیت آمیز" را تجربه کرد. حدود 75% اعضای این محلس به رفسنجانی وفادار اند و وی را مناسب ریاست این مجلس می بینند.»
عیسی سحرخیز در مصاحبه ای با این روزنامه در ادعایی عجیب گفت که سطوح عالی ایران مخالف این امر هستند.
گاردین ادعا می کند که مجلس خبرگان، در دوران ریاست آیت ا... مشکینی، اکثریت مردم رفتار این مجلس را بچه گانه می دانستند.
این روزنامه انگلیسی در آخر مدعی شد که انتخاب هاشمی رفسنجانی به سمت ریاست مجلس خبرگان باعث افزایش نفوذ وی خواهد شد به نحوی که برخی ادعا می کنند آقای رفسنجانی از آن به عنوان سکوی پرش برای رسیدن به پست رهبری ایران استفاده خواهد کرد و وی به یاران خود گفته است که این پست را بصورت جمعی به همراه عده از افراد نخبه دینی – سیاسی اداره کند.
بازداشت دو روزنامه نگار در تهران : فرشاد قربانپور و مسعود باستانی بازداشت شدند
پیک ایران: ادوارنیوز: از صبح امروز دور جدید بازداشت روزنامه نگاران و فعالان رسانه ای در تهران آغاز شد.
به گزارش خبرنگار ادوارنیوز نیروهای امنیتی فرشاد قربانپور و مسعود باستانی دو خبرنگار روزنامه های تهران را با حکم دادستانی تهران بازداشت کردند.
همچنین ماموران دادستانی تهران صبح امروز (سه شنبه) با يورش به منزل مسکونی سهيل آصفی ، روزنامه نگار جوان با ابلاغ حکم تفتيش ، اقدام به بازرسی و ضبط کيس کامپيوتر، لوازم کار ، دفترچه تلفن ها،آرشيو مجلات ،نوارها ،نامه های خصوصی ،پاسپورت و برخی لوازم شخصی.... وی کردند.
ساعت ۹ صبح فردا سهيل آصفی به شعبه دوم بازرسی ويژه امنيت دادسرای انقلاب اسلامی تهران احضار شده است.
شادی صدر: محکوم به سنگسار تاکستان صیغه نامه شرعی دارد
عصرایران: او از ديدار خود با مكرمه در زندان تاكستان و وضعيت بد روحي موكلش خبر داد و گفت: "ما كاملا مطمئن شديم كه مكرمه از شوهر اول خود طلاق غيابي گرفته و براي زندگي با جعفر كياني [ديگر متهم پرونده كه سنگسار شد] صيغهنامه شرعي و قانوني داشته است."
پرونده مكرمه ابراهيمي يكي از متهمان پرونده سنگسار تاكستان يك ماه پس از صدور دستور توقف رئيس قوه قضاييه براي رسيدگي دقيقتر به دفتر نظارت و پيگيري قوه قضاييه ارسال شد.
شادي صدر يكي از وكلاي اين پرونده با تاييد اين خبر گفت: "روز گذشته متوجه شديم كه پرونده پنجشنبه گذشته [ 4 مرداد] به دفتر نظارت و پيگيري قوه قضاييه ارسال شده، به همين دليل ما توانستيم بدل پرونده را در غياب اصل آن مطالعه كنيم."
او از ديدار خود با مكرمه در زندان تاكستان و وضعيت بد روحي موكلش خبر داد و گفت: "ما كاملا مطمئن شديم كه مكرمه از شوهر اول خود طلاق غيابي گرفته و براي زندگي با جعفر كياني [ديگر متهم پرونده كه سنگسار شد] صيغهنامه شرعي و قانوني داشته است."
اجراي حكم سنگساري كه از سوي شعبه 101 دادگاه جزائي تاكستان پس از گذشت 11 سال از بازداشت اين دو متهم صادر شده بود، همزمان با هفته قوه قضاييه با دستور رئيس قوه قضاييه متوقف شد، اما اين دستور ناديده گرفته و حكم سنگسار متهم مرد پرونده اجرا شد.
ایران صدور حکم اعدام برای دو روزنامه نگار را تایید کرد
رادیوفردا: قوه قضاييه ايران، روز سه شنبه برای نخستين بار خبر صدور حکم اعدام برای دو روزنامه نگار کرد را به نام های عدنان حسن پور و عبدالواحد بوتيمار معروف به «هيوا»، تاييد کرد.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، عليرضا جمشيدی، سخنگوی قوه قضاييه ايران، در مصاحبه ای مطبوعاتی گفت: «بوتيمار و حسن پور به جرم محاربه، به اعدام با طناب دار محکوم شده اند.»
«محاربه»، از جرايمی است که با واژه ای ريشه گرفته از کتاب قرآن توصيف می شود و می توان آن را به «دشمنی به خدا» تعبير کرد.
آقای جمشيدی از اينکه آيا حکم اعدام اين روزنامه نگار به تاييد ديوان عالی کشور رسيده است يا نه، اظهار بی اطلاعی کرد.
پيش از اين ليلا حسن پور، خواهر عدنان حسن پور، روزنامه نگار مريوانی به راديو فردا گفته بود که روز بيست و پنجم تيرماه، مقام های زندان مريوان، حکم اعدام برادرش را بدون حضور وکلايش، به وی ابلاغ کرده اند.
به گفته خانم حسن پور، برادر وی، عدنان حسن پور در تاريخ پنجم بهمن ماه سال گذشته در شهر مريوان بازداشت شده است و مدت طولانی را در بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج و در سلول انفرادی گذراند.
عدنان حسن پور که عضو هیأت تحريريه هفته نامه توقيف شده «آسو» و روزنامه نگاری مستقل است، در فرودين ماه سال جاری به زندان عمومی مريوان انتقال يافته و سپس اولين جلسه دادگاه او در تاريخ ۲۲ خرداد ماه تشکيل شده است.آقای حسن پور که عضو هیأت تحريريه هفته نامه توقيف شده «آسو» و روزنامه نگاری مستقل است، در فرودين ماه سال جاری به زندان عمومی مريوان انتقال يافته و سپس اولين جلسه دادگاه او در تاريخ ۲۲ خرداد ماه تشکيل شده است.
ليلا حسن پور همچنين تاکيد کرده بود که خانواده اش، توسط مقام های دادگاه انقلاب اسلامی و وزارت اطلاعات شهرستان مريوان تهديد شده بودند که درباره دستگيری برادرش اطلاع رسانی نکنند.
ليلا حسن پور در مصاحبه ای در روز پنج شنبه، بيست و هشتم تيرماه به راديو فردا گفته بود: «عدنان شش ماه پيش در منزلمان در مريوان دستگير شد. بعد از آن مادرم به دادگاه مراجعه کرد. آنها به مادرم گفته بودند حق نداريد درباره دستگيری عدنان با کسی صحبت کنيد، چرا که حکمش را سنگين تر خواهد کرد.»
همچنين آن گونه که رسانه های محلی کردستان گزارش داده اند، عبدالواحد (هيوا) بوتيمار، مدتی طولانی را در بازداشتگاه ستاد خبری ۱۱۳ سنندج و سپس در زندان مريوان گذارنده است.
اعتراض های جهانی
صدور حکم اعدام برای دو روزنامه نگار کرد، هر چند که تاکنون با سکوت مقام های ايرانی همراه بود و اظهارات روز سه شنبه عليرضا جمشيدی، نخستين اظهار نظر رسمی در اين زمينه است، اما پيش از اين، با اعتراض های جهانی همراه شده است.
روز دوم مرداد ماه، انجمن جهانی قلم، با انتشار قطعنامه ای که در آن به «نقض گسترده حقوق بشر در ايران» اعتراض شده بود، از تداوم بازداشت عدنان حسن پور ابراز نگرانی کرده بود.
همچنين سازمان گزارشگران بدون مرز، روز دوم مرداد ماه، با صدور بيانيه ای، صدور حکم اعدام برای دو روزنامه نگار کرد را «ظالمانه و شرم آور» توصيف کرده بود.
همزمان در کشور ايتاليا، روزنامه نگاران، مدافعان آزادی بيان، قعالان حقوق بشر و تنی چند از سياستمداران اين کشور، کارزاری تبليغاتی را برای جلوگيری از اعدام دو روزنامه نگار در ايران آغاز کرده اند.
روسای کميسيون های خارجی و صنايع پارلمان ايتاليا، سنديکای سراسری مطبوعات و صدها شخصيت فرهنگی و رسانه ای اين کشور اروپايی حمايت خود را از کارزار برای رهايی عدنان حسين پور و هيوا بوتيمار اعلام کردند.
رييس کميسيون خارجی پارلمان ايتاليا در نامه ای خطاب به اتحاديه اروپا و پارلمان اروپايی از آنها خواست «مخالفت شديد شان با اين احکام غيرقانونی و غيرانسانی» را ابراز دارند.
صدور حکم اعدام برای دو روزنامه نگار کرد، هر چند که تاکنون با سکوت مقام های ايرانی همراه بود و اظهارات روز سه شنبه عليرضا جمشيدی، نخستين اظهار نظر رسمی در اين زمينه است، اما پيش از اين، با اعتراض های جهانی همراه شده است.دانيله کاپزونه، رييس کميسيون صنايع پارلمان ايتاليا نيز در بيانيه ای احکام اعدام برای دو شهروند کرد ايرانی را «يکی ازغيرانسانی ترين محکوميت های سال های اخير جمهوری اسلامی ايران» دانسته و از مقامات اين کشور می خواهد «هر چه زودتر اين دو انسان آزاده را که تنها جرمشان ابراز عقايدشان بوده، آزاد کنند.»
فعاليت فدراسيون خبرنگاران ايتاليا
تا امروز فدراسيون خبرنگاران ايتاليا، مهم ترين نهاد صنفی روزنامه نگاران بوده که برای توقف اجرای حکم اعدام عدنان حسن پور و هيوا بوتيمار، فعاليت های تبليغاتی گسترده صورت داده است.
فدراسيون سراسری سنديکاهای خبرنگاران ايتاليا در حمايت از کارزاری که در اين کشور برای نجات جان عدنان حسين پور و هيوا بوتيمار از سوی «گروه دفاع از آزادی بيان در ايران»، «سازمان اطلاع رسانی و امنيت خبرنگاران» و «اصل ۲۱» به راه انداخته شده است، اوايل مردادماه بيانيه ای صادر کرد که در آن از رسانه های اين کشور خواسته شده بود که در اطلاع رسانی در اين زمينه فعال شوند.
در پيامد انتشار اين بيانيه، فراخوان «برای نجات جان دو شهروند کرد ايرانی» در بسياری از برنامه های تلويزيونی و شبکه های خبری ايتاليايی خوانده شد.
شبکه اول تلويزيون دولتی ايتاليا، پربيننده ترين شبکه تلويزيونی ايتاليا، در يکی از برنامه های صبحگاهی اش، پيام مشترک «گروه دفاع از آزادی بيان در ايران»، «سازمان اطلاع رسانی و امنيت خبرنگاران» و«اصل ۲۱» را قرائت کرد.
بيش از يکصد سايت اينترنتی ايتاليايی نيز اين فراخوان را انعکاس داده اند و تاکنون هزاران نفر با مراجعه به اين سايت ها حمايت خود را از اين کارزار اعلام کرده اند که نام کارگزاران رسانه ای شناخته شده، فعالان فرهنگی و اهل هنر را دربرمی گيرد.
برخی از نهادهای فعال جامعه مدنی ايتاليا چون «به قابيل دست نزنيد»، که در سراسر جهان عليه مجازات اعدام مبارزه می کند و «ميز صلح» که عمده گروه های صلح طلب ايتاليا را در برمی گيرد نيز از اين کارزار پشتيبانی کرده اند.
تاکنون حزب سوسياليست فرانسه و حزب دموکرات کردستان ايران نيز از جمله احزاب سياسی بوده اند که با صدور بيانيه های جداگانه به صدور حکم اعدام برای اين دو روزنامه نگار اعتراض کرده اند.
مشکل مردم چهارمحال و كهگيلويه بعد از سهميهبندي
بازتاب: سهميه بندي بنزين موجب بروز مشكل در رفت و آمد مردم استانهاي چهار محال و بختياري و كهگيلويه و بوير احمد شده است.
به گزارش خبرنگار «بازتاب» از یاسوج، استانهاي كهگيلويه و بويراحمد و چهار محال و بختياري، دو استان همسايهاند كه پيوندهاي زياد فرهنگي، تجاري طايفهاي و معاشرتي با همديگر دارند و بسياري از مردم اين دو استان، يا در استان همجوار سكني گزيده و يا به دلايل ذكر شده در حال تردد به استان همجوار هستند. اما چند سالي است سرويس حمل و نقل عمومي براي تردد مردم اين دو استان به استان همجوار وجود ندارد.
درحالي كه مسافرين اين دو استان تاقبل از سهميهبندي بنزين با خودروهاي شخصي يا كرايهاي سفر خود را انجام ميدادند، از زمان سهميهبندي، معضل بزرگي براي كساني كه قصد مسافرت به مركز استان همجوار را دارند به وجود آمده است و كسي نيز پاسخگو نيست.
در اين گزارش آمده است: در حالي كه تا چند سال پيش، دولت براي پروازهاي هوايي مراكز اين دو استان به جاهاي ديگر ـ كه معمولا قشر مرفه از آن بهره ميجويند ـ يارانه صندلي خالي پرداخت ميكرد، معلوم نيست با چه توجيهي وضعيت حمل و نقل عمومي جادهاي بين اين دو استان كه معمولا قشر فقير يا متوسط جامعه به آن نياز دارند، ساماندهي نميشود و به بهانه كمبود مسافر و... متصديان امر اقدام عاجلي به عمل نميآورند.
كساني كه قصد مسافرت به شهركرد را دارند بايد ابتدا به استان اصفهان بروند و از آنجا به شهركرد سفر نمايند و در حالي كه مسافت ياسوج تا شهركرد 280 كيلومتر است، مجبورند مسافتي نزديك به دو برابر اين مسافت را بپيمايند.
از طرفي مسافراني كه قصد سفر به ياسوج را دارند نيز بايد از سرويسهاي عمومي خوزستان استفاده كنند و عملا كرايه مقصد (خوزستان) را بپردازند.
اين گزارش ميافزايد: عده زيادي از اهالي اين دو استان با توجه به وضعيت سهميهبندي بنزين خواستار اقدام عاجل مسئولان در اين زمينه شدهاند.
دخل و خرج خزانه کشور
عصرایران: پرداختها خزانه داري كل كشور در سه ماهه اول سال 1386 بابت اعتبارات هزينه و تملك دارائيهاي سرمايهاي و مالي و همچنين تنخواه گردان استانها مجموعا بالغ بر مبلغ 125868 ميليارد ريال بوده است.
طي سه ماهه نخست سال جاري 128 هزار و 52 ميليارد ريال وارد خزانه كشور شد كه 125 هزار و 868 ميليارد ريال آن خرج شد.
به گزارش فارس، طي سه ماهه اول سال جاري بابت اعتبارات هزينه و تملك دارائيهاي سرمايه اي و مالي مصوب در قانون بودجه سال 1386 كل كشور مجموعا مبلغي در حدود 118604 ميليارد ريال پرداخت شده است.
مجموع دريافتهاي خزانه داري كل كشور شامل درآمدهاي عمومي و واگذاري دارئيهاي سرمايهاي و مالي در مدت ياد شده مبلغي در حدود 128052 ميليارد ريال بوده است.
موجودي حساب درآمد عمومي كشور نزد بانك مركزي در پايان خرداد ماه سالجاري مبلغ 2184 ميليارد ريال ميباشد. ضمنا حساب تنخواه گردان نمايندگيهاي خزانه در استانهادر پايان ماه مذكور مبلغ 7264 ميليارد ريال در دفاتر اداره كل خزانه موجودي نشان ميدهد.
به گزارش فارس، وصولي درآمدهاي عمومي دولت مشتمل بر درآمدهاي مالياتي( مستقيم و غير مستقيم) و ساير درآمدها شامل درآمدهاي حاصل از مالكيت دولت، خدمات و فروش كالا، جرايم و خسارات و متفرقه در سه ماهه اول سالجاري مجموعا مبلغي در حدود 51022 مييارد ريال ميباشد كه صرفنظر از تركيب اقلام تشكيل دهنده آنها در مقايسه با ارقام مشابه سال قبل در حدود 6/24 درصد افزايش و در مقايسه با رقام مصوب در قانون بودجه سال 1386 كل كشور در حدود 5/73 درصد تحقق يافته است.
وصولي درآمدهاي مالياتي اعم از مستقيم و غير مستقيم در سه ماهه اول سالجاري با احتساب مبلغ 7350 ميليارد ريال بابت ماليات علي الحساب عملكرد شركت ملي نفت ايران موضوع جزء ( 1) بند( ج) تبصره ( 11) قانون بودجه سال 1386 كل كشور بالغ بر مبلغ 38181 ميليارد ريال ميباشد، مبلغ مذكور معادل 4/77 درصد رقم پيش بيني شده در قانون بودجه سال 1386 كل كشور بوده و در مقايسه با مبالغ وصولي در سال 1385 در حدود 2/19 درصد افزايش دارد.
نسبت وصولي درآمدهاي مالياتي در سه ماهه اول سال 1386 به كل دريافتها در حدود 8/29 درصد ميباشد، نسبت مذكور در سال قبل در حدود 9/24 درصد بوده است، اين نسبت با توجه به ارقام منظور شده در جداول قانون بودجه سال 1386 كل كشور، در حدود ،9/30 درصد ميباشد.
وصولي خزانه داري كل كشور در سه ماهه اول سالجاري بابت مالياتهاي مستقيم 25034 ميليارد ريال ( در حدود7/25 درصد نسبت به سال قبل رشد دارد و در مقايسه با رقم پيش بيني شده در حدود 2/80 درصد تحقق يافته است) و بابت مالياتهاي غير مستقيم در حدود 13147 ميليارد ريال( در حدود 5/8 درصد نسبت به سال قبل رشد دارد و در مقايسه با رقم پيش بيني شده در حدود 6/72 درصد تحقق يافته است) بوده است.
وصولي درآمدهاي عمومي استاني در سه ماهه اول سال 1386 مبلغي در حدود 12364 ميليارد ريال بوده است رقم مذكور كه عمدتا درآمدهاي مالياتي مستقيم ميباشد، در مقايسه با رقم پيش بيني شده در جداول پيوست قانون بودجه سال 1386 كل كشور در حدود 8/89درصد تحقق يافته است، ضمنا درآمدهاي ياد شده در مقايسه با عملكرد سه ماهه اول سال 1385 در حدود 5/25 درصد افزايش دارد.
در بين استانها، استان يزد 6/126 درصد تحقق در مقايسه با رقم مصوب بالاترين تحقق و استان بوشهر با 5/66 درصد كمترين ميزان تحقق را داشتهاند، بعلاوه استان خراسان شمالي با 7/38 درصد افزايش نسبت به رقم وصول در مدت مشابه در سال 1385 بيشترين افزايش و استان بوشهر در مقايسه با عملكرد مدت مشابه در سال قبل در حدود 9/15 درصد كاهش داشته است.
به گزارش فارس، عملكرد وجوه حاصل از واگذاري دارائيهاي مالي در سه ماهه اول سال 1386 مبلغي در حدود 29714 ميليارد ريال بوده است، رقم مذكور در مقايسه با مبلغ پيش بيني شده در قانون بودجه سال 1386 كل كشور در حدود 8/63 درصد تحقق يافته است، مبلغ مذكور در مقاسه با مبلغ وصول در سال 1385 در حدود 5/12 درصد كاهش دارد.
نسبت وجوه حاصل از واگذاري دارائيهاي مالي در سه ماهه اول سالجاري به كل دريافتها در حدود 2/23 درصد ميباشد، نسبت مذكور در سال قبل در حدود 3/26 درصد بوده است.
اين گزارش افزود: پرداختها خزانه داري كل كشور در سه ماهه اول سال 1386 بابت اعتبارات هزينه و تملك دارائيهاي سرمايهاي و مالي و همچنين تنخواه گردان استانها مجموعا بالغ بر مبلغ 125868 ميليارد ريال بوده است. اين مبلغ در حدود 7/78 درصد مجموع اعتبارات مصوب مربوط ميباشد ، پرداختهاي مذكور صرفنظر از چگونگي و تركيب اقلام تشكيل دهنده آنها در مقايسه با پرداختهاي خزانه داريكل كشور در مدت مشابه در سال قبل در حدود 2/1 درصد افزايش دارد.
پرداختهاي خزانه داريكل كشور در سه ماهه ياد شده بابت اعتبار هزينه مبلغ 96213 ميليارد ريال، اعتبارات تملك دارائيهاي سرمايهاي مبلغ 22202 ميليارد ريال و اعتبارات تملك دارائيهاي مالي مبلغ 00/189 ميليارد ريال، و تنخواه گردان نمايندگيهاي خزانه در استانها به مبلغ 7264 ميليارد ريال بوده است.
موجودي حساب درآمد عمومي كشور نزد بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران در پايان خرداد ماه 1386 مبلغي در حدود 2184 ميليارد ريال ميباشد، موجودي حساب ياد شده در پايان خرداد ماه سال قبل مبلغي در حدود 4445 ميليارد ريال بوده است.
پرز: احمدی نژاد 'يک جوک باورنکردنی' است
بیبیسی: شيمون پرز می گوید اقتصاد ايران ضعيف تر از آن است که بنظر می رسد و تحريم های شديد تاثير گذار خواهد بود
شيمون پرز رئيس جمهور جديد اسرائيل گفته است محمود احمدی نژاد رئيس جمهور ايران 'يک جوک باورنکردنی' است.
وی که روز دوشنبه در گفتگو با راديو ملی آمريکا (ان پی آر) صحبت می کرد ايران را متهم به تلاش برای دستيابی به سلاح اتمی کرد.
شيمون پرز گفت: 'او (محمود احمدی نژاد) ادعا می کند که فردی مذهبی است. برداشت من اين است که در چشمان او بمب اتم برتر از الله جای دارد.'
رئيس جمهور اسرائيل گفت رئيس جمهور ايران 'بمب (اتم) را بيش از خدا در بهشت می پرستد.'
وی ایران را بزرگترین تهدید پیش روی اسرائیل خواند.
ايران همواره اعلام کرده که تنها بدنبال استفاده صلح آميز از انرژی هسته ای است.
اما شيمون پرز اين ادعای ايران را رد کرد و از جامعه جهانی خواستار ايجاد يک جبهه متحد برای جلوگيری از برنامه های اتمی اين کشور شد.
او از کره شمالی و ليبی بعنوان نمونه هايی ياد کرد که جامعه جهانی به کمک ديپلماسی و تحريم توانست برنامه سلاح های کشتار جمعی آنها را متوقف کند.
بسياری از تحليلگران نسبت به کارآيی تحريم های شورای امنيت عليه ايران که از سال پيش اعمال شده است ابراز ترديد کرده اند.
اما شيمون پرز گفت اقتصاد ايران ضعيف تر از آن است که بنظر می رسد و تحريم های شديد تاثير گذار خواهد بود.
او گفت: 'نرخ بيکاری در ايران رقمی بين ۲۰ تا ۵۰ درصد است و نرخ تورم نيز بسيار بالاست.'
رئيس جمهور اسرائيل افزود: 'بنابراين همه اين توجهات برای بمب است و مردم نمی توانند با بمب ارتزاق کنند و هزينه های زندگی خود را با توليد بمب و موشک تامين کنند.
July 30, 2007
نماز جمعه تغذيه كننده افكار عمومي امت اسلامي است
خُسن آقا: وقتی ملت را تا حد گرسنگی فقیر کردند باید هم برای تغذیه آنها نماز تجویز کنند. لینک از طریق بلوچ
فارس نیوز: امام جمعه زاهدان گفت: نماز جمعه تغذيه كننده افكار عمومي امت اسلامي است و اين تغذيه در هر جمعه به اندازه يك صفحه است.
عباسعلي سليماني در گفتوگو با خبرنگار فارس در زاهدان افزود: نماز عبادي و سياسي جمعه كه بخش عبادي آن ذكر و عبادت الهي است و بخش سياسي آن مصالح امت اسلامي است از دو حيث مردمي و حكومتي، قابل توجه است
وي افزود: از حيث مردمي بايد مردم امام جمعه را قبول داشته باشند و از حيث حكومتي هم حاكم شهر يا ولي فقيه ابلاغاتش را ثابت كنند و چنانچه ولي فقيه ابلاغ ندهد، امام جمعه هم هيچ مسئوليتي ندارد و چنانچه مردم هم امام جمعه را قبول نداشته باشد، آن امام جمعه مسئوليت ندارد.
سليماني همچنين تصريح كرد: امام جمعه، عنصري بين رهبر و مردم و برعكس است.
وي در ادامه در زمينه دستاوردهاي نظام از برپايي نماز جمعه اظهار داشت: پايگاه نماز جمعه، پايگاه وحدت امت اسلامي است، زيرا همانگونه كه از نام آن پيداست، نماز جمعه، جماعت و جمعيت است و امام جمعه وظيفه دارد يك نگاه سالم و پدرانه در حق مردم و نظام داشته باشد و نبايد جريانات همگرايي با انقلاب مورد بيمهري قرار گيرد.
امام جمعه زاهدان خاطرنشان كرد: نماز جمعه، تشويق و ترغيب كننده براي دفاع از آرمانهاي نظام و پرهيز از تفرقه و جدايي است و تبيينگر مواضع اصولي نظام و رهبري است، بنابراين اگر بحث حمايت از نظام اسلامي را داشته باشيم، بخشي از اينها به عهده نماز جمعه است.
وي در رابطه با اقدامات انجام گرفته براي برپايي هرچه بهتر برپايي نماز جمعه گفت: از بركات انقلاب اسلامي اصل تاسيس نماز جمعه بخاطر رفع نياز مردم و تاسيس ستاد اقامه نماز جمعه است و برنامه ريزي و تدبير براي هرچه باشكوه تر برگزارشدن نماز جمعه است و دراين راستا ستادها و بخشهاي گوناگون فرهنگي، سياسي، تداركاتي، پشتيباني و اقتصادي تشكيل و نمايندگاني از عناصر قوي منطقه در ستاد اقامه نماز جمعه در نظر گرفته ميشود.
سليماني با اشاره به اينكه نماز جمعه يك پديده جوشيده از اعتقادات مردمي است، افزود: نماز جمعه تشكيلات خاص حكومتي ندارد و تشكلها برخاسته از دل مردم و وابسته به مردم است و براي اين كار نيروي موظف وجود ندارد، بلكه نيروها معتقد هستند.
امام جمعه زاهدان افزود: نيروي معتقد ممكن است مردمي يا اداري باشد، اما فعاليتش خارج از اوقات اداري است و براساس اعتقاد در نماز جمعه فعاليت مي كنند.
وي گفت: در بعد از انقلاب براي نماز جمعه اقداماتي را شاهديم از جمله جايگاه نماز جمعه، شناسايي بهترين قاري و موذن براي اقامه نماز جمعه، شناسايي معتقدترين نيروها براي فعاليت در ستادها و در نظر گرفتن بخشهاي پنج و شش گانه نماز جمعه از قبيل انتظامات، پشتيباني، فرهنگي، سياسي و اقتصادي.
مشکینی برای ملحق شدن به خمینی رهسپار جهنم شد
بیبیسی: مشکینی، از مراجع تقلید شیعه در قم و رئیس مجلس خبرگان رهبری ایران، امروز دوشنبه 8 مرداد، در سن 86 سالگی در بیمارستانی در تهران درگذشت.
وی از مدتها پیش دچار بیماری شدید بوده و در پی وخامت حالش از قم به بیمارستانی در تهران انتقال یافته بود.
چند روز پیش از درگذشت آیت الله مشکینی، آیت الله خامنه ای رهبر ایران بر بالین وی حاضر شده و از او عیادت کرده بود.
آیت الله مشکینی، با نام اصلی علی اکبر فیض آنی، زاده یکی از روستاهای شهر خیاو آذربایجان بود که بعدها نام آن به مشگین شهر تغییر یافت.
پدر وی نیز روحانی بود و او فراگیری علوم دینی را ابتدا نزد پدر خود آغاز کرد و پس از مرگ پدرش، تحصیلات حوزوی را مدتی در اردبیل و سپس در قم ادامه داد.
آیت الله مشکینی از شاگردان آیت الله بروجردی و آیت الله محقق داماد بود که برجسته ترین استادان فقه و اصول در حوزه علمیه قم به شمار می رفتند.
خود او نیز سالها در حوزه علمیه قم تدریس کرد و همزمان مؤسسه ای انتشاراتی با عنوان الهادی برای چاپ کتابهای اسلامی در این شهر بنیاد نهاد.
فعالیت سیاسی
آیت الله مشکینی در زمره هواداران حرکت اعتراضی آیت الله خمینی علیه سیاستهای حکومت وقت ایران درآمد، در نتیجه فعالیتهایش، تحت تعقیب دستگاه امنیتی وقت (ساواک) قرار گرفت و مجبور شد اقامتگاه خود را در قم ترک کند و پس از گذراندن چهار ماه به حالت مخفی در تهران به عراق بگریزد که در آن زمان، آیت الله خمینی به حالت تبعید در آن کشور زندگی می کرد.
وی بلافاصله پس از بازگشت به ایران، در شهر قم دستگیر شد و به دستور ساواک مجبور گردید محل اقامت خود را به مشهد تغییر دهد.
آیت الله مشکینی پانزده ماه در مشهد به تدریس در حوزه علمیه پرداخت و به قم بازگشت اما پس از مدتی بار دیگر ناچار شد قم را ترک کند و این بار به زادگاه خود برود.
او سپس به ماهان کرمان، گلپایگان و کاشمر تبعید شد تا آنکه سرانجام با پیروزی انقلاب در ایران خود در زمره روحانیان حاکم در ایران درآمد.
پس از انقلاب
آیت الله خمینی، رهبر ایران آیت الله مشکینی را مسئول انتخاب قضاتی از میان روحانیون کرد که این قضات در سالهای نخست روی کار آمدن حکومت جمهوری اسلامی عمدتاً محاکمه مخالفان سیاسی یا مقامات حکومت پیشین را عهده دار بودند.
از جمله این قضات، محمد محمدی ریشهری، داماد آیت الله مشکینی بود که بعدها نخستین وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی شد.
وی با پیروزی در انتخابات نخستین مجلس خبرگان ایران به جمع تدوین کنندگان قانون اساسی ایران پیوست و در هیئتی که آیت الله خمینی مدت کوتاهی پیش از درگذشتش در بهار 1989 (1368) برای بازنگری و اصلاح قانون اساسی تشکیل داد نیز حضور داشت.
پس از آنکه مجلس خبرگان تازه ای با اختیارات عزل و نصب رهبر و نظارت بر عملکرد رهبر جمهوری اسلامی تشکیل شد، آیت الله مشکینی از طریق انتخابات وارد این مجلس گردید و تا پایان عمر، ریاست هر سه دوره این مجلس را به عهده داشته است.
آیت الله مشکینی همچنین با حکم آیت الله خمینی، امام جمعه قم شد که این سمت نیز تا پایان عمر بر عهده او باقی ماند.
مرجعیت و موضعگیری سیاسی
پس از آنکه اغلب مراجع تقلید برجای مانده از نسل پیشین حوزه های علمیه به فاصله چند سال در سالهای آغازین دهه هفتاد خورشیدی از دنیا رفتند، آیت الله مشکینی و تنی چند از استادان بلندپایه حوزه علمیه قم با انتشار رساله عملیه در زمره مراجع تقلید درآمدند و نسل تازه ای از مراجع تقلید شیعه را پدید آوردند که برخلاف اکثر مراجع پیشین، پیوستگی نزدیک با حکومت جمهوری اسلامی داشتند.
آیت الله مشکینی عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بود که از مهمترین تشکلهای سیاسی جناح محافظه کار در ایران به شمار می رود.
تمایلات سیاسی خاص آیت الله مشکینی و مراجع دیگری همچون آیت الله فاضل لنکرانی و آیت الله مکارم شیرازی که در جامعه مدرسین عضویت داشتند باعث شد که مرجعیت تقلید شیعه به طرز بی سابقه ای وارد کشاکشهای جناحی شود.
از جمله مشهورترین نمونه های این نوع موضع گیریها، اظهارات آیت الله مشکینی در جانبداری از نمایندگان دور کنونی مجلس شورای اسلامی بود که اکثریت آنان به جناح محافظه کار منسوبند.
آیت الله مشکینی پس از آغاز به کار این دوره از مجلس، در خطبه های نمازجمعه قم گفت: "تشكر ويژه از حضرت بقية الله دارم كه وقتی هفت ماه پيش در شب قدر فرشتگان الهی ليست اسامی نمايندگان مجلس هفتم و نام و آدرس آنها را به حضرت دادند، حضرت هم همه آنها را امضا كردند."
در پی اعتراضات فراوانی که به این اظهارات ابراز شد، آیت الله مشکینی در خطبه های نمازجمعه هفته بعد قم گفت: "برخی حرفهاى من را بدرستی درک نکرده و تنها در مطبوعات و محافل خبرى ما را مورد حمله قرار دادند، در روایات آمده است از یک شب قدر تا شب قدر دیگر حوادث جامعه توسط فرشتگان به معصوم گزارش می شود و با توجه به اینکه در هر عصرى یک معصوم وجود دارد در عصر ما نیز امام زمان نظارت دارد، وقتی فرشتگان می گویند فلان سال در کجا جنگ می شود یا در خمین شخصی به نام روح الله به دنیا می آید، یا فلان شخص رئیس جمهور می شود حضرت امام زمان از برخی این گزارشها ناراحت و از برخی دیگر خوشحال می شود، اگر مسئله خوب باشد می فهمیم که امام زمان آن را امضا کرده ولی اگر خوب نباشد امضا نمی کند".
از جمله دیگر اظهارات او که اعتراض برانگیز شد، سخنانی در دفاع از عملکرد شورای نگهبان در رد صلاحیت بسیاری از داوطلبان اصلاح طلب برای ورود به مجلس بود: "در زمانهای قديم آرد را الک می کردند تا فضله موش را از آن جدا کنند، شورای نگهبان هم بايد کانديداها را الک کند".
از آیت الله مشکینی کتابهایی تخصصی در زمینه فقه و اصول و حدیث و همچنین کتابهایی اسلامی برای عموم همچون ازدواج در اسلام،بحث تکامل از نظر قرآن ، زمین و آنچه در آن است، تقلید چیست؟ و تفسیر روان برای نسل جوان باقی مانده است.
مقالاتی از او نیز در نشریات نورعلم، پاسدار اسلام، روزنامه جمهوری اسلامی و برخی از دیگر مطبوعات ایران به چاپ رسیده است.
پرواز اشياي نوراني مشكوك برفراز تهران
بازتاب: در بين ساعت 21 الي 23 جمعه پنجم مرداد ماه و ساعت 5 بامداد شنبه ششم مرداد پرواز اشياي نوراني در آسمان شرق تهران باعث جلب توجه شهروندان تهراني شد به طوري كه جهت رويت بهتر بسياري از شهروندان به بالاي پشت بام ها و پارك رفتند.
پرواز اشياي و پرندههاي ناشناس در آسمان كشور در ماههاي گذشته در استانهاي مركزي، بوشهر و اصفهان نيز رويت شده است ولي اين براي اولين بار است اشياي نوراني در اين سطح در تهران ديده مي شوند.
يك منبع آگاه در اين باره به خبرنگار باشگاه خبرنگاران گفت: اشياي نوراني همانند ستاره دنباله دار به سمت شرق به غرب و در ارتفاع بيست هزار پايي منطقه شرق تهران مشاهده شده است.
به گفته وي در يكي از اين موارد اين شيء نوراني در آسمان منفجر شده و در رنگهاي سبز، آبي و بنفش در آسمان مشاهده شده است.
پيش از اين نيز در ارديبهشت ماه سال جاري موج جديدي از حضور اشياي پرنده در آسمان كشور مشاهد شده بود.
حکومت گوجه فرنگی
بازتاب: کلهر: «کوتولههای سياسي» نگفتهام
مهدي کلهر در نامهاي ضمن عذرخواهي بابت برداشت تعدادي از نمايندگان از سخنان وي، خطاب به رئيس مجلس تصريح کرد: نگذاريد اصل مسئله يعني حقوق اساسي و قطعي مردم از دقيقه دقيقه وقت باارزش مجلس که بايد جهت رفع مشکلات عمده مردم صرف شود، زير امواج خشم و غضبها پايمال گردد.
به گزارش بازتاب متن کامل نامه مشاور رسانهاي رئيس جمهور به حداد عادل رئيس مجلس شوراي اسلامي چنين است: با آرزوي سلامتي و توفيق خدمت براي جناب عالي و ساير نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي گويا از جانب بنده نقل شده که گفتهام «کوتولههاي سياسي در مجلس جمع شدهاند و به جاي مباحث سياسي، مباحثي همانند گوجه فرنگي را به ميان ميآورند؟...» جدا نقل قول فوق را تکذيب ميکنم و همان طور که قبلا خدمت شما نوشتهام، بنده اين مجلس را در مجموع يکي از مردمي ترين و انقلابي ترين مجلسها ميدانم و همين طور طرفدار آزادي بيان، حتي براي مشاور رئيس جمهور. ولي چون سال هاست از سياست و گفتمان سياسي دور بودهام، نميدانستم که رداي سياسي تک سايز يا فري سايز است بلکه تصور ميکردم مثل رداي مديريت اجرايي است که ازاسمال سايز تا ايکس، ايکس لارج درنوسان است که در اين دو سال بارها به مديران اجرايي نسبت داده شده است.
بنده به خاطر اين عدم اطلاع، اصطلاح کوتوله سياسي را ناآگاهانه براي افرادي، البته خارج از مجلس به کار بردم که با قيد اين که خوشبختانه تعدادشان بسيار معدود است همراه نمودم، گر چه برخي از نمايندگان مجلس در سال گذشته به راحتي «دروغگويي و اغفال رئيس جمهور» را به مشاوران رئيس جمهور نسبت دادند که جرم آن مشاوران اين بود که همان روز تقديم لايحه بودجه، به ميادين ميوه و تره بار نزديک منزل شان رفته بودند و گوجه فرنگي را به قيمت کيلويي هشتصد و خردهاي و هفتصد و خردهاي تومان خريده بودند و البته مقداري را نيز به رياست جمهوري آورده بودند. البته نه براي اغفال رئيس جمهور محترم بلکه براي اينکه به ايشان بگويند گوجه فرنگي کيلويي هزار و دويست تومان نيست بلکه سه کيلو دو هزار تومان است و... صد البته مثل هميشه رئيس جمهور خودش چهار نفر را در چهار گوشه شهر فرستاد و قيمت روز را به دست آورد واما پس از اين نسبت نارواي «دروغگويي و اغفال رئيس جمهور» به مشاوران رئيس جمهور؟ که از طرف يکي از آقايان نمايندگان مطرح شد، خوشبختانه هيچ کدام از مشاورين رئيس جمهور خشمناک و آشفته نشدند. چون پيش خود و خداوند ميدانستند که دروغگو نيستد و قصد اغفال رئيس جمهور را نداشتهاند و به همين دليل هم درخواست تنبيه و اخراج نماينده تهمت زن را از رئيس محترم مجلس و يا مقامات ديگر نکردند، چرا که فکر ميکردند حتما نمايندگان مخالف دولت، از سر دلسوزي و شايد از سر ناآگاهي، اين اظهارات را مطرح ميکردند.
بنده ضمن عذرخواهي بابت برداشت تعدادي از نمايندگان محترم از غرايضم، اجازه ميخواهم از فضاي آزاد و آرامي که اين برادران در رسانهها براي افراد خام و ناواردي هم چون حقير تدارک ديدهاند و اجازه دادهاند بدون جار و جنجال نه به عنوان يک مسئول بلکه به عنوان يک شهروند بتوانم توقع خود را از نمايندگان خودمان مطرح کنم، استفاده نمايم و با لحني دوستانه عرض کنم در تمام سفرهاي استاني و در دورترين نقاط کشور که در خدمت جناب آقاي دکتر احمدي نژاد بودم به خصوص پس از گراني گوجه فرنگي در زمستان سال 1385 ( به مدت يک ماه و اندي در تهران و چند شهر بزرگ ) هرگز نديدم که مردم شعار بدهند " گوجه فرنگي، گوجه فرنگي، حق مسلم ماست " بلکه شعار ميدادند: «انرژي هستهاي به جان ما بستهاي» يا «انرژي هستهاي حق مسلم ماست» و وقتي به خانه و زندگي آنان سر ميزديم کمبودهاي رفاهي و مادي آنان دهها برابر زندگي شهروندان، شهرهاي بزرگ بود و بارها و بارها، کوچک و بزرگ اين همميهنان شهرستاني و روستايي و حتي تهراني به طرق مختلف به افراد هيأت ميگفتند که آنها شهيد دادهاند، جانباز تقديم کردهاند و آزادهها را تقديم اين انقلاب نمودهاند و سختيها را تحمل کرده و ميکنند به شرطي که دولت به عدالتخواهي و دشمنستيزي و حرکت در مسير رشد و تعالي کشور و انقلاب ادامه دهد.
بنده در سخنان خود در چند استان عرض کردهام، «البته نمايندگان حق دارند تلفن را بردارند، وزير، معاون وزير، مدير کل را در وزارت جهاد کشاورزي و بازرگاني و هر وزارتخانه ديگر مورد سوال و تذکر قرار دهند» و همين طور همه مسئولين و وزرا در قوه مجريه موظفند تمام تلاش خود را صرف مسائل رفاهي و ساخت حال و آينده کشور نمايند ولي نبايد مسئله گذرا و کوچکي همچون کمبود گوجه فرنگي در خارج از فصل، مسائل مهم و اساسي، فرضا مثل مسئله يکصد ساله زمين و مسکن يا مسائل مهم صنعتي و آرماني مثل صنعت هوايي را که هميشه دشمنان ما را از اين طريق مورد فشار قرار دادهاند، تحت الشعاع قرار دهد.
در تمام اين سخنان دست و پا شکسته و نصفه و نيمه خود عرض کردهام که از قديم گفتهاند:
همت بلند دار که مردان روزگار از همت بلند به جايي رسيدهاند
جناب آقاي دکتر حداد عادل، شما به خوبي ميدانيد، مجلس شوراي اسلامي تنها نهادي است که خود ميتواند براي حل مسائل و مشکلات مزمن و اساسي کشور، طرح تهيه کند، به بحث بگذارد، تصويب نمايد و جهت اجرا به قوه مجريه ابلاغ نمايد و بديهي است که قوه مجريه بايد آن را به اجرا بگذارد و شما شاهد هستيد که کار بزرگ و عظيم برنامه حمل و نقل و ترافيک و سهميه بندي سوخت يا تبصره 13 از کارهاي بسيار بزرگ و سترگي بود که مجلس محترم و دولت نهم در آن سهم عمده داشت و حداقل مورد تاييد همه وان شاء الله تاريخ خواهد بود، آيا حيف نيست وقت چنين نهادي ( مجلس شوراي اسلامي ) با اين همه اختيارات، صرف اموري شود که با يک تلفن و تذکر مسئله قابل درک و عبور کردن است چنانچه مسئله گوجه فرنگي در زمستان 1385 گذشت.
باز در پايان چون اصلا قصد اهانت (خداي ناکرده) به هيچ کس حتي مخالفين سرسخت دولت نهم را نداشته و ندارم، باز هم از برداشتي که در ذهن تعدادي از آقايان نمايندگان شکل گرفته پوزش ميطلبم ولي خواهش ميکنم نگذاريد اصل مسئله يعني حقوق اساسي و قطعي مردم از دقيقه دقيقه وقت باارزش مجلس شوراي اسلامي که بايد جهت رفع مشکلات عمده مردم صرف شود، زير امواج خشم و غضبها پايمال گردد. ضمنا از نمايندگان محترم که بنده را متذکر شدند تا ارتباطم را با مردم نزديک تر کنم، صميمانه تشکر ميکنم و همين طور از شما برادر بزرگوار بابت اين که خواستيد اصلاح کنم که کردم.
اولین محل خرج درآمد 120 میلیاردی معلوم شد؛ بسیج اساتید!
پیک ایران: یك منبع آگاه به خبرنگار نوروز اطلاع داد كه قراردادی به ارزش یك میلیارد تومان میان بسیج اساتید با دولت بسته شده است.
به گفته این منبع خبری، موضوع این قرارداد بررسی مستندات برنامه چهرام توسعه و پیشبینیهای لازم برای نوشتن برنامه پنجم است كه قرار است توسط استادان بسیجی و با همكاری گروهی از دانشجویان همسو (تحت عنوان پژوهشگر) به اجرا درآید.
پیش از این، یعقوبی رئیس سازمان بسیج اساتید کشور نیز خبر از آن داده بود كه طی توافقنامهای که بین سازمان مدیریت و برنامه ریزی بودجه که در حال حاضر تبدیل به معاونت برنامه ریزی و راهبردی رئیس جمهور و سازمان بسیج اساتید کشور امضا شده، بنا شد که این سازمان در تدوین الگوی توسعه اسلامی ایران در گستره دانشگاهها مشارکت کند و به دولت در تدوین برنامه پنج ساله پنجم کمک کند.
گفتنی است احمدینژاد خود از اعضای سازمان بسیج اساتید كشور است و اواخر هفته گذشته نیز همایش بزرگی توسط این سازمان در مشهد برگزار شد كه البته از هزینههای مالی بالای آن، خبری منتشر نشده است.
پليس: هيچ مشكلي براي برگزاري كنسرت «شجريان» وجود ندارد
عصرایران: درعين حال يكي از برگزاركنندگان اين كنسرت به خبرنگار موسيقي فارس گفت: در پي ارسال نامه اداره اماكن به وزارت كشور از امروز ورود به تالار وزارت كشور از سوي اداره اماكن ممنوع اعلام شده است و اگر اين خبر تكذيب شده است پس چرا همچنان ورود ما به تالار وزارت كشور ممنوع است؟
رييس پليس امنيت تهران خبر درخواست 5 ميليون تومان براي هرشب از اجراي كنسرت شجريان را رد ميكند، اما مسئولان برگزار كننده اين كنسرت از ممنوعيت ورود هنرمندان به تالار وزارت كشور، ازسوي نيروي انتظامي سخن ميگويند .
محمدرضا عليپور در گفت و گو با خبرنگار فارس گفت: چنين خواستهاي اصلاً قانوني نيست و درحوزه پليس امنيت تهران و اداره اماكن چنين مسائلي وجود ندارد و هيچ وقت چنين درخواستهايي نداشتهايم.
وي تصريح كرد: با رعايت شؤونات اخلاقي و اسلامي از سوي مجريان و دعوتشدگان اين كنسرت، هيچ مشكلي براي برگزاري آن وجود نخواهد داشت.
عليپور گفت:اگر جاي ديگري چنين خواستهاي را داشته، در حوزه مأموريتي من نيست و هيچ اطلاعي از اصل اين قضيه ندارم.
درعين حال يكي از برگزاركنندگان اين كنسرت به خبرنگار موسيقي فارس گفت: در پي ارسال نامه اداره اماكن به وزارت كشور از امروز ورود به تالار وزارت كشور از سوي اداره اماكن ممنوع اعلام شده است و اگر اين خبر تكذيب شده است پس چرا همچنان ورود ما به تالار وزارت كشور ممنوع است؟
وي با بيان اين كه پيش از اين هم مبالغي از سوي اداره اماكن براي برگزاري كنسرتها دريافت ميشده است، افزود: سالهاي قبل مبلغ يك ميليون و پانصد هزارتومان خواسته ميشد كه رقم معقولي بود ولي براي كنسرت شش روزه شجريان مبلغ 30 ميليون تومان براي چندشب اجرا خواسته شده است كه رقم بسيار نامعقولي است.
وي درباره دريافت اين ارقام از سوي اداره اماكن گفت: درخواست اين مبالغ معمول نبوده ولي معمول شده است كه براي اضافه كار پرسنلي كه در اين مكان خدمت ميكنند اين مبلغ از برگزار كنندگان كنسرت گرفته شود.
همچنين از خبرنگار فارس خواست تا با «پيامبري» مدير كل اداره خدمات نيروي انتظامي تماس گرفته شود كه در جريان اين خبر قرار دارد ولي طي تماس خبرنگار فارس با پيامبري وي درباره اين خبر اظهار بياطلاعي كرد.
همچنين تلاش خبرنگار ما براي تماس با «فشمي مقدم» رييس اداره اماكن نيز تاكنون ناموفق ماند.
کنسرت در تهران اداره اماکن 30 ميليون تومان باج صدا از شجريان ميخواهد!
پیک نت: با برگزاری کنسرت شجريان درتهران موافقت شد، اما به شرط پرداخت باج سبيل به اداره اماکن و وزارت کشور! برای هر شب 5 ميليون پول می خواهند!
برای گرفتن اين باج، اداره اماکن به وزارت کشور نامه نوشته و ورود به سالن وزارت کشور را که قرار است کنسرت شجريان در آن برگزار شود ممنوع کرده است. سالهای قبل برای چنين کنسرت هائی در تالار وزارت کشور يك ميليون و پانصد هزارتومان خواسته میشد ولی برای كنسرت شش روزه شجريان مبلغ 30 ميليون تومان، يعنی شبی 5 ميليون تومان خواسته شده است. گفته اند اين پول را برای اضافه كار پرسنل اداره اماکن می خواهند.
حافظ و داستان قرآن
وخامت حال مجيد توكلي با گذشت ۱۵ روز از آغاز اعتصاب غذا
خبرنامه امیرکبیر: مجيد توكلي دانشجوي دانشگاه اميركبير و از مديران مسول نشريات جعل شده دانشجويي دانشگاه اميركبير كه در اعتراض به ادامه بازداشت خود و اعمال شكنجه هاي قرون وسطايي بازجويان وزارت اطلاعات دست به اعتصاب غذا زده است در پي گذشت ۱۵ روز از اعتصاب غذاي خود و ادامه فشارهاي ناجوانمردانه وزارت اطلاعات براي اخذ اعترافات تلويزيوني دروغين دچار ضعف شديد جسماني شده و وضعيت سلامتي وي به حد بحراني رسيده است.خبرها حاكي از آن است كه به رغم وضعيت خطرناك سلامتي مجيد توكلي وي همچنان در بند ۲۰۹ اوين و تحت فشار براي تن دادن به مصاحبه قرار دارد و مسولين بند ۲۰۹ و بازجويان وزارت اطلاعات از انتقال وي به بهداري زندان اوين براي بررسي وضعيت سلامت و انجام عمليات درماني خودداري مي كنند. گفتني است سال پيش در چنين روزهايي بي توجهي وزارت اطلاعات و مسولان زندان به اعتصاب غذاي اكبر محمدي و وضعيت وخيم سلامت وي منجر به فوت او در زندان در اثر اعتصاب غذا شد كه اين مورد بيش از پيش به نگراني در خصوص سلامتي توكلي و رقم خوردن يك فاجعه انساني ديگر مي افزايد.
علاوه بر مجيد توكلي كه ۱۵ روز است در اعتصاب غذا به سر مي برد احمد قصابان،احسان منصوري و كيوان انصاري ديگر زندانيان سياسي پلي تكنيك نيز در اعتراض به روند نامشخص و ناعادلانه پرونده شان و اعمال شكنجه شديد در حين بازجويي به مدت يك هفته است در اعتصاب غذا به سر مي برند.
July 29, 2007
گفتگو با علی صابری دانشجوی تازه آزاد شده
وقت آزادی: یکشنبه هفتم مرداد
گفتگویی با دانشجوی آزاد شده: علی صابری
علی صابری دانشجوی ورودی 82 رشته صنایع دانشگاه امیرکبیر می باشد که در جریان نشریات دانشگاه پلی تکنیک بازداشت شده و حدود 70 روز در زندان به سر برده است . وی هم اکنون با قرار وثیقه آزاد شده است . گفتگوی دو تن از اعضای کمیته پیگیری دفتر تحکیم وحدت را با وی می خوانید .
- در تاریخ 16 خرداد 86 ، ساعت 10:30 شب سه نفر به درب منزلمان در مشهد مراجعه کرده و اظهار داشتند : به ما خبر داده اند بعد از ظهر امروز یک ماشین تویوتا که حامل مواد مخدر بوده و یک راننده بلوچ آن را هدایت می کرده به منزل شما مراجعه کرده است؛ ایشان بدون اینکه حکم بازداشت را نشان دهند ، بنده را بازداشت و با گشتن منزلمان وسایل شخصی ام از جمله نشریات انجمن ، هارد کامپیوتر و یک کیف سی دی را ضبط کردند .
آن شب در مشهد در بازداشت به سر بردم و صبح فردای آن روز یعنی پنج شنبه 17 خرداد اولین جلسه بازجویی حول سوابق فعالیتی اینجانب در انجمن اسلامی برگزار شد و در آن جلسه اظهار کردند نباید در مورد آن بازجویی با قاضی پرونده حرفی بزنم . گویا همان روز در دادگاه انقلاب مشهد برایم قرار وثیقه صادر شده بود ولی من از آن اطلاعی نداشتم .
بعد بنده را به تهران فرستادند و در تهران قرار بازداشت موقت صادر شد که البته آن را به خودم نشان ندادند . روز جمعه با فحش و تهدید و اجبار به حرکاتی همچون بشین ، پاشو و پا مرغی به اتاق بازجویی رفتم و در حالی که چشم بند داشتم و رو به دیوار بازجویی می شدم در مورد فعالیتهای گذشته و نشریاتی که هفته قبل در پلی تکنیک پخش شده بود از من سوال شد . در آن جلسه با اشاره به چشم بند ، به نقض حقوق شهروندی ام اعتراض کردم ولی با پاسخی مواجه شدم که ترجیح دادم از آن به بعد در این مورد اظهارنظر نکنم .در جلسه بازجویی فردای آن روز در مورد رابطه انجمن با احزاب رسمی کشور صحبت شد و می خواستند اعتراف کنم که انجمن از احزاب خط می گیرد . جلسه بازجویی چهارم نیز در روز سه شنبه حول ارتباط با یکی از فعالین دانشجویی دانشگاه پلی تکنیک برگزار شد .در یکی از جلسات بازجویی ، شیخ پور و احسان منصوری نیز (همه با چشم بند)حضور داشتند که مواردی را که به آن ها اعتراف کرده بودند برای من بازگو کردند و پس از آن بدون تفهیم اتهام و حضور در دادگاه به انفرادی رفتم .
در مدت 37 روزی که در انفرادی بودم نه جلسات بازجویی برگزار شد و نه اجازه داشتم قاضی پرونده ( قاضی حداد) را ببینم . سلول انفرادی یک اتاق 2 در 3 بود با یک پنجره کوچک برای تهویه هوا و یک لامپ 100 وات که به دیوار آویزان بود و 24 ساعته روشن بود . روزی 4 بار اجازه رفتن به دستشویی داشتیم که با انداختن کاغذی از زیر در پس از حدود یک ربع تا نیم ساعت برای رفتن به دستشویی به سراغمان می آمدند. هفته ای چهار روز در یکی از سوییت ها به هواخوری می رفتیم و روزهای شنبه و چهارشنبه نیز ما را به حمام می بردند. پس از گذشت 37 روز من و عباس حکیم زاده را به سلول جمعی بردند ، در اینجا لازم است تفاوت سلول جمعی و بند عمومی را تشریح کنم ؛ در بند عمومی تعدادی سلول وجود دارد، که در سلول ها باز است و رفت و آمد افراد به سایر بند ها آزاد است و امکان دسترسی به کتابخانه ، هواخوری و روزی ده دقیقه مکالمه با تلفن برای زندانیان وجود دارد ، اما سلول جمعی همان سلول انفرادی است که کمی بزرگتر است و حدود 17 ، 18 نفر زندانی در آن نگهداری می شوند . هفته ای نیم ساعت ملاقات و هفته ای یک بار امکان تماس با منزل ، بدون نیاز به موافقت کارشناس وجود دارد .
- آیا اعترافاتی که به دانشجویان بازداشتی امیرکبیر نسبت داده شده ، واقعیت داشته است؟
- در جلسات بازجویی فهمیدم که قرار است در یک پروژه از پیش تعیین شده قرار گیرم و به مواردی که مد نظر آنهاست اعتراف کنم . نقش من در این پروژه جا به جا کردن فایل نشریات بین بچه ها برای چاپ آن بوده است . البته من صبح همان روز فایل خبرنامه را به بچه ها رسانده بودم و بازجو ها با دانستن این قضیه می خواستند موارد مورد نظر خود را به من نسبت دهند ، در واقع حقیقت و پروژه طراحی شده دروغین خود را با هم مخلوط کرده و می خواستند با آن برای ما پرونده سازی کنند .
در یکی از جلسات بازجویی که احسان منصوری هم حضور داشت ، بازجو به ما گفت : ما شما را معاند و محارب نظام نمی دانیم که اگر این طور بود با شما بسیار شدید تر برخورد می کردیم .
در سلول جمعی ای که من در آن حضور داشتم ، علاوه بر زندانیان اقتصادی و سیاسی ، احسان منصوری ، پویان محمودیان ، کیوان انصاری ، علی فرحبخش ، محمد فلاحی زاده و مجید کاووسی (ضارب قاضی مقدسی) نیز بودند . در آن جا متوجه شدم برای کیوان انصاری چهار سال و نیم حکم حبس اولیه صادر شده و وی منتظر حکم تجدید نظر بود تا از بند جمعی به بند عمومی برود . برای علی فرحبخش و محمد فلاحی زاده ( خبرنگار عرب) نیز سه سال حکم حبس اولیه صادر شده است . در آن سلول دو عدد دوربین کار گذاشته بودند و همه ی حرکات ما زیر نظر بود و به راحتی نمی توانستیم با هم صحبت کنیم ، علاوه بر آن دو نفر هم گزارش نویس در آن جا حضور داشتند .
- شنیده ها حاکیست تعدادی از دانشجویان در زندان شکنجه شده اند ، شما این مساله را تایید می کنید؟
- بله شکنجه وجود داشت تا جایی که احمد قصابان یک بار تا مرز خود کشی رفته بود و آن را تایید می کنم .
در طول این مدت احسان منصوری دو بار و پویان محمودیان یک بار اعتصاب غذا کرده اند و نیز شنیده ام کیوان انصاری، سعید درخشندی و ابوالفضل جهاندار در حال حاضر در اعتراض به اعترافاتی که از آنها گرفته شده است و نامشخص بودن وضعیتشان و نیز در اعتراض به بازداشت دانشجویان پلی تکنیک و دفتر تحکیم وحدت و اعضای سازمان ادوار در اعتصاب غذا به سر می برند .
- نظرتان در مورد این که می گویند دانشگاه امیرکبیر تاثیر به سزایی در تضعیف جنبش دانشجویی داشته و حتی تا حدی پیش رفته که جنبش دانشجویی را به عنوان برانداز معرفی کرده است ، چیست ؟
- من به این مساله اعتقاد ندارم ، به جرات می توانم بگویم حدود پنجاه درصد کارهایی که در یک سال اخیر در جنبش انجام شده از طرف امیرکبیر بوده است ؛ البته قبول دارم که انتقادات ما خیلی نتد بوده ولی در حد براندازی نبوده است . من اصولا به امکان به وقوع پیوستن انقلاب مخملی در ایران اعتقادی ندارم ، زیرا از شرایط انقلاب مخملی آن است که اولا یک جامعه مدنی قوی داشته باشیم و ثانیا شکاف عظیمی در حکومت ایجاد شده باشد ؛ و با توجه به این که هیچ کدام از این موارد در ایران نیست، اتفاق افتادن انقلاب مخملی دور از انتظار است .
- آینده فعالیت خود را چگونه می بینید ؟
- من پیش از این فکر می کردم در ایران عقلانیت هست ، و امکان رخ دادن هر اتفاقی در ایران وجود ندارد . اما وقتی با بازداشت چند دانشجو و انتشار اعترافات ساختگی از آنها روبرو شدم به این نتیجه رسیدم که در این نظام عقلانیت وجود ندارد . - یعنی فکر می کنید باید روش مبارزه را تغییر داد ؟
- مبارزه دو بخش دارد ، یک بخش عملی و یک بخش تئوری ؛ مسیری که ما تا پیش از این در پلی تکنیک می رفتیم به اعتقاد من در هر دو جنبه قوی بود و می توانست به افق های خوبی برسد ، اما اینکه در حال حاضر باید چگونه مبارزه کرد ، به جمع بندی مشخصی نرسیده ام .
نارضايتی کارگران واعتصابات در منطقه عسلويه
رادیوفردا: در روزهای گذشته، اعتصاباتی درمنطقه آزاد عسلويه درجنوب ايران، روی داده است. اين اعتصابات، از جمله در شرکت «گاما» و شرکت «پارس حساس» بوقوع پيوسته اند.
اين اعتصابات، از جمله توسط ۶۰۰ کارگر در شرکت «گاما» و از سوی ۱۲۰ کارگر در شرکت «پارس حساس» بوقوع پيوسته اند.
جوانمير مرادی، عضو هيات موسس اتحاديه سراسری کارگران اخراجی و بيکار ايران، در مورد اين اعتصابات به راديو فردا می گويد:«در روز ۲۶ تيرماه، حدود ۶۰۰ نفر از کارگران شرکت گاما، زير مجموعه شرکت «او يک» در پالايشگاه گاز فاز نه و ده عسلويه، در اعتراض به پرداخت نشدن سه ماه از دستمزد شان دست به اعتصاب زدند.»
اين فعال کارگری افزود:«در روز اول اعتصاب، مديريت شرکت به اعتصاب کارگران هيچ توجهی نکرد. پس از آن، در روز دوم اعتصاب، ۱۰۰ نفر از کارگران و به نمايندگی از سوی همه کارگران اعتصابی در مقابل دفتر شرکت «او يک» تجمع کردند و از مديريت آن شرکت خواستند تا شرکت گاما را مجبور به پرداخت دستمزدشان بکند.»
آقای مرادی افزود:« با دخالت شرکت «او يک» ، کارگران از شرکت گاما تعهد گرفتند تا روز يکشنبه، ۳۱ تير ماه، يک ماه از دستمزد معوقه شان را پرداخت کند و بدين ترتيب کارگران شرکت گاما روز يکشنبه موفق به دريافت يک ماه از دستمزدهای معوقه خود شدند.»
اين عضو هيات موسس اتحاديه سراسری کارگران اخراجی و بيکار ايران همچنين با اشاره به اينکه مديريت شرکت گاما، کارگرانی را که نقش عمده ای در به راه انداختن اعتصاب داشتند، تهديد به اخراج کرده بود، افزود:« تنها يک روز پس از پرداخت يک ماه از دستمزدهای معوقه کارگران، مديريت اين شرکت تهديد خود را مبنی بر اخراج کارگرانی که در اعتصاب نقش عمده تری داشتند، عملی کرد و تاکنون حدود ۴۰ نفر از آنان از کار اخراج شده اند.»
وی همچنين در مورد اعتصاب کارگران در شرکت پارس حساس گفت:« روز سوم مرداد ماه، ۱۲۰ نفر از کارگران اين شرکت، که از پيمانکاران شرکت «تی آی جی دی»، فعال در پالايشگاه گاز فازهای شش، هفت و هشت عسلويه است، در اعتراض به پرداخت نشدن سه ماه از دستمزدشان دست به اعتصاب زدند.»
منطقه عسلويه به طور مرتب شاهد اعتراض ها و اعتصابات کارگری است و در اين ارتباط می توان به اعتصاب ۱۵۰۰ نفری کارگران شرکت رامشير اشاره کرد.جوانمير مرادی افزود:« به دنبال اين اعتصاب، نماينده شرکت به جمع کارگران اعتصابی آمد و آنان را تهديد به اخراج کرد. کارگران نيز در مقابل اعلام کردند که از اخراج هراسی ندارند و آماده اند تا دسته جمعی تسويه حساب کنند.»
او اضافه کرد:«به دنبال اين برخورد متحدانه کارگران، يکی ديگر از مسئولين شرکت به جمع کارگران اعتصابی آمد و اعلام کرد تا قبل از ظهر دستمزدهای کارگران به حساب شان واريز خواهد شد و بدين ترتيب، کارگران با موفقيت به اعتصاب خود پايان دادند.»
کار در جهنمی به نام عسلويه
اين فعال کارگری درپاسخ به اين پرسش که آيا اعتصابات کارگری خودانگيخته يا سازماندهی شده است، گفت:«شرايط کارگران در ايران و اعتراض شان را نمی توان به طور کامل خودانگيخته يا سازمان يافته دانست. بنابراين تعريف کلاسيکی را نمی توان از اين اعتراض ها و اعتصابات ارائه کرد.»
وی افزود:«منطقه عسلويه به طور مرتب شاهد اعتراض ها و اعتصابات کارگری است و در اين ارتباط می توان به اعتصاب ۱۵۰۰ نفری کارگران شرکت رامشير اشاره کرد. اعتصابی که به خاطر پرداخت نشدن دستمزد هفت ماهه کارگران انجام شده بود.»
آقای مرادی در پاسخ به اين پرسش که وضعيت کاری و زندگی کارگران شاغل درمنطقه عسلويه چگونه است، گفت:«بين ۷۰ تا ۱۰۰ هزار کارگر در چند پروژه بزرگ در منطقه عسلويه مشغول کار هستند. اما از لحاظ شرايط کار کارگران در اين منطقه که از آن به عنوان بهشت سرمايه نام می برند، بايد گفت آنان در جهنمی مشغول کارند، که کسی نمی تواند تصور آن را بکند.»
اين عضو هيات موسس اتحاديه سراسری کارگران اخراجی و بيکار ايران گفت که خوابگاه های کارگری واقعا شرايط وحشتناکی دارند و نمی توان نام آنها را خوابگاه گذاشت.»
او افزود:«در هر اتاق کوچک، بين ۱۰ تا ۱۲ کارگر زندگی می کنند که از امکانات بهداشتی برخوردار نيستند.»
درهمين ارتباط، روز نامه کيهان در تير ماه سال ۱۳۸۳ درخبری کوتاه نوشت:«تعدادی از کارگران يک شرکت در عسلويه پس از خوردن شام، مسموم شدند.»
اين روزنامه به نقل ازيک مقام نيروی انتظامی افزود:«حدود ۴۵۰ نفر از کارگران شرکت هيوندا به پيمانکاری شرکت جی ای اف در پارس جنوبی مسموم شدند.»
جوانمير مرادی در خصوص ايمنی محيط کار کارگران گفت:«گر چه برای کارگرانی که شاغل می شوند، کلاس های ايمنی کار برگزار می شود، اما در عمل، امکاناتی در اين زمينه وجود ندارد و کارفرمايان هيچ تعهدی نسبت به آنان ندارند و اگر هم کارگری درجريان کار دچار سانحه شوند، مقصر شناخته می شود.»
اين فعال کارگری تاکيد کرد:« کارگران در عسلويه به شرايطی که کارفرما می خواهد، نيروی کار خود را می فروشند و دردناک اينجاست که بسياری از کارگران حق درخواست مرخصی ندارند و در صورتی که به مرخصی بروند، که اين حق آنها است، از سوی کارفرمايان اخراج می شوند.»
مشکلات ديگر کارگران
مشکلاتی که آقای مرادی دراين گفت و گو به آنها اشاره کرد، تنها به عرصه دستمزد و شرايط نامناسب کاری ختم نمی شود.
گر چه برای کارگرانی که شاغل می شوند، کلاس های ايمنی کار برگزار می شود، اما در عمل، امکاناتی در اين زمينه وجود ندارد و کارفرمايان هيچ تعهدی نسبت به آنان ندارند و اگر هم کارگری درجريان کار دچار سانحه شوند، مقصر شناخته می شود.پيش از اين، گزارش های بسياری از سوی رسانه ها يايرانی انتشار يافته است که گويای وجود مشکلات زيادی در اين منطقه هستند.
از جمله، به گزارش خبرگزاری ايسنا، عبدالله حاجيانی، مشاور عالی مدير عامل منطقه آزاد عسلويه، سال گذشته با اعلام اين که اعتياد مهمترين معضل و چالش اساسی منطقه است، نسبت به روند شيوع آسيب های اجتماعی عسلويه، به دليل غفلت های صورت گرفته، هشدار داد.
وی گفت:«هم اکنون سالانه تعدادی از کارگران جان خود را بر اثر مصرف مواد مخدر دارای ناخالصی از دست مي دهند و جسد آنها در کنار تلمبه خانه ها پيدا مي شود.»
مشاور عالی مدير عامل منطقه آزاد عسلويه با اشاره به ساير آسيب های موجود در منطقه گفت:« گروه هايی از زنان در قالب تکديگری از کشورهای اطراف از جمله پاکستان و سيستان و بلوچستان به منطقه مي آيند؛ ولی در اصل، اين افراد به توزيع مواد مخدر و ناهنجاری های ديگر اجتماعی و غيراخلاقی اقدام مي کنند.»
او همچنين به آلودگی هوای منطقه عسلويه اشاره کرد و گفت:« هم اکنون دراين منطقه، پنج فاز عمليات استخراج نفت و گاز مشغول به فعاليت هستند که هر فاز دارای چهار شعله روشن و تعدادی اگزوزهای خاموش است و اين شرايط موجب شده است آلودگی هوای منطقه عسلويه به مراتب بيشتر از تهران باشد. چنانچه بعضی از شب ها، حتی نيمه های شب به علت احساس خفگی شديد، تحمل وضعيت دشوار مي شود.»
نیمی از مردم 3 کشور عربی: ایران تهدید است
عصر ایران: یک موسسه پروهشی آمریکایی در نظرسنجی جدید خود اعلام کرد که حدود نیمی از مردم سه کشور عربی، ایران را به عنوان تهدیدی برای سرزمین خود می دانند.
به گزارش عصر ایران (asriran.com)، موسسه پژوهشی "پیو" (Pew) واقع در واشنگتن در نظرسنجی خود از مردم 47 کشور مسلمان جهان خواست نظرات خود درباره موضوعات "افراط گرایی اسلامی" و "بمب گذاری انتحاری" را بیان کنند.
براساس این نظرسنجی تعداد کثیری از مسلمانان خاورمیانه، آسیا و آفریقا موضوع "افراط گرایی اسلامی" و توسل به بمب گذاری انتحاری را مردود دانستند.
در همین حال بررسی ها نشان داد درصد مسلمانانی که از افراط گرایی اسلامی حمایت می کنند طی پنج سال گذشته به شدت افت کرده است به نحوی که برای مثال تنها 34 درصد لبنانی ها و 8 درصد مصری ها تندروی در اسلام را موجه می دانند.
در این نظرسنجی همچنین از پاسخگویان خواسته شد بزرگترین تهدید برای کشورهای متبوع خود را به ترتیب اولویت انتخاب کنند.
برپایه این نظرسنجی در میان 47 کشور مورد برسی تنها 9 کشور ایران را به عنوان بزرگترین تهدید برای سرزمین خود قلمداد کردند.
در خاورمیانه 52 درصد کویتی ها، 46 درصد اردنی ها و 42 درصد لبنانی ها از ایران به عنوان تهدیدی برای کشور خود یاد کردند.
این در حالی است که اکثریت مردم مصر (85 درصد)، اردن (81 درصد) و لبنان (74 درصد) اسرائیل را بزرگترین تهدید برای کشورشان دانستند.
در همین حال 93 درصد در بنگلادش، 92 درصد در مغرب و 77 درصد در ترکیه، آمریکا را به عنوان یک تهدید بالقوه نظامی قلمداد کردند.
از سوی دیگر نتایج نظرسنجی موسسه "پیو" از کاهش حمایت مسلمانان از اسامه بن لادن، رهبر شبکه القاعده حکایت دارد.
تعداد مسلمانان اردنی حامی بن لادن از 56 درصد در سال 2003 به 20 درصد در سال جاری کاهش یافته و این رقم در لبنان نیز به یک درصد رسیده است.
افزایش تنش بین شیعه و سنی نیز باعث نگرانی روزافزون مسلمان خاورمیانه شده است به طوری که 88 درصد لبنانی ها و تعداد کثیری از مردم کویت، مصر، اردن و سرزمین های اشغالی فلسطين باعث افزایش تنش بین شیعه و سنی ابراز نگرانی کرده اند.
گفتنی است بیش از 45 هزار نفر از 47 کشور جهان در فاصله ماه های آوریل تا می در این نظرسنجی شرکت کردند.
اجازه مراجع تقلید قم به روحانیون کویتی برای نگذاشتن عمامه
عصرایران: عمامه بر سر گذاشتن صرفاً برای شباهت داشتن به لباس پيامبر (ص) و ائمه اطهار همانند امام جعفر صادق (ع) است و هیچ نصی درباره وجوب آن وجود ندارد .
عصرایران - یکی از روحانیون شیعه کویت اعلام کرد: مراجع تقلید در قم به ما اجازه داده اند عمامه نگذاريم .
به گزارش عصرایران(asriran.com) به نقل از العربیه ، "علی صالح" افزود: مراجع در این باره به ما اختیار تام داده و ما را وکیل خویش نموده اند.
وی گفت: عمامه بر سر گذاشتن صرفاً برای شباهت داشتن به لباس پيامبر (ص) و ائمه اطهار همانند امام جعفر صادف (ع) است و هیچ نصی درباره وجوب آن وجود ندارد . من نیز کوچکتر از آنم که بخواهم خود را به ائمه (ع) شبیه سازم ضمن اینکه دوست دارم همانند یک کویتی زندگی کنم و بنابراین عمامه به سر نمی گذارم .
این روحانی شیعه از همتایان خود خواست به جای تلاش برای ورود به پارلمان ، به امامت در مساجد شیعیان بپردازند زیرا در غیر این صورت همین تعداد محدود مساجد شیعی در کویت نیز از رونق خواهد افتاد .
مصاحبه با عباس عبدی: بجای انقلاب مخملی فکری به حال فروپاشی بايد کرد
پیک نت: حکومت اگر احساس قدرت و ثبات می کرد، اينگونه با شعله و جرقه نارضائی در جامعه برخورد تند و خشن نمی کرد. البته آنها چون ميدانند، برخلاف ادعاهايشان قدرت آهنين نيست