از شش ژيمناست ايرانی سه نفر به اسپانيا پناهنده شدند
خُسن آقا: اگر بخواهیم قوانین آماری را در این مساله منظور کنیم یا اتفاق به این معنی است که 50 درصد ملت ایران خواهان فرار از ایران هستند.
رادیوفردا: در پايان رقابت های بين المللی ايروبيک ژيمناستيک در اسپانيا، از شش ورزشکار اعزامی ایران، سه نفر پس از پايان مسابقه ها پناهنده اسپانیا شدند.
بر اساس گزارشی که خبرگزاری فارس روز یکشنبه منتشر کرده است، «در اين پيکارها، جمهوری اسلامی با پنج ملی پوش و يک ذخيره به اسپانيا رفت، اما سه نفر از آنان به هنگام بازگشت، از آمدن به ايران خودداری کردند.»
اما عباس دهقان، نايب رییس فدراسيون ژيمناستيک خبر پناهندگی اين سه تن را تکذيب و اعلام کرده که این افراد با هماهنگی خانواده های خود تصميم گرفتند که در اسپانیا بمانند.
به گفته او، «ژيمناست های ايران برای عقد قرارداد با تيم های اروپايی مشغول رايزنی هستند، اما مطمئنا با اتمام اعتبار رواديد، مجبور به بازگشت خواهند بود.»
فدراسيون ژيمناستيک از اعلام نام ورزشکاران بازنگشته به ايران خود داری کرد و در مورد علت اين که اروپا، به عنوان قدرت نخست ژيمناستيک جهان چگونه در صدد استخدام ژيمناست های يک کشور غير مطرح در اين ورزش برآمده است، اظهار نظر نکرده است.
فدراسيون ژيمناستيک از اعلام نام ورزشکاران بازنگشته به ايران خود داری کرد و در مورد علت اين که اروپا، به عنوان قدرت نخست ژيمناستيک جهان چگونه در صدد استخدام ژيمناست های يک کشور غير مطرح در اين ورزش برآمده است، اظهار نظر نکرده است.
تيم ايران در اين مسابقه ها به موفقيتی دست نيافت.
پناهندگی ورزشکاران ایرانی به کشورهای دیگر در حالی صورت می گیرد که در سال های اخير از هر ورزشکار برای تضمین بازگشت او به ایران، ۲۰ميليون تومان وثیقه گرفته می شود.
فرار مربی و سه قايقران زن ايرانی به آمريکا و پناهندگی يک قايقران ايرانی در جريان سفر تيم ملی به آلمان، از آخرين فرار ورزشکاران ايران به غرب محسوب می شود.
فدراسيون قايقرانی جمهورس اسلامی ایران، سفر تيم ملی بانوان ايران به آمريکا را خارج از تصميم اين فدراسيون برای شرکت در رقابت های بين المللی آمريکا اعلام و گروه مزبور را از تيم ملی محروم کرد.
در مورد محمديان، قايقران ايرانی پناهنده به آلمان، ابتدا فدراسيون قايقرانی ضمن ستايش از روحيات اخلاقی اين ملی پوش، منکر پناهندگی اش به آلمان شد، ولی چندی پيش دبير اين فدراسيون با اعلام اين که سند دريافتی از خانواده قايقران ياد شده، به مورد اجرا گذاشته شده است، پناهندگی او را تاييد کرد.
برهنه شدن در وزارت کشور در اعتراض به کمبود بنزین!
خُسن آقا: زنده باد ایرانیان کون برهنه!
عصرایران: این مرد در حالی که در مقابل گیت ورودی وزارت کشور ایستاده بود ،فریاد می زد و از وزیر کشور بنزین می خواست.
عصرایران - یک شهروند صومعه سرایی ظهر امروز در اعتراض به سهمیه بندی بنزین با حضور در وزارت کشور و بعد از اینکه به او اجازه دیدار با وزیر کشور داده نشد، به طور کامل لباس های خود را از تن خارج کرد.
به گزارش عصر ایران(asriran.com) ، این شهروند صومعه سرایی که برای درمان همسرش به تهران آمده بود به هنگام بازگشت به شهرش متوجه شده بود که بنزین ندارد و از این رو به وزارت کشور مراجعه کرد تا با وزیر کشور دیدار کند و از او بنزین بگیرد که با مخالفت مامورین حراست وزارت کشور مواجه شد.
براساس این خبر او بعد از جلوگیری ماموران از ورورد وی به دفتر وزارتی ، مرد معترض، لباس های خود را از تن درآورد و کاملا برهنه شد.
این مرد در حالی که در مقابل گیت ورودی وزارت کشور ایستاده بود ،فریاد می زد و از وزیر کشور بنزین می خواست.
وی بلافاصله توسط مأموران بازداشت شد .
دبورا کِگِن (Debra Cagan): من از تمام ایرانیها متنفرم
یکی از دستیاران آقای بوش بنام خانم دبورا کِگِن در مذاکراتی که با چند نماینده مجلس انگلستان در مقر پنتاگون داشتهاند، بعد از مقداری صغرا کبرا چیدن فرمودهاند: "در هر صورت من از تمام ایرانیها متنفرم".
بنا به نوشته روزنامه دیلی میل دبورا خانم این اظهارات را زمانی ابراز داشتهاند که داشتند در رابطه با اهداف آمریکا و موضع این کشور در رابطه به ایران مسائل را برای نمایندگان مجلس انگلیس تشریح میفرموهاند.
خُسن آقا: دل به دل راه داره دبورا خانم! با این قیافی که شما دارین یقینا ایرانیها هم جملگی شما را به فلان چپشان هم بحساب نخواهند آورد.
انتقادهای این سکینه بگم فقط شامل ایرانیها نبوده، ایشان گویا از شامورتی بازیهای انگلیسیها هم شاکی بودهاند و بخاطر بیرون کشیدن نیروهای دولت فخمیه از بصره به این دولت هم حمله فرمودهاند، گرچه ایشان نفرمودهاند که از همه انگلیسیها بخاطر این عمل متنفر هستند یا فقط از سربازان آن دولت دلخور میباشند!
پیرامون خبر بازداشت (سپیده پورآقایی) همکار هاله اسفندیاری!
پیک ایران: کیانوش سنجری:
kianooshsanjari@gmail.com
توضیح به خوانندگان سایت پیک ایران: پیک ایران، به نقل از تارنمای جهان، خبری منتشر کرده است با عنوان دستگیری همکار هاله اسفندیاری در کرج. این خبر را تارنمای جهان به نقل از تارنمای بولتن نیوز که به نظر می رسد به محافل امنیتی نزدیک باشد، منتشر کرده است.
همکار هاله اسفندیاری که بولتن نیوز خبر بازداشت اش را پس از گذشت بیش از 2 هفته تایید کرده، سپیده پورآقایی است؛ دختری که همراه با پنج فعال گم نام حقوق بشر در روز 18 شهریور ماه در کرج بازداشت شد و اکنون دربازداشتگاه امنیتی 209 در سلول انفرادی زندانی است.
از آن جا که سپیده را از نزدیک به خوبی می شناختم اش، خواندن خبر همکاری وی با خانم هاله اسفندیاری برایم گران آمد. در جستجو برای یافتن منبع اصلی این خبر، از تارنمای پیک ایران به تارنمای جهان نیوز و سپس به تارنمای امنیتی بولتن نیوز پیوند شدم.
بولتن نیوز نوشته است سپیده از فعالان سیاسی و فعال حقوق زنان در کرج، بازداشت شده و این دستگیری به سبب قرار داشتن در حیطه کاری ی دادسرای تهران، به معاونت امنیتی این دادسرا (یعنی نزد حسن زارع دهنوی، حداد) ارجاع شده است.
بولتن نیوز نوشته که سپیده "به اتهام همكاري با هاله اسفندياري، آمريكايي ايراني تبار كه تا چندي پيش در كشور بازداشت بود، دستگير شده است." و سپس به نقل از فردی به نام علی فرهادی، که در این خبر دادستان عمومی و انقلاب کرج معرفی شده، نوشته است که پرونده ی سپیده به معاونت امنیتی در تهران منتقل شده و آقای علی فرهادی " اشاره ای به مکان دستگیری و جزییات اتهامات سپیده پورآقایی نکرد."
با خواندن خبر منتشر شده در بولتن نیوز و توجه به جزییات آن؛ از جمله عدم خبر رسانی علی فرهادی در مورد مکان بازداشت سپیده، و در برابرش خبر دار بودن بولتن نیوز از بازداشت سپیده در کرج به نقل از منابع موثق اش! به نظر می رسد انتخاب عنوان "همکار هاله ی اسفندیاری" برای سپیده پورآقایی، ساخته و پرداخته ی ذهن امنیتی و "توهم توطئه زده" ی نویسنده ی این خبر است و نه گفته ی علی فرهادی، دادستان عمومی و انقلاب کرج!
بولتن نیوز پیش تر نیز در خبری شیطنت آمیز با عنوان "هم دستان هاله اسفندیاری در ایران چه کسانی هستند؟" نوشته بود که هاله اسفندیاری "در داخل کشور با عمادالدین ب و در خارج نیز با حسین ب، رابطه نزدیک داشته و از آنها مشاوره می گرفته و در روزهای آخر و قبل از دستگیری نیز با ع، محمد ق و عزت الله س جلساتی داشته است."
برای من و دیگر دوستان سپیده پورآقایی مضحک آمد خواندن خبر جعلی پایگاه امنیتی بولتن نیوز. چه این که سپیده را از نزدیک می شناسم و می دانم که او در گم نامی روزنامه نگار بود و فعال حقوق بشر و تلاش گر حقوق زنان ایران، و نه همکار خانم هاله اسفندیاری!
روز 18 شهریور مامورانی که خود را کارمند ناجا معرفی کرده بودند، به خانه خانواده ی پورآقایی در کرج یورش برده و پس از تفتیش خانه، سپیده را همراه با لوازم شخصی اش به بازداشتگاه امنیتی 209 منتقل کرده بودند.
در همان روز، تیم دیگری از ماموران وزارت اطلاعات به خانه قاسم شیرزادیان که دوست صمیمی سپیده پورآقایی است، مراجعه کرده و او را هم بازداشت کرده بودند.قاسم به تازه گی فارغ التحصیل شده و یک وبلاگ نویس گم نام بوده است.
در همان روز، به طور همزمان دیگر دوستان سپیده و قاسم نیز در تهران، اسلام شهر و فیروزکوه بازداشت شدند؛ عباس خرسندی، میثم رودکی، بهرام راسخی فر و منصور فرجی.
تلاش خانواده های این افراد برای کسب اطلاع از وضعیت بازداشت شدگان خود بی نتیجه مانده است. نام این افراد در دفترچه ی لیست زندانیان زندان اوین نوشته نشده است. اما سپیده روز سه شنبه گذشته از بازداشتگاه 209 به خانه اش تلفن کرده و زندانی بودن اش در سلول انفرادی بازداشتگاه 209 را تایید کرده است.
مادر سپیده گفته است که صدای گرفته ی دخترش در مکالمه ی تلفنی، به نگرانی هایش دامن زده است.
به گفته ی مادر سپیده، سپیده در مکالمه ی تلفنی اش گفته که در مرحله تحقیق و بازجویی است و هنوز چیزی به او گفته نشده است. سپیده همچنین به مادرش خبر داده است که به فکر وثیقه باشد.
چسناله های احمدی نژادی: حاشیه های سفر احمدی نژاد به نیویورک
عصرایران: يكي از ايرانيان كه پزشك حاذقي به نظر ميرسيد پيغام داد كه چهره آقاي رييس جمهوري را ديدم ، سفارشاتي براي تغذيه ايشان دارم و كاغذي نوشت با حدود ۱۵دستورالعمل غذايي و ارائه كرد، من آن را به رييس جمهوري دادم، ايشان گفت كه اكثر توصيههاي او درست است
سفر دكتر "محمود احمدي نژاد" رييس جمهوري اسلامي ايران به نيويورك و شركت در شصت و دومين مجمع عمومي سازمان ملل و همچنين حضور در جمع ايرانيان مقيم آمريكاوديگر برنامههاي ويدر اين شهر حاشيههاي جالب و خواندني بسياري داشت.
خبرنگار اعزامي ايرنا در گفت و گو با برخي از همراهان رييس جمهوري در اين سفر نظر آنان را در خصوص اين حاشيهها جويا شد كه يكي از اين افراد "سيدمجتبي ثمره هاشمي" مشاور ارشد رييس جمهوري است كه همهجا در كنار رييس جمهوري بود.
ثمرههاشمي در گفتوگو با خبرنگار سياسي ايرنا با تاكيد بر اينكه حواشي همدر متن سفربود و هركدام درجاي خود قابل توجه و تحليل است،حواشي اين سفر را از نگاه خود اينگونه تشريح كرد.
** ديدار با ايرانيان مقيم آمريكا
بعد از صحبت جناب آقاي رييس جمهوري،هموطنان ايران مقيم آمريكا به وجد آمده بودند و متعدد مراجعه ميكردند و براي اينكهخدمتي به كشور بكنند طرح ميدادند و بعضي هم براي بازگشت به وطن اعلام آمادگي ميكردند.
* يكي از ايرانيان كه پزشك حاذقي به نظر ميرسيد پيغام داد كه چهره آقاي رييس جمهوري را ديدم ، سفارشاتي براي تغذيه ايشان دارم و كاغذي نوشت با حدود ۱۵دستورالعمل غذايي و ارائه كرد، من آن را به رييس جمهوري دادم، ايشان گفت كه اكثر توصيههاي او درست است.
* يكي از برنامههاي اين نشست اجراي سرود "جمهوري اسلامي" و "اي ايران" توسط نوجوانان و كودكان ايراني بود، بعضي هم از واشنگتن آمده بودند.
معلوم شد دو سه تااز بچهها آمريكايي هستند ، فارسي هم صحبت ميكردند، گفتند پدر و مادر اين بچهها اينقدر علاقهمند به ايران هستند كه بچههاي خود را در مدارس ايراني براي يادگيري زبان فارسي فرستاده اند.
* جالبترين صحنه در اين جلسه هجوم ايرانيان براي گرفتن عكس يادگاري با جناب آقاي رييس جمهوري بود، شايد قريب به ۲ساعت طول كشيد تا نوبت به همه برسد. البته ايرانيهايي كه پيشنهادي يا مشكلي داشتند هم دراين فرصت كوتاه مطرحكردند يا نامههاييخود را ارائه ميكردند اين صحنههابراي مامورين امنيتي آمريكا كه در سالن حضور داشتند، تعجب آور بود.
جالبتر اينكه اگر كسي قبلا عكس گرفته بود دوباره در صف قرار ميگرفت تا براي دومين و سومين بار هم با رييس جمهوري عكس بگيرد.
** حضور در دانشگاه كلمبيا
حضور رييس جمهوري در دانشگاه كلمبياو حوادث قبل و اصل برنامه و بعداز از آن بايد جداگانه مورد بحث واقع شود ، يك حادثه تاريخي و نقطه عطفي در تاريخ دانشگاههاي آمريكا، رسانههاي اين كشور و همچنين سياستمداران است.
وقتي جناب آقاي رييس جمهوري وارد سن شدند، حسب روال معمول در اينگونه موارد يكي دو نفر ازهمراهان ايشان دركنار رييس جمهوري مينشيند اما مسوولان برگزاري فقط دوصندلي را كنارتريبون گذاشته بودند كه فقط آقاي رييس جمهوري و مجري بتوانند بنشينند.
تعدادي نردهپايين سن بود كه امكان نزديك شدن به سن رااز بينبرده بود، در يكي دو صف اول تعدادي از اساتيد دانشگاه نشسته بودند ، بعدا فهميدم تعدادي از سياستمداران بنام آمريكايي هم در سالن حضور داشتند.
* تعدادي از شركتكنندگان كه درخارج از سالن بودند را با اتوبوس آورده بودند، يكي از همراهان گفت:در مقابل حزب يهوديان ديدم دانشآموزان را براي شركت در مراسم دانشگاه سوار ميكردند،در داخل دانشگاه كلمبيا هم آنان را ديدم.
* چند نفر از دوستان گفتند بعضي از خانمهاي ايراني در بيرون دانشگاه ايستاده بودند و با صهيونيستها درگير بودند و از نطق رييس جمهوري دفاع مي كردند.
* دو نفر از مسوولين كه همراه بودند از نطق اهانت آميز رييس دانشگاه خيلي ناراحت بودند و ميگفتند بايد كاري انجام دهيم ، آقاي رييس جمهوري گفتند نگران نباشيد،آنان هم در اخلاق ، هم در تبليغات و هم در ادعاي آزادي بيان شكست خوردند.
* بعضي ايرانيها ميگفتند براي شركت در جلسه سخنراني به دانشگاه زنگ زديم اما بجاي پاسخ گويا با اتصال به يك ضبط صوت، نواري عليه رييس جمهوري پخش ميكردند.
* سفير جمهوري اسلامي ايران در سازمان ملل گفت كه بعد از سخنراني آقاي رييس جمهوري تعداد زيادي نامه از آمريكاييها واصل شده كه عذرخواهي كرده بودند.
* چند نفر از خانمهاي ايراني با مراجعه به هتل اصرار داشتند كه با رييس جمهوري ملاقات كنند و در ملاقات گفتند كه ما آمدهايم تا بگوييم به شما افتخار ميكنيم.
* يكي از زنان به من گفت : بچههاي من در آمريكا زندگي ميكنند ، نمي دانستم به بچهها بگويم شما بايد مثل چه كسي بشويد. الان به صراحت با آنان ميگويم الگوي شما آقاي احمدي نژاد است. آقاي احمدينژاد از خودمان است يك انسان با زندگي معمولي است كه رييس جمهوري شده است و ايرانيان به وجود او مفتخرند. شما هم ميتوانيد مثل او باشيد.
* در ملاقات با روساي جمهوري تا آنجائيكه حضور داشتم همه به آقاي رييس جمهور تبريك ميگفتند وشجاعت و نطق ايشان را ميستودند و ميگفتند: خودمان برنامه را تماشا كرديم.
* سخنراني رييس جمهوري در دانشگاه كلمبيا موجبشد به نطقايشان در مجمع عمومي سازمان ملل بيشتر توجه شود.
** مجمع عمومي سازمان ملل
* پشت تريبون سخنراني در سازمان ملل و ميز رييس جلسه ساختماني با چند اتاق وجود دارد ، هر سخنران قبلاز شروع به آن ساختمان هدايت ميشود و مي نشيند تا نطق سخنران حاضر تمام شود.
اينجانب، جناب آقاي رييس جمهوري را تا ساختمان مزبور همراهي كردم ، به محض اينكه نشستند، كارمندان آنجا يك به يك آمدند تا در كنار رييس جمهوري عكس بگيرند، يكياز كارمندان خواهشكرد به اتاق مابيائيد ما چند نفر هستيم، نميتوانيم اينجا بيائيم، ايشان رفتند و با آنان عكس گرفتند.
* باشروع سخنراني ايشان سالن پر بود و با اينكه سخنراني ۳۷دقيقه طول كشيد، سكوت كاملي بر سالن حكم فرما بود . معاون دبير كل كه مدير جلسه بود بعد از سخنراني آمد و تشكر كرد.
* وقت خروج از سالن اجلاس از خروجي كنار برد رياست ، تعداد زيادي از هياتهاي شركتكننده در حالي كه صف بسته بودند يك به يك تبريك ميگفتند و بعضي با ايشان عكس ميگرفتند.
* سخنراني رييس جمهوري بازتاب زيادي داشت ، در جلسهاي كه با كشيشان مسيحي بود، ديدم به بعضي از جملات سخنراني استناد ميكردند، بعضي از روساي كشورها هم در ملاقاتها اذعان به قوت متن و قوت سخنراني داشتند و ميگفتند انصافا نكات بديعي داشت و با شجاعت ارائه شد.
** جلسه با اصحاب رسانه و سياستمداران كهنه كار آمريكايي
* در اين جلسه حدودد ۸۰نفر حضور داشتند و ازهمان ابتدا فرصت به حضار داده شد، ۱۳نفر صحبتكردند و هر كدام موضوعي را مطرح كردند. بحث ارتباطات ايرانيان و آمريكاييها ، بحث صهيونيسم و عراق از جمله اين موارد بود.
* در پايان جناب آقاي رييس جمهوري حدود نيم ساعت صحبت خاص خودشان را پيرامون ديدگاههايي كه به انسان وجود دارد و منزلت انسانوآرمانهاي انساني و بحث فطرت، عدالت ، محبت و عشق ارئه كردند.
* رييس جمهوري همچنين در سخنان خود راههاي برون رفت بشر از چالشهاي كنوني را ارائه كردند و نكتهجالب اينبودكه بعضي از حضار از ابتداتا انتها نت برداري ميكردند.
* بعد نوبت به پاسخ به سوالات رسيد، جناب آقاي رييس جمهوري تك تك سوال كنندگان را اسم ميبردند، سوال آن را تكرار و پاسخ ميدادند و هيچ سوالي بي پاسخ نماند و اين شيوه براي آنان تعجب آور و شگفت انگيز بود. در واقع احترام همه حفظ و همه سئوالات پاسخ داده شد.
* اين نشست بك جلسه تاريخي بود و ۱/۵ساعت ديرتر از موعد مقرر تمام شد و اميدوارم فيلم و سي دي آن منتشر شود.
* در حاشيه از بعضي مدعوين سووال شد كه ارزيابي شما چيست ،"خيلي خوب" ارزيابي آنان بود و جالب اينكه يكي از سياستمداران برجسته و سابق آمريكا در جلسه جواب سئوالهاي خود را سخت و جدي دريافت كرد و در پايان نيز خيلي اظهار رضايت كرد.
* احترام، وقار و منطق قوي جناب آقاي رييس جمهوريبه نظرم تاثير زيادي داشت، مطالب گفتني زياد است اما فرصت محدود.
ثمره هاشمي مشاور ارشد رييس جمهوري در پايان گفت : خدا را سپاسگزاريم كهملت ايران چنين فرديرا كه انصافا عصاره فضايل حكمت،ايمانو شجاعت و منطق قوي و صبر و پايداري و مخلص امام و رهبري معظم انقلاب هستند را به رياست جمهوري انتخاب كردند.
ايـنك آخـرالزمـان!
ایران پرس نیوز: داريـوش سـعديـن
Saadin.Blogspot.COM
1- قرار گرفتن نام سپاه پاسداران در ميان گروههاي تروريستي از سوي كنگره آمريكا حامل اين پيام واضح است كه جمهوري اسلامي رسما پشتيبان گروه تروريستيي مي باشد كه خود نيز نمي تواند منكر آن شود . از سوي ديگر بنا بر مصوبات سابق كنگره در دادن اختيارات قانوني به دولت آمريكا جهت مبارزه با گروههاي تروريستي و مقصران كشته شدن سربازان آمريكايي ، اين گونه به نظر مي رسد كه عرصه بر جمهوري اسلامي سخت تنگ تر شده است.
2- ناكامي امريكا و متحدانش در شوراي امنيت و تلاش در جهت كشاندن مسئله ايران از سطح شوراي امنيت به حوزه ملي و كنگره ها در واقع نه تنها موفقيتي براي جمهوري اسلامي ، روسيه و چين نمي باشد بلكه فرصتي حياتي براي امريكا و متحدان اوست تا اهدافي چند را همزمان تعقيب كنند. اول آنكه اينان مجالي براي جهت دهي و توجيه افكار عمومي كشورشان در ضديت با جمهوري اسلامي را يافتند و دوم اينكه بهانه هاي لحاظ سختگيري هاي تجاري نسبت به واردات كالاهاي چيني را منطقي تر جلوه مي دهند.
3- سخنان احمدي نژاد در سفر اخيرش كه همواره ناباوري افكار عمومي غرب را در پي داشته از جمهوري اسلامي به واسطه اظهارات مظهر و نمادش ، انچنان چهره نا مطبوعي تصوير كرده كه جهان غرب سياستهايي همچون ضديت با يهوديان ، سركوب آزادي بيان و انكار موجوديت همجنس خواهان را از سوي جمهوري اسلامي ، كاملا متناظر با رژيم هيتلري تعبير مي كنند كه با فشار تبليغات رسانه اي اين تشابه امري بديهي تلقي مي شود.
4- سخنان احمدي نژاد پس از مراجعت به ايران در فرودگاه مهراباد كه تحفه سفرش را افتخار افرين خواند و همچنين اظهار شگفتي و تاثر وي از موجوديت يك نوجوان واكسي و يا يك دختر شانزده ساله دستفروش در گوشه اي از اين جهان به نام "بوليوي" ، حكايتي از نا آگاهي رييس جمهوري است كه هيچ اعتباري براي آگاهي افكار عمومي ملتش و البته سطح معيشت قاطبه آنها قائل نيست. فشارهاي معيشتي بر گرده مردم كه از سوي دولتمردان ناديده انگاشته مي شود خود تيشه اي سهمگين بر ريشه آرامش ايران است.
5- شايعاتي مبني بر تعرض نظامي اسرائيل به پشتوانه آمريكا به ايران پس از ماه رمضان هر چند به واسطه معادلات بازار نفت بعيد به نظر مي رسد اما با تكيه بر آنچه رفت و همچنين پيش بيني اتفاقات و اظهاراتي كه در جمعه آخر ماه رمضان يعني روز قدس رخ خواهد داد نشان اندكي از واقعيتي دارد كه جمهوري اسلامي به سوي عرصه اي پر تنش مي رود . عرصه اي كه به نظر مي رسد تمام جوانب آن از سوي دولتهاي غربي برنامه ريزي و اجرا شده است. پيش بيني دوره اي پر تنش در آينده اي نه چندان دور براي ايران ابدا ناشي از بدبيني و نا اميدي نیست بلكه علنا واقع بيني ناشي از جمعبندي اتفاقات پيرامون مي باشد. طرح مسئله حمله به ايران در تمامي رسانه ها خود زنگ خطر وحشتناكي است كه گوش هوشمان را آزار مي دهد. اينك نه جمهوري اسلامي به بمب هسته اي دست يافته تا سدي در برابر مداخله خارجي باشد و فرصت تغييرات به دست مردم ايران تمديد شود و نه مردم اكنون اراده و اشتياقي براي بدست گرفتن سرنوشت خود دارند. خود كرده را تدبير نيست ، خود را مهياي جبر روزگار مي كنيم.
داريـوش سـعـديـن
هفتم مهرماه
پاسخ اکبرگنجی به اظهارات عزت الله سحابی
خُسن آقا: وقتی که روشنگوزهای ملی! مذهبی گوز پیچ می شوند! عاقبتی غم انگیز تر از این را نمیتوان برای آنها متصور شد. این گونه موضع گیریهای این دایناسورهای سیاسی اتفاق غیر منتظرهای نیست. آقای سحابی فراموش کردهاند که بدون همکاریها و یاری رساندنهای نیروهای ملی مذهبی به خمینی، هیچگاه حکومتی بنام جمهوری اسلامی در ایران امکان رشد و قدرت گرفتن نداشت. در حقیقت این حرامزادگان سیاسی پلی شدند برای روی کار آمدن عقب افتاده ترین نیروهای سیاسی ایران بر اریکه قدرت. گنجی با اینکه با خمینی و شرکاء همراه بوده حداقل این شهامت را داشته که از گذشته خود پشیمان شود و به راه درست درآید ولی متاسفانه کسانی مثل سحابی و شرکاء تا روزی که از ننگ این زندگی ننگین خلاص شوند در همان خریت گذشته گرفتار خواهند ماند.
امروز:در پی انتشار گفتگوی روزنامه اعتماد با مهندس عزت الله سحابی آقای اکبر گنجی با ارسال نامه ای به سایت امروز به برخی از سخنان آقای سحابی پاسخ داد. متن کامل نامه آقای گنجی در ادامه می آید:
جناب آقای مهندس عزت الله سحابی در مصاحبه با روزنامه اعتماد (چهرشنبه 4مهر 1386) فرموده اند:
" شکست هاي مکرر، احساس نااميدي را در آحاد جامعه القا مي کند، حتي به روشنفکران. اما روشنفکراني که حدود 50 سال سابقه فعاليت دارند، شاه را ديده اند، انقلاب 57 را ديده اند، سال هاي 60 را ديده اند، نبايد در مقابل حوادث بلرزند. به عنوان مثال رهبران جريان اصلاح طلب، نهايتاً بين 50 تا 55 سال سن دارند. موفقيت هاي اوليه خيلي آنها را داغ کرده بود و شاد شده بودند. البته پيروزي بزرگي هم براي اصلاح طلب ها بود. به خاطر دارم در سال 78، ميزگردي در حسينيه ارشاد با حضور عباس عبدي، اکبر گنجي و آقاي مرعشي و بنده برگزار شد. آقاي گنجي در آن ميزگرد خيلي زود داغ شده بود. من منظورم اين نيست که آقاي گنجي امروز از اصول خود عدول کرده بلکه منظورم اين است که جوان بودن آنها و نيز فقدان تجربه هاي عميق سياسي، آنان را زود دچار سرخوردگي مي کند و ديديد که برخي از آنان چگونه از صحنه مبارزه ملي کنار رفتند. آقاي گنجي و افشاري به راحتي از صحنه مبارزه ملي کنار رفتند و دخالت خارجي را يک راه حل جدي مي دانند، در حالي که يک مبارز باتجربه ملي به سادگي به اين نتيجه نمي رسد."
جناب مهندس سحابی یکی از سرمایه های ملی ماست. وقتی فرد شریفی که خود سالها قربانی تهمت و بهتان بوده ، درد و رنج انواع اتهام ها را تحمل کرده ، دغدغه دین دارد و به منافع ملی می اندیشد، ایراد و اشکالی را مطرح می کند، نادیده گرفتن نکات مورد عنایت وی ، دور از انصاف است. با توجه به این مقدمه ، در خصوص فرمایشات ایشان ، توضیح چند نکته را ضروری می دانم:
اول:جناب سحابی بخوبی آگاهند که فرهنگ سیاسی ما به شدت گرفتار بیماری "اتهام زنی بلادلیل" و "وابسته به بیگانگان" خواندن یکدیگر است. هرکس که با ما نیست ، حتماً آمریکایی یا اسرائیلی یا انگلیسی و... است. روشن است که "مخالف" ، اگر به اتهام ارتباط با بیگانگان متهم شود ، دیگر مخالف نیست ، بلکه به یک سوژه ی امنیتی تبدیل خواهد شد که دستگاههای اطلاعاتی – امنیتی باید در سلول انفرادی به اتهام او رسیدگی کنند. استفاده از این شیوه نادرست ، برای حذف مخالفان،امری غریب نیست، اما به کارگیری این شیوه ها از سوی مدافعان دموکراسی و آزادی و حقوق بشر ، درد ناک و باور نکردنی است . متأسفانه استفاده از این روش های غیر اخلاقی در میان اپوزیسیون به رویه ای رایج (نه استثنایی) تبدیل شده است. نیروهای مدافع دموکراسی این پارادوکس را چگونه حل می کنند که از یک سو از اتهام زنی های بلادلیل اقتدارگرایان شکوه و گلایه دارند ، و ازسوی دیگر رقبا و مخالفان فکری خود را به شیوه های غیر اخلاقی متهم به اتهام های بلادلیل می کنند؟ آیا به کارگیری این شیوه ها از سوی دیگران ناپذیرفتنی(مذموم) و از سوی ما پذیرفتنی(ممدوح) است؟ افرادی که وقتی در قدرت نیستند از این شیوه ها برای نابود کردن رقبا و مخالفانشان استفاده می کنند، اگر به قدرت برسند ، با مخالفانشان چه خواهند کرد؟ اتهام زنی بلا دلیل ، یکی از نشانه های استبداد زدگی و استبداد پیشگی است. اگر اتهامی را نتوان در یک دادگاه منصفانه و عادلانه مطرح و اثبات کرد، باید از طرح آنها در عرصه عمومی خوداری ورزید. مهندس سحابی از جمله افرادی است که همیشه این نکات را به همه ی ما تذکر و آموزش داه است.
آقای سحابی در مصاحبه اخیر می فرمایند:" گنجی دخالت خارجی را یک راه حل جدی می داند". این مدعا مبتنی بر کدام شاهد و مدرک است؟ مگر مسئولیت ارائه بینه بر عهده ی مدعی نیست؟ در فضای سیاسی داخلی و بین المللی کنونی ، "دخالت خارجی"، یک معنا بیشتر ندارد : حمله نظامی آمریکا(یا اسرائیل) به ایران و تحریم گسترده ایران به تصویب شورای امنیت سازمان ملل. حال جناب آقای مهندس سحابی بفرمایند براساس چه شاهد و مدرکی مدعی اند که گنجی به "دخالت خارجی" معتقد است و از آن مهمتر آن را "راه حل جدی" حل مسائل ایران می داند؟ دخالت نظامی راه حل جدی کدام مسائل و مشکلات است؟ اگر کسی دخالت خارجی را حلال مشکلات و مسائل کشور می داند ، باید نظر خود را در جایی نوشته یا با کسانی در میان نهاده باشد. فرد بسیار دیندار،پرهیزگار و خدا ترسی چون مهندس سحابی در ماه مبارک رمضان چگونه مسلمانی که در هیچ نوشته یا گفته ای ( خصوصی یا علنی ) از دخالت خارجی دفاع نکرده و آن را راه حل غیر جدی هم تلقی نکرده است را به چنین اتهام خطرناک و غیر وطن دوستانه ای متهم می کند؟ آیا مهندس سحابی نگران آن نیست که دیگران براساس این نوع سخنان بلادلیل در وادی "پرونده سازی امنیتی" گام نهند.
در دفتر اول مانیفست جمهوری خواهی به صراحت توضیح دادم اگر کسی گمان می کند "دستی از غرب برون آید و کاری بکند" ، انتظار بیهوده ای دارد و راه خطایی در پیش گرفته است. در تمام سخنرانی ها و نوشته های ماه های گذشته به صراحت تمام حمله نظامی به ایران و تصویب هرگونه تحریمی که به مردم ایران صدمه وارد آورد را محکوم کرده ام. طی مقاله ای در روزنامه نیویورک تایمز تصویب بودجه 75میلیون دلاری علیه ایران را محکوم نمودم. در مقاله دیگری در روزنامه واشنگتن پست هرگونه حمله نظامی به ایران را رد کردم. در سخنرانی در جمع هنرمندان هالیوود، برسردفاع از حقوق مردم فلسطین با یکی از مدافعان سرسخت دولت اسرائیل به چالش برخاستم که گزارش آن در روزنامه لس آنجلس تایمز و مجله تایم منتشر شد. در سخنرانی در پارلمان اروپا نه تنها حمله نظامی و تحریم را محکوم کردم ، بلکه دولت آمریکا و دولت انگلیس را به دلیل نقض حقوق بشر محکوم نمودم.در سخنرانی شورای روابط خارجی آمریکا به تفصیل در این خصوص سخن گفته ام که چرا هر گونه دخالت خارجی یه زیان ملت ایران است و نه تنها به دموکراسی ختم نمی شود ،بلکه به رشد بنیادگرایی منتهی می شود.. مدتها وقت صرف کردم تا نام آورترین و بزرگترین روشنفکران جهان را متقاعد نمایم که باید حمله نظامی به ایران و طرح های تجزیه طلبانه برخی از محافل غربی را به صراحت محکوم کرد. نامه محتوی این نظرات را سیصد تن از روشنفکران نام آور جهان امضاء کردند. این نامه را در روز سه شنبه 27 شهریور 1386 به معاون سیاسی سازمان ملل متحد تحویل داده و سپس متن کامل آن را انتشار دادم( روزنامه لیبراسیون فراسه در دو صفحه تمام متن کامل این نامه و امضاء ها را در 25 سپتامبر 2007منتشر کرد). مگر اولین گام در راه تشکیل جبهه ی ضد جنگ چیزی جز این است که سرامدان فکری چهارگوشه ی جهان مشترکاً با حمله ی نظامی به ایران مخالفت کنند؟این نوع فعالیت ها باعث آزردگی برخی از نو محافظه کاران ایالات متحده شده است.به عنوان نمونه، مایکل لد ین , در کتابی که نوشته است مرا متهم کرده که مرعوب جمهوری اسلامی شده ام . ناقدی کتاب وی را نقد و نظر وی درباره ی مرا رد کرده است. لدین در پاسخ به وی می نویسد گنجی "بجای فراخوان حمایت بین المللی برای کمک به آزادی در ایران , بیشتر وقت خود را به هشدار در برابر چنین اقداماتی می گذراند، اشاره به این تغییر چشمگیر در رفتار گنجی به هیچ وجه تهمت و بهتان نیست , و شاید برای آن است که گنجی می خواهد از زندان دیگری پرهیز کند"( نشناال ریویو آنلاین , دهم سپتامبر ۲۰۰۷). جناب مهندس سحابی در حالی مرا به اعتقاد جدی به مداخله ی خارجی متهم می کند که نومحافظه کاران آمریکایی به شدت از مواضع ضد جنگ، ضد تجزیه طلبی، ضد تحریم من ناراضی و سرخورده اند.برخی از نومحافظه کاران آمریکایی گمان باطل می برند که دفاع از حمله نظامی و اقدامات تجزیه طلبانه معیار آزادیخواهی نیروهای دموکرات ایران است.
جناب آقای سحابی، آیا در میان دوستان و همفکران خود و اصلاح طلبان نمونه ای می توانید معرفی نمائید که به اندازه ی راقم این سطور طی ماه های گذشته سیاست های نظامی گرایانه دولت آمریکا در سراسر منطقه را محکوم کرده و نشان داده باشد که سیاست های امنیتی – نظامی آمریکا در نیم قرن گذشته همیشه به زیان دموکراسی در ایران تمام شده است؟ با این همه ، اگر مبارز خستگی ناپذیر ، جناب مهندس سحابی ، حتی یک سخن از من درباره مداخله خارجی به عنوان راه حل جدی مسائل ایران ارائه نمایند، نه تنها مدعای خود را تأئید کرده اند،بلکه چیزی جزء شرم و زبونی نصیب مدافع حمله نظامی به ایران نکرده اند؟
دوم: آقای مهندس سحابی می فرمایند:" گنجی به راحتی از صحنه مبارزه ملی کنار رفت". و در تعلیل این مسأله فرموده اند که جوان بودن و فقدان تجربه های عمیق سیاسی ،بسیار زود باعث سرخوردگی من و کنار رفتن از صحنه مبارزه ملی شده است. مشکل من آن است که نمی دانم "صحنه مبارزه ملی" واجد چه معنایی است؟ و کنار رفتن از این صحنه چه معنایی دارد؟ برای این مدعا چند وجه را می توان در نظر گرفت.
الف- صحنه مبارزه ملی یک مکان است : هر کس در ایران در حال مبارزه سیاسی باشد ، در صحنه مبارزه ی ملی قرار دارد و هر کس در خارج از مرزهای ایران مشغول مبارزه ی سیاسی باشد، صحنه ی مبارزه ی ملی را ترک گفته است.این مدعا غیر قابل دفاع است. اگر این مدعا صحیح باشد، در آن صورت آقای خمینی در تمام سالهای اقامت در نجف و پاریس ، دوستان نهضت آزادی در سالهای اقامت در آمریکا و کلیه فعالین کنفدراسیون و اعضای انجمن های اسلامی خارج از کشور، صحنه مبارزه ملی علیه شاه را ترک گفته بودند. اگر منظور جناب سحابی آن باشد که هر کس برای مدتی به خارج از کشور برود ، به راحتی صحنه مبارزه ملی را ترک گفته است ، بسیاری از دوستان و همفکران ایشان بیش از بنده در خارج از کشور اقامت داشته اند. آیا وقتی مرحوم دکتر شریعتی ایران را در سال 1356به قصد اقامت در غرب ترک گفت ، از صحنه مبارزه ملی کنار رفت؟ آیا سالها اقامت دکتر ابراهیم یزدی در آمریکا را باید به منزله ترک مبارزه ملی تلقی کرد؟ آیا مهندس عبدالعلی بازرگان که چند سالی است در ایالت کالیفرنیای آمریکا اقامت دارند، صحنه مبارزه ملی را ترک گفته اند؟ آیا محسن کدیور در یک سالی که در آمریکا اقامت داشت صحنه مبارزه ملی را ترک گفته بود؟ آیا دکتر سروش که از سال 1375 تاکنون در خارج ایران اقامت دارد صحنه مبارزه ی ملی را تر گفته است؟
ب- هر مبارزه ای مبارزه ی ملی نیست :مدعا این است که ملاک های خاصی برای تمیز مبارزه ی ملی از دیگر اشکال مبارزه وجود دارد. در این صورت باید ملاک ها و معیارهای دقیق، و اجماعی، مبارزه ی ملی اعلام شود تا روشن شود چه کسانی در این صحنه قرار دارند و چه کسانی خارج از این صحنه مشغول مبارزه هستند؟ به عنوان مثال: آیا ارتباط با دیگر دول فقط حق دولت خودکامه است یا جنبش دموکراتیک هم حق دارد با دیگر دول ارتباط داشته باشد؟آیا ارتباط جنبش دموکراتیک با پارلمان ها ، از آن نظر که نمایندگان مردم هستند، مجاز است یا نامجاز؟آیا تماس با سازمان ملل مجاز است یا نامجاز؟ آیا ارتباط با جامعه مدنی جهانی بخشی از مبارزه ی ملی است یا ارتباط با جامعه مدنی جهانی هم دعوت به مداخله خارجی محسوب می شود؟ آیا استفاده ی از رسانه های خارجی بخشی از مبارزه ی ملی است یا عملی ضد ملی است؟ آیا با منابع مالی غربیان می توان رسانه هایی چون روز آن لاین و رادیو زمانه به راه انداخت؟ آیا گفت و گو با این رسانه ها مجاز است؟ آیا انتشار مقالات گردانندگان این رسانه ها در رسانه های داخلی مجاز است؟ آیا ان .جی . او های داخلی مجازند از کمک های مالی نهادهای مدنی بین المللی استفاده کنند؟ و... در عصر جهانی شدن و کاهش قدرت دولت ملی مدرن، مفهوم "استقلال" و "ملی" را باید از نو به گونه ای باز تعریف کرد که با ساختارهای جدید جهانی سازگار افتد.
ج – مصداق مبارزه ی ملی : مبارزه ی ملی یک مکان نیست ، اما وجو دارد و آنچنان گسترده است که می توان آن را صحنه ی مبارزه ملی نامید و به مشاهده آن نشست. در این صورت پرسش این است که این صحنه کجاست که دیده نمی شود؟ این چه مبارزه ای است که همگان از رخوت و سکون و خاموشی و شکست آن سخن می گویند؟ آیا دعوت به بی عملی و آرامش و سکوت حاکی از تحرک است؟باید چیزی وجود داشته باشد که کسی آن را ترک گفته باشد.
د- شرکت در انتخابات: برخی بر این گمانند که تکلیف همه چیز در سر صندوق های رأی روشن می شود. این حکم کلی حتی در جوامع دموکراتیک صادق نمی باشد ، چه رسد به جوامع غیر دموکراتیک. انتخابات آزاد ، رقابتی و منصفانه یکی از نهادهایی است که دموکراسی را می سازد. اتحادیه های گارگری یکی دیگر از نهادهایی است که جوامع دموکراتیک را می سازند. در جوامع دموکراتیک که مشروعیت نظام سیاسی مورد تأئید است ، "نافرمانی مدنی" برای نقض عملی قوانین ناعادلانه،ناحق و برخلاف وجدان ، یکی از اجزای دموکراسی را تشکیل می دهد. جوامع غیر دموکراتیک فاقد ساختاردموکراتیک و نهادهای دموکراتیک اند. در این جوامع چیزی به نام شبهه انتخابات ( غیر آزاد، غیر رقابتی ، غیر منصفانه ، تقلبی ، غیر موثر ) وجود دارد. اما تعطیل کردن تمام اشکال فعالیت سیاسی ، و فروکاستن مبارزه به شرکت در انتخابات و انداختن یک برگ رأی در صندوق، راهگشای دموکراسی نیست. شاید منظور از "ترک کردن صحنه ی مبارزه ی ملی" ، تحریم انتخابات باشد. اگر شرکت در انتخابات و انداختن یک برگ بدون هزینه در صندوق رأی مصداق مبارزه ی ملی باشد، قطعاً تحریم انتخابات، که هزینه مند است ، یکی از اشکال مبارزه می باشد. بدینترتیب نمی توان تحریم کنندگان انتخابات را به ترک صحنه ی مبارزه ی ملی متهم کرد. اما متأسفانه هستند کسانی که به جز قدرت و ثروت به چیزی نمی اندیشند،اینان،تحریم کنندگان انتخابات را متهم کرده اند که منتظر ورود سربازان آمریکایی با کوله پشتی اند تا برای آنها دموکراسی به ارمغان بیاورند. فعلاً بحث بر سر درستی یا نادرستی( کارایی یا ناکارایی) تحریم یا شرکت درانتخابات نیست. مسئله این است که آیا می توان تحریم کنندگان انتخابات را جاده صاف کن سربازان آمریکایی(حمله نظامی به ایران) ، تقدیم کنندگان خاک ایران به آمریکائیان و ترک کنندگان صحنه ی مبارزه ی ملی نامید؟ جناب سحابی از شما می پرسم : آیا می توان از یک سو خود را مدافع دموکراسی و حقوق بشر خواند، و از سوی دیگر تحریم کننده ی انتخابات را مدافع حمله ی نظامی آمریکا به ایران و تقدیم کننده ی خاک ایران به بیگانه خواند؟ مگر این بخشی از حقوق شهروندی نیست که فرد مجاز است انتخابات را تحریم یا در آن شرکت کند؟( این اتهامات و پرونده سازی های اطلاعاتی – امنیتی متأسفانه از سوی کسانی صورت می گیرد که امروزه ادعاهای عجیب دارند. اگر جناب مهندس مایل باشند، مقاله هایی را که چنین اتهاماتی در آن ها مطرح شده ، برایشان ارسال خواهم کرد).
سوم: جناب آقای مهندس سحابی فرموده اند گنجی در میزگرد حسینیه ارشاد :" خیلی زود داغ شده بود". جناب مهندس سحابی به خوبی می دانند که سردی و داغی ملاک و معیاری برای نقد سیاسی نیست. باید دقیقاً روشن کرد که من در آن میزگرد چه گفته ام ، و شما با کدام بخش از سخنان من ، به چه دلیلی ، مخالف هستید؟ در آن میزگرد سخنی نگفته ام که اکنون قادر به دفاع از آن نباشم؟ برخی براین گمانند که اصلاحات شکست خورد چون چند نفر "تندرو" با تندروی باعث شکست آن شدند، غافل از آنکه پدیده های اجتماعی معلول دهها علل مختلف اند. اگر جامعه از اصلاح طلبان روی برگرداند، علت آن تندروی تعداد اندکی از افراد نبود، یکی از علل آن عدم ایستادگی بر سر وعده ها و آرمانها بود. جامعه شاهد عقب نشینی مداوم و حاصل اندک مبارزات بود. اینک هم برخی با تحلیل نادرست شکست اصلاحات ، حتی از شعارهای دوم خرداد 76 دست کشیده و شعارهای دهه 60 را مطرح می کنند.
چهارم : جناب آقای مهندس سحابی که پنجاه سال مبارزه گرانبها و آموختنی را در پیشینه سیاسی خود به یادگار دارند ، می فرمایند :"روشنفکرانی که حدود پنجاه سال سابقه فعالیت دارند ... به سادگی به این نتیجه [افسردگی ، کنار رفتن از صحنه مبارزه ملی و تن دادن به دخالت خارجی] نمی رسند" . رهبران اصلاح طلب به دلیل آنکه سن شان بین 50 تا 55 سال است، در اثر پیروزی موقتی داغ می کنند ، و در اثر شکست افسرده می شوند .
این نکته بسیار ساده نیاز به تاکید ندارد که مخالفت با دخالت خارجی به پیشینه سیاسی چندانی نیازمند نیست. هرکس ، حتی بدون یک روز مبارزه سیاسی ، اگر به عراق و افغانستان و اروپای شرقی سابق بنگرد، با دخالت خارجی مخالفت خواهد کرد. در این موارد، دخالت خارجی به آزادی و دموکراسی و توسعه منتهی نگردید. مسأله و مشکل ما ، "استبداد ماندگار تاریخی و گذار به نظام دموکراتیک ملتزم به آزادی و حقوق بشر" است. انتظار نسل جوان و دیگران از فرد شایسته ای چون مهندس سحابی با نیم قرن سابقه مبارزه سیاسی آن است که راه ها و شیوه های مبارزه مسالمت آمیز گذار به دموکراسی را به آنها بیاموزد. محل نزاع کنونی فعالین سیاسی ، دخالت یا عدم دخالت خارجی ، تحرک یا بی تحرکی و افسردگی ، کنار رفتن یا کنار نرفتن از صحنه مبارزه ملی نمی باشد. مسأله این است: برای گذار به دموکراسی چه باید کرد؟برخی براین گمانند که چون سخن گفتن دیگر تاثیری ندارد، پس باید شش ماه یا تا اطلاع ثانوی سکوت کرد. من با سکوت مخالف هستم. حرف زدن و بیان نظر ، قدرت نامحدودی ندارد. همانگونه که بارها تاکید کرده ام ، اگر تا ابد در باره مفهوم آب سخن بگوئیم ، مفهوم آب رفع تشنگی نخواهد کرد. اگر تا ابد در باره مفهوم خانه سخن بگوئیم ، مفهوم خانه کسی را صاحب خانه نخواهد کرد. بر همین وجه ، اگر تا ابد درباره مفاهیم دموکراسی و آزادی و حقوق بشر سخن بگوئیم ، از دل این مفاهیم ، دموکراسی و آزادی و حقوق بشر بیرون نخواهد آمد. همانطور که برای رفع تشنگی و صاحبخانه شدن باید "کاری" کرد، برای گذار به دموکراسی هم باید "کاری" کرد . در دهه ی ماقبل انقلاب، همه چیز به عمل و پراتیک فروکاسته می شد و نظر ورزی کاری بورژوایی خوانده و نفی می شد. مدتی است که هر گونه اقدام عملی نفی و فقط نظر ورزی و گفتن و نوشتن پیشیه ما شده است. اما اینک قرار است یک گام دیگر هم عقب نشینی صورت گیرد و سکوت ، مبارزه ملی نامیده شود. از جناب مهندس سحابی انتظار می رود که در این خصوص اعلام نظر و ارشاد فرمایند.
برای این امر باید ابتدا نظر خود را درباره ی نظام سیاسی دقیقاً روشن نمائیم، برای اینکه از نظام های سیاسی متفاوت ، با روش های واحد نمی توان به دموکراسی گذار کرد. راههای گذار از نظام های غیر دموکراتیک( رژیم های توتالیتر و فاشیستی ، دیکتاتوریهای نظامی و نظام های سلطانی ) به نظام های دموکراتیک متفاوت است. از این جهت تعیین اینکه نظام جمهوری اسلامی ایران مصداق کدام یک از نظام های غیر دموکرایتک است بسیار مهم است. در گام دوم باید دقیقاً روشن نمائیم که هدف ما چیست؟ آیا خواهان یک نظام دموکراتیک ملتزم به آزادی و حقوق بشر ( که قعطاً یک نظام سکولار است ) هستیم؟ مرحوم مهندس بازرگان در اواخر عمر شریف خود نظریه دین فقط برای خداپرستی و آخرت را مطرح کرد. می دانم که بسیاری از نیرو های ملی – مذهبی با این نظر مخالف و بیشتر از نظرات مرحوم دکتر شریعتی دفاع می نمایند. اما مسأله این است که دین در دولت مطلوب شما چه نقش و جایگاهی دارد؟آیا جدایی نهاد دین از نهاد دولت را می پذیرید و با هر گونه نظام سیاسی دینی وداع می گوئید؟ در گام سوم ، پس از روشن شدن هدف و تعیین نوع حکومت حاضر ، نوبت شیوه های عملی گذار به هدف فرا می رسد. من به نوبه ی خود ، به عنوان فردی که لااقل دغدغه دموکراسی دارد، می خواهم از مرد بزرگی چون سحابی با سابقه ی پنجاه سال فعالیت سیاسی ، این نکات اساسی را بیاموزم.
اکبر گنجی
6مهرماه1386
انتقاد زیباری از ایران برای بستن مرز کردستان
رادیوفردا: هوشيار زيباری، وزير امور خارجه عراق، روز شنبه ۲۹ سپتامبر، گفت: ايران به خاطر موضوعی که مقام های کرد عراقی مسئول آن نيستند، بر منطقه کردنشين عراق فشار وارد می کند.
به گزارش خبرگزاری آسوشيتدپرس، اشاره آقای زيباری به دستگيری بک مقام ايرانی در هتل پالاس شهر سليمانيه توسط نيروهای آمريکايی در روز ۲۰ سپتامبر بود.
وی افزود:«در حاشيه مجمع عمومی سازمان ملل متحد، موضوع بسته شدن پنج گذرگاه مرزی ايران با منطقه کردنشين عراق را در گفت و گو با همتای ايرانی خود مطرح کرده است.»
هوشيار زيباری گفت که به منوچهر متکی گفته است: «اين حرکت عاقلانه ای نبود و تنها می تواند جو اعتماد متقابل میان دو کشوررا از بين ببرد. ايران تمام منطقه را برای اقدامی که کردهای عراق مسئول آن نبوده اند، تحت فشار قرار داده است.»
«اين حرکت عاقلانه ای نبود و تنها می تواند جو اعتماد متقابل میان دو کشوررا از بين ببرد.»
هوشيار زيباری
ارتش آمريکا گفته است که محمود فرهادی، يک عضو نيروی قدس، شاخه ای از سپاه پاسداران، را که در قاچاق سلاح به تندروهای شيعه نقش دارد، دستگير کرده است.
دستگيری محمود فرهادی، تنش بين مقام های آمريکايی و عراقی را که پيش از اين به خاطر قتل ۱۱ غيرنظامی عراقی توسط گاردهای امنيتی سازمان بلک واتر در روز ۱۶ سپتامبر دچار مشکلاتی شده بود، افزايش داده است.
بلک واتر، مسئول تامين جانی ديپلمات های آمريکايی در عراق است.
بلک واتر تاکيد می کند که گارهايش قانونی عمل می کنند و در پاسخ به حمله شورشيان مسلح اقدام به تيراندازی کرده اند.
آقای زيباری گفت:«دولت عراق از سفارت آمريکا در بغداد خواسته است دلايل خود برای دستگيری تبعه ايرانی را ارائه کند» و تاکيد کرد که «عراق خواستار آزادی وی شده است.»
اما وزير امور خارجه عراق گفت:«اين فرد ايرانی همچنان در بازداشت آمريکا است و مرز نيز بسته مانده است.»
او بسته شدن مرز را «غيرعادلانه» و «غير منصفانه» دانست و گفت که اين اقدام ايران بر وضعيت اقتصادی منطقه کردنشين عراق، از جمله به خاطر بالا رفتن قيمت ها، تاثيرگذار بوده است.
به گفته هوشيار زيباری، منطقه کردنشين عراق به نفت وارداتی از ايران وابسته است، اما ايرانی ها می خواهند امتيازی در دست داشته باشند.
«مرز باز است»
محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری اسلامی ايران، در گفت و گو با خبرگزاری آسوشيتدپرس در روز دوشنبه، ۲۴ سپتامبر، بسته شدن مرز اين کشور با عراق به خاطر بازداشت يک مقام ايرانی را تکذيب کرد.
«حمل و نقل کالاها و داد وستد و نيز سفر به دو سوی مرز ادامه دارد.»
محمود احمدی نژاد
وی گفت:«هر ساله، ميليون ها ايرانی به عراق می روند تا اماکن مقدس در آن کشور را زيارت کنند.»
رييس جمهوری اسلامی ايران گفت:«اخيرا، به دليل برخی درگيری ها و انفجار چند بمب که يک غيرنظامی ايرانی در جريان آن کشته شد، دولت از شهروندان ايران درخواست کرد از سفرهای زيارتی به عراق، تا زمانی که امنيت برقرار شود، خودداری کنند. اما حمل و نقل کالاها و داد وستد و نيز سفر به دو سوی مرز ادامه دارد.»
در روزی که محمود احمدی نژاد خبر بسته شدن مرز ايران و عراق را تکذيب کرد، جمال عبدالله، رييس حکومت منطقه ای کردستان عراق، در گفت و گو با خبرگزاری فرانسه، گفت که « تمامی پنج گذرگاه های مرزی ميان ايران و کردستان عراق روز دوشنبه توسط مقامات ايران بسته شده است.»
استاندار کردستان ايران نيز به اين خبرگزاری گفت: « ما تمام مرزهای خود را بسته ايم و اميدواريم که مقامات عراقی با سرعت هرچه بيشتر نسبت به آزادی همکارمان اقدام کند.»
اسماعيل نجار افزود: «ما قبلا گفته ايم که اگر وی سريعا آزاد نشود در روابط تجاری خود تجديدنظر خواهيم کرد.»
محمد علی حسينی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ايران، نیز با صدور بيانيه ای، اين بازداشت را «نقض صريح کنوانسيون های بين المللی» خواند و گفت که «چنين اقداماتی با هدف تخريب مناسبات ايران و عراق صورت می گيرد.»
جلال طالبانی، رييس جمهوری عراق، نيز خواستار آزادی فوری آقای محمودی شد و اعلام کرد که « ايران در مورد بستن مرزهای دو کشور در صورت ادامه بازداشت آقای فرهادی اخطار داده است.»
سخنگوی پنتاگون می گويد: فرد بازداشت شده، هفتمين عضو نيروی قدس است که توسط نيروهای آمريکايی در عراق دستگير شده است.
واشينگتن بارها تهران را متهم کرده است که از طريق نيروی قدس در عراق مداخله می کند و باعث ايجاد بی ثباتی در آن کشور می شود.
مقامات ايرانی اين اتهامات را «بی پايه و اساس» خوانده و گفته اند: حضور نيروهای آمريکايی در عراق است که به بی ثباتی دامن می زند
استفاده از نام نقش جهان دیگر مجازات ندارد!
آفتاب- با خارج شدن میدان نقش جهان اصفهان از فهرست آثار در خطر سازمان یونسكو، مسئولان سازمان میراث فرهنگی به این فکر افتادهاند که در آبانماه امسال جشنی ملی در اصفهان برپا كنند.
سایه برج جهان نما از سر نقش جهان کم می شود(کلیک کنید)
به گزارش آفتاب، پس از آنکه شکایتهای پیگیر عدهای از شهروندان برای جلوگیری از ساخت برج جهاننما نتیجه داد و با فشارهای سازمان یونسکو مسئولین شهرداری اصفهان ناچار شدند بخشی از ارتفاع برج جهاننما را کاهش دهند، اکنون قائم مقام سازمان میراث فرهنگی ضمن اعلام خبر برگزاری جشن ملی میدان نقش جهان توضیح میدهد: «در نظر داریم با برپایی این جشن، مسئله نقش جهان را در سطح ملی مطرح كنیم».
«جمشید بقایی» بدون اشاره به پرونده شکایت از ساخت برج جهاننما که «محمدعلیدادخواه» آن را تا سرانجام نهایی پیگیری کرد، مدعی شد «صیانت و حفاظت از آثار تاریخی به عنوان یك اصل اساسی در سازمان میراث فرهنگی مطرح است» و افزود: «با برپایی این جشن به تمامی مردم ایران و جهان نشان میدهیم كه تمام بناهای تاریخی ثبت شده در سطح جهان یا در حال ثبت حائز اهمیت هستند».
قائم مقام سازمان میراث فرهنگی، در مورد برپایی جشن ملی برای میدانی که چندی پیش اعلام شده بود نام بردن از آن با عنوان «نقش جهان مجازات» دارد، خبر داد: «با برپایی جشن ملی نقش جهان آداب، سنن و فرهنگ ایرانی را به نمایش میگذاریم» و تاكید كرد: «میدان نقش جهان دارای ویژگیهای منحصر به فردی است و هدف سازمان نیز نشان دادن این ویژگیها است».
--------------------
عضو شورای اسهالی شهر اصفهان: استفاده از نام ميدان نقش جهان مجازات دارد
آفتاب:در حالی که بيست و نهمين اجلاس کميته ميراث فرهنگی يونسکو در شهر دوربان آفريقای جنوبی در حال برگزاری است و ساختمان يک برج تجاری به نام جهان نما در ميدان نقش جهان اصفهان باعث شده که اين ميدان در آستانه حذف از فهرست ميراث جهانی قرار بگيرد، احمد امين پور عضو شورای شهر اصفهان گفته است: استفاده از نام نقش جهان برای اين ميدان که از بعد از انقلاب ميدان امام خوانده شده مجازات دارد.
امين پور عضو شورای اسلامی شهر اصفهان گفت: ميدان نقش جهان بايد ميدان امام خوانده شود زيرا اين نام درتمام اسناد داخلى و حتى در ثبت جهانى يونسكو هست و از به كاربردن هر نام ديگرى بايد خوددارى شود. وى با اشاره به اينكه اين ميدان با عنوان ديگری چون نقش جهان از سوى مطبوعات و رسانهها خبرى خوانده می شود تهديد کرد: ,از اين پس اگر اين ميدان با عنوان ديگر معرفى شود، برخورد قانونى صورت خواهد گرفت,.
--------------------
البته بقایی از حضور قابل پیشبینی رییس جمهور محمود احمدینژاد در این جشن نیز خبر داد و با بیان اینكه «در مراسم جشن ملی نقش جهان كه از 19 آبان ماه به مدت یك هفته در اصفهان برپا میشود، رئیس جمهور نیز حضور خواهد داشت»، تصریح كرد: «از سوی رئیس جمهور نامهای مبنی بر بسیج همه دستگاه ها به آنها ابلاغ شده تا این جشن هر چه باشكوهتر برگزار شود و سازمان نیز تمام توان خود را به كار خواهد گرفت تا جشنی در خور شأن این اثر جاودان برپا شود».
دادخواه: به شهردار اصفهان قفل دهید نه کلید (کلیک کنید)
تعمد صدا و سیما در پخش "خلیج عربی" از زبان سردار روزبهانی؟!
عصرایران: روز بهاني عنوان كرد در رابطه با خبر دستگيري اعضاي شبكه قاچاق زنان به خارج از كشور با خبرنگار صدا و سيما 12 دقيقه مصاحبه داشته در حاليكه مديران پخش خبر 21 تنها همان 30 ثانيه اي را براي پخش انتخاب كرده اند كه در آن 2بار از عنوان خليج عرب استفاده شده بود.
عصرایران - سردار روزبهاني، رئيس پليس مبارزه با مفاسد اجتماعي ناجا که چندي قبل پخش مصاحبه او و به كار رفتن نام جعلي خليج عربي در اين مصاحبه جنجال هاي را ايجاد كرده بود در يك جمع خصوصي اظهار داشته كه صدا وسيما به طور عمدي اقدام به پخش آن مصاحبه كرده وهيچ سهل انگاري در كار نبوده است.
به گزارش خبرنگار عصر ايران(asriran.com) روز بهاني در اين جلسه عنوان كرده كه در رابطه با خبر دستگيري اعضاي شبكه قاچاق زنان به خارج از كشور با خبرنگار صدا و سيما 12 دقيقه مصاحبه داشته در حاليكه مديران پخش خبر 21 تنها همان 30 ثانيه اي را براي پخش انتخاب كرده اند كه در آن 2بار از عنوان خليج عربی استفاده شده بود.
وي همچنين تاكيد كرده است كه همان زمان بلافاصله متوجه اشتباه لفظي خود در به كار بردن عنوان خليج العرب شده واين موضوع را تصحيح كرده است و مجدداً از وی مصاحبه گرفته شده و علاوه براين از خبرنگار خواسته است كه مصاحبه اصلاح شده پخش شود درحاليكه در كمال تعجب در صدا وسيما مصاحبه قبلي پخش گرديد.
برخي منابع پخش مصاحبه سردار روزبهاني در رسانه ملي كه در آن از عنوان جعلي خليج عربي استفاده شده بود را نوعي تصفيه حساب برخی مسئولان رده های میانی سازمان صدا وسيما با نيروي انتظامي تلقي كرده اند چرا كه صدا وسيما به دليل كنار گذاشتن فرزاد حسني از برنامه كوله پشتي پس از مصاحبه جنجالي با رادان ، به شدت نزد افكار عمومي تضعيف شده بود وبه همين دليل به نظر مي رسد رسانه ملي به دنبال بهانه اي براي جبران اين لطمات بوده است .
در هر صورت اگر تنها يك درصد احتمال اينكه پخش مصاحبه يك مقام مسئول جمهوري اسلامي ايران كه در آن به جاي خليج فارس از عبارت خليج عربي استفاده شده درست باشد بايد به حال مديران صدا وسيما تاسف خورد چرا كه منافع ملي مسلم كشور را بازيچه تصفيه حساب هاي شخصي خود قرار داده اند .
گفتني است سردار روزبهاني از رزمندگان دوران دفاع مقدس است که در اوائل جنگ به اسارت نیروهای بعثی عراق درآمد و سالهای متمادی را در اسارت به سر برد . وی در بین مسؤولان نیروی انتظامی ، به عنوان شخصی متعهد و عملگرا معروف است .
به دستور خامنه ای سپاه مسئول سرکوب در داخل ایران است
بیبیسی: سرلشکر جعفری در کنار فرماندهی کل سپاه، فرماندهی بسیج را نیز بر عهده گرفت
فرمانده کل سپاه پاسداران ایران وظیفه اصلی سپاه را 'مقابله با تهدیدهای داخلی' خوانده و گفته این نهاد "صرفا بعد نظامی ندارد."
به گزارش خبرگزاری های ایرانی سرلشکر محمدعلی جعفری در مراسمی که طی آن فرماندهی بسیج نیز به وی واگذار شد، گفت: "سپاه باید سازمانی انعطاف پذير داشته باشد تا بتواند در برابر تهديدات سياسی، اجتماعی و امنيتی دشمنان به درستی وارد عمل شود."
این بخش از سخنان آقای جعفری در گزارش خبرگزاری دولتی ایران از 'مراسم تودیع' نیروی مقاومت سپاه پاسداران ایران (بسیج) نقل نشده اما خبرگزاری های نیمه رسمی مهر و فارس به آن اشاره کرده اند.
آقای جعفری در این مراسم گفته بنا به تشخیص رهبر جمهوری اسلامی استراتژی سپاه با گذشته فرق کرده "بدين ترتيب كه ماموريت اصلی سپاه در حال حاضر مقابله با تهديدهای داخلی است و سپس در صورت تهديد نظامي خارجی سپاه به كمک ارتش خواهد شتافت."
در مراسمی که روز شنبه بیست و نهم سپتامبر (هفتم مهر ماه) در تهران برگزار شد، فرماندهی دهساله سرتیپ سید محمد حسین زاده حجازی بر نیروی مقاومت سپاه پاسداران ایران (بسیج) رسما پایان یافت و فرماندهی این نیرو نیز به فرمانده كل سپاه - سرلشکر جعفری - محول شد.
بسيجيان نيروهای آماده ولی غير موظفی هستند كه هر وقت لازم شود در صحنه حاضر شده و در كنار سپاه از انقلاب اسلامی دفاع خواهند كرد
سرلشکر محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران
بسیج که بخشی از نفرات آن از نیروهای داوطلب مردمی و بخش دیگر از نظامیان وظیفه و رسمی تشکیل شده در مجموعه نیروهای سپاه پاسداران طبقه بندی شده و فرمانده آن تاکنون عملاً تحت نظارت فرمانده کل سپاه فعالیت می کرده است.
مقامات سیاسی و نظامی ایران همواره از بسیج به عنوان نیرویی یاد کرده اند که در صورتی که این کشور هدف حمله قرار گیرد می تواند نقش مؤثری در دفاع از کشور ایفا کند.
آقای جعفری در بخش دیگری از صحبت هایش پاسداران را همان بسيجيانی خواند "كه تمام وقت بايد در خدمت انقلاب باشند." وی افزود: "بسيجيان نيز نيروهای آماده ولی غير موظفی هستند كه هر وقت لازم شود در صحنه حاضر شده و در كنار سپاه از انقلاب اسلامی دفاع خواهند كرد."
نفرات داوطلب بسیج در برخی موارد برای مقابله با حرکت های اعتراضی که با انگیزه های مختلف سیاسی، قومی، دانشجویی یا صنفی در نقاط مختلف ایران به راه می افتد، ایفای نقش می کنند و در قالب نیروهای موسوم به لباس شخصی ظاهر می شوند.
ترور یک امام جماعت دیگر در اهواز
پیک ایران: درفاصله كمتر از 4 ماه از ترور شيخ هاشم سميري، شامگاه امروز يكي ديگر از ائمه جماعت شهرستان اهواز هدف ترور منافقان قرار گرفت كه ناكام ماند.
به گزارش فارس ، شيخ سمير دورك وندي شامگاه هفدهمين روز ماه مبارك رمضان در حالي كه قصد رفتن به مسجد جهت اقامه نماز مغرب و عشاء را داشت، ترور شد.
اين حادثه در مسير منزل وي تا مسجد خاتم الانبياء كوي علوي اهواز رخ داد و طي آن يك گلوله به سوي شيخ سمير دوركوندي شليك شد كه يك گلوله به ديوار و 2 گلوله ديگر به كتف و شكم وي اصابت كرد.
بر اثراين حادثه تروريستي شيخ سمير دوركوندي مجروح شد و به بيمارستان انتقال يافت كه حال وي از سوي پزشكان تحت كنترل اعلام شد.
با وقوع اين حادثه ماموران امنيتي استان خوزستان محل مذكور را تحت مراقبت و محاصره قرار دادند.
مقامات امنيتي استان در حال پيگيري و شناسايي ضارب يا ضاربان هستند.
لازم به ذكر است كه اوايل خرداد ماه سال جاري نيز شيخ هشام سميري توسط منافقان كوردل هدف ترور قرار گرفت و شهيد شد و چندي پيش عوامل ترور وي دستگير شدند .
September 29, 2007
215 نماينده مجلس در بيانيهاي ارتش آمريكا و سازمان سيا را تروريست معرفي كردند
ایسنا: 215 نماينده مجلس در بيانيهاي عمليات تروريستي ارتش متجاوز آمريكا و سازمان اطلاعات و امنيت آن كشور (سيا) را محكوم كردند.
به گزارش خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، متن اين بيانيه كه پيش از پايان جلسه علني روز شنبه قرائت شد، به شرح زير است: ارتش متجاوز آمريكا و سازمان اطلاعات و امنيت آن كشور (سيا) بنا به دلايل ذيل تروريستپرور حامي تروريسم و خود نيز تروريست هستند.
1ـ بمباران اتمي هيروشيما و ناكازاكي در گذشته و استفاده از اورانيوم ضعيف در بمبارانهاي بالكان و عراق و افغانستان؛
2ـ اشغال خاك كشورهاي متعدد همچون ويتنام در گذشته و عراق و افغانستان در حال حاضر؛
3ـ حمايتهاي بيحد و حصر از رژيم نژادپرست و متجاوز صهيونيستي و مشاركت در عمليات تروريستي دولتي آن رژيم بر عليه ملت مظلوم فلسطين و لبنان و كشورهاي منطقه؛
4ـ حمايتهاي غيرقانوني و فراوان از ديكتاتور سابق عراق صدام و گروههاي تروريست مانند سازمان تروريستي منافقين؛
5 ـ تربيت تروريستهاي القاعده و طالبان در دوران اشغال خاك افغانستان به وسيله شوروي سابق توسط سازمان سيا؛
6 ـ كشتار مردم بيگناه عراق و افغانستان و بمبارانهاي روزانه، شكنجه مردم عادي در زندانهاي ابوغريب و گوانتانامو و زندانهاي مخفي متعدد در جهان به ويژه در اروپا و بسياري از رفتارهاي ديگر كه كارنامه سياه ارتش و سازمان سياي آمريكا را تشكيل ميدهد.
در ادامه بيانيه آمده است: طبيعي است بر اساس معيارهاي شناخته شده جهان امروز و مقررات بينالمللي پذيرفته شده در روابط بينالملل، از منشور ملل متحد گرفته تا كنوانسيونهاي متعدد مرتبط با جنگها و حقوق بشر چنين اقداماتي بدون ترديد ناقض كليه معيارهاي شناخته شده و بينالمللي است و اين ارتش امروز ارتش تجاوزگر اشغالگر و تروريستپرور است.
نمايندگان ملت ايران ضمن محكوم كردن تجاوزات ارتش آمريكا و ايجاد ناامني در منطقه به خصوص عراق و افغانستان، از سازمان ملل متحد خواستند با دخالت خود از ادامه كار شكنجهگاههايي مانند گوانتانامو و ابوغريب و زندانهاي مخفي آمريكا در كشورهاي مختلف جلوگيري كند.
حداد عادل: تابوي گفتوگو نكردن شكسته شد مساله گفتوگو نكردن نيست؛ مساله اين است كه چه كسي گفتوگو كند
خُسن آقا: غیرت نداشته سید علی چلاق را به باد دادند.
ایسنا: غلامعلي حدادعادل رييس مجلس شوراي اسلامي شب گذشته درمراسم استقبال از رييس جمهور از سفر به قاره آمريكا و شركت در مجمع عمومي سازمان ملل متحد در پاسخ به اين سوال كه دستاورد سفر رييس جمهور به نيويورك به نظر شما چه بود؟ گفت: به نظر من يكي از مهمترين دستاوردهاي اين سفر اين است كه تابوي گفتوگو نكردن شكسته شد و اين يك اقدام بسيار بزرگ و دستاورد بزرگي است.
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، حدادعادل با بيان اين كه در جريان اين سفر باب گفتوگو از موضع انقلاب اسلامي با ملت آمريكا، فرهيختگان آمريكايي و كساني كه در دام سرمايهدار سلطهگر و صهيونيست نيافتهاند باز شده است، افزود: در طول اين 28 و 29 سال يك فضايي بوده است كه در آن حرف منطقي ملت ايران گفته نشود و به نظر من مهمترين دستاورد اين سفر اين است كه ما از اين به بعد ميتوانيم همهمان بگوييم كه آماده گفتوگو با مردم آمريكا و مسوولان آمريكايي هستيم.
رييس مجلس شوراي اسلامي اعلام كرد: مساله گفتوگو نكردن نيست؛ مساله اين است كه چه كسي گفتوگو كند و چه بگويد و وقتي اين طور از مواضع انقلاب دفاع ميشود و به صورت منطقي و با استدلال دفاع ميشود، ميتوانيم بگوييم كه تابوي گفتوگو نكردن شكسته شد و اين يك اقدام بسيار بزرگ و دستاورد بزرگ است.
«تجمع بیش از هزار تن از کارگران نیشکر هفت تپه»بهروز کارونی
رادیوفردا: به گفته یکی از کارگران شرکت نیشکر هفت تپه، بيش از يک هزار نفر کارگران این کارخانه، روز شنبه، در مقابل فرمانداری شهر شوش تجمع کرده اند.
این فعال کارگری که نخواست نامش فاش شود، به رادیو فردا گفت که ماموران نيروی انتظامی درسه راهی هفت تپه – شوش تلاش کردند مانع حرکت کارگران شوند، اما کارگران توانستند خود را به شهر شوش برسانند.
کارگران کارخانه نیشکر هفت تپه که بارها برای دريافت حقوق معوقه و تحقق ساير درخواست های صنفی خود به اعتصاب دست زنده اند، اين بار پس از تحقق نيافتن وعده يعقوب شفيعی، مدير عامل روحانی اين شرکت، مبنی بر پرداخت حقوق شان در روز دوم مهر ماه، اين حرکت اعتراضی را انجام داده اند.
کارگران کارخانه نیشکر هفت تپه که بارها برای دريافت حقوق معوقه و تحقق ساير درخواست های صنفی خود به اعتصاب دست زنده اند، اين بار پس از تحقق نيافتن وعده يعقوب شفيعی، مدير عامل روحانی اين شرکت، مبنی بر پرداخت حقوق شان در روز دوم مهر ماه، اين حرکت اعتراضی را انجام داده اند.کارگران این کارخانه می گویند که به جز دريافت حقوق معوقه، خواسته های دیگری چون پرداخت حق بيمه، تامين امنيت شغلی، بازگرداندن خانه های سازمانی شرکت به کارگران، پرداخت بن و پاداش و همچنين بهبود مديريت و وضعيت اقتصادی شرکت نيشکر هفت تپه نیز دارند.
يکی از کارگران اعتصابی اين شرکت به راديو فردا گفت: «دو ماه و نيم است که هزاران کارگر حقوق و مزايای خود را نگرفته اند و مدير عامل بارها قول پرداخت آنها را به ما داده، اما اين کاررا نکرده است.»
به گفته اين کارگر، همين موضوع به مشکلات اقتصادی کارگران و خانواده های آنان دامن زده است.
او با اشاره به آتش زدن نيشکرهايی که با صرف هزينه زياد کاشته شده اند، افزود: «زمين هايی که نيشکر آنها سوزانده شده اند، به بهای نازل به بخش خصوصی واگذار می شوند.»
کارگران شرکت نيشکر هفت تپه درشهريور سال جاری، در نامه ای به رييس سازمان بين المللی کار - I.L.O - نوشته بودند که مسئولان شرکت، بخش قابل توجهی از زمين های اين شرکت را به بخش خصوصی واگذار کرده اند و ماشين آلات کشاورزی را به فروش رسانده اند.
يکی ديگر از کارگران اعتصابی با اشاره به سياست های اقتصادی دولت محمود احمدی نژاد و بی توجهی اش به مشکلات کارگران به رادیو فردا گفت: «دولت جمهوری اسلامی به فلسطين و کشورهای عربی کمک می کند. چطور است که پول دارد که به آنها کمک کند، اما برای ما ندارد؟»
کارگر ديگری نیز سخنان همکار اعتصابی خود را چنين ادامه می دهد که کل بدهی های شرکت نيشکر هفت تپه به دولت و سازمان های تابعه آن مانند شرکت برق و شرکت آب است.
فعالان کارگری می گویند که برای خصوصی کردن کاخانجات در ایران، بعضی از مدیران دولتی ابتدا کارخانه را از وضعیت مناسب و سودده خارج می کنند و بعد از پایین آمدن قیمت کارخانه، اموال آن و املاکش، «برخی وابستگان جمهوری اسلامی»، کارخانه را خریداری می کنند.به گفته وی «دولت می تواند با بخشيدن و يا تقسيط اين بدهی ها، به حل مشکلات اقتصادی شرکت کمک کند؛ شرکتی که تا سال ۱۳۸۲ سوددهی داشت ولی پس از آنکه گفتند شرکت بايد خصوصی شود، شروع به ضرردهی کرد و توليد آن از ۱۲۰ هزار تن به ۳۶ هزار تن کاهش يافت.»
فعالان کارگری می گویند که برای خصوصی کردن کاخانجات در ایران، بعضی از مدیران دولتی ابتدا کارخانه را از وضعیت مناسب و سودده خارج می کنند و بعد از پایین آمدن قیمت کارخانه، اموال آن و املاکش، «برخی وابستگان جمهوری اسلامی»، کارخانه را خریداری می کنند.
یکی از کارگران شرکت نیشکر هفت تپه نیز در مصاحبه با رادیو فردا گفت، اعتقاد دارد که سياست جاری بر مديريت شرکت، «خسته کردن کارگران و ترغيب آنان به رفتن از شرکت است که بتوانند زمين های آن را تصرف کنند.»
آخرين گزارش ها از شوش حاکی است که کارگران قصد دارند در دو روز آينده نيز در مقابل فرمانداری شوش تجمع کنند.
دانشگاه، سنگر، دکتر محمد ملکی
خبرنامه امیرکبیر: آن روز که رضاشاه پای به صحن دانشگاه تهران گذاشت تا مکانی را افتتاح کند که میدانست در آینده ایران نقش اساسی بازی خواهد کرد (بهمن ۱٣۱٣) آیا تصور میکرد سنگری را ساخته است که سنگربانان آن به زودی استبداد و بیعدالتی را نشانه خواهند گرفت و صاحبان زر و زور و تزویر را نگران خواهند ساخت و آیا رضاشاه میدانست وقتی پایش را از دانشگاه بیرون بگذارد و سنگر به تصرف دانشجویان و استادان درآید، اندیشههای پرتاب شده از این سنگر خواب راحت را بر زورگویان و استثمارگران حرام خواهد کرد و آیا او هرگز میاندیشید که جبهه جدیدی علیه خودش باز کرده که دودمان او و جانشیناش را به باد خواهد داد و خشنترین نوع استبداد (به قول آیتالله طالقانی: استبداد دینی) هم موفق به فتح این سنگر نخواهد شد. راستی رضاشاه هرگز فکر میکرد سنگربانانِ سنگری که او ساخته به آن زودی از آنجا کار حمله و هجوم را آغاز کنند. تاریخ را ورق میزنیم.
هنگامی که رضاشاه سنگ بنای دانشگاه تهران را گذاشت، انتظار نداشت که دانشگاه جدا از کارکرد علمی خود وارد عرصه سیاسی و اجتماعی شود. امّا همزمان با تأسیس دانشگاه تهران به تدریج جنبش دانشجویی در واکنش به مشکلات موجود جامعه شکل گرفت، در سالهای ۱٣۱٣ و ۱٣۱۵ اعتصاب هایی توسط دانشجویان پزشکی و تربیت معلم صورت گرفت. در سالِ ۱٣۱۶ نیز دانشجویان دانشکده حقوق در اعتراض به هزینههای بیهوده برای آماده ساختن دانشگاه جهت بازدید ولیعهد در کلاسها حاضر نشدند.
دکتر ارانی در همین دوران گروهی را سازمان داد که پس از دستگیری به گروه ۵٣ نفر مشهور شد اعضاء این گروه عمدتاً از دانشجویان و استادان دانشگاه تهران بودند. گروه ۵٣ نفر در اردیبهشت ۱٣۱۶ به اتهام تشکیل سازمانِ مخفی، انتشار بیانیه ماه مه (روز کارگر) و سازماندهی اعتصابهای دانشکده فنی و کارخانه نساجی اصفهان و ترجمه کتابهایی مانند «کاپیتال مارکس» و «مانیفست کمونیست» دستگیر و به مجازاتهای مختلف محکوم شدند. (کتاب جنبش دانشجویان در ایران به نقل از یرواند آبراهامیان، ص ۱۹٣ـ۱۹۴)
و به این ترتیب حمله از سنگر دانشگاه به سوی استبدادیان و استثمارگران آغاز شد که تا امروز ادامه دارد، در دوران قدرت مطلقه رضاشاه و پسرش محمدرضا و پس از آن ۲۹ سال استبداد دینی نتوانست این سنگر را که در جریان انقلاب سال ۵۷ از سوی مردم نام «سنگر آزادی» به خود گرفت، فتح کند.
دانشگاهیان، دانشجویان و استادان
یادمان نرود که سنگر دانشگاه با خون بهترین فرزندان وطن عجین شده و هزاران زن و مرد ایرانی در راه حفظ و حراست از آن سر باختهاند تا امروز پاسداری از آن به دستِ شما سپرده شده. امروز پس از گذشت ۷٣ سال سنگر دانشگاه تهران تبدیل به دهها و صدها سنگر در سراسرِ کشور گردیده و پاسداران آن از چند هزار نفر به بیش از ۲ میلیون نفر افزایش یافته است و آنگونه که شاهد بودهایم هیچ تحول و دگرگونی اساسی در کشور بدون حضور فعال دانشجویان متصور نیست و این رسالتی است که مردم به عهده دانشگاهیان نهادهاند و از آنجا که فعالیت سیاسی دانشجویان معطوف به کسب قدرت سیاسی نیست، تنها در جهت انتقال خواستههای اجتماعی و اعمالِ فشار در جهت اصلاح وضعیت موجود یا تغییر ساختار سیاسی در مسیر رسیدن به خواستههای جامعه عمل میکند. ساموئل هانتینگتن در بررسی تحول دگرگونساز در جوامع در حال نوسازی بیشترین شکاف و تعارض با دولت را متوجه دانشجویان و روشنفکران میداند و میگوید:
«در ذهن آنها دو شکاف بزرگ وجود دارد، یکی شکاف میانِ اصولِ نوینشدگی، برابری، عدالت، اشتراک اجتماعی و رفاه اقتصادی و تحقق آنها در جامعهشان و دیگر شکاف میانِ اوضاع فعلی ملتهای پیشرفته جهان و اوضاع رایج در جامعهشان». (کتاب جنبش دانشجویی در ایران، علیرضا کریمیان، ص ۹٣)
و امروز که قدرت به دستان برای لاپوشانی شکستهای خود در زمینههای گونهگون تلاش میکنند تا سنگر دانشگاهها را تضعیف کنند و در پندار خود این سنگ بزرگ را از پیش پایشان بردارند وظیفه و رسالت دانشجویان در تلاش برای تحول و دگرگونی آشکار و آشکارتر میگردد. تجربه ٣۰ ساله اخیر نشان داده است که جامعه ایران نیاز به یک تحول بنیادی دارد، دیگر دوران دلخوش کردن به افراد و گروههایی که میخواهند این ساختمان پوسیده و در حالِ فرو ریختن را با رنگ و لعاب و ورد و دعا سرِ پا نگه دارند گذشته است. باید خانهای از نو بنا نهاد و ملک و ملت را از نابودی نجات داد و این کارِ سترک تنها به دست جوانها و دانشجویانی که در معماری و ساختمان این بنای پوسیده نقشی نداشتهاند باید صورت گیرد و سنگربانان باید با برافراشتن پرچم آزادی و عدالت و آگاهی مردم را با حقوقِ خود بهتر آشنا کنند تا بار دیگر حرامیان نتوانند با فریب مردم دوران ظلم و جنایت و بیعدالتی را طولانیتر کنند.
دانشگاهیان، استادان، دانشجویان
بار دیگر مهرماه فرا رسید و دانشگاهها و مدارس عالی به روی دانشجویان و استادان بازگشایی شد. امسال حمله سبعانهتر و بیشتر است، به ویژه به استادان که باید از این همه تفرق و نظارهگری بر اخراج و بازنشسته کردن همکارانشان دست بردارند و دست در دست هم با کمک گرفتن از دانشجویان در برابر این هجوم بایستند و مطمئن باشند مقاومت آنها شکست دشمنان دانشگاهها را در پی خواهد داشت. و اما برای نجات از وضعی که برای ملک و ملت پیش آمده چه باید کرد؟ در شرایط بسیار حساسی هستیم از نظر داخلی، فقر و فساد و اعتیاد و بیکاری و چپاول ثروتهای ملی و اختلاف طبقاتی و رشوه و ظلم و زورگویی و بیقانونی و فرار مغزها و… بیداد میکند و از نظر خارجی صدای شیپور جنگ هر لحظه بلندتر میگردد و در این میان مردم سرگردان و حیران. آرامش و آسایش به ویژه از جوانان و دانشجویان سلب شده و آنها آینده را بسیار تیره میبینند و هر کس امکانی به دست بیاورد فرار را بر قرار ترجیح داده به هر نحو وطن را ترک میکند، دلسوختگان به حال ملت نگران که راهِ چاره چیست؟ من که بیش از نیم قرن با نسل جوان و دانشجو و دانشگاهیان زیستهام بار دیگر از دانشگاهیان و دانشجویان عزیز میخواهم که پرچم مقاومت و ایستادگی را در دست گیرند و نگذارند کشور بیش از این در بحران فرو رود و تنها رهِ رهایی را در این میدانم که:
۱. با هر گونه حمله نظامی به ایران مخالفت گردد که این کار جز ویرانی و مرگ و نیستی چیزی در پی ندارد.
۲. به آمریکا و اروپا و دیگر کشورها تفهیم گردد که وضع فعلی ایران نتیجه مماشات و دو دوزه بازی کردن آنها با رژیمی است که ملتی را به اسارت گرفته و نفس را در سینه آنها حبس کرده است. شما ۲۹ سال شاهد این اعمال بودید و به خاطر منافع اقتصادی خود هیچ اقدام موثر انجام ندادید و اعمال شما و برخوردتان با رژیم موجب وحشیتر شدن رژیم و این همه ظلم و جور علیه ملت ایران شد و حالا هم که منافع و امنیت خودتان به خطر افتاده هنوز در خواب خرگوشی هستید و بدون توجه به منافع مردم ایران در فکر زدوبند با حکومتی هستید که هیچ نسبتی با خلق در بند ایران ندارد.
٣. اگر کشورهای مدافع آزادی راست میگویند باید از طریق سازمانهای بینالمللی حقوق بشری نظام را وادار به انجام یک همهپرسی (رفراندوم) آزاد با پیشنیازهای چنین انتخاباتی نمایند تا مردم نظر خود را درباره نظام و قانون اساسی آن ابراز دارند و در این برهه سرنوشتساز همانطور که قبلاً گفتم، دانشجویان و دانشگاهیان باید نقش پیشروِ خود را داشته باشند و بیشترین تلاش را در این راه انجام دهند و در کنار و همراه مردم همانگونه که از گردنههای صعبالعبور مانند کشتارهای دهه ۶۰ از جمله قتلعام سالِ ۶۷ و قتلهای زنجیرهای و حمله به کوی دانشگاه و… عبور کردند. این بار نیز برای به کرسی نشاندن خواست قانونی خود (رفراندوم) یک لحظه از مقاومت و ایستادگی دست بر ندارند.
وعده کمک يک ميليارد دلاري احمدي نژاد به بوليوي
عصرایران: با وجود مخالفتها و انتقادات از اين سفر ، رئيس جمهوري بوليوي اين سفر را واقعه اي تاريخي براي هر دو كشور خواند.
محمود احمدي نژاد رئيس جمهوري ايران در سفر خود به بوليوي قول كمك مالي به رشد صنعت نفت و گاز اين كشور را داد.
به گزارش انتخاب به نقل از شبكه تلويزيوني سي ان ان ، رئيس جمهوري ايران قول داد تا در پنج سال اينده يك ميليارد دلار به اقتصاد بوليوي كمك كند. بيشتر اين كمك ها در استخراج ذخاير گسترده گاز طبيعي بوليوي هزينه خواهد شد.
با وجود مخالفتها و انتقادات از اين سفر ، رئيس جمهوري بوليوي اين سفر را واقعه اي تاريخي براي هر دو كشور خواند.
مورالس در اظهاراتش در اين باره گفت: اين ديدار راه ورود ما را به خاورميانه مي گشايد. مردم بوليوي نه تنها در قاره امريكا و اروپا بلكه بايد با كشورهاي خاورميانه نيز روابط تجاري داشته باشند.
حمله اسرائیل به سوریه با کمک معاون سابق وزیر دفاع ایران!
عصرایران: اسرائیل در حمله هوایی روز ششم سپتامبر به سوریه از اطلاعات محرمانه علیرضا عسگری استفاده کرد
عصر ایران- در ادامه بهره برداری تبلیغاتی از معاون سابق وزیر دفاع ایران که سال گذشته در ترکیه مفقود شد یک روزنامه کویتی ادعا کرد: "اسرائیل در حمله هوایی روز ششم سپتامبر به سوریه از اطلاعات محرمانه علیرضا عسگری استفاده کرد."
به گزارش عصر ایران (asriran.com) روزنامه الجریده مدعی شد: "عسگری پیشتر اطلاعاتی درباره سایت ها و تاسیسات سوریه که ظاهرا هدف حمله جنگنده های اسرائیلی قرار گرفت را در اختیار منابع جاسوسی غرب قرار داد."
جنگنده های اسرائیلی اوایل ماه سپتامبر به حریم هوایی سوریه تجاوز کردند و براثر آتش پدافند هوایی این کشور با فروریختن بمب های خود در مناطق خالی از سکنه گریختند.
علیرضا عسگری، معاون وزیر دفاع ایران در دولت خاتمی روز هجدهم بهمن ماه سال گذشته پس از ورود به هتلی در شهر استانبول ترکیه ناپدید شد.
در پی این حادثه رسانه های اسرائیلی و آمریکایی ادعا کردند که وی با کمک سرویس های اطلاعاتی غرب از ایران فرار کرده و هم اکنون با این سرویس ها همکاری می کند.
رسانه های اسرائیلی همچنین مدعی شدند که "عسگری" اطلاعاتی درباره آنچه برنامه مخفیانه هسته ای ایران خواندند را در اختیار سرویس های جاسوسی غرب قرار داده است.
ذهن دو جايگاهی، اشک تاگور، فرديد و ريلکه (کتاب در هقته گذشته)فرج سرکوهی
رادیوفردا: با انتشار کتاب مفردات فرديدی بخش ديگری از سخنان و آموزش های دکتر احمد فرديد منتشر شد.
فرديد که از دهه چهل تا ۷۰ بر گروهی از دانشجويان فلسفه تاثيری ماندگار بر جای نهاد، خود هرگز دست به قلم نبرد اما شاگردان او برخی از تقريرات او را منظم و در مجموعه های گوناگون به چاپ رسانده اند.
احمد فرديد در ۱۲۸۹ در يزد متولد شد و در جوانی برای تحصيل فلسفه به آلمان رفت. تحصيلات او ناتمام ماند اما افکار و آرای يلسوف بزرگ آلمانی مارتين هايدگر بر او تاثير بسياری گذاشت.
فرديد پس از بازگشت به ايران می کوشيد تا با تلفيق بخشی از آرای هايدگر و عرفان اسلامی، مدرنيته و عقل گرائی را نقد کند.
فرديد در دهه های چهل و پنجاه با موجی که ندای بازگشت به خود و رجوع به سنت های اسلامی را سر داده بود همراه شد.
اصطلاح غرب زدگی که جلال آل احمد با کتاب خود آن را بر سر زبان ها انداخت از ساخته های او است.
در همين دوران به دربار پهلوی نيز نزديک شد و کوشيد تا برای نظام شاهنشاهی و استبداد سلطتنی توجيه فلسفی ابداع کند. پس از انقلاب به يکی از مراجع نظری بنيادگرايان اسلامی بدل شد.
مفردات فرديدی را که حاصل تلمذ ۱۰ ساله مولف در محضر فرديد است، موسی ديباج تنظيم و تاليف کرده است.
خاستگاه آگاهی
هفته گذشته چاپ تازه کتاب سه جلدی «خاستگاه آگاهی در ذهن دو جايگاهی» در يک جلد منتشر شد.
جوليان جينز از نادر دانشمندان عصب شناس است که دستاوردهای علمی را عرصه های کالبد شکافی مغز ، اعصاب و روان شناسی با علوم انسانی تلفيق کرده و می کوشد تا فرآيندهای مهمی چون وحی در اديان و باورهای به ايمان بدل شده در مکاتب و ايدئولوژی های مدرن را توضيح دهد. خاستگاه آگاهی در ذهن دو جايگاهی، اثر جوليان جينز، عصب شناس و محقق برجسته معاصر، برخی از مهم ترين فرآيندهای ذهنی و روانی را که بر پديده های فرهنگی، از جمله اسطوره، دين و ايدئولوژی، تاثيری مهم دارند، از منظر يافته های نو در مغز و عصب شناسی، روان شناسی، اسطوره شناسی، دين شناسی و زبان شناسی بررسی می کند.
جوليان جينز از نادر دانشمندان عصب شناس است که دستاوردهای علمی را عرصه های کالبد شکافی مغز ، اعصاب و روان شناسی با علوم انسانی تلفيق کرده و می کوشد تا فرآيندهای مهمی چون وحی در اديان و باورهای به ا