به خودکشی اعتقاد نداریم، زهرا به قتل رسیده است
خبرنامه امیرکبیر: نزدیک به سه هفته از مرگ دکتر زهرا می گذرد. خانواده اش، سوگوار مرگ ناباورانه فرزندشان هستند. هنوز نگاه شاد و سرشار از زندگی زهرا را در آخرین خداحافظی فراموش نکرده اند. آنها هرگز چنین پایان غم انگیز و بی رحمانه ای را برای زندگی زهرای از دست رفته شان تصور نکرده بودند. جسم بی جان او اکنون در بهشت زهرا آرام گرفته است و پدر سالخورده و مریض در پی شکایت به اتهام قتل دخترش از ستاد امر به معروف همدان بین تهران و دادگستری همدان همراه با بار سنیگن غم در رفت و آمد است. هنوز وقت دادگاه داده نشده است و پرونده در مرحله بازپرسی است.
برادر زهرا می گوید :”ما به خودکشی اعتقاد نداریم، می گوییم زهرا به قتل رسیده است و با همین اتهام از ستاد امر به معروف شکایت کردیم چون دلایل و شواهد بسیاری وجود دارد و ضمیمه پرونده است که نشان می دهد قتل صورت گرفته است با این وجود نمی دانیم چه نتیجه ای از دادگاه خواهیم گرفت.”
در مورد اینکه گفته می شود گواهی پزشکی قانون مبنی بر سالم بودن بکارت درست نبوده و زیر فشار ستاد امر به معروف برای سرپوش گذاشتن به تجاوز و سپس قتل صادر شده است می گوید: “در درست یا نادرست بودن گواهی پزشکی قانونی اطلاع دقیقی نداریم. وقتی ما جسد زهرا را تحویل گرفتیم بلافاصله دفنش کردیم و از نظر روحی در وضعیتی نبودیم که خودمان به فکر گرفتن گواهی دیگری از پزشکی قانونی بیافتیم. مرگ زهرا آنهم به این شکل برای ما دور از انتظار بود .او داوطلبانه درحال خدمت به هموطنان مناطق محروم بود. با وجود این که می توانست به خاطر آزاده بودن پدر از انجام دوره ی طرح معاف باشد ولی به دلیل شوق به خدمت بیشتر داوطلبانه برای این وظیفه پیش قدم شده بود.”
پدر زهرا از زندانیان سیاسی در رژیم سابق بوده و طبق قانونی که سال های زندان معادل آزادگی محسوب می شود، از قانون اجباری خدمت پزشکان در مناطق محروم معاف بوده است .
دکتر پ.م همکار و هم اتاقی زهرا در گزارش وبلاگ یک پزشک دیگر، می گوید: ” زهرا به اصرار خودش و برا ی اینکه حقوقی داشته باشد به اینجا آمده بود و مشکلات و درگیری های معمولی همه ما را داشت. البته این اواخر روحیه اش خیلی هم بهتر و شاداب تر شده بود از فروردین ماه با یکی از گوینده های رادیو به اسم حمید آشنا شده بود و قرار بود با هم ازدواج کنند.”
او رابطه بین زهرا و حمید را خیلی عاشقانه و احساسی می خواند و ادامه می دهد : “حمید استخدام صدا و سیمای تهران بود (البته اکنون به علت ماجرای مرگ زهرا اخراج شده است) و شنبه شب ها ساعت دوازده در رادیو فرهنگ یک برنامه ادبی را اجرا می کرد که زهرا شنونده پر و پا قرص این برنامه بود و این رادیو گوش دادن او در پانسیون همیشه موضوع شوخی بچه ها با زهرا بود . حمید جمعه ها در همدان یک برنامه رادیویی را کارگردانی می کرد و مجبور بود پنج شنبه ها از تهران به همدان بیاید و معمولا سعی می کردند در این فاصله کوتاه هم دیگر را ببینند. قرارهایشان هم همیشه در پارک بود.”
دکتر پ.م اعتقاد دارد زهرا کاملا یک دختر مذهبی بود و می گوید:” دستگیری او به جرم بی حجابی و آرایش غلیظ خیلی بی معنی است. همیشه مانتوی بلند و مقنعه سر می کرد و این بحث همیشگی من با او بود که اصرار داشتم اگر کمی مقنعه اش را عقب ببرد و کمی آرایش کند خیلی خوش تیپ تر می شود، اما زهرا هیچ وقت حرف من را قبول نمی کرد و می گفت که حمید مرا همین طوری دیده و می داند که من همیشه همین طور هستم. باز هم می گویم و تکرار می کنم زهرا یک دختر کاملا مذهبی و مقید بود و این نهایت بی شرافتی است که بخواهند بازداشت او را و خون ریخته او را این چنین لوث کنند. زهرا فارغ التحصیل دانشگاه تهران بود. پزشک این مملکت بود جزو باهوش ترین و درس خوان ترین بچه های نسلی بود که سال ۷۷ کنکور دادند. خانواده زهرا و دوستانش به او افتخار می کنند.”
کانون زنان ایرانی
افشاي علت واقعي سفر ناگهاني لاوروف به تهران؟!
بازتاب: برخی معتقدند، پوتين پيشنهاد تعليق غنيسازي را براي حلوفصل برنامه هستهاي ایران داده و اظهار نظر رهبر انقلاب که «ايران به دنبال ماجراجويي نيست» و وعده ايشان به تأمل درباره اين پيشنهاد را نشانه جدي بودن اين پيشنهاد ميدانند. اين منابع بازگشت لاوروف به تهران پس از دو هفته را با هدف دريافت پاسخ پيشنهاد روسيه ارزيابي ميکنند.
در حالي که از روز گذشته و همزمان با سفر غيرمنتظره وزير خارجه روسيه به تهران، گمانهزنيهاي متعددي درباره علت اين سفر انجام شده، امروز يک روزنامه روسي مدعي شد، هدف اين سفر متقاعد کردن مقامات ايران به تعليق غنيسازي اورانيوم تا پيش از نشست آتي گروه 1+5 بوده است.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، دو هفته پيش، هنگام سفر پوتين به تهران که پس از رايزنيهاي او با سران آلمان و فرانسه و مقامات آمريکا انجام شد، در ديدار وي با رهبر انقلاب، ايشان به رئيسجمهور روسيه وعده تأمل درباره پيشنهادش را دادند. روز بعد آن ديدار، علي لاريجاني اظهار کرد که پيشنهاد پوتين درباره برنامه اتمي ايران بوده، اما رئيسجمهور تأکيد کرد که پوتين پيشنهاد اتمي به ايران نداده است. همزمان، رئيسجمهور آمريکا اظهار کرد که مشتاق شنيدن محتواي مذاکرات پوتين با آيتالله خامنهاي است و پوتين هم پس از بازگشت به مسکو، در تماس تلفني با بوش و ملاقات حضوري با اولمرت، توضيحاتي درباره مذاکراتش با تهران ارائه داد.
اين گزارش ميافزايد: پس از بازگشت پوتين، برخي منابع نظير «آسيا تايمز» مدعي شدند، رئيسجمهور روسيه به ايران پيشنهاد همپيماني نظامي داده است و اظهارات رهبر انقلاب اسلامي مبني بر اينکه «ايران به دنبال ماجراجويي نيست» را به منزله پاسخ منفي ايران به آن پيشنهاد ارزيابي کردند.
در ادامه اين گزارش آمده است: عدهاي ديگر از منابع معتقدند، پوتين پيشنهاد تعليق غنيسازي از سوي ايران را براي حلوفصل برنامه هستهاي داده و اظهار نظر رهبر انقلاب که «ايران به دنبال ماجراجويي نيست» و وعده ايشان به تأمل درباره اين پيشنهاد را نشانه جدي بودن اين پيشنهاد ميدانند. اين منابع بازگشت لاوروف به تهران پس از دو هفته را با هدف دريافت پاسخ پيشنهاد روسيه ارزيابي ميکنند. اين در حالي است که رئيسجمهور کشورمان در ديدار لاوروف، ضمن تأکيد بر ادامه همکاري ايران با آژانس، بار ديگر از مخالفت ايران با هر گونه عقبنشيني از حقوق هستهاي خبر داد.
اما گمانه سوم موجود حاکي از آن است که پوتين در سفر قبلي قولهايي براي جلوگيري از قطعنامه سوم و تشديد تحريمها عليه ايران داده بود و لاوروف در سفر چند ساعته ديروز که پس از رايزنيهاي روسيه با ديگر کشورها و پيش از نشست پايان هفته کشورهاي 1+5 انجام ميشود، نتيجه اين تلاشها را به احمدينژاد گزارش داده است.
وزير خارجه روسيه در اظهارات خود اعلام کرد روسیه با تحريم يکجانبه آمريکا مخالف است؛ هرچند گفت که از اقدامات شوراي امنيت و کشورهاي 1+5 حمايت ميکند که به نظر ميسد معناي اين سخن، عدم توفيق روسيه در جلوگيري از تحريمات جديد از سوي سازمان ملل است.
در همين حال روزنامه روسي «کامرسانت» نوشت: سفر غير منتظره وزير امور خارجه روسيه به تهران با هدف آخرين تلاش براي متقاعد كردن مقامات ايران براي توقف غنيسازي اورانيوم تا قبل از نشست آتي گروه 1+5 در اواخر نوامبر صورت گرفت كه باز هم نتوانست مواضع رهبران اين كشور را تغيير دهد.
به گزارش اين روزنامه، بازگشت سريع لاوروف به تهران به روشني نشان ميدهد كه پس از مذاكرات رؤساي جمهور دو كشور، مسائل مهم تازهاي بين طرفين به وجود آمده است.
به عقيده كارشناسان، ضرورت ملاقات ديگري با مقامات ايران پس از آن به وجود آمد كه آمريكا تحريمهاي يكجانبه ديگري را بر ضد سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران و برخي بانكهاي اين كشور اعمال كرده است. در مسكو نگران اين هستند كه اين اقدام آمريكا نه تنها به ايران، بلكه به روسيه نيز آسيب برساند.
به نوشته اين روزنامه، با توجه به شواهد و قرائن، سرگئي لاوروف موظف بود آخرين تلاش خود را براي متقاعد كردن تهران براي پاسخ مثبت دادن به درخواست شوراي امنيت براي توقف غنيسازي از سوي ايران به كار بندد.
مسئله اين است كه در اواخر ماه نوامبر، ميانجيان بينالمللي در حل مسئله هستهاي ايران در گروه 1+5 بايد بار ديگر بر پايه گزارش آژانس بينالمللي انرژي اتمي در مورد همكاري تهران، به بررسي مسئله هستهاي ايران بپردازند.
حزب مشارکت: كروبي را سر ليست خود در اليگودرز ميكنيم
عصرایران: گرچه ارزشي ندارد كه به اين سخنان پاسخ بگويم، اما لازم به ياد آوري است كه عده اي همواره به دنبال مطرح كردن آقاي خاتمي هستند و بزرگاني از جناح اصلاح طلب و نزديكان خاتمي،به آقاي كروبي گفته بودند كه همه بايد از خاتمي بخواهيم در مجلس هشتم كانديدا شود.
رئيس مجمع اسلامي بانوان با اشاره به اخباري از سوي حزب مشاركت مبني بر اينكه كروبي را سر ليست خود در اليگودرز ميكنيم ،گفت: ما را وادار نكنيد كه برخي حرفهايي را بزنيم كه به ضرر جبهه اصلاحات شود.
فاطمه كروبي رئيس مجمع اسلامي بانوان در گفت و گو با خبرنگار فارس، با اشاره به اخباري از سوي حزب مشاركت مبني بر اينكه كروبي را سر ليست خود در اليگودرز ميكنيم ،گفت:گرچه ارزشي ندارد كه به اين سخنان پاسخ بگويم، اما لازم به ياد آوري است كه عده اي همواره به دنبال مطرح كردن آقاي خاتمي هستند و بزرگاني از جناح اصلاح طلب و نزديكان خاتمي،به آقاي كروبي گفته بودند كه همه بايد از خاتمي بخواهيم در مجلس هشتم كانديدا شود.
فاطمه كروبي با بيان اينكه خواسته كانديدا شدن خاتمي در مجلس هشتم ماهها از سوي اين افراد پي گيري مي شد، گفت:در همين راستا گرامي مقدم سخنگوي حزب اعتماد ملي گفته بود، اگر آقاي خاتمي كانديدا شوند سر ليست اعتماد ملي قرار خواهند گرفت پس اين امر منفي نبوده و خواست خود اين افراد بوده آيا اعلام اين موضوع نياز به اين تاخت و تاز داشت؟
رئيس مجمع اسلامي بانوان با بيان اينكه اين همان رويكرد انحصار طلبي است،گفت:آنها ميخواهند قيم مابانه رفتار كنند روزي كه در قدرت بودند رفتاري متكبرانه داشتند و امروز چنين رفتاري مي كنند،
فاطمه كروبي با بيان اينكه ما را وادار نكنيد كه برخي حرفهايي را بزنيم كه به ضرر جبهه اصلاحات شود،گفت: مگر همينها نبودند كه مرتبا از ائتلاف و اجماع و مثلث هاشمي، كروبي و خاتمي صحبت مي كردند؟متاسفانه امروز اخلاق در برخي از گروههاي سياسي از بين رفته است، آيا مي توان در اين سخنان صداقت، سلامت و اخلاق در اين اظهارات وجود دارد.
رئيس مجمع اسلامي بانوان در پايان افزود:عدهاي كه از رانت بهره مي بردند بايد بدانند زمان رانتها گذشته و امروز روز كار و تلاش براي نتيجه دادن است.
*بر سر دوراهی زندگی*
بسم الله الرحمن الرحيم
سرباز گمنام امام زمان هستم و سی و پنج سال سن دارم. از ابتدای جنگ در جبهه های حق عليه باطل حضور داشتم و شجاعانه از اسلام عزيز دفاع کردم. بعد از پايان جنگ با درجه ی سرهنگی به مدرسه و از آن جا به دانشگاه رفتم و دکترايم را در اقتصاد سياسی بين الملل دريافت کردم. بعد از آن سرتيپ شدم. فرزندی دارم چهارده ساله، که اخيرا تحت تاثير رسانه های ماهواره ای از من سوالات دشوار می کند. مثلا می پرسد، بابا، تو شروع جنگ چند سالت بود؟ يا چه جوری بدون ديپلم، دکترا گرفتی؟
مامان می گويد تو پايت در تصادف شل شد؛ چرا می گويی در جنگ خمپاره خورده ای؟
رفتار پسرم با من روز به روز سردتر می شود. شما بگوييد چه کنم؟
پاسخ:
برادر گرامی
شما ابتدا يک ماشين حساب خريداری کنيد و يک دوره کتاب روزشمار تاريخ معاصر که در آن دقيقا تاريخ وقايع ثبت شده است. در مورد هر رويدادی که می خواهيد با پسرتان صحبت کنيد ابتدا عدد ۱۳۵۱ را از تاريخ آن رويداد کم کنيد و ببينيد در آن موقع چند سالتان بوده است (فرضا برای صحبت در باره ی شروع جنگ، کتاب روزشمار جنگ را باز کنيد، عدد ۱۳۵۹ را که تاريخ شروع جنگ است از آن بيرون بياوريد. عمل تفريق را انجام دهيد. متوجه می شويد که در شروع جنگ ۸ سال داشته ايد. بعد بر اساس سن ِ به دست آمده با فرزند دلبندتان صحبت کنيد. در مورد ديپلم و و جراحت تان دو تا تو سر بچه بزنيد، مشکل در جا حل می شود.
به نام خداوند خالق زيبايی ها
از اعضای سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی هستم. حتما اطلاع داريد که اين سازمان به عنوان سازمانی اصلاح طلب شناخته می شود. اما اينجانب که از گذشته های دور عضو اين سازمان بوده ام، می دانم که چند سال پيش اين سازمان به تنها چيزی که فکر نمی کرد، اصلاح طلبی بود. بر روی آرم سازمان، شمشيری بود به چه بزرگی که قرار بود سر دشمنان اسلام با آن زده شود. اکنون که گردن های کج اعضای اين سازمان را در مقابل اقتدارطلبان می بينم، احساس بدی به من دست می دهد. شما بگوييد چه کنم؟
پاسخ:
برادر ارجمند
نگاه کردن به درد ديگران، درد آدمی را کم می کند. شما هم برای خلاصی از ناراحتی وجدان، به وضع ساير سازمان ها و گروه ها نگاه کنيد. مثلا نگاه کنيد به اعضای سازمان مجاهدين خلق. آن ها هم روی آرم شان تفنگ داشتند و لوگوی روزنامه شان مسلسل بود و می خواستند آمريکا را با اين تفنگ و مسلسل نابود کنند. طفلک ها اين سرودشان بود:
سر ِ کوچه کمينه / مجاهد ِ پر کينه / آمريکايی بيرون شو / خونت روی زمينه...
حالا ببينيد به چه روزی افتاده اند. اگر آمريکايی ها ازشان حفاظت نکنند معلوم نيست چه بر سرشان می آيد. شمشير ِ آرم سازمان شما، به تفنگ آرم مجاهدين خلق در. می ماند گردن کج و تغيير صد و هشتاد درجه ای مواضع. ای آقا! شما يک گروه نشان بده که نسبت به گذشته اش اين وضع را پيدا نکرده و گردن اش از شرمندگی کج نشده باشد.
با درود
عضو يک سازمان مارکسيستی لنينيستی هستم. در گذشته شعار مبارزه ی توده ای می دادم. امروز نظرم برگشته و ترجيح می دهم در اروپا به بيزنس بپردازم. دچار پارادوکس ميان کاپيتاليسم و سوسياليسم شده ام. لطفا بگوييد چه کنم؟
پاسخ:
عزيز من شما که به نادرستی اين انديشه ی منسوخ پی برده ای، يک تکان ِ ديگر هم به خودت بده، و با خواندن چند رکعت نماز روزانه، به بيزنس ات رونق الهی بخش. مطمئن باش، هم پارادوکس از يادت می رود هم حجم تجارت ات با ايران چند برابر می شود. به جای درود هم بهتر است بگويی سلام عليکم. راه موفقيت شما در اين است. مويد باشی.
فاصله فراوان ايران و قطر در بهره برداري از مخزن مشترك گازي
پیک ایران: ايرنا : "قطر" شريك ايران در ميدان گازي پارس جنوبي در خليج فارس، در نظر دارد توليد گاز طبيعي مايع شده (ال ان جي) را تا سال ۲۰۱۰ميلادي به ۷۷ ميليون تن در سال افزايش دهد.
توليد ۷۷ميليون تن "ال ان جي" از ميدان گازي پارس جنوبي تا سال ۲۰۱۰ ميلادي معادل روزي حدود ۴۰۰ميليون مترمكعب گاز، برابر با توسعه ۱۶مرحله تعريف شده ميدان پارس جنوبي در بخش ايراني است.
اين فقط برنامههاي اين كشور در توليد "ال ان جي" است ، درحاليكه برنامههاي ديگري براي صادرات گاز از طريق خط لوله به كشورهاي همسايه اش دارد.
ايران تاكنون فقط موفق به بهره برداري از پنج مرحله توسعه ميدان پارس جنوبي معادل ميانگين ۱۲۵ميليون مترمكعب گاز در روز شده است.
كارشناسان بازار گاز به طور خوش بينانه پيش بيني ميكنند كه ايران تا سال ۲۰۱۰بهره برداري از مرحله ۱۰توسعه ميدان را به نتيجه خواهد رساند.
به عبارت ديگر در آن زمان قادر به برداشت ميانگين ۲۵۰ميليون مترمكعب گاز در روز خواهد شد.
قطر درسال ۱۹۹۱توليد از ميدان مشترك پارس جنوبي را آغاز كرد و ايران در سال ۲۰۰۱موفق به اين امر شد.
رييس جمهور خروج كارشناسان روسي از نيروگاه بوشهر را تکذیب کرد
عصرایران: رييس جمهور كشورمان درباره سفر غيرمنتظره و كوتاه سرگئي لاوروف، وزير خارجه روسيه به تهران گفت: اين سفر در راستاي سفر دو هفته پيش پوتين به تهران بود.
محمود احمدي نژاد در نشست امروز صبح هيات دولت با خبرنگاران، در پاسخ به برنا در اين زمينه اظهار داشت: اين سفر و ديدار كوتاه در راستاي همكاري هاي دوجانبه صورت گرفته است.
وي همچنين درباره برخي اخبار مبني بر خروج كارشناسان روسي از نيروگاه بوشهر گفت: اينها شايعه است و تكذيب مي كنم.
رييس جمهور همچنين درباره خبري مبني بر احتمال جايگزيني محسن اسماعيلي به جاي احمد موسوي، معاون پارلماني رييس جمهور گفت: اين ها در حد شنيده هاست و صحت ندارد.
منابع آمريكايي: آزادي پنج گروگان ايراني براي جلوگيري از درگيري
بازتاب: «رابرت گيتس»، به اين نتيجه رسيده كه حمله به تأسيسات اتمي ايران، ميتواند نتيجه عكس داشته باشد. افزايش نگراني، پس از دستگيري پانزده ملوان انگليسي به دست سپاه پاسداران در خليجفارس بود. از آن زمان، آمريكاييها به نيروهايشان اجازه مقاومت در مواقع اينچنيني را دادهاند.
دو روز پس از انتشار خبر «تابناك» درباره احتمال آزادي قريبالوقوع پنج ديپلمات ايراني در بند آمريكا و يك هفته پس از قول مقامات سوئيسي به علي لاريجاني در آلمان، منابع آمريكايي، تصميم مقامات آمريكايي به آزادي اين افراد را تأييد كردند.
به گزارش سرويس بينالملل «تابناك»، اين منابع در عين حال، علت اين تغيير تصميم را نگراني از اقدامات تلافيجويانه ايران و درگيري ايران و آمريكا در عراق دانستهاند كه گويا، توجيه آبرومندانهتري براي آزادي پنج ديپلمات بيگناه پس از 510 روز است!
منبع روزنامه «لوسآنجلس تايمز» از واشنگتن گزارش داد: در حالي كه كاخ سفيد درگير برنامه اتمي ايران است، مقامات و ديپلماتهاي ارشد و نظامي آمريكا از بروز درگيري زميني در عراق و احتمال تنش بين ايران و آمريكا نگرانند.
در نشانهاي از اين نگرانيها، مقامات نظامي آمريكا، در حال بررسي آزادي ايرانياني هستند كه آنان را در عراق دستگير كردهاند، چرا كه انجام اين كار، خطر انتقامجويي عناصر راديكال ايران در عراق را كه ممكن است با دستگيري پرسنل نظامي يا ديپلماتيك آمريكا باشد، كاهش ميدهد.
يك ديپلمات آمريكايي ميگويد: «درگيري اتفاقي در عراق، مسئلهاي است كه به شدت در ذهن مردم مانده و به رغم لحن تند اخير آمريكا عليه ايران، حمله نظامي به تأسيسات اتمي ايران، بيش از هر زمان ديگري، دور از ذهن است، اما مقامات كنوني و سابق آمريكا بر اين باورند اين درگيري، ميتواند در مرز 900 مايلي ايران و عراق يا در آبهاي خليجفارس باشد و يا حتي در جريان يكي از عملياتهاي دورهاي آمريكا در دستگيري افرادي كه آمريكا باور دارد اعضاي سپاه پاسداران ايران در عراق هستند.
مقامات آمريكايي نيز در اين باره هشدار دادهاند، اگر انفجار بمبي، باعث كشته شدن نيروهاي آمريكايي شود و نشانه روشني از دخالت ايران در آن ديده شود، ارتش آمريكا انتقام خواهد گرفت.
در اين باره، يكي از مقامات ميگويد: خطر جنگ هماكنون در خليج فارس هم هست؛ او اين منطقه را مانند بشكه باروت در انتظار انفجار بيان كرد.
به نظر ميرسد اينچنين ديدگاههايي در ميان بخش گستردهاي از ديپلماتها و مقامات نظامي در حال خدمت در آمريكا وجود داشته باشد، هرچند اين عده در ميان مشاوران ارشد بوش كه در تصميمگيريهاي مهمش از آنان استفاده ميكند، جايي ندارند، به هر حال توانايي نقشآفريني در مباحثات بين تندروها و ميانهروها در اين زمينه را دارند.
بسياري از آنان بر اين باورند، با توجه به تأكيد آمريكا بر ادامه ديپلماسي، احتمال حمله ايران منتفي است، ضمن اين كه نگرانند اينچنين حملهاي بتواند باعث انتقام ايران و آغاز جنگ بدون وقفه در برنامه غنيسازي ايران شود.
به گفته يكي از مقامات ارشد دفاعي در پنتاگون، اين تغيير تفكر بروز بيشتري دارد؛ چرا كه بسياري از سران اين سازمان، از جمله «رابرت گيتس»، به اين نتيجه رسيدهاند كه حمله به تأسيسات اتمي ايران، ميتواند نتيجه عكس داشته باشد.
اين مقام ادامه داد: گيتس ميگويد بمباران اين تأسيسات ميتواند باعث كند شدن چرخه غنيسازي ايران شود، اما باعث توقف آن نخواهد شد و اين در حالي است كه اين كار، باعث تقويت حمايت داخلي ايرانيان از برنامه اتمي و تضعيف تلاشهاي بينالمللي براي وارد كردن فشار بر تهران خواهد شد. وي افزود: ايران راه طولاني براي دستيابي به بمب اتم دارد و تهديد ضروريتر دخالت ايران و تسليحات ايراني در عراق است.
از سوي ديگر، خطر درگيري زميني در عراق از ژانويه گذشته و زماني كه بوش به انتقاد از تحركات ايران در عراق پرداخت و تهديد كرد كه اين شبكه اقدامات ضد آمريكايي را متلاشي خواهد كرد، افزايش يافته است.
در همين حال، ناگهان همه تفكرات آمريكا، بر فعاليت نيروهاي قدس در عراق متمركز شد كه مقامات نظامي ميگويند اين افزايش نگراني، پس از دستگيري پانزده ملوان انگليسي به دست نيروهاي سپاه پاسداران در خليجفارس بود. از آن زمان، آمريكاييها بسيار بيشتر از رخداد چنين حادثهاي ترسيدند و بيشترين تلاش خود را كردند تا نيروهاي آمريكايي در وضعيت مشابهي گرفتار نشوند و به نيروهايشان اجازه مقاومت در مواقع اينچنيني را دادهاند، چرا كه بر اين باورند در چنين مواردي به خطر ميافتند. آنان در اين منطقه، به ويژه از قايقهاي نيروهاي قدس نگرانند.
در مقابل، آمريكاييها نيز اقدامات تحريككنندهاي را انجام دادهاند كه از جمله آن، دستگيري ايرانيان در اربيل عراق با هدف دستگيري يكي از مقامات ارشد سپاه پاسداران بود.
يكي از كارشناسان سابق «سيا» ميگويد: اگر آمريكاييها در اين عمليات به هدف خود رسيده بودند، اين كار با واكنش بسيار شديد ايرانيان روبهرو ميشد، اما خطر اينجاست كه اينچنين عمليات زميني ميتواند ناگهان از كنترل خارج شده، موقعيت برگشتناپذيري پديد آورد.
پنتاگون بر در بند نگه داشتن پنج ايراني دستگير شده، تأكيد كرده و اين در حالي است كه اين كار به رغم اعتراضات متعدد مقامات ايراني و عراقي بوده است؛ آمريكا شش ايراني ديگر را نيز در ماه سپتامبر دستگير كرده است.
عمليات اربيل به وسيله يك مقام عراقي به رسانهها فاش شد و آمريكاييها به انجام چنين عملياتهايي باز هم علاقه نشان دادند، اما به نظر ميرسد مقامات آمريكايي، هماكنون به اين نتيجه رسيدهاند كه در ازاي خطر بالاي درگيري دستگيري اين افراد نه چندان مهم ارزشي ندارد.
گفتني است، مقامات آمريكايي اميدوار به ادامه كاهش تدريجي حملات اخير از سوي گروههاي تحت حمايت ايران، به ويژه نيروهاي مقتدي صدر هستند. اين مقامات، دليل آن را نميدانند، اما اميدوارند اين كاهش حملات، نتيجه هشدارهاي آنها به ايران باشد.
نگرانی حکومت آخوندی از پایین بودن میزان مشارکت مردم در انتخابات اسفند
عصرایران: نکته ای که در این میان توجه آنها را جلب کرده، این است که بسیاری از پرسش شوندگان، اساسا رغبتی به مشارکت در نظرسنجی هم نداشته اند چه برسد به اینکه از حضور یا عدم حضور خود در انتخابات سخنی بگویند!
عصرایران- برغم اینکه کمتر از 5 ماه به انتخابات مجلس هشتم باقی مانده، فضای عمومی کشور، اقبال چندانی نسبت به این موضوع ندارد.
به گزارش عصرایران (asriran.com)، هر چند در دوره های گذشته نیز تا هفته های منتهی به انتخابات، جو غالب جامعه، انتخاباتی نبوده است لکن به نظر می رسد در این دوره بی اعتنایی عمومی نسبت به این پدیده سیاسی - اجتماعی و سرنوشت ساز بیشتر است.
شنیده های خبرنگار عصرایران حاکی است برخی نهادهای رسمی اخیرا گروه هایی را برای نظرسنجی درباره شرکت یا عدم حضور آنها در انتخابات به میان مردم فرستاده اند و نکته ای که در این میان توجه آنها را جلب کرده، این است که بسیاری از پرسش شوندگان، اساسا رغبتی به مشارکت در نظرسنجی هم نداشته اند چه برسد به اینکه از حضور یا عدم حضور خود در انتخابات سخنی بگویند!
این در حالی است که با توجه به شرایط داخلی و بین المللی کشور، انتخابات آتی مجلس، به معنای مشارکت مردم از یک سو و نیز نتیجه انتخابات و جریان سیاسی برنده در آن، از سوی دیگر، می تواند در تعیین مسیر عمومی کشور طی سال های آینده، تاثیرات شگرف داشته باشد.
در همین حال برخی نگرانی ها درباره رفتار شورای نگهبان در خصوص تعیین صلاحیت ها می تواند در کاهش میزان مشارکت در انتخابات موثر باشد که به نظر می رسد باید اعتمادسازی واقعی - و نه شعاری- در این باره صورت گیرد تا مردم نسبت به تکثر گزینه های انتخابی خویش اطمینان یابند.
از سوی دیگر، بحث رایانه ای شدن انتخابات و تردیدهایی که نسبت به سلامت آن در فضای رایانه ای وجود دارد مزید بر علت شده است و چنانچه وزارت کشور به صحت و سلامت انتخابات رایانه ای باور دارد، باید این یقین را به مجموعه ای سیاسی نیز منتقل نماید تا حرف و حدیثی در این میان باقی نماند و الا بیم آن می رود انتخابات مجلس ، آن هم در یکی از حساس ترین برهه های تاریخی کشور با چالش مشارکت مردمی مواجه شود .
شش ماه انفصال از خدمت تا اخراج کامل: مجازات شدید در انتظار کارمندانی که از لباس های غیر مجاز استفاده کنند
فرارو: به گزارش خبرنگار فرارو، بر اساس آنچه در سایت رسمی پلیس ایران در مورد نحوه برخورد با تولید کنندگان و استفاده کنندگان لباسهائي كه بنا به توصیف این نیرو «استفاده از آنها در ملاء عام خلاف شرع است و يا عفت عمومي را جريحه دار مي كند» مجازاتهای بسیار سنگینی در نظر گرفته شده است.
بر اساس بندهایی از این قانون این قانون که ذیل «قانون نحوه رسيدگي به تخلفات و مجازات فروشندگان لباسهائي كه استفاده از آنها در ملاء عام خلاف شرع است و يا عفت عمومي را جريحه دار مي كند» شرح داده شده «كسانيكه در انظار عمومي وضع پوشيدن لباس و آرايش آنان خلاف شرع و يا موجب ترويج فساد و يا هتك عفت عمومي باشد ،توقيف و خارج از نوبت در دادگاه صالح محاكمه و حسب مورد به يكي از مجازاتهاي مذكور در ماده 2 محكوم مي گردند.»
در بخش دیگری از قانون فوق، تصریح شده که چنان چه مجرم کارمند دولت باشد، علاوه بر مجازات های فوق به انفصال موقت و حتی انفصال دائم و اخراج از سازمان و ارگان موردنظر محکوم خواهد شد.
در ماده هشتم این قانون آمده است: « آئيننامه اجرائي اين قانون با پيشنهاد شوراي عالي قضائي به تصويب هيات دولت خواهد رسيد.»
در ماده اول این قانون آمده است لباسها و نشانههایی که علامت مشخصه گروههای ضداسلام یا انقلاب باشند، از مصادیق جرم بوده و با متخلفانی که اقدام به تولید و تهیه و نیز پوشیدن این لباسها کنند، برابر قانون مذکور رفتار خواهد شد.
این قانون همچنین مرجع رسیدگی کننده به جرایم فوق را دادگاه های انقلاب اسلامی معرفی کرده و همچنین اعلام شده که آئین نامه اجرایی این قانون با پیشنهاد شورای عالی قضایی به تصویب هیئت دولت خواهد رسید.
این در حالی است که نیروی انتظامی پیشتر در راستای طرح ارتقای امنیت اجتماعی اقدام به راهندازی گشتهای ارشاد کرده بود. این واحدها با استقرار در میادین اصلی شهر تهران به افرادی که پوشش مناسب نداشتند، تذکر داده و در صورت مقاومت متخلفین نسبت به بازداشت آن ها اقدام می کرد.
October 30, 2007
'قوانین ایران به نفع دولت و تبعیض آمیز است'
بیبیسی: یک گروه شش نفره از سازمان بین المللی کار که بررسی آزادی انجمن ها و وضعیت دستمزدهای کارگران به ایران سفر کرده است، قوانین ایران را تبعیض آمیز و به نفع دولت ارزیابی کرده و از دولت خواسته تا این قوانین را هر چه زودتر اصلاح کند.
"کلوپاترا دامبیا" سرپرست هیات اعزامی سازمان بین المللی کار در نشست کانون عالی انجمن های صنفی کارفرمایی ایران تاکید کرده که "آزادی انجمن ها حق کارفرمایان و کارگران است تا خود را سازماندهی کنند."
یکی از موضوعات اصلی که این گروه شش نفره آن را بررسی می کنند این است که ایران به مقاوله نامه های ۹۵ (حمایت از دستمزدها) و ۱۱۱( آزادی انجمن ها) پیوسته اما اجرای آن با مشکلاتی مواجه است.
به گفته دامبیا، هیات به این نتیجه رسیده که در خصوص این کنوانسیون نتایج خوبی حاصل شده اما هنوز مشکلات زیادی وجود دارد که بین خانم ها و آقایان در قانون کار ایران تبعیض زیادی وجود دارد.
بحث در باره تبعیض بین زنان و مردان کارگر در مورد ایران جدی است اما مقامات ایران می گویند که نزدیک به ۶۵ درصد پذیرفته شدگان کنکور سراسری زنان هستند و تقسیم مسئولیت ها نیز بین زن و مرد تبعیضی وجود ندارد.
سازمان بین المللی کار بر آزادی انجمن های کارگری و کافرمایی تاکید دارد و به گفته خانم دامبیا، آزادی انجمن ها حق کارفرمایان و کارگران است تا خود را سازماندهی کنند.
دولت ایران در دو سال اخیر در مخالفت با برخی تشکلهای کارگری و کارفرمایی، تلاش کرده تا تشکل هایی موازی ایجاد کرده و تشکل های سابق را منحل کند.
مخالفت دولت با سه مقاوله نامه
از مدت ها پیش بحث در باره مقاوله نامه های الحاقی سازمان بین المللی کار نیز در ایران جریان دارد و این کشور از هشت مقاوله نامه الحاقی سه تای آنها را نپذیرفته است و هیات اعزامی سازمان بین المللی کار برای مذاکره در زمینه این مقاوله نامه ها و مسائل دیگر با اعضای کمیسیون اجتماعی مجلس دیدار کرده است.
به گفته آقای ثروتی، مجلس موافق این سه مقاوله نامه است اما نماینده دولت اعلام کرده که هنوز شرایط جمهوری اسلامی ایران برای اجرای این سه مقاوله نامه فراهم نشده است
موسی الرضا ثروتی عضو کمیسیون اجتماعی مجلس ایران گفته است که ایران سه مقاوله نامه "امکان تقاضای دسته جمعی و مذاکرات دست جمعی" تشکیل گروه و تشکیلات حزبی از سوی کارگران" و "منع به کارگیری کارگران زیر سن معین" را نپذیرفته است.
به گفته آقای ثروتی، مجلس موافق این سه مقاوله نامه است اما نماینده دولت اعلام کرده که "هنوز شرایط جمهوری اسلامی ایران برای اجرای این سه مقاوله نامه فراهم نشده است."
فعالیت های ILO در تهران، پس از انقلاب ۱۹۷۹ و تحریم ایران از سوی کشورهای اروپایی و آمریکایی متوقف شد. به رغم تعطیلی دفتر این سازمان، ایران همکاری گسترده ای با سازمان بینالمللی کار داشته و سعی کرده با ایفای نقشی فعال تر از همکاری بیشتر این سازمان بهره مند شود.
تقویت موسسات ایمنی و بهداشت کار، مدرن سازی نظام اطلاع رسانی بازار کار، اصلاح نظام دستمزد، بیمه اجتماعی و توسعه کارگاههای کوچک و متوسط و اشتغال، بخشی از فعالیت های سازمان بین المللی کار در ایران است.
پنج سال پیش سازمان بين المللی كار پس از اعزام هيات ويژه ای برای بررسی وضعيت تشكل های كارگری به ايران، گزارشی منتشر كرد که در آن اعلام شده بود كه در ايران آزادی تشكل های كارگری وجود ندارد.
به نظر کارشناسان این سازمان، شوراهای اسلامی كار كه به عنوان نمايندگان جامعه كارگری فعال هستند را نمی توان انجمن های واقعی كارگران دانست.
انتشار گزارش سازمان بين المللی كار در ايران با واكنش تند خانه كارگارگر و شوراهای اسلامی كار روبرو شد.
در اين گزارش با اشاره به نقش مهم شوراهای اسلامی كار تاكيد شده بود كه برای شكل گيری يك نهضت آزاد و مستقل بايد برخی مواد قانون كار اصلاح شود.
به نظر هيات سازمان بین المللی کار در صورت اصلاح برخی از مواد قانون کار ا"ين اطمينان حاصل می شود كه هيچ گونه انحصارطلبی در نمايندگی اشكال مختلف تشكل های كارگری وجود ندارد."
قرار بود فعالیت سندیکاها قانونی شود و سندیکاها نمایندگی کارگران و شوراهای اسلامی نقش مشورتی و مشارکت و رفاهی را برعهده بگیرند اما سرنوشت این برنامه هنوز نامعلوم است.
قانون کار ايران که ۱7 سال پيش به اجرا گذاشته شده است مشکلاتی دارد و دولت محمد خاتمی تلاش می کرد تا برای پيوستن به برخی مقاوله نامه های اين سازمان، با همکاری سازمان بين المللی کار بخشی از قانون کار را اصلاح کند اما مشخص نیست که این اقدامات به کجا رسیده و وزارت کار ایران اکنون چه برنامه ای برای اصلاح قانون کار دارد؟
گزارش از تجمع در جریان دانشگاه علامه - 3 : ادامه تجمع و افزايش تعداد دستگير شدگان
پیک ایران: آوای دانشگاه، از ساعت ۱۳ تا ۱۴ : در ادامه تجمع دانشجویان چند تن از دانشجویان دیگر دانشگاه های تهران در حمایت از تجمع دانشجویان صحبت هایی کردند. همچنین یکی از دانشجویان دختر تعلیقی علامه در ضرورت دفاع از خواست دانشجویان صحبت کرد. در این میان خبر بازداشت ۴ تن از دانشجویان علامه رسید که موجب ملتهب تر شدن فضای دانشکده شد در این لحظه یکی از عوامل حراست با حمله به چند تن از دانشجویان قصد ایراد ضرب و شتم آنان را داشت که با مقاومت شدید دانشجویان مواجه شد و نتوانست کاری از پیش ببرد.
در ادامه تریبون آزاد یکی از دانشجویان تعلیقی علامه طی صحبت های ضمن تایید خبر بازداشت ۴ تن از دانشجویان علامه علامه اعلام کرد که باید تا آزادی تمامی بازداشت شدگان و تحقق دیگر خواست های دانشجویان ایستادگی و مقاومت کرد . دانشجویان بعد از سخنان وی تصمیم گرفتند که تمامی کلاس ها را تعطیل کنند و تا رسیدن به خواست های شان به تجمع خود ادامه دهند. زمزمه هایی مبنی بر ادامه تجمع تا شب شنیده می شود. دانشجویان در محوطه ی دانشکده می چرخند و با سرود خواندن و شعار دادن تمامی کلاس ها را تعطیل می کنند. سرود "یاردبستانی" و شعار "مرگ بر دیکتاتور" "دانشجوی زندانی آزاد باید گردد" اصلی ترین شعار ها است.
هر لحظه به تعداد دانشجویان تجمع کننده اضافه می شود و در ضمن از سرنوشت دانشجویان بازداشتی نیز خبری در دست نیست. تجمع ادامه دارد. دانشجویان علامه متحدانه و آگاهانه برای آزادی تمام دانشجویان زندانی و بازداشتی ایستاده اند!
چرا سگ نجس و گربه پاک است؟
ایران امروز: جواد طالعی:
در ایران آوردن سگها به خیابان ممنوع شد. بیش از ۱۲۰۰ سگ اکنون در زندان به سر میبرند/ از میان خبرهای داخلی
سالها پیش، یک حدیت خواندم و یک روایت شنیدم. نقل این دو، برای تنفسی در میان مناقشه بیپایان اتمی بدک نیست. بگذارید برای چند دقیقه هم که شده، بازی موش و گربه را فراموش کنیم و به روایت سگ و گربه بپردازیم که هنوز از شدت تکرار تهوعآور نشده است:
بچه گربههای ابوحریره
در حدیث آمده است: پیامبر اسلام صحابهای داشت که عاشق گربهها بود و از بس بچه گربه دور و بر خودش جمع کرده بود، کنیه اش شده بود "ابوحریره" (به ضم ح و فتح هر دو "ر").
در زبان عربی به بچه گربه میگویند حریره یا الحریره. پس ابوحریره، به معنای پدر بچه گربهها است. ابوحریریه یا ابوالحریره، بعضی وقتها، در حالی که بچه گربهای در بغل داشت، به زیارت پیامبر میآمد. حضرت، که از حیوانات، غیر شتر و انواع خوردنی آنها، خوشش نمیآمد، یکبار خطاب به او گفت: "نمیشود این گربههایت را با خودت نیاوری؟" ابوحریره مودبانه پاسخ داد: "ابوحریره که بدون حریره نمیشود"! و پیامبر اسلام، که ابوحریره را بسیار دوست میداشت، برای این که روی سایر انصار باز نشود، در حلقه آنها فرمود: "گربه اشکالی ندارد".
روایت سگهای ایرانی و اسبهای عرب
... و راویان روایات نقل کردهاند: سگ، به عنوان نگهبان گله و خانه، در ایران باستان، از ارج و قربی زیاد برخوردار بود. خانهای که یک یا چند سگ داشت، از دستبرد غیر مصون میماند. به این دلیل، صاحبان کاخ و باغ و گله و خانه و مزرعه، هرکدام یک یا چند سگ داشتند. شکم آنها را هم آنقدر سیر نگه میداشتند که با دیدن تکه گوشت و استخوانی، وظیفه پاسداری و نگهبانی را فراموش نکنند و به دزد راه ندهند.
هنگامی که سواران عرب خاک ایران را زیر سم ستوران خود گرفتند، این سگها، در دفاع از مال و منال صاحبان ایرانی خود، نقشی تاریخی ایفا کردند. آنها، با شنیدن صدای سم ستوران عرب، شروع کردند به پارس کردن به سوی اسبها. اسبها هم، رم کردند و سواران خود را بر زمین کوفتند و آنها کشته یا اسیر شدند. عمر، خلیفه دوم، که فرمان فتح امپراتوری رو به زوال ساسانی را صادر کرده بود، وقتی این خبر را شنید، سگ را نجس اعلام کرد و به لشگریان خود دستور داد به هرجا میتازند، اول سگها را سر به نیست کنند، زیرا غیرت آنان برای دفاع از ملک خویش، بیشتر از صاحبانشان بود.
از آن تاریخ به بعد، سگ نجس شد. و از آدمهای رداپوش بدش آمد.
دو داستان واقعی، که خود شاهد آن بودم، بعدها به من ثابت کرد که سگها، واقعا از رداپوشان بدشان میآید، چون خیال میکنند آنها همان عربهائی هستند که اجدادشان را قتل عام کردند:
داستان اول: سگ کانی و ردای هادی غفاری!
کانی، دختری از پدر ایرانی و از مادر آلمانی، چند سال پیش از انقلاب اسلامی به ایران آمد، در آرایشگاه به یک جوان خوش اندام و خوش چهره ایرانی، که رفته بود تا موهایش را کوتاه کند، دل بست و با او ازدواج کرد. جوان ایرانی از دوستان خانوادگی من بود و به این ترتیب همسر آلمانیاش کانی هم به جمع دوستانی پیوست که اغلب میهمان من و خانوادهام بودند. کانی آنقدر ایرانیزه شده بود که در میهمانیها با تشویق دوستان ترانههای ایرانی را هم با صدای گرم و لهجه شیرینش میخواند. آنوقتها من نمیدانستم که گذرم به دباغخانه خواهد افتاد، در غیر اینصورت، به جای آن که آنقدر وقت صرف یاد دادن متلکهای ایرانی به او کنم، حتما از او استفاده میکردم تا مقدمات زبان آلمانی را یاد بگیرم.
کانی، سگ کوچک و ملوس و خوب تربیت شدهای داشت که از آلمان با خودش به ایران آورده بود. او و شوهر جوانش، در خیابان ۴۵ متری نارمک، آپارتمانی اجاره کردند و همراه با سگ ملوس آلمانی، در آن اقامت گزیدند. سگ کانی روزگار خوشی داشت. به خاطر تربیت خوبش، به سرعت در دل هر میهمان تازهای جا باز میکرد. آنقدر حرفشنو بود که حیرت همه را بر میانگیخت. به او میگفتی بنشین، مینشست. میگفتی برو، میرفت. میگفتی بیا، میآمد. حتی میگفتی نشاش، شاشش را نگه میداشت تا او را به خیابان یا به سر لگن پر از ماسه توی بالکن ببرند.
انقلاب ، روزگار سگ کانی را سیاه کرد. یک روز، از بد حادثه، هادی غفاری، کلت و قمه در جوف قبا، از کوچه پس کوچههای نظامآباد سان میدید که چشم سگ کانی به ردای او افتاد. سگ کانی ایرانی نبود، اما مثل صاحبش، ایرانیزه شده بود. ناگهان به یاد قتلعام همنوعان هزار و چهارصد سال پیش خود افتاد، جهید به طرف هادی غفاری و پارس کرد و پارس کرد. هادی غفاری، که تا آن زمان دست کم صد نفر را به دیار عدم فرستاده بود، از ترس سگ کوچولو و ملوس کانی، خودش را خیس کرد و چون شاشش خیلی تند بود، قمهکشهای دور و برش این را فهمیدند. هادی غفاری، سرانجام لگدی پراند و سگ کانی در رفت. هادی غفاری حکم تعقیب و اعدام سگ کانی را صادر کرد. سگ کانی، بیش از شش ماه، میان ما، از این خانه به آن خانه دست به دست میشد تا آخر با پرداخت رشوهای کلان، یواشکی زیر مانتوی بلند کانی سوار هواپیما شد و به برلین بازگشت!
داستان دوم: سگ حسن خان و ردای آشیخ محمد
حسن خان، پسر عموی مادر من، توی دهستان مزینان، که زادگاه پدر و مادر من باشد، از برو بیائی برخوردار بود. هیچ محموله تریاکی از افغانستان به منطقه نمیرسید، مگر آن که واردکنندگان دم حسن خان را دیده بودند. ژاندارمها هم، سر به سرش نمیگذاشتند، زیرا که هم در ده صاحب اصل و نسب بود و هم روزهای عاشورا نقش امام حسین را خیلی خوب بازی میکرد!
البته دور از تفرج نیست بدانید که حسن خان، صبح عاشورای هر سال، برای این که نقشش را به همان خوبی همیشه ایفا کند، یکی دو ساعتی سر سفره مینشست و یک کله و شش پاچه را، با ۵ سیر عرق دوآتشه درگز نوشجان میکرد. خلایق هم، میدانستند که حسن خان اگر عرقش را نخورد، خاک کویر را زیر سم ذوالجناحش به توبره نمیکشد. همانطور که آقای شمشیری هم، اگر پنج سر شیرهاش را نمیکشید، شمر ذیالجوشن خوبی از آب در نمیآمد. پس چشم میبستند تا لب نگشایند.
حسن خان، یک سگ پاسبان درشت اندام اما آرام داشت که بیشتر اوقات، توی حیاط خانه پاس میداد، اما بعضی وقتها هم، خیابان شنریزی شده و یک کیلومتری مرکزی ده را، که مینیاتوری از چهارباغ اصفهان بود، با وقار تمام، بدون آن که حتی یکبار به کسی یا چیزی یا حیوانی پارس کند، از جنوب تا شمال گز میکرد و بعد، با همان وقار، به جنوب باز میگشت تا سر از خانه در آورد. فقط شبها، اگر صدای پای ناآشنائی را در حوالی خانه حسن خان میشنید، پارس میکرد، تا اگر صاحب قدم قصد بدی دارد، از انجام آن منصرف شود.
آشیخ محمد، پسر عموی همیشه مشکوک من، وقتی که به غیبت کبری رفت، آشیخ نبود. بچه تنبل کارمند پست و تلگراف سبزوار بود، که در شانزده سالگی، هنوز علاف بود و نمیدانست با آن شش کلاس سوادی که دارد، دنبال چه کاری برود. البته پدر، به دلیل سابقه طولانیاش در پست و تلگراف، میتوانست دست او را به عنوان نامهرسان بند کند، اما راستش را بگوئید، شما اگر کارمند محترم پست و تلگراف باشید، خجالت نمیکشید از آن که پسرتان نامهرسان اداره خودتان باشد؟ آن هم وقتی که پسر دیگرتان دبیر سرشناس دبیرستانها و رفیق گرمابه و گلستان دکتر علی شریعتی مزینانی شده و برایتان اعتبار بیشتری خریده است؟
شاید اصلا از ناچاری بود که آسید محمد به غیبت کبری رفت؟ هرچه بود، درست در همان روزی که او غیبش زد، سیصد تومان حقوق ماهانه پدر نیز گم شد و دیگر کسی آن را نیافت!
مفقودالاثر، شش هفت سال بعد، یکی دو سال پیش از انقلاب اسلامی، ناگهان ظهور کرد. آن هم در کسوت مقدس روحانیت! اینجا و آنجا چو انداخت که با لنج به کویت و از آنجا به عراق رفته و در نجف اشرف، به محضر حضرت آیتالله خمینی راه یافته و عمر عزیز به تلمذ گذرانده است. آشیخ محمد، چند صباحی در تهران ماند و در مجالس روضه خوانیی شبهای جمعهی همولایتیهای تهرانی شده، آداب حیض و نفاس گفت. بعد تصمیم گرفت به ده پدری برود که سه عمو و یک دوجین عموزادهاش، هنوز در آنجا زندگی میکردند و برای او حسابی تبلیغ کرده بودند.
آشیخ محمد، کنار دروازه شمالی مزینان از اتوبوس پیاده شد، قل هواللهی خواند، صلواتی فرستاد، عبا را روی دوش جا به جا کرد، عمامه را که صاف شده بود، کج نشاند و راه افتاد به سمت خانه عموی بزرگتر. همولایتیها، از دور، شبح شیخ را دیدند و داشتند تصمیم میگرفتند به استقبالش بروند که ناگهان صدای پارس سگ قلچماق حسن خان آنها را سر جایشان میخکوب کرد. این، نخستین بار بود که پارس سگ حسن خان را، در روز روشن میشنیدند. پس فکر کردند حتما چیز غیرمنتظرهای باید در خانه حسن خان پیش آمده باشد.
سرها به سمت جنوب پیچید. اما سگ، با سرعتی مثل باد سرخ کویر، به سمت شمال میتاخت. نگاه مات ولایتیها، مسیر حرکت سگ را دنبال کرد. سرها به چپ چرخید و روی شبح آشیخ محمد آنقدر متوقف ماند تا سگ پرید، یقه قبا را گرفت و صاحب قبا را نقش زمین کرد. روح داشت از تن آشیخ محمد پرواز میکرد که غباری در خیابان مرکزی ده برخاست و سواری از جنوب به سمت شمال تاخت. سگ، گوئی صدای سم اسب حسن خان را شناخت. همان اسبی که روزهای عاشورا نقش ذوالجناح را بازی میکرد و خوب یاد گرفته بود وقتی صاحبش غرقه در رب گوجه فرنگی توی قتلگاه میان خیمهها افتاده است، پوزهاش را توی رب گوجه فرنگی فروکند و در عزای صاحب، سم بکوبد. البته بعدها کاشف به عمل آمد که توی رب گوجه فرنگی دنبال تکههای کوچک قندی میگشته که تعزیهداران برایش جاسازی کرده بودند!
دقایقی پیش از آن که سوار برسد و روح آشیخ محمد را به کالبدش بازگرداند، سگ حسن آقا، دندان از گریبان قبا برداشت، سرش را پائین انداخت و با همان وقار همیشگی، راه جنوب را در پیش گرفت. عدهای خندیدند، عدهای غریدند، اما از ترس حسن آقا، هیچکس جرات نکرد سنگی به سوی سگ پرتاب کند.
حسن خان، از اسب پیاده شد، آشیخ محمد را جمع و جور کرد، خاک از قبایش تکاند، عمامه را دوباره روی سرش گذاشت، اما یادش رفت که آن را کمی کج کند، همقدم با او، راه خانه عموجان را در پیش گرفت. ولایتیها، اندک اندک نزدیک شدند و آشیخ محمد را در بر گرفتند و آداب ادب به جای آوردند، اما هیچکس جرات نکرد بگوید سگ حسن خان نجس است.
سگ حسن خان، اگر اشتباه نکنم، انتقام سگ کانی را پیشاپیش گرفت. زیاد هم بیراه نرفت. دو سال بعد، در همان روزهائی که هادی غفاری توی خیابانهای تهران برای مردم کلت و قمه میکشید و دنبال سگ کانی میگشت، آشیخ محمد هم، از ده پدری به تهران آمد، سر و عمامه از دایره سیاسی ایدئولوژیک وزارت دفاع درآورد و مشغول پرونده سازی برای افسران و درجه دارانی شد که دوست نداشتند ریش بگذارند!
حالا اگر پس از روزنامهها و تارنماها و ماهوارهها، سگها هم در ایران سانسور شدند، میدانید دلیلش چیست: دشمنی سگها و رداپوشان در ایران سابقهای تاریخی دارد و دو نمونه معاصرش را هم من دیدم و برای شما نقل کردم!
گزارش کامل از تجمع امروز دانشگاه علامه، همراه با عکس
خبرنامه امیرکبیر: امروز سه شنبه، ۸ آبان ۱۳۸۶، تجمع و تریبون آزاد دانشجویی با حضور جمعیت ۱۰۰۰ نفری دانشجویان دانشگاه های تهران در دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد.
محور های این تجمع که در دانشکده علوم اجتماعی و ارتباطات دانشگاه علامه برگزار شد، بازداشت و صدور احکام سنگین برای دانشجویان، سلب حق تحصیل، پلیسی شدن فضای دانشگاه، سرکوب فزاینده تشکل های دانشجویی، اخراج اساتید، توقیف نشریات دانشجویی و… بود.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر در ابتدای این مراسم یکی از دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی علامه طی سخنانی اعلام کرد: «دانشجویان دیگر دانشگاه ها پشت در ایستاده اند و با مقاومت حراست رو به رو شده اند. نیروهای حراست به دانشجویان اجازه نمی دهد که وارد دانشگاه شوند.» دانشجویان تجمع کننده پس از این سخنان به سمت درب ورودی حرکت کردند. مقاومت نیروهای حراست و تلاش دانشجویان از دو سوی در ورودی برای ورود به دانشگاه موجب شکستن درب شیشه ای دانشگاه شد و دانشجویان موفق شدند وارد دانشگاه شوند.
تجمع کنندگان در حالی که پلاکاردهایی با مضامین «دانشگاه پادگان نیست»، «پول می دهیم تا سرکوبمان کنند»، «آزادی یعنی سکوت، آزادی یعنی اوین؟!»، «تعلیق، ستاره، اخراج مثلث افتخار دانشجو» و.. با خواندن سرود یار دبستانی و ای ایران و سر دادن شعارهای «دانشجوی می میرد، ذلت نمی پذیرد»، «دانشجو دانشجو حمایتت می کنیم»، «فرمانده پادگان این آخرین هشدار است، جنبش دانشجویی آماده قیام است» به سمت محوطه دانشکده حرکت کردند و در آن جا تجمع کردند.
در آغاز تریبون آزاد انجمن اسلامی دانشگاه علامه، سلیمان محمدی، به عنوان نماینده دانشکده علوم اجتماعی علامه، که به سه ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده است با خواندن بیانیه ای، آغاز موج جدید فشار بر دانشجویان را محکوم کرد. بعد از آن آرمان صداقتی، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر، بیانیه انجمن اسلامی این دانشگاه را در محکومیت صدور احکام سنگین برای سه دانشجوی در بند این دانشگاه قرائت کرد.
در بخشی از این بیانیه آمده است: «در حالی که تکذیب مدیران مسئول که با صدای نگران و چشمان بهت زده، مظلومانه و سراسیمه از این توطئه شوم اعلام نفرت و انزجار می کردند و تبری می جستند، گوش فلک را پر کرده بود، این صوت معصومانه را، راهی به مجریان عدالت! نبود که خداوند قلب و چشم گوششان را بسته که بارها نشان داده اند که بندگی خدا را وانهاده، سرسپردگی حاکمیت اقتدارگرا را به جان خریده اند. بیدادگران این بار هم تصمیم گرفتند که نشنوند و کسانی که بر مسند قضا تکیه زده اند در حالیکه دیگران را از روز جزا نهیب می زنند جایگاه پیامبری را به عروسک خیمه شب بازی ظالمان تنزل دادند و بی گناهان را مجرم نامیدند. اما با تکیه بر کدام مستندات؟ آیا مدرکی جز اعترافات تحت شکنجه های وحشیانه ی قرون وسطایی علیه دانشجویان دربند وجود دارد؟ کدام قانون شکنجه را برای حصول به نتیجه ی دلخواه مجاز می شمرد؟»
در ادامه این مراسم علی عبدی، از طرف انجمن اسلامی دانشگاه شریف اقدام به ایراد سخنرانی نمود. سپس مهدیه گلرو، عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه، بیانیه کمیته زنان انجمن اسلامی این دانشگاه را در محکومیت حمله حراست به خوابگاه دانشجویان دختر قرائت کرد. در بخشی از این بیانیه آمده است: «با آغاز به کار دولتمردان نهم و انتصاب آیت الله شریعتی به ریاست دانشگاه علامه موجی از برخوردهای غیرقانونی با اساتید و دانشجویان دانشگاه علامه آغاز شد. اخراج، عدم تمدید قراداد و توهین به اساتید برجسته من جمله دکتر نمک دوست در کنار بازداشت دانشجویان، صدور احکام سنگین کمیته انظباطی برای بیش از ۳۰ نفر از فعالین دانشجویی در روزهای اخیر، توقیف نشریات، عدم صدور مجوز برای انجام برنامه های فرهنگی و تلاش برای انحلال انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی واعمال شرم آوری مانند تعرض به دختران دانشجو توسط مامور حراست گوشه ای از وقایع روی داده در دو سال گذشته است.» در ادامه این بیانیه صدور احکام سنگین حبس برای دانشجویان امیرکبیر و احتمال انتقال آن ها به زندان قزل حصار نیز محکوم شده است.
کیوان امیری، یکی دیگر از دانشجویان، در ادامه این مراسم سخنرانی کرد. این دانشجو در سخنرانی خود حمله ماموران به خوابگاه دانشجویی دانشگاه بابلسر، رشد فضای سرکوب در دانشگاه، بستن انجمن های اسلامی، توقیف نشریات دانشجویی، بازداشت سه دانشجوی کرد دانشگاه علامه را محکوم کرد.
دانشجویان تجمع کننده به سمت درب ورودی حرکت کردند و در این حین نیروهای امنیتی که حضوری پرتعداد در دانشکده علوم اجتماعی علامه داشتند با دانشجویان تجمع کننده درگیر شدند. تریبون آزاد دانشجویی با سخنرانی عسل اخوان، امیر یعقوبعلی، شاهین زینعلی، مجید خمسه، مهدی شجاعی و علی وفقی، از طرف شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی علامه، خواجه نصیر و دانشگاه آزاد به پایان رسید.
تجمع دانشجویان در حالی به پایان رسید که نیروهای امنیتی دانشگاه علامه را محاصره کردند و کلیه دانشجویانی که از دانشکده علوم اجتماعی خارج می شدند را دستگیر می کردند. طبق گزاشات رسیده نزدیک به ۲۰ نفر از دانشجویان دانشگاه تهران، علامه و پلی تکنیک دستگیر شده و به مکان نامعلومی منتقل شدند. جمعی از دانشجویان بازداشت شده پس از ساعتی آزاد شدند ولی آخرین گزارش ها حاکی از آن است که همچنان تعدادی از دانشجویان در بازداشت به سر می برند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر دانشجویان دانشگاه علامه در اعتراض به دستگیری گسترده دانشجویان اقدام به تحصن در صحن دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه کرده و اعلام کرده اند تا آزادی کلیه دانشجویان بازداشت شده در کلاس های درس شرکت نخواهند کرد. دانشجویان تجمع کننده شعار می دادند: «پینوشه، پینوشه ایران شیلی نمی شه»، «دانشجوی تعلیقی حمایتت می کنیم»، «محمود احمدی نژاد عامل تبعیض و فساد»، «مرگ بر دیکتاتور» و… . تا لحظه تنظیم این خبر جو داخل و خارج دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه به شدت متشنج گزارش می شود و دستگیری دانشجویان همچنان ادامه دارد.
اخبار تکمیلی در خصوص دانشجویان بازداشت شده در گزارش های تکمیلی ارسال می شود.
محکومیت پنج ساله اسانلو در دادگاه تائید شد
بیبیسی: آقای اسانلو پیش از این دو بار، یک بار به مدت هفت ماه و بار دیگر به مدت یک ماه زندانی شده بود
یک شعبه دادگاه تجدید نظر در تهران حکم پنج سال حبس منصور اسانلو رئیس زندانی هیات مدیره سندیکای کارکنان شرکت واحد اتوبوسرانی تهران را تائید کرده است.
خبرگزاری دانشجویان ایران - ایسنا به نقل از پرویز خورشید وکیل آقای اسانلو نوشته است که اتهام آقای اسانلو تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی بوده و وی در حال حاضر برای گذراندن دوران محکومیتش به بند عمومی زندان اوین منتقل شده است.
شعبه 14 دادگاه انقلاب آقای اسانلو را به پنج سال حبس تعزیری محکوم کرده بود که اکنون شعبه 36 دادگاه تجدیدنظر تهران این حکم را تائید کرده است.
منصور اسانلو، دهم ژوئیه (نوزدهم تیر) گذشته پس از آنکه در نزدیکی محل سکونت خود در تهران از اتوبوس پیاده شد، با زور و ضرب و شتم به دست مأموران لباس شخصی بازداشت شد.
وی پیشتر دو بار، یک بار به مدت هفت ماه و بار دیگر به مدت یک ماه بازداشت و سپس با سپردن وثیقه آزاد شده بود.
منصور اسانلو در ماه دسامبر سال 2005 در پی اعتراضهای صنفی کارکنان شرکت واحد بازداشت شد و پس از آنکه بيش از هفت ماه در زندان به سر برد، با سپردن وثیقه آزاد شد.
با این حال سه ماه پس از آزادی، افراد لباس شخصی مجدداً رئیس هیئت مدیره سندیکای کارکنان شرکت واحد را دستگير و به زندان اوين تهران منتقل کردند و او یک ماه دیگر در بازداشت گذراند.
تشکلهای عفو بین الملل، کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری و فدراسیون بین المللی کارکنان حمل و نقل خواستار آزادی آقای اسانلو شده اند.
محکومیت عضو دیگر
همچنین ابراهیم مددی یک عضو هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران نیز که روز هیجدهم مرداد ماه همزمان با برگزاری چند تجمع اعتراض آمیز از سوی تشکلهای بین المللی در مقابل منزل آقای اسانلو دستگیر شده بود، به دو سال حبس تعزیزی محکوم شده است.
بر اساس گزارش ها، آقای مددی نیز به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در دادگاه انقلاب محاکمه و به دو سال زندان محکوم شده است.
آقای مددی به همراه ابراهیم گوهری، داوود رضوی، یعقوب سلیمی، همایون جابری و غلامرضا غلامحسینی در مقابل منزل آقای اسانلو بازداشت شده بود.
از شلاق خوردن تا عرض اندام اجتماعی: پلیس های زن، طالبان را به مبارزه می طلبند

عصرایران: کشوری که زمانی نمایان ساختن قوزک پای زنان مجازات شلاق در ملاعام را برایشان به دنبال داشت اکنون به مکانی تبدیل شده که زنان یونیفورم پوش پلیس حافظ صلح در خیابان های آن هستند.
عصر ایران- افغانستان، کشوری که زمانی نمایان ساختن قوزک پای زنان مجازات شلاق در ملاعام را برایشان به دنبال داشت اکنون به مکانی تبدیل شده که زنان یونیفورم پوش پلیس حافظ صلح در خیابان های آن هستند.
به گزارش عصر ایران (asriran.com) شبکه تلویزیونی "ان.دی.تی.وی" در گزارشی اعلام کرد: "مسوولان افغانی اکنون ضمن تلاش برای بازسازی کشور از ویرانه های برجا مانده از جنگ و تروریسم دریافته اند که نیازمند تغییر ذهنیت و طرز فکر خود هستند."
زنان افغان اکنون با عرض اندام در مقابل دیکتاتورهای محافظه کار طالبان در حال پیوستن به نیروهای پلیس هستند.
و برای تشویق این زنان به عرض اندام در محیط های اجتماعی، خواهرانشان از کشورهای اسلامی از جمله ایران طی هفته جاری در همایشی در کابل گردهم آمدند.
این زنان پلیس که پیشتر بر مشکلات خود فائق آمده اند راه حل ها و توصیه های خود را در اختیار همتایان افغانی قرار دادند تا بلکه موجب قوت قلب آنها شود.
"محبوبه چیستی"، یک افسر پلیس ایرانی که در این کارگاه آموزشی شرکت کرده بود گفت: "خوشبختانه این روزها با مشکلات زیادی در راه پیوستن به نیروی پلیس در ایران مواجه نیستیم. مردم به این درک رسیده اند که حضور زنان در نیروی پلیس ضروری و به نفع ملت است و حتی خانواده ها اکنون ما را تشویق می کنند که به عضویت نیروهای مسلح درآییم."
وی افزود: "نه تنها از پیوستن خودم به نیروی پلیس به هیجان آمده ام بلکه علاقه مندم چهار فرزندم به ویژه دو دخترم در آینده وارد نیروهای مسلح شوند."
"پشتوحمیدی"، یک افسر پلیس زن افغان نیز گفت: "شوهرم که جانشین نیروهای مسلح افغانستان است اکنون موافقت کرده زمانی که بچه های ما به سن اشتغال رسیدند به عضویت نیروهای مسلح درآیند."
گفتنی است در همایش یاد شده که به ابتکار سازمان ملل برگزار شد زنان پلیس از کشورهای آمریکایی و اروپایی نیز حضور داشتند.
در این همایش راه های مقابله با جرایم پیچیده توسط سلاح های پیشرفته مورد بررسی قرار گرفت.
"گرو استمفورد"، یک پلیس زن نروژی، وظیفه زنان پلیس افغان را سنگین دانست و گفت: " سخت کار کردن برای دولت و حمایت از خانواده ها وظیفه ای است که بر دوش این زنان نهاده شده و آنها باید یک شغل بزرگ را بر عهده بگیرند."
برپایه این گزارش هرچند دولت افغانستان قصد دارد سهم زنان در نیروهای پلیس را به دست کم 10 درصد برساند اما زنان پلیس افغان می گویند دستمزد پایین و نگرش همکاران مرد نسبت به آنها از جمله عوامل بسیار بازدارنده در این مسیر است.
با این حال به نظر می رسد همزمان با تلاش نیروهای خارجی از جمله ناتو برای کمک به بازگرداندن آرامش به خیابان های کابل، نقش زنان در این خصوص حیاتی باشد.
چند درصد آمریکایی ها از حمله به ایران حمایت می کنند؟
عصرایران: طرفداران حزب دموکرات احتمال حمله نظامی علیه ایران در آینده نزدیک را بیش از جمهوریخواهان و افراد مستقل می دانند ... نتایج نظرسنجی برمبنای سن و جنسیت افراد نشان می دهد که رای دهندگان جوانتر احتمال وقوع درگیری نظامی را بیش از افراد مسن می دانند و از سوی دیگر این درصد برای زنان و مردان به ترتیب 58 و 48 درصد است
عصر ایران- نتایج یک نظرسنجی جدید ادعا می کند حدود نیمی از رای دهندگان احتمالی در انتخابات آینده ریاست جمهوری آمریکا از حمله نظامی به ایران حمایت می کنند.
به گزارش عصر ایران (asriran.com) موسسه بین المللی زوگبی (zogby) به تازگی در نظرسنجی تلفنی از مردم آمریکا ادعا کرد: "حدود 52 درصد رای دهندگان احتمالی در انتخابات ریاست جمهوری 2008 آمریکا از حمله نظامی به ایران برای پیشگیری از ساخت سلاح هسته ای حمایت می کنند و به علاوه 53 درصد معتقدند آمریکا پیش از انتخابات آینده دست به اقدام نظامی احتمالی علیه ایران خواهد زد."
در این میان طرفداران حزب دموکرات احتمال حمله نظامی علیه ایران در آینده نزدیک را بیش از جمهوریخواهان و افراد مستقل می دانند به نحوی که 63 درصد دموکرات ها معتقد به اقدام نظامی بر ضد ایران در آینده نسبتا نزدیک هستند حال آنکه این مقدار برای جمهوریخواهان و افراد مستقل به ترتیب 44 و 51 درصد است.
با این حال حمایت جمهوریخواهان از حمله احتمالی به ایران بیش از دو گروه دیگر است به طوری که 71 درصد جمهوریخواهان از گزینه نظامی علیه ایران حمایت کرده اند در حالی که 41 درصد دموکرات ها و 44 درصد افراد مستقل پشتیبانی خود از این اقدام را اعلام کرده اند.
در همین حال نتایج نظرسنجی برمبنای سن و جنسیت افراد نشان می دهد رای دهندگان جوانتر احتمال وقوع درگیری نظامی را بیش از افراد مسن می دانند و از سوی دیگر این درصد برای زنان و مردان به ترتیب 58 و 48 درصد است اما در حمایت از حمله آمریکا به ایران اختلاف اندکی میان این گروه ها وجود دارد.
همچنین در بخش دیگری از نظرسنجی سئوال شد: بدون درنظر گرفتن احتمال حمله واشنگتن به ایران کدام نامزد ریاست جمهوری آمریکا گزینه بهتری برای برخورد با تهران خواهد بود.
در این میان 21 درصد به سناتور هیلاری کلینتون از نیویورک رای دادند در حالی که 15 درصد رودی گولیانی، شهردار سابق نیویورک و 14 درصد سناتور جان مک کین از آریزونا را انتخاب دادند.
سناتور باراک اوباما از حزب دموکرات، فرد تامسون از جمهوریخواهان، جان ادواردز از دموکرات ها و میت رومنی از حزب جمهوریخواه نیز به ترتیب با 10، 5، 4، و 3 درصد به عنوان گزینه های بعدی برای برخورد با ایران شناخته شدند.
همچنین در میان دموکرات ها سناتور هیلاری کلینتون با 35 درصد به عنوان بهترین گزینه برخورد با ایران معرفی شد در حالی که رودی گولیانی با 28 درصد در صدر فهرست جمهوریخواهان قرار گرفت.
بخش دیگری از نظرسنجی موسسه زوگبی به این سئوال اختصاص داشت که چه زمانی برای حمله به ایران مناسب است یا اینکه اصلا نباید این حمله صورت گیرد.
28 درصد پاسخگویان معتقد بودند آمریکا باید تا زمان انتخابات آینده ریاست جمهوری صبر کند و 23 درصد نیز پیش از پایان دوره ریاست جمهوری بوش را پیشنهاد دادند. در حالی که 29 درصد گفتند ایران نباید مورد حمله قرار گیرد و 20 درصد نیز نامطمئن بودند.
گفتنی است این نظرسنجی طی روزهای 24 تا 27 اکتبر سال جاری با مشارکت بیش از یک هزار رای دهنده احتمالی در انتخابات آینده ریاست جمهوری آمریکا صورت گرفت.
روز کوروش؛ يک چهره و چند تصوير از گذشته و حال
رادیوفردا: فرج سرکوهی: با همراهی سازمان ميراث فرهنگی استان فارس «روز کوروش» در ايران نيز از تصويب و تاييد دولت جمهوری اسلامی برخوردار شد.
درحالی که بخشی از ايرانيان خارج از کشور با گرايش های گوناگون سياسی متفاوت با جمهوری اسلامی، هفتم آبان، ۲۹ اکتبر را چون روز بزرگذاشت «شاهی که ۲۵ قرن پيش آزادی مذهب را در امپراتوری گسترده خود به رسميت شناخت» گرامی می دارند، سازمان ميراث فرهنگی نيز اعلام کرد که در مراسم بزرگداشت روز کوروش «که برای نمايش عظمت تاريخی بنای تخت جمشيد» برگزار می شود، نسبت «روايات موجود درباره کوروش با آيات قرآنی و مفاهيمی مانند ذوالقرنين» بررسی شده و بازديد از پاسارگارد و تخت جمشيد در اين روز رايگان است.
در همين حال، از ايران گزارش شده که روز دوشنبه گروه هايی از مردم، در پاسارگار حضور يافتند تا با گذاشتن دسته گل بر مقبره کوروش از او و از تصوير او در خاطره قومی ايرانيان تجليل کنند.
بازگشت به عصر طلايی
در خاطره ملی ايرانيان، کوروش يادآور «عصر طلايی» و پادشاهی است که با بنيانگذاری امپراتوری بزرگ هخامنشی، ايرانيان را چون يک ملت هويت و وحدت بخشيد و ايران و ايرانيان به دوران سلطنت او با «شکوه، عظمت و قدرت» چون ملتی «متمدن و پيشرفته» به تاريخ وارد شدند.
در اين تصوير، کوروش آزادی مذهبی ملت های تابع امپراتوری خود را به رسميت می شناسد، با عدالت و رافت و خرد بر مردم حکومت می کند، با آزاد کردن يهوديان اسير در بابل کهن در «عهد عتيق»، کتاب مقدس يهوديان، تبرک و تقديس می شود.
فراتر از تصويرها و آرزوها و نيازهايی که بر اين يا آن بعد تصوير کوروش در خاطره ملی تاکيد کرده و ابعاد نامطلوب خود را ناديده می گيرند، کوروش برای اغلب ايرانيان، وحدت و هويت ملی، احترام جهانی، تساهل و مدارای مذهبی و عقيدتی، پيشرفت و تمدن و فرهنگ را تداعی می کند؛ عناصری که در بحران کنونی به خواستی به تقريب همگانی بدل شده اند.در اين تصوير، کوروش بنيانگذار نظام پادشاهی، اولين نويسنده اعلاميه حقوق بشر، نمونه نوعی حاکمی عادل، مردم دوست، خردمند، آزادی خواه و فرهنگ دوست است که ايران و ايرانيان را به تمدن، پيشرفت، فرهنگ و جايگاهی محترم در تاريخ رهبری کرد.
نقد تاريخ و چهره های تاريخی، رها از نيازهای روان شناختی حال در ايران هنوز پا نگرفته است و به زمانی که تاريخ نه چون پاسخی به حال، که چون گذشته ای سپری شده بررسی شود، برخی از رايج ترين ارزش گذاری ها رنگی ديگر خواهند گرفت.
اما کارکرد و کاربرد رخدادها و چهره های تاريخی گذشته در زمان حال، از بحث های آکادميک و نقادانه و از واقعيت های گذشته مستقل بوده و نقشی که گذشته در حال ايفا می کند، گاه، از واقعيت هايی که در گذشته های دور رخ داده، مهم تر و با معناتر است تا جايی که اغلب صاحب نظران تاريخ را نه علم شناخت گذشته که بازآفريتی و خلق دوباره گذشته از منظر حال تعريف می کنند.
در تاريخ همه ملت ها «عصر طلايی»، گذشته ای است که هنوز در خاطره قومی زنده است و آن گاه که نيازهای «زمان حال» ضرورت حضور آن را در «اکنون» احساس کند، از گذشته به حال احضار و از تاريخ به موقعيت معاصر فراخوانده می شود.
تصويرهايی از اين دست، متناسب با نيازهای زمان و زمانه باز آفرينی می شوند و به هر بار خلق شدن از گذشته فاصله می گيرند تا نيازهای اکنون و اکنونيان را برآورده کنند.
تاريخ در بحران
نياز به گذشته و احضار تاريخ به حال اغلب در زمان هايی رخ می دهد که ملتی هستی خود را در خطر می بيند يا آماده است که تعريفی ديگر از خود و نقش خود در تاريخ به دست دهد. ايرانيان نيز در تاريخ خود هر گاه که با بحران های بزرگ رو به رو شده اند، گذشته را به حال احضار کرده اند.
نياز به گذشته و احضار تاريخ به حال اغلب در زمان هايی رخ می دهد که ملتی هستی خود را در خطر می بيند يا آماده است که تعريفی ديگر از خود و نقش خود در تاريخ به دست دهد.
ايرانيان نيز در تاريخ خود هر گاه که با بحران های بزرگ رو به رو شده اند، گذشته را به حال احضار کرده اند.
شاهنامه فردوسی به دورانی خلق شد که نه فقط استقلال و وحدت ايران که هويت ايرانی و زبان فارسی در خطر بود.
شاه اسماعيل را از متعصب ترين پادشاهان ايران از منظر مذهبی توصيف می کنند، اما بنيانگذار سلسله صفوی، به دورانی که وحدت ملی تنها راه نجات ايران بود، نام پسران خود را از شاهنامه اقتباس کرد و به هنرمندان عصر خود دستور داد تا شاهنامه را مصور کنند تا به جانشين خود طهماسب هديه کند.
پسر کار پدر را ادامه داد و از اين رهگذر «شاهنامه شاه طهماسبی»، يکی از نفيس ترين آثار هنری ايران بعد از اسلام، خلق شد.
شاه اسماعيل، به رغم تعصب مذهبی خود، گذشته غير اسلامی ايران را به حال احضار کرد تا پشتيبانی مردم را از وحدت ملی و جنگ با عثمانی به دست آورد.
متفکران دوران مشروطه، عظمت از دست رفته عصر طلايی را به ياد آوردند و پهلوی اول تقديس ايران باستان را به دستمايه ايدئولوژيک بازسازی ايران بدل کرد.
در مشروطه و به دوران رضا شاه، گذشته به حال احضار شد تا زمينه ساز « وحدت ملی» شود.
بازگشت به عصر طلايی و صدر اسلام را در انقلاب اسلامی می توان واکنش ايرانيان به پديده ای تلقی کرد که به دوران پهلوی دوم بحران هويت لقب گرفته بود.
اين بار «اسلام ناب محمدی »، از گذشته به حال فراخوانده شد تا نياز زمانه را در قالب فرهنگ ايرانی برآورده کند.
پيروزی ملی گرايی در جمهوری اسلامی
قرائتی که از اسلام در ايران حاکم شد، بر مفهوم امت اسلامی متکی و مخالف ملی گرايی بود، اما تضاد بين مذهب و مليت در جمهوری اسلامی به سرعت به سود مليت حل شد.
در تاريخ همه ملت ها «عصر طلايی»، گذشته ای است که هنوز در خاطره قومی زنده است و آن گاه که نيازهای «زمان حال» ضرورت حضور آن را در «اکنون» احساس کند، از گذشته به حال احضار و از تاريخ به موقعيت معاصر فراخوانده می شود.
جمهوری اسلامی نه فقط در جنگ با عراق که درهمه بحران ها و تنش های بين المللی بر طبل ناسيوناليزم ايرانی کوبيده و می کوبد.
موقعيت ژئوپوليتيکی ايران و صف بندی های منطقه ای و جهانی نيز احضار ملی گرايی و تاريخ را به ضرورتی مبرم بدل کرده است.
ملی گرايان و چپ هايی که هنوز از منظر تعاريف دوران جنگ سرد به جهان می نگرند، جمهوری اسلامی را يکی از ملی ترين يا ضد امپرياليستی ترين حکومت های تاريخ ايران ارزيابی می کنند.
از اين منظر، جمهوری اسلامی تهاجم عراق را بدون از دست دادن بخشی از خاک ايران پاسخ داد، برای بدل کردن ايران به بزرگ ترين قدرت منطقه و تجهيز آن به بمب اتمی تلاش می کند، بيش از هر حکومتی در جهان با امپرياليزم آمريکا سر ستيز دارد و..
جمهوری اسلامی نيز با توسل به گفتمان و سنت های ناسيوناليستی و چپ سنتی، اين تصوير را تقويت می کند تا پشتيبانی بيشتر مردم را به دست آورد.
از اين منظر کوروشی که برای عظمت کشور و ايرانی قدرتمند می جنگيد و می توان او را با ذوالقرنين، شاهی در قرآن که از او به نيکی ياد شده است نزديک کرد، پيوند ديرينه دو عنصر دين و ناسيوناليزم را در فرهنگ ايرانی تضمين می کند.
يک چهره و چند تصوير
اما تصوير کوروش در برخی اسناد تاريخی و در خاطره ملی ايرانيان ابعادی ديگری نيز دارد که به خواست های منتقدان و مخالفان رنگارنگ جمهوری اسلامی نزديک تر است.
کوروشی که «آزادی مذهبی اتباع خود را تضمين کرد»، با استبداد جمهوری اسلامی ناسازگار و به حاکم مطلوب ليبرال ها شباهت می برد؛
کوروشی که با شيوه های خردمندانه حکومت و با طرفداری از تمدن و فرهنگ «عظمت و شکوه و نام نيک ايرانيان را درتاريخ جاودانه کرد»، با حاکم مطلوب ناسيونالست هايی که از تصوير کنونی ايران در رسانه های جهانی رنج می برند، نزديک تر است؛
کوروشی که «نظام شاهنشاهی را بنيان گذاشت»، آرزوی هواداران بازگشت سلطنت را توجيه می کند و...
اما فراتر از تصويرها و آرزوها و نيازهايی که بر اين يا آن بعد تصوير کوروش در خاطره ملی تاکيد کرده و ابعاد نامطلوب خود را ناديده می گيرند، کوروش برای اغلب ايرانيان، وحدت و هويت ملی، احترام جهانی، تساهل و مدارای مذهبی و عقيدتی، پيشرفت و تمدن و فرهنگ را تداعی می کند؛ عناصری که در بحران کنونی به خواستی به تقريب همگانی بدل شده اند
سفر «غیر منتظره» لاوروف به تهران برای مذاکرات اتمی
رادیوفردا: سرگئی لاوروف، وزير امور خارجه روسيه در يک سفر غير منتظره روز سه شنبه برای گفت و گو با رييس جمهوری اسلامی ايران به تهران سفر می کند.
بر اساس گزارش خبرگزاری ها، سفر اين مقام بلندپايه روسی به ايران يک هفته پس از اعلام مخالفت مسکو با تحريم های جديد آمريکا عليه جمهوری اسلامی انجام می شود.
ملاقات آقای لاوروف با محمود احمدی نژاد قرار است که عصر روز سه شنبه انجام شود.
ميخائيل کامنين، سخنگوی وزارت امور خارجه روسيه گفته است که در جريان مذاکرات طرفين قرار است که فعاليت های اتمی ايران مورد بحث و بررسی قرار گيرد.
خبرگزاری اينترفاکس به نقل از اين سخنگو اعلام کرد که « پاره ای از موضوعات مربوط به برنامه اتمی ايران و مناسبات دو جانبه تهران و مسکو در اين ديدار مورد گفت وگو قرار خواهد گرفت.»
دو هفته پيش، ولاديمير پوتين، رييس جمهوری روسيه در جريان سفر خود به ايران برای شرکت در اجلاس سران کشورهای ساحلی دريای خزر، با حمله نظامی و تحريم جمهوری اسلامی به خاطر برنامه هسته ای آن مخالفت کرد.
هنوز مشخص نيست که آيا سرگئی لاوروف و محمود احمدی نژاد پس از پايان مذاکرات کنفرانسی خبری خواهند داشت يا خير.
دو هفته پيش، ولاديمير پوتين، رييس جمهوری روسيه در جريان سفر خود به ايران برای شرکت در اجلاس سران کشورهای ساحلی دريای خزر، با حمله نظامی و تحريم جمهوری اسلامی به خاطر برنامه هسته ای آن مخالفت کرد.
ايالات متحده و برخی از کشورهای غربی، جمهوری اسلامی ايران را متهم می کنند که در پوشش برنامه اتمی خود بدنبال توليد سلاح هسته ای است اما تهران اين برنامه را صلح آميز می داند.
در واکنش به ادامه مقابله جويی جمهوری اسلامی با خواست جامعه جهانی در خصوص توقف غنی سازی اورانيوم، ايالات متحده آمريکا روز پنج شنبه، ۲۵ اکتبر، تحريم هايی را عليه سپاه پاسداران که گفته می شود درگير اين برنامه و بدنبال توليد سلاح های کشتار جمعی است، اعلام کرد.
رييس جمهوری روسيه با اين تحريم ها مخالفت کرده و گفته است که چنين اقداماتی تهران را منزوی خواهد کرد. روسيه معتقد است که گفت وگوهای بيشتر با تهران درباره برنامه اتمی آن موثر تر از مجازات يا انجام اقدام نظامی است.
اين مذاکرات همزمان با گفت وگوهای هئيتی از کارشناسان آژانس بين المللی انرژی اتمی با مقامات اتمی ايران انجام خواهد شد که برای دريافت پاسخ های تهران به ابهامات پيرامون فعاليت های سابق اتمی ايران روز سه شنبه دور دوم مذاکرات خود را انجام می دهند.
ايران در ماه اوت موافقت کرد که ظرف دو ماه به تمام سوالات آژانس پيرامون برنامه اتمی خود پاسخ دهد و قرار است که گزارش مذاکرات ميان طرفين همراه با گزارش خاوير سولانا، مسئول سياست خارجی اتحاديه اروپا از گفت وگوها با دبير شورای عالی امنيت ملی به شورای امنيت سازمان ملل متحد ارائه شود.
شورای امنيت تاکنون دو قطعنامه تنبيهی عليه جمهوری اسلامی به تصويب رسانده و از تهران خواسته است ضمن توقف روند غنی سازی اورانيوم با بازرسان آژانس نيز همکاری کامل داشته باشد. اين درخواست ها را ناديده گرفته و گفته که از حق خود برای غنی سازی اورانيوم که به گفته کشورهای غربی می توان از آن برای ساخت بمب اتمی استفاده کرد، چشم پوشی نخواهد کرد.
آخرین خبرها از آرایش سیاسی اصلاح طلبان برای انتخابات: استارت انتخاباتی اصلاح طلبان با وزرای سابق
فرارو: بیشتر وزرای دولت سید محمد خاتمی رییس جمهوری سابق از حوزه انتخابی تهران کاندیدای ستاد ائتلاف اصلاح طلبان می شوند.
منابع آگاه به خبرنگار فرارو اعلام کردند، شوراي سياستگذاري ائتلاف اصلاحطلبان تاكنون افرادي همچون «صفدر حسيني» ( وزیر سابق اقتصاد و دارایی) ، «محمد شريعتمداري» ( وزیر سابق بازرگانی )، «حبيبالله بيطرف» ( وزیر سابق نیرو)، «علی عبدالعليزاده» ( وزیر سابق مسکن و شهر سازی ) ، «مرتضی حاجی» ( وزیر سابق آموزش و پرورش) ، «علی یونسی» ( وزیر سابق اطلاعات ) و «مهرعليزاده» (رییس سابق سازمان تربیت بدنی ) را به عنوان نامزدهاي قطعي ستاد ائتلاف اصلاحطلبان معرفي كرده اند.
همچنین گفته می شود«محمدرضا عارف» (معاون اول رييسجمهوري در دولت خاتمي) سرليست ائتلاف اصلاحطلبان در تهران است.
پیش از این عبدالواحد موسوي لاري (رييس شوراي سياستگذاري ائتلاف اصلاحطلبان) از نامزدي قطعيِ «مجيد انصاري» و «اسحاق جهانگيري» ( وزیر سابق صنایع و معادن ) از حوزة انتخابيه تهران خبر داده بود.
بر اساس همین تصمیم، تعداد وزرای دولت اصلاحات که برای ورود به مجلس هشتم از تهران معرفی خواهند شد دست کم پانزده نفر است.
گفتنی است بر اساس تصمیم شورای سیاستگذاری ائتلاف اصلاح طلبان دیگر چهره های شناخته شده اصلاح طلبان باید از حوزه های انتخاباتی شهرستان ها کاندیدا شوند.
در همین راستا احتمالا «الهه كولايي» از حوزة انتخابيه مازندران در اين دور از انتخابات شركت خواهد كرد.
تك اعتماد ملی به ياران «خاتمي»
بازتاب: به نظر می رسد این اقدام كمسابقه امروز روزنامه اعتماد ملی، با هدف كاهش برخي گلايههاي خاتمي و نزديكانش انجام شده است. بنا بر شنيدهها، اين اقدام موجب ناراحتي خاتمي نيز شده است...برخي تحليلگران با اشاره به انتقادات تكراري كروبي به اصلاحطلبان تندرو و پوشش غيرطبيعي صداوسيما به آن، احتمال ميدهند...
صبح امروز، روزنامه «اعتماد ملي»، ارگان حزب اعتماد ملی، در يك حركت حسابشده تبليغاتي، عكسي بسيار بزرگ از خاتمي منتشر كرد و با تيتر درشت نوشت: «خاتمي، سرليست اعتماد ملي».
به گزارش خبرنگار «تابناك»، اين اقدام روزنامه حزب «اعتماد ملي»، ناظر به مصاحبه اسماعيل گرامي مقدم، سخنگوي اين حزب بود كه روز گذشته در مصاحبهاي گفته بود: در صورت ورود خاتمي به عرصه انتخابات مجلس هشتم، قطعا وي به عنوان سرليست حزب اعتماد ملي، معرفي خواهد شد.
اين اقدام هماهنگ روزنامه و سخنگوي حزب اعتماد ملي، در شرايطي صورت ميگيرد كه مهدي كروبي، دبيركل اين حزب، در ماههاي اخير در مصاحبههاي پياپي، به اصلاحطلبان تندرو حمله كرده و اين مصاحبهها و برخي واكنشها به آن، با استقبال و پوشش گسترده صداوسيما روبهرو شده است.
هرچند كروبي همواره اصلاحطلبان تندرو و انحصارطلب را در سيبل حملات خود قرار ميداد، با توجه به حضور دو گروه «جبهه مشاركت» و «سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي» در ائتلاف اصلاحطلبان با محوريت خاتمي، اينگونه اقدامات كروبي در برخي محافل اصلاحطلبان، انتقاد از خاتمي و ائتلاف تحت نظر او به شمار ميرفت.
از همين رو، به نظر ميرسد اقدام كمسابقه امروز روزنامه كروبي، از يك سو با هدف القاي همراهي با خاتمي و كاهش برخي گلايههاي خاتمي و نزديكانش و از سوي ديگر به منظور استفاده از جايگاه و وجهه سيدمحمد خاتمي براي گروه كروبي انجام شده است.
با اين حال، اين اقدام حسابشده، امروز به سرعت با واكنش سخنگوي ائتلاف اصلاحطلبان روبهرو شد كه كانديداتوري خاتمي در انتخابات آينده را تكذيب كرد و بنا بر شنيدهها، اين اقدام موجب ناراحتي خاتمي نيز شده است.
اما درباره آينده روابط گروه تحت مديريت كروبي و ائتلاف اصلاحطلبان، تاكنون سه احتمال مطرح شده است:
برخي از اصلاحطلبان با اشاره به تجربه انتخابات شوراها كه در آن مقطع نيز كروبي در دو، سه نوبت به تندرويهاي اصلاحطلبان حمله كرد، خوشبينانه پيشبيني ميكنند كه سرانجام گروه اعتماد ملي و ديگر اصلاحطلبان، متحد خواهند شد و در قالب يك ليست واحد، ائتلاف خواهند كرد.
برخي ديگر از تحليلگران با اشاره به برخي شواهد از جمله انتقادات تكراري كروبي به اصلاحطلبان تندرو و پوشش غيرطبيعي صداوسيما به آن، احتمال ميدهند كروبي برخي تضمينها را دريافت كرده چهرههاي نزديك به خود را در انتخابات پيش رو، شركت دهد تا در عوض، با عملكرد وي از يك سو از آراي اصلاحطلبان تحت مديريت خاتمي كاسته شود و از سوي ديگر در صورت تأييد نشدن صلاحيت شماري ا