اخبار

« November 2007 | Main | August 2008 »

December 31, 2007

مخالفت باحضور هيات‌ايراني در‌خاكسپاري بوتو

خُسن آقا: حتما پاکستانی ها فکر کردن به اندازه کافی ترورویست تو پاکستان هست نیازی به تروریست های جمهوی اسهالی نیست!
پیک ایران: به گزارش ايرنا، " سيدمحمدعلي حسيني" در پاسخ به سوال خبرنگاري مبني‌بر اينكه چرا هياتي از ايران در مراسم خاكسپاري بوتو شركت نكرد، گفت: جمهوري اسلامي ايران آمادگي خودرا براي حضور در اين مراسم اعلام كرد ولي مسوولان پاكستان به‌جهت شرايط ويژه اين كشور، موافقت نكردند.
سخنگوي دستگاه ديپلماسي ايران در عين حال ترور بوتو را " يك حادثه دردناك " خواند و ابراز اميدواري كرد كه با تلاش دولت و احزاب پاكستان، آرامش هرچه سريعتر به اين كشور بازگردد.

كارگردان پروژه «سيد مظلوم» كيست؟

خُسن آقا: کارگردان همه این شوها و شعبده بازی ها حکومت آخوندی است برای اینکه مجددا مردم را بکشانند پای صندوقهای رای.

بازتاب: با ادغام دو مؤسسه جهاني شدن و گفت‌وگوي تمدن‌ها و تعطيلي مركز دولتي به‌وجودآمده بر اساس ايده گفت‌وگوي تمدن‌هاي خاتمي، گام ديگري در القاي مظلوميت وي در جامعه برداشته شد.
كد خبر: ۴۱۳۹ تاريخ انتشار: ۱۹:۳۲ - ۱۰ دي ۱۳۸۶ تعداد بازديد: ۵۸۵۴

با ادغام دو مؤسسه جهاني شدن و گفت‌وگوي تمدن‌ها و تعطيلي مركز دولتي به‌وجودآمده بر اساس ايده گفت‌وگوي تمدن‌هاي خاتمي، گام ديگري در القاي مظلوميت وي در جامعه برداشته شد.

به گزارش خبرنگار «تابناك»، مركز بين‌المللي گفتگوي تمدنها تا كنون ریاست جواد فريدزاده، عطاءالله مهاجراني و بروجردي، داماد امام را تجربه كرده و با مشكلاتي نيز روبرو بوده است. رياست این مرکز هیچ گاه بر عهده خاتمی نبوده و او پس از پايان دوره خود، مركز غيرانتفاعي و غيردولتي گفتگوي فرهنگها و تمدنها را راه‌اندازي كرد. با اين حال اقدام به تعطيلي رسمي اين مركز، از سوي رسانه‌ها و افكار عمومي نوعي برخورد حذفي با خاتمي تلقي شد.

اين در حالي است كه اندكي پس از پايان دوره رياست‌جمهوري خاتمي، دفتر كوچك خاتمي در ساختمان نهاد رياست‌جمهوري به نام «همراهان» از وي تحويل گرفته شد و پس از بروز برخي مشكلات، نوه امام خميني، ساختماني از بيت امام(ره) را براي فعاليت‌هاي خاتمي در اختيار وي گذارد.

در هفته‌هاي اخير نيز در مشهد، تبريز و به ويژه كرمان، بيلبوردهاي تبليغ سفر خاتمي به اين شهرها، در حمله افرادي ناشناس، تخريب و پاره شد و حتي عده‌اي درصدد ممانعت از سخنراني او در مسجد شهر بم شدند.

اين گزارش مي‌افزايد: به نظر مي‌رسد كاركرد مجموع اين موارد، پروژه تقويت مظلوميت خاتمي در افكار عمومي، آن هم در آستانه انتخابات مجلس هشتم است؛ امري كه با تحريك حس دفاع از مظلوم مردم ايران، می تواند خدمت بزرگی به خاتمی و همراهان اصلاح‌طلبش انجام دهد.

این در حالی است که جامعه شناسان ویژگی «دفاع از مظلوم» را یکی از فاکتورهای مهم در تصمیم گیری های سیاسی مردم ایران می دانند که نمونه آن در انتخابات دوم خرداد موجب پيروزي او شد و حتي در پيروزي محمود احمدي‌نژاد در انتخابات رياست‌جمهوري اخير، بي‌تأثير نبود. جالب آن که خاتمی حتی در زمان در دست داشتن قدرت و پست ریاست جمهوری با دیده اشک بار در دور دوم ثبت نام کرد و برداشت مظلومیت او يكي از عوامل افزایش 2 میلیونی رای او نسبت به دور اول شد.

اكنون پرسش اينجاست كه كارگردان پروژه «سيد مظلوم» كيست و در آستانه رقابت‌هاي انتخاباتي اصولگرايان و اصلاح‌طلبان، چه كساني اين‌گونه به مظلوميت خاتمي كه مي‌تواند به محبوبيت او و همراهانش بينجامد، دامن مي‌زنند؟

صندوق بين‌المللي پول : بيشترين نرخ تورم 2007 متعلق به ايران با 19 درصد است

پیک ایران: بانك مركزي بر اساس گزارش صندوق بين‌المللي پول اعلام كرد كه نرخ تورم ايران در سال 2007 معادل 19 درصد بوده است كه اين ميزان در سال آينده ميلادي به 7/17 درصد خواهد رسيد.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، بانك مركزي چهارمين فصلنامه تخصصي حساب‌هاي اقتصادي كشور را منتشر كرد كه در آن درباره برآورد جديد ارزش افزوده بخش صنعت، استفاده از صورت‌هاي مالي تجاري براي تهيه حساب‌هاي ملي، آمارهاي پولي و مالي، اخبار حساب‌هاي اقتصادي، گزارشي از تحولات اقتصادي ايران در بخش واقعي، گزيده آمارهاي اقتصادي و مواردي از اين دست به چاپ رسيده است.
بانك مركزي در اين فصل‌نامه كه مربوط به آذرماه امسال است به نقل از صندوق بين‌المللي پول نرخ تورم براي كشورهاي عضو OECD ـ 20 كشور ـ و منطقه MENA ـ 10 كشور ـ را بين سال‌هاي 2002 تا 2007 اعلام و براي سال 2008 را نيز پيش بيني كرده است.
بر اساس اين گزارش كمترين نرخ تورم در سال 2007 متعلق به كشور سويس با شش درصد و بيشترين نرخ تورم نيز متعلق به ايران با 19 درصد است.
توليد ناخالص داخلي سرانه ايران بر اساس شاخص برابري قدرت خريد نيز براساس پيش بيني صندوق بين‌المللي پول در سال 2007، 1/9 هزار دلار است كه پيش بيني شده در سال آينده به 7/9 هزار دلار مي‌رسد.
در ميان كشورهاي عضو OECD و MENA كمترين توليد ناخالص داخلي سرانه براساس شاخص برابري قدرت خريد سال 2007 با 5/4 هزار دلار مربوط به سوريه و بيشترين با 1/47 هزار دلار مربوط به نروژ است.
از سويي توليد ناخالص داخلي به قيمت‌هاي جاري در سال 2007 باز هم براساس پيش بيني صندوق بين المللي پول 278 ميليارد دلار تعيين شده كه براساس پيش بيني صورت گرفته در سال 2008 به 325 ميليارد دلار مي‌رسد.
در ميان كشورهاي عضو OECD و منطقه MENA بيشترين توليد ناخالص داخلي به قيمت‌هاي جاري به ميزان 13 هزار و 749 ميليارد دلار مربوط به آمريكا و كمترين به ميزان 17 ميليارد دلار مربوط به بحرين است. اين ميزان براي ايران 278 ميليارد دلار و براي سال آينده 325 ميليارد دلار پيش‌بيني شده است.
نرخ رشد اقتصادي يكي شاخص‌هاي مورد بررسي صندوق بين المللي پول بوده است كه براي ايران در سال 2007، شش درصد تعيين و براي سال 2008 نيز همان شش درصد پيش بيني شده است.
اين در حالي است كه در ميان كشورهاي عضو OECD و منطقه MENA بيشترين نرخ رشد اقتصادي سال 2007 متعلق به امارات با 7/7 درصد و كمترين با 7/1 درصد متعلق به ايتالياست.

برخی نقاط ایران با کمبود گاز مواجه شده اند

بی‌بی‌سی: قطع گاز ترکمنستان برخی مناطق شمالی ایران را با کمبود گاز مواجه کرده اما در مورد علت این اقدام ترکمنستان نظرات متفاوتی ابراز شده است.
روز دوشنبه، 31 دسامبر (10 دی) مقامات وزارت نفت ایران گفتند که قطع صدور گاز طبیعی ترکمنستان از روز شنبه این هفته همراه با سرد شدن هوا باعث کمبود گاز در برخی شهرهای شمالی ایران به خصوص در استان های مازنداران و گلستان شده است.

این منابع گفتند که با توجه به نیاز مردم به گاز در هوای سرد، در روزهای اخیر، اقداماتی برای تامین گاز مورد نیاز این مناطق با استفاده از شبکه توزیع گاز داخلی صورت گرفته است.

یک مقام وزارت نفت در مصاحبه ای با شبکه خبر تلویزیون جمهوری اسلامی گفته است که معلوم نیست که ترکمنستان از چه تاریخی صدور کار به ایران را از سر خواهد گرفت.

ترکمنستان که روزانه حدود 23 تا 24 میلیون مترمکعب گاز به ایران صادر می کرده است از بامداد روز شنبه به ناگهان صدور گاز را متوقف کرد.

به گفته مقامات ایرانی، ترکمنستان دلیل این اقدام را انجام برخی تعمیرات ضروری در خط لوله انتقال گاز به ایران اعلام کرده است.

گاز وارداتی از ترکمنستان حدود 5 درصد از نیاز ایران به گاز را تامین می کند و شرکت ملی گاز ایران از مصرف کنندگان خواسته است که با توجه به سردی هوا و افزایش میزان مصرف، سعی کنند 10 درصد مصرف خود را کاهش دهند تا به این ترتیب کمبود ناشی از قطع صادرات گاز ترکمنستان جبران شود.

همزمان، خبرگزاری فارس به نقل از یک مقام آگاه در وزارت نفت، که از او نامی نبرده، گفته است که "در پی سرد شدن شدید هوای کشور، ترکمنستان از این فرصت سوء استفاده کرده و با قطع صادرات گاز به ایران، خواستار افزایش دو برابری قیمت گاز شده است."

به گزارش فارس، این مقام وزارت نفت دلیل ترکمنستان در مورد لزوم انجام تعمیرات فنی را رد کرده و گفته است که با توجه به سرمای شدید هوا، اینک زمان مناسبی برای انجام تعمیرات در خط انتقال گاز نیست.

اظهارات سخنگوی وزارت خارجه

در مقابل، محمد علی حسینی، سخنگوی وزارت خارجه ایران در مصاحبه ای در روز دوشنبه گفت که علت قطع گاز صادراتی ترکمنستان به ایران برخی موضوعات فنی بوده و دو طرف مذاکراتی را برای حل این مشکل آغاز کرده اند اما وی در مورد ماهیت این موضوعات توضیحی نداد.

خبر قطع گاز ترکمنستان به ایران در پی بازگشت علی کردان، قائم مقام وزارت نفت ایران از ترکمنستان انتشار می یابد.

به گزارش خبرگزاری دولتی ایران - ایرنا - آقای کردان، که روز چهارشنبه هفته گذشته برای مذاکره با مقامات ترکمنستان وارد عشق آباد شده بود، در مورد نحوه گسترش همکاری دو کشور در زمینه نفت و گاز با مقامات آن کشور مذاکره کرد.

این خبرگزاری می افزاید که ایران و ترکمنستان در زمینه تجارت گاز یک توافقنامه همکاری 25 ساله امضا کرده اند و در سال 1385 (2006) نیز در مورد افزایش فروش گاز ترکمنستان به ایران به توافق رسیدند.

ایران دومین ذخایر گازی شناخته شده جهان را پس از روسیه در اختیار دارد و خود از کشورهای صادر کننده گاز به شمار می رود.

در عین حال هم ایران و هم روسیه بخش کوچکی از مصرف گاز داخلی خود را از ترکمنستان وارد می کنند که تنها به همین دو کشور گاز صادر می کند.

ترکمنستان چندی پیش بهای گاز صادراتی خود به روسیه را افزایش داد و از همین رو برخی ناظران اشاره کرده اند که اختلال به وجود آمده در صادرات این کشور به ایران نیز ممکن است به بهای گاز ربط داشته باشد.

پیشتر، یک مقام ارشد شرکت ملی گاز ایران نیز در گفتگو با خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، احتمال اقدام ترکمنستان برای افزایش بهای گاز صادراتی آن کشور را رد نکرده و گفته بود که "يكی از دلايل قطع گاز می ‌تواند هشدار برای افزايش قيمت گاز باشد، ولی الزاما اين گونه نيست."

آنطور که ایسنا به نقل از آقای رمضانی، مدير گازرسانی شركت ملی گاز ايران، گزارش کرده مصرف گاز در ایران نسبت به سال گذشته حدود ده درصد افزایش یافته است.

حسيني: سهم ایران از خزر 20 درصد است

بازتاب: حسینی ادامه داد: بر این اساس تمام رایزنی ها و جلسات فنی و حقوقی که ایران در آن شرکت کرد، بر این مبنا تنظیم شد و رژیم حقوقی دریای خزر نیز بر اساس اصل انصاف تعیین خواهد شد که بر اساس آن سهم جمهوری اسلامی ایران حدود 20 درصد خواهد بود.
كد خبر: ۴۱۰۷ تاريخ انتشار: ۱۰:۴۸ - ۱۰ دي ۱۳۸۶ تعداد بازديد: ۴۱۷

سخنگوی وزارت امور خارجه تاکید کرد ایران برای تحقق سهم 20 درصدی خود از دریای خزر تلاش کرده و از این سهم نیز صرف نظر نخواهد کرد.

به گزارش مهر، سید محمد علی حسینی سخنگوی وزارت خارجه پیش از ظهر امروز در نشست هفتگی خود با خبرنگاران داخلی و خارجی در خصوص اظهارات روز گذشته منوچهر متکی درباره سهم ایران از دریای خزر اظهار داشت: در زمان شوروی سابق تلاش هایی شد تا با استفاده از قدرت و توانمندی آن کشور، درصد و محدوده ای بر ایران تحمیل شود که هرگز آن مسئله محقق نشد.

وی افزود: در واقع تلاش هایی که از گذشته در این باره انجام شده در همین رقم بوده است اما این موضوع در هیچ قراردادی درج نشده و ایران نیز آن را نپذیرفته است ، اما پس از تشکیل جمهوری اسلامی ایران و فروپاشی شوروی، کشورهای ساحلی دریای خزر مسئله تقسیم حدود در این دریا را مطرح کردند که ما صریحا در این خصوص اعلام کردیم در صورت نیل به نتایج منصفانه مخالفتی با آن نخواهیم داشت.

حسینی ادامه داد: بر این اساس تمام رایزنی ها و جلسات فنی و حقوقی که ایران در آن شرکت کرد، بر این مبنا تنظیم شد و رژیم حقوقی دریای خزر نیز بر اساس اصل انصاف تعیین خواهد شد که بر اساس آن سهم جمهوری اسلامی ایران حدود 20 درصد خواهد بود.

سخنگوی وزارت امور خارجه تاکید کرد: ما برای تحقق سهم 20 درصدی خود از دریای خزر تلاش کرده و با همین منظور در جلسات مختلف حضور یافته ایم و از این سهم نیز کوتاه نخواهیم آمد.

وی در بخش دیگری از سخنان خود در پاسخ به سئوال خبرنگار مهر در باره سرنوشت پیگیری غرامت های ایران که باید از دولت عراق دریافت شود، با توجه به گذشت یک سال از اعدام صدام ، تصریح کرد: جمهوری اسلامی ایران از مسئله غرامت ها چشم پوشی نکرده و این موضوع همچنان در دستور کار قرار داشته و ما آن را دنبال می کنیم.

حسینی درخصوص سرنوشت دور بعدی مذاکرات ایران و آمریکا نیز خاطر نشان کرد: ما در این باره با انجام اصل گفتگوها موافق هستیم و این گفتگوها حداکثر در حد سفیر انجام خواهد شد و زمان آن را نیز در آخرین رایزنی های خود تعیین خواهیم کرد.

وقتی که شورت نماینده مهم می‌شود

خُسن آقا: این حکومت از سر تا پا گرفتار مسائل سکسی است، حتی شورت نماینده هم خبر مهم محصوب می‌شود

عصرایران: متعاقب این ماجرا به روابط عمومی مجلس خبر داده می شود که نیروهای خود را برای بردن "مایو"ی این نماینده به محل بفرستند که آنها هم با یک کیسه نایلونی می آیند و لباس مذکور را با خود می برند.
عصرایران- وساطت یک نماینده زن مجلس شورای اسلامی باعث شد گزارش تصویری از لباس زیر یکی دیگر از نمایندگان مجلس در رسانه ها منتشر نشود.

به گزارش خبرنگار عصرایران (asriran.com)، ماجرا از آنجا آغاز شد که چند عکاس و خبرنگار پارلمانی مجلس در بخش کمدهای نمایندگان که نزدیک ورودی صحن علنی مجلس قرار دارد، متوجه می شوند یکی از نمایندگان (که نامش محفوظ است) "مایو"ی خود را بر روی در کمدش آویزان کرده است.

این سوژه که برای خبرنگاران و عکاسان هم جالب بود و هم خنده دار، آنها را ترغیب به عکاسی از این صحنه می کند که در این میان یکی از نمایندگان زن متوجه ماجرا می شود و از خبرنگاران خواهش می کند که عکس های این ماجرا را منتشر نکنند. وی همچنین به آنها قول می دهد که با نماینده بی مبالات مذکور صحبت کند و در این باره به وی تذکر دهد.

متعاقب این ماجرا به روابط عمومی مجلس خبر داده می شود که نیروهای خود را برای بردن "مایو"ی این نماینده به محل بفرستند که آنها هم با یک کیسه نایلونی می آیند و لباس مذکور را با خود می برند.

اما بخش جالب ماجرا این بود که ساعتی بعد، نماینده مورد بحث از راه می رسد و ملاحظه می کند که لباسش نیست و با نگرانی دنبالش می گردد و سراغ "مایو"اش را از روابط عمومی- که در آن نزدیکی است- می گیرد! که با تذکر نماینده زن مجلس روبه رو می شود و قول می دهد که دیگر مرتکب این بی مبالاتی ها نشود.

December 30, 2007

يک فرقه جديد امام زمانی

خُسن آقا: دکان دین در ایران چنان نان و آبدار است که همه سودجویان به آن روی آورده‌اند.

پیک ایران: پوچ گرائي با پوشش ديني هم به بازار آمد! يك گروه 10 ـ12 نفره كه سه چهار روحاني كم سواد نيز در ميان آنها وجود دارد در قم با ادعاي ديدار با امام زمان عليه السلام ذكرهائي را در محفل خود تكرار مي كنند كه محتواي آنها پوچ گرائي و انكار كليه مباني اعتقادي است . بخشي از اين ذكرها چنين است : « نياز به خداي واقعي نيست ـ خداي حقيقي اينجاست . نياز به انتظار امام زمان نيست نيست نيست ـ آماده شدن براي امام زمان اينجاست . نياز به قانون غير الهي نيست ـ حكومت ناب محمدي اينجاست . نياز به بسم الله گفتن نيست ـ با نقطه بسم الله هماهنگ شدن اينجاست . نياز به لا اله الا الله گفتن نيست ـ از لااله عبور كردن و به الا الله رسيدن اينجاست ... » . رشد روزافزون اين قبيل مدعيان دينداري كه عموما با هدف فريب عوام الناس و كسب درآمد پديد مي آيند آنهم در شهر قم بسيار نگران كننده است .

درخواست از سخنگوي دولت براي اطلاع‌رساني در آشپزخانه و ...

بازتاب: درباره پرونده گوشت‌هاي آلوده گمان نمي‌كنم كسي بهتر از دكتر غلامحسين الهام كه همان ايام سخنگوي قوه قضائيه بوده‌اند، بتوانند اطلاع‌رساني کنند. البته يك خواهش ديگر نيز دارم و آن اين‌كه درباره پرونده فروش غيرقانوني فرآورده‌هاي نفتي به جمهوري آذربايجان در اواخر دوران سازندگي توسط برخي مسئولان وقت استانداري اردبيل هم...
كد خبر: ۳۹۵۵ تاريخ انتشار: ۲۳:۲۵ - ۰۸ دي ۱۳۸۶ تعداد بازديد: ۷۶۷۸

در پي مهرورزي خانم فاطمه الهام (رجبي)، همسر سخنگوي دولت با اميرعلي اميري، وي در يادداشتي كه براي «تابناك» ارسال كرد، دو تقاضا را از دكتر غلامحسين الهام مطرح كرد.

اميري با اشاره به موارد مطرح شده در مطلب اخير خانم رجبي با اشاره به تكراري بودن بيشتر موارد مطرح شده نوشت: به نظر مي‌رسد تنها مطلب جديد اين يادداشت كه احتمالا هدف اصلي آن هم به شمار مي‌رود، طرح مسئله ارتباط اينجانب با گوشت‌هاي آلوده بوده است كه البته اين‌كه اين سوژه پس از طرح از سوي افراد بي نام و نشان، رسما در سايت منسوب به سخنگوي دولت درج شده، مرا بسيار خوشحال كرد.

مديرمسئول «تابناك» مي‌افزايد: هرچند پرونده گوشت‌هاي آلوده از ماجراهاي عجيبي است كه در سال 81 پس از سر و صداي زياد و محكوم كردن اوليه حدود پنجاه نفر، در سال 84 همه متهمان آن تبرئه شدند، براي حقير بسيار جذاب است كه حداقل منشأ اتصال اين پرونده با خود را ـ به ويژه در مقاطع حساس نظير انتخابات ـ بيابم و گمان نمي‌كنم كسي بهتر از دكتر غلامحسين الهام كه در همان ايام، يعني از سال 81 تا 83 سخنگوي قوه قضائيه بوده‌اند، بتوانند در اين مسئله مرا ياري نمايند. لذا از ايشان مي خواهم پس از بررسي لازم، ابتدا در آشپزخانه زحمت اطلاع‌رساني به همسر بزرگوارشان را بكشند ـ که به گفته خود ايشان مقالات خود را در آشپزخانه مي‌نگارند ـ و سپس اين بنده گناهكار خدا و ديگر دوستان را نيز آگاه كنند.
اين خواسته جدي من از ايشان است و از آنجا که پست وزارت دادگستري را هم بر عهده دارند، به گمانم بتوانند به خوبي همه را از نتايج تحقيقات خود آگاه نمايند.

اميرعلي اميري در پايان آورده است: البته يك خواهش ديگر نيز از محضر سخنگوي دولت، دارم و آن اين‌كه درباره پرونده فروش غيرقانوني فرآورده‌هاي نفتي به جمهوري آذربايجان در اواخر دوران سازندگي توسط برخي مسئولان وقت استانداري اردبيل هم اطلاع‌رساني كرده و روشن كنند كه چه كساني در اين پرونده متهم بودند و چگونه پرونده مذكور مختومه شد و به محاق رفت؟ که قطعا اين امر نيز گام مهمي در افشاي برخي اقدامات انجام شده در دولت موسوم به سازندگي خواهد بود.

تاسف یک شومن ترک از اسلامی شدن ترکیه

عصرایران: شومن ترک گفت: متاسفم که ترکیه با چنین اقداماتی به سمت ایرانی شدن پیش می رود. اگر هر آنچه از ما می خواهند را انجام دهیم، کشورمان را درست شبیه ایران خواهند کرد.
عصر ایران – روزنامه انگلیسی زبان "ترکیش دیلی نیوز" در یکی از خبرهای خود به تصمیم هیات عالی رادیو و تلویزیون ترکیه درخصوص منع پخش تصاویر "سیفی دورسونوغلو" شومن ترک در لباس زنانه و واکنش های تند آن در جامعه و رسانه های این کشور پرداخته است.

به گزارش عصر ایران (moc.narirsa) به نقل از این روزنامه، اخیرا هیات عالی رادیو و تلویزیون ترکیه به کلیه مدیران شبکه های تلویزیونی این کشور ابلاغ کرده است که در پخش تصاویر این شومن در لباس زنانه جدا خودداری کنند زیرا این کار برای کودکان بدآموزی داشته و اصولا تماشای مردی در لباس زنانه چندان خوشایند به نظر نمی رسد.

در همین حال وی با واکنش به تصمیم اتخاذ شده اظهار داشت: حتی مردم طبقات پایین جامعه نیز می فهمند که من تنها نمایش اجرا می کنم، اما گویی مقامات پست های مهم تر جامعه متوجه چنین موردی نیستند.

"سیفی دورسونوغلو" در یک گستاخی آشکار نسبت به ایران افزود: متاسفم که ترکیه با چنین اقداماتی به سمت ایرانی شدن پیش می رود! اگر هر آنچه از ما می خواهند را انجام دهیم، کشورمان را درست شبیه ایران خواهند کرد!!

در همین حال اتخاذ این تصمیم با واکنش هایی از سوی جامعه نیز روبه رو بوده به نحوی که در حدود 2 هزار نفر در قالب گروه هایی با برگزاری تجمعاتی این تحریم را مورد استهزا قرار داده و اعتراض خود را نسبت به آن اعلام کردند.

ایران در آرشیو ملی بریتانیا - سال 1977

بی‌بی‌سی:
مجید تفرشی
پژوهشگر تاریخ معاصر

آرشیو ملی بریتانیا طی دو روز در نیمه دسامبر سال جاری همانند سال های گذشته، پرونده های محرمانه در آستانه بازگشایی خود را در اختیار شمار محدودی از محققان و روزنامه نگاران داخلی و خارجی قرار داد.
سنت آزادسازی اسناد پس از سی سال و ارایه زودهنگام آن به معدودی از پژوهشگران و روزنامه نگاران در ابتدای هر سال، سالیان طولانی است که در آرشیو ملی بریتانیا وجود دارد. در دهه های گذشته محققان نتیجه تحقیقات خود را در نخستین روز سال میلادی و یا زمانی نزدیک به آن به انتخاب و اعلام مسئولان آرشیو در قالب مقالات روزنامه ای یا گزارش های رادیویی و تلویزیونی منتشر می کردند. با ظهور اینترنت این امکان بسیار گسترده تر شد و بسیاری از خبرگزاری ها نیز توانستند در ابعاد گسترده ای در این ماجرا سهیم شوند.

امسال در مجموع حدود ۵۰ پرونده و در حدود ۲۰ هزار صفحه سند طی دو روز مورد بررسی سریع نگارنده و همکارانش قرار گرفتند و حدود ۴۵۰۰ صفحه از آنها برای تصویربرداری برگزیده شدند که مجموعه مقالات ارایه شده در این مجموعه حاصل بررسی و مطالعه مبتنی بر این اسناد در آستانه آزادسازی هستند.

دوره اسناد مورد مطالعه عمدتا از اول ژانویه تا ۳۱ دسامبر ۱۹۷۷ مطابق با ۱۱ دی ۱۳۵۵ تا ۱۰ دی ۱۳۵۶ هستند، ولی در موارد خاص و به فراخور نیاز اسناد دوره های دیگر نیز مورد بررسی قرار گرفته اند.

درصد کمی از اسناد آزاد شده امسال همانند سال های قبل هنوز از طبقه بندی خارج نشده اند و درصد ناچیزتری از اسناد نیز با حذف بندهای خاصی از محتویات آن - از طریق قراردادن کپی بدون بند حذف شده - ارایه شده اند.

در سال جاری، بیشترین حجم اسناد آزاد نشده مرتبط به ایران به کشمکش ایران و امارات متحده عربی بر سر مساله مالکیت جزایر سه گانه خلیج فارس (تنب بزرگ، تنب کوچک و ابو موسی) و همچنین مناسبات هسته ای ایران با دیگر کشورها به ویژه بریتانیا اختصاص دارد.

با این همه نگارنده امسال موفق شد با استفاده از حق شکایت بر اساس قانون جدید آزادی اطلاعات به تعدادی از پرونده های تاکنون آزاد نشده مربوط به مناسبات هسته ای ایران و بریتانیا دسترسی پیدا کند که این اسناد در گزارشی بررسی خواهند شد.

کاهش نرخ رشد اقتصادی و درآمدهای نفتی ایران در مقایسه با سه سال گذشته و رشد کم نظیر سال های پس از ۱۹۷۳، تحولات سیاسی، تغییر دولت امیر عباس هویدا پس از ۱۳ سال و روی کار آمدن کابینه جمشید آموزگار، فعالیت های سیاسی و مسلحانه مخالفان حکومت محمدرضا شاه، اتهام نقض حقوق بشر به حکومت ایران و بازتاب گسترده جهانی آن، روابط خارجی منطقه ای و سیاست بین المللی محمد رضا شاه، روابط ایران با قدرت های بزرگ و روابط نظامی ایران با بریتانیا و آمریکا، همکاری های نظامی ایران با پیمان های ناتو و سنتو، روابط بین المللی هسته ای ایران به ویژه با بریتانیا، مناسبات نفتی ایران با سازمان اوپک و دیگر اعضای آن، مناسبات پنهانی ایران با رژیم های آفریقای جنوبی و رودزیا، مهمترین رویدادهای خارجی ایران از منظر اسناد در آستانه آزادسازی آرشیو ملی بریتانیا بودند.



میکی رونی از آمریکا برای اجرای یک دوره نمایش پانتومیم به شمال انگلستان و اسکاتلند دعوت شده بود و از فرصت فراغت چند روزه استفاده کرده تا به واکاوی تبار اسکاتلندی خود که با آنان ارتباط نداشته، در اسناد این آرشیو بپردازد.

لازم به ذکر است که نقل قولهای مستقیم یا غیر مستقیم و اغلب قریب به اتفاق اظهار نظرات مندرج چه مستقیم و یا غیر مستقیم در این مجموعه، از متن خود اسناد و یا خلاصه ای از محتویات آن هستند، مگر آن که منبع دیگری برای آن ها ذکر شود. دیگر آن که در متن این مقالات اگر سال وقایع ذکر نشده همواره منظور سال ۱۹۷۷ میلادی است و در غیر این صورت سال تحولات ذکر شده است.

نیازی به این توضیح نیست که این گزارشهای دیپلماتیک و اسناد تاریخی حاوی اطلاعات مهمی از تاریخ معاصر ایران و روابط خارجی آن هستند که در بسیاری موارد نظیر و جایگزین آنها در منابع و آرشیوهای داخلی وجود ندارند.

باید دانست که این مدارک منابع تاریخ نگاری و نقطه نظرات دیپلماتهای بریتانیایی محسوب می شوند و مثل هر گزارش رسمی دیگری با همه اهمیتشان فی نفسه نمی توانند خالی از حب و بغض یا پیش داوری و اشتباه باشند. از این رو به هیچ وجه نباید به این اسناد به چشم تاریخ خالص و محض نگریست.

برخلاف باور عمومی، استفاده از آرشیو و اسناد تاریخی صرفا وظیفه متخصصان نیست. آمار نشان می دهد که بیشترین مراجعان آرشیو ملی بریتانیا را افراد عادی پی گیر ریشه های خانوادگی و تاریخی خود تشکیل می دهند.

در همین ارتباط یکی از نکات جالب و حاشیه ای که در سال جاری و در روزهای ارایه اسناد جدید شاهد آن بودم، حضور میکی رونی هنرپیشه مشهور و سالخورده آمریکایی (نیمه اسکاتلندی تبار) در بین خیل مراجعان عادی آرشیو ملی بریتانیا بود.

برای من که حتی از زنده بودن این هنرمند نامدار ۸۷ ساله مطمئن نبودم، دیدن چهره به یاد ماندنی سرخ و سفید و گرد و کوتاه آن در یک مکان نامعمول برای شغل و شهرت وی کاملا غیرمنتظره بود.

پس از چند بار رفت و آمد، نهایتا با کنار گذاشتن آداب معاشرت مرسوم غربی با تردید و لکنت از او پرسیدم که این جا چه می کند و در پی چه اسنادی است؟

گفت: از آمریکا برای اجرای یک دوره نمایش پانتومیم به شمال انگلستان و اسکاتلند دعوت شده و از فرصت فراغت چند روزه استفاده کرده تا به واکاوی تبار اسکاتلندی خود که با آنان ارتباط نداشته، در اسناد این آرشیو بپردازد.

اینجا بود که بیش از پیش متوجه شدم آرشیوهای عمومی فقط مخصوص متخصصان نیستند و مردم عادی حتی در جهت شناخت بهتر نه تنها تحولات کشور و جهان، بلکه پیشینه و تبار خود به آرشیوهای عمومی و اسناد تاریخی مراجعه می کنند.

--------------------------------------------------------------------------------


نگارنده امسال برای هشتمین سال متوالی به عنوان تنها ایرانی و فارسی زبان در این مراسم حضور داشت. در سال های گذشته این گزارش ها در قالب مجموعه مقالات در دیگر رسانه های خبری و پژوهشی منتشر شده اند و امسال برای نخستین بار است که در پایگاه اینترنتی بی بی سی فارسی انتشار می یابند.

ظرف دو روز گذشته گزیده هایی از این اسناد در روزنامه های بریتانیایی منتشر شده که ترجمه بخش هایی از آنها به صورت محدودی در رسانه های ایرانی منعکس شده است. لازم به ذکر است که مطالب این مجموعه کاملا با آن مطالب متفاوت است و برای نخستین بار منتشر می شوند.

نگارنده در راه آماده سازی و انتشار گزارش های این اسناد مانند سال های گذشته از همراهی و همکاری خانم مریم تهرانی و همچنین از کمک های آقایان محمد فارسی و کاظم خرمی در زمینه تصویر برداری از اسناد برخوردار بوده است که در اینجا از آنها تشکر می کنم.

اعتصاب غذای دانشجویان اصفهان به روز ششم رسید

رادیوفردا: اعتصاب غذای شماری از دانشجويان دانشگاه اصفهان، روز شنبه، وارد ششمين روز خود شد.

علت اين اقدام دانشجويان اعتراض به احکام انضباطی صادره برای تعدادی از دوستان و همکلاسان آنها اعلام شده است که در تجمعات دانشجويی شرکت کرده بودند.

دانشجويان اعتصاب کننده می گويند با فشار زيادی از سوی مقامات دانشگاه روبرو هستند تا اعتصاب غذای خود را بشکنند.

عليرضا داودی، نماينده دانشجويان اعتصاب کننده، که خود نيز شش روز است در اعتصاب غذا به سر می برد، به راديو فردا گفت:«با اينکه دانشجويان دانشگاه اصفهان در ششمين روز اعتصاب غذای خود به سر می برند، هيچ کدام از مسئولان دانشگاه در جمع اعتصاب کنندگان حاضر نشده و اهميتی به سلامت جسمی آنها نداده اند.»

هم اکنون شش تن از دانشجويان دانشگاه اصفهان در اعتصاب غذا به سر می برند و به گفته منابع دانشجويی بقيه اعتصاب کنندگان به دليل فشارهای مسئولان دانشگاه و تماس تلفنی با خانواده هايشان مجبور به شکستن اعتصاب غذای خود شده اند.

«دانشجويان کردستان، دانشجويان امير کبير، صنعتی شريف، شيراز و بابلسر از دانشجويان اصفهان حمايت کرده و قرار است بيانيه هايی در اين باره صادر کنند.»
نماینده دانشجویان اعتصابی
عليرضا داودی افزود: «مسئولان دانشگاه اصفهان به خانواده های دانشجويان تلفن می کنند و می گويند اگر فرزندان آنها شرکت در تجمعات را پايان ندهند، آنها را بازداشت می کنند. حتی به برخی از خانواده ها گفته اند برای فرزندانشان قرار بازداشت صادر شده است. تعدادی از اعتصاب غذا کنندگان هم به دليل فشارهای خانوادهايشان اعتصاب خود را شکسته اند.»

نماينده دانشجويان اعتصاب کننده در ادامه گفت: «تعداد دانشجويانی که از روز اول در اعتصاب غذا بودند بيشتر بود. اکنون اين تعداد به شش نفر رسيده است. مثلا ديروز (جمعه) به دليل تماس های تلفنی و تهديد مادر يکی از دانشجويان که بيماری قلبی هم دارد، اين خانم راهی بيمارستان شد و فشار او به ۲۰ رسيد. او در مرز حمله قلبی بود. ما از او خواستيم اعتصاب غذای خود را بشکند تا ناراحتی مادرش تخفيف يابد.»

اين دانشجوی دانشگاه اصفهان با اشاره به تهديد های مسوولان دانشگاه افزود: «دانشجويان اصولا و غالبا بالای ۱۸ سال سن دارند و افراد عاقل و بالغ محسوب می شوند و نياز به قيم ندارند. تماس های مسوولان دانشجويان با خانواده های آنها و تهديد و ارعاب آنها فراقانونی است.»

با اين حال علاوه بر اين شش دانشجوی اعتصاب کننده، دانشجويان ديگری از دانشگاه اصفهان ابراز تمايل کرده اند که در اعتصاب غذا شرکت کنند.

عليرضا داودی گفت به دليل خطرناک بودن اعتصاب غذا و احتمال وخيم شدن وضعيت جسمی اعتصاب کنندگان، دانشجويان اعتصاب کننده از اعتصاب غذای تعداد بيشتری از دانشجويان ممانعت کرده اند.

اين دانشجو همچنين گفت تعداد زيادی از خانواده ها به رغم تهديد مسئولين دانشگاه، از اين اعتصاب غذا حمايت کرده و آنها را به ادامه اعتصاب غذا و رسيدن به خواسته هايشان تشويق کرده اند.

به گفته عليرضا داودی هم اکنون اعتصاب کنندگان دچار ضعف هستند اما همچنان قصد دارند به اعتصاب غذای خود ادامه دهند. آنها می گويند تا به خواسته هايشان رسيدگی نشود، در اعتصاب غذا باقی خواهند ماند.

نماينده دانشجويان اعتصاب کننده افزود: «جمعه شب حدود ششصد تن از دانشجويان پسر در حمايت از دانشجويان اعتصاب کننده تحصنی برگزار کردند. همچنين صد تن از دانشجويان دختر دانشگاه اصفهان که درهای خوابگاه ها بر روی آنها بسته شده بود، پشت نرده های خوابگاه جمع شده و با دانشجويان اعتصاب کننده اعلام همبستگی کردند.»

دانشجويان دانشگاه اصفهان روز ششم اعتصاب غذا را در سالن تلويزيون خوابگاه باهنر دانشگاه اصفهان گذراندند.

نماينده دانشجويان اعتصاب کننده گفت چون سرپناهی برای اعتصاب کنندگان وجود نداشته، محل اعتصاب دانشجويان در اين شش روز تغيير يافته است.

دانشجويان معترض و اعتصاب کننده دانشگاه اصفهان خواستار عذرخواهی رسمی و کتبی کميته انضباطی به خاطر احضار دانشجويان به دليل شرکت در تجمعات اخير در دانشگاه اصفهان هستند.

آنها همچنين خواستار آن هستند که انتخابات شورای صنفی دانشگاه اصفهان بدون قيد و شرط و تنها با شرط دانشجو بوددن انجام شود.
دانشجويان دانشگاه اصفهان در اطلاعيه ای اعلام کرده اند که «فراخواندن دانشجويان معترض به خاطر راهپيمايی و شرکت در تجمع های مسالمت آميز با خواست های روشن و شفاف به کميته انضباطی نشان از دانشجو ستيزی و برخوردهای فراقانونی» دارد.

اعتصاب دانشجويان دانشگاه اصفهان «اعتصاب تر» است وعليرضا داودی، نماينده دانشجويان اعتصاب کننده دانشگاه اصفهان گفت دانشجويان تنها آب و روزی دو ليوان چای می خورند.

عليرضا داودی، نماينده دانشجويان اعتصاب کننده دانشگاه اصفهان در ادامه گفت دانشجويان دانشگاه های ديگر ايران نيز از اعتصاب غذای دانشجويان اصفهان حمايت کرده اند و افزود: «دانشجويان کردستان، دانشجويان امير کبير، صنعتی شريف، شيراز و بابلسر از دانشجويان اصفهان حمايت کرده و قرار است بيانيه هايی در اين باره صادر کنند.»

دانشجويان معترض و اعتصاب کننده دانشگاه اصفهان خواستار عذرخواهی رسمی و کتبی کميته انضباطی به خاطر احضار دانشجويان به دليل شرکت در تجمعات اخير در دانشگاه اصفهان هستند.

آنها همچنين خواستار آن هستند که انتخابات شورای صنفی دانشگاه اصفهان بدون قيد و شرط و تنها با شرط دانشجو بوددن انجام شود.

همچنين اين دانشجويان خواستار برگزاری انتخابات انجمن اسلامی دانشجويان بدون دخالت مسوولين دانشگاه و بدون هيچ قيد و شرطی هستند و اعلام کرده اند خواستار تشکيل صنف نشريات دانشجويی، لغو هر گونه حکم انضباطی به دليل شرکت و يا ارتباط با تجمع های اخير دانشجويی و عذر خواهی رسمی و کتبی مسوولين دانشگاه اصفهان به خاطر تماس های تلفنی غير قانونی با خانواده های دانشجويان به خاطر شرکت در تجمع هستند.

اسرار پزشکی نماز شب منتشر شد

خُسن آقا: باور بفرماید به جان سید علی چلاق قسم، بنده هم از پارسال که نماز شب می‌خوانم بواسیرم بهبود پیدا کرده!!
خبرگزاری کتاب ایران: کتاب «اسرار پزشکی نماز شب» تألیف «محمود غفاری» توسط انتشارات شهاب‌الدین برای چهارمین بار تجدید چاپ شد.
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «اسرار پزشکی نماز شب» جهت اثبات هم‌سویی علم و دین به رشته تحرير درآمده‌ و مي‌كوشد برخی از اسرار علمی و پزشکی عبادت «نماز شب» را بازگو كند.

در کتاب «اسرار پزشكي نماز شب» سعی شده با استفاده از آن چه علم پزشکی امروزه به آن دست یافته، دلایلی علمی و طبی برای فواید نماز شب، که در روایات ذکر شده، آورده شود.

این کتاب با دو بخش کلی با عناوین: «نماز شب در آیات و روایات» و «تحقیقات علمی و پزشکی در رابطه با نماز شب» تنظيم شده‌است.

از موضوعات این اثر می‌توان به؛ احادیثی در طولانی شدن عمر، نجات از عذاب دنیا، مقدمات نماز شب، علل بی‌خوابی، پیشگیری از سرطان، نقش غسل و وضو در جلوگیری از بیماری‌های اپیدمیک، درمان افسردگی فصلی و فلسفه پزشکی وضو، اشاره کرد.

اسرار عبادت، دائرةالمعارف پزشکی، الصراط‌المستقیم، طب‌الامام‌الرضا(ع)، تفسیر نورالثقلین، بحارالانوار، نهج‌الفصاحه، الکافی، علل‌الشرایع، میزان‌الحکمت، فرهنگ پزشکی فارسی - انگلیسی، المعتبر، مستدرک وسائل‌الشیعه، الطب‌النبوی و چهل نکته پزشکی درباره نماز، از کتب مورد استناد مؤلف در تدوین این اثر هستند.

کتاب «اسرار پزشکی نماز شب» را انتشارات شهاب‌الدین در 160 صفحه، شمارگان 5000 نسخه و بهای 13000 ريال روانه بازار کتاب کرده‌است.

December 29, 2007

القاعده شرکت در ترور بوتو را تکذیب کرد

پیک ایران: خبرگزاری «نووستی» : سازمان القاعده اعلام کرد که در قتل "بی نظیر بوتو" نخست وزیر اسبق پاکستان و رهبر اپوزیسیون این کشور دست ندارد.
این خبر را روز شنبه "مولوی عمر" سخنگوی این سازمان طی تماسی تلفنی به خبرگزاری «رویتر» اطلاع داد. وی در مورد ترور بوتو گفت: این خبر را قاطعانه تکذیب می کنم. قبایل بومی سنت خود را دارند. ما به زنان حمله نمی کنیم.
پیش از این مقامات پاکستانی اطلاع دادند که تماس رادیویی ضبط شده گواه آنست که القاعده و طالبان در ترور بی نظیر بوتو مورخ 27 دسامبر دست داشته اند.
تلویزیونی های غیر دولتی پاکستان روز جمعه گزارش دادند که "مصطفی ابو الیزید" فرمانده مشهور القاعده خبر دست داشتن در ترور بوتو را اعلام کرده است.
ابوالیزید طی تماسی تلفنی از افغانستان اعلام کرد: این خانم مطیع آمریکا بوده و قول پیروزی بر مجاهدین را داده بود و به همین خاطر به هلاکت رسید.


شل قرارداد با ایران را به تعویق انداخت

بازتاب: این منبع افزود: رسیدن به یک برنامه قطعی برای سرمایه گذاری در ایران در حالی که هم هزینه های نیروی کار وهم هزینه های تجهیزات صنعتی به شدت در حال افزایش است کار را بر این شرکت بیش از حد انتظار سخت کرده است.

بزرگترین شرکت نفتی اروپا که از یک سو با افزایش هزینه سرمایه گذاری در ایران روبروست و از سوی دیگر مخالفت سیاسی آمریکا را لحاظ می کند، قرارداد نفتی خود را با ایران تا یک سال دیگر به تعویق انداخت.

به گزارش مهر به نقل از دیلی تلگراف، شرکت انگلیسی - هلندی شل اعلام کرده است که حداقل تا یک سال آینده تصمیم ندارد سرمایه گذاری ده میلیارد دلاری خود را در پروژه عظیم پارس جنوبی نهایی کند.

این در حالی است که ایران از شرکتهایی که علاقه مند به سرمایه گذاری در پروژه عظیم پارس جنوبی و دیگر پروژه های نفتی می باشند تنها تا ماه ژوئن فرصت داده است تا برنامه های خود را ارائه دهند. در این بین بعضی از تحلیل گران عقیده دارند که ایران این زمان را تمدید خواهد کرد.

شرکت شل و شرکت اسپانیایی رپسول در ماه ژانویه توافق تجاری مقدماتی مشترکی را برای توسعه دو فاز از میادین گازی پارس جنوبی ایران را امضا کردند ولی بعد از یک مدت شش ماهه، مدیر اجرایی شرکت شل گفت: تا یک سال دیگر قرارداد خود با ایران را نهایی نکرده ایم.

یک منبع مطلع در این شرکت گفت: در حال حاضر کارکنان شرکت شل می گویند که این شرکت تا 12 ماه آینده تصمیم خاصی نمی گیرد.

این منبع افزود: رسیدن به یک برنامه قطعی برای سرمایه گذاری در ایران در حالی که هم هزینه های نیروی کار وهم هزینه های تجهیزات صنعتی به شدت در حال افزایش است کار را بر این شرکت بیش از حد انتظار سخت کرده است.

شرکت شل که از مخالفت سیاسی با آمریکا هراس دارد به امید اینکه رئیس جمهور بعدی آمریکا تحریم ها را علیه ایران لغو کند قراردادهای خود را با ایران تا آخر سال 2008 اجرایی نخواهد کرد.

تحلیل گران می گویند این کاری اشتباه است که بگوییم ضرب الاجل ایران برای سرمایه گذاری های نفتی قطعی و پابرجا نمی باشد و تمدید خواهد شد.

وزیر نفت ایران نهم دسامبر به شرکتهای نفتی هشدار داد که در صورت به تاخیر انداختن سرمایه گذاری، قراردادهای خود با ایران را از دست می دهند.

اظهارات وزیر نفت ایران در پی امضا قرارداد 2 میلیارد دلاری با شرکت سینوپک چین برای توسعه میدان گازی یادآوران رخ داد. این در حالی است که شرکت گازپروم روسیه نیز در حال مذاکره با ایران برای سرمایه گذاری در پروژه عظیم پارس جنوبی است و به نظر نمی رسد که تحت فشار واشنگتن از این سرمایه گذاری خودداری کند.

سخنگوی شرکت شل گفته است ما تصمیم خود را برای سرمایه گذاری در ایران تا یک سال دیگر به تعویق انداخته ایم، زیرا کاهش ارزش دلار هزینه های ما را بالا برده است و ملاحظات سیاسی نیز مد نظر این شرکت است.

گشت های ویژه مقابله با زباله دزدها

خُسن آقا: این آقایانهنوز بعد از 28 سال درک نکرده اند که با گشت و مامور و بیگر و ببند دردهای جامعه دوا نمی شود، بجای درمان دردهای جامعه اینها تنها بلدند عضو بیمار را از بدن قطع کنند.

عصرایران: در حال آموزش این گشت های ویژه به عنوان نایب قضایی هستیم تا در آینده پس از ساماندهی وضعیت پسماندهای ساختمانی، بر خورد با زباله دزدها و در کل نظارت و کنترل مدیریت پسماند را در شهر تهران انجام دهند.
مدیرعامل سازمان بازیافت شهرداری تهران از برخورد گشت های ویژه این سازمان با حمل کنندگان متخلف نخاله های ساختمانی و زباله دزدها خبر داد.
مهندس پورسخا در گفتگو با مهر خاطرنشان کرد : 40 دستگاه خودرو در قالب گشتهای ویژه در بزرگراه ها و مبادی ورودی و خروجی شهر تهران تردد خودروهای حمل کننده نخاله های ساختمانی را کنترل می کنند تا ضمن حمل مناسب به مناطق در نظر گرفته شده، دفع آنها نیز مناسب انجام شود.

وی با اشاره به گستردگی فعالیت های ساخت و ساز در شهر تهران افزود: در حال حاضر 5000 خودروی سنگین و نیمه سنگین عملیات جمع آوری و حمل نخاله ها و پسماندهای ساختمانی را در شهر تهران به صورت شخصی انجام می دهند که در صورت نبود نظارت قوی و م‍ؤثر مشکلات زیادی را در شهر تهران ایجاد خواهند کرد.

مدیرعامل سازمان بازیافت شهرداری تهران در خصوص برخورد گشت های ویژه با زباله دزدها تصریح کرد: در حال آموزش این گشت های ویژه به عنوان نایب قضایی هستیم تا در آینده پس از ساماندهی وضعیت پسماندهای ساختمانی، بر خورد با زباله دزدها و در کل نظارت و کنترل مدیریت پسماند را در شهر تهران انجام دهند.

December 28, 2007

حتما مطالع کنید: معرفی دو کتاب در حوزه اسلام شناسی از آلمان

آینده نگر:

[27 Dec 2007] [ بنفشه رها]


یافته ها و تحقیقات جدید پیرامون تکامل تاریخی و پیدایش دین اسلام

در اکتبر سال 2005 کتابی به نام، آغاز تاریک، در حوزه اسلام شناسی ازپروفسور کارل هاینس اولیگ ( دین شناس و متخصص در تاریخ مسیحیت) منتشر شد. این کتاب مجموعه ای از مقالات متخصصین در حوزه های مختلف ( از جمله فیلولوگی ، سکه شناسی و ...) به سه زبان انگلیسی، فرانسوی و آلمانی بود. این کتاب از این جهت مورد توجه بسیاری از اندیشمندان در غرب قرار گرفت، که برخلاف تحقیقات کلاسیک و سنتی در حوزه شناخت اسلام ( حتی در غرب) این بار با روشی کا ملا علمی و مدرن، سعی درروشن کردن نکته ها ی تاریک موجود در تاریخ اسلام دارد. این کتاب بر روی قرون 7 و 8 میلادی یعنی به عبارتی بر وقایع تاریخی قرون اول و دوم هجری متمرکزشده است.
در ادامه این تحقیق ، در ژانویه 2007 کتاب دیگری از پروفسور کارل هاینس اولیگ ، به نام صدر اسلام منتشر شد. این کتاب ( که مجددا شامل مقالاتی از متخصصان مختلفی بود) ، به پردازش و بازسازی انتقادی – تاریخی تکامل دین اسلام ، اما تنها با تکیه بر منابع بدست آمده در همان دو قرن اولیه همت گماشته است . این روش برخلاف روش سنتی و کلاسیک در حوزه اسلام شناسی بود که تاریخ اسلام را، تنها با تکیه بر نوشتار های قرون 9 و 10 میلادی و به عبارتی قرون 3 و 4 هجری توضیح می دهد. چرا که هیچ منابع کتبی و تاریخی مربوط به پیامبر و دین اسلام در دو قرن اولیه در دست نمی باشد. پروفسور کارل هاینس اولیگ و سایر همکاران او با توجه به مدارک و منابع تاریخی بدست آمده ( در حوزه باستان شناسی ، کتیبه ها، و سکه های ضرب شده در زمان سلطه اعراب در دو قرن 7 و 8 میلادی به عبارتی قرن اول و دوم هجری و مراجعه به آثار مورخان آن زمان)، به این نتیجه میرسند که پیدایش و تشکیل دین اسلام بر خلاف اعتقاد مسلمین و اسلام شناسی کلاسیک ، مربوط به قرن 9 میلادی یا به عبارتی قرن سوم هجری است. و دین اسلام (و پیدایش آن) نه تنها از عربستان ، بلکه از شرق ایران آمده است و با سرزمین عربستان ، هیچ ارتبا طی ندارد.
رادیو فرهنگ (رادیو سراسری آلمان) به همین مناسبت درتاریخ 08.04.2007 مصاحبه ای را با پروفسور کارل هاینس اولیگ پیرامون تاریخ صدر اسلام پخش کرد. (1) پروفسور اولیگ در این مصاحبه بیان می کند که اسناد تاریخی بدست آمده چون کتیبه و سکه ها چنین نشان می دهند که مسیحیت با اسلام یک ارتباط تنگا تنگ تاریخی دارد.

او لیگ در پاسخ به این سوال که آیا صحت دارد ، اسلام و پیدایش آن در اصل یک جنبش اصلاحی در دین مسیحیت بوده است؟
توضیح می دهد، که با مراجعه به فرآن در می یابیم ، که بخش بزرگی از قرآن در واقع تئو لوگی ( اللهیات ) سوریایی - مسیحی در قرون اولیه ( مسیحیت ) است که به سنت یهودیت نزدیکتر بوده است. (به طور مثال عدم پذیرش تثلیث و رهبانیت در مسیحیت). که رفته رفته به آن متون جدیدی اضافه شده است ، و در نهایت در قرن 9 میلادی( و نه به اعتقاد مسلما نان در قرن 7) خود را بعنوان یک دین مستقل گسترش داده است. او در این ارتباط متذکر می شود ، همانطور که دین مسیحیت به لحاظ تاریخی ، خود یک حرکت اصلاحی در دین یهودیت بوده است که رفته رفته در تاریخ خود را به شکل یک دین مستقل ظاهر کرده است. اسلام نیزدر واقع یک گروه اصلاحی دردین مسیحیت بوده است که به مرور خود را به شکل دین جدیدی شکل می دهد.

اولیگ در پاسخ به این سوال که، تصور می شد واژه هایی چون محمد وعبدالله ، واژه ایی است که ریشه در اسلام دارد؟

توضیح می دهد واژه هایی چون عبدالله و محمد بر خلاف اندیشه کلاسیک و سنتی مسلما نان ، ریشه در اسلام ندارند، بلکه ریشه مسیحی دارند - عبدالله یک عنوان بیسار قدیمی برای مسیح بوده است و ، در اللهیات مسیحی (قرون اول و دوم میلادی ) ، از مسیح بیشتر به عنوان عبدالله یاد شده است و کمتر پسر خدا. محمد هم لقبی قدیمی برای مسیح بوده است که به نکرار در اللهیات سوریایی به آن برخورد می کنیم و معمول بوده لست . اما واژه محمد- درزبان عربی به معنی ستایش شده - ؛ اسم نیست بلکه در واقع یک صفت ( یا به شکل فعل می باشد) است .

اولیگ در پاسخ به این سوال که ؛ با تحقیق علمی و مطابق روش تاریخی – انتقادی (یعنی بررسی تاریخ به روش انتقادی) (2) بخش بزرگی از تاریخ اسلام و اعتقادات اسلامی ( که معتقدان بدون هیچ پرسشی آن را حقیقت مطلق می پندارند) به زیر سوال رفته است. آیا خود شما می توانید به مذهب ایمان داشته باشید؟

می گوید ما نمی توانیم به گونه و روشی دیگر با پدیده های تاریخی برخورد کنیم و به آن بیاندیشیم. روشنگران نیز در دوران روشنگری در اروپا با مسیحیت همینطور برخورد کردند. نمی توانیم مسیحی باشیم بدون آنکه به آنچه که اعتقاد داریم با روشی غیر از روش تاریخی – انتقادی ، به بررسی آن بپردازیم، همین موضوع هم در اسلام صدق می کند. اما چنین روشی( نقد تاریخی) در جهان اسلام ( در بین اندیشمندان اسلامی ) تا به امروزنیز وجود نداشته است. از نظر اولیگ پیچیدگی های تاریخی بسیاری در آن زمان وجود داشته است که برای روشن شدن آن به همکاری بسیاری از متخصصان مختلف از جمله فیلولو گ ها ( زبان شنا سی تاریخی – تطبیفی) ، متخصصان زبان شناسی در حوزه زبان سامی ، متخصصان سکه شناسی ( سکه هایی که در آن زمان ضرب شده اند) توجه به امپراطوری ساسا نیان و بیزانس و حرکنها و جنبش های مذهبی و فرهنگی آن زمان و ... نیاز داریم.
در واقع دو کتاب ،، آغاز تاریک ،، (3) و،، صدر اسلام،، (4) تلاشی در این جهت است. یعنی درک واقعی و یافتن تاریخ واقعی اسلام و به همین دلیل بر منابع کتبی و مستند موجود در دو قرن اولیه اسلام ( مطابق اعتقاد سنتی در
اسلام ) متمرکز شده است.
کارل هاینس اولیگ در ادامه تا کید می کند که برای بررسی تاریخ با روش انتقادی ما به منابع و اسناد تاریخی ای احتیاج داریم که در زمان وقوع حادثه نگا شته شده است. اما در باره پیامبر اسلام یعنی محمد چیزی که در زمان حیات او نوشته شده باشد در دست نیست و در آثار مورخان از او چیزی گزارش نشده است.
منابع و نوشته هایی که 200 تا 300 سال بعد ( از فوت احتمالی پیامبر) بر اساس روایت های شفاهی در بین مردم، نگاشته شده است ، به لحاظ علمی فاقد اعتبار است. اولیگ معتقد است ، برای درک تاریخ اسلام باید به منابعی که مربوط به همان زمان است یعنی در همان زمان نوشته شده اند، مراجعه کنیم. بعنوان مثال مراجعه به سکه های ضرب شده در دوران سلطه اعراب، کتیبه های آن زمان ، مراجعه به نوشتار های تاریخ نویسان آن زمان در مناطق مختلف.
اولیگ به قرآن اشاره دارد و بیان می کند که از قرآن هم نمی توان زندگینامه و بیو گرافی دقیقی از پیامبر بدست آورد. نام محمد در قرآن فقط 4 بار تکرار شده است که 3 بار آن به عنوان صفت بکاررفته و نه اسم شخص و فقط یک باراز محمد بعنوان پیامبر اعراب یاد شده است. اما نام مسیح تقریبا 30 بار در قرآن آمده است و نام مریم بسیار تکرار شده است.

اولیگ در پاسخ به این سوال که ؛ وقتی ما منابع اسلامی را ( که در قرن سوم و چهارم هجری توسط مسلمانان نگاشته شده است ) مطالعه می کنیم ، این برداشت وجود دارد که جهان در قرن 7 و 8 میلادی( یعنی اول و دوم هجری) با یک امپراطوری عرب و با یک دین مستقل و جدید یعنی امپراطوری اسلامی روبرو بوده است. نظر شما چیست؟

با مراجعه به منابع تاریخی مربوط به همان زمان مشخص می شود که ، بر عکس ، مسیحیت در این دو قرن دوران شکوفایی خود را می گذ راند و توسعه پیدا می کند. ما در این دوره با گسترش عجیب کلیسا های سوریایی روبرو هستیم و در همین زمان است که مورخان بسیاری ( مسیحی و یهودی) و همینطور کپت های مصری بسیار نگاشته اند. آنان علیرغم آنکه از یک امپراطوری عرب نام می برند و لی در هیچ آثاری سخن از یک دین مستقل و یا اسلام نیست. ما به این نتیجه می رسیم که در واقع در سایه سلطه عربها یعنی امویان است که مسیحیت شکوفا شده است. این وضعیت ادامه داشت ، تا از شرق ایران شخصی به نام عبدالما لک ( درنیمه دوم قرن 8 میلادی) با مسیحیتی جدید می آید.
عبدالما لک ( مروان) در مسیر خود از شرق ایران به طرف غرب – زمان فروپاشی ساسانیان- در راه به نام خود سکه ضرب می کند. سکه هایی که در فیروز آباد نزدیک شیراز یافت شده است. ا و حاکم ( امویان) در دمشق می شود و در اورشلیم قبه الصخره * را بنا می کند و از خود بر آن کتیبه ای به جای می گذارد.
تا این زمان همچنان در آثار تاریخ نویسان مختلف ( مسیحی و یهودی) ، از قوم عرب ( که تحت عنوان غارت کننده از آنان یاد شده است) ، می خوانیم ، اما از دین اسلام گزارشی نشده است.

در پاسخ به این سوال که ؛ با مراجعه به تاریخ اسلام ( کلاسیک و سنتی) ، اسلام پدیده ای مربوط به شبه جزیره عربستان است ، که در بین مکه و مدینه اتفاق افتاده است. اما با مطا لعه دو کتاب شما و دیدگاه سایر متخصصان ضمیمه در کتابها به این نتیجه می رسیم ، که ایران نقش بزرگی در شکل گیری اسلام داشته است. می توانید در این ارتباط توضیح دهید.

می گوید:مهمترین منابع ما همان کتیبه ها و سکه هایی است که در زمان سلطه اعراب نگاشته و ضرب شده است. در سال 622 میلادی بیزانس ( به رهبری هراکلیوس) به کمک اعراب به ایران حمله کردند. عربهای هم پیما ن با بیزانس به نام قریش خوانده می شدند. هراکلیوس به اعراب هم پیمان خود اجازه می دهد که خارج از منطقه بیزانس ، با استقلال
کا مل سکنی گزینند.
ایران 20 سال یعنی تا 641 میلادی توانست با ضعف به استقلال خود ادامه دهد. در این زمان ایران به دست اعراب افتاد و برای اولین بار اعراب در سال 641 میلادی سکه خود را ضرب کردند.
عبدالما لک از نسل اعرابی بود که در گذشته ، توسط ساسا نیان از بین النهرین به شرق ایران انتقال داده شده بودند
( انتقال و جابجایی روستا ها و مناطق تسخیر شده ، یکی از سیاست های رایج در امپراطوری ساسانیان بود.) بعد از به هم خوردن تعادل و فرو پاشی امپراطوری ساسانیان ، عبدالمالک به سمت دمشق حرکت می کند و در حرکت خود به غرب ، سکه خود را ضرب می کند. در واقع منابع بدست امده به ما می گویند که اسلام نه از عربستان ، بلکه از شرق ایران آمده است. در قرآن ما به تکرار به توصیف با غهای بهشتی بر می خوریم که دقیقا از هنر ایرانی دوران ساسانیان سر چشمه گرفته است.


در پاسخ به سوال ، اروپا ئیان عادت کرده اند درباره مسیحیت وانجیل تحقیق کنند. در اسلام این وضعیت را چگونه می بینید؟

در جهان اسلام تا به امروز هیچ دید تاریخی – انتقادی به قرآن و اسلام وجود ندارد. کسی سوال نمی کند که قرآن به راستی از کجا ناشی شده است؟ از چه زمان و چگونه در اختیار ما قرار گرفته است ؟ چون قرآن برای مسلمین مقدس است. قرآنی که امروز در دست ما است در سال 1925 در قاهره به چاپ رسیده است. که با تکه ای قدیمی بدست آمده از آن( در ابتدای قرن 8 میلادی ) تفاوت اساسی دارد.(5)
مصاحبه یک ساعته رادیو فرهنگ با پروفسور کارل هاینس اولیگ را بطور مبسوط می توانید از آدرس زیر گوش دهید.
***
کارل هاینس اولیگ در واقع در کتاب - آغاز تاریک – بدنبال پاسخ به این سوال است که چرا آغاز تاریک ( اسلام)؟ و تلاش می کند که در این کتاب با مجموعه ای از مقالات اسلام شناسان مختلف پیرامون چگونگی تشکیل اسلام به سه زبان انگلیسی، آلمانی و فرانسه نگاشته شده است ، پاسخ دهد.
اولیگ در مقدمه کتاب بیان می کند که در تاریخ رایج اسلام در چارچوب اسلام شناسی کلاسیک و سنتی ( همانی که در بین مسلما نان و کشور های اسلامی بارها و بارها تکرار می شود) ما با پیامبری روبرو هستیم که دقیقا مشخص است که در سال 570 میلادی بدنیا آمده است و در سال 632 م. از دنیا رفته است . از خداوند وحی در یا فت می کرده است. و بخش بزرگی از تاریخ اسلام بین شهر های مکه و مدینه گذشته است. ( بطور مثال هجرت در سال 622 م.) . بعد از در گذشت او امت اسلامی با مشکل جانشینی او روبرو می شود. و تاریخ مشخص دیگری یعنی حکومت 4 خلیفه – ابوبکر، عمر، عثمان و علی _ تا 661 م. و بعد از آن حکومت امویان (661-750) با مرکزیت آنان در دمشق و حکومت عباسیون از 750 م. با مرکزیت بغداد ادامه می یابد. حال این سوال دوباره تکرار می شود که با چنین تاریخ دقیق و مشخص در اسلام ، چرا آغاز تاریک( اسلام)؟
او به این موضوع اشاره دارد که با مراجعه به قرآن نمی توانیم به زندگینامه پیامبر اسلام پی ببریم. ( منابع تاریخی آن زمان هم از این واقعه گزارشی نداده اند). در واقع آنچه علمای اسلامی برای پردازش و بازسازی چگونگی تشکیل اسلام ( دوران اولیه آن) و زندگینامه پیامبر به آن مراجعه می کنند ، نوشته هایی است که در قرن 9 و 10 میلادی
( یعنی دو تا سه قرن بعد) بدون داشتن و ارائه هیچ گونه سند و منابع تاریخی نگا شته شده است. به عبارتی نوعی جمع آوری روایت های شفاهی است که در بین مردم رایج بوده است.
اولیگ به مدارک موجود در دست علمای اسلامی اشاره می کند و متذکر می شود که ، اولین نوشته مربوط به زندگینامه پیامبر مربوط به نوشته ای از ابن هشام ( فوت 834 م.) است که او از شخصی به نام ابن اسحاق نام می برد که از این فرد هیچگونه مدرکی در دست نیست و بیشتر فرضی به نظر می رسد. دوم نوشته هایی مربوط به تاریخ جنگ ها ازوقیدی (6) است ( فوت در 822 م.) سوم ابن سعد است ( فوت 645 م.) چهارم نوشته ای از طبری است (فوت 922 م. ) و 6 مجموعه از احادیث جمع آوری شده که مربوط به اواخر قرن 9 م. است. (7)
حال برای اولیگ و سایر اسلام شنا سان غربی در تحقیقات اسلام شناسی این سوال ایجاد شده است که آیا می توان بر اساس روش تاریخی – انتقادی در تحقیقات علمی ، به نوشته هایی که 200 تا گاه 300 سال بعد از حادثه نگا شته شده است ، اعتماد داشت.
به عبارتی در اسلام هیچ مدرک و نوشته ای مربوط به پیامبر اسلام و زندگی او که در همان زمان نگاشته شده باشد، وجود ندارد ، تا اینکه فردی به نام ابن هشام در قرن 9 میلادی از حادثه ای گزارش می دهد که با پیامبر اسلام و حوادث مربوط به آن بیش از دو قرن فاصله زمانی دارد.زمانی که با چنین مسئله ای روبرو می شویم در واقع ما از وقایع واقع شده ، اطلاع کسب نمی کنیم ؛ بلکه در واقع پی می بریم که مثلا مردم قرن 9م. چطور در مورد قرن 7م. فکر می کردند. (8)
در یکی از احادیث جمع آوری شده در قرن 9 م.، مدعی شده اند که آیات وحی شده به پیامبر در زمان خلیفه عثمان (644- 656) توسط کمیسیون 3 نفری از مکه تحت هدایت فردی از مدینه به نام زید بن تبیت (9) در بین 650 -656 یعنی 18 تا 24 سال بعد از فوت احتمالی پیامبر اسلام به صورت کتاب در آمده است.
اسلام شنا سان غربی از جمله ژوزف فان اس (10) ، گلدزیهر و ... نیز به نبودن مدارک مستند تاریخی اشاره داشتند. اولین مدارک مربوط به همان دوران حکومت امویان ( عبدالما لک) است.
از نظر اولیگ این سوال مطرح می شود که چطور امپراطوری بزرگ به ظاهر اسلامی تشکیل می شود ودست به کشور گشایی می زنند ، و مورخان یهودی، یونانی، مسیحی و مصری ها ( که در این زمان بسیار نوشته اند ) از اعراب و خشونت آ تها گزارش می دهند ، ولی اشاره ای به دین جدید ( یعنی اسلام ) ندارند. جا لب آنکه حتی مورخان تحت سلطه اعراب ( به فرض اسلامی) هم از اسلام چیزی ننوشته اند.
.اولیگ توضیح می دهد که با مراجعه به همان مدارک بخصوص سکه بدست آمده در ایران و کتیبه ها بخصوص دربا لای فبه الصخره در اورشلیم که بدست خلیفه اموی عبدالمالک بنا شده است ، نشان از یک اللهیات سوریایی- عربی دارد که مربوط به سمبل ها و متون مسیحی است ، نه دینی به نام اسلام.
مطابق تحقیقات انجام شده ، تقریبا تا پایان قرن 8 م. آفریقای شمالی و خاور نزدیک تحت تسلط عرب های مسیحی بوده است . از نیمه دوم قرن 8 م. کم کم تصور اسلام شکل می گیرد. ( اللهیاتی که به نظر پروفسور اولیک و همکاران او در واقع کوششی برای رفرم در دین مسیحیت بوده است). از ابتدای قرن 9 م. این شرایط به عربها این مکان را می دهد که در نوشته های خود ، هویتی مستقل با دینی جدید را در زمان عباسیون از خود نشان دهند و برای این هویت یابی ، در نوشته های خود آن را به سرزمین اجدادی خود ، مکه و مدینه متصل کنند.

***
سمپوزیوم بزرگی در این زمینه یعنی پژوهش با دیدی تاریخی - انتفادی به تاریخ اسلام در سال 2007 برگزار شد.
مر کزی به همین منطور رسما در شهر پتسدام آلمان در نظر گرفته شد و در نتیجه کار و پژوهش خود را از سال 2008 آغاز می کند. با این مر کز بسیاری از اسلام شناسان بزرگ و متحصصان در حوزه های مختلف از جمله زبان شناسی سامی ؛ مورخان آشنا به بیزانس و دوران ساسانیان و ... در ارتباط خواهند بود.
در انتهای این مقاله ، فهرست ، کتاب آغاز تاریک و مقدمه آن ، برای پژوهشگران جوان در حوزه اسلام شناسی ، فرهنگ ، جامعه شناسی دین و ... که به زبان آلمانی نیز آشنایی دارند ، ضمیمه شده است.

بنفشه رها
b_raha70@yahoo.de
________________________________________
) مصاحبه با کارل هاینس اولیگ از آدرس زیر قابل دانلود است. مصاحبه تحت عنوان 1

´´Der frühe Islam´´, 08.04.2007 http://pcast.sr-online.de/feeds/fragen/feed.xml
2) historisch- kritische Forschung ( Methode)
3) Ohlig, Karl-Heinz, Die dunklen Anfänge, Verlag Schiler, 2005
4) Ohlig, Karl-Hinz, Der frühe Islam, Verlag Schiler, 2007
5) در واقع زبان عربی ابتدای قرن 9 کامل شده است. از 28 حرف تنها 7 حرف آن مشخص بوده است و یک معنی میداده است . بعد از نقطه گذاری بر بالا و پا ئین حروف از یک تا سه نقطه صدای حروف را مشخص کنند و در نهایت می نوانند بطور مثال چ را از ج و از ح و از خ و ت را ث و ب تشخیص بدهند.

6) Waqidi
7) 1. Al- Bukhari (870) , 2. Muslim, (875), 3. Abu Dawud, (888), 4. Tirmidhi (892), 5. Nasai ( 915), 6. Ibn Madscha (886).
8) S. 8
9) Zaid ibn Thabit
10) Josef van Ess
* Felsendom

Inhalt

Karl-Heinz Ohlig
Wieso dunkle Anfänge des Islam? 7

Zur Frühgeschichte des Islam

Volker Popp
Die Frühe Islamgeschichte nach inschriftlichen 16
und numismatischen Zeugnissen

Christoph Luxenberg
Neudeutung der arabischen Inschrift im Felsendom zu Jerusalem 124

Claude Gilliot
Zur Herkunft der Gewährsmänner des Propheten 148

Alfred-Louis de Pre,mare
Abd al—Malik b. Marwän et le Processus de
Constitution du Coran 179

Neue Aspekte zur Entstehung und Eigenart des Koran

Ibn Warraq
A Personal Look at Some Aspects of the History of
Koranic Criticism in 19‘ and 2O‘ Cenruries 212

Pierre Larcher
Arabe Preis1amique -- Arabe Coranique — Arabe Classique:
Un Continuum? 248

Sergio Noja Noseda
From Syriac to Pahlavi: The Contribution of the Sassanian Iraq
to the Beginning or the Arabic Wrriting 266

A1ba, Fdeli
Early Evidences of Variant Readings in Quranic Manuscripts 293

Gerd-R. Puin
Leuke Kome / Laykah, die Arser / Ashab al.-Rass
und andere vorislamische Namen im Koran:
Ein Weg aus dem Dickicht‘? 317

Mondher Sfar
Raisons d’esprer 341

Karl-Heinz Ohlig
Das syrische und arabische Christentum und der Koran 366

Autorenverzeichnis 405


Wieso dunkle Anfänge des Islam?


Der vorliegende Sammelband versucht, ein wenig Licht in die dunklen Anfänge einer großen Weitreligion, des Islam, zu bringen.
Diese Absicht sowie das Sprechen von dunklen Anfängen mögen erstaunen; scheinen doch nur bei wenigen Religionen diese Anfänge und auch der weitere Verlauf so klar bekannt zu sein wie beim Islam.
Da gab es den Propheten Mohammed (570—632), der die Offenbarungen Allahs in Mekka und Medina verkündete und schließlich alle Stämme der arabischen Halbinsel zu einer Umma unter seiner religiösen und politischen Führung vereinigte. Das Leben des Propheten. seine Herkunft und Ehen, sein Wirken, die Hidschra von Mekka nach Medina im Jahr 622, seine Kämpfe werden in muslimischen, aber auch in islamwissenschaftlichen Publikationen detailliert nacherzählt.
Nach seinem Tod begann eine kriegerische und religiöse Erfolgsgeschichte, die schon zur Zeit der vier „rechtgeleiteten Kaufen“ (632—661), erst recht unter den Omaiyaden- Kalifen mit der Hauptstadt Damaskus (66 1—750) und unter den Abbasiden (ab 749) mit Sitz in Bagdad (ab 762) islamische Großreiche hervorbrachte. Wieso dann „dunkle Anfänge“?
Dabei ist ja durchaus bekannt — aber daraus werden nur von wenigen Islamwissenschaftlern Folgerungen gezogen ‚ dass im Koran kaum Notizen zu finden sind, die biographische Hinweise auf den mekkanischen Propheten bieten. Alle „Informationen“ finden sich in biographischen Werken des frühen 9. und 10. Jahrhunderts (1. Die Sira des lbn-Hisham, gest. 834, die sich — tatsächlich oder fiktiv auf einen nicht erhaltenen Text von Ibn-lshak, gest. 768, bezieht; 2. eine Geschichte der Kriegszüge von al-Waqidi, gest. 822; 3. ein Buch namens „Klassen“ oder „Generationen“ von Ibn-Sa‘ad, gest. 845; 4. ein Buch „Annales“ von at-Tabari, gest. 922) sowie in den sechs kanonischen Hadith- Sammlungen des späteren 9. Jahrhunderts (Sie werden folgenden Redaktoren zugeordnet: 1. al-Bukhari, gest. 870; 2. Muslim, gest. 875; 3. Abu Dawud, gest. 888; 4. Tirmidhi, gest. 892; 5. Nasa‘i, gest. 915; 6. Ibn Madscha, gest. 886).
Nach den Kriterien historisch-kritischer Forschung sind diese rund zweihundert Jahre später aufgeschriebene Berichte nur mit großen Vorbehalten zu betrachten.(1) Sie wurden zusammengestellt zu einer Zeit, als Mohammed die Identifikationsfigur eines mächtigen Großreiches war und entsprechend stilisiert wurde; ihr legendarischer Charakter drängt sich schon bei einem unvoreingenommenen Lesen auf, es werden viele Fragestellungen thematisiert, die zur möglichen Lebenszeit des Propheten noch keine Rolle gespielt haben konnten usf.(2)
Erst in diesen Quellen aber wird ein Leben Mohammeds geboten und der Koran auf seine Verkündigung in Mekka und Medina zurückgeführt, so dass die Gestalt des arabischen Propheten historisch dunkel bleibt oder — härter formuliert — als historische Gestalt in Frage steht: „Muhammad is not a historical figure, and his official biography is a product of the age in which it was written.“(3) Ebenso wird erst im 9. Jahrhundert behauptet, dass die Verkündigungen Mohammeds unter dem dritten Kalifen Osman (644—656) von einer Kommission dreier Mekkaner unter der Leitung des Zaid ibn Thabit aus Medina zwischen 650 und 656—also 18 bis 24 Jahre nach dem Tod Mohammeds — zur heutigen Ganzschrift des Koran zusammengestellt worden seien.
Rudi Paret schreibt in der Einleitung seiner Koranübersetzung
formuliert dabei einen beinahe allgemeinen Konsens unter Islamwissenschaftlern —: „Wir haben keinen Grund anzunehmen, dass auch nur ein einziger Vers im ganzen Koran nicht von Mohammed stammen würde.“(4) Wieso eigentlich? Woher weiß er das? Auf welche Quellen stürzt er sich? Dabei sind die vielfältigen Spannungen im Koran überdeutlich, ebenso das Nebeneinander unterschiedlicher, teilweise sich widersprechender Traditionen, die offensichtlichen redaktionellen Überarbeitungen, das — wie die frühesten Handschriftenfragmente zeigen späte Zustandekommen des
Koran, die erst sehr viel spätere Zuweisung des Textes an den arabischen
Propheten usf (5) Es ist beinahe unglaublich, wie über alle literaririschen
Probleme hinweggegangen wird.
Auch die weitere Geschichte der Ausbreitung des Islam wird an Hand muslimischer Literatur des 9. Jahrhunderts erzählt, obwohl (oder: weil?) nur wenige Zeugnisse aus den ersten beiden muslimischen Jahrhunderten vorliegen. Meist werden die damit gegebenen Schwierigkeiten nicht einmal erwähnt. Josef van Ess ist eine rühmliche Ausnahme. Er legt dar, dass es nur wenige frühe Zeugnisse gebe, für das erste Jahrhundert Hidschra nur einige Inschriften, z.B. am Felsendom in Jerusalem und an der Omaiyadenmoschee in Damaskus, Münzlegenden usf, und alle (späteren) islamischen Texte „unter dem Verdacht der Projektion“ stehen.(6) Er verzichtet deswegen auf eine Darstellung des ersten Jahrhunderts und beginnt mir dem zweiten, obwohl er auch für dieses feststellt, dass sich hier dieselben Probleme ergeben, weil sich ebenfalls kaum „Originaltexte“ finden lassen.(7) Mit anderen Worten: Die ersten beiden „islamischen“ Jahrhunderte liegen im Dunkel der Geschichte, und es bleibt unerklärlich, wieso die Bildung islamischer Großreiche keine Zeugnisse hinterlassen haben soll, noch nicht einmal bei den Gegnern der Araber, den viel schreibenden Byzantinern, oder bei Juden und Christen unter angeblich islamischer Herrschaft.
In diesem Buch wird der Versuch unternommen, anhand der wenigen datierbaren und lokalisierbaren Zeugnisse Münzen und Inschriften
Konturen der Entwicklung in den beiden ersten Jahrhunderten aufzuzeigen. Es wird nachgewiesen, dass es sich bei den Münzfunden aus dieser Zeit und auch bei den Inschriften im Felsendom zu Jerusalem in Wirklichkeit um christliche Texte und Symbole handelt, in denen eine syrisch-arabische Theologie dokumentiert ist: Gott ist ein einziger, und gepriesen (muhammad) sei sein Gesandter (Jesus).
Diese und vergleichbare Aussagen ziehen auf eine Abgrenzung gegenüber der byzantinischen trinitarischen und christologischen Konzeption. Sie dokumentieren den stolzen Versuch eines arabischen Christentums und der von ihm geprägten Reiche zur Schaffung und Wahrung einer eigenen Identität. Ebenso wird deutlich, dass es — lange vor dem Aufkommen der
Vorstellung von einer Hidschra — eine arabisch-christliche Zählung der Jahre von 622 an gab, die erst später muslimisch umgedeutet wurde. Bis gegen Ende des 8. Jahrhunderts waren die Regionen des Vorderen Orients und Nordafrikas offensichtlich beherrscht von arabisch-christlichen Stammesführern, die Omaiyadenherrscher und wohl auch noch die frühen Abbasiden waren Christen.
Erst im Verlauf des 2. Jahrhunderts Hidschra scheint sich die Muhammad-Vorstellung von ihrem bisherigen Bezugspunkt Jesus gelöst und isoliert zu haben. Diese Loslösung scheint vorher schon eine Erweiterung
die Annahme eines christlichen Apostel-Propheten namens Muhammad — und ein Übergangsstadium gekannt zu haben: Die Verehrung eines Ah (,‚Erhabenen“), der an Stelle des fernen und transzendenten Muhammad (Jesus) auf konkretere Weise normative Funktionen wahrnimmt. Die Verselbständigung der Muhammad-Vorstellung bot dann im 8. und vollends im frühen 9. Jahrhundert die Möglichkeit, sie im Interesse der Schaffung einer arabischen Identität des abbasidischen Großreichs mit dem schon überlieferten arabischen Propheten dieses Namens, jetzt aber als eigenständige Gestalt, und mit den arabischen heiligen Stätten Mekka und Medina zu verbinden oder zu unterlegen. Jetzt entstehen die biographischen Werke und die Hadith- Sammlungen der Sunna. Alle noch verfügbaren Traditionen über frühere arabische Herrscher und Auseinandersetzungen werden rückwirkend zu einer fortlaufenden Geschichte der islamischen Religion und Reichsbildungen zusammengestellt. Die ältere Ah-Verehrung wird zurückgedrängt und lebt in den schiitischen Strömungen fort.
Religionsgeschichtlich wird hierbei ein faszinierender Vorgang der Entstehung einer neuen Religion erkennbar, die sich — wie es auch die Redaktoren des Pentateuch machten — in eine kanonische Anfangszeit rückprojizierte und von dorther begründete und legitimierte.
Diese Interpretation, die vor allem der Beitrag von Volker Popp, vertieft von Christoph Luxenberg — von Yehuda D. Nevo und Judith Koren (und anderen) schon angedacht — bietet, ist nicht willkürlich, sondern stützt sich auf die einzigen historisch aussagekräftigen Quellen.
Wie aber verhält es sich dann mit dem Koran, dessen Texte(8) zwar auch
wohl erst im Verlauf des frühen 8. Jahrhunderts — bis auf wenige Ausnahmen? — wenigstens in defektiver Schreibweise vorlagen(9) und dessen muslimische Kanonisation noch einmal rund hundert Jahre später erfolgte? Immerhin aber ist er — wohl im Irak — zu einer Zeit entstanden, als das gesamte Umfeld noch christlich (und jüdisch) war. Kann er dann als das Gründungsdokument einer neuen Religion, des Islam, verfasst worden sein? Oder ist er erst später dazu geworden?
Spätestens seit Günter Lüling“(10) findet sich die Vermutung, dass es schon vor Mohammed eine Art von Urkoran mit Hymnen aus einem arianischen Milieu gegeben habe, der später von Mohammed und frühen muslimischen Gemeinden bearbeitet wurde. Diese zunächst stark hypothetischen Aussagen wurden bestätigt wenn auch von ganz anderen methodischen Ansätzen her, durch die Arbeiten von Christoph Luxenberg.(11) Er weist nach, dass der Koran in einem arabisch- syroaramäischen Sprachumfeld entstanden ist, eine Reihe von Passagen in arabischen Buchstaben geschriebene syrische Wörter und Sätze bieten, die grammatische Struktur des Koran -Arabischen durchweg Prägungen der syrischen Grammatik verrät und auch ursprünglich arabische Wörter bei der bis zu zweihundert Jahre späteren Plene- Schreibung – bei der Feststellung der Konsonanten
durch diakritische Punkte — falsch interpretiert wurden. Durch diese Untersuchungen ergeben sich oft gänzlich neue Lesungen und Aussagen des Korantextes, die auf einen christlichen Hintergrund verweisen.
Mittlerweile hat Chr. Luxenberg in einem neuen Beitrag‘(13) aufgezeigt, dass der Koran nicht nur aus einem syro-aramäischen Sprachumfeld stammt, sondern wenigstens in großen Teilen auf einer syrischen Grund-schrift basiert. Er verweist auf vier Schriftzeichen, die in der syrischen und in der arabischen Schrift beinahe identisch oder sehr ähnlich — also verwechselbar sind, aber in den beiden Schriften unterschiedliche Konsonanten bezeichnen. Diese seien bei der Übertragung der syrischen Schrift-vorlage ins Arabische beibehalten worden, also nicht in die richtigen arabischen Konsonantenzeichen umgeschrieben worden — ein Hinweis auf die Benutzung einer schriftlichen syrischen Textvorlage.
Wenn dies zutrifft, muss der Koran eine schon längere syro-aramäische Vorgeschichte gehabt haben, worauf auch z.B. das Material der Straflegenden hinweist. Hatten arabische christianisierte Stämme — natürlich entsprechend dem damaligen Brauch in syrischer Sprache — zur Bestätigung und Vergewisserung der Schrift (Altes und Neues Testament) ein Lektionar oder mehrere Lektionare geschaffen, die dann später in die arabische Sprache übertragen wurden? Später: Vielleicht erst zur Zeit der Omaiyadenkalifen ‘Abd al-Malik (gest. 705) oder seines Nachfolgers al-Walid (gest. 715), die das Arabische als neue Staatssprache einführten?(14) Wann sind die Passagen hinzugewachsen, die ganz sicher nicht auf christliche ‘Wurzeln zurück
geführt werden können oder in denen auf einen arabischen Propheten hingewiesen wird? Bezieht sich dann die Notiz aus dem 9. Jahrhundert über die Vernichtung aller Korantexte, außer der von ihm veranlassten Ganz-schrift, durch Osman in Wirklichkeit nicht vielmehr auf die Eliminierung der syrischen Vorlagen im frühen 8. Jahrhundert?
Weitere Gesichtspunkte, sprachliche und religionsgeschichtliche, sind zu bedenken und werden in den Beiträgen dieses Bandes aufgegriffen. Die meisten von ihnen waren den Herausgebern nur in der Themenstellung, nicht aber in ihren Inhalten vorher bekannt. Die Autoren und ihre Publikationen lassen aber erwarten, dass eine Fülle neuer und bisher in der Forschung nicht genügend berücksichtigter Aspekte entwickelt werden. Diese aber konnten naturgemäß — dafür wäre ein längeres Symposion erforderlich
— nicht zu einem Gesamtkonzept zusammengefügt oder gar harmonisiert werden.
So versteht sich dieser Sammelband als eine Anregung zur Diskussion und zu weiteren Forschungen, nicht als Entwurf eines schon fertigen Konzepts. Aber er kann deutlich machen, dass die Anfänge des Islam nur dann verstanden werden können, wenn sie nicht von späteren Rückprojektionen, sondern auf der Basis der historischen Quellen und von den sich auf sie stützenden historischen und philologischen Fragestellungen her untersucht werden.
Es mag schwierig sein für die Islamwissenschaften, vielhundertjährige Interpretationsmuster in Frage zu stellen. Ob die in diesem Band versammelten Anregungen sofort aufgegriffen werden, bleibe dahingestellt. Aber „in the long run“ lassen sich Fakten, also historische Quellen und philologische Erkenntnisse, nicht übergehen oder weginterpretieren.

________________________________________

1. Vgl. hierzu z.B. Yehuda D. Nevo / Judith Koren, Crossroads to Islam: The Origins of the Arab Religion and the Arab State, Amherst, New York 2003, 9:
„Non-contemporary Literary sources are, in our opinion, inadmissable as historical evidence. If one has no source of knowledge of the 7th century except texts written in the 9th century or later, one cannot know anything about the 7thcentury: one can only know what people in the 9th century or later believed about the 7th.

2 .Vgl. hierzu Verf., Weltreligion Islam. Eine Einführung, Mainz, Luzern 2000,
28-41.

3. Y.D. Nevo/J. Koren, a.a.O. 11

4. Rudi Paret, Der Koran. Übers. und hrsg. von Rudi Paret, Stuttgart, Berlin, Köln, Mainz 1979, 5.

5. Vgl. Verf, Weltreligion Islam, a.a.0. 42-92.

6. Josef van Ess, Theologie und Gesellschaft im 2. und 3. Jahrhundert Hidschra.
Eine Geschichte des religiösen Denkens im frühen Islam, Bd. 1, Berlin und
New York 1991, Vorwort VIII.

7. J. van Ess, ebd.

8. Es ist ein wissenschaftliches Kuriosum, dass sich bisher alle Koranexegese auf den Kairiner Koran von 1925 stützt und bis heute — im Unterschied zu allen anderen Buchwissenschaften — kein Versuch unternommen wurde, an hand der noch verfügbaren frühen Koranfragmente eine kritische Textedition wenigstens großer Teile des Koran zu versuchen. Zwei Anträge bei der Deutschen Forschungsgemeinschaft auf Förderung einer solchen kritischen Textanalyse wurden von den islamwissenschaftlichen Gutachtern abgelehnt, obwohl gemeinhin mit dem Versuch einer Annäherung an die „ursprüngliche“ Textgestalt alle weitere Exegese beginnen muss.

9. „Defektiv“ wird die Schreibweise der ältesten bekannten Koranfragmente — der Öffentlichkeit (bisher) zugänglich in einer Samarkander, einer Pariser und einer Londoner Faksimile-Edition sowie in der Fotodokumentation der Sanaa-Handschriften an der Universität des Saarlandes —‚ weil sie nicht nur ohne Vokalisation, sondern so gut wie durchgängig ohne diakritische Punkte geschrieben sind. Weil aber von den 28 Konsonanten der arabischen Schrift (auch schon in der ältesten Version der Hidschasi-Schrift) nur sieben in ihrer Schreibung eindeutig, die restlichen Konsonantenzeichen aber mehrdeutig sind (sie können zwei bis fünf verschiedene Konsonanten bezeichnen), werden sie erst durch diakritische Punkte (ein bis drei Punkte unter oder über dem Zeichen) auf einen bestimmten Konsonanten festgelegt (vgl. Verf., Welt-religion Islam. a.a.O. 60,61).

10. Günter Lüling, Über den Ur-Quran. Ansätze zur Rekonstruktion der vorislamischen Strophenlieder im Koran, Erlangen 1974, 1993; mittlerweile in einer erweiterten englischen Ausgabe erschienen: A Challenge to Islam. For Reformation, Delhi (Indien) 2003.

11. Christoph Luxenberg, Die syro-arainäische Lesart des Koran. Ein Beitrag zur Entstehung der Koransprache, Berlin ‘2000, 2004, 2005.

12. Die Festlegung des Konsonantenbestandes durch diakritische Punkte sowie
die Vokalisierung erfolgte in einem längeren Prozess, der wohl erst im 9. Jahrhundert oder später abgeschlossen war. Es liegt auf der hand, dass die später erfolgte Textfixierung auf Interpretationen der jeweiligen Schreiber beruhte, die nicht selten falsch waren; hei anderer Setzung der diakritischen Punkte ergehen sich dann sinnvolle und in den Kontext passende Lesarten (vgl. hierzu vor allem Chr. Luxenberg, Die syro-aramäische Lesart des Koran, a.a.O.).

13. Christoph Luxenberg, Syriac and the qur‘an. Dieser Beitrag wird in Kürze in Band 5 der Encyclopedia of the qur‘an bei Brill, Leiden, erscheinen.

14. Zur Beantwortung dieser Frage wäre es höchst hilfreich, wenn die noch zugänglichen alten Koranhandschriften genauer datiert werden könnten. Die bisher als Faksimile publizierten Koranfragmente sind eher der zweiten Hälfte des 8. Jahrhunderts zuzurechnen, und es gibt auch Gründe, die Sanaa-Fragmente für jünger zu halten, als zunächst angenommen wurde.

برای پدرم بهرام بیضایی بمناسبت شصت و نهمین سال تولدش

پیک ایران: تولدت مبارک

برای پدرم بهرام بیضایی بمناسبت شصت و نهمین سال تولدش

نیلوفر بیضایی

« ... و من تنها من – سندباد- بیدارم. چشم انتظار. انتظار یک قطره آفتاب، یک جرعه باد، در تاریکی، در ظلمات، تنها منم. شاهد دست بسته ی خاموشی و جنبشی که نیست. و سکوتی که هست. گاهی، فقط گاهی ، از دورترین راه فریادی می شنوم. حس می کنم که به این فریاد بادبان می لرزد. اما تنها منم که می لرزم...»

(بهرام بیضایی، هشتمین سفر سندباد، 1343)

این چند خط را برای تو، پدر عزیزم، بهرام بیضایی و به پاس تلاشهای خستگی ناپذیرت در عرصه ی فرهنگ و هنر کشورم ایران می نویسم . می دانم که بسیار خسته ای و بسیار رنجدیده و می دانم که زخمهای بسیار بر روح و روان داری از سوی آنها که گمان می کنند آمده اند تا برای ابد بمانند، اما نمی دانند که ضدیت با جریان رونده و شونده ی فرهنگ ایران امری است گذرا و آنچه می ماند، فکر است و اندیشه و نیروی خلاقه ی انسانی که خود خالق است. نیز بسیاری در لباس دوست و دوستدار که پنهانی و از سر تنگ نظری زخم می زنند، گاه از سر بخل و گاه از سر خودشیرینی برای این و یا آن دستگاه قدرت. حاصل این زخمها در یکی کین دیرینه می شود و عامل ایستایی و در چون تویی سر چشمه ی خلاقیت و سازندگی. هر چه آنها کردند تو نکردی و آنچه کردی جستجوی ریشه ها و چرایی ها بود و مرکز آثارت انسان با تمام پیچیدگیهایش و اینها همه من را نه بعنوان فرزندت، بلکه بعنوان یکی از فرزندان ایران مادر، وامدار این سخت سری و سرکشی تو می کند که فرزند زمانه ی خویش هستی و متعلق به تمام ایران .

امروز پنجم دیماه 1386 و شصت و نهمین سال تولد تست. امروز که تولدت را در غربت همیشگی مان جشن می گیریم، یار و همراه دیرین تو و یکی از نمایشنامه نویسان برجسته ی میهنمان اکبر رادی در گذشت. شاید رادی این روز را برای مرگ برگزید تا آخرین پیامش را به تو برساند : بمان برای فرهنگ و هنر ایرنزمین و باری را که با هم بر دوش گرفته ایم بتنهایی به سرمنزل مقصود برسان. یادش گرامی باد و عمرت دراز.

زندگی و مرگ ، زایش و نیستی همزادند و شادی و غم علت وجودی هم. و در تناقض با یکدیگر است که تکمیل می شوند. همانطور که سپیدی از درون سیاهی سر بر می زند و سیاهی از دل سپیدی است که بیرون می جهد. و شاید امروز، همین امروز روز تلاقی ضدین بر پیشانی هنر نمایش در ایران باشد. غلامحسین ساعدی آن بخش کنده شده از مثلث نمایشنامه نویسی وطن، آن تکه ی رانده شده اما جدا ناشدنی از بدنه ی نمایشنامه نویسی وطن ، همان او که هر بار تصویرش را در جایی می بینی به پهنای صورتت اشک می ریزی، سالهاست که رفته. رفته چون نتوانسته دوری وطن را تاب بیاورد، رفته چون مشتی تاریک اندیش ضد فرهنگ، وجود او و بسیاری دیگر را تاب نیاوردند. رفته اما از یاد ما نرفته، نخواهد رفت و اثرش جای در جای در فرهنگ ایرانزمین باقی می ماند، همانگونه که اثر رادی آن کوه استوار دانش و فرهنگ که فرو نریخت و ماند و خواهد ماند. همانگونه که تو، که هر اثرت در تئاتر و سینما دریایی است از دانش و تلاش برای شناخت و گامی در جستجوی چرایی آنچه هست، در جستجوی فردیت از دست رفته ی ما و هویت گمشده ی جمعی مان. گمشده در پس غبار تحریفها و واقعیتهای دروغین که به جای آنچه هست برای مردمان ساخته اند. گمشده در پس پرده های ضخیم سیاهی که بر حافظه ی تاریخی مان کشیده شده و دریغا که ما خود در این دروغ بزرگ سهمی انکار ناشدنی داشته ایم . خواسته یا نا خواسته، دانسته یا نادانسته.

در جستجوی پاسخ این پرسش که چگونه « بهرام بیضایی» بهرام بیضایی شد و جایگاهی غیر قابل انکار در فرهنگ و هنر ایران یافت، تنها و تنها می توان به آثار او رجوع کرد که خود بازتاب زندگی او (و دورانی که در آن می زید) نیز هست و در عین حال جستجوی بیدریغش در احوال مردمانی که قهرمان نیستند، اما در شرایطی خاص می توانند قهرمانانه کار و زندگی کنند و در شرایطی دیگر می توانند قهرمانانی بسازند و بجای خود به میدان نبرد بفرستند. شهید بسازند، بدون اینکه خود حاضر به پرداختن بهایی برای تغییر شرایط خویش شوند.

و بدینسان است که بهرام بیضایی، فرزند یک خانواده ی اهل ادب و فرهنگ که از کودکی بدلیل باور مذهبی غیر رایج خانواده اش از خانه تا مدرسه و از مدرسه تا خانه از بچه های محل کتک خورده و کودکی کم حرف و خجالتی است، عشق بزرگ خود را در سالن سینما و تئاتر باز می یابد. جایی که در تاریکی سالن، بدون آنکه دیده شود، فرصت دیدن می یابد. فیلم دیدن، کتاب خواندن و جستجو در متون ادبی و تاریخی برای او محملی می شود برای جستجوی پاسخ پرسشهای بیشماری که در ذهنش شکل گرفته است. چگونه می شود که جامعه ای «غریبه» های خود را می سازد و بجای تلاش برای شناخت آنها و پذیرفتن دگرباشی شان آنها را به انزوا می راند ، چگونه جامعه ای حتی با تاریخ و گذشته ی خود بیگانه می شود، حال را نادیده می گیرد و از ساختن آینده عاجز می شود. او همواره نگران سرنوشت کسانی است که در چنین جامعه ای در موضع «اقلیت» قرار دارند، نگران آنها که زیر دست و پای جمعیتی و توده ای که بیشتر به انگیزه ی حسی به حرکت در می آید تا بر اساس شناخت، له می شوند. کودکان بعنوان نمودی از نسل آینده ، در حالیکه بی پناه و بدون پشتوانه، بدون گذشته و بدون آینده بار خطاها و نادانیهای گذشتگان را بر دوش می کشند، زنانگی بعنوان نماد زندگی و سازندگی می رود تا قربانی آن بخش خشونت طلب و مرگ پرست مردانگی شود، اما در سر بزنگاه طغیان می کند و هر طغیانش نشانه ی اعتراضی است بر همان ساختار خشن و ساکن. و زمان که نسلها را یکی پس از دیگری در خود می بلعد و تا نسلی می خواهد سر بر آورد قربانی «سهراب کشی» می شود.

از فیلم «سفر« و شخصیتهای اصلی آن که دو کودک هستند (1351) تا «باشو غریبه ی کوچک» (1364) ، کودکان غریبه هایی هستند بدون پشتوانه و در جستجوی مامنی یا سر پناهی یا آغوشی گرم. آیا آنها بنوعی نسلهای جوان ما را نیز نمایندگی می کنند که در تنگنای روایات متضاد و کج راهه های تاریخی گذشتگان و بدون پشتوانه ی قوی تاریخی می بایست راه خود را در ایران همیشه بحرانی و در کجراهه های تحریف تاریخ بیابند.

ما با خود و از خود بیگانه ایم و سنتها هنوز در ما قویتر عمل می کند تا گشاده دستی و افق نگاه باز و روحیه ی پذیرش دگر اندیشی و دگرباشی و اینکه این بیگانگی ها با انسان چه می کند، موضوع بسیاری از آثار بیضایی بوده و هست. زنان بعنوان نمادهای ایستادگی در برابر تعصب و سنت گرایی کاذب، بعنوان موتور تغییر و تحول از نخستین آثار بیضایی بارها و بارها در نقش محوری حضور داشته اند. از عاطفه ی رگبار تا رعنای غریبه و مه، از آسیه ی کلاغ تا تارا در چریکه ی تارا و نایی در باشو غریبه ی کوچک و شخصیتهای زن مسافران و سگ کشی، همه و همه نمادهایی از همین نگاه هستند . اینها نه زنان خیالی که بسیار هم واقعی اند و نمونه های بیشمار آنها را امروز در جامعه ی ایران می بینیم.

او بیش از آنکه شیفته ی قهرمان پرستی ها ی رایج شود، بدنبال ضد قهرمانهاست ، چرا که در می یابد جامعه ای که نیاز به قهرمان دارد، خود از حرکت و در دست گرفتن سرنوشت خویش عاجز است، ایستاست و سترون و او که «از سکون بیزار است» با تکاپویی وصف ناشدنی تمام عمر خود را صرف دانستن، خواندن، دیدن و آفریدن می کند.

«آرش» او بر خلاف «آرش» های دیگران یک ضد قهرمان است، ستوربانی است که تنها بر حسب تصادف و از سر اجبار بر فراز البرز کوه می رود. او نخواسته قهرمان باشد، اما در شرایطی قرار می گیرد که راهی بجز انداختن تیری که تعیین کننده ی مرز ایران و توران است ندا