مخالفت باحضور هياتايراني درخاكسپاري بوتو
خُسن آقا: حتما پاکستانی ها فکر کردن به اندازه کافی ترورویست تو پاکستان هست نیازی به تروریست های جمهوی اسهالی نیست!
پیک ایران: به گزارش ايرنا، " سيدمحمدعلي حسيني" در پاسخ به سوال خبرنگاري مبنيبر اينكه چرا هياتي از ايران در مراسم خاكسپاري بوتو شركت نكرد، گفت: جمهوري اسلامي ايران آمادگي خودرا براي حضور در اين مراسم اعلام كرد ولي مسوولان پاكستان بهجهت شرايط ويژه اين كشور، موافقت نكردند.
سخنگوي دستگاه ديپلماسي ايران در عين حال ترور بوتو را " يك حادثه دردناك " خواند و ابراز اميدواري كرد كه با تلاش دولت و احزاب پاكستان، آرامش هرچه سريعتر به اين كشور بازگردد.
كارگردان پروژه «سيد مظلوم» كيست؟
خُسن آقا: کارگردان همه این شوها و شعبده بازی ها حکومت آخوندی است برای اینکه مجددا مردم را بکشانند پای صندوقهای رای.
بازتاب: با ادغام دو مؤسسه جهاني شدن و گفتوگوي تمدنها و تعطيلي مركز دولتي بهوجودآمده بر اساس ايده گفتوگوي تمدنهاي خاتمي، گام ديگري در القاي مظلوميت وي در جامعه برداشته شد.
كد خبر: ۴۱۳۹ تاريخ انتشار: ۱۹:۳۲ - ۱۰ دي ۱۳۸۶ تعداد بازديد: ۵۸۵۴
با ادغام دو مؤسسه جهاني شدن و گفتوگوي تمدنها و تعطيلي مركز دولتي بهوجودآمده بر اساس ايده گفتوگوي تمدنهاي خاتمي، گام ديگري در القاي مظلوميت وي در جامعه برداشته شد.
به گزارش خبرنگار «تابناك»، مركز بينالمللي گفتگوي تمدنها تا كنون ریاست جواد فريدزاده، عطاءالله مهاجراني و بروجردي، داماد امام را تجربه كرده و با مشكلاتي نيز روبرو بوده است. رياست این مرکز هیچ گاه بر عهده خاتمی نبوده و او پس از پايان دوره خود، مركز غيرانتفاعي و غيردولتي گفتگوي فرهنگها و تمدنها را راهاندازي كرد. با اين حال اقدام به تعطيلي رسمي اين مركز، از سوي رسانهها و افكار عمومي نوعي برخورد حذفي با خاتمي تلقي شد.
اين در حالي است كه اندكي پس از پايان دوره رياستجمهوري خاتمي، دفتر كوچك خاتمي در ساختمان نهاد رياستجمهوري به نام «همراهان» از وي تحويل گرفته شد و پس از بروز برخي مشكلات، نوه امام خميني، ساختماني از بيت امام(ره) را براي فعاليتهاي خاتمي در اختيار وي گذارد.
در هفتههاي اخير نيز در مشهد، تبريز و به ويژه كرمان، بيلبوردهاي تبليغ سفر خاتمي به اين شهرها، در حمله افرادي ناشناس، تخريب و پاره شد و حتي عدهاي درصدد ممانعت از سخنراني او در مسجد شهر بم شدند.
اين گزارش ميافزايد: به نظر ميرسد كاركرد مجموع اين موارد، پروژه تقويت مظلوميت خاتمي در افكار عمومي، آن هم در آستانه انتخابات مجلس هشتم است؛ امري كه با تحريك حس دفاع از مظلوم مردم ايران، می تواند خدمت بزرگی به خاتمی و همراهان اصلاحطلبش انجام دهد.
این در حالی است که جامعه شناسان ویژگی «دفاع از مظلوم» را یکی از فاکتورهای مهم در تصمیم گیری های سیاسی مردم ایران می دانند که نمونه آن در انتخابات دوم خرداد موجب پيروزي او شد و حتي در پيروزي محمود احمدينژاد در انتخابات رياستجمهوري اخير، بيتأثير نبود. جالب آن که خاتمی حتی در زمان در دست داشتن قدرت و پست ریاست جمهوری با دیده اشک بار در دور دوم ثبت نام کرد و برداشت مظلومیت او يكي از عوامل افزایش 2 میلیونی رای او نسبت به دور اول شد.
اكنون پرسش اينجاست كه كارگردان پروژه «سيد مظلوم» كيست و در آستانه رقابتهاي انتخاباتي اصولگرايان و اصلاحطلبان، چه كساني اينگونه به مظلوميت خاتمي كه ميتواند به محبوبيت او و همراهانش بينجامد، دامن ميزنند؟
صندوق بينالمللي پول : بيشترين نرخ تورم 2007 متعلق به ايران با 19 درصد است
پیک ایران: بانك مركزي بر اساس گزارش صندوق بينالمللي پول اعلام كرد كه نرخ تورم ايران در سال 2007 معادل 19 درصد بوده است كه اين ميزان در سال آينده ميلادي به 7/17 درصد خواهد رسيد.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، بانك مركزي چهارمين فصلنامه تخصصي حسابهاي اقتصادي كشور را منتشر كرد كه در آن درباره برآورد جديد ارزش افزوده بخش صنعت، استفاده از صورتهاي مالي تجاري براي تهيه حسابهاي ملي، آمارهاي پولي و مالي، اخبار حسابهاي اقتصادي، گزارشي از تحولات اقتصادي ايران در بخش واقعي، گزيده آمارهاي اقتصادي و مواردي از اين دست به چاپ رسيده است.
بانك مركزي در اين فصلنامه كه مربوط به آذرماه امسال است به نقل از صندوق بينالمللي پول نرخ تورم براي كشورهاي عضو OECD ـ 20 كشور ـ و منطقه MENA ـ 10 كشور ـ را بين سالهاي 2002 تا 2007 اعلام و براي سال 2008 را نيز پيش بيني كرده است.
بر اساس اين گزارش كمترين نرخ تورم در سال 2007 متعلق به كشور سويس با شش درصد و بيشترين نرخ تورم نيز متعلق به ايران با 19 درصد است.
توليد ناخالص داخلي سرانه ايران بر اساس شاخص برابري قدرت خريد نيز براساس پيش بيني صندوق بينالمللي پول در سال 2007، 1/9 هزار دلار است كه پيش بيني شده در سال آينده به 7/9 هزار دلار ميرسد.
در ميان كشورهاي عضو OECD و MENA كمترين توليد ناخالص داخلي سرانه براساس شاخص برابري قدرت خريد سال 2007 با 5/4 هزار دلار مربوط به سوريه و بيشترين با 1/47 هزار دلار مربوط به نروژ است.
از سويي توليد ناخالص داخلي به قيمتهاي جاري در سال 2007 باز هم براساس پيش بيني صندوق بين المللي پول 278 ميليارد دلار تعيين شده كه براساس پيش بيني صورت گرفته در سال 2008 به 325 ميليارد دلار ميرسد.
در ميان كشورهاي عضو OECD و منطقه MENA بيشترين توليد ناخالص داخلي به قيمتهاي جاري به ميزان 13 هزار و 749 ميليارد دلار مربوط به آمريكا و كمترين به ميزان 17 ميليارد دلار مربوط به بحرين است. اين ميزان براي ايران 278 ميليارد دلار و براي سال آينده 325 ميليارد دلار پيشبيني شده است.
نرخ رشد اقتصادي يكي شاخصهاي مورد بررسي صندوق بين المللي پول بوده است كه براي ايران در سال 2007، شش درصد تعيين و براي سال 2008 نيز همان شش درصد پيش بيني شده است.
اين در حالي است كه در ميان كشورهاي عضو OECD و منطقه MENA بيشترين نرخ رشد اقتصادي سال 2007 متعلق به امارات با 7/7 درصد و كمترين با 7/1 درصد متعلق به ايتالياست.
برخی نقاط ایران با کمبود گاز مواجه شده اند
بیبیسی: قطع گاز ترکمنستان برخی مناطق شمالی ایران را با کمبود گاز مواجه کرده اما در مورد علت این اقدام ترکمنستان نظرات متفاوتی ابراز شده است.
روز دوشنبه، 31 دسامبر (10 دی) مقامات وزارت نفت ایران گفتند که قطع صدور گاز طبیعی ترکمنستان از روز شنبه این هفته همراه با سرد شدن هوا باعث کمبود گاز در برخی شهرهای شمالی ایران به خصوص در استان های مازنداران و گلستان شده است.
این منابع گفتند که با توجه به نیاز مردم به گاز در هوای سرد، در روزهای اخیر، اقداماتی برای تامین گاز مورد نیاز این مناطق با استفاده از شبکه توزیع گاز داخلی صورت گرفته است.
یک مقام وزارت نفت در مصاحبه ای با شبکه خبر تلویزیون جمهوری اسلامی گفته است که معلوم نیست که ترکمنستان از چه تاریخی صدور کار به ایران را از سر خواهد گرفت.
ترکمنستان که روزانه حدود 23 تا 24 میلیون مترمکعب گاز به ایران صادر می کرده است از بامداد روز شنبه به ناگهان صدور گاز را متوقف کرد.
به گفته مقامات ایرانی، ترکمنستان دلیل این اقدام را انجام برخی تعمیرات ضروری در خط لوله انتقال گاز به ایران اعلام کرده است.
گاز وارداتی از ترکمنستان حدود 5 درصد از نیاز ایران به گاز را تامین می کند و شرکت ملی گاز ایران از مصرف کنندگان خواسته است که با توجه به سردی هوا و افزایش میزان مصرف، سعی کنند 10 درصد مصرف خود را کاهش دهند تا به این ترتیب کمبود ناشی از قطع صادرات گاز ترکمنستان جبران شود.
همزمان، خبرگزاری فارس به نقل از یک مقام آگاه در وزارت نفت، که از او نامی نبرده، گفته است که "در پی سرد شدن شدید هوای کشور، ترکمنستان از این فرصت سوء استفاده کرده و با قطع صادرات گاز به ایران، خواستار افزایش دو برابری قیمت گاز شده است."
به گزارش فارس، این مقام وزارت نفت دلیل ترکمنستان در مورد لزوم انجام تعمیرات فنی را رد کرده و گفته است که با توجه به سرمای شدید هوا، اینک زمان مناسبی برای انجام تعمیرات در خط انتقال گاز نیست.
اظهارات سخنگوی وزارت خارجه
در مقابل، محمد علی حسینی، سخنگوی وزارت خارجه ایران در مصاحبه ای در روز دوشنبه گفت که علت قطع گاز صادراتی ترکمنستان به ایران برخی موضوعات فنی بوده و دو طرف مذاکراتی را برای حل این مشکل آغاز کرده اند اما وی در مورد ماهیت این موضوعات توضیحی نداد.
خبر قطع گاز ترکمنستان به ایران در پی بازگشت علی کردان، قائم مقام وزارت نفت ایران از ترکمنستان انتشار می یابد.
به گزارش خبرگزاری دولتی ایران - ایرنا - آقای کردان، که روز چهارشنبه هفته گذشته برای مذاکره با مقامات ترکمنستان وارد عشق آباد شده بود، در مورد نحوه گسترش همکاری دو کشور در زمینه نفت و گاز با مقامات آن کشور مذاکره کرد.
این خبرگزاری می افزاید که ایران و ترکمنستان در زمینه تجارت گاز یک توافقنامه همکاری 25 ساله امضا کرده اند و در سال 1385 (2006) نیز در مورد افزایش فروش گاز ترکمنستان به ایران به توافق رسیدند.
ایران دومین ذخایر گازی شناخته شده جهان را پس از روسیه در اختیار دارد و خود از کشورهای صادر کننده گاز به شمار می رود.
در عین حال هم ایران و هم روسیه بخش کوچکی از مصرف گاز داخلی خود را از ترکمنستان وارد می کنند که تنها به همین دو کشور گاز صادر می کند.
ترکمنستان چندی پیش بهای گاز صادراتی خود به روسیه را افزایش داد و از همین رو برخی ناظران اشاره کرده اند که اختلال به وجود آمده در صادرات این کشور به ایران نیز ممکن است به بهای گاز ربط داشته باشد.
پیشتر، یک مقام ارشد شرکت ملی گاز ایران نیز در گفتگو با خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، احتمال اقدام ترکمنستان برای افزایش بهای گاز صادراتی آن کشور را رد نکرده و گفته بود که "يكی از دلايل قطع گاز می تواند هشدار برای افزايش قيمت گاز باشد، ولی الزاما اين گونه نيست."
آنطور که ایسنا به نقل از آقای رمضانی، مدير گازرسانی شركت ملی گاز ايران، گزارش کرده مصرف گاز در ایران نسبت به سال گذشته حدود ده درصد افزایش یافته است.
حسيني: سهم ایران از خزر 20 درصد است
بازتاب: حسینی ادامه داد: بر این اساس تمام رایزنی ها و جلسات فنی و حقوقی که ایران در آن شرکت کرد، بر این مبنا تنظیم شد و رژیم حقوقی دریای خزر نیز بر اساس اصل انصاف تعیین خواهد شد که بر اساس آن سهم جمهوری اسلامی ایران حدود 20 درصد خواهد بود.
كد خبر: ۴۱۰۷ تاريخ انتشار: ۱۰:۴۸ - ۱۰ دي ۱۳۸۶ تعداد بازديد: ۴۱۷
سخنگوی وزارت امور خارجه تاکید کرد ایران برای تحقق سهم 20 درصدی خود از دریای خزر تلاش کرده و از این سهم نیز صرف نظر نخواهد کرد.
به گزارش مهر، سید محمد علی حسینی سخنگوی وزارت خارجه پیش از ظهر امروز در نشست هفتگی خود با خبرنگاران داخلی و خارجی در خصوص اظهارات روز گذشته منوچهر متکی درباره سهم ایران از دریای خزر اظهار داشت: در زمان شوروی سابق تلاش هایی شد تا با استفاده از قدرت و توانمندی آن کشور، درصد و محدوده ای بر ایران تحمیل شود که هرگز آن مسئله محقق نشد.
وی افزود: در واقع تلاش هایی که از گذشته در این باره انجام شده در همین رقم بوده است اما این موضوع در هیچ قراردادی درج نشده و ایران نیز آن را نپذیرفته است ، اما پس از تشکیل جمهوری اسلامی ایران و فروپاشی شوروی، کشورهای ساحلی دریای خزر مسئله تقسیم حدود در این دریا را مطرح کردند که ما صریحا در این خصوص اعلام کردیم در صورت نیل به نتایج منصفانه مخالفتی با آن نخواهیم داشت.
حسینی ادامه داد: بر این اساس تمام رایزنی ها و جلسات فنی و حقوقی که ایران در آن شرکت کرد، بر این مبنا تنظیم شد و رژیم حقوقی دریای خزر نیز بر اساس اصل انصاف تعیین خواهد شد که بر اساس آن سهم جمهوری اسلامی ایران حدود 20 درصد خواهد بود.
سخنگوی وزارت امور خارجه تاکید کرد: ما برای تحقق سهم 20 درصدی خود از دریای خزر تلاش کرده و با همین منظور در جلسات مختلف حضور یافته ایم و از این سهم نیز کوتاه نخواهیم آمد.
وی در بخش دیگری از سخنان خود در پاسخ به سئوال خبرنگار مهر در باره سرنوشت پیگیری غرامت های ایران که باید از دولت عراق دریافت شود، با توجه به گذشت یک سال از اعدام صدام ، تصریح کرد: جمهوری اسلامی ایران از مسئله غرامت ها چشم پوشی نکرده و این موضوع همچنان در دستور کار قرار داشته و ما آن را دنبال می کنیم.
حسینی درخصوص سرنوشت دور بعدی مذاکرات ایران و آمریکا نیز خاطر نشان کرد: ما در این باره با انجام اصل گفتگوها موافق هستیم و این گفتگوها حداکثر در حد سفیر انجام خواهد شد و زمان آن را نیز در آخرین رایزنی های خود تعیین خواهیم کرد.
وقتی که شورت نماینده مهم میشود
خُسن آقا: این حکومت از سر تا پا گرفتار مسائل سکسی است، حتی شورت نماینده هم خبر مهم محصوب میشود
عصرایران: متعاقب این ماجرا به روابط عمومی مجلس خبر داده می شود که نیروهای خود را برای بردن "مایو"ی این نماینده به محل بفرستند که آنها هم با یک کیسه نایلونی می آیند و لباس مذکور را با خود می برند.
عصرایران- وساطت یک نماینده زن مجلس شورای اسلامی باعث شد گزارش تصویری از لباس زیر یکی دیگر از نمایندگان مجلس در رسانه ها منتشر نشود.
به گزارش خبرنگار عصرایران (asriran.com)، ماجرا از آنجا آغاز شد که چند عکاس و خبرنگار پارلمانی مجلس در بخش کمدهای نمایندگان که نزدیک ورودی صحن علنی مجلس قرار دارد، متوجه می شوند یکی از نمایندگان (که نامش محفوظ است) "مایو"ی خود را بر روی در کمدش آویزان کرده است.
این سوژه که برای خبرنگاران و عکاسان هم جالب بود و هم خنده دار، آنها را ترغیب به عکاسی از این صحنه می کند که در این میان یکی از نمایندگان زن متوجه ماجرا می شود و از خبرنگاران خواهش می کند که عکس های این ماجرا را منتشر نکنند. وی همچنین به آنها قول می دهد که با نماینده بی مبالات مذکور صحبت کند و در این باره به وی تذکر دهد.
متعاقب این ماجرا به روابط عمومی مجلس خبر داده می شود که نیروهای خود را برای بردن "مایو"ی این نماینده به محل بفرستند که آنها هم با یک کیسه نایلونی می آیند و لباس مذکور را با خود می برند.
اما بخش جالب ماجرا این بود که ساعتی بعد، نماینده مورد بحث از راه می رسد و ملاحظه می کند که لباسش نیست و با نگرانی دنبالش می گردد و سراغ "مایو"اش را از روابط عمومی- که در آن نزدیکی است- می گیرد! که با تذکر نماینده زن مجلس روبه رو می شود و قول می دهد که دیگر مرتکب این بی مبالاتی ها نشود.
December 30, 2007
يک فرقه جديد امام زمانی
خُسن آقا: دکان دین در ایران چنان نان و آبدار است که همه سودجویان به آن روی آوردهاند.
پیک ایران: پوچ گرائي با پوشش ديني هم به بازار آمد! يك گروه 10 ـ12 نفره كه سه چهار روحاني كم سواد نيز در ميان آنها وجود دارد در قم با ادعاي ديدار با امام زمان عليه السلام ذكرهائي را در محفل خود تكرار مي كنند كه محتواي آنها پوچ گرائي و انكار كليه مباني اعتقادي است . بخشي از اين ذكرها چنين است : « نياز به خداي واقعي نيست ـ خداي حقيقي اينجاست . نياز به انتظار امام زمان نيست نيست نيست ـ آماده شدن براي امام زمان اينجاست . نياز به قانون غير الهي نيست ـ حكومت ناب محمدي اينجاست . نياز به بسم الله گفتن نيست ـ با نقطه بسم الله هماهنگ شدن اينجاست . نياز به لا اله الا الله گفتن نيست ـ از لااله عبور كردن و به الا الله رسيدن اينجاست ... » . رشد روزافزون اين قبيل مدعيان دينداري كه عموما با هدف فريب عوام الناس و كسب درآمد پديد مي آيند آنهم در شهر قم بسيار نگران كننده است .
درخواست از سخنگوي دولت براي اطلاعرساني در آشپزخانه و ...
بازتاب: درباره پرونده گوشتهاي آلوده گمان نميكنم كسي بهتر از دكتر غلامحسين الهام كه همان ايام سخنگوي قوه قضائيه بودهاند، بتوانند اطلاعرساني کنند. البته يك خواهش ديگر نيز دارم و آن اينكه درباره پرونده فروش غيرقانوني فرآوردههاي نفتي به جمهوري آذربايجان در اواخر دوران سازندگي توسط برخي مسئولان وقت استانداري اردبيل هم...
كد خبر: ۳۹۵۵ تاريخ انتشار: ۲۳:۲۵ - ۰۸ دي ۱۳۸۶ تعداد بازديد: ۷۶۷۸
در پي مهرورزي خانم فاطمه الهام (رجبي)، همسر سخنگوي دولت با اميرعلي اميري، وي در يادداشتي كه براي «تابناك» ارسال كرد، دو تقاضا را از دكتر غلامحسين الهام مطرح كرد.
اميري با اشاره به موارد مطرح شده در مطلب اخير خانم رجبي با اشاره به تكراري بودن بيشتر موارد مطرح شده نوشت: به نظر ميرسد تنها مطلب جديد اين يادداشت كه احتمالا هدف اصلي آن هم به شمار ميرود، طرح مسئله ارتباط اينجانب با گوشتهاي آلوده بوده است كه البته اينكه اين سوژه پس از طرح از سوي افراد بي نام و نشان، رسما در سايت منسوب به سخنگوي دولت درج شده، مرا بسيار خوشحال كرد.
مديرمسئول «تابناك» ميافزايد: هرچند پرونده گوشتهاي آلوده از ماجراهاي عجيبي است كه در سال 81 پس از سر و صداي زياد و محكوم كردن اوليه حدود پنجاه نفر، در سال 84 همه متهمان آن تبرئه شدند، براي حقير بسيار جذاب است كه حداقل منشأ اتصال اين پرونده با خود را ـ به ويژه در مقاطع حساس نظير انتخابات ـ بيابم و گمان نميكنم كسي بهتر از دكتر غلامحسين الهام كه در همان ايام، يعني از سال 81 تا 83 سخنگوي قوه قضائيه بودهاند، بتوانند در اين مسئله مرا ياري نمايند. لذا از ايشان مي خواهم پس از بررسي لازم، ابتدا در آشپزخانه زحمت اطلاعرساني به همسر بزرگوارشان را بكشند ـ که به گفته خود ايشان مقالات خود را در آشپزخانه مينگارند ـ و سپس اين بنده گناهكار خدا و ديگر دوستان را نيز آگاه كنند.
اين خواسته جدي من از ايشان است و از آنجا که پست وزارت دادگستري را هم بر عهده دارند، به گمانم بتوانند به خوبي همه را از نتايج تحقيقات خود آگاه نمايند.
اميرعلي اميري در پايان آورده است: البته يك خواهش ديگر نيز از محضر سخنگوي دولت، دارم و آن اينكه درباره پرونده فروش غيرقانوني فرآوردههاي نفتي به جمهوري آذربايجان در اواخر دوران سازندگي توسط برخي مسئولان وقت استانداري اردبيل هم اطلاعرساني كرده و روشن كنند كه چه كساني در اين پرونده متهم بودند و چگونه پرونده مذكور مختومه شد و به محاق رفت؟ که قطعا اين امر نيز گام مهمي در افشاي برخي اقدامات انجام شده در دولت موسوم به سازندگي خواهد بود.
تاسف یک شومن ترک از اسلامی شدن ترکیه
عصرایران: شومن ترک گفت: متاسفم که ترکیه با چنین اقداماتی به سمت ایرانی شدن پیش می رود. اگر هر آنچه از ما می خواهند را انجام دهیم، کشورمان را درست شبیه ایران خواهند کرد.
عصر ایران – روزنامه انگلیسی زبان "ترکیش دیلی نیوز" در یکی از خبرهای خود به تصمیم هیات عالی رادیو و تلویزیون ترکیه درخصوص منع پخش تصاویر "سیفی دورسونوغلو" شومن ترک در لباس زنانه و واکنش های تند آن در جامعه و رسانه های این کشور پرداخته است.
به گزارش عصر ایران (moc.narirsa) به نقل از این روزنامه، اخیرا هیات عالی رادیو و تلویزیون ترکیه به کلیه مدیران شبکه های تلویزیونی این کشور ابلاغ کرده است که در پخش تصاویر این شومن در لباس زنانه جدا خودداری کنند زیرا این کار برای کودکان بدآموزی داشته و اصولا تماشای مردی در لباس زنانه چندان خوشایند به نظر نمی رسد.
در همین حال وی با واکنش به تصمیم اتخاذ شده اظهار داشت: حتی مردم طبقات پایین جامعه نیز می فهمند که من تنها نمایش اجرا می کنم، اما گویی مقامات پست های مهم تر جامعه متوجه چنین موردی نیستند.
"سیفی دورسونوغلو" در یک گستاخی آشکار نسبت به ایران افزود: متاسفم که ترکیه با چنین اقداماتی به سمت ایرانی شدن پیش می رود! اگر هر آنچه از ما می خواهند را انجام دهیم، کشورمان را درست شبیه ایران خواهند کرد!!
در همین حال اتخاذ این تصمیم با واکنش هایی از سوی جامعه نیز روبه رو بوده به نحوی که در حدود 2 هزار نفر در قالب گروه هایی با برگزاری تجمعاتی این تحریم را مورد استهزا قرار داده و اعتراض خود را نسبت به آن اعلام کردند.
ایران در آرشیو ملی بریتانیا - سال 1977
بیبیسی:
مجید تفرشی
پژوهشگر تاریخ معاصر
آرشیو ملی بریتانیا طی دو روز در نیمه دسامبر سال جاری همانند سال های گذشته، پرونده های محرمانه در آستانه بازگشایی خود را در اختیار شمار محدودی از محققان و روزنامه نگاران داخلی و خارجی قرار داد.
سنت آزادسازی اسناد پس از سی سال و ارایه زودهنگام آن به معدودی از پژوهشگران و روزنامه نگاران در ابتدای هر سال، سالیان طولانی است که در آرشیو ملی بریتانیا وجود دارد. در دهه های گذشته محققان نتیجه تحقیقات خود را در نخستین روز سال میلادی و یا زمانی نزدیک به آن به انتخاب و اعلام مسئولان آرشیو در قالب مقالات روزنامه ای یا گزارش های رادیویی و تلویزیونی منتشر می کردند. با ظهور اینترنت این امکان بسیار گسترده تر شد و بسیاری از خبرگزاری ها نیز توانستند در ابعاد گسترده ای در این ماجرا سهیم شوند.
امسال در مجموع حدود ۵۰ پرونده و در حدود ۲۰ هزار صفحه سند طی دو روز مورد بررسی سریع نگارنده و همکارانش قرار گرفتند و حدود ۴۵۰۰ صفحه از آنها برای تصویربرداری برگزیده شدند که مجموعه مقالات ارایه شده در این مجموعه حاصل بررسی و مطالعه مبتنی بر این اسناد در آستانه آزادسازی هستند.
دوره اسناد مورد مطالعه عمدتا از اول ژانویه تا ۳۱ دسامبر ۱۹۷۷ مطابق با ۱۱ دی ۱۳۵۵ تا ۱۰ دی ۱۳۵۶ هستند، ولی در موارد خاص و به فراخور نیاز اسناد دوره های دیگر نیز مورد بررسی قرار گرفته اند.
درصد کمی از اسناد آزاد شده امسال همانند سال های قبل هنوز از طبقه بندی خارج نشده اند و درصد ناچیزتری از اسناد نیز با حذف بندهای خاصی از محتویات آن - از طریق قراردادن کپی بدون بند حذف شده - ارایه شده اند.
در سال جاری، بیشترین حجم اسناد آزاد نشده مرتبط به ایران به کشمکش ایران و امارات متحده عربی بر سر مساله مالکیت جزایر سه گانه خلیج فارس (تنب بزرگ، تنب کوچک و ابو موسی) و همچنین مناسبات هسته ای ایران با دیگر کشورها به ویژه بریتانیا اختصاص دارد.
با این همه نگارنده امسال موفق شد با استفاده از حق شکایت بر اساس قانون جدید آزادی اطلاعات به تعدادی از پرونده های تاکنون آزاد نشده مربوط به مناسبات هسته ای ایران و بریتانیا دسترسی پیدا کند که این اسناد در گزارشی بررسی خواهند شد.
کاهش نرخ رشد اقتصادی و درآمدهای نفتی ایران در مقایسه با سه سال گذشته و رشد کم نظیر سال های پس از ۱۹۷۳، تحولات سیاسی، تغییر دولت امیر عباس هویدا پس از ۱۳ سال و روی کار آمدن کابینه جمشید آموزگار، فعالیت های سیاسی و مسلحانه مخالفان حکومت محمدرضا شاه، اتهام نقض حقوق بشر به حکومت ایران و بازتاب گسترده جهانی آن، روابط خارجی منطقه ای و سیاست بین المللی محمد رضا شاه، روابط ایران با قدرت های بزرگ و روابط نظامی ایران با بریتانیا و آمریکا، همکاری های نظامی ایران با پیمان های ناتو و سنتو، روابط بین المللی هسته ای ایران به ویژه با بریتانیا، مناسبات نفتی ایران با سازمان اوپک و دیگر اعضای آن، مناسبات پنهانی ایران با رژیم های آفریقای جنوبی و رودزیا، مهمترین رویدادهای خارجی ایران از منظر اسناد در آستانه آزادسازی آرشیو ملی بریتانیا بودند.
میکی رونی از آمریکا برای اجرای یک دوره نمایش پانتومیم به شمال انگلستان و اسکاتلند دعوت شده بود و از فرصت فراغت چند روزه استفاده کرده تا به واکاوی تبار اسکاتلندی خود که با آنان ارتباط نداشته، در اسناد این آرشیو بپردازد.
لازم به ذکر است که نقل قولهای مستقیم یا غیر مستقیم و اغلب قریب به اتفاق اظهار نظرات مندرج چه مستقیم و یا غیر مستقیم در این مجموعه، از متن خود اسناد و یا خلاصه ای از محتویات آن هستند، مگر آن که منبع دیگری برای آن ها ذکر شود. دیگر آن که در متن این مقالات اگر سال وقایع ذکر نشده همواره منظور سال ۱۹۷۷ میلادی است و در غیر این صورت سال تحولات ذکر شده است.
نیازی به این توضیح نیست که این گزارشهای دیپلماتیک و اسناد تاریخی حاوی اطلاعات مهمی از تاریخ معاصر ایران و روابط خارجی آن هستند که در بسیاری موارد نظیر و جایگزین آنها در منابع و آرشیوهای داخلی وجود ندارند.
باید دانست که این مدارک منابع تاریخ نگاری و نقطه نظرات دیپلماتهای بریتانیایی محسوب می شوند و مثل هر گزارش رسمی دیگری با همه اهمیتشان فی نفسه نمی توانند خالی از حب و بغض یا پیش داوری و اشتباه باشند. از این رو به هیچ وجه نباید به این اسناد به چشم تاریخ خالص و محض نگریست.
برخلاف باور عمومی، استفاده از آرشیو و اسناد تاریخی صرفا وظیفه متخصصان نیست. آمار نشان می دهد که بیشترین مراجعان آرشیو ملی بریتانیا را افراد عادی پی گیر ریشه های خانوادگی و تاریخی خود تشکیل می دهند.
در همین ارتباط یکی از نکات جالب و حاشیه ای که در سال جاری و در روزهای ارایه اسناد جدید شاهد آن بودم، حضور میکی رونی هنرپیشه مشهور و سالخورده آمریکایی (نیمه اسکاتلندی تبار) در بین خیل مراجعان عادی آرشیو ملی بریتانیا بود.
برای من که حتی از زنده بودن این هنرمند نامدار ۸۷ ساله مطمئن نبودم، دیدن چهره به یاد ماندنی سرخ و سفید و گرد و کوتاه آن در یک مکان نامعمول برای شغل و شهرت وی کاملا غیرمنتظره بود.
پس از چند بار رفت و آمد، نهایتا با کنار گذاشتن آداب معاشرت مرسوم غربی با تردید و لکنت از او پرسیدم که این جا چه می کند و در پی چه اسنادی است؟
گفت: از آمریکا برای اجرای یک دوره نمایش پانتومیم به شمال انگلستان و اسکاتلند دعوت شده و از فرصت فراغت چند روزه استفاده کرده تا به واکاوی تبار اسکاتلندی خود که با آنان ارتباط نداشته، در اسناد این آرشیو بپردازد.
اینجا بود که بیش از پیش متوجه شدم آرشیوهای عمومی فقط مخصوص متخصصان نیستند و مردم عادی حتی در جهت شناخت بهتر نه تنها تحولات کشور و جهان، بلکه پیشینه و تبار خود به آرشیوهای عمومی و اسناد تاریخی مراجعه می کنند.
--------------------------------------------------------------------------------
نگارنده امسال برای هشتمین سال متوالی به عنوان تنها ایرانی و فارسی زبان در این مراسم حضور داشت. در سال های گذشته این گزارش ها در قالب مجموعه مقالات در دیگر رسانه های خبری و پژوهشی منتشر شده اند و امسال برای نخستین بار است که در پایگاه اینترنتی بی بی سی فارسی انتشار می یابند.
ظرف دو روز گذشته گزیده هایی از این اسناد در روزنامه های بریتانیایی منتشر شده که ترجمه بخش هایی از آنها به صورت محدودی در رسانه های ایرانی منعکس شده است. لازم به ذکر است که مطالب این مجموعه کاملا با آن مطالب متفاوت است و برای نخستین بار منتشر می شوند.
نگارنده در راه آماده سازی و انتشار گزارش های این اسناد مانند سال های گذشته از همراهی و همکاری خانم مریم تهرانی و همچنین از کمک های آقایان محمد فارسی و کاظم خرمی در زمینه تصویر برداری از اسناد برخوردار بوده است که در اینجا از آنها تشکر می کنم.
اعتصاب غذای دانشجویان اصفهان به روز ششم رسید
رادیوفردا: اعتصاب غذای شماری از دانشجويان دانشگاه اصفهان، روز شنبه، وارد ششمين روز خود شد.
علت اين اقدام دانشجويان اعتراض به احکام انضباطی صادره برای تعدادی از دوستان و همکلاسان آنها اعلام شده است که در تجمعات دانشجويی شرکت کرده بودند.
دانشجويان اعتصاب کننده می گويند با فشار زيادی از سوی مقامات دانشگاه روبرو هستند تا اعتصاب غذای خود را بشکنند.
عليرضا داودی، نماينده دانشجويان اعتصاب کننده، که خود نيز شش روز است در اعتصاب غذا به سر می برد، به راديو فردا گفت:«با اينکه دانشجويان دانشگاه اصفهان در ششمين روز اعتصاب غذای خود به سر می برند، هيچ کدام از مسئولان دانشگاه در جمع اعتصاب کنندگان حاضر نشده و اهميتی به سلامت جسمی آنها نداده اند.»
هم اکنون شش تن از دانشجويان دانشگاه اصفهان در اعتصاب غذا به سر می برند و به گفته منابع دانشجويی بقيه اعتصاب کنندگان به دليل فشارهای مسئولان دانشگاه و تماس تلفنی با خانواده هايشان مجبور به شکستن اعتصاب غذای خود شده اند.
«دانشجويان کردستان، دانشجويان امير کبير، صنعتی شريف، شيراز و بابلسر از دانشجويان اصفهان حمايت کرده و قرار است بيانيه هايی در اين باره صادر کنند.»
نماینده دانشجویان اعتصابی
عليرضا داودی افزود: «مسئولان دانشگاه اصفهان به خانواده های دانشجويان تلفن می کنند و می گويند اگر فرزندان آنها شرکت در تجمعات را پايان ندهند، آنها را بازداشت می کنند. حتی به برخی از خانواده ها گفته اند برای فرزندانشان قرار بازداشت صادر شده است. تعدادی از اعتصاب غذا کنندگان هم به دليل فشارهای خانوادهايشان اعتصاب خود را شکسته اند.»
نماينده دانشجويان اعتصاب کننده در ادامه گفت: «تعداد دانشجويانی که از روز اول در اعتصاب غذا بودند بيشتر بود. اکنون اين تعداد به شش نفر رسيده است. مثلا ديروز (جمعه) به دليل تماس های تلفنی و تهديد مادر يکی از دانشجويان که بيماری قلبی هم دارد، اين خانم راهی بيمارستان شد و فشار او به ۲۰ رسيد. او در مرز حمله قلبی بود. ما از او خواستيم اعتصاب غذای خود را بشکند تا ناراحتی مادرش تخفيف يابد.»
اين دانشجوی دانشگاه اصفهان با اشاره به تهديد های مسوولان دانشگاه افزود: «دانشجويان اصولا و غالبا بالای ۱۸ سال سن دارند و افراد عاقل و بالغ محسوب می شوند و نياز به قيم ندارند. تماس های مسوولان دانشجويان با خانواده های آنها و تهديد و ارعاب آنها فراقانونی است.»
با اين حال علاوه بر اين شش دانشجوی اعتصاب کننده، دانشجويان ديگری از دانشگاه اصفهان ابراز تمايل کرده اند که در اعتصاب غذا شرکت کنند.
عليرضا داودی گفت به دليل خطرناک بودن اعتصاب غذا و احتمال وخيم شدن وضعيت جسمی اعتصاب کنندگان، دانشجويان اعتصاب کننده از اعتصاب غذای تعداد بيشتری از دانشجويان ممانعت کرده اند.
اين دانشجو همچنين گفت تعداد زيادی از خانواده ها به رغم تهديد مسئولين دانشگاه، از اين اعتصاب غذا حمايت کرده و آنها را به ادامه اعتصاب غذا و رسيدن به خواسته هايشان تشويق کرده اند.
به گفته عليرضا داودی هم اکنون اعتصاب کنندگان دچار ضعف هستند اما همچنان قصد دارند به اعتصاب غذای خود ادامه دهند. آنها می گويند تا به خواسته هايشان رسيدگی نشود، در اعتصاب غذا باقی خواهند ماند.
نماينده دانشجويان اعتصاب کننده افزود: «جمعه شب حدود ششصد تن از دانشجويان پسر در حمايت از دانشجويان اعتصاب کننده تحصنی برگزار کردند. همچنين صد تن از دانشجويان دختر دانشگاه اصفهان که درهای خوابگاه ها بر روی آنها بسته شده بود، پشت نرده های خوابگاه جمع شده و با دانشجويان اعتصاب کننده اعلام همبستگی کردند.»
دانشجويان دانشگاه اصفهان روز ششم اعتصاب غذا را در سالن تلويزيون خوابگاه باهنر دانشگاه اصفهان گذراندند.
نماينده دانشجويان اعتصاب کننده گفت چون سرپناهی برای اعتصاب کنندگان وجود نداشته، محل اعتصاب دانشجويان در اين شش روز تغيير يافته است.
دانشجويان معترض و اعتصاب کننده دانشگاه اصفهان خواستار عذرخواهی رسمی و کتبی کميته انضباطی به خاطر احضار دانشجويان به دليل شرکت در تجمعات اخير در دانشگاه اصفهان هستند.
آنها همچنين خواستار آن هستند که انتخابات شورای صنفی دانشگاه اصفهان بدون قيد و شرط و تنها با شرط دانشجو بوددن انجام شود.
دانشجويان دانشگاه اصفهان در اطلاعيه ای اعلام کرده اند که «فراخواندن دانشجويان معترض به خاطر راهپيمايی و شرکت در تجمع های مسالمت آميز با خواست های روشن و شفاف به کميته انضباطی نشان از دانشجو ستيزی و برخوردهای فراقانونی» دارد.
اعتصاب دانشجويان دانشگاه اصفهان «اعتصاب تر» است وعليرضا داودی، نماينده دانشجويان اعتصاب کننده دانشگاه اصفهان گفت دانشجويان تنها آب و روزی دو ليوان چای می خورند.
عليرضا داودی، نماينده دانشجويان اعتصاب کننده دانشگاه اصفهان در ادامه گفت دانشجويان دانشگاه های ديگر ايران نيز از اعتصاب غذای دانشجويان اصفهان حمايت کرده اند و افزود: «دانشجويان کردستان، دانشجويان امير کبير، صنعتی شريف، شيراز و بابلسر از دانشجويان اصفهان حمايت کرده و قرار است بيانيه هايی در اين باره صادر کنند.»
دانشجويان معترض و اعتصاب کننده دانشگاه اصفهان خواستار عذرخواهی رسمی و کتبی کميته انضباطی به خاطر احضار دانشجويان به دليل شرکت در تجمعات اخير در دانشگاه اصفهان هستند.
آنها همچنين خواستار آن هستند که انتخابات شورای صنفی دانشگاه اصفهان بدون قيد و شرط و تنها با شرط دانشجو بوددن انجام شود.
همچنين اين دانشجويان خواستار برگزاری انتخابات انجمن اسلامی دانشجويان بدون دخالت مسوولين دانشگاه و بدون هيچ قيد و شرطی هستند و اعلام کرده اند خواستار تشکيل صنف نشريات دانشجويی، لغو هر گونه حکم انضباطی به دليل شرکت و يا ارتباط با تجمع های اخير دانشجويی و عذر خواهی رسمی و کتبی مسوولين دانشگاه اصفهان به خاطر تماس های تلفنی غير قانونی با خانواده های دانشجويان به خاطر شرکت در تجمع هستند.
اسرار پزشکی نماز شب منتشر شد
خُسن آقا: باور بفرماید به جان سید علی چلاق قسم، بنده هم از پارسال که نماز شب میخوانم بواسیرم بهبود پیدا کرده!!
خبرگزاری کتاب ایران: کتاب «اسرار پزشکی نماز شب» تألیف «محمود غفاری» توسط انتشارات شهابالدین برای چهارمین بار تجدید چاپ شد.
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «اسرار پزشکی نماز شب» جهت اثبات همسویی علم و دین به رشته تحرير درآمده و ميكوشد برخی از اسرار علمی و پزشکی عبادت «نماز شب» را بازگو كند.
در کتاب «اسرار پزشكي نماز شب» سعی شده با استفاده از آن چه علم پزشکی امروزه به آن دست یافته، دلایلی علمی و طبی برای فواید نماز شب، که در روایات ذکر شده، آورده شود.
این کتاب با دو بخش کلی با عناوین: «نماز شب در آیات و روایات» و «تحقیقات علمی و پزشکی در رابطه با نماز شب» تنظيم شدهاست.
از موضوعات این اثر میتوان به؛ احادیثی در طولانی شدن عمر، نجات از عذاب دنیا، مقدمات نماز شب، علل بیخوابی، پیشگیری از سرطان، نقش غسل و وضو در جلوگیری از بیماریهای اپیدمیک، درمان افسردگی فصلی و فلسفه پزشکی وضو، اشاره کرد.
اسرار عبادت، دائرةالمعارف پزشکی، الصراطالمستقیم، طبالامامالرضا(ع)، تفسیر نورالثقلین، بحارالانوار، نهجالفصاحه، الکافی، عللالشرایع، میزانالحکمت، فرهنگ پزشکی فارسی - انگلیسی، المعتبر، مستدرک وسائلالشیعه، الطبالنبوی و چهل نکته پزشکی درباره نماز، از کتب مورد استناد مؤلف در تدوین این اثر هستند.
کتاب «اسرار پزشکی نماز شب» را انتشارات شهابالدین در 160 صفحه، شمارگان 5000 نسخه و بهای 13000 ريال روانه بازار کتاب کردهاست.
December 29, 2007
القاعده شرکت در ترور بوتو را تکذیب کرد
پیک ایران: خبرگزاری «نووستی» : سازمان القاعده اعلام کرد که در قتل "بی نظیر بوتو" نخست وزیر اسبق پاکستان و رهبر اپوزیسیون این کشور دست ندارد.
این خبر را روز شنبه "مولوی عمر" سخنگوی این سازمان طی تماسی تلفنی به خبرگزاری «رویتر» اطلاع داد. وی در مورد ترور بوتو گفت: این خبر را قاطعانه تکذیب می کنم. قبایل بومی سنت خود را دارند. ما به زنان حمله نمی کنیم.
پیش از این مقامات پاکستانی اطلاع دادند که تماس رادیویی ضبط شده گواه آنست که القاعده و طالبان در ترور بی نظیر بوتو مورخ 27 دسامبر دست داشته اند.
تلویزیونی های غیر دولتی پاکستان روز جمعه گزارش دادند که "مصطفی ابو الیزید" فرمانده مشهور القاعده خبر دست داشتن در ترور بوتو را اعلام کرده است.
ابوالیزید طی تماسی تلفنی از افغانستان اعلام کرد: این خانم مطیع آمریکا بوده و قول پیروزی بر مجاهدین را داده بود و به همین خاطر به هلاکت رسید.
شل قرارداد با ایران را به تعویق انداخت
بازتاب: این منبع افزود: رسیدن به یک برنامه قطعی برای سرمایه گذاری در ایران در حالی که هم هزینه های نیروی کار وهم هزینه های تجهیزات صنعتی به شدت در حال افزایش است کار را بر این شرکت بیش از حد انتظار سخت کرده است.
بزرگترین شرکت نفتی اروپا که از یک سو با افزایش هزینه سرمایه گذاری در ایران روبروست و از سوی دیگر مخالفت سیاسی آمریکا را لحاظ می کند، قرارداد نفتی خود را با ایران تا یک سال دیگر به تعویق انداخت.
به گزارش مهر به نقل از دیلی تلگراف، شرکت انگلیسی - هلندی شل اعلام کرده است که حداقل تا یک سال آینده تصمیم ندارد سرمایه گذاری ده میلیارد دلاری خود را در پروژه عظیم پارس جنوبی نهایی کند.
این در حالی است که ایران از شرکتهایی که علاقه مند به سرمایه گذاری در پروژه عظیم پارس جنوبی و دیگر پروژه های نفتی می باشند تنها تا ماه ژوئن فرصت داده است تا برنامه های خود را ارائه دهند. در این بین بعضی از تحلیل گران عقیده دارند که ایران این زمان را تمدید خواهد کرد.
شرکت شل و شرکت اسپانیایی رپسول در ماه ژانویه توافق تجاری مقدماتی مشترکی را برای توسعه دو فاز از میادین گازی پارس جنوبی ایران را امضا کردند ولی بعد از یک مدت شش ماهه، مدیر اجرایی شرکت شل گفت: تا یک سال دیگر قرارداد خود با ایران را نهایی نکرده ایم.
یک منبع مطلع در این شرکت گفت: در حال حاضر کارکنان شرکت شل می گویند که این شرکت تا 12 ماه آینده تصمیم خاصی نمی گیرد.
این منبع افزود: رسیدن به یک برنامه قطعی برای سرمایه گذاری در ایران در حالی که هم هزینه های نیروی کار وهم هزینه های تجهیزات صنعتی به شدت در حال افزایش است کار را بر این شرکت بیش از حد انتظار سخت کرده است.
شرکت شل که از مخالفت سیاسی با آمریکا هراس دارد به امید اینکه رئیس جمهور بعدی آمریکا تحریم ها را علیه ایران لغو کند قراردادهای خود را با ایران تا آخر سال 2008 اجرایی نخواهد کرد.
تحلیل گران می گویند این کاری اشتباه است که بگوییم ضرب الاجل ایران برای سرمایه گذاری های نفتی قطعی و پابرجا نمی باشد و تمدید خواهد شد.
وزیر نفت ایران نهم دسامبر به شرکتهای نفتی هشدار داد که در صورت به تاخیر انداختن سرمایه گذاری، قراردادهای خود با ایران را از دست می دهند.
اظهارات وزیر نفت ایران در پی امضا قرارداد 2 میلیارد دلاری با شرکت سینوپک چین برای توسعه میدان گازی یادآوران رخ داد. این در حالی است که شرکت گازپروم روسیه نیز در حال مذاکره با ایران برای سرمایه گذاری در پروژه عظیم پارس جنوبی است و به نظر نمی رسد که تحت فشار واشنگتن از این سرمایه گذاری خودداری کند.
سخنگوی شرکت شل گفته است ما تصمیم خود را برای سرمایه گذاری در ایران تا یک سال دیگر به تعویق انداخته ایم، زیرا کاهش ارزش دلار هزینه های ما را بالا برده است و ملاحظات سیاسی نیز مد نظر این شرکت است.
گشت های ویژه مقابله با زباله دزدها
خُسن آقا: این آقایانهنوز بعد از 28 سال درک نکرده اند که با گشت و مامور و بیگر و ببند دردهای جامعه دوا نمی شود، بجای درمان دردهای جامعه اینها تنها بلدند عضو بیمار را از بدن قطع کنند.
عصرایران: در حال آموزش این گشت های ویژه به عنوان نایب قضایی هستیم تا در آینده پس از ساماندهی وضعیت پسماندهای ساختمانی، بر خورد با زباله دزدها و در کل نظارت و کنترل مدیریت پسماند را در شهر تهران انجام دهند.
مدیرعامل سازمان بازیافت شهرداری تهران از برخورد گشت های ویژه این سازمان با حمل کنندگان متخلف نخاله های ساختمانی و زباله دزدها خبر داد.
مهندس پورسخا در گفتگو با مهر خاطرنشان کرد : 40 دستگاه خودرو در قالب گشتهای ویژه در بزرگراه ها و مبادی ورودی و خروجی شهر تهران تردد خودروهای حمل کننده نخاله های ساختمانی را کنترل می کنند تا ضمن حمل مناسب به مناطق در نظر گرفته شده، دفع آنها نیز مناسب انجام شود.
وی با اشاره به گستردگی فعالیت های ساخت و ساز در شهر تهران افزود: در حال حاضر 5000 خودروی سنگین و نیمه سنگین عملیات جمع آوری و حمل نخاله ها و پسماندهای ساختمانی را در شهر تهران به صورت شخصی انجام می دهند که در صورت نبود نظارت قوی و مؤثر مشکلات زیادی را در شهر تهران ایجاد خواهند کرد.
مدیرعامل سازمان بازیافت شهرداری تهران در خصوص برخورد گشت های ویژه با زباله دزدها تصریح کرد: در حال آموزش این گشت های ویژه به عنوان نایب قضایی هستیم تا در آینده پس از ساماندهی وضعیت پسماندهای ساختمانی، بر خورد با زباله دزدها و در کل نظارت و کنترل مدیریت پسماند را در شهر تهران انجام دهند.
December 28, 2007
حتما مطالع کنید: معرفی دو کتاب در حوزه اسلام شناسی از آلمان
[27 Dec 2007] [ بنفشه رها]
یافته ها و تحقیقات جدید پیرامون تکامل تاریخی و پیدایش دین اسلام
در اکتبر سال 2005 کتابی به نام، آغاز تاریک، در حوزه اسلام شناسی ازپروفسور کارل هاینس اولیگ ( دین شناس و متخصص در تاریخ مسیحیت) منتشر شد. این کتاب مجموعه ای از مقالات متخصصین در حوزه های مختلف ( از جمله فیلولوگی ، سکه شناسی و ...) به سه زبان انگلیسی، فرانسوی و آلمانی بود. این کتاب از این جهت مورد توجه بسیاری از اندیشمندان در غرب قرار گرفت، که برخلاف تحقیقات کلاسیک و سنتی در حوزه شناخت اسلام ( حتی در غرب) این بار با روشی کا ملا علمی و مدرن، سعی درروشن کردن نکته ها ی تاریک موجود در تاریخ اسلام دارد. این کتاب بر روی قرون 7 و 8 میلادی یعنی به عبارتی بر وقایع تاریخی قرون اول و دوم هجری متمرکزشده است.
در ادامه این تحقیق ، در ژانویه 2007 کتاب دیگری از پروفسور کارل هاینس اولیگ ، به نام صدر اسلام منتشر شد. این کتاب ( که مجددا شامل مقالاتی از متخصصان مختلفی بود) ، به پردازش و بازسازی انتقادی – تاریخی تکامل دین اسلام ، اما تنها با تکیه بر منابع بدست آمده در همان دو قرن اولیه همت گماشته است . این روش برخلاف روش سنتی و کلاسیک در حوزه اسلام شناسی بود که تاریخ اسلام را، تنها با تکیه بر نوشتار های قرون 9 و 10 میلادی و به عبارتی قرون 3 و 4 هجری توضیح می دهد. چرا که هیچ منابع کتبی و تاریخی مربوط به پیامبر و دین اسلام در دو قرن اولیه در دست نمی باشد. پروفسور کارل هاینس اولیگ و سایر همکاران او با توجه به مدارک و منابع تاریخی بدست آمده ( در حوزه باستان شناسی ، کتیبه ها، و سکه های ضرب شده در زمان سلطه اعراب در دو قرن 7 و 8 میلادی به عبارتی قرن اول و دوم هجری و مراجعه به آثار مورخان آن زمان)، به این نتیجه میرسند که پیدایش و تشکیل دین اسلام بر خلاف اعتقاد مسلمین و اسلام شناسی کلاسیک ، مربوط به قرن 9 میلادی یا به عبارتی قرن سوم هجری است. و دین اسلام (و پیدایش آن) نه تنها از عربستان ، بلکه از شرق ایران آمده است و با سرزمین عربستان ، هیچ ارتبا طی ندارد.
رادیو فرهنگ (رادیو سراسری آلمان) به همین مناسبت درتاریخ 08.04.2007 مصاحبه ای را با پروفسور کارل هاینس اولیگ پیرامون تاریخ صدر اسلام پخش کرد. (1) پروفسور اولیگ در این مصاحبه بیان می کند که اسناد تاریخی بدست آمده چون کتیبه و سکه ها چنین نشان می دهند که مسیحیت با اسلام یک ارتباط تنگا تنگ تاریخی دارد.
او لیگ در پاسخ به این سوال که آیا صحت دارد ، اسلام و پیدایش آن در اصل یک جنبش اصلاحی در دین مسیحیت بوده است؟
توضیح می دهد، که با مراجعه به فرآن در می یابیم ، که بخش بزرگی از قرآن در واقع تئو لوگی ( اللهیات ) سوریایی - مسیحی در قرون اولیه ( مسیحیت ) است که به سنت یهودیت نزدیکتر بوده است. (به طور مثال عدم پذیرش تثلیث و رهبانیت در مسیحیت). که رفته رفته به آن متون جدیدی اضافه شده است ، و در نهایت در قرن 9 میلادی( و نه به اعتقاد مسلما نان در قرن 7) خود را بعنوان یک دین مستقل گسترش داده است. او در این ارتباط متذکر می شود ، همانطور که دین مسیحیت به لحاظ تاریخی ، خود یک حرکت اصلاحی در دین یهودیت بوده است که رفته رفته در تاریخ خود را به شکل یک دین مستقل ظاهر کرده است. اسلام نیزدر واقع یک گروه اصلاحی دردین مسیحیت بوده است که به مرور خود را به شکل دین جدیدی شکل می دهد.
اولیگ در پاسخ به این سوال که، تصور می شد واژه هایی چون محمد وعبدالله ، واژه ایی است که ریشه در اسلام دارد؟
توضیح می دهد واژه هایی چون عبدالله و محمد بر خلاف اندیشه کلاسیک و سنتی مسلما نان ، ریشه در اسلام ندارند، بلکه ریشه مسیحی دارند - عبدالله یک عنوان بیسار قدیمی برای مسیح بوده است و ، در اللهیات مسیحی (قرون اول و دوم میلادی ) ، از مسیح بیشتر به عنوان عبدالله یاد شده است و کمتر پسر خدا. محمد هم لقبی قدیمی برای مسیح بوده است که به نکرار در اللهیات سوریایی به آن برخورد می کنیم و معمول بوده لست . اما واژه محمد- درزبان عربی به معنی ستایش شده - ؛ اسم نیست بلکه در واقع یک صفت ( یا به شکل فعل می باشد) است .
اولیگ در پاسخ به این سوال که ؛ با تحقیق علمی و مطابق روش تاریخی – انتقادی (یعنی بررسی تاریخ به روش انتقادی) (2) بخش بزرگی از تاریخ اسلام و اعتقادات اسلامی ( که معتقدان بدون هیچ پرسشی آن را حقیقت مطلق می پندارند) به زیر سوال رفته است. آیا خود شما می توانید به مذهب ایمان داشته باشید؟
می گوید ما نمی توانیم به گونه و روشی دیگر با پدیده های تاریخی برخورد کنیم و به آن بیاندیشیم. روشنگران نیز در دوران روشنگری در اروپا با مسیحیت همینطور برخورد کردند. نمی توانیم مسیحی باشیم بدون آنکه به آنچه که اعتقاد داریم با روشی غیر از روش تاریخی – انتقادی ، به بررسی آن بپردازیم، همین موضوع هم در اسلام صدق می کند. اما چنین روشی( نقد تاریخی) در جهان اسلام ( در بین اندیشمندان اسلامی ) تا به امروزنیز وجود نداشته است. از نظر اولیگ پیچیدگی های تاریخی بسیاری در آن زمان وجود داشته است که برای روشن شدن آن به همکاری بسیاری از متخصصان مختلف از جمله فیلولو گ ها ( زبان شنا سی تاریخی – تطبیفی) ، متخصصان زبان شناسی در حوزه زبان سامی ، متخصصان سکه شناسی ( سکه هایی که در آن زمان ضرب شده اند) توجه به امپراطوری ساسا نیان و بیزانس و حرکنها و جنبش های مذهبی و فرهنگی آن زمان و ... نیاز داریم.
در واقع دو کتاب ،، آغاز تاریک ،، (3) و،، صدر اسلام،، (4) تلاشی در این جهت است. یعنی درک واقعی و یافتن تاریخ واقعی اسلام و به همین دلیل بر منابع کتبی و مستند موجود در دو قرن اولیه اسلام ( مطابق اعتقاد سنتی در
اسلام ) متمرکز شده است.
کارل هاینس اولیگ در ادامه تا کید می کند که برای بررسی تاریخ با روش انتقادی ما به منابع و اسناد تاریخی ای احتیاج داریم که در زمان وقوع حادثه نگا شته شده است. اما در باره پیامبر اسلام یعنی محمد چیزی که در زمان حیات او نوشته شده باشد در دست نیست و در آثار مورخان از او چیزی گزارش نشده است.
منابع و نوشته هایی که 200 تا 300 سال بعد ( از فوت احتمالی پیامبر) بر اساس روایت های شفاهی در بین مردم، نگاشته شده است ، به لحاظ علمی فاقد اعتبار است. اولیگ معتقد است ، برای درک تاریخ اسلام باید به منابعی که مربوط به همان زمان است یعنی در همان زمان نوشته شده اند، مراجعه کنیم. بعنوان مثال مراجعه به سکه های ضرب شده در دوران سلطه اعراب، کتیبه های آن زمان ، مراجعه به نوشتار های تاریخ نویسان آن زمان در مناطق مختلف.
اولیگ به قرآن اشاره دارد و بیان می کند که از قرآن هم نمی توان زندگینامه و بیو گرافی دقیقی از پیامبر بدست آورد. نام محمد در قرآن فقط 4 بار تکرار شده است که 3 بار آن به عنوان صفت بکاررفته و نه اسم شخص و فقط یک باراز محمد بعنوان پیامبر اعراب یاد شده است. اما نام مسیح تقریبا 30 بار در قرآن آمده است و نام مریم بسیار تکرار شده است.
اولیگ در پاسخ به این سوال که ؛ وقتی ما منابع اسلامی را ( که در قرن سوم و چهارم هجری توسط مسلمانان نگاشته شده است ) مطالعه می کنیم ، این برداشت وجود دارد که جهان در قرن 7 و 8 میلادی( یعنی اول و دوم هجری) با یک امپراطوری عرب و با یک دین مستقل و جدید یعنی امپراطوری اسلامی روبرو بوده است. نظر شما چیست؟
با مراجعه به منابع تاریخی مربوط به همان زمان مشخص می شود که ، بر عکس ، مسیحیت در این دو قرن دوران شکوفایی خود را می گذ راند و توسعه پیدا می کند. ما در این دوره با گسترش عجیب کلیسا های سوریایی روبرو هستیم و در همین زمان است که مورخان بسیاری ( مسیحی و یهودی) و همینطور کپت های مصری بسیار نگاشته اند. آنان علیرغم آنکه از یک امپراطوری عرب نام می برند و لی در هیچ آثاری سخن از یک دین مستقل و یا اسلام نیست. ما به این نتیجه می رسیم که در واقع در سایه سلطه عربها یعنی امویان است که مسیحیت شکوفا شده است. این وضعیت ادامه داشت ، تا از شرق ایران شخصی به نام عبدالما لک ( درنیمه دوم قرن 8 میلادی) با مسیحیتی جدید می آید.
عبدالما لک ( مروان) در مسیر خود از شرق ایران به طرف غرب – زمان فروپاشی ساسانیان- در راه به نام خود سکه ضرب می کند. سکه هایی که در فیروز آباد نزدیک شیراز یافت شده است. ا و حاکم ( امویان) در دمشق می شود و در اورشلیم قبه الصخره * را بنا می کند و از خود بر آن کتیبه ای به جای می گذارد.
تا این زمان همچنان در آثار تاریخ نویسان مختلف ( مسیحی و یهودی) ، از قوم عرب ( که تحت عنوان غارت کننده از آنان یاد شده است) ، می خوانیم ، اما از دین اسلام گزارشی نشده است.
در پاسخ به این سوال که ؛ با مراجعه به تاریخ اسلام ( کلاسیک و سنتی) ، اسلام پدیده ای مربوط به شبه جزیره عربستان است ، که در بین مکه و مدینه اتفاق افتاده است. اما با مطا لعه دو کتاب شما و دیدگاه سایر متخصصان ضمیمه در کتابها به این نتیجه می رسیم ، که ایران نقش بزرگی در شکل گیری اسلام داشته است. می توانید در این ارتباط توضیح دهید.
می گوید:مهمترین منابع ما همان کتیبه ها و سکه هایی است که در زمان سلطه اعراب نگاشته و ضرب شده است. در سال 622 میلادی بیزانس ( به رهبری هراکلیوس) به کمک اعراب به ایران حمله کردند. عربهای هم پیما ن با بیزانس به نام قریش خوانده می شدند. هراکلیوس به اعراب هم پیمان خود اجازه می دهد که خارج از منطقه بیزانس ، با استقلال
کا مل سکنی گزینند.
ایران 20 سال یعنی تا 641 میلادی توانست با ضعف به استقلال خود ادامه دهد. در این زمان ایران به دست اعراب افتاد و برای اولین بار اعراب در سال 641 میلادی سکه خود را ضرب کردند.
عبدالما لک از نسل اعرابی بود که در گذشته ، توسط ساسا نیان از بین النهرین به شرق ایران انتقال داده شده بودند
( انتقال و جابجایی روستا ها و مناطق تسخیر شده ، یکی از سیاست های رایج در امپراطوری ساسانیان بود.) بعد از به هم خوردن تعادل و فرو پاشی امپراطوری ساسانیان ، عبدالمالک به سمت دمشق حرکت می کند و در حرکت خود به غرب ، سکه خود را ضرب می کند. در واقع منابع بدست امده به ما می گویند که اسلام نه از عربستان ، بلکه از شرق ایران آمده است. در قرآن ما به تکرار به توصیف با غهای بهشتی بر می خوریم که دقیقا از هنر ایرانی دوران ساسانیان سر چشمه گرفته است.
در پاسخ به سوال ، اروپا ئیان عادت کرده اند درباره مسیحیت وانجیل تحقیق کنند. در اسلام این وضعیت را چگونه می بینید؟
در جهان اسلام تا به امروز هیچ دید تاریخی – انتقادی به قرآن و اسلام وجود ندارد. کسی سوال نمی کند که قرآن به راستی از کجا ناشی شده است؟ از چه زمان و چگونه در اختیار ما قرار گرفته است ؟ چون قرآن برای مسلمین مقدس است. قرآنی که امروز در دست ما است در سال 1925 در قاهره به چاپ رسیده است. که با تکه ای قدیمی بدست آمده از آن( در ابتدای قرن 8 میلادی ) تفاوت اساسی دارد.(5)
مصاحبه یک ساعته رادیو فرهنگ با پروفسور کارل هاینس اولیگ را بطور مبسوط می توانید از آدرس زیر گوش دهید.
***
کارل هاینس اولیگ در واقع در کتاب - آغاز تاریک – بدنبال پاسخ به این سوال است که چرا آغاز تاریک ( اسلام)؟ و تلاش می کند که در این کتاب با مجموعه ای از مقالات اسلام شناسان مختلف پیرامون چگونگی تشکیل اسلام به سه زبان انگلیسی، آلمانی و فرانسه نگاشته شده است ، پاسخ دهد.
اولیگ در مقدمه کتاب بیان می کند که در تاریخ رایج اسلام در چارچوب اسلام شناسی کلاسیک و سنتی ( همانی که در بین مسلما نان و کشور های اسلامی بارها و بارها تکرار می شود) ما با پیامبری روبرو هستیم که دقیقا مشخص است که در سال 570 میلادی بدنیا آمده است و در سال 632 م. از دنیا رفته است . از خداوند وحی در یا فت می کرده است. و بخش بزرگی از تاریخ اسلام بین شهر های مکه و مدینه گذشته است. ( بطور مثال هجرت در سال 622 م.) . بعد از در گذشت او امت اسلامی با مشکل جانشینی او روبرو می شود. و تاریخ مشخص دیگری یعنی حکومت 4 خلیفه – ابوبکر، عمر، عثمان و علی _ تا 661 م. و بعد از آن حکومت امویان (661-750) با مرکزیت آنان در دمشق و حکومت عباسیون از 750 م. با مرکزیت بغداد ادامه می یابد. حال این سوال دوباره تکرار می شود که با چنین تاریخ دقیق و مشخص در اسلام ، چرا آغاز تاریک( اسلام)؟
او به این موضوع اشاره دارد که با مراجعه به قرآن نمی توانیم به زندگینامه پیامبر اسلام پی ببریم. ( منابع تاریخی آن زمان هم از این واقعه گزارشی نداده اند). در واقع آنچه علمای اسلامی برای پردازش و بازسازی چگونگی تشکیل اسلام ( دوران اولیه آن) و زندگینامه پیامبر به آن مراجعه می کنند ، نوشته هایی است که در قرن 9 و 10 میلادی
( یعنی دو تا سه قرن بعد) بدون داشتن و ارائه هیچ گونه سند و منابع تاریخی نگا شته شده است. به عبارتی نوعی جمع آوری روایت های شفاهی است که در بین مردم رایج بوده است.
اولیگ به مدارک موجود در دست علمای اسلامی اشاره می کند و متذکر می شود که ، اولین نوشته مربوط به زندگینامه پیامبر مربوط به نوشته ای از ابن هشام ( فوت 834 م.) است که او از شخصی به نام ابن اسحاق نام می برد که از این فرد هیچگونه مدرکی در دست نیست و بیشتر فرضی به نظر می رسد. دوم نوشته هایی مربوط به تاریخ جنگ ها ازوقیدی (6) است ( فوت در 822 م.) سوم ابن سعد است ( فوت 645 م.) چهارم نوشته ای از طبری است (فوت 922 م. ) و 6 مجموعه از احادیث جمع آوری شده که مربوط به اواخر قرن 9 م. است. (7)
حال برای اولیگ و سایر اسلام شنا سان غربی در تحقیقات اسلام شناسی این سوال ایجاد شده است که آیا می توان بر اساس روش تاریخی – انتقادی در تحقیقات علمی ، به نوشته هایی که 200 تا گاه 300 سال بعد از حادثه نگا شته شده است ، اعتماد داشت.
به عبارتی در اسلام هیچ مدرک و نوشته ای مربوط به پیامبر اسلام و زندگی او که در همان زمان نگاشته شده باشد، وجود ندارد ، تا اینکه فردی به نام ابن هشام در قرن 9 میلادی از حادثه ای گزارش می دهد که با پیامبر اسلام و حوادث مربوط به آن بیش از دو قرن فاصله زمانی دارد.زمانی که با چنین مسئله ای روبرو می شویم در واقع ما از وقایع واقع شده ، اطلاع کسب نمی کنیم ؛ بلکه در واقع پی می بریم که مثلا مردم قرن 9م. چطور در مورد قرن 7م. فکر می کردند. (8)
در یکی از احادیث جمع آوری شده در قرن 9 م.، مدعی شده اند که آیات وحی شده به پیامبر در زمان خلیفه عثمان (644- 656) توسط کمیسیون 3 نفری از مکه تحت هدایت فردی از مدینه به نام زید بن تبیت (9) در بین 650 -656 یعنی 18 تا 24 سال بعد از فوت احتمالی پیامبر اسلام به صورت کتاب در آمده است.
اسلام شنا سان غربی از جمله ژوزف فان اس (10) ، گلدزیهر و ... نیز به نبودن مدارک مستند تاریخی اشاره داشتند. اولین مدارک مربوط به همان دوران حکومت امویان ( عبدالما لک) است.
از نظر اولیگ این سوال مطرح می شود که چطور امپراطوری بزرگ به ظاهر اسلامی تشکیل می شود ودست به کشور گشایی می زنند ، و مورخان یهودی، یونانی، مسیحی و مصری ها ( که در این زمان بسیار نوشته اند ) از اعراب و خشونت آ تها گزارش می دهند ، ولی اشاره ای به دین جدید ( یعنی اسلام ) ندارند. جا لب آنکه حتی مورخان تحت سلطه اعراب ( به فرض اسلامی) هم از اسلام چیزی ننوشته اند.
.اولیگ توضیح می دهد که با مراجعه به همان مدارک بخصوص سکه بدست آمده در ایران و کتیبه ها بخصوص دربا لای فبه الصخره در اورشلیم که بدست خلیفه اموی عبدالمالک بنا شده است ، نشان از یک اللهیات سوریایی- عربی دارد که مربوط به سمبل ها و متون مسیحی است ، نه دینی به نام اسلام.
مطابق تحقیقات انجام شده ، تقریبا تا پایان قرن 8 م. آفریقای شمالی و خاور نزدیک تحت تسلط عرب های مسیحی بوده است . از نیمه دوم قرن 8 م. کم کم تصور اسلام شکل می گیرد. ( اللهیاتی که به نظر پروفسور اولیک و همکاران او در واقع کوششی برای رفرم در دین مسیحیت بوده است). از ابتدای قرن 9 م. این شرایط به عربها این مکان را می دهد که در نوشته های خود ، هویتی مستقل با دینی جدید را در زمان عباسیون از خود نشان دهند و برای این هویت یابی ، در نوشته های خود آن را به سرزمین اجدادی خود ، مکه و مدینه متصل کنند.
***
سمپوزیوم بزرگی در این زمینه یعنی پژوهش با دیدی تاریخی - انتفادی به تاریخ اسلام در سال 2007 برگزار شد.
مر کزی به همین منطور رسما در شهر پتسدام آلمان در نظر گرفته شد و در نتیجه کار و پژوهش خود را از سال 2008 آغاز می کند. با این مر کز بسیاری از اسلام شناسان بزرگ و متحصصان در حوزه های مختلف از جمله زبان شناسی سامی ؛ مورخان آشنا به بیزانس و دوران ساسانیان و ... در ارتباط خواهند بود.
در انتهای این مقاله ، فهرست ، کتاب آغاز تاریک و مقدمه آن ، برای پژوهشگران جوان در حوزه اسلام شناسی ، فرهنگ ، جامعه شناسی دین و ... که به زبان آلمانی نیز آشنایی دارند ، ضمیمه شده است.
بنفشه رها
b_raha70@yahoo.de
________________________________________
) مصاحبه با کارل هاینس اولیگ از آدرس زیر قابل دانلود است. مصاحبه تحت عنوان 1
´´Der frühe Islam´´, 08.04.2007 http://pcast.sr-online.de/feeds/fragen/feed.xml
2) historisch- kritische Forschung ( Methode)
3) Ohlig, Karl-Heinz, Die dunklen Anfänge, Verlag Schiler, 2005
4) Ohlig, Karl-Hinz, Der frühe Islam, Verlag Schiler, 2007
5) در واقع زبان عربی ابتدای قرن 9 کامل شده است. از 28 حرف تنها 7 حرف آن مشخص بوده است و یک معنی میداده است . بعد از نقطه گذاری بر بالا و پا ئین حروف از یک تا سه نقطه صدای حروف را مشخص کنند و در نهایت می نوانند بطور مثال چ را از ج و از ح و از خ و ت را ث و ب تشخیص بدهند.
6) Waqidi
7) 1. Al- Bukhari (870) , 2. Muslim, (875), 3. Abu Dawud, (888), 4. Tirmidhi (892), 5. Nasai ( 915), 6. Ibn Madscha (886).
8) S. 8
9) Zaid ibn Thabit
10) Josef van Ess
* Felsendom
Inhalt
Karl-Heinz Ohlig
Wieso dunkle Anfänge des Islam? 7
Zur Frühgeschichte des Islam
Volker Popp
Die Frühe Islamgeschichte nach inschriftlichen 16
und numismatischen Zeugnissen
Christoph Luxenberg
Neudeutung der arabischen Inschrift im Felsendom zu Jerusalem 124
Claude Gilliot
Zur Herkunft der Gewährsmänner des Propheten 148
Alfred-Louis de Pre,mare
Abd al—Malik b. Marwän et le Processus de
Constitution du Coran 179
Neue Aspekte zur Entstehung und Eigenart des Koran
Ibn Warraq
A Personal Look at Some Aspects of the History of
Koranic Criticism in 19‘ and 2O‘ Cenruries 212
Pierre Larcher
Arabe Preis1amique -- Arabe Coranique — Arabe Classique:
Un Continuum? 248
Sergio Noja Noseda
From Syriac to Pahlavi: The Contribution of the Sassanian Iraq
to the Beginning or the Arabic Wrriting 266
A1ba, Fdeli
Early Evidences of Variant Readings in Quranic Manuscripts 293
Gerd-R. Puin
Leuke Kome / Laykah, die Arser / Ashab al.-Rass
und andere vorislamische Namen im Koran:
Ein Weg aus dem Dickicht‘? 317
Mondher Sfar
Raisons d’esprer 341
Karl-Heinz Ohlig
Das syrische und arabische Christentum und der Koran 366
Autorenverzeichnis 405
Wieso dunkle Anfänge des Islam?
Der vorliegende Sammelband versucht, ein wenig Licht in die dunklen Anfänge einer großen Weitreligion, des Islam, zu bringen.
Diese Absicht sowie das Sprechen von dunklen Anfängen mögen erstaunen; scheinen doch nur bei wenigen Religionen diese Anfänge und auch der weitere Verlauf so klar bekannt zu sein wie beim Islam.
Da gab es den Propheten Mohammed (570—632), der die Offenbarungen Allahs in Mekka und Medina verkündete und schließlich alle Stämme der arabischen Halbinsel zu einer Umma unter seiner religiösen und politischen Führung vereinigte. Das Leben des Propheten. seine Herkunft und Ehen, sein Wirken, die Hidschra von Mekka nach Medina im Jahr 622, seine Kämpfe werden in muslimischen, aber auch in islamwissenschaftlichen Publikationen detailliert nacherzählt.
Nach seinem Tod begann eine kriegerische und religiöse Erfolgsgeschichte, die schon zur Zeit der vier „rechtgeleiteten Kaufen“ (632—661), erst recht unter den Omaiyaden- Kalifen mit der Hauptstadt Damaskus (66 1—750) und unter den Abbasiden (ab 749) mit Sitz in Bagdad (ab 762) islamische Großreiche hervorbrachte. Wieso dann „dunkle Anfänge“?
Dabei ist ja durchaus bekannt — aber daraus werden nur von wenigen Islamwissenschaftlern Folgerungen gezogen ‚ dass im Koran kaum Notizen zu finden sind, die biographische Hinweise auf den mekkanischen Propheten bieten. Alle „Informationen“ finden sich in biographischen Werken des frühen 9. und 10. Jahrhunderts (1. Die Sira des lbn-Hisham, gest. 834, die sich — tatsächlich oder fiktiv auf einen nicht erhaltenen Text von Ibn-lshak, gest. 768, bezieht; 2. eine Geschichte der Kriegszüge von al-Waqidi, gest. 822; 3. ein Buch namens „Klassen“ oder „Generationen“ von Ibn-Sa‘ad, gest. 845; 4. ein Buch „Annales“ von at-Tabari, gest. 922) sowie in den sechs kanonischen Hadith- Sammlungen des späteren 9. Jahrhunderts (Sie werden folgenden Redaktoren zugeordnet: 1. al-Bukhari, gest. 870; 2. Muslim, gest. 875; 3. Abu Dawud, gest. 888; 4. Tirmidhi, gest. 892; 5. Nasa‘i, gest. 915; 6. Ibn Madscha, gest. 886).
Nach den Kriterien historisch-kritischer Forschung sind diese rund zweihundert Jahre später aufgeschriebene Berichte nur mit großen Vorbehalten zu betrachten.(1) Sie wurden zusammengestellt zu einer Zeit, als Mohammed die Identifikationsfigur eines mächtigen Großreiches war und entsprechend stilisiert wurde; ihr legendarischer Charakter drängt sich schon bei einem unvoreingenommenen Lesen auf, es werden viele Fragestellungen thematisiert, die zur möglichen Lebenszeit des Propheten noch keine Rolle gespielt haben konnten usf.(2)
Erst in diesen Quellen aber wird ein Leben Mohammeds geboten und der Koran auf seine Verkündigung in Mekka und Medina zurückgeführt, so dass die Gestalt des arabischen Propheten historisch dunkel bleibt oder — härter formuliert — als historische Gestalt in Frage steht: „Muhammad is not a historical figure, and his official biography is a product of the age in which it was written.“(3) Ebenso wird erst im 9. Jahrhundert behauptet, dass die Verkündigungen Mohammeds unter dem dritten Kalifen Osman (644—656) von einer Kommission dreier Mekkaner unter der Leitung des Zaid ibn Thabit aus Medina zwischen 650 und 656—also 18 bis 24 Jahre nach dem Tod Mohammeds — zur heutigen Ganzschrift des Koran zusammengestellt worden seien.
Rudi Paret schreibt in der Einleitung seiner Koranübersetzung
formuliert dabei einen beinahe allgemeinen Konsens unter Islamwissenschaftlern —: „Wir haben keinen Grund anzunehmen, dass auch nur ein einziger Vers im ganzen Koran nicht von Mohammed stammen würde.“(4) Wieso eigentlich? Woher weiß er das? Auf welche Quellen stürzt er sich? Dabei sind die vielfältigen Spannungen im Koran überdeutlich, ebenso das Nebeneinander unterschiedlicher, teilweise sich widersprechender Traditionen, die offensichtlichen redaktionellen Überarbeitungen, das — wie die frühesten Handschriftenfragmente zeigen späte Zustandekommen des
Koran, die erst sehr viel spätere Zuweisung des Textes an den arabischen
Propheten usf (5) Es ist beinahe unglaublich, wie über alle literaririschen
Probleme hinweggegangen wird.
Auch die weitere Geschichte der Ausbreitung des Islam wird an Hand muslimischer Literatur des 9. Jahrhunderts erzählt, obwohl (oder: weil?) nur wenige Zeugnisse aus den ersten beiden muslimischen Jahrhunderten vorliegen. Meist werden die damit gegebenen Schwierigkeiten nicht einmal erwähnt. Josef van Ess ist eine rühmliche Ausnahme. Er legt dar, dass es nur wenige frühe Zeugnisse gebe, für das erste Jahrhundert Hidschra nur einige Inschriften, z.B. am Felsendom in Jerusalem und an der Omaiyadenmoschee in Damaskus, Münzlegenden usf, und alle (späteren) islamischen Texte „unter dem Verdacht der Projektion“ stehen.(6) Er verzichtet deswegen auf eine Darstellung des ersten Jahrhunderts und beginnt mir dem zweiten, obwohl er auch für dieses feststellt, dass sich hier dieselben Probleme ergeben, weil sich ebenfalls kaum „Originaltexte“ finden lassen.(7) Mit anderen Worten: Die ersten beiden „islamischen“ Jahrhunderte liegen im Dunkel der Geschichte, und es bleibt unerklärlich, wieso die Bildung islamischer Großreiche keine Zeugnisse hinterlassen haben soll, noch nicht einmal bei den Gegnern der Araber, den viel schreibenden Byzantinern, oder bei Juden und Christen unter angeblich islamischer Herrschaft.
In diesem Buch wird der Versuch unternommen, anhand der wenigen datierbaren und lokalisierbaren Zeugnisse Münzen und Inschriften
Konturen der Entwicklung in den beiden ersten Jahrhunderten aufzuzeigen. Es wird nachgewiesen, dass es sich bei den Münzfunden aus dieser Zeit und auch bei den Inschriften im Felsendom zu Jerusalem in Wirklichkeit um christliche Texte und Symbole handelt, in denen eine syrisch-arabische Theologie dokumentiert ist: Gott ist ein einziger, und gepriesen (muhammad) sei sein Gesandter (Jesus).
Diese und vergleichbare Aussagen ziehen auf eine Abgrenzung gegenüber der byzantinischen trinitarischen und christologischen Konzeption. Sie dokumentieren den stolzen Versuch eines arabischen Christentums und der von ihm geprägten Reiche zur Schaffung und Wahrung einer eigenen Identität. Ebenso wird deutlich, dass es — lange vor dem Aufkommen der
Vorstellung von einer Hidschra — eine arabisch-christliche Zählung der Jahre von 622 an gab, die erst später muslimisch umgedeutet wurde. Bis gegen Ende des 8. Jahrhunderts waren die Regionen des Vorderen Orients und Nordafrikas offensichtlich beherrscht von arabisch-christlichen Stammesführern, die Omaiyadenherrscher und wohl auch noch die frühen Abbasiden waren Christen.
Erst im Verlauf des 2. Jahrhunderts Hidschra scheint sich die Muhammad-Vorstellung von ihrem bisherigen Bezugspunkt Jesus gelöst und isoliert zu haben. Diese Loslösung scheint vorher schon eine Erweiterung
die Annahme eines christlichen Apostel-Propheten namens Muhammad — und ein Übergangsstadium gekannt zu haben: Die Verehrung eines Ah (,‚Erhabenen“), der an Stelle des fernen und transzendenten Muhammad (Jesus) auf konkretere Weise normative Funktionen wahrnimmt. Die Verselbständigung der Muhammad-Vorstellung bot dann im 8. und vollends im frühen 9. Jahrhundert die Möglichkeit, sie im Interesse der Schaffung einer arabischen Identität des abbasidischen Großreichs mit dem schon überlieferten arabischen Propheten dieses Namens, jetzt aber als eigenständige Gestalt, und mit den arabischen heiligen Stätten Mekka und Medina zu verbinden oder zu unterlegen. Jetzt entstehen die biographischen Werke und die Hadith- Sammlungen der Sunna. Alle noch verfügbaren Traditionen über frühere arabische Herrscher und Auseinandersetzungen werden rückwirkend zu einer fortlaufenden Geschichte der islamischen Religion und Reichsbildungen zusammengestellt. Die ältere Ah-Verehrung wird zurückgedrängt und lebt in den schiitischen Strömungen fort.
Religionsgeschichtlich wird hierbei ein faszinierender Vorgang der Entstehung einer neuen Religion erkennbar, die sich — wie es auch die Redaktoren des Pentateuch machten — in eine kanonische Anfangszeit rückprojizierte und von dorther begründete und legitimierte.
Diese Interpretation, die vor allem der Beitrag von Volker Popp, vertieft von Christoph Luxenberg — von Yehuda D. Nevo und Judith Koren (und anderen) schon angedacht — bietet, ist nicht willkürlich, sondern stützt sich auf die einzigen historisch aussagekräftigen Quellen.
Wie aber verhält es sich dann mit dem Koran, dessen Texte(8) zwar auch
wohl erst im Verlauf des frühen 8. Jahrhunderts — bis auf wenige Ausnahmen? — wenigstens in defektiver Schreibweise vorlagen(9) und dessen muslimische Kanonisation noch einmal rund hundert Jahre später erfolgte? Immerhin aber ist er — wohl im Irak — zu einer Zeit entstanden, als das gesamte Umfeld noch christlich (und jüdisch) war. Kann er dann als das Gründungsdokument einer neuen Religion, des Islam, verfasst worden sein? Oder ist er erst später dazu geworden?
Spätestens seit Günter Lüling“(10) findet sich die Vermutung, dass es schon vor Mohammed eine Art von Urkoran mit Hymnen aus einem arianischen Milieu gegeben habe, der später von Mohammed und frühen muslimischen Gemeinden bearbeitet wurde. Diese zunächst stark hypothetischen Aussagen wurden bestätigt wenn auch von ganz anderen methodischen Ansätzen her, durch die Arbeiten von Christoph Luxenberg.(11) Er weist nach, dass der Koran in einem arabisch- syroaramäischen Sprachumfeld entstanden ist, eine Reihe von Passagen in arabischen Buchstaben geschriebene syrische Wörter und Sätze bieten, die grammatische Struktur des Koran -Arabischen durchweg Prägungen der syrischen Grammatik verrät und auch ursprünglich arabische Wörter bei der bis zu zweihundert Jahre späteren Plene- Schreibung – bei der Feststellung der Konsonanten
durch diakritische Punkte — falsch interpretiert wurden. Durch diese Untersuchungen ergeben sich oft gänzlich neue Lesungen und Aussagen des Korantextes, die auf einen christlichen Hintergrund verweisen.
Mittlerweile hat Chr. Luxenberg in einem neuen Beitrag‘(13) aufgezeigt, dass der Koran nicht nur aus einem syro-aramäischen Sprachumfeld stammt, sondern wenigstens in großen Teilen auf einer syrischen Grund-schrift basiert. Er verweist auf vier Schriftzeichen, die in der syrischen und in der arabischen Schrift beinahe identisch oder sehr ähnlich — also verwechselbar sind, aber in den beiden Schriften unterschiedliche Konsonanten bezeichnen. Diese seien bei der Übertragung der syrischen Schrift-vorlage ins Arabische beibehalten worden, also nicht in die richtigen arabischen Konsonantenzeichen umgeschrieben worden — ein Hinweis auf die Benutzung einer schriftlichen syrischen Textvorlage.
Wenn dies zutrifft, muss der Koran eine schon längere syro-aramäische Vorgeschichte gehabt haben, worauf auch z.B. das Material der Straflegenden hinweist. Hatten arabische christianisierte Stämme — natürlich entsprechend dem damaligen Brauch in syrischer Sprache — zur Bestätigung und Vergewisserung der Schrift (Altes und Neues Testament) ein Lektionar oder mehrere Lektionare geschaffen, die dann später in die arabische Sprache übertragen wurden? Später: Vielleicht erst zur Zeit der Omaiyadenkalifen ‘Abd al-Malik (gest. 705) oder seines Nachfolgers al-Walid (gest. 715), die das Arabische als neue Staatssprache einführten?(14) Wann sind die Passagen hinzugewachsen, die ganz sicher nicht auf christliche ‘Wurzeln zurück
geführt werden können oder in denen auf einen arabischen Propheten hingewiesen wird? Bezieht sich dann die Notiz aus dem 9. Jahrhundert über die Vernichtung aller Korantexte, außer der von ihm veranlassten Ganz-schrift, durch Osman in Wirklichkeit nicht vielmehr auf die Eliminierung der syrischen Vorlagen im frühen 8. Jahrhundert?
Weitere Gesichtspunkte, sprachliche und religionsgeschichtliche, sind zu bedenken und werden in den Beiträgen dieses Bandes aufgegriffen. Die meisten von ihnen waren den Herausgebern nur in der Themenstellung, nicht aber in ihren Inhalten vorher bekannt. Die Autoren und ihre Publikationen lassen aber erwarten, dass eine Fülle neuer und bisher in der Forschung nicht genügend berücksichtigter Aspekte entwickelt werden. Diese aber konnten naturgemäß — dafür wäre ein längeres Symposion erforderlich
— nicht zu einem Gesamtkonzept zusammengefügt oder gar harmonisiert werden.
So versteht sich dieser Sammelband als eine Anregung zur Diskussion und zu weiteren Forschungen, nicht als Entwurf eines schon fertigen Konzepts. Aber er kann deutlich machen, dass die Anfänge des Islam nur dann verstanden werden können, wenn sie nicht von späteren Rückprojektionen, sondern auf der Basis der historischen Quellen und von den sich auf sie stützenden historischen und philologischen Fragestellungen her untersucht werden.
Es mag schwierig sein für die Islamwissenschaften, vielhundertjährige Interpretationsmuster in Frage zu stellen. Ob die in diesem Band versammelten Anregungen sofort aufgegriffen werden, bleibe dahingestellt. Aber „in the long run“ lassen sich Fakten, also historische Quellen und philologische Erkenntnisse, nicht übergehen oder weginterpretieren.
________________________________________
1. Vgl. hierzu z.B. Yehuda D. Nevo / Judith Koren, Crossroads to Islam: The Origins of the Arab Religion and the Arab State, Amherst, New York 2003, 9:
„Non-contemporary Literary sources are, in our opinion, inadmissable as historical evidence. If one has no source of knowledge of the 7th century except texts written in the 9th century or later, one cannot know anything about the 7thcentury: one can only know what people in the 9th century or later believed about the 7th.
2 .Vgl. hierzu Verf., Weltreligion Islam. Eine Einführung, Mainz, Luzern 2000,
28-41.
3. Y.D. Nevo/J. Koren, a.a.O. 11
4. Rudi Paret, Der Koran. Übers. und hrsg. von Rudi Paret, Stuttgart, Berlin, Köln, Mainz 1979, 5.
5. Vgl. Verf, Weltreligion Islam, a.a.0. 42-92.
6. Josef van Ess, Theologie und Gesellschaft im 2. und 3. Jahrhundert Hidschra.
Eine Geschichte des religiösen Denkens im frühen Islam, Bd. 1, Berlin und
New York 1991, Vorwort VIII.
7. J. van Ess, ebd.
8. Es ist ein wissenschaftliches Kuriosum, dass sich bisher alle Koranexegese auf den Kairiner Koran von 1925 stützt und bis heute — im Unterschied zu allen anderen Buchwissenschaften — kein Versuch unternommen wurde, an hand der noch verfügbaren frühen Koranfragmente eine kritische Textedition wenigstens großer Teile des Koran zu versuchen. Zwei Anträge bei der Deutschen Forschungsgemeinschaft auf Förderung einer solchen kritischen Textanalyse wurden von den islamwissenschaftlichen Gutachtern abgelehnt, obwohl gemeinhin mit dem Versuch einer Annäherung an die „ursprüngliche“ Textgestalt alle weitere Exegese beginnen muss.
9. „Defektiv“ wird die Schreibweise der ältesten bekannten Koranfragmente — der Öffentlichkeit (bisher) zugänglich in einer Samarkander, einer Pariser und einer Londoner Faksimile-Edition sowie in der Fotodokumentation der Sanaa-Handschriften an der Universität des Saarlandes —‚ weil sie nicht nur ohne Vokalisation, sondern so gut wie durchgängig ohne diakritische Punkte geschrieben sind. Weil aber von den 28 Konsonanten der arabischen Schrift (auch schon in der ältesten Version der Hidschasi-Schrift) nur sieben in ihrer Schreibung eindeutig, die restlichen Konsonantenzeichen aber mehrdeutig sind (sie können zwei bis fünf verschiedene Konsonanten bezeichnen), werden sie erst durch diakritische Punkte (ein bis drei Punkte unter oder über dem Zeichen) auf einen bestimmten Konsonanten festgelegt (vgl. Verf., Welt-religion Islam. a.a.O. 60,61).
10. Günter Lüling, Über den Ur-Quran. Ansätze zur Rekonstruktion der vorislamischen Strophenlieder im Koran, Erlangen 1974, 1993; mittlerweile in einer erweiterten englischen Ausgabe erschienen: A Challenge to Islam. For Reformation, Delhi (Indien) 2003.
11. Christoph Luxenberg, Die syro-arainäische Lesart des Koran. Ein Beitrag zur Entstehung der Koransprache, Berlin ‘2000, 2004, 2005.
12. Die Festlegung des Konsonantenbestandes durch diakritische Punkte sowie
die Vokalisierung erfolgte in einem längeren Prozess, der wohl erst im 9. Jahrhundert oder später abgeschlossen war. Es liegt auf der hand, dass die später erfolgte Textfixierung auf Interpretationen der jeweiligen Schreiber beruhte, die nicht selten falsch waren; hei anderer Setzung der diakritischen Punkte ergehen sich dann sinnvolle und in den Kontext passende Lesarten (vgl. hierzu vor allem Chr. Luxenberg, Die syro-aramäische Lesart des Koran, a.a.O.).
13. Christoph Luxenberg, Syriac and the qur‘an. Dieser Beitrag wird in Kürze in Band 5 der Encyclopedia of the qur‘an bei Brill, Leiden, erscheinen.
14. Zur Beantwortung dieser Frage wäre es höchst hilfreich, wenn die noch zugänglichen alten Koranhandschriften genauer datiert werden könnten. Die bisher als Faksimile publizierten Koranfragmente sind eher der zweiten Hälfte des 8. Jahrhunderts zuzurechnen, und es gibt auch Gründe, die Sanaa-Fragmente für jünger zu halten, als zunächst angenommen wurde.
برای پدرم بهرام بیضایی بمناسبت شصت و نهمین سال تولدش
پیک ایران: تولدت مبارک
برای پدرم بهرام بیضایی بمناسبت شصت و نهمین سال تولدش
نیلوفر بیضایی
« ... و من تنها من – سندباد- بیدارم. چشم انتظار. انتظار یک قطره آفتاب، یک جرعه باد، در تاریکی، در ظلمات، تنها منم. شاهد دست بسته ی خاموشی و جنبشی که نیست. و سکوتی که هست. گاهی، فقط گاهی ، از دورترین راه فریادی می شنوم. حس می کنم که به این فریاد بادبان می لرزد. اما تنها منم که می لرزم...»
(بهرام بیضایی، هشتمین سفر سندباد، 1343)
این چند خط را برای تو، پدر عزیزم، بهرام بیضایی و به پاس تلاشهای خستگی ناپذیرت در عرصه ی فرهنگ و هنر کشورم ایران می نویسم . می دانم که بسیار خسته ای و بسیار رنجدیده و می دانم که زخمهای بسیار بر روح و روان داری از سوی آنها که گمان می کنند آمده اند تا برای ابد بمانند، اما نمی دانند که ضدیت با جریان رونده و شونده ی فرهنگ ایران امری است گذرا و آنچه می ماند، فکر است و اندیشه و نیروی خلاقه ی انسانی که خود خالق است. نیز بسیاری در لباس دوست و دوستدار که پنهانی و از سر تنگ نظری زخم می زنند، گاه از سر بخل و گاه از سر خودشیرینی برای این و یا آن دستگاه قدرت. حاصل این زخمها در یکی کین دیرینه می شود و عامل ایستایی و در چون تویی سر چشمه ی خلاقیت و سازندگی. هر چه آنها کردند تو نکردی و آنچه کردی جستجوی ریشه ها و چرایی ها بود و مرکز آثارت انسان با تمام پیچیدگیهایش و اینها همه من را نه بعنوان فرزندت، بلکه بعنوان یکی از فرزندان ایران مادر، وامدار این سخت سری و سرکشی تو می کند که فرزند زمانه ی خویش هستی و متعلق به تمام ایران .
امروز پنجم دیماه 1386 و شصت و نهمین سال تولد تست. امروز که تولدت را در غربت همیشگی مان جشن می گیریم، یار و همراه دیرین تو و یکی از نمایشنامه نویسان برجسته ی میهنمان اکبر رادی در گذشت. شاید رادی این روز را برای مرگ برگزید تا آخرین پیامش را به تو برساند : بمان برای فرهنگ و هنر ایرنزمین و باری را که با هم بر دوش گرفته ایم بتنهایی به سرمنزل مقصود برسان. یادش گرامی باد و عمرت دراز.
زندگی و مرگ ، زایش و نیستی همزادند و شادی و غم علت وجودی هم. و در تناقض با یکدیگر است که تکمیل می شوند. همانطور که سپیدی از درون سیاهی سر بر می زند و سیاهی از دل سپیدی است که بیرون می جهد. و شاید امروز، همین امروز روز تلاقی ضدین بر پیشانی هنر نمایش در ایران باشد. غلامحسین ساعدی آن بخش کنده شده از مثلث نمایشنامه نویسی وطن، آن تکه ی رانده شده اما جدا ناشدنی از بدنه ی نمایشنامه نویسی وطن ، همان او که هر بار تصویرش را در جایی می بینی به پهنای صورتت اشک می ریزی، سالهاست که رفته. رفته چون نتوانسته دوری وطن را تاب بیاورد، رفته چون مشتی تاریک اندیش ضد فرهنگ، وجود او و بسیاری دیگر را تاب نیاوردند. رفته اما از یاد ما نرفته، نخواهد رفت و اثرش جای در جای در فرهنگ ایرانزمین باقی می ماند، همانگونه که اثر رادی آن کوه استوار دانش و فرهنگ که فرو نریخت و ماند و خواهد ماند. همانگونه که تو، که هر اثرت در تئاتر و سینما دریایی است از دانش و تلاش برای شناخت و گامی در جستجوی چرایی آنچه هست، در جستجوی فردیت از دست رفته ی ما و هویت گمشده ی جمعی مان. گمشده در پس غبار تحریفها و واقعیتهای دروغین که به جای آنچه هست برای مردمان ساخته اند. گمشده در پس پرده های ضخیم سیاهی که بر حافظه ی تاریخی مان کشیده شده و دریغا که ما خود در این دروغ بزرگ سهمی انکار ناشدنی داشته ایم . خواسته یا نا خواسته، دانسته یا نادانسته.
در جستجوی پاسخ این پرسش که چگونه « بهرام بیضایی» بهرام بیضایی شد و جایگاهی غیر قابل انکار در فرهنگ و هنر ایران یافت، تنها و تنها می توان به آثار او رجوع کرد که خود بازتاب زندگی او (و دورانی که در آن می زید) نیز هست و در عین حال جستجوی بیدریغش در احوال مردمانی که قهرمان نیستند، اما در شرایطی خاص می توانند قهرمانانه کار و زندگی کنند و در شرایطی دیگر می توانند قهرمانانی بسازند و بجای خود به میدان نبرد بفرستند. شهید بسازند، بدون اینکه خود حاضر به پرداختن بهایی برای تغییر شرایط خویش شوند.
و بدینسان است که بهرام بیضایی، فرزند یک خانواده ی اهل ادب و فرهنگ که از کودکی بدلیل باور مذهبی غیر رایج خانواده اش از خانه تا مدرسه و از مدرسه تا خانه از بچه های محل کتک خورده و کودکی کم حرف و خجالتی است، عشق بزرگ خود را در سالن سینما و تئاتر باز می یابد. جایی که در تاریکی سالن، بدون آنکه دیده شود، فرصت دیدن می یابد. فیلم دیدن، کتاب خواندن و جستجو در متون ادبی و تاریخی برای او محملی می شود برای جستجوی پاسخ پرسشهای بیشماری که در ذهنش شکل گرفته است. چگونه می شود که جامعه ای «غریبه» های خود را می سازد و بجای تلاش برای شناخت آنها و پذیرفتن دگرباشی شان آنها را به انزوا می راند ، چگونه جامعه ای حتی با تاریخ و گذشته ی خود بیگانه می شود، حال را نادیده می گیرد و از ساختن آینده عاجز می شود. او همواره نگران سرنوشت کسانی است که در چنین جامعه ای در موضع «اقلیت» قرار دارند، نگران آنها که زیر دست و پای جمعیتی و توده ای که بیشتر به انگیزه ی حسی به حرکت در می آید تا بر اساس شناخت، له می شوند. کودکان بعنوان نمودی از نسل آینده ، در حالیکه بی پناه و بدون پشتوانه، بدون گذشته و بدون آینده بار خطاها و نادانیهای گذشتگان را بر دوش می کشند، زنانگی بعنوان نماد زندگی و سازندگی می رود تا قربانی آن بخش خشونت طلب و مرگ پرست مردانگی شود، اما در سر بزنگاه طغیان می کند و هر طغیانش نشانه ی اعتراضی است بر همان ساختار خشن و ساکن. و زمان که نسلها را یکی پس از دیگری در خود می بلعد و تا نسلی می خواهد سر بر آورد قربانی «سهراب کشی» می شود.
از فیلم «سفر« و شخصیتهای اصلی آن که دو کودک هستند (1351) تا «باشو غریبه ی کوچک» (1364) ، کودکان غریبه هایی هستند بدون پشتوانه و در جستجوی مامنی یا سر پناهی یا آغوشی گرم. آیا آنها بنوعی نسلهای جوان ما را نیز نمایندگی می کنند که در تنگنای روایات متضاد و کج راهه های تاریخی گذشتگان و بدون پشتوانه ی قوی تاریخی می بایست راه خود را در ایران همیشه بحرانی و در کجراهه های تحریف تاریخ بیابند.
ما با خود و از خود بیگانه ایم و سنتها هنوز در ما قویتر عمل می کند تا گشاده دستی و افق نگاه باز و روحیه ی پذیرش دگر اندیشی و دگرباشی و اینکه این بیگانگی ها با انسان چه می کند، موضوع بسیاری از آثار بیضایی بوده و هست. زنان بعنوان نمادهای ایستادگی در برابر تعصب و سنت گرایی کاذب، بعنوان موتور تغییر و تحول از نخستین آثار بیضایی بارها و بارها در نقش محوری حضور داشته اند. از عاطفه ی رگبار تا رعنای غریبه و مه، از آسیه ی کلاغ تا تارا در چریکه ی تارا و نایی در باشو غریبه ی کوچک و شخصیتهای زن مسافران و سگ کشی، همه و همه نمادهایی از همین نگاه هستند . اینها نه زنان خیالی که بسیار هم واقعی اند و نمونه های بیشمار آنها را امروز در جامعه ی ایران می بینیم.
او بیش از آنکه شیفته ی قهرمان پرستی ها ی رایج شود، بدنبال ضد قهرمانهاست ، چرا که در می یابد جامعه ای که نیاز به قهرمان دارد، خود از حرکت و در دست گرفتن سرنوشت خویش عاجز است، ایستاست و سترون و او که «از سکون بیزار است» با تکاپویی وصف ناشدنی تمام عمر خود را صرف دانستن، خواندن، دیدن و آفریدن می کند.
«آرش» او بر خلاف «آرش» های دیگران یک ضد قهرمان است، ستوربانی است که تنها بر حسب تصادف و از سر اجبار بر فراز البرز کوه می رود. او نخواسته قهرمان باشد، اما در شرایطی قرار می گیرد که راهی بجز انداختن تیری که تعیین کننده ی مرز ایران و توران است ندارد. او آرش تیر را نه با نیروی بدنی یا از سر پهلوانی که با نیروی دل می کشد...
«... وتیر می رفت. و باد از پی او. و چندان سوار دشمن و دوست که در پس آن می رفتند، در مرز پیشین از آن بازماندند.... و هر کس از آن می گفت... و افسانه ی تیر در دهانها افتاد، از تیره به تیره، از سینه به سینه، از پشت به پشت. و تا گیهان بوده است این تیر رفته است. خورشید به آسمان و زمین روشنی می بخشد، و در سپیده دمان زیباست. ابرها باران به نرمی می بارند. دشتها سبزند. گزندی نیست. شادی هست، دیگران راست. آنک البرز، بلند است و سر به آسمان می ساید. و ما در پای البرز به پای ایستاده ایم، و در برابرمان دشمنانی از خون ما، با لبخند زشت. و من مردمی را می شناسم که هنوز می گویند، آرش باز خواهد گشت.» (بهرام بیضایی، آرش،1340)
اینچنین است که «لیلا دختر ادریس» درجستجوی هویت انسانی خویش و ورای محدودیتهای جنسیتی می بایست بهای گزاف آن تنهایی را می پرداخت و یا هنوز و چه بسا بیش از پیش دارد می پردازد و « راه توفانی فرمان پسرفرمان از میان تاریکی» راهی شد سهمگین و میراثی که بر جای مانده نشانه ی زخمها و شکستهاست و قلمهای شکسته و شمشیر زنگ زده ی روزگار شکست . شمشیری که در دستان زمین بانوی ما «تارا» بجای آنکه پاسبان مرگ شود در خدمت زندگی قرار می گیرد. میراثی که حکایت گسستها و شکستهاست، بی تاریخی ما ، نبودن زمینی سفت زیر پاهایمان و ریشه های قطع شده ی ما آوارگان در وطن و یا دور از وطن (چه فرقی می کند).ما همه از یک تنیم و هر یک بنوعی از نطفه ی مادر «ایران» کنده یا «کندانده» شده ایم. چرا؟ جستجوی این چراهاست که شاید از درون آن سیاهی که بر وطنمان سایه انداخته، راهی بسوی نور بگشاید.
در «مرگ یزدگرد» او به روایات گوناگون از مرگ آخرین پادشاه ساسانی میدان می دهد تا از ورای آن فسادی را که در ساختار حکومتی ایرانیان ریشه دوانده و میدان را برای حمله ی اعراب به ایران می گشاید ، بنمایاند. شاه کشی در مرگ یزدگرد نه از سر آزادیخواهی که از سر استیصال است و طغیان لحظه ای. و بدینسان است که خطوط مشابه واقعه ی تاریخی با اتفاقی که در ایران در قابل انقلاب اسلامی بوقوع می پیوندد، نمایان می شود.
«... بنگرید که داوران اصلی از راه می رسند. آنها یک دریا سپاهند. نه درود می گویند و نه بدرود، نه می پرسند و نه گوششان به پاسخ است. آنها به زبان شمشیر سخن می گویند!... به مرگ نماز برید که اینک بر در ایستاده است. بی شماره، چون ریگهای بیابان که در توفان می پراکند و چشم گیتی را تیره می کند!
آری اینک داوران اصلی از راه می رسند. شما را که درفش سپید بود این بود داوری. تا رای درفش سیاه آنان چه باشد!» (بهرام بیضایی، مرگ یزدگرد، 1357)
« کارنامه ی بندار بیدخش» کارنامه ی اوست و هر آنکس که تلاش کرد تا غبارها را از پس آن گنجینه ی فرهنگی گمشده مان بزداید و اعتماد بنفس ما را به ما بازگرداند. «دیباچه ی نوین شاهنامه» داستان مردمان ماست که باغبان مردی در سی و هشت سال از مردم کوچه و بازار شنید و به جان دل حفظ کرد و اندیشه ی ما مردمان را به نظم در آورد.
در «مجلس ضربت زدن» آنجا که از حذف می گویی ، از حذف نیکان ، از آثار فرهنگی ایران که بدست دلال مسلک ویران شد و به غارت رفت و از آن کسانی که دخترک دبستانی را بخاطر یک تار مو با پس گردنی دستگیر می کنند، اما یک نفرشان جلوی غارت و غارتگر را نمی گیرد. از آنکس که با «اصلاحات» آمد و خواست متن تو را «اصلاح» کند تا «قابل اجرا» شود!
در فضای سنگین «سگ کشی» او سالهای کشتار جوانان وطن در دهه ی شصت سالهای فضای سنگین مرگ و ماشینهای کشتار را برای ثبت در تاریخ گواهی داد و شاید در این راه یکی از تک ستاره های حقیقت گو و حقیقت جوی آسمان هنر این این سه دهه که در داخل ایران زندگی می کنند بوده باشد.
«مجلس شبیه در ذکر مصایب استاد نوید ماکان و همسرش مهندس رخشید فرزین» حکایت کابوسهای او و ماست. کابوسهایی که در قالب هراسهای ناخودآگاه جمعی در مردان سیاهپوش «غریبه و مه» سالها پیش از انقلاب اسلامی در آثار او نمود یافته بود و در سالهای اخیر در قالب قتلهای زنجیره ای بوقوع پیوست.
خانم جان در «مسافران» بر این باور است که آن بخش از دست رفته ی خانواده روزی باز خواهد گشت. او این باور را به یک باور عمومی بدل می کند و آنها، کسانی که مرده پنداشته شده بودند باز گشتند. آیا ما فرزندان ایران که روزی و در اوج جوانی ناچار به ترک وطن شدیم نیز روزی به خانه ای بوسعت همه ی ایران باز خواهیم گشت؟
« ما اعتراف می کنیم که از ما
بازیگران بهتری هستند
بازیگرانی که صحنه شان خیابان است
و مخاطبشان جمع اجتماع.
بازیگرانی که می گویند و می گویند و می گویند
از باطل و حق، و از واقع و مجاز
و این میانه اگر خوب بنگری
فقط اجساد واقعی است
ما چطور بازی کنیم
با دست اینهمه خالی
با دهان اینهمه در بند
سرابی این چنین فریب
راست هایی اینهمه دروغ؟
ما چطور روی این صحنه ی عاریه ی کوچک
با تفنگ های چوبی اندک
کشتاری بزرگ راه بیندازیم
که در آن خون از آب جاری روانتر است
و از خاکی که بر آن ریخته بی ارج تر؟
ما کارگران نمایشیم
نشسته در ردیف اول تهمت
از تیره ی آن مرع دانه بر
که در عروسی و عزاش هر دو سر می برند
ما تصویر کوچک این دنیائیم
اگر حقیر، اگر شکسته
ما تصویر زمانه ی خود هستیم.
ما اعتراف می کنیم که از ما
بازیگران بهتری هستند
با چشم بندی و شعبده
با اشک و آه و سوز
با مژده و فریب
با تفنگهای واقعی بسیار!
آنان به نام شما
- به نام نامی مردم-
آراء شما را غربال می کنند
شما تحسینشان می کنید
و مرعوبشان هستید.
سنگ آسیای آنان
از خون شما می گردد
و نمایشنامه شان را بارها خوانده اید
با نام جعلی تاریخ!
(بهرام بیضایی، خاطرات هنرپیشه نقش دوم، 1362)
باقی و پزشكان بعد از دو حمله قلبی در زندان چه گفتند؟
پیک ایران: نوروز: سرانجام پس از14 ساعت بیخبری مطلق و نگرانی زایدالوصف خانواده عمادالدین باقی از وضع وی، شامگاه چهارشنبه 5دی ماه امكان تماس كوتاهی از سوی باقی با خانواده فراهم شد و وی ناباورانه اعلام كرد كه بدلیل وضع نامساعد جسمی در بیمارستان قمر بنیهاشم تهران بستری است و نسبت به صبح روز چهارشنبه بهتر است. همچنین صبح روز پنجشنبه 6دی ماه با مساعدت مقامات امنیتی امكان ملاقات خانواده آقای باقی با وی بوجود آمد و گرچه در این ملاقات باقی به شدت لاغر و ضعیف شده بود، اما به لطف خدا خطر از وی دور شده بود. با وجود این آقای باقی در دیدار با خانواده خود گزارش دقیقی از جزئیات حادثه روز چهارشنبه ارائه كرد كه جهت اطلاع افكار عمومی عینا اين گزارش كه از سوی خانواده باقي در اختيار «نوروز» قرار گرفته، نقل می شود:
آقای باقی ساعت 8 صبح روز چهارشنبه 5دی در حین استحمام در سلول كوچك خود دچار حمله قلبی میشوند كه نشانههای آن رعشه دست وپا و از حال رفتن در زیر دوش حمام كوچك داخل سلول بسته وی بود. با كمك تنها همسلولی باقی در این سلول دربسته، وی بهتدریج از شرایط خواب و بیدار بیرون میآید ولی به دلیل وخامت وضع جسمی با كمك همسلولی مسئولان بهداری زندان را به كمك میخوانند و مسئولان بهداری بلافاصله به كمك قرص و آب قند به تنظیم فشار باقی میپردازند و سعی میكنند سوزش سروصورت و حالت فلجی موضعی دست وپا را برطرف كنند؛ چرا كه آقای باقی قادر به جمع كردن انگشتان خود نبودند.
در این شرایط، ماموران بهداری زندان اوین به ماساژ دست وپای باقی پرداختند و سعی كردند با كمك چرخ ویلچر وی را به بهداری منتقل و در آنجا به كمك آمپول و دستگاه اكسیژن نفس وی را عادی كنند. در این زمان همانگونه كه قبلا اعلام شد آقای صالح نیكبخت وكیل آقای باقی پشت درب ملاقات منتظر وی بودند اما به دلیل وضع بحرانی آقای باقی امكان ملاقات فراهم نشد و از سوی زندان اعلام شد آقای باقی در بازجویی بسر میبرند.
اما به محض بهبود نسبی آقای باقی، وی با خانواده تماس گرفت و در حالی كه منقطع و بریده سخن میگفت، نجات یافتن خود از خطر را به اطلاع خانواده رساند و خواستار بازگشت آقای صالح نیكبخت به زندان شد. اما در فاصله مراجعت آقای نیكبخت به زندان و در حالی كه به وی گفته شد آقای باقی مجددا در حال بازجویی است، حمله دوم آقای باقی رخ داد و لرزشهای شدید به وی دست داد؛ به گونهای كه دندانها به هم كوبیده میشد و دستهایشان قفل شده بود و نوار قلب نیز وضع مناسبی را نشان نمیداد. نشانههای حمله دوم حالت تهوع، سرگیجه، لرزش تمام بدن و قفل شدن دستها بود به گونهای كه آقای باقی از نوشتن یك خط مطلب ناتوان شده بود به طوری كه از همسلولیاش با اشاره ورق و خودكاری خواسته بود تا فقط بتواند وصیتنامهای بنویسد اما هرچه تلاش كرد نتوانسته بود خودكار را به دست بگیرد و چیزی بنویسد.
دراین زمان به گفته آقای باقی با اقدام به موقع بهداری آمبولانسی تهیه و ایشان به بیمارستان قمر بنیهاشم فرستاده شد و تا ساعت 10شب ابتدا درCCU و سپس در بخش، اقدامات لازم پزشكی انجام شد و دو تن از مسئولان وزارت اطلاعات به تیم پزشكان پیوستند. پزشك معالج عارضه آقای باقی را حمله پنیك دانست و اعلام كرد این حمله به دلیل وضعیت و شرایط خاص روحی و جسمی آقای باقی، بسیار خطرناك بود كه اگر ماموران بهداری بند 209 زندان اوین اندكی تاخیر كرده بودند، حمله دوم فاجعهآمیز میشد.
در عین حال پزشكان و نمایندگان وزارت اطلاعات از آقای باقی پرسیدند كه مشكلات او چیست كه به چنین وضعیتی دچار شده است؟ آقای باقی ضمن اشاره به فهرست مشكلات بسیاری سه مساله اصلی را در این وضعیت مؤثر معرفی كردند:
عامل اول- حساسیت آقای باقی به وقایع اتفاقیه درون زندان است از جمله سر و صدایی كه در ساعت 2نیمه شب یكی از شبهای زندان در كنار سلول آقای باقی بلند شد و در آن اعلام شد كه یك دانشجو خودكشی كرده و تنها با حضور به موقع مامور وزارت اطلاعات از مرگ نجات یافت و شنیدن وضع وی از پشت در سلول كه مدعی بود دوبار با او برخورد فیزیكی شده است، آقای باقی را به شدت متأثر كرده است و شنیدن اوضاع دیگر دانشجویان او را در فشار روحی شدیدی قرار داده است و این موضوع را به مسئولان زندان منتقل كرده است.
عامل دوم- افزون بر آنكه ایشان حبس خود را غیرقانونی میدانند شرایط حبس را نیز غیرحقوقی میشمارند. آقای باقی به نمایندگان وزارت اطلاعات گفتهاند كه اگر به یكسال حبس محكوم شدهاند، چرا در سلول انفرادی بسر میبرند و این در حالی است كه حكم حبس یكساله وی نیز مربوط به مقالاتی منتشر شده در 10سال پیش است كه حكم آن در سال 82صادر و چهار سال بعد اجرا شده است و در دادگاهی كه این حكم هم صادر شده، جز باقی و قاضی هیچكس حتی وكیل باقی حضور نداشته و او خود به نشانه اعتراض به استناد ماده 129 قانون دادرسی كیفری از حق سكوت استفاده كرده و به همین دلیل این حكم فاقد وجاهت قانونی است چرا كه بر اساس مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام دادرسی بدون حضور وكیل قانونی نیست. باقی همچنین به پرونده اخیر خود اشاره كرد كه قرار صادره برای آن وثیقه 50میلیونی است؛ نه بازداشت موقت.
به فرض آنكه وی دوره محكومیت یكساله خود را سپری میكند، چرا باید در زندان مجرد امنیتی باشد؟ و چرا باید 2ماه و نیم او را بدون قرار بازداشت به طور غیرقانونی نگاه دارند در حالی كه در ماده 574 قانون مجازات اسلامی كسانی كه چنین اقدامی را در حق متهمان انجام دهند به مدت 2ماه تا 2سال بازداشت یا انفصال از خدمت دارند. باقی اعلام كرد جزئیات این مسائل را قبلا در دیدار با دادیار زندان بیان كرده و وی معترضانه از مسئول بند 209 پرسیده است كه چرا آقای باقی در این بند است و مسئول بند اعلام كرده است كه آقای باقی نزد ما امانت است.
این در حالی است كه در هیچ جای قانون چیزی به نام «زندانی امانی» وجود ندارد و به همین دلیل دادیار زندان اعلام كرد همان روز با بازپرس شعبه ویژه امنیت مذاكره و اقدام برای خروج باقی از زندان مجرد را آغاز خواهد كرد اما تا روز چهارشنبه گذشته هیچ اقدام عملی صورت نگرفت و این بلاتكلیفی در وضع آقای باقی مؤثر بوده است.
عامل سوم- طی 76 روز گذشته هر چند روز یكبار افرادی در كنار آقای باقی قرار میگیرند تا ظاهرا سلول دربسته وی سلول انفرادی تلقی نشود.افرادی كه به صورت محدود و نامنظم همسلول آقای باقی قرار میگیرند، نوعاً بیتابی و گریه و زاری میكنند و با توجه به حساسیت باقی نسبت به مسائل و حقوق زندانیان، او را مجبور به دلداری از این افراد میكند و عمادالدین باقی از اینكه نمیتواند كاری برای آنها و دانشجویان انجام دهد، در وضعیت آسیبپذیری قرار میگیرد و به وضع روحی باقی صدمه میزنند.
پزشكان بیمارستان هم با تأیید موارد استرسزایی كه باقی به آنها اشاره كرد، توصیه كردند با توجه به خطر جانی كه در صورت تكرار این حملات باقی را تهدید میكند وی باید كارهای استرسزا را ترك یا حدالمقدور كم كند.
نمایندگان وزارت اطلاعات نیز با استماع دقیق دلایل باقی و پزشكان گفتند قول میدهند به این وضعیت پایان دهند و نه تنها موارد مربوط به باقی را پیگیری و از مراجعت او به زندان مجرد جلوگیری كنند بلكه مواردی مانند خودكشی آن دانشجو و وضعیت دانشجویان دیگر را بررسی و پیگیری نمایند.
آقای باقی نیز ضمن آنكه از عمل مسئولان بهداری زندان به مسئولیتهای قانونی خود ابراز رضایت كردند اما از نحوه اطلاعرسانی دراینباره به گونهای كه نیمی از روز و شب را خانواده باقی در نگرانی و بیخبری مطلق بسر می بردند، انتقاد كرد.
خانواده باقی نیز ضمن اینكه از این نحوه اطلاعرسانی انتقاد میكنند آسیب اصلی آن را متأسفانه نگرانی و تشویش خانواده و افكار عمومی دانسته و ترجیح میدادند با هدایت مسئولان قضایی با باقی ملاقات یا به صورت تلفنی از وضع وی مطلع شوند و اعلام كردند با پوشیده نگه داشتن این خبر از خانواده، باب هرگونه گمانهزنی درباره وضع آقای باقی از جمله اینكه عارضه وی در زمان بازجویی انجام شده یا در شرایط عادی، گشوده و باب تردید از سوی خانواده باز شود.
خانواده باقی گرچه عمادالدین باقی را صحیح و سالم به زندان تحویل داده و اكنون او را لاغر و ضعیف و حداقل با دو حمله جسمی در زندان میبینند اما، اگر از وضع آقای باقی به درستی مطلع میشدند به جریان اطلاعرسانی دقیق و منطقی كمك میكردند. در عین حال، با توجه به وضع جسمی آقای باقی و هشدار پزشكان مورد اعتماد مقامات، كه گفتهاند احتمال تكرار حمله وجود دارد و این بار خدای ناكرده ممكن است از گذشته خطرناكتر باشد و وی باید به دور از استرس، فشار و محدودیت روحی و جسمی قرار گیرد و با توجه به وعده نمایندگان مقامات مسئول مبنی بر اعاده حقوق قانونی آقای باقی، خانواده وی امیدوار است هرچه زودتر اسباب آزادی ایشان فراهم آید تا در محیطی به دور از استرس امكان ادامه معالجات ایشان فراهم آید.
البته طبق آخرین پیگیریهای خانواده غروب روز پنجشنبه در حین نگارش این اطلاعیه مطلع شدند آقای باقی از بیمارستان به زندان بازگشته و به بند عمومی 350 منتقل شده است و امیدواریم این، مقدمه آزادی و اعاده حقوق آقای باقی باشد.
خانواده عمادالدین باقی
تحویل موشک پیشرفته روسی به ایران تکذیب شد
بیبیسی: منابع روسی فروش موشک های پیشرفته ضد هوایی ساخت آن کشور به ایران را تکذیب کرده است.
روز جمعه، 28 دسامبر (7 دی) ، سایت اینترنتی سازمان همکاری های نظامی و فنی فدرال روسیه در بیانیه ای اعلام داشت که "موضوع تحویل سیستم های موشک ضد هوایی اس 300 به ایران که در رسانه های همگانی منعکس شده در حال حاضر در دستور کار این موسسه قرار ندارد و مذاکراتی نیز در این زمینه با طرف ایرانی صورت نگرفته است."
بیانیه سازمان همکاری های نظامی روسیه پس از ابراز نگرانی ایالات متحده در مورد فروش سیستم ضدهوایی پیشرفته روسی به ایران انتشار یافته است.
شامگاه روز چهارشنبه، اسکات استانزل، از سخنگویان دفتر رئیس جمهور آمریکا، گفت که دولت وی "چشم انداز فروش اسلحه روسی به ایران و سایر کشورها را نگران کننده تلقی می کند."
اظهارات آقای استانزل پس از آن انتشار یافت که خبرگزاری ها به نقل از سرتیپ مصطفی نجار، وزیر دفاع ایران، خبر نصب سیستم موشکی ضدهوایی روسی در ایران را گزارش کرده بودند.
روز چهارشنبه وزیر دفاع ایران در پایان جلسه هیات دولت گفته بود که در اجلاس کمیسیون مشترک نظامی-دفاعی ایران و روسیه نظارت بر آموزش سامانه موشکی تور-ام 1مورد بررسی قرار گرفته است.
خبرگزاری دولتی ایران - ایرنا - در مخابره اظهارات آقای نجار به دریافت موشک های جدید اشاره ای نکرد اما خبرگزاری های غربی، به نقل از منابع خبری دیگر در ایران گفتند که وی از قرارداد خرید موشک اس 300 سخن گفته و افزوده است که زمان تحویل این موشک ها بعدا اعلام خواهد شد.
خبرگزاری فارس به نقل از وزیر دفاع ایران نوشته بود که قراردادهای ایران و روسیه "یک به یک در حال انجام است و یکی از این قراردادها نیز همین سیستم سامانه موشکی اس 300 است."
در حال حاضر، ایالات متحده می کوشد ایران را به دلیل خودداری از عمل به قطعنامه های مصوب شورای امنیت حاوی درخواست تعلیق غنی سازی اورانیوم هدف تحریم های گسترده تر بین المللی قرار دهد.
قراردادهای تسلیحاتی ایران و روسیه
ایالات متحده از روسیه خواسته است تا از انجام معاملات تسلیحاتی با جمهوری اسلامی خودداری ورزد و تاکید کرده در شرایط حاضر، چنین معاملاتی باعث تضعیف تلاش های بین المللی برای وادار کردن جمهوری اسلامی به قبول خواست جامعه بین المللی خواهد شد.
تحویل موشکهای پیشرفته به ایران به نقل از مصطفی نجار گزارش شده بود
قطعنامه های مصوب شورای امنیت حاوی تحریم معاملات مربوط به برنامه های موشکی ایران نیز می شود اما روسیه گفته است که قراردادهای موشکی آن کشور با ایران تنها شامل تجهیزات دفاعی است.
در ماه ژانویه سال جاری مقامات روسی تایید کردند که در چارچوب قراردادی به مبلغ هفتصد میلیون دلار، تعدادی موشک تور-ام 1 به ایران تحویل داده اند.
این نوع موشک می تواند همزمان هدف های متعددی را تا ارتفاع شش هزار متری رديابی کند و دو هدف را در آن واحد مورد حمله قرار دهند و قرارداد مربوط به خرید این موشک ها در سال 2005 بین ایران و روسیه امضا شد.
موشک تور-ام 1 از نوع سلاح های متعارف تدافعی محسوب می شود و به گفته مقامات روسی، خريد و فروش آن مغايرتی با محدودیت های بين المللی ندارد اما می تواند در حفاظت از تاسيسات اتمی ايران در برابر حملات موشکی يا هوایی احتمالی مورد استفاده قرار گیرد.
هنگام تحویل این موشک ها، وزیر دفاع روسیه گفته بود که در صورت تمایل ایران، روسیه آماده است تا سیستم های دفاعی دیگری را نیز در اختیار ایران قرار دهد و در ماه ژانویه سال جاری مقامات ایرانی از آزمایش موفقیت آمیز یک فروند موشک تور-ام 1 خبر دادند.
در مقایسه با موشک های تور-ام 1 ، موشک های اس 300 می تواند برای نابودی هدف هایی در ارتفاع بالاتر به کار رود و از قدرت و دقت بیشتری برخوردار است.
جلسه کمیسیون مشترک نظامی و دفاعی ایران و روسیه با شرکت هیات های نظامی دو کشور به ریاست رئیس سازمان همکاری های نظامی و فنی فدرال روسیه و جانشین وزیر دفاع ایران در تهران تشکیل شد تا همکاری های دو کشور در زمینه های دفاعی را بررسی کند.
سازمان همکاری های نظامی و فنی فدرال روسیه در بیانیه روز جمعه گفته است که "روسیه و ایران روابط خود در زمینه همکاری نظامی و فنی را همراه با رعایت کامل مقررات بین المللی ناظر بر صدور تسلیحات و وظایف خود در قبال این مقررات ادامه می دهند."
تحویل سامانه موشکی S-300 روسیه به ایران: یک نفع دوجانبه
عصرایران: روسیه موافقت کرده که پنج مجموعه S-300PMU-1 به ارزش 800 میلیون دلار را به ایران تحویل دهد...خرید این سامانه ها برای ایران کاملا منطقی است.
عصر ایران- روزنامه کومرسانت در گزارشی با اشاره به اظهارات اخیر سردار مصطفی محمد نجار وزیر دفاع مبنی بر آمادگی روسیه برای تحویل سامانه موشک های ضد هوایی "اس – 300" به ایران تحت یک چارچوب زمانی معین نوشت: "فروش این سامانه به ایران قطعا تنش های جدیدی در روابط مسکو و واشنگتن ایجاد خواهد کرد."
به گزارش عصر ایران (asriran.com) این روزنامه روسی اعلام کرد: "شرکت صادرات تسلیحات روسیه – روزو برون اسکپورت – درباره این اظهارات توضیحی نداده و در عین حال آن را رد نیز نکرده است."
وزیر دفاع ایران روز چهارشنبه گفت: "تحت یک قرارداد منعقده با روسیه این کشور سامانه های اس 300 را تحویل ایران خواهد داد که چارچوب زمانی تحویل این سامانه ها به زودی اعلام می شود."
این دومین قرارداد بزرگ روسیه با ایران در خصوص سامانه های دفاع هوایی – پس از تحویل سامانه های تور ام یک - در طول سال های اخیر محسوب می شود و تحلیلگران معتقدند روسیه بدین نحو در حال مقابله با طرحهای مداخله جویانه نظامی آمریکا در خاورمیانه است.
منابع آگاه در گفت و گو با کومرسانت اظهار داشتند: "روسیه موافقت کرده که پنج مجموعه S-300PMU-1 به ارزش 800 میلیون دلار را به ایران تحویل دهد."
یک مقام صنایع نظامی گزارش داد: این قرارداد تاکنون امضا نشده اما مذاکرات در مراحل نهایی قرار دارد.
وی در عین حال گفت: " سامانه S-300PMU-1ممکن است از داخل زرداخانه نیروهای مسلح روسیه پس از اصلاحات لازم به ایران فروخته شود."
تهران هفته گذشته میزبان نشست کمیسیون بین دولتی ایرن و روسیه درباره همکاری های نظامی و فنی بود که در جریان آن میخائیل دمیتریف، رییس سرویس همکاری نظامی و فنی فدرال روسیه اعلام کرد: "کشورش آماده همکاری با ایران در زمینه نظامی است" و اضافه کرد: " این مساله برای حفظ توان قوا در منطقه الزامی است."
ارتباطات بین تهران و مسکو در زمینه همکاری نظامی و فنی در اوایل 2004 رشد سریعی یافت.
در این سال ایران خواهان کمک روسیه در ایجاد یک سامانه دفاع موشکی شد و مسکو نیز استفاده از سامانه های S-300PMU-1 برای دفاع از پایتخت – تهران – و چهار منطقه دیگر شامل مرکز صنعتی اصفهان، پایگاه اصلی نیروی دریایی در بندرعباس، نیروگاه بوشهر و پایانه های نفتی آبادان و خرمشهر را به طرف ایرانی پیشنهاد داد.
به نوشته کومرسانت قرارداد تحویل S-300PMU-1 به ایران پیشتر قرار بود در مارس 2006 به امضا برسد اما مسکو در ژانویه 2006 در اعتراض به پیشرفت ایران بر برنامه هسته ای مذاکرات را رها کرد.
روسیه امیدوار بود که این مجموعه های S-300PMU-1 را به الجزایر بفروشد اما تنش های اخیر در روابط روسیه و الجزایر مانع از اجرای این قرارداد شد. بنابراین اکنون ایران محتمل ترین گزینه برای خرید این سامانه ها به شمار می رود.
واشنگتن پیشتر به سردی با تحویل سامانه های "تور ام یک" روسی به ایران برخورد کرد. این در حالی است که برد این موشک ها محدود به 12 کیلومتر و صرفا قادر به شناسایی و انهام اهدافی تا ارتفاع 6 کیلومتری است.
با این حال برد موشک های S-300PMU-1 به 300 کیلومتر می رسد و در عین حال قادر به انهدام اهدافی در ارتفاع 27 کیلومتری است. این موشک ها برخلاف موشک های "تورم ام یک" قادرند جنگنده بمب افکن های آمریکایی را به سادگی هدف قرار دهند.
برپایه این گزارش تحلیلگران مستقل بر این باورند که تحویل سامانه های اس 300 به ایران اولا نیازهای این کشور و ثانیا راهبردهای سیاست خارجی روسیه را تحقق می بخشد.
"ماکسیم پیادیشکین" سردبیر نشریه هوا و فضای "روسیه/سی آی اس آبزرور" گفت: "خرید این سامانه ها برای ایران کاملا منطقی است و در راستای سیاست بروزرسانی سیستم دفاع هوایی این کشورصورت می گیرد."
وی افزود: "از سوی دیگر این قرارداد متناسب با راهبرد شرکت صادرات تسلیحات روسیه است."
"ایوان سافرانچوک" مدیر موسسه امنیت جهانی در مرکز مسکو نیز اظهار داشت: "روسیه در ارتقای قابلیت های دفاعی ایران و سوریه ثابت قدم است و هدف از آن مقابله با طرح های آمریکا برای اقدام نظامی در خاومیانه محسوب می شود."
وی افزود: "مسکو به محض اینکه احساس کند که آمریکا ممکن است نهایتا تصمیم به حمله به ایران بگیرد سعی خواهد کرد با هدف کاهش تنش ها ایران را به ادامه همکاری با آژانس انرژی هسته ای درباره فعالیت های اتمی خود متقاعد سازد."
December 27, 2007
امنیت در عراق؛ اختلافات در آمریکا بر سر نقش ایران
رادیوفردا: روزنامه آمریکایی وال استریت جورنال در شماره روز چهارشنبه، ۲۶ دسامبر، با انتشار گزارشی از بروز اختلاف میان پنتاگون و وزارت امور خارجه بر سر نقش ایران در برقراری امنیت در عراق خبر داده است.
این روزنامه می نویسد: مقامات پنتاگون و وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا که مدتها بر سر اداره جنگ عراق و بازسازی آن کشور با یکدیگر اختلاف داشته اند، اکنون با مجادله ای جدید روبرو شده اند.
اختلاف جدید آنها درباره ایران و میزان اعتبار بخشیدن به دولت آن کشور، به خاطر بهبود وضعیت امنیتی اخیر در عراق است.
این اختلاف نشانگر حس بلاتکلیفی دولت آمریکا، در رابطه با چگونگی تفسیر کاهش قابل توجه در تعداد حملات ستیزه جویانه در عراق است. زیرا بخش عمده این حملات توسط بمب های کنارجاده ای انجام می شود که به گفته مقامات آمریکایی ساخت ایران هستند و این حملات طی ماه های اخیر بیش از پنجاه درصد کاهش یافته است. میزان تلفات سربازان آمریکایی نیز متعاقبا کمتر شده است.
«مقامات پنتاگون و وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا که مدتها بر سر اداره جنگ عراق و بازسازی آن کشور با یکدیگر اختلاف داشته اند، اکنون با مجادله ای جدید روبرو شده اند. اختلاف جدید آنها درباره ایران و میزان اعتبار بخشیدن به دولت آن کشور، به خاطر بهبود وضعیت امنیتی اخیر در عراق است.»
وال استریت جورنال
دوست یا دشمن؟
- موضوع بحث: عدم توافق مقامات پنتاگون و وزارت امور خارجه آمریکا در رابطه با اینکه تا چه اندازه باید به دولت ایران به خاطر پیشرفت های امنیتی درعراق اعتبار ببخشند.
- استدلال ها: مقامات وزارت امور خارجه آمریکا معتقدند که ایران جریان ورود سلاح به داخل عراق را مسدود کرده است. از سوی دیگر مقامات وزارت دفاع آمریکا می گویند هنوز برای ابراز اطمینان نسبت به این مسئله بسیار زود است.
- مسئله اصلی: دولت آمریکا در حال سنجیدن این مسئله است، که آیا باید زمینه گفت و گوهای گسترده با دولت ایران را فراهم کند یا نه. گروه بزرگی از مقامات ارشد وزارت امور خارجه آمریکا می گویند که دولت ایران برای مسدود ساختن جریان ورود اسلحه به داخل عراق و برای فشار وارد آوردن به بزرگترین گروه های ستیزه جوی شیعی آن کشور، ازجمله جیش المهدی وابسته به مقتدی صدر گام هایی برداشته است.
برخی از این مقامات می گویند: دولت آمریکا باید درواکنش به این اقدام دولت ایران، مذاکرات دیپلماتیک وسیع تری را با آن کشور آغاز کند.
درعین حال رابرت گیتس، وزیر دفاع ایالات متحده آمریکا و چندین تن از دستیاران ارشد او در پنتاگون می گویند: هنوز برای این نتیجه گیری، که دولت ایران برای انجام تغییر رویه در عراق یک تصمیم استراتژیک گرفته است خیلی زود است.
بسیاری از مقامات ارتش آمریکا معتقدند که علیرغم کاهش تعداد حملات ستیزه جویانه علیه نیروهای آمریکا در عراق، جریان ورود اسلحه به داخل خاک آن کشور همچنان ادامه دارد و شورشیان شیعی در حال انبار کردن این سلاح ها برای استفاده های آتی هستند.
روزنامه وال استریت جورنال به نقل از یک مقام ارشد ارتش آمریکا درعراق می نویسد: «ما شاهد علائم بارزی در زمینه کاهش استفاده از مواد منفجره جی.ای.ام ( ساخت ایران) درعراق هستیم. اما دیدن علائم روشن در رابطه با اینکه آیا این کاهش به این خاطر است که ایران موج ورود این اسباب بازی ها را بسته است یا نه، دشوار است.»
اختلافات و آینده سیاست ها در قبال ایران
اختلاف میان مقامات پنتاگون و وزارت امور خارجه در سیاست های آینده دولت آمریکا علیه ایران نقش قابل توجهی را خواهد داشت.
شماری از مقامات وزارت امور خارجه آمریکا، با استدلال به اینکه کمک ایران برای ایجاد امنیت در عراق، اساس بهبود روابط سرد میان ایران و آمریکا خواهد بود، بر ایجاد یک رابطه دیپلماتیک با ایران اصرار می ورزند.
اما مقامات پنتاگون در مغایرت با این تفکر خط مشی محتاطانه تری را نسبت به ایران توصیه می کنند، و چنین استدلال می کنند که دولت آمریکا باید پیش از آغاز یک مذاکرات گسترده با ایران، مدارک روشن تری بدست آورد که ثابت می کند دولت ایران حقیقتا تصمیم نهایی خود را برای همکاری با آمریکا در ایجاد یک ثبات دائمی در عراق گرفته است.
به گفته مقامات آمریکایی، میزان حملات خشونت بار در عراق به طور قابل ملاحظه ای کاهش یافته است. ولی نصر، کارشناس مسائل ایران در شورای روابط خارجی، که سازمانی پژوهشی بی طرف در شهر نیویورک است به وال استریت جورنال می گوید: آمریکا و ایران اکنون به اندازه کافی از منافع مشترک برخوردارند تا بتوانند مذاکرات مستقیم ارزنده ای را با یکدیگر انجام دهند.
به گفته آقای نصر، دوران پس از جنگ عراق مدتهاست که برای ایران وضعیت دشواری بوجود آورده است. رهبران ایرانی زمانی با توجه به حضور نیروهای ۱۵۰ هزار نفری آمریکا در عراق احساس می کردند که باید با کمک به شورشیان شیعی در داخل عراق از یک حمله نظامی آمریکا به ایران جلو گیری کنند.
اما ولی نصر همچنین می گوید: با توجه به رابطه خوب مقامات دولت ایران با شیعیان عراق، که از سال ۲۰۰۳ تاکنون در مسند قدرت قرار دارند، رهبران ایرانی نیز متقاعد شده اند که آنها باید برای جلوگیری از فروپاشی کامل عراق گام هایی بردارند، به دولت مرکزی عراق کمک کنند و شورشیان رقیب شیعی را از نبرد بر سر پول و قدرت بازدارند.
تفاوت دیدگاه ها
وال استریت جورنال می نویسد: تفاوت میان پنتاگون و وزارت خارجه آمریکا بر سر ایران در روزهای اخیر به وضوح احساس می شود.
آقای گیتس روز جمعه به خبرنگاران گفت: «تاکنون» شاهد مدارک متقاعد کننده ای نبوده است که ثابت کند ایران جریان ورود اسلحه به خاک عراق را مسدود کرده است.
«اگر وزارت امور خارجه آمریکا نهایتا با انجام مذاکرات با دولت ایران بدون تعلیق برنامه اتمی آن کشور موافقت کند، تعجب نخواهند کرد. زیرا مقامات کاخ سفید قبلا نیز سیاست های مشابه ای را نسبت به کره شمالی و سوریه به پیش گرفته اند. »
پاره ای از مقامات سابق آمریکا
در گزارش جدید مشابهی که از سوی پنتاگون در رابطه با عراق منتشر شده ، آمده است که «در کمک های غیر قانونی آموزشی و مالی دولت ایران به ستیزه جویان شیعی عراقی کاهش قابل شناسایی صورت نگرفته است.»
مقامات وزارت امور خارجه آمریکا از سوی دیگر رویه بسیار متفاوتی را در این باره در پیش گرفته اند.
به نوشته این روزنامه آمریکایی، رایان کروکر سفیر ایالات متحده در عراق روز یکشنبه به خبرنگاران در بغداد گفت: «علائمی بدست آمده است که نشان می دهد دولت ایران از نفوذ خود برای کاهش خشونت های شورشیان افراطی شیعی استفاده می کند.»
این اظهار نظر از سوی دیوید ساترفیلد، یک مقام ارشد وزارت امور خارجه آمریکا در عراق نیز منعکس شد.
تحسین و تمجید مقامات وزارت امور خارجه آمریکا از اقدامات اخیر دولت ایران در حالی ابراز می شود که دولت بوش تلاش می کند سیاست های خود در قبال ایران را، پس ارزیابی های اخیر سازمان های اطلاعاتی این کشور درباره کم خطر پنداشتن برنامه اتمی ایران را، بار دیگر مورد سنجش قرار دهد.
وال استریت جورنال می نویسد: شماری از مقامات آمریکایی به طور خصوصی تصدیق کرده اند که ارزیابی های اخیر سازمان برآوردهای اطلاعاتی آمریکا موجب خراب شدن تلاش های دولت آمریکا برای اعمال تحریم های اقتصادی علیه دولت جمهوری اسلامی ایران شده است.
اما این اعتقاد نیز از سوی برخی از اعضای کابینه بوش وجود دارد که برآوردهای این سازمان می تواند دری را به روی مذاکرات مفید در ارتباط با برنامه اتمی ایران و فعالیت های آن کشور در عراق باز کند.
به نوشته این روزنامه، کاندوالیزا رایس، وزیر امور خارجه آمریکا لحن تند و تیز خود نسبت به ایران را پس از انتشار گزارش سازمان های اطلاعاتی این کشور، به طور قابل ملاحظه ای ملایم کرده است.
خانم رایس هفته گذشته، در یک کنفرانس مطبوعاتی جدید اظهار داشت:«آمریکا دارای دشمنان دائمی نیست» و افزود: «در صورتی که ایران فعالیت های غنی سازی اورانیوم خود را متوقف سازد، آماده دیدار با همتای ایرانی خود در هر کجای دنیا خواهد بود.»
روزنامه وال استریت جورنال در پایان می نویسد: شمار رو به رشدی از تحلیلگران سیاسی معقتدند که دولت آمریکا به خاطر ارزیابی های منتشر شده از سوی سازمان برآوردهای اطلاعاتی، نباید تعلیق برنامه اتمی ایران را شرط اصلی مذاکرات گسترده تر تلقی کند.
چند تن از مقامات پیشین دولت آمریکا می گویند: اگر وزارت امور خارجه آمریکا نهایتا با انجام مذاکرات با دولت ایران بدون تعلیق برنامه اتمی آن کشور موافقت کند، تعجب نخواهند کرد. زیرا مقامات کاخ سفید قبلا نیز سیاست های مشابه ای را نسبت به کره شمالی و سوریه به پیش گرفته اند.
اهانت کننده به قرآن، سیاستمدار سال هلند شد!
عصرایران: ویلدرز که عضو حزب آزادی (PVV) است ممنوعیت مهاجرت مسلمانان به هلند و منع ساخت مسجد در این کشور را خواستار شده است.
عصر ایران- یک نماینده پارلمان هلند که به مواضع ضد اسلامی و قرآنی معروف است در نظرسنجی صورت گرفته توسط شبکه دولتی NOS این کشور به عنوان "سیاستمدار سال هلند" برگزیده شد!
به گزارش عصر ایران (asriran.com) پایگاه اینترنتی شبکه msnbc با بیان این مطلب نوشت: "گیرت ویلدرز با ترکیب آرای مردمی و مطبوعات به عنوان سیاستمدار سال هلند برگزیده شده است."
آخرین پروژه ویلدرز، ساخت فیلمی کوتاه درباره کتاب قرآن است که انتظار می رود ماه آینده به نمایش درآید.
در این فیلم موهن ویلدرز بخش هایی از قرآن را که به گمان وی تحریک کننده "افراد بد برای انجام اقدامات بد" است به تصویر کشیده است.
وی در این خصوص گفته است: "با ساخت این فیلم تلاش می کنم نه تنها در کلام بلکه تصاویری را که در نظرم است نشان دهم."
این در حالی است که وزیران دادگستری و کشور هلند پیشتر از اقدام ویلدرز در ساخت این فیلم ضدقرآنی انتقاد کردند و در عین حال گفتند: "به دلیل وجود آزادی بیان (!) قادر به جلوگیری از ساخت این فیلم نیستند."
ویلدرز همچنین هجوم مهاجران مسلمان به هلند را به یک «سونامی اسلامی» تشبیه کرده و گفته بود: هلند اکنون بر اثر هجوم مسلمانان به یک باتلاق تبدیل شده است!
از سوی دیگر وی در اظهارنظری گستاخانه کتاب آسمانی قرآن را با کتاب "نبرد من" اثر هیتلر مقایسه کرده و خواهان ممنوعیت نشر آن در کشورش شده است.
ویلدرز که عضو حزب آزادی (PVV) است ممنوعیت مهاجرت مسلمانان به هلند و منع ساخت مسجد در این کشور را نیز خواستار شده است.
در حال حاضر یک میلیون نفر از جمعیت 16 میلیونی هلند را مهاجران مسلمان تشکیل می دهند.
اتهام دوباره دادستان آميا به ايران
بازتاب: آلبرتو نيسمان كه با دوريت بينيش رئيس دادگاه عالي قضايي اسرائيل ملاقات كرد گزارشي از حضور در نشست اخير اينترپل در مراكش و ارائه درخواست براي دستگيري چند مقام ايراني در رابطه با حادثه آميا را تسليم وي نمود.
آلبرتو نيسمان دادستان آرژانتيني پرونده آميا بار ديگر ايران را عامل انفجار سال 1994 در مقر انجمن اسرائيلي آرژانتين در بوينس آيرس دانست.
به گزارش فارس به نقل از روزنامه كلارين آرژانتين، آلبرتو نيسمان كه به فلسطين اشغالي سفر كرده است، روز گذشته مجدداً ايران را به دست داشتن در انفجار سال 1992 عليه سفارت اسرائيل در آرژانتين متهم كرد.
دادستان آرژانتيني مدعي شد؛ ايران دستور اين حملات را صادر كرد چرا كه كارلوس منم رئيس جمهور وقت آرژانتين قراردادهاي هستهاي با اين كشور را ملغي نمود.
آلبرتو نيسمان كه با دوريت بينيش رئيس دادگاه عالي قضايي اسرائيل ملاقات كرد گزارشي از حضور در نشست اخير اينترپل در مراكش و ارائه درخواست براي دستگيري چند مقام ايراني در رابطه با حادثه آميا را تسليم وي نمود.
داستان آرژانتيني كه از سال گذشته در پي وارد كردن اتهام به ايران در بين اسرائيلي ها شناخته شد با چند تن ديگر از مسئولان رژيم صهيونيستي نيز ديدار و گفتگو كرده است.
بی نظیر بوتو 'کشته شد'
بیبیسی:
وزارت کشور پاکستان اعلام کرد که بی نظیر بوتو، نخست وزیر سابق این کشور طی انفجاری که در اجتماع انتخاباتی در شهر راولپندی رخ داد، جان باخته است.
انفجار دقایقی پس از سخنرانی خانم بوتو رخ داد، گزارشهای اولیه حاکی از زخمی شدن او بود اما وزارت کشور پاکستان اعلام کرده که وی در اتاق عمل در بیمارستانی در راولپندی درگذشته است.
بر اثر این انفجار که گفته می شود انتحاری بوده، غیر از خانم بوتو دستکم هشت نفر دیگر نیز کشته شدند، اگرچه برخی از منابع پلیس پاکستان تعداد کشته شدگان را پانزده نفر گفته اند.
بی نظیر بوتو در هیجدهم اکتبر گذشته پس از چند سال دوری از کشور به پاکستان برگشت و هنگام ورود او انفجاری در محلی که از وی استقبال شد رخ داد که در جریان آن تعدادی کشته شدند.
برنامه خاتمي در بم غيرقانوني ميشود؟
بازتاب: روز گذشته، برخي پلاكاردهاي اطلاعرساني اين برنامه در شهر بم، كنده شده و امروز در بم شنيده ميشود شوراي تأمين با برگزاري اين برنامه مخالفت كرده است.خاتمی حدود ساعت 11 وارد بم شد و با شعار «صل علی محمد» مورد استقبال مردم این شهر قرار گرفت. همراهان خاتمی بر برگزاری برنامه دیدار با مردم اصرار دارند.
شنيدههاي خبرنگار «تابناك» كه در بم حضور دارد، از جلسه شوراي تأمين بم و تصميم اين شورا براي ارايه ندادن مجوز به اجراي برنامه خاتمي در بم حكايت دارد.
بنا بر اين گزارش، قرار بود خاتمي بر اساس برنامه قبلي، امروز همزمان با چهارمين سالگرد زلزله بم، وارد اين شهر شده و در مسجد رسول(ص) اين شهر با مردم ديدار و براي آنان سخنراني كند.
حضور خاتمي در ميان مردم شهر زلزله زده بم؛ هشتم دي ماه 1382
با اين حال، روز گذشته، برخي پلاكاردهاي اطلاعرساني اين برنامه در شهر بم، كنده شده و امروز در بم شنيده ميشود شوراي تأمين با برگزاري اين برنامه مخالفت كرده است.
اين در حالي است كه هماكنون خاتمي در راه كرمان ـ بم بوده و قرار است پس از فاتحهخواني در گلزار شهدا و مزار قربانيان زلزله دلخراش بم، بعدازظهر امروز براي مردم سخنراني كند.
گفته ميشود، فرماندار بم نيز شهر را ترك كرده است.
بر اساس آخرین خبر، خاتمی حدود ساعت 11 وارد بم شد و با شعار «صل علی محمد» مورد استقبال مردم این شهر قرار گرفت. همراهان خاتمی بر برگزاری برنامه دیدار با مردم اصرار دارند.وی در بدو ورود به شهر بم با توجه به فرارسیدن وقت نماز با حضور در مسجد امام خمینی(ره) این شهر نماز ظهر و عصر خود را به امامت حجت الاسلام طاحونی امام جمعه بم اقامه نمود.
گفتنی است بر اساس برنامه ، ساعت 14:30 امروز سید محمد خاتمی در مسجد جامع صاحب الزمان شهر بم سخنرانی خواهد کرد.
عمادالدین باقی از زندان به بيمارستان منتقل شد»
رادیوفردا:
عمادالدين باقی، روزنامه نگار و رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان، به دلیل آنچه نا مساعد بودن «حال عمومی» خوانده شده، از زندان اوین به بیمارستانی در تهران منتقل شده است.
مدیرکل زندان های استان تهران گفت :«حال عمومی عمادالدین باقی مساعد نبود و وی به يکی از بيمارستانهای تهران منتقل شده است».
به گزارش خبرگزاری ایسنا، سهراب سليمانی، مدیرکل زندان های استان تهران، روز چهارشنبه با اشاره به انتقال آقای باقی به بیمارستانی در تهران، افزود:«عمادالدین باقی امشب به زندان باز می گردد».
خانواده عمادالدين باقی روز چهارشنبه پنجم دی ماه از وخامت اوضاع جسمی وی در زندان اوین خبر داده بودند.
در همین حال برخی خبر های تایید نشده حاکی از آن است که آقای باقی «زیر دوش حمام در زندان دچار حمله قلبی» شده و هم اکنون «در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان قمر بنی هاشم» بستری است و «حال وی رو به بهبود است».
عمادالدين باقی پس از تحمل سه سال زندان، در چهار سال گذشته، ۲۳ بار به دادگاه احضار يا محاکمه شده است که آخرين جلسه آن روز يکشنبه ۲۲ مهر ماه ۱۳۸۶ بود و در همان روز به اتهام آنچه «ادامه فعاليت های خود در خصوص توهين به مقامات و تبليغ عليه نظام و اقدام عليه امنيت ملی» خوانده شده، بازداشت شد.
تماس تلفنی نا تمام
به گفته خانواده آقای باقی، وی در تماسی تلفنی با خانه به همسر و فرزندانش اطلاع داده که «در وضعيت جسمی نامناسبی به سر می برد» و به همين دليل تماس تلفنی آقای باقی با همسرش ناتمام مانده است.
خانواده آقای باقی از صبح روز چهارشنبه به مقابل زندان اوين رفته بودند تا بتوانند با وی ملاقات کنند.
محمد قوچانی، روزنامه نگار و داماد آقای باقی در گفت و گو با راديو فردا در اين باره می گوید: «چهارشنبه، امروز وکيل آقای باقی قرار ملاقات با وی داشته است، طبق قرار به زندان مراجعه کرده و تا محل سالن ملاقات هم می رود اما در آنجا به او اعلام می شود که آقای باقی در حال بازجويی است و نمی تواند با وکيلش ملاقات کند. همزمان آقای باقی به منزل خود تلفن می کند و به همسرش، فاطمه کمالی احمد سرايی می گويد که به وکيل مدافع او بگويد به زندان بازگردد.»
داماد عمادالدين باقی در ادامه درباره آنچه وی در تماس تلفنی با همسرش گفته می گويد:«آقای باقی به همسرش می گويد که حالش بسيار بد است و حتی نمی تواند به صحبت کردن ادامه دهد و حتی تعبيری به کار می برد که همسر و خانواده آقای باقی به شدت نگران می شود.»
اين روزنامه نگار در ادامه می گوید:«تعبيری که آقای باقی به کار برده است، اين بوده که اگر رسيدگی جزيی که در زندان اوين وجود دارد نبود، او از دست رفته بود.»
«عمادالدین باقی در تماس تلفنی از زندان به همسرش می گويد که حالش بسيار بد است و حتی نمی تواند به صحبت کردن ادامه دهد و حتی تعبيری به کار می برد که همسر و خانواده آقای باقی به شدت نگران می شود.»
محمد قوچانی
بعد از اين تماس تلفنی، وکيل مدافع و همسر آقای باقی به زندان اوين مراجعه می کنند ولی موفق به ديدار با او نمی شوند.
محمد قوچانی در ادامه می افزايد:« هيچ کس نتوانسته است هيچ تماسی با آقای باقی بگيرد. همسر و وکيل آقای باقی با قاضی و مقامات زندان اوين ديدار کرده اند و برخی از مقامات هم سعی کرده اند از مقامات قضايی وقت بگيرند که آقای باقی بتواند حتی تماسی تلفنی با خانواده اش داشته باشد و آنها را از وضعيت خود آگاه کند.»
محمد قوچانی، روزنامه نگار و داماد عمادالدين باقی در ادامه گفته بود به هنگام تماس تلفنی، فردی همراه آقای باقی بوده که تاکيد کرده خانواده اش به زندان مراجعه کنند.
او اضافه کرده بود:« وی فردی نيست که خانواده اش را نگران کند و تماس وی و تاکيد فردی که احتمالا بازجو بوده و به هنگام تماس تلفنی همراه آقای باقی بوده است، مبنی بر اينکه خانواده او حتما به زندان مراجعه کنند، نشان می دهد که وضعيت آقای باقی مناسب نيست.»
اين عضو خانواده عمادالدين باقی با ابراز نگرانی از وضعيت پدر همسرش گفته بود:«ما کسی را متهم نمی کنيم فقط نگران هستيم و نمی خواهيم مشکلی برای نظام و کشور بوجود بيايد، ما فقط می خواهيم از حال آقای باقی خبردار شويم.»
با اين حال محمد قوچانی گفته بود: مقامات زندان و قضايی پاسخی به خانواده عمادالدين باقی نداده اند:«هيچ جوابی به ما نمی دهند، ما هم به زندان اوين مراجعه کرديم، هم به دادگاه انقلاب رفتيم، وکيل آقای باقی با مسوولين دادگاه ديدار کرده و علی رغم اينکه برخی از مقامات تلاش کرده اند که تماس تلفنی محدودی برقرار شود تا خانواده آقای باقی از حال وی مطلع شوند، چنين اجازه ای به ما داده نشده است.»
وی با اشاره به وضعيت وخيم جسمی آقای باقی به گفته خودش در تماس تلفنی با منزل گفته بود:«حتی ما بعيد نمی دانيم که آقای باقی در يکی از بيمارستان های تهران بستری باشد. ما فقط می خواهيم واقعيت را بدانيم و با او عيادت کنيم و از سلامتی آقای باقی مطلع شويم.»
در همين حال پيش از تماس تلفنی عمادالدين باقی با منزل، خانواده وی با انتشار نامه ای ضمن ارائه گزارشی از وضعيت اين زندانی سياسی تاکيد کرده بودند که وی در بازداشتگاه امنيتی نگهداری می شود.
در اين نامه آمده است:« ۴۷ روز از بازداشت عمادالدين باقی می گذرد بدون آنکه کسی درباره وضعيت او در زندان اوين پاسخگو باشد يا متناسب با وظايف قانونی قوه قضاييه در شرايط زندان او تغييری ايجاد شود.»
خانواده عمادالدين باقی، روزنامه نگار و رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان، در ادامه اين نامه نوشته اند:« قرار گرفتن عمادالدين باقی در بازداشتگاه بدون آنکه قرار بازداشتی وجود داشته باشد خلاف موارد مصرح آيين دادرسی کيفری است و طبق قانون مجازات اسلامی، مستلزم کيفر برای متخلفين از قانون است که در مواد ۵۷۰ و ۵۷۲ قانون مجازات اسلامی قيد شده است.»
به گفته صالح نيکبخت، وکيل عمادالدين باقی، آقای باقی به دليل محکوميت يک ساله ای که در سال ۱۳۸۲ از طرف شعبه شش دادگاه انقلاب صادر شده بود، زندانی شده است. به گفته او اين محکوميت ابتدا تعليقی بوده و سپس تعزيری شده بود.
تحليلگران سياسی دستگيری آقای باقی را بيشتر با «فعاليت های اخير وی در انجمن دفاع از حقوق زندانيان و اعتراضات اخير وی نسبت به شيوه صدور و اجرای برخی از احکام قضايی» مرتبط می دانند.
سازمان ديده بان حقوق بشر، سازمان گزارشگران بدون مرز و برنامه نظارت بر حمايت مدافعان حقوق بشر در اواخر مهر ماه در سه اطلاعيه جداگانه از سرکوب مدافعان حقوق بشر در ايران انتقاد کرده و نسبت به بازداشت آقای باقی اعتراض کرده اند.
ماه گذشته عمادالدين باقی در ملاقات با خانواده خود گفت که از روز يکشنبه سيزدهم آبان ماه در زندان تحت بازجويی است و از آنجا که مرحله قانونی بازجويی های وی به پايان رسيده، ديگر حاضر به پاسخگويی به چنين بازجويی هايی نيست.
آقای باقی از آذرماه تا کنون ممنوع الملاقات شده است.
عمادالدين باقی، فعاليت های مطبوعاتی خود را از سال ۱۳۶۲ با روزنامه های کيهان و اطلاعات آغاز کرد.
او از سال ۱۳۷۰ به مدت هشت سال با روزنامه های سلام، همشهری و فصلنامه ضميمه کار کرد.
اوج کار وی با روزنامه های توس و جامعه بود. وی همچنين در روزنامه های نشاط و عصر آزادگان به عنوان عضو شورای سياست گذاری فعاليت می کرد.
عمادالدين پيش از اين و در سال ۱۳۷۹ همزمان با تعطيلی گسترده نشريات در ايران، يک بار ديگر دستگير و زندانی شده بود.
بيشتر اتهام ها و شکايت هايی که در دادگاه عليه او مطرح شده است، مربوط به پژوهش هايی است که وی درباره قتل های فعالان سياسی و نويسندگان دگر انديش معروف به «قتل های زنجيره ای پاييز ۱۳۷۷» انجام داده بود.
وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، صدا و سيما، نيروی انتظامی، علی فلاحيان، وزير اسبق اطلاعات، مصطفی پورمحمدی، قائم مقام وزير وقت اطلاعات، سلطانی يکی ديگر از معاونان علی فلاحيان، مدير کل ازلاعات قم در زمان فلاحيان، فيروز اصلانی، وکيل روزنامه کيهان و محتشمی، مدير مسوول «يالثارات» نشريه انصار حزب الله و مدعی العموم جزو شاکيان عمادالدين باقی بوده اند
اسیدپاشی برای تهدید منتقدان استاندار!
خُسن آقا: از قرار معلوم دولت همه اوباش و اراذل را اعدام نکرده بلکه بعضی را برای همکاری در دولت به دولت دعوت کرده.
عصرایران: اقدام اراذل و اوباش منطقه براي تهديد رسانه هاي محلي ايلام اقدامي هماهنگ و هدايت شده از سوي برخي محافل قدرت صورت مي گيرد
عصرایران - نماينده ايلام گفت كه برخي از نشريات محلي اين استان كه نقدهايي را به عملكرد استاندار اين استان دارند به تازگي مورد تهديدهاي جدي قرار گرفته اند.
داريوش قنبري در گفت و گو با خبرنگار عصر ايران(asriran.com) افزود: اخيرا روزنامه "صبح ايلام" كه نقدهايي را به عملكرد استاندار وارد كرده بود از سوي برخي از اوباش و اراذل منطقه مورد تهديد قرار گرفته و حتي اوباش اقدام به پاشيدن اسيد روي خودروي مسوول اين روزنامه كردند.
این عضو فراکسیون اقلیت مجلس تصريح كرد: يك هفته نامه اصولگرای استانکه چندي پيش نقدهايي را به مجموعه استانداري وارد كرده بود نيز چندين بار مورد تهديد برخي اراذل و اوباش قرار گرفته است.
نماينده ايلام تصريح كرد: اقدام اراذل و اوباش منطقه براي تهديد رسانه هاي محلي ايلام اقدامي هماهنگ و هدايت شده از سوي برخي محافل قدرت صورت مي گيرد.
شهد شیرین واردات شکر به کام چه کسانی می رود؟ پاسخهای غیر قابل قبول دولت در توجیه واردات بیرویه شکر
خُسن آقا: اینکه سایت آفتاب که وابسطه به هاشمی است به مافیای شکر اشاره میکند نشان از آن دارد که واردات شکر در دستان گروه مقابل ایشان است وگرنه در دزدی و چپاول ملت آقای هاشمی حرف اول را میزنند.
آفتاب: تصمیم دولت نهم در ابتدای سال 85 مبنی بر کاهش 130 درصدی تعرفه واردات شکر موجب شدهاست که سطح زیرکشت چغندر قند در سال جاری 30 درصد کاهش یافته و در نتیجه تولید چغندرقند نیز از 3/6 میلیون تن به 3/4 میلیون تن کاهش یابد. این امر موجبات از دست رفتن فرصتهای شغلی و زیانهای فراوان به کشاورزان شدهاست.
این مساله همچنین سبب شد که شکر تولیدی کارخانههای تولید شکر در انبارهای این کارخانهها انباشت شود و از طرف دیگر عدم فروش شکر تولیدی موجب شد که کارخانههای تولید شکر توان پرداخت مطالبات چغندرکاران را نداشته باشند.
از سوی دیگر این مساله بحرانهای کارگری در کارخانههای تولید شکر به خصوص کارخانه نیشکر در خوزستان که دارای حجم وسیعی از نیروهای کارگری است را در پی داشت.
«علی مزروعی» کارشناس اقتصادی در گفتوگو با خبرنگار سیاسی آفتاب در خصوص پیامدهای تصمیم دولت مبنی بر کاهش 130 درصدی تعرفه
” مزروعی پاسخ مقامات دولتی در توجیه واردات بیرویه شکر را قانع کننده نمیداند ... “
شکر و دلایل اتخاذ این تصمیم میگوید «به نظر میرسد در دولت نهم غلبه سیاستهای تجاری و بازرگانی بر سیاستهای تولیدی موجبات چنین وضعیتی را فراهم آورده و از سوی دیگر به دلیل درآمد نفتی بالایی که از فروش نفت نصیب دولت نهم شده امکان این واردات بیرویه را فراهم کرده است که آثار منفی کوتاه مدت و بلندمدت در پی دارد.
عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس ششم تصریح کرد: مصرف سالانه کشور تقریبا 8/1 تا 9/1 میلیون تن شکر در سال است که تولید داخلی برای تامین شکر در سالهای گذشته همواره بین 2/1 تا 3/1 میلیون تن بوده و برای تنظیم بازار، سالانه حدود 600 هزار تن شکر وارد شده است.
به گفته وی، شکر وارد شده به کشور طی سالهای 80 تا پایان سال 84 معادل 3 میلیون تن بوده که متوسط سالانه همان 600 هزار تن بوده است. اما میزان شکر وارداتی در سال 85 که توسط وزارت بازرگانی و بخش خصوصی وارد شده، حدود 53/2 میلیون تن بوده که حدود 1 میلیون تن توسط وزارت بازرگانی و 5/1 میلیون تن توسط بخش خصوصی و در شش ماهه اول سال 86 حدود 1 میلیون تن شکر وارد شده است.
مزورعی افزود: مجموع این واردات حدود 5/3 میلیون تن است که بیش از میزان واردات در سالهای 80 تا پایان 84 است و در مجموع معادل با نیاز وارداتی 5 سال کشور است.
وی تاکید کرد: بدیهی است که این واردات بیرویه که ناشی از کاهش تعرفه شکر سفید
” میزان شکر وارداتی در سال 85 که توسط وزارت بازرگانی و بخش خصوصی وارد شده، حدود 53/2 میلیون تن بوده که حدود 1 میلیون تن آن توسط وزارت بازرگانی انجام گرفته است... “
از 130 درصد به حدود 4 درصد و شکر خام از 100 درصد به صفر بوده مشکلات موجود در کشور در بخش کشاورزی را سبب شده است.
عضو دفتر سیاسی حزب مشارکت با اشاره به مشکلات به وجود آمده در بخش کشاورزی در نتیجه کاهش 130 درصدی تعرفه شکر توضیح داد: این مساله انباشت شکر در کارخانههای تولید شکر و عدم فروش شکر تولیدی آنها و در نتیجه عدم توان پرداخت مطالبات چغندرکاران را در پی داشت. همچنین کاهش 30 درصد سطح زیرکشت چغندرقند در سال جاری و در نتیجه کاهش تولید چغندرقند از 3/6 میلیون تن به 3/4 میلیون تن که موجبات از دست رفتن فرصتهای شغلی و ضرر به کشاورزان را در پی دارد از تبعات زیانبار این تصمیم است.
وی اضافه کرد: از سوی دیگر این تصمیم ایجاد بحرانهای کارگری در کارخانههای تولید شکر و به خصوص کارخانههای نیشکر در خوزستان که دارای حجم وسیعی از نیروهای کارگری است را در پی داشت.
مزروعی پاسخ مقامات دولتی در توجیه واردات بیرویه شکر را قانع کننده نمیداند و میگوید: توجیه برخی مقامات دولتی این بوده که چون احتمال این که تحریمها شدت بگیرد و واردات برخی اقلام مشکل شود با این واردات در پی ذخیرهسازی این کالاها بودهاند که به اعتقاد من این توجیه پذیرفته نیست چرا که این واردات باید اثرات خود را در کاهش قیمت این اقلام نشان میداد در حالی که قیمت شکر نه تنها کاهش نیافته بلکه افزایش هم داشته است.
مزروعی درباره این موضوع که بسیاری از کارشناسان اقتصادی و چهرههای شاخص دولتهای گذشته واردات بیرویه در دولت نهم را با سالهای 54 به بعد مقایسه میکنند و نیز سخنان هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه هفته گذشته مبنی بر اینکه «در رژیم گذشته هم کالاهای مصرفی واردات بیرویه داشته»، اظهار داشت: تردیدی نیست که واردات
” تردیدی نیست که واردات بیرویه طی دو سال و نیم گذشته که درآمد نفت به صورت افسانه ای بالا رفته مشابهت بسیار زیادی با سالهای 54 به بعد دارد. ... “
بیرویه طی دو سال و نیم گذشته که درآمد نفت به صورت افسانه ای بالا رفته مشابهت بسیار زیادی با سالهای 54 به بعد دارد.
عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس ششم در ادامه به رابطه نرخ رشد تولید ناخالص داخلی با میزان درآمد ارزی کشور و واردات اشاره و خاطرنشان کرد: در شرایطی که درآمد ارزی کشور بالا برود و واردات افزایش یابد، باید اثر خود را در افزایش نرخ رشد تولید نشان دهد.
وی بر این اساس توضیح داد: در دولت خاتمی میزان درآمد ارزی حاصل از فروش نفت که در اختیار دولت بوده، در طول هشت سال بالغ بر 175 میلیارد دلار بوده که از این میزان 15 میلیارد دلار در حساب ذخیره ارزی به صورت مانده تحویل دولت نهم شد.
به گفته وی، 6/166 میلیارد دلار ظرف هشت سال دولت خاتمی هزینه شده و تقریبا به همین میزان واردات صورت گرفته است. یعنی به طور متوسط هر سال 8/20 میلیارد دلار در دوره خاتمی واردات صورت گرفته و نرخ رشد متوسط تولید در آن 8 سال 5/4 درصد بوده است. در حالی که در دو سال 84 و85 درآمد حاصل از فروش نفت و گاز که در اختیار دولت بوده، 6/110 میلیارد دلار بوده و 15 میلیارد دلار هم در حساب ذخیره ارزی بوده که مجموع آن 6/125 میلیارد دلار است.
وی اظهار داشت: اگر مانده حساب ذخیره ارزی را در پایان سال 85 کم کنیم مفهوم آن این است که حدود 120 میلیارد دلار در سال 84 و85 توسط دولت نهم هزینه شده است.
مزروعی با اشاره به حجم واردات صورت گرفته در سال 84 و85 گفت: حجم واردات در این دو سال 3/82 میلیارد دلار بوده و این به مفهوم واردات متوسط سالانه 2/41 میلیارد دلار در مقابل 8/20 میلیارد دلار واردات دولت خاتمی است و در سایه چنین عملکردی نرخ رشد متوسط تولید سالانه در سال 84 و85 حدود 35/5 درصد حاصل شده است.
وی معتقد است: این مقایسه
” منابع گرانقیمت صرف هزینههای مصرفی و غیرتولیدی شده است. ... “
نشان میدهد که با وجود افزایش چشمگیر درآمد و هزینه ارزی دولت نهم و واردات به میزان دو برابر متوسط دوره خاتمی، نرخ رشد تولید در حد 85 صدم در واحد درصد رشد داشته است و این به مفهوم آن است که این منابع گرانقیمت صرف هزینههای مصرفی و غیرتولیدی شده است.
این کارشناس اقتصادی اضافه کرد: از نگاه دیگر سهم کالاهای مصرفی، واسطهای و سرمایهای در واردات به کشور کاملا به ضرر کالاهای سرمایهای و به نفع کالاهای مصرفی و واسطهای به هم خورده است به گونهای که در سال 83، 43 درصد این واردات به کالاهای سرمایهای تعلق داشته و 43 درصد کالاهای واسطهای و 14 درصد مصرفی بوده است.
وی ادامه داد: در حالی که واردات در سال 85 به 3/19 درصد سهم کالاهای سرمایهای کاهش پیدا کرده و در مقابل سهم واردات کالاهای واسطهای به 5/61 درصد و سهم کالاهای مصرفی به 2/19 درصد افزایش یافته و این ارقام کاملا نشان دهنده افزایش سهم کالاهای مصرفی و واسطهای و کاهش سهم کالاهای سرمایهای است.
مزروعی در ادامه به اثرات این مساله در اقتصاد کشور اشاره و خاطرنشان کرد: علیرغم مدعای دولت نهم که افزایش هزینههای بودجهای و ارزی برای افزایش کارهای عمرانی و سرمایهگذاری
” واقع با افزایش واردات به اشتغال و تولید در خارج از کشور کمک کردهایم. ... “
است این روند عملا موجب شده که نرخ رشد متوسط سرمایهگذاری طی دو سال و نیم عمر دولت نهم به 6/5 درصد در مقابل نرخ رشد متوسط سرمایهگذاری 11 درصدی دوران خاتمی کاهش پیدا کند .
وی افزود: این مساله همچنین موجب شده که نرخ اشتغال و تولید متناسب با این هزینهها افزایش نیابد و در واقع با افزایش واردات به اشتغال و تولید در خارج کمک کردهایم.
مزروعی خاطرنشان کرد: یکی از بحثهای بسیار جدی در این زمینه این است که ما جزو کشورهایی بودهایم که در کالاهای کشاورزی و صادرات آن مزیت داشتیم به خصوص در سالهای پس از انقلاب با نگرش رسیدن به خودکفایی تلاش شده جز در حد ضرورت در بخش کشاورزی واردات نداشته باشیم و بیشتر واردات هم برای اصلاح نهادههای کشاورزی مانند بذر و فرآوردههایی که به رشد تولید کمک کند مانند کود و مواد شیمیایی واردات صورت گرفته است.
وی تاکید کرد: تراز بازرگانی بخش کشاورزی ما در سالهای بعد از انقلاب تقریبا متعادل و قابل دفاع بوده به طور مثال تراز بازرگانی بخش کشاورزی در سال زراعی 83 و84 که سال پایانی دولت خاتمی بوده تراز بازرگانی منفی 201 میلیون دلار بوده یعنی 67/1 میلیارد دلار صادرات داشتیم و در مقابل 69/1 میلیارد دلار واردات داشتیم.
مزروعی اضافه کرد: این در حالی است که این تراز در سال زراعی 85 که حاصل عملکرد دولت نهم است به منفی 6/1 میلیارد دلار رسیده یعنی 09/2 میلیارد دلار صادرات و 7/3 میلیارد دلار واردات صورت گرفته و این بالاترین نرخ منفی تراز بازرگانی در بخش کشاورزی در سالهای پس از انقلاب است که علت این رخداد به واردات بیرویه شکر، برنج، میوه، پنبه، حبوبات و کالاهای کشاورزی برمیگردد.
December 26, 2007
لاوروف: ایران نیازی به غنی سازی اورانیوم ندارد
بیبیسی: یک مقام روسی گفته است که ایران احتیاجی به غنی سازی اورانیوم ندارد و روسیه برای قانع ساختن مقامات ایرانی در این زمینه تلاش می کند.
سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، در مصاحبه ای که روز چهارشنبه، 26 دسامبر (5 دی) در روزنامه روسی ورمیا نووستی منتشر شد گفته است که "ایران هیچ نیاز اقتصادی به ادامه برنامه غنی سازی اورانیوم ندارد و ما می کوشیم ایرانیان را قانع کنیم که این کشور از تعلیق غنی سازی اورانیوم منتفع خواهد شد."
آقای لاوروف در مورد منافعی که تعلیق غنی سازی برای ایران در پی خواهد داشت از آغاز فوری مذاکره با تمام شش کشور عضو گروه 1+5، از جمله ایالات متحده، نام برده است.
گروه 1+5 از پنج عضو دایم شورای امنیت سازمان ملل - آمریکا، روسیه، چین، بریتانیا و فرانسه - و آلمان تشکیل یافته و ماموریت آن هماهنگ کردن واکنش جهانی نسبت به برنامه های هسته ای جمهوری اسلامی عنوان شده است.
وزیر خارجه روسیه گفت که هدف از مذاکره ایران و اعضای گروه 1+5 "از میان بردن هر نوع سوء ظنی نسبت به وجود هدف دیگری مگر هدف های صلح آمیز در برنامه های اتمی ایران خواهد بود."
اظهار نظر وزیر خارجه روسیه در مورد تعلیق برنامه غنی سازی اورانیوم در ایران مخالف نظر مقامات جمهوری اسلامی در مورد ضرورت ادامه این برنامه برای تامین سوخت نیروگاههای هستهای دیگری است که قرار است در آینده احداث شود
آقای لاوروف اظهار داشته است که مقامات ایرانی از طریق مذاکره با گروه 1+5 می توانند آنان را قانع کنند که در صدد دستیابی به تسلیحات اتمی نیستند.
وزیر خارجه روسیه افزوده است که موافقت ایران با پیشنهاد تعلیق غنی سازی و مذاکره برای حل مساله هسته ای این کشور "به نفع تمامی طرف های مربوطه خواهد بود."
سخنان آقای لاوروف در حالی انتشار می یابد که هفته گذشته، روسیه اعلام داشت که تحویل سوخت هسته ای مورد نیاز نیروگاه بوشهر را آغاز کرده است.
ارسال سوخت هسته ای و حمایت آمریکا
وزارت خارجه روسیه در بیانیه اعلام آغاز تحویل سوخت به ایران، که روز 17 دسامبر انتشار یافت، اظهار نظر کرده بود که با توجه به شرایط جدید، جمهوری اسلامی می تواند فعالیت در زمینه غنی سازی را متوقف کند.
به گفته لاوروف رهبران روسیه از مقامات غربی خواسته اند از یکجانبه گرایی دست بردارند
ارسال سوخت هسته ای برای بوشهر با استقبال مقامات آمریکایی نیز مواجه شد و رئیس جمهور ایالات متحده گفت که جمهوری اسلامی دیگر دلیلی برای غنی سازی اورانیوم ندارد.
برخی ناظران گفتند که بیانیه وزارت خارجه روسیه به معنی هشداری به ایران در این مورد است که در صورتی که مصوبات شورای امنیت در مورد تعلیق غنی سازی را به اجرا نگذارد، دولت روسیه خود را موظف نخواهد دانست با تلاش غرب برای وارد کردن فشار بیشتر بر جمهوری اسلامی مخالفت کند.
در حالیکه کشورهای غربی جمهوری اسلامی را به تلاش برای تولید بمب اتمی در پوشش برنامه های صلح آمیز هسته ای متهم کرده و خواستار توقف غنی سازی اورانیوم در ایران شده اند، مقامات ایرانی هدف از این فعالیت را دستیابی به چرخه تولید سوخت اتمی دانسته و بر ادامه آن تاکید ورزیده اند.
وزیر خارجه روسیه در بخش دیگری از مصاحبه با روزنامه ورمیا نووستی گفته است که دولت وی به تعهدات خود در تکمیل طرح ساخت نیروگاه اتمی بوشهر عمل خواهد کرد.
وی با اشاره ای تلویحی به تاخیرهای مکرر در راه اندازی این نیروگاه گفت "در سال جاری، ما مشکلاتی با ایرانی ها داشتیم اما اینها مشکلات مالی بود و نه سیاسی که اینک رفع شده است."
به گفته آقای لاوروف، حل مشکلات مالی زمینه ارسال سوخت هسته ای برای نیروگاه بوشهر را فراهم کرد.
وزیر خارجه روسیه در مورد نحوه همکاری با ایران در اجرای طرح نیروگاه بوشهر گفته است که این طرح تحت نظر و با تضمین کامل آژانس بین المللی انرژی اتمی اجرا می شود.
شرط همکاری اتمی روسیه و ایران
وی افزوده است که "شرکای ما می دانند در صورتی که کمترین انحرافی از اصل نظارت مطلق آژانس بین المللی انرژی اتمی صورت گیرد، ما نیز همکاری خود را متوقف خواهیم کرد."
مقامات جمهوری اسلامی بر ادامه غنی سازی اورانیوم تاکید ورزیده اند
آقای لاوروف در مصاحبه با روزنامه ورمیا نووستی همچنین گفته است که مسایل مربوط به کوزوو، ایران، لبنان و خاورمیانه نمی تواند با تصمیم های یکجانبه حل و فصل شود و مستلزم رعایت اصل اتفاق نظر اعضای دایم شورای امنیت است که در منشور سازمان ملل نیز درج شده است.
در اشاره به موارد اختلاف نظر روسیه و کشورهای غربی عضو دایم شورای امنیت، وزیر خارجه روسیه گفته است که "در چارچوب همکاری بین المللی امکان ندارد که همه را به تبعیت از خط مشی تنها یکی از طرف های مربوطه ملزم کرد زیرا چنین رویکردی به حل مسایل منجر نمی شود بلکه آنها را غامض تر خواهد کرد."
سرگئی لاوروف بدون نام بردن از کشوری خاص گفت که از زمان خاتمه جنگ سرد، برخی گروه ها در غرب انتظار داشته اند که همه چیز براساس معیارهای غربی شکل بگیرد و افزود که "رئیس جمهور و سایر مقامات روسی از شرکای ما به طور خصوصی خواسته اند که از این عقیده دست بردارند و تلاش خود را بر اقدامات مشترک متمرکز سازند."
در ایران، خبرگزاری فارس بخش هایی از مصاحبه آقای لاوروف با روزنامه ورمیا نووستی را با عنوان "هدف اصلی 1+5 توقف غنی سازی اورانیوم ایران نیست" منتشر کرده و از قول وزیر خارجه روسیه نوشته است که هدف گروه 1+5 متقاعد شدن در این مورد است که برنامه هسته ای ایران هدف نظامی ندارد.
به گزارش این خبرگزاری، آقای لاوروف گفته است اعضای این گروه توافق کرده اند که تغییر حکومت ایران منظور نظر آنها نیست و افزوده که اگر آمریکاییان در صدد تغییر حکومت ایران باشند، روسیه با آن مخالف است.
پس از انتشار خبر ارسال سوخت اتمی روسیه به ایران، تعدادی از مقامات ایرانی این اقدام را گامی در راه اجرای تعهد روسیه به تکمیل طرح بوشهر توصیف کردند و به این ترتیب، ارتباط احتمالی این اقدام با توقف برنامه غنی سازی اورانیوم را نادیده گرفتند.
به گفته آنان، هدف از غنی سازی اورانیوم در داخل، تولید سوخت هسته ای برای تعداد دیگری از نیروگاه های اتمی است که ایران قصد دارد آنها را با اتکای به دانش و منابع داخلی یا یا مشارکت با شرکت های خارجی احداث کند.
محسنی اژه ای شنود جلسات مقامات را «بلوف» خواند
رادیوفردا: به رغم درخواست ایران از آمریکا برای توضیح درباره شنود مکالمات مقامات ایرانی، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی ادعای واشینگتن در این زمینه را «یک بلوف» خواند.
روزنامه نیویورک تایمز در شماره ششم دسامبر، از مسئولان سازمان های اطلاعاتی آمریکا نقل کرده بود که سازمان ملی برآوردهای اطلاعاتی آمریکا (NIE) گزارش اخیر خود درباره فعالیت های حساس هسته ای در ایران را، بر پایه اطلاعاتی گرد آوری کرده است که از جلسات مسئولان بلندپایه نیروهای مسلح جمهوری اسلامی شنود کرده است.
به گزارش خبرگزاری های داخلی ایران، غلامحسین اژه ای، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی روز چهارشنبه در حاشیه نشست هیأت وزیران در پاسخ به پرسش خبرنگاران، این گفته را که مبنای گزارش اخیر NIE شنود مکالمه های مقام های بلندپایه ایرانی بوده است «یک بلوف» خواند.
آقای اژه ای به خبرنگاران گفت: «این موضوع تنها یک بلوف است و شما روی آن حساب نکنید.»
این اظهارات در حالی صورت می گیرد که پیش از این، وزير امور خارجه ایران با ارسال نامه ای به سفارت سویيس در تهران (به عنوان حافظ منافع آمريکا در ايران) از واشینگتن درباره آنچه «جاسوسی هسته ای در ايران» خواند، توضیح خواسته بود.
«روزی که گزارش منتشر شد، وزارت خارجه طی يادداشتی به سفارت سویيس اعتراض کرد و از اين سفارتخانه خواست به ايران توضيح دهد مسئله جاسوسی که صورت گرفته چيست.»
وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی
حدود سه هفته پیش، آقای متکی در نشست بررسی روند پرونده هسته ای ايران در دانشگاه امير کبير گفته بود: «روزی که گزارش منتشر شد، وزارت خارجه طی يادداشتی به سفارت سویيس اعتراض کرد و از اين سفارتخانه خواست به ايران توضيح دهد مسئله جاسوسی که صورت گرفته چيست.»
وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران درپاسخ به سؤالی در باره اينکه نهادهای اطلاعاتی آمريکا چطور به اطلاعات هسته ای ايران دسترسی پيدا کرده اند گفته بود: «در اين گزارش گفته شده آنها از طريق ماهواره های جاسوسی و اقدامات جاسوسی به اين اطلاعات دسترسی پيدا کرده اند.»
آقای متکی در آن نشست همچنین گفته بود: سازمان های اطلاعاتی آمریکا سعی دارند «با کسانی که از لحاظ فنی به نوعی با بحث هسته ای مرتبط هستند» ارتباط برقرار کنند.
سازمان ملی برآوردهای اطلاعاتی آمريکا روز سوم دسامبر سال جاری در آخرين گزارش خود تصريح کرده بود: «جمهوری اسلامی ايران تا سال ۲۰۰۳ ميلادی در تلاش بوده تا سلاح هسته ای توليد کند، اما اين تلاش ها را همان زمان متوقف کرده است.»
اين سازمان گزارش تازه خود را بر اساس رشته اطلاعاتی که از ۱۶ سازمان امنيتی آمريکا تنظيم کرده است.
در این گزارش اشاره شده است که «طی دوسال اخير احتمالا درباره اهداف برنامه هسته ای ايران بزرگنمايی شده باشد»، ولی در عین حال می افزايد: ايران در سال ۲۰۱۵ قادر خواهد بود که بمب اتمی توليد کند.
رهبر عراقی: کویت تقصیر ندارد، همه چیز زیر سر ایران است!
عصرایران: وی مدعی شد: "در واقع این ایران است که سبب می شود کویت به دخالت در امور داخلی عراق متهم شود."
عصر ایران- یک رهبر شیعه عراق ادعا کرد: "کویت هیچگونه مداخله ای در امور داخلی عراق ندارد و در واقع ایران عامل متهم ساختن کویت به حمایت از قوانین خودمختاری در جنوب عراق محسوب می شود."
به گزارش عصر ایران (asriran.com) به نقل از روزنامه کویت تایمز، "رضا الرضا"، دبیرکل سازمان شیعیان جعفری عراق در سخنانی اظهار داشت: " کویت در امور داخلی عراق دخالت نمی کند و این تصور مقامات عراقی که سازمان اطلاعات کویت پیش از این در نقاط جنوبی عراق از جمله استان های بصره و میسان فعال بوده اشتباه است."
وی مدعی شد: "در واقع این ایران است که سبب می شود کویت به دخالت در امور داخلی عراق متهم شود."
الرضا که از جمله حامیان گروهک تروریستی منافقین در عراق به شمار می رود در ادامه ادعاهای خود خاطرنشان کرد: "ایران تنها کشوری بود که از شیخ کاظم العنیزان عراقی خواست اخیرا بیانیه ای در خصوص مداخله سازمان اطلاعات کویت در عراق و حمایت این کشور از قوانین خودمختاری در مناطق جنوبی صادر کند."
وی افزود: "چنین بیانیه های با هدف تحریک رژیم های عربی در منطقه صادر می شود."
الرضا همچنین برخی مقامات عالی رتبه دولت کنونی عراق را به عنوان "خدمتگذار" ایران نامید.
گفتنی است برخی عراقی ها پیش از این کویت را به دخالت در امور کشورشان متهم کرده بودند.
مهدوي كني: در صدد خلع هاشمي رفسنجاني از رياست خبرگان نیستم
عصرایران: در يكي از محافل خصوصي از خود آيت الله مهدوي كني نقل شده است كه حضور وي در مجلس خبرگان رهبري به معناي تلاش او براي كسب تصدي پست رياست اين مجمع نيست.آيت الله مهدوي كني بارها در محافل عمومي و خصوصي بر لزوم حفظ وجهه شخصيت هاي نظام از جمله هاشمي رفسنجاني تاكيد كرده است.
عصر ایران - علي عسگري نماينده مردم مشهد در مجلس شوراي اسلامي گفت: حضور موثر آيت الله مهدوي كني در انتخابات مياندوره اي خبرگان رهبري با درخواست و دعوت جمعي از علما و روحانيون صورت گرفته است.
وي در گفت و گو با خبرنگار عصر ايران(asriran.com) افزود: هدف چهره برجسته و متديني همچون آيت الله مهدوي كني از حضور در مجلس خبرگان رهبري تصاحب پست رياست نيست.
عسگري تصريح كرد: آيت الله مهدوي كني از شخصيت هاي برجسته نظام است كه هرجا احساس كند به همكاري او نياز است بدون هيچ شائبه اي وارد مي شود.
عسگري گفت: در يكي از محافل خصوصي از خود آيت الله مهدوي كني نقل شده است كه حضور وي در مجلس خبرگان رهبري به معناي تلاش او براي كسب تصدي پست رياست اين مجمع نيست.
نماينده مشهد گفت: آيت الله مهدوي كني بارها در محافل عمومي و خصوصي بر لزوم حفظ وجهه شخصيت هاي نظام از جمله هاشمي رفسنجاني تاكيد كرده است.
پس از اعلام آمادگي آيت الله مهدوي كني براي حضور انتخابات مجلس خبرگان رهبري در انتخابات مياندوره اي اين مجلس از حوزه انتخابيه تهران و به جاي آيت الله علي مشكيني برخي ادعا كردند كه مهدوي كني براي تصاحب پست رياست مجلس خبرگان از هاشمي رفسنجاني وارد اين عرصه شده است.
ويروس ايراني اپوزيسيون هم آمد!
خُسن آقا: تا باشد از این نوع ویروسها باشد.
بازتاب: اين ويروسها عبارت از كادرهاي زردرنگي است كه در آنها جملاتي با مفاهيمي عليه جمهوري اسلامي، روحانيت و قوه قضائيه به چشم ميخورد و هنگام استفاده از اينترنت در بالاي کادر عنوان به نمايش در ميآيد.
مدتي است برخي كاربران ايراني اينترنت، هنگام استفاده از مرورگر Internet Explorer با ويروسهاي سياسي روبهرو ميشوند.
به گزارش خبرنگار «تابناك»، اين ويروسها عبارت از كادرهاي زردرنگي است كه در آنها جملاتي با مفاهيمي عليه جمهوري اسلامي، روحانيت و قوه قضائيه به چشم ميخورد و هنگام استفاده از اينترنت در بالاي کادر عنوان به نمايش در ميآيد.
بنا بر گزارشهاي ارسالي، اينگونه ويروس، در شهرهاي تهران، مشهد، قم و ... ديده شده و احتمالا ايراني بوده يا بر اثر دستكاري در يك ويروس خارجي توليد شده، با اين حال گويا هنوز آنتيويروس آن توليد نشده است.

گفتني است، ويروسهاي كامپيوتري با استفاده از زبانهاي سطح پايين نظير اسمبلي نوشته ميشوند و تلاش ميشود با يك برنامه كوتاه، در فعاليتهاي رايانهاي كاربران اختلال ايجاد کنند.
December 25, 2007
حسيني: خسارات وارده به سفارت دانمارک جبران می شود
خُسن آقا: ملت بیچاره ایران تا چه زمان باید خسارت خریت این حکومت را بپردازد!؟
فرارو: سخنگوي وزارت خارجه در مورد خسارات وارده به سفارت دانمارک در تهران، در جریان اعتراض به چاپ كاريكاتورهاي موهن در روزنامههاي دانماركي گفت که بر اساس توافقات صورت گرفته این خسارتها جبران می شود.
سيد محمد علي حسيني در پاسخ به سوال خبرنگاري كه از وي پرسيد: در خبرها آمده است كه نشست كارشناسان عضو سازمان همكاري و اعتماد سازي آسيا در تهران با حضور ناظراني از آمريكا برگزار شده است. لطفا در اين باره توضيح دهيد، حسيني در پاسخ به اين سوال گفت : سازمان تعامل و اعتماد سازي در آسيا (سيكا) حدود ۱۵سال پيش تاسيس شد. اين تشكل بينالمللي از ۱۸عضو تشكيل شده كه شامل ايران و بعضي از كشورهاي آسيايي است. همچنين تعدادي از كشورها و سازمانهاي بينالمللي به عنوان ناظر در آن عضويت دارند. مانند اندونزي، ژاپن، آمريكا، مالزي، ويتنام، اوكراين، سازمان ملل متحد، سازمان همكاري و امنيت اروپا و اتحاديه عرب.
سخنگوي وزارت امور خارجه افزود: موضوع نشست كارشناسي تهران كه هفته گذشته در تهران برگزار شد و نمايندگان آمريكا در آن حضور نداشتند، بررسي متن پيش نويس ارايه شده از سوي جمهوري اسلامي ايران درباره همكاري اعضاي سيكا در مبارزه هماهنگ با قاچاق مواد مخدر بود كه ميتواند يك گام موثر براي همكاري كشورهاي عضو براي مقابله با اين پديده زشت باشد.
خبرنگاري از حسيني پرسيد: براساس اظهارات وزير امور خارجه دانمارك، قرار است كه دولت ايران خسارت وارده به ساختمان سفارت دانمارك در تهران را كه چندي قبل به دليل اعتراض به چاپ كاريكاتورهاي موهن در روزنامههاي دانماركي صورت گرفته، پرداخت كند. گفته شده كه درخواست دانماركيها بيش از ۲۰۰هزار دلار بوده اما دولت ايران تنها ۶۰درصد يعني ۱۱۵هزار دلار را متقبل شده است. اقدامات جمهوري اسلامي ايران در اين زمينه چه بوده است؟ ، سخنگوي وزارت امور خارجه در پاسخ به اين سوال گفت: در ملاقاتي كه حدود دو هفته قبل سفير دانمارك در تهران با مسئولان وزارت امور خارجه داشتند، طرفين درباره چگونگي پرداخت خسارتهاي وارده به سفارت دانمارك توافق كردند. البته برخي از هزينههاي انجام شده، چون ارتباطي با خسارات وارده نداشت، پذيرفته نشد.
خطر نظاميان سياسي شده؟!
وبلاگ فاطی رجبی شوهر الهام:
نظاميان مستعفي يك شبه "رجل سياسي شده" با چشم طمع داشتن به كرسي رياستجمهوري، يا مجلس و شوراي شهر، در كردارها و گفتارها نشان دادهاند نه فرهنگ سياسي دارند و نه در عملكردهايشان، نشاني از اصولگرايي و ارزشخواهي مشاهده ميشود. هر چند تشنگان قدرت در هر لباس و نام و سابقه، پس از انتخابات سوم تيرماه، اين پليدي را از خود به يادگار گذاشتهاند.
اما بارها نوشتهام كه اين تعداد نظاميان به دليل "خروج از هويت پرافتخار نظامي" و "ورود غيرقانوني و ناحق به عرصه سياست" با "فقد هويت" روياروي هستند. اين مسأله به تنهايي كافي است كه آنها را به هر كاري وا دارد، و يا هر سخني را بر زبان و قلمشان ـ اگر داشته باشند ـ جاري كند.
همين "فقد هويت" سبب گرديد كه شكست قطعي آنها در انتخابات معجزه آساي سوم تيرماه 84 نه تنها مايه عبرتآموزيشان شود، بلكه جريتر شدن آنها را براي "كسب قدرت" پيش آورد. در عين حال كه تبليغات انتخاباتي "قاليباف" و آمدن و رفتن "محسن رضايي"، موجب بياعتمادي هر چه بيشتر ملت به اين "قدرتطلبان" گرديد. البته اين سخن به معناي تطهير رقباي شكست خورده و حريص ديگر نيست كه امروز دست در دست اين نظاميان مستعفي، به تشكيل احزاب براي جنگ با ملت پرداختهاند.
و اينك پس از گذشت بيش از 2 سال از آن امتحان الهي برخي از مسايل آشكار شده، اين چند نظامي مستعفي و همراهان بازنشسته آنان عبارت است از:
1ـ سايت «بازتاب» وابسته به محسن رضايي كه با انتشار پليدترين مطالب تا مرز دفاع از پروژه براندازي هاله اسفندياري پيش رفت. تعطيلي اين سايت بيش از هر مسأله بيانگر رجل سياسي بودن اين نظاميان است، و در مرحله دوم وفاداري آنها را به اسلام، نظام اسلامي، ملت و كشور ايران نشان ميدهد!
2ـ "اميري" نظامي بازنشسته در مصاحبه با مجله سبز افتخار ميكند كه در سايت بازتاب با سياستهاي دكتر رضايي ـ محسن رضايي نظامي مستعفي ـ حركت كرده است. او با پذيرش افتخارآميز تعطيلي اين سايت، مدعي است كه سايت تابناك را با همان سياستها و راهكارها راهاندازي كرده است. يعني بازهم براي كسب قدرت، به تركستان خواهد رفت.
3ـ "اميري" قائم مقام حزب عدالت و توسعه محسن رضايي شده، و علناً با گستردگي براي حاكميت نظاميان مستعفي در عرصه قدرت كشور، به هر دري ميزند. اين عين دينداري و انقلابخواهي است؟
4ـ در سايت تابناك مقالهاي فاجعهبارتر از مطالب گذشته انتشار يافته است. اين مقاله تخريب رئيسجمهور را به شكل بمباراني پيشين در نظر داشته، ولي اين بار خط قرمز نظام را هم هتاكانه نشانه رفته است. بدبخت ماكياولي كه نميدانست افرادي بيش از او قدرتطلبي و راهكارهاي آن را عملاً دنبال ميكنند.
در اين مقاله مقام معظم رهبري را مدافع دكتر لاريجاني و قاليباف در انتخابات نهم معرفي كرده ... البته اين قلم پليد از كلمه آيتالله خامنهاي استفاده كرده است. مانند بيگانگان!
5ـ دقيقاً معلوم شد مافياگران چه ميخواهند. تخريب دائمي رئيسجمهور با هزينهاي بيش از هزينه تبليغات انتخابات نهم، و زد و بند و توطئه براي كسب قدرت! يا بايد قاليباف رئيسجمهور شود يا همطراز او! زيرا اميد آنكه چهرههاي برجسته گذشته از سوي مردم برگزيده شوند با هر هزينهاي، امكانپذير نيست!
6ـ مديرمسؤول كيهان نقد مستدلي بر اين نوشته نامربوط و قابل پيگيري نوشته است. وي در دوران انتخابات هم مقالهاي نوشت و نامزدي را كه با شايعه فاميلي با آقا براي خود به اخاذي رأي ميپرداخت، مورد حمله قرار داد، حال بار ديگر با همان راهكارها برخورد نموده است.
7- زمانی که اسناد کتاب "احمدینژاد معجزه هزاره سوم" را جمع میکردم، یکی از روزنامهها سخنرانی قالیباف را در جمع... درج کرده بود. او در این سخنان تبلیغاتی گفته بود: "مقام معظم رهبری به من تکلیف کردند نامزد ریاستجمهوري شوم و..." اینجانب به منظور پاسداشت حریم خط قرمز نظام این گزافهگویی را در کتاب نیاوردم. اما معتقدم همه کسانی که از پشت صحنههای حرکتهای این نظامیان رجل سیاسی شده در یک شب که امروز فزونی و گستره یافته،اطلاع دارند، مسؤولند و باید با تقابل افشاگرانه به خنثیسازی خطرشان اقدام کنند.
8- سایت تابناک، عصر ایران و فردا منتسب به این نظامیان مستعفی یا بازنشسته است. البته تاآنجا که من اطلاع دارم نوع نگاه ادبیات و اصول ارزشهای مورد قبول آنها نسبت به اسلام و حتی ایران و ایرانی، در انتشار مطالب این سایتها نمایان است. بیسوادی، قدرتطلبی و زورگویی در کسب قدرت ویژگیهای اندیشهگرانه این افراد است که فقدان هویت محض آنها را نشان میدهد. بازتاب نمونه برجستهای بود که همه مرزها را شکست و همه حریمها را درید!
9- اگر شورای نگهبان در تایید صلاحیتها به ممنوعیت قانونی ورود نظامیان در عرصه سیاست توجه نماید که شامل باز نشسته و مستعفی نیز میشود - چنین معضلهای گریبانگیر ملت نخواهند بود.
10- امروز علاوه بر سایتهای نظامیان سایت خبرگزاری و روزنامه وابسته به یک سازمان با بودجه دولت، درست در اختیار قالیباف است. تخریبگری رئیسجمهور در این ابزارها که متأسفانه پسوند اسلامی را برای سازمان مربوط میآورد یک امر دائمی است. به هر حال قالیباف کسی است که فردای سوم تیر به دیدار هاشمی رفت و امروز با معصوم ابتکار، نجفی، مسجد جامعی، همکاری اصلاحطلبانه دارد و فردا ...
11- امیری مسؤول سایت تابناک و مسؤول اصلی انتشار مقاله مورد بحث ار آنجا که قائم مقام حزب عدالت و توسعه نیز گرديده، وظیفه دارد نسبت به "پرونده گوشتهاي آلوده كه در دوران اصلاحات به میزان چندین تن وارد ایران شد، پیگیری کرده، و به مردم اطلاعرسانی کند. پروندهای که نافرجام ماند اما پیگیری و اطلاعرسانی آن هم با عدالت و هم با توسعه انطباق کامل دارد!!
12- مراکز و محافل، و افرادی که به کارگزاری قیصر، پی در پی خط قرمز برای نظام اسلامی میسازند، و هاشمی و کروبی و خاتمی و روحانی، رضایی و قالیباف حتی ضرغامی و طلایی را در آن جای میدهند، و ممکن است حسن موسویان را هم چهره برجسته و شخصیت نظام بنمایند، امروز پاسخ دهند برای آنها خط قرمز حقیقتی چه معنایی دارد، چرا با هر انتقاد و اعتراض و افشاگری نسبت به انحرافات انديشهاي و كاركردي پيرامون افراد نامبرده، خونشان به جوش ميآيد و براي شخصيت و چهره ساخته و پرداخته شده خود براي نظام، سينهچاكي ميكنند، اما امروز در اين هتاكي سايت تابناك خفقان گرفتهاند؟
آيا براي اين دستهاي آلوده، و قلمهاي اجير، و مراكز پنهان تخريبگري منتقد و معترض و افشاكننده پليديهاي قدرتطلبان و وابستگان به بيگانه، دروغپردازي و جسارت و اهانت به ساحت مقام معظم رهبري، كمترين حساسيت و احساس مسؤوليتي ندارد؟ يا اين كه كودتاي اين چند نظاميان مستعفي و بازنشسته در همراهي و همدلي با ديگر تشنگان قدرت، ضرورتي است كه بر رياستجمهوري احمدينژاد و حاكميت گفتمان انتظارگرايانه او ترجيح دارد؟!
من امام زمان هستم و می خواهم احمدی نژاد را ببینم
خُسن آقا: حتما این یارو دیده این احمدی نژاد خیلی مشنگ تشریف داره به خودش گفته شاید تونستم خرش کنم! آخه مملکتی که رئیس جمهورش اتوبان بسازه برای ورود امام زمان یقینا یک همچین مشنگهایی هم باید شهر وند چنین ملتی باشن!
عصرایران: من آمده ام چند تذكر به احمدي نژاد بدهم و بگوييد اگر مي خواهد امامش را ببيند من آمده ام.
ساعت 9 صبح روز گذشته فردي به نام «ع ق» ، به همراه 2 دختر و دامادهاي خود به ساختمان رياست جمهوري در خيابان پاستور مراجعه كرده و ضمن درخواست براي ديدار با احمدي نژاد رييس جمهوري، اظهار داشت: من امام زمان هستم و آمده ام احمدي نژاد را ببينم.
به گزارش «جهان» وي متولد 1335 و داراي تحصيلات ديپلم است كه در ادامه ادعاهاي خود گفت: من آمده ام چند تذكر به احمدي نژاد بدهم و بگوييد اگر مي خواهد امامش را ببيند من آمده ام.
اين شخص ميافزايد؛ از اروميه آمدهام و از چند سال پيش احساس كردم كه امام زمان هستم. الان به رييس جمهور بگوييد كه براي اولين و آخرين بار آمده ام و اگر نيايد ديگر من را نخواهد ديد.
گفتني است 2 داماد وي داراي مدرك ليسانس رياضي و دخترانش ديپلم و فوق ديپلم هستند كه آنان نيز گفته هاي پدر زن و پدر خود را تاييد ميكنند و ميگويند؛ از چندي پيش الهاماتي به وي ميشده و اظهارات او را ميپذيريم.
وي همچنين يك كتاب به چاپ رسانده و موضوع آن نيز رسالت و ماموريت خودش بر روي زمين است.
سه متهم در ارتباط با مرگ بانوی پزشک در همدان
بیبیسی: زهرا در یکی از روستاهای همدان دوران طرح خدمت پزشکان در مناطق محروم را می گذرانده است
قوه قضائیه ایران برای رسیدگی به مرگ سؤال برانگیز یک پزشک زن جوان دربازداشت نیروهای بسیجی در شهر همدان پرونده ای تشکیل داده است.
به گفته سخنگوی قوه قضائیه ایران، بر اساس شکایت خانواده زهرا بنی یعقوب، سه نفر در ارتباط با مرگ وی متهم شناخته شده اند و برایشان قرار وثیقه صادر شده است.
خانواده زهرا بنی یعقوب از ستاد امر به معروف و نهی از منکر همدان به مراجع قضائی شکایت کرده اند اما سخنگوی قوه قضائیه در مورد هویت و مسئولیت افرادی که بر اساس این شکایت متهم شده اند هیچ اطلاعاتی نداده است.
زهرا بنی یعقوب که در یکی از روستاهای همدان دوران طرح خدمت پزشکان در مناطق محروم را می گذراند، روز جمعه پیش از عیدفطر گذشته (بیستم مهر) هنگامی که در لوناپارک همدان همراه نامزد خود بود به دست نیروهای بسیجی که ضابطان امر به معروف و نهی از منکر خوانده می شوند دستگیر و به بازداشتگاه این نیروها انتقال داده شد.
دو روز بعد مأموران بازداشتگاه اعلام کردند که زهرا خود را در راهروی طبقه دوم بازداشتگاه با استفاده از پارچه پلاکارد تبلیغاتی حلق آویز کرده و جان باخته است.
پزشک قانونی نیز مرگ وی را "فشار بر عناصر حیاتی گردن توسط جسم رشته مانند و قابل انعطاف و عوارض ناشی از آن" دانست و زمان مرگ را حدود ساعت نه شنبه شب (بیست و یکم مهر) اعلام کرد.
زهرا هنگام مرگ در آستانه 27 سالگی قرار داشت.
وکیل و خانواده زهرا احتمال خودکشی او را رد می کنند.
از برادر زهرا نقل شده: "خواهرم به هیچ وجه مشکل خانوادگی نداشت و به لحاظ روحی نیز وضعیتش کاملاً عادی بود، من چند ساعت قبل از حادثه سه بار با او تلفنی صحبت کردم و حتی نیم ساعت قبل از حادثه با هم حرف زدیم و در آخرین تماس به وی گفتم پدرمان در راه همدان است و بزودی به آنجا می رسد و مشکل را حل می کند، زهرا هنگام صحبت با من کاملاً طبیعی بود و به نظر نمی رسید مشکل روحی خاصی داشته باشد و نمی دانم چطور دقایقی بعد جان باخت".
ژیلا بنی یعقوب، خبرنگاری که ماجرای مرگ زهرا را دنبال کرده می گوید: "با وجودی که وقتی والدین زهرا به بازداشتگاه رسیده بودند این دختر در قید حیات نبوده، پدرش را به دنبال پیگیری مسائل اداری می فرستند و والدین زهرا فکر می کردند که مراحل آزادی فرزندشان را طی می کنند، مأموران بازداشتگاه نه تنها به آنها نمی گویند که فرزندشان فوت کرده بلکه به آنها می گویند که دخترشان شایستگی عضویت در جامعه پزشکی را ندارد، مأموران امر به معروف خبر مرگ زهرا را پس از طی مراحل اداری به پدرش می دهند و می گویند دخترت خودکشی کرده."
مرگ سؤال برانگیز زهرا بنی یعقوب اعتراض بسیاری از مقامات و تشکلهای مدنی و سیاسی را برانگیخت، از جمله گروهی از نمایندگان پیشین مجلس شورای اسلامی که در تشکلی تحت عنوان مجمع نمایندگان ادوار گردآمده اند، اعتراض خود را در قالب نامه ای به رئیس قوه قضائیه مطرح کردند.
مجمع نمایندگان ادوار به رئیس قوه قضائیه نوشت: "براساس اطلاعاتی که از سوی خانواده و افراد مطلع به وکیل متوفی و مراجع ذیربط گزارش شده، مشارالیها فردی مذهبی و مقید به رعایت پوشش اسلامی بوده و پدر ایشان نیز از زندانیان سیاسی قبل از انقلاب اسلامی بوده است، لازم به ذکر است که متوفی براساس مقررات قانونی می توانسته با استفاده از حق آزاده بودن پدرش طرحش را در تهران بگذراند اما به دلیل علاقمندی به خدمت در مناطق دور از پایتخت، همدان را انتخاب می کند".
زهرا در مدرسه تیزهوشان درس خوانده و در آزمون سراسری دانشگاهها رتبه بیست و شش را کسب کرده بوده و یک سال و نیم پیش از مرگ، از دانشگاه تهران در رشته پزشکی عمومی فارغ التحصیل شده بود.
سفير ايران در عراق در واکنش یه سحنان رئيس جمهور عراق : قرارداد الجزاير جزو اسناد بينالمللي و لايتغير است
پیک ایران:
* متن قرارداد الجزاير
قرارداد 1975 الجزاير فيمابين دولتين ايران و عراق از جمله معاهدات مرزي بينالمللي ميباشد كه براساس حقوق بينالملل و كنوانسيون وين مصوب 1965 لايتغير است، اما اظهارات اخير جلال طالباني، رييس جمهور عراق در مورد عدم پذيرش آن از طرف دولت فعلي عراق كه در روزنامه الحيات منتشر شد واكنشهايي در پي داشت.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، به نوشتهي روزنامه الحيات، جلال طالباني، رييس جمهور عراق از لغو يكجانبه توافقنامه الجزاير كه در سال 1975 بين ايران و عراق در راستاي تقسيم آب اروندرود امضا شده بود خبر داد.
رييس جمهور عراق روز گذشته طي اظهاراتي گفت: اين توافقنامه از سوي گروههاي مخالف دولت سابق عراق كه اكنون خود حاكم اين كشور هستند لغو شده دانسته ميشود. وي ادامه داد: اين توافقنامه قبلا بين صدام و شاه ايران امضا شده بود و بين عراق و ايران نبوده است.
طالباني با تاكيد بر اينكه خواهان روابط خوب با تهران است گفت: ما خواهان روابط خوب با تهران هستيم، اما توافقنامه الجزاير را نميپذيريم.
وي همچنين از مخالفت خود با امضاي برخي بيانيههاي مشترك با ايران به دليل درج اين توافقنامه در متون آن خبر داد.
اما سفير ايران در بغداد در واكنش به اين اظهارات تصريح كرد: قرارداد 1975 الجزاير جزو اسناد بينالمللي و لايتغير است.
حسن كاظمي قمي در گفتوگو با ايسنا گفت: قطعنامه مرزي بين دولتين ايران و عراق موسوم به توافقنامه الجزاير عهدنامهاي رسمي و جزو استناد بينالمللي است و لذا لايتغير نيز ميباشد.
وي افزود: بحثهايي كه در اين خصوص مطرح است در مورد اجرايي كردن بندهاي اين توافقنامه است كه در برخي موارد نيز اجرا شده ضمن اينكه قرار است هياتي نيز در جهت اجرايي كردن آن به تهران سفر كند.
كاظمي قمي با اشاره به اينكه گاها روزنامهها تفسير خود را از مطالب ارايه شده توسط مقامات ارايه ميدهند گفت: اطلاع دقيقي در مورد اظهارات طالباني و اينكه چگونه منتشر شده ندارم اما تنها اين نكته را ميتوانم مورد تاكيد قرار دهم كه اين سند لايتغير است و ما در جهت اجرايي كردن آن گام بر ميداريم.
سفير كشورمان در پاسخ به سوال ديگري در مورد اختلافات موجود بر سر ميلههاي مرزي توافق شده در اين قرارداد تصريح كرد: بحث ميلهها كارهايي فني است و ربطي به اصل عهدنامه ندارد.
يك مقام مسوول نيز با اشاره به اظهارات اخير طالباني درباره قرارداد 1975 الجزاير به ايسنا گفت: با توجه به اينكه آقاي طالباني يكي از وكلاي به نام عراقي است، لذا بعيد ميدانيم كه چنين اظهاراتي داشته باشد.
اين مقام مسوول اظهار داشت: من فكر نميكنم چنين اظهاراتي صحت داشته باشد. چون طالباني يكي از حقوقدانهاي به نام عراق و حتي منطقه است و از قواعد حقوق بينالملل آگاهي كافي دارد.
وي افزود: طالباني بيشتر از هر كس ديگري ميداند كه اين قراردادها با رفتن و آمدن حكومتها و افراد تفاوت نميكند و لايتغير ميباشد.
به گفته وي، طالباني از جامعه وكلاي عراقي است و لذا چنين اظهاراتي از جانب وي بعيد به نظر ميرسد.
مشاور سياسي رييس مجلس اعلاي اسلامي عراق با تاكيد بر اينكه معاهدات بينالمللي علي الخصوص معاهدات مرزي لايتغير ميباشد گفت: بحثهاي مربوط به لغو قرارداد 1975 الجزاير منعقده بين ايران و عراق فاقد وجاهت قانوني است.
سيد محسن حكيم، نماينده مجلس اعلاي اسلامي عراق در تهران نيز در گفتوگو با ايسنا، با اشاره به معاهدات بينالمللي منعقده بين كشورها و عدم تغيير آنها اظهار داشت: بر اساس موازين حقوق بينالملل و نيز كنوانسيون 1965 وين به غير از ديون منفور باقي معاهدات منعقده بين دو كشور غيرقابل تغيير است كه اين مساله در مورد قرارداد الجزاير نيز برقرار است.
وي افزود: ممكن است برخي قراردادها قابليت بازنگري داشته باشد اما اين مساله نيز بايد با توافق دولتهاي ذينفع صورت پذيرد ضمن اينكه در مورد قراردادهاي مرزي قوانين به صورت محكمتري اعمال ميشود.
محسن حكيم تصريح كرد: با توجه به اينكه اين خبر را روزنامه الحيات كه متعلق به عربستان سعودي منتشر كرده ممكن است اهدافي در مورد ايجاد اختلاف بين دولتها را مدنظر داشته باشد.
با توجه به اهميت اين قرارداد براي هر دو كشور ايران و عراق و تبعاتي كه از قبل عدم پذيرش يكجانبه آن متوجه ايران شده است كه نمونه بارز آن جنگ تحميلي هشت ساله عليه ايران است، خبرگزاري دانشجويان ايران متن عهدنامه مرزي بين ايران و عراق را كه بر اساس توافقنامه الجزاير كه در 6 مارس 1975 بين صدام حسين، معاون رييس جمهور آن زمان عراق و محمدرضا پهلوي، شاه مخلوع ايران و تحت نظارت هواري بوم دين، رييس جمهور وقت الجزاير امضا شد، را منتشر مي كند:
« شاهنشاه ايران و رييس جمهور عراق نظر به اراده صادقانه طرفين، منعكس در توافق الجزيره مورخ 6 مارس 1975 براي نيل به حل و فصل قطعي و پايداري كليه مسايل ما به اختلاف بين دو كشور، نظر به اينكه طرفين بر اساس پروتكل قسطنطنيه مورخ 1913 و صورتجلسات كميسيون تحديد حدود 1914 به علامت گذاري مجدد قطعي مرز زميني و بر مبناي خط تالوگ به تحديد مرز رودخانهاي خود مبادرت نمودهاند. نظر به اراده طرفين به برقراري امنيت و اعتماد متقابل در طول مرز مشترك خود، نظر به پيوندهاي همجواري تاريخي و مذهبي و فرهنگي و تمدني موجود بين ملتهاي ايران و عراق، با تمايل به تحكيم پيوندهاي مودت و حسن همجواري و تشييد مناسبات فيمابين در زمينههاي اقتصادي و فرهنگي و توسعه مبادلات و مناسبات انساني بين مردم خود، بر اساس اصل تماميت ارضي و مصونيت مرزها از تجاوز و عدم مداخله در امور داخلي، با تصميم به بذل مساعي در جهت برقراري عصري جديد در مناسبات دوستانه بين ايران و عراق بر مبناي احترام كامل استقلال ملي و سلطه حاكميت مساوي دولتها، با اعتقاد به مشاركت در اجراي اصول و تحقق امال و اهداف ميثاق ملل متحد از اين طريق، تصميم به انعقاد عهدنامه حاضر گرفتند و بدين منظور نمايندگان تام الاختيار خود را به ترتيب ذيل تعيين نمودند:
شاهنشاه ايران: جناب آقاي عباسعلي خلعتبري، وزير امور خارجه ايران.
رييس جمهوري عراق: جناب آقاي سعدون حمادي، وزير امور خارجه عراق.
مشاراليهم پس از ارايه اختيارنامههاي خود كه در كمال صحت و اعتبار بود نسبت به مقررات مشروحه زير توافق نمودند:
ماده 1- طرفين معظمين متعاهدين، تاييد مينمايند كه مرز زميني دولتي بين ايران و عراق همان است كه علامت گذاري مجدد آن بر اساس و طبق مقررات مندرج در پروتكل مربوط به علامت گذاري مجدد مرز زميني و ضمايم پروتكل مذكور كه به اين عهدنامه ملحق ميباشند انجام يافته است.
ماده 2- طرفين معظمين متعاهدين، تاييد مينمايندكه مرز دولتي در شط العرب همان است كه تحديد آن بر اساس و طبق مقررات مندرج در پروتكل مربوط به تحديد مرز رودخانهاي و ضمايم پروتكل مذكور كه به عهدنامه حاضر ملحق ميباشند، انجام يافته است.
ماده 3- طرفين معظمين متعاهدين، متعهد ميشوند كه بر اساس و طبق مقررات مندرج در پروتكل مربو طبه امنيت در مرز و ضمايم آن كه ملحق به اين عهدنامه ميباشند، در طول مرز به طور مداوم كنترل دقيق و موثر به منظور پايان دادن به هر نوع رخنه اخلالگرانه، صرف نظر از منشا آن، اعمال دارند.
ماده 4- طرفين معظمين متعاهدين، تاييد مينمايند كه مقررات سه پروتكل و ضمايم آنها، مذكور در مواد 1،2 و3 عهدنامه حاضر كه پروتكلهاي فوق الذكر بدان ملحق و جزلايتجزاي آن ميباشند، مقرراتي قطعي و دايمي و غير قابل نقض بوده و عناصر غير قابل تجزيه يك راه حل كلي را تشكيل ميدهند. نتيجتا خدشه به هر يك از عناصر متشكله اين راه حل كلي اصولا مغاير با روح توافق الجزيره خواهد بود.
ماده 5- در قالب غير قابل تغيير بودن مرزها و احترام كامل به تماميت ارضي دو دولت، طرفين معظمين متعاهدين تاييد مينمايند كه خط مرز زميني و رودخانهاي آنان لايتغير و دايمي و قطعي ميباشد.
ماده 6-1- در صورت اختلاف درباره تفسير يا اجراي عهدنامه حاضر و سه پروتكل و ضمايم آنها، اين اختلاف با رعايت كامل مسير خط مرز ايران و عراق، مندرج در مواد 1 و 2 فوق الاشعار و نيز با رعايت حفظ امنيت در مرز ايران و عراق، طبق ماده (3) فوق الذكر، حل و فصل خواهد شد.
2- اين اختلاف در مرحله اول طي مهلت دو ماه از تاريخ درخواست يكي از طرفين از طريق مذاكرات مستقيم دو جانبه بين طرفين معظمين متعاهدين، حل و فصل خواهد شد.
3- در صورت عدم توافق، طرفين معظمين متعاهدين ظرف مدت سه ماه، به مساعي جميله يك دولت ثالث دوست توسل خواهند جست.
4- در صورت خودداري هر يك از طرفين از توسل به مساعي جميله يا عدم موافقيت مساعي جميله، اختلاف طي مدت يك ماه از تاريخ رد مساعي جميله يا عدم موفقيت آن، از طريق داوري حل و فصل خواهد شد.
5- در صورت عدم توافق بين طرفين معظمين متعاهدين نسبت به آيين و يا نحوه داوري، هر يك از طرفين معظمين متعاهدين ميتواند ظرف پانزده روز از تاريخ احراز عدم توافق، به يك دادگاه داوري مراجعه نمايد.
براي تشكيل دادگاه داوري و براي حل و فصل هر يك از اختلافات، هر يك از طرفين معظمين متعاهدين يكي از اتباع خود را به عنوان داور تعيين خواهد نمود و دو داور يك سرداور انتخاب خواهند نمود.
اگر طرفين معظمين متعاهدين ظرف مدت يك ماه پس از وصول درخواست داوري از جانب يكي از طرفين از ديگري به تعيين داور مبادرت نمايند، و يا چنانچه دوران قبل از انقضاي همين مدت در انتخاب سرداور به توافق نرسند طرف معظم متعاهدي كه داوري را درخواست نموده است حق خواهد داشت از رييس ديوان بينالمللي دادگستري تقاضا نمايد. تا طبق مقررات ديوان دايمي داوري داورها يا سرداور را تعيين نمايد.
6- تصميم دادگاه داوري براي طرفي معظمين متعاهدين الزام آور و لازم الاجرا خواهد بود.
طرفين معظمين متعاهدين هر كدام نصف هزينه داوري را به عهده خواهند گرفت.
ماده 7- اين عهدنامه حاضر و سه پروتكل و ضمائم انها طبق ماده (102) منشور ملل متحد به ثبت خواهد رسيد.
ماده 8- عهدنامه حاضر و سه پروتكل و ضمائم آنها، طبق مقررات داخلي به وسيله هر يك از طرفين معظمين متعاهدين به تصويب خواهد رسيد.
عهدنامه حاضر و سه پروتكل و ضمائم آنها از تاريخ مبادله اسناد تصويب كه در تهران انجام خواهد شد، به موقع اجرا در خواهند آمد.
بنا به مراتب، نمايندگان تام الاختيار طرفين معظمين متعاهدين عهدنامه حاضر و سه پروتكل، و ضمائم آنها را امضا نمودند.
بغداد 13 ژوئن 1975
عباسعلي خلعتبري، وزير امور خارجه ايران
سعدون حمادي، وزير امور خارجه عراق
عهدنامه حاضر و سه پروتكل و ضمائم آنها با حضور جناب عبدالعزيز بوتفليقه، عضو شوراي انقلاب و وزير امور خارجه الجزاير به امضا رسيد.
اين عهدنامه كه داراي 8 ماده و سه پروتكل و ضمائم آن ميباشد در تاريخ 21 ارديبهشت 1355 و 29 ارديبهشت 1355 به ترتيب يه تصويب مجلسين شوراي ملي و سناي وقت رسيده است. »
پيشنهاد تغيير قانون اساسی به نفع ولی فقيه
خُسن آقا: بس که این سید علی چلاق کم قدرت داره تصمیم دارند قدرتش رو افزایش بدن!
رادیوفردا: مرتضی نبوی از اعضای محافظه کار مجمع تشخيص مصلحت نظام، خواستار انجام تغييراتی در قانون اساسی برای افزايش اختيارات آيت الله خامنه ای به عنوان ولی فقيه و رهبر جمهوری اسلامی شد.
در اين پيشنهاد، اگر چه مستقيما به کاهش اختيارات رييس جمهوری و رييس مجلس اشاره ای نشده اما تاکيد شده که نهادی برای تصميمات اقتصادی، تحت نظر ولی فقيه و مشابه شورای عالی امنيت ملی تاسيس شود تا از اين پس سياستگزاری امور اقتصادی کشور نيز در کنار ساير موارد در اختيار رهبر جمهوری اسلامی قرار گيرد.
اين پيشنهاد در حالی مطرح می شود که در سال های گذشته جناح راست با پيشنهادهای مبنی بر انجام تغييراتی در قانون اساسی با اين احتمال که از قدرت ولی فقيه می کاست، به شدت مخالفت کرده است؛ مخالفتی که از همين زاويه بار ديگر در لا به لای سخنان مرتضی نبوی نيز ديده می شد.
تغيير قانون اساسی
مرتضی نبوی همزمان با عضويت در تشخيص مصلحت نظام، مدير مسئولی روزنامه تندروی رسالت را نيز بر عهده دارد، روز دوشنبه طی سخنانی که در«جامعه انجمنهای اسلامی اصناف و بازار» پيشنهاد کرد که با تغيير قانون اساسی بر اختيارات ولی فقيه اضافه شود و دستکم دو نهاد تصميم گيرنده در حوزه اقتصادی و فرهنگی نيز تحت نظر ولی فقيه تشکيل شود.
«لازم است که در مورد مسائل اقتصادی و توسعه، يک شورای عالی وجود داشته باشد تا هرکس در مورد مسائل اقتصادی ساز خود را نزند».
مرتضی نبوی
وی گفـت: «لازم است که در مورد مسائل اقتصادی و توسعه، يک شورای عالی وجود داشته باشد تا هرکس در مورد مسائل اقتصادی ساز خود را نزند».
نبوی با اشاره به اينکه «شورای عالی انقلاب فرهنگی نيز در قانون اساسی ما نيست» گفت: «به نظر می رسد گنجاندن شورای عالی انقلاب فرهنگی و يک شورای عالی برای مسائل اقتصادی در قانون اساسی لازم باشد».
وی زمان فعلی را زمانی مناسب برای انجام اين تغييرات برشمرد و گفت: ««به نظر می آيد زمان آن فرا رسيده که برخی نهادهايی که خلاء آنها در قانون اساسی احساس می شود را ايجاد کرد».
مرتضی نبوی که از سياستمداران با نفوذ محافظه کاران خوانده می شود، در حالی پيشنهاد تغيير قانون اساسی به منظور افزايش اختيارات ولی فيقه را ارائه کرده که خود و همفکرانش در دوره اصلاحات از مخالفان تغيير در قانون اساسی و به ويژه محدود کردن قدرت ولی فقيه يا محدود کردن نهادهای منصوب وی همچون شورای نگهبان بودند.
وی در اظهارات روز گذشته خود نيز بر اين نکته تاکيد کرد که «نميتوان همه موارد قانون اساسی را تغيير داد»، اظهار نظری که جاده تغيير قانون اساسی را فقط به سوی افزايش اختيارات ولی فقيه هموار می کند.
طی دو سال اخير اين دومين باری است که پيشنهاد تغيير قالنون اساسی در جهت افزايش اختيارات ولی فقيه از سوی محافظه کاران که به «اصولگرايان» تغيير نام داده اند، مطرح می شود.
در ۱۹ مرداد ۸۴ چند هفته پس از دستيابی جناح راست به کنترل هر سه قوه نيز قدرت الله ايمانی نماينده خرمآباد با اشاره به اين که «همگرايی و هم انديشی خوبی در بين قوای سه گانه در اين زمينه به وجود آمده» از تهيه طرح بازنگری در قانون اساسی خبر داده بود.
وی همان روز طی گفتگويی با سايت اينترنتی مجلس شورای اسلامی گفته بود: «طرح بازنگری در قانون اساسی به زودی تهيه و با ذکر مصاديق به محضر مقام معظم رهبری ارسال خواهد شد».
اظهارات اين نماينده مجلس در مورد بازنگری در قانون اساسی در همان روزها با واکنش گسترده سياسيون نزديک به جريان اصلاحات مواجه شد.
علی تاجرنيا يکی از نمايندگان مجلس ششم در اين خصوص اعلام کرد که جناح راست چند سال پيش نيز قصد داشته در صورت يکدست شدن حاکميت «ساختار حکومتی را از جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی تغيير دهد که البته بعد از شکل گيری دوم خرداد مسکوت ماند».
برخی ديگر از اصلاح طلبان نيز اعلام کردند که «هدف جناح محافظه کار از طرح تغيير قانون اساسی در اين مقطع حذف جمهوريت نظام و تحقق حکومت اسلامی است».
بازنگری اول؛ افزايش قدرت ولی فقيه
آخرين تغيير در قانون اساسی جمهوری اسلامی در واپسين سال زندگی آيت الله خمينی و به دستور وی انجام شد.
علی تاجرنيا يکی از نمايندگان مجلس ششم در اين خصوص اعلام کرد که جناح راست چند سال پيش نيز قصد داشته در صورت يکدست شدن حاکميت «ساختار حکومتی را از جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی تغيير دهد که البته بعد از شکل گيری دوم خرداد مسکوت ماند».در آن سال به دستور آقای خمينی «مجلس بازنگری قانون اساسی» تشکيل شد تا مسئله جانشينی وی با انجام تغييراتی حل شود.
از جمله اين تغييرات افزودن ولايت «مطلقه» و حذف بخشی از شروط مربوط به رهبر آينده جمهوری اسلامی و از جمله اين نکته موکد در اصل پنج قانون اساسی قبلی بود که «اکثريت مردم او را به رهبری شناخته و پذيرفته باشند».
دو نهاد «شورای عالی امنيت ملی» و «مجمع تشخيص مصلحت نظام» که هر دو نهادهايی تحت نظر ولی فقيه به شمار می روند و اولی سياستگزاری امنيتی و دومی سياستگزاری های کلان و رفع معضلات نظام را بر عهده دارند در جريان «بازنگری قانون اساسی» به آن اضافه شدند.
«تعيين سياست های کلی نظام جمهوری اسلامی ايران پس از مشورت با مجمع تشخيص مصلحت نظام»، «نظارت بر حسن اجرای سياست های کلی نظام»، «فرمان همه پرسی»، و «حل معضلات نظام که از طرق عادی قابل حل نيست، از طريق مجمع تشخيص مصلحت نظام»، «حل اختلاف و تنظيم روابط قوای سه گانه» از جمله اختياراتی بود که در هميان«بازنگری در قانون اساسی» به ولی فقيه يا همان رهبر جمهوری اسلامی سپرده شد.
در جريان همين بازنگری بود که اصل ۱۷۷ نيز به عنوان اصلی جديد به قانون اساسی جمهوری اسلامی افزوده شد؛ اصلی که شرايط و چگونگی بازنگری های بعدی در قانون اساسی را تعيين کرده و در عين حال اصول غير قابل تغيير اين قانون را نيز مشخص کرده است.
براساس اصل ۱۷۷ برای بازنگری در قانون اساسی «در موارد ضروری»، «مقام رهبری پس از مشورت با مجمع تشخيص مصلحت نظام طی حکمی خطاب به رييس جمهور موارد اصلاح يا تتميم قانون اساسی را به شورای بازنگری قانون اساسی پيشنهاد می کند.»
شورای احتمالی بازنگری قانون اساسی براساس اصل ۱۷۷ مرکب است از ۱۲عضو شورای نگهبان، روسای قوای سه گانه، اعضای ثابت مجمع تشخيص مصلحت نظام، پنج نفر از اعضای مجلس خبرگان، ده نفر به انتخاب رهبر، سه نفر از هيات وزيران، سه نفر از قوه قضائيه، ده نفر از نمايندگان مجلس شورای اسلامی وسه نفر از دانشگاهيان.
به بيان ساده تر، اکثريت اعضای اين شورا، به شکل مستقيم يا غير مستقيم، خود منصوبان رهبر هستند.
در اين اصل از قانون اساسی آمده است: «مصوبات شورای بازنگری ابتدا بايد به تائيد و امضای رهبر جمهوری اسلامی و پس از آن بايد از طريق مراجعه به آرای عمومی به تصويب اکثريت مطلق شرکت کنندگان در همه پرسی برسد».
تغيير به سوی حکومت فردی؟
قانون اساسی جمهوری اسلامی در اصل ۱۷۷ که در جريان بازنگری سال ۱۳۶۷ به اين قانون افزوده شد، در خصوص تعيين چگونگی بازنگری در قانون اساسی جمهوری اسلامی تاکيد کرده که برخی از اصول قانون اساسی غير قابل تغيير هستند.
«اسلامی بودن نظام»، «ابتنای کليه قوانين ومقررات براساس موازين اسلامی»، «پايه های ايمانی و اهداف جمهوری اسلامی»، «جمهوری بودن حکومت»، «ولايت مطلقه فقيه»، و «اداره امور کشور با اتکا به آرا عمومی»، «دين و مذهب رسمی ايران» براين اساس از اصول «غير قابل تغيير قانون اساسی جمهوری اسلامی» اعلام شده اند.
مترادف قرار دادن افزايش اختيارات رهبر با «کارآمدتر کردن نظام» از سوی آقای نبوی البته مخالفانی نيز دارد، آنان می گويند طرح آقای نبوی و همفکرانش که از چند سال پيش مطرح است در جهت «فاصله گرفتن از جمهوريت، نزديکی به حکومت توتاليتر و حکومتی قائم بر اراده يک فرد» پيش می رود.
با وجود تعبيه چنين اصلی برای بازنگری قانون، رهبر فعلی جمهوری اسلامی از قريب به ۲ دهه پيش تاکنون هرگز موافتی با بازنگری در قانون اساسی را صادر نکرده است.
حتی برخی از کسانی که در اين سال ها از تغيير قانون اساسی در ايران سخن گفته اند به «تلاش برای براندازی» نيز متهم شده اند، اتهامی که بی شک در مورد پيشنهاد آقای نبوی برای افزايش اختيارات رهبر جمهوری اسلامی به وی منسوب نخواهد شد.
شايد همين حاشيه امن است که اين عضو جناح حاکم را واداشته تا با اشاره به «گذشت ۲۰ سال از نخستين بازنگری در قانون اساسی» تاکيد کند: «لازم است که اگر مقام معظم رهبری تشخيص دادند که می توان در قانون اساسی اصلاحاتی صورت بگيرد اين کار در فرصت مناسبی در جهت کارآمد کردن نظام جمهوری اسلامی انجام شود».
مترادف قرار دادن افزايش اختيارات رهبر با «کارآمدتر کردن نظام» از سوی آقای نبوی البته مخالفانی نيز دارد، آنان می گويند طرح آقای نبوی و همفکرانش که از چند سال پيش مطرح است در جهت «فاصله گرفتن از جمهوريت، نزديکی به حکومت توتاليتر و حکومتی قائم بر اراده يک فرد» پيش می رود.
گفتگو با حاج آقای چند میلیارد تومانی
عصرایران: واكمن را كه روى ميز مى گذارم مخالفت مى كند: «نه، اينو روشن نكن.» - چرا ! - (خنده اى مى كند) و مى گويد: «از ما سند نگير.»
عصر ایران؛ سيدجواد سيدپور- اخبار رسانه هاى ايران همچون اقتصاد كشور در انحصار فعاليت هاى دولتى است. بايد همان طور كه سهم بخش خصوصى به لحاظ اقتصادى ادا مى شود به جهت خبرى نيز داده شود. بخش خصوصى آحاد جامعه را دربرمى گيرد و از هر صنف و گروهى را شامل مى شود. لذا بايد سهم آنها در رسانه نيز ملحوظ گردد. از اين جهت و نيز به دليل اهميتى كه پاساژ «علاءالدين» به عنوان مركز اصلى خريد و فروش موبايل در ايران يافته به سراغ كسى رفتيم كه طراح و مدير اين مجموعه است. تخمين زده مى شود كه اين پاساژ بيش از هزار ميليارد تومان ارزش داشته باشد و ده ها ميليارد تومان گردش مالى اش باشد. اين گزارش غيرمتعارف به بررسى وضعيت خريد و فروش و نقل وانتقال در پاساژ علاءالدين مى پردازد.
تيمچه اول: نظم در بى نظمى
در يك روز پائيزى كه صبحش باران و ظهرش آفتاب همه جا را روشن ساخته بود با او قرار گذاشتم. اندكى از ظهر گذشته در برابر ورودى مغازه كوچكى كه دو ميز، چند صندلى و چندين خط تلفن داشت ايستادم و سراغش را گرفتم. پس از اندكى انتظار به سمت پله هاى آهنى كوچكى هدايت شدم كه به بالاى مغازه راه داشت. جايى كه سقفى كوتاه، عرضى كم و طولى حدود ۲ تا ۲/۵ متر داشت.
مستقيم به اتاق كوچك «حاج آقا» رفتم. اتاق حاج رضا علاءالدين مدير پاساژ معروف « علاءالدين» در تقاطع خيابان جمهورى و حافظ. همه چيز جمع و جور و كوچك بود. كاغذها و وسايل روى ميز نشان از هويت صاحب آن مى داد. نوعى از پراكندگى و عدم نظم كه در بى نظمى سامان خاص خود را داشت.
مى پرسم چرا اينجا اينقدر كوچك است مى گويد: «يك دفتر بزرگ در طبقه آخر پاساژ هست ولى به خاطر اين كه در دسترس باشم و نزديك تر به جريانات، اينجا را ترجيح مى دهم.»
«حاج آقا» همه معاملات را منظم پيگيرى مى كند. مونيتورى بزرگ با تصاوير چهار دوربين مدار بسته و سه خط تلفن ثابت و دو خط تلفن موبايل روى ميز. نگران است و اندكى دلواپس.
به من مى فهماندكه دل خوشى از خبرنگاران ندارد و اعتمادى هم نمى تواند به آنها بكند. سعى مى كنم به او اين اطمينان را بدهم كه نمى خواهم براى او و مجموعه تحت مديريتش مشكلى ايجاد كنم. مى گويم شما را پيش از آن كه كاسب بدانم كارآفرين مى دانم، بنابراين به دنبال آنم كه بدانم چگونه و چطور به اين جايگاه رسيده اى و ديگر آن كه پاسخى بدهى به مجموعه شايعاتى كه همچون باد در افواه مى گردد و دهن به دهن و گوش به گوش منتقل مى شود. واكمن را كه روى ميز مى گذارم مخالفت مى كند: «نه، اينو روشن نكن.»
- چرا !
- (خنده اى مى كند) و مى گويد: «از ما سند نگير.»
تيمچه دوم: خاصيت بازار
هيچ كس فكر نمى كرد اين مجموعه نه چندان زيباى نبش خيابان حافظ و جمهورى بتواند تا بدين غايت از اهميت برخوردار شود. پاساژى كه نه نخستين آنها و نه آخرين پاساژ مجموعه جمهورى و بازار خواهد بود. اما درست يا نادرست اين مجموعه به چنان شهرتى دست يافته كه امروزه كمتر كسى است كه از موبايل صحبت كند و يادى و نامى از «علاءالدين» نكند. علاءالدين بورس اصلى گوشى موبايل در تهران و به تبع آن در ايران است. نبض گوشى موبايل در آنجا مى زند.
اكثر شركت هاى بزرگ موبايل سازى دفتر و دستكى آنجا راه انداخته اند و گوشه اى براى خود گرفته اند. در و ديوارش از درون و از بيرون پر از تبليغات است. اين البته خاصيت بازار است كه از نئون تا بيلبورد براى معرفى جنس نو و تازه استفاده كنند. مغازه هايى كوچك اما زياد، درست مثل آنچه كه خود «حاج رضا» درباره نظام مالى كاسب هاى پاساژ مى گويد: «اينجا كاسب ها سود كم مى گيرند ولى در عوض زياد مى فروشند.» اين يك نوع انتخاب استراتژى براى فتح بازار است. ايرانى ها از قديم الايام بيش از آن كه توليدكنندگان خوبى باشند «تجار» خوبى بوده اند. شايد به اين دليل تاريخى باشد كه اين ملت در طول تاريخ بازرگانى را بيشتر پسنديده اند تا كار ديگرى را.
شايدهنوز هيچ كس به درستى نداندكه چه چيز يك مجموعه فروشگاهى را مشهور مى كند و خيل عظيم مردم را به آنجا مى كشاند. اگرچه مى شود براى آن هزار دليل آورد ولى هزار و يك دليل ديگر هم آن را نقض مى كند.
آنچنان كه كسى نمى داند چرا «علاءالدين» به رغم اين همه پاساژ ريز و درشت و زيبا و قشنگ در اطراف و اكنافش به چنين رونقى دست يافته است.
پاساژ كنار «علاءالدين » از طبقه دوم به بعد چندان رونقى ندارد. او در زير سايه «علاءالدين » مى زيد و به گفته يكى از مسئولينش «از ترشحات، علاءالدين است كه ما خيس مى شويم.» «علاءالدين» بازار منطقه را در دست گرفته و نمونه اى از يك مجموعه موفق محسوب مى شود.
تيمچه سوم : پاساژ، قشنگى نمى خواهد
بسيارى دوست دارند بدانند اين مجموعه از كجا و چطورى سربرآورده است. حاج رضا علاءالدين پسر بزرگ حاج ناصر علاءالدين از يك خانواده ۶نفره، مدير و صاحب پاساژ محسوب مى شود كه نام خود را بر ملك خود نهاده است. وقتى از «حاج رضا» درمورد چرايى اسم «علاءالدين» بر پاساژ مى پرسم كمى تأمل مى كند و مى گويد:«شايد اشتباه كردم و نبايد از نام فاميل خودمان استفاده مى كردم. ولى مى شود گفت هم خوب است و هم بد. در بعضى مواقع خوب و از برخى جهات بد است».
«ناصر علاءالدين » كه كاسب ديرسالى است ، از ابتداى دهه ۵۰ دراين محل كاسب بوده، او در اينجا كارگاه و فروشگاه پلاستيك فروشى داشته كه آرام آرام بر وسعت آن افزوده به طورى كه در سال ۵۳ حدودهزار متر از فضاى كنونى پاساژ را خريدارى مى كند. اين وضعيت ادامه مى يابد تا پايان جنگ و سال هاى ۶۸ تا ۷۰ كه بخش ديگرى از زمين هاى اطراف خريدارى مى شود. پس از تهيه نقشه و طى مراحل قانونى از ابتداى سال ۷۴ تخريب و ساخت مجموعه شروع مى شود. اين ساخت و ساز ۴ سال به طول مى انجامد و از سال ۷۸ تا ۷۹ آرام آرام و فاز به فاز واگذارى ها آغاز مى شود. ۱۱ طبقه با حدود ۱۱۰۰ مغازه در سه فاز واگذار مى شود.
البته كل واگذارى ها «سرقفلى» است و از اين جهت است كه «حاج رضا» مى گويد: «كل مغازه ها را خودم فروختم و هنوز هيچ معامله اى دراين مجموعه بدون حضور من صورت نگرفته است». مى گويم يكى از انتقادهايى كه به شما وارد مى شود همين است كه كل خريد و فروش را در انحصار خودتان گرفته ايد، مى گويد: «من بايد بدانم به چه كسى فروخته مى شود. فرد بايد كاسب خوشنام و درستى باشد . ما اين مجموعه را به آدم هاى سالم و صادق فروختيم و از آنها استفاده كرديم. براى ما مهم است كه چه كسى مى خرد. ما براى اين كه اين مجموعه راه بيفتد مغازه ها را به افراد جوان و جوياى كار با شرايط ۴۰ تا ۶۰ ماه قسطى واگذار كرديم».
در برخى از اين مغازه ها ۳ تا ۶ نفر شريك اند. مى پرسم از ابتدا قرار بود اينجا مركز فروش موبايل شود مى گويد: «اسناد اينجا روى سه كالاى كامپيوتر ، صوتى و تصويرى و موبايل تنظيم شده اند». او كه در بين حرف هاى ما گاه مجبور مى شود به رتق و فتق امور جارى نيز بپردازد، تأكيد مى كند كه «تمام مجموعه را خودم ساختم و مجرى پيمانكار هم خودم بودم».
او به رونق كنونى بازار موبايل ايران در پاساژ علاءالدين اشاره مى كند و مى گويد: «براى اين كه اين بازار راه بيفتد و رونق بگيرد خون دلها خورديم و رنج ها كشيديم. اين طورى نبوده كه همه چيز حاضرو آماده باشد. اين همه پاساژ در اين منطقه ساخته شده ولى هيچ كدام نتوانسته اند به جايگاه و اهميت علاءالدين برسند. مى گويم شايد به خاطر تبليغاتى است كه در مورد اينجا صورت گرفته پاسخ مى دهد: «شايد، ولى به جز تبليغات حسن خلق كاسب هاى پاساژ هم اهميت داشته است. ضمن اين كه ما تلاش كرديم مشترى هايى كه به علاءالدين مى آيند راضى بروند و اگر اختلافى هم بين كاسب با مشترى پيش آمد آن را حل و فصل مى كنيم.» در اين بين به يكى از تصاوير مانيتور روى ميزش در دوربين مداربسته اشاره كرده و مى گويد: «محلى را در نيم طبقه پاساژ براى حل و فصل اختلاف بين مشترى و كاسب راه اندازى كرديم. اين محل بامديريت ما و با همكارى كاسب هاى خوشنام پاساژ اداره مى شود. تا حالا بسيارى از مشكلات پيش آمده را به خوبى حل و فصل كرده ايم و اكثراً به نفع مشترى تصميم گرفته ايم تا مردم راضى از اينجا بروند».
مى پرسم چند نفر دراين پاساژ مشغولند مى گويد:«۷هزار خانوار به طور مستقيم و حدود ۳برابر اين مقدار هم به طور غيرمستقيم اينجا مشغولند و كار مى كنند. در عين حال ، از قبل اين مجموعه فعاليت هاى خدماتى بسيارى رونق گرفته كه حجم قابل توجهى را شامل مى شود. برآورد ما اين است كه حدود ۳۰هزار نفر از اين مجموعه منتفع مى شوند».
وى اعتقاد دارد كه پاساژ قشنگى نمى خواهد . قشنگى بايد در رفتار و برخورد كاسب ها باشد. به همين دليل ما مغازه ها را به جوانان باانگيزه و فعال با اقساطى ۴۰ تا ۶۰ ماه واگذار كرديم تا بتوانندهم براى خودشان و هم براى جامعه كسب سود و آبرو بكنند.
برخى از مغازه ها تا سال ۱۳۹۱ قسطى فروخته شده است. درواقع ما با اين كار سعى كرديم زمينه اى را براى كسانى كه انگيزه و حوصله كار دارند فراهم كنيم. در اثناى صحبت گاه به دليل فوريت كارها كسانى مى آيند و مى روند. كسى چند بسته اسكناس و چند تا تراول چك پيچيده شده در پلاستيك مى آورد تحويل مى دهد و مى رود. پلاستيك پول را كنار ديوار روى زمين مى گذارد و شكر مى كند. مى پرسم اخيراً ۳ طبقه پاركينگ مجتمع علاءالدين را تبديل به مغازه كرديد.
چرا و چگونه اين كار را انجام داديد مى گويد: «پاركينگ اينجا بلااستفاده بود، ضمن اين كه از ابتدا قرار ما با شهردارى هم همين بود. با اين حال طبق قانون شهرسازى به دليل نزديكى در ورودى پاركينگ به تقاطع نمى توانستيم از آن بهره بردارى كنيم. لذا مقرر شد كه از اين فضا به نحو ديگرى استفاده شود كه با توافقات صورت گرفته تبديل به مغازه شد. البته بايد يادآورى كنم كه ما موظف شده ايم كه در پاساژ جديدى كه پشت اين مجموعه و در كنار ساختمان بورس در حال ساخت داريم بيش از اين مقدار آنجا پاركينگ بسازيم كه مراحل نهايى آن در حال انجام است.» مى پرسم آنجا براى چه صنفى ساخته مى شود مى گويد: «هنوز تصميم نگرفته ايم كه به چه صنفى واگذار كنيم.»
وى ادامه مى دهد: «برنامه داريم كه ۱۰ پاساژ مشابه در ۱۰ نقطه تهران بسازيم و هر كدام را به يك صنف و كالا اختصاص دهيم تا قطب تجارى خاص كالا ايجاد شود. اميدواريم مسئولان با سهل نمودن شرايط براى كارآفرينان و ايجاد امكانات سرمايه گذارى باعث توليد و كارآفرينى بيشترى شوند».
مى پرسم طبق قانون «سرقفلى» مالك بايد پولى به عنوان اجاره از خريدار بگيرد، اين پول چقدر است مى گويد: «اين پول ماهيانه ۳۰ تا ۴۰ هزارتومان است كه ما آن را هم نمى گيريم.» مى پرسم چرا مى گويد: «ما فقط از كسانى كه اقساط شان تمام شده و سند رسمى برايشان صادر شده حق شارژ و اجاره مى گيريم.»
مى گويم شنيده ام كه شما پول مى گيريد ولى رسيد نمى دهيد تا اگر روزى خواستيد با كسى برخورد بكنيد بتوانيد. آيا اين درست است مى گويد: «نه. ما از كسى پول نمى گيريم ولى اگر كسى هم بخواهد بدهد مى تواند به حساب ما بريزد و فيش بانكى را براى خود به عنوان رسيد نگه دارد. ما با همه كسبه اين پاساژ دوستى و رفاقت داريم و با همه آنها بده بستان داريم و به همديگر كمك مى كنيم. لذا لزومى ندارد كه به كسى فيش ندهيم.»
مى پرسم در بازار شايع شده كه شما به فردخاصى «وصل» هستيد. آيا درست است مى گويد: «نه والله. من جز خدا به كسى وصل نيستم و با هيچ فرد و گروهى هم كه جزو مردان سياسى كشور باشند مراوده و بده بستان ندارم. البته همه كسانى را هم كه به مردم خدمت مى كنند دوست دارم.» او اعمال نفوذ خودش را براى تغييرات در سطوح مديريتى برخى دستگاه ها هم انكار مى كند و مى گويد: «دليلى ندارد كه چنين اقداماتى را انجام بدهم. من فقط از رئيس پاسگاه منطقه درخواست كردم كه يك باجه و كيوسك پليس زير پل بگذارند تا اين منطقه كه مورد رجوع خانواده ها و مردم است با امنيت بيشترى مواجه باشد. ضمن آن كه اين محل به دليل اين كه كاسب هاى فراوانى دارد و حجم قابل توجهى پول جابه جا مى شود نيازمند امنيت بيشترى است كه پليس در اين زمينه مى تواند يار و كمك رسان كسبه و مردمى باشد كه به اينجا رجوع مى كنند. ما فقط پول و هزينه نصب كيوسك پليس را پرداخت كرديم. همين».
او مى گويد: «از كودكى و در خانواده به ما آموختند كه روى پاى خودمان بايستيم و كار و تلاش كنيم. ضمن اين كه خانواده براى ما خيلى مهم است.» مى پرسم: «شما به پدرت خيلى احترام مى گذارى » مى گويد: «خيلى، پدر و مادرم، همه چيز من هستند. اصلاً اگر آدم به جايى برسد از روى دعا و پشتيبانى پدر و مادر است.» مى پرسم آيا پسرت هم همين احترام را براى شما قائل است مى گويد: «من با پسرم و فرزندانم دوستم. آنها هم تلاش مى كنند كه خانواده خوبى داشته باشيم.»
مى پرسم چه رشته اى خوانده ايد مى گويد: «رياضى». مى پرسم شما كه رياضى خوانديد آيا آمار داريد كه روزانه چقدر اينجا مراجعه كننده دارد مى گويد: «تخمين ما حدود ۳۰ هزارنفر است كه به تناوب روزها و ايام سال متغير است». مى پرسم فكر مى كنيد مشكل شما در اين مجموعه به لحاظ كسبى چيست مى گويد: «اصلى ترين مشكل كسبه «علاءالدين» نوسانات عوارض گمركى براى ورود موبايل است. به غير از اين ما مشكل خاصى نداريم. در زمانى كه حقوق گمركى ۴ درصد بود زمينه اى ايجاد شد كه اينجا قوى ترين محل تجارت خاورميانه شود. به طورى كه اينجا مركز توزيع و خريد و فروش تلفن همراه در خليج فارس شده بود. با تغيير رويكرد بازار منطقه به امارات برگشت.»
مى پرسم مشكلى بين كسبه مى گويد: «اصل اساسى پاساژ «علاءالدين» رفاقت است. اينجا كاسب بدنام نداريم، ما هم نقش كاتاليزور مجموعه را برعهده داريم. اميدواريم مردم هم راضى باشند.» در اين مدت كه ما صحبت مى كرديم، حدود ۲/۵ ساعت، آنقدر آدم آمده و در طبقه پائين منتظر مانده كه ادامه صحبت را غيرممكن مى كند. بنابراين صحبت را تمام كرده و از پله هاى آهنى كوچك و فشرده پائين مى آيم. وارد شلوغى بازار شده و در بين جمعيتى كه راه رفتن را با مشكل مواجه مى كند سلانه سلانه به طرف در پاساژ مى روم. سايه ها رو به بلندى مى روند و آفتاب كوتاه و كوتاه تر مى شود. به طرف خيابان وليعصر مى روم و در برگ ريز زردرنگ خيابان وليعصر به سمت بالا راه مى افتم.
ارزیابی دیدار ناطقنوری و خاتمی ائتلاف مبارک رقبای سابق
خُسن آقا: عرض نکردم این ملعون شیطان را هم درس میدهد!؟
آفتاب: پس از آنکه طی روزهای گذشته اخباری مبنی بر دیدار سید مجمد خاتمی و علی اکبرناطقنوری در رسانه های مختلف انتشار یافت امروز دفتر حجت الاسلام علیاکبر ناطقنوری با تأیید این خبر اعلام كرد که این دیدار جزء دید و بازدیدهای معمولی بوده است كه در طول سال انجام می شود.
اخبار ضد و نقیض درباره دیدار خاتمی و ناطق نوری
پیش از این عبدالله ناصری سخنگوی ستاد ائتلاف اصلاحطلبان گفته بود در خصوص دیدار سید محمد خاتمی با علی اكبر ناطقنوری بعدا اطلاع رسانی می شود.
اما ظهر دوشنبه دفتر علی اکبرناطق نوری درباره دیدار خاتمی با ناطق نوری با تأیید انجام این دیدار اعلام كرد: این دیدار جزء دید و بازدیدهای معمولی بوده است كه در طول سال انجام میشود.
محمدعلی ابطحی نیز با اظهار بیاطلاعی از دیدار سید محمد خاتمی با علیاكبر ناطقنوری و دعوت از وی برای كاندیداتوری مجلس هشتم گفت: من از طریق سایتها متوجه این مطلب شدم و از میزان موثق بودن این خبر خیلی اطلاع ندارم و نمیتوانم در این خصوص اظهار نظر كنم.
در اظهار نظری مشابه سید صفدر حسینی گفت: بنده اطلاعی از این دیدار ندارم و بهتر است از آقای ناصری که چنین مطلبی را گفته اند سوال کنید.
وی در ادامه درباره زمان نهایی شدن لیست های استانی ستاد ائتلاف اصلاح طلبان گفت: لیست های انتخاباتی ستاد پس از مرحله بررسی صلاحیتها نهایی و به مردم
” این اتفاق نشان دهنده توجه دلسوزان نظام به شکاف موجود بین افراط و تفریط است و با عنایت به اینکه جریانات سیاسی حاکم بر کشور به سمت توسعه اعتدالی نظر دارد، بازتعریف فرهنگ اعتدال در ادبیات سیاسی کشور نیازی جدی است... “
اعلام میشود.
گفتنی است دبیركل یكی از احزاب اصولگرا در تكمیل خبرهای منتشر شده از ملاقات آقایان سید محمد خاتمی و ناطق نوری طی توضیحاتی به ایرنا گفته است: «آقای خاتمی چندی پیش ضمن حضور در دفتر آقای ناطق نوری، پیشنهادی مبنی بر تشكیل جبههای متشكل از افراد معتدل دو جریان سیاسی اصولگرا و دوم خردادی را طرح كرده است».
وی كه خواسته نامش در خبر درج نشود افزوده است: «در این دیدار تقاضا شده كه از طریق تشكیل این جبهه بین دو جریان اصولگرا و دوم خردادی تعاملی سازنده به وجود آید.
به گفته این فعال سیاسی اصولگرا، پیشنهاد شده كه نیروهای معتدل جریان دوم خرداد ازیك سوی و نیروهای معتدل جریان اصولگرا ازسوی دیگر تعیین و فهرستی از آنان برای انتخابات مجلس هشتم تهیه شود».
ایرنا در ادامه به نقل از دبیركل این حزب اصولگرا خبر داد: «ناطق نوری در این دیدار تاكید كرده است كه در مسایل مربوط به انتخابات دخالت نمیكند، اما از تشكیل جبهه ای از افراد معتدل جریان دوم خردادی توسط سید محمد خاتمی استقبال میكند».
واکنشها به دیدار خاتمی و ناطق
آنچه که تاکنون درباره این دیدار و محتوای آن منتشر شدهاست نشان دهنده توجه دلسوزان نظام به شکاف موجود بین افراط و تفریط است.
دیدار ناطق نوری و خاتمی باعث تقویت مشی عقلانیت و اعتدال میشود
یک عضو شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه با استقبال از دیدار ناطق نوری و خاتمی آن را در جهت تقویت مشی عقلانیت و اعتدال در کشور ارزیابی کرد.
دکتر حمید رضایی قلعه در گفتوگو با خبرنگار سیاسی آفتاب خبر دیدار این دو چهره برجسته انقلاب و نظام را باعث سرور و شادمانی فرزندان و دلسوزان انقلاب و نظام دانست و اظهار داشت: «ملاقات این دو چهره برجسته انقلاب یک اقدام عینی و عملی برای جامه عمل پوشاندن به معنای اتحاد ملی است که ما همواره باید به آن پایبند باشیم» .
وی به موضوع مورد بحث در این دیدار یعنی تعامل سازنده میان معتدلین دو جناح اشاره کرد و ضمن بیان اینکه تشکیل این جبهه بستری برای گردهمایی شایستگان،کارآمدان و توانمندان است افزود: «این اقدام خوشیمن ومبارک میتواند زمینه ورود این افراد را به مجلس هشتم آماده کند. این دیدار باعث خشنودی تمام کسانی شد که قلبشان برای نظام و انقلاب میتپد. چرا که تجربه مسئولیتهای سیاسی این افراد نشانگر اتخاذ مشی اعتدال و میانهروی و عقلانیت بوده و هست. چه آقای ناطق نوری در دوران تصدی وزارت کشور و ریاست مجلس و چه شخصیت ارزشمندی مانند خاتمی در دوران وزارت ارشاد و چه در
” ناطق نوری در این دیدار تاكید كرده است كه در مسایل مربوط به انتخابات دخالت نمیكند، اما از تشكیل جبهه ای از افراد معتدل جریان دوم خردادی توسط سید محمد خاتمی استقبال میكند.... “
دو دوره تصدی مسئولیت ریاست جمهوری.»
این فعال سیاسی با بیان اینکه ضرورت بالندگی و ماندگاری ارزشهای نظام و انقلاب ایجاب میکند در این مقطع اقدامات جدی صورت گیرد اضافه کرد: «حتما یک احساس نیاز و ضرورت به وجود آمده است که به تقویت مضاعف مشی عقلانیت و اعتدال در پیشبرد امور کشور انجامیده و همچنین تشکیل جبههای وسیع از معتدلین هر دو جناح را موجب شده است. پیام این دیدار این است که با سعه صدر چتری فراخ بگسترانیم که همه نیروهای سیاسی و فرزندان انقلاب و نظام در آن جمع شوند و از همه امکانات و تجربیات و ظرفیتها به خوبی استفاده کنیم.»
حمید رضایی قلعه در پایان افزود: «اجتماع شایستگان هر دو جناح و حتی کسانی که ضمن احترام به هر دو جناح به جریان میانه کشور متعلق هستند این دستاورد را دارد که میتواند مجلسی مقتدر، کارآمد و توانمند را ایجاد کرد و این امر به افزایش کارآمدی نظام منجر خواهد شد.»
دیدار ناطق نوری و خاتمی محصول احساس درد مشترک درباره اداره امور کشور است
یک عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی ضمن استقبال از دیدار ناطقنوری و خاتمی آن ر ا محصول احساس نگرانی مشترک، درد مشترک و نقد مشترک در وجود بزرگان کشور درباره اداره امور جاری کشور دانست.
محمد عطریانفر در گفت و گو با خبرنگار سیاسی آفتاب در خصوص خبر دیدار ناطق نوری و خاتمی اظهار داشت:«اصل خبر بسیار مسرتانگیز بود. ملاقات این دو چهرهبرجسته واجد سه نکته اساسی است. نخست اینکه تعامل شخصیتهای برتر در جناحهای موجود کشور حتی اگر به سطوح پایینتر نیز کشیده شود از ارزشهای یک ملت محسوب میگردد. از این بابت ملاقات آقای ناطق نوری و خاتمی اولا و بالذات در راستای این هدف متعالی واجد ارزش است.»
وی افزود:«این دو شخصیت با توجه به سه دهه فعالیت در بالاترین و مهمترین سطوح کشور میتوانند نویددهنده و آغازگر تعامل و همکاری های سودمند باشند.»
این روزنامهنگار در ادامه و در بیان نکته دوم خاطرنشان کرد:«مساله دیگر به نوع رفتارهای رادیکالیستی برخی از مسئولان اجرایی کشور بازمی گردد. از آن زمان که دولت نهم به در مصدر امور قرار گرفته است شاهد بسیاری از تبلیغات بیپایه و وعدههای غیرواقعی بودهایم که با نهایت تاسف از این منظر مردم آسیب جدی دیدهاند. به هم خوردن تعادل
” ملاقات این دو چهره برجسته انقلاب یک اقدام عینی و عملی برای جامه عمل پوشاندن به معنای اتحاد ملی است که ما همواره باید به آن پایبند باشیم... “
زندگی مردم و عدم اعتماد به آینده در جهت تضمین و تعیین آرامش فکری و معیشتی،کاهش قدرت خرید عمومی و ... از جمله پیآمدهای به هم خوردن تعادل اقتصاد کشور است. این وضعیت علیرغم افزایش قیمت نفت بار سنگینی را بر گرده مردم انداخته است.»
عطریانفر اضافه کرد:«در این راستا برخی از بزرگان کشور در حال نزدیکی به هم هستند. امروز خاتمی و ناطق نوری درد مشترک دارند. نقد مشترک دارند و نسبت به آنچه در عرصه فعالیتهای اجرایی کشور میگذرد احساس نگرانی مشترک پیدا کردهاند. بخشی از این ملاقات نیز در راستای نزدیک شدن دیدگاهها و تبیین نظرات کسانی است که سالها در کنار هم ننشسته بودند.»
رییس شورای سیاستگذاری روزنامههای توقیف شده شرق و هممیهن ادامه داد:«محور سوم معطوف به نزدیکی به انتخابات مجلس هشتم است. در نظام سیاسی ایران مجلس عالیترین و مهمترین نهاد تقویتکننده مشروعیت حکومت است. هر مقدار این نهاد قانونگذار و ناظر بر عملکرد قوه اجرایی،نیرومندتر باشد و نقش ملی خود را بهتر ایفا کند پایههای مشروعیت نظام تقویت میشود. به نظر میرسد که شان مجلس تحت تاثیر و تاثر رفتارهای رادیکالیستی دولت دچار خدشه شده است.»
وی با تاکید بر اینکه قضاوت بسیاری از معتدلها این است که مجلس چهرهای مخدوش در ذیل دولت یافته اظهار داشت:«این اتفاق برای اکثریت نمایندگان محترم مجلس محل ایراد است. حتا برخی از شخصیتهای شناخته شده و ممتاز در درون مجلس از این وضعیت گلایه مند هستند. آنان حس میکنند شان مجلس باید حفظ شود و باید بتواند نقش مستقل خود را در برابر نظارت بر دولت به درستی ایفا کند. از این جهت نیز ناطق نوری با تجربه دو دوره ریاست مجلس و به عنوان یک چهره ملی و آقای خاتمی با تجربه نمایندگی مردم یزد در سالهای تخستین انقلاب و همچنین دو دوره ریاست جمهوری حس میکنند برای شکلگیری مجلس آینده به نوعی ائتلاف و همفکری احتیاج دارند.»
وی این ائتلاف را متضمن راهیابی چهرههایی به مجلس دانست که شان پارلمان را حفظ کرده و میتوانند نقش خود را در زمینه نظارت آتی بر دولت به درستی ایفا کنند.
این عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی در پایان گفت: «باید این ملاقات را به فال نیک گرفت و قدردان آن بود و همفکران خود را در جهت حمایت از آن تشویق نمود».
یک مرجع تقلید: غلو درباره امام علی (ع) کفر است
عصرایران: عبارت "اشهد ان علی ولی الله" جزئی از اذان نیست... سجده بر مهر حسینی(تربت کربلا) هیچ گونه قداستی برای این مهر ایجاد نمی کند.
عصر ایران - آیت الله سید محمدفضل الله از مراجع تقلید شیعیان در لبنان گفت : غلو درباره امام علی و ائمه اطهار کفر است و اضافه کردن بخش هایی به اذان را رد می کنیم.
به گزارش عصر ایران (asriran.com)، علامه فضل الله در گفت و گو با وب سایت شبکه العربیه ، مشترکات مذاهب تسنن و تشیع را بیش از 80 درصد دانست و گفت : عبارت "اشهد ان علی ولی الله" جزئی از اذان نیست.
وی اضافه کرد: شیعیان عرب در مسائل سیاسی و دینی پیرو ایران نیستند بلکه در خدمت کشورهای خود هستند.
این مرجع دینی، غلو درباره امام علی علیه السلام و اعتقاد توهم آلود یا نزدیک به آن درباره ایشان را کفر و معتقدان به این گونه اعتقادات را نیز به مانند دیگر کافران دانست.
وی اختلاف شیعیان با اهل تسنن را درباره مساله امامت و خلافت پیامبر دانست و گفت که این موضوع نیز مساله ای تاریخی است.
آیت الله سید محمد حسن فضل الله که وب سایت العربیه از آن با عنوان یکی از برجسته ترین مراجع دینی شیعیان عرب نام می برد متولد شهر نجف اشرف است و هم اکنون ساکن لبنان است .
فضل الله همچنین با حرام دانستن قمه زنی و زنجیر زدن در روز عاشورا به دلیل آزار دادن جسم انسان افزود: سجده بر مهر حسینی(تربت کربلا) هیچ گونه قداستی برای این مهر ایجاد نمی کند.
ناگفته هایی از دیدار خاتمی و ناطق نوری
خُسن آقا: دستان پلید خاتمی در راه ایجاد یک اتحاد بین همه گروههای سیاسی درون رژیم. این ملعون پلید تر از آن است که گمان میکردیم.
فرارو: ظهر دوشنبه دفتر علی اکبرناطق نوری درباره دیدار خاتمی با ناطق نوری با تأیید انجام این دیدار اعلام كرد که این دیدار جزء دید و بازدیدهای معمولی بوده است كه در طول سال انجام میشود.
دبیركل یكی از احزاب اصولگرا هم در توضیحاتی به ایرنا گفته است: «آقای خاتمی چندی پیش ضمن حضور در دفتر آقای ناطق نوری، پیشنهادی مبنی بر تشكیل جبههای متشكل از افراد معتدل دو جریان سیاسی اصولگرا و دوم خردادی را طرح كرده است.»
وی كه خواسته نامش در خبر درج نشود افزوده است: «در این دیدار تقاضا شده كه از طریق تشكیل این جبهه بین دو جریان اصولگرا و دوم خردادی تعاملی سازنده به وجود آید.
به گفته این فعال سیاسی اصولگرا، پیشنهاد شده كه نیروهای معتدل جریان دوم خرداد ازیك سوی و نیروهای معتدل جریان اصولگرا ازسوی دیگر تعیین و فهرستی از آنان برای انتخابات مجلس هشتم تهیه شود.»
ایرنا در ادامه به نقل از دبیركل این حزب اصولگرا خبر داد: «ناطق نوری در این دیدار تاكید كرده است كه در مسایل مربوط به انتخابات دخالت نمیكند، اما از تشكیل جبهه ای از افراد معتدل جریان دوم خردادی توسط سید محمد خاتمی استقبال میكند.»
اندک اندک جمع مستان میرسد...
کیهان: پيام فضله نژاد:
شواليه هاي ناتوي فرهنگي، قسمت هفتم هر چه هست از اوست
داستان آمدنم به كيهان، براي خودم، حكايتي دارد تلخ و شيرين. تلخ از آن رو كه بايد سالياني پيش اين راه را مي آمدم و البته سلسله حوادثي، پشت سر يكديگر رخ داد كه مرا به راه و روشي ديگر كشاند؛ شيرين بدين سبب كه وقتي پس از يك سال به پشت سر نگاه مي كنم، هم اندوه سال هايي پرمخاطره در من مرده است و هم با چشمه هايي جوشان از انديشه ناب اسلام، پيوندي محكم تر يافته ام. اين، زندگي را براي من، بدل به پيكاري مداوم كرده است؛ پيكاري براي دفاع از حقيقت و حقانيت آنچه كه شارع مقدس برآن امر كرده و نبردي هر روزه براي فاش گويي درباره آنان كه از هر حقي براي اثبات باطل خود، مدد مي گيرند.
به دفتر پژوهش هاي مؤسسه كيهان كه آمدم، دو، سه ماه اول، هم خودم در ترديد بودم كه بتوانم انرژي از دست رفته را بازيابم و دوباره كاري نو آغاز كنم و هم در نظرم، مديريت دفتر ترديد داشت كه من، بي ملاحظه اين و آن، گام در راه بازخواني انتقادي گذشته و انديشيدن براي آينده بگذارم. يك فصل كاري گذشت و سرانجام، منش من و روش كيهان، به يكديگر گره خورد. از سوي ديگر، آغاز اين كوشش ها، چندان ساده هم نبود. دشواري وصف ناپذيري داشت. تلقي اغلب رسانه هاي اصلاح طلب از حرفه و فعاليت من اين بود كه مشاوري هستم براي برخي از نهادهاي قضايي و امنيتي نظام. فضاي خبري سنگيني را حاكم كرده بودند وچهره اي عجيب و غريب از من آفريدند كه اگر قرار بود مخاطب، مثلاً نوشته اي هنري از اين قلم بخواند، تصور مي كرد كه با يك تحليل امنيتي روبه روست. در آن فضا، نوشتن بيهوده بود و از سويي ديگر هم، نمي شد كه ننوشت.
براي همين، اسمي مستعار به نام پدرام ملك بهار را برگزيدم تا معنا و مبناي نوشته هايم در حاشيه خبرسازي هاي رسانه ها و سايت هاي اينترنتي قرار نگيرد. آن خبرسازي ها، خيانت به مخاطب بود، چراكه به او امان نمي دادند بدون پيش داوري، به داوري پيرامون انگاره هاي نويسنده بنشيند. پس از پنج ماه كه از پروژه اي پژوهشي، در قالب نگارش يك كتاب فراغت يافتم، روز 28 اسفندماه 1385، نخستين مقاله خود را در روزنامه كيهان، خطاب به محمود دولت آبادي و بانام «اين همه آشفته حالي از چه داريد؟!» نوشتم.
در يك سالي كه از آغاز حضورم در دفتر پژوهش هاي مؤسسه كيهان مي گذرد، نگارش دو كتاب را به پايان برده ام. تجربه هايي را كه در گذشته داشتم با روش شناسي توليد متن و تحليل در نيمه پنهان روزنامه كيهان آميختم و كتاب نخست را كه خاطره نويسي و ناگفته هاي بسيار من از روزگار اصلاحات و منش مدعيان اصلاح طلبي است، از آبان ماه تا بهمن ماه 1385 تحرير كردم كه هنوز روانه بازار نشده است. براي روزگاري كه مقتضاي مصلحت ايجاب كند، اجازه نشر اين كتاب را به ناشر سپرده ام كه ناگفته هايم به گورستان تاريخ نرود. پس از نگارش اين كتاب، بيشتر وقتم تا ابتداي تابستان 1386، به تحليل پروژه هاي ناتوي فرهنگي و انقلاب مخملي و نشر گفتارهايي در اين باب گذشت.
اكنون مجموعه آن نوشته ها با بيش از بيست يادداشت و گزارش تحليلي در كارنامه من ثبت و نيز در دسترس مخاطبان است. اين بار، بي حجاب آن نام مستعار، با كتاب شواليه هاي ناتوي فرهنگي، بار ديگر، خود را مشتاقانه در كنار مخاطبان مي بينم، نوشتارها و گفتارهايم را در معرض نقد ناقدان انديشمند مي گذارم و خواهان دعاي خير همه دردمندان، براي جد و جهد بيشتر و بهتر در راه انديشه انقلاب اسلامي ايران هستم.
سپاسگزاري
براي يك نويسنده شوق آور است كه مصلحي از مصلحان روزگار، به هدايت او برخيزد. هنگامي كه نخستين نوشتار من در روزنامه كيهان منتشر شد، آقاي حسين شريعتمداري (نماينده مقام معظم رهبري در مؤسسه كيهان) با هديه سجاده اي براي نماز و قلمي براي نوشتن، شوق مرا ديگرگون برانگيختند. به فضل پروردگار، آموزه هاي اخلاقي و حرفه اي ايشان، سرمايه اي ارزنده براي عبور از پيچ و خم هاي پرمخاطره روش و منشي است كه برگزيده ام.
يك سال است كه آقاي حسن شايانفر (مدير دفتر پژوهش هاي مؤسسه كيهان) آشفتگي ها و دلمشغولي هاي اين قلم را صبورانه تاب آوردند و تنها دغدغه شان، نوشتن در هواي حق و عدالت بود و هست. نشر اين كتاب حاصل پيشنهاد، مشاوره هاي ارزنده، راهنمايي هاي كليدي و نيز اعتماد ايشان به نگارنده است.
چه دقايق فاخري كه آقاي ابراهيم حاجي محمدزاده، نگاه مرا به كلام امام خميني(ره) گره زدند و به حق كه دلبرانه كوشيدند، نقش هايي كه آن رهبر يگانه و فقيد در جان تاريخ دروني كرده، در ذهن من نيز نقش زنند. درس هاي ايشان از انديشه امام و انقلاب، در اين يكسال، درس هايي ارزنده براي زندگي ام بوده است.
باورم اين است كه پس از سال ها جستجوي آرمان و هدف، در ميانه جواني، وجود اقدس باري تعالي، دست مرا گرفت و اين بنده كمترين را به تفكري دوباره واداشت. اي كاش كه بتوانم فرزندي از فرزندان معنوي روح الله باشم؛ اي كاش اين نهاد ناآرام، هر لحظه براي خدا ناآرام بماند؛ اي كاش تقدير و اراده الهي همچنان بر اين تعلق گيرد كه شايسته حضور در راه رباني رهبر فرزانه انقلاب اسلامي باشم؛ اي كاش هيچ جواني از جوانان اين جهان براي دنيا هرز نرود و جان جهان را دريابد.
خداوندا، ما هيچيم، هيچ و هر چه هست از تو و به سوي توست.(1) خداوندا، همه چيز تويي، و غير از تو همه هيچ. خداوندا، كوشش هيچ اين بنده هيچت را، به مثابه اداي دين به همه آناني كه در قهقهه مستانه و شادي وصول شان عند ربهم يرزقون اند، از من بپذير.(2)
پانوشت ها:
.1 صحيفه امام خميني(ره)، جلد19، ص 145
.2 اشاره اي است به پيام جاودانه حضرت امام خميني(ره)، خطاب به خانواده هاي شهدا، اسيران، جانبازان و ملت ايران به مناسبت هفته دفاع مقدس در 1 مهرماه 1367: «خداوندا، همه چيز تويي، و غير از تو همه هيچ. خداوندا، تو عزيزي، و غير از تو همه ذليل. خداوندا، تو غني اي، و غير از تو همه فقير... خانواده هاي شهدا، تا هميشه تاريخ اين مشعلداران راه اولياء، افتخار روشنايي طرق الي الله را به عهده گرفته اند. مجروحين و معلولين، خود چراغ هدايتي شده اند كه در گوشه گوشه اين مرز و بوم، به دين باوران، راه رسيدن به سعادت آخرت را نشان مي دهند، راه رسيدن به خداي كعبه را. اسراء در چنگال دژخيمان، خود سرود آزادي اند و احرار جهان آنان را زمزمه مي كنند. مفقودين عزيز، محور درياي بي كران خداوندي اند، و فقراي ذاتي دنياي دون، در حسرت مقام والايشان در حيرتند. از شهدا كه نمي شود چيزي گفت. شهدا، شمع محفل دوستانند. شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادي وصولشان عند ربهم يرزقون اند و از نفوس مطمئنه اي هستند كه مورد خطاب فادخلي في عبادي و ادخلي جنتي پروردگارند. اينجا صحبت عشق است و عشق، و قلم در ترسيمش بر خود مي شكافد.» نك: صحيفه امام خميني(ره)، جلد 21، ص .147
در همین زمینه: نگاهی هم به این نوشته نیک آهنگ کوثر بیندازید
December 24, 2007
یک سایت غیر رسمی خبر داد: انفجار بمب در خیابان ولیعصر
آفتاب: نیمه شب گذشته، لحظاتی پس از اینكه مأمور حراست بیمارستان خاتمالانبیای تهران سه بسته پستی را پیدا كرد، یكی از بمبهای كار گذاشته شده در دستان وی منفجر شد.
به گزارش سایت غیر رسمی «تابناك»، منبع موثقی از كشف و انفجار چهار بمب دستساز در محوطه مقابل بیمارستان خاتم الانبیاء خبر داد. حادثه زمانی رخ داد كه یكی از مأموران بیمارستان، حدود ساعت 3 نیمه شب، متوجه چند بسته مشكوك به صورت كادو روی یكی از خودروهای پارك شده در جلوی بیمارستان شد كه نام یكی از كارمندان روی آن نوشته شده بود، اما زمانی كه وی میخواست این بستهها را به داخل انتقال دهد، با انفجار یكی از آنها روبهرو و به شدت مجروح شد.
بنا بر اعلام پزشكان بیمارستان، این كارمند از ناحیه دو دست دچار سانحه شده و حال وی خوب نیست. پس از این حادثه، مأموران پلیس تهران با حضور در محل، سه بمب باقی مانده را خنثی كردند.
مسئولان انتظامی تهران بزرگ و كلانتری ونك هم امروز صبح، ضمن حضور در این بیمارستان به بررسی این حادثه پرداختند.
به نظر میرسد این اقدام، یك انتقامجویی شخصی از برخی اعضای بیمارستان ناشی از ناراحتی بیماران بوده و این در حالی است كه گفته میشود برخی نارضایتیها هم در میان كاركنان بیمارستان، از جمله با مدیریت آن وجود دارد.
گفتنی است، بیمارستان خاتمالانبیای تهران، یكی از بیمارستانهای ویژه و «VIP» رسیدگی به امور پزشكی مسئولان و شخصیتهای مهم كشور و وابسته به بنیاد شهید و ایثارگران انقلاب اسلامی است و در سال، پذیرای تعداد بسیاری از ایثارگران و مجروحان هشت سال دفاع مقدس و خانوادههای آنان است كه از سراسر كشور برای درمان خود به این مركز فوق تخصصی مراجعه میكنند.
هنوز رسانه ها و خبرگزاریهای دیگر این خبر را تأیید نکردهاند، تلاش خبرنگار آفتاب نیز تا آخرين لحظه ارسال خبر از منابع بيمارستان خاتم الانبياء و مقامات ذیصلاح براي دريافت جزئيات بيشتر، بي نتيجه ماند.
روسیه دفاع هوایی ایران را «تقویت» می کند
رادیوفردا: روسیه می گوید که تامين سامانه دفاع هوايی اولويت همکاری های نظامی با تهران است و همزمان کارشناسانی را برای راه اندازی راه اندازی سیستم دفاع هوايی تور- ام يک به ایران فرستاده است.
بر اساس قرارداد ۷۰۰ ميليون دلاری بين ايران و روسيه، مسکو سال گذشته يک سامانه دفاع موشکی موسوم به «تور- ام يک» را در اختيار جمهوری اسلامی گذاشت و اکنون کارشناسانی را برای نظارت بر فرايند آموزش به تهران اعزام کرده است.
اعزام اين کارشناسان پس از برگزاری چهارمين کميته همکاری های دفاعی مشترک ميان دو تهران و مسکو صورت می گيرد که ۱۹ دسامبر در تهران برگزار شد.
خبرگزاری روسی ايتارتاس گزارش داده که ميخاييل ديميتريف، رييس سرويس فدرال همکاری های نظامی و فنی روسيه، گفته است: تامين رادار و سامانه دفاع هوايی اولويت همکاری های نظامی تهران ـ مسکو است.
تامين رادار و سامانه دفاع هوايی اولويت همکاری های نظامی تهران ـ مسکو است.
رييس سرويس فدرال همکاری های نظامی و فنی روسيه
وی افزود: سامانه دفاعی تور- ام يک شامل موشک های کوتاه برد زمين به هواست.
به گفته اين مقام نظامی روسيه، «موشک های دفاع هوايی تور- ام يک نبايد کسی را به هراس افکنده و سامانه ای معمولی در دفاعی کوتاه برد به شمار می رود.»
آقای ديميتريف گفت: «همکاری با ايران تحت قواعد مشخص و به صورت روشن انجام می گيرد. تمامی قوانين بين المللی رعايت می شوند و همکاری ما کاملا شفاف است.»
روسيه و ايران در ابتدای سال ۱۳۸۶ تاييد کردند که تحويل سيستم های پدافند هوايی پيشرفته ساخت روسيه در اطراف تاسيسات اتمی حساس جمهوری اسلامی ايران به پايان رسيد.
اين سيستم در اطراف تاسيسات نطنز، اصفهان و نيروگاه هسته ای بوشهر نصب شد.
انتقادها از روسيه
موشک های سری تور- ام يک تنها در روسيه توليد می شوند و مدل هايی که به گفته وزير دفاع روسيه به ايران ارسال شده اند، برای ساقط کردن اهداف هوايی تا ارتفاع شش هزار متری، کاربرد دارند.
برد موشک های اين سيستم بين ۱۲ تا ۱۴ کيلومتر برآورد می شود.
جمهوری اسلامی ايران بهمن ماه سال گذشته اعلام کرد که آتشبار موشکی تور ام- يک را با موفقيت آزمايش کرده است.
فرمانده نيروی هوايی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پس از آزمايش اين آتشبار موشکی اظهار داشت: «سپاه در چارچوب افزايش توان نظامی جمهوری اسلامی، و در راستای استراتژی بازدارنده در پاسخ به تهاجم بيگانگان، آتشبارهای موشکی جديدی به استعداد نظامی خود افزوده است.»
فروش سلاح های پيشرفته از جمله سيستم جديد دفاع موشکی انتقاد کشورهای آمريکا و اسراييل را بر انگيخته است.
تام کيسی، سخنگوی وزارت امور خارجه آمريکا سال گذشته و در واکنش به فروش سيستم جديد دفاعی روسيه به ايران گفته بود: « فروش چنين تسليحاتی به کشوری که از تروريسم دفاع می کند جايز نيست.»
مقامات روسيه بارها انتقادات ايالات متحده آمريکا را ناديده گرفته اند و گفته اند که قصد دارند موشک ها و هواپيماهای پيشرفته را به ايران بفروشند.
قدرت نظامی سيستم تور- ام يک
يک کارشناس موشکی درباره تاثير اين سيستم بر توان نظامی ايران به راديو فردا گفته است: « اين موشک ها دو نوع هستند. يکی نوع که بايد به طور دائم در يک محل مستقر باشد که برد بسيار زيادی دارد و مسافت زيادی را در هوا طی می کند. از اين نوع بيشتر برای دفاع از شهرها يا پايگاه های بزرگ هوايی استفاده می شود.»
داگ ريچارد سون، کارشناس موشکی در مرکز اطلاعاتی جينزمی افزايد: « نوع ديگر موشک های تور يعنی آنها که روسيه به ايران فروخته، بسيار کوچک تر است و روی خودرويی که شکل تانک يا کاميون پشت باز است نصب می شود. اين نوع را می توان به سرعت نقل مکان داد و به سرعت پرتاب کرد. اما برد اين موشک ها به مراتب کوتاه تر است و فقط می تواند هدفی را با فاصله حداکثر پنج الی شش کيلومتر مورد اصابت قرار دهد.»
آقای ريچارد سون معتقد است: «حتی اگر آن طور که گفته می شود روسيه بر اساس قرارداد سال ۲۰۰۵ با ايران ۲۹ فروند از اين موشک ها را نيز به ايران فروخته باشد، اين مقدار تاثير چندانی در افزايش نيروی نظامی ايران نخواهد داشت.»
مصطفی پورمحمدی وزیر کشور: برای 92میلیون نفر کدملی صادر شده است؛ از این تعداد 69 میلیون نفر در قید حیاتند و بقیه فوت کرده اند
وبلاگ: چای سیگار خبر: - در سال ۸۶ بسر می بریم و شروع صدور کد ملی سال ۱۳۸۰ بوده است. این یعنی ۲۳ میلیون نفر که برای آنها کد ملی صادر شده بوده ولی متاسفانه فرصت استفاده از آن را پیدا نکرده اند، طی ۶ سال فوت کرده اند. (مسلما کد ملی به تدریج صادر شده و تعداد زیادی از افراد فوت شده کد ملی نداشته اند.) به عبارت دیگر ۴ میلیون نفر در سال در ایران فوت می کنند. با توجه به رشد سالیانه تقریبا ۱ میلیون نفری جمعیت ایران با احتساب ۴ میلیون مرگ می بایست در سال ۵ میلیون نوزاد در کشور به دنیا بیاید. و با توجه به ۱۶ میلیون خانوار بالای یک نفر موجود در کشور به طور متوسط در سال از هر ۳.۲ خانوار در یکی از آنها کودکی به دنیا می آید. و از هر ۴ خانواده در یکی عضوی از خانواده فوت می شود. یا به عبارت دیگر در هر خانواده ایرانی هر ۳ سال یک کودک متولد می شود. یا باز به بیان دقیق تر شما که این مطلب را می خوانید باید ۲ برادر یا خواهر یا فرزند کوچکتر از ۶ سال داشته باشید.
ادامه مطلب را در وبلاگ بخوانید
ديگو مارادونا خواستار ديدار با محمود احمدينژاد شد
خُسن آقا: حتما کوکائین آقای مارادونا نرسیده، میخواهند بروند پیش ملاها یک بست تریاک بزنند توی رگ!
فارس نیوز: ديگو مارادونا، ستاره فوتبال جهان و آرژانتين خواستار ديدار با محمود احمدينژاد، رئيس جمهوري اسلامي ايران شد.
به گزارش خبرگزاري فارس، ديگو آرماندو مارادونا در ديدار روز شنبه با محسن بهاروند، سفير جمهوري اسلامي ايران در بوئنس آيرس، پيراهن خود را با متن "با تمام عشق به ملت ايران"، به وي اهدا كرد.
ستاره فوتبال جهان و آرژانتين در اين ديدار عنوان كرد: "من از اعماق وجودم با مردم ايران هستم و آنها را حمايت ميكنم. اين را ميگويم چرا كه احساسم اين است و برايم اين معنا را دارد."
وي به پرس تيوي گفت كه دولت ايران را حمايت ميكند و علاقمند است با محمود احمدينژاد ملاقات كند.
وي به سفير ايران اظهار داشت: "پيش از اين با فيدل كاسترو (رئيس جمهوري كوبا) و هوگو چاوز (رئيس جمهوري ونزوئلا) ديدار كرده ام. حالا ميخواهم با رئيس جمهور شما ديدار كنم."
بهاروند گفت كه پيراهن امضا شده از سوي مارادونا به موزه هداياي وزارت امور خارجه ارسال خواهد شد.
پيشنهاد مهم خاتمي به ناطق نوري
خُسن آقا: اصل حفظ بیضه اسلام است وگرنه همه این ملاها با هم، هم کاسه هستند. یک مدت ملت را از ناطق نوی می ترسانند تا به دامان خاتمی بیفتند حالا ملت را از احمدی نژاد می ترسانند تا به زیر عبای خاتمی، هاشمی و ناطق نوری پناه ببرند، اینها هم طرفندهایی است تا مردم را به پای صندوقهای رای ببرند.
عصرایران: ناطق نوری که در انتخابات دوم خرداد ، رقابت انتخاباتی را به خاتمی واگذار کرد ، در روز بعد از انتخابات ، با پذیرش شکست ، پیروزی خاتمی را به او تبریک گفت و برخلاف بسیاری از سیاسیون دیگر ، علیه دولت خاتمی موضع نگرفت .
عصرایران - با نزديك شدن به 24اسفند _ روز برگزاري انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي _ رايزني ها و ديدارهاي شخصيت هاي سياسي با نفوذ و تاثيرگذار در عرصه انتخابات نيز گسترش يافته است.
يك منبع آگاه در خصوص فعالیت های اخير سیدمحمدخاتمي براي حضوري نو در عرصه انتخابات و ديداري كه او با ناطق نوري شخصيت برجسته اصولگرا داشته است به خبرنگار عصرایران(asriran.com) گفت: خاتمی در این دیدار پيشنهاد مهمی را با ناطق نوری در ميان گذاشته است.
وی افزود: پيشنهاد مشخص خاتمي به ناطق نوري اين بوده كه اين دو با توجه به نفوذي كه در دو جريان اصلاح طلب و اصولگرا دارند جبهه جديدي از رقابت انتخاباتي را شكل دهند.
خاتمي در اين نشست نسبت به برخي تندروي ها در هر دو جناح ابراز نگراني كرده و از ناطق خواسته است به كمك او ائتلافي از افراد اصلاح طلب و اصولگرا تشكيل دهند و به طور جدا و مستقل از ديگر گروه ها فهرستي را به مردم عرضه كنند.
گفته می شود ناطق نوري که پيشتر اعلام كرده بود نه در انتخاباتي به عنوان نامزد شركت مي كند و نه در امور مربوط به اين موضوع دخالت مي كند اين پيشنهاد را نپذيرفته است ولی برخی اخبار حاکی از ان است که ناطق نوری در حال بررسی این پیشنهاد است .
ناطق نوری که در انتخابات دوم خرداد ، رقابت انتخاباتی را به خاتمی واگذار کرد ، در روز بعد از انتخابات ، با پذیرش شکست ، پیروزی خاتمی را به او تبریک گفت و برخلاف بسیاری از سیاسیون دیگر ، علیه دولت خاتمی موضع نگرفت .
ناطق نوری ، که اینک رئیس دفتر بازرسی دفتر رهبری است ، در میان اصولگرایان و اصلاح طلبان به عنوان فردی معتدل و عقلمدار شناخته می شود .
شيطنت انگليسي، دوباره عليه مقدسات مذهبي مسلمانان
خُسن آقا: فراموش نکنید که آقای رئیس جمهور حکومت مذهبی ایران چندی پیش برای حفظ جان خود از سگ استفاده کرده بود.
بازتاب: اين سگ، هماکنون در حال آموزش در انجمن متخصصان نابينايي انگلستان است كه براي رعايت كردن نظافت بيني و بدن مودار آن، پوشش داده شده است.مالک نابيناي مسجد ميگويد: سال آينده، اين سگ را وارد مسجد «الفلاح» لندن خواهند كرد.
كد خبر: ۳۷۲۶ تاريخ انتشار: ۱۸:۳۷ - ۰۲ دي ۱۳۸۶ تعداد بازديد: ۳۷۴۳
تربيت يك سگ براي راهنمايي نابينايان در داخل مسجد و به ويژه مالک نابيناي مسجد معروف «ليسستر» در شهر لندن حكايت از شيطنت انگليسي عليه مقدسات مذهبي مسلمانان دارد.
به گزارش سرويس بينالملل «تابناك» به نقل از روزنامه «تايمز» چاپ لندن، تصميم تربيت سگ راهنما براي مسجد كه از سوي شوراي مسلمانان بريتانيا (ام.سي.بي) گرفته شده و به ادعاي خودشان، بهنوعي بازنگري کلي بر احکام اسلامي است، حكايت از شيطنت عليه مقدسات مسلمانان دارد.
بنا بر اين گزارش، اين سگ، هماکنون در حال آموزش در انجمن متخصصان نابينايي انگلستان است كه براي رعايت كردن نظافت بيني و بدن مودار آن، زير نظر است.
«الخاطري»، مالک نابيناي مسجد ميگويد: سال آينده، اين سگ را وارد مسجد «الفلاح» لندن خواهند كرد.
اين در حالي است كه به احتمال زياد، اين رويه نادرست و توهين آشکار به مقدسات اسلام، در ديگر مساجد کشور انگلستان روي دهد و قبح شرعي اين موضوع ريخته شود.
«ابراهيم مقرا»، يکي از روحانيون ارشد شوراي مسلمانان بريتانيا که درباره جا انداختن اين نظريه، تلاش بسياري كرده است، مدعي است: ما در قرآن کشف كردهايم که به مسلمانان اجازه داده ميشود از سگها براي شکار استفاده كنند و ادامه ميدهد: هنگامي كه مسلماني ميتواند غذاي شکاري را مصرف كند که در به دست آوردن آن، سگ به او کمک و همراهي شده است، بنابراين هيچگونه مشکلي در اين زمينه نيست که يک سگ براي راهنمايي افراد نابينا به مساجد وارد شود.
بنا بر اين گزارش، شوراي مسلمانان بريتانيا، در حالي اين تصميم عجيب و توهين به مراکز مذهبي را صادر ميكند که در بيشتر مراکز غيرمذهبي مسلمانان، از جمله رستورانها و حتي رانندگان تاکسي، به سرنشينان و مشتريان خود که داراي سگ هستند، اجازه ورود به مکانشان را نميدهند.
البته در اين زمينه بايد گفت كه در ماه ژوئن سال 2007 صلاحالدين عبدالله، راننده تاکسي شهر کمبريج، هنگامي كه اجازه سوار شدن يک زوج نابينا به همراه سگشان را به داخل ماشين خود نداده بود، به دويست پوند جريمه شد و به اين ترتيب، پس از آن، شوراي مسلمانان بريتانيا، حکمي را صادر كرد كه بنا بر آن، همه مسلمانان بايد اجازه ورود سگ به رستورانها و تاکسيها را بدهند.
حال موضوعي كه مطرح است، كه ورود سگها به مراکز عبادت مسلمانان و مساجد، توهيني آشکار به مسلمانان جهان است و معلوم نيست به چه دليل اين حکم از سوي شوراي مسلمانان بريتانيا صادر شده است؟!
قدردانی کروکر از نقش ايران در کاهش خشونتهای عراق
خُسن آقا: مگر ما از روز اول مدعی نشده بودیم که کشتارها در عراق کار ایران است!؟ خوب مسلم است که برای توقف آن هم باید از رژیم ایران کمک خواست!
فرارو: رايان کروکر، سفير ايالات متحده در بغداد، نقش ايران در کاهش خشونتها در عراق را ستود. اين نوع موضعگيري مقامات آمريکايي درباره ايران گرچه از سوي مقامات نظامي اين کشور در ماههاي اخير سابقه داشته است، اما از سوي کروکر کمتر ديده شدهاست.
به گزارش خبرگزاري رويترز، رايان کروکر روز يکشنبه اظهار داشت واشنگتن معتقد است ايران احتمالا پشت آتشبس اعلامشده از سوي مقتدي صدر قرار دارد.
کروکر با اين حال گفت که مقامهاي ايالات متحده هنوز نقش ايران را غير قابل پيشبيني ميدانند و از نظر آنها انگيزههاي تهران در هالهاي از ابهام قرار دارد.
سفير ايالات متحده در يک کنفرانس خبري در بغداد گفت: «من در پيشبيني يا تحليل آنچه که ايرانيها انجام ميدهند، بسيار محتاط هستم. چراکه ما در آنجا (ايران) نيستيم.»
رايان کروکر افزود: «اما از ناحيه شبهنظاميان افراطي شيعه ما شاهد کاهش اقدام خشونتآميز بودهايم.»
سفير ايالات متحده گفت: «ما شاهد بوديم که مقتدي صدر خواستار آتشبس و پس از آن خواستار تجديد آن آتشبس شدهاست. ايرانيها به طور ضمني ـ نه به ما بلکه به ديگران ـ گفتهاند که آنها در همه اينها نقش ايفا کردهاند.»
از کروکر پرسيده شد که چه کسي گفته است که ايرانيها در پس آتشبس مقتدي صدر هستند و او در پاسخ گفت که مقامات عراقي گفتهاند.
اين در حالی است که مقامات کاخ سفيد همواره جمهوری اسلامی را به حمايت از گروه های نظامی شيعه مخالف حضور آمریکا در عراق متهم کرده اند. اتهامی که از سوی دولتمرادن ایرانی بارها رد شده است.
رايان کروکر با اشاره به سياست آتشبس مقتدي صدر گفت: "اگر صدر اين سياست را در پيش گرفته است و ايرانيها از نفوذ خود براي تثبيت اين سياست بهره گيرند… در آن صورت تحول مثبتي است."
چندی پيش نيز مسئول آموزش نيروهاي امنيتي عراق است، از نقش ایران در جلوگیری از قاچاق اسلحه به عراق قدردانی کرد.
ژنرال دوبيک در يک کنفرانس خبري در منطقه سبز بغداد گفته بود: «ما همگي به خاطر تعهد ايران براي کاهش جريان سلاح، مواد منفجره و آموزش (افراطيها) سپاسگزاريم.»
تأييد نظر اقتصاددانان منتقد دولت توسط بانك مركزي
بازتاب: در سال 1385، دولت از محل درآمدهاي نفت و گاز 62.4 ميليارد دلار درآمد داشته و درآمد نفت و گاز كشور در 9 ماهه پاياني سال 1384 (پس از انتخابات رياستجمهوري) نيز بالغ بر 41 ميليارد دلار است. درآمد فروش نفت و گاز در سه ماهه نخست سال 1386 بالغ بر 16.5 ميليارد دلار بوده كه بنا بر اين ارقام، رقم 120 ميليارد دلار تأييد ميشود.
كد خبر: ۳۷۲۱ تاريخ انتشار: ۱۶:۵۸ - ۰۲ دي ۱۳۸۶ تعداد بازديد: ۵۵۰۶
با انتشار آخرين شماره از نشريه نماگرهاي اقتصادي، بانك مركزي نظر اقتصادانان منتقد دولت را درباره درآمد 120 ميليارد دلاري دولت در دو سال نخست، تأييد كرد.
بنا بر اطلاعات مندرج در نشريه نماگرهاي اقتصادي كه آمار رسمي بانك مركزي را منتشر ميكند، در سال 1385، دولت از محل درآمدهاي نفت و گاز 62.4 ميليارد دلار درآمد داشته و درآمد نفت و گاز كشور در 9 ماهه پاياني سال 1384 (پس از انتخابات رياستجمهوري) نيز بالغ بر 41 ميليارد دلار است.
اين در حالي است كه بنا بر آمار رسمي، درآمد فروش نفت و گاز در سه ماهه نخست سال 1386 بالغ بر 16.5 ميليارد دلار بوده كه بنا بر آن، نظر اقتصادانان منتقد دولت كه در اوايل تابستان سال جاري، درآمد دو ساله فروش نفت را 120 ميليارد دلار اعلام كرده بودند، تأييد شده و بانك مركزي اين رقم را 119.9 ميليارد دلار اعلام كرده است.
گفتني است، رقم آمده بدون احتساب فروش ميعانات گازي و محصولات پتروشيمي كه هر دو در وزارت نفت صورت ميگيرد، اعلام شده و بنا بر اعلام گمرك، درآمد وزارت نفت از فروش ميعانات گازي در هشت ماهه نخست سال جاري، پنج ميليارد دلار بوده و در صورتي كه مجموع درآمد وزارت نفت از فروش نفت و گاز و محصولات جانبي آن در دو سال نخست دولت محاسبه شود، رقم 120 ميليارد دلار به 135 ميليارد دلار افزايش مييابد.
همچنين در جلسه 57 اقتصاددان منتقد با رئيسجمهور، دولت درآمد دو سال نخست خود را 93 ميليارد دلار اعلام كرد و در گزارش اخير اقتصادي رئيسجمهور به مردم، برداشت دولت در سه سال (86 ـ 85 ـ 1384) از درآمد نفتي تنها 81 ميليارد دلار (23 ميليارد دلار در سال 1384، 31 ميليارد دلار در سال 1385 و 27 ميليارد دلار در سال 1386) اعلام شد، در حالي كه بنا بر اظهار رئيس بانك مركزي، علاوه بر درآمد نفتي 190 ميليارد دلاري اين سه سال (1384، 54 ميليارد دلار، 1385، 62 ميليارد دلار و 1386، 73 ميليارد دلار) مبلغ بيست ميليارد دلار درآمد فروش محصولات جانبي وزارت نفت در اين سه سال بوده و موجودي حساب ذخيره ارزي نيز از هفده ميليارد دلار به هشت ميليارد دلار كاهش يافته كه مجموع برداشت دولت در سه سال 84، 85، 86 از درآمد وزارت نفت را به رقم 220 ميليارد دلار ميرساند.
اين در حالي است كه درآمد نفتي هشت ساله هاشمي 124 ميليارد دلار و درآمد نفتي دولت هشت ساله خاتمي، 193 ميليارد دلار بوده است.
December 23, 2007
شركت گاز :مردم در مصرف گاز صرفه جويي کنند
خُسن آقا: دارند زمینه چینی می کنند تا گاز را هم چیره بندی کنند.
عصرایران: شركت ملي گاز در اطلاعيهاي از تمام مشتركان اين شركت خواست: به منظور جلوگيري از قطعي گاز، در مصرف گاز طبيعي صرفهجويي كنند.
بهگزارش ايرنا، در اين اطلاعيه با اشاره به پيشبيني سازمان هواشناسي درخصوص ورود يك جبهه هواي سرد به همراه بارش برف و باران طي هفته آينده، از هموطنان درخواست شدهاست: براي جلوگيري از افت فشار گاز و قطعي احتمالي در نقاط دوردست، در مصرف گاز طبيعي صرفهجويي كرده و شركت ملي گاز را در خدمت رساني هرچه مطلوبتر ياري كنند.
سناتور آمريکايي: مذاکره با ايران را آغاز کردهايم
فرارو: درحاليكه واشنگتن براي مذاكره با ايران بر سر دوراهي قرار دارد، يكي از نمايندگان كنگره از ایالت مريلند، مدتي است اين كار را آغاز كردهاست.
بالتيمورسان مدعی شد، "وينتي گيلچرست" نماينده جمهوريخواه مريلند طي يك سال گذشته براي گفتوگو در مورد راههاي بهبود روابط آمريكا و ايران با مقامات رسمي و تجار ايراني ملاقات داشتهاست.
این نماینده با توجه به گزارش اخير سازمانهاي اطلاعاتي آمريكا، معتقد است كه فرصت خوبي براي آغاز مذاكره به وجود آمدهاست.
هدف گليچرست از زمان اولين ملاقات محرمانهاش ايجاد راهي براي مذاكره با ايران بودهاست. وي براي اولين بار جلسهاي سهساعته با جواد ظريف نماينده سابق جمهوری اسلامی ايران در سازمان ملل متحد داشته و اين آغاز تلاشهاي نمايندهاي بود كه در سال 2002 به استفاده از زور در عراق رأي مثبت داد.
این پایگاه خبری ادعا کرده که سناتور جمهوریخواه، در ادامه مذاکراتش مقامات ايراني، با مجلس ايران نامهنگاريهايي کرده و گروهي متشكل از نمايندگان دموكرات و جمهوريخواه تشكيل داده تا بر بهبود روابط با ايران متمركز شوند.
اين گروه با عنوان "انجمن گفتوگو" درصدد ايجاد ارتباطات گستردهتر بين نمايندگان ايراني و آمريكايي است.
گليچرست 61 ساله كه در جنگ ويتنام نيز دچار مجروحيت شده، ميگويد: «ما معتقديم كه پيش از آنكه جوانان را براي مردن بفرستيم، بهتر است پيرها را براي گفتوگو بفرستيم.»
گليچرست معتقد است كه ايران منافع مشروعي را در ايجاد امنيت براي همسايگانش دارد و معتقد است كه محمود احمدينژاد نماينده كل اين كشور نيست، همانطور كه بوش نماينده همه مردم آمريكا نيست.
گليچرست بهعنوان يك ميانهرو كه راهي جداگانه را نسبت به ساير اعضاي حزبش در مورد عراق پيش گرفته، با مخالفت سرسختانه ساير نمايندگاه حوزههاي انتخاباتي ديگر ايالت، روبهروست. بهويژه از طرف سناتور "اندرو هريس" و سناتور "اي جي پيپكين" و سه نامزد جمهوريخواه ديگر در اين ايالت.
بالتيمورسان ادامه ميدهد كه تلاشهاي نمايندگان آمريكايي براي برقراري رابطه با كشورهاي متخاصم آمريكا سابقهاي ديرينه اما بدون نتيجه دارد، اما "لي هميلتون" از مقامات دخيل در تهيه گزارش مطالعاتي عراق ميگويد كه كارهاي مشابه گليچرست دقيقا همان چيزي است كه ما به آن نياز داريم.
گليچرست ميگويد كه او تلاشهاي خود را به اطلاع بوش رساندهاست
قدرت از اين اتاق ج. اسلامی را رهبری می کند!
پیک نت: دراين اتاق، هستند کسانی که کراوات می بندند و کسانی که محاسن بلند و سفيد دارند
و. امير هادی انواري
خيابان مطهری، روبهروی سنايی يك ساختمان معمولی قديمی پنج طبقه با نمای سفيدی است يك تابلوی آبیرنگ قديمی و كوچك سردر ساختمان نصب شده: «اتاق بازرگانی و صنايع و معادن تهران.» همه چيز عادی به نظر میرسد. طبقه همكف مثل هميشه شلوغ است، اربابرجوع مثل هر اداره ديگری جلوی كيوسكها میروند و كارهای اداریشان را انجام میدهند.
اما پشت ساختمان در محل پاركينگ، گرانقيمتترين و لوكسترين ماشينهای تهران كه تعداد بعضیهايشان در تمام كشور كمتر از 10 دستگاه است يكی يكی وارد میشوند. از هر كدام يك نفر پياده میشود. اين يك نفرها، هر كدام مديرعامل يا عضو هيأتمديره بزرگترين شركتها و مؤسسات اقتصادی و يا از سهامداران عمده بورس تهران هستند. و البته چند نفری را هم نمیتوان جزو پولدارترينها دانست. آنها به واسطه اطلاعات يا تخصصشان اينجا هستند.
يكی دكمه بالای پيراهنش را بسته و با محاسن بلند و تيپ سنتی، ديگری صورت اصلاح كرده، با كت و شلوار و كراوات از گرانترين برندهای اروپايی تن كرده است.
رفته رفته از ساعت يك و نيم تا ساعت دو بعدازظهر همه هيأت نمايندگان اتاق بازرگانی تهران در طبقه پنجم جمع میشوند. 40 نفر نماينده بخش خصوصی و 20 نفر نماينده دولت. اين جمع درباره اقتصاد ايران تصميم میگيرد. دور هم جمع شدند. برای كسانی كه به صندلیهای هيأت نمايندگان اين اتاق تكيه زدند رقمهايی كه جلويشان 11 تا 12 صفر باشد زياد عجيب نيست.
آغاز جلسه
ساعت دو هياهوی اتاق فروكش میكند. جلسه معمولاً با سخنرانی رئيس اتاق بازرگانی يعنی"يحيی آلاسحاق» كه در راس ميز نشسته است شروع میشود. پيرمردی كه موهايش را در اين اتاق سفيد كرده. يحيی آلاسحاق از قديمیترين اعضای اتاق بازرگانی تهران پس از انقلاب است و به گفته خودش عضو هيأتمديره بيش از دهها شركت است. فكرش را بكنيد، دهها شركت!
باور كنيد يا نه، پولدارترينها آدمهايی هستند عادی با ظاهر عادی. دور تا دور افراد جالبی نشستهاند. كسانی كه مردم بعضی از آنها را نه با عنوان عضو هيأت نمايندگان اتاق بازرگانی، بلكه با عناوين ديگری میشناسند. اشتباه نكنيد، صفايیفراهانی برای ورزش اينجا نيامده. ايرج حسابی، پسر دكتر حسابی، بنيانگذار دانشگاه تهران كه هميشه در مورد فعاليتهای اقتصادی او شايعه بوده و هست و او هم هميشه تكذيب كرده. مهرعلیزاده، نامزد دوره پيشين رياست جمهوری هم اينجاست. عسگراولادی از اعضای معروف مؤتلفه كسی كه پسته ايران را در تمام دنيا با نام او و شركت حساس میشناسند. حتی پسر شهيد مفتح، محمد صادق مفتح هم حضور دارد.
جالب است كه بعضی از آنها بيرون از اتاق بازرگانی دارای گرايشهای سياسی كاملاً متضاد با هم هستند، اما تا به حال در اتاق بحث سياسی خاصی شكل نگرفته است. همه اين افراد در اتاق بازرگانی به يك چيز فكر میكنند «بخش خصوصی". در مورد مسائل اقتصادی آنها ترجيح میدهند با هم همكاری كنند و گرايشات سياسیشان را به بعد از جلسه هيأت نمايندگان منتقل كنند.
اصلیترين كار اتاق بازرگانی، ارتقای بخش خصوصی از طريق برنامهريزی، ارائه پيشنهاد و راهكاری و يا اعمال فشار با اهرمهای خاص و لابیهای قدرتمند اقتصادی است كه البته مورد آخر زياد به صورت رسمی انجام نمیشود. هر كدام از اعضای اتاق نماينده يكی از بخشهای بازرگانی، صنعت و معدن هستند. آنها مشكلات بخش مربوط به خود را در اين جلسات عنوان میكنند و احتمالاً در حاشيه جلسات كه بعضاً از خود جلسات مهمترند به نتايجی میرسند. بعد از آن با اعمال قدرت به دولت و يا مجلس از طريق تصويب قوانين و يا آييننامهها مشكلات بخش خودشان را برطرف میكنند.
بعضی وقتها هم به سياستهای مالی و اقتصادی دولت كه با منافع بخش خصوصی در تقابل هستند انتقادهايی میكنند. اين انتقادها میتواند به نحوه نوشتن بودجه باشد و يا عملكرد گمرك و... به هر حال پرونده تا زمانی كه مشكل برطرف نشود و يا وزير يا مسئول مربوطه به اتاق نيايد و پاسخگوی آنها نشود بسته نخواهد شد.
نشستهای صبحانه
اينجا رسم و رسومات خاصی دارد و اعضای آن با اين رسوم به خوبی آشنا هستند. همين رسم و رسومات و حاشيههای جلسات هستند كه بخش عمده تصميمگيریهای كلان اقتصادی كشور را تعيين میكنند.
40 نفر نماينده بزرگترين اتاق بازرگانی خاورميانه كنار هم قدرت زيادی دارند. اين 40 نفر بیخودی دور هم برای گپ جمع نمیشوند، هر وقت آنها دور هم جمع میشوند میخواهند مانعی را برطرف كنند.
وقتی يك وزير يا مسئول بخش دولتی برای صبحانه به اتاق بازرگانی دعوت میشود، خودش بايد بداند چه اتفاقی در حال شكل گرفتن است. دعوت برای صبحانه از آخرين مراحل اعمال قدرت اتاق بازرگانی به شمار میرود. او را برای صرف صبحانه دعوت میكنند. روی ميز چای شيرين و نان و پنير و كره و مربا... هست. اما اين نشست فقط برای صرف صبحانه تشكيل نشده. مهمان صبحانه بعد از پايين رفتن اولين جرعه چای شيرين از گلويش سيبل انتقادهای نمايندگان بخش خصوصی میشود. به هر حال نشست صبحانه آخرين نشست خواهد بود، تا موقع صرف ناهار به هر شكلی كه شده مشكل حل شده است. بعضی از تغييرات ناگهانی كه از رسانهها به اطلاع مردم میرسد، از همين نشستهای صبحانه نشأت میگيرند. آخرين نشست صبحانه با دعوت از منوچهر متكی، وزير امور خارجه برگزار شد و نتيجه هم رضايتبخش بود!
اما اتاق هميشه اين قدر خشك و جدی نيست. اگر يك تاجر يا سرمايهدار ورشكسته شود، رسم ديگر اتاق يعنی گلريزان برای او اجرا میشود. اعضای هيأت نمايندگان هر كدام به روش خاصی به او كمك مالی میكنند تا بتواند دوباره فعاليت خودش را ادامه بدهد.
پولدارترينها
چون از ابتدا در ايران مستقيم و غيرمستقيم و در عرف جامعه ثروتمند بودن به صورت يك ضد ارزش معرفی شده، پولدارترينهای ايران علاقه زيادی به معرفی خود ندارند. دليل ديگر هم اين است كه سيستم مالياتی ايران مثل خيلی از كشورهای ديگر شفاف نيست. مثلاً در آمريكا به دليل سيستم مالياتی شفاف پولدارترينها مشخص میشوند، اما در ايران هيچ كس نمیداند پولدارترين شخص چه كسی است.
ممكن است با دسترسی به اطلاعات بورس تهران و از روی سهام عمدهای كه يك شخص در شركتهای مختلف دارد و يا از طريق درآمد كارخانه و يا شركت يك فرد بتوان ميزان سرمايه او را حدس زد، اما تعيين پولدارترين كار سادهای نيست.
اما يك چيز مشخص است، پولدارترينهای ايران در پايتخت ايران هستند و پولدارترينهای پايتخت در اتاق بازرگانی پايتخت يعنی اتاق تهران جمع میشوند.
اينجا همه هستند، از هر صنعت و صنفی، بزرگترين آنها بهعنوان نماينده طيف خودش در اينجا حضور دارد.
علاء ميرمحمدصادقی نماينده بخش معادن، كسی كه همه او را بهعنوان پدر گچ و سيمان كشور میشناسند. اولين صندوق قرضالحسنه انقلابی را 38 سال پيش در مسجد لُرزاده تأسيس كرد. او بنيانگذار سازمان اقتصاد اسلامی است كه روزی قرار بود بانك خصوصی بازاریها باشد اما با تهديد به استعفای 7 عضو كابينه دولت موقت، به محاق تعليق رفت تا سرانجام در دولت احمدینژاد به بانك قرضالحسنه تبديل شد.
پدرام سلطانی نماينده بخش بازرگانی، جوانترين عضو اتاق، شخصی كه با وجود جوان بودن بهعنوان يكی از بزرگان بخش خصوصی پتروشيمی معروف است.
محمد صدرهاشمینژاد، از مؤسسان اولين بانك خصوصی كشور و رئيس هيأتمديره همان بانك، عضو هيأتمديره شركت ساختمانی استراتوس، كسی نمیداند او چقدر ثروت دارد، اما در زمينه ساختمانسازی و بازرگانی از بزرگان به شمار میرود.
محمد شمس اردكانی، مديرعامل يك شركت بزرگ خودروسازی و از فعالين بنام صنعت خودروسازی خصوصی در كشور.
تقی بهرامی نوشهر، پدر خوانده فولاد كشور، مؤسس چندين شركت بزرگ فولاد و فعال اين صنعت. محسن خليلیعراقی نماينده بخش صنعت، مديرعامل شركت بزرگ بوتان.
شاهرخ ظهيری، پيشگام صنايع غذايی در كشور و بنيانگذار كارخانههای مهرام. عباسعلی قصاعی نماينده بخش صنعت، از بازماندگان خاندان بزرگ سرمايهدار قصاعی و از بزرگترين فعالان صنعت چينی در كشور.
مهدی جاريانی نماينده بخش صنعت، عضو هيأتمديره توليد مواد اوليه داروپخش و تولی پرس و از بزرگان صنعت شويندهها.
مهدی بهرامی ارض اقدس نماينده بخش بازرگانی، از مديران ارشد حيات نو و مشاور شهردار تهران.
علينقی خاموشی كه كسی بعد از انتخابات اخير اتاق بازرگانی او را در جلسات نديده است! مديرعامل كارخانجات پوشاك جامعه.
محسن صفايیفراهانی نماينده بخش بازرگانی عضو ارشد گروه استراتوس پارس، دوست و از شركای اصلی محمد صدرهاشمینژاد.
محسن مهرعليزاده، نماينده بخش صنعت از طرف مؤسسه اندوخته (سرمايهگذاری) شاهد وابسته به بنياد شهيد، و مشاور رئيسجمهور اسبق.
احمد پورفلاح نماينده بخش صنعت و مديرعامل شركت بزرگ تأسيساتی سكو ايران.
مسعود دانشمند نماينده بخش بازرگانی، دارنده يك شركت بزرگ حمل و نقل دريايی و تنها دوست كراواتی علينقی خاموشی.
اسداله عسگراولادی، از اعضای بنام مؤتلفه، رئيس اتاق مشترك ايران و چين، دارنده شركت بزرگ «حساس» كه در عرصه صادرات خشكبار و به خصوص پسته ايران در سطح جهان صاحب نام است.
احمد اميراحمدی نماينده بخش صنعت، كشتیگير قديمی با گوشهای شكسته كه بهعنوان پدر سرب و روی كشور شناخته میشود.
منجيان اتاق
داستان درگيری ميرحسين موسوی و اتاق به خوبی جايگاه و قدرت آن را مشخص میكند. البته درگيری ميرحسين موسوی آخرين درگيری جدی با اتاق بود. بعد از انقلاب گروهی از انقلابيون تصميم گرفته بودند كه تالار بورس و اتاق بازرگانی را بهعنوان مظاهری از اقتصاد امپرياليستی تعطيل كنند، اما اين اتفاق نيفتاد. كسی هم نمیداند چطور اين اتفاق نيفتاد!
در زمان جنگ يكبار ديگر اتاق تهديد شد. ميرحسين موسوی سياستمدار چپگرا و نخستوزير وقت در زمان جنگ، دستور داد اتاق بازرگانی را برای اسكان جنگزدهها خالی كنند. اما گويا كسانی قدرتمندتر از ميرحسين موسوی هم بودند. آلاسحاق، خاموشی، نقرهكار، راسخ نهاونديان و... منجيان اتاق بازرگانی بودند. آنها در پاسخ نامه ميرحسين موسوی نوشتند كه امكان چنين كاری وجود ندارد و اتاق بازرگانی جای اسكان جنگزدهها نيست. ميرحسين موسوی هم دستور داد با بلدوزر اتاق بازرگانی را با خاك يكسان كنند، چون به نظر او ساختمانی كه نشود در آن جنگزدهها را اسكان داد بايد خراب میشد.
اما باز هم لابیهای قدرتمند اتاق بازرگانی كار خودش را كرد. اتاق بازرگانی كه در آن زمان خاموشی رئيس آن بود خراب نشد و هنوز هم پابرجاست. اين روايت غيررسمی به شكلی غيررسمی هم خاتمه يافت. به هر حال اتاق بازرگانی حتی با دستور مستقيم نخستوزير وقت هم به تعطيلی كشيده نشد. بعد از آن در دولتهای بعدی و به خصوص در دولت هاشمی اتاق بازرگانی رشد بيشتری كرد.
وبلاگ http://mynotesaha.blogfa.ir/
امدادهای غیبی در مسابقات مقدماتی هندبال بانوان آسیا
منابع خبر: آفتن پستین به نقل از اشپیگل
در بازیهای مقدماتی بازیهای المپیک هندبال بانوان، در مسابقه مابین کویت و ژاپن و کویت با کره جنوبی امدادهای غیبی اتفاق افتاده و تیم بانوان کره جنوبی که یکی از قوی ترین تیم های هندبال جهان به حساب میآید شکست خورد و بعد از آن هم نوبت تیم ژاپن رسیده و مجددا با امدادهای غیبی که گفته میشود دست دو داور ایرانی در این امدادها تاثیر گذار بوده، باعث شده که مجددا تیم زپرتی کویت برنده نهایی شود و به المپیک راه یابد.
ژاپنیها که گمان میکردند داور مسابقه از اروپا انتخاب خواهد شد نا باورانه شاهد آن بودند که داورها را از ایران انتخاب کردند. این امداهای غیبی با دستان با کفایت رئیس فدراسیون هندبال حسن مصطفی (Hassan Moustafa) که خود نیز به کمک باز هم امدادهای غیبی یکی از شیوخ کویت (احمد ال فهد آل صبا) که عضو کمیته المپیک است و همچنین عضوی از خانواده سلطنتی کویت، کمک کرده تا آقای حسن مصطفی به شغل نان و آب دار ریاست فدراسیون هندبال برسد، ایشان هم به نوبه خود با کمک دو داور ایرانی کمک کرده تا بجای تیم کافر کره جنوبی یا ژاپن تیم اسلامی و خداپرست کویت به المپیک راه یابد و الخ. زنده باد! به این میگویند ممالک اسلامی و خدا پرست و امدادهای غیبی!!
شنيده هاي بی اعتمادملي 2 دي 1386
گه اندیش: حمله به سرپرست روزنامه اعتماد ملي در ايلام
شنيديم كه سرپرست روزنامه اعتماد ملي در استان ايلام و سردبير هفتهنامه صبح ايلام از سوي افرادي ناشناس مورد حمله قرار گرفت. 5 نفر سرنشين يك دستگاه خودرو، مهدي حيدري سرپرست روزنامه اعتماد ملي در ايلام را مورد حمله قرار دادهاند و به دنبال اين ماجرا جمعهشب خودروي وي نيز مورد اسيدپاشي قرار گرفته است. گفته ميشود كه نامهاي تهديدآميز نيز به محل كار او ارسال شده است كه مراتب از طريق مسوولان مورد بررسي قرار گرفته است.
پيشنهاد مهم به لاريجاني
شنيده شده كه بهتازگي يك پست مهم به علي لاريجاني پيشنهاد شده است و فعلا لاريجاني در حال بررسي قبول كردن اين پيشنهاد يا حضور در انتخابات مجلس هشتم است. يك مقام آگاه در اين باره به عصر ايران گفته رايزنيهاي جبهه متحد اصولگرايي با علي لاريجاني در حال به نتيجه رسيدن است و به دنبال اين رايزنيها احتمال حضور لاريجاني به عنوان نامزد انتخابات مجلس هشتم در تهران و به عنوان سرليست اصولگرايان در تهران قوت يافته است.
جلوگيري از برگزاري نماز عيد قربان
گفته ميشود كه از برگزاري نماز عيد قربان درحسينيه ارشاد ممانعت به عمل آمد. صبح روز جمعه مراجعهكنندگان به حسينيه ارشاد متوجه ممانعت از اقامه نماز عيد قربان شدند كه قرار بود با حضور اعضاي نهضت آزادي ايران و با امامت دكتر محسن كديور برگزار شود.
مردم از گزارش رئيسجمهور اقناع نشدهاند
بشنويد كه سايت فردا اقدام به نظرسنجي درباره ميزان رضايت كاربران از گزارش اقتصادي رئيسجمهور به مردم كرده است كه بر اساس آمارهاي گرفته شده حدود 83 درصد شركتكنندگان اعلام كردند از اين گزارش اقناع نشدهاند. به نوشته اين سايت در اين نظرسنجي كه حدود يك هفته در سايت فعال بود، 2206 نفر در آن شركت كردهاند. بنا بر اين گزارش در حالي كه 7 درصد كاربران اين گزارش را متوسط ارزيابي نمودهاند، تنها حدود 10 درصد از آنان از اين گزارش اعلام رضايت نمودهاند.
عصمت باروتي، تنها معاون وزير زن كابينه
آخرين خبر شنيده اينكه به نوشته سايت تابناك، دو هفته پيش، با ايجاد معاونت جديد دانشجويي و فرهنگي وزارت بهداشت، عصمت باروتي همسر حسين شريعتمداري به عنوان تنها معاون زن وزير بهداشت در اين سمت منصوب شد.
تعدادی از دانشجویان چپ در مازندران آزاد شدند
بیبیسی: تعدادی از دانشجویان بازداشت شده در دانشگاه های استان مازندران، که خود را دانشجویان چپ می نامند، روز شنبه از زندان آزاد شدند.
ناصر زرافشان، وکیل این دانشجویان، در گفتگو با بخش فارسی بی بی سی اعلام کرد پنج نفر از دانشجویان چپ که حدود دو هفته پیش در مازندران بازداشت شده بودند، با تودیع وثیقه از زندان آزاد شده اند.
حدود دو هفته پیش وزارت اطلاعات ایران بیش از بیست نفر از دانشجویان دانشگاه های تهران را که خود را چپ می نامند، دستگیر کرد و در اطلاعیه ای دستگیرشدگان را "تعدادی اخلالگر که با استفاده از کارت جعلی دانشجویی به قصد برگزاری تجمع غیرقانونی در مقابل دانشکده فنی دانشگاه تهران وارد دانشگاه شده بودند" خواند.
همزمان تعدادی از دانشجویان در خارج از تهران از جمله مازندران و اهواز نیز بازداشت شدند که بازداشت آنها با بازداشت دانشجویان چپ تهرانی مرتبط دانسته شد و ناصر زرافشان وکالت کلیه دانشجویان بازداشتی را برعهده گرفت.
با آزادی این پنج دانشجوی دانشگاه مازندران، همه دانشجویانی که در مازندران بازداشت شده بودند آزاد شده اند.
خانواده دانشجویان بازداشتی در تهران می گویند در طی این روزها موفق به دیدار با بازداشت شدگان نشده اند و در مواردی حتی بازداشت افراد دستگیرشده از سوی مقامات قضایی ایران تایید نشده است.
به گزارش وب سایت ها و وبلاگ هایی که اخبار مربوط به دانشجویان بازداشتی را منتشر می کنند، خانواده تعدادی از دانشجویان بازداشت شده جمعه شب به در زندان اوین مراجعه کردند تا شب یلدا، طولانی ترین شب سال را در کنار فرزندانشان بگذرانند، که مسئولان زندان با توجه به تعطیل بودن دفاتر اداری از آنان خواستند صبح شنبه مراجعه کنند.
صبح شنبه خانواده های یازده دانشجوی بازداشتی به دادگاه انقلاب تهران مراجعه کردند که موفق به دیدار با دانشجویان بازداشت شده نشدند.
کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس به فرارو خبر داد: طرح استیضاح پورمحمدی، این هفته در مجلس
فرارو: نمايندگان مجلس براي سومينبار سه شنبه هفته جاری طرح استيضاح مصطفي پورمحمدي، وزير كشور را به هيات رييسه مجلس تقديم ميكنند.
داریوش قنبری عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با اشاره به تهیه طرح استیضاح وزیر کشور از سوی نمایندگان مجلس به خبرنگار فرارو گفت: «نیت اصلی از استیضاح پورمحمدی طرح مسایل و مشکلات وزارت کشور است و هدف ما این است که ایشان دیگر موفق به کسب رای اعتماد نشوند.»
وی همچنین پیش بینی کرد «نمایندگان در ماه های پایانی عمرمجلس، قدرت مجلس را با عدم رای اعتماد به پورمحمدی اثبات خواهند کرد.»
طرح استيضاح پورمحمدي که به گفته داریوش قنبری از طراحان این طرح تا روز چهارشنبه حدودا به 20 نفر رسیده در 13 بند تنظيم شده است كه سه شنبه یا چهارشنبه هفته جاری براي اعلام وصول و انجام روال قانوني آن به هيات رييسه تقديم خواهد شد.
اگرچه هنوز سه سال از تشكيل كابينه محمود احمدينژاد سپري نشده است و قريب به 24 ماه است كه پورمحمدي بر صندلي وزارت كشور تكيه زده است، اما مجلسيان طي اين مدت سه بار يعني تقريبا هر هشت ماه يكبار طرح استيضاح وي را طراحي و آماده ارايه به هياترييسه مجلس كردهاند.
قنبری در بیان دلایل تهیه طرح استیضاح پورمحمدی به "فرارو" می گوید:« برای این استیضاح 13 محور را طراحی کرده ایم که مهمترین محورهای که می توانم به آن اشاره کنم یکی ورود برخی از فرمانداران و بخشداران به نفع کاندیداهای خاصی به عرصه انتخابات مجلس شورای اسلامی است. فعالیت های انتخاباتی که از هم اکنون آغاز شده است در تضاد با بی طرفی نهاد های اجرایی است.»
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس می افزاید:« محور دیگر بحث بی ثباتی مدیریتی و تغییر و تحولات در وزارت کشور است که بعضا منطق خاصی در آن دیده نمی شود. نمونه آن را درتغییر و تحولات پی در پی در مجموعه معاونان وزیر کشور در مدت 2 سال گذشته شاهد بوده ایم و منطق این تغیرات برای ما مشخص نبوده است.که در مجموع شائبه یک سری فعالیت های خاص خارج از این وزارتخانه برای برکناری این افراد دیده می شود و در این مورد هم سوالات زیادی را نمایندگان دارند.»
نماینده ایلام به بند دیگری از طرح استیضاح اشاره کرده و می گویید: «بحث دیگر بحث بی توجه ای برخی ازمدیران وزارت کشور مثل فرمانداران و بخش داران در توزیع عادلانه سوختی است که در اختیارشان است. در مجموع این مدیران به شیوه ای رانتی این بنزین را اکنون بین اطرافیانشان توزیع می کنند که عمدتا هم سر از بازار سیاه بنزین در آورده اند.»
در آستانه آخرين سال عمر مجلس هفتم که مجلس از فعالیت و پویایی سابق خود فاصله گرفته است این سوال مطرح می شود که نمايندگان خواهند توانست به دور از رايزنيها و ميانجيگريهاي هيات رييسه، وزير كشور را كه سال گذشته با 153 راي موافق در عمارت میدان فاطمی باقی مانده بود را دوباره پای میز استیضاح بکشانند و اورا از این وزارت خانه جدا کنند.
داریوش قنبری در این باره می گوید :« من این حرف را که مجلس در ماه های پایانی از انجام مسولیت های خود فاصله گرفته است را قبول ندارم. درست است که مجلس حال و هوای اوایل کار خود را ندارد اما می دانید که منطق این مجلس به هیچ وجه قابل پیش بینی نیست و نمی شود از قبل یک حکمی را برای مجلس ثابت شده در نظر گرفت.»
وی می افزاید:« ممکن است در همین روزهای آخر عمر مجلس، نمایندگان به جای آنکه سستی مجلس و بی قدرتی مجلس را به نمایش بگذارند، بخواهند قدرت مجلس را به اثبات برسانند و این پیام را به دولت بدهند که مجلس تا آخرین روز فعالیت خودش، مجلس است و به مسولیت های خودش می پردازد و مراقب باشند که از روزهای پایانی مجلس سوء استفاده نکنند و به وظیفه خودشان بهتر از عمل کنند.»
قنبری با بیان اینکه " بعید می دانم که پورمحمدی این بار در این طرح استیضاح موفق به کسب رای اعتماد شود می افزاید:« ممکن است ایشان دلایل قانع کننده ای داشته باشند که باعث تغییر نظرات در مجلس شود ولی به نظر می رسد که وزیر کشور چنین دلایل محکم و مستدلی که باعث تغییر نظر نمایندگان شود در اختیار ندارد.»
وی با تاکید بر این که "این طرح به صورت فراجناحی تهیه شده است" ادامه می دهد:« همه جناح های درون مجلس در این طرح استیضاح حضور دارند.»
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس می افزاید:« در مجموع این را باید عرض کنم که با عملی نشدن وعدها در زمان کسب رای اعتماد در مجلس و وعده های که به نمایندگان داده شده بود که انتصابات با هماهنگی نمایندگان انجام شود ولی این وعده هم عملی نشده است نارضایتی را از این لحاظ از وزیر کشور بسیار زیاد کرده که همین امر نمایندگان را در پیشبرد هدفشان مصمم تر از قبل کرده است.»
قنبری در خاتمه اعلام کرد که طرح استیضاح پورمحمدی پس از آنکه هفته جاری تقدیم هیات رییسه شد مطابق با آیین نامه مجلس باید ظرف 10 روز در دستور کار قرار گیرد و بر همین اساس باید جلسه طرح استیضاح دو هفته دیگر و پس از پایان تعطیلات مجلس برگزار شود.
ایران، عراق را آرام کرده است؟
رادیوفردا: گزارش های رسيده دررابطه با آنکه مقتدی صدر، روحانی افراطی شيعه درعراق اعلام کرده است که حاضر است توقف در فعاليت های نظامی سپاه مهدی را تمديد کند، ناظرين سياسی را به اين گمان وا داشته که آيا دولت ايران در اين تصميم گيری نقشی داشته است يا نه.
سپاه مهدی که مقتدی صدر رهبری آن را به عهده دارد، يکی از «خشن ترين گروه های مخالف حضور نيروهای خارجی در عراق» توصيف شده و به گفته ناظران، تمديد توقف شش ماهه درفعاليت های اين گروه، نقش با ارزشی را در بهبود امنيت عراق ايفا کرده است.
صلاح ال عبيدی، سخنگوی مقتدی صدر می گويد اين روحانی تندرو آماده است تا ممنوعيت در عمليات مسلحانه سپاه مهدی را تا حداقل شش ماه ديگر تمديد کند. به گفته او علت اين تصميم «نتايج خوبی» است که از آتش بس فعلی به دست آمده است.
ال عبيدی جزئيات اين نتايج را شرح نداده است، اما احتمالا اشاره او به پايين آمدن ميزان خشونت ها در عراق است. بر اساس آخرين گزارش پنتاگون، ميزان حملات ستيزه جويانه و قومی که تعداد آنها تقريبا به ششصد حمله درهفته می رسيد، از ماه ژوئيه تا کنون به تقريبا دوسوم ميزان قبلی کاهش يافته است.
کتلين ريدولفو، تحليلگر منطقه ای راديو اروپای آزاد- راديو آزادی می گويد اين اقدام مقتدی صدر، تاثيرمهم و قابل توجهی بر امنيت عراق گذاشته است.
«اين مسئله در حفظ امنيت عراق بسيار مهم است و نيروهای امنيتی آمريکايی و عراقی هردو می گويند که اعلام آتش بس اصلی مقتدی صدر در ماه اوت، يا دستور او به ستيزه جويان برای دست نبردن به اسلحه، شديدا به پيشرفت های بزرگ در بغداد و ديگر نقاط عراق کمک کرد.»
تحلیل گر منطقه ای رادیو اروپای آزاد، رادیو آزادی
وی می گويد: «اين مسئله در حفظ امنيت عراق بسيار مهم است و نيروهای امنيتی آمريکايی و عراقی هردو می گويند که اعلام آتش بس اصلی مقتدی صدر در ماه اوت، يا دستور او به ستيزه جويان برای دست نبردن به اسلحه، شديدا به پيشرفت های بزرگ در بغداد و ديگر نقاط عراق کمک کرد.»
با اين حال نظرات تحليلگران در رابطه با دلايل اصلی اين آتش بس متفاوت است. برخی معتقدند که سپاه مهدی تحت نفوذ «افراد نادرست و عوامل جنايتکار» قرار گرفته بود و اين امر باعث موجب تضعيف قدرت مقتدی صدر می شد. بنا بر اين او مجبور بود برای ازبين بردن اين عوامل، پيش از آنکه موقعيت او را خراب کنند، برای مدتی در عمليات خود وقفه ايجاد کند.
اما برخی ديگر دست ايران را در پشت اين آتش بس می بينند. مقامات ايالات متحده آمريکا مدتها است که ايران را به ايجاد تحريک در خشونت های عراق، با ارائه تسليهات و آموزش های نظامی و يا ارسال افراد متخصص به آن کشور متهم می کنند.
ايلان برمن کارشناس منطقه ای در شورای سياست های خارجه آمريکا می گويد سپاه مهدی و مجلس اعلای اسلامی عراق، نقش های اصلی را در ستيزه گری های عراق بازی می کنند.
او می گويد: «بنابراين چنانچه ايران درعراق سرمايه گزاری می کند تا کار را برای نيروهای ائتلاف به رهبری آمريکا دشوارتر سازد، اين استدلال که ايران ممکن است با اين دو گروه در ارتباط باشد، غير منطقی به نظر نمی رسد.»
آقای برمن تاکيد می کند که بخشی از کاهش خشونتها درعراق ممکن است به اين خاطر باشد که دولت ايران به پيروان شيعه خود درعراق می گويد به خاطر بهبود جزئی که در جو سياسی ميان تهران و واشينگتن به وجود آمده است، عمليات خود را خفيف تر کنند.
امسال گفت و گوهای کم سابقه ای ميان مقامات ايرانی و آمريکايی صورت گرفته است و قرار انجام گفت و گوهای بيشتر نيز گذاشته شده است.
يک عامل ديگر ايجاد آرامش در خشونت ها همچنين می تواند به جديدترين گزارش امنيتی آمريکا مربوط باشد که نتيجه گيری کرده است ايران مشغول ساخت سلاح های اتمی نيست.
آقای برگمن معتق است: «ايرانی ها تا حد زيادی در دخالت های خود درعراق تغيير مسير داده اند. ما طی هفته های گذشته تا اندازه ای شاهد کاهش دخالت های آنها در مسائل عراق بوده ايم. اين دخالتها کاملا متوقف نشده، اما کاهش يافته است و من فکر می کنم اين بخشی از محاسبات دولت ايران درقبال رفتار ايالات متحده آمريکاست.»
در يک تصوير گسترده تر می توان گفت تلفيق چندين پيشرفت مثبت، موجب بهبود چشم اندازعراق شده است.
گذشته از کاهش شديد در خشونت ها و ابرازتمايل مقتدی صدر به ايجاد صلح، انتقال و واگذاری قدرت حاکميت بصره از نيروهای بريتانيايی به عراقی ها، افزايش ميزان توليدات نفتی کشور به سطوحی که پيش از دوران جنگ صورت می گرفت نيز در اين مسئله نقش عمده ای را ايفا می کند.
گذشته از کاهش شديد در خشونت ها و ابرازتمايل مقتدی صدر به ايجاد صلح، انتقال و واگذاری قدرت حاکميت بصره از نيروهای بريتانيايی به عراقی ها، افزايش ميزان توليدات نفتی کشور به سطوحی که پيش از دوران جنگ صورت می گرفت نيز در اين مسئله نقش عمده ای را ايفا می کند. يکی ديگر از پيشرفت های اصلی به روشی باز می گردد که مردان قبيله ای نسبت به حضور تروريست های القاعده در محله های خود به پيش گرفته اند و برای ايجاد ثبات درآن محله ها دست به کار شده اند.
ريدولفو، تحليلگر راديو اروپای آزاد، راديو آزادی به رشد و ازدياد تعداد شوراهای محلی برای اين مقابله اشاره می کند؛ شوراهايی که به نام «شورای نجات» معروف هستند.
او می گويد: «احتمالا بزرگترين پيشرفت در رشد و توسعه اين شوراهای نجات صورت گرفته است که اکثرا توسط سنی ها تشکيل شده است. البته اخيرا شاهد الحاق شيعيان به اين گروه ها نيز بوده ايم. درمناطقی که هر دو گروه شيعی و سنی درآنجا زندگی می کنند، شاهد همکاری های بيشتر اين گروه ها برای حفظ امنيت در سطح محلی بوده ايم.»
اما مورد ديگر که مقتدی صدر در آن از خود توافق و سازش نشان نداده است، تغيير موضع خويش در رابطه با تحريم پارلمان عراق است.
حزب او از هيات قانونگذاران مجلس عراق عقب نشينی کرده است و شش پست وزارتی که به حزب او تعلق داشت، هم اکنون ميان ديگر احزاب تقسيم شده است.
استمداد محتشمي از رهبر انقلاب براي لغو نظارت استصوابي
خُسن آقا: آش چنان شور شده که صدای آشپزها را هم در آورده!
بازتاب: او با بيان اينکه ميزان رأي مردم است، نه راي شوراي نگهبان، گفت: براي نجات کشور، انقلاب و نظام از رهبر انقلاب ميخواهم اين قانون (نظارت استصوابي) را که در گذشته با فشار تصويب شده است، کان لم يکن کنند، چرا که در اوضاع کنوني يک دست توانا مثل مقام معظم رهبري ميتواند اين موضوع را حل کند.
روز پنجشنبه در همايش ائتلاف مردمي اصلاحات، علي اکبر محتشمي پور با بيان اظهاراتي عليه نظارت استصوابي، از رهبر انقلاب خواست شخصا در اين زمينه مداخله و نظارت استصوابي را لغو کنند.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، وي پس از آنکه اوضاع کشور را سخت خواند، گفت: در آستانه عيد قربان هستيم و آنانكه دستي در قدرت دارند، بايد بدانند اگر ميخواهند ملت را راضي كنند، نخست بايد خود و منيتي را كه در وجودشان هست، به مسلخ ببرند و در برابر خدا، هواهاي نفسانيشان را ذبح كنند. خدا و مردم از هم جدا نيستند، همانگونه كه اسلاميت و جمهوريت از هم جدا نيست. كساني كه گمان ميكنند حضرت امام(ره) بنا بر ضرورت زماني، بحث جمهوريت را مطرح كرد، به امام (ره) تهمت و اهانت روا ميدارند. امام(ره) با هيچ كس رودربايستي نداشت و واقعيت را در هر شرايطي بيان ميكرد. از اين رو، بنا بر نظر امام(ره) جمهوريت و اسلاميت هويت واحدهاي را تشكيل دادهاند.
عضو مجمع روحانيون مبارز در بخشي از سخنانش که در خبرگزاريها و روزنامهها منعکس نشد، به شوراي نگهبان و نظارت استصوابي تاخت و با اعلام اينکه نظارت استصوابي، مغاير روح قانون اساسي و رأي مردم است، از رهبر انقلاب خواست در اين زمينه مداخله و نظارت استصوابي را لغو کنند.
او با بيان اينکه ميزان رأي مردم است، نه راي شوراي نگهبان، گفت: براي نجات کشور، انقلاب و نظام از رهبر انقلاب ميخواهم اين قانون (نظارت استصوابي) را که در گذشته با فشار تصويب شده است، کان لم يکن کنند؛ چرا که در اوضاع کنوني يک دست توانا مثل مقام معظم رهبري ميتواند اين موضوع را حل کند.
وي تأکيد کرد: کساني که قدرت را به دست ميگيرد، نبايد به محض اينکه در اريکه قدرت مينشينند، خواستههاي مردم را فراموش کرده و برنامهها و شعارهاي خود را از ياد ببرند، اما متأسفانه، برخي افراد به دليل اينکه به خود اعتماد ندارند با به دست گرفتن مسئوليتها وعدهها را فراموش ميکنند.
عضو شوراي مرکزي مجمع روحانيون مبارز با بيان اينکه بايد مسير تصميمگيري درست به وسيله حاکمان در دست مردم قرار بگيرد افزود: شوراي نگهبان بايد بداند که قدرت تصميمگيري كنوني آنها قدرتي است که مردم به اين نهاد دادهاند. براي همين، انتخاب بايد بر پايه نظر مردم صورت بگيرد نه شوراي نگهبان.
اين فعال سياسي، ورود نمايندگان فرمايشي به مجلس شوراي اسلامي را به ضرر حاکميت و دولت دانست و خاطرنشان کرد: قانون نظارت استصوابي در انتخابات مجلس هشتم، بايد کان لم يکن تلقي شود، چرا که با نظر مردم و قانون اساسي مغايرت دارد.
گفتني است، در نشست روز پنجشنبه ائتلاف مردمي اصلاحات (با محوريت فاطمه کروبي)، محتشمي تنها عضو شاخص مجمع روحانيون مبارز بود که در آن حضور يافت؛ مجمع روحانيون مبارز عضو ائتلاف اصلاحطلبان است.
دبیرکل جبهه آبادگران جهادی: قالیباف، رضایی و لاریجانی با جبهه متحد توافق نکرده اند
آفتاب: دبیرکل جبهه آبادگران جهادی، مباحث اخیر درباره توافق چهرههایی مانند قالیباف، رضایی و لاریجانی با جبهه متحد اصولگرایان را ساخته و پرداخته کمیته رسانهای این جبهه بیان کرد.
«علی دورانی» در گفتوگو با خبرنگار سیاسی آفتاب در این خصوص توضیح داد: «این مسائل تنها خوراکی است که کمیته رسانهای جبهه متحد اصولگرایی برای القای وجود وحدت در میان اصولگرایان برای استفاده رسانههای خود آنها فراهم میکند».
وی تاکید کرد: «مسئولان جبهه متحد اصولگرایی قصد دارند تا با بیان مسائلی مانند دیدار و تفاهم با آقایان قالیباف، رضایی و لاریجانی، فضا را به نفع خود خریداری نمایند اما اصل بحث کذب محض است».
دورانی همچنین با بیان اینکه «آبادگران جهادی درحال رایزنی با اصولگرایان مستقل مجلس هفتم، جبهه اتحاد ملی و ائتلاف حزبالله برای ائتلاف در انتخابات مجلس هشتم هستند»، اظهار داشت: «توافقات اولیه در این خصوص انجام شده و انشاءالله با وحدتی مناسب، فرآیندی قابل قبول در انتخابات ارائه خواهیم داد».
دبیرکل آبادگران جهادی بر این مبنا تصریح کرد: «مطمئن هستیم ائتلافی که توسط اصولگرایان منتقد جبهه متحد اصولگرایان تشکیل میشود، نابتر و علمیتر از ائتلاف گروه 5+6 است».
وی گفت: «آنچه مسئولان جبهه متحد درباره سیاست درهای باز، آغوش باز، چتر باز و مانند اینها میگویند تنها تبلیغات است و از اساس صحت ندارد».
به گفته دورانی «گروه 5+6 مدل خود را از لویی جرگه افغانستان اخذ کردند ولی همه چیز در آن بر مبنای سهمیه بندی است. حتی این جبهه سخنگوهای سهگانه دارد، لیست نهایی هم که توسط اضلاع سه گانه آن تهیه میشود».
دبیرکل آبادگران جهادی در پایان گفت: «امیدواریم ائتلاف اصولگرایان ناب خارج از گروه 5+6 پیگیر واقعی فرمایش مقام معظم رهبری مبنی بر صحیح بودن اصولگرایی اصلاحطلبانه باشد».
خشم زنان عراق از خواسته يك امام جماعت از مردان
عصرایران: اين مساله موجب شده که بسياري از زنان خشمگين اين منطقه به شوهران خود اجازه ندهند که براي نماز خواندن به اين مسجد بروند. به گمان اين زنان شوهرانشان فريب خواهند خورد.
دعوت امام جماعت يکي از مساجد شيعيان عربستان براي ازدواج مردان با بيش از يک همسر، موجب خشم زنان منطقه شده است.
به گزارش ایران، طاهر الأحمد امام جماعت اين مسجد، که در منطقه شيعه نشين الأحساء قرار دارد، طي چند هفته گذشته در خطبه هاي نماز جمعه به دعوت مردان جهت ازدواج با چند همسر (تعدد زوجات)، پرداخته است.
اين مساله موجب شده که بسياري از زنان خشمگين اين منطقه به شوهران خود اجازه ندهند که براي نماز خواندن به اين مسجد بروند. به گمان اين زنان شوهرانشان فريب خواهند خورد.
طاهر الأحمد براي خوب جلوه دادن و ترويج اين پديده، نه تنها به استفاده از آيات قرآني و احاديث نبوي پرداخته، بلکه خود وي نيز تاکنون با سه زن ازدواج کرده است تا به قول خودش به الگويي براي ديگران تبديل شود.
وي در مورد چنين اقدامي مي گويد: در حالي که خداوند اين مساله را حلال کرده است، مي بينيم از نظر عرفي به يک حرام اجتماعي تبديل شده است و بنده با چنين کاري مي خواستم اين عرف نادرست را بشکنم و به اهداف والا و جايگاهي اخروي دست يابم.
وي در مورد موانع ازدواج با چند زن مي گويد: تنها مساله اي که وجود دارد، آيه برقراري عدالت ميان آنان است يعني در غير اين صورت هيچ مانعي وجود ندارد. الأحمد در ادامه در مورد احتمال ازدواج با چهارمين زن مي گويد: من که اکنون سه زن دارم، تا زماني که شرع خداوند اجازه داده است، مانعي ندارم که با چهارمين زن نيز ازدواج کنم.
دستگاه قضائي در صورت عدم صحت اتهامات، احمدينژاد را مجازات كند
بازتاب: روزنامه جمهوري اسلامي نوشت: در شرايط حساس كنوني، حرف آخر را بايد قوه قضائيه بزند. انتظار مردم اين است كه مسئولان قوه قضائيه به اين وظيفه خطير خود عمل نمايند و در عمل به قانون ملاحظه هيچكس را در هر مقام كه باشد ننمايند. دستگاه قضائي موظف است در صورت صحت اتهامات، متهمان را محاكمه و مجازات نمايد و در صورت عدم صحت، افرادي كه اتهام وارد ميكنند
روزنامه «جمهوري اسلامي» امروز در يادداشتي با اشاره به سخنراني هفته گذشته رئيسجمهور در دانشگاه علم و صنعت كه طي آن اتهاماتي به برخي افراد و دستگاهها مطرح شده بود، از دستگاه قضائي خواست با ورود به موضوع و تشخيص مجرم از ميان اتهامزننده و متهم، او را مجازات كند.
به گزارش خبرنگار «تابناك»، مديرمسئول اين روزنامه با اشاره به اصول 120 و 156 قانون اساسي مبني بر تساوي همه افراد ملت در برابر قانون و لزوم حفظ كرامت انساني و جلوگيري از تنش و زيانهاي حيثيتي تأكيد كرد: دستگاه قضائي موظف است درباره اتهامات اعلام شده بررسي نمايد و در صورت صحت، متهمان را محاكمه و منطبق با موازين قانوني مجازات نمايد و در صورت عدم صحت افرادي كه اتهام وارد ميكنند و موجب تشويش اذهان عمومي ميشوند را طبق قانون تعقيب و مجازات كند. اين مقتضاي استقلال قوه قضائيه است و هيچ كس حق ندارد مسئولان قضائي را از انجام اين وظيفه مهم منع يا در كار آنها اخلال نمايد.
در يادداشت روزنامه «جمهوري اسلامي» آمده است: هفته گذشته رئيسجمهور در جريان سخنراني و پاسخ به پرسشهاي دانشجويان دانشگاه علم و صنعت نكاتي را درباره دو موضوع مهم كشوري مطرح كرد كه به دليل اهميت اصل موضوعات نسبتهاي داده شده به كساني كه مورد اشاره رئيسجمهور بودند از اهميت و حساسيت فوقالعادهاي برخوردارند. به همين جهت اين سخنان عكسالعملهايي را برانگيخت و يك بار ديگر افكار عمومي را دچار سؤال و ترديد كرد.
اين دو موضوع يكي مربوط به سيدحسين موسويان، سفير اسبق جمهوري اسلامي ايران در آلمان، عضو هيأت مذاكرهكننده پرونده هستهاي ايران و معاون سابق مركز تحقيقات استراتژيك كشورمان است كه چندي قبل بازداشت و توسط وزارت اطلاعات بازجويي و باسپردن وثيقه آزاد شد و پرونده وي اكنون در اختيار قوه قضائيه است.
رئيسجمهور درباره اين پرونده ضمن اعلام وجود مخالفاني در داخل كه عليه خط مشي دولت نهم در مورد فناوري هستهاي فعاليت ميكنند و خائن دانستن آنان به دليل اخلال در اين امر گفت: «اكنون كه پرونده آنها به دادگاه رفته عدهاي قاضي پرونده را تحت فشار قرار دادهاند تا جاسوس را تبرئه كند».
موضوع ديگر وضعيت دانشگاه آزاد است كه از سال گذشته بوجود آوردن تغييراتي در آن مورد نظر آقاي احمدي نژاد رئيسجمهور بوده و ايشان با اشاره به همين نكته در سخنان اخير خود گفته است: «پولهايي كه از مردم گرفته ميشود تحويل گروههايي داده ميشود كه ربطي به دانشگاه و علم ندارد».
آقاي رئيسجمهور درهمين زمينه ادامه داد: «گفته شده است كه اين دانشگاه قراردادي را با يكي از مراكز تحقيقاتي كه در واقع يك مركز سياسي است بسته كه اينها وظايف كساني كه در اين مركز كار ميكنند كار اجرايي نيست بلكه فقط اين مركز بايد از يك گروه تصميم گير حمايت كند. اين دانشگاه قراردادي بالغ بر دو سه ميليارد تومان با پول اين بچهها با اين مركز بسته است كه اين مركز برود و تحولات آينده خاورميانه را براي آنها رصد كند قراردادي كه هر كس بخواند ميفهمد كه ميخواستند پولي را در شكم آنها بريزند».
فهرست آنچه رئيسجمهور در اين دو زمينه گفته چنين است:
افرادي در داخل وجود دارند كه در پرونده هستهاي اخلال ميكنند و خائن هستند.
اين افراد جاسوس هستند ولي عدهاي به قاضي فشار ميآورند كه آنها را تبرئه كند.
دانشگاه آزاد پولهايي را كه به عنوان شهريه از مردم ميگيرد به كساني ميدهد كه ربطي به دانشگاه ندارند و اين پولها را خرج فعاليتهاي سياسي خود ميكنند.
اين دانشگاه از طريق بستن قرارداد با افراد يا مراكزي به بهانه كارهاي تحقيقي پولهايي را بي جهت به شكم آنها ميريزد.
اين اظهارات بلافاصله با واكنشهايي از ناحيه قوه قضائيه و رئيس دانشگاه آزاد اسلامي مواجه شد و مسئولان قوه قضائيه اعمال فشار بر قاضي براي تبرئه را تكذيب كردند و البته افرادي از خارج قوه قضائيه اعلام نمودند ماجرا برعكس است يعني عدهاي قاضي پرونده را تحت فشار قرار دادهاند تا كاري كند كه بتوان سيدحسين موسويان را جاسوس قلمداد كرد.
در مورد دانشگاه آزاد نيز رئيس اين دانشگاه گفت: «بر اساس مستندات موجود و به گواهي مراكز نظارتي شهريه دريافتي از دانشجويان در واحدهاي دانشگاهي سراسر كشور فقط صرف هزينههاي آموزشي تحقيقاتي و توسعه فضاهاي دانشگاهي ميشود و هيچ مبلغي از منابع مالي و سرمايههاي دانشگاه به هيچ گروه و جريان سياسي خارج از دانشگاه پرداخت نشده و نمي شود». وي اطلاعات و ارقام داده شده توسط رئيسجمهور درباره طرحهاي تحقيقاتي اين دانشگاه را نيز نادرست خواند و گفت در اين زمينه نيز هيچ نقطه مبهمي وجود ندارد.
هدف ما از مطرح ساختن اين موضوع به هيچ وجه جانبداري از اين يا آنطرف ماجرا نيست. ما معتقديم مسئول رسيدگي به پرونده سيدحسين موسويان قوه قضائيه است و همه بايد منتظر اظهارنظر قاضي پرونده باشند و اين صحيح نيست كه داوري درباره اين قبيل موضوعات به رسانهها و محيطهاي دانشگاهي و فضاي عمومي جامعه كشانده شود كما اينكه در مورد دانشگاه آزاد نيز معتقديم اصلاحات لازم بايد توسط مراجع ذيصلاح و بدون سروصدا و فضاسازي انجام شود و مردم شاهد نتايج كارهاي انجام شده باشند. اينكه يكنفر در هر مقام و منصب كه هست هم مدعي باشد و هم قاضي و هم مجري چنين چيزي زيبنده يك كشور قانونمند نيست. جمهوري اسلامي ايران داراي قانون اساسي و قوانين فرعي معتبر است و قواي سه گانه مقننه مجريه و قضائيه هر كدام وظايف مشخصي دارند و استقلال آنها توسط قانون اساسي مورد تاييد قرار گرفته و دخالت يك قوه در قوه ديگر ممنوع است. اين ضابطه را سران قوا بايد بيش از ديگران رعايت كنند تا بتوانند افراد پايين دست خود را وادار به رعايت قانون نمايند و از هرج و مرج و دور زدن قانون جلوگيري به عمل آورند.
مدتي است در فضاي عمومي كشور ما تبليغات عليه اين و آن و چوب حراج زدن به حيثيت رقبا جاي قانونمداري را گرفته است. مهمتر آنكه اين تبليغات از جنس كلي گويي است بطوري كه هر كس ميتواند در ذهن خود براي آن مصداق دلخواه خود را در نظر بگيرد. رسانه ملي نيز به طور طبيعي و بدون آنكه خود بخواهد ابزاري براي پراكندن اين تبليغات تا اقصي نقاط كشور و حتي اقصي نقاط جهان است و كساني كه مورد حمله يا در مظان اتهام قرار ميگيرند هيچ امكاني براي پاسخگويي به اتهامات وارده در اختيار ندارند.
براي ما كه اين مقوله رنج آور را مطرح ميكنيم فرقي نمي كند كه اتهام زننده و متهم شونده چه كساني هستند. ما ميخواهيم نفس اين روش را به عنوان يك روش غيراخلاقي غير منطقي غير قانوني و غيرشرعي نفي كنيم و توجه عقلاي قوم را به اين نكته جلب نماييم كه ادامه اين وضعيت براي كشور براي نظام جمهوري اسلامي و براي اين نسل و نسلهاي آينده خطرناك است و بدآموزيهاي زيادي دارد. ما هر چند وقت يكبار در كشورمان انتخابات داريم و در هر انتخاباتي رقبا همديگر را از سر تا پا به لجنزار فرو ميبرند و عجيب آنكه همانها كه همديگر را به انواع اتهامات متهم ميكنند بعد از انتخابات به مسندهاي مهم قانونگذاري و اجرايي ميرسند و مقدرات اين كشور و اين نظام در دستانشان قرار ميگيرد!
چرا براي اين وضعيت غير قابل تحمل فكري نمي شود تا چه وقت بايد مردم شاهد گرمي اين آشفته بازار تهمت و افترا و جنگ قدرت باشند اين وضعيت علاوه بر آنكه با جايگاه معنوي نظام جمهوري اسلامي سازگاري ندارد موجب بروز ضايعات زيادي در جامعه ديني و انقلابي خواهد شد كه كمترين آن بدبين شدن نيروهاي مذهبي و انقلابي نسبت به سياست و يا حداقل بي تفاوت شدن آنهاست. اين خطر را دست كم نگيريد اين همان چيزي است كه دشمن يك قرن براي دستيابي به آن برنامه ريزي و تلاش كرد و امام خميني بارها درباره آن تحت عنوان توطئه «جدايي دين از سياست» چه به مناسبت آنچه در اين زمينه بر سر ملت ايران آوردند و چه براي آگاهي بخشي نسبت به آنچه ممكن است درصدد انجام آن باشند هشدار دادند.
به نظر ميرسد بخش قابل ملاحظهاي از درمان اين بيماري خطرناك در دست مسئولان قوه قضائيه است. با توجه به اينكه قانون اساسي جمهوري اسلامي با صراحت اعلام ميدارد: «همه افراد ملت اعم از زن و مرد يكسان در حمايت قانون قرار دارند و از همه حقوق انساني سياسي اقتصادي اجتماعي و فرهنگي با رعايت موازين اسلام برخوردارند (اصل 120 ) قوه قضائيه موظف است بدون ملاحظه جايگاه شغل و موقعيت افراد به پروندهها رسيدگي كند و در صدور و اعلام احكام قضائي قانون را بر هر چيز ديگري مقدم بدارد. در مواردي كه افرادي اتهاماتي را متوجه اشخاص يا دستگاهها و يا گروههايي ميكنند نيز قوه قضائيه بر اساس اصل 156 قانون اساسي و با هدف حفظ كرامت انساني و جلوگيري از تنش و زيانهاي حيثيتي موظف است درباره اتهامات اعلام شده بررسي نمايد و در صورت صحت متهمان را محاكمه و منطبق با موازين قانوني مجازات نمايد و در صورت عدم صحت افرادي كه اتهام وارد ميكنند و موجب تشويش اذهان عمومي ميشوند را طبق قانون تعقيب و مجازات كند. اين مقتضاي استقلال قوه قضائيه است و هيچ كس حق ندارد مسئولان قضائي را از انجام اين وظيفه مهم منع يا در كار آنها اخلال نمايد.
بدين ترتيب در مشاجرات موجود كه بر خلاف نياز مبرم جامعه به وحدت ملي آن هم در شرايط حساس كنوني جريان دارد حرف آخر را بايد قوه قضائيه بزند. انتظار مردم اين است كه مسئولان قوه قضائيه به اين وظيفه خطير خود عمل نمايند و در عمل به قانون ملاحظه هيچكس را اعم از مجرم و حامي و مفتري در هر مقام كه باشد ننمايند. مردم انقلاب نكردهاند كه هر روز شاهد مشاجرات و درگيريهاي لفظي ميان مسئولان بلند پايه نظام باشند. مردم دوستي و صميميت ميان مسئولان را نعمت بزرگي ميدانند كه آرامش و قوت و قدرت نظام و كشور و ملت را تامين ميكند و دشمن را از طمع ورزي نااميد مينمايد. اين مردم را كه همه چيز خود را براي اسلام و استقلال و سربلندي كشور تقديم كردهاند نبايد آزرد. مردم چه گناهي كردهاند كه بايد هر روز شاهد درگيريها و مشاجرات مسئولان باشند.
December 22, 2007
الهام: روشهای قبلی تورم را بالای 100 درصد میبرد
بیبیسی: غلامحسین الهام، سخنگوی دولت ایران، با دفاع از عملکرد اقتصادی دولت محمود احمدی نژاد و انتقاد ضمنی به سیاست های اقتصادی دولت های قبلی، گفته "اگر از این کارشناسان استفاده می كرديم بايد تورم بالای ۱۰۰درصد را به مردم تحميل می كرديم."
به گزارش خبرگزاری دولتی ایران، ایرنا، وی با اعلام اینکه در زمان آغاز به کار دولت فعلی ایران نرخ تورم پانزده درصد بوده، مدعی شده است که در سال گذشته خورشیدی این رقم به سیزده و شش دهم کاهش یافته است.
در ماه های اخیر سیاست های اقتصادی دولت آقای احمدی نژاد با انتقادهای فراوانی در داخل این کشور روبرو شده و گروه ها و شخصیت های مختلف از "تورم و گرانی فزاینده" ابراز نگرانی کرده اند.
یک روز پیشتر، اکبر هاشمی در خطبه های نماز عید قربان در تهران در مورد شرایط اقتصاد این کشور گفت که "معتقد نبودیم که موضوع تورم و گرانی را باید در خطبه ها و سخنرانی ها مطرح کرد اما با بحث های روزهای اخیر، این موضوع عمومی شده است."
اگر عده ای فكر می كنند بايد از الگويی برای مهار تورم استفاده كنيم كه كشور را با تورم ۵۰درصدی در دوران مديريت آنها مواجه كرد ... بايد بگويم كه مردم اين را نمی پسندند و به چنين سياستهايی رای منفی داده اند
غلامحسین الهام، سخنگوی دولت ایران
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران که از رقبای آقای احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری این کشور بود، تورم را بسیاری جدی توصیف کرد که مقابله با آن نیاز به نظرات کارشناسی دارد.
اما سخنگوی دولت ایران روز شنبه در واکنشی که تلویحا اشاره به دولت های قبلی این کشور داشت، گفت: "اگر عده ای فكر می كنند بايد از الگويی برای مهار تورم استفاده كنيم كه كشور را با تورم ۵۰درصدی در دوران مديريت آنها مواجه كرد ... بايد بگويم كه مردم اين را نمی پسندند و به چنين سياستهايی رای منفی داده اند."
هفته گذشته آقای احمدی نژاد در برنامه ای که به طور همزمان از دو شبکه تلویزیونی ایران پخش می شد گزارشی از وضع اقتصاد این کشور ارائه کرد و به باور ناظران برای اولین بار به مشکلات پیش روی اقتصاد ایران از جمله معضل گرانی اذعان کرد.
منتقدین سیاست های اقتصادی دولت ایران عموما به افزایش کم سابقه درآمدهای نفتی این کشور اشاره می کنند و می گویند آقای احمدی نژاد به رغم این درآمدها نتوانسته به وعده های خود عمل کند.
شب یلدای خانواده های دانشجویان زندانی در برابر اوین
رادیوفردا: خانواده های دانشجويان بازداشتی، بنا بر قرار قبلی عصر روز جمعه در حرکتی نمادين به مناسبت شب يلدا در برابر زندان اوين گرد هم آمدند.
به گزارش منابع خبری دانشجويی ايران، خانواده های دانشجويان بازداشتی «در سرما و با اميد به آزادی فرزندانشان» شمع روشن کردند و با پهن کردن سفره ای از آجيل و شيرينی به طوری نمادين در کنار زندانی که فرزندانشان در آن دربندند، آيين شب يلدا را برپا داشتند.
منابع خبری دانشجويی ايران افزوده اند خانواده های دانشجويان بازداشتی اين بار نيز همچون گذشته خواهان ديدار با فرزندانشان و آزادی آنان شدند.
اسامی گروهی از دانشجويانی که هم اکنون در زندان به سر می برند
بنا بر اين گزارش پس از مدتی که از حضور خانواده های دانشجويان بازداشتی در برابر زندان اوين گذشت، فردی که خود را معاون زندان معرفی می کرد در ميان خانواده ها حاضر شد و با ابراز همدردی با آنان خواست با توجه به سرد بودن هوا و تعطيلی روز جمعه بيش از اين در مقابل زندان نايستند و روز شنبه، به زندان مراجعه کنند.
در جريان دو گردهمآيی دانشجويان در سيزدهم و هجدهم آذرماه در دانشگاه تهران و همچنين تجمعات ديگری که در دانشگاه شيراز به مناسبت روز دانشجو برگزار شد، دهها تن از فعالان دانشجويی بازداشت شدند.اين گزارش ادامه داده است در مدتی که خانواده های دانشجويان بازداشتی در برابر زندان حضور داشتند سرنشينان خودروهايی که از آن مکان رد می شدند، با توقف و پياده شدن از خودروهای خود از خانواده های دانشجويان بازداشتی حمايت می کردند و به آنها دلداری می دادند.
گزارش منابع خبری دانشجويی ايران همچنين می گويد خانواده های دانشجويان بازداشتی پيش از ترک محل از مسئولين زندان خواستند که خبر حضورشان را به فرزندانشان بدهند، اما مسئولين زندان گفتند که دانشجويان، در بند متعلق به وزارت اطلاعات بازداشت هستند و از دست آنها کاری بر نمی آيد.
جمعی از فعالان سياسی، فرهنگی و دانشجويی نيز روز جمعه با حضور در منزل ايلناز جمشيدی، از دانشجويان بازداشت شده گردهم آمدند و با خانواده های دانشجويان بازداشتی ديدار کردند.
در اين ديدار خانواده های دانشجويان بازداشتی با ابراز نگرانی از اينکه اطلاع دقيقی از وضعيت فرزندانشان ندارند، بر رعايت حقوق اساسی کليه بازداشت شدگان بر اساس قانون اساسی و اعلاميه جهانی حقوق بشر تأکيد کردند.
بازداشت گسترده دانشجويان
در جريان دو گردهمآيی دانشجويان در سيزدهم و هجدهم آذرماه در دانشگاه تهران و همچنين تجمعات ديگری که در دانشگاه شيراز به مناسبت روز دانشجو برگزار شد، دهها تن از فعالان دانشجويی بازداشت شدند.
در همين حال انجمن دفاع از حقوق زندانيان با انتشار بيانيه ای بازداشت گروه زيادی از دانشجويان دانشگاه ها و مراکز عالی کشور را موجب نگرانی خانواده دانشجويان و مراجعه آنان به انجمن دفاع از حقوق زندانيان عنوان کرده است.
اين بيانيه افزوده است عليرغم اينکه بيش از ده روز از بازداشت دانشجويان می گذرد هنوز خانواده ها از سرنوشت فرزندان خود و محل بازداشت آنان اطلاع ندارند و مجالی برای ملاقات آنها و يا وکلا با دانشجويان فراهم نيامده است.
انجمن دفاع از حقوق زندانيان در بيانيه خود به عنوان يک نهاد مدنی و سازمان غير دولتی مستقل، از مقامات مسئول قضايی و امنيتی خواسته است با «پاسداشت حقوق بشر و احترام به آزادی های مشروع و حقوق شهروندی مصرح در قانون اساسی» هر چه سريعتر دانشجويان بازداشت شده را آزاد کند.
انجمن دفاع از حقوق زندانيان همچنين با اشاره به بازداشت محمود صالحی و منصور اسانلو – از فعالان حقوق کارگران - خواهان توجه ويژه مسئولان مربوطه به وضعيت اين دو فعال کارگری دربند شده و امکانات درمانی و مراقبتی لازم و سريع برای آنان را خواستار شده است.
همسر حسين شريعتمداري، تنها معاون وزير زن كابينه
بازتاب: با ايجاد معاونت جديد دانشجويي و فرهنگي وزارت بهداشت، عصمت باروتي به عنوان تنها معاون زن وزير بهداشت در اين سمت منصوب شد.
با انتصاب چندي پيش همسر مديرمسئول «كيهان» به معاونت وزارت بهداشت، به نظر ميرسد وي، تنها معاون وزير زن كابينه است.
به گزارش خبرنگار «تابناك»، دو هفته پيش، با ايجاد معاونت جديد دانشجويي و فرهنگي وزارت بهداشت، عصمت باروتي به عنوان تنها معاون زن وزير بهداشت در اين سمت منصوب شد.
كامران باقريلنكراني، وزير بهداشت، در اينباره گفت: چون حدود دو سوم نيروهاي وزارت بهداشت خانمها هستند و عملاً حجم بالاي كارها در اين وزارتخانه توسط خانمها انجام ميشود، اين بار تصميم گرفتيم معاونت جديد امور فرهنگي و دانشجويي را به يكي از خانمهاي عضو هيأت علمي دانشگاهها بسپاريم.
وي گفت: البته معتقديم كه خانمها كار را بهتر از آقايان انجام ميدهند.
تا پيش از اين امور دانشجويي و فرهنگي دانشجويان و دانشگاههاي علوم پزشكي زير نظر معاونت آموزشي وزارت بهداشت اداره ميشد كه به علت حجم بالاي وظايف اين معاونت، پس از سالها دوباره اين مجموعه مجدداً جدا شد و به صورت مستقل درآمد.
گفتني است، يك ماه پيش هم حسين شريعتمداري به عنوان بهترين منتقد كابينه دكتر احمدينژاد از سوي رئيسجمهور جايزه گرفت.
موش و گربه بازی کیهان و رادیو زمانه
وبلاگ گفتنیها: سال پیش که روزنامه کیهان درباره رادیو زمانه مطلبی نوشت با نام " هم فحشاء هم اندیشه " من به مهدی جامی که فکر می کردم واقعا دلش می خواهد سر پلهای مطلب را بداند گفتم که این مطلب را جدی نگیر و نه در زمانه و نه حتی در سیبستان چیزی درباره اش ننویس این مطلب و این کیهان دیگر جدی نیست ! و حتی گفتم اگر واقعا طبق ادعای خودت روزنامه نگار باشی و چند بار این مطلب را بخوانی متوجه می شوی که مال شریعتمداری نیست و این شروع نسل دومی های کیهان هست ،من مدتها بود فهمیده بودم کیهان کیهان قدیم نیست و آنروز گفتم که این مطلب را بی شک کسی نوشته همچون "پیام فضلی نژاد " خیلی ها خندیدند و باور نکردند اما جامی اصرارهای عجیب و غریب که نه باید نوشت و اصلا تو خودت در این باره بنویس ، من نوشتم و لابی بخصوص و کذایی در زمانه به جامی هشدار دادند که آنرا منتشر نکن ، البته بعدها آن مطلب در گویا نیوز منتشر شد و دست بر قضا تا مدتها خواننده داشت و در بخش ویژه بود و هنوز هم در وبلاگم کامنت میگیرد و مورد بحث است ، آنجا اعلام کردم که اولا؛ کیهان دیگر کیهان قدیم نیست و از دور و بازی خارج شده و دوما ؛ کیهان امروز شده بقول ما نظام قدیمی ها " طرح کاد " روزنامه نگاران حکومتی . امروز درست یکسال از آن روزها میگذرد ! پیام فضلی نژاد دیگر آنقدر خودی شده است که بی نقاب بیاید جلو و علنا برای حسین شریعتمداری خوش رقصی کند ! متهم کند بگیرد و ببندد . پیام فضلی نژاد امسال دوباره بیاد رادیو زمانه افتاده و درباره آن نوشته ، اما دست بر قضا این افشاگری تنها چیزی که نداشت ضرر به رادیو زمانه و مدیرانتصابی اش بود، در آن مقاله دو چیز نشانه گرفته شده بود حمله بیر حمانه به رادیو زمانه و کارکنان او ، حدسش درست است صبح روز انتشار مقاله کیهان ، مهدی جامی خوشحال و کیفور مقاله را ترجمه کرده و سریع برای پرس ناو و بعدا وزارت امور خارجه هلند فرستاده و مظلوم نمائی کرده که آنچنان که گزارشگران فولکس کرانت هم گفته اند ما وابسته به رژیم ایران نیستیم ! ببینید کیهان که با امضای نماینده رهبری منتشر می شود چه چیزها که پشت سر ما نگفته است . امروز که به یکسال پیش نگاه می کنم می فهمم که چرا جامی می خواست آن مطلب در بوق و کرنا بشود ، به هر حال بودجه رادیو تصویب نشده بود و زمانه به یک دشمن قدر وزن از نوع حکومتی اش همچون کیهان احتیاج داشت ! . اما کیهان ، پیام فضلی نژاد می نویسد و می پرسد : چرا «راديو زمانه»، همواره در پشت صحنه بازي امنيتي- رسانه اي هلندي ها خوش رقصي مي كند؟! و ضمن دادن آدرس اشتباهی وابستگی رادیو زمانه به طیف اصلاح طلب داخل کشور این اخطار را اعلام میکند که : قاضي نمي تواند (شرعا و قانونا) از پيگرد قضايي ماموران شبكه ناتوي فرهنگي در ايران شانه خالي كند . و این باز دقیقا همان چیزی هست که مهدی جامی دقیقا روی آن مانور می دهد " جان چند خبرنگار ما در ایران در خطر است " ! و ما با اصلاح طلبان و طیف گسترده ای از دانشجویان و جوانان در ایران در ارتباطیم !
باید بدانیم که کیهان و البته مشخصا شریعتمداری هالو نیست ! حسین شریعتمداری اکنون ضمن آنکه از معتمدان بیت رهبری هست آنقدر در وزارت اطلاعات و اینجا و آنجا یارغار دارد که بداند در این مملکت چه خبر هست و اگر همه اینها را منکر بشویم کسی منکر ارتباط صفار هرندی با حسین شریعتمداری نیست ! صفار هرندی که زمانی عضو شورای سردبیری روزنامه کیهان بود وبعدها با روی کار آمدن دولت آقای احمدی نژاد به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی رسید اکنون یکی ازاصلی ترین وزرای دولت احمدی نژاد است . اما بگذارید داستان در همین جا متوقف بشود تا دوباره برسیم به این نقطه !.
نیمه دوم سال 1385 در ایامی که بحث راه اندازی رادیو زمانه جدی و حتمی شده بود ، رادیویی که با بودجه علنی و مستقیم اختصاص داده شده پارلمان هلند به وزارت امورخارجه و مبادی ذی ربط در جهت بسط و گسترش دموکراسی در ایران راه اندازی می شد ، رادیویی که قرار بوده تا سیاست حکومتی سانسور در جمهوری اسلامی را به زیر سئوال برده و بدون رعایت خط قرمز و مرز به حامیان پیدا و پنهان دموکراسی در ایران تریبون بدهد و ... درست در همان روزها به یکباره خبر رسید که مهدی جامی مدیر رادیو به ایران سفر کرده است ! ، آنچه مسلم بود دست کم با خوشبینی بسیار حداقل می بایست بلایی که بر سر خانم فرح کریمی دیپلمات پارلمان هلند در فرودگاه مهرآباد آمد نیز برای وی تکرار شود در حالیکه خانم کریمی نماینده هلند بود و البته مصونیت سیاسی نیز داشت چند ساعت در فرودگاه مهرآباد مورد تفتیش و بازجویی قرار گرفت اما مهدی جامی رفت و آمد و کسی هم نازک تر از گل به او نگفت به او که قرار بود با راه اندازی یک رادیوی فارسی زبان به جنگ رسانه ای با خط قرمزهای جمهوری اسلامی برود ! دنیای عجیبی است نه ؟
مهدی جامی خود البته در همه جا با نهایت تواضع و خشوع اعلام میکرد که من به ایران رفتم با مسئولان وزارت ارشاد گفتگو کردم ( توجه داشته باشید که وزارت ارشاد همان صفار هرندی هست!) و حتی یکبار هم اعلام کرد که من در دیداری که با مسئولان سایت بازتاب و محسن رضایی داشتم ( جهت یادآوری این حرف را در برلین در ایام برگزاری نشست جمهوری خواهان زدند و نوارش هم موجود است )اما هیچ وقت به محتوای جلسات اشاره نمی کنند و صرفا می گویند می خواستم دفترنمایندگی در آنجا بزنم ! البته ایشان شاید هم ندانند که جلساتشان در وزارت ارشاد با محوریت وزارت اطلاعات انجام میگرفته است اما نیک می دانند که هدفشان از رفتن به ایران چه بوده است .
اکنون به سر خط این مطلب و غلطهای آشکار کیهان برگردیم :
این روزها رادیو زمانه به علت گزارش فولکس کرانت به شدت در هلند زیر فشار هست ، در سایت زمانه دست کم هفته ای دوبار درباره غلط بودن گزارش فولکس کرانت مطلب نوشته می شود ، نشستهای توجیهی و تکذیبی رادیو زمانه در هلند پی در پی انجام میگردد ، وزارت امورخارجه هلند در گزارشی بلند بالا که در دیدار با بیش از چهل منتقد ایرانی و هلندی داشته است ابهاماتی را به پارلمان هلند نسبت به ادامه فعالیت رادیو زمانه اعلام کرده است . لابی منتقدان رادیو زمانه اعم از چپ و راست و سلطنت طلب و جمهوری خواه بشدت سیاستهای حمایتی رادیو زمانه از جمهوری اسلامی را نشانه گرفته اند و می گویند و می نویسند ، و درست در همین فضا به یکباره در روزنامه کیهان با مطلبی پر سوز و گداز و افشاگرانه بر علیه رادیو زمانه جان میگیرد ، نکته بسیار جالبی که در آن گزارش کیهان وجود دارد این است که گزارشی که حتی به همسر سابق یکی از کارکنان رادیو زمانه می پردازد و بیش از ده خط درباره آن می نویسد هیچ اشاره ای به مدیر رادیو زمانه یعنی مهدی جامی نمی کند ، که مبادا جریانهای موازی اطلاعاتی که در بازی کیهان – ارشاد – رادیو زمانه نیستند نسبت به مهدی جامی حساس بشوند ؟ اما شاید سئوال نمائید که با چه دلیل و برهانی کیهان و زمانه را در یک سو می دانم ؟
در تاریخ 23/9/1385 آقای مهدی جامی با مراجعه به وزارت ارشاد از وزارت ارشاد و ادارات تابعه آن درخواست همکاری و مساعدت برای ادامه راه رادیو زمانه می نماید . متعاقبا بدستور وزیر ارشاد آقای صفار هرندی در تاریخ 24/9/1385 معاونت حراست وزارت ارشاد نامه ای به معاون وزیر اطلاعات ارسال نموده و در آن اعلام می نماید که مهدی جامی به این وزارتخانه مراجعه و "درخواست همکاری و هماهنگی لازم " نموده اند ، (عکسی از آن نامه موجود است و به زودی در یک سایت هلندی زبان منتشر خواهد شد) . و بعد از آن جلسات با محوریت وزارت اطلاعات برگزار میگردیده البته در بعد از ظهرها هم ایشان به رسم قدیم انگلیسی شان لاسی با محسن رضایی و بازتابی ها و بعضا لابی رفسنجانیستها به صرف چای و کیک زده است . حالا شما فقط کافی است پازلهای موجود را کنار هم بگذارید : وزارت اطلاعات - صفار هرندی وزیرارشاد – شریعتمداری مدیر کیهان – فشارهای نهادهای سیاسی و مطبوعاتی هلندی مبنی بر آبکی و بی خاصیت بودن رادیو زمانه – انتشار مطلب افشاگرانه پر طمطراق و کاملا جهت دار کیهان - انعکاس سریع آن توسط مهدی جامی به روسایش در پرس ناو و وزارت امور خارجه ! شما از این دانه های پازل چه نتیجه ای میگیرد ؟
-----------
این پیام را هم من برای مطلب نوشتم:
می بخشید ها! در این دنیای حیله و نیرنگ دیگر حتی دست راست من هم به دست چپ ام اعتماد ندارد.
یک سوال دارم:
شما خودتان به کجا وابسته هستید!؟
میبخشید این سوال را بی پروا ترح میکنم ها!
آخه وقتی میبینم وبلاگ شما 48 درصد بازدید کننده از ایران دارد (یعنی در ایران سانسور نیست) پس شما خودتان پیدا کنید پرتقال فروش را.
ایران - جمهوری آذربایجان؛ رقابت یا وحشت؟
رادیوفردا: در روستای نارداران، واقع در۴۵ کيلومتری شهر باکو در جمهوری آذربايجان، بولوارهای تنگ و پرپيچ و خم با مغازه هايی که تنگاتنگ يکديگر در خيابان های خاکی اين روستا بنا شده اند، شبيه يک راهرو هستند.
برديوارهای سنگی اين روستا، به جای تصاوير و اعلاميه های تبليغاتی تجاری، شعارهای «درود بر خمينی» يا «مرگ بر آمريکا و اسرائيل» به چشم می خورند که با دست نوشته شده اند.
در مسجد محلی روستا يک پيشوای ايرانی سرگرم موعظه خوانی است. مردها چهارزانو زده و غرق شنيدن سخنان اوهستند. پرده ای که قسمت زنان را از مردان جدا می کند، با نسيم ملايم باد حرکت می کند.
پيشوای ايرانی می گويد: «مردمان جمهوری آذربايجان و ايران ساليان سال است که بايکديگر خواهر و برادرند. آنها هم خون، همزبان و دارای دين ايمان مشترکند. بين آنها هيچ تفاوتی وجود ندارد.»
اکثريت مردم ايران و جمهوری آذربايجان را مسلمانان شيعی تشکيل می دهند و دستکم بيست و پنج درصد جمعيت ايران ترک های آذری هستند.
اما گذشته از شباهت های قومی - فرهنگی، مسائل بسياری نيز وجود دارد که اين دو کشور را از هم جدا می سازد. جمهوری آذربايجان با دولتی عمدتا غير مذهبی، پس از فروپاشی شوروی سابق مشتاق است تا ثروت انرژی خود را صرف تضمين روابط خود با دولت های قوی غرب و شرق کند.
درحالی که ايران، که دارای يک حکومت اسلامی است، با سياست های جدال آميزی که درقبال اروپا و آمريکا به پيش گرفته است، خود را از جامعه بين المللی منزوی تر می سازد.
«کودتای ايرانی»
با اين حال روابط ميان باکو و تهران در منطقه مهم و حياتی دريای خزر، بحرانی به نظر می رسد. روابط ميان اين دو کشور طی هفته های گذشته، با توجه به محاکمه و زندانی شدن پانزده مرد تبعه جمهوری آذربايجان که به جرم جاسوسی و خبررسانی از سفارتخانه ها و شرکت های غربی در جمهوری آذربايجان به سازمان اطلاعات ايران دستگير شده بودند، شديدا مورد توجه قرار گرفته است.
یکی از اعضای گروه «نیما» پشت میله های زندان اين محاکمه که در اوائل ماه اکتبر در پشت درهای بسته در باکو آغاز شد، در دهم ماه دسامبر با صدور احکامی که دادگاه عليه متهمين صادر کرد به پايان رسيد.
متهمين که همگی اعضای گروه «نيما»، يک گروه کوچک اسلامگرا هستند، به اتهام همکاری با نيروهای اطلاعتی ايرانی و طراحی يک کودتا عليه دولت الهام علی اف محاکمه شدند.
رهبر اين گروه که يک روحانی جوان است، داشتن هرگونه ارتباطی با سازمان اطلاعات ايران را تکذيب کرده است، با اين حال به چهارده سال زندان محکوم شد.
دولت ايران نسبت به اتهامات وارده، دررابطه با تلاش برای متزلزل ساختن دولت جمهوری آذربايجان و رای نهايی دادگاه عليه پانزده متهم، شديدن ابراز خشم کرده است.
مقامات دولت ايران سفير جمهوری آذربايجان در تهران را به دفتر وزارت خارجه فراخوانده اند واقدامات دادگاه جمهوری آذربايجان را «نمايشی خنده دار» خواندند.
اما رای هيئت منصفه دادگاه جمهوری آذربايجان، واکنشی جدی ازجانب مقامات نگران آن کشور نسبت به گسترش اسلام شيعه طرفدار ايران در کشورشان است.
دولت غير مذهبی جمهوری آذربايجان، اززمان فروپاشی شوروی سابق تاکنون، رسما شاهد گرايش شديد مردم به سوی اسلام شيعه بوده است.
دراوائل دهه نود ميلادی موعظه خوانی توسط پيشوايان مسلمان ايرانی در مساجد جمهوری آذربايجان بسيار مرسوم بود.
مقامات دولت جمهوری آذربايجان از آن زمان به بعد تلاش کرده اند تا با ايجاد سخت گيری و کنترل برآموزش های مذهبی، مانع از اين حرکت شوند.
اسلام يا اقتصاد؟
اما يادگار صادقف، رهبر اوپوزيسيون حزب محلی «مساوات» در شهر لنکران واقع در جنوب غربی جمهوری آذربايجان می گويد: «تفسيراسلام بينادگرايی ايرانی، همچنان زندگی مذهبی مردمان شهر را تحت تاثير قرارمی دهد.»
«تفسيراسلام بينادگرايی ايرانی، همچنان زندگی مذهبی مردمان شهر را تحت تاثير قرارمی دهد.»
«تبليغات در راه ترويج رژيم اسلامی ايران انجام می شود و نظام غيرروحانی را بد جلوه می دهد.»
یادگار صادقف
صادقف مدعی است که دولت ايران، برنامه های مذهبی را به زبان آذری در داخل جمهوری آذربايجان پخش می کند.
کتابفروشی های لنکران مملو از کتاب های ايدئولوژيک اسلامی از ايران است.
آقای صادقوف می گويد: «تبليغات در راه ترويج رژيم اسلامی ايران انجام می شود و نظام غيرروحانی را بد جلوه می دهد.»
اما عليمردان علی اف، سخنگونی شهرداری لنکران، تاثير اسلام بر منطقه را تکذيب می کند و می گويد: «اين منطقه با مشکل افراطگرايی اسلامی رو به رو نيست، به ويژه افراطگرايی که ايران بانی آن باشد. شما در اينجا ايرانی ر انمی بينيد که در مساجد ما سخنرانی کند.»
بسياری از ناظرين سياسی شاهد تيره شدن روابط ميان اين دو کشور هستند و می گويند مشکل اصلی رقابت اقتصادی ميان اين دو کشور است تا مذهب.
استيو لوين، يک گزارشگر پيشين نشريه «وال ستريت ژورنال» و نويسنده کتاب «نفت و شکوه» می گويد: «ميان ايران و جمهوری آذربايجان عشق برادرانه ای وجود ندارد. رقابت بر سر نفت است. ايران نفت خود را ازطريق خليج فارس و جمهوری آذربايجان نفت خود ازطريق دريای مديترانه صادر می کند، و هردوی آنها دريک بازار با يکديگر رقابت می کنند.»
اختلاف مداوم بر سر تعيين حد و حدود دريای خزر نيز تاکيد ديگری است بررقابت ميان اين دو کشور. اختلاف براين موضوع متمرکز است که آيا دريای خزر به عنوان يک دريا رده بندی می شود، يا درياچه ای که تمامی کشورهای کرانه ای خود را مالک منابع آن می دانند؟
مثلت اتحاد: تهران - ايروان - مسکو
روسيه، قزاقستان و جمهوری آذربايجان هر سه دررابطه با بخش های خود قراردادی سه جانبه را امضاء کرده اند، اما ايران همچنان برسر يک قرارداد پنج جانبه که شامل ترکمنستان نيز می شود، پافشاری می کند.
لوين می گويد روسيه و ايران در استراتژی بستن يک قرارداد بر سر دريای خزر «با هدف متوقف ساختن هرگونه خط لوله نفتی از داخل دريای خزر»، به ويژه خط نفتی که بتواند نفت آسيای مرکزی را از طريق دريای مديترانه و جمهوری آذربايجان به بيرون ببرد، با يکديگر متحدند.
رقابت ميان جمهوری آذربايجان و ايران به شدت با شکل گيری يک محور ضد غربی روسيه، ايران و ارمنستان شدت يافته است.
فردريکو بوردونارو، يک تحليلگر ارشد از رم می گويد: «چنانچه دولت مسکو بخواهد با نفوذ ايالات متحده آمريکا و ناتو در منطقه جنوب قفقاز مقابله کند، همکاری استراتژيک ميان روسيه، ارمنستان و ايران شديدا به نفع ايران و روسيه تمام خواهد شد.»
اتحاد قوی تر ايران مسلمان با ارمنستان و روسيه مسيحی، نسبت به جمهوری آذربايجانی که اکثريت آن را مسلمانان تشکيل می دهند، نشانگر آن است که چگونه منافع سياسی - جغرافيايی و اقتصادی می تواند روابط مذهبی – فرهنگی يک منطقه را تحت شعاع قرار دهد.
آنچه که روشن نيست آن است که آيا رقابت اقتصادی ميان ايران و جمهوری آذربايجان، با اتهاماتی نظير تقلب و رفتار خائنانه و بدتر شدن روابط درپی آن، توجيه خواهد شد يا نه؟
درگذشته مقامات جمهوری آذربايجان تلاش می کردند تا با مهارت رابطه ای معتدل را ميان مسکو، واشينگتن و تهران برقرار کنند و در حفظ روابط دوستانه با اکثر کشورهای همسايه جنوبی از خود احتياط به خرج دهند.درگذشته مقامات جمهوری آذربايجان تلاش می کردند تا با مهارت رابطه ای معتدل را ميان مسکو، واشينگتن و تهران برقرار کنند و در حفظ روابط دوستانه با اکثر کشورهای همسايه جنوبی از خود احتياط به خرج دهند.
امسال، زمانی که روسيه استفاده از يک پايگاه رادار آذربايجانی دربرنامه ای ضد موشکی عليه ايران را به آمريکا پيشنهاد کرد، مقامات باکو با يک چالش عميق سياسی رو به رو شدند.
اما به نظر می رسد که اين پيشنهاد که احتمالا با هدف تفرقه اندازی ميان ايران و جمهوری آذربايجان مطرح شد، چندان تاثيری بر روابط نگذاشته باشد.
نگرانی همزمان از ايران و دموکراسی
احمدی نژاد و علی اف در ملاقاتی که در ماه اوت سال جاری در جمهوری آذربايجان با يکديگر انجام دادند، خود را به ادامه يک همکاری دوستانه متعهد دانستند. آنچه که تا اندازه ای دور از ذهن به نظر می رسد، مسئله دخالت ايران در مسائل امنيتی جمهوری آذربايجان است.
وفا گولوزاده، يک مشاور پيشين حيدرعلی اف، رئيس جمهوری سابق آذربايجان می گويد صد در صد اطمينان دارد که ايران از شبکه اطلاعاتی قوی در داخل جمهوری آذربايجان برخوردار است و اين شبکه قادر است، موجب بی ثباتی شرايط آن کشور شود.
شايد نگرانی عمده مقامات جمهوری آذربايجان، محبوبيت رژيم ايران برای عموم مردم آن کشور باشد. در شهرهای مرزی ايران جمعيت بزرگی از اقليت قومی «تالش» زندگی می کنند که از لحاظ زبانی و فرهنگی به ايرانی ها شباهت بسياری دارند و با تالش های ايران نيز روابط عميق و تنگاتنگی دارند.
بسياری از مردمان محلی اين نواحی برای ديد و بازديد از خويشاندان ايرانی خود و يا برای انجام داد و ستد دائما به ايران سفر می کنند.
همچنين درداخل جمهوری آذربايجان مخالفت با رژيم الهام علی اف که از ديد بسياری رژيمی فاسد و غير دموکراتيک را اداره می کند، روز به روز شديدتر می شود.
يادگار صادقف رهبر حزب اوپوزيسيون در لنکران می گويد که نارضايتی ها در کشور می تواند به راحتی گوش های مردم را برای تبليغات ايرانی بازتر کند.
وی می گويد: «درسال های نخست استقلال جمهوری آذربايجان، مردم از نظام غير روحانی و دموکراسی حمايت کردند، اما دولت به وعده های خود درقبال آنها عمل نکرد.آنها نسبت به ايجاد دموکراسی و نظام غير روحانی خوش بين نيستند و بنابر اين به سمت ايرانی ها گرايش پيدا می کنند.»