لاريجانی: ايران حاضر است با آمريكا به طور مستقيم مذاكره كند
سید علی شیرهای: در شرایطی كه آمریكا صراحتا نظام اسلامی را تهدید و به ملت ایران اهانت میكند عدهای دم از مذاكره با آمریكا میزنند كه این افراد یا با الفبای سیاست و یا با الفبای غیرت آشنایی ندارند.
دويچه وله : علی لاريجانی رييس شورای امنيت ملی ايران و مسؤلِ اصلیِ مذاكرات اتمی با غرب، در مصاحبهای اختصاصی با خبرنگار هفته نامهی تايم در تهران كه امروز به چاپ رسيد گفت، ايران حاضر است با آمريكا به طور مستقيم مذاكره كند، در حاليكه آمريكاست كه میخواهد تحت هر شرايطی رژيم ايران را تغيير دهد.
آقای لاريجانی گفت: «هنگامی كه رهبرِ دينی ما به میگويد ما حق نداريم به دنبال تسليحات اتمی باشيم، ما جز اين نمیتوانيم بكنيم. در مكتبِ انديشه اسلامی، كشتار جمعی گناهی بزرگ محسوب میشود.» در همين مصاحبه آقای لاريجانی تهديد كرد كه اگر تاسيسات هستهای ايران مورد حملهی نظامی اسراييل و آمريكا قرارگيرند، پاسخ نظامی ِ ايران برای اسراييل خوشايند نخواهد بود.
هم زمان با تسليمِ پيش از موعدِ گزارش محمد البرادعی در بارهی فعاليتهای هستهای ايران به ۳۵ عضوِ سازمان بين المللی انرژی اتمی، مصاحبهی اختصاصی علی لاريجانی در همين مورد با خبرنگارِ مجلهی تايم منتشر شد. در اين مصاحبه آقای لاريجانی يك بار ديگر تأكيد میكند كه رژيم ايران مسئولانه عمل میكند و با پذيرشِ نظارت و بازرسیِ سازمان بينالمللی انرژی اتمی، حاضر است به تمام پرسشهای اين سازمان پاسخ دهد.
در گزارش رييس سازمان بينالمللی انرژی اتمی آمده است كه هرچند تاكنون مشاهده نشده كه ايران مواد هستهای را به سمت توليد سلاحهای اتمی سوق داده باشد، اما در حال حاضر اين سازمان در موقعيتی نيست كه بتواند امكان وجود مواد و فعاليتهای هستهای ديگری را كه هنوز اعلام نشده، منتفی بداند. آقای لاريجانی در مصاحبهاش گفت كسب انرژی اتمی اكنون به خواستهای ملّی تبديل شده و ايران حاضر نيست با تهديدات شورای امنيت، تحقيقات هستهایاش را متوقف كند.
در برابر تحريم احتمالیِ سازمان ملل، آقای لاريجانی گفت ما اين احتمال را جدی میگيريم و خود را برای بدترين سناريو آماده كردهايم. او گفت: «ما با تحريم به زانو در نمیآييم. خسارت به ما به معنی خسارتِ خودِ آنها نيز هست.» به گفتهی آقای لاريجانی نتايج تحريم اقتصادی برای اروپا نيز گران تمام خواهد شد. در مورد «بدترين سناريو»، رييس شورای امنيت ملی ايران گفته است: «قاعدهای كلّی وجود دارد كه طبق آن، كسی كه اول تيراندازی كند در دور دوّم كشته خواهد شد. اگر آنها به ما حمله كنند، پاسخ ما برایشان به هيچ وجه خوشايند نخواهد بود. در اين مورد هيچ شك نداشته باشيد. ما بیتفاوت نخواهيم نشست كه اسراييلیها بيايند و به تأسيسات ما حمله كنند.»
آقای لاريجانی گفت ايران هيچ مشكلی ندارد كه با آمريكا بر سر مسايل هستهای يا به طور كلی مسايل مسلمانان مذاكره كند اما آمريكا است كه در رفتارش صادق نيست. به گفتهی علی لاريجانی «دكارت فيلسوف فرانسوی گفته است كه من فكر میكنم پس هستم، اما آمريكا معتقد است من مشكل ايجاد میكنم پس هستم.» خبرنگار تايم میپرسد: «شما از يك سو میگوييد اسراييل بايد از صفحهی روزگار محو شود و از سوی ديگر انتظار داريد غرب به شما اعتماد كند كه قصد ساختن بمب اتمی نداريد.» در پاسخ، آقای لاريجانی گفت اين دو مسأله به يكديگر ربط ندارند و عليرغم اختلاف ديدگاه، بايد از خصومت پرهيز كرد.
در پاسخ به اينكه چرا ايران به سازمان حماس توصيه نمیكند كه وارد مذاكرات صلح با اسراييل شود، آقای لاريجانی گفت: «ما به حماس دستور نمیدهيم چه كاركنند اما به آنها میگوييم حواسشان جمع باشد كه بر سر حقوقشان كلاه سرشان نرود.» در مورد امنيت در عراق و دخالتهای ايران در آن كشور، علی لاريجانی گفت، عراق هم يك كشور مسلمان است؛ هنگامی كه آمريكايیها از صدام حمايت میكردند ما مهماندار رهبرانِ فعلیِ عراق بوديم، از جمله طالبانی، بارزانی، جعفری، حكيم و ديگران. سابقهی دوستی ما با رهبران عراق ديرينه است.
عبدی كلانتری - نيويورك
متن کامل گزارش البرادعی درباره برنامه هستهای ایران
فارس: محمد البرادعی، مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی گزارش اخیر خود درباره مسئله هستهای ایران را شب گذشته به اعضای شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی ارائه کرد.
به گزارش فارس، متن کامل این گزارش بدین شرح است:
اجرای پادمانهای پیمان منع گسترش تسلیحات هستهای در جمهوری اسلامی ایران
گزارش مدیر کل
1. نشست شورای حکام از دوم تا چهارم فوریه 2006 به منظور بحث درباره اجرای توافق بین جمهوری اسلامی ایران و آژانس برای اجرای پادمانها در ارتباط با پیمان منع گسترش تسلیحات هتسهای برگزار شد. این نشست در پاسخ به اظهارات ایران مبنی بر تصمیمش برای ازسرگیری فعالیتهای تحقیق و توسعه درباره برنامه انرژی صلحآمیز هستهای از نهم ژانویه 2006 برگزار شد که به عنوان بخشی از تعلیق داوطلبانه و غیرالزامآور حقوقی این کشور به حال تعلیق درآمده بود.
2. در چهارم فوریه 2006، شورای حکام قطعنامهای را تصویب کرد (GOV/2006/14) که در بند اول آن تاکید شده مسائل باقیمانده در صورتی میتواند به بهترین وجه حل شده و اعتماد به ماهیت کاملا صلحآمیز برنامه ایران ایجاد شود که ایران به درخواستها برای اقدامات اعتمادساز که شورای حکام آن را از ایران درخواست کرده است، پاسخ مثبت دهد و در این زمینه برای ایران ضروری است که:
0 تعلیق مداوم و کامل همه فعالیتهای مربوط به غنیسازی و بازفرآوری شامل تحقیق و توسعه را به حال تعلیق درآورد و این مسئله مورد تایید آژانس قرار گیرد؛
0 در ساخت رآکتور تحقیقاتی که با آب سنگین تعدیل شده تجدید نظر کند؛
0 پروتکل الحاقی را تصویب و به طور کامل اجرا کند؛
0 در حالی که روند تصویب انجام میشود، به عمل به مفاد پروتکل الحاقی ادامه دهد که ایران 18 دسامبر 2003 آن را امضا کرد؛
0 اقدامات شفافسازی مورد درخواست مدیر کل که در GOV/2006/67 به آن اشاره شده و فراتر از درخواستهای رسمی توافق پادمانی و پروتکل الحاقی است انجام دهد که شامل دسترسی به افراد، اسناد مربوط به تهیه، تجهیزات با مصرف دوگانه، کارگاههای ویژه نظامی و تحقیق و توسعه میشود و آژانس ممکن است برای تحقیقات مداوم خود به آن نیاز داشته باشد.
3. همانطور که در بند دوم آن قطعنامه از سوی شورای حکام در چهارم فوریه 2006 درخواست شده، مدیر کل به شورای امنیت سازمان ملل گزارش کرده است که گامهای تعیین شده در بند یک قطعنامه از سوی شورای حکام برای ایران ضروری شناخته شده و همه گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی و قطعنامههای مورد تصویب مربوط به این مسئله را به شورای امنیت گزارش کرده است.
4. در بند هشتم GOV/2006/14، شورای حکام همچنین از مدیر کل خواست اجرای آن قطعنامه و قطعنامههای پیشین را به نشست عادی بعدی شورای حکام برای بررسی گزارش کند و پس از آن به سرعت آن را به همراه هر قطعنامهای از نشست ماه مارس به شورای امنیت گزارش کند.
5. این گزارش در پاسخ به درخواست بند هشتم GOV/2006/14 به شورای حکام ارائه میشود. این گزارش، به روز شده تحولاتی است که از نوامبر 2005 تاکنون رخ داده و به روز شده ارزیابی کلی سپتامبر 2005 آژانس در ارتباط با اجرای توافق پادمانی انپیتی در ایران و راستیآزمایی آژانس از تعلیق داوطلبانه فعالیتهای مربوط به غنیسازی و بازفرآوری ایران است.
A. تحولات از نوامبر 2005
A.1. برنامه غنیسازی
6. همانطور که در گزارش 18 نوامبر 2005 (GOV/2005/87) مدیر کل آمده، در نشستهایی که در اکتبر و نوامبر 2005 صورت گرفت آژانس از ایران خواست اطلاعات بیشتری را درباره جنبههای خاص برنامه غنیسازیش ارائه دهد. پاسخ به برخی از این درخواستها در بحثهایی که در تهران از 25 تا 29 ژانویه 2006 بین مقامات ایرانی و یک گروه آژانس به ریاست معاون مدیر کل در امور پادمانها صورت گرفت، ارائه شد. یک گروه دیگر آژانس نیز از 12 تا 14 فوریه 2006 به منظور بحث بیشتر علاوه بر مسائل باقیمانده مربوط به غنیسازی اورانیوم و آزمایشهای پلوتونیم به این سفر اقدام کردند. روز 26 فوریه 2006، معاون مدیر کل بار دیگر به ایران سفر کرد تا درباره مسائل مربوط به مرکز تحقیقات فیزیک و پروژه موسوم به نمک سبز بحث کند.
A.1.1. آلودگی
7. آژانس به عنوان بخشی از ارزیابیش از صحت و کامل بودن اظهارات ایران درباره فعالیتهای غنیسازیش، در حال تحقیق از منابع ذرات اورانیوم غنیشده با درجه پایین و برخی ذرات اورانیوم غنیشده با درجه بالا است که در مکانهایی در ایران یافت شده و این کشور اعلام کرده که قطعات سانتریفوژ در آن تولید شده، استفاده شده یا انبار شده است.
8. همانطور که در نوامبر 2005 توسط مدیر کل گزارش شده، تحلیل نمونههای محیطی جمعآوری شده در یکی از کشورهای عضو آژانس که به گفته ایران قطعات سانتریفوژ در آن توسط شبکه تهیه در اواسط دهه 1990 پیش از انتقال به ایران انبار شده بود، هیچ اثری از مواد هستهای نشان نداد. به طور مثال این مسئله را میتوان با این حقیقت توضیح داد که صاحبان این مکانهای انبار تغییر کرده و در دهه گذشته نوسازی شده است و بیشتر قطعات در بستهبندی اصلی خود انبار شده است.
9. برای درک بیشتر منبع برخی از آلودگیهایی که در ایران کشف شده، آژانس در دسامبر 2005 یک دستگاه سانتریفوژ را گرفت که توسط یکی از اعضای آژانس از شبکه تهیه، دریافت شده بود. نتایج تحلیل این نمونهها به همراه دیگر یافتهها از اظهارات ایران درباره منشاء خارجی بیشتر آلودگیهای ذرات اورانیوم با غنای بالا حمایت میکند. اگرچه منبع برخی از ذرات اورانیوم با غنای بالا و پایین هنوز باید بررسی شود. آژانس در انتظار اطلاعات بیشتر از سوی یکی دیگر از کشورهای عضو است که این قطعات آلوده از آن وارد شده است.
10.با توجه به این حقیقت که نتیجهگیری قطعی با توجه به منبع همه آلودگیها دشوار است، پیشرفت درباره میزان و گاهشمار وقایع مربوط به آزمایشهای ایران با UF6 در برنامه غنیسازی سانتریفوژش ضروری است.
A.1.2. دستیابی به فناوری سانتریفوژ P-1
11. همانطور که در گذشته به شورای حکام آژانس گزارش شده، ایران در ژانویه 2005 نسخهای از یک سند یک صفحهای دست نویس را به آژانس نشان داد که در آن پیشنهادی به ایران در سال 1987 توسط یک دلال خارجی مطرح شده بود. این سند درباره تولید احتمالی یک سانتریفوژ مونتاژ نشده (شامل طرح، توضیحات و خصوصیات تولید سانتریفوژ)بود. طرحها، خصوصیات و ارزیابیها از یک «مرکز کامل»؛ و مواد مورد نیاز برای دو هزار دستگاه سانتریفوژ. این سند همچنین به این مسائل اشاره کرده بود: تجهیزات الکتریکی و تخلیه هوای یدکی؛ گروهی کامل از تجهیزات کارگاهی برای حمایت الکترونیکی، الکتریکی و مکانیکی؛ و تبدیل دوباره اورانیوم و تواناییهای مربوط به ریختهگری. ایران درخواست آژانس برای دریافت نسخهای از این سند یک صفحهای را رد کرد.
12. روز 25 ژانویه 2006، ایران تاکید کرد این سند تنها دلیل مستند باقیمانده مربوط به محتوا و میزان پیشنهاد 1987 است که این مسئله به ماهیت سری برنامه و روش مدیریت سازمان انرژی اتمی ایران در آن زمان افزود. ایران اعلام کرد هیچ سند مکتوب دیگری مانند زمانهای انجام دیدار، اسناد دولتی، گزارشها، کتابچههای شخصی یا موارد مشابه برای اثبات گفتههایش درباره این پیشنهاد وجود ندارد.
13. ایران اعلام کرد تنها برخی تجهیزات یک یا دو سانتریفوژ مونتاژ نشده و طرحها و توضیحات آن توسط این شبکه منتقل شده اما تعدادی از دیگر اقلام این تجهیزات که در این سند به آن اشاره شده به طور مستقیم از دیگر تهیهکنندگان خریداری شده است.
14- در طول دیدار آژانس از ایران از 12 الی 14 فوریه 2006 ایران برخی توضیحات را برای حمایت از اسناد و مدارک ارایه شده قبلی به آژانس در اختیار آژانس قرار داد که مربوط به موادی میشد که در اختیار این کشور قرار گرفته بود. تهران همچنین اسناد مربوط به تحویل اکثر موادی را که دریافت کرده بود و گفته میشود بطور مستقیم توسط ایران از دیگر تامین کنندگان خریداری شده است، قرار داد تا اظهارات تهران را مبنی بر نحوه دستیابی به این مواد را تایید کند.
15- همانگونه که به شورای حکام گزارش شده است بنا بر اظهارات ایران تماسی میان این کشور با شبکه هستهای بین سالهای 1987 و اواسط 1993 وجود نداشته است. بیانیهای که از سوی ایران و دیگر اعضای مهم شبکه درباره تحولات منتهی به اواسط 1990 همچنان در تضاد با یکدیگر است. در این رابطه از ایران خواسته شده است که توضیحات بیشتری درباره زمانبندی و هدف سفری که توسط اعضای سازمان انرژی اتمی ایران در اواسط دهه 1990 انجام شده است، ارایه کند.
16- ایران اعلام کرده که نمیتواند مستندات و اطلاعات مربوط به نشستی که در آن 500 دستگاه سانتریفوژ از نوع P1 در اواسط 1990 خریداری شد ارایه کند و آژانس همچنان منتظر است که توضیحات و زمان انتقال قطعات به آن ارایه شود.
17- در طول دیدار 12 الی 14 فوریه آژانس از ایران اطلاعات بیشتری مربوط به این سفر اواسط 1990 و زمانبندی انتقال این مواد در اختیار آژانس قرار نگرفت. اما ایران موافقت کرد که کتباً توضیحات بیشتری درباره موضوعات اخیر به آژانس ارایه کند.
A-13- اکتساب فنآوریهای سانتریفیوژهای P2
18- ایران همچنان اصرار دارد که در نتیجه مذاکراتی که در اواسط 1990 با واسطهها انجام داده است این واسطهها تنها طرحهایی از سانتریفوژهای P2 در اختیار این کشور قرار دادند و حمایت خاص دیگری ارایه نکردند و هیچ دستگاه سانتریفوژی از سوی واسطههای به همراه طرحها ارایه نشده است. ایران همچنان اصرار دارد که هیچ فعالیتی در بین سالهای 1995 الی 2002 روی سانتریفوژهای P2 انجام نداده است و حتی در طول این دوره زمانی به هیچ عنوان درباره این سانتریفوژها با واسطهها صحبت هم نکرده است و حرفی از در اختیار قرار گرفتن این سانتریفوژها به میان نیامده است.
با توجه به اطلاعاتی که در اختیار آژانس قرار گرفته است امکان ارایه این سانتریفوژها به ایران در طول این مدت زمانی وجود دارد و این اطلاعات در اختیار تهران نیز قرار گرفته است و ایران در نوامبر 2005 بار دیگر از آژانس خواست به آن فرصت دهد تا درباره امکان تحویل سانتریفوژهای P1و P2 پس از سال 1995 بار دیگر تحقیق کند. ایران در دیدار 12 الی 14 فوریه آژانس از این کشور تاکید کرد چنین دستگاههایی به هیچ عنوان به آن تحویل داده نشدهاند.
19- در ارتباط با فعالیتهای مربوط به تحقیق و توسعه روی طرح سانتریفیوژ P2 که ایران اعلام کرده توسط یک پیمانکار از اوایل سال 2002 و ژوئیه 2003 انجام شده، ایران تایید کرده این پیمانکار قطعاتی را چون مگنتهایی دریافت و خریداری کرده که برای P2 مناسب بودند. ایران در دیدار اواسط فوریه 2006 آژانس از این کشور برخی از توضیحات اضافهای درباره مگنتهای P2 در اختیار آژانس قرار داد و تصریح کرد که تنها تعداد اندکی از مگنتها به این کشور ارایه شده است. ایران در پاسخ به درخواست آژانس درباره
تحقیقات این کشور درباره امکان تحویل تعداد 900 قطعه مگنت از یک شرکت خارجی در اواسط 2003 تاکید کرد که هرگز این مگنتها را سفارش نداده و یا دریافت نکرده است.
A-2- فلز اورانیوم
20- همانگونه که در گزارش ماه نوامبر 2005 مدیر آژانس به شورای حکام آمده است در میان اسنادی که توسط ایران به آژانس درباره طرحها، مشخصات و مستنداتی از سوی واسطهها در ارتباط با سانتریفوژهای غنیسازی ارایه شده است، سندی 15 صفحهای قرار دارد که روند احیای گاز UF6 به فلز اورانیوم در ابعاد اندک و ریختهگری اورانیوم غنیشده و تهی شده و تبدیل آن به نیمکره را نشان میدهد و از بخشهای تولید سلاح هستهای است.
به هر حال در این اسناد ابعاد و دیگر مشخصات قطعات مربوط به این بخش وجود ندارد. بنا بر اعلام ایران این اسناد از سوی شبکه تهیه کننده در اختیار این کشور قرار گرفته و به درخواست سازمان انرژی اتمی ایران نبوده است اما این سازمان قادر نبوده که زمان دریافت این اسناد را اعلام دارد.
ایران به درخواست آژانس برای ارایه نسخهای از این اسناد عمل نکرده است اما به آژانس اجازه داد در دیدار ژانویه 2006 خود از تهران بار دیگر این اسناد را بررسی کرده و تحت مهر و موم آژانس قرار گیرد. آژانس در دیداری که در اواسط فوریه 2006 از ایران داشته است نسخهای از این اسناد را به منظور تکمیل ارزیابیها درخواست کرد که ایران بار دیگر از ارایه آن خودداری کرد.
21- همانگونه که در گزارش مدیر کل در نوامبر 2004 ارایه شده است ایران در طول دوره زمانی میان 1995 الی 2000 یک سری از آزمایشها را برای تولید فلز اورانیوم از گاز UF4 انجام داد. بنا بر نتایج بازرسیهای آژانس، معلوم شد که انگیزه ایران برای انجام آزمایشها مربوط به احیا یا همان فشردهسازی اورانیوم در ابتدا تولید فلز اورانیوم لازم برای برنامه لیزر آن و پس از آن توسعه روند جایگزین برای تاسیسات تبدیل اورانیوم UCF بود. با وجود آن که ایران تلاشی اندکی برای ریختهگری و تراشکاری انجام داده است اما به نظر میرسد در آزمایشهای مربوط به احیاء و یا ریختهگری و تراشکاری از الگویی که در این اسناد 15 صفحهای ارایه شده است، پیروی نشده است.
22- اگر چه هیچ نشانهای درباره استفاده عملی ایران از این اسناد وجود ندارد اما وجود آن در ایران جای نگرانی دارد. آن مربوط به تبدیل مجدد اورانیوم و ریختهگری است که بخشی از پیشنهادی است که در ابتدا توسط واسطهها در سال 1987 به ایران پیشنهاد شده بود اما به گفته ایران هیچکدام از این پیشنهادها دنبال نشد. به هر حال آژانس از این امر آگاهی دارد که واسطهها، این اسناد بعلاوه دیگر اسناد را در اختیار دارند که آژانس در یکی دیگر از کشورهای عضو خود مشاهده کرده است. بنابراین، ضروری است که ابعاد کامل پیشنهادی که در سال 1987 به ایران ارایه شده، مشخص شود.
A-3- آزمایشهای پلوتونیوم
23- همانطور که پیش از این نیز اعلام شد، آژانس مشغول پیگیری اطلاعاتی بوده که از سوی ایران درباره آزمایشهای مربوط به جداسازی پلوتونیوم ارایه شده بود.
24- به منظور روشن کردن اختلافات میان یافتههای آژانس و اظهارات اعلام شده از سوی ایران تعدادی از دیسکهای پلوتونیوم به مقر آژانس در وین آورده شد تا تجزیه و تجلیل بیشتری بر آن انجام گیرد و ترکیب دقیق ایزوتوپ پلوتونیوم آن مشخص شود. تحلیلهای آژانس نشان داد که میزان ایزوتوپ Pu-240 اندازهگیری شده در هشت دیسک بسیاری پایینتر از میزان ایزوتوپ Pu-240 محلول پلوتونیومی است که این دیسکها به آن آغشته بوده است.
25- در اوت 2005 آژانس راستیآزماییهای مفصلی از نمونههای UO2 تحت تابش انجام داد که در مخزنهای ایران انبار شده بود. نتایج این تحلیلها بر اندازهها نشان داد که روند تابش طولانیتر از زمانی است که ایران اعلام کرده است.
26- در 6 فوریه 2006 نیز آژانس خلاصه گزارشی درباره نتایج تحلیل آژانس از همه دادههای و اطلاعات جمعآوری شده به ایران ارایه کرد که مشابه دادههایی بود که در آن خواستار توضیحات بیشتر درباره تناقضها شده بود. آژانس در دیدار 12 الی 14 فوریه سال 2006 از ایران با مقامات این کشور دیدار کرد و درباره یافتههای خود مباحثه کرد. درطول این مذاکرات ایران موافقت کرد که این توضیحات را ارایه کند و در نامهای به تاریخ 15 فوریه 2006، ایران توضیحاتی درباره موضوعاتی که در پاراگراف 25 به آن اشاره شده ارایه کرد و آژانس اکنون مشغول ارزیابی این توضیحات است.
A-4- دیگر موضوعات مربوط به اجرا
27- هیچ تحول جدیدی در گزارش مربوط به فعالیتهای استخراج اورانیوم ایران و یا فعالیتهای مربوط به پلوتونیوم و برلیوم ایجاد نشده است و آژانس همچنان مشغول بررسی این امر است.
28- در 19 فوریه 2006 آژانس از راکتور تحقیقات هسته ای این کشور در اراک دیدار کرد و راستیآزمایی درباره اطلاعات مربوط به طراحی را انجام داد و تایید کرد که کارهای عمرانی مربوط به این مرکز همچنان ادامه دارد. به هر حال بنا به گفته ایران زمان آماده به کار این راکتور احتمالا تا سال 2011 به تعویق افتاده است.
29- در 9 اکتبر 2005 آژانس همچنین راستیآزمایی مربوط به طراحی را در دیدار از کارخانه تولید مرکز هستهای در اصفهان انجام داد. کارهای عمرانی در این مرکز نیز همچنان در جریان است. آژانس زمان آماده به کار را همانگونه که در اطلاعات ایران آمده است 2007 اعلام کرده است و احتمال تعویق آن وجود دارد.
A-5- اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی
30- ایران بنا بر توافق پادمان امکان دسترسی آژانس را بنا بر درخواست آژانس تسهیل کرده است و تا 6 فوریه 2006 پروتکل الحاقی را به مرحله اجرا گذاشت. که از جمله آن میتوان به دستیابی به اماکن و موارد درخواستی به ترتیب زمانی مشخص اشاره کرد. از نوامبر 2005 آژانس امکان دسترسی تکمیلی به سه مکان را انجام داد.
31- در 6 فوریه 2006 ایران به اطلاع آژانس رساند که
1- همانگونه که در پاراگراف 7 از گزارش اجرای پادمان معاهده منع گسترش تسلیحات هستهای (INFCIRC-666) از سوی ایران ذکر شده است، از زمان این نامه تعهد ما به اجرای قوانین پادمان تنها بر اساس توافق پادمان میان جمهوری اسلامی ایران و آژانس خواهد بود.(INFCIRC-214)
2- از زمان این نامه، همه فعالیتهای داوطلبانه غیرالزامآور از جمل رعایت پروتکل الحاقی و حتی فراتر از آن نیز به حال تعلیق در میآید.
بنابراین، بنا بر مطالب فوق اجرای تدابیر زیر از سوی آژانس درخواست میشود:
الف) حضور بازرسان آژانس در جمهوری اسلامی ایران به منظور راستیآزمایی فعالیتها، تنها باید بر اساس توافق پادمان برنامهریزی شوند.
ب) همه محدودیتها و اقدامات نظارتی آژانس که فراتر از تدابیر پادمان آژانس به مرحله اجرا درآمده باید تا اواسط فوریه 2006 برداشته شود.
ج) از هم اکنون کانالهای عادی تماس (کد 1.1 از موارد تابعه) باید تنها از طریق نمایندگی دایم جمهوری اسلامی ایران در آژانس بینالمللی انرژی اتمی در وین انجام شود.
A.6. دیدارها و بحثهای مربوط به شفافسازی
32. روز اول نوامبر 2005، آژانس اجازه دسترسی به یک سایت نظامی در پارچین را یافت که در آن چندین نمونه محیطی گرفته شد. آژانس هیچ فعالیت غیرمتعارف را در ساختمانهای مورد بازدید مشاهده نکرد و نتایج تحقیق از نمونههای محیطی وجود مواد هستهای را در این مکانها نشان نداد.
33. از سال 2004، آژانس در انتظار اطلاعات بیشتر و شفافسازی مربوط به تلاشهای انجام شده توسط مرکز تحقیقات فیزیک برای دستیابی به مواد و تجهیزات با مصرف دوگانه بود که میتواند در غنیسازی اورانیوم و فعالیتهای تبدیل اورانیوم استفاده شود، این مرکز در لویزان-شیان تاسیس شده است. آژانس همچنین خواستار مصاحبه با اشخاص مربوطه در دستیابی به این اقلام شامل رئیس سابق مرکز تحقیقات فیزیک شد.
34. در آن ارتباط، روز 26 ژانویه 2006، ایران مستنداتی را درباره تلاشهای ایران به آژانس ارائه و اعلام کرد این تلاش ناکام بوده است؛ این تلاشها به منظور دستیابی به تعدادی از اقلام خاص با مصرف دوگانه (تجهیزات الکتریکی، تجهیزات تولید برق و تجهیزات لیزری شامل یک لیزر خشک) بوده است. ایران اعلام کرد اگرچه در این مستندات مشارکت مرکز تحقیقات فیزیک پیشنهاد شده، این تجهیزات در واقع به منظور استفاده برای یک آزمایشگاه در یک دانشگاه فنی بوده که رئیس مرکز تحقیقات فیزیک در آن به عنوان استاد دانشگاه مشغول بکار بوده است. ایران از دسترسی آژانس به وی برای مصاحبه خودداری کرد. دبیرخانه آژانس درخواست خود برای مصاحبه با این دانشمند را مطرح کرد و توضیح داد این اقدام برای درک بهتر استفاده واقعی از تجهیزات مورد سوال مانند دیگر تجهیزاتی که میتواند با غنیسازی اورانیوم مرتبط باشد (دستگاههای ایجاد تعادل، اسپکتومترهای جمعی، مگنت و تجهیزات کار با فلورین) لازم است.
35. همانطور که توسط معاون مدیر کل آژانس در گزارش فوریه 2006 وی در ژانویه 2006 به شورای حکام اعلام شده، آژانس فهرستی از تجهیزات تخلیه هوا که توسط مرکز تحقیقات فیزیک خریداری شده را به ایران ارائه کرد و خواستار مشاهده این تجهیزات در محل و اجازه به آن برای نمونهگیری محیطی شد. برخی از این تجهیزات مورد نظر در فهرست آژانس در یک دانشگاه فنی به آژانس ارائه شد و نمونههای محیطی از آن گرفته شد که نتایج آن هنوز مشخص نشده است. آژانس متعاقبا به صورت مکتوب از ایران خواستار روشنشدن بیشتر مسائل درباره تلاشهای مربوط به تهیه تجهیزات از سوی مرکز تحقیقات فیزیک و تماسهای بین مرکز تحقیقات فیزیک و دانشگاه فنی شد. در جریان دیدار آژانس در اواسط فوریه 2006، ایران از بحث بیشتر درباره این مسئله سر باز زد.
36. روز 26 فوریه 2006، آژانس در ایران با رئیس سابق مرکز تحقیقات فیزیک که در بالا اشاره شد، دیدار کرد. وی گفت که تجهیزات الکترونیکی، تجهیزات تولید برق، تجهیزات لیزری و تجهیزات تخلیه هوا برای فعالیتهای تحقیق و توسعه در بخشهای مختلف دانشگاه استفاده شده است. این استاد توضیح داد که تخصص و ارتباطات وی علاوه بر منابع مورد دسترس در دفتر کار وی در مرکز تحقیقات فیزیک به منظور تهیه تجهیزات برای دانشگاه فنی بوده است. اگرچه وی از نوع تحقیقاتی که دیگر اساتید دانشگاه انجام میدادند، آگاه نبود. بر اساس اطلاعات وی، تجهیزات تخلیه هوا که در بالا به آن اشاره شده، برای بخش فیزیک دانشگاه سفارش داده شد. در این ارتباط، ایران اعلام کرد این تجهیزات برای ایجاد پوشش خلاء استفاده میشده و اکنون برای استفادها در فناوری نانو بکار گرفته شده است. آژانس در حال بررسی این اطلاعات است. ایران همچنین با فراهم کردن اطلاعات مورد درخواست مربوط به دستگاههای ایجاد تعادل، اسپکترومهای جمعی، مگنت و تجهیزات کار با فلورین موافقت کرد.
37. همچنین همانطور که در گزارش معاون مدیر کل در فوریه 2006 ارائه شده به شورای حکام در ژانویه 2006 آمده، ایران اطلاعات بیشتری را درباره تلاشهای سال 2000 خود برای دستیابی به برخی دیگر از مواد با استفاده دوگانه (آلومینیوم فشرده، فولاد خاص، تیتانیوم و روغنهای خاص) همانطور که در ژانویه 2005 مورد بحث قرار گرفت، فراهم کرد. آلومینیوم فشرده به آژانس ارائه شد و نمونههای محیطی پس از آن گرفته شد. ایران اعلام کرد این مواد برای تولید هواپیما خریداری شده اما به دلیل پیچیدگیهایش استفاده نشده است. ایران با فراهم کردن اطلاعات بیشتر درباره خرید فولادهای خاص، تیتانیوم و روغنهای خاص موافقت کرد. ایران همچنین اطلاعاتی را درباره دستیابی ایران به فولاد مقاوم در برابر سایش، لامپ خلاء و فیلتر در 31 ژانویه 2006 برای نمونهگیریهای محیطی در اختیار آژانس قرار داد. نتایج نمونههای محیطی هنوز مشخص نشده است.
38. روز 5 دسامبر 2005، دبیر خانه آژانس درخواست خود برای دیدار به منظور بحث درباره اطلاعات فراهم شده برای دبیرخانه در خصوص مطالعات معروف به پروژه نمک سبز را تکرار کرد که شامل تبدیل دیاکسید اورانیوم به UF4 (اغلب معروف به نمک سبز) و آزمایشهای مربوط به مواد منفجره قوی و طرح وسیله پرتاب موشک میشود و همه آنها شامل مواد هستهای هستند و به نظر میرسد ارتباطات اجرایی داشته باشند. روز 16 دسامبر 2005، ایران پاسخ داد که این مسائل مربوطه، اتهاماتی بیاساس است. ایران در 23 ژانویه 2006 با دیدار با معاون مدیر کل آژانس برای شفافسازی پروژه نمک سبز موافقت کرد اما از پاسخ به دیگر موضوعات در این دیدار خودداری کرد. در این دیدار که در 27 ژانویه 2006 انجام شد، آژانس برای ملاحظه ایران، نسخهای از نمودار روند کارگاهی تبدیل اورانیوم و تعدادی تماسهای مربوط به این پروژه را ارائه کرد. ایران اعلام کرد همه پروژههای هستهای ملی توسط سازمان انرژی اتمی ایران انجام شده و این اتهامات بیاساس است و اطلاعات بیشتر برای روشن شدن این مسئله را بعدا ارائه میکند.
39. روز 26 فوریه 2006، معاون مدیر کل با مقامات ایرانی به منظور بحث درباره پروژه نمک سبز دیدار کرد. ایران تکرار کرد که این اتهامات بر اساس اسناد اشتباه و ساختگی ارائه شده و آنها بیاساس هستند. و اینکه نه این پروژه و نه چنین مطالعاتی وجود دارد و نه وجود داشته است. ایران اعلام کرد همه تلاشهای ملی به پروژه UCF اختصاص دارد و برای دستیابی به توان تولید UF4 ارتباطی ندارد در حالی که چنین فناوری پیش از این از خارج تهیه شده است. بر اساس اطلاعاتی که پیش از این توسط ایران فراهم شده، شرکتی که با پروژه موسوم به نمک سبز مرتبط بوده است، با تهیه تجهیزات برای UCF و در طرح و ساخت کارخانه فرآوری کانه گچین نیز ارتباط داشته است.
40. آژانس در حال ارزیابی این مسئله و دیگر اطلاعات فراهمشده است و در انتظار ایران برای پاسخگویی به موضوعات دیگری است که همانطور که در بالا اشاره شد، میتواند ابعاد هستهای نظامی داشته باشد.
A.7. تعلیق
41. در نامهای به تاریخ 3 ژانویه 2006، ایران به آژانس اطلاع داد که تصمیم دارد از نهم ژانویه 2006 مسئله تحقیق و توسعه در برنامه انرژی صلحآمیز هستهایش را که پیش از این به عنوان بخشی از تعلیق داوطلبانه و غیرالزامآور حقوقی اجرا شده بود، از سر بگیرد. روز هفتم ژانویه آژانس نامهای را از ایران دریافت کرد که در آن درخواست شده بود که آژانس مهر و مومهای تاسیسات نطنز، فرآیند تکنیک و پارس تراش را که برای نظارت بر تعلیق نصب شده بود، بردارد. این مهر و مومها روز دهم و یازدهم ژانویه 2006 در حضور بازرسان آژانس برداشته شد.
42. از زمان برداشتن مهر و مومها، ایران بازسازی اساسی سیستم کنترل گاز در مرکز غنیسازی اولیه سوخت در نطنز را آغاز کرد. ایران همچنین به اطلاع آژانس رساند که کیفیت کنترل این تجهیزات و برخی آزمایشها پرهها در تکنیک فرآیند و در نطنز انجام میشد. با توجه به این حقیقت که هیچ تجهیزات و مواد خام مربوط به سانتریفوژ تحت مهر و موم آژانس قرار ندارد، آژانس قادر به نظارت موثر بر فعالیتهای تحقیق و توسعه انجام شده توسط ایران غیر از PFEP که در آن تدابیر نظارتی و محدودکننده بر روند غنیسازی اعمال شده است، نیست. در 29 ژانویه 2006، دو مخزن در PFEP شامل UF4 که مهر و مومهای آن در دهم ژانویه 2006 برداشته شده بار دیگر تحت نظارت آژانس قرار گرفت.
43. روز هشتم فوریه 2006، اطلاعات به روزشده طرح PFEP و مرکز غنیسازی اورانیوم توسط آژانس دریافت شد. تجهیزاتی مانند مخزنهای فرآوری و اوتوکلاو در حال انتقال به مرکز غنیسازی سوخت است؛ آغاز به کار نصب اولین دستگاههای سههزار تایی P-1 در مرکز غنیسازی سوخت برای سه ماهه چهارم 2006 برنامهریزی شده است.
44. روز 11 فوریه 2006، ایران آزمایشهای غنیسازی را با تزریق گاز UF4 به یک دستگاه P-1 آغاز کرد. در آن زمان، یک دستگاه دیگر P-1 نیز برای عملکرد آماده بود و یک آبشار متشکل از 10 دستگاه در حال آزمایشهای تخلیه هوا بود. تزریق به آبشار متشکل از 10 دستگاه روز 15 فوریه 2006 آغاز شد و روز 22 فوریه یک آبشار متشکل از 20 دستگاه برای آزمایش تخلیه هوا ارائه شد. روند غنیسازی در PFEP بر اساس اقدامات نظارتی پادمانهای آژانس انجام میشود.
45. در نامهای که روز ششم فوریه 2006 از سوی ایران دریافت شد و در بند 31 به آن اشاره شد، ایران علاوه بر مسائل دیگر اعلام کرد اجرای توافقات پادمانی تنها بر اساس توافق پادمانی انپیتی انجام میشود و درخواست کرد همه اقدامات نظارتی آژانس که فراتر از توافقات پادمانی عادی آژانس در حال اجرا بود تا اواسط فوریه 2006 لغو شود. بر همین اساس، روز 12 فوریه 2006، آژانس تدابیر نظارتی خود را در UCF تعدیل کرد. اگرچه مخازن گاز UF4 و همه مخزنهای پرشده از UF6 تولید شده در UCF تحت تدابیر نظارتی پادمانی آژانس قرار دارد. مسئله تبدیل اورانیوم که در نوامبر 2005 در UCF آغاز شده بود در حال انجام است و اکنون انتظار میرود در آوریل 2006 به پایان برسد. از سپتامبر 2005، حدود 85 تن UF6 در UCF تولید شده است.
B- ارزیابی کلی جاری
46- ارزیابی کلی مفصلی درباره برنامه هستهای ایران و تلاشهای آژانس برای راستیآزمایی در گزارش مربوط به این برنامه در نوامبر سال 2004 و پس از آن در سپتامبر 2005 توسط مدیر کل آژانس ارایه شده است. همانگونه که در این گزارش آمده است ایران تلاشهای قابل توجهی در طول دو دهه گذشته برای در اختیار قرار گرفتن چرخه مستقلی از سوخت هستهای انجام داد و برای رسیدن به این هدف آزمایشهایی برای دسترسی به دانش آن و دیگر جنبههای این چرخه انجام داد. بسیاری از جنبههای فعالیتهای مربوط به چرخه سوخت هستهای و آزمایشهای مربوط به آن بخصوص در زمینه غنیسازی اورانیوم، تبدیل اورانیوم و تحقیقات پلوتونیوم از سوی ایران مطابق با تعهدات مربوط به توافق پادمان در اختیار آژانس قرار نگرفته بود. سیاست پنهانکاری هستهای ایران تا اکتبر 2003 ادامه داشت و به نقض بسیاری از تعهدات آن در تمکین به توافقات منجر شد که در گزارش مدیر کل در سپتامبر 2005 آمده است.
47- از اکتبر 2003 ایران اقداماتی در جهت تصحیح نقضهای گذشته در پیش گرفته است. به این ترتیب آژانس قادر بوده که برخی از جنبههای خاص گزارشهای کنونی ایران را بخصوص در ارتباط با فعالیتهای تبدیل اورانیوم، غنیسازی لیزری و تولید سوخت و برنامه راکتور تحقیقاتی آب سنگین مورد تایید قرار دهد و آژانس مطابق با توافق پادمان ایران به پیگیری مرتب اجرای این موارد پرداخت و این کار تا 6 فوریه 2006 بر اساس پروتکل الحاقی نیز انجام شد.
48- دو موضوع مهم در گزارش نوامبر 2004 مدیر کل وجود دارد که به تلاشهای آژانس برای ارایه تضمین درباره این که فعالیت اعلام نشدهای در ایران وجود ندارد، مرتبط میشود. بخصوص درباره آلودگیهای مربوط به اورانیوم با غنای بالا و اورانیوم با غنای پایین در مناطق مختلف ایران و دامنه تلاشهای ایران برای واردات، ساخت و استفاده از سانتریفیوژهای طرح p1 و p2.
49- در ارتباط با موضوع اول یا همان آلودگیها، همانگونه که در بالا بر اساس اطلاعاتی که هماکنون در اختیار آژانس است، قرار گرفته و با توجه به نتایج نمونهبرداری زیست محیطی و حمایت از اعلامیه ایران درباره منبع خارجی این آلودگیهای اورانیوم با غنای بالا، آژانس هنوز در شرایطی نیست که به نتیجه مشخصی درباره همه این آلودگیها بخصوص در ارتباط با اورانیوم با غنای پایین دست پیدا کند. این امر تاکیدی است بر اهمیت اطلاعات اضافی درباره دامنه برنامه سانتریفیوژهای p2 که میتواند راهحلی برای مسایل باقیمانده باشد.
50- در ارتباط با موضوع دوم یعنی برنامه سانتریفیوژهای p1 و p2 اگر چه پیشرفتهایی از نوامبر 2004 برای راستیآزمایی اظهارات ایران درباره شرح وقایع مربوط به برنامه غنیسازی با استفاده از سانتریفوژ حاصل شده است اما آژانس هنوز در موقعیتی نیست که بتواند صحت و درستی اظهارات ایران در ارتباط با این برنامه را تایید کند.
از آنجایی که تهران اطلاعات بیشتری ارایه کرده و مستندات بیشتری در ارتباط با پیشنهاد 1987 و همچنین اواسط دهه 1990 درباره سانتریفوژ p1 در اختیار قرار داده است، بازرسیهای آژانس از شبکه تهیه این مواد نشان میدهند که ایران باید اطلاعات بیشتر و مفیدتری در این ارتباط ارایه کند. از ایران همچنین خواسته شده که جزئیات بیشتری درباره روندی ارایه دهد که چرا در سال 1985 تصمیم به آغاز روند غنیسازی گرفته است و یا مراحلی که به دستیابی سانتریفوژها در سال 1987 انجامید را مشخص کند. ایران تاکید دارد که اطلاعات دیگری جز اطلاعاتی در اختیار ندارد که در اختیار آژانس قرار داده است.
51- هیچ اطلاعات اضافی و مستنداتی درباره اظهارات ایران مبنی بر این امر ارایه نشده است که این کشور فعالیتی را بین سالهای 1995 الی 2002 درباره طرح p2 انجام نداده است. همانگونه که در بالا اشاره شده ایران در این رابطه خواستار تحقیقات بیشتر شده است. ایران درباره هر مستنداتی که از این امر حمایت کند و مرتبط با برنامه سانتریفوژ p2 بخصوص در ارتباط با دامنه پیشنهاد اصلی درباره طرح سانتریفوژ p2 و دستیابی ایران به موارد مرتبط با این برنامه باشد، همچنان اصرار دارد که اطلاعاتی در این باره در اختیار ندارد.
52- آژانس همچنان به پیگیری همه اطلاعات مربوط به فعالیتهای برنامه هستهای ایران ادامه میدهد. اگر چه فقدان برخی از مواد هستهای مرتبط، از توان آژانس برای راستیآزمایی برنامه احتمالی تسلیحاتی ایران کاسته است اما آژانس به پیگیری همکاری ایران به عنوان مسئلهای در راستای شفافسازی ادامه میدهد و گزارشهای مربوط به تجهیزات، مواد و فعالیتهایی که میتواند هم در زمینه نظامی و غیرنظامی مورد استفاده قرار گیرد، بعلاوه مراکز نظامی را دنبال میکند.
در این رابطه ایران به آژانس اجازه داد که از مراکز نظامی "کلاهدوز"، لویزان و پارچین دیدار کند. آژانس هیچ فعالیت غیرعادی در مراکز کلاهدوز و پارچین مشاهده نکرده است و نتایج نمونهبرداری زیست محیطی نشان از وجود مواد هستهای در این اماکن حکایت ندارد. آژانس همچنان مشغول ارزیابی اطلاعات است و منتظر دیگر اطلاعات در ارتباط با سایت لویزان و مرکز تحقیقات فیزیک است.
53- همانگونه که در نوامبر 2004 و سپتامبر 2005 به شورای حکام ارایه شد همه مواد هستهای اعلام شده در ایران مورد بررسی قرار گرفته است. اگر چه آژانس هیچ انحرافی در مواد هستهای به سمت تسلیحات هستهای و یا دیگر وسایل منفجره مشاهده نکرده است با این حال این آژانس در موقعیتی نیست که بتواند نتیجهگیری کند مواد و فعالیت هستهای اعلام نشدهای در ایران وجود ندارد. روند دستیابی به این نتیجه حتی اگر پروتکل الحاقی نیز لازمالاجرا باشد در شرایط عادی روندی زمانبر است. در مورد ایران با توجه به این که ماهیت گذشته برنامه هستهای ایران اعلام نشده و به دلیل وجود اطلاعات ناکافی درباره برنامه غنیسازی با استفاده از سانتریفوژ، وجود اسناد عمومی مربوط به تولید اجزای سلاح هستهای و نبود شفافیت درباره نقش نظامیان در برنامه هستهای این کشور از جمله مراکزی که در بالا به آنها اشاره شد و با توجه به در اختیار قرارگرفتن اطلاعاتی به آژانس درباره مطالعات تسلیحاتی مربوط به مواد هستهای از سوی ایران دستیابی به این نتیجه حتی به زمان بیشتری نیاز دارد.
54- جای تاسف و نگرانی است که بیاعتمادیهای مربوط به دامنه ماهیت برنامه هستهای ایران هنوز با توجه به گذشت سه سال از فعالیتهای شدید راستیآزمایی از سوی آژانس در این کشور، روشن نشده است. به منظور روشن کردن این تناقضات، هنوز شفافیت کامل از سوی ایران ضروری است. بدون شفافیت کامل که از حد موارد خواسته شده در توافقات پادمان و پروتکل الحاقی فراتر باشد و شفافیتی که تنها میتواند از سوی همکاری فعالانه ایران حاصل شود، توانایی آژانس برای تعیین تاریخچه گذشته برنامه هستهای ایران و راستیآزمایی صحت و صلاحیت اظهارات ایران بخصوص درباره برنامه غنیسازی با استفاده از سانتریفوژ محدود خواهد بود و تردیدها درباره مسیر گذشته و کنونی برنامه هستهای ایران همچنان باقی خواهد بود.
چنین شفافیتی باید در درجه اول شامل دسترسی به و همکاری با اشخاص خاص باشد.
دسترسی به مستندات مربوط به تهیه مواد و تجهیزات دو منظوره و دسترسی به کارگاههای تحت مالکیت نظامیان و مراکز تحقیق و توسعه که آژانس ممکن است برای دیدارهای آتی خود به عنوان بخشی از تحقیقات به آن احتیاج داشته باشد از جمله دیگر موارد این شفافیت بشمار میرود.
55- آژانس به تحقیقات خود درباره دیگر موارد باقیمانده مربوط به برنامه هستهای ایران ادامه خواهد داد و مدیر کل به ارایه گزارش به شورای حکام در زمان مقتضی ادامه میدهد.
معصومه شعیعی خطاب به رییس سازمان زندان ها: ساکن نهایی بند ۲ الف خود و اربابان قانون شکنتان خواهید بود، ادوار نيوز
ادوار نیوز : خانم معصومه شفیعی (همسر اکبر گنجی ) طی یادداشتی که به ادوار نیوز ارسال کرده است به سخنان سالارکیا و سلیمانی که در برخی خبرگزاری ها منتشر شده بود پاسخ گفته است که متن کامل آن در ادامه می آید :
متن زیر جوابیه سخنان آقایان سالارکیا – معاون امور زندانهای دادستان تهران – و سلیمانی – مدیر کل زندانهای استان تهران – در مورد وضعیت آقای گنجی است که از سوی ایسنا در تاریخ 5/12/84 منعکس شده است :
آقای سالارکیا اظهار داشته اند : « ملاقتهای وی ( آقای گنجی ) آزاد است و در فضایی که در اختیار دارد تمام امکانات لازم وجود دارد و مشکل خاصی از نظر مکانی برای وی وجود ندارد . »
سخنان آقای سالارکیا به شدت تکذیب می شود . ملاقات آقای گنجی نه تنها آزاد نیست بلکه دادستانی نیز به تقاضاهای شفاهی و کتبی مکرر وکیل آقای گنجی – آقای دکتر مولایی – مبنی بر ملاقات وی نیز پاسخی نمی دهد و چند ملاقات انجام شده ماه های اخیر نیز توسط پیغامهای با واسطه یکی از بازجویان آن بند به ما صورت گرفته است . این موارد خلاف در حالی است که آقای گنجی 6 سال تمام در زندان جمهوری اسلامی به سر می برد و طبق قانون باید در بند عمومی نگهداری شود نه در بند انفرادی فوق امنیتی آن هم متعلق به یک ارگان نظامی – حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران - . لطفا آقای سالارکیا به عنوان یک مقام مسئول توضیح دهند که با چه استناد قانونی آقای گنجی 180 روز است که در انفرادی به سر می برد ؟ با چه اسناد قانونی از تغذیه مناسب و مرتب حتی در حد جیره زندان و نیز مراقبتهای پزشکی و امکانات دارویی با وجود بیماریهای دردناک محروم است ؟ با چه استناد قانونی در شهریورماه 81 مورد ضرب و شتم و شکنجه ماموران تحت امر آقای مرتضوی و مقامات بالاتر قرار گرفته است ؟ چه خوب است مکانی که آقای گنجی نگهداری می شود با «تمام امکانات لازم آن » مورد بازدید خبرنگاران مستقل داخلی و نیز نمایندگان حقوق بشر سازمان ملل متحد قرار گیر تا قدری از این همه فشار بین المللی در مورد نقض حقوق بشر در ایران کاسته شود .
آقای سلیمانی فرموده اند : « گنجی به صورت انفرادی نگهداری نمی شود . حال گنجی خوب است ، وی تحت کنترل است و مشکل خاصی ندارد . مجموعه ای که وی در آن نگهداری می شود یک سوئیت کامل با سرویس و حیاط است »
آقای سلیمانی ! اگر گنجی به صورت انفرادی نگهداری نمی شود لطف کنید و حداقل نام یکی از هم بندی های او را ذکر کنید. اگر حال گنجی خوب است پس چرا وزن او به 50 کیلوگرم رسیده است و جز اسکلت از او باقی نمانده است . این که وی « تحت کنترل » است شکی در آن نیست ؛ به مدد تکنولوژی پیشرفته وارداتی استراق سمع و دوربینهای مخفی پیشرفته ، کنترل 24 ساعته فرزندان مخلص و مومن و با وجدان این آب و خاک ، برای شیفتگان قدرت امری سهل و آسان است و تشخیص این که گنجی « مشکل خاصی » دارد یا ندارد کار ساده ای است : نظر پزشک متخصص زندان را که 2 ماه پیش گنجی را معاینه کرد بپرسید . چه کسی برای او MRI کمر تجویز کرده ؟ چه کسی برای او داروهای خاص تجویز کرده که هنوز بدستش نرسیده است ؟ چه کسی برای او فیزیوتراپی را ضروری دانسته است ؟ یعنی می فرمایید شما – جناب دکتر سلیمانی ! – تشخیص پزشک متخصص خودتان را نادرست می دانید ؟
تبليغات خبرنامه گويا
advertisement at gooya dot com
Buy Luxury Cars
BMW, Mercedes Benz,... Reviews & Prices
www.12buyacar.com
چه کسی بهتر تخته نرد بازی می کند؟
بازی سر پول يا برای تفريح
www.play65.com
Diamonds
Engagement Rings by Reflecting Concepts
www.reflectingconcepts.com
آقای سلیمانی ! آن طور که در سیمای جمهوری اسلامی نشان داده می شود . زندان گوانتانامو نیز فضای وسیعی دارد بسیار وسیع تر از بند 2 الف ، پس در زندان گوانتانامو نیز به صرف فضای وسیع آن با زندانیان خوش رفتاری می شود . آیا ملاک رفتار با زندانی فضای زندان است یا کلیه حقوق ابتدایی انسان که از او دریغ می شود ؟ این سوئیت کامل ارزانی خودتان . ملک طلق شماست و ساکن نهایی آن نیز خود شما و اربابان قانون شکنتان خواهید بود .
آقای سلیمانی ! چگونه وجدان شما اجازه می دهد راجع به چیزی که ندیده اید این گونه صریحا اظهار نظر کنید ، فراموش نکنید که جان انسانی مطرح است . مگر فراموش کرده اید که آقای علیزاده – رئیس کل سابق دادگستری استان تهران – در گزارش جنجالی خود در مورد موارد خلاف قانون دستگاه قضایی یادآور شده بودند که نمایندگان ایشان – آقای علیزاده – را به بند 2 الف راه نداده اند و از این بابت شاکی بود ؟
البته پست و مقام و شان شما اجل از آقای علیزاده است ؛ ان شاء الله که شما را به آن بند راه داده باشند .
معصومه شفیعی
19 / 12/84
17 روز تا آزادی
به نظر شما، اين عكس متعلق به كيست؟
بازتاب:
براي راهنمايي شما بايد گفته شود كه اين فرد، يك مسئول عاليرتبه جمهوري اسلامي است كه سي وي خود را در اينترنت همراه اين عكس گذاشته است.
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، سيوي به رزومهاي گفته ميشود كه معمولا افراد جوياي كار، براي كسب شغل، آن را در معرض ديد كارفرمايان ميگذارند. اين مأمور عاليرتبه، در يكي از نهادهاي جمهوري اسلامي مشغول به كار است كه به دليل در اختيار داشتن اسرار محرمانه كشور، قوانيني مشابه قوانين نيروهاي نظامي و امنيتي بر آن حاكم است و مأموران شاغل در اين نهاد نميتوانند بدون هماهنگي با مافوق، آن هم در سطح فراعمومي اينترنت، اقدامات شخصي انجام دهند.
هرچند طبق مصوبه هيأت وزيران از قديمالايام، تحصيل مأموران دولت در خارج از كشور همزمان با خدمت خلاف قانون است، اين مرد 36 ساله در سيوي خود اظهار كرده كه در حال تحصيل است.
وي همچنين در مقالاتي كه از خود ارائه داده، اين تئوري را تشريح كرده است كه منش پادشاهان، منجر به گسترش صلح در سطح جهان شده است.
اگر نميدانيد اين شخصيت ايراني كه اكنون جوياي كار است، كيست، بايد بدانيد كه وي هماكنون عاليترين نماينده جمهوري اسلامي در يكي از مهمترين كشورهاي اروپايي است.
طرح 12 ماده ای بازگشت بنی صدر به ریاست جمهوری
پیک نت:
شرایط بحرانی ایران
این طرح در روزهای اخیر، جهت اطلاع و انتشار برای پیک نت ارسال شده و باحتمال زیاد برای بسیاری از رسانههای فارسی زبان نیز باید ارسال شده باشد.
یکی از طرفدار ابوالحسن بنی صدر اولین رئیس جمهوری ایران و یا از همکاران و نزدیکان او، طی پیامی عمومی، یک طرح 12 ماده ای را برای نجات ایران، جهت انتشار و اطلاع ارسال کرده است.
در انبوه شایعاتی که این روزها پیرامون تحولات آینده ایران وجود دارد، این طرح و زمان مخابره و ارسال آن معنائی ویژه پیدا میکند که ما به همین دلیل انتشار آن رابیفایده نمی دانیم. البته کمی جمله بندیهای آن را خلاصه کرده و مقدمه آن را، همراه با موخره آن نیز به این دلیل حذف کرده ایم که تاثیر در متن طرح ندارند.
طرح 12 ماده ای نجات ایران
1- قانون اساسی موقت ایران میتواند همان پیش نویس قانون اساسی باشد که اول انقلاب مطرح گردید .
2- از آنجا که انتخابات مجلس و ریاست جمهوری فعلی مخدوش بوده و اصول مسلم انتخاباتی در زمان انتخابات زیر پا گذاشته شده است، هر دو از اعتبار ساقط و مجلس منحل و رییس جمهور فعلی باید برکنار شود.
3- آقای ابوالحسن بنی صدر حداکثر به مدت چهار سال- منهای مدتی که رسما رئیس جمهور بودند- به عنوان رییس جمهور کشور جمهوری ایران انجام وظیفه مینمایند .
4- وظایف مجلس به طور موقت به عهده شورایی از نخبگان سیاسی - علمی مملکت در داخل و خارج- از جمله نمایندگان تمام گروههای سیاسی موجود و صاحب نظران خوشنام - به تعدادی حدود سیصد نفر قرار میگیرد .
5- آنچه در قانون اساسی فعلی به نام وظایف رهبری تلقی شده، با توجه به قانون اساسی جایگزین و به طور موقت به عهده ی رییس جمهور قرار میگیرد . لذا با کنارگیری رهبر تمام کسانی هم که با حکم وی برمسند امور نشسته اند، باید آماده واگذاری سمتهای خود به افراد جدید شوند .
6- دولت فعلی، به دولت رئیس جمهور انتخابی انتقال داده میشود.
7- جهت سرعت بخشیدن به همآهنگیهای لازم و کمک به رئیس جمهور در تشکیل دولت جدید و هر گونه تصمیم عمده ، شورای مشورتی متشکل از سران کلیه گروههای سیاسی داخل و خارج از کشور که اعتقاد به استقلال و آزادی و یکپارچگی ایران داشته باشند و این اعتقاد خود را اعلام نمایند تشکیل میشود .
8- دولت جدید ضمن اداره ی امور به نفع مطلوب، زمینه انتخابات آزاد برای اصلاحات لازم در قانون اساسی و تشکیل مجلس شورای ملی به طوری که کلیه ی افراد مملکت با آگاهی مطلوب قادر به شرکت در آن باشند را فراهم مینمایند .
9- نیروهای نظامی و انتظامی در طول دوران حاکمیت دیکتاتوری اخیر بیشترین ضربهها و زحمات را متحمل شده اند. اگر این وضعیت اصلاح نشود به زودی قربانی مطامع نا اهلان خواهد شد. باید اکثریت قریب به اتفاق آنانرا کسانی تشکیل دهند که به وخامت اوضاع آگاهی دارند. لذا وفاداری خود را به حاکمیت مردمی جدید اعلام و نیروهای نظامی وظایف خود را در حفظ و نگهداری سرحدات مملکت به بهترین وجه انجام تا فکر سوء استفاده از اوضاع به خاطر کسی خطور ننماید . بدیهی است، پس از استقرار حکومت مردمی نیروهای مسلح در جایگاه حقیقی خود با افتخار و شرافت انجام وظیفه مینمایند و دولت جدید قول میدهد که نظامیان ارزش واقعی خود را کسب نمایند .
10- مسئولین رده بالای قوه ی قضاییه از بین خوشنام ترین متخصصین قضائی منسوب و قول داده میشود ریشههای ظلم خشکانده شود و برای رسیدگی به تخلفات سیاسی انجام شده در پنجاه ساله گذشته هم از الگوی آنچه در آفریقای جنوبی بعد از آپارتاید انجام شد استفاده میشود و مردم ما هم که مردمی صبور و بخشنده هستند برای حفظ آرامش و ایجاد یک مملکت ایده آل از تقصیر مقصرین میگذرد و اعلام عفو عمومی میگردد .
11- در رابطه با جنجال اتمی که فعلا بهانه ی اصلی برای نابودی مملکت قرار گرفته و سالهاست مبالغ معتنابهی از ثروت این ملت را در کام خود فرو برده است ، تا زمانی که مردم ایران از کم وکیف آن با خبر نشده اند و خود تصمیم بگیرند که آیا به صلاح و صرفه ی آنان هست چنین هزینههایی ، کل موضوع به حالت تعلیق در میآید. بدیهی است زمانی که چهره ی حقیقی ایران برای مردم دنیا نمایان گردد هیچ انسانی با استفاده از هر گونه تکنولوژی صلح آمیز که در خدمت پیشرفت و سعادت انسانها باشد مخالفتی نمی کند.
12- مصلحت گروه حاکم فعلی هم در این است که قبل ا ز اینکه مجبور به تسلیم در برابر بیگانه بشود و یا موجبات ویرانی مملکت را فراهم کند، تسلیم این خواست عمومی گردد . در شرایط فعلی که مملکت از جوانب مختلف در معرض خطراتی قرار گرفته که زاییده ی مدیریت غلط سالهای گذشته هستند، این بهترین راه خروج از این وضعیت میباشد .
سفرنامه دیدار آدونیس از ایران: پرسشهای خاموش اما آتشفشانی
عصر نو:
(الحیات- چاپ لندن)
ترجمه محمد جواهرکلام
اشاره: علی احمد سعید (ملقب به آدونیس)، شاعر نام آور عرب ماه گذشته از ایران دیدن کرد. اگرچه تقارن این دیدار با ماه آذر - ماه قتل روشنفکران و فعالان سیاسی – سوالاتی در میان روشنفکران ایرانی برانگیخت، اما به هر حال دیدن این شاعر که به داشتن نظریات ادبی و سیاسی خاصی معروف بوده، برای اغلب آنان لطف خاصی داشت.
- 1 -
به دعوت بخش فرهنگی سفارت فرانسه در تهران، یک هفته کامل در این کشور به سر بردم (در تهران، اصفهان و شیراز). این روزها را من جزو زیباترین روزهایی می شمارم که در سفرهای فرهنگی ام به کشورهای جهان داشته ام.
در این دعوت مهمان دیگری همراهم بود، و او دوست شاعر و رمان نویسم ونوس خوری قطا بود که ناچار شد به پاریس برگردد و از سفر به اصفهان و شیراز بازبماند.
برنامه ام پر بود: دیدارهایی پیرامون ترجمه، درباره آفرینش و تقلید، شبهای شعر، دیدار با دانشجویان و با هنرمندان، نویسندگان و شاعران؛ و دیدارها و گفتگوهای دیگر...الخ
در تهران، چنانکه در دمشق نیز، که دو سال پیش به دعوت رایزنی اروپایی بدانجا رفته بودم، مسئولان رسمی (دولتی) در هیچ دیداری حضور نداشتند، با این همه با هیچ مشکلی روبرو نشدم. عکسم در صفحات اول بعضی روزنامه های غیر دولتی چاپ شد: در روزنامه شرق و در دو روزنامه محلی در شیراز. محافل دانشجویی، به خصوص در دانشگاه علامه طباطبائی، و همین طور شاعران، نویسندگان و هنرمندان استقبال گرمی از من کردند.
میزان علاقه و پیگیری دانشجویان دختر و پسر بخصوص برایم جالب بود، چون از کارهای شعری و نظری من نه فقط به فارسی اطلاع داشتند، بلکه اصل عربی آنها را نیز خوانده بودند.
عمق سئوالات و سطح بالای بحثها شگفت زده ام کرد.
شعر به طور اخص، و فرهنگ به طور اعم، محور بحثها بود. در این مورد مایلم به سه نکته اشاره کنم:
اول اینکه تصویری که از زن ایرانی نقل می شود، تصویر ناقصی است. حجاب است که در این میان حضور مستقیم دارد. درست است که زنان ایرانی به جبر قانون روسری سر می کنند، ولی این امر تحمیلی است، و در مورد بخش عظیمی از آنان تنها یک فرمالیته است، و معنای قانونی آن معنای دینی اش را از میدان بدر کرده است؛ بهایی است که زن می پردازد تا در میادین زندگی عملی، در حوزه های فکر و فرهنگ حاضر شود. حجاب وسیله ای است که زن با آن آزادی تحرک خود را می خرد. از آن رو که زن ایرانی با قوت و فاعلیت در زندگی فرهنگی حضور دارد.
به سخن دیگر، حجاب تحمیل شده از بیرون را زن ایرانی از درون نمی پذیرد. حجاب در این معنی فکر و عقیده مشخصی، مثلا دینی، بر زن تحمیل نمی کند، بلکه برعکس، او را در تنشی درونی با این تحمیل، و با ذهنیت نهفته در پس این تحمیل - اگر نگوئیم با خود دین - باقی می گذارد. با وجود این هستند زنانی که از نظر دینی به ضرورت حجاب قائلند (از این شمارند زنانی که تازگیها، به دلایلی اسلام آورده اند)، ولی این گونه زنان در عرصه فرهنگ تعدادشان بسیار اندک است.
به این ترتیب می بینیم که شجاعت زن ایرانی حجاب را از صبغه دینی اش خارج می کند، و آن قدر که مساله زن مساله فکر و دیدی از جهان و انسان، و پیش از هر چیز مساله رابطه با خود، و میان خود و دیگری است، دیگر حجاب مساله اش نیست.
نکته دوم این است که نباید «حقیقت» مردم را با «حقیقت» دولت یا نظام یکی بگیریم، یا مثل بعضی، فکر کنیم که دولت همان مردم است و برعکس، و در پی آن احکام کلی و قاطع صادر کنیم و تصویری یکدست و از قماشی واحد در ذهن خود از این دو ترسیم کنیم، چون به این شکل نه تنها گرفتار بدفهمی می شویم، بلکه واقعیت را نیز تحریف می کنیم. بخشی بزرگ، و متنوع از مردم، به خصوص دانشجویان، و شاعران و هنرمندان و متفکران، به فکر این هستند که حساب خود را از حساب نظام و فرهنگ نظام جدا کنند، و فکرشان غالبا برخلاف نظام و در تناقض با آن است. این بخش از مردم، بدین ترتیب، خود را در قدرت و نظام نمی بینند، و معتقدند که نظام بر مکانیسمی استوار است که به ذاتیات جامعه یا جوهر جامعه مربوط نیست، بلکه بیشتر عرضی است و محصول شرایط خاص است. در نتیجه معتقدند که مشکل اساسی نظام، به رغم دعوی جوهری بودن آن، یا وحدت دین و دنیا ، ناشی از این است که تاریخ را به مثابه حافظه و فرهنگ گرفته نه انسان را به عنوان خاستگاه آفرینشی خود.
نکته سوم این که دین در ایران در رابطه اش با نظام و سیاست و جامعه و فرهنگ، محل پرسش فراوان و اغلب مصرانه است، ولی پرسشی شبه خاموش، و آن قدر که دلها و اذهان با نگرانی، آشفتگی، ناراحتی و سرگشتگی با آن کلنجار می روند، در زبانها و گفته ها جاری نیست. از آنجا که این پرسشها حالت آتش فشانی را دارند که هر آن ممکن است سر بازکند، جزایر حاشیه ای دیگری هست که امکانی برای تنفس فراهم می کنند و حالتهای انفجاری را عقب می اندازند.
- 2 -
آنچه را که دیدم، فرصتی برای تامل در سلطه دینی به من می دهد که به هر حال از مورد ایران فراتر است، زیرا هیچ چیز بی رحمانه تر (و همین طور مایه ای برای خشم و افسوس) از این نیست که آدم ببیند میراثی که در آن با آزادی و انتقاد و پرسشگری و آفرینش آشنا شده، به جهانی آکنده از زندان و قید و بند در عرصه حیات و فکر تبدیل شده است.
در زندگی ملتی هیچ چیز تلخ تر و فجیع تر از این نیست که کسی ببیند چگونه نظامی با تاویلش از دین یا با سیاستی مبتنی بر دین، حق او را به «باطل»، روشنایی او را به «ظلمت» و زندگی اش را به مرگی تدریجی تبدیل می کند.
چگونه به نظام «اسلامی» بقبولانیم که به عبث می کوشد در یک آن هم سیاسی باشد هم دینی و اینکه این جزو محالات است؟
چگونه به آن بقبولانیم که هنگامی سیاستی در کار است که آزادی ای باشد، و در آن تکثر و تعدد آرا و عقاید محلی از اعراب داشته باشند؟
به عبارت دیگر، چگونه به آن بقبولانیم که سیاست ملی راستین جز با آزادی شهروندان امکان پذیر نیست، و اینکه انسانها نمی توانند نسخه دیگری از حاکمان یا سایه ای از آنها باشند؟
چگونه به نظام اسلامی بقبولانیم که تنها برده بردگی را می پذیرد و آزاد کسی است که آزادی را تجربه می کند و آزادگی را می آموزد؟
هنگامی که آیه هایی از قران را، در سوره های بقره و نساء و انعام و یونس و هود و اسراء و کهف و زمر و شوری و قاف و غاشیه می خوانم و می بینم چگونه بر آزادی معتقد و آزادی گفتار تاکید دارند، از خودم می پرسم آنها که جوانان را می فرستند تا با عملیات انتحاری دگراندیشان یا «کفار» را بکشند، چه به این جوانان می گویند؟
وقتی این آیات را می خوانم:
«ولو شاء ربك لآمن مَنْ في الأرض كلهم جميعاً، أفأنت تُكرِه الناس حتى يكونوا مؤمنين» (يونس، 99) – (و اگر پروردگارت (به اراده حتمی) می خواست، تمامی اهل زمین ایمان می آوردند، پس آیا تو مردم را به اکراه وامی داری تا اینکه مومن شوند؟)
«فذكّر، إنما أنت مذكّر، لست عليهم بمسيطر» (الغاشية، 21، 22) – (پس اندرز ده که همانا تو اندرزگویی. و بر آنان مسلط (وحکمفرما) نیستی. )
«وما أنت عليهم بوكيل» (الشورى، 6) - (تو نگهبان آنان نیستی.)
«وما أرسلناك عليهم وكيلاً» (الإسراء، 53) – (و ما تو را نگهبان آنان نفرستاده ایم.)
و در اوضاع قدرتهای اسلامی دقیق می شوم، می بینم که این قدرتها کارهایی می کنند کاملا برخلاف آن نص قرانی که سنگش را به سینه می زنند. چون خودشان را نگهبان مردم کرده اند. باری، در این تامل به ضرورت جدایی کامل دین از سیاست و دولت – از نظر سیاسی و فرهنگی - بیشتر معتقد می شوم، به خصوص که تجربه تاریخی نشان داده که وحدت دین و دولت، در گذشته (و بنا بر این، در حال حاضر و آینده نیز) نه تنها به تعمیق تجربه دینی و استواری آن نینجامیده، بلکه برعکس مایه درجا زدن آن و تهی شدن آن از خلاقیت و شکوفائی شده است.
همچنین، به سبب احترام کاملی که برای تعدد و تنوع قائلم، بیشتر متقاعد می شوم که مومنان و متدینان، اگر واقعا مایل باشند که دین از نظر انسانی و تمدنی حضوری شایسته داشته باشد، درپرتو این تجربه تاریخی و در پرتو پیشرفت انسانی، باید بر سر مساله رابطه میان دین و قدرت بیشتر درنگ کنند، بخصوص که این رابطه، در مورد اسلام، روز به روز مرموزتر و پیچیده تر می شود، و بیش از آنکه در لباس آزادی و مساوات جلوه گر شود، رنگی از اکراه، خونخواهی و طغیان به خود گرفته است.
این رابطه در وضعیت کنونی به وضعی انجامیده است که در آن شهروند - « مخالف» ویژگی «شهروندی» خود را از دست می دهد و این تحرک جامعه را از بین می برد و باعث می شود که نیروهای خلاقه شهروند نابود شوند و خود او گرفتار حالتی از یاس و درماندگی و گمگشتگی شود.
این مساله پیچیده تر و بغرنجتر می شود، زیرا قدرت امروز از مرزهای «رسمی – سنتی» خود – حفظ نظم - فراتر می رود و وارد قلمرو دیگری می شود. در این شکل قسمتی از مردم به شریک عملی «حاکم» تبدیل می شوند و با سلطه در یک ردیف قرار می گیرند. در مقابل بخش دیگری از مردم به صورت «محکومانی» در می آیند برکنار از هرگونه مشارکت با حاکم. به این ترتیب «پلیس» در اشکال مختلفش در پیکره قدرت به شکل اخصش نمی ماند، بلکه گسترش می یابد و «مردمی» می شود. در این حالت می بینیم که در یک خانه شکاف می افتد، گروهی در آن از آزادی طرفداری می کنند و گروه دیگری خواستار سرکوب و اعمال سانسور هستند.
هیچ چیز از نظر فرهنگی و اجتماعی به حال جامعه خطرناکتر از این نیست که امروز عبارت منسوب به لویی چهاردهم «دولت منم – (شاه)» تغییر شکل دهد و به شکل دیگری در آید: «دولت منم – (...)». چون این عبارت در حقیقت دین را تقدیس نمی کند بلکه دولت و قدرت را تقدیس می کند. بدین ترتیب «عینیت» عام دولت جایش را به «ذهنیتی» فردی، خاص و شبه مطلق می دهد.
-3-
خیابان در اصفهان، مثل ایکاروس، پرواز می کند؛ ولی نور آفتاب او را نمی سوزاند. بالهایش همان گامهایش هستند. گامهایش سیاراتی دیگر.
آری، انگار آفتاب اصفهان کش می آید، قوس بر می دارد و قد می کشد. گویی نمی خواهد آن ساحت وجودی در میدان «نقش جهان» را ترک کند.
میان جهان و این میدان در قلب اصفهان، با آن دو بال یگانه اش چه می گذرد : مسجد شیخ لطف الله عاملی – این نمونه شگفت معماری، و مسجد شاه (عباس اول) – نمونه شگفت دیگر – مسجدی که در آن بهاء الدین عاملی (شیخ بهائی) رکن خاصی برای خود برگزید، که به نامش نامیده شد – و ساختنش مدتی بیش از نیم قرن – و به تحقیق 75 سال – طول کشید؟
باید از فردوسی بپرسم. باید از حافظ شیراز، و همسایه دور و نزدیک او، سعدی، و خیام، آن حکیم الهی بپرسم. باید از عطار و سیمرغ او بپرسم.
سخن معری را می فهمم.
ولی این فهم مرا در وضع دشواری گذاشت: در شهرهایی که از آنها دیدن کردم – تهران، اصفهان و شیراز– با اینکه احساس می کردم که در کنار این آفرینشگران و در میان بازماندگان آنها قدم می زنم، این امر باعث نشد از تندی قدمهایم بکاهم.
و حکمت اشاره را فهمیدم.
و بر ابن سینا – آن پل تابناک و حلقه وصل درود فرستادم.
□
اگر بخواهی رنگ را در اصفهان بسنجی، به تمام پیمانه هایی نیاز داری که باد در خود پنهان کرده است. بهتر است که در آستانه خط، نقش و قلم بایستی. سرزنشم نکنید اگر مرکب را ملامت کردم که دورادور در فضای زیبا به صورت کهکشانها، هاله ها، رنگین کمانها، ماه و خورشید مانده است.
نه، زیر سقف واقعیت سیر نمی کنم. زیر سقف خیال – تصویر و توهم و احتمال هستم. کجاوه ای رشته شده از نخهایی که از کلاف آسمان پائین می آیند مرا به این سو و آن سو می برد.
آن شب، ماه اصفهان، چهره های زیادی داشت.
و نورش تنها از زمین نمی آمد.
آن را زیر مژه هایم به شیراز خواهم برد.
□
در شیراز، وقتی کلمه «تن» را به زبان می آوری، خیال می کنی که این کلمه خیلی زود تغییر حالت می دهد و شکل زمین می شود.
آیا به این خاطر بود که در شب شعری که در تالار حافظ تشکیل شد، از من پرسیدند که در کشورهای عربی رابطه شعر و موسیقی چگونه است؟
آیا به این خاطر بود که وقتی گفتم من از صدای دو خواننده زن عرب خوشم می آید : ام کلثوم و فیروز، صدای کف زدن تالار را پر کرد؟ وقتی معنی این کف زدن را پرسیدم، به من گفتند آخر زن در ایران حق خواندن ندارد ! - زنی که تاریخ موسیقی در جامعه اسلامی- عربی مصدر به اسم او بوده.
این گونه، از طریق سعدی و حافظ ، با آسمان سخن می گویم و و بهشت (جنه) و جهنم (جحیم) را اشتباها یکی می گیرم، چون هردو با جیم شروع می شوند.
ماه شیراز را با رنگ سرخ نقاشی می کنم و می نویسم :
زبان فارسی
گلی دارد، نامش گاهی حافظ
و گاهی عشق.
و آواز خوانان از شیراز خواهم رفت.
خیام پرنده ای است نامش نور،
خیام اکسیر دیگری است برای زندگی.
توضیح:
- ترجمه آیات قران به قلم بهاءالدین خرمشاهی است (قرآن کریم، نشر نیلوفر، تهران، 1375).
- ایکاروس Icarus در اساطیر یونان، فرزند ددالوس Daedalus است. با پدرش در جزیره کرت زندانی بود. پس بالهایی ساخت و با موم به خود چسباند و با پدرش از کرت فرار کرد. پدرش به او توصیه کرده بود که نه آن قدر نزدیک دریا پرواز کند که آب بالهایش را خیس کند و نه آن قدر اوج بگیرد که آفتاب بالهایش را ذوب کند. ولی او به نصیحت پدر عمل نکرد و اوج گرفت. آفتاب هم بالهایش را ذوب کرد و او در آب افتاد و غرق شد. صفت Icarian که «بلندپرواز» معنی می دهد، از اسم او گرفته شده است.
رژیمی که بند بند وجود آن در فساد فرو رفته
روز:
تکرار ماجرای فاضل خداداد یا قتل های زنجیره ای؟
بازداشت متهم و قاضی در یک پرونده سیاسی
حمید احدی
با بازداشت یک بازرگان و یک کارشناس ویژه قضائی، توجه محافل سیاسی به یک درگیری تازه امنیتی و جنگ قدرت مهم در سیستم امنیتی و قضائی کشور جلب شده است. محافل مزبور در این ارتباط، به ویژه نگران نقش تیم جدید امنیتی هستند که به وزارت اطلاعات بازگشته اند.
دو هفته پیش با دستگیری "حسین داروغه" بازرگان موفق ایرانی که در عین حال نمایندگی چند شرکت برزگ نفتی را در دست دارد، به نظر رسید که ماجرای پرونده سازی هائی که تحت عنوان "مافیای نفتی" از سوی احمدی نژاد رییس جمهور دنبال می شد، به نقطه عمل رسیده و برای برخورد با برخی مدیران نفتی که عملا دولت جدید نتوانسته آن ها را حذف کند، پرونده های جدیدی در حال تشکیل است.
روزگذشته دخالت سایت بازتاب در ماجرا آشکار کرد که جنگ درونی قدرت در پشت سیستم های قضائی و امنیتی بالاگرفته است. این سایت خبر داد که "جمال بهادری" که مشغول رسیدگی به پرونده حسین داروغه بوده هم دستگیر شده است. آن چه بر اهمیت خبر بازتاب می افزاید حاشیه ای است که بر خبر دستگیری جمال بهادری نوشته شده و در آن از حسین داروغه، به عنوان "جاسوس دوجانبه" نام برده است.
یکی از مطلعان امور سیاسی به "روز" گفت گرچه بازتاب احتمال داده که با این پرونده ماجرائی همچون قتل های زنجیره ای در پیش باشد، اما محتمل تر این است که ماجرائی مانند اعدام فاضل خداداد اتفاق بیفتد که در آن زمان هم گروهی که با محسن رفیق دوست رقابت داشت این بازرگان را - که با حمایت و تضمین وی وارد کشور شده بود - به دام انداخت و نامبرده سرانجام در دادگاهی که ریاست آن با محسنی اژه ای وزیر فعلی اطلاعات بود به اعدام محکوم شد.
این مطلع سیاسی معتقد است آن چه که ماجرای پرونده حسین داروغه را به پرونده فاضل خداداد شبیه می کند به جز شکل بازجوئی ها و آغاز پرونده سازی، تلاشی تبلیغاتی است که برای اقناع افکارعمومی به جدی بودن مبارزه با فساد [و دانه درشت ها] در ماه های اخیر پدید آمده است.
در حالی که بازتاب خبر داده که جمال بهادری در جریان بررسی پرونده داروعه به "اطلاعات تکان دهنده ای" دست یافته و در مورد "ارتباط با وی مسوولان" هم به حقایقی رسیده است، اما برخی تحلیل گران احتمال می دهند که جمال بهادری به خاطر اعلام بی مبنا بودن اتهامات وارده بر داروغه دستگیر شده باشد.
در همین راستا، ابتدا عده ای به خانه بهادری در قم دستبردی زده اند و با برداشتن مقداری از مدارک و لوازم شخصی او، در تهران به دفتر کار وی [که سایت بازتاب آن را در خیابان ولیعصر نشانی داده ] مراجعه و وی را دستگیر کرده اند. انتشار شایعه دستگیری جمال بهادری در محافل سیاسی با اهمیت و نشانه جسور شدن گروه های تجسسی وابسته به مراکز قدرت تلقی شده است.
بهادری کسی است که به نوشتبه بازتاب كارشناس ویژه رئیس قوه قضائیه در دوران مسئولیت آیتالله یزدی و آیتالله شاهرودی بوده و رسیدگی به تعدادی از پروندههای ملی طی بیست سال اخیر را بر عهده داشته است. سایت مزبور می افزاید این قاضی به تازگی از عدم رسیدگی به آلودگیهای سنگین در سطوح بالای برخی دستگاههای امنیتی و قضائی به شدت ناراضی بوده و در پی انتقال اطلاعات این پرونده به رهبری بوده است.
بازتاب در خبر خود علاوه بر آن که از زبان خانواده جمال بهادری از دستگیری وی توسط نیروهای امنیتی و نحوه آن ابراز تعجب کرده و حتی احتمال داده افتضاحاتی مانند ماجرای قتل های زنجیره ای در پشت درگیری های امنیتی در پیش باشد، اما در عین حال، ، اتهام گروه مقابل به حسین داروغه را تائید کرده و تازه به گفته کارشناسان با افزودن "جاسوس دو جانبه ایران و انگلیس" بر هیجان و شدت آن افزوده است.
از سوی دیگر می توان پنداشت که با توجه به سرد شدن روابط ایران و بریتانیا و با توجه به اتهاماتی که هر دو کشور علیه هم وارد می کنند، و همچنین، با توجه به این که دفتر داروغه در لندن فعال بوده و او خود نمایندگی چند شرکت نفتی بین المللی مستقر در لندن را به عهده دارد، دستگیری وی با مسائل سیاسی خارجی هم مرتبط باشد.
رييس جمهور از 4 پنالتي، 3 پنالتي را تبديل به گل كرد
ادوار نیوز:
رييس جمهور كشورمان كه براي بازديد از اردوي تيم ملي فوتبال بر سرتمرينات تيم ملي در ورزشگاه آزادي حاضر شده بود، در جمع اعضاي تيم ملي به سخنراني پرداخت.
دكتر احمدي نژاد اظهار كرد: سطح جام جهاني خيلي بالاست، آن جا انعكاس دهندهي اخلاق و رفتار و نوع زندگي و رفتار مردم است، شما ميتوانيد خيلي از قلهها را در جام جهاني فتح كنيد.
رييس جمهور كشورمان ادامه داد: حريف از كمترين فرصتها استفاده ميكند، از ثانيهها خوب استفاده كنيد و از آن مهم تر با هم صميمي باشيد، بعد ببينيد چه اتفاقي ميافتد. علاوه بر اين كه شماها ورزشتان خوب است، اميدوارم با توكل به خدا موفق شويد. مطمئنم در اين ميداني كه ميرويد يك نمادي از جوانهاي ايراني هستيد، جوانهاي ايراني نجيبند، جوانهاي ايران با اخلاقند. با گذشتند، مستحكم هستند و در راه تحقق هدف ميجنگند.
دكتر احمدي نژاد تصريح كرد: شما و نسل قبل از شما اين طور بوده اند، من شماها را كه ميبينم جوانان سال 57 هستيد، انگار بچههاي جبهه را ميبينم، پيگير، دنبالهرو و نجيب. من همين جا از تمام ملت ايران و ايرانيان خارج از كشور ميخواهم كه براي تشويق تيم ملي بيايند. شما داخل زمين ميرويد، ميدويد و ميجنگيد. من از همهي ايرانيان عزيز در خارج از كشور كه دسترسي دارند ميخواهم كه بروند و بليت اين مسابقات را تهيه كنند و شما را تشويق كنند و نام ايران را فرياد بزنند.
وي ادامه داد: نام ايران بايد در تمام دنيا بدرخشد، اين چيزي است كه دنبال ميكنيم، بعدش هم به لطف الهي شما پيروز خواهيد بود.
دكتر احمدي نژاد گفت: وقتي كه شما ميرويد همهي دولت و ملت و مسوولين تلاش شما را ارج خواهند نهاد، بايد ايرانيها بيايند كمك كنند و تشويق كنند تا بازيكنان تيم ملي احساس غربت نكنند. چون دشمنان ايران در هر جا كه نام ايران بدرخشد با آن مخالفت ميكنند، در هر جايي چه انرژي هستهاي باشد چه علم باشد و چه فوتبال و چه واليبال.
وي ادامه داد: جوانان كشورهايي مثل ما قلهها را فتح ميكنند، وقتي شما قلهها را فتح ميكنيد در دوسوم دنيا اميد ايجاد ميشود كه اگر ايراني اين كار را انجام دهد ما هم ميتوانيم چنين كاري را بكنيم. اگر ايران دانشي را به دست آورد، ما هم ميتوانيم. چون ايران الان يك الگو است.
دكتر احمدي نژاد در مورد حريفان مرحلهي اول ايران در جام جهاني گفت: درست است كه تمام رفتار، تاكتيك و قدرتهاي فني شان را بايد بررسي كنيم، اما نبايد از آنها بترسيم. با اطمينان، اعتماد به نفس و آرامش ميتوانيد موفق شويد. هر كسي اعتماد به نفس داشته باشد و از لحظات استفاده كند ميتواند پيروز شود، مطمئن باشيد كه ملت ايران حتما شما را حمايت و دعا ميكند.
وي افزود: همهي عالم دست خداست و ياري خدا با دلهاي پاك است و شما دلهاي پاكي داريد. در هر بازي كه ميدويد براي برافراشته كردن نام ايران تلاش ميكنيد و بدون اين كه متوجه بشويد، خداوند به شما كمك خواهد كرد.
دكتر احمدي نژاد افزود: تيم ملي يعني تيم 70 ميليون ايراني. مردم دعا ميكنند و ما هم دعا ميكنيم، همچنين تشكري ويژهاي دارم از فدراسيون و دكتر دادكان كه بازيكنان جوان را به تيم ملي اضافه كرده است. البته بزرگترهايي امثال دايي هم بايد باشند. اميدوارم كه تيم ملي در جام جهاني موفق شود و انشاء الله بازيكنان به مرحله ي دوم جام جهاني راه پيدا كنند و اميد به پيروزي در جام جهاني داريم و نبايد فكر كرد كه حريفان ما انسانهاي ويژهاي هستند.
رييس جمهور افزود: از فرصتها و تمرينات نهايت استفاده را بكنيد، خود را مانند اعضاي يك بدن بدانيد و مانند يك بدن متحد به جلو برويد و حتي فكر هم را بخوانيد. ما آرزو داريم كه اين بار و اگر نشد بار ديگر جزو سه، چهار تيم اول دنيا باشيم.
وي ادامه داد: چنين تفكري اصلا دور نيست و اگر كسي غير از اين فكر كند، مرتكب اشتباه شده است. تيم ملي ايران نسبت به حريفان هيچ كمبودي ندارد و با تمرينات و به ويژه با هماهنگي بيشتر ميتوانيم اين موفقيت را كسب كنيم. ان شاء الله دست امير المومنين(ع) پشت سر شما باشد و با سلامتي و شادي از جام جهاني باز گرديد.
رييس جمهور همچنين در مورد حمايت از تيم ملي ايران براي انجام بازيهاي تداركاتي به خبرنگاران گفت: فدراسيون فوتبال بايد در اين زمينه تلاش كند، ما نيز هر حمايتي كه لازم باشد انجام خواهيم داد.
وي در پايان از فدراسيون فوتبال، بازيكنان و اعضاي كادر فني و رسانهها كه اخبار مربوط به تيم ملي را دنبال ميكنند و مردم را براي حمايت از تيم ملي بسيج ميكنند، قدرداني كرد.
در اين ديدار علي آبادي معاون رييس جمهور و رييس سازمان تربيت بدني، مهدي قدمي رييس مركز توسعهي ورزش قهرماني و دكتر دادكان، رييس فدراسيون فوتبال، رييس جمهور را همراهي كردند.
گفتني است دكتر احمدي نژاد پيش از سخنانش، دقايقي را با مليپوشان تمرين كرد و به زدن ضربات پنالتي
پرداخت. رييس جمهور 4 ضربهي پنالتي به ابراهيم ميرزاپور دروازهبان تيم ملي زد كه 3 تاي آن تبديل به گل شد و يكي از آنها را ميرزاپور دفع كرد. وي همچنين يك پنالتي به فخرالدين بگوويچ مربي دروازهبانان تيم ملي ايران زد كه آن نيز تبديل به گل شد.
ابهام در سرنوشت یک پرونده حساس امنیتی
با بازداشت کارشناس قضائی یکی از پیچیدهترین پروندههای امنیتی کشور، احتمال انحراف در این پرونده افزایش یافته است.
خانواده جمال بهادری، کارشناس ویژه قضائی پرونده حسین داروغه ـ جاسوس دوجانبه ایرانی ـ انگلیسی ـ در گفتوگو با خبرنگار «بازتاب»، از بازداشت وی توسط نیروهای امنیتی خبر دادند.
خانواده بهادری اظهار کردند، یکشنبه گذشته، نیروهای امنیتی با حمله به دفتر وی، واقع در خیابان ولیعصر تهران، او را بازداشت کردند.
بنا به گفته خانواده بهادری، نیروهای امنیتی، همچنین روز شنبه خانه وی در قم را تصرف و کنکاش کردند. آنان اظهار داشتند که تاکنون، هیچگونه عنوان اتهامی از بهادری به آنان اعلام نشده است، اما وی که کارشناس ویژه رئیس قوه قضائیه در دوران مسئولیت آیتالله یزدی و آیتالله شاهرودی بوده و رسیدگی به تعدادی از پروندههای ملی طی بیست سال اخیر را بر عهده داشته است، به تازگی از عدم رسیدگی به آلودگیهای سنگین در سطوح بالای برخی دستگاههای امنیتی و قضائی به شدت ناراضی بوده و در پی انتقال اطلاعات این پرونده به رهبری بوده است.
بنا بر اظهارات خانواده بهادری، وی در پرونده داروغه، جاسوس دوجانبه، نیز به اطلاعات تکاندهندهای در مورد ارتباطات وی با برخی مسئولان دست یافته بود.
گفته میشود، ممکن است بازداشت جمال بهادری به رسوایی بزرگ دیگری علیه دستگاههای امنیتی جمهوری اسلامی نظیر قتلهای زنجیرهای منجر شود.
در همین زمینه: علیرضا نوری زاده
February 27, 2006
تجمع اعتراضی کارگران شرکت واحد و احضار اعضای هیئت مدیره سندیکا به دادگاه
پیک ایران:
کانون زندانیان سیاسی ایران(در تبعید) : بر اساس گزارشی از تهران، امروز دوشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٤،صد تن از کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه که به تازگی از زندان آزاد شدهاند، طی گردهمائی در مقابل دفتر مرکزی این شرکت، خواهان روشن شدن وضع خود شدند. این کارگران که به نمایندگی از صدها تن از کارگران شرکت واحد در این گردهمائی شرکت کرده بودند، خواهان روشن شدن وضع خود و برگشت به کار شدند. طاهری رئیس حراست شرکت واحد با حضور در جمع کارگران، اعلام می کند هئیت مدیره شرکت در حال بررسی پروندهها است و تا دو هفته دیگر وضع آنها را مشخص خواهد کرد.
در ادامه این گزارش آمده است که بیدادگاه انقلاب رژیم در خیابان معلم، چهار تن از اعضای هئیت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه را امروز به دادگاه احضار کرده است. از وضع این چهار نفر، آقایان سعید ترابیان، سید داود رضوی، رضا شهابی و علامرضا میرزائی تا لحظه انتشار این اطلاعیه، ساعت ٤ بعد از ظهر به وقت محلی تهران، هنوز اطلاعی در دست نیست.
ملکه و سلطان پاپ سوئد: لاله پور کریم و درین زنیار
رادیو فردا: لاله پورکریم، خواننده 23 ساله ایرانیتبار و درین زنیار، خواننده 18 ساله کردتبار موسیقی پاپ، هفته گذشته در مراسم جوائز گرامیس Grammis سوئد، که مهمترین جایزه موسیقی در سوئد است به عنوان ملکه و سلطان موسیقی پاپ سوئد انتخاب شدند. روزنامه آمریکائی هرالد تریبون، چاپ پاریس، در مقالهای محبوبیت این دو را که یکی از پدرو مادر مهاجر کرد در سوئد متولد شده و دیگری در هشت سالگی از ایران به سوئد نقل مکان کرده، نمونه نفوذ اقلیتهای مو سیاه در جامعه موطلائی سوئد میخواند. تارا عاطفی برگردان فارسی مقاله هرالدتریبون را همراه با نمونههائی از موسیقی لاله پورکریم در این گزارش به شنوندگان نگاه تازه عرضه میکند. تارا عاطفي (rm) صدا | (wma) صدا [ 6:55 mins ]
برنده این مسابقه درین فیلم
این هم یک خبر دیگر مربوط به همین جشنواره موسیقی
به زبان سوئدی
لایحه قانونی به رسمیت شناختن نوروز در ایالت انتاریو کانادا به تصویب پارلمان رسید
رادیو فردا: پارلمان انتاریو روز بیست و یکم مارس را همزمان با نخستین روز بهار و سال نو ایران نوروز نامید و نمایندگان پارلمان انتاریو بزرگترین و پرجمعیت ترین استان کانادا که بیش از 100 هزار ایرانی را در خود جای داده است به رسمیت شناختن نوروز را قدرشناسی از حضور و خدمات شایسته ایرانی های کانادایی در این کشور نامیدند. لایحه قانونی نوروز که روز پنجشنبه در پارلمان مورد بررسی قرار گرفت با اکثریت آرا تصویب شد. نمایندگانی که این لایحه را در صحن پارلمان مطرح کردند با معرفی تاریخچه نوروز و حضور بیش از صدها هزار ایرانی کانادایی در انتاریو تصویب این قانون را یکی از قدمهای مهم در قدردانی از جامعه بزرگ ایرانی کانادایی خواندند. ماریو راکو که این لایحه را به پارلمان ارائه داد در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: هدف من این بود که این روز در ایالت انتاریو به رسمیت شناخته شود. وی می گوید جامعه ایرانی که بیش از 53 درصد جمعیت آن در انتاریو زندگی می کنند ثابت کردند که از جنبه های اجتماعی و اقتصادی شهروندان مسولی هستند و از سطح تحصیلی بالایی برخوردارند و به شکوفایی اقتصادی این استان خدمت کرده اند.
وثیقه عبدالفتاح سلطانی از 800 میلیون به 100 میلیون تومان کاهش یافت
پیک ایران:
یکی از وکلای عبدالفتاح سلطانی از کاهش وثیقه 800 میلیون تومانی این وکیل دادگستری به 100 میلیون تومان خبر داد.
فریده غیرت در گفتوگو با خبرنگار "ایلنا"، با اعلام این خبر، گفت: تقلیل میزان وثیقه به آقای سلطانی نیز ابلاغ شده است اما وی تمایلی برای پرداخت این وثیقه از سوی دوستان وکیل خود ندارد.
وی با بیان اینکه بازپرس پر