بازاری
وبلاگ نیک آهنگ:
نيکان: نه، طرف يک قهرمان مليه!
نيکآهنگ: از کجا ميدونی؟
نيکان: بابا مگه نخوندي، در مسافرتش به تهران گرفتنش، بازجويیاش کردن و مجبور شد کتبا معذرتخواهی کنه!
نيکآهنگ: بابا دست بردار...
نيکان: نه به خدا! توی ياهو نيوز خوندم!
نيکآهنگ: عزيزجان! طرف تمام زورش رو زد که بره ايران بگيرنش بتونه باهاش کاسبی کنه. اصلا برنامهاش همين بود. بيافته توی هلفدونی که خارجيا براش سرو صدا کنن. اون طرفی هم باهوشتر از اين بودن که تحويلش بگيرن، باورت نميشه، ازش بپرس دقيقا برات بگه ماجرا چی بوده؟
نيکان: شماها همهتون نامردين!
نيکآهنگ: تو که مردی لطفا برو ازش بپرس نحوه بازجويی چه جوری بوده؟ برگه بازجويي، برگه احضاريه، برگه خروج و ... از چشم بند استفاده شده يا نشده، بازجويی بوده يا گفتگو؟ اگر بخوای ميتونی از اونايی که بازجويی شدن توی اين سالها بپرسي، از اونايی که وسط خيابون سوار ماشينشون میکردن، از اونايی که میبردنشون توی خونه امن، از اونايی که توی بند ۵۹ بودن، از اونايی که رفتن ۲۰۹، از اونايی که ...
نيکان: بسه! شماها چشم ديدن شجاعت اين آدم رو ندارين!
نيکآهنگ: زپرشک! میگم بهتره در مورد بازجويی يک کمی با اميد و روزبه و حنيف و بقيه هم صحبت کني...اميد....نظر تو چيه؟
اميد: ...شعره به خدا! بابا من هنوز این همه وقت گذشته تنم میلرزه نیکی!
نیکآهنگ: بابا من دو سال و نیمه دارم میرم پیش روانکاو، زندگیم به هم ریخته هنوز کابوس میبینم...
نیکان: اینا شد دلیل؟
نیکآهنگ: داداش، هنوز تهدیدت نکردن، هنوز توی سرت نزدن، هنوز سر پا نگهت نداشتن،هنوز ...
امید: بابا! این داره دکون درست میکنه...همهاش خالیبندیه...این ...
توضيح: از آوردن بقيه مطالب اميد معذوريم!
March 30, 2006
پاسخ آيت الله العظمي منتظري به پرسشي پيرامون تغيير دين : در شرايط خاصي حكم اعدام جاري است!
پیک ایران:
با سلام خدمت شما
يك سؤالي داشتم در مورد تغيير دين .
مگر ما حضرت مسيح ، موسي و... را دين خدا نمي دانيم ؟ اگر ميدانيم پس چرا اگر يك مسلمان بخواهد تغيير دين بدهد بايد محاكمه شايد هم اعدام بشود؟ اگر ما به خداي خود اعتقاد داريم پس بايد بسپاريم دست پروردگار خود كه خود بهتر ميداند. و كسي نمي تواند شخص ديگري را براي نظرش محاكمه كند. حال سؤال اين است كه نظر شما در مورد اين موضوع چيست ؟
با تشكر فراوان از شما
باسمه تعالي
پس از سلام ، هر يك از اديان يهوديت و مسيحيت و زردشتي در زماني دين حق بوده است ولي دين مقدس اسلام ناسخ اديان سابقه ميباشد، و عدول از آن صحيح نيست . مثل اديان الهي مثل كلاسهاي دانشگاهي است ، و دين اسلام همچون كلاس و ترم آخر است كه شخص يك نحو استقلال علمي پيدا كرده است و ديگر نياز به استاد ندارد و با عقل كامل شده خود ميتواند مشكلات را حل نمايد. براي ثبوت حقانيت دين اسلام ميتوانيد به كتاب "از آغاز تا انجام " نوشته اين جانب مراجعه فرماييد.
البته تبديل دين به نحو اطلاق حكم اعدام ندارد، بلكه در شرايط خاصي حكم اعدام جاري است ; و تفصيل در نامه نمي گنجد.
1385/1/9
حسينعلي منتظري
رایس: ایران یک رژیم دردسر آفرین
خلاصه شده خبر CNN:
رایس امروز پنجشنبه 10 فروردین پس از ورود به برلین که قرار است پذیرای وزرای امور خارجه پنج کشور عضو اصلی شورای امنیت و آلمان برای ادامه صحبت ها در باره ایران باشد وی پس از اینکه ایران را یک کشور مشکل ساز خواند گفت که در این جلسه که قرار است درباره قدمهای بعدی برای مقابله با بحران اتمی ایران برنامه ریزی شود.
او مذاکرات برلین را قدمی در راه باز کردن بحث های جدید در باره بحران ایران نامید و گفت: گفتگو در باره تحریم هدفمند دور از دید نیست. او در ادامه گفت همه چیز بستگی به قدم های بعدی ایران دارد.
در ادامه رایس پیشبینی کرد که در زمانی که شورای امنیت به وضع اتمی ایران رسیدگی می کند وزرای خارجه پنج کشور نامبرده همراه با آلمان در باره حمایت ایران از گروه های تروریست فلسطینی، مداخلههای ایران در لبنان و سوریه و همچنین سخنان احمدی نژاد در باره اسرائیل بحث خواهند کرد.
رایس وزیر امور خارجه آمریکا سیاست اتمی ایران را تاکتیک کالباسی خواند، به این معنی که رژیم مدام در حال تغییر استراتژی و تاکتیک خود است و قدم به قدم بلند پروازی های خود را نمایان می کند
خانم رایس در ادامه افزود که ایران مدام در حال تغییر توضیحات است یک بار می گویند که برنامه اتمی ایران تنها برای تحقیقات است بعد می گویند که تنها میخواهند دستگاه های گریز از مرکز (سنترفیوژ) تولید کنند و با اینکه سازمان انرژی اتمی در ایران فعالیت می کند ولی به نظر نمیرسد که ایران به هیچ عنوان از فعالیت های خود کاسته باشد.
در خاتمه رایس گفت اگر ایران تهدید ادامه غنی سازی خود را عملی کند در آن صورت ما شاهد اهداف واقعی ایران خواهیم بود
خاطرات اسرائيل از زبان ميزبان بلاگر بازاري
وبلاگ:نیک آهنگ
لیزا:الو، نيکآهنگ؟
نيکآهنگ: بله بفرماييد...
لیزا: شماها خجالت نمیکشین؟
نیکآهنگ: ببخشید؟
لیزا: شماها خجالت نمیکشین خردبير رو می فرستین اسرائیل بهش پول تو جیبی نمیدین؟
نیکآهنگ: بله؟
لیزا: بله دیگه، طرف قرار بود ۶ روز بیاد اینجا، همه خرجشو من دادم چون گفت پول نداره...
نیکآهنگ: پدرش شرمنده، من چیکاره بیدم؟
لیزا: این آدم سایکو-پت اومد اینجا هر جا رفت به همه دروغ گفت...من دارم در بارهاش تحقیق میکنم...
نیکآهنگ: خانم محترم من شرمندهام، کسی که از خونواده بازاریه از این بهتر در نمیاد...موتلفه و این چیزا را اسمشو شنیدی؟
لیزا: آقا بذار بگم...این منو توی لندن دید، تا فهمید اسرائیلیام زود زد روی کانال دوستی و گفت میخوام بیام اسرائیل!
نیکآهنگ:خب!
لیزا:بعدش که رفتم هی پشت سر هم ایمیل زد و آروم آروم شروع کرد مخ ما رو به کار گرفتن...
نیکآهنگ:روشش اینه خب...
لیزا: خدا ذلیلش کنه...تا اینکه من مسوولیتش رو قبول کردم تا بذارن این بچه مسلمون...اوهوکی! فقط یک چیزش مسلمونی بود...هه هه هه...بیاد اینجا...
نیکآهنگ: آبجی، امور قبیحه رو برای سیبیل طلا تعریف کن، به من نگو!
لیزا: خلاصه، من بهش گفته بودم که خونهام کوچیکه، این گفت پول نداره، مخ منو هم به کار گرفت...
نیکآهنگ: چه جالب! من توی وبلاگم نوشته بودم که این داره توی تختخواب گفتگوی تمدنها میکنهها...
ادامه دارد، بدجوری هم ادامه دارد
مهلت 30 روزه شورای امنیت برای پاسخویی ایران: شورای امنيت از ايران خواست غنی سازی را معلق کند
محمد جواد ظريف، نماينده ايران در سازمان ملل، در نخستين واکنش به اين بيانيه گفت که دولت جمهوری اسلامی قبلا در عالی ترين سطح روشن ساخته است که خواهان سلاح هسته ای نيست.
وی گفت واکنش رسمی ايران بعدا در تهران صادر خواهد شد ولی افزود که ايران نسبت به هرگونه "تهديد، ارعاب و تعيين ضرالاجل آلرژی دارد".
اعضای دائم شورای امنيت بالاخره پس از سه هفته مذاکرات فشرده بر سر بيانيه مربوط به ايران به توافق رسيدند
شورای امنيت سازمان ملل متحد در تلاشی برای مهار بلندپروازی های اتمی ايران، بيانيه ای را تصويب کرده است که اين کشور را ترغيب می کند غنی سازی اورانيوم را معلق سازد. متن بيانيه بلافاصله پس از توافق پنج عضو دائمی شورای امنيت بر سر آن، از سوی 15 عضو شورا به تصويب رسيد.
شورای امنيت در اين بيانيه همچنين از آژانس بين المللی انرژی اتمی خواسته است ظرف 30 روز گزارش دهد آيا ايران با درخواست های شورا همکاری کرده است يا خير.
اما بيانيه تشريح نمی کند در صورت عدم همکاری ايران چه اقدامی صورت خواهد داد.
با اين حال به گفته سوزانا پرايس، خبرنگار بی بی سی در مقر سازمان ملل، انتظار می رود اين موضوع در نشست روز پنجشنبه وزرای خارجه روسيه، چين، آمريکا، بريتانيا، فرانسه و نيز آلمان در برلين مورد بحث قرار گيرد.
محمد جواد ظريف، نماينده ايران در سازمان ملل، در نخستين واکنش به اين بيانيه گفت که دولت جمهوری اسلامی قبلا در عالی ترين سطح روشن ساخته است که خواهان سلاح هسته ای نيست.
وی گفت واکنش رسمی ايران بعدا در تهران صادر خواهد شد ولی افزود که ايران نسبت به هرگونه "تهديد، ارعاب و تعيين ضرالاجل آلرژی دارد".
آمريکا، بريتانيا، روسيه، فرانسه و چين بعد از ظهر چهارشنبه بالاخره پس از تقريبا سه هفته مذاکرات فشرده و کشمکش بر سر جزئيات بيانيه - که واکنش اين شورا را به پرونده اتمی ايران تشريح می کند - بر سر آن توافق کردند.
اين توافق پس از آن ممکن شد که فرانسه و بريتانيا نسخه سومی از پيش نويس بيانيه را که با برخی خواسته های چين و روسيه کنار می آيد، تهيه کردند.
اِمير جونز-پری، سفير بريتانيا در شورای امنيت، گفت که هرچند برخی نکات در اين بيانيه از قلم انداخته شد، اما شورا پيامی واحد فرستاده است داير بر اينکه نمی خواهد شاهد توسعه تسليحات اتمی توسط ايران باشد. نمايندگان ساير اعضای دائمی نيز موضع مشابهی را منعکس کردند.
نماينده بريتانيا همچنين از مردم ايران خواست اين بيانيه را به دقت مطالعه کنند تا ببينند دولتشان آنها را به کدام سو سوق می دهد.
جان بولتون، نماينده آمريکا، در پاسخ به اين سوال که واکنش احتمالی ايران به بيانيه شورای امنيت را چگونه پيش بينی می کند گفت نمی تواند واکنش دولتی را که رئيس آن هولوکاست (کشتار يهوديان به دست نازی ها) را انکار می کند حدس بزند.
متن اصلاح شده
مسکو و پکن که هر دو از شرکای عمده تجاری تهران هستند نگران بودند که دخالت شورای امنيت به تحريم هايی عليه ايران منجر شود و تقاضا داشتند تا آژانس بين المللی انرژی اتمی در رسيدگی به پرونده اتمی ايران نقش اصلی را به عهده گيرد.
ايران نسبت به هرگونه تهديد، ارعاب و تعيين ضرالاجل آلرژی دارد
نماينده ايران در سازمان ملل
اين بيانيه بار ديگر اين درخواست را تکرار می کند که ايران فعاليت های غنی سازی و بازپردازی اورانيوم را متوقف کند، اما برخی تقاضاهای مشخص را از قلم می اندازد و به جای آن خواستار رجوع به قطعنامه آژانس بين المللی انرژی اتمی در مورد مساله می شود.
رهبران جمهوری اسلامی در روزهای اخير بار ديگر تکرار کرده اند که در مقابل اينگونه تقاضاها کوتاه نمی آيند چرا که غنی سازی اورانيوم را براساس معاهده های بين المللی حق مسلم خود می دانند.
اين بيانيه بار ديگر از محمد برادعی، مدير کل آژانس نظارت اتمی سازمان ملل، می خواهد همکاری ايران را به شورا گزارش دهد، اما اين مهلت را از 14 روز به 30 روز افزايش می دهد.
و هر چند اين بيانيه ديگر حاوی اين نکته نيست که تکثير سلاح های اتمی تهديدی برای صلح و امنيت به حساب می آيد، اما مسئوليت شورای امنيت برای حفظ صلح در جهان را يادآور می شود.
مسير پرونده ايران
پرونده اتمی ايران بالاخره پس از سه سال بررسی های آژانس بين المللی انرژی اتمی، که با ديپلماسی گسترده و گاه خصومت آميز بين المللی همراه بود، اخيرا به شورای امنيت سازمان ملل متحد گزارش شد.
پرونده اتمی ايران اصلا در سال 2002 زمانی در آژانس گشوده شد که يک گروه مخالف جمهوری اسلامی در خارج، وابسته به سازمان مجاهدين خلق، وجود تاسيسات مخفی اتمی در ايران را فاش ساخت.
ايران، چنانکه بعدا اذعان کرد، عليرغم تعهدات خود براساس پيمان منع گسترش (ان پی تی) از گزارش کردن آن فعاليت ها به آژانس اتمی سازمان ملل خودداری کرده بود.
آقای برادعی روز 28 فوريه 2006 در آخرين گزارش خود به شورای حکام آژانس بين المللی انرژی اتمی در وين، پايتخت اتريش، گفت که عليرغم سه سال بررسی های فشرده هنوز ابهاماتی درباره ابعاد و ماهيت برنامه اتمی ايران باقی مانده است.
در طول آن سه سال، به موازات بازرسی های بين المللی، چند رشته ابتکار عمل ديپلماتيک، ابتدا از سوی آلمان، بريتانيا و فرانسه و سپس از سوی روسيه با هدف قانع کردن تهران به دست برداشتن از حساس ترين جنبه های فعاليت های هسته ای اش دنبال شد که جملگی بی نتيجه ماند.
در همين حال ايران از تابستان سال 2005 ، تقريبا همزمان با روی کار آمدن محمود احمدی نژاد به عنوان رئيس جمهور، به تدريج رويکرد سازش ناپذيرتری را در پيش گرفت و ابتدا فرآوری اورانيوم خام در تاسيسات "يو سی اف" اصفهان را آغاز کرد و اخيرا غنی سازی در ابعاد کوچک در سطح پژوهشی را شروع کرده است.
اين اقدامات ايران برخلاف درخواست های مکرر آژانس بين المللی انرژی اتمی برای تعليق فعاليت های غنی سازی تا زمان احيای اعتماد بين المللی به برنامه اتمی آن کشور صورت گرفت.
به گفته خبرنگاران بی بی سی پنج عضو دائمی شورای امنيت به علاوه آلمان روز پنجشنبه طی جلسه ای در برلين گام بعدی خود را بررسی خواهند کرد.
تاثیر بالا نگه داشتن مصنوعی ارزش برابری ریال بر کاهش صادرات و افزایش واردات
رادیو فردا:
حکومت ایران با نرخ تورم دو رقمی، افزایش بسیار بالای نقدینگی و نرخ رشد پنج تا شش در صدی، تنها با تکیه بر دلارهای نفتی، ارزش برابری پول ملی کشور را به گونهای مصنوعی بالا نگه میدارد. ارزش رسمی برابری دلار مطابق مصوبه بودجه سال 1385 معادل 2.5 درصد از بازار آزاد پائینتر است. نخستین قربانی این سیاست صادرات غیرنفتی کشور است. حکومت ایران با بالا نگه داشتن مصنوعی ارزش برابری ریال، عملا به واردکنندگان رایانه میپردازد و صادرکنندگان را مجازات میکند. همین سیاست در سال 1385 ادامه خواهد یافت، مگر آنکه بازار نفت دگرگون شود و بانک مرکزی جمهوری اسلامی دیگر نتواند به پشتیبانی ریال ادامه دهد.
فریدون خاوند (رادیوفردا، پاریس): نرخ یک دلار آمریکا در بازار ارز تهران در حال حاضر حدود 919 تومان نوسان میکند. بهای دلار در قانون بودجه 1385 خورشیدی 895 تومان در نظر گرفته شده. این به آن معنا است که سیاست اقتصادی رسمی دولت آقای محمود احمدی نژاد مبتنی بر ارزان نگهداشتن ارز است.
البته این سیاست تازگی ندارد و دولت محمد خاتمی نیز با تکیه بر اوجگیری دلار های حاصل از صدور نفت، افزایش بهای ارز را در سطحی محدود نگهداشت. جانشین او که به برکت بالا رفتن کم سابقه بهای نفت از تسهیلات ارزی بیشتری بر خوردار است، مسئولیت اجرای بودجهای را بر عهده دارد که در آن نرخ دلار حدود 2.5 در صد کمتر از نرخ بازار است. تازه همین نرخ بازار ( یعنی هر دلار 919 تومان) با واقعیت اقتصادی ایران تناسبی ندارد و تنها به بهای تزریق انبوه ارز از سوی بانک مرکزی به دست آمده است.
نرخ برابری پول ملی یک کشور در برابر ارزهای خارجی به واقعیتهای اقتصادی آن کشور بستگی دارد از جمله نرخ تورم، نرخ رشد و بازرگانی بین المللی. ایران با نرخ تورم دو رقمی، افزایش بسیار بالای نقدینگی و نرخ رشد پنج تا شش در صدی، تنها با تکیه بر دلارهای نفتی، پول ملی خود را به گونهای مصنوعی بالا نگه میدارد.
نخستین قربانی این سیاست، صادرات غیر نفتی کشور است. در واقع هزينه صادر كنندگان به دليل تورم فزاينده سال به سال بالا ميرود، اما دريافتيهاي آنها (به ریال) از محل ارز حاصل از صادرات، به دليل ثبات نسبي در بازار داخلی ارز ایران، كم و بيش ثابت ميماند. بیهوده نیست که کشوری مانند چین، با نرخ رشد ده در صدی و نرخ تورم زیر دو درصد، در حالی که بر اساس تازهترین آمار بالا ترین حجم ذخایر ارزی جهان را در اختیار دارد، با اصرار نرخ برابری یوآن، پول ملی خود را پایین نگهداشته تا کالاهای خود را به بهای ارزانتری به بازارهای جهانی صادر کند.
ایران به سیاستی معکوس روی آورده و با گران نگهداشتن ریال از راه های مصنوعی، عملا واردات کالا را به کشور تشویق میکند و در واقع با ارزانکردن کالا های وارداتی، به وارد کنندگان یارانه میپردازد. همین سیاست در سال 1385 ادامه خواهد یافت، مگر آنکه بازار نفت دگرگون شود و بانک مرکزی جمهوری اسلامی دیگر نتواند به پشتیبانی ریال ادامه دهد.
وضعیت جنگی در سیمای جمهوری اسلامی
پیک ایران:
وبلاگ حنيف مزروعی hanif.ir : هیچ توجه کردید که سیمای جمهوری اسلامی در این روزها در «وضعیت جنگی» به سر میبرد!
میان برنامه های این روزها به شدت در حال تبلیغ حال و هوای جبهه های جنگ هشت ساله است، همچنین گویا پس از سه سال مسئولان این رسانه تازه متوجه شده اند که سربازان آمریکایی در عراق به سر می برند و در حال ظلم کردن به مردم این کشور هستند.
کلیپ هایی با مضمون جنگ و دفاع مقدس و همچنین کلیپ ها و سرودهایی در وصف مردم بیچاره عراق که این روزها زیر ستم های دژخیمان آمریکایی هستند مدام پخش می شود.
این روزها سیاست رسمی جمهوری سلامی ماست مالی کردن فشارهای بین المللی بر علیه ایران است و به تمامی تربیون های رسمی دستور داده شده که به هیچ وجه وضعیت وخیم بین المللی ایران را منعکس نکنند و در حال وانمود کردن این سناریو هستند که گویا ما توانسته ایم مقام اول را برای حضور در شورای امنیت سازمان ملل متحد کسب کنیم و تمامی رقبا (بخوانید سوریه و کره شمالی و ........) کنار بزنیم.
متاسفانه مشخص نیست که این سیاست رسمی که مثلا به قصد عدم تحریک مردم انجام می شود چه فایده ای دارد و در عوض این به خواب کردن مردم چه هزینه هایی را در آینده به جامعه تحمیل می کند.
آیا اگر واقعا در «وضعیت جنگی» به سر نمی بریم، پس دلیل این بازی های تبلیغاتی جدید چیست؟
آیا بعد از گذشت ١٦ سال از جنگ به یکباره در یکی از آرشیوهای صداوسیما باز شده و نوارهای جدیدی از جبهه ها و پیش از عملیات ها کشف شده؟
آیا تا دیروز که منافع ما ایجاب نمی کرد، مردم عراق زیر فشار نبودند؟
و در چه زمانی ما در دوران حکومت صدام به یاد مردم بیچاره عراق بودیم که زیر فشارهای آن دیکتاتور خونخوار زندگی می کردند و این روزها افسانه زندان های مخفی دوران حکومتش عالمگیر شده است؟
و در پایان یک نکته شاید چندان بی ربط به متن:
آیا صدام هم پیش از جنگی شدن وضعیت کشورش، همین کارها را انجام داده بود؟
عبدالرحمان مسيحی افغان وارد ايتاليا شده است
بیبیسی:
مجلس نمايندگان افغانستان با خروج عبدالرحمان از کشور مخالف بود
عبدالرحمان شهروند مسيحی افغان به خاک ايتاليا وارد شده است. دولت ايتاليا اعلام آمادگی کرده که به او پناهندگی بدهد.
سيليو برلوسکونی نخست وزير ايتاليا تائيد کرده است که عبدالرحمان وارد خاک ايتاليا شده است.
برلوسکونی خطاب به خبرنگاران گفت: "ما بسيار خوشوقت هستيم که در کشورمان می توانيم به شخصی چنين شجاع خوشامد بگوييم."
او به دليل ترک اسلام، در افغانستان با مجازات اعدام روبرو بود.
بسياری از سياستمداران و گروه های حقوق بشر نسبت به جان عبدالرحمان ابراز نگرانی کرده بودند.
اقدام افغانستان مبنی بر اعطای پناهندگی به عبدالرحمان در افغانستان با انتقاد روبرو شد.
"مخالفت با خروج از افغانستان"
دولت افغانستان، اخيرا اعلام کرده بود که محاکمه عبدالرحمان، به دليل آنچه نامناسب بودن شرايط روانی وی خوانده شده، به حالت تعليق درآمده است تا نتيجه آزمايشها در مورد سلامت روانی وی، روشن شود.
قوه قضاييه افغانستان يک روز پيش از خروج عبدالرحمان از کشور، موافقت خود را با انجام معاينات پزشکی بر روی وی، در خارج از اين کشور اعلام کرده بود، مشروط به اينکه، عبدالرحمان، پس از اثبات سلامتی روانی، برای ادامه محاکمه به کشورش باز گردد.
اما پس از آن، پارلمان افغانستان آزادی عبدالرحمان را محکوم کرد و گفت که وی حتی با اجازه دادگاه، حق خارج شدن از کشور را ندارد.
هنوز، اطلاعی در مورد چگونگی خروج عبدالرحمان از افغانستان در دست نيست.
ايتاليا پناهندگی می دهد
پيشتر دولت ايتاليا، برای اعطای پناهندگی به عبدالرحمان، شهروند مسيحی افغانستان که با مجازات اعدام روبروست، موافقت کرده بود.
ايتاليا، در ميان موج انتقادهای فزاينده انتقاد از دولت افغانستان به دليل محاکمه يک شهروند به جرم تغيير مذهب، اين خبر را اعلام کرده است.
پيش از آن، دولت افغانستان از تعليق محاکمه عبدالرحمان به دليل "مشکل روانی" و آزادی وی خبر داده بود.
مقامات سازمان ملل متحد در کابل گفته بودند که عبدالرحمان، از چند کشور غربی، تقاضای پناهندگی کرده است.
سليو برلوسکونی، نخست وزير ايتاليا در رم گفت که دولت او، خوشحال خواهد شد به مردی که از خود شجاعت نشان داده، خوش آمد بگويد.
واکنش پارلمان
'اعدامش کنيد'
چند روحانی افغان در کابل و شهرهای ديگر افغانستان، خواهان اعدام عبدالرحمان شده اند
همزمان با بررسی اعطای پناهندگی به آقای عبدالرحمان در دولت ايتاليا، پارلمان افغانستان روز چهارشنبه، ۲۹ مارس، آزادی عبدالرحمان شهروند مسيحی افغان را محکوم کرد.
مجلس اين کشور گفته بود که عبدالرحمان، حتی با اجازه دادگاه، نبايد افغانستان را ترک کند.
يونس قانونی، رييس مجلس نمايندگان افغانستان گفت: "عبدالرحمان بايد تحت نظارت باشد."
آقای قانونی افزود که پرونده عبدالرحمان بايد مورد بررسی دوباره کميسيون عدل و دفاع پارلمان قرار گيرد.
طرح موضوع محاکمه و رهايی عبدالرحمان در مجلس نمايندگان افغانستان و واکنش مجلس نسبت به آن، در حالی صورت می گيرد که کارشناسان مسايل حقوقی می گويند هيچ نهادی حق دخالت در تصميم دادگاه را ندارد.
چند روحانی در کابل و ديگر شهرهای افغانستان خواستار آن شده اند که آقای عبدالرحمان، به دليل ترک اسلام و گرويدن به مسيحيت، به اعدام محکوم شود.
آنها همچنين درخواست کرده اند که کشورهای خارجی از دخالت در امور داخلی افغانستان دست بردارند.
March 29, 2006
دانشجویان مجرم
وبلاگ فرنگوپولیس:
امروز به دپارتمان زنگ زدم که چاق سلامتی کنم، مسئول دانشجویان ازم پرسید، اف. بی. آی باهات تماس گرفته؟ من هم برق از کله ام پرید و گفتم چرا؟ مگر چکار کرده ام؟ گفت تو کاری نکرده ای! دارند با دانشجویان ایرانی ملاقات می کنند و سین جین می کنندشان! بعد هم بهم گفت که حق و حقوقم را بدانم و در کل بهتر است همکاری کرد و باهاشان ملاقات کرد، اما حق و حقوقی هم آدم دارد که باید بداند! عجب روزگاری است که در امریکا، "مهد آزادی"، دانشجویان را به جرم "ایرانی" بودن زیر ذره بین می برند.
واکنش ها به انتقاد رئیس قوه قضائیه از پیاده نشدن سیاست های اقتصادی دولت: پیامد دولتی بودن اقتصاد بسته
رادیو فردا:
رئیس قوه قضاییه جمهوری اسلامی، در نشستی با حضور صنعتگران و بازرگانان خراسان رضوی در مشهد، بدنه دستگاه اجرایی را متهم کرد که از پیاده کردن سیاست های اقتصادی نظام سر باز می زند. و پیشنهاد می کند در استان خراسان رضوی هیاتی تشکیل شود که کارش «اجرایی کردن سیاست های اقتصادی دولت» باشد. پیشنهاد آیت الله هاشمی شاهرودی با یک دشواری اساسی روبرو می شود و آن نبود سیاست اقتصادی در کشور است. در همین حال رئیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن حراسان رضوی درباره ریشه این نابسامانی ها نظر دیگری را مطرح می کند. وی می گوید هشتاد در صد اقتصاد کشور دولتی است، تا زمانی که فضای باز اقتصادی ایجاد نشود وضعیت به همین شکل باقی خواهد ماند.
فریدون خاوند (رادیو فردا، پاریس): در نشستی که دیروز سه شنبه با حضور صنعتگران و بازرگانان خراسان رضوی در مشهد برگزار شد، آیت الله هاشمی شاهرودی، رییس قوه قضاییه، اقتدار اقتصادی را «یکی از شرایط اساسی توسعه کشور» دانست و گفت «امتناع بدنه دستگاه های اجرایی از عملی کردن قوانین ومصوبات، نگرانی هایی را در بخش خصوصی به وجود می آورد.»
«اقتدار اقتصادی»، آنگونه که از سخنان رییس قوه قضاییه بر می آید، به معنای توانایی نظام است در پیاده کردن سیاست های اقتصادی اش و بدنه دستگاه اجرایی، از دیدگاه او، یکی از موانع دستیابی به این هدف است. بر این اساس او پیشنهاد می کند در استان خراسان رضوی هیاتی تشکیل شود مرکب از خود او، رییس کل دادگستری استان و نمایندگان اتاق بازرگانی و صنایع و معادن استان. کار این هیات، به گفته آیت الله هاشمی شاهرودی، «اجرایی کردن سیاست های اقتصادی دولت» است و اگر این تجربه در استان خراسان موثر واقع شود، در سایر استان ها نیز به اجرا گذاشته خواهد شد.
پیشنهاد رییس قوه قضاییه با یک دشواری اساسی روبرو می شود و آن نبود سیاست اقتصادی در کشور است. گفتمان اقتصادی پانزده سال گذشته در راستای اصلاحات ساختاری، رقابتی کردن دستگاه تولیدی، کوچک کردن دولت، تعامل با اقتصاد جهانی و، در یک کلام، ایجاد فضای اعتماد برای محافل کسب و کار، که بخش خصوصی ایران آرزو می کرد زمانی به واقعیت بدل شود، امروز جای خود را به بیانی وهم آلود و ناخوانا سپرده است.
در پاسخ رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی، که بدنه دستگاه های اجرایی را مسئول نابسامانی های اقتصادی می داند، رییس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن حراسان رضوی درباره ریشه این نابسامانی ها نظر دیگری را مطرح می کند. به گفته او «هشتاد در صد اقتصاد کشور دولتی است، شرکت ها و موسسات دولتی شصت در صد بودجه کشور را در اختیار دارند، و اگر یارانه آنها قطع شود، بیش از شصت در صدشان ورشکست می شوند». او می افزاید : «تا زمانی که فضای باز اقتصادی ایجاد نشود و بانک مرکزی و سایر بانک ها از زیر سیطره دولت بیرون نیآیند، وضعیت به همین شکل باقی خواهد ماند.»
نمی توانیم درباره خطر تولید بمب اتمی از جانب جمهوری اسلامی، هدر دادن زمان را بپذیریم: کاندولیزا رایس
رادیو فردا:
کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا روز سه شنبه با سه رسانه مهم تلویزیونی آمریکا مصاحبه کرد و یکی از موارد مهم این مصاحبه ها برنامه اتمی ایران و چگونگی رویارویی با آن بود. خانم رایس گفت: ایران نمی تواند بمب اتمی تولید کند، این دیدگاه جامعه بین المللی است، نه تنها آمریکا. کاندولیزا رایس گفت: مایلم نخستین کسی باشم که به این مساله اشاره می کنم که ما نمی توانیم درباره خطر تولید بمب اتمی از جانب جمهوری اسلامی، هدر دادن زمان را بپذیریم، هرچند که هنوز واقعا شانس حل این مشکل را از طریق دیپلماسی داریم؛ ما هر کاری را که لازم باشد، برای رساندن پیام محکم و استواری به ایرانی ها انجام می دهیم، این که آنان راه دیگری به جز دست کشیدن از جاه طلبی های اتمی خود ندارند. وزیر امور خارجه آمریکا در ادامه گفت: برای همین است که نمایندگان ما در نیویورک برای دستیابی به نخستین مرحله تلاش می کنند؛ لازم است ما ببینیم که آیا مرحله دیپلماسی اثر لازم را بر رژیم ایران دارد یا نه و اگر تاثیری نداشت، ما به مرحله بعدی خواهیم رسید. خانم رایس گفت: گام بعدی اعمال بخش هفتم تصویبنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد است که
متن کامل جدیدترین بیانیه پیشنهادی انگلیس و فرانسه به شورای امنیت درباره ایران
پیک ایران:
خبرگزاری های غربی متن بیانیه پیشنهادی انگلیس و فرانسه به شورای امنیت درباره مسئله هسته ای ایران را منتشر کردند که به ادعای آنان برای جلب نظر روسیه و چین اصلاح شده است .
به گزارش خبرگزاری "مهر" متن این بیانیه که خبرگزاری رویترز آن را منتشر کرده و نسخه ای از آن نیز در اختیار 15 عضو شورای امنیت قرار گرفته است 9 بند دارد و به شرح زیر است :
1) تاکید مجدد برمعاهده منع تکثیر سلاح های هسته ای و یادآوری حق کشورها در بندهای یک و 2 پیمان برای توسعه تحقیق ، تولید و استفاده بدون تبعض صلح آمیز از انرژی هسته ای .
2) یاد آوری مسئولیت اصلی (شورای امنیت ) برای حفظ صلح و امنیت بین المللی.
3) ذکر نگرانی های جدی مندرج در بسیاری از گزارش ها و قطعنامه های آژانس بین المللی انرژی اتمی درباره برنامه های هسته ای ایران که (محمد البرادعی) مدیرکل آژانس آن را گزارش کرده است ازجمله قطعنامه فوریه شورای حکام (GOV/2006/14).
4) همچنین ذکر نگرانی های جدی ، که گزارش مدیرکل در 27 فوریه 2006 (GOV/2006/15) تعدادی ازاین نگرانی های مهم را فهرست کرده است از جمله، موضوعاتی که می تواند ابعاد هسته ای نظامی داشته باشد و اینکه آژانس نمی تواند نتیجه بگیرد که در ایران فعالیت ها و موضوعات هسته ای اعلام نشده ای وجود ندارد.
5) ذکر نگرانی های جدی درباره تصمیم ایران برای از سرگیری فعالیت های مربوط به غنی سازی از جمله تحقیق و توسعه و تعلیق همکاری با آژانس بر اساس پروتکل الحاقی ان پی تی.
6) شورای امنیت از ایران می خواهد تا گامهای مورد نیاز شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی را بردارد به ویژه گام هایی در راستای اولین پاراگراف کاربردی و مؤثر قطعنامه GOV/2006/14 شورای حکام ، که اساساً مربوط به اعتماد سازی در زمینه هدف صرفاً صلح آمیز برنامه های هسته ای و حل و فصل مسائل و سؤالات مهم و تاکیدات در این رابطه و بویژه اهمیت حفظ تعلیق تمام فعالیت های مربوط به غنی سازی و بازفرآوری از جمله تحقیق و توسعه برای راستی آزمایی از سوی آژانس است .
7) شورا بیان می کند که چنین تعلیقی مؤید همکاری ایران با ملزوماتی است که شورای حکام برقرار کرده است و به راه حل دیپلماتیک و گفتگو کمک می کند و تضمین می کند که برنامه های هسته ای ایران صرفاً برای مقاصد صلح آمیز است و تاکید می کند بر تمایل جامعه بین المللی برای تلاش مثبت در خصوص چنین راه حلی که در موارد دیگر نیز به نفع منع تکثیر سلاح های هسته ای خواهد بود .
8) این بیانیه همچنین به شدت از نقش شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی حمایت می کند و مدیر کل آژانس و معاون وی را برای تلاش های پی گیرانه حرفه ای و بی طرفانه آنها برای حل مساله مهم ایران تشویق می کند و بر ادامه تلاش های آژانس برای روشن کردن تمام مسائل مهم برنامه های هسته ای ایران تاکید می کند.
9) شورای امنیت سازمان ملل متحد از رییس اژانس بین المللی انرژی اتمی می خواهد ظرف سی روز گزارشی درباره فرآیند پایبندی ایران به اقداماتی که شورای حکام خواستار آن شده بود ، به شورای امنیت و بطور موازی به شورای حکام ارائه کند و این شورا موافقت خود را با ادامه بررسی و نظارت بر برنامه هسته ای ایران اعلام می کند .
تعلیق پروازهای فرودگاه امام به علت اختلاف نیروی انتظامی و سپاه
پیک ایران:
شريف نيوز : اختلاف نیروی انتظامی و سپاه حفاظت مستقر در فرودگاه امام، کلیه پروازهای این فرودگاه را از ساعت ۱۴ تا ۱۸ امروز به حالت تعلیق درآورد.
به گزارش خبرنگار شریف نیوز، ماجرا از آنجا آغاز شد که نیروی انتظامی مستقر در فرودگاه، اجازه ورود پرسنل سپاه حفاظت را از درب مخصوص خدمه هواپیمایی نمیدهد، و به علت عدم ورود نیروهای امنیت پرواز، كلیه پروزاها از ساعت ۱۴ تا ۱۸ به حالت تعلیق درمیآید.
عدم انجام این پروازها باعث ازدحام زیادی در این فرودگاه و همچنین فرودگاههای خارجیای كه منتظر نشستن این پروازها بودهاند شده است. در همین رابطه از دوبی خبر میرسد كه خیل زیادی از مسافران ایرانی در فرودگاه این شهر معطل رسیدن پروازها از تهران و بازگشت به كشورشان هستند، كه این وضعیت سبب برخورد نامناسب مسئولین فرودگاه دوبی با مسافران ایرانی شده است.
صفدر حسینی: بدون اسلام دموکراسی مزهای ندارد!
امروز موقعیتی پیش آمد که به صحبتهای آقای صفدر حسینی گوش بدهم و دقایقی هم پس از پایان مراسم با وی گفتگوی کوتاهی داشتم. قرار نبود این صحبتها را در جایی بازگو کنم. من هم اینجا قریب به مضمون مینویسم و حق هر گونه تکذیب و انکار از پیش برای ایشان محفوظ است. اما حرفهای آقای حسیینی به عنوان عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت برای روشن شدن مواضع دست کم بخشی از فعالان جبهه مشارکت قابل توجه است.
صحبت اصلی آقای حسینی برنامهریزی برای انتخابات بود و صحبت از کمیتهای که تشکیل شده است و این که روی بعضی از شهرهای بزرگ کشور از جمله مشهد حساب ویژهای باز کردهاند. این تشکیلات تا حدودی برای حاضران تشریح شد و صحبت از این بود که افراد مستعد را به مشارکت جذب کنند و نیازی جدی به افراد مستعد و تازه وجود دارد و با مهربانی و برخورد مناسب میتوان افراد کارآمد را جذب کرد. پرسش یکی از حاضران این بود که با توجه به سیاست جذب نیرو آیا مشارکت برنامهای برای تغییر و تعدیل مرامنامه هم دارد یا خیر و تأکید شد که مرامنامهی موجود شباهت بسیار زیادی با شعارهای آقای احمدی نژاد دارد. آقای حسینی این شباهتها را رد کرد و تأکید کرد که تفاوتهای آشکاری میان مواضع مشارکت و دیدگاههای آقای احمدینژاد وجود دارد.
در انتهای جلسه در فرصت کوتاهی من این بحث را پی گرفتم و گفتم با توجه به این که مقولاتی مثل دفاع از محرومان و مستضعفان و دفاع از مردم مظلوم فلسطین در مرامنه مشارکت کاملاً منطبق با شعارهای آقای احمدینژاد است و از طرف دیگر شما در چند سال اخیر بحث دموکراسی و حقوق بشر را پیش کشیدید و این زمینههای جدید در مرامنامه وجود ندارد و چندان پررنگ نیست، آیا بهتر نیست مرامنامهی جدیدی تدوین شود. آقای حسینی پاسخ داد که به هر حال ما باید از مردم فلسطین کمک کنیم و از آرمانهای انقلاب اسلامی هم در هر صورت دفاع میکنیم و هویت اصلی ما هم اسلام است. از ایشان پرسیدم پس شما دموکراسی را به معنای آن چیزی که در اروپا و امریکا و به طور کلی کشورهای غربی است، آیا قبول ندارید؟ و ایشان با صراحت گفتند که خیر، ما این دموکراسی راقبول نداریم و ما آن چیزی را قبول داریم که در اسلام هست و در مورد حقوق بشر هم همین سوآل را مطرح کردم و ایشان پاسخ مشابهی داد. برای روشنتر شدن بحث به طور مشخص از ایشان پرسیدم آیا شما به تساوی حقوق زنان و مردان هم آیا اعتقادی ندارید و ایشان گفتند که همهی کشورها و حتا برخی کشورهای اروپایی هم در پذیرش حقوق تساوی برای زنان تحفظ دارند. و هر چیزی که ما قبول داریم در چارچوب اسلام است و اصلاً بدون اسلام هیچ چیز مزهای ندارد. و در ادامه تصریح کرد پذیرش دموکراسی به این معناست که ما با نیروهای سلطنتطلب و بهائیان بنشینیم و با هم بیانیه مشترک بدهیم و این برای ما مقدور نیست.
از صراحت لهجهای ایشان خوشم آمد و از ایشان تشکر کردم و گفتم آیا بهتر نیست این موضع را پیوسته حفظ کنید و این طور نباشد که گاهی همه چیز را از زاویه اسلام بیینید و زمانی دیگر از حقوق بشر و دموکراسی صحبت کنید. آقای حسینی گفت این بحث دموکراسی و حقوق بشر هم زمانی مطرح شد که با گروههای دیگر جمع شده بودیم. و در ضمن ایشان یادآور شد که جبهه مشارکت با کل جامعه سروکار دارد و این بحثهای دموکراسی و حقوق بشر برای مردم جاذبهای ندارد. با هر قشری باید به گونهای خاص صحبت شود مثلاً در زمان تبلیغات با هر کسی از حوزهی منافع خودش باید صحبت کرد و برای جلب نظر یک رانندهی تاکسی باید طوری حرف زد که راضی شود. در نهایت به ایشان گفتم پس میتوان با هر طیفی با رنگ خاصی صحبت کرد.
در انتها از ایشان پرسیدم که موضع شما در مورد اسرائیل حقیقتاً چه تفاوتی با آقای احمدینژاد دارد که شما این قدر از ایشان انتقاد میکنید مگر نه این است که شما هم اسرائیل را قبول ندارید. آقای حسینی گفت دیدگاه ما متفاوت است. نظر ما همان نظر امام است و ایشان شدیدترین سخنها را علیه اسرائیل میگفت و در عین هیچ اقدامی هم علیه اسرائیل انجام نمیداد. یادآوری کردم که آقای احمدینژاد هم که گویا دقیقاً همین موضع را دارند. ایشان پاسخ دادند که خیر ایشان اقدام هم میکنند.
March 28, 2006
دیوانه خانه ای بنام جمهوری اسلامی
پیک ایران:
يک مقاله خواندنی در خصوص شرایط پیوند عضو پس از قصاص نوشته رئيس قو قضائيه
شرایط پیوند عضو پس از قصاص
سايت ایسکانیوز ـ رییس قوه قضاییه در مقالهای به تشریح شرایط پیوند عضو پس از قصاص پرداخته است. سیدمحمود هاشمی شاهرودی مینویسد:
مسالهء پیوند عضوى که به حکم قصاص قطع شده باشد، از دیرباز میان فقها مورد بحث و اختلاف نظر بوده است. طرح مساله بدین صورت بوده که اگر کسى گوش دیگرى را قطع کند سپس گوش جانى را به قصاص قطع کنند، آن گاه یکى از آن دو، گوش بریدهء خودرا دو باره پیوند بزند، آیا دیگرى حق دارد آن را براى بار دوم قطع کند یا چنین حقى ندارد؟ در تفسیر روایتى که در این باره آمده است اختلاف وجود دارد، برخى آن را در بارهء مجنى علیه مى دانند و برخى دیگر در بارهء جانى. این اختلاف در تفسیر روایت، منشا اختلاف آراء در مسالهء مذکور شده است.
در کتاب مقنعه آمده است: اگر مردى نرمى گوش مرد دیگرى را برید و گوش جانى را نیز به قصاص بریدند، سپس مجنى علیه گوش خود را معالجه
کرده و قسمت بریده شده را دوباره پیوند زد، شخص قصاص شده حق دارد همان قسمت از گوش او را دوباره قطع کند تا به حالت قبل از قصاص برگردد. در هریک از اعضا و جوارح که مورد قصاص قرار گیرد و سپس معالجه شده و خوب شود، همین حکم جارى است و اختصاص به نرمى گوش ندارد.
حاکم مى بایست مهلت دهد تا شخص مجروح خود را معالجه کند و بهبود یابد، اگر با معالجه خوب شد جانى را قصاص نکند ولى او را به پرداخت ارش محکوم کند، اما اگر شخص مجروح علاج نشد، جانى را به قصاص محکوم کند.((1))
این عبارت به صراحت مى رساند که بعد از قصاص جانى، اگر مجنى علیه عضو قطع شدهء خود را پیوند زد جانى حق دارد دوباره آن را قطع کند و این حکم، اختصاص به گوش ندارد و همهء اعضا را در بر مى گیرد.
درکافى ابوالصلاح حلبى آمده است:
درمورد هیچ زخم یا قطع عضو یا شکستگى یا در رفتگى تا یاس از بهبود آن حاصل نشود نمى توان حکم به قصاص کرد بنا بر این اگر درمورد جراحتى حکم به قصاص شود ولى مجروح و جانى هر دوخوب شوند یا هردو خوب نشوند، هیچ کدام حقى بر دیگرى ندارد. اما اگر یکى از آن دو خوب شود و زخمش التیام پیدا کند، قصاص درمورد دیگرى تکرار مىشود. این در فرضى است که قصاص به اذن شخص اول انجام گرفته باشد
ولى اگر قصاص به اذن او انجام نگرفته باشد، شخص قصاص شده باید به کسى که قصاص به اذن او انجام گرفته رجوع کند نه به مجنى علیه.((2))
شیخ طوسى در نهایه مى گوید:
اگر کسى نرمى گوش انسانى را قطع کند و او خواهان قصاص شود و او را قصاص کنند، آن گاه شخص مجنى علیه گوش خود را معالجه کرده و قسمت بریده شده را پیوند بزند شخص قصاص شده حق دارد دو باره نرمى گوش او را قطع کند و به حالت قبل از اجراى قصاص برگرداند. در دیگر اعضا و جوارح نیز همین حکم جارى است.((3))
درکتاب خلاف نیز آمده است:
اگرکسى گوش دیگرى را قطع کند، گوش او قطع خواهد شد. اگر جانى گوش خود را پیوند بزند، مجنى علیه حق دارد خواستار قطع دو بارهء آن شود و آن را جدا کند. شافعى میگوید: خود مجنى علیه نمى تواند این کار را انجام دهد ولى حاکم باید جانى را مجبور به قطع گوش پیوند زده کند زیرا او حامل نجاست است چون گوش جدا شدهء او تبدیل به مردارشده است، از این رو نجس بوده و نماز با آن درست نیست.دلیل ما اجماع شیعه و اخبار ایشان است.((4)) این عبارت مربوط به موردى است که جانى گوش خود را که به حکم قصاص قطع شده بود پیوند بزند و حکم عکس آن که مجنى علیه گوش خود را پیوند بزند بیان نشده است.
درکتاب مبسوط هر دو فرض بیان شده است:
هرگاه گوش کسى را بریده و جدا کنند، سپس مجنى علیه فورا گوش بریدهء خود را پیوند زده و به حال اول برگرداند با این حال باید جانى قصاص شود زیرا او به سبب جدا کردن گوش، محکوم به قصاص شده بود و جدا شدن نیز تحقق یافت. اگر جانى بگوید: گوش او را جدا کنید سپس مرا قصاص کنید، برخى گفته اند: باید جدا شود زیرا او تکه اى مردار را به بدن خود پیوند زده است و جدا کردن آن به عهدهء حاکم و امام است. اگر این کار انجام گرفت و گوش جانى را نیز به عوض آن بریدند ولى جانى گوش خود را پیوند زد، در این صورت اجراى قصاص به جا بوده است زیرا منشا حکم قصاص، جدا شدن گوش مجنى علیه بود و این کار صورت گرفته بود. اگر مجنى علیه بگوید: گوش او را قطع کنید زیرا او گوش خود را بعد از آنکه به حکم قصاص جدا شده بود پیوند زده است فقهاى ما گفته اند: گوش او (جانى) جدا مىشود ولى علت این حکم را بیان نکرده اند. کسانى گفتهاند: گوش پیوند زده بنا به امر به معروف و نهى از منکر جدا مىشود و این راى با مذهب ما سازگار است.
نزد فقهاى عامه نماز با این گوش پیوند زده، صحیح نیست زیرا این شخص شى نجسى را بى آنکه ضرورتى در میان باشد با خود حمل مى کند از این رو نماز با این گوش صحیح نیست. مقتضاى مذهب ما نیز همین است.
فقهاى عامه همچنین گفته اند: هر گاه کسى استخوان شکستهء خود را با استخوان مرده اى ترمیم کند اگر بیم تلف او نرود باید آن استخوان را جدا کند و گرنه نماز او صحیح نخواهد بود ولى اگر بیم تلف او در میان باشد استخوان مزبور جزء بدن او مى شود و حکم نجاست آن از میان مى رود. اما برمذهب ما نماز او صحیح است زیرا نزد ما استخوان مرده نجس نیست مگر استخوان حیوان نجس العین مانند سگ و خوک.((5))
در کتاب جواهر الفقه آمده است:
مساله: هرگاه مردى گوش مرد دیگرى را قطع کند و مجنى علیه فورا گوش خود را پیوند بزند و گوش نیز به جاى خود پیوند بخورد آیا با این حال مجنى علیه حق قصاص دارد؟
جواب: آرى حق قصاص دارد زیرا با جدا شدن گوش، قصاص واجب مىشود و جدا شدن گوش تحقق یافته بود و پیوند آن تاثیرى در اسقاط حق قصاص ندارد زیرا این کار، چسباندن تکهاى مردار به بدن است و برطرف کردن آن از بدن واجب است.
ما این مساله را در مسائل مربوط به نماز آوردیم.
مساله: در همان فرض مسالهء پیشین، جانى مى گوید: اگر مى خواهید مرا قصاص کنید، آن قطعه اى را که او پیوند زده است جدا کنید. آیا جانى حق چنین درخواستى را دارد و آیا مىتواند تا عملى شدن درخواست خود از اجراى قصاص جلوگیرى کند؟
جواب: گفتیم که جدا کردن این قطعه قهرا واجب است چه جانى خواستار آن شده باشد چه نشده باشد. اما اینکه او حق جلوگیرى از قصاص را به جهت انجام این کار داشته باشد، درست نیست زیرا گفتیم که آنچه موجب قصاص است جدا شدن گوش است و جدا شدن تحقق یافته بود.((6))
در این دو مساله به این نکته پرداخته شده است که در صورت پیوند گوش مجنى علیه، حق قصاص او از جانى ساقط نخواهد شد ولى در هر صورت جدا کردن گوش پیوندى واجب خواهد بود چون مردار است.
در مهذب ابن براج آمده است:
اگر کسى گوش دیگرى را ببرد و جدا کند سپس مجنى علیه فورا آن را پیوند بزند، باز قصاص جانى واجب خواهد بود زیرا با جدا شدن گوش، قصاص واجب خواهد شد. پس اگر جانى بگوید: گوش او را قطع کنید سپس مرا قصاص کنید حق خواهد داشت زیرا مجنى علیه تکهء مردارى را به خود پیوند زده است. اگر چنین کردند و پس از آن جانى گوش خود را پیوند زد، قصاص به جاى خود واقع شده و تمام است. اگر مجنى علیه بگوید: جانى گوش جدا شدهء خود را پیوند زد، گوش او را جدا کنید، واجب خواهد بود گوش اورا جدا کنند.
هر گاه کسى با گوش پیوند زدهء خود نماز بخواند، نماز او درست نخواهد بود زیرا او بى آنکه ضرورتى باشد حامل نجاست خارجى است. اما اگر کسى استخوان شکستهء خود را با استخوان مردارى ترمیم کند، درمذهب ما نماز او با آن استخوان درست خواهد بود زیرا استخوان مرده چون حیات در آن حلول نکرده بود نجس نیست. مردار از آن جهت مردار است که حیات آن از میان رفته است و همان گونه که گفتیم در استخوان حیاتى وجود نداشته تا از میان برود.((7))
مولف در این عبارات، به هردو مطلب پرداخته است و این نکته را نیز افزوده است که هر یک از دو طرف، حق دارند خواهان جدا کردن گوش پیوند زدهء دیگرى شوند وى علت این حکم
را مردار بودن گوش پیوندى ذکر کرده است.
درکتاب غنیه آمده است:
هرگاه کسى را به سبب ایراد جرح یا شکستن یا قطععضو دیگرى قبل از اینکه امید بهبود و ترمیم آن از بین برود، قصاص کنند سپس یکى از آن دو بهبود یابد و نقصش برطرف شود ولى دیگرى بهبود نیابد، قصاص در مورد شخص بهبود یافته تکرار مىشود. این حکم در صورتى است که قصاص اول به اذن مجنى علیه اجرا شده باشد اما اگر قصاص بدون اذن او
اجرا شده باشد، شخص قصاص شده به کسى که سبب قصاص او شده بود رجوع مى کند نه به مجنى علیه.((8))
درکتاب اصباحالشریعه نیزعبارتى به همین معنا آمده است.ظاهرعبارت غنیه ازآن جهت که شامل هردوفرض مى شود،مانندعبارت کافى ابوالصلاح است.
درکتاب سرائر این گونه آمده است:
اگر کسى نرمى گوش انسانى را قطع کند، سپس او را به تقاضاى مجنى علیه قصاص کنند، آن گاه جانى گوش خود را معالجه کرده و قسمت بریده شده را به جاى خود پیوند بزند شخص قصاص کننده حق دارد همان قسمت پیوندى را دوباره قطع کند و به حالت قبل از قصاص برگرداند. مجنى علیه نیز همین حکم را دارد چه ظالم باشد چه مظلوم، چه خود نیز جنایت کرده چه فقط مورد جنایت واقع شده باشد. دلیل این حکم آن است که چنین شخصى حامل نجاست است و وظیفه همه مردم است که این کار را منکر دانسته و خواستار قطع آن شوند و اختصاصى به یکى از دو طرف جنایت یا هر دو طرف آن ندارد. همچنین این حکم اختصاص به گوش ندارد و در مورد
دیگر اعضا نیز صادق است، به شرط آنکه بیم تلف شدن انسان یا بخش عظیمى از بدن او نرود. جدا کردن عضو پیوندى برحاکم نیز واجب است زیرا حامل آن حامل نجاست بوده و با این حال نماز او صحیح نخواهد بود.((9))
سخن ابن ادریس نیز هردو فرض را در بر مى گیرد با این تعلیل که چون عضو قطع شده مردار است، پیوند آن جایز نیست.
در شرایع آمده است:
اگر گوش انسانى قطع شود و جانى نیز قصاص شود، سپس مجنى علیه گوش خود را پیوند بزند، جانى حق دارد آن را جدا کند تا مماثله تحقق یابد برخى گفتهاند: براى اینکه گوش قطع شده مردار است. اگر قسمتى از گوش انسان
قطع شود نیز همین حکم را دارد.((10))
در مختصر النافع نیز مى گوید:
اگر نرمى گوش قطع شود و جانى هم قصاص شود، آن گاه مجنى علیه گوش خود را پیوند بزند، جانى حق دارد آن را جدا کند تا هردو در عیب مساوى باشند.((11))
سخن محقق در هردو کتاب یاد شده، اختصاص به موردى دارد که مجنى علیه بعد از قصاص جانى، گوش خود را پیوند بزند و در این صورت جانى حق خواهد داشت آن را جدا کند.
در قواعد آمده است:
اگر گوش قطع شود و تا گرم است مجنى علیه آن را پیوند بزند، باز قصاص جانى واجب است. جدا کردن یا نکردن گوش پیوندى مجنى علیه، به اختیار حاکم است. اگر بیم هلاک او نرود. جدا کردن آن واجب است و گرنه واجب نیست.
همچنین اگر جانى بعد از قصاص، گوش خود را پیوند بزند مجنى علیه حق اعتراض ندارد.
اگر قسمتى از گوش بریده شود ولى جدا نشود، در صورتى که مماثله در قصاص ممکن باشد، قصاص واجب خواهد بودو گرنه واجب نیست و اگرمجنى علیه آن را پیوند بزند، امر به
جدا کردن آن نمى شود و همچنان حق قصاص دارد. اگر شخص دیگرى گوش او را بعد از پیوند، قطع کند یا جاى زخم را بعداز التیام آن دوباره زخم کند باید قصاص شود و این حکم به واقع نزدیکتر است.((12))
علامه در این عبارت متعرض این نکته شده است که با پیوند خوردن گوش مجنى علیه، حق او براى قصاص ساقط نمىشود اما جدا کردن دوبارهء آن به اختیار حاکم است.
در ارشاد الاذهان آمده است:
برخلاف گوش، اگر دندان جانى بعد از قصاص دوباره بروید، مجنى علیه حق بیرون آوردن آن را ندارد.((13))
ظاهر این عبارت آن است که اگر جانى گوش خود را بعد از قصاص پیوند بزند مجنى علیه حق دارد دو باره آن را جدا کند.
چنانچه صریح عبارت مذکور آن است که اگر دندان جانى بعد از قصاص، دوباره بروید، مجنى علیه حق بیرون آوردن آن را ندارد. شاید علت این تفاوت آن باشد کهدندان جدید عین دندان سابق نیست بلکه دندان دیگرى است برخلاف گوش که همان گوش سابق پیوند زده مى شود.
در کتاب مختلف آمده است:
ابن جنید گفته است: اگر مردى گوش مرد دیگرى را قطع کرد و قصاص شد، سپس گوش خود را پیوند زد، مجنى علیه حق دارد آن را دوباره قطع کند. اگر مجنى علیه قبل از قصاص، گوش خود را پیوند بزند، حق ندارد تقاضاى قصاص کند.
درست آن است که او حق قصاص دارد، زیرا پیوند گوش جدا شده از نظر شارع استقرار ندارد بلکه جدا کردن آن واجب است. بنا بر این، چیزى که از نظر شارع استقرار ندارد حق قصاص را ساقط نمى کند.((14))
ظاهر سخن علامه آن است که اگر پیوند به گونه اى باشد که استقرار پیدا کند چنانکه در معالجات امروز چنین است وجهى دارد که سبب سقوط قصاص شود.
در ریاض آمده است:
اگر شخصى نرمى گوش شخص دیگرى را قطع کند و پس از آن قصاص شود، آن گاه مجنى علیه نرمى گوش خود را پیوند بزند جانى حق خواهد داشت آن را جدا کند و آن گونه که در کتاب تنقیح بدان تصریح شده هیچ اختلافى در این حکم نیست. مولف تنقیح مى گوید:فقط در علت این حکم اختلاف هست برخى گفته اند: علت این حکم آن است که دو طرف در نقص عضو، با هم مساوى شوند چنانکه راى مصنف همین است و برخى دیگر گفته اند: علت این حکم آن است که قطعهء پیوند زده شده، مردار است و نمازبا آن صحیح نیست.
نتیجهء این اختلاف راى آن است که اگر جانى بدین پیوند رضایت دهد و آن را جدا نکند بنا بر قول دوم، حاکم موظف است آن را جدا کند زیرا صاحب گوش پیوندى حامل نجاستى
است که نماز با آن صحیحنیست.
راى نخست، نظر شیخ طوسى در دو کتاب خلاف و مبسوط است، وى در کتاب اول صراحتا و در کتاب دوم ظاهرا ادعاى اجماع کردهاست. به نظر من راى شیخ، حجت است و نص روایتى که ریشهء این مساله است پشتیبان آن است. روایت این است:
ان رجلا قطع من اذن الرجل شیئا، فرفع ذلک الى على (ع) فاقاده، فاخذ الاخر ما قطع من اذنه فرده على اذنه فالتحمت و برئت، فعاد الاخر الى على (ع) فاستقاده، فامر بها فقطعت ثانیه فامر بها فدفنت و قال(ع): انما یکون القصاص من اجل الشین.
مردى قسمتى از گوش مرد دیگرى را قطع کرد مرافعه نزد على علیه السلام برده شد، اورا قصاص کرد. آن دیگرى، تکهء بریده شدهء گوش خود را برداشت و به گوش خود پیوند زد و
خوب شد. مرد دیگر نزد على علیه السلام برگشت و تقاضاى قصاص کرد. امام (ع) فرمان داد آن را دو باره قطع کرده و دفن کنند و فرمود: قصاص به جهت عیب و نقص است.
نارسایى سند این روایت یا ضعف آن، با عمل اصحاب جبران مىشود.
راى دوم، نظرابن ادریس در سرائر و علامه در تحریر و قواعد و شهید ثانى در مسالک است این راى نیز بعید نیست. آنچه به ذهن من مى رسد آن است که ممکن است هردو تعلیل درست باشد زیرا منافاتى با هم ندارند و بر هردو نیز دلیل هست. براین اساس، حکم جدا کردن گوش پس از پیوند آن، دو سبب دارد
یکى قصاص و دیگرى صحیح نبودن نماز با آن. هر گاه سبب اول، مثلا به واسطهء عفو، منتفى شد، سبب دوم به قوت خود باقى است چنانکه در عبارت تنقیح مثال زده شد. هرگاه سبب دوم منتفى شد چنانکه در مثال آمد، سبب اول به قوت خود باقى است. اگر جدا کردن گوش پیوندى، موجب ضرر باشد در این صورت زدودن نجاست به حکم شرع واجب نیست.((15))
سخن صاحب ریاض نیز در فرضى است که مجنى علیه بعد از قصاص جانى، عضو بریده شدهء خود را پیوند زده باشد. به نظر وى، در این فرض، جانى حق خواهد داشت دوباره آن را جدا کند و در این هیچ اختلافى نیست وى مراد روایت را همین حکم دانسته است. درسخن صاحب ریاض به عکس این فرض اشاره نشده است.
درمبانى تکمله المنهاج آمده است:
اگر کسى عضو شخصى مانند گوش اورا قطع کند و مجنى علیه اورا قصاص کند، سپس مجنى علیه عضو قطع شده را به جاى خود پیوند بزند و خوب شود جانى مى تواند آن را جدا کند. عکس این فرض نیز همین گونه است.((16))
درمساله اى دیگر از همین کتاب آمده است:
اگر گوش کسى قطع شودسپس مجنى علیه قبل از قصاص جانى گوش خود را پیوند بزند آیا با این پیوند، حق قصاص ساقط مىشود؟ راى مشهور عدم سقوط حق قصاص است ولى راى روشنتر، سقوط حق قصاص و تبدیل آن به دیه است.((17))
در تحریر الوسیله آمده است:
اگر گوش کسى قطع شود و آن را پیوند بزند ظاهر، عدم سقوط حق قصاص است. اما اگر جانى پس از قصاص، گوش خود را پیوند بزند در روایتى آمده که باید دو باره قطع شود تا نقص و عیب آن باقى بماند و گفته شده که باید حاکم دستور دهد آن را جدا کنند زیرا مردار و نجس است. روایت مزبور ضعیف است.
اگر با پیوند عضو، حیات در آن مانند سایر اعضا جریان پیدا کند دیگر مردار و نجس نیست و نماز با آن صحیح است و نه حاکم و نه شخص دیگرى حق ندارد آن را جدا کند بلکه اگر کسى با علم و عمد آن را جدا کند محکوم به قصاص و اگر بدون علم و عمد آن را جدا کند محکوم به دیه مى شود.
اگر کسى بخشى از گوش دیگرى را ببرد ولى آن را جدا نکند، چنانچه مماثله در قصاص آن ممکن باشد، قصاص مىشود حتى اگر مجنى علیه آن را پیوند بزند بازهم حق قصاص دارد اما اگر مماثله ممکن نباشد قصاص نمى شود.((18))
تا اینجا مهمترین آراء فقهاى شیعه را که بدان دست یافتیم، دراین مساله نقل کردیم. روایتى که به آن استناد شده همان موثقهء اسحاق بن عمار است که متن آن گذشت. اگر چه این روایت درمورد قطع گوش وارد شده است اما به اعتبار تعلیل عامى که در پایان آن آمده و ظهور این تعلیل در بیان ملاک
کلى، حکم آن عام بوده و همهء موارد قصاص اعضا را در بر مىگیرد. ما بحث خود را دراین مساله در دو جهت پى مىگیریم:
جهت نخست: عضوى که پس از قطع شدن پیوند زده شود، از نظر تکلیفى چه حکمى دارد؟ آیا مردار و نجس است و نماز با آن صحیح نبوده و باید جدا شود یا چنین نیست؟
جهت دوم: پیوند عضو قطع شده چه تاثیرى بر حکم قصاص دارد؟
جهت نخست قطعه اى که پیوند زده مىشود، دو حالت ممکن است پیدا کند: حالت اول آنکه قطعهء پیوندى بابدن جوش مى خورد و
جزءبدن مى شود و مانند سایر اجزاى بدن، حیات در آن جریان مى یابد. حالت دوم آنکه قطعهء مزبور مانند اعضاى مصنوعى فقط در ظاهر به بدن متصل مى شود و حیات در آن جریان نمى یابد مثل آنکه پاره اى از استخوان انسان یا دندان یا ناخن او را بردارند و به بدن وصل کنند این گونه پیوندها معمولا فقط درموارد اجزایى که حیات در آنها جریان ندارد، صورت مى گیرد.
در حالت اول، صحیح آن است که قطعهء پیوندى جزء زنده اى از بدن انسان مى شود و نه مردار است و نه نجس. در این مقام، تمسک به اخبارى که قطعهء جدا شده از بدن زنده را مردار و نجس مى دانند، نادرست است زیرا این اخبار از فرض مورد بحث یعنى پیوند قطعهء جدا شده قبل از سردشدن آن و استمرار حیات دوباره درآن، منصرف است. این اخبار ناظر به قطعه اى است که جدا شده باشد و به واسطهء جدا شدن مرده باشد. چنین قطعه اى حقیقتا و عرفا مردار است.
ممکن است به استصحاب نجاست تمسک شود به این بیان که
نجاست قطعهء جدا شده به محض جدا شدن و پیش از پیوند،
ثابت است پس از پیوند نیز همین نجاست استصحاب مى شود.
تمسک به استصحاب نجاست نیز بىمورد است زیرا اولا، دراینجا نجاست حالت سابقه معلوم نیست چرا که بنا بر استظهار گذشته، اخبار مربوط به قطعهء جدا شده اگر هم دلالتى برنجاست قطعه از حین جدا شدن آن داشته باشند، این نجاست مشروط به سردشدن قطعه و عدم استمرار حیات تازه در آن بعداز پیوند است. در این صورت است که از اول حکم به نجاست آن مى شود نه در صورتى که قطعهء جدا شده، پیوند خورده و حیات در آن جریان یافته باشد. بنا براین درفرض مورد بحث، حالت سابقه براى نجاست محرز نیست.
ثانیا، برفرض که ثبوت نجاست قطعهء جدا شده را از حین جدا شدن آن بپذیریم، باز نمى توان استصحاب نجاست را جارى کرد زیرا قطعهء جدا شده فقط به عنوان مردار و به عنوان اینکه قطعه اى جدا شده از بدن زنده است و حیات در آن جریان ندارد، نجس است. حیثیت مرده بودن و حیات حیوانى نداشتن یا حیثیت جدا بودن، در نظر عرف، حیثیت تقییدیه براى موضوع نجاست است نه حیثیت تعلیلیه و با این حال، اجراى استحصاب نجاست، بعد از پیوند این قطعه و جزء بدن شدن و حیات یافتن آن، ممکن نیست زیرا موضوع عرفا تغییر یافته و متعدد شده است. درجاى خود اثبات شده است که در جریان استصحاب، احراز و حدت موضوع حکم مستصحب و بقاء آن در دوحالت سابق ولاحق، شرط است.
امادر حالت دوم، یعنى آنکه قطعهء جدا شده، بعد از پیوند، حیات نداشته باشد، بى هیچ اشکالى این قطعه، مردار است و همچنان قطعه اى جداى از بدن به شمار مىآید ولى اگر ازاجزایى باشد که حیات در آنها جریان ندارد مثل استخوان و دندان و ناخن و مو، نجس نیست و دلیلى وجود ندارد که حمل آن در حال نماز ممنوع باشد. بنا بر این آنچه فقهاى عامه گفته اند که حاکم یا شخص دیگرى ملزم به جدا کردن چنین قطعه اى است، بى وجه است.
جهت دوم پیوند عضو قطع شده ، چه اثرى برحکم قصاص دارد؟ دراین
مقام نیز دو فرض وجود دارد:
فرض نخست آنکه، قطعهء جدا شده را به بدن مىچسبانند بىآنکه با بدن جوش بخورد و خوب شود. این گونه پیوند، فقط براى حفظ ظاهر است مانند آنکه ناخن کسى قطع شود و آن را بردارد و براى حفظ صورت ظاهر آن را به جاى خود بچسباند بى آنکه جزء بدن شده و مانند دیگر ناخنها رشد و نموداشته باشد. پیوند استخوان و پوست نیز اگر امکان پیوند آنها وجود داشته باشد از همین قبیل است.
فرض دوم آنکه، قطعهء جدا شده پس از پیوند،جزء بدن شده و به حال اول خود برگردد و داراى رشد و نمو بوده و مانند دیگر اجزاى بدن، حیات داشته باشد.
بررسى فرض نخست: جاى اشکال نیست که این گونه پیوند، هیچ تاثیرى نه سلبى و نه ایجابى بر قصاص ندارد و روایت اسحاق بن عمار قطعا ناظر به این فرض نیست زیرا در آن تصریح شده که قطعهء جدا شده، پس از پیوند، با بدن جوش خورده و خوب شده باشد. ظهور این تعبیر در فرض دوم است و بنا برا ین، همین فرض باید موضوع بحث در این مساله قرار گیرد.
یک حالت دیگر نیز به فرض نخست ملحق مى شود و آن اینکه مجنى علیه یا جانى، قطعه اى از بدن انسان یا حیوان دیگرى را به جاى عضو قطع شدهء خود پیوند بزند و این قطعه جزء زندهء بدن او شود و نقص عضو او را برطرف کند. این فرض نیز با موضوع بحث ما بیگانه است زیرا این کار، افزودن قطعهاى که جزء بدن نبوده به بدن است. مماثلهء در قصاص به لحاظ اجزاى بدن خود مجنى علیه و جانى است و با اجراى قصاص، این مماثله حاصل شده است. اما پیوند عضوى غیر از اعضاى بدن خود آنها به جاى عضو قطع شده، حق هر یک از آن دو است.
همچنین فرض مذکور با آنچه مورد نظر ادلهء قصاص است نیز بیگانه است چرا که روایت اسحاق دلالت برآن دارد که قصاص به خاطر نقص و عیبى که در بدن مجنى علیه حاصل شده انجام مى گیرد. ظهور این روایت ناظر به نقص و عیبى است که در خود اجزاى بدن حاصل شده است نه آنچه ممکن است از خارج به بدن افزوده شده یا خداوند دو باره به او عطا کرده
باشد مانند آنکه مثلا دست کسى قطع شده باشد و پس از آن،
خداوند از طریق معجزه دست دیگرى به او عطا کند. پس موضوع بحث آن مواردى است که خود همان جزء قطع شده از بدن دوباره به بدن برگردانده شود.
بررسى فرض دوم: دراین فرض از سه مساله بحث مى شود:
مسالهء اول: اگر جانى یا مجنى علیه عضو قطع شدهء خود را بعد از قصاص به حال اول برگرداند، آیا هریک از آن دو حق دارد آن را جدا کند؟
مسالهء دوم: اگر مجنى علیه قبل از قصاص جانى، عضو قطع شدهء خود را به حال اول برگرداند آیا با این کار، حق او براى اجراى قصاص ساقط و به دیه یا ارش تبدیل مى شود؟
مسالهء سوم: آیا جایز است به مجرد جدا شدن عضو حتى اگر با پیوند، امکان علاج آن وجود داشته باشد جانى را قصاص کرد یا واجب است صبر شود و قصاص به تاخیر بیفتد تاوضع علاج روشن گردد؟
مساله اول مسلم است که اقتضاى اصل اولى، حرمت اضرار به مسلمان یا قطع عضوى از اعضاى او است مگر اینکه جواز آن با دلیل ثابت شده باشد و در باب جنایات عمدى، ثابت شد که مجنى علیه حق دارد جانى را قصاص کند. پس لازم است در دو مقام بحث شود: نخست آنکه مقتضاى ادلهء قصاص اعضا چیست و آیا مىتوان از این ادله به دست آورد که مجنى علیه یا جانى حق دارد عضوى را که یکى از آن دو پس از قصاص، پیوند زده باشد جدا کند؟ دوم آنکه مقتضاى روایت خاصى که در این باب وجوب دارد یعنى روایت اسحاق بن عمار چیست؟
مقام نخست: ظاهر سخن بعضى از فقها آن است که قصاص اعضا با بریدن وجدا کردن عضو، محقق مىشود چنانکه سبب قصاص نیز با جدا کردن عضو، محقق مى شود. هر دو تعبیر در عبارتى که از مبسوط نقل کردیم و نیز در عبارات دیگران آمده است. مقتضاى این سخن آن است که قاعدتا مجنى علیه بیش از بریدن گوش جانى حق دیگرى ندارد چه جانى بعد از آن، گوش خود را پیوند بزند چه نزند. اگر مجنى علیه نیز گوش خود را پیوند بزند، جانى بعد از قصاص، حق جدا کردن آن را
ندارد. همچنان که مقتضاى این سخن در مسالهء دوم که خواهد آمد آن است که جدا شدن عضو، براى ثبوت حق قصاص کافى است چه قبل از قصاص، آن را پیوند بزند چه نزند زیرا
جدا شدن عضو که سبب قصاص است، تحقق یافته است. همان گونه که گذشت در کتاب مبسوط و کتب دیگر به این نکته نیز تصریح شده است.
در برابر این سخن مى توان گفت: آنچه از آیهء مربوط به قصاص اعضا (النفس بالنفس و العین بالعین و الانف بالانف و الاذن بالاذن و السن بالسن و الجروح قصاص...) برداشت مىشود، این است که مقابله میان دو عضو انجام گیرد نه میان دو قطع و دو جدا شدن. بدین معنا که هرعضوى از مجنى علیه گرفته شود و نقص پیدا کند در عوض آن، همان عضو از جانى گرفته شده و او نیز ناقص شود. براین پایه، قصاص بدین لحاظ صورت نمىگیرد که چون جانى، مجنى علیه را با قطع کردن عضو او آزار داده است، مجنى علیه نیز حق دارد اورا با قطع کردن عضو مقابلش آزار دهد بلکه قصاص به لحاظ خود عضو و نقص حاصل از قطع آن صورت مىگیرد.بنا بر این، مدلول آیه آن است که مجنى علیه حق دارد جانى را ناقص العضو کند به گونه اى که اگر جانى دو باره آن عضورا پیوند بزند، مجنى علیه باز حق خواهد داشت دوباره آن را جدا کرده و او را ناقص العضو کند. زیرا خود عضو، متعلق حق مجنى علیه است البته نه بدان معنا که او مالک (گرفتن) آن عضو باشد بلکه بدان معنا که او مالک گرفتن آن عضو و ناقص کردن جانى است.
حاصل کلام آنکه آیه به صراحت دلالت برمقابله میان خود اعضاى مجنى علیه وجانى دارد چشم جانى درعوض چشم مجنى علیه و بینى او در عوض بینى وى و گوش او در عوض گوش وى و معناى روشنى که عرفا از این گونه ترکیب عبارت فهمیده مى شود همانا بدل قرار گرفتن و مقابله میان اعضاى دو طرف به صورت دادن و گرفتن است اگر یکى چشم دیگرى را گرفت و او را ناقص کرد، آن دیگرى نیز حق دارد چشم اورا بگیرد و وى را ناقص کند. بنا بر این، معناى قصاص اعضا، قصاص خود اعضا است از حیث وجود و عدم و نقص و عیب حاصل از آن، نه قصاص به لحاظ قطع و جدا شدن عضو از آن جهت که قطع و زخم است. دو نکته بر این سخن مترتب است:
1- نکتهء اول همان است که از مسالهء آینده به دست مى آید و آن اینکه مجرد قطععضو و جدا شدن آن سبب قصاص نمىشود، حتى نقص و عیب ناشى از قطع عضو هم اگر به صورت موقت باشد و پس از آن عین همان عضو ترمیم شود و به حال اول خود برگردد نیز سبب قصاص نمى شود، بلکه آنچه سبب قصاص است عبارت است از نقص عضو دائمى، یعنى مجنى علیه در مقابل نقص عضوى که به سبب جنایت جانى برایش حاصل شده، حق قصاص دارد. بنا بر این فقط تا زمانى که عضوى از مجنى علیه ناقص است، او حق قصاص خواهد داشت نه بیش از آن. در مسالهء آینده بحث بیشترى در این باره خواهد آمد.
2- نکتهء دوم که از همین مسالهء نخست بهدست مى آید آن است کهطبق مقتضاى قاعده، اگر جانى بعد از قصاص، عضو قطع شدهء خود را پیوند بزند، مجنى علیه حق دارد آن را دوباره جدا کند، زیرا این عضو جانى در مقابل عضوى است که از مجنى علیه ناقص شده بود. بنابراین مجنى علیه حق دارد جانى را از آن عضو ناقص کند، مقتضاى مقابلهاى که در آیه بیان شدههمین است.
این هردو نکته، اختصاص به مواردى دارد که عین همان عضو مقطوع ، پیوندزده شده به جاى خود باز گردانده شود نه عضوى از بدنى دیگر یا از جایى دیگر از بدن همان شخص به جاى عضو مقطوع پیوند زده شود. پیوند چنین عضوى مانعاز صدق نقص عضو اصلى که در عوض عضو مجنى علیه قطنع شده، نیست، این عضو جدیدى است که متعلق حق مجنى علیه و مشمول مقابله نمى باشد. این گونه پیوند عضو، نظیر موردى است که شخص متلف، مال دیگرى غیر از مال تلف شده را به دست آورد، این مال ربطى به مال تلف شده که ذمهء
متلف به آن مشمول است ندارد و ما در جاى خود به این نکته اشاره کردهایم.
یک مطلب دیگر ناگفته مانده و آن اینکه اگر مجنى علیه بعد از قصاص، عضو مقطوع خود راپیوند بزند، آیا در این صورت جانى حق خواهد داشت آن را دوباره جداکند؟
اشکالى نیست که آیهء شریفه ناظر به حق مجنى علیه برجانى است نه عکس، آن ولى مى توان ادعا کرد که عرفا از آیه، مقابله فهمیده مى شود، یعنى هرگاه عضو جانى در قبال عضو مجنى علیه باشد، همان عضو مجنى علیه نیز در قبال عضو جانى خواهد بود. بنا بر این وقتى مجنى علیه، عضو جانى را به قصاص قطع کرد، بعد از آن دیگر حق ندارد عضو خود را پیوند بزند و معناى این سخن آن است که اگر آن را پیوند زد، جانى حق خواهد داشت آن را قطع کند همان گونه که او عضو جانى را به قصاص قطع کرده بود.
مقام دوم: روایت خاص مربوط به این مساله فقط همان معتبرهء اسحاق بن عمار است که گذشت. در اینکه ضمیرکلمهء(فاقاده) به مجنى علیه بر مى گردد یا به جانى، دو احتمال وجود دارد:
احتمال نخست: ضمیربه کلمهء(رجلا) بر مىگردد کهدر آغاز کلام سوال کننده آمده است: (ان رجلا قطعاذن...) و مراد ازآن همان جانى است. بر این پایه، مقصود از (اقاده)، (اقاده به) است که به معناى (اقتص منه) مى باشد یعنى او را به سبب جنایتش قصاص مى کنند، چنانکه گفته مى شود:(اقاد القاتل بالقتیل قاتل در عوض مقتول قصاص شد.) و مقصود از(فاخذ الاخر...) نیز مجنى علیه است. براساس این احتمال،روایت ناظر به فرضى است که مجنى علیه بعد از قصاص جانى، گوش خود راپیوند زده باشد.
احتمال دوم: ضمیربه کلمهء(رجل) در عبارت (من بعض اذن رجل شیئا) بر مى گردد که همان مجنى علیه است. بر این پایه، مقصود از (اقاده)، (اقادمنه) است که معناى (اقتص له) مى باشد یعنى به خاطر مجنى علیه، جانى را قصاص مىکنند، چنانچه گفته مى شود:(استقاد الامیر فاقاده منه از امیر تقاضاى قصاص کرد) و امیر به خاطراو، جانى را قصاص کرد.
مقصود از دیگرى در عبارت فاخذ الاخر نیز جانى است .
براساس این احتمال، مورد روایت آن جا است که جانى بعد از قصاص، گوش خود را پیوند بزند.
سخنان فقها در تفسیر این روایت، روشن نیست اگر چه معناى ظاهر بیشتر آنها، حمل روایت براحتمال اول است، شاید بدان جهت که در(عبارت ان رجلا قطع من بعض اذن رجل شیئا) بازگشت ضمیر به موضوع محورى کلام سائل یعنى جانى، ظهور دارد. این استظهار در صورتى بى اشکال است که جملهء دوم روایت را (فرفع ذلک الى على) به صیغهء مجهول بخوانیم ولى اگر آن را به صیغهء معلوم بخوانیم، فاعل (رفع) ضمیرى است که به (رجل) دوم یعنى مجنى علیه برمى گردد و دراین صورت، مناسب است ضمیرى که بعد از آن در جملهء(فاقاده) مى آید نیز به مجنى علیه برگردد.
به هرحال، اشکالى نیست که پاسخ امام که در ذیل روایت فرمود:(انما یکون القصاص من اجل الشین) بیان نکته اى کلى و قاعده اى فراگیر در باب قصاص اعضا است و اختصاص به قطع گوش ندارد. این نکتهء کلى همان است که در مقام پیشین گفتیم یعنى آنچه موجب قصاص است و قصاص به جهت آن صورت مى گیرد، همانا عیب و نقصى است که به سبب جنایت پدید آمده است نه مجرد قطع و جدا شدن عضو.
چرا که مراد از (شین) در اینجا همان عیب و نقص جسمى است و مراد از عبارت (من اجل الشین) آن است که قصاص به سبب عیب و نقص جسمى انجام مى گیرد.عبارت (انما یکون القصاص) نیز ظهور در تعلیل دارد یعنى آنچه سبب وموجب قصاص است و درعین حال متعلق حق مجنى علیهبرجانى است، همانا عیب و نقصى است کهاز فقدان عضوى در بدن حاصل مى شود.
هر دو نکته اى که در مقام گذشته بیان کردیم، از این نکتهءکلى به دست مى آید، یعنى هم اینکه سبب و موجب قصاص اعضا، صرف قطع و جدا شدن عضو نیست بلکهفقدان آن عضو و ناقص شدن بدن است و هم اینکه1 به مقتضاى مقابله، حق مجنى علیه ایجاد همان نقص در بدن جانى است نه صرف قطع و جدا کردن عضو او و اگر جانى دوباره آن را پیوند بزند، حق مجنى علیه براى ایجاد نقص در بدن او به جاى خود باقى است.
اگر گفته شود: به محض قطع وجدا کردن عضو، عیب و نقص در بدن حاصل مى گردد و بنا بر این به محض قطع عضو مجنى علیه، قصاص ثابت مى شود.
در پاسخ مى گوییم: ظاهر تعلیل روایت آن است که قصاص برمدار فعلیت نقص و عیب به هنگام قصاص مى چرخد نه برمدار حدوث آن و گرنه قطعدو باره عضوى که جانى یا مجنى علیه پس از قصاص پیوند مى زند، جایز نبود زیرا به مجرد قطعاول، قصاص حاصل شده است، بلکه دراین صورت تعلیل مذکور معناى درستى نخواهد داشت. حاصل آنکه، ظاهر تعلیل و معناى آن، مقابلهء میان نقص عضو مجنى علیه و جانى است و صرف جدا کردن عضو کفایت نمى کند. برداشت این معنا از تعلیل همچنانکه مقتضى جواز قطع دو بارهء عضو است، مقتضى آن نیز هست که موضوع حق قصاص، بقاى نقص تا هنگام قصاص است نه صرف حدوث نقص سابق حتى اگر عین همان عضو، ترمیم شده و به حال اول خود برگشته باشد چرا که دراین صورت، موضوعى براى مقابله باقى نخواهد ماند.
بحثى که باقى مى ماند این است که آیا این حکم، اختصاص به مجنى علیه دارد و تنها او حق دارد جانى را از پیوند دوبارهء عضو مقطوعخود بعد از قصاص، منع کند یا در عکس این فرض یعنى در فرضى کهمجنى علیه پیش از قصاص، عضو مقطوعخود را پیوند بزند نیز، حکم مزبور صادق است؟
صحیح آن است که اگر احتمال نخست را درمورد روایت برگزینیم، نتیجهء آن ثبوت حکم در هردو صورت است . در صورتى که مجنى علیه بعد از قصاص، عضو خود راپیوند بزند، حکم مزبور به مقتضاى مورد روایت و در صورت عکس آن به مقتضاى تعلیل یاد شده، ثابت است. بلکه مى توان گفت: در
صورت عکس،حکم مزبور به اولویت ثابت است چرا کههرگاه جانى بعد از قصاص حق داشته باشد مجنى علیه را از بازگرداندن عضو مقطوع به بدن خود باز دارد، با آنکهبه ناحق و از سردشمنى عضو او را قطعکرده بود مجنى علیه به داشتن چنین حقى اولى است.
اما اگراحتمال دوم را برگزینیم و واقعهء مورد سوال را درروایت، آن بدانیم که جانى بعد از قصاص، عضو مقطوع خود را بازگردانده باشد نمى توان از روایت به دست آورد کهجانى بعد از قصاص،حق دارد عضو پیوند زدهء مجنى علیهرا قطع کند مگر آنکه ملازمه عرفى را کهدر مقام پیشین بیان کردیم یعنى مقابله طرفینى را بپذیریم، یا از تعبیر(ثم جاء الاخر) تعمیم را استفاده کنیم، به این معنا که مقصود،هر یک از آن دو است چه جانى باشد چه مجنى علیه هیچ کدام خصوصیتى ندارند و گرنه خصوصیت جانى بودن یا مجنى علیه بودن بیان مى شد.
مساله دوم از آنچه پیش از این گفته شد، پاسخ مسالهء دوم نیز روشن مى
شود. پیش تر چنین استظهار کردیم که سبب قصاص در اعضا، قطع بودن عضو است. بنا بر این هرگاه قبل از قصاص، عضو مقطوع پیوند زدهشود، ادله قصاص عضو، شامل آن نمى شود زیرا با پیوند عضو مقطوعبه بدن ، موضوع این ادله منتفى مىشود. از طرفى تعلیل موجود در معتبره استحاق، این مورد را در بر مى گیرد، بنابر این اگر هم ادله قصاص اطلاق داشتهباشد، آن رابا ظهور تعلیل روایت اسحاق قید مى زنیم.
البته این سخن منافاتى با آن ندارد که تا وقتى مجنى علیه، عضو مقطوعرا بهبدن خود پیوند نزده باشد، حق قصاص خواهد داشت.
گاهى براى اثبات سقوط حق قصاص عضو بعد از بهبود و سلامت آن، به روایاتى مانند مرسلهء جمیل استدلال مى شود:
عن جمیل عن بعض اصحابنا عن احدهما(ع) فى رجل کسر یدرجل ثم برات یدالرجل قال: لیس فى هذا قصاص ولکن یعطى الارش، جمیل از برخى از اصحاب از یکى از دو امام باقر یا صادق (ع) در مورد مردى که دست مرد دیگرى را شکست سپس دست آن مرد بهبود یافت،نقل کرد که فرمود قصاص ندارد ولى باید ارش بپردازد.
درمرسلهء دیگرى نیز به نقل از یکى از دو امام باقر یا صادق(ع) آمده است:
انه قال:فى سن الصبى یضر بها الرجل فتسقط ثم تنبت، قال:
لیس علیه قصاص و علیه الارش، امام (ع) درمورد مردى کهبه دندان کودکى آسیب رساند و آن دندان افتاد سپس دوباره رویید، فرمود: براو قصاص نیست ولى ارش هست.((19))
اشکال این استدلال علاوه برضعف سند روایت و مرسل بودن آن، این است که سقوط قصاص در مورد شکستگى دست از آن رواست که استخوانها به طور کلى قصاص ندارند. تعبیر( لیس فى هذا قصاص) ظهور در نفى قصاص از این نوع جنایت دارد نه اینکه چون شکستگى خوب شد قصاص ندارد. بنا بر این، روایت مذکور همانند برخى روایات معتبر دیگر است که مىگویند استخوان قصاص ندارد.((20)) دست کم چنین احتمالى مى رود و همین موجب اجمال روایت مى شود.
همچنین نفى قصاص درمورد دندان کودک که بعد از جنایت دوباره بروید، از آن روى است که این دندان، دندان اصلى نبوده بلکه موقت است و دندان اصلى قصاص دارد. بنا بر این
آنچه ما درپى اثبات آن هستیم از این روایت نیز به دست نمىآید. تنها راه اثبات مدعا منحصر به همان وجهى است که بیان کردیم.
برخى از بزرگان معاصر با تمسک به روایت اسحاق فتوا داده اند که اگر عضو بریده شده، بهبود یافته و به بدن متصل شود، قصاص ندارد.((21)) چنانکه از ظاهر سخنان شیخ مفید و
برخى دیگر از فقهاى پیشین نیز همین نظر به دست مى آمد.
درگذشته بخشى از این آراء را ذکر کردیم و در مسالهء آینده نیز به بخشى دیگر اشاره خواهد شد. حال جاى این پرسش است که آیا در این صورت، جانى باید دیهء عضو را بپردازد یا فقط محکوم به ارش است و لو میزان آن با حکومت تعیین شود؟
برخى با تمسک به اطلاق ادلهء دیهء قطععضو، گفته اند:
جانى باید دیه بپردازد، علاوه بر اطلاق،دلیل داریم کهحق مسلمان نباید هدر رود.
اما انصاف آن است که با فرض بهبود و اتصال عضو بریده شده، نمى توان دیهء عضو را اثبات کرد چرا که ظاهر ادلهء دیات اعضا آن است که دیه در برابر فقدان عضو و به عنوان قیمت آن است. بلى اگر عضوى همانند عضو مقطوع از بدن دیگرى بهبدن مجنى علیه پیوند زده شود، اطلاق ادلهء دیات با توجه به نکته اى که گذشت،شامل آن مى شود اما با فرض پیوند عین همان عضو مقطوع و به حال اول برگشتن آن بدون هیچ نقصى، ادلهء دیات اعضا شامل آن نمى شود. همچنین روایاتى کهمى گویند خون و یا حق مسلمان نباید هدر رود، ربطى به مقدار دیه و لزوم پرداخت آن از سوى جانى ندارند و فقط هدر نرفتن اصل حق را ثابت مى کنند اما براى تعیین مقدار دیه باید به ادلهء دیات و ارش رجوع کرد. بر این اساس در فرض مذکور فقط ارش واجب است ولو اندازهء آن به حکومت« یعنى به نظر قاضى» تعیین شود.
مساله سوم آیا به محض جدا شدن عضو حتى- اگر امکان علاج و پیوند آن وجود داشته باشد- جایز است جانى را قصاص کرد یا جایزنیست؟ ظاهر عبارت ابوالصلاح حلبى در کافى و شیخ مفید در مقنعه که بدانها اشاره شد، این است که تا از بهبود عضو، یاس حاصل نشود، قصاص جایز نیست. عبارت کافى چنین است:
لایجوز القصاص بجرح و لاقطع و لاکسر ولاخلع حتى یحصل الیاس من صلاحه، تا از بهبود زخم یا قطع یا شکستگى یا در رفتگى، یاس حاصل نشود، قصاص جایز نیست. ((22))
عبارت مقنعه نیز چنین است:
وینبغى ان ینظر الحاکم بالمجروح او المکسور حتى یعالج و یستبرى حاله باهل الصناعه فان صلح بالعلاج لم یقتص له لکنه یحکم على الجانى بالارش فیما جناه فان لم یصلح بعلاج حکم له بالقصاص، شایسته است حاکم انتظار بکشد تا مجنى علیهبه اهل فن مراجعه کرده و جراحت یا شکستگى خود را علاج کرده و بهبود یابد اگر با معالجه بهبود یافت حق قصاص ندارد و جانى محکوم به ارش مى شود و اگر بامعالجه بهبود نیافت، حق قصاص خواهد داشت.((23))
شگفت آن است که در این عبارات، زخم و شکستگى و دررفتگى نیز همراه قطعذکر شده اند با آنکه در مورد زخمهایى که قصاص دارند بى هیچ اشکالى، قصاص متوقف بربهبود و سلامت زخم نیست چرا که زخمها معمولا بهبود یافته و خوب مى شوند. شکستگى و دررفتگى استخوان نیز به حکم روایات، قصاص ندارند. شاید مقصود عبارت این باشد که درمورد قصاص زخمها واجب است صبر شود تا مقدار سرایت یا عدم سرایت آن بهاطراف معلوم گردد. اما این توجیه با آنچه در پایان عبارت مقنعه آمده است که در صورت بهبود زخم با معالجه، جانى قصاص نمى شود، تناسب ندارد. مگر آنکه مقصود از زخم، قطع عضو یا بخشى از آن باشد و دراین صورت، مدلول عبارت مذکور همان است که در مسالهء پیشین بیان کردیم یعنى سقوط قصاص در صورت پیوند عضو مقطوع وخوب شدن آن. احتمال آن نیز مى رود که مراد عبارت، آن فرضى
باشد که قطع وجدایى عضو به طور کامل انجام نگرفته باشد.
امکان خوب شدن چنین زخمهایى در آن روزگار هم معمولا ممکن بوده است.
درکتاب مختلف آمده است:
ابن جنید مى گوید: در قصاص زخمها نه قصاص نفس اولى آن است که بعد از بهبودى مجنى علیه، قصاص انجام گیرد چون ممکن است زخم به تلف شدن او بینجامد یا از اندازهء اولیهء خود گستردهتر شود. هرگاه قصاص تا خوب شدن زخم به تاخیر افتد،اندازهء زخم که قصاص به خاطر آن انجام مىگیرد، معلوم مىشود. اگر مجنى علیه بخواهد مىتواند قبل از خوب شدن زخم، قصاص کند، اما اگر بعد از آن زخم او گسترش یافت، جانى براى این افزایش نه قصاص مى شود و نه دیه مى دهد. اگر مجنى علیه خوب شد و قصاص کرد، سپس زخم او برگشت و منجر به تلف او شد قصاص ندارد چون شبهه در میان است و جانى باید دیه بپردازد ارش قصاص قبلى از دیه کم مى شود.
شیخ طوسى در مبسوط مى گوید: نزد کسانى قصاص زخمهاى موضحه جایز است و نزد کسانى دیگر جایز نیست مگر بعد از خوب شدن زخم و این راى به احتیاط نزدیک تر است چرا که بسا چنین زخمى منجر به مرگ و قصاص نفس شود.
سخن ابن جنید در مورد اینکه مبادرت به قصاص جایز است، قوى است زیرا حق ثابت مجنى علیه است و از این رو مشمولا (لجروح قصاص) که در آیهء قصاص اعضا آمده است، مى باشد ولى این سخن او درست نیست که گفته: (اگر زخم گسترده شد، جانى براى این افزایش نه قصاص مى شود و نه دیه مىدهد.) بلکه دراین مورد اگر جاى قصاص باشد، قصاص واجب است و گرنه دیه براو واجب خواهد بود.
همچنین این سخن او نادرست است که گفته :(اگر مجنى علیه خوب شد و قصاص کرد، سپس زخم او برگشت و
منجربه تلف او شد،قصاص ندارد.) بلکه دراین مورد نیز قصاص واجب است زیرا سبب قصاص که وقوع جنایت عمدى است، حاصل است.((24))
علامه درجاى دیگرى از کتاب مختلف مى گوید:
شیخ مفید گفته است: شکستن دست و هر استخوان دیگرى و هرگونه قطع عضوى که با معالجه خوب شود، قصاص ندارد و فقط درمواردى که با معالجه خوب نشود قصاص هست.
شیخ طوسى در نهایه مى گوید: کسى که عضوى از اعضاى انسان را قطع کند، اگر مجنى علیه بخواهد،واجب است قصاص شود. حکم جراحت نیز چنین است مگر آنکه جراحتى باشد که در قصاص آن بیم هلاک جانى برود، درجراحاتى از این قبیل مثل مامومه و جائفه، حکم به قصاص نمى شود بلکه حکم به ارش مىشود. شکستن اعضایى که با معالجه امید بهبود آنها مى رود نیز قصاص ندارد، بلکه باید مهلت داد تا شکستگى آنها چه راست و چه کج ببندد، آن گاه حکم به ارش مى شود. اگر شکستگى به گونه اى باشد که امید بهبود آن نرود، در هرحال باید جانى را قصاص کرد.
سلار مى گوید: (اگر جنایت به گونه اى باشد که اغلب در قصاص آن بیم هلاک قصاص شونده برود، قصاص ندارد بلکه دیه خواهد داشت اما اگر بیم هلاک نرود، مجنى علیه میان قصاص و دیه مخیر است. درمورد جنایاتى که بهبود یافته و خوب مىشوند قصاص نیست بلکه فقط حکم به ارش مىشود، قصاص درمواردى است که اثر جنایت بهبود نیافته و
خوب نشود.)
درست آن است که بگوییم: شکستن اعضا و استخوانها قصاص ندارد، یا از آن رو که قصاص آنها موجب هلاک مى شود و یا از آن رو کهنمى توان به آن اندازه اى از کیفر که جانى مستحق
آن است دست یافت. درجنایات دیگر غیر از شکستگى، نیز اگر بیم هلاک برود قصاص نیست و اگر بیم هلاک نرود قصاص واجب است چه اثر جنایت بهبود یافته باشد چه نیافته باشد، به دلیل آنکه در آیه به طور عام آمده است:(والجروح قصاص).
حال آنکه سلار هنگام برشمردن جراحات مى گوید: (درهفت مورد از آنها قصاص هست و در مامومه و جائفه قصاص نیست).
با آنکه گمان خوب شدن اکثر آنها غالب است. اگر مقصود او جنایاتى باشد که مشتمل برشکستگى است، راى او موافق راى شیخ طوسى و شیخ مفید است.
ابوالصلاح حلبى مى گوید: (فقط زخمهایى که امیدى به علاج آنها نباشد- مانند قطع دست و پا و انگشت- موجب قصاص است به شرط آنکه شرایط قصاص فراهم بوده و بیم هلاک شخص قصاص شونده نرود. اما شکستگى و دررفتگى و کوفتگى و زخمهاى التیام یافته و مامومه و جائفه و شبیه آنها، هیچ کدام قصاص ندارند.) این سخن ابوالصلاح همان اشکال پیشین را دارد.((25))
به نظر ما،اولا، شکستگى استخوان- چنانکه گذشت- قصاص ندارد و تفصیل این بحث درجاى خود باید بیاید. اما زخمهایى که قصاص دارد بى هیچ اشکالى اجراى آنها متوقف برخوب نشدن زخم نیست، چه در غیر این صورت هیچ زخمى قصاص نخواهد داشت. فقط بحث در این است که آیا واجب است صبر شود تا زخم خوب گردد یا واجب نیست؟ وجوب صبر بدان لحاظ است که مقدار جنایت مشخص شود چرا که احتمال دارد زخم منجر به مرگ شود یا بر مقدار آن افزوده شده و گسترش یابد. بنا بر این اگر قبل از خوب شدن زخم، جانى
قصاص شود، این قصاص مانع از آن است که جانى را باردیگر براى سرایت و گسترش زخم، قصاص کنند، زیرا مستلزم جنایت تازه اى درضمن قصاص است. چنانکه گذشت این
بحث درسخن ابن جنید مطرح شده بود اگر چه علامه با آن مخالفت کرد.
این بحث خارج از مطلب مورد بحث ما در اینجا است، چرا که به محض تحقق زخم، صرف نظر از سرایت یا عدم سرایت آن، ادلهء قصاص زخمها شامل آن مى شود و پس از آن جاى این بحث هست که اگر زخم اولیه گسترش یافت آیا زخم تازهء زاید، قصاص دارد یا نه؟
ثانیا، درمورد قصاص اعضاء گفتیم که موضوع و موجب این قصاص ، هم به مقتضاى مقابله اى که در ادلهء قصاص آمده است و هم به مقتضاى معتبرهء اسحاق بن عمار، عبارت است از تحقق نقص و عیب در بدن مجنى علیه. حال جاى این پرسش است که آیا واجب است صبر شود تا وضع عضو مقطوع روشن گردد، اگر ترمیم شد و به حال اول خود برگشت، قصاص نخواهد داشت و اگر معلوم شد که بهبود نمىیابد آن گاه قصاص مستقر خواهدشد؟ یا صبر واجب نیست بلکه تا وقتى عضو، همچنان مقطوع است و به بدن وصل نشده، مجنى علیه حق قصاص دارد، چرا که در این حالت، نقص و عیب که موجب قصاص است تحقق یافته و فقط نهایت امر آن است که اگر مجنى علیه بعد از قصاص، عضو خود را پیوند زد، جانى حق خواهد داشت آن را جدا کند و بالعکس؟
انصاف آن است که اگر از ادلهء قصاص اعضا ولو به کمک معتبرهء اسحاق چنین استفاده کردیم که موضوع و موجب این گونه قصاص همانا نقصان عضو است نه صرف تحقق قطع و جدا شدن عضو، آنچه عرفا از این سخن فهمیده مى شود آن است که موجب قصاص، عبارت است از استمرار نقص در بدن از ناحیه همان عضو قطع شده. پس باید در وضع این عضو تامل شود و صبر کرد تا نتیجهء معالجهء آن روشن گردد، پیش از روشن شدن نتیجهء معالجه، قصاص کردن بى جا و نادرست است، نهاینکهقصاص به جا است ولى در نهایت امراگر یکى از دو طرف، عضو مقطوع خود را پیوند زد دیگرى حق دارد آن را دوباره جدا کند.
آرى، اگر به جاى عضو قطع شده، عضوى همانند آن از بدنى دیگر پیوند زده شود، حق قصاص ساقط نخواهد شد، زیرا چنین پیوند عضوى به منزلهء به دست آورن عضو جدیدى است نه
ترمیم همان عضو سابق.
از آنچه تاکنون گذشت، نتایج زیر به دست مى آید:
1 -اگر کسى عضوى از شخص دیگرى را قطع کند- عضوى از اعضایى که در آنها قصاص هست- و در عوض آن قصاص شود، سپس یکى از آن دو، بخواهد عضو مقطوع خود را پیوند بزند و به حال اول برگرداند، دیگرى که عضو او همچنان ناقص است حق خواهد داشت او را منع کند، و آن را دوباره جدا سازد. آرى اگر عضوى غیر از عین همان عضو قطع شده را به بدن خود پیوند بزند، دیگرى حق نخواهد داشت او را منع کند چنانکه مثلا کسى چشم دیگرى را درآورد و او چشم زنده یا مرده اى را به جاى آن بکارد، یا نرمى گوش کسى قطع شود و او تکه اى از گوشت بدن خود یا بدن دیگرى را با عمل جراحى پلاستیک به جاى آن بگذارد.
2 -اگر کسى عضوى از اعضایى را که قصاص دارند، از بدن دیگرى قطع کند و قبل از آنکه قصاص شود، مجنى علیه عضو قطع شده را پیوند زده و به جاى خود برگرداند، حق قصاص ساقط مى شود و اثبات دیه نیز براى آن مشکل است بلکه پرداخت غرامت باید به حکومت تعیین شود. این در صورتى است که عین همان عضو قطعشده را پیوند زده باشد، اما اگر عضوى را از خارج بدن خود به دست آورده و به بدن خود پیوند بزند، حق قصاص یا دیه- چنانکه پیش تر اشاره کردیم- براى او محفوظ است.
3 -درموارد قصاص اعضاء واجب است صبر شود تاوضع معالجه و بهبود عضو قطعشده، روشن گردد، اگر خوب شد، قصاص منتفى مى شود و اگر خوب نشد،قصاص مستقر خواهد شد.
این حکم نیز در صورتى است که علاج با عضوى از بدنى دیگر انجام نگرفته باشد بلکه عین همان عضو قطع شده، پیوند زده شود، و گرنه از هماناول، قصاص مستقر است.
والحمداللّه رب العالمین و الصلوه و السلام على سیدنا محمد و آله الطاهرین.
مفهومغناى حرام
محمد مومن قمى بىتردید غنا از موضوعاتى است که حکم حرمت در شریعت اسلامى بدان تعلق گرفته است. این ادعا در گفتار فقهاى بزرگوار و نیز در روایات اهلبیت(ع) مشهود است. در این نوشتار نخست پارهاى از آراء فقها را ذکر کرده و در پى آن، متعرض روایات مربوط خواهیم شد.
دیدگاه برخى از فقها پیرامون غنا شیخ صدوق در مقنع (در کتاب حدود، باب شرب خمر و غنا) گوید:
از غنا پرهیز کن، زیرا خداوند بر آن وعدهء آتش داده است.
شیخ مفید در کتاب مقنعه (در ابواب مکاسب) گوید:
درآمد زنان آوازخوان حرام است و فراگیرى و آموزش آن نیز در شریعت اسلام حرام است.
پیداست که حرمت مزدگرفتن در برابر غنا براى زن آوازخوان و حرمت آموزش و فراگیرى آن تنها به خاطر حرمت خود غنا است. بنابراین حرمت غنا اصل و حرمت این امور فرع حرمت آن خواهد بود.
شیخ طوسى در کتاب نهایه در باب مکاسب محرمه چنین آورده است:
در آمد زنان آوازخوان و فراگیرى غنا حرام است.) از این گفتار نیز - چنان که در ذیل گفتار شیخ مفید بیان شد- به دست مىآید که خود غنا حرام است.مرحوم محقق در کتاب نکت بر عبارت فوق چنین حاشیه زده است: (این حکم نزد ما اجماعى است.)
ابوالصلاح حلبى در کتاب کافى در فصل مربوط به کارهاى حرام((26)) مىگوید:
ابزار لهو همچون عود، تنبور، طبل، نى و امثال آنها و نیز ساختن آنها به منظور نواختن با آنها و تمام انواع غنا حرام است.
قاضى ابن براج در کتاب مهذب در باب انواع مکاسب((27))آورده است :
اما آنچه که در همهء حالات ممنوع است هر حرامى است... و از جملهء آن محرمات، غنا است.
سلار در مراسل در فصل مکاسب مىنگارد:
از جملهء حرامها درآمد زنان آوازخوان است.
محقق(قده) در کتاب شرایع، در نخستین فصل از کتاب تجارت در مقام شمارش انواع کسبهاى حرام آورده است:
نوع چهارم: کسبهاى ذاتا حرام است، مثل مجسمهسازى و غنا.
همچنین شرایع در کتاب شهادات ذیل شرط عدالت آورده است:
در اینجا مسائلى مطرح است... پنجم: کسى که صدایش را بکشد به گونهاى که داراى ترجیع و طرب باشد فاسق مىگردد و شهادتش رد مىشود، همچنین شنوندهء چنین آوایى نیز حکمش چنین است.
البته چنان که هویداست مرحوم محقق در این عبارت از عنوان غنا نام نبرده است.
علامه در قواعد در مقام شمارش انواع تجارت ممنوع مىنویسد:
نوع چهارم: تجارتى که شرع مقدس بر حرمت عین آن تصریح کرده است مثل مجسمهسازى و غنا و آموزش و شنیدن آن و مزد زن آوازخوان. البته در عروسى مزد زن آوازخوان اجازه داده شده است، در صورتى که به باطل سخن نگوید و با آلات لهو ننوازد و با مردان مختلط نباشد.
فرزند علامه، فخرالمحققین در کتاب ایضاح پس از نقل این که
ابنادریس حتى مزد زن آوازخوان در عروسیها را حرام مىداند،آورده است:
دیدگاه ابنادریس از نظر من قوىتر است، زیرا این روایت یعنى- روایتى که این مزد را تجویر کرده - جزء اخبار آحاداست و نمىتواند با دلیل مانع- یعنى روایاتى که آوازخوانى زن را به طور مطلق حرام دانسته- تعارض کند، چون این روایات متواترند.
مرحوم علامه(قده) در کتاب ارشاد در ضمن بر شمردن انواع مکاسب حرام مىنویسد:
چهارم« از اقسام تجارتهاى حرام» آن دسته از مکاسب است که خود به خود حرامند، مثل مجسمهسازى و غنا.
شهید ثانى در کتاب مسالک (کتاب شهادات) آورده است:
غنا از نظر فقهاى امامیه حرام است، خواه تنها با صوت انجام گیرد یا آلات غنا به آن ضمیمه گردد.
محقق در کتاب مختصر النافع در ضمن بر شمردن اقسام تجارتهاى حرام گوید:
پنجم کارهاى حرام است همچون مجسمهسازى و غنا.
در ریاض- ذیل عبارت مذکور- نوشته است:
غنا به معناى کشیدن صدا است که در برگیرندهء ترجیع و طرب باشد یا چیزى است که در عرف بدان غنا گویند هر چند طربآور نباشد. تفاوت نمىکند که غنا در شعر باشد یا در
قرآن یا در چیز دیگر، حرمت غنا حکم اصح و اقوى است، بلکه
چنان که برخى از بزرگان حکایت کردهاند اجماع فقها بر آن قائم شده است. و چنین اجماعى در کنار روایات صحیح مستفیض و غیر آن حجت است.
ایشان آنگاه روایات دال بر حرمت غنا را بر شمرده است. مورد اجماعى که ایشان ادعا کرده اصل حرمت غنا مىباشد. فقیه فقید خوانسارى(قده) در جامعالمدارک ذیل همین مبحث آورده است:
اما در حرمت آن اختلافى نیست...
علامه در ارشاد،ضمن کتاب شهادات ذیل شرط عدالت شاهد آورده است:
شهادت کسى که با آلات قمار بازى مىکند مردود است...
شهادت کسى که به غنا گوش فرا مىدهد نیز مردود است. غنا صوتى است که در بر گیرندهء ترجیع و طرب باشد هر چند در قرآن باشد. همچنین شهادت غنا کننده، مردود است.
مقدس اردبیلى در کتاب شرح ارشاد مىگوید:
در حرمت غنا و شنیدن آن نزد فقهاى امامیه تردیدى نیست و شاید بتوان بر آن ادعاى اجماع کرد و روایات فراوانى بر حرمت آن دلالت دارد.
وى پس از ذکر چند روایت آورده است:
مشکل، معنا و مفهوم غنا است. مشهور در معناى غنا، همان است که در متن ارشاد آمده است، یعنى کشیدن صدا همراه با ترجیع و طرب... و برخى از فقها مفهوم غنا را مقید به مطرب ندانستهاند، در این صورت غنا به طور مطلق حرام است چه طربآور باشد و چه نباشد.
به هر حال بر هر دو فرض تمام معناى گفته شده براى غنا در شرع و درلغت بیان نشده است. در قاموس آمده است:
(غنا) مثل(کسا) نوعى از صوت است که با طرب آمیخته شود.
از این عبارت استفاده مىشود که غنا مطلق صوت طربآور است. از این رو تعریف غنا به عرف واگذار مىشود و هر چه را که عرف غنا بشناسد انجام و شنیدن آن مطلقا حرام است، چه در قرآن باشد یا در شعر یا چیز دیگر. خلاصه سزاوار نیست دست از تعریف مذکور بکشیم، چرا که این تعریف غنا مشهور است و مصنف و محقق و دیگران همین تعریف را براى غنا پذیرفتهاند.
گفتنى است که گفتار محقق اردبیلى در اینجا مانند صریح است و دلالت دارد که بىتردید و شاید هم بدون اختلاف، غنا با معنایى که دارد موضوع حرمت بوده و حرام است. مشکل معناى غنا است، نه آن که یک قسم از غنا حرام بوده و قسم دیگر حرام نبوده یا احتمال اباحه در آن وجود داشته باشد.
بارى، اختلاف در صوت و آوایى است که خالى از ترجیع و طرب است. در واقع نمىدانیم که عنوان غنا بر چنین صدایى صادق است یا نه. اما وقتى پذیرفتیم که غنا است دیگر در حکم آن یعنى حرمت، اختلافى نیست.
از این رو، این گفتار محقق اردبیلى در اینجا قرینه است که مراد او در شرح عبارت علامه در کتاب متاجر که از ارشاد آورده است، همین معنا است. آنجا که مىگوید:
در مورد غنا گفته شده: آن کشیدن آواى انسان است مشروط بر این که در برگیرندهء ترجیع و طرب باشد. ظاهرا در این صورت بدون اختلاف، انجام غنا، مزد گرفتن براى آن، فراگیرى و آموزش و گوش دادن به آن حرام است. برخى از فقها معناى غنا را به عرف واگذار کردهاند. بنابراین، هرچه را که عرف غنا نام نهد حرام است، هر چند مشتمل بر ترجیع یا طرب نباشد، زیرا غنا واژهاى است که معناى آن در شرع حرام است، با این حال معناى آن در شرع بیان نشده است. از اینرو معناى آن به عرف واگذار مىشود و ظاهرا عرف بر آواى کشیده هر چند بدون طرب باشد غنا اطلاق مىکند. پس چنین آوایى حرام است، زیرا تقسیم غنا به طربآور و غیرطربآور صحیح است، بلکه بعید نیست بر آوایى که ترجیع هم نداشته و در گلو پیچیده نشود غنا اطلاق گردد و سزاوار است از آن اجتناب شود.
تعریف نخست مشهورتر است. شاید وجه اشهر بودن تعریف نخست آن باشد که غنایى که حرمتش با اجماع معلوم است غنایى است که داراى دو قید طرب و ترجیع باشد. اگر این دو قید را نداشته باشد مشمول اصل اباحه خواهد بود، هر چند مدلول ادله اعم است... بلکه اجماع بر حرمت غنا و تخصیص آن به دو قید مذکور نیازمند دلیل است.
شاید گفته شود: روایات حجت نیستند و آنچه اجماع و شهرت بر آن قائم شده غنا به همراه دو قید ترجیع و طرب است. پس نسبت به غیر آن دو حجت نیست و اصل «اباحه» دلیل قوى و احتیاط نیز واضح است.
مقصود محقق اردبیلى این است که چون برخى از فقها دو قید ترجیع و طرب را در مفهوم غنا اخذ کردهاند و اخبار و اجماع هر چند که بر عنوان غنا واقع شده اما اعتبار این دو قید در مفهوم غنا در گفتار برخى از اجماع کنندگان آمده و اعتبار این دو قید، احتمال دارد. بنابراین، ناگزیر اجماع و شهرت تنها با وجود دو قید مذکور پذیرفته مىشود و روایات با نبود اجماع یا شهرت حجت نخواهند بود. مقصود ایشان آن نیست که اگر صدق عنوان غنا را بپذیریم، حجتى بر آن وجود ندارد.
با توجه به توضیح عبارت محقق اردبیلى ضعف گفتار صاحب مفتاح الکرامه روشن مىگردد. وى در کتاب متاجر از کتاب مذکور آورده است:
آنچه مقدس اردبیلى در مجمعالبرهان آورده مبنى بر این که غنا تنها در صورتى که همراه دو قید ترجیع و طرب باشد حرمت آن بالاجماع معلوم است و بدون آن دو قید بر اصل اباحه باقى خواهد بود، گفتارى بس سست است.
اشکال صاحب مفتاح الکرامه ناشى از عدم دقت او در دریافت مقصود محقق اردبیلى بوده است - و اللّه العالم- صاحب حدائق- بعد از ذکر دو تعریف گفته شده براى غنا به نقل از فقها- گوید: تا آنجا که من مىدانم در حرمت غنا اختلافى نیست.((28))
صاحب جواهر در کتاب تجارت آورده است:
از آن قسم (یعنى از تجارتهایى که خودبهخود حرام است، غنا است- به کسر و مد همچون کسا- که در حرمت آن اختلافى نیست، بلکه دو قسم اجماع (محصل و منقول) بر حرمت آن قائم شده است. روایات نیز در حد تواتر است... حتى مىتوان ادعا کرد که حرمت غنا ضرورت مذهب است.
وى همچنین در کتاب شهادات گوید:
بدون اختلاف غناکننده- و آن نزد مصنف و فاضل در ارشاد و تحریر عبارت است از: کشیدن صدا به همراه ترجیع و طرب- فاسق شده و شهادتش
رد مىشود. چنین است حکم شنوندهء آن. در این حکم اختلافى نیست بلکه دو قسم اجماع بر حرمت غنا قائم شده
است.
چنانکه هویداست این سخنان فقهاى بزرگوار دلالت دارد که غنا عنوانى است که نزد فقها محکوم به حرمت است و بر این حکم مخالفى را نیافتیم، چنان که برخى از فقها بر آن ادعاى
اجماع داشتند، به گونهاى که صاحب جواهر ادعا کرد که حرمت غنا از ضروریات مذهب تشیع است. به نظر مىرسد در این فتواى فقهاى بزرگوار که عنوان غنا موضوع حرمت است،
تردیدى نمانده باشد.
ادله حرمت غنا از میان ادلهء لفظى، قرآن کریم متعرض حرمت عنوان غنا نشده است اما دستهاى از روایات بر حرمت شرعى غنا دلالت مىکنند. این روایات چند طایفهاند: دسته نخست:
دستهء نخست، روایات مستفیضى است که غنا را از مصادیق قولالزور در آیهء شریفهء (فاجتنبوا الرجس من الاوثان واجتنبوا قول الزور)((29))دانستهاند.
به عنوان نمونه در صحیحهء هشامبن سالم که در تفسیر علىبن ابراهیم قمى آمده، از امام صادق(ع) روایت شده که در ذیل آیهء(فاجتنبوا الرجس من الاوثان واجتنبوا قول الزور)
فرمود: رجس از اوثان، شطرنج است و قول زور غنا است.((30))
در مرسل ابن ابىعمیر از برخى اصحابش از امام صادق(ع) روایت شده که در ذیل آیهء فوق یعنى: (واجتنبوا قول الزور) فرمود:(قول زور همان غنا است.)((31)) از طرفى مرسل بودن این روایت موجب ضعف سند آن نخواهد بود، زیرا نجاشى در مورد ابن ابىعمیر گفته است: (اصحاب ما به مرسلهاى ابنابىعمیر اعتماد دارند.)
در روایت زید شحام آمده:
از امام صادق(ع) از تفسیر آیهء شریفهء(فاجتنبوا الرجس من الاولاثان واجتنبوا قول الزور) پرسیدم. امام(ع) فرمود: رجس از اوثان، شطرنج است و قول زور غنا است.((32))
در سند این روایت تنها در مورد وثاقت درستبن ابىمنصور واقفى جاى تامل است که علماى رجال به وثاقت او تصریح نکردهاند. تنها پارهاى از اصحاب اجماع از او روایت کردهاند و از محقق در کتاب معتبر حکایت شده که او معتقد به صحت روایتى است که درستبن ابىمنصور در سند آن باشد.
نظیر روایات فوق در تفسیر قولزور به غنا، روایات ابوبصیر((33))، عبد الاعلى((34))و محمدبن عمروبن حزم((35))است که همگى از امام صادق(ع) نقل کردهاند.
مراجعه کنید.
استدلال به این روایات بدینگونه است که آیهء شریفه فرمان به اجتناب از قول زور داده است و دستکم امر در وجوب حجت است، پس آیه در وجوب اجتناب از قول زور حجت مىباشد. وجوب اجتناب به معناى حرمت قول زور است. از طرفى قول زور در روایات مستفیض پیشین- که در میان آنها روایات معتبر نیز هست- به غنا تفسیر شده است، پس غنا حرام است و ظاهر روایات این است که غنا از آن جهت که غنا است مصداق قول زور مىباشد که به استناد آیهء شریفه حرام اعلام شده.
از عبارتهاى مرحوم شیخ انصارى(قده) در مکاسب محرمه به دست مىآید که وى مدعى است تفسیر قول زور به غنا ظهور در این دارد که غنا از مقولهء کلام است.
بنابراین غناى حرام اختصاص به موردى دارد که حاوى کلام و مضمون باطل باشد. در نتیجه آیهء فوق بر حرمت نفس کیفیت- غنا با صرف نظر از کلام باطل- دلالت ندارد.
توجیه این ادعا چنین است که(قول الزور) از نوع اضافهء مصدر به مفعول است و زور به معناى کذب یا هر چیزى است که از مسیر مستقیم منحرف باشد و مقول قول ظاهرا معنایى است که گوینده اراده کرده است. بنابراین ناگزیریم بگوییم: ظهور
آیه در نهى از بیان هر معناى دروغ یا باطل است. پس قراردادن غنا از مصادیق کلام دروغ یا باطل نشانگر آن است که مراد از غنا تنها جایى است که مفاد آن باطل و دروغ باشد. آنچه بیان شد مقصود شیخ انصارى است.
با این حال انصاف این است که گفتار مرحوم شیخ مخالف ظاهر مستفیض است، زیرا ظاهر این روایات آن است که غنا با معنایى که دارد و بدون هیچگونه قیدى قول زور است.
از این رو تقیید غنا به برخى از مصادیق آن- یعنى غنایى که مشتمل بر مفاد باطل باشد- خلاف اطلاق است که خبر مستفیض در آن ظهور دارد بلکه مىتوان مدعى شد که روایات مستفیض دلالت مىکنند بر این که غنا مطلقا مصداق قول زور است و از آنجا که غنا آوایى داراى کیفیت ویژه است و قوام آن بسته به همین کیفیت است- همراه با کلام باطل باشد یا نباشد- مصداق قولزور است و رعایت این اطلاق ما را به این نکته رهنمون مىکند که زور بودن غنا به لحاظ کیفیتى است
که مقوم غنا بودن آن است، از این رو اگر بپذیریم قول زور خود ظهور در خصوص موردى دارد که به لحاظ معنایش زور است اما غنا در مستفیضه به صورت مطلق از مصادیق قول زور
بر شمرده شده است. این مطلب شاهد آن است که مراد از قول زور خصوص موردى نیست که به لحاظ معنا زور باشد، بلکه لااقل شامل مواردى است که به لحاظ ادا و خصوصیت آوا زور است.
خلاصه آن که ظهور مستفیضه در این که مقصود از (قول زور) در آیهء مبارکه، غنا به صورت مطلق است، به حدى داراى قوت است که به صرف ادعاى مرحوم شیخ(ره) نمىتوان از این
ظهور دست شست.
روایات دسته دوم: دستهء دوم، روایات مستفیضهاى است که غنا را مصداق
لهوالحدیث دانسته که در آیهء شریفه آمده است:(ومن الناس من یشترى لهو الحدیث لیضل عن سبیل اللّه)((36))، برخى از مردم کسانى هستند که گفتار لهو را مىخرند تا از راه خداوند بازدارند.
در کتاب کافى از جمعى از اصحاب از سهلبن وشاء روایت شده که گفت:
از امام رضا(ع) شنیدم که در پاسخ پرسشى از تفسیر آیهء مذکور فرمود: از امام صادق(ع) از غنا سوال شده فرمود: غنا همان است که در آیهء (ومن الناس من یشترى لهو الحدیث لیضل عن سبیل اللّه) آمده است.((37))
اشخاص در سند این روایت بىاشکال هستند جز از ناحیهء سهلبن زیاد که این مشکل نیز سهل است زیرا در اسناد کافى در بسیارى از مواقع به صورت روایت جمعى از اصحاب از او آمده است و نیز به خاطر ادلهء دیگر.
در روایت محمدبن مسلم از امام باقر(ع) آمده است که گفت:
از امام شنیدم که مىفرمود: غنا از جمله محرماتى است که خداوند بر آن وعدهء آتش داده است. آنگاه این آیه را تلاوت نمود: (ومن الناس من یشترى لهو الحدیث لیضل عن سبیل اللّه بغیر علم و یتخذها هزوا اولئک لهم عذاب
مهین.)((38))برخى از مردم کسانى هستند که گفتار لهو را مىخرند تا بدون داشتن علم از راه خدا باز دارند و آن را به باد استهزا مىگیرند. براى ایشان عذابى خوارکننده است.
در روایت مهرانبن محمد از امام صادق(ع) آمده است که گفت:
از امام شنیدم که مىفرمود: غنا همان است که خداوند دربارهاش فرموده است:(ومن الناس من یشترى لهوالحدیث لیضل عن سبیل اللّه.)((39))
نظیر این روایات، روایت حسنبن هارون ((40))، عبدالاعلى((41))، ابوبصیر((42)) است که همگى از امام
صادق(ع) نقل کردهاند. مراجعه کنید.
بیان استدلال به این دسته از روایات به همان شیوه است که در ذیل دستهء نخست بیان شد زیرا این روایات غنا را به طور مطلق از مصادیق خریدارى حدیث لهو براى گمرا ه ساختن از راه الهى دانستهاند و آیهء شریفه دلالتدارد که خریدار چنین سخنى عذاب خوارکننده خواهد داشت و این که غنا را به صورت مطلق از مصادیق حدیث لهو دانستیم بدین خاطر است که غنا- یعنى آوا با کیفیت ویژه- در معرض آن است که شنوندهء آن را از راه خدا گمراه سازد و او را در معرض فرو افتادن در معصیتالهى قرار دهد.
گاردين : مذاكرات ايران و آمريكا تعليق شد
پیک ایران:
آفتاب: مذاكرات ايران - آمريكا، هنوز شروع نشده، متوقف شد. روزنامه گاردين مدعي شد كه دولت آمريكا، مجبور شده مذاكرات خود را با تهران، به طور موقت، تعليق نمايد.
اين روزنامه نوشت: به دنبال اعتراض دولت بغداد به انجام مذاكره با تهران بدون مشاركت عراقي ها، آمريكا تصميم به تعليق موقت اين مذاكرات گرفته است. دولت آمريكا قصد دارد تا زمان تشكيل دولت دائمي و رسمي در عراق، مذاكره با تهران را به تعويق بيندازد.
مذاكراتي كه قرار است بين ايران و آمريكا برگزار شود، نخستين تماس رسمي ديپلماتيك بين دو كشور در ربع قرن اخير بوده است.
گاردين از قول مقامات آمريكايي نوشت: از آنجايي كه مقامهاي عراقي نيز در اين مذاكرات احتمالي حضور خواهند داشت، براي انجام آن بايد منتظر تشكيل دولت جديد اين كشور شد.
مذاکرات ایران و آمریکا در یک سفارت آغاز شد
پیش از این هفته نامه عرب زبا الوطن خبر داد که مذاکرات ایران و آمریکا درباره عراق از هفته گذشته در سفارتخانه یکی از کشورهای هم پیمان آمریکا در عراق عملا آغاز شده است. به نوشته الوطن در این دیدار ، دو طرف در خصوص بررسی مسایل اساسی درمورد عراق و تعیین یک جدول کاری توافق کردند. برپایه این جدول کاری دو طرف درباره روند سیاسی عراق از جمله تشکیل دولت آینده این کشور، نیروهای وابسته به جمهوری اسلامی در عراق و چشم انداز حضور نیروهای نظامی آمریکا در عراق و چگونگی این حضور نظر خود را با طرف مقابل مبادله خواهند کرد.
جشن نوروزي،نه "عيد نوروز"
پیک ایران:
اين ايام شادي آور نوروزي در حال سپري شدن است از تمامي ايراندوستان خواهشمندم که از واژه"عيد" در کنار اين جشن بزرگ باستاني پرهيز کنند ، نوروز بزرگترين جشن ملي ايرانيان است ، عيد يک واژه عربيست که بعدها در موازات "عيد غدير" و " عيد فطر" وارد ادبيات ما شده است(در ضمن جشن نشانه شادي وشادمانيست، در حاليکه در اسلام گريه صواب دارد) و از قدبم هم اين روزهاي نخست سال را "جشن نوروزي" ميخواندند ، بهر حال اگر بگوئيم "نوروز" يا "جشن نوروزي"بهتر، و ايراني تر است، اين را بخاطر آگاهي بيشتر عرض کردم، حال خود دانيد.
اعلام آمادگی رژيم اسلامی, برای مقابله به حمله نظامی آمريکا
روشنگری:
*اعلام آمادگی رژيم برای مقابله با حمله نظامی و محتمل دانستن چنين حمله ای در پی تندتر شدن فضای برخورد بر سر محتوای مذاکرات مستقيم ايران و آمريکا در رابطه با عراق و نيز ادامه تلاش های همه جانبه آمريکا برای تصويب قطعنامه ای در شورای امنيت صورت می گيرد که در آن در قالب اولتيماتوم به رژيم اسلامی عملا دست آمريکا برای حمله نظامی به ايران باز گذاشته می شود.
روشنگری:رژيم اسلامی که رهبران و مسوولان آن تاکنون در وجه عمده در تبليغات خود تاکيد می کردند که آمريکا جرات حمله نظامی به ايران را نخواهد داشت؛ اکنون می گويند که چنين احتمالی را واقعی می دانند. با اين حال به جای دست برداشتن از ماجراجويی و در حالی که سرنوشت نهايی يک رويارويی نظامی با آمريکا و اتحاديه اروپا پيشاپيش روشن است و فاجعه عراق چشم انداز تجربی وحشت باری از آينده پس از اشغال را به نمايش گذاشته است, همچنان تاکيد می کنند که ملت ايران بايد خود را فدای رژيم و سياست های هسته ای اش سازد. در اين زمينه خامنه ای در سخنانی در جمع بسيجی ها با اشاره به آنچه "استمرار تهديدات دشمنان" خواند گفت: "ممكن است اين تهديدات در مواردى هم عملى شود". وی خواستار شد در اين صورت مردم به خاطر حفظ رژيم فداکاری کنند.
به دنبال سخنان خامنه ای, ستاد كل نيروهاى مسلح رژيم با انتشار اطلاعيه ای ادعا کرد که نيروهای مسلح رژيم "آمادگى كامل" داشته و آنچه که در اين اطلاعيه "تهديدات و افزون طلبيهاى دشمنان و بدخواهان " خوانده شد, بی نتيجه دانسته شده است.
اعلام آمادگی رژيم برای مقابله با حمله نظامی و محتمل دانستن چنين حمله ای در پی تندتر شدن فضای برخورد بر سر محتوای مذاکرات مستقيم ايران و آمريکا در رابطه با عراق و نيز ادامه تلاش های همه جانبه آمريکا برای تصويب قطعنامه ای در شورای امنيت صورت می گيرد که در آن در قالب اولتيماتوم به رژيم اسلامی عملا دست آمريکا برای حمله نظامی به ايران باز گذاشته می شود.
در مورد محور اول, آمريکا از زبان سخنگويان ديپلماسی خود تاکيد کرد که هدف مذاکرات با ايران واداشتن رژيم اسلامی به خوداری از مداخله در امور داخلی عراق است. در واکنش به اين برخورد نمايندگان ديپلماسی رژيم نيز اعلام کردند که هدف شان از حاضر شدن در مذاکرات بر سر عراق صرفا "تغيير رويكرد آمريکا در عراق است."
حميدرضا آصفى در 7 فروردين در پاسخ به اظهارات كونداليزا رايس در مصاحبه با CNN، گفت: "اگر چه ما به نيات آمريكا اعتمادى نداريم، اما نگرانى مضاعف ما از عملكرد غلط آمريكا در عراق از دلايل موافقت با درخواست مسوولان عراقى براى مذاكره است."
فاکتور ديگری که بر سرنوشت مذاکرات مستقيم بر سر عراق ابهام آفرين شده است, حمله تحريک آميز نيروهای نظامی آمريکا به مسجدی در بغداد است که طبق گزارش بی بی سی آن لاين کشته ها هفت عضو ارتش المهدی پيرو مقتدا صدر و سه عضو يک حزب شيعه ديگر و هفت شهروند غير نظامی بوده اند. اگر اين کشتار بخشی از سياست آمريکا در سرکوب گروههای شيعه طرفدار رژيم تهران در ادامه مخالفت با نتايج انتخابات عراق باشد, ترديدی نيست که بر نتيجه مذاکرات مستقيم دو طرف تاثير مثبتی باقی نخواهد گذاشت.
در مورد محور دوم نيز عليرغم مخالفت تاکنونی چين و روسيه با گنجاندن اولتيماتوم در بيانيه شورای امنيت خطاب به رژيم اسلامی, آمريکا همچنان به تلاش های خود برای کسب جواز حمله نظامی به ايران زير نام شورای امنيت ادامه می دهد. تازه ترين خبرها در اين زمينه حاکی از آن است که رايس روز چهارشنبه با ژاک شيراک در باره پرونده هسته ای ايران ديدار خواهد کرد. همچنين قرار است جلسه ای در روز پنجشنبه اين هفته با حضور وزرای خارجه پنج كشور عضو دايمى شوراى امنيت سازمان ملل به علاوه وزير خارجه آلمان براى بحث درباره پرونده هستهاى ايران در برلين برگزار شود.
جک استراو وزير خارجه انگليس در توضيح محور اصلی اين جلسه به خبرنگاران گفت:"ما در نشست برلين تصميم داريم اقدامات بعدى خود را در شوراى امنيت سازمان ملل متحد بررسى كنيم".
گفتنی است به دنبال طولانی شدن مذاکرات در شورای امنيت سازمان ملل برای تصميم گيری در باره اقدام جمعی اين شورا در قبال پرونده هسته ای ايران و مخالفت های روسيه و چين برخی از تحليل گران غربی اين احتمال را مطرح کردند که آمريکا مانند مورد عراق بدون جلب توافق شورای امنيت نسبت به حمله به ايران اقدام کند.
8 فروردین 1385 04:33
شورای امنیت درباره ایران نشست غیررسمی برگزار کرد
پیک ایران:
به گزارش خبرگزاری فارس اعضای شورای امنیت سازمان ملل روز دوشنبه نشستهای غیررسمی را درباره مسئله هستهای ایران برگزار کردند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه از مقر سازمان ملل به نقل از دیپلماتها، سفرای انگلیس، چین، فرانسه، روسیه و آمریکا که پنج کشور عضو دائم شورای امنیت و دارای حق وتو هستند، دو دور مذاکره را یکی در صبح و دیگری در بعدازظهر روز گذشته برگزار کردند.
در عین حال این پنج سفیر با 10 عضو دیگر غیردائم شورای امنیت مذاکره کرده و مقاصد خود را به اطلاع آنها رساندند.
پس از این نشست، «کنزو اوشیما»، سفیر ژاپن در سازمان ملل به خبرنگاران گفت: «نمیدانم آیا مناسب است این وضعیت را یک بنبست بنامیم یا نه اما مذاکرات در حال انجام است و این یک روند آسان نیست.»
وی افزود انتظار ندارد پیش از نشست وزرای خارجه پنج کشور عضو شورای امنیت در آلمان که قرار است پنجشنبه در برلین برگزار شود، توافقی حاصل گردد.
اوشیما گفت: «اگر آنها قرار است روز پنجشنبه در برلین دیدار کنند، انتظار میرود احتمالا تا آن زمان هیچ توافقی حاصل نشود. این مسئله آسان نیست.»
«وانگ گوانگ»، سفیر چین در سازمان ملل نیز گفت اروپاییها چندین پیشنهاد جدید را ارائه کردهاند و روسها نیز نظرات خود را دارند.
هشداری برای هواپيمائی ايران: اتحاديه اروپا پرواز هواپيماهای 'نا امن' را ممنوع کرد
روز:
حميد احدی
با اعلام تصميم اتحاديه اروپا برای ممنوع کردن پرواز خطوط ناامن به اروپا اين هشدار به مقامات هواپيمائی جمهوری اسلامی داده شده که در صورت ادامه روند سقوط هواپيماهای مسافر ايرانی اين احتمال وجود دارد که شرکت های ايرانی هم در فهرست پرواز ممنوع اروپا قرار گيرند.
در فهرستی که اتحاديه اروپا منتشر کرده ۹۲ خط هوايی بيشتر آفريقايی نام برده شده که فاقد استانداردهای بين المللی هستند اما اتحاديه تاکيد کرده است که هر سه ماه يک بار فهرست سياه به روز خواهد شد و بر اساس اطلاعات جديد شرکت هائی که فاقد استانداردهای لازم باشند از پرواز به اروپا منع می شوند.
ايران به دليل تحريم توسط آمريکا در ربع قرن گذشته همواره برای تامين قطعات یدکی هواپيماهای خود دچار مشکل بوده است و از همين رو در سال های گذشته تمايلی به خريد هواپيماهای روسی در مقامات ايرانی ديده شد که به علت کثرت سقوط های اين دسته از هواپیماها اين کار نيز کنار گذاشته شد و خريد هواپيماهای دست دوم با تعهد تامين قطعات در دستور قرار گرفت.
در سال های اخير ايران از جهت سقوط های هوائی در زمره کشورهای سانحه خيز منطقه و جهان شناخته شد اما هنوز به نسبت کشورهای افريقائی در وضعيت بهتری به سر می برد. اتحاديه اروپا در سال گذشته و پس از آنکه بيش از ۵۰۰ نفر در اثر سقوط هواپيما در نقاط مختلف دنيا جان باختند، دست به تهيه فهرست سیاه زد. اين فهرست بر اساس نظرات ۲۵ کشور عضو اتحاديه اروپا تهيه شده است.
فهرست ياد شده شامل ۵۰ شرکت هوايی از جمهوری دمکراتيک کنگو، ۱۴ شرکت از سيرالئون و نيز ۷ شرکت از سوازيلند است.
استانداردها
شرکت هايی که مشمول منع پرواز از سوی يکی از کشورهای عضو اتحاديه اروپا شوند قادر نخواهند بود که به ساير کشورهای اين اتحاديه (به اضافه نروژ و سوئيس) پرواز کنند.
اين شرکت ها می توانند تقاضا کنند که از فهرست ياد شده خارج شوند.ژاک بارو معاون کميسيون ترابری گفت: "اتحاديه اروپا اکنون رهيافت يکپارچه ای در زمينه منع فعاليت شرکت های هوايی دارد."
وی افزود: "اين فهرست سياه شرکت های هوايی را که عملکرد مطمئنی ندارند از اروپا بيرون نگه می دارد و اطمينان حاصل می کند که خطوط هوايی فعال در آسمان اروپا از بالاترين استانداردهای ايمنی برخوردار هستند."اتحاديه اروپا گفته است که اين فهرست را بر اساس معيارهايی نظير عدم تعمير به موقع هواپيماها و نيز استفاده از هواپيماهای قديمی تنظيم کرده است.
اتحاديه اروپا اميدوار است که با اين اقدام شرکت های هوايی را تشويق کند خود را با بالاترين استانداردها ايمنی انطباق دهند و نيز مانع از پرواز شرکت های بی احتياط به اروپا شود.
March 27, 2006
چون باد شدیم...
روز:
علیرضا اشراقی
ویکتور امانوئل سوم، پادشاه ایتالیا بود و واپسین شاه نیز هم. روزی ناچار شد تا یک نمایشگاه نقاشی را افتتاح کند. پادشاه به فنون رزم و جنگاوری آشنا بود و با سپاهیان روزگار میگذراند؛ اما از هنر اندک میدانست و کم مایه داشت. چارهای نبود. شاه به نمایشگاه آمد و پیش روی تابلویی ایستاد. داستان را اومبرتو اکو میگوید. درون قاب نقاشی، روستایی بود لمیده بر دامنه کوهی. همراهان و ملتزمان رکاب همه منتظر فرمایشی ملوکانه بودند و بیچاره شاه در این اندیشه که چه گوید. اندکی درنگ کرد و ذهن خالی خود را کاوید و سرفهای كرد و سرانجام با صدایی ریز و خفیف پرسید: جمعیت این روستا چقدر است؟
داستان ماست و روشنفکری ما. روشنفکرمان ایستاده است و دارد تخمین می زند که جمعیت روستا چقدر است و سرشماری نفوس میکند. به خیال مبارک هم هیچ نمیآورد که روبرویش تابلویی است نقاشی؛ و رنگ است و بوم است و کلک خیال انگیز. برای همین هم هست که نقشش به خطاست وخودش اندر خم یک کوچه؛سرگردان. معركه انتخابات و آن محشر صغرایی كه به پا شد را به یاد آورید. روشنفكران ما كجا بودند؟ بیشترشان خیره به تابلو.
نامش را میگذاریم تابلوی سیاست. بر سر این تابلو چه بیانیهها كه امضا شد و چوب حراجها كه بلند شد و فرود آمد. روشنفكران هم برای آنكه از هروله حاجیان باز نمانند و گذرگاه تنگ عافیت را جریده و گزیده نپیمایند ؛ لبیكگویان به سرای این چارسوق آمدند. بیرقها علم كردند و روضهها خواندند. نامها بسیارند. بگذریم از عبدالكریم سروش كه خود نیز نمیداند؛ حد وجودیاش كجاست: فیلسوف است یا سیاستمدار. اما داریوش شایگان چرا؟ او را به چه وردی جادو كردند كه پس از این همه سال زیستن زیر آسمانهای جهان، خود را به دیگ سیاست انداخت. گیریم كه یوسف اباذری از صدقه سری همسایگی با حمید رضا جلایی پور در دانشكده علوم اجتماعی تهران سیاستزده شده است. خوب؛ بابك احمدی و آیدین آغداشلو و مرحوم مرتضی ممیز را چه بگوییم؟ و بسیاری دیگر را؟ و محمود دولتآبادی را؟ آنان از بد كدامین حادثه به سیاست پناه آوردند؟ و به خود حق دادند كه به دیگران بگویند تا به كه رای بدهند؟
ناف ناخودآگاه روشنفكری ما را با سیاست بریدهاند. میگویند در فن ترجمه اصطلاحی وجود دارد؛ با نام افسون معنای اول. هر كس زبان دیگری یاد میگیرد و با واژگانی جز آنچه به زبان و لسان مادری میگوید، سر و كار پیدا میكند؛ دچار این افسون میشود: نخستین معنای هر واژهای كه می شنود، در ذهنش نقش میبندد و همواره آن را چنان كه اول بار شنیده است، معنی میكند. گل روشنفكری در ایران با پیمانه و در میخانه روسی سرشته شد. در این صد ساله، مفهوم روشنفكر در جامعهمان همیشه هالهای روسی داشت . خوش میگوید عباس میلانی كه حتی آنجا كه در صدر مشروطیت، روشنفكران ما از چشمه افكار انقلاب فرانسه سیراب میشدند؛ باز هم این اندیشهها را از صافی روسیاش درمییافتند. دیری نپایید كه لنین سوار قطار شد و به روسیه بازگشت و سوار قطار انقلاب اكتبر هم شد. از آن پس تعریف لنینی، لعابی تازه به پوسته روشنفكری روسی ما انداخت. برای همین است كه روشنفكر ایرانی مرام چریكی دارد. برای خودش پارتیزانی است. دوست دارد پرومتهوار ستایش شود. یك پا تخریبچی است. چرا نباشد؟ دارد به الگوی لنینیاش تمسك میجوید: باید فرصتها را بسنجد و از هر سوراخ فوریای كه باز شد؛ برای كسب قدرت اقدام كند. بنابراین دغدغه و مسئلهاش میشود سیاست. می شود خواب و خیالش، فكر و ذكرش، رویایش و دست از طلب نمیدارد تا كام دل برآرد. امثال فروغی و بدیعالزمان فروزانفر میشوند خارج از دایره روشنفكری اما خسروگلسرخی ها و... یكراست بر این اریكه می نشینند .آقای بهمن فرمانآرا فیلم میسازد و با یك بوس ناقابل كوچولو، ابراهیم گلستان را تخطئه میكند، اما هوشنگ گلشیری میشود نماد روشنفكر متعهد وطنی. آدمها به صرف مخالفتشان داعیه روشنفكری پیدا میكنند. انگار هم نه انگار كه: نه هر كه طرف كله كج نهاد و تند نشست؛ كلاهداری و آیین سروری داند.
روشنفکر ایرانی که سیاست زده میشود، چشمش هم خیره میشود به دهان اهل سیاست. به انگشت اشاره سیاستمداران آب و هوا را میسنجد و برایش مهم میشود که چه کسی آن بالا نشسته است و حکم میراند. نه این که خودش بخواهد حکومت کند؛ نه.کسی که او میگوید و میخواهد باید حکومت کند. کاری ندارد جز آن که به پای نظام سیاسی بپیچد و مردم و فرهنگشان را بهل می گذارد. مخاطبش میشود حاکمان و سیاستمداران. به زبان آنان میگوید و واژگانی را بر میگزیند که ایشان بفهمند. مخاطبش دیگر مردم نیستند. او برای مردم نمیگوید؛ بلکه از جانبشان به حاکمان میگوید. به گفته مصطفی ملکیان ؛ ندای ملت بی صدا میشود به جای آن که ناقد فرهنگ خطا باشد. خود را در جایگاه سخنگویی مردم مینشاند و برای خودش منبر می رود. شیوه آخوندی پیش می گیرد. برای هوادارانش حق مرشدی قایل میشود. اگر آخوندی به مردمان بگوید که به کدام نامزد انتخاباتی رای دهند؛روشنفکر ما بر میآشوبد و او را متهم میکند و به باد پرسش میگیرد که چرا از جایگاه روحانیاش چنین به نادرست بهره میجوید. اما خودش هم به همین راه میرود. سرمایه اندوخته اش را به ثمن بخس پای سیاست میریزد و علم و فلسفه و هنر و ادبیاتی که آموخته را چوب حراج میزند. پای بیانیه را امضا میکند و به دیگران میگوید که چه باید بکنند و به که باید رای دهند و کدامین راه را باید بروند. عیب واعظان میکند که چرا چنین جلوه بر محراب و منبر میکنند و از دین قدسی برای سیاست عرفی مایه میگذارند؛اما خود همان کار را می کند و دیگ روشنفکریاش را به روغن سیاست بار میگذارد و خلق را هدایت و ارشاد میکند.
وظیفه روشنفکر این نیست که به دیگران بگوید چه باید بکنند. او به چه حقی میخواهد این کار را بکند؟ این گفته میشل فوکو است . کار روشنفکر كوزهگری نیست تا به اراده سیاسی دیگران قالب دهد. کارش این است که رشتههای بدیهی را پنبه کند. آن چه را که بدیهی فرض میشود، بارها و بارها به پرسش بخواند و خیال مردم را بر هم زند و افسون گل سرخ عاداتشان را دمی به آشوب کشد و هر چه را که مانوس و مقبول است پراکنده کند.
روشنفکر کسی نیست که پای بیانیه را امضا کند؛ آن هم امضایی آسانگیر و شتابزده. اما روشنفکر چریک مسلک ما راحت امضایش را خرج میکند.برای همین هم دچار ادبار می شود و اعتماد مردمان را از دست میدهد.از دست دادن اعتماد به روشنفکرانمان بسیار هم خوب است. به فال نیکش میگیرم. باعث می شود خریدار سخن را بیابند و متاعشان را در بازاری عرضه کنند که مشتری داشته باشد.یادشان بیاید که کارهای دیگری دارند و ناکرده بسیار. بروند و فرهنگ عامه را شخم بزنند. فراموش نكنند که شاملو اول باید با حافظ بجنگد و او را رسوا کند. الناس علی دین ملوکهم شنیدهایم و می پنداریم اصلاح وضع جامعه تنها با صرف وقت و قوت برای اصلاح نظام سیاسی ممکن است. یک بار هم حدیث را از آن سوی بخوانیم و بدانیم که تا سیرت ناس همین باشد؛ برآمدن و فروافتادن ملوک بیفایده است. بر نظر پاک خطاپوش خود آفرین نگوییم و گاهی هم خلاف هروله حاجیان برویم.یاد آوریم از خیام نشابوری که چنین گفت و پایان داستان روشنفکری ماست:
یک چند به کودکی به استاد شدیم
یک چند به استادی خود شاد شدیم
پایان سخن شنو که ما را چه رسید
چون ابر درآمدیم و چون باد شدیم
استعفای مجدد شاهرودی: با اشاره به "مشکلات لاینحل" دستگاه قضایی انجام شد
خُسن آقا: یک توضیح را در باره این خبر لازم دیدم، آقایان هر از گاهی از این شامورتی بازی ها در می آورند تا مثلا به خوانندگان خبر بطرو غیر مستقیم القا کنند که آقایان از قدرت بیزارند (خلاصه از ما گفتن بود اینها همه سیاست بازی آخوندی است بشنو و باور نکن)
روز:
مریم سلیمانی
به گزارش خبرنگار روز محمود هاشمی شاهرودی رییس قوه قضاییه درخواست استعفای خود از این سمت را به رهبر جمهوری اسلامی داده است.
شاهرودی ناتوانی جسمی، دشواری های مسوولیت و مشكلات عدیده و لاینحل دستگاه قضایی كشور را از دلایل استعفای خود برشمرده است.
بر اساس گزارش ها شاهرودی پیش از این هم یك بار در ابتدای سال 84 از سمت خود استعفا داده بود، اما رهبری با توجه به در پیش بودن انتخابات ریاست جمهوری با این استعفا مخالفت كرده بود.
هنوز مشخص نیست آیا این بار استعفای وی پذیرفته می شود یا خیر.
مراسم زاد روز تولد زرتشت برگزار شد
ایلنا:
عصر دیروز مراسم زاد روز تولد زرتشت و روز به رسالت پیامبری رسیدن او، با حضور جمعی از زرتشتیان در موسسه فرهنگی "مارکار" بزرگ داشته شد.
به گزارش خبرنگار فرهنگ و اندیشه ایلنا، عصر دیروز مراسم بزرگداشت زادروز تولد و رسالت پیامبری زرتشت در موسسه فرهنگی "ماکار" با حضور جمعی از هموطنان زرتشتی برگزار شد.
در ابتدای این مراسم، بخشهایی از "گاتها" خوانده شد، پس از آن رییس انجمن زرتشتیان با بزرگ خوا ندن این روز برای زرتشتیان و همه ایرانیا ن، آرزوی نیک بختی و شادی کرد و در ادامه پیام موبد "کورش نیکنام"، نماینده زرتشتیان در مجلس شورای اسلامی برای حضار قرائت شد.
در این پیام از حضرت زرتشت به عنوان منجی ایرانیان و اولین پیامبری که ایرانیان را به یکتاپرستی دعوت کرده یاد شد و برای زرتشتیان و ایرانیان آرزوی نیکبختی شد.
در ادامه موبد "خورشیدیان" با بزرگ دانستن این روز، گفت: در این روز بزرگ، حضرت زرتشت زاده شد و پس از30 سال به پیامبری رسید. زرتشت پیامبر لبخند بود که شادی، مهر و نیک بختی را برای قوم ایرانی به ارمغان آورد.
وی در ادامه تصریح کرد: زرتشت؛ اولین پیامبر ایرانی بود که هزاران سال پیش، ایرانیان را به یکتاپرستی، عدل و دادپرستی دعوت کرد و برای همه جهانیان، مهربانی، دوستی و عشق را به ارمغان آورد.
موبد "خورشیدیان" در ادامه با اشاره به اینکه زرتشتیان وامدار و نگهبان فرهنگ اصیل ایرانی هستند، گفت: بسیاری از آیینهای اصیل ایرانی را پس از قرنها توسط زرتشتیان حفظ شده تا ما امروز، بتوانیم این روز را بزرگ بداریم. ایرانیان در این قرنها با مشکلات بسیاری روبرو بودهاند، اما هرگز یکتاپرستی را رها نکردهاند.
وی ادامه داد: زَرتُشت، زردهُشت یا زراتُشت( در اوستا زَرَثوشْتَرَ به تعبیری به معنی «دارنده روشنایی زرینرنگ» و به تعبیری دیگر «دارنده شتر زردفام» و سرانجام به معنای «ستاره زرین» است) نام پیامبر ایرانی و بنیانگذار دین زرتشتیگری یا مزداپرستی و سراینده گاهان (کهنترین بخش اوستا) است، برخی از زرتشتیان تنها به خواندن اوستا اکتفا میکنند، اما گاتاها مهمترین بخش کتاب زرتشتیان است که کتاب اوستا برای شرح و تفسیر این بخش نوشته شده است که خواندن آن به فهمیدن "گاتاها" کمک خواهد کرد.
وی، در پایان سخنان خود برای ایرانیان، آرزوی نیکبختی، جهانی عاری از ظلم و ستم یاد کرد و یادآور شد: در دین ما، زرتشتیان باید جهان را بهتر از آن گونه که تحویل میگیرند، در هنگام مرگ، به ایران واگذار کنند.
همچنین در ادامه "توران شهریاری"، با اشاره به اهمیت دین زرتشت و آموزههای او و بزرگداشت این روز، گفت: دین زرتشت تاثیر عمیقی بر جهان گذاشته و یونسکو 30 مورد از اساسنامه خود را از دین زرتشت که همان حق برابری زن و مرد، حق آزادی کار و حق آزادی بیان از این دین گرفته است.
وی در ادامه اساس دین زرتشتی را بر پایه مهر و خرد دانست و گفت: زرتشت قرنها پیش پایه دین خود را بر اساس مهر و خرد گذاشت چیزی که امروزه از آن به عنوان عقل و عشق یاد میشود، اما امروز جهان به سمتی میرود که تنها عقلمدار است و عشق و مهر در حال فراموشی است.
وی، در ادامه سخنان خود از تقدس عدد "هفت "یاد کرد و اظهار داشت: عدد هفت در میان تمام اقوام جهان از اهمیت و اعتبار خاصی برخوردار است و این عدد در دین زرتشتی به معنای پیر است و پیر در عرفان ایرانی از اهمیت خاصی برخوردار است که در نهایت "اهورمزدا" خردمند بزرگ است.
وی در پایان سخنان خود شعری را که برای این مراسم سروده بود، برای حاضران قرائت کرد.
گفتنی است؛ در طول این مراسم، بخش هایی از گاتها قرائت شد و در کنار آن زرتشتیان با اجرای موسیقی و آواز به شادی پرداختند.
بازگشت بیسروصدای سیروس ناصری از ایران
بازتاب: سیروس ناصری، نایب رئیس هیأت مدیره شرکت «کیشاورینتالاویل» و عضو سابق تیم مذاکرهکننده پرونده هستهای، در آخرین روزهای سال 84، به ایران آمده و پس از توقفی کوتاه دوباره به اروپا بازگشته است.
بنا بر این گزارش، در آذرماه گذشته و پس از فشار رسانهها، پرونده اتهامات کلان شرکت اورینتالکیش گشوده شد و تعدادی از متهمان آن در نخستین جلسه رسیدگی به اتهامات خود حاضر شدند. اما در آن زمان، سیروس ناصری حاضر به بازگشت به ایران و شرکت در دادگاه نشد و این در حالی بود که در آن جلسه، مسئله رشوه بیش از نیم میلیون دلار از حساب سوئیس سیروس ناصری به مشاور عالی شرکت نفت و گاز پارس برای موفقیت در قراردادهای نفتی از سوی نماینده دادستان اعلام شد.
پیش از این رسانهها از حضور کسی که در معاملات کلان نفتی حضور داشته و مورد اتهاماتی نیز باشد، در تیم مذاکرات هستهای انتقاد کرده بودند و از مدتی پیش، ناصری از این تیم کنار گذاشته شده است.
شیراز هم یادش بخیر/ یادی از شیراز قدیم شیراز
این روزها وقتی پای صحبت قدیمیها مینشینیم، میگویند شیراز هم یادش بخیر، یادش بخیر شیراز قدیم.
مرتضی کشتکاران یک شهروند کهنسال شیرازی میگوید: شیراز قدیم چیز دیگری بود،چیزی که ما امروز به اسم شیراز میبینیم یک شهر دودزدهبا آپارتمانهای سر به فلک کشیده و خیابانهای پر از ماشین است.
وی میافزاید: بهار شیراز در قدیم صفای دیگری داشت، صبحها با صدای چهچه بلبلان خوش نوا بیدار میشدیم ولی این روزها صدای غارغار کلاغها است که ما را بیدار میکند.
یک شهروند دیگر شیرازی میگوید: خودمان با دست خودمان شهر زیبای شیراز را که روزی شهرت جهانی داشت نابود کرده ایم، درختان نارنج را که در بهار از بوی عطر آنها سرمست میشدیم، قطع کرده و به جای آنها آپارتمانهای زشت و بیقواره ساخته ایم.
حسین کرملو افزود: این شهری که ما برای فرزندانمان به ارث میگذاریم آیا همان شیرازی است که نیاکان ما برای ما به ارث گذاشتند.
یک مسافر نوروزی میگوید: من امسال پس از ۱۰سال برای دومین بار به شیراز آمده ام، در مورد وضع شیراز تنها این را میتوانم بگویم روز بروز دریغ از دیروز سال بسال دریغ از پارسال.
یک جهانگرد آلمانی گفت: مردم کشورهای اروپایی بخصوص آلمان ایران را با نام شیراز میشناسند و هر کس که اشعار گوته شاعر آلمانی را خوانده باشد، مایل به بازدید از شیراز و آرامگاه شاعر معروف حافظ است.
هانس رودن افزود: گوته عاشق شیراز و غزلهای حافظ بود زیرا هیچکس مانند حافظ نتوانسته است در وصف شیراز شعر بسراید.
وی اظهارداشت:حافظ درغزلهایش باظرافت خاصی زیباییهای شیراز را میستاید طوری که خواننده خود را در باغی زیبا که صدای چهچه بلبلان به گوش میرسد، تصور میکند.
امروز اگر حافظ زنده بود، آیا میتوانست غزلهایی در وصف زیبایی شیراز بسراید، مسلما در اولین گام به دلیل تنگی نفس به بیمارستان منتقل میشد.
یک کارشناس تاریخ میگوید: شیراز شهری با قدمت بیش از یک هزار سال است، این شهر همیشه در جریان تاخت و تازهای اقوام خارجی با درایت مردم آن جان سالم به در برده است.
مهناز عضدی افزود: مردم شیراز مردمی اهل علم ،ادب و فرهنگ بودهاند و خدمات بزرگی به عالم بشریت کرده اند.
وی گفت:در هیچ جای ایران و دنیا نمیتوان شهری را مانند شیراز یافت که این همه دانشمند، فیلسوف و شاعر از آن برخاسته باشند ، آنوقت به دلیل کم توجهی، به جای شیراز، شهری دیگر به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام معرفی می شود.
این کارشناس گفت: شهر زیبای شیراز پس از پیروزی انقلاب اسلامی به دلیل کم لطفی برخی مسوولان روز به روز به تحلیل رفته است ، باغها و عمارتهای زیبای تاریخیآن تخریب و تبدیل به آپارتمانهای زشت و بیقواره شده واماکن تاریخی آن رو به تخریب است.
عضدی افزود:آثارتاریخی هر کشوری سرمایههای آن کشور هستند و در کشورهای مصر و ایتالیا که دارای آثار تاریخی هستند سالیانه میلیونها دلار برای حفظ این آثار میپردازند، زیرا میدانند با آمدن جهانگردان خارجی چندین برابر آن را بدست خواهند آورد.
وی گفت:اگر وضع بدین منوال پیش برود،بدون شک درآینده دیگر کسی از شیراز یادی نخواهد کرد و کسی در وصف آن شعر نخواهد سرود و تنها خواهند گفت روزی روزگاری شهری خرم و باصفا به نام شیراز بود.
نشریه ترکیش ویکلی : آمریکا در ایران دفتر می زند
پیک ایران:
سایت عدالتخوانه : راس ویلسون سفیر آمریکا در آنکارا اعلام کرد که دولت آمریکا در تلاش است تا در آینده ای نزدیک یک دفتر نمایندگی در ایران بازکند
گزارش نوسازی راس ویلسون سفیر آمریکا در آنکارا اعلام کرد که دولت آمریکا در تلاش است تا در آینده ای نزدیک یک دفتر نمایندگی در ایران بازکند.
چند هفته پیش وزیر امور خارجه آمریکا کاندولیزا رایس اعلام کرده بود که اقداماتی در زمینه توسعه فعالیتهای دفاترنمایندگی آمریکا در نقاط مختلف جهان در حال انجام است.
در همین زمینه ویلسون با اضافه کردن به سخنان رایس افزود دولت آمریکا در نظر دارد که آژانسی نیز در ایران باز کند.
دولت آمریکا بیشتر از 25 سال است که هیچگونه نمایندگی در ایران نداشته است.
هدف از باز کردن چنین دفتری به گفته ویلسون بهبود روابط، بالا بردن سطح آگاهی آمریکا در مورد ایران ودرک بهتر از اوضاع داخلی ایران است.
-مجله ترکیش ویکلی
ابراز نگرانی سازمان ملل متحد از طرح حکومت ایران علیه بهاييان
نعیم سبحانی دفتر بی بی سی، واشنگتن
گزارشگر ويژه ’کميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور اديان يا عقايد‘ می گويد به تازگی نسخه ای از بخشنامه محرمانه ای بدست آورده که حاکی از برنامه جديد دولت ايران برای شناسايی و تحت نظر گرفتن بهاييان اين کشور است.
اسما جهانگير گزارشگر ويژه اين کميسيون می گويد، اين سند محرمانه توسط رئيس ستاد فرماندهی کل نيروهای مسلح جمهوری اسلامی ايران به تعدادی از نهادهای امنيتی انتظامی نوشته شده است.
به گفته وی، بخشنامه از طرف آيت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ايران، از سازمانهای ذيربط می خواهد تا به طور "بسيار محرمانه" تمام اطلاعات موجود درباره افراد بهايی را جمع آوری کنند.
بنا بر بيانيه خانم جهانگير، بخشنامه مورخ ۲۹ اکتبر ۲۰۰۵ ستاد فرماندهی کل نيروهای مسلح ايران خطاب به وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران و نيروی انتظامی نوشته شده است و از آنها درخواست کرده تا بهاييان را شناسايی و اعمال آنها را زير نظر بگيرند.
گزارشگر ويژه سازمان ملل متحد به دليل حساس بودن موضوع نمی گويد چگونه نسخه ای از بخشنامه مزبور در اختيار او قرار گرفته است.
ولی خانم جهانگير تاييد می کند که ستاد کل نيروهای مسلح می خواهد اطلاعات مربوط به بهاييان به طور کامل و به صورت "بسيار محرمانه" جمع آوری شود.
در بيانيه اين مقام سازمان ملل متحد آمده است که تحت نظر گرفتن افراد بدليل اعتقاد به دينی که با دين رسمی کشور تفاوت دارد، با معيارهای بين المللی مغايرت دارد و يک مداخله "غير مجاز" و "غير قابل قبول" در حقوق اقليتهای مذهبی است.
تکرار وقایع ۱۹۸۰؟
بيانيه خانم جهانگير موجب نگرانی شديد مقامات کميسيون آزاديهای بين المللی دينی در آمريکا شده است.
اين کميسيون ماه گذشته رسما از بدتر شدن موقعيت اقليتهای دينی در ايران طی ۱۸ ماه گذشته خبر داده بود.
دوايت بشير، کارشناس ارشد اين کميسيون، در گفتگويی با دفتر بخش فارسی بی بی سی در واشنگتن، برنامه محرمانه زير نظر گرفتن گسترده بهاييان ايران را امری بسيار نگران کننده خواند.
او می گويد: "گرفتن ليست اسامی افراد و تحت نظر گرفتن فعاليتهای اشخاص شباهت به اقدامات دولت ايران در ابتدای انقلاب در اوايل دهه ۱۹۸۰ دارد. در آن زمان آنها بهاييان را شناسايی کرده و زير نظر گرفتند. آنچه که پس از آن ديديم دستگيری رهبران بهاييان و اعدام های گسترده افراد بهايی بود. مشکل اين است که اين روند پس از حدود ۲۰ سال دوباره ظاهر شده است و اين بسيار نگران کننده است. کسی نمی دانست که نيروهای مسلح و امنيتی در ايران به طور سيستماتيک درصدد شناسايی و تحت نظر گرفتن بهايی ها هستند."
آقای بشير می گويد وخيم شدن وضعيت برای اقليت های دينی در ماههای اخير در ايران محدود به بهاييان نمی شود.
به گفته او، جامعه کليميان ايران نيز پس از آنکه محمود احمدی نژاد، رييس جمهور ايران، "هولوکاست" يعنی کشتار يهوديان در جريان جنگ جهانی دوم را افسانه خواند، از عکس العمل منفی دولت ايران عليه کليميان بيم دارد.
کارشناس کميسيون آزاديهای بين المللی دينی همچنين به بی بی سی گفت: "مسيحيان نيز طی يک سال گذشته با افزايش آزار، تهديد و دستگيری مواجه بوده اند. حتی برخی از اقليت های مسلمان مانند مسلمان اهل تسنن و همچنين دراويش مورد آزار و اذيت بيشتر قرار گرفته اند. تنها ماه قبل حدود ۱۰۰۰ تن از مسلمانان صوفی توسط مقامات دولتی بازداشت شدند. ما شاهد روند گسترده بدتر شدن اوضاع برای اقليت های مذهبی در ايران هستيم."
سکوت مقامات ایران
از سوی ديگر بانی دوگال، نماينده جامعه بين المللی بهاييان در مقر سازمان ملل متحد در نيويورک، طی نامه رسمی ای مراتب نگرانی جامعه بين المللی بهاييان را درباره بخشنامه محرمانه به اطلاع دفتر نمايندگی دولت ايران در اين سازمان رسانده است.
ولی به گفته خانم دوگال مقام های ايرانی تاکنون پاسخی به نامه دفتر وی نداده اند.
قوانين ايران مسيحيان، کليميان و زرتشتی ها را به عنوان اقليتهای مذهبی غير مسلمان برسميت می شناسد.
بهائيان بزرگترين اقليت مذهبی غير مسلمان در ايران هستند. ولی آنها در ايران رسميت ندارند و از حقوق اساسی مانند حق تحصيل در دانشگاه و استخدام در سازمانهای دولتی محروم هستند.
خاطرات بهينه سازی-۶
وبلاگ نیک آهنگ: ارديبهشت ماه ۸۲ بود که اولين نامه تهديد به مرگ راگرفتم. دو ليست مختلف منتشر شده بود، منتهی يکی را که اعضای همبستگی خودشان را به آن چسبانده بودند تا بيخودی عزيز شوند. ليست اولی ۱۰ نفره بود و ليست دوم ۱۸ نفره. فکر میکنم فقط سه يا چهار نفر نامه اصلی به دستشان رسيد. فقط دو نفر میدانستند که من هم نامه جداگانهای گرفتهام. نامه را به ...رساندم تا ببيند ماجرا چيست. البته اندکی بيشتر از حد ترسيده بودم. میدانستم که هم حمزه کرمی و هم مهدی هاشمی از ماجرا خبردارند، ولی چيزی نگفتم. آنها هم انگار به روی خودشان نياوردند. احساس خفنی بود.
هفته بعد در نزديکی ميدان محسنی و در دفتر ... با دوستش ديدار کردم. معتقد بود اين نامه بی ارتباط به دستگيریهای ۱۸ تير آينده نيست. میگفت پروندهای دست نیروهای موازی است که چند تا از روزنامهنگارها را به عنوان عامل دشمن معرفی کنند. چیزهای دیگری هم گفت. برق چند فاز از ماتحتم پريد. سريع رفتم خانه و به رفقای کاريکاتوريستم ايميل زدم که هوا اندکی پس است. آنها هم در خرداد برایم دعوتنامه فرستادند، ولی از بد ماجرا، نامه دعوتنامه "باز" شده به دستم رسید.
از طریق ناصر کرمی، شریکم با چند کانال مختلف تماس گرفتم که برای من و دیگر کاریکاتوریستهای ایرانی در کانادا نمایشگاه بگذارند. پیش آصفی هم رفتیم. بعد از جلسه با آصفی با سفیر ایران در کانادا و دبیر فرهنگی سفارت تلفنی صحبت کردم. خیلی خوب تحویل گرفتند. برای محکم کاری پیش یکی از معاونان قوه قضاییه هم رفتم تا متن سخنرانیام را ویرایش کند تا ضد اسلامی در نیاید! یک جوری میخواستم خروجم را تضمین کنم، ولی اضطراب امانم را بریده بود.
بدترین روزهایم را میگذراندم. بخصوص روزی که سردسته ... زنگ زد. فکر میکنم بعد از آن تلفن سه شبانه روز نخوابیدم.
حالا دنبال پول برای چاپ بروشور نمایشگاه بودم و کسی کمک نمیکرد. دو هفته معطل مهدی هاشمی شدم تا ملاقات بگذارد و بتوانم لا اقل بخشی از طلب را از بهینه سازی بگیرم. امان از یک قران...احساس خفت بدی میکردم. میدانستم میتواند دستور پرداخت بدهد، ولی خبری نشد.
مانده بودم پول بلیت را از کجا تامین کنم، چون بلیتی که برایم فرستاده بودنددردی از من دوا نمیکرد. خدا به دوست عزیز آژانسیمان خیر دهاد که چک قبول کرد...از یکی از همکارانم که به او بدهکار هم بودم، نزدیک یک میلیون تومان قرض کردم و اندکی ارز خریدم.
ویزا در آخرین لحظهها رسید.
کاریکاتورهای ضد جنگ بچهها را از ارشاد تحویل گرفتم، کتابهایم را هم بستهبندی کردم. در فرودگاه سختترین لحظهها را تجربه میکردم...تلخی خداحافظی نامعلوم. وقتی گذرنامهام را تحویل دادم، اندکی معطل شدم، در عمرم اینقدر عرق نکرده بودم. وارد سالن ترانزیت شدم. آخرین تلفنم را زدم و گفتم که آماده پروازم. چند دقیقه گذشت و دو نفر پاسدار با بیسیم آمدند کنارم. یاد تمام داستانهایی که شنیده بودم افتادم...در سالن ترانزیت...
...
وقتی وارد آمستردام شدم، با خیال راحت نفسی کشیدم...
...
هفته بعدش احضار شده بودم، به ... زنگ زدم، گفت فعلا همانجا که هستی بمان... از ویزای ۶ ماهه به خوبی استفاده کن. همان روزها سعید رضوی، وحید پور استاد، حسین باستانی و چند نفر دیگر را گرفتند. با مرگ زهرا کاظمی بیشتر دستگیر شدگان را آزاد کردند.
بعد از تهدیدی که در ۲۵ اکتبر برایم فرستادند، باز هم با ... تماس گرفتم، گفت حالا حالاها باید با هوای کانادا کنار بیایی...
...
عملا خودم را از کار سایت کنار کشیدم، فقط طراحی جدید را به حسین درخشان سپردم. هر از گاهی برای بچهها مطلبی مینوشتم یا کاریکاتوری میکشیدم...
...
به خاطر مشکلاتی در ساختار مدیریت مجموعه، ارتباط کاریام با ناصر کرمی به پایان رسید. دوست و همکارم بقیه کارها را به دست گرفتند و تا همین اواخر با بهینهسازی کار میکردند. به دوستانم بارها و باراه توصیه کردم که از بازی انتخابات کنار بکشند، ولی کو گوش شنوا؟ یکی از بچهها که مجبور شد از جیب برای هاشمی هزینه کند. نمیدانم کمتر یا بیشتر از ۱۰ میلیون...بعد از انتخابات هم ستاد هاشمی طلبش را برای تبلیغات در مطبوعات نداد. با اطمینان میگفت که هاشمی برنده میشود. هر چه به او می گفتم که چنین اتفاقی نخواهد افتاد و راستیها تحت هر شرایطی برنده بازی خواهند بود، زیر بار نمیرفت. فقط از من میخواستند که ساکت بمانم تا بهینه سازی حقوق بچههای سایت را بدهد. اینقدر در عمرم خفت نکشیده بودم. هر چه داد و فریاد که بابا! من دیگه کارهای نیستم! به من ربطی ندارد! میگفتند که حمزه کرمی و هاشمی ناراحت هستند...
یک بار هم حمزه کرمی به من زنگ زد و گفت که باید با ما برای انتخابات همکاری کنید! بعد هم گوشی را داد دست مهدی هاشمی. آن روزها هاشمی با خیلیها تلفنی صحبت کرده بود. من هم گفتم که دارم میروم دکتر...احتمالا گفتم دارم میروم پیش روانپزشک! دوستم که با ستاد هاشمی کار میکرد، میگفت حالا هاشمی رای میآورد و تو هم راحت برگرد. فکر میکنم در جواب مجموعه فواید زرشک را یادآور شدم.
حمزه کرمی زنگ زد....گفتم میخواهید برای ستاد آقای هاشمی کاریکاتور ایشان را بکشم؟ فکر کنم به خوبی منظورم را فهمید. این دیگر آخرین تماس بود. گفتم من رای نمیدهم...رگ سیدیام گل کرده و زده به سرم!
...
آن روزها مطلبی نوشته بودم و هاشمی را به علی پروین تشبیه کرده بودم. آنقدر این رفقای عزیز از تهران بنده را مورد محبت قرار دادند در باره بیوجدانی من در قبال حقوق خبرنگاران و کارمندان سایت سخنرانی کردند که اگر این مطلب باعث آوارگی بچهها شد من مقصرم، اگر اتفاقی بیافتد، من مقصرم و ... (همین الان که مینویسم اعصابم خرد می شود). هر چقدر برای آنها توضیح دادم که به خاطر آنها دو پیشنهاد کاری را رد کردهام، هنوز طلبکار و عصبانی بودند.
...
خاطرات بهينه سازی-۵
وبلاگ نیک آهنگ: يکی از سختترين کارهای دنيا، قرارداد بستن با سازمانهای دولتی است، و بدتر از آن وقتی رئيس سازمان روابطی فراتر از موقعيت دولتیاش دارد. نمیتوانی شترسواری دولا دولا بکني، يا بايد با سازمان قرارداد ببندی يا با رئيس آن! به عبارت بهتر، برای دولت کار کنی يا برای فرد. من ترجيح دادم با دولت کار کنم نه برای فرد. چيزی که خيلیها فرقش را درست متوجه نمیشوند.
تفاوت ماجرا وقتی است که بايد در آينده حساب پس بدهي، پيمانکار وزارت نفت بودی يا مهدی هاشمی؟ اينجاست که میتوانم سرم را بالا بگيرم و بگويم، سازمان بهينهسازی وزارت نفت. ولی اگر برای اتاق فکر هاشمی کار کرده باشي، نه!
با اين وجود اينقدر روابط و مرزها در ايران خاکستری است که ...
خدا مرحوم عليقلی را بيامرزاد. وقتی عذرش را از صدا و سيما خواسته بودند، خيلی حالش گرفته بود. میگفتند به اتهام رابطه با پورزند ديگر نمیتواند مجری شبکه جام جم و يا شبکه ۵ باشد. میدانستم مريض است ولی متوجه نبودم که سرطان دارد. ناراحت بود، چرا که اعتقاد داشت اتهامی که به او زدهاند بيجاست. ظريفی به او گفته بود که به هاشمی برای پارتی بازی متوسل شود. يادم نيست که شد يا نه، ولی از کسی شنيدم که نخواسته بود.
وقتی ماجرای انتخابات شوراها پيش آمد، حمزه کرمی هم از طرف کارگزاران نامزد شد. از دست من شاکی بود که چرا با روزنامه همبستگی کار میکنم. گفت که کارگزاران میخواهند که با تو صحبت کنند، گفتم خيلی هم خوب، ولی همکاریام با روزنامه همبستگی ربطی به کسی ندارد، در آنجا هم اصغرزاده را دست میاندازم، هم کارگزاران و مشارکت را.
يک روز با من در دفتر عليزاده طباطبايی در نزديکی دانشگاه ملی قرار گذاشت. خودش هم آنجا بود. بعد از ظهر همان روز هم ثانینژاد معاون شهردار ترتيب جلسه مرا با کرباسچی گذاشت. راستش خندهام گرفته بود. قاطی صدن قرارداد با سازمان بهينه سازی با انتخابات شوراها، همينطور قرارداد با معاونت توسعه مديريت شهری با انتخابات شوراها...همه راهها به رم ختم میشد!
آن روزها اميد معماریان خيلی پيگير کار من بود، از جلسات کارگزاران برايم خبر میآورد...از جاهای ديگر هم سر در میآوردم چه حرفهايی زده میشود. کلی میخنديدم...ثانی نژاد گفت به عطريان هم زنگ بزنم...همان روز که اين را گفت کاريکاتور عطريان را کشيدم! و روز بعدش زنگ زدم! به اين میگويند آدم مريض! فکر میکنم به خاطر دست انداختن کرباسچی يکی دو نفر از اعضا کارگزاران بشدت مخالف آمدن اسم من در ليست شده بودند. يکی هم از طرف ... پيغام فرستاد که سلام رساندهاند، گفتهاند برای انتخابات مجلس در خدمتان هستيم... من هم جواب فرستادم که اصلا نمیخواهم به مجلس بروم. گفتند بايد عضو حزب باشي، گفتم عمرا! گفتند، دبيرکل حزب را مسخره نکنی بهتر است، گفتم کار من اول مسخره کردن است، بعدش امور ديگر...
رابطه کاريکاتور با بهينه سازی!
هر وقت از کار من در يکی از روزنامهها شاکی میشدند، زمزمه ديرکرد پرداخت مطالبات را به گوشم میرساندند...اگر هم هاشمی پای نامه پرداخت را امضا میکرد، تصادفا نامه در جايی گم ميشد! البته فکر میکنم که مهدی هاشمی هم خبر داشت... گاهی به خودم فحش میدادم که چرا به خاطر کرم ريختن من، طلب ديرتر دستمان میرسد و حقوق بچهها عقب میافتد...
March 26, 2006
دو سال زندان برای یک فعال حقوق بشر
پیک ایران:
سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان : شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی شهر ارومیه روز شنبه 5 فروردین ماه،هیمن محمودی عضو فعال سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان RMMKدر اشنویه، را به 2 سال زندان محکوم کرد. هیمن محمودی پیش از این 5 بار به دادگاه فرا خوانده شده بود و هر بار دادگاه وی به تعویق افتاده بود. گفتنی است اتهام وارده بر این عضو سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان، فعالیت تبلیغی بر ضد نظام و ارتباط با احزاب مخالف عنوان شده است.
خطر اجرای حکم اعدام، جان هفت تن از زندانیان سیاسی گوهردشت کرج را تهدید می کند
رادیو فردا: در اولین روزهای سال نو، شماری از خانواده های زندانیان سیاسی که بستگان زندانی آنها به اعدام محکوم شده اند، در نگرانی شدید به سر می برند. آنگونه که صادق نقاشکار سخنگوی خانواده های زندانیان سیاسی گوهردشت و اوین در مصاحبه با رادیو فردا می گوید، به رغم هشدارها و اعتراض های سازمان ها و نهادهای مدافع حقوق بشر، خطر اعدام جان هفت تن از زندانیان سیاسی را تهدید می کند. وی می گوید: به ولی الله فیض مهدوی اعلام کردند بعد از عید حکم اعدامش به اجرا در خواهد آمد و او را مجبور به امضای حکم کردند. زندانیان سیاسی علاوه بر این که در اضطراب و نگرانی از صدور احکام سنگین رنج می برند، در حال حاضر برخی از آنها بیمار هستند و به گفته صادق نقاشکار مقامات زندان، امکانات پزشکی و دارویی را از آنها دریغ کرده و حتی در ایام نوروز به آنها مرخصی ندادند. در آستانه سال نو، کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر، فراخوانی را منتشر کرد که در آن شماری از زندانیان سیاسی از فعالان خواستند در سال 1385 آزادی زندانیان سیاسی و مساله حقوق بشر در ایران به عنوان یک شعار ملی انتخاب شود.
تعدادی از زندانیان سیاسی و خانواده های آنان نگران به اجرا درآمدن احکام سنگینی هستند که برای زندانی ها صادر شده است. صادق نقاشکار سخنگوی خانواده های زندانیان سیاسی به رادیو فردا می گوید هفت تن از زندانیان سیاسی به رغم اعتراض های بین المللی با احکام سنگین اعدام روبرو هستند و حتی یک نفر از آنها مجبور به امضای حکم اعدام خود شده است.
شیرین فامیلی (رادیو فردا): در اولین روزهای سال نو، شماری از خانواده های زندانیان سیاسی که بستگان زندانی آنها به اعدام محکوم شده اند، در نگرانی شدید به سر می برند. آنگونه که صادق نقاشکار سخنگوی خانواده های زندانیان سیاسی گوهردشت و اوین می گوید، به رغم هشدارها و اعتراض های سازمان ها و نهادهای مدافع حقوق بشر، خطر اعدام جان هفت تن از زندانیان سیاسی را تهدید می کند.
صادق نقاشکار: بنا بر گزارش هایی که به ما رسیده، بخصوص مساله هفت زندانی سیاسی که حکم اعدام دارند و عبارتند از آقایان سعید ماسوری، ولی الله فیض مهدوی، غلامحسین کلبی، خالد هردانی، فرهنگ پورمنصور، شهرام پورمنصور و علیرضا کرمی خیرآبادی و تهدیدهای مکرری که علیه زندانیان از جانب مقامات زندان بر علیه زندانیان وارد می شده و آخرین تهدیدها هم قبل از عید بود که به آقای ولی الله فیض مهدوی اعلام کردند که ایشان را بعد از عید حکم اعدامشان را به اجرا در خواهند آورد. اخیرا مطلع شدیم مسئولین زندان و قوه قضاییه، آقای ولی الله فیض مهدوی را مجبور کردند به امضای حکم اعدام خودش و علیرغم فشارهای بین المللی که اخیرا سازمان عفو بین الملل و دیدبان حقوق بشر روی نجات جان ولی الله فیض مهدوی و سایرین اطلاعیه هایی دادند، این مساله نگرانی بسیار زیادی بین خانواده اش و سایر زندانیان در این رابطه بوجود آمده.
ش . ف: زندانیان سیاسی علاوه بر این که در اضطراب و نگرانی از صدور احکام سنگین رنج می برند، در حال حاضر برخی از آنها بیمار هستند و به گفته صادق نقاشکار مقامات زندان، امکانات پزشکی و دارویی را از آنها دریغ کرده و حتی در ایام نوروز به آنها مرخصی ندادند.
صادق نقاشکار: آقای خالد هردانی از ناحیه فک دارای ناراحتی شدید است و قرار بود قبل از عید ایشان را به بیمارستان منتقل کنند برای معالجه، ولی تاکنون همچین اقدامی نکردند. ولی واقعا نقض شدید حقوق این زندانیان بوده که طبق قوانین بین المللی و حقوق بشری که هست. تعدادی از زندانیان سیاسی زندان اوین فراخوانی به خارج دادند و خواهان حمایت مردمی از وضعیت زندانیان سیاسی در زندان های ایران در روز سیزدهم نوروز شدند.
ش . ف: در آستانه سال نو، کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر، فراخوانی را منتشر کرد که در آن شماری از زندانیان سیاسی از فعالان سیاسی و حقوق بشر خواستند در سال 1385 آزادی زندانیان سیاسی و مساله حقوق بشر در ایران به عنوان یک شعار ملی انتخاب شود.
الوطن به نقل از منابع آگاه آمریکایی: مذاکرات ایران و آمریکا از هفته پیش آغاز شده است
خُسن آقا: جمهوری اسلامی از هول حلیم افتاد تو دیگ
پیک ایران:
خبرگزاری فارس: روزنامه سعودی الوطن مدعی شد: مذاکرات ایران و آمریکا عملا از هفته گذشته در ساختمان سفارت یکی از کشورهای اروپایی هم پیمان آمریکا در بغداد آغاز شده است.
روزنامه الوطن در شماره روز یکشنبه خود به نقل از آنچه منابع مطلع آمریکایی نامید، نوشت: در این دیدار دو طرف در خصوص بررسی مسایل اساسی و تعیین یک جدول کاری توافق کردند.
به نوشته الوطن، این جدول کاری عملا منحصر به مساله عراق است و از موضوع عراق خارج نشده است.
به گفته این منابع، بر اساس این برنامه کاری مقرر شده است که دو طرف نظر خود را درباره روند سیاسی عراق از جمله تشکیل دولت آینده عراق، آنچه نیروهای وابسته به ایران نامیده شده و برنامههای آینده آمریکا در خصوص حضور نیروهای نظامی خود در عراق یا ایجاد پایگاههای نظامی در این کشور تشریح کنند.
این روزنامه به نقل از منابع آگاه در واشنگتن که به هویت آنها هیچ اشارهای نکرد، افزود: حضور موثر نیروهای اطلاعاتی ایران در عراق از طریق شبکههای عناصر عراقی و به ویژه در برخی وزارتخانه های این کشور ، احتمال برقراری نظام فدرالی در عراق و درخواست نیروهای سیاسی در جنوب عراق در خصوص ایجاد فدرالیسم از دیگر مسایل مطرح شده در این برنامه کاری است.
کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا روز جمعه گفته بود: اطمینان کامل دارد مذاکراتی مستقیم با ایران درباره ناآرامی ها در عراق انجام خواهد شد.
رایس در عین حال به زمان دقیق برگزاری این مذاکرات اشاره ای نکرد.
بوش در دخالتی آشکار خواستار جایگزینی شخص دیگری به جای جعفری شد
ایرنا:
روزنامه "البینه الجدیده" عراق روز یکشنبه نوشت: "جورج بوش" رییس جمهور آمریکا در نامهای برای "عبدالعزیزحکیم" رهبر ائتلاف یکپارچه عراق خواستار جایگزین شدن شخص دیگری به جای "ابراهیم جعفری" برای تصدی نخست وزیری شد.
این روزنامه به نقل ازمنابع برجسته در ائتلاف یکپارچه افزود: سفیرآمریکا دربغداد روز گذشته (شنبه) با "عبدالعزیزحکیم" دیدار و نامه دستنوشته بوش را به رهبر ائتلاف یکپارچه ارایه کرد.
این روزنامه که تحت نظارت وزیر سابق نفت در دولت ابراهیم جعفری چاپ می- شود اضافهکرد: رییس جمهور آمریکا ناخرسندی خود را از تصدی پست نخست وزیری عراق توسط جعفری اعلام و تاکید کرده که باید شخص دیگری جایگزین جعفری شود.
این روزنامه افزوده است: در حال حاضر اسامی اشخاص جایگزین دیگری به جای جعفری در ائتلاف یکپارچه مطرح است.
"قاسم داوود" وزیرمشاور درامور امنیتی دردولت انتقالی "ایادعلاوی"، "علی عبدالامیرعلاوی"از بستگان ایادعلاوی و وزیر دارایی دردولت موقت جعفری، "موفق الربیعی" وزیرمشاور در امنیت ملی و "حسین شهرستانی" نامزد سابق نخستوزیری عراق از جمله نامهایی است که روزنامه به آنها اشاره کرده است.
این درحالیست که سرانائتلاف یکپارچه عراق درنشستهای خبری اخیر خود بارها تاکید کردهاند که تنها نامزد ائتلاف برای نخست وزیری عراق جعفری بوده و اسامی دیگری مطرح نبوده است.
بازتاب پناهندگی فرزندان یک کارگزار جمهوری اسلامی در قطر در رسانه های محافظه کار
رادیو فردا: پناهندگی فرزندان یکی دیگر از کارگزاران نظام اسلامی به کشوری خارجی بیش از آن که با واکنش های انتقادآمیز رسانه های محافظه کار روبرو شود، این سئوال را در برابر افکار عمومی ایرانیان قرار داده است که اگر جمهوری اسلامی آنگونه که سردمداران آن تبلیغ می کنند، نعمتی برای ایرانی ها به شمار می رود، چرا وابستگان درجه اول مقامات این حکومت تاب تحمل آن را ندارند. پایگاه خبری آفتاب نیوز وابسته به محافظه کاران در یادداشتی نوشت: فرزندان رئیس پیشین فدراسیون شمشیربازی که از مسئولین وزارت امور خارجه بوده و سالها در سفارتخانه های ایران در کوبا و عربستان فعالیت داشته، به کشور قطر پناهنده شده و با تغییر نام و ملیت خود، به عضویت تیم شمشیربازی این کشور در آمده اند. هفته نامه شما ارگان موتلفه اسلامی نیز در تازه ترین شماره خود نوشت: ماجرای تغییر تابعیت جوان ایرانی که از قضا نه یک فرد عادی، بلکه فرزندان مهدی محمدزاده دیپلمات ایرانی و رئیس پیشین فدراسیون شمشیربازی هستند، تعجب برانگیز است. احسان و هادی محمدزاده در جام جهانی شمشیربازی پیراهن تیم ملی قطر را به تن کردند.
۱۷ایرانی به اتهام ورود غیرمجاز به عراق دستگیر شدند بغداد دستگیری ایرانی.
خُسن آقا: آمریکا جمهوری اسلامی را متهم به مداخله در عراق میند!
ایرنا:
نیروهای مرزبانی عراق، ۱۷ایرانی را به اتهام ورود غیرمجاز به داخل خاک عراق در استان "واسط" واقع در شرق این کشور دستگیر کردند.
دفترروابط عمومی هیات دولت عراق روزیکشنبه دربیانیهای که نسخهای از آن در اختیار ایرنا دربغداد قرارگرفت اعلام کرد نیروهای مرزبانی این تعداد از ایرانیان را به تازگی درنزدیکی مرز "زرباطیه" از توابع استان واسط دستگیر کردهاند.
بیانیه توضیحات بیشتری درباره این دستگیرشدگان نداده است.
یادآور میشود اغلب ایرانیانی که به اتهام ورود غیر قانونی به داخل خاک عراق در نقاط مرزی با جمهوری اسلامی ایران دستگیر میشوند با انگیزه زیارت عتبات عالیات وارد این کشور شده اند.
با وجودی که هم اکنون دستگاههای امنیتی و نظامی در عراق فعال هستند اما زوار غیرمجاز ایرانی بدون توجه به وجود دولت در عراق ازیک سو و تهدیدهای تروریستها از سوی دیگر، همچنان به صورت قاچاقی وارد عراق میشوند.
در ماههای اخیر تعداد قابل توجهی از زوار غیر مجاز ایرانی در داخل عراق دستگیرشدند که با دخالت سفارت جمهوری اسلامی ایران دربغداد، دولت عراق آنها را آزاد کرده است.
کار رسیدگی به پرونده برخی از این زوار نیز به دادگاههای عراقی محول شده و احکام زندان کوتاه مدت و میان مدت برای آنها صادر شده است.
بازجویان عبدالفتاح سلطانی : چرا بدون دریافت حق الزحمه وکالت دانشجویان و روزنامه نگاران را پذیرفتی
پیک ایران:
روزنت "روز"،مرتضی صادقی : به گزارش خبرنگار روز، پس از آزادی عبدالفتاح سلطانی، وکیل تعداد زیادی از روزنامه نگاران، دانشجویان و فعالان سیاسی که چندی پیش پس 7 ماه بازداشت موقت آزاد شد، ابعاد جدیدی از وضعیت پرونده وی برای افکار عمومی آشکار شده است.
سلطانی که کل مدت بازداشت خود را در بند 209 زندن اوین [متعلق به وزارت اطلاعات] گذرانده، در طول مدت بازداشت خود چند روز اول را در سلولی 5 متری و حدود سه ماه را در سلولی 6 متری گذرانده است. از این سه ماه، او دو ماه را به همراه فرد دیگری در یک سلول 6 متری به سر برده است.
یکی از نکات قابل توجه پرونده سلطانی این است که بازپرس اول پرونده به نام "سالم پور" یک روز پس از دستگیری، قرار آزادی وی را با وثیقه 100 میلیون تومانی صادر کرده است. اما به فاصله چند ساعت پس از صدور این قرار، "سعید مرتضوی" دادستان تهران با حضور در بند 209 بازپرس را مجبور به تبدیل قرار وثیقه به قرار بازداشت موقت نموده است.
سلطانی که به علت پذیرش وکالت خانواده زهرا کاظمی، دو متهم به جاسوسی هسته ای و "علیرضا مکیان" از مأموران سابق وزارت اطلاعات به "اقدام علیه امنیت ملی" متهم شده است، در دوران بازجویی خود با این ایراد بازجویان هم مواجه شده که چرا بدون دریافت حق الزحمه وکالت دانشجویان و روزنامه نگاران را می پذیرد!
March 25, 2006
خاطرات بهینه سازی - ۴ جلسات با مهدی هاشمی
وبلاگ نیک آهنگ
جلسات با رییس سازمان بهینه سازی برای من دو جنبه داشت، یکی توجیه پروژه و دیگری گرفتن اندک اندک اطلاعات در مورد سوژههای حیات نو. در مورد خبرها بحثهای طولانیای داشتیم. حتی وقتی می خواستیم به وزیر نفت وقت به خاطر استفاده از خودرو پر مصرف گیر بدهیم، کلنجار رفتیم. میگفتیم اگر وزارت نفت معتقد به بهینهسازی مصرف سوخت است، وزیرش باید الگو باشد. همینطور هم وقتی به خانم ابتکار به خاطر سوار شدن بر خودرو آلوده کننده پرمصرف گیر سه پیچ دادیم، معاون سازمان محیط زیست از دستمان شکار شد.
نکته خیلی بامزه در مورد سازمان بهینه سازی، عدم استاندارد بودن خود ساختمان اصلی از نقطه نظر مصرف انرژی بود! به قولی، چهار و نیم برابر میزان استاندارد انرژی گرمایی در زمستان مصرف میشد! خبر مربوط به این ناهماهنگی خیلی زود سانسور شد. وقتی هم به پیکان و آثار زیانبارش اشاره کردیم و تعدادی از روزنامهها جرات کردند خبرش را کار کنند، ندا آمد که فعلا کاری نداشته باشید. همین جاها بود که احساس درد زیادی میکردم.
شنیده بودم که مهدی هاشمی شناسنامه کامل بسیاری از مردان حکومت را دارد، ولی باورم نمی شد. وقتی بحث موسوی خوئینیها پیش آمد، نکاتی را گفت که برق سه فاز از آنچه نابدتر من پراند.
در یکی از جلسات از من در مورد محمد ق. پرسید. فهمیدم که از دارد روی این آدم سرمایهگذاری میکند. بعدش هم فهمیدم که روش موافق کردن منتقدین هاشمی چیست...بعدها که ماجرای اتاق فکر در دوران انتخابات مطرح شد، به چند نفر از دوستانم تذکر دادم، ولی یا نخواستند متوجه بشوند، یا اصلا نفهمیدند ماجرا از چه قرار است.
بعدها که ماجرای انتخابات شوراها پیش آمد، یکی از نزدیکان کارگزاران گفت اگر پیش مهدی بروی و درخواست کنی، مشکل حل است. یاد فیلم پدرخوانده افتادم...انگار نفر بعد هاشمی محسن نبود...پسر دیگر پدرخوانده جانشین میشد. این کار را نکردم. آنقدر از خود راضی و مغرور بودم که ترجیح میدادم ملت از من خواهش کنند تا اینکه من به سراغشان بروم!
مهدی هاشمی را فارغ از شایعاتی که فکر میکنم خودش هم تولید کننده آنها میتوانست باشد باید شناخت. انگار میزان قدرت و نفوذ افراد به شایعاتی است که دور و اطراف آنها میرچرخد.
یکی از دوستان اهل تمیز سفارشی کرد که تا روز آخر ماندنم در ایران آویزه گوشم کردم. یک قران پول از اونگیرم. حتی در بدترین وضعی که از بهینه سازی طلب داشتیم، و ماهها بود که خودمان حقوقی نگرفته بودیم...نباید حسابها را با هم قاطی می کردیم. این بدهکاری با پول قابل تسویه نبود.
اطلاعاتی را که از مهدی هاشمی در باره افراد میگرفتم محدود بود. او هم نمی خواست همه چیز را بگوید، ولی آنهایی را که گفت اساسی بود. ارتباطات پشت پرده خیلی از کسانی که به پدرش پشت کرده بودند یا منتقد هاشمی بودند خیلی ناب بود! تعطیلی حیات نو در نیمه دوم سال ۱۳۸۱ آنقدر مرا متاسف کرد که حد ندارد...چرا که میتوانستم نقاط زیادی را به هم وصل کنم...
در مصاحبههایم با بعضی از سیاسیون، چند تایی از همان شنیدهها را مطرح کردم و دیدم رنگ از رخسارشان اندکی پرید. فقط متاسف شدم که چرا قبل از کار کردن روی بیوگرافی عباس عبدی از هاشمی چیزی نپرسیده بودم، البته همانهایی که آوردم باعث دلخوری عبدی و مشارکتیها شده بود.
در سال ۱۳۸۱ میشد دید که کارهایی برای بازگشت هاشمی رفسنجانی به قدرت انجام می گیرد، و به این نتیجه رسیده بودم که این بار نقش مهدی هاشمی پررنگتر است. حس میکردی شبکهای را اداره میکند که تدریجا آدمهای مناسبی را برای برنامه ریزی و تبلیغات سال ۱۳۸۴ جذب میکنند.
وقتی از کانادا سیر ماجراهای شل کن سفت کن آمدن هاشمی به رقابتهای انتخاباتی را دنبال میکردم، میتوانستم نقش پسر دوم خانواده را به خوبی حس کنم. انگار از قبل برای همه چیز برنامه ریخته بود، به جز شکست...
خریت این رژیم چنان نمایان شده که حتی خودی ها هم صدایشان در آمده
بازتاب:
وزرا در جلسه دوشنبه شب دولت، ساعتهاي خود را جلو بكشند
موضوع لغو جلو كشيدن ساعت در دو فصل بهار و تابستان در صورت ادامه يافتن ميتواند به عنوان ضربالمثل تصميمات غيرعاقلانه دولتها مطرح شود و براي جلوگيري از آن، لازم است وزراي كابينه، در اولين جلسه سال جديد كه در سفر استاني به ياسوج تشكيل ميشود، ضمن لغو مصوبه جلسه قبلي، ساعتهاي خود را به جلو بكشند.
كارشناس اجتماعي «بازتاب» با اعلام اين مطلب ادامه داد: در اين صورت، طي چهار، پنج روز تعطيل پايان هفته، مردم باز هم خود را با ساعت تابستاني تطابق داده و فعاليتهاي اداري، آموزشي و اقتصادي آنان، همانند گذشته از صبح چهاردهم فروردين از سر گرفته ميشود.
اين كارشناس افزود: اعلام عدم تغيير ساعت پس از آخرين نشست دولت در سال 84، موجب شگفتي بسياري از كساني شد كه دولت منتسب به اصولگرايان را ملتزم به انجام تصميمات كارشناسي ميدانستند و دولت بايد با اصلاح سريع و به موقع تصميم خود، نگرانيها را برطرف كند.
وي گفت: سخنگوي دولت در حالي از روشن نبودن آمار صرفهجويي در مصرف برق با ساعت تابستاني سخن ميگويد كه استفاده يك ساعته از نور طبيعي به جاي مصنوعي، حداقل دستاورد جلو كشيدن ساعتهاست و بسيار روشن است.
وي افزود: زماني كه هزينه يك ساعت مصرف برق در تعداد روزهاي دو فصل و جمعيت مردم ايران ضرب شود، رقم هنگفتي خواهد شد كه ناديده گرفتن آن براي دولتي كه صرفهجويي، يكي از شعارهاي محوري آن به شمار ميرود، جاي تعجب دارد. به ويژه آنكه با توجه به امكانات تأمين برق كشور، ضربهاي كه اين يك ساعت اضافه به ويژه روزهاي اوج مصرف تابستان به ايمني مصرف انرژي وارد ميكند، قابل توجه است.
كارشناس اجتماعي «بازتاب» با اظهار تأسف از اينكه گروهي تصميم اخير دولت را ناشي از نگاه ديني و با هدف عدم اشتباه مردم در ساعات شرعي ارزيابي ميكنند، افزود: حتي از نگاه شرعي هم جلو كشيدن ساعت موجب ايجاد زمينه آسانتر براي بيدار شدن و اقامه نماز صبح كساني خواهد شد كه اندكي پس از آن، بايد در محل كار يا تحصيل خود حاضر شوند. همچنين درحال حاضر بالغ بر صدها هزار تقويم و سررسيد سال 1385در سطح کشور وجود دارد که بيشتر آنها اوقات شرعي را در خود درج کردهاند و با وضعيت موجود، در شش ماهه نخست سال، گيج شدن مردم در اوقات شرعي به مراتب بيشتر از حالت قبل است.
وي در ادامه گفت: يكي ديگر از محاسن تغيير ساعت روشن بودن هوا در زماني است كه مردم به خانه برميگردند و اين امكان، به ويژه با توجه به افزايش زنان شاغل و محصل و نيز لزوم حفظ امنيت، با لغو جلو كشيدن ساعتها از بين ميرود.
وي در پايان گفت: اكنون كه پس از چندين سال بينظمي و ابهام در استفاده از ساعت تابستاني، مردم به استفاده از آن عاده كرده و از مزاياي آن بهرهمند شده بودند، لغو آن ميتواند باز هم منجر به كاهش آرامش رواني و به وجود آمدن نوعي بيبرنامگي تازه شود.
خامنه ای، بریتانیا را به توطئه و خرابکاری در خوزستان متهم کرد
رادیو فردا:
خامنه ای روز شنبه بریتانیا را متهم کرد که از طریق توطئه و خرابکاری در خوزستان مانع توسعه ایران می شود. آیت الله خامنه ای که در« دهلاویه » ، در محل یادمان کشته شدن مصطفی چمران در جنگ با عراق ، برای مردم و عشایر عرب زبان خوزستان سخنرانی می کرد گفت : دشمنان ایران برای متوقف کردن پیشرفت کشور توطئه می کنند. وی افزود : نیروهای اشغالگر انگلیسی در بصره و عماره ، توطئه های خود را در خوزستان افزوده اند. بریتانیا ، در گذشته ، این اتهامات را که توسط دیگر مقامات جمهوری اسلامی بیان شده بود ، تکذیب کرده است.
مطالب روزنامه های لسآنجلس تايمز و ایل جورناله در خصوص فعاليعتهای هسته ای ايران
لسآنجلس تايمز: ايران سريعتر از حد انتظار به سوي غنيسازي اورانيوم پيش ميرود
يك روزنامه آمريكايي نوشت: ايران سريعتر از حد انتظار به سوي غنيسازي اورانيوم پيش ميرود.
روزنامه «لسآنجلس تايمز» در شماره امروز خود به نقل از ديپلماتهايي كه درباره اين برنامه توجيه شدهاند، نوشت: اطلاعات جديد درباره برنامه هستهاي ايران از ديپلماتهايي بدست آمده است كه توسط كارمندان ارشد آژانس بينالمللي انرژي اتمي توجيه شدهاند.
يك ديپلمات ارشد در وين به اين روزنامه گفت: «ما پيامهاي متناقضي از سوي آمريكا دريافت ميكنيم. اكنون به نظر ميرسد آنها خواستار وخامت اوضاع هستند. روسها به اين مسئله به عنوان سراشيبي خطرناك نگاه ميكنند.»
به نوشته لسآنجلس تايمز، ايران در آستانه تزريق گاز اورانيوم به سانتريفوژها است كه اولين گام به سوي غنيسازي اورانيوم محسوب ميشود.
به گفته يك مقام غيرغربي كه از نزديك مسئله هستهاي ايران را پيگيري ميكند، مهندسان در سايت نطنز احتمالا آزمايشهاي حساس را در چند روز آينده به منظور اطمينان از اينكه سانتريفوژها و لولههاي مربوط به آنها كاملا تخليه هوا شدهاند، آغاز ميكنند.
بنابر اين گزارش، احتمال ميرود آنها تزريق گاز هگزافلورايد اورانيوم را به گروه 164 تايي سانتريفوژها در عرض حدود دو هفته آغاز كنند.
ديپلماتها و كارشناسان ميگويند ايران دورههاي آزمايش عادي براي سانتريفوژها و تعداد كم سانتريفوژهاي مرتبط را به جاي تلاش ظاهري براي مونتاژ تعداد زياد آنها، سريعا پشت سر گذاشته است. - فارس
ایل جورناله : شتاد در صد مردم ایتالیا دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح های هسته ای را خطری برای امنیت سراسر جهان می دانند
نشان می دهد که بیشتر آمریکایی ها به فعالیت های هسته ای جمهوری اسلامی بدگمان اند تاجاییکه هشت در صد آنها معتقدند که واشنتگتن باید به تنهایی در این زمینه اقدام کند. از سوی دیگر آمار در ایتالیا نشان می دهد که هشتاد در صد مردم دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح های هسته ای را خطری برای امنیت سراسر جهان می دانند. بنا بر این نظرسنجی بنظر می رسد، ایتالیایی ها شکی در خطرناک بودن جمهوری اسلامی ندارند. روزنامه ایل جورناله چاپ میلان نوشت 72.7 درصد ایتالیایی ها جمهوری اسلامی مسلح به بمب اتمی را بسیار خطرناک می دانند. تنها 8.9 درصد در این نظرسنجی بر این عقیده اند که جمهوری اسلامی حتی در صورت مسلح بودن به بمب اتمی خطری برای امنیت جهان بشمار نمی رود. راديو فردا
خاطرات بهینه سازی - ۳
وبلاگ نیک آهنگ:
وقتی سایت راه افتاد، فهمیدیم که حروفچین مان اینکاره نیست. منشی دفتر آنقدر تاثیر منفی داشت که کل سیستم را به هم ریخته بود. یکی از بزرگترین شانسهایی که آوردیم جذب یک هنرمند خوب بیکار به عنوان طراح مجدد سایت و اجراکار آن بود.اتفاقی بود که من بیشتر خوشحال بودم تا خود طراح (که دوست خوبم بود). در طی نیمه اول سال ۸۱ تعداد خبرهایی که از ما در مطبوعات نقل شد، ۹۰۰ عنوان بود. حسابی خوشحال بودیم، غافل از آنکه کار ما باعث دردسر بزرگتری شده است!
وزارت نفت همان روزها یک خبرگزاری را با بودجه ۳۵۰ میلیون تومانی در سال راه انداخته بود. چیزی بیشتر از ۸ برابر بودجه ما. تعداد عناوین خبری آنها خیلی کمتر بود، و بعدا فهمیدیم بعضی روزنامهها را تهدید کردهاند که اگر اخبار ما را کار کنند، دیگر روابط عمومی وزارت نفت به ایشان آگهی نخواهد داد...
آنجا بود که دوزاری من افتاد که خرکاری ما اثری منفی داشته است. وقتی سازمان طلبهای ما را پرداخت نمی کرد میشد فهمید که مشکلات داخل سازمان بهینه سازی هم دارد چنان بلایی سر ما میآورد که نمیشود جمع و جورش کرد.
همان روزها بود که شنیدم روحالله زم را از سازمان بهینهسازی اخراج کردهاند...
یا حضرت عباس!
ماجرا خیلی پیچیده بود. چند تا از پروژههای سازمان(بخش فرهنگسازی) ظاهرا راه افتاده بود و بودجه هم تمام و کمال پرداخت شده، ولی خبری از نتیجه کار نبود...همان روزها هم روحالله یک بیامو سفید خرید..آغاز شایعات...حاجی زم را هم از حوزه هنری کنار گذاشته بودند...انگار تاریخ مصرف این خانواده تمام شده بود.
مسوول بعدی بخش فرهنگسازی یکی از اعضای حزب کارگزاران به نام حمزه کرمی بود. به ما گفت که صدها میلیون تومان خرج شده ولی بلاتکلیف مانده، و سازمان بازرسی هم بیرحمانه دارد پرونده سازمان را بررسی میکند...
بعدا یکی از مسوولان سازمان به من گفت که ارقام مورد بحث اندکی زیادتر از حد بوده است.
آن روزها منتظر بودیم تا همین کارمان را هم هوا کنند. آنقدر پرخواری عصبی کردم که یک روز دیدم وزنم به ۱۱۳ کیلو رسیده. صدایش را در نیاوردم.
پروژههای دیگر
وقتی دیدیم که برخلاف تصورمان داریم ضرر میکنیم، خودمان را به آب و آتش زدیم که پروژههای جانبی بگیریم تا بتوانیم ضررهایمان را جبران کنیم. با خیلی از سازمانها نشستیم و برخاستیم. نهایتا با معاونت انسانی محیط زیست قراردادی موقت بستیم...چندی بعد هم که معاون توسعه مدیریت شهری شهرداری تهران از گروهی از روزنامهنگاران دعوت کرد تا پروژههای مختلف را بر عهده بگیرند، طرح دیگری نوشتیم و کار جدیدی را با آنها آغاز کردیم...
با این همه اوضاع آنقدر خراب بود که اگر دخلمان ۹ بود، خرجمان بیشتر از ۱۰ در میآمد.
خاطرات بهینه سازی - ۲
وبلاگ نیک آهنگ:
به ما خبردادند که سازمان طرح راه اندازی سایت خبری من را که ناصر کرمی طرحاش را نوشته به مسابقه گذاشته است. من و ناصر هم دماغسوخته طرح را کامل کردیم و به سازمان تحویل دادیم. یکی از بچههای سازمان خبرداد که پسر آیتالله معادیخواه وزیر اسبق ارشاد طرحی ۱۵۰ میلیونی داده... گروههای دیگر هم طرحهای بالای ۲۰۰ میلیون تومان دادهاند...
آخرین خبر جالب هم این بود که طرح ما را گم کرده بودند( نه اینکه گم شده باشد!) . نهایتا ناصر کرمی بعد از ساعتهاجستجو در سازمان توانست طرح را پیدا کند!
هزینه راه اندازی سایت و گروه خبر و اجرای پروژه خبرگزاری را در حدود ۵۰ میلیون تومان گذاشته بودیم، و خدمات انتشارات و برنامه ریزی و...را به آن افزودیم...الان دقیقا ارقام را ندارم که بنویسم.
طرح ما نهایتا به خاطر ارزانتر بودن و عملیاتیتر بودن تایید شد...هنوز باورش سخت بود.
سریع دفتری را در جردن اجاره کردیم که فاصله اندکی با دفتر جدید سازمان بهینه سازی در کوچه سایه مقابل پارک ملت داشت. همان روزها گروهی از مشاوران و همکارانمان را یکی یکی به دفتر دعوت کردیم. مشکل ابلهانهای که دچارش شدیم، این بود که مستاجر قبلی نمیخواست برود! طراح سایت و مجری سایت را داشتیم، و کار این دو با هم هماهنگ نمیشد...اجرای سایت مدتها ما را معطل کرد. یکی از بهترین روزنامهنگاران حوزه اینترنت مشاورمان بود. من عملا بیصتر طول عید سال ۸۱ را درگیر برنامهریزی کار دفتر بودم.
خرجهای اولیه چنان از حد گذشت که معلوم شد واقعا در امور اداری خیلی جا برای یاد گرفتن داریم! شنیده بودم که هر شرکتی در سال اولش ضرر نکند شانس َورده، ولی باورم نمیشد. راه اندازی اولیه با سرعتی وحشتناک جیبمان را خالی میکرد. چند ماه اول چنان وضعی پیش آمد که من و ناصر کرمی از شرکت تازه تاسیس حقوق نگرفتیم! کار کردن با گروههای مختلف تحریری با تجربههای متفاوت کار را سختتر می کرد. من سالها درگیر کار ستاد خبری بودم، ولی توجیه خبرنگاران اقتصادی که اصلا منطق کاهش مصرف سوخت نداشتند کار حضرت فیل بود.
آن روزها متوجه شدم که چقدر اخلاق تند و گندی دارم، بشدت بیرحم، طلبکار و پرخاشجو. اگر کسی سر کار تنبلی میکرد، چنان با زخم زبان آزارش میدادم که خودم هم زخمی میشدم. میبایستی تا تاریخ مشخصی سایت را فعال می کردیم و اولین خبرها را میفرستادیم...نمیدانم چند شب در محل دفتر تا صبح ماندم؟
یکی از بداخلاقیهای من که بعدا خیلی اثر مثبتی هم داشت، تاکید به خانمهای دفتر برای رعایت فضای کار بود. مانتو کوتاه و تنگ ممنوع! حجاب، کامل! سیگار کشیدن داخل دفتر ممنوع! آرایش بیحد و حصر، موقوف! غذا خوردن جلوی روزهدارها در ماه رمضان، ممنوع!
بعدها که ... گفت که خیال می کنی بهانه دست ما نمیدهی نمیتوانیم پدرت را در بیاوریم؟ فهمیدم زیر ذره بین هستیم.
با وجود تمام احتیاطهایی که میکردم، دو بار سرزده و آخر شب به دفتر رفتم و دیدم که در از داخل قفل شده...
خاطرات بهینه سازی -۱
وبلاگ نیک آهنگ:
یادم آمد که پارسال با خودم قرار گذاشته بودم که بعد از عید خاطرات دوران همکاریام با سازمان بهینه سازی بنویسم...
بهار ۱۳۸۰ در هفتهنامه مهر نشسته بودم. روحالله زم، پسر حاجی زم آمد و از من برای شرکت در جلسه کمیته فرهنگسازی سازمانی جدید دعوت کرد...سازمان بهینهسازی مصرف سوخت.
دفتر قبلی سازمان پایینتر از میدان میرداماد بود. مرحوم علیقلی، نصرت کریمی، کیومرث پوراحمد و دو سه نفر دیگر که نمیشناختم هم بودند. جالب بود، برای گسترش فرهنگ کاهش مصرف سوخت سراغ آدمهای مختلف رفته بودند...
بعدا فهمیدم یکی از کارشناسان جزو طراحان کمیته کاهش مصرف برق وزارت نیرو بوده است. جالب بود، من آنجا هم روزنامهنگار بودم و هم کاریکاتوریست...
از سال ۱۳۷۵ به این جور جلسات عادت داشتم. در جلسات همفکری که دیده بودم به چه صورت میتوان یک هدف خوب را از بین برد و یک مقصد بنجل را به نتیجه رساند. در کمال کله خری تصمیم گرفتم این یک تجربه را به نتیجه برسانم.
سال ۱۳۷۳ در یک کاریکاتور مصرف بیرویه سوخت را به قیمت ارزان آن نسبت داده بودم.آنقدر بابت آن کاریکاتور فحش خوردم که نزدیک بود عطای مطبوعاتی بودن را به لقایش ببخشم. ولی اعتقاد داشتم که ما ایرانی ها در قبال محیط زیستمان بی مسوولیت هستیم...حالا موقعیتی به دستم افتاده بود که نمیشد از دستش داد...
در یکی از جلسات بحث آگهی در مطبوعات مطرح شد...دیدم بوی گند میدهد! همیشه در کنار آگهیهای گران قیمت، پورسانتهای کلان نصیب مدیران میانی میشد. من هم دو تا پیشنهاد را تدریجا مطرح کردم: راه انداختن خبرگزاری اینترنتی و دیگری پرداخت سوبسید به مطبوعاتی که سرویس انرژی راه میانداختند.
از کارشناسان زیادی هم دعوت کردیم...سردبیران روزنامهها و آدمهای اهل فن...
روزی روح الله زم به من زنگ زد و گفت که با رئیس سازمان جلسه داریم. با مهدی هاشمی. دفتر هاشمی آن موقع در ساختمانی در خیابان ظفر بود. بعد از انتخابات مجلس ششم که بسیاری از ما موضعی مخالف هاشمی گرفته بودیم، میدانستیم که فرزندان او نگاه مثبتی به ما ندارند. در جلسه دیدم که دو سه بار با اخم به من نگاه میکند...راستش احساس خوبی نبود.
هر کدام از مشاوران گروه فرهنگسازی طرحهای خود را ارائه دادند. نوبت من که رسید بیفایده بودن آگهی دادن و فایده تولید خبر و ایجاد سایت خبری و خبرگزاری را مطرح کردم...
هفته بعد زم به من زنگ زد و گفت که باید طرح نسبتا کاملی در باره سایت خبری و خبرگزاری ارائه کنم. اینجا بود که یادم آمد دو سال پیش از آن میخواستیم در انجمن صنفی گروه "خبرنگاران سبز" را راه بیاندازیم. روزنامهنگارانی که نگاه محیط زیستی داشتند. دم دستترین فرد ناصر کرمی همکار سابق خودم در روزنامه همشهری بود.
ناصر طرح مقدماتی را نوشت...قرار شد سازمان سایت را راهاندازی کند...
همان روزها من و ناصر کرمی سنگ بنای شرکتی گسستنی را گذاشتیم.
چندی بعد به ما خبر دادند که سازمان میخواهد طرح های پذیرفت شده را به گروه مشاوران واگذارد. پوراحمد فیلمهای تبلیغاتی را میساخت، نصرت کریمی هم آگهیهای عروسکی را...امور پایاننامههای تحقیقاتی مرتبط با کاهش مصرف سوخت هم به دکتر ماهر رسید...همکاری با تلویزیون هم حوزه کاری مرحوم علیقلی بود. به طرح سایت که رسید گفتند ما نمیتوانیم با شما کار کنیم! خندهام گرفت، یک بار هم که نوبت یک کار جدی من شده بود، زیراب کار را جایی زده بودند. فهمیدم که طرح ما به گوش بعضیها رسیده و برای آن خوابهایی دیدهاند.
***
در یکی از جلسات شورا قرار شد کتابی را که برای آموزش بهینه مصرف انرژی برای کودکان منتشر شده بود را تحلیل کنیم...منتهی کتاب چاپ شده بود و ناشر طالب ۱۵۰ میلیون تومان بود...
وقتی ناشر و شوهرش آمدند فهمیدم که خانم، برادرزاده هاشمی رفسنجانی است(خواهر علی هاشمی)، و شوهرش هم فرزند مشاور خاتمی. برآورد سر انگشتی من از هزینههای کتاب، شامل چاپ، طراحی، کاغذ و ...حد اکثر ۶۰ میلیون تومان بود، آن هم با احتساب هزینههای جانبی زائد بود به اضافه مالیات و ...حال َآنکه آنان ۱۵۰ میلیون میخواستند. در آن جلسه، همه مشاوران محترم که عاشق ایران بودند، به ناگهان ساکت ماندند...با خانواده هاشمی که نمیشود شوخی کرد...من هم رگ سیدی روز چهارشنبهام گل کرده بود و چنان ایرادهایی به کتاب گرفتم که شوهر آن خانم که ظاهرا استاد دانشگاه هم بود چند بار توهین کرد...من هم گفتم پول دولت را دور ریختهاید... آن شب از دست همه شاکی بودم. همه میگفتند این کتاب مزخرف است ولی کسی رویش نمیشد جلوی ناشر حرفی بزند...
آقا بررسي مي کند
وبلاگ عقاید مرد رومانتیک با کلنگ:
از آقا تشکر می کنم که به فکر هستند و فرموده اند حرف زدن "درباره ی کاستی های جنبش ضد جنگ خیلی خوب است."
اصلا در تمام این سه سالی که در سراسر جهان بزرگ ترین جنبش بین المللی بعد از پایان جنگ سرد بر علیه جنگ عراق شکل گرفته بود، تمام فعالان ضد جنگ از نیویورک تا توکیو و از لندن تا مسکو منتظر نشسته بودند که آقا ظهور بفرماید و ضمن استفاده از "فاکت ها" جنبش ضد جنگ را برستاخیزانند.
حالا حرف فاکت شد؛ آقا اصلا یک فاکت می گویم یک فاکت می شنوید ها:
"اینکه در جلسه ضد جنگ 15 نفر شرکت می کنند درجلسه شوکمدی آقای هادی خرسندی 400 نفر، نیازمند بررسی است."
به عبارتی درک آقا از جنبش ضد جنگ و اساس درافشانی های شدیدا "آکادمیک" شان (خدا رحمت کند پدر آن کسی را که این کلمه آکادمیک را به این آقا یاد داد.) بر این است که در جلسه ی ضد جنگ مجهولی در زمان و مکان مجهول پانزده نفر شرکت کرده اند. آقا من تبریک می گویم. مرگ بر خائنینی که جلوی بررسی را گرفته اند. خواهش من این است که همه بروند کنار که آقا می خواهد بررسی کند.
آقا شما را به خدا به حرف این بی تربیت های فحوکرات گوش نکنید. شما کارتان درست است. من بقیه ی ضد جنگ ها را هم خبر کرده ام و همگی این جا نشسته ایم تا شما بررسی کنید. فقط زیاد آکادمیک نباشد چون ممکن است ما قدرت فهم اش را نداشته باشیم.
ضمنا تا آقا بررسی می کنند ضد جنگ ها این را ببینند که یک وقت روحیه شان خراب نشود.
وقتی که حسینه را به پرتقال فروشی تبدیل میکنند!
پیک ایران:
حسینیه شریعت قم که 24 بهمن ماه در قم تخریب شده بود تبدیل به پرتقال فروشی شد
وبلاگ طنين سکوت : حسینیه شریعت قم که 24 بهمن ماه در قم – شهری که مقدس می نامندش - تخریب شده بود تبدیل به پرتقال فروشی شد.
در روزهای پایانی سال گذشته خورشیدی بر روی محل تخریب و آسفالت شده حسینیه شریعت قم که محل برگزاری آیین های مذهبی دراویش نعمت اللهی بود, عابرانی که از خیابان ارم می گذشتند در این محل پلاکاردی را مشاهده می کردند که متن روی آن خبر از برگزاری بازار روز و میدان میوه و تره بار برای طرح تنظیم بازار توسط سازمان بازرگانی و سازمان میادین میوه و تره بار شهرداری قم می داد.
این در حالی است که تا چند روز پس از درج خبر اعلام نظر کمیته تحقیق در برخی رسانه ها پلاکارد فوق در محل مشاهده نمی شد و ظاهرا این پلاکارد کنده شده بود.
آنچه در روزهای گذشته تعجب برخی شهروندان را برانگیخته بود اینکه ظاهرا نه فروشندگان و نه خریداران از میدان میوه و تره باری که بر ویرانه یک مکان مذهبی قرار گرفته و زمین آن در حکم غصب قلمداد می شود استقبال نکرده اند.
عابرانی که با چشمان پرسشگر خود در پی یافتن میدان میوه و تره بار هستند این روزها به یک پرتقال فروش در محل ویران شده حسینیه شریعت بر می خورند که بساطی محقر با چند کیلو پرتقال برپا کرده است. این در حالی است که معمولا بر اساس مشاهدات در زمان های مختلف پرتقال فروشی مذکور با توجه به اینکه در مرکز شهر قرار دارد معمولا بدون خریدار است.
حسینیه شریعت قم که به همت سید احمد شریعت از مشایخ دراویش نعمت اللهی گنابادی و در ملک شخصی خود ساخته شده و با شرط تولیت خود بر این مکان, آن را وقف کرد محل انجام آیین های مذهبی دراویش نعمت اللهی گنابادی می باشد.
March 24, 2006
سفير آمريکا ايران را به 'دورويی' متهم کرد
بیبیسی:
خليلزاد ايران را به تماس و حمايت از گروههای شبه نظامی شيعه و سنی متهم می کند
زلمی خليلزاد، سفير آمريکا در بغداد که انتظار می رود سرپرستی مذاکرات با ايران را برعهده داشته باشد، جمهوری اسلامی را به "دورويی" در برخورد با مسايل عراق متهم کرده است.
روزنامه آمريکايی واشنگتن پست در شماره خود در روز جمعه، 24 مارس، در گزارشی به قلم جاناتان فاينر و الن نيکمير، به سياست ايران در مورد عراق پرداخته و اظهارات سفير ايالات متحده در بغداد را در اين مورد منتشر کرده است.
در اين گزارش آمده است که آقای خليلزاد در گفتگويی در روز پنجشنبه، 23 مارس، گفته است که در حاليکه مقامات ايرانی در اظهارات عمومی خود از روند سياسی در عراق حمايت می کنند، سازمان های نظامی و اطلاعاتی اين کشور به حمايت از گروه های شبه نظامی و شورشی ادامه می دهند.
به گفته سفير ايالات متحده در عراق، ماموران ايرانی به آموزش و تجهيز تسليحاتی شبه نظاميان شيعه، مانند نفرات سپاه مهدی می پردازند که وابسته به يکی از روحانيون قدرتمند عراق است، و همچنين از نزديک با شورشيان سنی از جمله گروه انصارالسنه، که مسئول دهها حمله خونبار عليه نيروهای آمريکايی و عراقی و کشتار غيرنظاميان شيعه بوده است، کار می کنند.
به نوشته روزنامه واشنگتن پست، زلمی خليلزاد گفته است "برداشت ما اين است که آموزش و تجهيز (گروه های شبه نظامی) به صورت مستقيم يا غيرمستقيم، صورت می گيرد و همچنين ايران منابع مالی در اختيار برخی افراد و شبه نظاميان، قرار می دهد و اينکه افراد مرتبط با سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات ايران در صحنه حضور دارند."
ماموران ايرانی به آموزش و تجهيز تسليحاتی شبه نظاميان شيعه مانند سپاه مهدی می پردازند که وابسته به يکی از روحانيون قدرتمند عراق است، و همچنين از نزديک با شورشيان سنی از جمله گروه انصارالسنه، که مسئول دهها حمله خونبار عليه نيروهای آمريکايی و عراقی و کشتار غيرنظاميان شيعه بوده است، کار می کنند
زلمی خليلزاد - سفير آمريکا در عراق
اين روزنامه در ادامه می افزايد آقای خليلزاد در حالی اين مطالب را مطرح کرده که ايالات متحده و ايران - يعنی دو قدرت خارجی و متخاصم که نقشی مسلط در امور عراق دارند - تمايل خود را برای برگزاری گفتگوهايی با هدف ايجاد ثبات در اين کشور جنگ زده ابراز داشته اند.
حکومت روحانيون در ايران، که با رهبران شيعيان عراق روابط نزديکی دارد، همواره اتهام ايالات متحده در اين مورد را که عاملی در بی ثباتی عراق است رد کرده و در مقابل، آمريکا را مسئول شرايط کنونی عراق دانسته است.
عمليات شبه نظاميان
به نوشته واشنگتن پست، اظهارات آقای خليلزاد با دو تحول عمده همزمان است.
از يکسو، شورای امنيت سازمان ملل متحد، که آمريکا عضو دايم آن است، برنامه هسته ای بحث برانگيز ايران را در دست بررسی دارد و از سوی ديگر، مذاکرات گروه های عراقی برای تشکيل دولت جديد بدون دستيابی به نتيجه تا کنون ادامه داشته است.
در همانحال، به نوشته اين روزنامه آمريکايی، احزاب سنی عراق، که خواستار سمت های مهمتری در کابينه تحت تسلط احزاب شيعه هستند، ايران را به همدستی با شبه نظاميان شيعه در حمله به سنی ها متهم کرده اند، حملاتی که عراق را به سوی جنگ داخلی سوق داده است.
سفير آمريکا معتقد است که شبه نظاميان وابسته مقتدی صدر در خشونتهای بغداد دست داشته اند
سفير آمريکا در عراق گفته است که هنوز با شبه نظاميان برخورد جدی و قاطعانه نشده و می افزايد که چنين اقدامی سخت خواهد بود.
به گفته وی، حوادث دو يا سه هفته اخير نشان می دهد که آمار کشته شدگان حملات گروه های شبه نظامی در بغداد بيشتر از قربانيان بمب گذاری گروه های تروريست بوده است.
زلمی خليلزاد، که زاده افغانستان اما شهروند آمريکاست، به خصوص به ارتباط ايران با سپاه مهدی، به رهبری مقتدی صدر، روحانی تندرو شيعه که طرفدارانش حدود سی کرسی پارلمان را در اختيار دارند، اشاره می کند و اظهار می دارد که با وجود اظهارات آقای صدر در مورد ضرورت حفظ آرامش، اين گروه مسلح مسئول بسياری از کشتارهای اخير بوده است.
آقای خليلزاد می گويد که ايالات متحده تماس مستقيم با مقتدی صدر نداشته اما می افزايد که در موارد لازم، خود وی پيام هايی را به طور عمومی برای وی ارسال می کند و بين سفير و ساير مقامات سفارت و متحدان سياسی آقای صدر مذاکراتی صورت گرفته است.
روز پنچشنبه، يکی از دستياران مقتدی صدر گفت که تا زمانی که نيروهای خارجی خاک عراق را ترک نکنند، آقای صدر حاضر به ملاقات با مقامات آمريکايی نخواهد بود.
بحران سياسی عراق
با گذشت بيش از سه ماه از زمان برگزاری انتخابات پارلمانی عراق، اختلاف گروه های سياسی عراق بر سر ترکيب کابينه مانع از تشکيل دولت جديد شده است و آقای خليلزاد، با اشاره به اين اختلافات می گويد "من همان کسی هستم که هشدار می دهد کشور گرفتار خونريزی است و لازم است رهبران سياسی عراق از خود تحرک نشان دهند."
سفير ايالات متحده در عراق می گويد که هشدارهای وی نتايجی هم در پی داشته است زيرا اخيرا رهبران گروه های مختلف عراقی تمايل بيشتری به توجه به خواست ها و نگرانی های يکديگر نشان می دهند بی آنکه آمريکا نقش ميانجی بين آنان را ايفا کند.
سفير آمريکا در عراق اين نظر را رد می کند که تماس و مذاکرات گروههای مختلف عراقی بدون ميانجيگری وی ناممکن است و با توصيف نقش خود به عنوان يک ناظر، می افزايد که تشکيلات سياسی عراق به سوی خوداتکايی پيش می رود
آقای خليلزاد می گويد که در نتيجه، نقش وی در اين مذاکرات به نقش يک ناظر تقليل يافته که نشانه ای اميدبخش است هر چند می افزايد که هنوز هم شکاف عميقی بين جناح های سنی و شيعه برجاست.
وی اين نظر را رد می کند که همچنان عامل اصلی در ايجاد وحدت بين گروههای رقيب است و مذاکره اين گروه ها بدون ميانجيگری وی امکان ندارد و اظهار نظر می کند که تشکيلات سياسی عراق به سوی خوداتکايی پيش می رود.
زلمی خليلزاد می گويد "سنی ها در مورد نقش خود در تصميم گيری های دولت نگران هستند در حاليکه شيعيان بر اين نظر هستند که نقش داشتن در تصميم گيری ها نبايد باعث ناديده گرفتن نتيجه انتخابات شود و يا وضعيتی را ايجاد کند که تصميم گيری دولت به دليل نياز به مذاکره و کسب نظر همه گروه ها در تمامی مراحل، عملا ناممکن شود."
ائتلاف گروه های شيعه عراق بيشترين تعداد کرسی ها را در پارلمان اين کشور به دست آورده اند اما از اکثريت لازم برای تشکيل دولت بدون مشارکت ساير جناح ها برخوردار نيستند.
در پاسخ به اين سئوال که آيا ممکن است جناح شيعه در پارلمان هرگز آماده تقسيم قدرت با ساير جناح ها نشود، سفير آمريکا توضيح داد که بر اساس قانون اساسی عراق، بسياری از اقدامات مهم دولت مستلزم رای مثبت دست کم دو سوم از نمايندگان پارلمان است و در نتيجه، شيعيان راه ديگری ندارند جز اينکه حمايت ساير جناح ها را جلب کنند.
بر اساس برخی گزارش ها، ممکن است مذاکرات ايران و آمريکا در مورد مسايل عراق در هفته آينده آغاز شود و انتظار می رود آقای خليلزاد نمايندگی کشور خود در اين مذاکرات را برعهده داشته باشد.
وزیر امورخارجه آمریکا از تاخیر در تصویب بیانیه شورای امنیت در باره برنامه اتمی ایران ابراز نارضائی کرد
رادیو فردا: کاندولیزا رایس وزیر امورخارجه آمریکا روز پنجشنبه با اشاره به ادامه بحث در باره پیشنویس بیانیه شورای امنیت سازمان ملل در باره فعالیتهای هستهای جمهوری اسلامی گفت فرصتی برای تاخیر در پرداختن به پرونده اتمی ایران وجود ندارد. وی باردیگر خواهان تشکیل جبههای متحد شد که جمهوری اسلامی را به کنار نهادن برنامههائی که به گفته او برای دستیابی به سلاحهای اتمی است وادار کند. در پی مخالفت چین و روسیه، نمایندگان پنج دولت عضو دائمی شورای امنیت سازمان ملل، مذاکره بر سر بیانیه پیشنهادی بریتانیا و فرانسه در باره پرونده جمهوری اسلامی، با ناکامی نیمهکاره رها کردند تا وزرای امورخارجه پنج دولت، در همین زمینه با یکدیگر رایزنی کنند.
علیرضا طاهری (رادیوفردا): کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه آمریکا، در حالی که بیصبری خود را از کشآمدن مذاکرات در شورای امنیت سازمان ملل بر سر پرونده اتمی حکومت ایران پنهان نمیکرد، پنجشنبهشب گفت هیچ مانعی نباید در این زمینه ایجاد شود.
خانم رایس با اشاره به ادامه بحث در باره پیشنویس بیانیه شورای امنیت سازمان ملل در باره فعالیتهای هستهای جمهوری اسلامی گفت فرصتی برای تاخیر در پرداختن به پرونده اتمی ایران وجود ندارد.
وزیر امورخارجه آمریکا ادامه داد مانعی در این راه نباید ایجاد شود و جامعه بینالمللی باید دست به کار شود و اقدام کند. خانم رایس باردیگر خواهان تشکیل جبههای متحد شد که جمهوری اسلامی را به کنار نهادن برنامههائی که به گفته او برای دستیابی به سلاحهای اتمی است وادار کند.
وزیر امورخارجه آمریکا سپس یادآوری کرد مردم به جامعه بینالمللی چشم دوختهاند تا نشان دهد که این قضییه را از راههای دیپلماتیک میتوان حل و فصل کرد. ما به راهحلی دیپلماتیک متعهد هستیم ولی قضییه باید حل و فصل شود.
به گزارش خبرگزاریها، لحن خانم رایس روز پنجشنبه با لحن او در روز پیش از آن متفاوت بود. خانم رایس قبلا گفته بود که اطمینان دارد که شورای امنیت سرانجام بر سر پرونده هستهای ایران به توافق خواهد رسید و راهکاری برای حلوفصل مسئله اتمی ایران پیدا خواهد کرد.
خانم رایس همچنین گفته بود که رسیدگی به پرونده هستهای جمهوری اسلامی وقت میبرد، اما او از بابت این وقت بردن نگرانی ندارد. با این حال لحن وزیر امورخارجه آمریکا روز پنجشنبه از ناشکیبائی او در پرداختن به روند کند رسیدگی به پرونده اتمی ایران حکایت داشت.
در این گیر و دار، نمایندگان پنج دولت عضو دائمی شورای امنیت سازمان ملل، مذاکره بر سر بیانیه پیشنهادی بریتانیا و فرانسه در باره پرونده جمهوری اسلامی، با ناکامی نیمهکاره رها کردند تا وزرای امورخارجه پنج دولت، در همین زمینه با یکدیگر رایزنی کنند. گزارشها حاکی است که رایزنی وزرای امورخارجه پنج عضو دائمی شورای دائمی از روز چهارشنبه با مکالماتی تلفنی میان آنها آغاز شده است.
همزمان با این تحولات، شان مککورمک، سخنگوی وزارت امورخارجه آمریکا با اشاره به ادامه رایزنیها در باره پرونده اتمی ایران، پنجشنبهشب تاکید کرد که به اعتقاد واشنگتن، روند بررسی این پرونده در مسیری درست در جریان است.
فشار ایران بر شیعیان برای ابقای جعفری
رادیو فردا:
در آغاز دورجدید مذاکرات بر سر دولت جدید، قانونگذاران شیعه گفتند از سوی حکومت ایران برای ابقای جعفری در نخست وزیری عراق زیرفشار قرار دارند
سیاستمداران عراقی، امروز، جمعه، مذاکرات خود در زمینه تشکیل یک دولت جدید را از سر خواهند گرفت. در همین حال، قانونگذاران شیعه تاکید کرده اند که در نظر ندارند ابراهیم جعفری، نخست وزیر موقت را که برای یکدوره دیگر نخست وزیری در نظر گرفته شده است، کنار نهند. مقامات شیعه گفتند حکومت ایران از ابراهیم جعفری پشتیبانی میکند و سیاستمداران شیعه را برای حمایت از وی تحت فشار قرار داده است. در مذاکرات امروز جمعه بر سر انتخاب نخست وزیر، رئیس مجلس و رئیس جمهوری تصمیم گرفته می شود. انتظار میرود جلال طالبانی، رئیس جمهوری موقت که یک کُرد است سمت ریاست جمهوری را حفظ کند.
بکتاش خمسه پور (rm) صدا | (wma) صدا [ 3:23 mins ]
بکتاش خمسه پور (رادیو فردا): مذاکرات چند حزبی که به واسطه زلمای خلیل زاد، سفیر آمریکا جریان داشته است، بدلیل تعطیلات شیعیان و کُردها از روز یکشنبه بطور موقت قطع شده بود. محمود عثمان، قانونگذار کُرد گفت، این مذاکرات قرار است روز جمعه، امروز در دفتر جلال طالبانی، رئیس جمهوری از سر گرفته شود.
زلمای خلیلزاد بر سیاستمداران عراقی فشار سنگینی آورده تا بر بنبستی که پیرامون گزینش ابراهیم جعفری بوجود آمده است فائق گردند. جناحهای سیاسی شیعیان سکولار، و احزاب کُرد و سنی، بشدت با انتخاب مجدد ابراهیم جعفری مخالفند.
باور میرود که اندکی کمتر از نصف ائتلاف یکپارچه عراق، تشکل سیاسی عمده شیعیان، که بزرگترین تشکل در پارلمان عراق است نیز خواهان نخست وزیری دوباره ابراهیم جعفری نیست. ائتلاف موسوم به یکپارچه، 130 کرسی از 275 کرسی پارلمان عراق را در دست دارد.
زلمای خلیلزاد، سفیر آمریکا در بغداد، از یکسو، و آیتاللهالعظمی علی سیستانی، مرجع ارشد شیعیان در عراق، از سوی دیگر، خواهان تسریع روند گزینش نخست وزیر و تشکیل دولت جدید عراق
شدند.
در دوازدهم فوریه، 23 بهمن، قانونگذاران شیعه ابراهیم جعفری را با اختلاف یک رای به عادل عبدالمهدی، معاون رئیس جمهوری از تشکل موسوم به مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق ترجیح دادند. عادل عبدالمهدی روز سهشنبه بدنبال دیدار با آیتالله سیستانی به خبرنگاران گفت که دکتر جعفری همچنان نامزد ائتلاف است و اینکه ائتلاف کس دیگری را معرفی نکرده است.
مقامات شیعه میگویند که ایران از ابراهیم جعفری پشتیبانی میکند و سیاستمداران شیعه را برای حمایت از وی تحت فشار قرار داده است. بدنبال درخواست عبدالعزیز حکیم که ریاست ائتلاف شیعیان در پارلمان را برعهده دارد، حکومت ایران و دولت آمریکا هفته گذشته توافق کردند مذاکراتی را درباره عراق برگزار کنند.
جواد الملکی، نماینده پارلمان و از مسئولان ارشد حزب الدعوه که رهبری آنرا ابراهیم جعفری در دست دارد، گفت در میان موضوعاتی که انتظار میرود روز جمعه، امروز مورد مذاکره قرار گیرند، برنامه دولت جدید، شورای امنیت ملی که اعضای آن اخیرا منصوب شدهاند و سمتهای نخست وزیری، ریاست جمهوری و ریاست پارلمان جای دارند.
وی گفت، چنانچه سنیها کاندیدایی برای سمت ریاست جمهوری نداشته باشند، این سمت از آن کُردها خواهد بود. انتظار میرود، جلال طالبانی، رئیس جمهوری موقت که یک کُرد است سمت ریاست جمهوری را حفظ کند.
بیانیهی بسیج دانشجویی استان تهران دربارهی مذاکره با آمریکا؛ مذاکره به طور مستقیم از رسانهها منعکس شود
ایسنا: !!!ضرورت مذاکره به خاطر ملت عراق شاید توجیه پذیر باشد
شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی دانشگاههای استان تهران دربارهی پاسخ مثبت شورای عالی امنیت ملی به درخواست رییس مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق بیانیهای صادر کرد.
به گزارش گروه دریافت خبر ایسنا، در این بیانیه آمده است: آیا تاریخ خونبار و پر فراز و نشیب ایران اسلامی را به فراموشی سپردهایم؟ آیا مداخلهی مستقیم آمریکا در ایران را از یاد بردهایم؟ آیا قربانی شدن جوانان این کشور توسط عمال آمریکا برای از بین بردن هرگونه مقاومت در مقابل خواستههای دست نشاندگان آنان را فراموش کردهایم؟ گویا همین دیروز بود که بنابه تدبیر آمریکا خیل عظیمی از مرد و زن این کشور در میدان شهدا به خاک و خون کشیده شدند. مگر تبعید علمای دین، هتک حرمت حوزههای علمیه، مبارزهی جدی با حجاب اسلامی، ترویج بی بند و باری برای رسیدن به دروازههای تمدن غرب توصیهی آمریکا نبوده است؟ آیا مداخلهی مستقیم آمریکا در ایجاد آشوبهای قومی و منطقهیی برای ناکام گذاشتن نظام نوپای اسلامی در تاریخ ثبت نشده است؟ مگر به شهادت رسیدن دانشجویان و دانش آموزان به دستور آمریکا نبوده؟ چه کشوری خارج از عرف دیپلماتیک سفارتخانهی خود را تبدیل به لانهی جاسوسی کرد؟ چه کسی برای درهم شکستن عظمت ایران اسلامی یا تجهیزات پیشرفته به طبس آمد تا مقصود خود را عملی سازد؟ مگر حملهی دست نشاندگان بعثی آنان به شهرهای ایران و به اسارت بردن زنان و کودکان این مرز و بوم توطئهی آمریکا نبوده است؟ آیا فراموش کردهایم حملات شیمیایی را؟ بمبارانهای پی در پی را که تسلیحات آن توسط آمریکا و هم پیمانان آن تامین میشد؟ ما بلوکه کردن سرمایههای ایران در آمریکا را فراموش نکردهایم. حمله به هواپیمای ایرباس که حامل زنان و کودکان بی دفاع بود با چه منطقی قابل توجیه است؟ رفتار خصمانهی آمریکا در تحریم اقتصادی کشورمان به خاطر دسترسی به فن آوریهای علمی از جمله فن آوری هستهیی و... همه و همه نشان از خصومت و کینهی دیرینهی آمریکا نسبت به ملت ایران است. ملت ما 27 سال است که با افتخار مقابل زیاده خواهیهای آمریکا مقاومت کرده و به عنوان سند افتخار خود در بین سایر ملل سربلند و راست قامت ایستاده است و هنوز هم معتقد به این فرمودهی حضرت امام(ره) است که آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند.
در ادامهی این بیانیه آمده است: ایران اسلامی امروز یک قدرت واقعی در منطقه است که وجودش پیام آور ثبات و امنیت برای تمامی کشورهاست. سالهاست که آمریکا آرزو دارد به هر بهانهای ایران را به پای میز مذاکره بکشاند. امروزه جوانان غیرتمند ایران اسلامی پس از گذشت 27 سال از استقلال، خود اتکایی، خودباوری و مقاومت جانانه در مقابل شرق و غرب توانستهاند به برترین و پیچیدهترین تکنولوژی دنیا دست یابند و ابهت پوشالی ابرقدرت آمریکا را بشکنند. دست یافتن به علم استفاده از تکنیک سلولهای بنیادی متعلق به فرزندان همین ملت است و بدیهی است که برای آمریکا و هم پیمانان غربیاش خوشایند نباشد. آمریکا به دنبال فرصتی است که به دنیا ثابت کند که ایران شکست پذیر است. شکست ایران یعنی شکست تمام امیدها و آرزوهای مسلمانان و ملتهای آزادی خواه جهان که چشم امید به ایران اسلامی دوختهاند. یادمان باشد ما فقط به خودمان تعلق نداریم هر حرکت ما پیامدهایی و پیامهایی برای تمام دنیا دارد. آمریکا در یک حرکت بدون بازگشت و با تصور تقابل مستقیم با اسلام و به زعم خود به بند کشیدن ملتهای مسلمان منطقه وارد عراق و افغانستان شد اما با هدایت مرجعیت شیعه با چالشهای جدی مواجه و در نقشهی شیطانی خود شکست خورد. امروزه آمریکا در عراق عرصه را بر خود تنگ دیده و به فکر چاره افتاده است تا با مشارکت ایران اسلامی راهی برای خروج از این بن بست پیدا کند. استمداد دولتمردان عراق از دولت ایران برای مشارکت در بازگشت امنیت و آرامش به عراق با مذاکرهی سه جانبهی ایران عراق و آمریکا از مدتها پیش پیگیری میشد، بارها مسوولان آمریکایی خواستار این مذاکره بودند و این نشان از قدرت و نقش واقعی برگرفته از ایمان به خدا و عزم و ارادهی آهنین ملت ایران و موقعیت ژئوپولتیک و ژئواستراتژیک کشورمان در معادلات منطقه و جهان است. هر چند اصرار مسوولان مملکتی عراق و پاسخ مثبت شورای امنیت ملی کشورمان برای دفاع از منافع ملت مسلمان عراق از طریق مذاکره با آمریکا غیرقابل تصور بوده و موجبات تلخ کامی ملت مسلمان ایران را فراهم آورده است توجه دست اندرکاران و تصمیم گیران دستگاه دیپلماسی کشورمان را به نکات ذیل که حائز اهمیت است جلب میکنیم. ما دانشجویان بسیجی بنا بر رسالت خطیر خویش در این برهه از زمان به حق خواستار توجه مسوولان به این نکات بوده و بی توجهی به این موضوعات را امری نابخشودنی تلقی کرده و به طور جدی پیگیری خواهیم کرد.
1- ما معتقدیم اعتماد به دیپلماسی آمریکا سرابی بیش نیست و هدف اصلی شیطان بزرگ خداحافظی ملت ایران با خاطرات شکوهمندترین رویداد مردمی قرن بیستم یعنی انقلاب اسلامی است و به کمتر از خشکاندن ریشهی ملت ایران رضایت نخواهند داد.
2- روند اطلاع رسانی و موافقت شورای امنیت ملی به پیشنهاد مقامات کشور عراق برای مردم شریف ایران بسیار غیرمنتظره، عجولانه و شوک آور بوده و ما دانشجویان خواهان آگاه سازی مناسب و پاسخگویی همیشگی به افکار عمومی جامعه هستیم.
3- نخبگان جامعه اعتقاد دارند که نیات و دیپلماسی واشنگتن مبتنی بر تغییر سیاست، تغییر رفتار و تغییر حکومت جمهوری اسلامی ایران است. مبادا حضور ایران در این مذاکرات اولین گام در عملی شدن استراتژی براندازی آرام آمریکا باشد.
4- سه اصل مهم عزت، حکمت و مصلحت جهان اسلام را مدنظر قرار داده و هرگاه احساس شود کوچکترین خدشهای به این اصول مترقی وارد میشود شجاعانه میز مذاکره را ترک و عزت و افتخار را برای امت اسلامی به ارمغان آورید.
5- ملتهای مسلمان ادبیات مبتکرانه، وقیحانه و گستاخانهی آمریکاییان را برنتابیده و هرگز از یاد نخواهند برد که دشمنان اسلام در اوج زبونی و ذلت دست به دامن جمهوری اسلامی ایران شدهاند.
6- این گونه مذاکرات صرفا برای تامین منافع ملت ستمدیدهی عراق بوده و به هیچ عنوان نبایستی تسلیم زیاده خواهیهای آمریکا در طرح سایر موضوعات شوید.
7- اینک که مردم عراق به ما اعتماد کرده و برای رفع مشکلات کشورشان ما را به میانجیگری فراخواندهاند مبادا در حق این ملت مسلمان کوتاهی روا داشته و موجبات قضاوت تلخ تاریخ را فراهم سازید.
8- حفظ حاکمیت و تمامیت ارضی کشور مسلمان عراق و هویت ملی و دینی آنان از ملاحظات اساسی محسوب شده و نتایج حاصله نبایستی برخلاف نظرات صریح مرجعیت شیعه و سایر علمای اسلام از جمله برادران اهل تسنن باشد.
9- ضرورت مذاکره به خاطر ملت عراق شاید توجیه پذیر باشد ولی پیشنهاد میشود با توجه به پیشینهی تاریخی دولتمردان آمریکا که هیچ وقت قابل اعتماد نبودهاند تمهیداتی اندیشیده شود تا سازمان ملل و کشورهای دیگر نیز به عنوان شاهد و ناظر در مذاکرات شرکت کنند و تضمینهای عینی از کشورهای اشغالگر دریافت شود.
10- هیچگاه گذشتهی تاریخی آمریکا را فراموش نکنید که آنان منافع نامشروع خود را بر منافع تمامی ملتها ترجیح میدهند.
11- تمامی کشورهایی که با آمریکا مذاکره کردهاند همواره مغلوب فضای مسموم غول رسانههای غرب بوده به طوری که تاریخ را به نفع آمریکا منعکس کردهاند لذا پیشنهاد میشود جریان مذاکرات به طور مستقیم از طریق رسانههای جمعی منعکس شود.
12- آمریکا برای تحقیر طرف مذاکره کننده از تمام ابزارها استفاده میکند. شاهد این مدعا دیدگاههای اخیر سیاستمداران آمریکا است که شایسته است ویژگیهای حقارت آمیز آمریکا نیز احصاء شده و در زمان مناسب مقابله به مثل شود.
13- در پایان پیشنهاد میشود با تشکیل کمیتههای فکری و عملیاتی متشکل از نخبگان دلسوز، متعهد، کارآمد و شجاع کشورمان و با استفاده از تمام ظرفیتهای موجود فضای حاکم بر مذاکرات را مدیریت کرده و با آمادگی کامل نسبت به پایش روند لحظه به لحظه رویدادهای منطقهیی و جهانی و اخذ تصمیمات مقتضی اقدام کنید.
در پی ناکامی نمایندگان، وزرای امورخارجه پنج کشور عضو دائمی شورای امنیت شخصا رسیدگی به پرونده اتمی ایران را شروع کردند
به گزارش راديو فردا کنستانتین دولگف، نماینده دائمی روسیه در سازمان ملل، پنجشنبهشب گفت دولت مسکو با خوشبینی امیدوار است که پنج عضو دائمی شورای امنیت سازمان ملل سرانجام راهی برای برونشد از مسئله هستهای جمهوری اسلامی خواهند یافت. با ناکامی نمایندگان آمریکا، بریتانیا و فرانسه به رسیدن توافق با نمایندگان چین و روسیه بر سر بیانیه شورای امنیت در باره پرونده اتمی ایران، وزیران امور خارجه پنج کشور بررسی این پرونده را شخصا آغاز کردند. چین و روسیه تاکید دارند که رسیدگی به تخلفات حکومت ایران از پیمان منع گسترش تسلیحلات اتمی در چارچوب سازمان انرژی اتمی انجام گیرد اما آمریکا و دو متحد غربی آن معتقدند که شورای امنیت باید به این پرونده رسیدگی کند و به جمهوری اسلامی اتمام حجت بدهد که در مدت مشخصی فعالیتهای خود را در زمینه غنیسازی اورانیوم یکسره متوقف سازد.
THE ISRAEL LOBBY AND U.S. FOREIGN POLICY
Harvard University(PDF):
Abstract
In this paper, John J. Mearsheimer of the University of Chicago's Department of Political Science and Stephen M.Walt of Harvard University's Kennedy School of Government contend that the centerpiece of U.S. Middle East policy is its intimate relationship with Israel. The authors argue that although often justified as reflecting shared strategic interests or compelling moral imperatives, the U.S. commitment to Israel is due primarily to the activities of the “Israel Lobby." This paper goes on to describe the various activities that pro-Israel groups have undertaken in order to shift U.S. foreign policy in a pro-Israel direction.
داستان مضحک مذاکره
hanif.ir حنيف مزروعی : این داستان مضحک مذاکره با آمریکا در خصوص عراق هم داستان جالبی دارد.
مقامات ایرانی و خصوصا علی لاریجانی آنچنان در این خصوص اظهار نظر می کنند که گویی تاکنون در این باره مذاکره ای با مقامات آمریکایی انجام نداده اند.
نکته جالب ماجرا که آقایان سعی دارند که آنرا از افکار عمومی داخل و بویژه سرسپرده گان جان بر کف شان(!!) مخفی کنند اینست که آقایان اکنون مدتهاست که در حال مذاکره با آمریکایی ها در عراق هستند.
حتی در ماه گذشته که داستان ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت بالا گرفت، مقامات ایرانی و در راس آن لاریجانی در پیغام های جداگانه ای به «زلمای خلیل زاد» از وی خواسته بودند که در ادامه مذاکرات ایران و آمریکا در خصوص عراق در خصوص انرژی هسته ای هم با ایرانیان وارد مذاکره شود.
البته پاسخ فرستاده ویژه و تام الاختیار ایالات متحده به این درخواست ایران منفی بود و گفته بود که وی تنها اجازه دارد در خصوص مسائل عراق با ایرانیان مذاکره کند.
اما اخبار این روزهای اخیر و درخواست مضحک عبدالعزیز حکیم از ایران برای مذاکره با آمریکا بسیار تعجب برانگیز بود.
در حالیکه وی قطعا می دانست که مقامات ایرانی از ماهها قبل در حال مذاکره هستند و مطرح کردن این مسئله بیشتر به ابزاری برای توجیه طرفداران جناح تندرو داخل ایران بوده که سرمداران آن تاکنون از آن بعنوان یکی از اصول لایتغیر انقلاب یاد کرده اند و حکیم بدین وسیله خواسته راه توجیه را برای به اصطلاح اصولگرایان ایرانی باز نگه دارد.
البته آقای لاریجانی هم با کله این درخواست برادرانه ایشان را پذیرفته و انگار نه انگار که قبلا مذاکرات در جریان بوده،
نکته بامزه این ماجرا احتمالا نگاه آمریکاییان به ایران است که حتما از این موش و گربه بازی مقامات ایرانی با خودشان دارند شاخ در می آوردند.
به این می گویند سیاست خارجی مستحکم که به جای اینکه سعی کنیم از خارجی ها امتیاز بگیرم، خودمان سر خودمان را به بهترین نحو ممکن شیره می مالیم.
تغییر ساعت و وقت نماز!
علی ابطحی webneveshteha.com : امسال بعد از نزدیک به سه دهه ساعت رسمی تغییر نکرد. در بین استدلال ها یکی در این حدود بود که تغییر ساعت می تواند مشکلاتی برای فرائض شرعی ایجاد کند. بعد هم که اعلام کردند مدارس و ادارات به جای ساعت ۸ همان ساعت ۷ آغاز به کار می کند، بیشتر معلوم شد که استدلال فرائض شرعی اصل این عدم تغییر بوده است. واقعش این است که در این سالها جمع محدودی و به خصوص در مشهد و قم، بعضی از درسهای حوزه و یا مراسم روضه یا فاتحه و یا حتی جشن های مذهبی را در شش ماهه ی اول سال بر اساس ساعت قدیم اعلام می کردند. ما بارها با صاحبان این نظریه که می گفتند همیشه نماز حدود ساعت ۱۲ بوده است می گفتیم که مگر ساعت رسمی فرقی در نماز دارد؟ مگر زمان پیامبر ساعت بوده است؟ خود آنها هم جوابی نداشتند و حداکثر می گفتند عادت کرده ایم؛ و سعی می کردند این کار را علنی نکنند. حالا لابد شان آن جمع اندک و عادتهای آنان آن قدر مهم شده که عادت سی ساله ی مردم ایران باید فدای عادت آنان شود! واقعا این مسابقه ی عوامی گری تا کجا میخواهد ادامه داشته باشد؟
March 23, 2006
پيرامون حمايت رهبر جمهوری اسلامی از رفراندوم
اخبار روز:
• آقای خامنه ای اگر رفراندوم را به عنوان يک روش قبول دارند, بهتر است شرايط را برای انجام رفراندوم و برگزاری همه پرسی بگونه ای فراهم کنند تا مردم ايران بتوانند بين نظام ولايت فقيه و عملکرد ايشان و شکل گيری قانون اساسی جديد مبتنی بر دموکراسی, اعلاميه جهانی حقوق بشر, حفظ تماميت ارضی کشور و جدايی دين از دولت انتخاب کنند
علی افشاری
رهبر جمهوری اسلامی ايران در سخنان خود در آغاز سال نو در مشهد با تاکيد بر مذاکره محدود با آمريکا ابعاد جديدی از مسائل پيرامون اين رويداد را آشکار نمود. وی بر اساس سنت هر ساله در آغاز سال نو در بارگاه امام رضا ( ع) حضور می يابد و معمولا برنامه ها و خطوط کلی سياستهای مورد نظرش را با لحنی مورد پسند گروههای افراطی محافظه کاران اعلام می نمايد. سخنرانی امسال ايشان که به تندی سخنان ساليان قبلشان نبود, نشان داد که استقبال دبير شورای امنيت ملی از گقتگوی رودررو و علنی با آمريکا با نظر مساعد ايشان بوده است. البته وی با اتخاذ مواضعی بر عليه آمريکا در بخش ديگر سخنانش سعی کرد لايه های افراطی محافظه کاران را نيز راضی نمايد. پيش از اين حسين شريعتمداری در اقدامی کم سابقه حملات تندی را متوجه اردوگاه جريان راست و به طور مشخص دبير شورای امنيت ملی در خصوص مذاکره با آمريکا کرده بود.
رهبر جمهوری اسلامی پس از آنکه مقامات امريکايی تاکيد کردند که تنها درمورد مسائل عراق حاضر به گفتگو با جمهوری اسلامی هستند و فشارهايشان در زمينه مسئله هسته ای را در شورای امنيت تشديد کردند، اعلام کرد که در خصوص مسائل اختلافی موافق گفتگو با آمريکا نيست و در برابر خواسته های غيرمعقول امريکا و شورای امنيت می ايستد. البته ايشان توضيح ندادند که مذاکره در خصوص موارد غيراختلافی چه معنايی دارد؟ همچنين ايشان برای اولين بار فاش کردند که مسئله حقوق بشر و دموکراسی نيز علاوه بر مسئله هسته ای مورد توجه و خواست آمريکائيها در خصوص ايران می باشد.
در مجموع همانگونه که سوابق موضوع مذاکره با آمريکا در کارنامه جمهوری اسلامی نشان می دهد، هيچگاه "نفس مذاکره و رابطه با آمريکا" محل نزاع نبوده, بلکه جايگاه گروههای سياسی در اين فرايند و کسب امتيازات و منافع حاصل از آن دليل اصلی موافقت ها و مخالفت ها بوده است. حمله تند حسين شريعتمداری که در اصل نظر گروه احمدی نژاد را انعکاس می دهد, ناشی از احساس خطر از حاشيه ای شدن و حذف از ساختار قدرت می باشد. آنهم در شرايطی که اين گروه در حال قبضه کردن تمامی کرسيهای قدرت است.
در تحليلی اجمالی می توان مواضع رهبر جمهوری اسلامی ايران را حاوی نکات زير دانست:
1- مشکل اصلی با امريکا, نگرانی از غلبه رويکرد "تغيير حکومت ايران" در دکترين جديد آنها در خاورميانه می باشد. چنانچه صحنه گرايان سياست آمريکا به اين برنامه جامه عمل نپوشانند و نقطه نظر برخی از محافل ليبرال آمريکا مبنی بر مذاکره با حکومت ايران با هدف تغيير رفتار آن را بپذيرند و به حاکميت ايران تضمين امنيتی برای بقاء بدهند در اين صورت, جمهوری اسلامی حاضر است امتيازات لازم را به آمريکا و غرب در خصوص مسائل هسته ای واگذار کند و همچنين با سياستهای آمريکا و متحدانش در عراق, فلسطين و لبنان و... همراهی کند.
2- عدم انعطاف در زمينه حقوق بشر, دموکراسی و اعطاء آزاديهای سياسی و اجتماعی به مردم ايران ديگر موردی است که از فحوای کلام رهبر ايران استنباط می شود.
3- انتقال پرونده ايران به شورای امنيت سازمان ملل و تشديد فشارهای جامعه جهانی و به خصوص دولت امريکا باعث شده تا مواضع تند جمهوری اسلامی تقليل يافته و به سمت عقب نشينی تمايل يابد. درست مشابه رويداد پايان جنگ 8 ساله با عراق و پذيرش قطعنامه 598. که زمانی مسئولين ايران آتش بس و صلح را پذيرفتند که فشار جامعه جهانی به اوج رسيده بود و هواپيمای مسافربری ايران بر فراز خليج فارس توسط ناوگان آمريکايی سرنگون شد و در جريان آن مردم بی گناه جان باختند.
4- اما جالبترين نکته در سخنان آقای خامنه ای تاکيد ايشان بر رفراندوم برای سنجش محبوبيت بوش و احمدی نژاد در کشورهای اسلامی است. اين اظهار نظر را می توان, برگ تاييدی بر پذيرش رفراندوم و همه پرسی عمومی به عنوان راهکاری مناسب برای حل مسالمت آميز مسائل بحرانی دانست که به مناقشات دامنه دار که در سرنوشت ملت ها, کشورها و جوامع تاثيرگذار می باشد و طرفهای مختلفی را شامل می شود, پايان می دهد.
اما سوال اساسی در اينجا است که نتيجه چنين همه پرسی اعم چه به سود احمدی نژاد باشد يا بوش, تاثيری در سرنوشت مردم ايران و مشکلات آنها ندارد. آقای خامنه ای اگر رفراندوم را به عنوان يک روش قبول دارند, بهتر است شرايط را برای انجام رفراندوم و برگزاری همه پرسی بگونه ای فراهم کنند تا مردم ايران بتوانند بين نظام ولايت فقيه و عملکرد ايشان و شکل گيری قانون اساسی جديد مبتنی بر دموکراسی, اعلاميه جهانی حقوق بشر, حفظ تماميت ارضی کشور و جدايی دين از دولت انتخاب کنند. چنين رفراندومی, آزمونی فيصله بخش برای پايان دهی به مناقشات و منازعات پيرامون ايران در عرصه داخلی و بين المللی می باشد که خطر جنگ را مرتفع می سازد و اجازه نمی دهد اراده های مبتنی بر زور و زياده خواهی در داخل و خارج از کشور سرنوشت ميهن و منافع ملی را تهديد کند.
البته با توجه به اقدامات خلاف قانون و فعاليتهای جانبدارانه نهادهای حکومتی در انتخابات های برگزار شده قبلی و ضرورت اعلام نظر عمومی در فضای آزاد, منصفانه و بی طرف, طبيعی است چنين رفراندومی می بايست خارج از ساز و کارهای قانونی موجود و تحت نظارت سازمان ملل برگزار شود.
بدينترتيب اين پيشنهاد در بردارنده خواست و انتظار آقای خامنه ای نيز هست. چون اگر ايشان معتقدند که رئيس جمهور مورد حمايت ايشان از پشتيبانی گسترده مردم ايران و ساير کشورهای اسلامی برخوردار هستند, بنابراين به راحتی و بدون نگرانی می توانند با موفقيت در اين رفراندوم مشروعيت و مقبوليت مردمی مورد ادعايشان را به رخ جهانيان و به ويژه دولت آمريکا بکشند!!
در اين صورت مسئولين حکومت ايران می توانند به جای آنکه به کشورهای خارجی امتياز دهند, آنها را به خود مردم ايران واگذارند تا با انتقال حاکميت به مردم, ميهن و ملت به سلامتی از شرايط بحرانی کنونی و تهديدات فزاينده عبور کنند.
تلاشهاى جهانى براى جلوگيرى از صدور حكم اعدام برای عبدالرحمن
رادیو آلمان:
عبدالرحمن، دادگاه و خطر صدور حكم اعدام بجرم مسيحى شدن
عبدالرحمن، افغانى ۴۱ سالهاى است كه سالها در كشور آلمان زندگى كرده و در آنجا به مذهب مسيحيت گرويده است. وى پس از بازگشت به افغانستان، اكنون به خاطر مسيحى شدن در مقابل دادگاه قرار گرفته و با اين خطر روبروست كه حكم اعدام در موردش صادر شود.
آنگلا مركل صدر اعظم آلمان در تماس تلفنى خود با حامد كرزاى رئيس جمهور افغانستان نگرانى خود را از اين موضوع ابراز داشت. از سوى ديگر فرانك والتر اشتاين ماير وزير امور خارجه آلمان امروز در مصاحبهاى با شبكه اول تلويزيون اين كشور در مورداعمال فشار بيش از حد بر دولت افغانستان هشدار داد و گفت كه بايد به دولت افغانستان اين شانس داده شود كه در مقابل خواستهاى ما عكسالعمل نشان دهد. قبل از آن در همين رابطه برخى از مقامات آلمانى خواستار خروج نيروهاى حافظ صلح اين كشور از افغانستان شده بودند. وزير خارجه آلمان در رد اين خواسته اعلام نمود كه اين گونه تهديدات میتواند به نفع آنهائى تمام شود كه مخالف روند دمكراتيزه شدن در افغانستان هستند.
از سوى ديگر خانم "آنگليكا بر"، متخصص مسائل بينالمللى از حزب سبزها در پارلمان اروپا از بروكسل خواست تا در اين زمنيه از خود عكس العمل نشان دهد و گفت: اين براى ما غير قابل قبول است كه ۲۰۰ ميليون يورو در سال براى روند دمكراتيزه شدن افغانستان كمك مالى نمائيم، اما قوانين شريعت بعنوان عالىترين مرجع قضائى باشد».
علاوه بر اين جرج بوش رئيس جمهور آمريكا نيز اعلام داشت كه ما در افغانستان تاثير گذار هستيم و اين براى ما نگران كننده است كه در كشورى كه ما به آزادى آن كمك رسانديم، فردى را محاكمه میكنند كه به مذهب ديگرى تعلق دارد. از سوى ديگر دولتهاى فرانسه، كانادا و استراليا نيز در مقابل محاكمه عبدالرحمن بجرم گرويدن به مذهب مسيحيت، نگرانى خود را ابراز داشتند.
با اين حال انصار الله مولوىزاده، قاضى دادگاه عبدالرحمن اعلام داشت كه اسلام دين دوستى، روادارى و گذشت است و ما سعى میكنيم تا عبدالرحمن را به بازگشت به دين اسلام ترغيب نمايئم.
مذاکره آمریکا با جمهوری اسلامی بر سر عراق از دید سه مفسر آمریکا: غیرعاقلانه و غیرلازم، یا مفید و راهگشا
رادیو فردا: جیم هوگلند، مفسر واشنگتن پست می نویسد مذاکرات جمهوری اسلامی با آمریکا را تندروها دام انفجاری و میانه روها روزنه ای برای خروج آمریکا از عراق می دانند و هر دو حق دارند. وی توصیه می کند که آمریکا از این مذاکرات برای به عهده گرفتن رهبری مذاکرات در باره برنامه اتمی جمهوری اسلامی استفاده کند. امیر طاهری، در مقالهای که از جمله در روزنامه نیویورک پست منتشر شده است، مذاکرات آمریکا با ایران در باره عراق را اقدام غیرعاقلانهای میداند، که چون غیرلازم است از اشتباه هم بدتر است. وی می نویسد آمریکا با این مذاکرات به جمهوری اسلامی که نقشی در آزادسازی عراق نداشته است، جائی برای اظهارنظر از زبان مردم عراق می دهد. گرت پورتر مفسر مقیم واشنگتن می نویسد بوش طرف وزیر امورخارجه آمریکا و سفیر آمریکا در عراق است که معتقدند ایران می تواند به آرام کردن عراق کمک کند و با قبول مذاکره، از دیک چنی معاون خود، و دانلد رامسفلد وزیر دفاع فاصله می گیرد که مدام از تغییر رژیم ایران سخن می گویند.
بهنام ناطقي (نيويورك) (rm) صدا | (wma) صدا [ 5:10 mins ]
آقای نیکلاس برنز معاون سیاسی وزارت امورخارجه آمریکا روز سهشنبه تاکید کرد که در مذاکراتی که قرار است میان سفیر آمریکا در بغداد و نمایندگان جمهوری اسلامی انجام شود، آمریکا قصد دارد نگرانی خود را مداخله ایران در امور عراق ابراز کند. مقامات آمریکا حکومت ایران را به تامین بمبهای پیشرفته که عناصر شورشی در عراق بر سر راه کاروانهای نظامی آمریکا کار میگذارند، متهم کردهاند. این مذاکرات در تفسیر مفسران سیاسی، بازتابهای گوناگونی یافته است.
بهنام ناطقی (رادیوفردا، نیویورک): مذاکرات با ایران از نظر جناح تندرو حکومت بوش یک دام انفجاری است و از نظر میانهرو، روزنهای نمایانگر راه خروج آمریکا از عراق. آقای جیم هوگلند، مفسر واشنگتن پست مینویسد هر دو اینها حق دارند و رئیس جمهوری آمریکا باید این مذاکرات را از یک طرف یک دام ببیند و از یک طرف یک فرصت، و در برخورد با ایران، همزبان و همگام با متحدان آسیائی و اروپائی آمریکا عمل کند. وی ضمن اینکه تاکید آمریکا از پرهیز بر مذاکره در باره برنامه اتمی ایران را تائید میکند، توصیه میکند که آمریکا نقش فعالتری در مذاکرات اتمی با ایران بگیرد و به جای نشستن در حاشیه رهبری مذاکرات بر سر غنیسازی اورانیوم را بر عهده بگیرد.
اما مفسر بینالمللی، امیر طاهری، در مقالهای که از جمله در روزنامه نیویورک پست منتشر شده است، مذاکرات آمریکا با ایران در باره عراق را اقدام غیرعاقلانهای میداند.
آقای طاهری یادآور میشود که هرچند ایران و آمریکا هر دو از سقوط حکومت بعثی صدام حسین در عراق سود بردهاند، اما اهداف مشترکی در عراق ندارند. وی مینویسد آمریکا عراقی دمکراتیک و هوادار غرب، با اقتصادی باز میخواهد که همانطور که رئیس جمهوری آمریکا آقای جرج بوش گفته است، نمونهای برای جهان عرب و تمام جهان مسلمان باشد، اما حکومت ایران از این میترسد که پاگرفتن دمکراسی در عراق، به قیام دمکراتیک علیه جمهوری اسلامی در ایران منجر شود.
از نظر آقای امیر طاهری، هدف ایران در عراق این است که با استفاده از زور آمریکا امکان روی کار آمدن یک حکومت سنی را منتفی کند و از طریق حکومت شیعه دست نشانده در عراق، نفوذ خود را در سه کشور سوریه، لبنان و عراق تحکیم بخشد. وی یادآور میشود که حکومت ایران دو معاهده برای تقویت ادعای نفوذ خود در عراق گردگیری کردهاند: یکی معاهدهای است که در قرن نوزدهم با عثمانی امضا شد که به ایران اجازه نظارت و حتی لشکرکشی به شهرهای نجف، کربلا و کاظمین که زیارتگاههای شیعیان هستند را میدهد و با استفاده از آن جمهوری اسلامی با حکومت جدید عراق قراردادی منعقد کرده است که اجازه میدهد سالانه 600 هزار زائر ایرانی به این شهرها سفر کنند.
معاهده دیگر، پیمان الجزایر است که بین شاه و صدام حسین امضاء شد و کنترل نصف شط العرب یا اروندرود را به ایران میدهد، و با استناد آن عملا ایران میتواند کنترل شریان اقتصادی و صادرات و واردات عراق را در اختیار بگیرد.
آقای طاهری معتقد است که آمریکا با دعوت خود از ایران برای مذاکره در باره عراق امتیازی به ایران داده است، علیرغم آنکه حکومت ایران در آزادسازی مردم عراق از یوغ صدام حسین نقشی بازی نکرد. طاهری، با اشاره به سخنان عبدالعزیز حکیم، رئیس تشکل سیاسی – نظامی شیعهای که دههها در ایران و با کمک مالی و نظامی حکومت ایران فعالیت میکرد، یادآور میشود که امتیاز دیگری که آمریکا با این دعوت به مذاکره به جمهوری اسلامی داده است این است که حالا ایران میتواند خود را در موضع سخنگوی مردم عراق قرار دهد.
طاهری مینویسد دعوت از ایران برای مذاکره هم اشتباه است و غیر لازم و چنانکه شارل دو تالیران دیپلمات و نخستوزیر فرانسه درآغاز قرن 19 گفته است، در سیاست انجام یک کار غیرلازم از اشتباه هم بدتر است.
مولف و صاحبنظر مقیم واشنگتن آقای گرث پورتر Gareth Porter در مقالهای که سندیکای اینترپرس ایتالیا پخش میکند و روزنامههای متعدد منعکس شد، مینویسد هرچند که تندروهای حکومت بوش سعی میکنند مذاکره بر سر عراق را از بحران اتمی ایران دور نگه دارند اما این مذاکرات فشار بر آمریکا بر سر مذاکره با ایران بر سر برنامه اتمی و مسائل امنیتی دیگر را بالا میبرد.
وی مینویسد تیم دیک چنی و دانلد رامسفلد سعی میکنند با اظهارنظرهای تند به خبرنگاران بر سیاست تغییر رژیم ایران تاکید کنند، اما خانم کاندولیزا رایس، وزیر امورخارجه آمریکا و آقای زلمای خلیلزاد، سفیر آمریکا در بغداد، با توجه به خطر بالاگرفتن جنگهای فرقهای در عراق، معتقد هستند که ایران میتواند کمک کند. از نظر این مفسر، ظاهرا آقای بوش با رایس و خلیلزاد موافق است.
ولی او میافزاید حکومت ایران که پیشنهادهای قبلی مذاکره از سوی خلیلزاد را رد کرده بود، با بالارفتن فشارهای آمریکا بر سر برنامه هستهای خود مواجه شده است و میخواهد به بهانه مذاکره در باره عراق، راهی برای مذاکرات گستردهتر با آمریکا پیدا کند، و این در صورتی ممکن میشود که حکومت ایران نشان دهد در بازگرداندن آرامش به عراق میتواند نقش موثری بازی کند.
وزرای امورخارجه ایتالیا و اسرائیل سیاست های آقای احمدی نژاد را برای جهان خطرناک دانستند
رادیو فردا: وزرای امورخارجه ایتالیا و اسرائیل در خاتمه دیدار خود از دولت آقای محمود احمدینژاد به عنوان خطری جدی نه تنها برای امنیت اسرائیل بلکه برای سراسر جهان نام بردند. جیافرانکو فینی گفت جامعه بینالمللی باید با سیاستهای هستهای جمهوری اسلامی با قاطعیت کامل برخورد کند و دولت این کشور را مجبور سازد از برنامههای کنونی خود چشم بپوشد.خانم زیپی لیونی از جانب دیگر افزود باید قبل از اینکه ایران به بمب هستهای دست پیدا کند برنامههای اتمی آن را متوقف ساخت.
وزرای امورخارجه ایتالیا و اسرائیل بعد از دیداری در رم اعلام کردند که دولت آقای محمود احمدینژاد نه تنها برای اسرائیل، بلکه برای جهان خطری جدی به شمار میآید.
احمد رافت (رادیوفردا، رم): برنامههای اتمی جمهوری اسلامی و حمایت آن از حماس، و جهاد اسلامی فلسطین، محور دیدار و مذاکرات چهارشنبه بعد از ظهر وزیر امورخارجه ایتالیا جیانفرانکو فینی، با وزیر امورخارجه اسرائیل، خانم زیپی لیونی Tzipi Livni بود.
وزرای امورخارجه ایتالیا و اسرائیل در خاتمه دیدار خود از دولت آقای محمود احمدینژاد به عنوان خطری جدی نه تنها برای امنیت اسرائیل بلکه برای سراسر جهان نام بردند.
جیافرانکو فینی گفت جامعه بینالمللی باید با سیاستهای هستهای جمهوری اسلامی با قاطعیت کامل برخورد کند و دولت این کشور را مجبور سازد از برنامههای کنونی خود چشم بپوشد.
خانم زیپی لیونی از جانب دیگر افزود باید قبل از اینکه ایران به بمب هستهای دست پیدا کند برنامههای اتمی آن را متوقف ساخت. وزیر امورخارجه اسرائیل افزود اظهارات محمود احمدینژاد مبنی بر حذف نام اسرائیل از نقشه جهان و ادعای رهبران جمهوری اسلامی مبنی بر افسانه بودن کشتار جمعی یهودیان در جنگ جهانی دوم را بسیار خطرناک خواند و گفت جهان آزاد نباید اجازه دهد که این تهدیدها ادامه پیدا کند.
برای وزیر امورخارجه ایتالیا زمان در مقطع کنونی به نفع جمهوری اسلامی عمل میکند و بنابراین جامعه جهانی بدون اتلاف وقت باید در مقابل ایران با قاطعیت عمل کند و رهبران جمهوری اسلامی را به عقب نشینی از مواضع کنونی خود مجبور کند.
جیانفرانکو فینی به حماس نیز هشدار داد در صورتی که اسرائیل را به رسمیت نشناسد و بر ازبین بردن این کشور اصرار ورزد در این صورت باید خود را برای مقابله با غرب آماده سازد.
یک مسوول: فصل جدید کاوشگری در "تنگ بلاغی" فارس آغاز شد
شیراز ، ایرنا :
مدیر بنیادپژوهشی پارسه- پاسارگاد گفت: فصل جدید کاوشگری در منطقه "تنگ بلاغی" استان فارس برای شناسایی و نجات بخشی آثار باستانی، آغاز شده است.
محمدحسن طالبیان روز دوشنبه در گفتوگو با خبرنگارخبرگزاری جمهوری اسلامی افزود: این دوره جدید کاوشگری توسط گروههای کاوشگری مشترک ایران و آلمان در این منطقه انجام میشود.
وی بابیاناینکه با توافق سازمان میراث فرهنگی و وزارت نیرو، آبگیری سد "سیوند" در منطقه تنگبلاغی تا پایان زمان کاوشگری بهتعویقافتادهاست افزود:
بعد از اتمام فعالیت گروههای مشترک کاوشگری ایران و آلمان، سایر گروههای کاوشگر از ۱۵فروردین ماه سال آینده در این منطقه مستقر میشوند.
مدیر بنیاد پژوهشی پارسه- پاسارگاد اظهار امیدواری کرد که در دوره جدید کاوشگریها دراین منطقه،اطلاعات جامعتری درباره تاریخ وتمدن موجود در منطقه تنگ بلاغی به دست آید.
وی اضافه کرد: سد سیوند تا پایان عملیات کاوش و انجام طرحهای مطالعاتی در منطقه تنگ بلاغی با هدف نجات بخشی آثار تاریخی و باستانی این منطقه، آبگیری نمیشود.
طالبیان گفت: تلاش ما در سازمان میراث فرهنگی وگردشگری ایناست که عملیات کاوش و طرحهای مطالعاتی در این منطقه هرچه زودتر به پایان رسد و نتایج آن درخصوص نحوه آبگیری سد سیوند، مشخص شود.
نتایج گزارشهای تحقیقاتی هیاتهای مشترک ایران ولهستان، ایران و فرانسه، ایران و ژاپن، ایران و ایتالیا، ایران و آلمان و تیم مشترک دانشگاه تهران درمورد تنگ بلاغی اخیرا در همایشی در شیراز ارائه شد.
گذری در شیراز ، شهر رویاهای رنگین ، پایتخت فرهنگی ایران زمین شیراز
ایرنا:
شیراز را از دیر باز به شهر گل و بلبل میشناختهاند، آوازه طراوت و ترنم بهاری شیراز در اشعار شاعران پارسی گو، متون تاریخی و ادبی و نقلهای کهن که ریشه در فرهنگ و هنر این سرزمین دارد، نهفته است.
کهن شهر شیراز که در میان اهل فرهنگ و هنر به پایتخت فرهنگی نیز نام گرفته است، از دیرباز به دلیل برخورداری از اقلیم مناسب آب و هوایی خاستگاه طراوت و فراوانی عطر و گل بوده است، از این رو همچنان نیز بسیاری از گردشگران و میهمانانی که به شیراز میآیند، این شهر را به نام شهر گل و بلبل میشناسند و طراوت هوای بهاری و اعتدال آن را مثالزدنی توصیف میکنند.
این نگاه به ویژه در توصیف بسیاری از شهروندان و میهمانانی که در ایام نوروز به شیراز سفر میکنند، دیده میشود، آنها در عین حال که انبوهی از لباسهای ویژه روزهای سرد با خود دارند یا خود را برای مقابله با هوایی گرم و پر لهیب آماده کردهاند، با ورود به شیراز با رویکردی دیگر مواجه میشوند و خود را در فضایی آمیخته با عطر و بهار مییابند.
از سوی دیگر علاقه مندی مردم شیراز به گل و گیاه و پرورش درختان به نوعی فرهنگ بومی بدل شده است، بطوریکه در هر خانهای ولو کوچک میتوان گلدانی از گلهای بهاری یافت، به ویژه در اردیبهشت ماه که همگان آن را به نام بهشت شیراز میشناسند.
آوازه بهار و نوروز در شیراز در اشعار شاعران پارسی گو نیز نهفته است، غزلسرای نامی ایران زمین حافظ شیرازی دراینباره گفته است ،" خوشا تفرج نوروز خاصه در شیراز - که بر کند دل مرد مسافر از وطنش " .
فضای سبز شهری شیراز نیز مملو از گل و طراوت است اکنون اغلب خیابانهای این شهر با کوشش شهرداری گلکاری و مزین شده است و کمتر باغچهای در معابر و میادین شیراز میتوان یافت که مملو از گل و عطر و طراوت نباشد.
طراوت هوای بهاری شیراز به سبب باغهای فراوانی است که از سالیان دور این شهر را احاطه کرده بوده است و اکنون نیز کم و بیش برخی از این باغها وجود دارد و اگر چه در هجوم صنعت و ساختمان بسیاری از این فضاهای سبز آسیب دیده اما همچنان میتوان نفسی در باغهای شیراز تازه کرد.
باغهای زیبای قصردشت شیراز، عفیف آباد، ارم شیراز و جهاننما، دلگشا، ناری، نظر، از جمله باغهای کهن شیراز است که سابقه چند صد ساله دارند.
علاوه بر این باغهای جدیدی نیز در اطراف شیراز ساخته شده است که در سالهای اخیر موجب رونق فضای سبز حاشیه شیراز شده و در طراوت هوای این شهر اثر گذار بوده است.
باغ دلگشای شیراز در جوار آرامگاه استاد سخن سعدی شیرازی قرار دارد و پوشیده از درختان تناور نارنج است که در دو فصل پاییز هنگام به ثمر نشستن درختان و بهارهنگام شکوفا شدن گلبرگهای بهاری منظره چشم نوازی به این باغ میدهد.
باغ دلگشای شیراز که بسیاری از شهروندان شیرازی با طراوت هوای بهاری و دل انگیزی محیط روح پرور آن آشنایی دارند، مکانی برای تفرج و گشت و گذار شهروندان و میهمانان نوروزی است و معمولا در همه روزهای سال بساط تفرج شهروندان در کنار جوی آب روان آن برپاست.
درختان در این باغ مصفا به صورت ردیف کاشته شده است و هر سال همزمان با روزهای آغازین سال سرشار از بوی مطبوع گلهای بهاری است.
رهگذران، شهروندان و میهمانانی که به شیراز میآیند از فاصله چند صدمتری باغ دلگشا بوی مطبوع بهار نارنج را استشمام میکنند بطوریکه سراسر خیابان بوستان که منتهی به آرامگاه سعدی میشود و در جوار باغ دلگشا قرار گرفته سرشار از عطر بهار نارنج است.
از دیگر باغهای شیراز که در روزهای بهاری مملو از شمیم گل و عطر است، باغ ارم شیراز میباشد.
این باغ اکنون دراختیار دانشگاه شیراز قرار دارد و هرسال صدها هزار نفر از شهروندان و میهمانان نوروزی از آن دیدن میکنند و آوازه زیباییهای آن جهان گیر است.
باغ ارم که محدوده آن پوشیده از درختان تنومند و گلهای زیبای رز است، مکانی برخوردار از درختان کهنسال میباشد و عطر گلهای بهاری آن با عطر بهار نارنج آمیخته میشود و فضای دل انگیزی را میآفریند.
درختان تنومند این باغ که سابقه ساخت آن به دوره قاجاریه باز میگردد، پنجه در پنجه میافکنند و با مسافران و میهمانان نوروزی مهربانی میکنند و آنان را از عطر دل انگیز گلهای بهاری بهرهمند میسازند.
عطر گلهای بهاری در باغ ارم شیراز قبل از طلوع آفتاب میپیچد و بهتر مشام را مینوازد و معمولا کسانی که از راحتی خواب نوشین بامدادی میگذرند بهتر میتوانند در فضای دل انگیز عطر گلهای بهاری باغ ارم قرار گیرند.
از دیگر باغهای شیراز که در روزهای بهاری سرشاراز عطر گلهای بهاری است، باغ عفیف آباد میباشد.
باغ عفیف آباد یا گلشن شیراز اکنون به صورت موزه نظامی اداره میشود و دراختیار ارتش جمهوری اسلامی قرار دارد و شهروندانی که از آن دیدن میکنند بسیار از گلهای بهاری و عطر دل انگیز آن بهره میبرند.
این باغ در انتهای خیابان عفیف آباد شیراز و در نزدیکی باغهای مصفای قصردشت شیراز قرار دارد و طراوت هوای آن به لحاظ تاثیر پذیری از بافت اقلیمی منطقه دو چندان است.
درختان باغ عفیف آباد شیراز نیز سترگ و زیبا هستند و با شکوفاشدن گلهای بهاری باغ عطر و شمیم بهاری آن در هم میآمیزد و شوق دیدار را در دل رهگذران میپراکند.
از دیگر باغهای مصفای شیراز که مملو از درختان و گلهای بهاری است باغ نارنجستان شیراز است.
این باغ اکنون به صورت موزه اداره میشود اما دیدن طراوت درختان نارنج آن نیز دست کمی از دیدنیهای موزه آن ندارد.
باغ نظر که ساختمان موزه پارس در آن قرار دارد و در محل آثار تاریخی زندیه شیراز قرار گرفته نیز از جمله باغهای مصفای شیراز است.
این باغ که محل زندگی کریمخان زند بوده است مجموعهای از درختان زیبای نارنج را در خود جای داده و همزمان با فصل بهار شکوفا میشود.
عطر دلانگیز گلهای بهاری از باغ نظر تا خیابانهای حاشیه این باغ پراکنده میشود و معمولا مسافرانی که از ارگ کریمخانی در نزدیکی این باغ دیدن میکنند از آن بهرهمند میشوند.
باغ جنت، جهان نما، بوستان آزادی، خلد برین، ولی عصر و دیگر بوستانهای شیراز هم از جمله اماکنی است که همزمان با فصل بهار درختان و گلهای آن شکوفا میشود.
باغ جهان نما نیز از باغهای شیراز است که طراوت گلهای بهاری را در خود جای داده است، این باغ متعلق به دوران زندیه است و در نزدیکی بنای حافظیه شیراز بنا شده است ، درختان کهن و محوطه سبز و پر گل این باغ نیز در فصل های مختلف به ویژه بهار دیدنی است.
باغهای قصر دشت شیراز نیز در طراوت هوای این شهر نقش فراوانی دارند، این باغها که زمانی وسعت انها به چهار هزار هکتار میرسیده اکنون کمتر از یک هزار هکتار وسعت دارند و پوشیده از درختان تنومند و گلهای فراوان است.
از دیگر باغهای زیبای شیراز باغ بلند در حاشیه بوستان چمران شیراز است، این بوستان شهری سه کیلومتر طول دارد و از جمله زیباترین و بزرگترین پارکهای حاشیهای است که پذیرای تعداد زیادی از شهروندان و میهمانان است.
بوستان حاشیهای چمران به شکل چهار فصل طراحی شده و در هر فصل آن نماد های مختلفی از دیدنیهای طبیعت دیده میشود.
باغ بلند رویا نیز از جمله باغهای عمومی شیراز است که حدود یک هکتار وسعت دارد و دارای گلهای فراوان و آب نماهای زیبا است. این باغ در حاشیه کوههای مشرف به بوستان چمران قرار دارد.
علاوه بر باغهایی که ذکر شد معمولا در اغلب بلوارها و خیابانهای شیراز گلهای بهاری به عنوان یک فرهنگ سنتی کاشته شده و همزمان با فصل بهار عطر دل انگیز آن خیابانها را فرا میگیرد.
سرپرست سازمان پارکها و فضای سبز شیراز نوید آن را داد که آوازه شیراز به عنوان شهر گل و بلبل فراتر از قبل خواهد رفت و این شهر در ایام بهار گلباران میشود.
به گفته محمد باقر حقیقت، امسال ۳۵هزار شاخه گل لاله، ۲۰۰هزار بوته شب بو، ۱۰۰هزار بوته گل پامچال، ۳۵۰هزار بوته گل رز، در شیراز کاشته شده است.
وی خاطرنشان کرد: سطوح گلکاری و چمنکاری شده در شیراز افزایش چشمگیر یافته و یک هزار گلدان گل در شیراز تزیین شده و دو هزار هکتار به سطوح درختکاری شده آن افزوده شده است.
در هر حال مسافران و میهمانانی که به شیراز میآیند با خاطرات خوش و عطر دل انگیز گلهای بهاری و شمیم خوش بهار این شهر را ترک میگویند و به آن امید که سالی دیگر از دروازه قرآن وارد این شهر زیبا شوند با آن وداع می گویند.
وزارت خارجه انگلیس روز چهارشنبه گزارش روزنامه "تایمز" چاپ لندن درباره حمایت لندن از گزینه حمله نظامی علیه ایران را تکذیب کرد.
ایرنا:
یک سخنگوی این وزارتخانه در پاسخ به پرسش دفتر ایرنا در خصوص گزارش این نشریه گفت: گزارش مزبور درباره حمایت انگلیس از حمله نظامی به ایران بی پایه است.
این سخنگو همچنین بخش دیگری از گزارش درباره تشدید موضع لندن در قبال برنامه هستهای ایران را تکذیب کرد.
روزنامه تایمز روز چهارشنبه در گزارشی با اشاره به نامهای که گفته میشود هیات نمایندگی انگلیس در شورای امنیت سازمان ملل میان این اعضا توزیع کرده است، از حمایت لندن از گزینه نظامی علبه ایران در صورت شکست راههای دیپلماتیک خبر داده بود.
این سخنگوی وزارت خارجه انگلیس اضافه کرد: همان گونه که "جک استراو" وزیر خارجه در گزارش ۷فوریه ( ۱۸بهمن گذشته) به مجلس تصریح کرد، رویکرد ما به مساله اتمی ایران در مرحله اول صدور قطعنامه شورای امنیت و تاکید بر نقش آژانس بینالمللی انرژی اتمی در این زمینه است.
وی افزود: "چنانچه این تمهیدات نیز موثر واقع نشود گام بعدی مذاکرات فراگیر با شریکان برای اتخاذ اقدامات لازم الاجرا خواهد بود که الزاما به معنای امور قهرآمیز نیست."
این سخنگو تاکید کرد: چنانچه ایران کماکان از اجرای گامهای مناسب خودداری کند، در این صورت سازمان ملل مجبور به استفاده از بند هفتم و قوه قهریه خواهد شد که چنین راهبردی هنوز در دستور کار انگلیس نیست.
وزارت خارجه انگلیس با این حال از ارسال رونوشت نامه مذکور برای دفتر ایرنا نیز خودداری کرد و آن را غیرقابل انتشار دانست.
روزنامه "تایمز" به نقل از نامه محرمانهای که "جان سویرز" یک دیپلمات ارشد انگلیسی هفته پیش نوشتهاست، گزارش داد: لندن امیدوار است بتواند طی ماههای آینده حمایت روسیه و چین را از به اصطلاح قطعنامه فصل هفتم منشور که خواستار توقف فعالیتهای هستهای ایران است، جلب کند.
"سویرز" مدیر بخش سیاسی وزارت امورخارجه انگلیس روز دوشنبه هفته جاری میزبانی مذاکرات ناموفقی را بین پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل به اضافه آلمان با موضوع برنامه هستهای ایران بر عهده داشت.
روزنامه تایمز نوشت : چند روز پیشتر در شانزدهم مارس سویرز نامه محرمانهاش را نوشت و آن را برای همتایان آمریکایی، فرانسوی و آلمانی خود ارسال کرد.
سویرز در نامه خود پیشنهاد کرد: " تعلیق تمام فعالیتهای غنیسازی توسط ایران در قطعنامهای که باید هدف ما تصویب آن در اوایل ماه مه باشد، یک حکم قطعی شورای امنیت باشد."
با این حال به نوشته تایمز، دیپلمات انگلیسی در نامه خود ذکر کرد که پیش از چنین اقدامی به شکل "پیشنهاد بازنگری شده" مشوقهایی به ایران ارائه شود.
این روزنامه پیشنهاد انگلیس را تلاشی برای رسیدن به یک مصالحه بین پنج قدرت دائم شورای امنیت سازمان ملل ارزیابی کرد
یک روزنامه ژاپنی فاش ساخت: درخواست آمریکا از ژاپن برای توقف توسعهی میدان نفتی آزادگان در ایران
ایسنا:
یک روزنامه ژاپنی گزارش داد، مقامات بلندپایه آمریکا به دولت ژاپن اعلام کردهاند تا توسعه میدان عظیم نفتی در ایران را متوقف کند، چراکه بیم آن میرود ایران درآمد نفتی حاصل از این پروژه را برای تامین هزینه برنامه هستهیی خود اختصاص دهد.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) به نقل از خبرگزاری فرانسه، روزنامه "سانکی شیمبون" به نقل از منابع نزدیک به دولت آمریکا نوشت: «آمریکا از متحد نزدیک خود ژاپن، که وابستگی زیادی به نفت خاورمیانه دارد، خواسته است تا پروژه دو میلیارد دلاری میدان نفتی آزادگان را حداقل متوقف سازد.»
این روزنامه محافظهکار در ادامه نوشت: «این درخواست به طور غیررسمی از سوی برخی مقامات آمریکایی از جمله "روبرت زوئلیک"، معاون وزیرخارجه و "روبرت جوزف"، نماینده وزارت خارجه آمریکا در امور تسلیحاتی مطرح شده است.»
سخنگوی سفارت آمریکا در ژاپن در این رابطه به خبرگزاری فرانسه گفت، ژاپن از مخالفت آمریکا با سرمایهگذاری در ایران آگاه است، اما از اظهارنظر در خصوص اینکه آیا آمریکا ژاپن را برای خروج از پروژه نفتی آزادگان تحت فشار گذاشته است یا خیر، خودداری کرد و تنها اعلام کرد ژاپن از موضع واشنگتن در این رابطه مطلع است.
در همین حال یک سخنگوی وزارت خارجه ژاپن اعلام کرده توکیو هیچ مذاکره مشخصی با آمریکا در رابطه با آینده این پروژه نفتی انجام نداده است. وی در این خصوص افزود: «توسعهی میدان نفتی آزادگان از اهمیت فراوانی به جهت تامین عرضه نفت برای ما برخوردار است. ما در رابطه با این موضوع منصفانه برخورد میکنیم. چراکه هم عدم گسترش سلاحهای هستهیی و هم تضمین عرضه نفت خام به یک میزان برای ما اهمیت دارد.»
بزرگترین پالایشگر نفت ژاپن هفته گذشته اعلام کرده بود در سال جاری میلادی واردات نفت خام از ایران را 15 درصد کاهش خواهد داد.
March 22, 2006
جاسوسی وزیر خارجه صدام برای آمریکا افشا شد
پیک نت:
ایرنا : شبکه تلویزیونی "ان بیسی" آمریکا فاش کرد که سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) قبل از یورش به عراق با "ناجی صبری" وزیر خارجه این کشور تماس می گرفت.
ه گزارش روز چهارشنبه شبکه تلویزیونی العربیه، صبری اطلاعات خود را در مورد برنامه سلاحهای کشتار جمعی در مقابل دریافت ۱۰۰هزار دلار به آمریکا داده است.
صبری که زمانی سفیر عراق در سوییس بود، پس از "محمد سعید الصحاف" به وزارت خارجه عراق منصوب شد.
در همان زمان که وی به وزارت خارجه عراق منصوب شده بود، صدام یکی از خواهران وی را که یک مهندس بود، اعدام کرد.
این شبکه خبری گفت: در گزارشی که برروی یک پایگاه اینترنتی قرار دارد، در سپتامبر ۲۰۰۲در زمان نشست مجمع عمومی سالانه سازمان ملل،صبری به عنوان نماینده عراق به نیویورک آمد و با خواندن پیام صدام در سازمان ملل بهدولت آمریکا به شدت حمله کرد.
وی دراین پیام وجود سلاحهای کشتار جمعی را نفی کرد. صبری بعد از ایراد این نطق زمانی که از ساختمان سازمان ملل خارج شد بهیک هتل در نیویورک رفت تا با یک واسطه از سازمان اطلاعاتی آمریکا دیدار کند.
در گزارش این شبکه خبری آمده است، فرانسه نیز در مساله همکاری صبری با سیا دخالت داشته و این درحالی است که در زمان حمله آمریکا به عراق فرانسه با این اقدام آمریکا و سقوط صدام حسین مخالف بوده است.
شبکه خبری ان بیسی درادامه میافزاید، درطول این سفر صبری تماسهای سری ازطریق سازمان اطلاعات فرانسه با سیا داشت.
بهگفته منابع اطلاعاتی، دیدار صبری با یک واسطه فرانسوی و یک افسر از سیا در یکی از هتلهای نیویورک صورت گرفته بود.
این شبکه اضافه میکند که ناجی صبری از طریق شخص سومی که در مقابل ارائه اطلاعات از سلاحهای صدام ۱۰۰هزار دلار دریافت کرده با نماینده سیا دیدار کرد.
مهمترین اطلاعاتی که صبری به سیا ارائه داد از این قرار است:
- صدام برنامه عملی برای سلاحهای بیولوژیک دراختیار ندارد با توجه به اینکه سیا گفته بود که صدام عملا برنامههایی برای تولید سلاحهای میکربی مثل انتراکس در اختیار دارد.
- صدام سعی میکند که به سلاح هستهای دست یابد .
- عراق دارای ذخایری از سلاحهای شیمیایی است و همچنین گازهای سمی در اختیار دارد .
یک تحلیلگر خبری در ان بیسی گفت: "واین داونینگ" یک ژنرال بازنشسته در آن زمان گفته بود که صبری یک معدن طلای اطلاعات است.
بر اساس این گزارش رابطه با صبری زمانی که سیا به وی فشار آورد که به آمریکا فرار کند و او با این کار مخالفت کرد، قطع شد.
شبکه ان بیسی میگوید زمانی که "جرج تنت" رییس سابق سیا در سال ۲۰۰۴ گفت که به صورت مستقیم با صدام و ادارات داخلی عراق تماس دارد ،منظورش تماس با صبری بوده است.
پس از جنگ آمریکا علیه عراق، ناجی صبری دستگیر نشد و تصویر وی در بین تصاویر تحت تعقیبی که بر روی ورقهای بازی چاپ شده بود، چاپ نشد.
مذاکره جمهوری اخوندها با امريکا برای امنیت عراق!!!
یک پیام ناشناس از وبلاگ زیتون
مگر عراق دولت ندارد ...
جرا جمهوری اسلامی با دولت عراق مذاکره نميکند؟
چرا دولت عراق اعتراض نممی کند!
البته اگر دولتی در کار باشد!!!
معني اش اين است که دولت اسلامی /عراق /را به عنوان يک /ايالت ۵۳ ام/ امريکا قبول کرده!!
و عملا رل کار گراری امنيت و جاسوسی مردم قلک زده این ایالت دور افتاده را برای امريکا به عهده خواهد گرفت
گويا
رویای شيرين انهايی که اميدواربودند
امريکا انها از چنگ اخوند ها نجات دهد!!
ميرود تا به بیداری کابوس واری تبديل شود...
روز جهانی زن و نگاهی به مسئله حجاب!
وبلاگ: Mother Earth
هشتم مارس روز جهانی زن بر همه زنان جهان مبارک باد.
جنبش جهانی زنان با تمام فراز و نشيب هايش به گمان من جنبشی پويا و موفق است. در طول تاريخ قدرت برتر جسمی و مهارت های رزمی مردان آن ها را به تصميم گيرندگان اصلی در امور جنگی، و در نتيجه سياسی و اجتماعی تبديل کرد! در جهان کنونی اين عامل ديگر کاربردی ندارد و زنان بايد با تلاش بيشتر در عرصه انديشه و سياست اين فاصله تاريخی را که به آن ها تحميل شده است روز به روز کم تر کنند. از منظر صلح جهانی هم ورود بيشتر زنان به عرصه تصميم گيری کشورها و جامعه جهانی يک ضرورت است. چرا که زنان صلح جو تر از مردانند! چالشی است بزرگ! اما هم مردان و هم زنان بايد بپذيرند که خير بشريت در آن است- نه يک موضوع تشريفاتی است و نه حرکتی است بر عليه مردان.
در کشورهای اسلامی متاسفانه زنان راه دشوارتری را پيش رو دارند! سنت ها و برداشت های غلط مذهبی کار را بر آن ها مشکل تر کرده است. اما اين خود تلاش مضاعف را می طلبد.
يکی از معضلات عمده در جوامع اسلامی، بويژه کشور خودمان، مسئله حجاب اجباری است که بايد بطور جدی مورد بازبينی قرار گيرد. زيرا که به گمان من هيچ استناد قرآنی ندارد. در اين نوشته اشاره کوتاهی به آن خواهم داشت. ولی در آينده مقاله ای در باره آن خواهم نوشت. برای خود من اين پرسش به لحاظ تاريخی وجود دارد نه از نظر شرعی آن! اعراب دوره جاهليت از نظر پوشش بسيار ولنگار بودند- بطوری که حتی نپوشانيدن آلت تناسلی (فروج زن و مرد) قبحی نداشته است. و چناچه خواهيم ديد در قرآن در مواردی از زنان و مردان ايمان آورنده می خواهد که فروج خود را حفظ کنند. برخی تاريخ نويسان هم منجمله ويل دورانت بر اين باورند که درقرن اول هجری در جامعه مسلمانان اصلا حجاب وحود نداشته است.
در نوشته های پيشين با استناد به آيات قرآن نشان داده شد که مخاطب اصلی قرآن عربی ساکنان ام القری (مکه) و اطراف آن بوده اند. و با وجود اين که قبلا برای آن ها کتابی فرستاده نشده بود، در مدتی کوتاه تحولی شگرف در آن مردم و جامعه آن ها ايحاد کرد. آموزه های قرآن برای تحقق اين تغييرات بسيار پراگماتيست بود. تکيه اصلی توحيد است اما بسياری از سنت ها، آداب، و روابط اجتماعی جاهلی آن ها را نفی نمی کند. بلکه سعی در بهبود آن ها کرده است. برای نمونه روابط برده داری را رسما لغو نکرد! ولی در عمل صاحبان برده ها را تشويق به خوشرفتاری با آن ها می کرده و سعی در آزاد کردن تدريجی برده ها داشته است. برخی تصور می کنند آنچه امروزه «حجاب» ناميده می شود، حاصل پذيرش پوشش زنان آن جامعه بوده است. اما همانطور که گفته شد پوشش مرسوم زنان در آن زمان به قول امروزی ها بسيار سکسی بوده است. عموما پيراهن هايی گشاد با يقه های باز می پوشيدند و در پوشاندن سينه های خود جدی نبودند. در حالی که سربندی هم از پشت بر موهای خود (چون مردان فعلی عرب) می انداخته اند که شايد برای جلوگيری از نور خورشيد و يا استفاده در موقع طوفان شن بوده است.
خب حالا اين پرسش پيش می آيد که چرا قرآن به يک باره چنان «حجاب» سختی را در آن گرمای طاقت فرسا دستور داده است؟ تا جايی که حتی بيرون بودن يک تار مو گناه محسوب شود؟ يا بنا بر برخی قرائت ها، حتی استفاده از مقنعه و از پشت پرده حرف زدن مردان با زنان را تجويز کرده باشد؟ اين برخورد خيلی راديکالِ تغيير از نيمه برهنگی به پوششِ صد درصد با چادر و روبنده، با روش برخورد تدريجی قرآن مثلا با مسئله مهمتر برده داری و يا برخورد با برخی مناسک مانند حج همخوانی ندارد.
از طرف ديگر استفاده بی مورد و غلط کلمه «حجاب» خود باعث ابهام بيشتر شده است. زيرا کلمه حجاب به معنی «پرده» در قرآن به کار رفته است و اصلا ربطی به «پوشش» ندارد. حتی بنا به گفته مرحوم مرتضی مطهری، در طول تاريخ فقها کلمه «ستر» را برای «پوشش» بکار برده اند. معلوم نيست چرا کلمه «حجاب» در صد سال اخير جای «ستر» را گرفته است.
آيه اصلی که حجاب بر مبنای آن تعريف شده است، آيه 31 سوره نور می باشد. در اين آيه صحبت از آشکار نکردن و جلوه گری (عشوه گری) نکردن با «زينت» يا جلوه (جاذبه) های زنانه در انظار عمومی است. با اين که اين مفهوم ِ «جلوه» برای کلمه «زينت» را در آيات زيادی می توان ديد، مفسران آن را به معنای زيور (گردن بند و گوشواره در بالا تنه و خلخال در پايين تنه) تفسير کرده اند. لذا حتی در تبيين اين که «زينت های خود را آشکار نگردانيد مگر آنجه طبعا از آن پيداست» دچار مشکل شده اند. براحتی می توان در اين آيه ديد که مراد پرهيز از عشوه گری با منحنی جلو و پشت بدن در انظار عمومی بوده است. برای اولی گفته است سربند خود را از دو طرف روی آن بيندازيد. برای دومی گفته است درست راه برويد و قدم برداريد.
سوره نور آيه 31
وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىجُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُوْلِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
و به زنان با ايمان بگو: خيره نشويد (چشم چرانی نکنند) و فروج خود را حفظ کنند و زينت های خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه طبعاً از آن پيداست و سربندهای خود را بر گريبان خويش قرار دهند و زينت های را جز براى شوهرانشان يا پدرانشان يا پدران شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران شوهرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنان (همكيش) خود يا كنيزانشان يا خدمتكاران مرد كه (از زن) بىنيازند يا كودكانى كه بر عورتهاى زنان وقوف حاصل نكردهاند، آشكار نكنند؛ و پاهاى خود را (به گونهاى به زمين) نكوبند تا آنچه از زينتشان نهفته مىدارند معلوم گردد. اى مؤمنان، همگى به درگاه خدا توبه كنيد، اميد كه رستگار شويد.
از آيه بالا به غلط برداشت شده است که اين سربند مقنعه است. و اين مقنعه بايد تمام موها و گردن و گوشها را - جهت آشکار نشدن زيورها (گوشواره و گردنبند) - بپوشاند. بنابر اين پوشانيدن کامل بدن (منهای چهره و کف دست ها) را نتيجه گرفته اند. در اين آيه اصلا صحبت از معرفی کردن يک پوشش جديد بنام مقنعه برای موها و تمام بدن نيست. توصيه شده است از سربندهايتان (که زنان آن را از قبل استفاده می کردند)، مثل شال گردن برای پوشش دادن سينه های خود (شايد هم نوک سينه ها که با لباس های سينه باز آن زمان پيدا بوده است) استفاده کنيد. شايد اگر در آن زمان سينه بند (کرست) وجود داشت، به اين آيه نيازی نمی شد!
از طرف ديگر آيه 53 سوره احزاب به نوعی متدينین دو آتشه را دچار ابهام و به نتيجه گيری غلط واداشته است. در اين آيه به ايمان آورده ها توصيه شده وقتی در خانه پيامبر غذا خورديد، زود خانه پيامبر را ترک کنيد و باعث رنجش پيامبر نشويد. اگر چيزی هم از زنان پيامبر خواستيد از پشت پرده بخواهيد.
الاحزاب آيه 53
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَن يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنكُمْ وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَن تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَن تَنكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمًا
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، داخل اتاقهاى پيامبر مشويد، مگر آنكه براى (خوردن) طعامى به شما اجازه داده شود، (آن هم) بىآنكه در انتظار پختهشدن آن باشيد؛ ولى هنگامى كه دعوت شديد داخل گرديد، و وقتى غذا خورديد پراكنده شويد بىآنكه سرگرم سخنى گرديد. اين (رفتار) شما پيامبر را مىرنجاند و(لى) از شما شرم مىدارد، و حال آنكه خدا از حق(گويى) شرم نمىكند، و چون از زنان (پيامبر) چيزى خواستيد از پشت پرده از آنان بخواهيد؛ اين براى دلهاى شما و دلهاى آنان پاكيزهتر است، و شما حق نداريد رسول خدا را برنجانيد، و مطلقاً (نبايد) زنانش را پس از (مرگ) او به نكاح خود درآوريد، چرا كه اين (كار) نزد خدا همواره (گناهى) بزرگ است.
اولا دستورات قرآن برای زنان پيامبر، فقط ويژه خود آن ها بوده است. کما آن که بعد از مرگ پيامبر اجازه ازدواج مجدد نداشته اند، حتی آن هايی که خيلی جوان بوده اند!! خود پيامبر هم که بنا به دلايل سياسی با زنان زيادی ازدواج کرد، از يک زمان به بعد مجاز به اختيار همسر جديد نبوده است (احزاب 52 ). دوما پيامبر هم در زندگی روزمره (طبق آيات زيادی از قرآن) بشری مثل بقيه بوده است. ممکن است از ماندن بی جهت و غير ضروری اين افراد در خانه اش، پس از صرف غذای مجانی که به آن ها می داد، خرسند نبوده است. ممکن بود اين افراد تازه ايمان آورده فقير و «محروم» از ازدواج، به زنان متعدد و بعضا جوان و زيبای او نظر بدی بيندازند! حال اين چه ربطی دارد که بخواهيم آن را به پرده کشيدن و جدايی مردان و زنان در جاهای ديگر و زمان های ديگر گسترش دهيم؟
دوستان علاقه مند می توانند اينحا نظريات استاد مطهری را درباره «مسئله حجاب» بخوانند و در مورد آن فکر کنند. کسانی هم که مايلند می توانند در قسمت کامنت ها آنچه را بطور خلاصه اينحا بحث شد (که به گمان من جانمايه کلام است) نقد کنند!
خامنه ای : اتهام نقض حقوق بشر از لطيفههاي مضحك اين دوران است // ایران از شورای امنيت نگرانی ندارد
پیک ایران:
ايسنا : خامنهاي ، عصر ديروز در اجتماعی در مشهد به تهديد آمريكاييها مبني بر تحريم ملت ايران اشاره كرد و گفت : مگر ملت ايران تا به حال تحريم نبوده است كه او را از تحريم ميترسانيد، ملت ما همه پيشرفتهاي علمي و پزشكي، نظامي و صنعتي خود را در اوضاعي بدست آورده است كه شما او را تحريم كرده بوديد. بنابراين اين ملت بزرگ را از تحريم نترسانيد.
خامنهاي با يادآوري نفرت ملتهاي جهان از جمله امت اسلامي از دولت آمريكا، به ادعاهاي مقامات آمريكايي مبني بر منزوي بودن ايران اشاره كردند و افزودند: براي مشخص شدن انزواي ايران يا آمريكا، پيشنهاد ميكنيم همهپرسي در جهان اسلام برگزار شود تا با سنجش ميزان محبوبيت رييس جمهوري ايران و رييس جمهور آمريكا واقعيت مشخصتر شود و اگر سردمداران آمريكا از نتايج خفت بار اين همهپرسي نميترسند اين گوي و اين ميدان.
وی اتهام نقض حقوق بشر به ايران را از لطيفههاي مضحك اين دوران برشمردند و افزودند: آمريكاي هيروشيما، آمريكاي «گوانتانامو و ابوغريب» و آمريكاي سانسور و زور و سلطه، خود را پرچمدار حقوق بشر ميخواند كه در اين زمينه نيز براي روشن شدن واقعيت، ما پيشنهاد همهپرسي جهاني ميدهيم تا مشخص شود رييس جمهور فعلي آمريكا در افكار عمومي جهانيان همراه با شارون، صدام و ميلوشوويچ به عنوان مجسمههاي شرارت در يك رديف قرار دارد.
خامنه ای همچنين دربارهي مطالبي كه در بحث مذاكره با امريكا دربارهي عراق مطرح شده، مواضع گذشتهي ايران را تكرار و تاكيد كردند همچون گذشته اعلام ميكنيم در هيچيك از مسائل مورد اختلاف ايران و آمريكا، با آمريكاييها مذاكره نخواهيم كرد چرا كه در منطق آنها مذاكره معنا و مفهوم حقيقي ندارد و فقط ابزاري براي تحميل خواستههاي خود بر طرف مقابل به شمار ميآيد.
ايشان با اشاره به برخورد وقيحانه، دروغپردازانه و ناشايست مقامات آمريكايي با بحثهايي كه در روزهاي اخير مطرح شده افزودند: مسوولان آمريكا در داخل و خارج عراق بارها از ايران درخواست مذاكره كردندكه مقامات ما اعتنايي نكردند اما با تكرار اين درخواست، مسوولان ايراني با درنظر گرفتن اين احتمال كه شايد مذاكره دربارهي اوضاع عراق، در جلوگيري از ناامنيهاي فاجعه آفرين اين كشور موثر باشد با انتقال ديدگاههاي خود به آمريكا موافقت كردند.
خامنه ای با اشاره به دخالت سرويسهاي جاسوسي آمريكا، انگليسي و اسرائيل در ايجاد ناآراميها در عراق افزودند: ديدگاه مشخص ما دربارهي عراق اين است كه دولت آمريكا بايد دست از سر اين كشور بردارد و به تحريك قوميتها و ايجاد ناامني در عراق پايان دهد تا اين كشور روي آسايش و امنيت ببينيد و ملت عراق كشور خود را اداره كند.
وی با اشاره به سلطهگري و دروغهاي مقامات آمريكايي دربارهي اينكه ايران ميخواهد در مسائل گوناگون با آمريكا مذاكره كند، افزودند: مسوولان آمريكا در ماجراي اخير نيز خوي سلطهطلبي خود را نشان دادند و گفتند: اين مذاكره به منزله احضار مسوولان ايراني است و ما به آنها ميگوييم كه شما غلط ميكنيد مسوولان ايران احضار كنيد.
خامنهاي تصريح كردند: اگر مسوولان ذيربط ميتواند ديدگاههاي ايران را دربارهي عراق به آمريكاييها حالي كنند و بفهمانند، گفتوگو در اين زمينه ايرادي ندارد اما اگر اين مساله به معناي بازشدن عرصهاي براي آمريكاييهاي مكار و ادامهي زورگويي هاي آنان باشد، گفتوگو با آمريكا در زمينهي اوضاع عراق هم مثل بقيهي موارد ممنوع است.
او آخرين بخش از سخنانشان را به موضوع انرژي هستهاي اختصاص دادند و تصريح كردند: چكيده و عمق حرف دشمن اين است كه ملت ايران نبايد فناوري هستهاي داتشه باشد چرا كه نيرومند ميشود و ديگر نميتوان به او زور گفت.
خامنهاي با اشاره به پايان تدريجي منابع نفت و روي آوردن كشورهاي مختلف جهان از جمله آمريكا و اروپا به انرژيهاي نو و پاك به ويژه انرژي هستهاي افزودند: همه ي جهان براي پيشرفت و اطمينان به آينده، از فناوري هستهاي استفاده ميكند و ما نيز تاكيد ميكنيم فناوري هستهاي و چرخهي سوخت هستهاي، حق مسلم ملت ايران است و ملت ما، بنده و هيچ مسولي به هيچ قيمتي زير بار حرف زور آمريكا نخواهيم رفت.
خامنهاي با اشاره به تهديد ملت ايران با شوراي امنيت افزودند: ملت ما «شوراي اميت چشيده» است و در جنگ تحميلي نيز اين شورا در حاليكه دشمن هزاران كيلومتر از خاك ايران را در اشغال داشت براي پايان دادن به «مقاومت و دفاع» ملت ايران قطعنامه صادر كرد اما چون برخلاف مصالح كشور بود نظام اسلامي آنرا نپذيرفت و هر وقت ديگر نيز كه شوراي امينت برخلاف مصالح ما تصميم بگيرد آنرا نميپذيريم.
March 21, 2006
حمله ماموران دولتی به تجمع نوروزی مردم در مهاباد
کانون زندانیان سیاسی ایران(در تبعید) : بنا به گزارشی از مهاباد، بعد از ظهر دیروز دوشنبه ساعتی مانده به تحویل سال نو، هزاران تن از مردم شهر مهاباد در خیابانهای این شهر دور هم گرده آمده و به رقض و پایکوبی پرداختند. جمعیت با عبور از چهارراه آزادی، میدان قاضی محمد، شهرک، میدان استقلال قصد مراجعه به منزل مصطفی رسولنیا در میدان ملاجامی را داشتند که با تهاجم نیروهای سرکوبگر رژیم مواجه میشوند. در جریان این تهاجم، دهها تن زخمی و دستگیر میشوند. گفته میشود که مردم خشمگین مهاباد ضمن درگیری با مهاجمان حکومتی، شعارهائی علیه سران رژیم سر میدهند. بنا به این گزارش، پنچ مامور رژیم نیز زخمی و دو قبضه اسلحه به دست مردم می افتد. درگیری تا نیمههای شب ادامه داشته است. شهر مهاباد ناآرام گزارش شده است. ماموران دولتی شهر را به محاصره در آوردهاند
شایان توجه است که مصطفی رسول نیا، جوام مهابادی به اتهام قتل یک افسر نیروی انتطامی در جریان ناآرامیهای تابستان گذشته به مرگ محکوم شده است.
سفير دانمارك به تهران بازگشت
خُسن آقا: گویا رگ ورم کرده گردن حزب الله خوابید
پیک ایران:
به گزارش خبرگزاري فارس سفير دانمارك در ايران به همراه ديگر اعضاي سفارت اين كشور و به منظور بازگشايي اين سفارتخانه به تهران بازگشت.
به گزارش خبرگزاري دپآ از كپنهاگ، وزارت امور خارجه دانمارك اين خبر را امروز اعلام كرد.
اين سفارتخانه پس از اعتراضهاي ماه گذشته خارج از ساختمان آن تعطيل شد.
تظاهركنندگان ايراني در اعتراض به چاپ کاريکاتورهای پيامبر اكرم در روزنامه دانماركي «يولند-پوستن» در محل سفارت اين كشور در تهران تجمع كردند.
به اتباع دانماركي توصيه شد تا زمان بازگشايي اين سفارتخانه در تهران، به سفارت فنلاند مراجعه كنند.
انگليس انجام مذاكرات هستهيي با ايران را خواستار شد
پیک ایران:
آسوشيتدپرس گزارش داد، انگليس انجام مذاكرات جديد با تهران در خصوص برنامههاي هستهيي ايران را خواستار شده و در عين حال هشدار داده كه در صورت عدم حصول پيشرفت در اين مذاكرات درخواست اعمال تحريمهاي نظامي قابل اجراي شوراي امنيت را مطرح خواهد كرد.
به گزارش ايسنا ، به نقل از خبرگزاري آسوشيتدپرس پيشنهاد انگليس با ديدگاههاي چين و روسيه كه از جمله مخالفان جدي اقدام شوراي امنيت مبني بر اعمال تحريم عليه ايران به شمار ميآيند سازگار و همسو نيست.
نامهي مورخ 16 مارس تحت عنوان "محرمانه" با مهر و موم وزارت امور خارجهي انگليس از طرف جان ساورز، يكي از مقامات ارشد مذاكره كنندهي اين كشور در اختيار خبرگزاري آسوشيتدپرس قرار گرفته است.
طي اين نامه خطاب به نيكولاس برنز، معاون وزير امور خارجهي آمريكا، مايكل شفر، مدير سياسي وزارت خارجهي آلمان، استانسيلاس دي لاپولايه، مدير سياسي وزارت خارجهي فرانسه عنوان شد: ما قصد نداريم روسيه و چين را طي چند ماه آينده وادار به پذيرش تحريمهاي قابل ملاحظه كنيم. اين امر قطعا بدون وارد كردن ايران به مذاكرات صورت نخواهد پذيرفت.
در اين نامه آمده است: مقامات ايران بايد بدانند كه احتمالا اقدامات جديتري انجام خواهد شد اين بدان معناست كه پروندهي ايران مشمول فصل هفتم منشور شوراي امنيت سازمان ملل خواهد شد.
در اين نامه همچنين پيشنهاد شد كه تعليق كليهي فعاليتهاي غنيسازي اورانيوم در ايران شرط لازم الاجراي شوراي امنيت در قطعنامهاي كه اتخاذ خواهد شد مدنظر قرار گيرد.
جان ساورز اعلام داشت كه اين قطعنامه اوايل ماه مه صادر خواهد شد.
سوالهای یک خواننده پیک ایران در رابطه با تغيير ساعت رسمی كشور
پیک ایران:
الهام، سخنگوي دولت از لغو مصوبه هيات وزيران در سال 70 مبني بر تغيير ساعت رسمي كشور خبر داد.
وي با اشاره به اين كه مبناي مصوبه قبلي تغيير ساعت رسمي كشور، صرفه جويي در مصرف برق بوده گفت: بررسيهاي دقيق و كارشناسانهاي كه تاييد كننده اين صرفه جويي باشد و مشخص كند كه تفاوتي در مصرف برق در ششماهه اول سال با تغيير ساعت ايجاد ميشود يا خير وجود ندارد و از طرف ديگر تغيير ساعت رسمي كشور باعث سردرگمي بخشهاي زيادي از جامعه ميشود.هيات وزيران در جلسه خود پس از بحث و بررسي و ارايه گزارشهاي تخصصي مصوبه تغيير ساعت رسمي كشور را لغو كرد. سوال:
1-آيا هيچكدام از كشورهايي كه ساعت تابستاني و زمستاني دارند به اين بررسيهاي دقيق و كارشناسانه نرسيده اند!!؟؟ يعني 14 سال مردم سر كار بودند و خبر نداشتند !!!
2-آن زمان كه اين تصميم اتخاذ شه بود آيا هيچ كار كارشناسانه روي آن صورت نگرفته بود ؟
3- آيا اعلام آن در زمان مناسب تري نمي توانست صورت پذيرد؟
توصيه مي كنم اين بررسيهاي دقيق و كارشناسانه به اطلاع همه كشورهايي كه ساعت تابستاني و زمستاني دارند برسد تا منتفع شوند. بيخود نيست كه رئيس جمهور ما ادعا مي كند از همه اكناف عالم براي حل مشكلاتشان بما مراجعه مي كنند! ما اينيم ديگه!!!
پنج عضو دائمی شورای امنيت سازمان ملل و آلمان درباره نحوه برخورد با ایران به توافق نرسيدند
افشین امیرزاده گزارشگر بی بی سی در سازمان ملل متحد - نیویورک
در نيويورک اعلام شد که مذاکرات روز دوشنبه آمريکا، روسيه، چين، بريتانيا، فرانسه و آلمان برای تعيين نحوه مقابله با برنامه های اتمی ايران به نتيجه نرسيده است. در اين جلسه نيکلاس برنز و سرگئی کيسلياک معاونين وزرای خارجه آمريکا و روسيه و مديران کل سياسی وزارت خارجه های آلمان، فرانسه، بريتانيا و چين شرکت داشتند.
هدف از اين مذاکرات چهار ساعته، که در دفتر نمايندگی بريتانيا در سازمان ملل متحد برگزار شد، تدوين يک برنامه راهبردی دراز مدت درباره بحران اتمی ايران پس از آن بود که آژانس بين المللی انرژی اتمی از ايران خواست برای احيای اعتماد بين المللی تمام فعاليت های غنی سازی اورانيوم را به حال تعليق درآورد و به بازرسان آژانس اجازه دهد که بازرسی های گسترده تری از تاسيسات اتمی ايران داشته باشند.
جزئيات مذاکرات روز دوشنبه هنوز اعلام نشده اما ديپلمات ها در سازمان ملل متحد می گويند که اختلافات بر سر متن بيانيه ای که قرار است از سوی رئيس شورای امنيت صادر شود همچنان به قوت خود باقی است.
"تعليق تمام فعاليت های اتمی"
براساس قسمت هايی از پيش نويس اين بيانيه که هفته گذشته در بين خبرنگاران پخش شد، شورای امنيت از ايران می خواهد که هرگونه غنی سازی اورانيوم حتی در سطح آزمايشگاهی برای تحقيقات را متوقف کند.
شورای امنيت همچنين از ايران می خواهد که در ساختن راکتور اتمی که با آب سنگين کار می کند، تجديد نظر کند.
در اين پيش نويس بيانيه رئيس شواری امنيت که توسط بريتانيا و فرانسه تهيه شده است، از ايران خواسته شده که پروتکل الحاقی به معاهده عدم گسترش تسليحات هسته ای (ان پی تی) را فورا تصويب کند و به طور کامل به مرحله اجرا درآورد.
و بالاخره شورای امنيت از ايران می خواهد که برای اعتمادسازی، به طور کامل و شفاف با آژانس بين الملی انرژی اتمی همکاری کند و به بازرسان آژانس اجازه دهد از مناطقی که لازم می دانند، از جمله تاسيسات نظامی بازرسی کنند و با هر کسی که می خواهند صحبت کنند.
در پايان پيش نويس بيانيه از محمد البرادعی، رئيس آژانس بين المللی انرژی اتمی، خواسته شده است که ظرف ۱۴ روز گزارشی تسليم شورای امنيت کند و نشان دهد ايران تا چه حدی به خواست های شورای امنيت و آژانس بين المللی انرژی اتمی عمل کرده است.
مخالفت چين و روسيه
به گفته ديپلمات ها در سازمان ملل متحد، روسيه و چين مخالف هستند که در شرايط فعلی برای ايران محدوديت زمانی يا ضرب الاجل تعيين شود.
ديپلمات های چين و روسيه می گويند که هرگونه مهلت زمانی و اقدام شديد شورای امنيت که احتمالا منجر به اعمال تحريم عليه ايران گردد، باعث خروج ايران از ان پی تی و اخراج بازرسان آژانس از ايران می شود.
روسيه و چين که هردو روابط نزديکی با جمهوری اسلامی ايران دارند، همچنين معتقدند که مسئوليت اصلی کنترل برنامه های هسته ای ايران بايد در دست آژانس باشد و به شورای امنيت منتقل نشود.
در پايان مذاکرات هفته گذشته نماينده چين پيشنهاد کرد که مهلت زمانی برای گزارش آقای البرادعی بين چهار تا شش هفته باشد و گزارش او هم به شورای امنيت و هم به آژانس بين المللی تسليم شود.
شورای امنيت روز سه شنبه جلسه مشورتی ديگری برای بحث بر سر ايران خواهد داشت. اين در حاليست که مقامات جمهوری اسلامی ايران همواره تاکيد کرده اند که برنامه های اتمی ايران صرفا غيرنظامی است و آن کشور در پی تسليحات هسته ای نيست.
یکی از محکومان قتلهای محفلی کرمان در آخرین ساعات سال 84 به قید وثیقه از زندان آزاد شد: نظرات وکیل خانواده قربانیان قتلها
رادیو فردا:
گفته می شود که یکی از محکومان قتلهای معروف به قتلهای محفلی در کرمان در آخرین ساعات سال 84 به قید وثیقه از زندان آزاد شد. دکتر نعمت احمدی وکیل خانواده قربانیان قتلهای محفلی کرمان این اقدام دستگاه قضایی یعنی آزادی یکی از محکومان این قتل ها را غیر معقول و مغایر با قوانین موجود جمهوری اسلامی می خواند. دکتر نعمت احمدی در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: متاسفانه در آخرین ساعات اداری حوزه دادگاه قرار آقای حمزه مصطفوی ، سردسته تیم و مسول پایگاه غیرقانونی بسیج مسجد آقاعلی را که بازداشت موقت بود، تبدیل به وثیقه 200 میلیون تومانی کرد. وی می گوید دادگاه بدوی حق نداشت چنین تصمیمی اتخاذ کند.
مسعود ملك (rm) صدا | (wma) صدا [ 3:42 mins ]
نعمت احمدی: می دانیم که شش جوان ناآگاه کرمانی بر اثر تلقیناتی که بهشان شده بود در پی شنیدن سخنرانی افرادی که بیشتر دنبال خشونت می گردند، پنج شهروند مظلوم کرمانی را بی هیچ گناهی کشته بودند، در طول این چهار سال که پرونده در جریان بود بهر ترتیب بود با توجه به نفوذی که داشتند، و ضعفی که خانواده های مقتولان داشتند از سه نفر رضایت گرفتند. سردسته تیم آقای حمزه مصطفوی که تشکیل دهنده این باند بود و مسول آن پایگاه غیرقانونی بسیج مسجد آقاعلی به ظرافتی از زیر بار اتهام دو مقتولی که باقی مانده اند و خانواده هایشان رضایت نداده اند به نوعی فرار کرد و متاسفانه در آخرین ساعات اداری حوزه دادگاه قرار ایشان را که بازداشت موقت بود، تبدیل به وثیقه 200 میلیون تومانی کرد و بدترین عیدی را به مردم کرمان و به قضا وعدالت داد. بر عهده قاضی نبود که اگر پرونده می آمد به تهران و درخواست تجدید نظر می شد، مرجع تجدید نظر باید این حکم را فسخ می کرد. دادگاه بدوی در این شرایط حق نداشت. یک عیدی بدی به مردم ایران و کرمان داده شد.
مسعود ملک (رادیو فردا): آقای حمزه مصطفوی به چه مجازاتی محکوم شده بودند؟
نعمت احمدی: حمزه مصطفوی که تشکیل دهنده این گروه است حداقل مجازاتش باید برابر قوانین ایران قصاص می بود ولی ایشان به ده سال زندان محکوم شده بود، چنگیز سالوی به شش سال زندان محکوم شد. متاسفانه قرار بازداشت موقت تبدیل به قرار وثیقه شده و چون از تمکن بالایی برخوردارند همان لحظات پایانی ظاهرا وثیقه را دادند و حمزه مصطفوی الان آزاد است و من مطمئنم که شهر کرمان دچار ناامنی هایی از ایندست خواهد بود و تبعاتش را مردم خواهند دید و دادگستری چوب آنرا خواهد خورد.
March 20, 2006
منصور حیات غیبی، عضو هئیت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد، بار ديگر دستگير شد، کانون زندانیان سیاسی ایران (در تبعید)
گویانیوز:
بنا بر گزارشی از تهران، امروز دوشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸٤، تنها چند ساعت مانده به تحویل سال نو، ماموران امنیتی رژیم منصور حیات غیبی، عضو هئیت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه را که کمتر از ۲٤ ساعت از آزادی وی میگذشت دستگیر کردند. منصور حیات غیبی دیروز همراه دو تن دیگر از اعضای هئیت مدیره سندیکا با وثیقه آزاد شده بود. شنیدهها حاکی از آن است که سعید مرتصوی، دادستان رژیم در تهران، حکم دستگیری مجدد حیات غیبی را صادر کرده است و قبلا نیز کویا گفته بوده که اگر وی را آزاد کنند، بازهم دستگیرش خواهد کرد. گفته میشود، منصور اسانلو نیز به حکم مرتضوی هنوز در زندان به سر میبرد.
کانون زندانیان سیاسی ایران(در تبعید) دستگیری مجدد منصور حیات غیبی را قویا محکوم می کند و خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط وی و منصور اسانلو از زندان است.
کانون زندانیان سیاسی ایران (در تبعید)
۲۹ اسفند ۱۳۸٤ برابر با ۲۰مارس ۲۰۰۶
تلویزیون حكومتی : سفره ابوالفضل به جای سفره هفت سین
خُسن آقا: به قول کنجکاو باید محتویات چنین سفره ای هم
به جای هفت سين سفره ابولی فرض بگذاريد؛ قرآن قبر قرمساق ( زياد دنبالش نگرديد دور سفره اسلام زياد زياد پيدا می شود، تازه می توان تمثال محمد و ائمه را بگذاريد) قلاده قليان (وافور بهتره) قمه قير
ایرانپرسنیوز :
تلویزیون جمهوری اسلامی ، چیدن سفره هفت سین را ” پدیده ای خرافی و بدون اصل و ریشه“ خواند و خواستار تغییر آن با یک سفره مذهبی شد.
این تلویزیون ضد ایرانی، در یک گزارش خبری در باره سفره هفت سین گفت "مهمترین اقلامی كه ما ایرانی ها بر سفره هفت سین می نهیم با حرف ”سین“ آغاز نمی شود . برای مثال ”قرآن“ و یا ” تمثال ائمه اطهار“، با اینكه همگی از مهمترین ابزار سفره هفت سین هستند با سین آغاز نمی شوند. دلیل ندارد به خاطر سماق و سبزه و سمنو كه اصولا اشیایی بی ارزش هستند ولی با حرف سین شروع می شوند، این سفره را با این نام بخوانیم ولی به قرآن كم توجهی كنیم."
تلویزیون آخوندی در پایان این گزارش وقیحانه، خواستار ”تجدد گرایی“ در رسوم ایرانی یا آنچه كه ”خرافات اهل معبد“ نامید شد و گفت "زمان آن فرا رسیده است كه جای سماق و سیر و سمنو را عطر قرآن و گلاب ناب محمدی بگیرد."
فرانسه: اتحاد کارگران و دانشجويان برای مقابله با تهاجم دولت
روشنگری:
نشريه آبزرور روز بعداز تظاهرات روز شنبه نوشت فرانسه يک بار ديگر عضله انقلابی خود را، در چارچوب سنت جمهوريت، به نمايش گذاشت و ديشب به نظر ميرسيد مردم به پيروزی نزديک شده اند
http://www.roshangari.net/
روشنگری. روز شنبه فرانسه شاهد اتحاد کارگران و دانشجويان در مقابله با موج تهاجم نومحافظه کاری بود که بعد از بيش دو دهه تاخت و تاز عواقب خود را به نمايش گذاشته است. نشريه آبزرور روز بعداز تظاهرات روز شنبه نوشت فرانسه يک بار ديگر عضله انقلابی خود را، در چارچوب سنت جمهوريت، به نمايش گذاشت و ديشب به نظر ميرسيد مردم به پيروزی نزديک شده اند. همين نشريه تعداد تظاهر کنندگان را بر اساس يک تخمين يک ميليون و نيم ذکر کرد. اين آخرين تظاهرات از رشته تظاهرات هفته های اخير بود. در تظاهرات 16 مارس نيم ميليون نفر و در تظاهرات 7 مارس 250000 نفر در اعتراض به دولت شرکت کرده بودند.
دور اخير تظاهرات و اعتراضات دانشجويان و کارگران که با تهاجم پليس به دانشگاه سوربن در روز سه شنبه هفته گذشته، سر و کله اش در رسانه های بزرگ بين المللی بطور جدی پيدا شد و از دو هفته پيش آغاز شده است، در مقابله با قانون کاری است که دولت فرانسه می خواست با شتاب در 8 مارس به اجرا بگذارد. بر اساس اين قانون که Contrat de première embauche ياCPE[ قرارداد نخستين کار] خوانده می شود، کارفرمايان حق دارند بدون ارائه هر دليلی جوانان زير 26 سال را در دو سال اول کار خود اخراج کنند. دولت فرانسه ادعا می کند می خواهد به کمک اين قانون با بيکاری جوانان مبارزه کند. اين بدان معناست که دولت از جوانان ميخواهد بپذيرند قانون از حقوق آن ها در مقابل کارفرمايان حمايت نکند و به شرايط بردگی کار تن در دهند تا امکان کاريابی بين جوانان بيشتر شود.
در حقيقت سياستی که دولت فرانسه تعقيب می کند به تبعيت از قوانين محافظه کاران نوين در پی آن است که با قرار دادن جوانان در مقابل مسن تر ها، کارگران مهاجر تبار در مقابل کارگران بومی و بويژه در دوره کنونی کارارزان مهاجران اروپای شرقی در مقابل کارگران سازمان يافته بومي، قوانين حفاظتی کار را بشکند، دستمزدها را کاهش دهد و کارموقت و فاقد تضمين های اجتماعی با دوره های متعدد بيکاری را رايج نمايد. دولت و کارفرمايان ادعا می کنند با " منعطف کردن " بازار کار قصد دارند اقتصاد ملی فرانسه را در اروپا تقويت کنند. طبق مدل ايده آل محافظه کاری تمام اروپا نيز بايد با "منعطف کردن بازار کار" يعنی با پائين آوردن دستمزد کارگران و بدترکردن شرايط کار قادر به رقابت با آمريکا بشود و آمريکا بايد با ارزان کردن کار، قادر به رقابت با چين بشود و سرانجام در اين منطق " جامعه جهانی " بايد يک پارچه و متحد بکوشد آن قدر بر سر نيروی کار در همه کشورها بکوبد و با هم در ضربه زدن به زحمتکشان رقابت کنند تا نيروی کار در کشورهای پيشرفته به فلاکت وضع کارگر چينی و فليپينی و ايرانی دچار شود و شرايط آسان برای رقابت سرمايه ها در بازار جهانی فراهم گردد.
اما کارگران و جوانان فرانسه در هفته گذشته در مقابل اين ,تدبير عليه بيکاری, قد علم کردند. نمايندگان اتحاديه بزرگ کارگری فرانسه CGT و اتحاديه های ديگر در تظاهرات به سخنرانی پرداختند. بعلاوه بسياری از دانش آموزان ، معلمان، بازنشسته ها و قشرهای ديگر شرکت کردند.بنا بر يک نظرسنجی 68 درصد فرانسوی ها از اعتصابات اخير حمايت می کنند. فرانسوی ها طی سال گذشته نشان دادند که دست تطاول به حقوق شان را بدون مبارزه آزاد نمی گذارند. در ماه مه گذشته فرانسوی ها در يک رفراندوم به قانون اساسی اتحاديه اروپا درست به همين دليل رای منفی دادند. در شورش اکتبر سال گذشته نيز شورش عليه بيکاری و سقوط شرايط زندگی محروم ترين قشر جوانان فرانسه زير پوشش , مساله جوانان مهاجر تبار, خود را پنهان کرده بود. رافائل دوپچ يک دختر 22 ساله دانشجوی پزشکی که روی صورتش با ماتيک نوشته بود: 'CPE non' به آبزرور گفت:
,در مقابل فرانسه چشم اندازهای مختلف گشوده است. هفته گذشته اعلام شددر سال 2005 چند مليتی های فرانسه 84 ميليارد پوند سود برده اند. اين يک حقه سياسی است برای اين که ما را متقاعد کنند خودمان را فدا کنيم تا کمپانی ها حتی از اين هم ثروتمند تر شوند.,
شعارها نيز گويای درک روشن تظاهر کنندگان بود. آن ها قانون کار جديد را فاجعه و بردگی می خواندند: Catastrophe Pour le Employés و Contrat Pour Esclave، برخی از جوانان يک کيسه پلاستيک روی سر خود کشيده بودند به نشانه اين که قرار است کارگران جوان را به کالای يک بار مصرف تبديل کنند.در تصويری که در اين صفحه می بينيد نوشته شده:
,مجمع عمومی دانشگاه سوربون:خشونت نخستين عليه جوانان، CPE است. پاسخ ما: اتحاد با کارگران تا رسيدن به خواست های مان.,
اين شعار هم اشاره دارد به نام قانون " قرارداد نخستين کار" و هم اشاره دارد به خشونت تحريک آميز در حمله پليس به دانشگاه سوربن.
در پلاکاردهای ديگر نوشته شده بود: ,حالا لکه ننگ کيست؟,و ,حالا اشرار چه کسانی هستند؟, که اشاره ای بود به فحاشی آشکار نيکولای سارکوزی به جوانان مهاجر تبار در شورش های اکتبر گذشته.
به نوشته آبزرور تظاهرات عمدتا مسالمت آميز بود. اين نشريه به درگيری هايی اشاره کرده است، بويژه به يک درگيری نزديک ميدان باستيل در پاريس بين تظاهرکنندگان جوان تر و پليس که طی آن سه ژاندارم و 12 تظاهر کننده زخمی شدند. همچنين خشونت های پراکنده در مارسي، ليل و رن گزارش شده است که طی آن ها پليس به پرتاب گاز اشک آور مبادرت کرد.
رقم رسمی بيکاری در فرانسه 9.5 درصد است. اين رقم برای جوانان زير 30 سال به 18 درصد و برای جوانان زير 25 سال به 40 درصد افزايش می يابد. بنا بر گزارش آبزرور در سال 2002 تنها 54 درصد فارغ التحصيلان 30 تا 35 ساله توانسته اند به مشاغل اداری مناسب با تحصيلات شان دست يابند. در سال های 70 اين رقم 70 درصد بود.
همانطور که آن دختر دانشجوی پزشکی گفت فرانسه برای اين مشکل راه حل های مختلفی دارد. دولت و کارفرمايان و صاحبان سرمايه های بزرگ در هم شکستن قرار دادهای کار و ارزان کردن نيروی کار را در پيش گرفته اند و تا کنون به وخامت وضع افزوده اند، راه ديگر بهبود شرايط کار، کاهش ساعات کار و سازماندهی جديد نيروی کار به نفع مردم در سطح جهانی است. جنگ و گريز بين دو طرف يعنی مردم و قدرت های دولتی و مالی در حوزه های متعدد جريان دارد، يا مستقيما در حوزه قوانين کار، يا در حوزه های ديگر مثل قوانين و ساختارهای اتحاديه اروپا، يا قراردادهای تجاری بين المللي، يا درمورد قوانين دمکراسی و يا در مورد جنگ ها و درگيری هايی که بر پايه بحران اقتصادی در نظام حاکم و رقابت های درونی آن بر پا ميشود. اما فرانسوی ها سنتا آژير خطر را برای قدرت های بزرگ به صدا در می آورند.
مقامات دولت فرانسه که در آغاز اعتراضات اخير مثل شورش های ماه اکتبر ژست سرسخت گرفته و گفته بودند که به هيچ وجه ازقانون مزبور عقب نخواهند نشست، خواهان مذاکره با اتحاديه ها شده اند. هرچه باشد تظاهرات نقطه دردناک مقامات دولتی را نشانه می رود. تظاهر کنندگان روی پلاکاردهايی به طنز نوشته بودند: يک راه مطمئن برای از دست دادن رای! نظر سنجی ها نشان ميدهد آرای دومنيک دوولپن با شتاب پائين می آيد و اکنون به 35 در صد رسيده است.
--------------------------------------------------------------------------------
عکس صفحه اول رای گيری دانشجويان در مجمع عمومی دانشگاه سوربن
29 اسفند 1384 05:51
توضيح علی افشاری درباره مطلبی در سايت بازتاب
گویانیوز:
جناب آقای دکتر محمد شریف
با سلام و احترام
پیرودرج مطلبی سراسر کذب وبی اساس در سایت خبری بازتاب تحت عنوان" علی و هانیه صاحب خانه شدند"
در تاریخ 28/12/1384 که مصداق بارز افترا و نشر اکاذیب می باشد , به شما وکالت داده می شود علیه مسئولین این سایت هتاک , اقامه دعوی کرده و آنها را موردپیگرد قانونی تا حصول نتیجه قرار دهید .
بدیهی است درج چنین مطالبی که نشان از فقدان اخلاق حرفه ای و انسانی در گردانندگان این سایت دارد , نیازمند اثبات و ارائه مستندات می باشد .
.اگرچه متاسفانه جانبداری , برخورد سیاسی و سقوط عدالت دربخش مسلط دستگاه قضایی به چنین اهانت ها , پرده دری ها و نقض حقوق افراد میدان داده است .اما باز طرح شکایت را عرصه دیگری برای سنجش عدالت و بی طرفی دستگاه قضایی می دانم .
علی افشاری
فراخوان زندانیان سیاسی به جهت تجمع در مقابل زندان اوین
وبلاگ احمد باطبی
زندانیان سیاسی به دلیل اعتراض به عدم رعایت حقوق انسانی خود ، روز سه شنبه اول فروردین 1385 را روز اعتراض خود و خانواده هایشان قرار دادند . در این روز خانواده های زندانیان سیاسی در اچتماعی در مقابل درب اصلی زندان اوین در ساعت 11 صبح و پرپایی سفره هفت سین اعتراض خود را به عدم رعایت حقوق انسانی زندانیان واعطا مرخصی نوروزی از ناحیه حکومت اسلامی اعلام نموده وبا برگذاری مراسم سنتی نوروز همبستگی شان را با عزیزان خود در زندان اعلام میدارند . بدین وسیله ازهموطنان عزیز دعوت میشود تا با حضور خود در این مراسم بار دیگر ماهیت ضد بشری حاکمیت ایران را برای جهانیان به نمایش بگذارند
آقای شیرزاد برای شروع هیچ وقت دیر نیست! امیرفرشاد ابراهیمی
گویانیوز:ادعای آفرینش اصلاحات را دارید و این در حالی است که جبهه دوم خرداد و تمام اعوان و انصار اقماری اش مدیون حضور جنبش دانشجویی در دوم خرداد ۷۶ است و الحق و انصاف که خوب مزد این حضور را شما و حزب بعد الولادتتان داد. براستی آقای شیرزاد این قدرت چه است که آلوده اش که بشوی دیگر کنده شدن از آن ولی افتاد مشکل ها است
آقاي شيرزاد دوست بزرگوارم که خدماتش در مجلس اصلاحات برای کسی پوشیده نیست چندی پیش مطلبی نوشتند در باب قباحت مذاکره با آمریکائیان و اینکه چرا باید علی افشاری و اکبر عطری بروند در کنگره آمریکا سخنرانی کنند و متاسفانه کیهان وار به این دوتن تاختند و مشمئز کننده دانستند این عمل را . بسیاری در رد و ستایش این عمل و مطلب آقای شیرزاد نوشتند و گفتند و گفتند تا اینکه این روزها جمهوری اسلامی نیز تصمیم گرفته آن عمل مشمئز کننده را بنا به روایت آقای شیرزاد انجام دهد و باب گفتگو را با شیطان بزرگ آغاز کند ؟! قصد نداشتم وارد این موضوع شوم چراکه نیک می دانم اکبر و علی هردو با شیرزاد دوستی دیرینه دارند و من نیز با هر سه منتظر ماندم تا ببینم آقای شیرزاد توضیح دیگری می دهند یا خیر و دیدم خبری حاصل نشد ، پس بقول خود آقای شیرزاد ورای دوستی مان لازم میدانم مواردی را یادآور ایشان که از نمایندگان مجلس اصلاحات بوده اند و از اعضای ارشد جبهه مشارکت می باشند مواردی را یادآور شوم :
آقای شیرزاد آورده اید که " کار زشت و ناپسند را باید بی محابا تقبیح کرد." این کلامی است بسیار زیبا و امیدوارم که برای خود و حزب متبوعتان نیز جاری بشود ، آیا براستی تا بحال شده است دلایل ناخرسندی مردم از اصلاح طلبان در انتخابات اخیر ریاست جمهوری و انتخاب لجاجت وارانه شان را بررسی کنید ؟ براستی مگر اصلاح طلبانی همچون شما که آنقدر ماندید و ماندید و تهدید خروج از حاکمیت را تکرار کردید و تکرار کردید تا بالاخره از حاکمیت اخراجتان کردند چرا باید امروز در منظر مردم شیادتر و منفورتر از هر حزب سیاسی نام گیرید که کار و وظیفه ای نداشت جز اینکه محلل جمهوری اسلامی باشد ؟ جناب آقای شیرزاد يك سوزن به خودتان يك جوالدوز به ديگران بزنید!
شما در مجلس به عنوان نماینده جنبش دانشجویی مطرح بودید براستی چه کردید برای جنبش دانشجویی ؟ برای مرگ عزت ابراهیم نژاد چه کردید ؟ برای مرگ فرشته علیزاده چه کردید ؟ اصلا نام علیزاده به گوشتان خورده است ؟همان دختر دانشجویی که در کوران حوادث 18 تیر بازداشت و سپس خبر مرگش منتشر شد و حتی جنازه اش را نیز تحویل خانواده اش نداده اند و فقط و فقط یکبار آقای موسوی خوئینی ها در مجلس خبر بازداشت و مرگ او را اعلام کرد . آقای شیرزاد مشمئز کننده آن لحظه ای بود که شما و حزب متبوعتان با شرکت در نشست طیف جعلی شیراز جریان موازی دفتر تحکیم وحدت را قوام دادید و آنها را در انشقاقشان در بدنه تحکیم وحدت گستاختر کردید ! مشمئز کننده آن لحظه ای بود که ما با خبر شدیم حکم بازداشت دو تن از بچه های تحکیم که به واقع چشم و دهان دفتر تحکیم وحدت بودند به اصرار و دستور آقای خاتمی انجام گرفته است ! نام آن دوتن را از آقای آرمین بپرسید برای شما خواهند گفت ! آقای شیرزاد نمی خواهم بحث را شخصی کنم اما برای من مشمئز کننده آن لحظه ای بود که دوستان شما در حزب مشارکت، حزب متبوعتان آقایان مهندس علی اکبر زحمتکش و سعید شریعتی و جواد دهقانی در دادگاه غیر علنی موسوم به نوارسازان همسو با رئیس دادگاه و شاکیانی همچون الله کرم و آیه الله جنتی و مصباح یزدی بر من می تاختند و حتی آقای زحمتکش مرا فردی فاسق نام نهاد و سعید شریعتی "از محضر الله کرم که از نوجوانی به وی ارادت داشته پوزش خواسته " و بعد از آزادی از دادگاه و در منظر عموم که دادگاهی علنی است باز به ایشان می تاختند ! اینکه تنها آينه را در برابر ديگران ميگذاريد و آينهها را از مقابل خویش برمی دارید آیا اشمئزاز کننده نیست؟ برادر شیرزاد آيا يكبار شد كه خود شكنيد و آينه روبرویتان را نشكنيد؟ متاسفانه امروز که شور و شوق و گردوخاک اصلاحات بر زمین نشسته است نیک که نگاه می کنیم می بینیم شما و دیگر هم حزبی های شما نه تنها در بیان اشتباهات و کاستی ها و زشتی های عمل خویش فراری بودید بلکه منتقدان خودی خویش را نیز سرکوب و خفه کرده اید آقاي شيرزاد ، ای کاش جامع و مطلق سخن نمی گفتید، چراكه رفتار مشمئز كننده دوستانتان را هيچگاه تقبيح نكرديد.
در بخشی دیگر از نوشته تان با استخراج بی رویه ملی نگری آورده اید که :"من به عنوان يك ايراني از اينكه در كشورم باندهاي قدرتي وجود دارند كه بي محابا از پرسش قانون، چنين فجايعي ميآفرينند احساس ننگ ميكنم." به نظر من ننگ آور تر از این حرف چیزی نمی باشد که امروز کسی بخواهد از قانون و پرسش کنندگان قانون و یا همان قوه قضائیه چیزی بگوید که فشارش کمر جنبش دانشجویی را شکست و اگر هم منظورتان دادگاه ملی و پرسش افکار عمومی است که باید پرسید واقعا اين چه ننگي بود كه درطی هشت سال به جان خريديد آن را و بیست میلیون نفر رادر این راه هزینه کردید ؟
می گویید: "افتخار میکنم که در هر حادثه ای که در دوران مجلس ششم برای جنبش دانشجویی رخ داد ما و دوستانمان عکس العمل قانونی در حد مقدورات خود را داشتیم و به حمایت از آنها برخاستیم." و سپس رفتار افشاري و عطري رابرای جنبش دانشجویی مشمئز كننده ميخوانيد. اما از خودتان و هم حزبی هایتان نمی پرسید کدام گروه بود که مشتی از دانشجویان را فریفت تا بلوا بپا کنند تا بعد دادگاه انقلاب و نیروی انتظامی سر برسد وساختمان دفتر تحکیم را پلمب کنند؟ از خود نمی پرسید در مقام نماینده دانشجویان چه اقدامی برای آزادی دانشجویان در بند کردید؟ و حتی دست و دلتان لرزید با تمام جارو جنجالهای مطبوعاتی که کرده بودید تحصن شما و دیگر اعضای فراکسیونتان در مجلس به نصف روز هم نرسید؟
برادر عزیز شیرزاد گرامی ، اکبرعطري در همان جلسه گفته است : "جنبش دانشجويي همراه با روشنفكران و برخي از گروههاي سياسي تحول خواه، پايه گذار حركت رفرميستي دوم خرداد شد." و من احساس می کنم این سخن برای شما گران آمده است و محل برگزاری جلسه را بهانه کردید و آتش را گشودید چرا که ادعای آفرینش اصلاحات را دارید و این در حالی است که جبهه دوم خرداد و تمام اعوان و انصار اقماری اش مدیون حضور جنبش دانشجویی در دوم خرداد 76 است و الحق و انصاف که خوب مزد این حضور را شما و حزب بعد الولادتتان داد . براستی آقای شیرزاد این قدرت چه است که آلوده اش که بشوی دیگر کنده شدن از آن ولی افتاد مشکل ها است ...
آقای شیرزاد اصلاحات نه تنها شکست خورد بلکه مرد و جنازه اش هم پوسید و امروز دولت اصلاحات ، مجلس اصلاحات ، حزب اصلاحات جزوی از تاریخ غمبار ایران است رهایش کنید و به مردم بپیوندید ، برای شروع هیچوقت دیر نیست ، یا علی ...
آنهایی که به نفع مداخله آمریکا در ایران سینه چاک میکردند این مطلب را حتما بخوانند
پیک ایران:
سناتورهای آمريکايی از گفتگو با ايران حمايت می کنند
پرویز کامیاب؛ دفتر بخش فارسی بی بی سی در واشنگتن
همزمان با سومين سالگرد حمله آمريکا و متحدانش به عراق، برخی اعضای کنگره آمريکا تاکيد کردند که برقراری صلح و ثبات در عراق بدون همکاری ايران بسيار دشوار خواهد بود.
سياستمداران آمريکا از يکسو خواستار فشار بيشتر بر برنامه های هسته ای ايران هستند، و از سوی ديگر نفوذ ايران در عراق را به رسميت شناخته و به کاخ سفيد توصيه می کنند با ايران وارد گفتگو شود.
چاک هيگل سناتور جمهوريخواه و اعضای ارشد کميته روابط خارجی سنا در مصاحبه با شبکه تلويزيونی "ای بی سی" گفت که شرايط کنونی آمريکا وخيم تر از سه سال پيش است و خاورميانه نيز امروز از ثبات کمتری برخوردار است.
وی راه خروج از اوضاع کنونی را گفتگو با ساير کشورهای منطقه بخصوص ايران دانست و گفت:
"من فکر می کنم که ما بايد با ايرانيها گفتگو کنيم. هيچ صلحی در عراق و يا خاورميانه بدون مشارکت ايران وجود نخواهد داشت. البته اين به معنای مذاکره و يا از دست دادن حق حاکميت ملی نيست."
سناتور دمکرات جک ريد که مهمان ديگر اين مصاحبه تلويزيونی بود نيز با تاييد اظهارات سناتور هيگل گفت:
"ايران از اشتباهات استراتژيک دولت جرج بوش بهره برده است. نفوذ ايران امروز بسيار بيشتر از سالهای گذشته است. ما بايد اين را بپذيريم. من معتقدم که با توجه به نفوذی که اکنون ايران در عراق دارد گفتگو با اين کشور مهم است."
در همين حال، جوزف بايدن عضو دمکرات سنای آمريکا در مصاحبه با شبکه تلويزيونی "سی ان ان" گفت که اين در جهت منافع مشترک ايران و آمريکا است که در عراق جنگ داخلی تمام عيار درنگيرد.
وی افزود ايرانيان نمی خواهند که ۱۷ ميليون شيعه در مرزهايشان ياد بگيرند که چگونه جنگ و شورش کنند.
وی بخشی از موفقيت آمريکا در افغانستان را مديون گفت و گو با ايران دانست و گفت:
"واقعيت اين است که سفير کنونی ما در عراق با ايرانيان مذاکره و گفتگو کرد تا فردی بنام کرزی در افغانستان روی کار بيايد. اين دقيقا اتفاقی بود که افتاد. ما با گروه شش به علاوه دو که شامل شش کشور همسايه افغانستان از جمله ايران و نيز دو کشور آمريکا و روسيه می شد مذاکره کرديم. من در مارس ۲۰۰۲ قبل از ورود به عراق پيشنهاد کردم با ايران گفتگو کنيم. با گذشت چهار سال اکنون شروع کرديم که بفهميم اين در جهت منافع مشترک ماست. ما نبايد با آنها توافقی در زمينه های هسته ای يا تروريسم بکنيم. ما تنها در مواردی که دارای اشتراک منافع هستيم بايد گفتگو کنيم."
پيشنهادهای گفتگو با ايران بر سر عراق در حالی مطرح می شود که نمايندگان کنگره آمريکا خواهان افزايش فشار بر برنامه های اتمی ايران هستند.
سناتور بايدن هفته گذشته با ابراز نگرانی از برنامه های اتمی ايران به دولت بوش پيشنهاد داد در کنار ساير ابزارهای ديپلماتيک تحريم های نفتی عليه ايران را نيز بطور جدی بررسی کند.
مجلس نمايندگان آمريکا نيز اخيرا رای به افزايش تحريم های ايران داد.
اصرار اعضای کنگره آمريکا بر گفتگو با ايران درست در شرايطی که فضای حاکم بر واشنگتن بيش از هميشه ضد ايران است حکایت از نگرانی فزاينده مقام های آمريکايی از اوضاع عراق دارد.
ديدار احمدی نژاد با خانواده قربانيان سقوط هواپيما C- 130 ؛ احمدی نژاد دختر بچه ای رو بغل میکنه و بهش میگه : بیا بغل عمو ...صلوات بلدی بفرستی؟
وبلاگ حذفیات:
امروز برای مجلس دیدار ریاست جمهوری با خانواده های شهدای هواپیمای c130 به محل نهاد ریاست جمهوری واقع در خیابان پاستور رفتیم .
تقریبا اکثریت خانواده های شهدا اومده بودن . حتی خیرخواه مجری، پسر عموی خیرخواه شهید هم تو این محفل بود .
بودیم تا بالاخره جناب ریاست جمهور وارد مجلس شدن . به محض ورود صدای شعار و صلوات بود که بلند شد
صلواتی که برای منی که تو محیطهای روحانی و فضاهایی مثل قم حضور داشتم عجیب بود . چون برای مراجع هم از این کارا نمی کردند چه برسه به رییس جمهوری ،
برایم کاملا وصح بود که از قبل هماهنگ شده بود .
شعار هم جالب بود :
صل علی محمد
بوی رجائی آمد
یه لحظه شهید رجائی با اون وجه مردمی و خاکیش (از عکسایی که مونده) جلوی چشام اومد . دلم برای شهید رجائی سوخت !
با ورود احمدی نژاد ملت شروع کردن به دست دادن و روبوسی و خلاصه هر حرکتی که بینگر ارادت (چاپلوسی ) بود از خودشون جلوی احمدی نژاد به نمایش گذاشتند !
و یکباره رجائی ثانی ! رفت تو یه اتاق و اونطوری که از ظواهر امر برمی اومد داشت با دوستان اهل اطلاع خودش صحبت میکرد و اوضاع رو میسنجید .
بعد از چند دقیقهاحمدی نژاد از اتاق اومد بیرون و با روحانیون دیوار نشین احوال پرسی کرد !!!
قاری شروع کرد به خواندن آیاتی از کلام الله مجید
و من المومین الرجال الصدقوا .......
سکوتی محض مجلس رو فرا گرفته بود .
با شنیدن این یاد نامه ای افتادم که به حداد نوشته بودم ،چون نامه با همین ایه اغاز می شد
بعد از قرائت قرآن یکی از بچه های نیروی زمینی رفت پشت تریبون و قطعه ای ادبی در رثای شهید و شهادت و شهدای c-130 خوند
بالاخره مجلسی که قرار بود جلسه رودر روی ما خانواده ها با ریاست جمهور ایران باشه شروع شد .
یعنی تا الانش که ارزیابی امنیتی و سلام و احوال پرسی بود .
مجری اعلام کرد کسانی که قبلا وقت گرفته بودن تا صحبت کنن اماده باشن برای بیان مطالبشون ،
از یکی از مسولین سوال میکنم چگونه وقت گرفته اند
جواب میدهد :
از قبل مشخص شده !!!
یعنی افراد گزینش شده اند ...
یعنی مبادا کسی حرفی بزند تا به مقام شامخ و البته مردمی رییس جمهور بر بخورد !
اعتراض میکنم و درخواست وقت میکنم که درخواستم رد می شود !
پدر شهید علیرضا افشار (شهید خبرنگار) 30 ثانیه پس از پایان شعر نغز ایشون ! رفت پشت تریبون
ایشون هم طبق سنت تقدیر و تشکر و دمت گرم و الی آخر ، بالاخره فرمودن و پیشنهاد کردن که روز 15 آذر به عنوان روز خبر و خبرنگار نامگذاری بشه . (البته این پیشنهاد خوبیه . این جماعت بی پناه خبرنگار یه روز واسه خودشون داشته باشن بدک نیست . فکر کنم باید چندتا روزنامه نگار رو هم شهید کنیم تا یه روزی رو هم به نام روزنامه نگار بذارن . البته روز شهادت شهید صارمی الان به عنوان روز خبرنگار هست . اما زیادی تلویزینیه ! اخه اکثر خبرنگارای این هواپیما ارتشی بودن )
بعد از ایشون پدر شهید امیر صحرایی شروع به سخن کردن . ایشون از 5 دقیقه زمان صحبتشون یه 3 دقیقه رو صرف تقدیر و تشکر و سلام و صلوات برای سلامتی رهبری و رئیس جمهور اختصاص دادن .
انگار نه انگار امده اند تا پیگیر چگونگی روند پرونده باشند. پدر شهید صحرایی طی بیاناتی گیرا فرمودن که ایشون مطمئنا که آقای احمدی نژاد کمتر از ما خوابیدن (حالا چه ربطی داشت کسی نفهمید) . همچنین ایشون فرمودن که ماامده ایم برای تجدید پیمان با رهبری و اینکه انرژی هسته ای حق مسلم ماست . (به خدا دارم از عصبانیت می ترکم ، اخه پدر من انرژی هسته ای چه ربطی به پرونده شما داره ؟)
نفر سوم هم مادر محترم شهید خلبان بابک گوهری بودند و اولش طرح کرد که اگر کسی معتقده که پسر من موجب این فاجعه شده من براش یکسری حقایق رو میخوام فاش کنم . این حقایق رو من به شزح زیر میآرم :
1- خلبان گوهری برخلاف گفته خیلی ها خلبان اصلی این پرواز بوده
2- اون 5 سال بود که خلبان شماره یک هواپیمای c-130 بوده .
3- ایشون یک هفته قبل از شهادتش پایان نامه خودش رو درباره سانحه هوایی در C-130 مینویسه و به اتمام می بره
4- پسر من به حدی کار کشته بوده که دوستان بابک میگن بابک از صدای هواپیما هم می تونسته مشکل هواپیما رو تشخصی بده
بعد مادر شهید طرح کرد که طبق استاندارد ایتا (جهانی هواپیمایی) خلبان باید بدون استرس پرواز کنه و اگر استرس داشت نباید بپره . اما خلبان گوهری اون روز از ساعت 7 صبح تا یک بعداز ظهر مصر بوده که این هواپیما مشکل داره (مشکل VOR مربوط به جهت یابی و ناوبری) و نباید بپره .
ظاهرا بابک رو متهم کردن که تو دلیل نقص فنی برات بهانه است و نمیخوای بپری و بنابراین شاگرد خلبان گوهری یعنی خلبان نادری رو جایگزین کردن . اما بعد از این مسئله هم خلبان گوهری به نادری گفته من خودم با علم بر نقص فنی و با توجه با فشار و جبر مقامات ! میپرم .
در پایان این مادر شهید هم از مسئولین قدردانی کرد .
اما نفر بعدی برادر شهید محمد صادق نیلی بود .
اون گفت که من معلم مدرسه سعدی در پاریس هستم . و روز حادثه هم در پاریس بودم روز قبل از این فاجعه من موردی دیدم که لازم میدونم اینجا بگم و ازش نتیجه بگیرم . کنار مدرسه ما یه چمدون در بسته بود که هیچ کس نمیدونست توش چیه . طبق قوانین ما سفارت رو در جریان گذاشتیم و ان ها هم پلیس فرانسه رو ، اونا اومدن و با کشیدن آلومینیوم دور این چمدون اون رو منفجر و معدوم کردن .
از یکی از دون پایگان پلیس پاریس پرسیدم چرااین کار رو کردید ؟ اون گفت ما 99/99 درصد احتمال میدادیم چیزی نباشه ولی برای اون یکصدم درصد این کار رو کردیم . حالا در مملکت ما (ایران) برعکسه . 99/99 درصد میدونیم کار غلطه و نتایج فاجعه باری میتونه داشته باشه و اصلاداره . اما به امید اون یکصدم درصد به ضرب و زور سلام و صلوات میخوایم کار رو انجام بدیم که نتیجه این عملکرد میشه این فاجعه و امثال اون .
برادر شهید نیلی میگفت تازه بعدا فهمیدیم اون چمدون یک چمدون لوازم آرایش بوده که یه خانمی جا گذاشته !
بالاخره سخنان داغدیده ها تموم شد و اعلام شد که با توجه به دیر اومدن آقای حدادیان و موندنش در ترافیک (برای مداحی) وقت رو اختصاص میدیم به آقای رئیس جمهور محترم .
و بالاخره آقای احمدی نژاد شروع به ایراد سخن رانی کرد .
ایشون در ابتدای صحبت بحث مقام شهید رو مطرح کردن و اینکه اینا خودشون خواستن ره صد ساله رو یک روزه برن و ایشون قصه اون دو عالم رو تعریف کردن که با هم قرار میذارن پس از مرگ اونی که مرده اتفاقات اون دنیا رو برای رفیقش تعریف کنه و اونی که میمیره برای رفیقش تو خواب میگه من رو فقط کمک به انسانها و دستگیری از اونها نجات داد .
راستش رو بخواید اینجاست که من اساسی جوش اوردم و میخواتسم بلند شم که با نهیب مادر نشستم چنان داغ کرده بودم که تقریبا همه آدمهایی که دور و برم بودن فهمیدن ماجرا چیه !
بعد از این سخنان که شعور و فهم خانواده شهدا رو زیر سوال برده بود افاضاتی فرمودن فاجعه بار . ایشون گفتن پیگیری مسئله هواپیما چیز مهمی نیست و وظیفه دولته این مسئله رو پیگیری کنه .
استنباط من این بود که یعنی به شما هیچ ربطی نداره که پیگیری می کنید ، در حالی که هر گاه اتفاقی میوفته تیم تحقیق از خانواده داغ دیده تحقیق میکنه تا بفهمه قضیه چیه اما در این مورد ما باید منتظر اعلام نتیجه احمقانه کمیته تحقیق باشیم
در بین سخنرانی ناگهان احمدی خم میشه و دختر بچه ای رو بفل میکنه و بهش میگه :
بیا بغل عمو ...صلوات بلدی بفرستی ؟
جناب رییس جمهور ما رای تماشای بچه بازی شما اونجا نیامده بودیم که شاهد این حرکات باشیم .
در انجا چنان براشفته شدم که از میان جمعیت فریاد زدم و اعلام کردم
من فرزند روحانی شهید مجتبی محدث به نشانه اعتراض به روند برگزاری جلسه ، و توهین به فکر وشعور خانواده شهدا جلسه رو ترک میکنم .
سالن غرق سکوت می شود ...
فضای سالن به یکباره از حالت طنز خارج می شود ...
صدای قدم هایم در سالن طنین انداز می شود
در حین رفتن یکی از مقامات بلند پایه که پشت سرم بود از من پرسید چی شده و چرا می ری ؟
و من هم جواب دادم
من فکر کرده بودم مجلس آسیب شناسی این فاجعه است .
فکر می کردم جلسه ای است که ما باید از ابهامات این پرونده سوال کنیم
فکر میکردم احمدی نژاد امده تا پاسخگوی ما باشد
اما گویی جناب رئیس جمهور قصه و خاطره (از دیدار با خانواده های دیگر شهدا) تعریف میکنن و اینجا رو با شب شعر و کودکستان اشتباه گرفتن .
شما و امثال شما از منزلت شهید حرف می زنید ؟
برای کسی که شهید تربیت کرده ؟
مادری که فرزندش رو اونقدر پاک تربیت میکنه تا فیض شهادت نصیبش میشه از شما و امثال شما خیلی بهتر این ها رو می دونه و می فهمه
شما جز اینکه پاهاتونو گذاشتین رو شونه شهدا و از اون ها بالا رفتین چه کاری کردین در این سال ها ؟
صدای خش خش بی سیم سالن رو پر کرده ....
خلاصه رفتم تو ماشین .
بعد از یه مدت مامان زنگ زد که ظاهرا پس از اتمام مجلس خانواده های شهدا هم همه ناراضی بودن و گله داشتن از نحوه بر خورد احمدی نژاد که گویی با کودکان 10 ساله حرف می زند
اما حرف من :
از ماست که بر ماست
زمانی که در جایگاه حق طلبی هستیم .
زمانی که شخص اول مملکت باید پاسخگوی ما باشد ،
رمانی که به شما فرصت داده شده تا نسبت به روشن نشدن وضع پرونده اعتراض کنید .
وقتی این زمان رو صرف تشکر و قدر دانی و حمایت از انرژی هسته ای می کنید
حقمان است که این گونه ساده فرضمان کنند ...
حقمان است که در جلوی چشمان داغ دیده مان بچه بازی کنند ...
حقمان بیشتر از این نیست که اشتاباهات خودشان رو با بزرگ جلوه دادن مقام شهادت کوچک جلوه بدهند .
حقمان است که سعید حدادیان بیاید برایمان روضه بخواند ...
بیش از این هم انتظار نمی رود که خاطرات دیدار با دیگر خانواده های شهید رو بیان کنند
حرف من این است
هرچه مقام این ها بیشتر است مایه شرمندگی شماست و وظیفه شما سنگین تر است ...
سعی نکنید با توجیهات الکی شهادت را بهانه قرار داده تا سو مدیریت ها و بی عرضه گی های خود را پوشش دهید ....
از ماست که بر ماست
March 19, 2006
چهار کارگر زندانی امروز آزاد شدند
پیک ایران:
کانون زندانیان سیاسی ایران(در تبعید) : امروز، یکشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸٤ برابر با ۱۹ مارس ۲۰۰۶، چهار تن دیگر از کارگران زندانی، منصور حیات غیبی، ابراهیم نوروزی گوهری، غلامرضا میرزائی و ستار امینی با وثیقه آزاد شدند. قرار بود افشین بهرامی نیز امروز همراه سایرین آزاد شود، اما به دلیل برخی مشکلات در مورد وثیقه، وی فردا آزاد خواهد شد.
باید خاطرنشان سازیم که کلیه اعضای زندانی هئیت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد و بیش از سی عضو فعال سندیکا و همچنین افشین بهرامی، کارگر ایران خودرو و ستار امینی، عضو سندیکای فلزکاران با وثیقه آزاد شده و قرار است در آینده به اتهام " برهم زدن نطم عمومی" و"اقدام علیه امنیت ملی" محاکمه شوند.
کانون زندانیان سیاسی ایران(در تبعید) آزادی این کارگران مبارز را به خانوادههای آنان و جامعه کارگری ایران تبریک می گوید و امیدوار است سال ۸۵، سال پیروزی طبقاتی کارگران و آغاز سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی به دست توانای مردم باشد.
امير انتظام : سال تعیین سرنوشت ملت ایران
پیک ایران:
پیام نوروزی
سال تعیین سرنوشت ملت ایران
هموطنان عزیز
سالی که لحظات پایانی آن سپری میگردد، نشان از زخم ها و دردهای زیادی بر جسم و جان خود دارد.
زخم پرپر شدن کودکان در خیابانها (کودکان خیابانی) ، زخم نابود شدن میلیون ها انسان از بیماری اعتیاد، زخم پژمردن امیدهای کشور از ضعف و افسردگی ، زخم مهاجرت افتخار آفرینان کشور.
در سالی که بالاترین درآمد از نفت رقم خورد، سفره های خالی از نان همچنان در انتظار عدالت نشستند و هیچ نصیبی از ثروت ملی نبردند.
در سال شلیک شعار به هر سوی جهان میلیاردها دلار از ثروت ملی به چار گوشه دنیا گریخت. تورم باز هم فربه شد، بیکاری امان جوانان را برید. فساد مالی و اداری، زندگی زالو صفتان را تداوم بخشید. تولید از نفس افتاد. کارگران معترض نه تنها نان بیشتری به خانه نبردند بلکه تنگدستی خود را به خانواده سپردند و خود روانه زندان شدند.
در سالی که زمزمه های اهل سلوک و طریقت هم، خواب آشفته شب پرستان را به هم زد و درویش در کمند کین خشونت داروغه گرفتار آمد. سالی که گذشت سال نبرد دلیران و سرفرازان دیار ما نیز بود.
میلیونها ایرانی در کارناوال مبتذل انتخابات شرکت نجستند. گنجی ها از میان سلولهای آهنی و دیوارهای بتنی لرزه بر اندام غاصبان کشور انداختند و جهان فریاد آزادیخواهان ایران را با تمام وجود شنید. شیرزنان ایران به همت و غیرت خود عشق را پاس داشتند و برای دفاع از شرف و حقوق انسانی خود و همسرانشان پنجه در پنجه لشگر جهل و کین انداختند و پرچم افتخار را بر بلندترین قله مبارزات مردم ایران به اهتزاز در آوردند.
جهان لب به تحسین شفیعی ها و بهبهانی ها گشود.
سالی که گذشت اشک ها و دردهای زیادی از چشم و دل وطن ما جاری شد. با تمام وجودم آرزو میکنم که سال جدید، سالی عاری از خشونت و تبعیض باشد. سال لبخندها و پیروزهای ملت ایران باشد. سال هم اندیشی ها، همدلی ها، هم گامیها، همراهی ها باشد.
راستی هموطن چرا امسال سال به بار نشستن آرزوها و امیدهای دیرینمان نباشد. تا کی بایستی در دور دست هم بنشینیم. چرا امسال سال فشردن دستهای گرم همدیگر نباشد ؟
برای تدارک کنگره ملی ایران، نباید هیچ فرصتی را از دست داد. به عنوان یک عضو ساده کنگره ملی سال 1385 سال پر از افق های روشن و چشم اندازهای دلنشین را به همه شما هموطنان دلبندم تبریک میگویم.
با آرزوی آزادی ایران
عباس امیر انتظام
نوروز 1385
لغو تغییر ساعت رسمی از سوی هیات وزیران
پیک ایران:
سخنگوی دولت ، از لغو مصوبه هیات وزیران در سال 70 مبنی بر تغییر ساعت رسمی کشور و جلو کشیدن آن در ساعت 24 روز اول فروردین و بازگشت ساعت به وضع اصلی در روز سی شهریور هر سال خبر داد.
به گزارش خبرگزاری کار ایران، ایلنا،