محل سازمان ادوار تحکیم وحدت در محاصره نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی قرار دارد: مصاحبه با رضا دلبری
رادیوفردا: با گسترش اعتراضات دانشجویی روند پیگرد و بازداشت فعالان دانشجویی نیز افزایش یافته است. به گفته دانشجویان عضو سازمان دانش آموختگان ایران ادوار تحکیم وحدت، امروز صبح تعدادی از نیروهای امنیتی عبدالله مومنی سخنگوی ادوار تحکیم وحدت و از چهره های شاخص جنبش دانشجویی را تحت تعقیب قرار دادند. رضا دلبری دبیر کمیته سیاسی ادوار تحکیم وحدت در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: هنوز محل سازمان ادوار تحکیم در محاصره نیروهایی است که به هیچ وجه لزومی نمی بینند برخوردشان را در چارچوب قانون و به صورت قانونی انجام دهند. آقای دلبری می گوید نحوه رفتاری که امروز با دوستان ما داشتند و برای بازداشت آنها آمدند، عملا نشان دهنده این است که هر زمان جریان دانشجویی فعال می شود، با همه فعالین گذشته و فعلی عقده گشایی صورت می گیرد و حاکمیت با ایجاد فضای سرکوب در داخل دانشگاه ها می خواهد تنها نهادهای آزادی خواه را از بین ببرد و جو رعب و وحشت را در کشور حاکم کند.
با گسترش اعتراضات دانشجویی روند پیگرد و بازداشت فعالان دانشجویی نیز افزایش یافته است. به گفته دانشجویان عضو سازمان دانش آموختگان ایران ادوار تحکیم وحدت، امروز صبح تعدادی از نیروهای امنیتی عبدالله مومنی سخنگوی ادوار تحکیم وحدت و از چهره های شاخص جنبش دانشجویی را تحت تعقیب قرار دادند. رضا دلبری دبیر کمیته سیاسی ادوار تحکیم وحدت درباره این ماجرا در مصاحبه با رادیو فردا می گوید:
رضا دلبری: جمعی از نیروهای امنیتی ظاهرا به دنبال یکی از دوستان ما بودند و می خواستند ایشان را بازداشت کنند که خوشبختانه تاکنون نتوانستند و هنوز محل سازمان ادوار تحکیم در محاصره این نیروها است. این افراد به هیچ وجه لزومی نمی بینند برخوردشان را در چارچوب قانون و به صورت قانونی انجام دهند، بلکه هر جریانی که شروع می شود، حجم برخوردها گسترده تر از آن جریان می شود و به تمام حواشی آن هم می رسد.
شیرین فامیلی (رادیو فردا): منظورتان از جریان یعنی همین اعتراضات اخیر دانشجویی؟
رضا دلبری: معمولا جریان دانشجویی به دلیل مطالبات انباشته ای که دارد، در ماه خردادماه فعالتر می شود. امسال هم ما شاهد فعالیت های زیادی از جنبش دانشجویی و اعتراضات زیادی از سوی جنبش دانشجویی بودیم. دانشگاه امیرکبیر نزدیک به دو هفته است که التهابات خاص خودش را دارد و مدام تجمعات دانجشویی در حمایت از تشکل های دانشجویی مانند انجمن اسلامی و نهادهای فرهنگیش برگزار می شود و بسیج و نهاد رهبری که عملا منصوب نهادهای غیردانشگاهی هستند در دانشگاه به جوسازی پرداختند و می خواهند تنها نهادهای انتخابی دانشجویی را از بین ببرند. از سویی به دلیل حجم مطالبات انباشته شده دانشجویی، در دانشگاه های مختلف این اعتراض ها گسترده شده. در دانشگاه تهران و کوی دانشگاه تهران، در دانشگاه همدان، خواجه نصیر، اهواز و دانشگاه های مختلف ما شاهد تجمعات مختلفی در اعتراض به فضاهای بسته و امنیتی دانشگاه ها هستیم.
ش . ف: آیا برای شما روشن است که به چه دلیل امروز دفتر ساختمان ادوار تحکیم را نیروهای امنیتی محاصره کردند؟
رضا دلبری: از زمانی که جریانات دانشجویی گسترده می شود و تجمعات به همه دانشگاه ها کشیده می شود، ممکن است بخشی از انحراف هایی هم صورت بگیرد و آن انحرافات را به پای نهادهای مدنی ممکن است حاکمیت بگذارد و با آنها تصفیه حساب کند. نحوه رفتاری که امروز با دوستان ما داشتند و برای بازداشت آنها آمدند، عملا نشان دهنده این است که هر زمان جریان دانشجویی فعال می شود، با همه فعالین گذشته و فعلی عقده گشایی صورت می گیرد و همه آنها در آستانه برخورد و بازداشت قرار می گیرند، در حالی که ممکن است هیچ نسبتی هم با جریانات نداشته باشند و کاملا تجمعات نهادینه شده را پیگیری کرده یا مدافع آنها باشند.
ش . ف: آقای دلبری شما نتیجه چنین اقداماتی را چطور ارزیابی می کنید؟
رضا دلبری: حاکمیت با ایجاد فضای سرکوب در داخل دانشگاه ها می خواهد تنها نهادهای آزادی خواه را از بین ببرد وجو رعب و وحشت را در کشور حاکم کند. اما اشتباه حاکمیت این است که فکر می کند اگر نهادهای مدنی و دانشجویی از بین بروند، دیگر تجمعات دانشجویی و اعتراضات دانشجویی شکل نمی گیرد. در حالی که برعکس است این تجمعات و اعتراض ها ممکن است شکل رادیکالتری بگیرد و به شورش و آشوب منجر شود. یک بحث در علوم سیاسی است که معتقداست به میزانی که فعالیت سیاسی اجتماعی افزایش پیدا می کند، باید نهادینه شدن نیز افزایش یابد و زدن نهادهای مدنی توسط حاکمیت به هیچ عنوان به نفعش نیست.
پدر احمدی نژاد رئیس جمهور منتصب ایران دقمرگ شد و مرد
همانگونه که میدانید پدر احمدی نژاد به لقاالله پرتاب شد. کارشناسان قبرستان تهران پس از بازبینی جسد و کالبد شکافی او بر این نظراند که پدر احمدی نژاد از دست فرزند جنایت پیشهاش دقمرگ شد و مرد
عکس
آمريکا شرايط مذاکره با ايران را عنوان کرد
خُسن آقا:
خشتک آقام امام زمان رفت سرچوب، همزمان غیرت نداشته رهبر معزم هم به گا رفت
بیبیسی:
آمريکا، ايران را متهم کرده است که تلاش دارد به طور مخفيانه برنامه ای را برای ساخت جنگ افزارهای هسته ای دنبال کند
کاندوليزا رايس، وزير امور خارجه آمريکا، گفته در صورتی که ايران بپذيرد فعاليت غنی سازی اورانيوم و فراوری هسته ای خود را متوقف کند آمريکا آماده است به گفتگوهای مستقيم ديگر کشورها با ايران بپيوندد.
خانم رايس گفت دولت آمريکا اين پيشنهاد را مطرح می کند تا به تعهد خود برای يافتن راهی ديپلماتيک برای حل اين بحران و "تقويت چشم انداز موفقيت" چنين روشی تاکيد کند.
اين اولين باری است که آمريکا برای پيوستن به مذاکرات رهبران اتحاديه اروپا با ايران، که سال گذشته پس از از سرگيری غنی سازی اورانيوم توسط ايران به حال تعليق درآمد، تمايل نشان داده است.
وزير امور خارجه آمريکا در بيانيه ای که روز چهارشنبه (31 مه) در واشنگتن منتشر شد، گفته است که آمريکا حاضر است بر سر ميز مذاکره با " نمايندگان ايران" حاضر شود.
آمريکا اندکی پس ز انقلاب اسلامی سال 1979 ايران روابط ديپلماتيک با ايران نداشته و ارتباطات دو کشور بسيار محدود بوده است.
آدم بروکز، گزارشگر بی بی سی در واشنگتن، می گويد محافل مطلع در واشنگتن اظهارات خانم رايس را تحولی چشمگير در سياست خارجی آمريکا توصيف کرده اند. تحولی که بيشتر تاکيد بر ديپلماسی و نه برخورد در روابط آمريکا با ايران دارد.
ايران بارها گفته است که هرگز از حق خود برای غنی سازی اورانيوم نمی گذرد اما سال گذشته موافقت کرد اين فعاليت را به طور داوطلبانه و موقت به حال تعليق درآورد.
ايران اکنون اين فعاليت را از سر گرفته و با شدت بيشتری دنبال می کند.
آمريکا، ايران را متهم کرده است که تلاش دارد به طور مخفيانه برنامه ای را برای ساخت جنگ افزارهای هسته ای دنبال کند؛ ايران می گويد فعاليت هسته ای اين کشور برای اهداف صلح طلبانه است.
آمريکا و اروپا بر سر يک طرح "تشويقی" برای متقاعد کردن ايران برای صرف نظر از فعاليت های هسته ای اش موافقت کرده اند.
خانم رايس قرار است چهارشنبه شب (31 مه) به اتريش سفر کند تا در ملاقاتی با پنج عضو دائم شورای امنيت سازمان ملل متحد و آلمان اين طرح را مورد بررسی قرار دهند.
نامه سندیکای کارگران شرکت واحد به دبیرکل سازمان بین المللی کار: «هیات اعزامی جمهوری اسلامی به کنفرانس ژنو، نماینده کارگران ایران نیست»
رادیو فردا:
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه طی نامه ای به دبیرکل سازمان بین المللی کار ضمن اشاره به نقض اساسی حقوق کارگران در ایران، تاکید کردند هیات اعزامی از سوی جمهوری اسلامی، به هیچ وجه نماینده کارگران ایران نیست و یکی از اعضای برجسته این هیات، از سردمداران حمله به اجتماع سندیکای کارگران شرکت واحد بوده است. کاری تاپیولا مدیر اجرایی سازمان بین المللی کار می گوید می توانم بگویم وضع بدتر هم شده و افرادی که به سراغ ما آمده و از ما درخواست حمایت و فریادرسی کرده اند، محاکمه و در برخی موارد زندانی شدند. شرکت کنندگان کنفرانس سالانه سازمان بین المللی کار از روز چهارشنبه در ژنو آغاز به کار می کند، از جمله در باره کار کودکان، شرایط ایمنی کار و الگوهای در حال تغییر محیط کار در سطح بین المللی به بررسی و بحث می پردازند.
کنفرانس سالانه سازمان بین المللی کار از روز چهارشنبه در ژنو آغاز به کار می کند. کار کودکان، شرایط ایمنی کار و الگوهای در حال تغییر محیط کار در سطح بین المللی، از جمله مواردی است که در دستور کار اجتماع امسال سازمان بین المللی کار قرار دارد. هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه طی نامه ای به دبیرکل سازمان بین المللی کار ضمن اشاره به نقض اساسی حقوق کارگران در ایران، تاکید کرد هیات اعزامی از سوی جمهوری اسلامی، به هیچ وجه نماینده کارگران ایران نیست و درواقع یکی از فرستادگان اصلی حکومت ایران، از سردمداران حمله به اجتماع سندیکای کارگران شرکت واحد بوده است.
مسعود ملک (رادیو فردا): دنیا رو به جهانی شدن پیش می رود و الگوهای قدیمی کار در حال تغییر است. قرار است خوان سوماویا دبیرکل سازمان بین المللی کار روز چهارشنبه کنفرانس سه هفته ای این سازمان در ژنو را با سخنانی درباره مشکلات و چالش های مرتبط با روند و الگوهای در حال تغییر کار جهانی آغاز کند. در کنفرانس سالانه سازمان بین المللی کار ILO همچنین درباره تهیه یک قرارداد جدید شرایط ایمنی و بهداشت محیط کار بحث و مذاکره خواهد شد.
کاری تاپیولا مدیر اجرایی سازمان بین المللی کار هدف از قراداد جدید را تحکیم پیمان موجود و کاستن میزان آسیب های ناشی از تصادفات و بیماری در محل کار توصیف کرد که به گزارش ILO سالانه سبب مرگ دو میلیون نفر می شود. شرکت کنندگان در کنفرانس سه هفته ای ILO در ژنو درباره کار اجباری در برمه بحث و مذاکره خواهند کرد. کاری تاپیولا می گوید: در کنفرانس امسال نیز مانند سال های گذشته اقدامات احتمالی برای مجبور کردن حاکمان نظامی برمه به گردن نهادن بر پیشنهادات کمیته تحقیق ILO در این زمینه مورد بررسی قرار خواهد گرفت. آقای تاپیولا به صدای آمریکا گفت:
کاری تاپیولا: اوضاع فرقی نکرده، می توانم بگویم بدتر هم شده و ما با وضعیتی روبرو هستیم که در آن افرادی که به سراغ ما آمده و از ما درخواست حمایت و فریادرسی کرده اند، محاکمه و در برخی موارد زندانی شدند. برای این که حقشان را خواسته اند. و این را صادقانه بگویم، وضعیت غیرقابل قبولی است.
م . م: در کنفرانس ژنو یک روز هم به کار کودکان اختصاص داده شده است. ILO در تازه ترین گزارش خود از کاهش یازده درصدی میزان کار کودکان در فاصله سال های 2000 تا 2004 میلادی خبر داد. اما در همین گزارش قید شده 216 میلیون کودک در گوشه و کنار جهان مشغول کار هستند. در حالی که جای این کودکان در مدارس است. بنابراین ILO تلاش خواهد کرد بر هیات های اعزامی 178 کشور عضو این سازمان فشار بگذارد تا اقدامات بیشتری در راستای پیشگیری از کار کودکان به عمل آورند.
قرار است هیاتی از سوی جمهوری اسلامی نیز متشکل از اعضای شوراهای اسلامی کار و به سرپرستی محمد جهرمی وزیر کار و امور اجتماعی در کنفرانس ILO در ژنو شرکت کنند. در همین راستا سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، روز سه شنبه نامه ای به دبیرکل سازمان بین المللی کار ارسال کرد و در آن ضمن اشاره به تحولات اخیر و چالش و دشواری هایی که فعالان سندیکایی در ایران با آن روبرو هستند، خواهان خودداری ILO از به رسمیت شناختن شوراهای اسلامی کار به عنوان نماینده واقعی کارگر در ایران شده است. در بخشی از این نامه آمده:
«همانطوری که جنابعالی آگاهید، به دلیل نواقص جدی و عدم رعایت استانداردهای حقوق بنیادین کار به ویژه حق آزادی تشکیل سندیکاهای کارگری در قانون کار جمهوری اسلامی و به دلیل تفاوت بنیادی قانون شوراهای اسلامی کار با مقررات و استانداردهای مذکور، گروه های کارگری اعزامی از سوی دولت جمهوری اسلامی ایران به جلسات سالیانه سازمان بین المللی کار و دیگر مجامع مشابه مطلقا نماینده واقعی جامعه کارگری ایران محسوب نمی گردند. بنابراین از جنابعالی درخواست می گردد از پذیرش گروه شوراهای اسلامی کار با عنوان نماینده جامعه کارگری جدا جلوگیری گردد و تا رعایت کامل مقررات و استانداردهای پذیرفته شده حقوق بین المللی کارگران، این عدم پذیرش ادامه یابد».
گفتنی است اکبر عیوضی از اعضای شوراهای اسلامی کار، که به همراه هیات اعزامی جمهوری اسلامی به ژنو سفر می کند، به گفته یک فعال سندیکایی از سردمداران حمله خشونتبار عوامل خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار به هیات موسس سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در 19 اردیبهشت 1384 است که در جریان رسیدگی به پرونده شکایت هیات موسس سندیکا از عوامل حمله، مجرم شناخته و محکوم شده است و اکنون نیز به قید وثیقه در خارج از زندان به سر می برد. این در حالی است که منصور اصانلو که با رای هزاران کارگر شرکت واحد به نمایندگی و ریاست هیات مدیران سندیکای کارگران شرکت واحد انتخاب شده، بیش از پنج ماه است به اتهام نامعلوم در زندان به سر می برد.
خبرهائی از ناآرامی های اخیر اردبیل
پیک ایران:
تعطیلی اجباری خوابگاههای دانشجویی در اردبیل
به دنبال اعتراضات گسترده مدنی و به خشونت کشاندن این اعتراضات توسط حکومت اسلامی تمامی خوابگاههای دانشجویی به دستور رؤسای دانشگاههای مختلف در اردبیل به تعطیلی کشانده شد. دانشجویان غیر بومی به خانه هایشان فرستاده شده اند، کلاس های درس بکلی تعطیل شده و دانشگاههای به کلی از برگزاری کلاس های درس قدغن شده اند. و به گفته معاونت اموزشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اردبیل تا امتحانات پایان ترم کلیه کلاس های تعطیل و تنها در زمان امتحاناتت دانشگاه به روی دانشجویان باز خواهد شد.
ضمنا جمعی از دانشجویان فعال و مدیران و سردبیران نشریات دانشجویی را روز پنج شنبه و جمعه چهارم و پنجم خرداد شب هنگام از منازل خود دستگیر و به مکان نا معلومی برده شده اند.
دستگیری و بازداشت بیش از 400 نفر در اردبیل
از روزی که دانشجویان دانشگاههای آزاد و پیام نور اردبیل در پی اعتراض به کاریکاتور توهین آمیز روزنامه دولتی « ایران » به ترک زبانان آذربایجان در محوطه و حیاط دانشگاه تجمع و تحصن کردند دستگیریهای گسترده فعالان دانشجویی شروع و هنوز هم ادامه دارد.
با اعلام ساعت 6 عصر از طرف برخی از جوانان و مردم و دانشجویان اردبیلی مبنی بر تجمع اعتراض آمیز در میدان شریعتی شهر امام جمعه اردبیل ( نماینده مستقیم ولی فقیه در اردبیل) ، استاندار و فرماندار در یک حرکتی مضحک و جاهلانه تصمیم بر مقابله کردن با تجمعی که تنها با پخش اعلامیه ترس برگزاری گسترده آن را داشتند اقدام به جمع آوری کارمندان دولت، سپاهیان از پادگانها و اطلاعاتی ها در ساعت 10 صبح روز شبنه ششم خرداد در همان میدان کردند که تا قبل از آن تمامی تظاهرات نمادین دولتی از محلات ششگانه اردبیل شروع می شد ، اما جهت خنثی کردن اعتراضات مردمی و فریب افکار عمومی از میدان شریعتی با سر دادن یا امام حسین به دادمان برسید ، مرگ بر آمریکا مرگ بر اسرائیل با بلندگوهای قوی و ماشین های سپاهی انجام دادند .
در کنار این اقدام ، نیروهای اطلاعاتی روزنامه نگاران ، نویسندگان و فعالین حقوق مدنی آذربایجان در اردبیل و شهرهای تابعه را بازداشت کردند که از جمله می توان به وحید درگاهی سردبیر هفته نامه آوای اردبیل، علی نظری مدیر مسئول هفته نامه آراز، رضا کاظمی دبیر تحریریه هفته نامه یارپاق ، امین حسین موحدی، اورج امیری ، و فعالین جنبش مدنی آذربایجان در مشکین شهر و پارس آباد و مغان اشاره کرد.
همچنین در پی به خشونت کشاندن اعتراضات مردمی و مدنی مردم اردبیل از طرف حکومت اسلامی در روز شنبه ششم خرداد دستگیری وحشیانه و بازداشت های بسیاری صورت گرفت که به گزارش شاهدان عینی تا حد مرگ بر سر صورت جوانان و نوجوانان معترض اردبیلی از طرف سپاهی زده می شد. و به طرز خشونت آمیزی به مینی بوس ها و ماشین های مخصوص انداخته و به مکان های نا معلومی می بردند.
برخی خبر های حاکی از آن است که عده بسیاری از بازداشت شدگان را به ساختمان تربیت بدنی شهرستان نمین( در 30 کیلومتری اردبیل) ، ساختمان ورزشی نیروی انتظامی در مشکین شهر ( 70 کیلومتری اردبیل) و ساختمان اطلاعات در میدان بسیج جنب دادگستری اردبیل برده اند. و به گفته فردی که نخواست نامش فاش شود از روز شنبه 6 خرداد تا امروز 10 خرداد بازداشت شدگان در وضع فجیعی بدون آب و غذا بسر می برند و سناریویی برای اعتراف گیری از بازداشت شدگان که اقدام خود را تحریک عوامل خارجی قلمداد نمایند در دست تهیه است.
تا به امروز از حال بازداشت شدگان و تعداد دقیق آنان هیچ گونه خبری منتشر نشده است تا جایی که خانواده های آنان در جلوی کلانتریها و اماکن و حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی سرگردان شده اند و هیچ گونه ارگانی پاسخ گوی آنان نیستند. حتی بسیاری از برادران و آشنایان بازداشت شد گان نیز در حین مراجعه به کلانتری های برای با خبر شدن وضع باز داشت شدگانشان دستگیر و آنان نیز بازداشت می شوند.
بی پناهی خانواده های بازداشت شدگان
خانواده های بسیاری از بازداشت شدگان در جلوی ساختمان اماکن نیروی انتظامی و کلانتریها خواستار اطلاع از وضعیت فرزندان خود هستند.
به گفته محمد روحی روزنامه نگار اردبیلی : تحقیر، توهین و فحاشی عوامل اطلاعاتی و امنیتی پاسخ سوالات خانواده های بازداشت شده می باشد.
نا گفته های تظاهرات ششم خرداد اردبیل
1. سرهنگ ها و افسران عالی رتبه سپاهی روز شنبه در لباس های مبدل نیروی انتظامی در شهر مستقر شده بودند وبه استواران نیروهای انتظامی نیز لباس های نو داده بودند.
2. رجز خوانی یکی از سرهنگ های سپاه در سطح شهر اردبیل با بلند گو و سوار بر ماشین تویوتا
3. گروهی از سپاهیان با بستن چفیه به سر و صورت با مینی بوس و ماشین های نیسان و تویوتا و با در دست داشتن باتوم روز یکشنبه و دوشنبه در شهر قدرت نمایی می کردند ودر مقابل مردم به ریششان می خندیدند اگر جرات داشتید شنبه این کار را می کردید.
4. صبح روز شنبه عوامل چند هزار نفری رژیم به همراه امام جمعه نادان اردبیل دست به تظاهرات بر ضد آمریکا جنایتکار !! زدند بعد از ظهر همان روز مردم غیور اردبیل برعلیه تبعض و توهین به اعتراضات دهها هزارنفری پرداختند. و مردم بر ریش امام جمعه عوام فریب خندیدند.
5. خشم مردم اردبیل از بایکوت خبری رژیم اسلامی و روزنامه های پایتخت
6. خوشحالی مردم از کشیده شدن مراسم اعتراضی از قلعه بابک در کلیبر به درون شهرهای آذربایجان
7. مردم شروع اعتراضات گسترده در آذربایجان را اضمحلال و پایان حکومت جبارانه اسلامی می دانند
8. اردبیلی ها حمایت قاطع خود از مردم تبریز و سایر شهرهای آذربایجان روز شنبه اعلام کردند و از این بابت بسیار مفتخرند.
9. مردم و جوانان غیور اردبیل با خود عهد بسته اند که تغاص شهدای جنبش ملی آذربایجان را حلقوم احمدی نژاد ، خامنه ای ، رفسنجانی ، خاتمی و دیگر عوامل اصلی حکومت فاشیستی اسلامی بزرودی خواهند گرفت.
10. اردبیل در طی تاریخ معاصر چنین شکوهی از همبستگی و اتحاد مردم بر علیه استبداد به خود ندیده بود.
11. بیش از 60 بانک ، 15 کلانتری ، چندین موسسه مالی اعتباری در یک روز و یک ساعت در کل مناطق شهر اردبیل روز شنبه در آتش می سوختند.
12. شهرداری و عوامل نیروی انتظامی تا صبح روز یکشنبه تلاش بسیاری بر محو آنچه شنبه شب افتاده بود انجام داده بودند اما دودی که از داخل ساختمانهای بانک ها وکلانتریها بیرون می زد. فریب کاری دیگر باره نظام مقدس اسلامی را نشان داد.
13. روستائیانی که روز یکشنیه به اردبیل آمده بودند بهت زده به بانک هایی که شیشه نداشتند ، سوخته بودند و درب هایشان افتاده بود نگاه می کردند و از رهگذران علت حادثه می پرسیدند و تعجب می کردند.
اردبیل روز شنبه ششم خرداد1385
بیش از 60 بانک
بیش از 15 کلانتری
چندین ایستگاه راهنمایی و رانندگی همزمان تا صبح روز یکشنبه در آتش می سوختند با این حال
هیچ گونه اموال شخصی ، بازار ، مغازه های کنار بانک ها کوچک ترین آسیبی ندیده اند.
ایست بازرسی در راههای اردبیل
روز یکشنبه در بسیاری از راههای خروجی اردبیل ایست بازرسی از طرف نیروهای سپاهی دایر و بسیاری از جوانان را دستگیر و سوار بر مینی بوس های خود کرده به مناطق نامعلومی می بردند.
مرتضوی، جلاد مطبوعات و آزاديخواهان بار ديگر از اجرای کارزار "مبارزه با اراذل" خبر داد
پیک ایران:
دادستان عمومی و انقلاب تهران گفت: در صورتی که هماهنگی لازم صورت گیرد ، بنا شده طی دو هفته آینده طرح فراگیر جمع آوری اراذل و اوباش در تهران اجرا شود.
به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری مهر ، سعید مرتضوی امروز در حاشیه نشست علمی قضات ویژه اطفال و نوجوانان در جمع خبرنگاران ، اعلام کرد: در حال حاضر هماهنگی لازم بین دستگاه قضائی و نیروی انتظامی در حال انجام است تا زمینه اجرای طرح فراهم شود.
وی افزود: مبارزه با معتادان نیز در قالب طرح فراگیر جمع آوری اراذل و اوباش اجرا خواهد شد.
مرتضوی در ارتباط با نتیجه رسیدگی به پرونده شهید قاضی مقدس گفت: در ارتباط با این پرونده به نتایجی دست پیدا کرده ایم که در صورت اعلام به روند تحقیقات لطمه وارد می کند ، بنابراین بنا شده در زمانی که تحقیقات تکمیل شد ، نتیجه به رسانه ها اعلام شود.
دادستان عمومی و انقلاب تهران با بیان اینکه تاکنون 10 نفر در ارتباط با ترور قاضی مقدس دستگیر شده اند ، افزود: به جز عامل اصلی ، یک نفر مباشر ، یک نفر معاون و 8 نفر از افرادی که مرتبط با جرائم قبلی متهم اصلی بوده اند دستگیر شده اند.
علي حامد ايمان، روزنامهنگار و نويسنده تبريزی بازداشت شد
پیک ایران:
کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی : علي حامد ايمان، روزنامهنگار و نويسنده تبريزي بعد از ظهر روز يكشنبه هفتم خرداد ماه، پس از خروج از محل كارش توسط ماموران اداره اطلاعات بازداشت شد.
وي صاحب امتياز و مدير هفتهنامه شمس تبريز بود. این نشریه به دو زبان تركي و فارسي در زمینه سیاسی اجتماعی فرهنگي منتشر ميشد که به حکم دادگاه، اواخر سال 79 به دلیل پرداختن به مسائل آذربایجان توقیف شد.
علی حامد ایمان پس از توقیف اين نشریه، به فعاليتهاي خود در زمینه مطبوعاتی و فرهنگی ادامه می داد.
در طی روزهای گذشته بسیاری از روزنامه نگاران در آذربایجان بازداشت شده اند. برای اطلاع از اسامی آنها به لینک زیر مراجعه نمایید.
كاريكاتوريست و سردبير ايران با قرار وثيقه آزاد مى شوند
پیک ایران:
آفتاب: وزير دادگسترى اظهار داشت: تصميم توقيف روزنامه ايران از سوى هيات نظارت بر مطبوعات گرفته شده و تا زمان تشكيل دادگاه امكان رفع توقيف آن نيست.جمال كريمى راد همچنين با اشاره به ناآرامى هاى اخير آذربايجان گفت: «بعضى تحركات خارج از عرف است و از سويى برخى ديگر از موقعيت سوء استفاده كردند.» از طرفى سيدعليرضا آوايى رئيس كل دادگسترى استان تهران گفت: با توجه به اينكه براى كاريكاتوريست و سردبير «ايران جمعه» قرار وثيقه صادر شده، پس از توديع آن امكان آزادى آنها ايجاد خواهد شد.به گزارش ايسنا اين مقام قضايى اظهار داشت: پرونده كاريكاتوريست و سردبير «ايران جمعه» براى اينكه احراز شود سوء نيتى در بين بوده يا خير، در حال بررسى و تحقيقات مقدماتى است. با توجه به اينكه براى اين افراد قرار وثيقه صادر شده، با توديع آن طبق قانون امكان آزادى اين دو نفر ايجاد مى شود.
شورش بزرگ تبريز نتوانست شاه را از خواب بيدار كند
پیک نت:
شاه گفت: دست خارجی ها و توده ایها
از آنسوی مرز در كار است
شاه در آن اواخر سعی كرده بود
روح پدرش را احضار كند و از او رهنمود بخواهد!
رقابت هويدا با جمشيد آموزگار باعث حادثه آفرينی در جريان مجلس ختم مصطفی خمينی شد و سپس مقاله عليه آيت الله خمينی سر از روزنامه اطلاعات در آورد. هويدا اين بازی را برای انتقام از آموزگار ترتيب داد، اما خودش يكسال بعد قربانی اين بازی شد و در زندان اعدامش كردند. جان كندی و دمكرات ها می خواستند امنينی را اولين رئيس جمهور ايران كنند و شاه به همين دليل از دو نفر هميشه نفرت داشت: دكتر مصدق و دكتر امينی. اين حالا ديگرمحرمانه نيست و همه می دانند كه جيمی كارتردرخاطرات خود گفته است كه امريكا بدين سبب از روی كارآمدن بنيادگرايان مذهبی حمايت كرد، تا از آنها چون مانعی درسر راه رشد و نفوذ توده ايها در ايران استفاده كند. محمدرضا بيشتراوقات كاری خود را صرف رسيدگی به امورارتش می كرد و سياست خارجی كشور را زيرنظرداشت.
اواخر مهرماه 1357 بود كه دخترم ( فرح) با نگرانی اظهار داشت روحيه محمدرضا فوق العاده خراب است. ساواك متن ضبط شده گفتگوی فريدون هويدا با برادرش اميرعباس را پيش شاهنشاه آورده است. فريدون با تلفن ازنيويورك با برادرش تماس گرفته و قاطعانه ازاو خواسته خاك ايران را ترك كند.
فريدون گفته بود كه با مقامات امريكايی صحبت كرده و امريكايی ها كار شاه را تمام شده می دانند. فريدون هويدا با دوستان متنفذ امريكايی خود صحبت هايی كرده بود و مقامات بلند پايه امريكا به او گفته بودند كه شاه بايد برود!
اين نوار مكالمات نشان می داد كه فريدون هويدا با مقامات امريكايی تماس هايی برخلاف جهت مصالح حكومت سلطنتی داشته است. محمدرضا پس ازشنيدن اين نوار دستوربازداشت و زندانی كردن اميرعباس را داد و فكر می كنم درهفدهم يا هجدهم آبان ماه بود كه حكومت نظامی هويدا را دستگيركرد و او را به زندان جمشيديه انداخت!
من شبی كه هويدا را به زندان انداخته بودند شام را به اتفاق دخترم با محمد رضا صرف كردم.
سرميز شام به محمدرضا گفتم: «اعليحضرتا! خوب نيست شما نخست وزير خودتان را زندانی كنيد. اين امربه زيان شما تمام می شود. هويدا سيزده سال مجری اوامرشما بود و مردم می گويند شاهنشاه به خلافكاری هويدا مهر تاييد زده اند!»
محمدرضا درحالی كه بشدت گرفته و عصبی بود گفت: « اين مردك مخنث و برادر بدترازخودش جزو خائنان تراز اول هستند.»
اطلاعات ساواك ازمدتها قبل نشان می داد كه هويدا و برادرش فريدون كه از روی كارآمدن جمشيد آموزگار وصلاحات اقتصادی اودل خوشی نداشتند شروع به دادن اطلاعات غلط به امريكايی ها كرده اند.
پس ازسقوط داوود خان درافغانستان ( سال 1976 ميلادی) محمدرضا دچار تشويش و نگرانی زياد شد. من دوبار محمدرضا را فوق العاده غمگين و سرخورده يافتم. يك بارپس از شنيدن خبر پيروزی جيمی كارتر درانتخابات رياست جمهوری امريكا و بار ديگر پس ازسقوط دولت افغانستان.
محمدرضا می گفت: امريكاييها يك گروه مخالف خاموش را درايران تحت نظارت خود دارند كه هرموقع بخواهند علم مخالفت را برخواهند افشان. اين گروه مخالف خاموش شماری ازرجال ملی- مذهبی و بازماندگان دوران ملی شدن نفت و دكترمحمد مصدق بودند كه می گفتند شاه بايد مثل ملكه انگلستان فقط سلطنت كند و نه حكومت! شاهنشاه بارها بعض ازچهره های ناسازگاراين گروه مخالف را به زندان انداخته بود.
پس از آن كه « جيمی كارتر» در امريكا مصدر امورشد محمدرضا بزرگترين اشتباه سياسی دوران سلطنت خود را مرتكب گرديد و برای خوش آيند دمكراتهای امريكا و حكومت تازه اين كشور سياست فضای باز را اعلام كرد!
درآن شرايط اقتصادی لجام گسيخته كه ميزان تورم رو به افزايش بود، باز كردن فضای سياسی كشور باعث افزايش انتقادات درمملكت شد.
ازسويی امريكايی ها می ترسيدند، افتادن افغانستان به دست روسها باعث رشد نفوذ آنها درايران و سربلند كردن مجدد توده ايها شود.
اين حالا ديگرمحرمانه نيست و همه می دانند كه جيمی كارتردرخاطرات خود گفته است كه امريكا بدين سبب از روی كارآمدن بنيادگرايان مذهبی حمايت كرد تا از آنها چون مانعی درسر راه رشد و نفوذ توده ايها در ايران استفاده كند.
كارتر می گويد مشاورينش به او گفته بودند ادامه نا آرامی در ايران و حمايت امريكا از شاه باعث رشد و سربرآوردن توده ای ها خواهد شد!
بازی های شاه با ارتش
هويدا پياپی به محمدرضا گزارشی می داد كه مردم ايران همه خوشبخت و در رفاه هستند و آن قدرپول دارند كه نمی دانند با پولها خود چه بكنند. محمدرضا هم بيشتراوقات كاری خود را صرف رسيدگی به امورارتش می كرد و سياست خارجی كشور را زيرنظرداشت. او تصورمی كرد هويدا و دولت او بخوبی بر اوضاع مسلط اند و مملكت درحال رسيدن به دروازهای تمدن بزرگ است.
محمدرضا، درارتش بويژه سعی می كرد افراد بی عرضه و نوكر صفت و بله قربان گو و حقير را مصدرامور كند.
من در مراسم يا ميهمانی ها می ديدم كه چطورافسران عالی رتبه ارتش دست و يا حتی كفش محمدرضا را می بوسند. محمدرضا، ازاين كه گروهی از فرماندهان بلند پايگاه ارتش با آن لباسهای پر زرق و برق جلو او صف می كشيدند و به ترتيب دستش را می بوسيدند، بسيار لذت می برد. اين افسران فاقد هرنوع شخصيت بودند.
محمدرضا كه ازكودتاهای نظامی در گوشه و كنارجهان درس ها آموخته بود و ماجراهای مربوط به سازمان افسری حزب توده و نفوذ آنها درارتش شاهنشاهی و نيزماجرای محاصره كاخ سعدآباد درحوادث مرداد 1332 را همواره به ياد داشت، ارتش را به يك تشكيلات نمايشی تبديل كرده بود. ارتشی كه همه چيزداشت جز افراد زبده و باغيرت.
موقعی كه محمدرضا تصميم گرفت ازايران خارج شود، به فردوست فشار آورد تا همراه او كشوررا ترك نمايد، اما فردوست نپذيرفت و گفت كه خطری او را تهديد نمی كند.
هويدا درهيچ امری اظهار نظرشخصی نمی كرد و برای همه كس روشن می ساخت كه اداره مملكت در دستان با كفايت خود شاهنشاه قراردارد و بودن و نبودن او تغييری دربرنامه ها و تاثيری درگذران امور مملكت ندارد.
هويدا خود را چاكرشاه می ناميد و تفكرمحمدرضا هم اين بود كه «نخست وزيرهرچه مطيع تر، بهتر!» بدين لحاظ هويدا بهترين فرد برای محمدرضا بود.
دوران زمامداری هويدا تا اندازه ای آرام و درسكون گذشت. درايام صدارت اميرعباس بجزحادثه تيراندازی كاخ مرمر( كه طی آن به محمدرضا سوء قصد شد) رويداد مهم ديگربه وقوع نپيوست.
البته، محمدرضا بيدار و متوجه نبود كه اطرافيانش او را خواب كرده اند. او حقايق جامعه ايران را نمی ديد. مردم را تحقيرمی كرد و ناچيزمی شمرد. می گفت اين مردم قادر به انجام هيچ چيز نيستند. مثل گوسفند می مانند. تحقير او نسبت به مردم پس ازماجرای بيست و هشتم مرداد 1332 زياد شده بود.
دربيست و هشتم مرداد سال 1332 مردم تا ظهرازمصدق حمايت می كردند و به نفع او شعارمی دادند و از بعد ازظهر حامی محمدرضا شدند و شروع به تظاهرات شاه دوستانه و حمايت ازمحمدرضا كردند!
محمدرضا كه اين تلون مزاج و دو رويی مردم را ديده بود، ديگراعتمادی به توده های مردم نداشت و آنها را «عوام» می ناميد. موقعی كه درسال 1356 مهم ترين و بزرگترين تظاهرات خيابانی در تبريز روی داد و خبر اجتماع و تظاهرات مردم تبريز( به مناسبت چهلم كشته شدگاه قم) به اطلاع محمد رضا رسيد با ناراحتی به فرح گفته بود: «برخلاف قولی كه به كوروش داده بودم نتوانستم خودم را بيدارنگه دارم!»
مردم تبريزبرای بزرگداشت كشته شدگان حوادث قم مراسمی دريكی از مساجد تبريز برپا كرده و ضمن آن با پليسها درگيرشده بودند.
مردم تبريزدراين واقعه به نفع خمينی شعاردادند و مجسمه های محمدرضا را پايين آوردند و چند سينما و يك كارخانه توليد نوشابه ( پپسی كولا) را آتش زدند. دراين حادثه چند نفركشته و زخمی شدند.
تعريف و تمجيد كه ها محمدرضا را از نظرقوای دماغی، عقل و هوش و استعداد بالاترين افراد معرفی می كرد، كم كم كار خود را كرد و محمدرضا بواقع باورش شد كه ازهر حيث سرآمد ديگرابنای بشراست.
راديو- تلويزيون و مطبوعات مملو از گفتارها و مطالب مداهنه آميز و چاپلوسانه بود. دراين سالها پايانی عمرسلطنت، بخصوص بعد ازسالهای 1350 و پس از جشن های دوهزار و پانصد ساله، محمدرضا ديگرخويشتن را آدمی زمينی و مانند ديگران نمی ديد. درمناسبت های مختلف، حتی درمجامع و محافل و ملاقات های عمومی، خود را يك انسان ويژه و نظركرده كه مورد حمايت نيروهای ماوراء زمينی است، معرفی می كرد و گاهی اوقات با ما از خواب ها و روياهايش صحبت می نمود و می گفت مطمئن است نيروهای ماوراء الطبيعی رسالت شاهنشاهی را بردوش او گذاشته اند.
دراين اواخر (ده سال آخرسلطنت) به حرف هيچ خيرخواه و مصلحی گوش نمی كرد و همه را احمق و كودن و ابله و نادان و بی اطلاع و عقب افتاده می ديد. محمدرضا هركس را كه نمی پسنديد توده ای يا ديوانه می ناميد. هيچ ندای مخالفی را تحمل نمی كرد.
بسياری ازرهبران جهان را هم تحقيرمی كرد و ديوانه و نادان و ابله می خواند. در «باد» كردن محمدرضا و تخريب ذهن و روان او رهبران خارجی هم سهمی عمده داشتند.
آلمان قدرت عمده اقتصادی و يكی ازپيشرفته ترين ممالك اروپايی بود. يادم می آيد صدراعظم المان آقای « هلموت اشميت» به تهران آمده بود و يك شب به اتفاق محمدرضا، فرح و من و تعدادی ميهمان ديگرشام می خورد. ( شام خصوصی). هلمومت اشميت درپاسخ به سئوال محمدرضا كه ايران را چطورديديد گفت: «باورنكردنی است اين همه پيشرفت و ترقی حتی دراروپا هم وجود ندارد!» بعد هم شروع كرد به تعريف و تمجيد ازعقل و درايت و رهبری محمدرضا! من و سايرحضاردرسكوت به هم نگاه می كرديم. همه ما متوجه بوديم كه هلموت اشميت غلو می كند. اما متاسفانه محمدرضا غرق درشادی و شعف از اين تعريف ها شد و خنده پهنای چهره او را پوشانده بود.
ژيسكاردستن (رئيس جمهوری فرانسه) هم درموقع مسافرت خود به تهران زياد از حد تعريف محمدرضا را كرد.
هركودك خردسال می دانست اين سخنان برای اين زده می شود كه ازمحمد رضا امتيازات چرب و شيرين گرفته شود. اما متاسفانه محمدرضا اين حرف ها را باورمی كرد!
«نيكسون» آمده بود ايران و می گفت هدف او ازمسافرت به تهران ملاقات با شاهنشاه اخذ رهنمودهای اعليحضرت است!
محمدرضا هم شروع به دادن دستورالعمل و رهنمود به اين افراد می كرد!
چه كسی جرات داشت مضرات اين ساده لوحی را به محمدرضا گوشزد كند؟
يادم می آيد چند بار كه نمايندگان حقوق بشر و سازمان ملل متحد به ايران آمدند و ازمحمدرضا درمورد وجود شكنجه در زندان ها و بازداشتگاههای ايران پرس و جو كردند. محمدرضا ارتشبد نعمت الله نصيری، رئيس سازمان اطلاعات و امنيت كشور و سايرمسئولان امور را احضار و ازآنها در اين موارد سئوال كرد.
نعمت الله نصيری به شاه گفت كه هيچ شكنجه ای دركارنيست و دستگيرشدگان داوطلبانه به بزهكاری خود اعتراف می كنند و رفقايشان را « لو» می دهند!
محمدرضا پس ازشنيدن اين توضيحات به جای آن كه رئيس ساواك را به سبب دروغگويی آشكار مواخذه كند، طی مصاحبه ای اعلام كرد درزندانهای ايران هيچ شكنجه ای وجود ندارد و خرابكاران پس از دستگيری داوطلبانه به جرايم خود اعتراف می كنند!
درهمين زمان، يك زندانی ساواك موفق به فراراززندان شد و مخفيانه به اروپا رفت و جای شكنجه ه شديد را روی بدن خود به خبرنگاران غربی نشان داد و باعث رسوايی ساواك و حكومت شد. محمدرضا دوباره نصيری را احضاركرد و دراين مورد ازاو سئوال كرد.
نصيری بار ديگر به دروغ متوسل شد و گفت: « اين دختر برای بدنام كردن ايران خودش را مجروح كرده و با آتش سيگارخود را سوزانده و مصدوم كرده است!»
محمدرضا اين حرفها را هم قبول كرد و درپاسخ به انتقادات زياد سازمانهای مدافع حقوق بشراظهارداشت كه توده ايها و خرابكاران برای بدنام كردن حكومت او درنهايت خويش را زخمی و مصدوم می سازند!
دخترم ( فرح) می گفت: «علی امينی ازافراد مورد اعتماد امريكايی هاست و اينان هميشه سفارش او را به محمدرضا می كنند!»
برای مثال محمدرضا و فرح به دعوت رسمی مرحوم جان كندی و ژاكلين به واشنگتن رفته بودند. در اولين برخورد، كندی ازشاه پرسيده بود: « حال دوست ما آقای امينی چطوراست؟»
اهل فن می دانند وقتی رئيس جمهور امريكا در اولين لحظه ورود شاه به كاخ سفيد قبل ازهرچيزحال علی امينی را می پرسيد، چه معنی می دهد؟
دخترم ( فرح) می گفت: « كندی به محض روی كارآمدن انگشت روی ايران گذاشت و می خواست دراين جا تغييرات و تحولات اساسی بدهد. امينی را هم نامزد جانشينی شاه كرده بودند.»
هدف امريكايی ها ايجاد جمهوری درايران و تغييرنوع حكومت درايران و انتصاب علی امينی به عنوان رياست جمهوری بود. اما محمدرضا كه با جمهوريخواهان روابط صميمانه داشت اين رويای كندی را نقش برآب كرد و اختلاف دو جناح حكومتی امريكا برسرايران باعث شد نقشه جان كندی از مرحله حرف فراتر نرود.
البته بعدها محمدرضا مجبورشد به فشارامريكا تن دردهد و برنامه های اصلاحی واشنگتن برای تغيير نظام زمين داری ايران و اصلاحات سياسی و اجتماعی را خود به اجرا بگذارد.
درششم بهمن ماه 1341 محمدرضا اصول ششگانه انقلاب سفيد شاه و مردم را اعلام كرد.
اين اصول همان برنامه هايی بود كه ازسوی محققان و جامعه شناسان و سياستمداران امريكايی آگاه ازامورايران، فراهم شده بود.
محمدرضا، هميشه ازدمكراتهای امريكا ناراضی بود و می گفت: « فشار آنها برای انجام اصلاحات ارضی باعث شد تا من هزاران هكتارزمين مرغوب و صدها روستا ی با ارزش را كه پدرم ( مرحوم رضا شاه) با سختی و مرارت به دست آورده بود از دست بدهم و تسليم يك مشت رعايای نفهم كنم!»
محمدرضا ازدو نفربشدت متنفربود. اول دكتر محمد مصدق و دوم علی امنيی.
ازدكترمحمد مصدق به اندازه يی بدش می آمد كه هيچ كس جرات نداشت اسم مصدق را جلو او ببرد. حتی يك نفرعضو دولت به نام مصدقی بود كه به سبب همين نام هيچ وقت جرات نمی كرد درمراسم سلام دربار حاضرشود!
من چندبارديدم كه محمدرضا لفظ ركيك بر زبان آورد و آن درباره علی امينی بود. اما دراوايل سال 1356 كه وضعيت كشور رو به بحران می رفت دوباره سرو كله علی امينی در دربار پيدا شد.
علی امينی با آن ابروان پرپشت و بينی عقابی و چشمان درشت سرميزشام جلو محمدرضا، فرح، اشرف و (گاهی اوقات هم من) می نشست و به سيمای محمدرضا زل می زد و خيره می شد. شاه از او مشاوره می خواست و راه چاره يی جهت بررسی و نگهبانی كشور و جلوگيری از رشد بحران می جست. علی امينی مثل لالها حرفهای شاه را گوش می كرد و دست آخرمی گفت: « بايد فكركنم!»
بعد ازاين كه امينی می رفت محمدرضا می گفت: اين مادر.... نوكرامريكايی هاست. حالا می رود و مشروح مذاكرات ما را به اطلاع روسای امريكايی خود می رساند!
من يكبارجرات كردم و گفتم: «اعليحضرت وقتی می دانند امينی مسائل را به اطلاع امريكاييها می رساند چرا با او مشورت می كنند؟»
محمدرضا گفت: «من هرآنچه را كه مايل هستم امريكايی ها بدانند به اين مردك مادر.... می گويم و آگاهانه می گويم تا به گوش امريكايی ها برسد!»
بدبينی بيمارگونه
محمدرضا تا حد بيمارگونه يی به همه بدبين بود. درنخستين روزهای آغازين انقلاب كه هرروز اسامی عده يی روحانی و سياستمداربر سرزبانها می آفتاد و روزنامه ها اسامی و عكس افرادی را چاپ می كردند كه ما آنها را نمی شناختيم، محمدرضا يكی يكی آنها را متهم به جاسوسی برای امريكا و انگليس می كرد و می گفت همه اينها نوكرامريكا و انگليس اند. سوء ظن و بدبينی درمحمدرضا وجود داشت. اما ازسال 1355 به بعد همه را به چشم جاسوس انگليس و امريكا و مستخدم شركتهای نفتی نگاه می كرد.
علی امينی آخوند مسلك بود و يكباربحثی جدی و تند بين او و محمدرضا بر سر روحانيت درگرفت. امينی از طرف محمدرضا مسئول تماس با آخوندهای تراز اول قم بود. او مرتب به قم می رفت و می آمد به شاه گزارش می داد. بيشترتماسهای او با سيد كاظم شريعتمداری بود.
محمدرضا با آيت الله سيدكاظم شريعتمداری ارتباط نزديك داشت و به او كمك مالی می كرد. با آن كه ازمسائل ميان شريعمتداری و شاه اطلاعی درست نداشتم، اما يك روز در حضور دخترم ( فرح) به محمدرضا گفتم: « اعليحضرت بهتراست فشارخود را برساكت كردن چهره های اصلی بگذارد. شريعتمداری كه دعاگوی اعليحضرت هستند!»
امينی با بعض آخوندها ازجمله شريعتمداری روابط قديمی داشت. شريعتمداری گاهی اوقات هم ازقم تماس تلفنی می گرفت و به جان اعليحضرت دعا می كرد. او به هيچ وجه ضد سلطنت نبود. شريعتمداری نمونه يك روحانی متجدد بود. او از پوسته ارتجاعی كه مثل پيله ابريشم روحانيان سنت گرا و متعصب را در بر گرفته بود، بيرون آمده و با مظاهردنيای متمدن آشتی كرده بود.
فرزندانش را برای تحصيل به خارج ازكشور فرستاده بود و پيشرفت های كشوردردوران سلطنت محمدرضا را می ستود. اين امرمنحصربه شريعتمداری نبود. روحانيان برجسته ديگری هم درقم طرفدارمحمدرضا بودند.
موقعی كه «رضا» به دنيا آمد شماری ازآنها درروزنامه های معتبر كشورپيام تبريك منتشركردند.
محمدرضا هم درعوض به اين افراد كمك می كرد. به دستورمحمدرضا سازمان اوقاف برای هريك از روحانيان حقوق و مقرری ماهيانه درنظر گرفته بود.
عده يی هم درارتش استخدام شده و به عنوان «قاضی عسكر»، كه يك شغل سازمانی ارتش بود، خدمت می كردند.
دراين اواخر «سپاه دين» هم تشكيل شد و بسياراز روحانيان به عضويت سپاه دين درآمدند.
حالا برای نخستين بارفاش می كنم سيد كاظم شريعتمداری كه مرجع عالی قدرشيعيان بود دراوج بحران به اتفاق علی امينی و پنهانی از قم به تهران آمد و دركاخ نياوران با محمد رضا ملاقات كرد.
روحانيت شيعه اززمان روی كارآمدن دودمان صفويه همواره پشتيبان و حامی سلطنت ايران بود. درگيری و مجادله بين حكومت و روحانيت برای نخستين بار پانزدهم خرداد ماه 1342 روی داد.
همه اطلاع دارند كه اعليحضرت درششم ماه 1341 اصول ششگانه انقلاب سفيد ايران را اعلام كرد. سرفصل انقلاب سفيد اصلاحات ارضی و خلع يد از ملوك الطوايفی و زمين داران بزرگ بود. زمين خواران كه نمی توانستند شاهد تقسيم زمينهای خود ميان كشاورزان ستم ديده باشند روحانيان مرتجع را عليه رضا شوراندند. بسياری از روحانيان خود در زمره مالكان بزرگ قرارداشتند! عده يی هم كه زمين نداشتند ازطرف ملاكين حمايت می شدند و زمين داران بزرگ برای آن كه تحت حمايت روحانيان باشند به آنها پول های كلان می دادند!
آنها اعطای حق رای به زنان را برخلاف شرع اسلام تشخيص دادند و سهيم كردن كارگران درسود كارخانجات و يا اعزام سپاهی دانش به روستاها را بشدت رد كردند!
درسال 1342 درموقع برگذاری انتخابات انجمن های ايالتی و ولايتی خمينی مردم را به شورش تشويق كرد و غائله پانزدهم خرداد را پديد آورد!
شاهنشاه به علمای عمده درنجف هم وجوهات و كمكهای مالی سخاوتمندانه كردند.
ما درهرسفر زيارتی كه به قم، مشهد و يا حتی كربلا و نجف می رفتيم مورد استقبال روحانيان ترازاول قرارمی گرفتيم.
موقعی كه دراوج شورشهای سال 1357 چنين وانمود كردند كه روحانيت مخالف خانواده پهلوی و حكومت سلطنتی است. دخترم فرح، كه درامور شرعيه مقلد آيت الله العظمی خويی بود، به ديدار او درنجف اشرف رفت. آيت الله او را بگرمی پذيرفت و برای بقای سلطنت ايران و سلامتی خانواده پهلوی دعا كرد!
بعض ازروحانيان برجسته مانند آيت الله روحانی تا آخرين روز حيات خود در پاريس (فرانسه) از رژيم و بويژه پادشاهی محمدرضا حمايت كردند و كوشيدند سلطنت را به ايران برگردانند!
درزمستان سال 1356، فرزند ارشد آيت الله خمينی درنجف در گذشت. همان طوركه رسم مسلمانان است ازسوی بستگاه خمينی مراسم ترحيم برای فرزند آيت الله درنجف و قم و مشهد برپا گرديد.
بعضی ازسخنرانان دراين مجالس ضمن ابراز تسليت و همدردی به سابقه تبعيد آيت الله خمينی اشاره كردند و خواستاربازگشت او به ايران شدند.
بی كفايتی ماموران امنيتی ( ساواك) و انتظامی ( پليس) درقم موجب شد تا عده يی ازعوامل ساواك و شهربانی به مجلس ختم فرزند آيت الله خمينی هجوم بردند و آن را تعطيل كردند.
اين رويداد، سبب بروز اغتشاشاتی كوچك در قم گرديد كه اگر حكومت آن را ناديده می گرفت، بزودی فراموش می شد و هيچ انعكاسی در ساير نقاط مملكت نمی يافت. اما بی خردی و بی كفايتی ماموران امنيتی و سوء استفاده گروه هويدا از اوضاع موجب بروز اغتشاشات دنباله دارشد كه سرانجام نگاهداری اوضاع را ازدست همه خارج كرد. هويدا كه قبل ازاين واقعه پس از 13 سال نخست وزيری براثر بی كفايتی و ايجاد بحران اقتصادی از نخست وزيری بركنارشده و جای خود را به جمشيد آموزگار داده بود، موقع را برای ضربه زدن به دولت آموزگارمناسب ديد و كوشيد اغتشاشات پديد آمده را دامن بزند و نشان دهد بركناری او بحران زا بوده است.
هويدا گروهی ازروزنامه نگاران مانند آقايان كوروش لاشايی، پرويزلوشانی، پرويزنيكوخواه، سيروس آموزگار، حسين سرفراز، پرويزنيكخواه، جعفريان و امثالهم دور خود جمع كرده بود.
آن مقاله عليه آيت الله خمينی و شجره او(هندی)، با صلاحديد هويدا، دردفتر مطبوعات وزارت دربار، تهيه می شود و برای چاپ درروزنامه ها ازسوی داريوش همايون به روزنامه اطلاعات می دهند.
پيش نويس مقاله را خود هويدا می نويسد و پرويزنيكوخواه درآن دخل و تصرف می كند و برای چاپ به روزنامه های عمده كشور، كيهان و اطلاعات می دهند.
درروزنامه كيهان چند نويسنده با شعور حضورداشتند كه با ديدن مقاله، اهميت موضوع را به دكترمصباح زاده، اطلاع می دهند و مصباح زاده زيربارچاپ آن نمی رود.
داريوش همايون با آن كه وزيراطلاعات و جهانگردی بود زورش به امثال مصباح زاده نمی رسيد. اما روزنامه اطلاعات پس از مرگ « عباس مسعودي» به دست پسرش فرهاد، كه فردی جاه طلب و تا حدودی خل وضع بود، اداره می شد و فرهاد می كوشيد به هرطريقی خود را به محافل قدرت نزديك كند. به همين دليل، با آن كه مشاوران او در روزنامه اطلاعات نسبت به چاپ اين مقاله هشدارهای لازم را به او دادند، فرهاد مسعودی مقاله عليه آيت الله خمينی را چاپ كرد.
چاپ اين مقاله سبب بروز تظاهرات روحانيان و مقلدان آيت الله خمينی درقم و مشهد و تبريز و كم كم سايرنقاط ايران گرديد و آتش به جان مملكت و حكومت سلطنتی انداخت.
هويدا با چاپ اين نامه به هدف خود، كه بی عرضه نشان دادن جمشيد آموزگار در اداره مملكت بود، رسيد. اما ستيزه جويی هويدا با آموزگاردر نهايت به زيان خود هويدا تمام شد و دركمتراز يكسال بعد، هويدا درايران اعدام شد، درحالی كه جمشيد آموزگارهم اكنون درايالات متحده امريكا زندگی مرفه دارد و از مديران برجسته صندوق بين المللی پول است!
پس ازحوادث قم و تبريز و بالا گرفتن تظاهرات كه كم كم به اقدامات ضد امنيتی تبديل و ادارات و بانكها و فروشگاههای بزرگ يكی پس از ديگری به آتش كشيده شد، يك روز آقای صاحب اختيار (سرپرست خدمتكاران كاخ سلطنتی) كه اكنون درلندن اقامت دارند به ديدن من آمد.
آقای صاحب اختيار عاقل مردی بسيارمودب و شيرين گفتار و فاضل و فوق العاده صريح اللهجه بود. (برای كسانی كه ايشان را نمی شناسند بايد بگويم اسم اصلی ايشان عباسعلی يعقوبی و ازاهالی مازنداران بودند)
آقای صاحب اختيار آشكارا به من گفتند آتشی كه هويدا روشن كرده است ديگر خاموش شدنی نيست و شما خوب است به اعليحضرت توصيه كنيد هويدا را به عنوان مقصراصلی چاپ اين مقاله دستگير، محاكمه و مجازات كنند!
صاحب اختيار كه بوضوح جرات نمی كرد حرف دلش را بزند پس از آن كه با اصرار من روبه رو شد ترس و خوف را كنارگذاشت و گفت من اگر جای اعليحضرت بودم هم اكنون هويدا را به جرم فتنه گری اعدام می كردم!
محمدرضا در مصر، درباره شورش مردم در شهرها گفت كه وقتی از رئيس ساواك (ارتشبد نصيری) توضيح خواسته است هويدا كه در ملاقات ارتشبد نصيری با شاه حضورداشته به كمك نصيری شتافته و برای آن كه تعلل و بی كفايتی ساواك را توجيه كند گفته است شورشيان مشتی توده ای هستند كه ازآن طرف مرزها آمده اند!
اين دو نفربرای مدتی اين فكر را درذهن محمدرضا انداختند كه كمونيستها ( توده ايها) درپشت اين حوادث هستند! و محمدرضا كه هميشه با پندار پوچ توطئه زندگی می كرد و به همه چيزو همه كس مشكوك بود، در اظهارات رسمی و مصاحبه ها و سخنرانيهای خود صحبت ازاتحاد استعمارسرخ و سياه كرد كه منظورش اتحاد توده ايها با مذهبی ها بود!
حتی يكبار پس ازحوادث تبريز درمصاحبه يی اعلام كرد كه شورشگران تبريز ازاهالی آذربايجان نبودند و از آن طرف مرز آمده بودند تا امنيت آذربايجان را به خطربيندازند!
يكباردراين مورد بحثی تند بين محمدرضا و دخترم فرح در حضور من و رضاجان پيش آمد.
فرح به محمدرضا گفت كه تركيه با ما پيمان امنيتی دارد و ازمتحدان ما در پيمان منطقه يی « سنتو» است. چطورمی تواند به ايران خرابكاربفرستد؟ در مرز ايران با شوروی هم اگرمگس يا حشره ای كوچك پروازكند گرفتار مرزبانان دو كشورمی شود، چطورممكن است شورويها هزاران نفر را درروز روشن برای خربكاری ازمرز عبوردهند و به داخل خاك ايران روانه سازند؟ محمدرضا كمی استدلال كرد و كوشيد توجيه كند!
درآن روزها ساواك گزارش بلند بالا درخصوص روی كارآمدن يك ملی گرا درآذربايجان شوروی تهيه كرده و به محمدرضا داده بود. اين گزارش نشان می داد كه حيدرعلی اف يك آذربايجانی ايرانی تبار(زاده اطراف زنجان) كه عضو پوليت بوروی شوروی (عاليترين مرجع حكومتی شوروی) است به رياست جمهوری آذربايجان شوروی رسيده و دراولين سخنرانی خود پس از رسيدن به اين مقام، هدف نهائی خويش را اتحاد با آذربايجان ايران قرار داده است.
محمدرضا بودجه ای عظيم را دراختيار ساواك قرارداده بود و ساواك درامور اقتصادی مملكت دخالت مستقيم می كرد. روسای ساواك نظيرنصيری و ثابتی درامور اقتصادی فعال بودند و آزادانه مال اندوزی بی حد و حصر می كردند.
آنها برای آن كه محمدرضا را متقاعد كنند كه ساواك دارای تشكيلاتی فعال و با كارايی بالا در حد سازمانهای عمده جاسوسی جهان است؛ داستانهای عجيب و غريب می ساختند و درقالب گزارشها و تحليل های اطلاعاتی به محمدرضا می دادند، تا نشان دهند ساواك تا كجاها نفوذ كرده و پيش رفته است. محمدرضا هم با آن كه بكلی به اين گزارشها اعتماد نداشت، اما براثر علاقه ذاتی به داستان های پليسی و خارق العاده از اين گزارشها استقبال می كرد! نتيجه خواندن اين گزارشها و تحليلها اين شده بود كه محمدرضا به سرباز وظيفه گارد شاهنشاهی كه دربرابر در كاخ نياوران نگهبانی می داد و يا به باغبان پير كه مشغول هرس كردن گلهای باغچه بود به چشم جاسوس سی- ای- ا و يا مامورانتليجنت سرويس نگاه می كرد و می پنداشت همه دنيا سرگرم توطئه عليه او هستند!
كم كم بدبينی درمحمدرضا و سوء ظن او آن قدرتقويت شد كه به اطرافيان نزديك خود هم بدگمان شد و برادرزاده من (رضا قطبی) را جاسوس شوروی ها و عامل توده ای ها به شمارمی آورد!
در روزهای آخر اقامت درتهران به در و ديوارهم بدگمان شده بود و تصورمی كرد همه اشخاص درصدد كشتن او هستند. حتی به دخترم (فرح) هم بدگمان شده بود. يكبارازدخترم پرسيده بود كه آيا اگرامريكايی ها يا انگليسی ها از او بخواهند كه شوهرش (محمدرضا) را ترور كند و به قتل برساند اين درخواست را قبول خواهد كرد يا نه؟ محمدرضا به هيچ وجه نمی پذيرفت كه دربروز نا آرامی و اغتشاش در حكومت ايران مقصربوده است. هميشه با تعجب سئوال می كرد اين مردم چه می خواهند؟
محمدرضا، در آن روزسوار بر هليكوپتر از فراز تهران به تماشای اين تظاهرات رفت كه طی آن مردم با مشت های گره كرده شعارمرگ برشاه می دادند! پس ازبازگشت ازاين بازديد هوايی محمدرضا تصميم گرفت ايران را ترك كند. او بشدت افسرده و شكسته به نظرمی رسيد.
بعدها فرح برايم تعريف كرد كه فرماندهان ارتش و بخصوص ارتشبد اويسی و سرلشكرنشاط از شاه خواسته بودند اجازه سركوب همه جانبه مردم را صادر كند، اما محمدرضا گفته بود: «ما كه نمی توانيم همه مردم كشور را بكشيم!»
محمدرضا به افراد خانواده توصيه كرد هرچه زودترازايران خارج شوند. قبل ازآن هم عده ای ازشاهپورها و شاهدخت ها بار و بنه خود را جمع كرده و از ايران رفته بودند.
من می بينم كه دربعض كتابهای تاريخی بی محتوا، افسانه هايی درمورد والاحضرت اشرف ساخته اند و نوشته اند كه اشرف زن آهنين بود كه می خواست شاه را به ماندن درايران ترغيب كند و خود همراه او بماند و به سركوب متجاسرين بپردارد! اين موضوع حقيقت ندارد، زيرا والاحضرت اشرف اولين فرد خانواده پهلوی بود كه مدتها قبل ازخروج شاه، ازايران خارج شده و درآپارتمان مجلل و گران خود درنيويورك زندگی می كرد. حتی ارتشبد ازهاری كه نخست وزيرحكومت نظامی بود ازمملكت گريخت!
ازهاری و خانواده اش بدون اطلاع شاه با يك هواپيمای متعلق به نيروی هوايی امريكا و بدون گذراندن مقررات و تشريفات خروج ازكشوراز پادگان نظامی «دوشان تپه» كه دراختيار مستشاران امريكايی بود كشور را ترك كرده بودند. ازهاری به محض رسيدن به امريكا با محمدرضا تماس تلفنی گرفت و ازاو خواست كه حلالش كند.
محمدرضا دردوسال آخر حكومت به هيچ چيزعلاقه و توجه به مسائل نشان نمی داد. هرشب جلسات احضار ارواح درنياوران برگذارمی شد و محمدرضا با استفاده از چند حاضركننده ارواح و رابطه های نيرومند تلاش می كرد روح پدرش را احضاركند و از او كسب راهنمايی بخواهد.
يكی ازاين احضاركنندگان ارواح كه تبحر زياد دراين كارداشت، استوار بازنشسته ارتش بود و ديگری يك نويسنده كهنسال روزنامه اطلاعات بود كه دومی به علت پيری قادربه احضارروح نبود و فقط درجلسات شركت می كرد تا صحت عمل احضاركننده اولی را بررسی و تائيد نمايد.
فرح كه يك باردراين جلسات شركت كرده بود می گفت محمدرضا توانست با ارواح چند تن ازنخست وزيران سابق هم ارتباط بگيرد.
محمدرضا براثر شركت دراين جلسات احضار ارواح دچار افكار ماليخوليايی و شگفت انگيزشده بود. می گفت من سرنوشت و آينده ايران را از در گذشتگان سئوال كرده ام. آنها گفته اند كه ايران درگيرجنگ و خونريزی و تجزيه خواهد شد!
موقعی كه از ايران خارج شده بوديم، محل اقامت ما در اسوان هتل اوبروی در يك جزيره مصنوعی در وسط رودخانه نيل و درمصب درياچه سد بود. اين محل، ميهمانخانه ويژه دولت مصربرای ميهمانان عالی رتبه محسوب می شد.
سادات دستورداده بود درطول مسيرفرودگاه اسوان تا محل اقامت محمدرضا عكسهای شاه ايران را درهمه جا بياويزند و شعارهای خوشامدگويی به زبان فارسی و عربی هم نصب نمايند. درسرميزشام صحبت های زياد بين سادات و محمدرضا رد و بدل شد.
سادات شاه را شگفت زده كرد، وقتی به او گفت كه اولين بارمحمدرضا را در جريان خواستگاريش ازملكه فوزيه ديده است! سادات به محمدرضا گفت كه درسال 1318 كه محمدرضا برای ديدن فوزيه به مصرآمده بود، او يك افسرجوان ارتش ملك فاروق بوده كه درمراسم سان و رژه نظامی درحضور وليعهد جوان ايران (محمدرضا) حضورداشته است!
پس ازصرف شام به تالار نشيمن رفتيم و به صرف نوشيدنی و بحث ادامه داديم. با آن كه پزشكان، محمدرضا را از صرف مشروبات الكلی منع كرده بودند، يك گيلاس كنياك نوشيد و گيلاس او برای چند بار ديگر هم پرو خالی شد. محمدرضا كه آشكارا تحت تاثيرالكل قرارگرفته بود ناگهان شروع به گريه كرد. او زارزار مانند طفلی معصوم می گريست. همه سكوت كرده بودند. اميراصلان افشارشانه های محمدرضا را ماليد و موفق شد او را آرام كند.
May 30, 2006
وقاهت بسیج دانشجویی شباهت زیادی به وقاهت رهبر اعظم دارد
پیک ایران:
تريبون آزاد انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي اميركبير برگزار ميشود
انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي اميركبير فردا تريبون آزادي را در اعتراض به بازداشت ياشار قاجار و عابد توانچه برگزار ميكنند.
يك عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجو يان دانشگاه اميركبير در گفتوگو با خبرنگار "ايلنا"، گفت: ياشار قاجار امروز طي تماسي با خانوادهاش عنوان كرده است كه از سوي قوه قضاييه بازداشت شده اما از وضعيت عابد توانچه هنوز هيچ خبري وجود ندارد.
وي تصريح كرد: انتخابات انجمن اسلامي دانشگاه نيز طي ديروز و امروز با استقبال تعداد زيادي از دانشجويان برگزار شد كه فردا نتيجه آن را اعلام خواهيم كرد.
اين عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجو يان دانشگاه اميركبير همچنين از لغو ادامه مناظره اعضاي انجمن با بسيج دانشجويي اين دانشگاه خبر داد و گفت: آنها طي بيانيهاي از ادامه مناظره اعلام انصراف كردهاند.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، در بخشي از بيانيه بسيج دانشجويي دانشگاه اميركبير آمده است: روز يكشنبه انجمنيها پس از قريب به يك سال فرار از مناظره با دانشجويان مذهبي و پس از يك هفته آشوبسازي و بلواآفريني، بر هم زدن نظم دانشگاه، رو در رو قرار گرفتن با دانشجويان و ضرب و شتم آنان، جهت فراهم آوردن صورتكي از منطق و وجههاي عقلايي براي خود، دعوت به مناظره بسيج را پذيرفتند و بسيج نيز به دليل اعتقاد خود به اين گفتمان اين مناظره را پذيرفت و مرحله اول ان برگزار شد. بنا بر آن شد كه تا مرحله دوم آن روز سهشنبه، نهم خرداد ماه 1385 برگزار گردد اما همانگونه كه در جريان هستيد، هيات نظارت بر تشكلهاي اسلامي دانشگاه براي چندمين بار متوالي انتخابات انجمن را به دليل اقدامات خلاف قانونيشان فاقد مشروعيت و وجاهت قانوني اعلام كرد لذا بسيج دانشجويي به عنوان يك تشكل قانوني و رسمي دانشجويي دانشگاه تا هنگامي كه وضعيت قانوني و حقوقي انجمن شرايط انتخابات آنان روشن نگردد، با آنان و هر مجموعه ديگر كه به لحاظ قانوني وجاهت نداشته باشد، وارد گفتوگو و مناظره نخواهد شد.
اين بيانيه مي افزايد: اكنون بر مسوولين دانشگاه فرض است كه از اهرمهاي قانوني و حقوقي بهره جويند و در مقابل اين حجم از وقاحت و شرارت سكوت اختيار نكنند.
فراخوان برای دفاع از فعالان حقوق بشر در ایران
رادیو فردا: صدها فعال سیاسی فرهنگی در اروپا و آمریکا طی فراخوانی در روزنامه ایل فولیو خواهان دامن زدن در پارلمان ایتالیا و نهادهای بین المللی به بحث جدی درباره جمهوری اسلامی و دفاع از فعالان حقوق بشر ایران شدند
جولیانا فرارا وزیر و سخنگوی دولت در نیمه دهه نود میلادی که سردبیری روزنامه نظریه پرداز ایل فولیو را عهده دار است، اخیرا فراخوانی در رابطه با ایران تهیه کرده که تاکنون دهها شخصیت اروپایی و آمریکایی و همچنین چندصد وکیل مجلس، سناتور، روزنامه نگار، فعال سیاسی و نویسنده ایتالیایی پشیبانی خود را از آن اعلام کردند. در این فراخوان بر دو نکته تکیه شده؛ اول لزوم دامن زدن در پارلمان ایتالیا و دیگر نهادهای انتخابی بین المللی به بحثی بسیار جدی درباره جمهوری اسلامی و سیاست های محمود احمدی نژاد است. نکته دیگر گذاردن امکانات در اختیار مدافعان آزادی و دموکراسی در ایران. در فراخوان آمده: متاسفانه درباره ایرانیان محکوم به خاموشی، جهان سکوت اختیار کرده و چنین به نظر می آید که سرنوشت این افراد و دموکراسی در ایران برای افکار عمومی بین المللی آنچنان مهم نیست. امضاکنندگان که در بین آنها نام چندین وزیر سابق و کنونی ایتالیا نیز به چشم می خورد، بر این نظرند که به هیچ وجه نمی توان به حکومت کنونی ایران اطمینان کرد و هیچگونه ضمانت سیاسی داد.
سیدمهدی طباطبایی : کسانی که نمیخواهند حجاب را رعایت کنند، از کشور بروند
پیک ایران:
سیدمهدی طباطبایی، عضو ائتلاف آبادگران گفت: «در شأن نماینده مجلس نیست که در مد و لباس مردم تصمیم بگیرد .
عضو فراکسیون اصولگرایان با بیان این که «اسلام دین عطوفت و رأفت است»، در این باره خاطرنشان کرد: «در هیچ کجای اسلام نیامده که حجاب مردم چگونه و چه رنگ باشد. فقط دستور آمده که این حجاب باید به چه نحو رعایت شود.» وی افزود: «کار نماینده مجلس خیلی مهم تر از این است که آقایان برای مد و لباس مردم تصمیم بگیرند و روش های ارشادی باید در مورد حجاب به کار گرفته شود وگرنه روش های دیگر نتیجه عکس به جای می گذارد.»
طباطبایی در عین حال، به کسانی که حاضر نیستند حجاب را رعایت کنند، توصیه کرد که از کشور بیرون روند چون در کشور اسلامی مثل ایران جایی برای آنها نیست.»
يك راه ساده و كم هزينه براي براندازي حكومت جمهوري اسلامي
پیک ایران:
يك راه ساده و كم هزينه براي براندازي حكومت جمهوري اسلامي مگر نه اين است كه ما معتقديم رژيم استبدادي جمهوري اسلامي با انواع ترفندها ما نع رسيدن هرنوع صداي مخالفي به گوش هموطنان داخل و خارج كشور ميشودو اساسا براي هيچ كسي مشخص نيست كه اين نظام چقدر طرفدار دارد و اين ترفندي است كه هميشه اين رژيم از آن براي بقاي خود استفاده كرده است بنده به عنوان يك شهروند كه با اقشار مختلف جامعه سرو كار دارم و شاهد م كه اكثريت جامعه مخالف اين رژيم ديكتاتوري ميباشند ولي هنوز راهكاري كه بتواند صداي اين مردم رنجديده رامنعكس كند يافت نشده است هر از گاهي تجمعاتي در قالب اعتراضات مدني بوجود ميآيد كه سريعا با برخوردهاي خشن مواجهه گرديده و چون رهبريتي وجود ندارد به نتيجه نمي رسد به نظر ميرسد كه رژيم كاملا به اوضاع مسلط است و مردم مخالف و راه چاره اي وجود ندارد فشارهاي اقتصادي فرصتي به مردم نميدهد به دنبال راهكار جديدي بگردند براستي چاره كار كجاست چگونه با روشهاي كم هزينه صداي خود را به ساير هموطنان و جهانيان برسانيم يك راهكار ساده پيشنهاد ميكنم به سادگي باز كردن مشت فقط كافيست مخالفين در برگه هايي به اندازه 1در 2 سانتيمتر به تعداد صد بار و يا به تعداد نفرتشان
از رژيم جمهوري اسلامي به صورت مرگ بر جمهوري اسلامي مرگ بر ولايت فقيه مرگ بر استبداد نوشته قيچي نموده و در سطح شهر رها سازيم با توجه به كثرت مخالفين و جمعيت شهرهايي چون تهران عملا جمع آوري ميليوني اين برگه ها غير ممكن است و اين كار اگر فقط چند روز ادامه پيدا كند رژيم با چالشي واقعي روبرو ميگردد از سايتهاي اطلاع رساني مانند پيك ايران و راديو صداي ايران و راديو فردا جهت اطلاع رساني به مناسبت 18 تيرتقاضا داريم اين فراخواني را به گوش ملت ايران براسانند با تشكر يك شهروند ايراني
تاخير زمان تحويل موشك هاى سيستم دفاع موشكى پيشرفته «تور-ام ۱» روسی به ايران
پیک ایران:
ايسنا: به گزارش ميدل ايست نيوزلاين روسيه مجدداً نشانه هايى از تاخير تحويل سيستم دفاع موشكى پيشرفته به ايران نشان داده است.اين پايگاه خبرى با اشاره به اين خبر به نقل از سرگئى ايوانف وزير دفاع روسيه نوشت: معامله براى انتقال سيستم دفاع موشكى كوتاه برد «تور-ام۱» امضا شده، اما اجراى آن اندكى زمان مى برد.
اطلاعیه برای آزادی یاشار قاجار
امروز در صحن دانشگاه صنعتی امیرکبیر بیانیه ای از جانب جمعی از دانشجویان ترک زبان دانشگاه در حمایت از یاشار قاجار توزیع گردید که در زیر به استحضار می رسد:
به نام دادگری که جز او مارا پناهی نیست
اگر ای مردک نامرد به شلاق سکوت بشکنی برلب من قصه گویای امید
فردا پسرم باز بخواند به سرود که به هشیاری حزب پدرم باد درود
بار دیگر ارتجاع سیاه چهره پلید خود را بر همگان نمایان ساخت. بار دیگر شب پرستان کوردل یکی از پاک ترین فرزندان این مرزو بوم را در چنگال خود اسیر نمودند.
همزمان با سرکوب و دستگیری های گسترده یارانمان در اکثر نقاط آذربایجان، خبردار شدیم که یار عزیز دبستانی مان ، یاشار قاجار، توسط نیروهایی با هویت نامشخص ربوده شده است.
آری سخن از درد اجتماع گفتن و نمایاندن نابسامانی ها ، برای حاکمان نالایق قطعا غیر قابل تحمل می باشد. در فضای سرد و بی روح هرگونه روزنه روشنایی و شادی را می بایست خاموش نمود. آری اینست روش و منش افراد نالایق برای تداوم سلطه خویش. در این فضا یغماگران بیت المال و دزدان چراغ به دست نه تنها مواخذه نمی شوند، بلکه ترغیب می گردند. در این فضای بی تفاوتی ریختن خون مردمان بی گناه در تبریز و نقده مجاز شمرده می شود ولی اعتراض به فساد درباری غیرمجاز بوده و شایسته تاوان سنگین می باشد. تزریق روح بی تفاوتی در قشر فعال جامعه که جوانان می باشند، در صدر برنامه ها قرار می گیرد اما اعتراض به خرافه پرستی در جامعه بدتر از قرون وسطایی ایران اسلامی لایق حبس و شکنجه می باشد. حاکمیت به جای پذیرفتن انتقادات و اصلاح امور، رویه سرکوب ، تهدید و خفه نمودن آنها را در پیش گرفته است.در ایران اسلامی پرده دری حاکمان به حدی رسیده است که همزمان با کشتار و سرکوب ترکان، اخراج اساتید دانشکده حقوق دانشگاه تهران،اقدام به دستگیری یاشار قاجار از فعالین دانشجویی نموده است. این اولین و آخرین بار سرکب حق طلبان در ۲۷ سال اخیر توسط حکومت جمهوری اسلامی نبوده است و نخواهد بود. اما حاکمان بدانند روشی که در پیش گرفته اند کارگر و موثر نیستچرا که در این مرزوبوم همیشه حیدر عمواوغلی ها،صمد بهرنگی ها روشنگریهای حق خواهانه خود را جاوید نگاه خواهند داشت و فرخی یزدی ها با لبان دوخته سخن حق طلبی خود را بانگ خواهند زد.
حیدربابا،گویلر بوتون دوماندی گونلریمیز بیر، بیریندن یاماندی
بیر، بیروزدن آیریلمایون، آماندی یاخشیلیغی المیزدن آلیب لار
تجمع، اعتراضات دانشجوئی و دستگیری رهبران دانشجویان
یاشار قاجار در بازداشت قوه قضائیه به سر می برد
یاشار قاجار دبیر انجمن اسلامی دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک در بازداشت قوه قضائیه به سر می برد.
در تماسی که یکی از کارمندان قوه قضائیه با خانواده وی داشته است با تائید این مطلب هیچ اطلاعاتی در مورد سلامتی وی و زمان آزادی وی داده نشده است.
یکی از اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی پلی تکنیک به خبرنگار ما گفت: ما خوستار آزادی بی قید و شرط یاشار قاجار – دبیر انجمن اسلامی پلی تکنیک – و همچنین روشن شدن وضعیت یکی دیگر از دانشجویان دانشگاه - عابد توانچه – هستیم و از کلیه ابزارهای خود برای آزادی این افراد و روشن شدن وضعیت شان استفاده می کنیم.
-------------------------------
تجمع دانشجویان خوابگاهی دانشگاه پلی تکنیک برای آزادی یاشار قاجار
شب گذشته ۲۰۰ نفر از دانشجویان خوابگاهی دانشگاه پلی تکنیک در مقابل یکی از خوابگاه های این دانشگاه تجمع کردند.
در این تحصن که به صورت خودجوش برگزار شد دانشجویان با سر دادن شعارهایی همچون “دانشجوی زندانی آزاد باید گردد”، “دانشجو می میرد، ذلت نمی پذیرد” و “یاشار تا فردا آزاد باید گردد” و همچنین خواندن سرودهایی از جمله “یار دبستانی من” و “ای ایران” خواستار آزادی یاشار قاجار – دبیر انجمن اسلامی - و روشن شدن وضعیت عابد توانچه – از دانشجویان دانشگاه – شدند.
حضور نیروهای امنیتی در این تحصن چشمگیر بود
افشاگری رويا طلوعی: تجاوز به من و ديگر زنان زندانی در زندان های سنندج
پیک نت:
شورش نه حاصل تحريك خارجی بلكه حاصل اين فجايع است
رويا طلوعی، از فعالان حقوق زنان و حقوق بشر كردستان، كه از ايران خارج شده بود، در امريكا اجازه اقامت يافت.
ساندی ديلی تلگراف مصاحبه تازه ای را از او منتشر كرده كه تكميل كننده اولين مصاحبه وی، پس از خروج از ايران و رسيدن به كشور تركيه، با راديو فردا است. او يكبار ديگر در اين مصاحبه از عزم خود به دور جديد افشاگری و فعاليت برای دفاع از حقوق زنان كرد و حقوق بشر درايران و بويژه كردستان می گويد و از فجايعی كه در زندان بر زنان زندانی اعمال می شود. او بار ديگر اطلاعاتی را درباره بازجوی خود كه معاون دادستان سنندج است تكرار می كند و می گويد:(لینک مقاله)
از من در زندان به زور اعتراف گرفتند. برای گرفتن اين اعتراف نه تنها مرا كتك زدند، بلكه به من تجاوز نيز كردند و سرانجام نيز تهديد كردند كه اگر به آنچه می گويند اعتراف نكنم دو فرزندم را در مقابل چشمانم آتش خواهند زد.
تجاوز به زنان زندانی توسط ماموران امنيتی امری عادی است. آنها با اين روش از زنان زندانی اعتراف می گيرند.
ساندی تلگراف می نويسد:
«... وقتی طلوعی درباره تجربه خودش در زندان صحبت می كند، صدايش پائين می آيد، بغض راه گلويش را می بندد، دلش نمی خواهد پسر 6 ساله اش نيما، كه در رستوران هتل محل مصاحبه، با فاصله ای كم مشغول خوردن پيتزاست حرف های او را بشنود.
می گويد: "چهار مرد و سه زن مسلح شبانه به خانه ام حمله كردند و من را با خودشان بردند. بچه هايم گريه می كردند. تمام شب بازجو های مختلف از من بازجويی كردند و بعد من را به زندان انفرادی انداختند. با يك پتو و يك ليوان كه برای ادرار هم بايد از آن استفاده می كردم. در يك سلول انفرادی. شش شب پياپی در زير زمين زندان بازجويی شدم. بازجو ها از من می خواستند كه اعتراف كنم در تظاهراتی كه برای "شوانه"، در سنندج بر پا شده بود نقش رهبری داشته ام. فهرستی را جلوی من گذاشته و می خواستند كه من آنها را بعنوان همكارانم تائيد كنم. من قبول نكردم. بعد از شش شب، روش بازجوئی كه گاه با سيلی همراه بود عوض شد. من را با دو مرد در يك اتاق تاريك و كوچك تنها گذاشتند. يكی از آنها كه خودش را اميری معرفی كرد، معاون دادستان بود. مرد ديگر بسيار بد دهن بود و به سبك اوباش حرف می زد. آنها پشت سر هم به من سيلی زدند. آنها با من كاری را كردند كه هيچ زنی هرگز نبايد تجربه كند. اميری گفت كه تو را دار می زنم، اما قبل از آن، بلايی به سرت می آورم كه نتوانی، دهنت را اينجا باز كنی. آنها به من تجاوز كردند. حمله و تجاوز آنها باعث كبودی و خونريزی من شد. شب بعد به من تجاوز نكردند اما گفتند كه فرزندانت را می آوريم و در مقابل چشمانت آنها را آتش می زنيم.
من، سرانجام در هم شكستم. گفتم امضا می كنم كه با با رسانه های بيگانه مصاحبه كرده ام و رهبری تظاهرات برعهده داشته ام، عليه رژيم توطئه كرده ام.
چند شب پس از اين اعتراف، از زندان انفرادی به زندان عمومی زنان منتقل شدم. در اين بند زنانی را ديدم با پاهای زخمی و چركين بر اثر ضربات شلاق.
پس از 66 روز زندان، با قرار وثيقه آزاد شدم. همراه با نيما از ايران گريخته و وارد تركيه شدم. دختر چهارده ساله ام شيما نيز بعدا به من پيوست. و اكنون به امريكا رسيده ام.
( آنچه رويا طلوعی درباره تجاوز و علائم آن، مانند كبودی ران می گويد، كاملا شبيه گزارش پزشكی قانونی در پرونده زهرا كاظمی خبرنگار بين المللی مقيم كانادا ست كه در تهران و توسط قاضی مرتضی و معاون او "بخشی” بازجوئی شد!)
چوب حراج بر غیرت نداشته رهبر معظم
پیک نت:
شرق الاوسط اخبار محافل سياسی ايران را تائيد كرد
جمهوری اسلامی در سراشيب سازش های غافلگير كننده
ايران تسليم اتمی می شود
و كنار امريكا و اسرائيل می نشيند
جمهوری اسلامی در يك كنفرانس بين المللی، با حضور امريكا، اسرائيل،
عراق، 6 كشور خليج فارس و اعضای دائم شورای امنيت سازمان ملل
توقف غنی سازی را به شرط حمله نشدن به ايران می پذيرد.
پيك نت 2 خرداد: پيش شرط های امريكا برای مذاكره
به رسميت شناختن اسرائيل همكاری با طرح خاورميانه بزرگ
روزنامه الشرق الاوسط چاپ لندن به نقل از منابع فرانسوی فاش ساخت:
بزودی، در يك كنفرانس بين المللی، احتمالا مقامات جمهوری اسلامی و اسرائيل در كنار هيات های نمايندگی اعضای دائم شورای امنيت سازمان ملل، عراق و شش كشور خليج فارس حضور خواهند يافت.
اين حضور و تشكيل همايش مورد اشاره، در چارچوب عقب نشينی های ايران در فعاليت های اتمی و زير پوشش گرفتن تضمين های امنيتی انجام می شود.
شرق الاوسط نوشت، كه كشورهای آلمان، فرانسه، انگليس، آمريكا، روسيه و چين (اعضای دائم شورای امنيت سازمان ملل) به همراه ايران، عراق و شش كشور عضو شورای همكاری خليج [فارس] برای بررسی امنيت منطقه، پايان جنگ و خونريزی درعراق و دادن تضمين امنيتی به ايران تشكيل جلسه خواهند داد. اين اجلاس تحت عنوان يك همايش امنيتی تشكيل می شود و به پيشنهاد امريكا، كه اين كنفرانس را نيز بخشی از تلاش خود در طرح خاورميانه بزرگ می داند قرار است اسرائيل نيز دراين كنفرانس شركت كند.
اگر همه مقدمات فراهم شده در كنفرانس مذكور تحقق يابد، امريكا( و اسرائيل) به جمهوری اسلامی تضمين خواهند داد كه حمله نظامی به اين كشور انجام نخواهد شد. در عوض ايران نيز از هم اكنون پذيرفته كه غنی سازی اورانيوم را تا سطح كنونی (زير 5 درصد) متوقف كرده و همه نوع نظارت سازمان انرژی اتمی را برای كنترل غنی سازی در ايران بپذيرد.
قرار است در همين كنفرانس مذاكرات ديپلماتيك و رسمی جمهوری اسلامی و امريكا نيز آغاز شده و ادامه يابد. در همين كنفرانس قرار است جمهوری اسلامی موجوديت و امنيت اسرائيل در منطقه را تضمين كرده و به هرگونه دخالت در فلسطين، لبنان و عراق پايان بدهد.
( در هفته های گذشته، برخی شنيده های سياسی در ارتباط با پيشنهاد امريكا به مقامات جمهوری اسلامی برای به رسميت شناختن اسرائيل مطرح شده بود كه در پيك نت انتشار يافت. آن خبر را در لينك زير می توانيد بخوانيد)
http://www.peiknet.com/1385/10khordad/02/index02.htm
نامه سرگشاده احمد حکيمی : مسئله ايران مسئله آذربايجان و مسئله آذربايجان مسئله کل ايران است
پیک ایران:
چه ابلهانه و سخيفانه است که قيام عمومی و سراسری ملت آذربايجان را در حد اعتراض به يک طرح و مطلبی مندرج در يک روزنامه دولتی پايين آوردن
بنام خدا
سئل گلنده تئز آينيسان / سئل بير ايکی بند آپارار
بند آپاراندا آينيسان / سئل دولانيب کند آپارار
چه ابلهانه و سخيفانه است که قيام عمومی و سراسری ملت آذربايجان را در حد اعتراض به يک طرح و مطلبی مندرج در يک روزنامه دولتی پايين آوردن. راستی اين کوتهبينی و اصرار لجوجانه و در عين حال وقيحانه در کوچک نشان دادن مسائل تا کجا و تا کی؟ آنان که هشدار اميد زنجان را در سال 73 تحت عنوان "فردا دير است!" را به تمسخر و هيچ گرفتند و هر ندای دلسوزانه و خيرخواهانه را با چماق پانتورکيست و تجزيهطلب کوبيدند و با سادهسازی مسائل پيچيده يک ملت هر گونه زمزمه هويتخواهی و عدالتطلبی و مطالبه حقوق اوليه و طبيعی را با انواع انگهای رنگارنگی که عمدتاً شايسته خودشان بود در گلو خفه کردند بهتر است امروز چشمان بسته و بخوابزده خود را کمی باز کنند تا ببينند نتيجه انکار واقعيتهای مسلم حقوقی و قانونی و عينی از طرف آنها در طول سالهای گذشته، اين مملکت را به کجا کشانده است.
و امروز آذربايجان بپا خواسته است. آذربايجانی که به گواه تاريخ به ندرت بپا میخيزد، اما وقتی برخواست تا به نتيجه نرسد از پای نمینشيند. امروز ملتی که از تبار بابک، شاه اسماعيل خطايی، کوراغلو، قاچاق نبی، مصطفی خان ميانجی، شيخ شاميل، شيخ محمد خيابانی، ثقة الاسلام، ستارخان، باقرخان، ميرجعفر پيشهوری، حکيمه بلوری، مهدی باکری، شفيعزاده، محمد اشتری، دادمانها و ... هستند، ملتی که در طول تاريخ اين مملکت را ايران کردند بيش از اين تحمل نخواهند کرد تا مهمانان شأن و حرمت صاحبخانه را تخريب و تحقير کنند.
چقدر بايد بخاطر اينکه کيان کشورمان آسيب نبيند کوتاه بياييم؟ از اين همه تحمل و خويشتنداری سوء استفاده تا کی؟ ديگر همه مرزهای ملی، دينی، اخلاقی و اصالت ملتی که ستون اصلی خيمه اين کشور رنجديده و در عين حال راست قامت میباشد مورد هجوم ناجوانمردانه قرار گرفته است: حق حيات، حق خود بودن و ابراز هويت، حق برخورداری از حداقلهای حقوق فرهنگی، اقتصادی و سياسی. کار بجايی رسيده است که حتی فرصتی برای طرح مسالمتآميز خواستهها در برابر خانه ملت داده نمیشود و با برخورد امنيتی و پليسی کمترين امکان تعامل مدنی و طرح مسائل از ما دريغ میشود. "هر چند از نظر من نسبت ايران به آذربايجان نسبت عموم و خصوص مطلق است و يکی بدون ديگری معنا ندارد و مسئله ايران مسئله آذربايجان و مسئله آذربايجان مسئله کل ايران است". اين هشدار کسی است که نزديک پنجاه ماه از بهترين ايام عمر خود را برای دفاع از آب و خاک و کيان اين کشور در جبهههای مختلف گذرانده و افتخار 30 درصد جانبازی را دارد.
آيا ما بيگانه شدهايم!؟ نگاهها و رفتارهای برتریطلبانه و تبعيضگرايانه و خودی-غيرخودی کردن اقوام ساکن ايران که نشانههای اعمال خط شوم يکسانسازی و يکدست کردن اجباری کشور متنوع و متکثرمان میباشد به حد کافی آسيب به ريشهها و پايههای وحدت و پايداری اين ممکلت زده است. تا خيلی دير نشده اقدام عملی برای آشتی ملی بسيار ضروری است.
- از کل مردم ايران و همه اقوام شريف ساکن در آن علیالخصوص از ملت غيور آذربايجان و ساير تورکزبانان ايران توسط بالاترين مقام اجرايی عذرخواهی شود.
- وزيران مربوط به اين مسئله در حوزه فرهنگی و امنيتی از کار برکنار و يا بهتر است خودشان استعفاء بدهند.
- عاملين خونريزی مردم شهرهای آذربايجان خصوصاً تبريز، اورميه، نقده، مشکينشهر و ... و کسانی که حکم شليک تير به سر و سينه ملت آذربايجان را دادهاند محاکمه و مجازات شوند.
- نگاه توطئهانديش و دشمن ديدن منتقدين کنار گذاشته شود.
- مشارکت کليه اقوام در مديريت کشور برجسته و عينیتر شود.
قلب و جسم آذربايجان اين شير بيشه هميشه تاريخ کشور مجروح و زخمی است. اين زخم مرحم میخواهد. مبادا بر آن نمک پاشيده شود! اينقدر اين ملت را کم شعور تصور نکنيد که به صرف گفتن بهبه و چهچه و بارکالله و ماشاء الله همه چيز تمام میشود.
اگر روزی به فکر بحث و گفتگوی منطقی شديد - چيزی که تاکنون لااقل برای يک بار هم شخصاً شاهد آن نبودهام – قطعاً نمايندگان طيفهای مختلف حرکت ملی آذربايجان با کمال ميل پيشنهادها و حرفهای خود را به طور شفاف و منطقی مطرح و دنبال خواهند کرد. قطعاً من ناچيز نيز به سهم خود برای چنين مهمی انجام وظيفه خواهم کرد. اين فرصت آخر را دريابيد! قبل از اينکه خيلی دير میشود.
ياشا ياشا آذربايجان / توپراقلارين لعل مرجان
پايدار باد کشور ايران
احمد حکيمیپور
hakimipour@gmail.com
8/3/1385
May 29, 2006
ابعاد خانه نشین شدن استادان دانشگاه
پیک ایران:
آفتاب- الناز انصاری: پشت در خانه برخی استادان پستچی بود که حکم بازنشستگی را آورده بود. بی هیچ اطلاع قبلی و بی هیچ برنامه تقدیری، این استادان خانه نشین شدند؛ آنان اساتید برجسته حوزه علوم انسانی بودند که دانشگاه هنوز به آنها احتیاج دارد و با آنها نفس می کشد. این بار اما صحبت دانشجویان نبود. دانشجویان پشت میزهای خود نشسته بودند و آرام و گاه با اضطراب به استقبال امتحانات خود می رفتند که خبر آمد که روز امتحان ، آخرین فرصت دیدار با برخی استادان خواهد بود.
موج سوم
اگر پس از انقلاب از اولین برخورد مقامات رسمی با اساتید در مقطع 16 آذر و اخراج 11 استاد برجسته از جمله مهندس بازرگان و دکتر سحابی بگذریم، موج کوتاهی برخاست و معدود اساتیدی را که با ساواک و دیگر نهادهای وابسته به رژیم پهلوی در ارتباط بودند را اخراج کرد.
کمی پس از این واقعه، دانشگاه ها با عنوان «انقلاب فرهنگی» تعطیل شد و تعداد زیادی از اساتید و دانشجویان که به نوعی همگام با انقلاب نبودند، کنار گذاشته شدند.
موج دوم در دهه 70 با اخراج دکتر سروش، دکتر کدیور، دکتر عبدالحسینی و.... بار دیگر اساتیدی را خانه نشین یا مهاجر کرد ، شکل گرفت و تا میانه دهه 80 و این روزها دیگر خبری از خانه نشین شدن اساتید خبری نبود.
مهاجران عزیز
اساتید بازمانده از تدریس، کوهی از دانش را با خود حمل کردند و بلیط اولین پروازهای اروپا و آمریکا را روی کیف هایشان گذاشتند.کسانی که علم بیش از سیاست در نگاهشان جاذبه داشت . این خروج نخبگان بود نه فرار مغزهای جوان.
«سعید مدنی» پژوهشگر اجتماعی در گفتگو با خبرنگار سیاسی آفتاب به این موضوع اشاره می کند و تاکید دارد که این مهاجرت حتی از منظر منافع ملی نیز بار منفی زیادی را به جامعه تحمیل کرده است.
او می گوید:«تعداد اساتید مطرحی که امروز در دانشگاه های معتبر اروپا و آمریکا تدریس می کنند، فاصله بسیار کمی با تعداد اساتید داخلی دارند و تقریبا این تعداد برابر است».
مدنی توضیح می دهد که «با خروج استادان برجسته از ایران،سرمایه هنگفتی به نام علم از ایران خارج شده و در دیگر نقاط جهان پخش شده است.در حالی که این سرمایه قطعا می توانست با رویکرد دیگری در کشور بماند و در راستای توسعه عملی و پیشرفت ایران استفاده شود.»
این روزنامه نگار ساحت علم در ایران را «همیشه مخدوش به نوعی ظن و بدگمانی» می داند که کشمکش دیرینه سال «تخصص و تعهد» بیشترین ضربه را به فضای علمی جامعه زده است.
سنت و مدرنیته
اخراج، عدم امکان تدریس بازنشستگی اجباری و هر برخورد دیگر با ریشه های حیاتی دانشگاه ها، یعنی اساتید ابعاد فکری دیگری نیز می تواند در خود بگنجاند. ابعادی که تفاوت ها در آن با سنتی تر شدن حاکمیت پر رنگ تر می شود.
«حجت شریفی» عضو شورای مرکزی سازمان ادوار تحکیم وحدت، بیش از هر چیز به رویکرد ایدئولوژیک و پایه های فکری این تغییر اشاره دارد و می گوید: «برخورد با استادان دانشگاه به نوعی برخورد با پایگاهها و خاستگاه های فکری است. دانشگاه به عنوان سمبل مدرنیته همیشه برخوردهایی را شاهد بوده است که سوابق روشنی نیز از آن موجود است.»
علم بهتر است یا سیاست
دکتر «حسن نمکدوست تهرانی»استاد نام آشنای دانشکده علوم ارتباطات بود و اعتراض به اخراج او زنگ اول این برخوردها را به صدا در آورد. در ادامه این روند،اساتیدی دیگری که هیچ گاه فرصت استاد رسمی شدن در دولت های پیش را نیز نیافته بودند با منع تدریس روبرو شدند.
دکتر درودیان، دکتر عاشوری، دکتر رئیس طوسی، دکتر ساعی، دکتر صفایی و دکتر عراقی استادان دیگری بودند که با تدریس در دانشگاهها خداحافظی کردند. قصه زمانی غم انگیز تر شد که دکتر ساعی گفت که دیگر علاقه ای به ادامه فعالیت در محیط متشنج و پرچالش دانشگاهها را ندارد.
خطرات مذاکره مستقیم آمریکا با ایران: تحلیل آیریش تایمز
رادیوفردا: نشریه آیریش تایمز در مقاله ای نوشت: به ناگهان انقلابیون ایران پیشنهاد مذاکره مستقیم با آمریکا داده اند، به ناگهان مضنون های همیشگی، مفسران اروپایی، لیبرال های آمریکایی، تحلیلگران ناراضی سیا و مادلین آلبرایت از دولت خواسته اند طعمه را بقاپد. عجیب نیست که رژیمی خودکامه چون ایران از نظر داخلی ضعیف و از نظر خارجی منزوی بخواهد فشار روی خود را کم کند، آنچه که عجیب است، استقبال عاجزانه دیگران از این پیشنهاد است. به نظر نویسنده پاسخ آمریکا برای نشستن پشت میز مذاکره مستقیم با ایران باید یک «نه» محکم باشد. این درست است که روسیه و چین موانعی ایجاد خواهند کرد، با این حال تحریم های همه جانیه از سوی آمریکا، اروپا و دیگر قدرت های اقتصادی می تواند اثر ویران کننده ای بر ایران و دیکتاتوری متزلزل روحانیون این کشور داشته باشد و همین ضعف دلیل پیشنهاد اخیر ایرانیان است. پیشنهاد مذاکرات یک تله است و باید به آن نه گفت، مگر به یک شرط؛ این که متحدان در صورت شکست مذاکرات، از حمله نظامی آمریکا یا نیروهای ائتلاف به ایران حمایت کنند
یکی دیگر از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر ربوده شد
دو روز است که از یکی از دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر هیچ خبری نیست.
عابد توانچه یکی از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر در دو روز گذشته هیچ خبری نیست. شایعاتی مبنی بر دستگیری وی وجود دارد.
مخالفت با حمایت نئونازی ها از تیم ملی فوتبال ایران
دوستان گرامی،
حزب ان.پ.د (NPD) آلمان که یک حزب نئونازیستی است، قصد دارد، در طول مسابقات جام جهانی فوتبال از تیم ملی کشورمان حمایت کند (اصل خبر را اینجا بخوانید). این حزب به داشتن سیاست های خشونت طلبانه، نژادپرستانه، ضدخارجی، ضدیهودی و ضدمسلمان شهرت دارد. ان.پ.د با بی توجهی به سهم میلیون ها خارجی در بازسازی آلمان پس از جنگ، خارجیان را عامل بدبختی این کشور می داند و خواستار اخراج آنها است. هواداران این حزب به خارجیان حمله می کنند و آنها را مورد ضرب و شتم قرار می دهند. زئیر ت. دانشجوی 27 ساله اهل توگو یکی از قربانیان این افراد است. دو نئونازی در روز 15 فوریه در شهر ماگدبورگ سگ خود را به زئیر حمله ور کردند و خود نیز، او را تا سر حد مرگ کتک زدند. گیازتین سایان، سیاستمدار ترکیه ای الاصل حزب سوسیالیست های آلمان هم یکی دیگر از جدیدترین قربانیان خشونت راستگرایان افراطی است. دو نئونازی چند روز پیش در شهر برلین او را به شدت کتک زدند و او را خون آلود راهی بیمارستان کردند. اکنون این افراد که در جامعه آلمان وجهه بسیار منفی دارند، می خواهند در طول مسابقات جام جهانی از تیم ملی ایران حمایت کنند. انتشار خبر مربوط به تصمیم حزب ان.پ.د، ما (گروهی از دانشجویان ایرانی مقیم آلمان) را بر آن داشت تا با نوشتن نامه ای سرگشاده به مسوولان حزب مذکور، به این تصمیم شان اعتراض کنیم. ما همچنین نامه دیگری را خطاب به سفیر ایران در آلمان تهیه کرده ایم و از او نیز خواسته ایم تا رسما به تصمیم ان.پ.د اعتراض کند. حتی تصور این صحنه که نئونازی ها روزی پرچم کشورمان را در دست بگیرند و از نام ایران برای مقاصد سیاسی خود سو استفاده کنند، وحشتناک است. برای اینکه شاهد چنین ماجرای اسفناکی نباشیم، از شما هموطنان گرامی می خواهیم تا با امضای دو نامه زیر اعتراض خود به تصمیم حزب ان.پ.د را اعلام کنید و نگذارید نام ایرانی با نازیسم و فاشیسم پیوند بخورد. شما با امضای نامه های زیر نشان می دهید که حمایت یک انسان صلح طلب و همنوع دوست برای تیم ملی کشورمان را به حمایت هزاران فرد خشونت طلب و نژادپرست ترجیح می دهید. به امید موفقیت تیم ملی ایران در بازی های جام جهانی بدون حمایت نئونازی ها!
ترجمه نامه نخست که برای حزب ان.پ.د نوشته شده، بدین شرح است:
خانم ها و آقایان محترم،
حزب شما اعلام کرده است، قصد دارد، به هنگام مسابقات جام جهانی فوتبال 2006 برنامه هایی را در حمایت از ایران و تیم ملی اش برگزار کند. ما بعنوان ایرانی با این تصمیم مخالفیم و از شما مصرا خواهش می کنیم که از تصمیم خود صرفنظر کنید. کشور و تیم ملی ما به حمایت یک حزب راستگرا مانند حزب شما نیازی ندارد. ما مردمانی هستیم با آگاهی تاریخی، از جنایات نازی ها در جنگ جهانی دوم مطلع هستیم و این جنایات را به شدت محکوم می کنیم. ما از تاریخ درس گرفته ایم و نمی خواهیم با یک حزب راستگرای افراطی مانند ان.پ.د سر و کاری داشته باشیم. ما نمی پذیریم که بعنوان ایرانی متحد حزبی معرفی شویم که هولوکاست (کشتار یهودیان در جنگ جهانی دوم توسط نازی ها) را بی اهمیت جلوه می دهد و علیه یهودی ستیزی و خارجی ستیزی نه تنها صریحا موضع نمی گیرد بلکه آن را می پذیرد و حتی مورد پشتیبانی قرار می دهد.
با احترام
ناگفتههای دون کورلئونه از انتخابات ریاست جمهوری (دوباره انتخابات شروع شد و حاج آقا به میدان آمد)

آفتاب: یکسال پس از تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم اکبر هاشمی رفسنجانی ناگفته هایی را از این انتخابات بیان می کند. رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام دلایل عدم شکایت خود را بیان می کند. او در ضمن از صدا و سیما و رفتار انتخاباتی آن نیز انتقاداتی را مطرح می کند. اکنون که یکسال از آن روزها می گذرد می توانیم به راحتی به قضاوت بنشینیم و عملکرد برخی را در ترازوی نقد بسنجیم. تاثیرات انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری آنچنان بود که اندکی پس از انتخابات برخی از اصولگرایان به انتقاد از رفتارهای انتخاباتی پرداختند و حتی از کمپ دولت خارج شدند و به انتقاد صریح از آن پرداختند.از جمله می توان به علی اکبر ناطق نوری رییس سابق شورای هماهنگی نیروهای انقلاب و احمد توکلی و محمد خوش چهره نمایندگان مجلس هفتم نام برد. این گفتگو توسط خانم ربابه باستانی انجام شده است و در کتاب "سوم تیر، واکنش ها به نهمین انتخابات ریاست جمهوری" آمده است. آفتاب بخش هایی از این مصاحبه را منتشر می کند.
آقای هاشمی رفسنجانی، جناب عالی بعنوان ذخیره انقلاب، یار همیشگی امام راحل و رهبر معظم انقلاب که حداقل 50 سال سابقه مبارزه در راه پیروزی و خدمت به انقلاب دارید، کاندیداتوری خود را برای نهمین دوره ریاست جمهوری با جمله »باید داروی تلخ نامزدی را بخورم» اعلام فرمودید، چه عواملی باعث شد که حضور خود را در انتخابات بعنوان نوشیدن داروی تلخ تلقی فرمایید؟ الان را چگونه می بینید؟
در مورد انتخابات ریاست جمهوری واقعا فکر می کردم که نباید بیایم، فکر می کردم آدم های خوب در کشور کم نیستند و نوبت آنهاست و ما باید کمک کنیم.
اصرار زیاد نخبگان جامعه بود که شما خودتان بخشی از آن را دیدید. حدود هفت تا هشت ماه گرفتار درخواست ها بودم و تقریبا هر روز در اینجا برنامه های جمعی داشتیم و فشار می آوردند. فکر می کردیم باید صبر کنیم و ببینیم نامزدهای انتخابات چه کسانی هستند. آیا انتخابات خوبی خواهیم داشت؟ آیا نتیجه انتخابات آنچه ما بعنوان مسئولان علاقه داریم، خواهد بود؟
در روزهای آخر به این نتیجه رسیدم که آن چیزی که انتظار داشتم، نیست. نه رقابت جدی خواهد بود و نه نتیجه معلوم است. البته آنهایی که مطرح بودند، از مدیران کشور بودند و ما با اینها کار کرده بودیم و در حدی که کار می کردیم، آنها را صالح می دانستیم، ولی بحث ریاست جمهوری آن هم در یک زمان خاص بحث دیگری است. به هر حال من قانع شدم که اگر بیایم، انتخابات را جدی تر می کنم و شاید انتخابات پرشوری برگزار شود. البته آن موقع فکر می کردم که رای می آوردم.
عقیده ام این بود که رای خواهم آورد و فکر می کردم امسال و سال های آینده دوره سختی در پیش داریم. به رغم درآمد بالای نفت، می دیدم که چیزهای زیادی کم است، به هر دلیل به این نتیجه رسیدم که بیایم. روزهای آخر تصمیم گرفتم. می دانستم برنامه ریزی برای تاثیر گذاری روی انتخابات صورت گرفته است. چون با خیلی از جاها آشنا هستم، ولی فکر نمی کردم در برابر من همچنین وضعی پیش بیاید.
الان آقای احمدی نژاد رئیس جمهور است و با ایشان همکاری می کنم و ما باید نتیجه انتخابات را بپذیرم و سعی کنیم با کسانی که در این دولت مسئولیت می پذیرند، همکاری و به آنها کمک کنیم تا کشور را از این مرحله عبور دهیم.
جناب عالی در اولین روز بعد از سوم تیرماه در پیامی اعلام فرمودید: «بنا ندارم که در مورد انتخابات شکایت به داورانی که نشان دادند نمی خواهند یا نمی توانند کاری بکنند، ببرم و شکایت خود را همانند مورد قبل فقط در دادگاه عدل الهی مطرح می کنم». جناب عالی با این مطلب روا ندانستید برای دفاع از خود شکایت از افراد، دستگاه و سازمانی را مطرح فرمایید، آیا در آینده نیز مصلحت نمی دانید این سکوت را پایان دهید؟
بنده صلاح نمی دانم در این شرایط که دشمنان ایران تلاش دارند حاکمیت و مسئولان نظام را نامشروع جلوه دهند، برگی به آن اضافه کنم. چون اگر آنچه را می دانم مطرح کنم، آنها بیشتر سوء استفاده می کنند. البته مطمئن بودم که اگر شکایت کنم، نتیجه درستی از آن به دست نمی آید. چون آنهایی که باید به شکایت رسیدگی کنند، خودشان مقصرند و در تخلفات شریک بودند که بحث جداگانه ای است. ممکن است عده ای فکر کنند که نتیجه هر چه باشد، خوب است که مردم بیشتر بدانند.
ولی من نمی خواهم به انقلاب آسیب برسد، من آمده ام که به انقلاب آسیب نرسد، و اگر الان بخواهم مسائل انتخابات را افشاگری کنم، درست بر ضد هدفی که وارد انتخابات شدم، نتیجه می گیرم. آنها هم می دانستند که من این کار را نمی کنم. همان مقدار که می شد در همان بیانیه که خواندید و شنیدید، آمده است و در این شرایط هم که تهدیدات جدی تر شده، قطعا چیزی بیان نمی کنم.
یکی از ویژگیهای نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری تخریب در کنار تبلیغات بود و ما شاهد بودیم گروه هایی نیز برای تضعیف شما در صحنه انتخابات با هزینه های میلیاردی، بستگان شما را ظالمانه تخریب کردند که شنیده شد جلسه ای برای رسیدگی به آن در شعبات دستگاه قضایی برگزار خواهد شد. آیا شما آنان را می شناسید و می دانید چه کسانی بوده اند؟ آیا نمی خواهید مردم آنان را بشناسند؟
قانون می گوید در تبلیغات نمی توان از نقاط ضعف گفت و باید چیزهای مثبت را بیان کرد. ولی در این دوره وضعی که پیش آمده، از صدا و سیما آغاز شده بود که از یک سال پیش تقریبا همه دستاوردهای انقلاب را زیر سوال برد.
نتیجه تبلیغات آنها این بود که در گذشته همیشه اشکال بوده و هر کسی در گذشته مسئول بود، باید جوابگو باشد که من بودم. چون بقیه نامزدها مدعی بودند، صدا و سیما این موارد را با یکجانبه نگری بیان می کرد، من هم می دیدم این کار جفا به انقلاب و مردم است که کسی از گذشته و مبارزات و کارهای انجام شده دفاع نکند، اما من یک نفر بودم و آنها تعداد کثیری بودند که دستشان باز بود، ولی به آنها تعرضی نمی کردم.
نمی خواستم انقلاب آسیب ببیند و می خواستم از انقلاب دفاع کنم که میدان سختی بود. باب دیگری هم که باز نکردند و شما به آن اشاره کردید، مساله تخریب بود، سابقه آن را در مجلس ششم دیده بودیم. در آنجا هم خیلی ناجوانمردانه عمل کردند. هم پول زیاد و هم وقت زیاد خرج کردند و در همه جای ایران مکررا بیانیه و CD پخش کردند و به هر شکلی که می شد، به همه خانواده ها رساندند. من هم می دانستم که چه کسی این کارها را می کند و به آنجایی که باید بگویم، می گفتم.
فکر می کردم که آنها باید جلوگیری کنند که نکردند و راه دیگری هم نبود. افراد مشخصی سردمدار بودند و عده زیادی هم برای این کار استخدام شده بودند. به هر حال تبلیغات انتخابات بشدت خلاف قانون بود که جای بحث نیست. قوه قضاییه، شورای نگهبان و وزارت کشور می توانستند جلوی آن را بگیرند و مقاومت کنند که کاری نکردند.
جناب عالی قبلا عنوان فرمودید که بعضی افراد نبایستی در ستادهای انتخاباتی فعالیت کنند و در نخستین نماز جمعه بعد از انتخابات هم به پاره ای مشکلات تحت عنوان «سربسته می گویم» اشاره فرمودید، آیا همواره مصلحت را رعایت می فرمایید و از آنان اسم نمی برید؟
موقع انتخابات تخلفات زیاد بود. گزارشی که ناظران ما در ستادها و مراکز رای گیری از تخلفاتی که انجام شد، به من گفتند، به صورت زنجیره ادامه دارد و هر روز اطلاعات مختلفی به من می دهند و هیچ روزی نیست که افراد متعدد از تخلفات گوناگون نگویند. این موارد جمع می شود و بالاخره روزی این موارد باید بیان شود.
آقای خاتمی، قبل از انجام انتخابات مرحله دوم از دخالت نیروهای نظامی و شبه نظامی در مراحل مختلف انتخابات به هر شکل و عنوان هشدار داده بود، آیا مصلحت نمی دانید در این باره نیز مطلبی بفرمایید؟
آقای خاتمی گزارشی به رهبری، قوه قضاییه و من دادند و از اشکالات انتخابات گفتند.
ایشان اشکالات را تقسیم کردند، بخشی مربوط به قبل از انتخابات است که در آن قسمت، بخشی از حقایق را گفتند که جزء تخلف های تبلیغاتی است، مستدل است و دستگاه قضایی باید رسیدگی کند. در مورد متن انتخابات و دخالت در رای گیری که مسئولیت خود ایشان بیشتر بوده، به نظر من، هم ایشان و هم وزارت کشور کوتاهی کردند. شورای نگهبان که حاضر نیست بپذیرد اشکالی بوده است.
آنها خودشان می دانند که چقدر اشکال بوده و ایشان به هر دلیل نخواسته این موارد را بگوید و من هم به ایشان اعتراض نمی کنم. چون همین طور که از دیگران حمایت می کنم از ایشان که هشت سال زحمت کشیدند، حمایت می کنم و مایل نبودم که ختم کارهای ایشان با یک انتخابات ضعیف پایان یابد، خودشان گفتند که «من می خواهم آخرین کارم یک انتخابات خوب باشد» و جزء برنامه های جدی دولت قلمداد شده بود که شما هم در میدان بودید و موارد را حس کردید. باید با پرسش از آقای خاتمی و موسوی لاری آنها را بنویسید.
جناب آقای هاشمی رفسنجانی،مردم نه اینکه هر روز شما را می بینید، بلکه با شناختی که از جناب عالی دارند، آمده بودند تا با تشکیل ستاد و اطلاعیه و بیانیه به شما رای دهند و در مرحله دوم تمام نیروهای اصلاح طلب روشنفکر، اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، شخصیت های مذهبی و محافظه کاران سنتی یکپارچه و یک دل نه تنها با تشکیل یک ستاد بلکه به عنوان ضرورت تاریخی حول و حوش نامزدی جناب عالی سخن گفتند. به طوری که در فرصت چند روز مانده به سوم تیر ماه مجالی برای درج و انتشار بیانیه ها نیز نبود و حتی آنان که خواستار پاسداری از رای شما بودند، موفق به دریافت کارت بازرسی در پای صندوق های رای نشدند، آنان در حالی که اسم شما را فریاد می زدند، شاهد بودند که فرد دیگری انتخاب شد،ولی شما پژواک صدای آنان را شنیدید و از آن به عنوان «وفاق ملی» یاد فرمودید. آیا به همین خاطر مصمم هستید جبهه اعتدال را متشکل از میلیون ها نفری که به شما رای دادند و برنامه شما را به عنوان اصلاح طلب قبول داشتند و ریاست جمهوری شما را می پسندیدند، تشکیل دهید؟ لطفا در این باره بفرمایید.
هیچ کس نباید نسبت به نتیجه انتخابات احساس ناراحتی کند. چون اقدام برای انجام وظیفه ملی خود پیروزی است. تفکر اعتدال را نیز از پیش از انقلاب در ذهن داشتم. افرادی را که به صورت افراطی مبارزه می کردند، به اعتدال دعوت می کردیم.
با تندروی های بعضی از اسلامی ها و مارکسیست ها مواجه بودیم. بعد از انقلاب هم اینگونه بود. در دو جریان چپ و راست کشور حالات افراط بود و فکر می کردم که می توان این دو جریان را با روحیه اعتدال به هم پیوند داد. همیشه در شورای انقلاب، مجلس و دولت همین نقش را داشتم و سعی می کردم نیروهای معتدل از دو جریان را همراه خودم داشته باشم در حزب جمهوری هم همین مسائل را داشت.
عنوان اعتدال برای من چیز جدیدی نیست. ولی در این انتخابات کمی جدی شد. جریان های موجود نامزدهای خودشان را داشتند و نیروهای معتدل دنبال من بودند و با من کار می کردند که احزاب، انجمن ها و نهادها از جمله آن هستند.
بحث جبهه اعتدال هم از اینجا پیدا شد که در ایام انتخابات یک شب به شورای سیاستگذاری ستادها رفتم که دکتر حبیبی آن را اداره می کردند. جلسه آنها در دفتر مجمع متخصصین برگزار شده بود. سالن بزرگی بود و جمعیت قابل توجهی جمع شده بودند. شخصیت هایی را که در طول دوران انقلاب دیده بودیم،در آنجا جمع بودند و چشم انسان را حسابی پر می کرد. همه آنها برای خودشان شخصیت بالایی داشتند، ولی در انتخابات به جهت ضرورتی که احساس کرده بودند، با هم جمع شده بودند.
یکی از حرف های آنها این بود که ترکیب خوبی درست شده و نباید بگذاریم بعد از انتخابات متفرق شوند و من هم آن را تأکید کردم. حرف من این بود که می توانم کمک کنم تا آنها بمانند. در بین آنها از همه گروه ها و جناح ها بودند. مدیر بازنشسته، فرهنگی ها، صنعتگران و تمام اقشار را در آنجا دیدم به آنها گفتم که شما خودتان به فکر باشید که این جمعیت را حفظ کنید و من هم حمایت می کنم.
این مسأله گذشت تا موقع رای گیری مرحله دوم که رفتم رای بدهم، آنجا از من پرسیدند در مرحله اول علایمی پیدا شده بود که نمی گذارند در مرحله دوم پیروز شوم و صاحبنظران فهمیده بودند و خبرنگاران حساس هم می دانستند، آنان می پرسیدند اگر رئیس جمهور نشدید، چگار خواهید کرد؟ آیا کنار می روید یا در صحنه می مانید؟ گفتم می مانم، چه رئیس جمهور بشوم و چه نشوم، یکی از کارهایم این است که نگذارم نیروهای معتدل دچار تشتت شوند و از آنان حمایت می کنم. بعد از اینکه وضع روشن شد، جلسه ای شبیه جلسه قبلی در مرکز تحقیقات استراتژیک برگزار شده بود و مسئولان ستادها جمع شده بودند، به آنجا رفتم و صحبت کردم.
گویا قبل از اینکه من وارد جلسه شوم، آنها وارد بحث شده بودند که جبهه اعتدال را راه اندازی کنیم. من هم صحبت کردم و گفتم این مسأله را جدی بگیرید. منتها با تجربه ای که از حزب جمهوری و... داشتم، نکاتی را به آنها گفتم که اولا از نقطه مطمئن شروع کنید، ثانیا اساسنامه ای بنویسید که محکم باشد و راه های اختلاف و درگیری و تشتت را ببندد. ثالثا مواضعی را مشخص کنید که روی چه چیزی متحد شدید. این سه موضوع را به آنها گفتم که آماده کنند، من هم حمایت خواهم کرد. هنوز منتظرم اساسنامه و مواضع و مواردی را که در قدم اول نیاز است، تهیه و مشخص کنند. فکر می کنم الان تشکیل این جبهه ضروری است.
نيويورك تايمز: ايران فعاليتهاى غنىسازى اورانيوم را كاهش داده است
رادیو آلمان:
نيويورك ـ خبرگزارى فرانسه: به موجب گزارش روزنامهى آمريكايى ”نيويورك تايمز“، ايران فعاليتهاى غنىسازى اورانيوم را بطور قابل ملاحظهاى كاهش داده است. اين روزنامه در شمارهى امروز خود ضمن درج اين مطلب، هدف احتمالى اين اقدام را تلاش مقامات جمهورى اسلامى جهت كاهش تنشهاى ايجاد شده با جهانيان بر سر برنامهى هستهايش خواند. در گزارش همچنين افزوده شده كه هدف ديگر حاكمان ايران از كاهش فعاليتهاى غنىسازى ممكن است، هموار كردن راه براى مذاكره مستقيم با آمريكا باشد. با وجود اين مقامات آمريكايى تاكنون حاضر به انجام گفتگوى مستقيم با نمايندگان ايران نشدهاند.
كارشناسان هستهاى، همچنين احتمال مىدهند كه كاهش فعاليتهاى غنىسازى اورانيوم ممكن است بدليل وجود نقص فنى صورت گرفته باشد.
آيا ايران در رابطه با غنىسازى اورانيوم عقبنشينى كرده است؟
رادیو آلمان:
طبق گزارش «واشنگتن پست» سازمانهاى مخفى آمريكا ماههاست مبادلات بانكى رهبران جمهورى اسلامى در جهان را زير نظر گرفتهاند
طبق گزارش خبرگزارى فرانس پرس، پنج عضو دائمى شوراى امنيت بهاضافه آلمان مىخواهند فردا (سهشنبه ۳۰ مه) در كنفرانسى تلفنى، مذاكرات خود در رابطه با پيشنهاد مشوقهايى به ايران را ادامه دهند. اين در حالىست كه خبرهايى دال بر توافق «اصولى» ايران با توقف چندسالهى غنىسازى اورانيوم، در ازاى بستن معاهدهاى با كشورهاى غربى مطرح شده و نيز برخى رسانهها از محدود شدن غنىسازى در ايران و عقبنشينى جمهورى اسلامى سخن مىگويند.
طبق اظهارات مقامات دولتى روسيه، قدرتهاى داراى حق وتو در شوراى امنيت سازمان ملل متحد، آمادهاند تا امكان برخوردارى و استفاده صلحآميز انرژى هستهاى را به ايران بدهند. بر اساس گزارش خبرگزاريهاى روسى، سرگئى لاوروف وزير خارجه روسيه در برابر نمايندگان شوراى اروپا اعلام كرد كه در مقابل، رهبرى ايران بايستى براى همكاريهاى همهجانبه با آژانس بينالمللى انرژى اتمى، از خود آمادگى كامل نشان دهد.
طبق گفته لاوروف روسيه، چين و آمريكا نيز از پيشنهاد ترويكاى اروپايى متشكل از آلمان، فرانسه و انگلستان براى حل مناقشه اتمى ايران حمايت مىكنند.
سه كشور اروپايى مىخواهند با بستهاى پيشنهادى كه آميختهاىست از مشوقها و تهديدها، دولت ايران را ترغيب كنند تا به غنىسازى مناقشهبرانگيز اورانيوم در خاك خود پايان دهد.
اين در حالىست كه به نقل از خبرگزارى دولتى ايرنا، ديروز / يكشنبه ٢٨ مه / آيتاله على خامنهاى رهبر مذهبى ايران، عقبنشينى از مواضع تاكنونى جمهورى اسلامى در حوزه انرژى هستهاى را «صددرصد ضرر» خواند. محمود احمدىنژاد رييس جمهورى اسلامى ايران نيز در گفتگويى با مجله آلمانى «اشپيگل» از جمله تاكيد كرد كه ايران «تصميم خود را براى استفاده از فناورى صلحآميز هستهاى گرفته است». همچنين غلامحسين الهام سخنگوى دولت امروز تصريح كرد كه جمهورى اسلامى كماكان حاضر نيست از حق استفاده صلحجويانه از انرژى اتمى صرفنظر كند.
در چنين شرايطى «واشنگتن پست» گزارش داده است كه در صورت عدم همكارى ايران با جامعه جهانى، آمريكا قصد دارد ژاپن و اروپا را ترغيب كند تا عليه رهبرى ايران دست به اعمال تحريمهاى مالى گستردهاى بزنند. «واشنگتن پست» در شماره امروز خود به نقل از مقامات دولتى آمريكايى گزارش مىدهد كه در چنين شرايطى قرار است حسابهاى بانكى و نيز ديگر دارايىهاى سران حكومت ايران در خارج از كشور مسدود شده و ارتباط دولت ايران با بازارهاى جهانى قطع شود.
بر اساس همين گزارش، سازمانهاى مخفى و اطلاعاتى آمريكا اينك ماههاست كه تمامى تبادلات بانكى رهبران جمهورى اسلامى و نيز روابط آنها با بنيادهاى خيريه در جهان را زير نظر گرفتهاند. طبق گزارش «واشنگتن پست» اعمال چنين تحريمهايى عليه ايران مىتواند براى موتلفان آمريكا زيانهاى مالى شديدى را بههمراه داشته باشد.
همزمان با «واشنگتن پست» روزنامه «نيويورك تايمز» از محدود كردن غنىسازى اورانيوم توسط ايران و نوعى عقبنشينى در غنىسازى خبر داد. «نيويورك تايمز» گزارش مىدهد كه ديپلماتهاى اروپايى اين خبر را در گفتگوهاى خود با كاخ سفيد و وزارت خارجه آمريكا عنوان كردهاند. طبق گفته اين ديپلماتها، احتمالا هدف ايران از اين اقدام، فرونشاندن نسبى موج فشارهاى بينالمللى در رابطه با مناقشه هستهاى و نيز امكانپذير كردن مذاكره مستقيم با آمريكاست. البته كارشناسان هستهاى در غرب، وجود مشكلات فنى را در اين محدوديت منتفى ندانستهاند.
لیست احتمالی کاندیداهای مجلس خبرگان در «انتخاب»
انتخاب : با نزدیکی به انتخابات دوره چهارم مجلس خبرگان، تلاش گروه های مختلف جهت تهیه و ارائه لیست از کاندیداهای احتمالی این مجلس آغاز شده است.
خبرگزاري انتخاب : با نزدیکی به انتخابات دوره چهارم مجلس خبرگان، تلاش گروه های مختلف جهت تهیه و ارائه لیست از کاندیداهای احتمالی این مجلس آغاز شده است.
یک منبع نزدیک به جامعه روحانیت مبارز تهران در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری «انتخاب» اعلام داشت که تعدد کاندیداها و نامزدهای احتمالی این تشکل و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم جهت حضور در انتخابات آتی مجلس خبرگان ، شورای مرکزی این گروه را با مشکل مواجه ساخته است.
وی اضافه کرد: چنانکه در آخرین رایزنیها و جلسات این گروه ، اسامی کاندیداهایی که برای انتخابات استان تهران به این جامعه معرفی شده اند از مرز 40 نفر گذشته است که 8 نفر از آنان را آقایان مصباح یزدی ، غرویان ، پارسانیا ، سید مهدی میرباقری و...تشکیل داده که بیشتر این افراد از شاگردان مصباح یزدی محسوب می شوند .
این منبع نزدیک به جامعه روحانیت مبارز ضمن تکذیب لیست جدای آیت الله مصباح یزدی گفت: در دوران رقابت های انتخابات، قرار نیست جریان سومی متشکل از شاگردان اقای مصباح تشکیل شوند، اما تشکیل این جریان در آغاز به کار مجلس، حتمی به نظر می رسد.
وی همچنین تصریح کرد: از آنجایی که برای «تهران بزرگ» بایستی 15 نفر معرفی شود لذا فراوانی افرادی که خواستار حضور در لیست جامعه روحانیت مبارز شده اند اعضای این تشکل ها را با سردرگمی مواجه ساخته است.
وی گفت: در گمانه زنی ها برای تهیه لیست این گروه ها برای استان تهران از افراد ی همچون حضرات آیات جوادی آملی ، مشکینی ، جنتی ، مهدوی کنی ، مصباح یزدی ، امامی کاشانی ، محمد یزدی ، تهرانی، سید احمد خاتمی ، هاشمی رفسنجانی ، دری نجف آبادی ، محمدی نیک ری شهری، شاهرودی ، خزعلی ، حسن روحانی ، خرازی ، قائم مقامی ، حسینی،معرفت ، موحدی کرمانی ، امینی، سبحانی، طاهری خرم آبادی، لاریجانی ، مومن، فلاحیان ،نمازی، مقتدایی، تسخیری، محمدی عراقی، رسولی محلاتی ، گیلانی و سعیدی نام برده شده است. اگرچه تاکنون حضور آقایان جوادی آملی ، مهدوی کنی و مشكینی قطعی نشده است.
وی در عین حال گفت: جامعه روحانیت مبارز از بیشتر این افراد خواسته است تا از دیگر استان ها کاندیدا شوند.
شنیده ها حاکی از آنست که در دیگر سوی این جریان و در مجمع روحانیون مبارز ، مجمع مدرسین حوزه علمیه قم و گروه های اصلاح طلب ، این گروه ها به شدت بدنبال افرادی هستند که در عین حالی که دارای اجتهاد مجزا باشند، به مرامنامه این تشکل ها نیز وفادار و متعهد باشند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری «انتخاب»، در گمانه زنی ها برای تهیه لیست مجمع روحانیون مبارز برای استان تهران از افرادی همچون حضرات آیات توسلی ، بیات زنجانی ، امام جمارانی ، جوادی آملی، مجید انصاری ، سید محمد خاتمی ، موسوی بجنوردی ،سید محمد خوئینی ها ،هاشم زاده هریسی ، موسوی زنجانی ، رحمانی ،هاشمی رفسنجانی ، حسن روحانی ،حسن خمینی ، هاشمی شاهرودی، موسوی تبریزی، محمد جوادحجتی کرمانی ،قمی ، امینی ، محقق داماد و ایازی نام برده شده است.
بابراين گزارش، اگرچه تاکنون آقایان توسلی، خاتمی و خوئینی ها از اعلام حضور امتناع نموده اند، ولی منابع نزدیک به مجمع روحانیون مبارز اعلام کرده اند، در صورتی که شورای نگهبان قانون اساسی از طریق سابق خویش، جهت حذف کاندیداهای این تشکل و گروه های اصلاح طلب تجدید نظر نماید، ممکن است این افراد سرشناس در انتخابات شرکت می کنند.
در لیست مجمع روحانیون و جامعه روحانیت مبارز تهران اسامی مشترکی همچون جوادی آملی ،هاشمی رفسنجانی ، حسن روحانی و هاشمی شاهرودی به چشم می خورد.
بیانیه دانشجویان معترض دانشگاه شهید چمران اهواز
در راستای اتفاقات اخیر دانشگاه شهید چمران اهواز که ناشی از فضای امنیتی حاکم بر دانشگاه در طی چند ماهه گذشته که به تحصن و تظاهرات در دانشگاه انجامید می باشد، ذکر چند نکته ضروری به نظر می رسد:
۱. فضای حاکم بر دانشگاه مختص و منحصر به دانشگاه شهید چمران نیست بلکه در تمام دانشگاههای کشور و حتی در سطح جامعه در حال اعمال شدن است که موجب اعتراضات گسترده ای در سایر دانشگاه های کشورنظیر دانشگاه شهید رجایی، امیر کبیر، تهران و …گشته است.
۲. در جلسه دانشجویان معترض و برخی مسئولان دانشگاه ، با بیان این که ما مطیع دستورات و قوانین اعمالی از سوی سطوح بالایی قدرت هستیم دانشجویان را متوجه ساختار قدرت و تغییرات مدیریتی صورت گرفته پس از انتخابات ۳ تیر کردند.مسئولان دانشگاه به جای پرداختن به مطالبات دانشجویی عملا روی به ارشاد و امربه معروف و نهی از منکر آوردند و در جایگاهی فراتر از شان اجرایی خود به حیطه ای وارد شدند که نه تنها هیچ ارتباطی با اتفاقات اخیر نداشت که تنها این اقدامات غیرقانونی و برخلاف مصالح دانشجویان را توجیه می کرد. آن چه در این جلسه به چشم می آمد عدم درک صحیص مطالبات دانشجویی،نیازها و معضلات دانشگاه بود که البته هیچ گفته ای که نشان از تلاش جهت رفع آنان باشد شنیده نشد.
٣. اگر چه اعتراضات دانشجویی از برخورد خشونت آمیز حراست دانشگاه با یک دانشجو و اهانت به دانشجویان دختر به بهانه ی پوشش ظاهری و … آغاز شد اما مسایل دیگری را نیز به حوزه مطالبات دانشجویی وارد کرد.مسایلی از قبیل اعمال نفوذهای مسئولین دانشگاه در برگزاری انتخابات انجمن اسلامی و سپس انتخابات شورای صنفی، جلوگیری از برگزاری جلسات و سخنرانی های سیاسی فرهنگی در سطح دانشگاه، طرح تفکیک جنسیتی،امنیتی شدن فضای دانشگاه،افزایش اختیارات حراست و ماموران آن تا مرز اهانت و برخورد فیزیکی،لغو اردوهای تفریحی،اعمال محدودیت در فعالیت های فرهنگی و کانون های دانشگاه.
٤. در جلسه دانشجویان معترض جمع کثیری از نیروهای وابسته به تشکل های بسیج دانشگاه و نیروهای لباس شخصی حضور داشتند که از هر فرصتی برای ملتهب کردن فضا و ایجاد درگیری استفاده می کردند.این اقدام آن ها اگر چه با هشیاری دانشجویان به جایی نرسید اما خطر برخوردهای فیزیکی و خشونت آمیز و صدور احکام انضباطی _ چیزی که مسبوق به سابقه است_ را هم چنان جدی نگه می دارد.
٥. فضای کنونی حاکم بر دانشگاه در حال نهادینه شدن است. در صورت نهایی شدن این امر ماهیت اعتراضات با آنچه اکنون وجود دارد متفاوت خواهد بود. در واقع استحکام چنین فضایی که به قول ریاست دانشکده ی مهندسی حالت گذار خود را می گذراند دانشجویان را با فضایی روبه رو می کند که نه تنها به عنوان دانشجو به حساب نمی آیند که موجودیت شان در لابه لای دستورات و نظارت گسترده ی دستگاه های مختلف درون و بیرون دانشگاه گم می شود.مدیریت جدید آموزش عالی رویکردی را برگزیده اند که به خاموشی فعالیت های اعتراض آمیز،تجاوز به حریم خصوصی دانشجویان،نظارت و اعمال سلیقه در کلیه ی فعالیت های دانشجویی،نبود آزادی بیان ،از بین رفتن روح پرسش گری و حاکم شدن سکوت قبرستانی منجر می شود.
۶. دانشجویان آزادی خواه نسبت به چنین رویکردی در دانشگاه شهید چمران اهواز و نتایج آن هشدار می دهد و تلاش هایش را در راستای مقابله با آن تا به نتیجه رساندن خواست ها و مطالبات خود ادامه می دهد و در این بین مسئولان دانشگاه را از برخوردهای خشونت آمیز و صدور احکام انضباتی برحذر می دارد.
دانشجویان آزادی خواه
دانشگاه شهید چمران اهواز
بررسی علل بروز ناآرامی در شهرهای آذری زبان ایران: نظر سه تحلیلگر
رادیوفردا:
در میزگرد ویژه بررسی رویدادهای چند روز گذشته در استان های آذربایجان امروز شنبه، سه آذری زبان میهمان رادیو فردا هستند. در تبریز علی حامد ایمان مدیرمسئول نشریه توقیف شده شمس تبریز و مدیر سایتی به همین نام می گوید: این کاریکاتور تنها بهانه ای شد برای قیام مردم ترک زبان و حاکی از این است که ملت آذربایجان نزدیک به یک قرن است تحت استیلای سیاست های نژادی فارس قرار دارد. حسن شریعتمداری فرزند مرحوم آیت الله سیدکاظم شریعتمداری و از موسسین حزب جمهوری خلق مسلمان، می گوید: ممکن است حکومت ها به دلایلی دیدی تبعیض گرایانه به حاشیه داشته باشند، ولی این سیاست از سوی قومی به نام فارس علیه ترک، یک بدبینی تاریخی است که در نتیجه دیکتاتوری ایجاد شده. حسن فرهودی نیا استاد گروه حقوق دانشگاه تبریز و عضو کانون وکلای دادگستری آذربایجان شرقی و اردبیل می گوید: اکثریت مردم و فعالان آذری مخالف با تجزیه طلبی هستند، اگرچه عده خیلی کمی از این اعتراض ها سوءاستفاده می کنند.
امير مصدق کاتوزيان صدا | (wma) [ 25:26 mins ]
امیرمصدق کاتوزیان (رادیو فردا): در میزگرد ویژه بررسی رویدادهای چند روز گذشته در استان های آذربایجان شرقی و غربی امروز شنبه، سه آذری زبان میهمان رادیو فردا هستند. در تبریز علی حامد ایمان مدیرمسئول نشریه توقیف شده شمس تبریز و مدیر سایتی به همین نام که مطالبات آذربایجانی ها را تحت عنوان حرکت ملی آذربایجان دنبال می کند و پیش از این نیز مقالاتی را در ارزیابی مثبت از تاریخ فرقه دموکرات آذربایجان به چاپ رسانده است. باز هم در تبریز حسن فرهودی نیا استاد گروه حقوق دانشگاه تبریز و عضو کانون وکلای دادگستری آذربایجان شرقی و اردبیل، نهادی که کمیسیون حقوق بشر آن روز پنجشنبه در بیانیه ای خواستار مطالبات قومی آذربایجانی ها و ترک زبانان ایران شد. و بالاخره در هامبورگ حسن شریعتمداری فرزند مرحوم آیت الله سیدکاظم شریعتمداری مرجع تقلید پرنفوذ خطه آذربایجان و همچنین از موسسین سابق حزب جمهوری خلق مسلمان، تشکلی که پس از انقلاب تشکیل و ظرف چند ماه منحل شد. ابتدا این پرسش مطرح می شود که اعتراضات هفته گذشته که ابتدا از دانشگاه ها در تهران، قزوین، همدان، تبریز و چند شهر دیگر آغاز شد و بعد به ناآرامی هایی در تبریز و چند شهر دیگر آذربایجان غربی و شرقی کشید، آیا اعتراض به چاپ کاریکاتور روزنامه ایران بود؟
علی حامد ایمان: این کاریکاتور تنها بهانه ای شد برای قیام مردم و دانشجویان ترک زبان در سراسر ایران. جرقه ای بود که باروت حرکت ملی آذربایجان زده شد و حاکی از این است که ملت آذربایجان نزدیک به یک قرن است که تحت استیلای سیاست های نژادی فارس قرار دارد و بسیاری از ثروت های مادی معنوی خودش را در طول این سالیان از دست داده و به همین خاطر در طول یکصد سال اخیر حداقل به عنوان شهروند درجه دو تلقی شده.
حسن فرهودی نیا: من هم معتقدم کاریکاتور روزنامه ایران یک بهانه ای را در اختیار کسانی قرار داد که به دنبال یک جرقه ای بودند که اعتراضات مدنی خودشان را اعلام کنند.
حسن شریعتمداری: من هم قبول دارم که این کاریکاتور یک بهانه بود، ولی در نتیجه گیری آقای ایمان که معتقدند این یک سیاست نظام یافته است که قوم فارس علیه قوم ترک اعمال می کند، مخالف هستم. ممکن است حکومت ها به دلایلی دیدی تبعیض گرایانه به مرکز و حاشیه داشته باشند و نسبت به اقوام، ولی این سیاست از سوی قومی به نام قوم فارس علیه قوم ترک، یک بدبینی تاریخی است که در نتیجه دیکتاتوری عارض اقلیت های قومی و ملیت های مختلف در ایران شده و باید ما به سمت یک سیاست همگرایی در ایران برویم، زیرا منافع ملی تک تک آحاد ایرانی ایجاب می کند بتوانند در یک واحد جغرافیایی به نام ایران با هم بدون کینه های قومی زندگی کنند. سیاست را بر اثر کینه و نفرت نمی شود شکل داد. از این سیاست سلبی همه چیز در می آید جز دموکراسی و اگر هدف دوستان ما در آذربایجان استقرار یک دموکراسی است، چنین تجمعی از مردم بر اساس نفرت و کینه های قومی یک دیکتاتوری بزرگ را حداکثر تبدیل به چند دیکتاتوری کوچک می کند.
ا . م . ک: از مشروطه به این سو آذربایجان به عنوان خطه ای از ایران بوده که پیشتاز همان جنبش بود و صاحب تاثیر در اقتصاد و بازار ایران بوده، مسئولان ارشد سیاسی و نظامی مملکتی و رده های دیگر را تحویل کشور داده و می دهد. در کنار اینها آیا مسائلی که اکنون شاهدش هستیم، یادآوری رویدادهای پس از جنگ دوم جهانی در این خطه و اقدامات فرقه ای دموکرات آذربایجان است؟
علی حامد ایمان: ملت آذربایجان یکصد سال است که در رابطه با به دست آوردن حقوق اولیه خود تلاش دارد و اگر ما مشروطیت را به نوعی تبلورگاه این خواستگاه در نظر بگیریم، از آن تا زمان تا کنون، قیام ها، انقلاب های متعددی در این منطقه روی داده و تمام اینها را در یک راستا تجزیه تحلیل می کنیم. ولی از نظر مقطعی هر جنبشی خواسته های خودش را دارد.
حسن فرهودی نیا: من شخصا اعتقاد دارم حتی حرکت سال 1324 هم تجزیه طلبانه نبود. اگر بخواهم خیلی ساده جواب دهم، می گویم این واقعا واهمه ای است که ایجاد شده در حرکات اخیر و کسانی که در تبریز فعال هستند، اصلا خواهان تجزیه نیستند. ممکن است کسانی باشند که خواستار چنین چیزی باشند، ولی اکثریت مردم آذربایجان و به طور کلی ترک زبان ها هیچ تضاد و تعارضی را بین خود و فارس ها نمی بینند و دوم این که به لحاظ میل به منافع و مقامات اجرایی، ترک زبان مشکلی نداشتند در جمهوری اسلامی و آن محدودیت هایی که در رابطه با کردها مثلا اعمال می شود در رابطه با ترک زبان ها نیست. آنچه که واقعیت دارد این است که برخی مرکزنشینان به دلایلی مایل نیستند زبان و ادبیات آذری و ترکی به طور مشخص خوانده شود و آموخته شود.
حسن شریعتمداری: من هم در آذربایجان جز اقلیت بسیار محدودی را حتی در مرحله تخیل تجزیه طلب نمی دانم و اغلب آذربایجانی ها این واقعیت تاریخی را می دانند که از تشکیل دهندگان و بنیانگذاران همه نهادهای اجتماعی در ایران هستند و در همه مناصب قدرت و اجتماعی حضور موثر دارند. ولی اولا به دلایل مهم تاریخی این مرکز گرایی و سانترالیسم باعث شده حکومت های ما واهمه دارند از این که حاشیه نشین ها و اقوام دیگر و ملیت های دیگر بتوانند انکشاف زبان مادری را آزادانه داشته باشند. ولی واقعیت این است که نظام حاکم بر ایران شانس مساوی هم برای ترقی اجتماعی در آذربایجان نداده و سرمایه گذاری کافی نکرده و این مرکزگرایی باعث شده مانند روسای قبایل، امتیازهای مادی را فقط صرف منطقه خود کنند و این تبعیض را مردم آذربایجان حس می کنند.
متن کامل گفتگوی اشپیگل با احمدی نژاد: ما مصمم هستیم! مقدمه و ترجمه: الاهه بقراط
گویانیوز:
از زمانی که احمدی نژاد به ریاست جمهوری رسیده "اشپیگل" تلاش می کند با او گفتگویی انجام دهد. روز پنجشنبه ۱۹ ماه مه از تهران خبر موافقت با این گفتگو رسید. چهار روز بعد سه خبرنگار اشپیگل با وی در محل کارش ملاقات کردند. گفتگو خیلی زود راه خودش را پیش گرفت و با تردید احمدی نژاد نسبت به وجود هولوکاست و حق موجودیت اسراییل، گفتگوی برنامه ریزی شده به یک صحبت جدلی تبدیل شد
• اشپیگل: شما روی بشکه باروت نشسته اید، آقای پرزیدنت!
• احمدی نژاد: ما نگران سربازای آمریکایی هستیم که در عراق کشته میشن!
مجله اشپیگل در شماره تازه خود (29 مه) با چاپ عکسی از احمدی نژاد گفتگوی مفصلی را با او منتشر کرده که روز 23 مه در تهران انجام شده است. تیتر روی جلد اشپیگل با اعلام خبر این گفتگو چنین است: «مردی که جهان از او می ترسد». در صفحات مصاحبه چند عکس از احمدی نژاد از جمله عکسی از دوران جوانی او و هم چنین عکسی به هنگام گفتگو چاپ شده در حالیکه روی صندلی مجلل ریاست جمهوری فرو رفته و پاهایش به زور به زمین می رسد. هیئت تحریریه اشپیگل درباره چگونگی انجام این گفتگو در صفحه نخست مجله چنین می نویسد:
«این مرد برای بیشتر سیاستمداران جهان یک معماست. کمتر کسی از جهان سیاست با وی ملاقات کرده است. با این همه نام او که برای بسیاری قابل تلفظ نیست مترادف خطر یک جنگ اتمی است. محمود احمدی نژاد 49 ساله که از ماه اوت 2005 رییس جمهوری اسلامی شده است با سخن سرایی علیه اسراییل و آمریکا و غرب بطور کلی و با انکار هولوکاست و بیش از همه اصرار او برای تبدیل شدن به یک قدرت اتمی نقش دشمن شماره یک جهان را بر عهده گرفته است. مذاکرات مداوم با کشورهای اروپایی، روسیه و چین درباره کنترل برنامه های اتمی جمهوری اسلامی از زمان آغاز ریاست جمهوری او به شدت دشوار شده است. در این میان، جرج بوش رییس جمهوری آمریکا در صورت لزوم به فکر امکان حمله نظامی به تأسیسات اتمی ایران است. بعلاوه از تهران خبرهای تهدید آمیز می رسد که با هزاران عملیات انتحاری به حمله نظامی پاسخ داده خواهد شد. به راستی، این مرد که جهان از او می ترسد کیست؟

از زمانی که احمدی نژاد به ریاست جمهوری رسیده «اشپیگل» تلاش می کند با او گفتگویی انجام دهد. روز پنجشنبه 19 ماه مه از تهران خبر موافقت با این گفتگو رسید. چهار روز بعد سه خبرنگار اشپیگل با وی در محل کارش ملاقات کردند. گفتگو خیلی زود راه خودش را پیش گرفت و با تردید احمدی نژاد نسبت به وجود هولوکاست و حق موجودیت اسراییل، گفتگوی برنامه ریزی شده به یک صحبت جدلی تبدیل شد. با وجود مواضع اساسا متناقض دو طرف، فضای گفتگو کاملا آرام بود. هنوز خبر این گفتگو در محافل سیاسی برلین کاملا پخش نشده بود که بلافاصله از گوشه و کنار دولت پرسش های مختلف رسید مانند اینکه آمادگی احمدی نژاد برای گفتگو (دیالوگ) چگونه ارزیابی می شود؟ حاصل این گفتگو را، با چند تصحیح سطحی در زبان، می توان در همین شماره اشپیگل به مثابه یک سند خواند».
یادآوری می شود اعضای تحریریه اشپیگل از جمله کسانی که این مصاحبه را انجام داده اند که یکی از آنها (اشتفان ئوست) سردبیر اشپیگل است مانند دیگر مصاحبه هایشان، در مچ گیری و سخنان دوپهلو مهارت دارند. در همین مصاحبه در پاسخ احمدی نژاد که وقوع هولوکاست را انکار می کند با طنز می گویند: «آقای پرزیدنت، با اجازه شما، هولوکاست اتفاق افتاد...». این گفتگو که نخستین مصاحبه یک مجله معتبر آلمانی با احمدی نژاد است نشان می دهد که هم جهان آزاد و هم مصاحبه کنندگان با احمدی نژاد در دنیای کاملا متفاوت زندگی می کنند. در عین حال پاسخ های احمدی نژاد با توجه به گفتگوها و سخنرانی های وی بدون کم و زیاد، به صورت محاوره و شبیه به بیان خود او از آلمانی به فارسی ترجمه شده است.
س: آقای پرزیدنت، شما طرفدار فوتبال هستید و خودتان هم با علاقه فوتبال بازی می کنید. وقتی تیم ملی ایران روز 11 ژوئن در شهر نورنبرگ در برابر تیم مکزیک بازی می کند، آیا شما هم در ورزشگاه خواهید بود؟
ج: بستگی داره. البته من حتما این بازی رو تماشا می کنم. ولی اینکه تو خونه و جلوی تلویزیون باشه یا جای دیگه، هنوز نمی دونم. تصمیم من بستگی به خیلی چیزها داره.
س: مثلا؟
ج: اینکه چقدر وقت دارم، بعضی از روابط چطورن، اصلا دلم می خواد یا نه و خیلی چیزای دیگه.
س: اعلام خبر آمدن شما برای جام جهانی در آلمان با خشم بزرگی روبرو شد. آیا تعجب کردید؟
ج: نه، مهم نیست. من اصلا نفهمیدم چرا اینطور شد. برای من بی معنی بود. من این همه عصبانیت رو نمی تونم بفهمم.
س: این عصبانیت به نکاتی که شما درباره هولوکاست مطرح کردید بر می گردد. اینکه پرزیدنت ایران کشتار سازمان یافته یهودیان را توسط آلمانی ها انکار کند، خواه ناخواه خشم می آفریند.
ج: من ربط بین اینها رو نمی فهمم.
س: شما اول هولوکاست را انکار کردید، بعد خبر می رسد که ممکن است به آلمان سفر کنید. این است که سبب عصبانیت می شود. بالاخره، تعجب کردید یا نه؟
ج: نه، به هیچ وجه. از اونجا که شبکه صهیونیسم تو سراسر دنیا خیلی فعاله، تو اروپا هم، به همین دلیل من تعجب نکردم. ما مردم آلمان رو به عنوان مخاطب می بینیم. با صهیونیسم هیچ کاری نداریم.
س: انکار هولوکاست در آلمان مجازات دارد. برای شما بی تفاوت است که با خشم روبرو می شوید؟
ج: من می دونم که اشپیگل یک مجله معتبره. ولی نمی دونم که شما این امکان رو دارین که حقیقت رو درباره هولوکاست منتشر کنین؟ شما مجازید همه چیز رو درباره اون بنویسید؟
س: البته که مجازیم درباره شناخت و نتایج تحقیقات تاریخی که در شصت سال گذشته انجام شده اند بنویسیم. به نظر ما هیچ تردیدی وجود ندارد که آلمانی ها – متأسفانه- در کشتار شش میلیون یهودی مقصرند.
ج: خب، حالا ما یک بحث درست و حسابی راه انداختیم. ما دو سؤال روشن می پرسیم: اولی اینه که: واقعا هولوکاست اتفاق افتاد؟ شما جواب مثبت می دید. پس سؤال دوم اینه: کی در اون مقصره؟ جواب این سؤال رو باید در اروپا پیدا کرد نه در فلسطین. آخه کاملا معلومه که وقتی هولوکاست در اروپا اتفاق اقتاده، پس جواب رو هم باید در اروپا پیدا کرد. از طرف دیگه، اگر هولوکاست اتفاق نیفتاده، چرا این دولت اشغالگر...
س: ... منظورتان دولت اسراییل است...
ج: ... به وجود آمده؟ چرا کشورهای اروپایی خودشون رو موظف می دونن از این رژیم دفاع کنن؟ اجازه بدین یک نکته دیگه رو مطرح کنم. ما معتقدیم اگر یک واقعه تاریخی حقیقت داشته باشه، هرچه بیشتر درباره ش تحقیق بشه و صحبت بشه، اون وقت بیشتر روشن میشه.
س: این تحقیقات و صحبت ها از دیرباز در آلمان انجام شده است.
ج: ما نمی خوایم هولوکاست رو نه تأیید کنیم نه انکار. ما مخالف هر نوع جنایت علیه هر مردمی هستیم. ولی می خوایم بدونیم این جنایت واقعا اتفاق افتاده یا نه. اگر آره، اون وقت باید اونهایی که اون رو مرتکب شدند، مجازات بشن، نه فلسطینی ها. چرا اجازه نمی دن درباره واقعه ای تحقیق بشه که شصت سال پیش اتفاق افتاده؟ در حالی که تحقیق درباره وقایع تاریخی که بعضی از اونها مربوط به چند هزار سال پیش میشه، آزاده، و تازه شما از دولت ها هم حمایت می کنید.
س: آقای پرزیدنت، با اجازه شما، هولوکاست اتفاق افتاد، اردوگاه های مرگ وجود داشت، پرونده های نابودی یهودیان وجود دارد، خیلی زیاد تحقیق شده است و کمترین تردیدی درباره هولوکاست وجود ندارد. هم چنین درباره این واقعیت که آلمانی ها- که ما از آن بسیار متأسفیم- در آن مسئولیت دارند. اگر اجازه بدهید این را هم برای تکمیل سخن بگوییم که سرنوشت فلسطینی ها مسئله دیگریست و این مسئله مربوط به زمان حال است.
ج: نه، نه، ریشه های مسئله فلسطین رو باید در تاریخ جستجو کرد. هولوکاست و فلسطین در ارتباط مستقیم با هم هستن. حتی اگر هولوکاست هم واقعا وجود داشته، خب اجازه بدین که گروه های بیطرف از سراسر دنیا تحقیق کنن. چرا تحقیق رو روی یک گروه معین محدود می کنین؟ البته منظورم شماها نیستین، منظورم دولت های اروپایی هستن.
س: به این ترتیب بر سر حرفتان که هولوکاست «یک افسانه» است می مانید؟
ج: من فقط چیزی رو به عنوان حقیقت قبول می کنم که واقعا قانع شده باشم.
س: با وجود اینکه همه دانشمندان غربی هیچ تردیدی نسبت به هولوکاست ندارند؟
ج: در اروپا در این باره دو تا عقیده هست. یک گروه از دانشمندان یا افراد، که بیشترشون انگیزه سیاسی دارند، میگن هولوکاست اتفاق افتاده. ولی یک گروه دیگه از دانشمندان هم هستن که مخالف این نظرند و بیشترشون دستگیر شده ان. خب، یک گروه بی طرف باید بیاد و باز هم تحقیق کنه و یک موضع درباره این موضوع خیلی مهم بده.
برای این که روشن کردن این مسئله در حل شدن مسائل دنیا نقش داره. به بهانه هولوکاست در سراسر دنیا قطب بندی های خیلی قوی و جبهه سازی شد. به همین دلیل خیلی خوبه که یک گروه بین المللی و بی طرف این موضوع رو دنبال کنه تا یک بار برای همیشه روشن بشه. معمولا دولتها کار محققین را درباره حوادث تاریخی حمایت می کنن و اونها رو به زندون نمیندازن.
س: کی باید این کار را انجام دهد؟ منظورتان کدام محققان هستند؟
ج: شما بهتر از من می دونین. شما لیست اونها رو دارین. کسانی از انگلیس، آلمان، فرانسه و استرالیا.
س: احتمالا منظور شما مثلا دیوید ایروینگ انگلیسی، یا ارنست تسوندل آلمانی- کانادایی است که در شهر مانهایم محاکمه می شود و یا ژرژ تایل فرانسوی که تمام هولوکاست را رد می کند.
ج: همین موضوع که حرفای من باعث این اعتراضات شدید شد، با اینکه من اروپایی نیستم، و همین موضوع که منو با افراد معینی در تاریخ آلمان مقایسه می کنن [منظور احمدی نژاد هیتلر است] نشون میده که چقدر در کشور شما فضا برای محققین پر از مشکلاته. اینجا در ایران شما هیچ نگرانی ندارین.
س: حالا این بحث تاریخی را با شما با یک موضوع کاملا اکتوئل پیش می بریم. آیا شما موجودیت اسراییل را رد می کنید؟
ج: ببینین، نظرات من کاملا روشنه. ما میگیم، اگه هولوکاست اتفاق افتاده، پس اروپا باید تاوانش رو پس بده نه فلسطین. اگر هم اتفاق نیفتاده، پس یهودیا باید از اونجا به همون جایی برگردن که آمده بودن. من فکر می کنم که امروز هم ملت آلمان تو زندون هولوکاسته. در جنگ جهانی دوم شصت میلیون نفر کشته شدن. جنگ جهانی دوم یک جنایت عظیم بود. ما همه اینا رو محکوم می کنیم. ما مخالف خونریزی هستیم و اصلا ربطی به این نداره که این جنایت علیه یک مسلمونه یا یک مسیحی یا یهودی. ولی مسئله اینه: چرا بین شصت میلیون قربانی فقط یهودیا مورد توجه قرار می گیرن؟
س: اینطور نیست. همه ملت ها برای قربانیان خود در جنگ جهانی دوم سوگواری می کنند. آلمانی ها، روسها، لهستانی ها و بقیه کشورها. ولی ما به عنوان آلمانی نمی توانیم خود را از یک تقصیر ویژه یعنی کشتار سازمان یافته یهودیان آزاد کنیم. ولی شاید بهتر باشد به موضوع بعدی بپردازیم.
ج: نه، من یک سؤال از شما دارم. جوانان امروز چه نقشی در جنگ جهانی دوم داشتن؟
س: هیچ.
ج: چرا اینا باید در برابر صهیونیسم احساس گناه داشته باشن؟ چرا اینا باید هزینه صهیونیسم را از جیب شون بدن؟ اگر آدما اون زمان جنایت کردند، باید شصت سال پیش اونا رو به دادگاه می کشوندند. تمام! چرا مردم آلمان امروز باید برای این تحقیر بشه که در طول تاریخ گروهی وجود داشت که به اسم آلمانیا جنایت کرده؟
س: ملت امروز آلمان تقصیری در آن ندارد. ولی یک شرم همگانی برای آن اعمالی وجود دارد که پدران و پدربزرگان ما به نام آلمان مرتکب شدند.
ج: چطور یک آدم که اون زمان وجود نداشت می تونه مسئولیت حقوقی داشته باشه؟
س: نه حقوقی، بلکه اخلاقی.
ج: چرا این همه بار بر دوش ملت آلمان گذاشته میشه؟ مردم آلمان امروز تقصیری ندارن. چرا مردم آلمان حق ندارند از خودشون دفاع کنند؟ چرا به جای اینکه به میراث فرهنگی آلمانیا بها داده بشه این قدر به جنایت یک گروه اهمیت داده میشه؟ چرا آلمانیا نباید این حق رو داشته باشن عقایدشون رو آزاد بگن؟
س: آقای پرزیدنت، ما کاملا آگاهیم که تاریخ آلمان به آن دوازده سال در رایش سوم محدود نمی شود. با این همه باید بپذیریم که به نام آلمان جنایت های وحشتناکی صورت گرفته است. ما این را می پذیریم و این یکی از توانمندی های بزرگ آلمانی ها در تاریخ پس از جنگ است که توانستند با انتقاد از خود با گذشته خویش تعیین تکلیف کنند.
ج: حاضرید همین رو به مردم آلمان هم اطلاع بدین؟
س: اوه، البته، ما این کار را می کنیم.
ج: اجازه می دین یک گروه غیر اروپایی از مردم آلمان بپرسه که با شما هم عقیده اند؟ هیچ ملتی تحقیر خودشو قبول نمی کنه.
س: در کشور ما هر پرسشی مجاز است. ولی البته در آلمان راست های افراطی هم وجود دارند که نه تنها یهودستیزند، بلکه ضد خارجی هم هستند و ما آنها را در عمل یک خطر به شمار می آوریم.
ج: من یک سؤال از شما دارم. تا کی این موضوع ادامه پیدا می کنه؟ فکر می کنین تا کی باید ملت آلمان گروگان صهیونیسم باشه؟ کی این تموم میشه؟ بیست، پنجاه یا هزار سال دیگه؟
س: ما فقط می توانیم از خودمان سخن بگوییم. اشپیگل گروگان هیچ کس نیست. اشپیگل تنها به گذشته آلمان و جنایت آلمانی ها نمی پردازد. ما در مورد مسئله فلسطین به هیچ وجه بدون انتقاد جانب اسراییل را نمی گیریم. ولی می خواهیم یک موضوع را با قاطعیت روشن کنیم: ما انتقاد می کنیم و مستقل هستیم ولی به هیچ وجه اجازه نمی دهیم، دست کم بدون اعتراض، که حق موجودیت اسراییل، که بسیاری از نجات یافتگان هولوکاست در آن زندگی می کنند، به پرسش کشیده شود.
ج: ما هم درست همینو میگیم. چرا شما باید در برابر صهیونیست ها احساس وظیفه کنین؟ اگر هولوکاست وجود داشت، پس اسراییل باید در اروپا باشه نه در فلسطین.
س: شما می خواهید شصت سال پس از پایان جنگ تمام یک ملت را دوباره به جای دیگر منتقل کنید؟
ج: پنج میلیون فلسطینی از شصت سال پیش آواره هستن. خیلی عجیبه که شما از شصت سال پیش برای هولوکاست تاوان میدین و هنوز باید صد سال دیگه هم بدین. ولی چرا درباره سرنوشت فلسطینی ها حرفی نمی زنین؟
س: اروپا از فلسطینی ها خیلی حمایت می کند چرا که ما به هر حال یک مسئولیت تاریخی داریم که در این منطقه صلح برقرار شود. ولی آیا شما چنین مسئولیتی ندارید؟
ج: آره، ولی خشونت، اشغال و تکرار هولوکاست به صلح نمی رسه. ما یک صلح پایدار می خوایم. ما باید مسئله رو ریشه ای حل کنیم. خیلی خوشحالم که شما آدمای صادقی هستین و میگین که موظفید از صهیونیسم دفاع کنین.
س: ما این را نگفتیم آقای پرزیدنت.
ج: شما گفتید اسراییلی ها.
س: آقای پرزیدنت، ما درباره هولوکاست حرف می زنیم زیرا می خواهیم درباره تسلیحات احتمالا اتمی ایران صحبت کنیم. به همین دلیل به شما در غرب به عنوان یک خطر نگاه می شود.
ج: بعضی گروهها در غرب دوست دارند مسائل یا آدما رو خطرناک ببینن. بفرمایین، شما آزادین هر طور که درست تشخیص دادین قضاوت کنین.
س: سؤال اساسی این است: آیا برای کشورتان تسلیحات هسته ای می خواهید؟
ج: اجازه بدین بحثی راه بندازم: فکر می کنید تا کی میشه با حرف چند قدرت غربی بر دنیا حکومت کرد؟ به محض اینکه مخالف یک آدم باشن بلافاصله تبلیغات و دروغ و تهمت و فشار شروع میشه. تا کی باید این کار ادامه داشته باشه؟
س: ما هم آمدیم اینجا که حقیقت را پیدا کنیم. رییس یکی از کشورهای همسایه برای مثال به اشپیگل گفت: «آنها خیلی دلشان می خواهد بمب بسازند» آیا این درست است؟
ج: ببینین، گفتگوی با شما و دولت های اروپایی در یک سطح دیگه و بالاتری جریان داره. ما این نظام حقوقی رو که چند کشور بقیه جهان رو برای خواستهای خودشون تحت فشار میذارن، تبعیض آمیز و ناپایدار میدونیم. 139 کشور عضو آژانس بین المللی انرژی اتمی در وین هستن، ما هم هستیم. هم مقررات آژانس، هم پیمان منع گسترش سلاحهای کشتار همگانی و هم همه پیمان های امنیتی حق اعضای این آژانس رو برای اهداف صلح آمیز از چرخه سوخت هسته ای به رسمیت می شناسن. این حق قانونی و مشروع هر ملتی ست. بعلاوه آژانس بین المللی انرژی اتمی به این دلیل تشکیل شد که خلع سلاح آن قدرتهایی رو پیش ببره که سلاح های اتمی دارند. حالا نگاه کنید امروز چه اتفاقی می افته. ایران بهترین همکاری رو با آژانس داشت. بیشتر از دو هزار دفعه ما بازرسها رو به تأسیسات خودمون راه دادیم. بازرسها بیشتر از هزار صفحه سند از ما گرفتد. دوربین های اونا در مراکز اتمی ما نصب هستند. آژانس در همه گزارشا تأکید کرده که هیچ نشانی از بی قانونی پیدا نکرده. این یک طرف قضیه ست.
س: آژانس اینطوری که شما می گویید قضیه را نمی بیند.
ج: طرف دیگر قضیه اینه: کشورایی هستن که هم انرژی هسته ای دارن و هم سلاح هسته ای. اونا از سلاح هسته ای خودشون برای تهدید کشورای دیگه استفاده می کنن. حالا درست همین قدرتها میگن از اینکه ایران از راه استفاده صلح آمیز منحرف بشه، نگرانند. ما میگیم اگه اینا نگرانند میتونند ما رو زیر نظر داشته باشن. ولی این قدرتها میگن: ایران حق نداره چرخه کامل تولید سوخت هسته ای داشته باشه چون این امکان وجود داره که از راه استفاده صلح آمیز بیرون بزنه. ما میگیم این کشورا خودشون مدتهاست از استفاده صلح آمیز بیرون زدن. این قدرتها حق ندارن اینطوری با ما صحبت کنن. این نظم نا عادلانه ست و نمی تونه ادامه داشته باشه.
س: آقای پرزیدنت، ولی سؤال تعیین کننده این است: اگر کشورهای بیشتری به قدرت اتمی تبدیل شوند، وقتی کشوری مانند ایران که رییس جمهورش مرتب تهدید می کند، در یک منطقه پر از بحران بمب بسازد، جهان چقدر خطرناک خواهد شد؟
ج: ما اساسا مخالف این هستیم که زرادخانه هایی با سلاح های هسته ای درست بشه. به همین دلیل ما پیشنهاد کردیم یک سازمان بی طرف تأسیس بشه تا قدرتهای اتمی رو خلع سلاح کنه. ما ملت متمدن و با فرهنگی هستیم و تاریخ ما نشون داده که هیچ وقت به کشور دیگه ای حمله نکردیم.
س: یعنی ایران اصلا به بمبی که می خواهد بسازد نیاز ندارد؟!
ج: خیلی جالبه که کشورهای اروپایی می خواستن اونموقع فناوری هسته ای رو به شاه دیکتاتور بدن. اون رژیم خطرناک بود ولی شما حاضر بودین براش فناوری هسته ای صادر کنین. ولی از وقتی جمهوری اسلامی وجود داره، کشورای قدرتمند مخالفند. من یک بار دیگه تأکید می کنم ما به سلاح اتمی احتیاجی نداریم. چون ما صادقیم و بر اساس قانون عمل می کنیم. روی حرفمون هم وایسادیم. ما کلک نمی زنیم. ما فقط حق مشروع خودمون را می خوایم. بعلاوه، من هیچ کس رو تهدید نکردم. این هم ماشین تبلیغاتی شماست که علیه من کار می کنه.
س: به این ترتیب آیا ضروری نیست طوری رفتار کرد که کسی از اینکه ممکن است شما سلاح هسته ای تولید کنید و احتمالا علیه اسراییل به کار ببرید که می تواند به یک جنگ جهانی منجر شود، هراسی نداشته باشد؟ شما روی بشکه باروت نشسته اید، آقای پرزیدنت.
ج: اجازه بدین دو چیز رو بگم. هیچ ملتی در منطقه از ما نمی ترسه. هیچ کس هم حق نداره ملت ها رو بترسونه. ما اعتقاد داریم اگر آمریکا و این دو سه کشور اروپایی دخالت نکنن، اونوقت ملت های منطقه با همدیگه در صلح و صفا زندگی می کنن مثل هزاران سال قبل از این. صدام حسین رو هم در سال 1980 کشورهای اروپایی و آمریکا تحریک کردند که علیه ما بجنگه. در رابطه با فلسطین نقطه نظر ما کاملا روشنه. ما میگیم: اجازه بدین صاحبان این سرزمین نظر خودشون رو بگن. بذارید اونها، چه یهودی و مسیحی و مسلمون عقیده شون رو بگن. مخالفان این پیشنهاد جنگ رو ترجیح میدن و منطقه رو تهدید می کنند. چرا آمریکا و این دو سه تا کشور اروپایی با این پیشنهاد مخالفت می کنند؟ من فکر می کنم همونایی که محققان هولوکاست رو زندانی می کنند جنگ طلب و مخالف صلح هستن. نقطه نظر ما دمکراتیک و مسالمت آمیزه.
س: فلسطینی ها که مدتهاست از شما یک گام جلوترند. آنها اسراییل را به عنوان یک واقعیت می پذیرند در حالی که شما هم چنان می خواهید آن را از نقشه جهان محو کنید. فلسطینی ها برای تحقق راه حل دو کشور آماده اند، در حالی که شما حق موجودیت اسراییل را به رسمیت نمی شناسید.
ج: شما اشتباه می کنین. شما که دیدین مردم در انتخابات آزاد در فلسطین حماس رو انتخاب کردند. ما میگیم نه شما نه ما نباید از طرف ملت فلسطین حرف بزنیم. خود فلسطینی ها باید بگن چی می خوان. اینکه در اروپا رسمه برای هر مسئله یک رفراندوم بذارن. باید به فلسطینی ها هم فرصت داد عقیده شون رو بگن.
س: فلسطینی ها حق دارند کشور خودشان را داشته باشند ولی به نظر ما اسراییلی ها هم همین حق را دارند.
ج: اسراییلی ها از کجا اومدن؟
س: می دانید، اگر قرار باشد حساب کنیم که آدمها از کجا آمده اند، در این صورت اروپاییان هم باید به آفریقای شرقی بروند که همه انسانها در اصل از آنجا آمده اند.
ج: ما درباره اروپاییان حرف نمی زنیم. ما درباره فلسطینی ها صبحت می کنیم. فلسطینی ها آونجا در فلسطین بودن. حالا پنج میلیون نفرشون آواره شدند. اونها حق زندگی ندارن؟
س: آقای پرزیدنت، آیا هیچ وقت آن زمان نخواهد رسید که بگوییم جهان همین هست که هست و ما باید با موقعیت فعلی و همان چیزی که هست کنار بیاییم؟ پس از جنگ علیه عراق، ایران در موقعیت مناسبی قرار گرفته است. آمریکا جنگ عراق را در واقع باخته است. آیا زمان آن نرسیده که ایران به یک قدرت صلح سازنده در خاورمیانه تبدیل شود؟ این بدین معنی نیز هست که ایران با برنامه های اتمی و سخنان تحریک آمیز خداحافظی کند.
ج: خیلی تعجب می کنم که چرا شما با قبول موضع سیاستمداران اروپایی از آن متعصبانه دفاع می کنین. شما یک مجله هستید نه دولت. اینکه بگویید دنیا رو اونطوری که هست باید قبول کرد، یعنی اینکه کسانی که در جنگ جهانی دوم پیروز شدند هنوز هزار سال دیگه قدرت پیروز باقی بمونن و ملت آلمان هم هزار سال دیگه باید تحقیر بشه. فکر می کنید این منطق درسته؟
س: خیر، این منطق درست نیست و در عین حال صدق هم نمی کند. آلمانی ها در تکوین دوران پس از جنگ نقش خوددار و در عین حال مهمی در جهان بازی کردند. آنها از سال 1945 به این سو دیگر احساس نمی کنند که تحقیر و توهین می شوند. برعکس، ما بسیار خودآگاه هستیم. اکنون اما می خواهیم درباره تکالیف ایران امروز حرف بزنیم.
ج: یعنی ما قبول کنیم که هر روز فلسطینی ها کشته بشن، یا در عملیات ترور کشته بشن و خونه هاشون خراب بشه. ولی اجازه بدین راجع به عراق بگم. ما همیشه طرفدار صلح و امنیت در منطقه بودیم. کشورهای غربی هشت سال صدام رو در جنگ علیه ما از نظر نظامی تجهیز کردن، سلاح های شیمیایی دادن و از نظر سیاسی از او پشتیبانی کردن. ما علیه صدام بودیم و به خاطر او متحمل خسارات زیادی شدیم. ما خیلی خوشحالیم که او سرنگون شد. ولی قبول نمی کنیم که یک کشور به بهانه سرنگونی صدام بلعیده بشه. در دوران اشغال بیشتر از صد هزار عراقی کشته شدن. خوشبختانه آلمانی ها همکاری نکردن. ما امنیت عراق رو می خوایم.
س: ولی آقای پرزیدنت، چه کسی در حال بلعیدن عراق است؟ آمریکا عملا جنگ را باخته است. اگر ایران بطور سازنده همکاری کند آن وقت احتمالا به آمریکا کمک خواهد شد که درباره عقب نشینی فکر کند.
ج: خیلی جالبه: آمریکا کشوری رو اشغال می کنه، مردم رو می کشه، نفت رو می فروشه، اونوقت وقتی می بازند، تقصیر رو گردن دیگران میندازن. ملت عراق با ما رابطه تنگاتنگ داره. خیلی از آدمهای دو طرف مرز با همدیگه فامیل اند. ما هزاران سال با همدیگه زندگی کردیم. اماکن مقدسه ما در عراق قرار دارن. عراق هم درست مثل ایران مرکز تمدن بود.
س: نتیجه؟
ج: ما همیشه گفتیم که دولتی رو که توسط مردم عراق انتخاب بشه حمایت می کنیم. ولی به نظر من آمریکا بد اخلاقی می کنه. آمریکایی ها بارها به ما پیغام فرستادند و از ما خواهش کردند که کمک و با اونها همکاری کنیم. اونها گفتند که باید درباره عراق مذاکره کنیم. اگرچه مردم ما به آمریکا اعتماد ندارند، ولی ما قبول کردیم و این رو اعلام کردیم. آمریکا ولی رفتار منفی در پیش گرفت و به ما توهین کرد. الان هم ما در برقراری امنیت در عراق فعالیت می کنیم. اما شرط مذاکره اینه که آمریکا رفتار خودشو عوض کنه.
س: آیا با تحریک آمریکا و بقیه دنیا تفریح می کنید؟
ج: نه، من به کسی توهین نمی کنم. نامه ای که به آقای بوش نوشتم مؤدبانه بود.
س: منظور ما توهین نیست، بلکه تحریک است.
ج: نه، ما هیچ دشمنی با کسی نداریم. ما نگران سربازان آمریکایی هستیم که در عراق کشته میشن. چرا اونها باید زندگی شون را در اونجا فدا کنن؟ جنگ بی معنیه. چرا جنگ وجود داره وقتی همزمان عقل هم وجود داره؟
س: آیا نامه ای که به رییس جمهوری آمریکا نوشتید، در عین حال حرکتی در جهت مذاکره مستقیم است؟
ج: ما موضع خودمون رو روشن بیان کردیم و همین طور هم مشکلات جهان رو می بینیم. فضای سیاسی جهان توسط بعضی قدرتها شدیدا آلوده شده چون از نظر اونها دروغ و اتهام مشروعه. به نظر ما این خیلی بده. برای ما همه آدمها محترمند. روابط باید بر اساس عدالت تنظیم بشه. اگر عدالت باشه، صلح هم هست. روابط نا عادلانه پایدار نیستن حتی وقتی که احمدی نژاد چیزی علیه اون نگه.
س: در نامه شما به رییس جمهوری آمریکا بندی درباره یازده سپتامبر 2001 وجود دارد: «چگونه چنین عملیاتی می توانست بدون هماهنگی سازمان های امنیتی و اطلاعاتی و هم چنین بدون نفوذ در این دستگاه ها صورت گرفته باشد؟» شما همیشه در حال تهمت زدن هستید. این حرف یعنی چه؟ آیا سازمان سیا کمک کرد تا محمد عطا و هجده تروریست دیگر بتوانند عملیات خود را انجام دهند؟
ج: نه، منظورم این نبود. به نظر ما اونها باید بگن کی مقصر بود. نباید به بهانه یازده سپتامبر به خاورمیانه حمله نظامی بکنن. اونها باید مقصرین را به دادگاه بکشونند. ما با این مخالفتی نداریم. ما اون عملیات رو محکوم کردیم. ما هر عملیاتی علیه آدمای بیگناه رو محکوم می کنیم.
س: شما در این نامه هم چنین می نویسید که لیبرالیسم غربی شکست خورده است. واقعا چگونه به این نتیجه رسیدید؟
ج: نگاه کنین، مثلا در مورد مسئله فلسطین شما هزاران تعریف دارید. در مورد دمکراسی هم در هر موقعیتی شما تعریف دیگه ای دارین. وقتی یک پدیده به نظر افراد زیادی بستگی داره که اون پدیده رو می تونن به دلخواه خودشون تعریف کنن، اونوقت دیگه معنی نداره. با این چیزها نمی شه مشکلات دنیا رو حل کرد. به یک راه جدید احتیاج هست. البته ما طرفدار این هستیم که خواست آزاد مردم حاکم باشه. ولی ما به اصول پایدار نیاز داریم. اصولی که همه قبولش کنن، مثلا عدالت. ایران و غرب در این مورد متفق اند.
س: نقش اروپا در حل بحران اتمی چیست؟ شما از آلمان چه انتظاری دارید؟
ج: ما تلاش کردیم رابطه خوبی با اروپا بخصوص با آلمان داشته باشیم. هر دو ملت از همدیگر خوششون می آید. ما می خوایم که این روابط گسترش پیدا کنه. اروپا سه اشتباه در رابطه با مردم ما مرتکب شد. اولین اشتباه این بود که از رژیم شاه پشتیبانی کرد. ملت ما از این موضوع دلخور و ناراضیه. البته فرانسه با پذیرفتن امام خمینی موقعیت ویژه ای پیدا کرد که بعدا از دست داد. اشتباه دوم این بود که از صدام در جنگ علیه ما حمایت کرد. واقعیت اینه که ملت ما انتظار داشت اروپا را در جانب خودش ببینه و نه علیه خودش. اشتباه سوم در قضیه اتمی بود. در این قضیه اروپا بازنده بزرگه و چیزی به دست نمیاره. ما این رو نمی خوایم.
س: حالا درگیری میان جهان غرب و ایران چگونه پیش خواهد رفت؟
ج: ما منطق آمریکایی ها رو می فهمیم. اونها با پیروزی انقلاب اسلامی خیلی خسارت دیدند. ولی ما از این تعجب می کنیم که چرا بعضی کشورهای اروپایی علیه ما هستن. در قضیه هسته ای من یک پیام فرستادم و پرسیدم چرا اروپایی ها حرف های آمریکا رو برای ما ترجمه می کنند. اونها که می دونند فعالیت های ما صلح آمیزه. اگر اروپایی ها طرف ایران رو بگیرند به نفع اونها و ماست. ولی اگر علیه ما باشن، اونوقت فقط اونها هستن که خسارت می بینند. چون ملت ما مصمم و قویه. اروپایی ها دارند نقش خودشون رو در خاورمیانه کاملا از دست میدند و در مناطق دیگه جهان هم شهرتشون رو از دست میدند. آدم فکر می کنه که اونها در موقعیتی نیستند که بتونند مشکلات رو حل کنند.
س: آقای پرزیدنت، از شما برای این گفتگو متشکریم.
جنگ داخلی و تجزيه، تدبير جديد امريکا
روشنگری:
حسين توسلی
ماشين بی مهارو مرگ بار جرج بوش و جنگ طلبان دستگاه قدرت در امريکا از يک طرف و مقامات رژيم جمهوری اسلامی از طرف ديگر همچنان بی وقفه رو به سوی فاجعه در حرکت است. در حالی که مقامات رژيم اسلامی تمام قوايشان را صرف چانه زنی برای خريد وقت و يارکشی ميان دولتهای اهل معامله و تهديد به نشانه گيری منافع امريکا در منطقه و اقصا نقاط جهان می کنند، آمريکائيان در بازار حراج عوامل ارزان قيمت منطقه، هم در عراق و هم در ايران، سخت مشغول خريد نيرو هستند.
بخشی از تحليل گران مستقل اکنون بر اين نکته تکيه می کنند که عليرغم به کار گيری دستگاه نظامی و مخارج نجومی اش، ناکام ماندن اهداف امريکا از حمله در عراق طی سه سالی که از آغاز اشغال می گذرد، و نيز ناتوانی دولت بوش از خروج از عراق امری ست انکار ناپذير. اين امر موجب شده که دولت بوش از سويی به منظور پيشبرد اهداف خود در منطقه سخت مشغول تحريک برای مشتعل کردن آتش جنگ های داخلی ست. و از سوی ديگر بهره برداری تبليغاتی از نتايج اين سياست به قصد منحرف کردن تمرکز افکار عمومی حول فاجعه به بار آمده از اشغال عراق ودر نتيجه فريب دادن آرای عمومی امريکا را مورد نظر دارد.
رابرت فيسک خبرنگار مستقل انگليسی از قول يک نظامی سوريه ای که وی به طنز و به زعم گزارشگران امريکايی "يک منبع امنيتی" نامش ميدهد اوضاع فاجعه آميز را چنين توصيف می کند:
" تصويری که او ارائه می دهد چهره امريکايی ست که در شن زار خون آلود عراق به دام افتاده و سردرگم سعی در تحريک به جنگ داخلی در اطراف بغداد دارد بل که ازاين طريق تلفات نظامی خودش را کاهش دهد."
فيسک ادامه می دهد که به اعتقاد منبع او آمريکائی ها جنگ داخلی را برای اين می خواهند که مسلمانان سنی مذهب انرژی خودشان را به جای هدف قرار دادن نيروهای اشغالگر اجنبی صرف کشتار همدينان شيعی خودشان کنند.
جان پيلجر، ژورناليست سرشناس، در آخرين مقاله اش حول آنچه که در خاورميانه در حال وقوع است تصوير مشابهی ارائه می دهد. او ابتدا به توصيف چگونگی کارکرد دستگاه تبليغات جنگی امريکا می پردازد:
پخش اخبار شبکه سی ان ان از صفحه تلويزيون های کوچک درون آسانسورهای هتل هيلتون نيويورک جای آن را برايت نمی گذارد که از تماشا خودداری کنی. گزارش اوضاع عراق در صدر اخبار و اظهار نظر ها در مورد "جنگ داخلی" و "خشونت فرقه ای" که بی وقفه تکرار ميشوند, قرار دارد. انگار که اشغال عراق توسط ايالات متحده هرگز اتفاق نيفتاده و کشتار هزاران غيرنظامی توسط نيروهای آمريکائی هم فقط خيالی دور از واقعيت بوده است. تو گوئی که عراقی ها اعراب بی عقلی هستند مبتلا به دين، خصومت های قومی و نيازمند اين که خودشان را منفجر کنند. صفی از سياستمداران چرب زبان و دست نشانده [عراقی] هم در مقابل دوربين ها رژه ميروند، بی هيچ اشاره ای به اينکه زمين بازی شان محوطه داخلی استحکامات نظامی امريکائی ست. وقتی هم که آسانسور را ترک کرده و به اطاقت، يا سالن ورزش هتل، فرودگاه، فرودگاه بعدی و حتی کشور بعدی ميروی تصوير همان است.
اين چنين است قدرت انحصاری تبليغات آمريکا، همانگونه که ادوارد سعيد در کتابش فرهنگ و امپرياليسم بر آن انگشت گذاشته و آن را "نفوذ الکترونيکی" با محتوی "تعويض جهت پذير" نام می نهد.
وی سپس اشاره ای دارد به مثالی از کاربرد عملی اين ابزار انحصاري، موردی بر گرفته از وضعيت عراق از بدو اشغال نظامی تاکنون:
از آخرين تغيير جهت مدت زيادی نگذشته است. تقريبا سه سالی بود که القاعده نيروی محرک "شورش" عنوان می شد. شورشی به سرکرده گی زرقاوي، اردنی خونخواری آراسته به ننگ خدمتگذاری به صدام حسين. تفاوتی هم نمی کرد که هيچ کس زرقاوی را زنده مشاهده نکرده بود و اينکه فقط جناحی از "شورشيان" پيرو القاعده بودند. برای آمريکائيان نقش زرقاوی اين بود که توجه را از آنچه همه عراقی ها به آن معترض بودند، يعنی اشغال خشونت بار کشورشان توسط نيروهای امريکائی – انگليسي، منحرف کند.
جان پيلجر پس از آن به تشريح چرخش اخير امريکا که برای پيشبرد اهدافش در عراق به آن متوسل شده می پردازد:
حالا هم که زرقاوی جايش را به قضيه "جنگ داخلی" و "خشونت فرقه ای" داده، و خبر بزرگ حمله سنی ها به بازارها و مساجد شيعيان است. اما آن خبر واقعی که در ميان اخبار "مسير اصلی" سی ان ان گزارش نشده توسل به "گزينه السالوادور" در عراق است. اين"گزينه" کمپين تروری است که به دست جوخه های آموزش ديده ترور که توسط ايالات متحده مسلح شده اند، به صورت مشابه هم عليه شيعه ها و هم سنی ها انجام می گيرد. و هدف آن نيز تحريک به يک جنگ داخلی تمام عيار و تجزيه عراق است که هدف پايه ای و ابتدائی دولت بوش از حمله به عراق بوده است.
گزينه السالوادور
پيلجر اشاره ای نيز دارد به نقش پشت پرده سازمان سيا در سازماندهی حملات و کشتار مردم و غيرنظاميان:
وزارت کشور عراق که در کنترل سازمان سيا است بخش عمده جوخه های مرگ را رهبری می کند. اعضای اين جوخه ها هم، بر خلاف افسانه سازی ها، منحصرا شيعه نيستند. بی رحم ترين اين گروه ها همان کوماندوهای پليس ويژه، سنی مذهب و به سرکرده گی افسران اسبق و از اعضای پيشين حزب بعث صدام اند. اين واحد ها نخستين بار توسط متخصصين سيا در رابطه با " شورشيان کنتراس" سازمان يافت و کهنه کاران عمليات ترور سيا طی دهه 80 ميلادی در آمريکای مرکزي، به ويژه در السالوادور را در برمی گيرد.
رابرت فيسک نيز در مقاله اش و به نقل از آن "منبع امنيتی" مثال هايي، در تاييد تصويری از آنچه که پيلجر آن را "گزينه اسالوادور" ناميده، ارائه ميدهد. " منبع امنيتی" فيسک از جمله می گويد:
"برای شما قسم ميخورم که ما اطلاعات دقيقی داريم" و اضافه ميکند:"يک مرد جوان عراقی برای ما تعريف کرد که برای پليس شدن در بغداد مورد تعليم آمريکائيان قرار گرفته بوده، آموزشی که هفتاد درصد آن تعليم رانندگی و سی در صد تمرين کاربرد سلاح بوده است. آنها سپس از وی خواسته بودند بعد از يک هفته بازگردد. وقتی او نزد آنان بازگشت يک تلفن موبايل به او دادند و از او خواستند که اتوموبيلی را، به محله ای پر ازدحام در نزديکی مسجدی براند و از آنجا به آنها تلفن بزند. از آنجا که ارتباط با شبکه تلفنی از داخل اتوموبيل بر قرار نشده بود، اتوموبيل را ترک کرده و به محلی در نزديکی که در آنجا تلفن سيگنال بهتری دريافت می کرد رفته بود. و آنگاه اتوموبيلش منفجر شد."
رابرت فيسک با اشاره به ناباوريی که از شنيدن اين ماجرا به او دست داد اضافه می کند که بارها ماجراهای مشابهی با گوش خود در عراق از زبان مردم بغداد شنيده.
فيسک مورد مشابهی نقل می کند: يک جوان ديگر عراقی توسط امريکائيان برای مشاهده و گزارش تلفنی از يک محل ازدحام، احتمالا تظاهرات اعتراضي، فرستاده شده بود. در اين ماجرا نيز راننده به دليل کار نکردن تلفن تازه ای که به او داده بودند اتوموبيل را ترک کرد و از يک تلفن خط زمينی به آمريکايی ها زنگ زد. وبه محض اينکه به آنها اطلاع داد که به محل مورد نظرشان رسيده ماشينش با صدای مهيبی منفجر شد.
رابرت فيسک با ذکر ناگفته باقی گذاشتن اينکه اين "امريکائيان" چه کسانی می توانند باشند توسط منبعش، به وضعيت پر هرج و مرج و آشوب زده عراق اشاره می کند و به وجود گروه های متعدد آمريکائی و بيشماری از گروه های همراه شان که قرار است هم برای نظاميان امريکايی کار کنند و هم برای وزارت کشور عراق که محدوده عملياتش خارج از مرز هر گونه قانون و قاعده ای ست. فيسک همچنين يادآور می شود هيچکس را هم نمی توان به خاطر قتل 191 تن از اساتيد دانشگاهی از بدو اشغال در سال 2003 و نيزمرگ 50 تن از خلبانان نيروی هوايی عراق، که درخانه هايشان به قتل رسيده اند، مسئول معرفی کرد.
جان پيلجر اما در مقاله اش به گزارش خبرگزاری رويتر، 16 مارس 2006، در مورد دستگيری يک "مزد بگيرامنيتی" امريکايی که در اتوموبيلش اسلحه و مواد منفجره يافته شده بود رجوع ميدهد و اين که سال گذشته نيز دو انگليسی در لباس اعراب که ماشين شان پر از اسلحه و مواد منفجره بود. وی سپس به گزارشی که اخيرا در نشريه بوستون گلوب انتشار يافته اشاره می کند. بنابر اين گزارش واحد ضد ترور اف بی آی مشغول بررسی باند های ماشين ربايی ست که در امريکا عمل می کنند. اين بررسی پس از آن مطرح شد که اف. بی آی. کشف کرد که تعدادی از خودروهايی که در انفجارهای مرگبار در عراق منفجر شدند و در بعضی از آنها سربازان امريکايی نيز جان خود را از دست دادند، در امريکا به سرقت برده شده بوده اند.
پيلجر همچنين يادآوری می کند آنچه که دستگاه تبليغات به آن مشغول است تازگی ندارد و همان آماده کردن مردم امريکا برای حمله بی رحمانه به ايران است، مشابه همان قضيه ساخت سلاح های کشتار جمعی توسط عراق و تصريح ميکند:
"اگر اين حمله انجام شود نه هشداری در ميان خواهد بود، نه اعلام جنگی و نه حقيقتی."
پيلجر درانتها همسفرش در آسانسورهتل هيلتون را که بی اطلاع از وضعيت خاورميانه، امريکای لاتين، يا هر جای ديگری به گزارش سی ان ان بر صفحه زل زده بود به خاطرايزوله خبری که در آن به سر می برد معذورميداند. او به سکوت مجلس امريکا، رو به مرگ بودن حزب دمکرات و توهين هرروزه آزادترين مطبوعات دنيا به مردم اشاره می کند و با نقل قولی از ولترمقاله اش را به پايان می برد.
"آنهائی که بتوانند چرنديات را به تو بباورانند، می توانند ترا به ارتکاب بی رحمانه ترين اعمال وادارند"
http://www.counterpunch.org/fisk05062006.html
http://www.newstatesman.com/200605080016
27 اردیبهشت 1385 02:28
ما ايراني های کم تحمل
وبلاگ آزادنویس:
مي خواهم دو تا حرف درباره ی اين کاريکاتور فعلأ معروف و موضوع آذری ها بنويسم، هر انتقادی هم که داريد خيلي لطف مي کنيد که مي نويسيدش. اما آن دو حرف
اول اين که، ناگفته پيداست که کاريکاتور مانا نيستاني را بايد يک اشتباه حرفه ای دانست، که همه ی جامعه ی مطبوعاتي ايران بايد از سوء تفاهمي که بابت آن برای آذری زبان ها پيش آمده عذرخواهي کنند. همه مان بايد بار اين مسئوليت را به دوش بکشيم چون اين مشکلي نيست که مانا نيستاني به تنهايي درست کرده باشد. مشکل از جامعه ی مطبوعاتي ست که همه اش چسبيده به سياست و گاهي فکر نمي کند به جای داد و فرياد برای نشان دادن وضع روزنامه نگاران بيکار شده به هر حال بايد بنشيند و وضع آگاهي های اعضايش را محک بزند. سطح دانش هيچ آدمي در دنيای امروز نمي تواند به روز بشود مگر اين که دائمأ آموزش ببيند، آن هم در جامعه ی امروز ايران که نگاه کردن به خود جامعه که ساختارهايش را از دست داده سخت تر و آموزش دادن ناظران اجتماعي اش مثل روزنامه نگاران دشوارتر است. خدای روزنامه نگاری و ارتباطات هم که باشيم بايد فرصت بدهيم به خودمان که ببينيم چه دارد مي گذرد در لايه های ديگر جامعه. بنابراين اين اشتباهات هنوز هم رخ خواهند داد متأسفانه، و بايد منتظر شايد بدترهايشان هم باشيم. يک مرور کوتاه در همين انقلاب و چند سال قبل از آن هم نشان مي دهد چقدر از همين بي اطلاعي ما روزنامه نگاران کار داده است دست خودمان و جامعه. ما اهل مطبوعات يادمان رفته که قلب هم که به اعضای بدن خون مي رساند چهار تا رگ هم دارد که خون تازه را به خودش مي رساند. ما آن رگ های خون رسان به قلب را زده ايم ناکار کرده ايم و همينطور داريم سلول های قلب را که دارند از بين مي روند و اصل بدن را هم بيمار مي کنند نگاه مي کنيم. اگر فکر مي کنيد مثلأ روزنامه نگاران اقتصادی، اجتماعي، علمي يا ورزشي مان خيلي مو لای درز کارشان نمي رود سخت در اشتباهيد. صاف و پوست کنده اش اين است ما نياز داريم آموزش ببينيم و کمي از اين ننه من غريبم بازی ها دست برداريم. اين بيسوادی ما دارد کار دست جامعه مي دهد
اما حرف دومم که با آذری زبان ها به نيابت از همه ی ما آدم های قومي-قبیله اي ست. من مانده ام که اگر اين کاريکاتور مانا نيستاني، که کار اشتباهي بود که نمي شود و نبايد از آن دفاع کرد، اين همه جار و جنجال ملي-مذهبي-قومي دارد پس لطفأ اين دو تا سؤال مرا هم جواب بدهيد که لااقل بدانيم هميشه همه جا همين بوده. همان اوايل انقلاب آمدند مرجع بزرگي مثل آيت الله شريعتمداری را کشاندند پای تلويزيون که عذرخواهي کند که عامل نمي دانم کدام دشمن انقلاب است، همين آدم محترمي که خودش اصلأ يک پای انقلاب بود بخصوص در تبريز و باقي مناطق آذری زبان. ايشان هم عذرخواهي کرد و حالا که آدم مقايسه مي کند با آيت الله منتظری که همه جور مضايقه ای را تحمل کرده در اين چند سال اما از حرف درست خودش کوتاه نيامد مي بيند آيت الله شريعتمداری هم مي توانست کمي تحمل کند و نقطه ی اتکايي بشود که جامعه رها نشود و بيفتد به اين روزی که الان هست. خوب هوطنان آذری زبان هيچ کک ملي- مذهبي شان هم نگزيد از آن عذرخواهي، اما حالا يک اشتباه قلمي آن ها را اين همه آشفته کرده؟ يعني اشتباه جواني مثل مانا نيستاني از آن اشتباه آيت الله شريعتمداری بزرگ تر است؟ اين سؤال اول. اما سؤال دوم. حتمأ يادتان هست که مرحوم شهريار آمدند در استاديوم صد هزار نفری آزادی و در وصف بسيج چه شعری را با صدای خودشان خواندند. من هنوز بعد از آن روزی که خودم صدای مرحوم شهريار را شنيدم و تصويرش را ديدم باور نمي شود که اين شاعر هماني باشد که "حيدر بابا" را سروده و حالا آن شعر بسيج را هم در کارنامه اش دارد. مي شود يک مورد نشان بدهيد که کسي از ميان هموطنان آذری زبان به مرحوم شهريار طعنه ای زده باشد که بعد از آن همه غزليات و "حالا چرا؟" اين شعر بسيج را برای چه منظوری سروده بودند؟ يعني راست و پوست کنده اش همين الان آذری زبان ها هم بايد به "حيدر بابا" افتخار کنند و هم به تمام آن مدايحي که در آن شعر نثار بسيج شده. مي توانند دفاع کنند؟
من مي خواهم به هموطنان آذری زبانم عرض کنم که ما ايراني ها همه مان هر وقت که ميل مان مي کشد مي زند به غيرت ملي- مذهبي مان، همه مان هم مثل هم هستيم. مسئله ی زبان و اين ها هم نيست. ما ايراني ها به همه ی دنيا حرف نامربوط مي زنيم اما تحمل نمي کنيم که کسي يادمان بياورد خودمان هم جای حرف شنيدن داريم
*
ضمنأ آقای "الهام علي اف" اگر خيلي راست مي گويند انتخابات آزاد برگزار کنند ببينيم اين بار بدون زور پدر محترم شان چند برگه رأی برايشان به صندوق ريخته مي شود؟ ايشان همين قره باغشان را بتوانند نگه دارند برای کارنامه ی مقام سلطنتي شان کافي ست. اگر هم فکر مي کنند ما ايراني ها که سال ها پيش از سلطنت خودمان فرار کرده ايم حالا زده است به سرمان که بيائيم به کشورسلطنتي آذربايجان بالاغيرتأ يک دوره مشروطيت ايران بخش مربوط به ستارخان و باقرخان را بخوانند، نصف راه تبريز-تهران را بيايند تا آن سر کشورشان را هم فتح مي کنند
اينجا تبريز است ! به پادگان نظامي آذربايجان خوش آمديد
پیک ایران:
85/3/7 ساعت: 22:43 : تبريز امروز دژ ظفرمند بسيجيان و نيروهاي گارد ويژه بود ... تبريز امروز سراسر فرياد بود و دشنام ... تبريز از امروز گمانم ديگر پرنده در آسمانش پر نزند ... اما ملت ؟؟؟ همه آنجا بودند و منتظر بارقه هاي از فرياد .... امروز حضور بسيجيان چماق به دست همه جا را فرا گرفته بود يک گروه از بسيجيان از سنين 14 تا 30 سال در ميان ميدان اصلي شريعتي( شهناز) به حالت نشسته رجز خواني ميکردند و اشعار و نوحه سرائي مي کردند گروه بسيار زيادي از موتور سواران در خيابان هاي شهر به صورت يکپارچه رژه ي قدرت به راه انداخته بودند و مثل سپاهيان يزيد هلهله ي ظفر مي سرودند ... برخي به صورت مودبانه و تحقير آميز و برخي به صورت وحشيانه به ملت يورش مي بردند متفرق مي کدند اما ملت دوباره جمع ميشد ... هنوز هيچ شعاري سر نمي دادند ميدان ساعت در محاصره ي بسيجيان چماق به دست و روساي شان بود ... هيچ کس اجازهي ايستادن نداشت ...ياد آلکاتراز زندان معروف آمريکا مي افتادي وقتي که هر معلوم الحالي دشنام ميداد که پدي سگ واي نسا راه برو ... برو جلو ... گمان نمي کردم تا به اين حد شور و عزم ملي اينان را به چنان ول وله اي انداخته باشد که اينچنين بر مردم بتازند ... بعضي از چهره هاي آشناي بسيجيان هم که آشنائي مختصري از باب چهره به چهره شدن هاي خياباني يا کاري در ميانشان بود با لحني مسخره و تعنه آميز و با نگاهي تحقير گر مي گفت بفرمائيد اقاي فلاني بفرمائيد برويد جلو ( مهربان) .... همه سرگردان مي گشتند و لباس شخصي ها براي تحريک دشنام ميدادند که همه تان را بايد با يک پس گردني بندازيم ببريم ميهماني ؟؟؟؟ ابرسان براي هر 5 نفر 2 مامور وجود داشت ... ناگهان کسي در ميان جمع فرياد زد که نيروهاي اطلاعاتي حاضر بلافاصله در ميان جمع شناسائي کردند و بازادشت کردند که از دستشان فرار کرد اطلاعاتي ها هم بي ميل نبودند که او فرار کند چون مردم حاضر فقط نياز به يک جرقه داشتند ... فاجعه در يک قدمي تبريز چمبره زده بود و هر آن بيم فاجعه ائي خونبار مي رفت ...کمي که ساعت از 8 گذشت بسيجيان موتور سوار همچون مه شامگاه در شفق تبريز گم شدند و نيروهاي گارد ويژه در محل مستقر شدند ...از هر قومي و نژادي براي قتل عام آمده بودند .... ياد داستان به قتل رساندن حضرت محمد افتادم که براي کشتنش از چندين قبيله مردمي جمع شدند براي قتل ايشان ... اينجا هم به همين منوال بود .... شايعاتي مبني بر گسيل لشکر 31 عاشورا به خيابان هاي تبريز وجود داشت که با ديدن صحنه ها اين شايعات هم به حقيقت پيوست ... به يکبار گروهي از جوانان شروع به سر دادن شعار کردند و جو خفقان ناگاه باز شد و گرو هائي به اين جمع 200 يا 300 نفري پيوستند و قصه از سر آغاز شد ..دستگيري ها کتک زدن ها ملت را به چوب و چماق بستن ها.
یک سند دوصفحه ای نشان دهنده پیشقدمی جمهوری اسلامی برای مذاکره مستقیم با آمریکا منتشر شد
رادیو فردا:
بحث گفتگوی مستقیم میان ایران و آمریکا این روزها زیاد مطرح می شود. اما بنا به مقاله ای به قلم گریث پورتر Gareth Porter تاریخ نگار و تحلیلگر سیاست امنیت ملی که در سایت اینترنتی Asia Times منتشر شده است، طرح گفتگو ها با آمریکا سال 2003 از جانب حکومت ایران طرح شد. این سند دو صفحه ای که با خط رسمی دولت می گوید ایران خود را به نابودی اسرائیل متعهد می داند، در تضاد است. سند دوصفحه ای نشان می دهد ایران آماده بوده صلح با اسرائیل را بپذیرد و از نقش خود بعنوان پشتیبان گروه های مسلح دست بکشد، بیانیه اتحادیه عرب در رابطه با فلسطینی ها را بپذیرد، ازگروه های ستیزه جوی فلسطینی حمایت نکند و نظارت بیشتر آژانس بین المللی انرژی اتمی را بپذیرد، در مقابل آمریکا از دشمنی با ایران دست بردارد و منافع ایران را بعنوان قدرت منطقه ای بپذیرد. پیشنهاد در آوریل 2003 ارائه شد. تریتا پارسی کارشناس سیاست خارجی ایران در دانشگاه جانزهاپکینز که این سند را در اختیار اینتر سرویس قرار داده می گوید سند را ازیک مقام ایرانی که مایل به افشای نام خود نبوده، دریافت کرده است. گریث پورتر می گوید آیت الله خامنه ای
(wma)صدا
بی لیاقتی پشت بی لیاقتی
پیک ایران:
بی لیاقتی پشت بی لیاقتی
علی افشاری – محسن سازگارا – اکبر عطری
در جمهوری اسلامی معلوم نیست رهبری چه نوع اشتباهی باید مرتکب شود تا مشمول حکم عدم لیاقت گردد ! و از کار خود برکنار شود ؟ در هفته ای که گذشت سه بی لیاقتی از سوی رهبری و عوامل تحت امرش منجر به سه حادثه بحرانی گردید که یکی از آنها در ابعادی بزرگ و خون آلود ملتی را به عزا نشاند .نخستین بی لیاقتی در دانشگاه امیر کبیر توسط عوامل امنیتی و نمایندگی رهبری شکل گرفت .اینان با اخلال در روند برگزاری انتخابات انجمن اسلامی منتخب دانشجویان و تمهید مقدمات برای مراسم نمایشی دفن شهدا در دانشگاه که در واقع سوء استفاده آشکار از شهداء برای سرکوب دانشجویان و توهین به تمامی شهداء و خانواده های گرامی آنان است ، اعتراضات دانشجویان را بر انگیختند .تظاهرات دانشجویان حسب معمول با نمایش قدرت بسیج و تهدید آنان مواجه شد .اما اتحاد و یکپارچگی و واکنش محکم دانشجویان آنها را متواری ساخت .آنگاه دانشجویان به عنوان اعتراض دفتر نهاد نمایندگی رهبری را تسخیر کردند و خواهان پاسخگویی مقامات و بخصوص شخص رهبری برای توهین به حریم دانشجو و دانشگاه شدند .این حرکت دانشجویان بلافاصله با عقب نشینی مقامات مواجه شد و از خیر آن مراسم توهین آمیز دفن شهدا هم گذشتند .رهبری باید پاسخگوی اصلی می بود که پاسخی نداشت و نداد .
حادثه دوم به دانشگاه تهران بر می گردد .در این دانشگاه که فردی روحانی و غیر دانشگاهی به ریاست منصوب شده تا بیش از پیش استقلال دانشگاه را فدای خواسته های نیروهای امنیتی بکند ، 9 نفر از اساتید با سابقه و بعضا مخالف وضع موجود را در دانشکده حقوق و علوم سیاسی به بهانه بازنشستگی از کار برکنار کردند .این عمل بلافاصله با اعتراض دانشجویان مواجه شد و وقتی دامنه این اعتراضات به کوی دانشگاه تهران کشید ، حسب معمول نیروهای پیراهن شخصی و گروه های سرکوب گر شبه فاشیستی که مستقیما زیر نظر رهبر هدایت می شوند به تجمع دانشجویان حمله کردند ، نزدیک بود که دوباره حمله آنان فاحعه 18 تیر را تکرار کند اما این بار مقاومت سازمان دهی شده دانشجویان ، لباس شخصی ها را وادار به فرار کرد . حاصل این رویارویی ده ها زخمی و کشته در کوی دانشگاه تهران بود .شعار های دانشجویان علیه رهبری زبان حال ملتی بود که جانش از زور گویی عوامل حکومت به ستوه رسیده و راه صلح آمیز برای انتقاد و اعتراض قانونی و عزل حاکمان بخصوص شخص رهبری را ندارد .
اما حادثه سوم به لحاظ بزرگی و ابعاد در تمامی تاریخ جمهوری اسلامی کم سابقه است .وقتی کاریکاتوری توهین آمیز نسبت به هموطنان ترک زبان در روزنامه دولتی ایران به چاپ رسید . ابتدا با اعتراض گسنرده دانشجویان ترک در دانشگاه های سراسر کشور مواجه شد و آنگاه به تدریج تمامی شهر های بزرگ و کوچک استان های زنجان و آذربایجان شرقی ، آذربایجان غربی و اردبیل و پاره ای از نقاط دیگر کشور به این اعتراض پیوستند .پاسخ مناسب به این اعتراضات ، استعفای وزیر ارشاد و عذر خواهی رئیس جمهور به عنوان رئیس دولت از مردم ترک زبان کشور بود .اما بلافاصله عوامل رهبری بحران را گسترش دادند . رهبری و عواملش دوباره تصمیم داشتند که سیاست مشت آهنین را تکرار کنند .رهبر معتقد است نباید به مردم رو داد چون در این صورت خواسته های بعدی را مطرح می کنند لابد انتهای خواست معقول و منطقی عزل و استعفای رهبری است .لذا تصمیم به سرکوب و چنگ و دندان نشان دادن به ملت گرفت .غافل از آنکه وقتی این مشت آهنین بر سندان پولادین یک ملت کوبیده شود ، تو خالی از آب در می آید .ابتدا کاریکاتوریست بی گناه و یک روزنامه نگار بخت برگشته بازداشت شدند .آنگاه به مقابله و سرکوب ملت پرداختند .این کار بی خردانه در نقده به خون کشیده شد و 13 نفر از مردم جان باختند. .در سیستان و بلوچستان و کرمان گزارشها از کشته شدن و زخمی شدن ده ها نفر و بازداشت جمع کثیری حکایت می کنند .حسب معمول سانسور رادیو و تلویزیون و روزنامه ها و رسانه های خبری از اطلاع رسانی مردم جلوگیری می کنند . همان روش قدیمی استفاده از گروهی لباس شخصی و مزدور حکومتی برای سرکوب مردم در اینجا هم به کار گرفته شد .اما این بار با مقابله مردم ، لباس شخصی ها مجبور به فرار شدند ، ماشین تبلیغاتی رهبری شروع به اتهام زنی به مردم ترک زبان کرده و جالب تر آنکه در شرایطی دم از ملی بودن و تمامیت ارضی کشور می زند که نه رهبری و نه هیچ یک از دست اندر کاران حکومت تا کنون نشان نداده اند دلی در گرو ایران و ایرانیت دارند بخصوص رهبری که با سیاست نگاه به شرق که به وزارت حارجه ابلاغ کرده ، نشان داده به چه راحتی دریای خزر را دو دستی تقدیم روسها می کند .او حاضر است برای حفظ خود با دادن امتیازات متعدد به روس ها و افراشتن پرچم آنها بر سر در حکومت و بیت خودش خود را تحت الحمایه یک قدرت خارجی قرار دهد . وقتی حکومتی با ملت خودش قهر می کند و رو در روی آنها می ایستد ، چاره ای جز تکیه به اجنبی نخواهد داشت .
حکایت اعتراض مردم ترک زبان کشور در واقع درد مشترک کردها ، بلوچ ها ، ترکمن ها و بالاخره تمامی فارس های کشور است .مردم ناراضی و خسته هستند ، خسته از توهین های روزانه به شعور و عقلشان ، خسته از بیکاری و گرسنگی ، خسته از سرکوب و اختناق ، خسته از تجاوز به حریم زندگیشان و دهها نارضایتی دیگر .
مسئله قومیت ها یکی از مهمترین مسائل امروز جامعه ایران است و دستیابی به حقوق اقوام مختلف در چهارچوب خانواده بزرگ ملت ایران از اولویت های مهم جنبش اجتماعی مردم ایران است . شکل گیری ساختار دموکراتیک و غیر متمرکز مناسب ترین راهکاری است که به نا ملایمات موجود در حوزه قومیت ها پایان می دهد .
17 سال است که آقای خامنه ای غرق در اوهام خودش مشغول جنگ با دشمن خیالی جهانی است .هر مخالف و ناراضی را با مارک و اتهام جاسوسی و مزدور خارجی دستگیر و سرکوب می کند .حتی اگر کسی نطری غیر از او داشته باشد هم با همین اتهام مواجه می شود .این مالیخولیای " دشمن بازی " تبدیل به بیماری مفرط و پارانوئیایی شده که در تاریخ ایران به بیماری شاهان معروف است .او به زمین و زمان مشکوک است .پشت هر نوشته و کتاب و نمایشنامه و سخنرانی و اعتراضی دست دشمن عجیب و غریبی که ساخته و پرداخته ذهن بیمار او ست ،می بیند .و البته هزینه این بیماری را نیز ملت ایران با دستگیری ، زندان ، شکنجه و کشتار می پردازد . نادر شاه در اواخر عمرش همین بیماری را گرفته بود و دمار از روزگار ملت ایران در آورد تا جایی که بالاخره سردارانش او را کشتند و ملت نفس راحتی کشید .به همین دلیل مقام رهبری ما از این ترس فرماندهان قشون را دائما تعویض می کند . غافل از آنکه از دست سرنوشت نمی تواند فرار کند .و آنچه در حق مردم بدی کرده گریبانش را خواهد گرقت .محمد رضا شاه پهلوی در آبان سال 57 وقتی که از اعتراضات مردم مستاصل شده بود به سراغ مخالفین خودش رقت و از آنها پرسید که پرا وضع اینجوری شده و از آنها کمک خواست .معروف است که وقتی از دکتر امینی پرسید که چرا مردم علیه او شعار می دهند .او پاسخ چالبی داد و گفت " اعلیحضرت یک عمر به این مردم دهن کجی کردند حالا مردم به شما دارند دهن کجی می کنند " مقام رهبری 17 سال است چشمش را بر خواسته های مردم بسته و گوشش را گرفته تا نشنود و به مردم دهن کجی می کند .ماشین سرکوبی درست کرده تا هر صدای مخالفی را خاموش کند .فکر می کند یک تنه به اندازه همه عالم و آدم می فهمد و مردم فقط باید همچون یک گله گوسفند مطیع منتظر رهنمود ها و تحلیل های مقام رهبری باشند .گروهی بله قربان گو و کوتوله دور و بر خودش جمع کرده تا هرچه گفت بگویند سمعا و طاعتا .فرمایشات پیامبر گونه کردید و به چشم انجام می دهیم و عده ای را هم بسیج کرده با اتوبوس به این طرف و آن طرف بروند و به نفعش شعار دهند و به مردم جمله کنند .می گویند وقتی اسکندر ایران را فتح کرد و به معلمش ارسطو نامه نوشت که چه صلاح می دانی من تمام مدیران این کشور بزرگ را جمع کنم و یک شبه همه آنان را بکشم و آدم های خودم را در تمام کار های کشور بگمارم تا بتوانم همه امور را در دستان خودم بگیرم .ارسطو به او جواب داد هرگز این کار را نکن چون اولا در تاریخ این ننگ برای تو باقی می ماند که بزرگان یک کشور را کشتی و ثانیا وقتی این کار را کردی ناچار می شوی کار های بزرگ را به دست آدم های کوچک بدهی و آنگاه آن مملکت خراب و ویران می شود و دیگر کشوری باقی نمی ماند تا تو به ریاستش دلخوش باشی . بدبختی ما اینست که مقام رهبری ما تاریخ نمی خواند و اگر هم بخواند چیزی یاد نمی گیرد چون خود را عقل کل و ده ها بار بهتر از ارسطو می داند ظاهرا او نیازی به نصیحت و شنیدن اندرز دیگران ندارد .
باید از مقام رهبری پرسید که آیا این دولت کوتوله و مجلس دست نشانده ای که درست کرده ، در مواجهه با این بحران می توانند کار عاقلانه و مدبرانه ای بکنند یا همچون وزیر کشور خون ریز ایشان تنها سیاستی که بلد هستند سرکوب و آدم کشی و زندان هست . شعار او اینست که " هر ایرانی یک زندان داشته باشد" .باید از مقام رهبری پرسید که چرا رئیس جمهوری منصوب او که انشاءهای بی سر و ته برای مقامات دنیا می نویسد .و در شهرستان های مختلف شوهای تبلیغاتی می گذارد و وعده های صد من یک غاز می دهد ، الان به آذربایجان و شهر های محنت زده ترک زبان کشور مسافرت نمی کند ؟چرا به نقده نمی رود تا ببیند چگونه مردم را از دم تیغ گذرانده اند ؟چرا بدتر از سلف خود که در بحران های کشور یا ساکت بود یا غایب صدایش در نمی آید ؟ به راستی رهبری و رئیس جمهور منتخبش جرات می کنند در همین تهران به یکی از دانشگاه ها بروند و به سئوالات دانشجویان بخصوص دانشجویان ترک زبان پاسخ بدهند .البته به دانشجویان واقعی نه دانشجویان وارداتی که مقام رهبری با اتوبوس از این دانشگاه به آن دانشگاه دنبال خودش می کشید و سالن را از آنها پر می کرد . دانشجویان واقعی هم ناچار می شدند که کارت عضویت آنها در بسیج را به در و دیوار دانشگاه بزنند .
اگر در هر کجای دنیای دموکراتیک بود با بی لیاقتی هایی بسیار کمتر از این هم رئیس حکومت استیضاح و ناچار از استعفا می شد .اما متاسفانه به موجب قانون اساسی فعلی کشور ، رهبری همچون قمری است که وقتی از مدار زمین خارج شد ، کسی به او دسترسی ندارد .یک بار که رهبر شد ، کسی نمی تواند او را عزل کند .مجلس خبرگان هم که اسما مسئول این کار است ، بدلیل آنکه از فیلتر شورای نگهبان منصوب رهبری رد شده ، یک کاسه مطیع و فرمانبردار رهبری و منتطر رهنود های او است .جالب است که این مجلس بی خاصیت تا کنون برای نمونه و لااقل دلخوش کردن مردم ، حتی یک سئوال هم از این همه ندانم کاری و خرابکاری رهبری نکرده است .واقعا مگر می شود رهبری که این همه سازمان و تشکیلات مملکت از رادیو و تلویزیون تا سپاه ، از ارتش تا نیروی انتطامی از قوه قضائیه تا بنیاد مستضعفان و ده ها سازمان ریز و درشت دیگر مستقیما و به موجب قانون زیر نظر اوست .در طی 17 سال ، حتی یک اشتباه هم نکرده باشد ؟ واقعا چگونه است این آقایان روحانی که آبروی خودشان را با عضویت در مجلس خبرگان برده اند ، حتی زحمت یک سئوال از رهبری را هم تا کنون به خود نداده اند؟.در همین ماجرای سرکوب هم وطنان ترک زبانمان آیا نباید پرسید که چرا حد اقل نمایندگان آذربایجان در مجلس خبرگان از رهبری یک سئوال علنی نمی کنند ؟ درست است که مجلس خبرگان از وکلای سفارشی و فرمایشی مقام رهبری پر شده است ولی حد اقل از باب انسانیت و آزادگی انسانی هم که شده یک وکیل فرمایشی هم می تواند با هموطنان هم زبانش همدردی کند و بپرسد که آخر چرا ؟
این چنین است که رهبری که به موجب قانون اساسی تمام اختیارات مملکت را بدست دارد و به هیچکس هم پاسخگو نیست ، وقتی از دایره عدالت و مدیریت سالم و عقلایی خارج می شود ،راهی برای عزل او نداریم. تنها چاره کشور فشار بر حکومت از راه اعتراضات مدنی و مسالمت آمیز است تا بتوان در نهایت از طریق یک همه پرسی با نظارت نهاد های بین المللی و بی طرف تکلیف این نظام و رهبری آن را معلوم کرد .
حرف و سئوال بسیار است اما لاجرم باید قلم در کشید .طولانی شدن این مطلب یکی به این دلیل است که هر قسمت آن با نظر بخشی از دوستان ما در ایران نوشته شده است که در حال حاضر از ترس جو دستگاه امنیتی رهبری صلاح نمی دانند که اسم خود را زیر این نوشته بگذارند ولی حال که ما سه نفر موقتا خارج از ایران و دور از دسترس بازجویان و امنیتی های قوه قضائیه رهبری هستیم از ما خواسته اند تا حرف دل آنها را بنویسیم و امضا کنیم
والسلام
علی افشاری – محسن سازگارا – اکبر عطری
May 28, 2006
تجمع در دانشگاه ها در اعتراض به دخالت های نهاد رهبری و بسیج در انتخابات انجمن های اسلامی، ادامه دارد: مصاحبه با اعضای انجمن های دانشجویی
رادیو فردا:
در ادامه ناآرامی های دانشگاه های کشور یاشار قاجار دبیر انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر توسط ماموران لباس شخصی بازداشت شد. محسن سهرابی عضو کمیته برگزاری انتخابات انجمن اسلامی امیرکبیر در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: نصیر مشکین نایب دبیر انجمن اسلامی نیز از خانه بیرون آمده اما خبری از او نیست. آقای سهرابی می گوید انتخابات انجمن اسلامی روز دوشنبه علیرغم فشارهای بیرون به هر شکل انجام خواهد شد. در دانشگاه بوعلی سینای همدان نیز تجمعی برگزار شد. صابر شیخلو عضو انجمن اسلامی دانشگاه همدان و عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت طیف علامه، می گوید: تجمع امروز در اعتراض به دخالت های بیمورد و سنگ اندازی های بی مورد هیات نظارت و دخالت در امور اجرایی تشکلهای دانشجویی بود. قطعنامه ای که تجمع کنندگان صادر کردند خواهان برگزاری انتخابات انجمن اسلامی تحت هر شرایطی شدند و به همین دلیل انتخابات برگزار خواهد شد.
فرين عاصمي (rm) صدا | (wma) صدا [ 4:19 mins ]
فرین عاصمی (رادیو فردا): ناآرامی ها در دانشگاه های کشور ادامه دارد. یاشار قاجار دبیر انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر توسط ماموران لباس شخصی بازداشت شد. محسن سهرابی عضو کمیته برگزاری انتخابات انجمن اسلامی امیرکبیر در مصاحبه با رادیو فردا می گوید:
محسن سهرابی: یاشار قاجار توسط یک پیکان سفید که شماره پلاکش را هم داریم، ربوده شد. نصیر مشکین نایب دبیر انجمن اسلامی نیز از خانه بیرون آمده اما خبری از او نیست.
ف.ع: محسن سهرابی می گوید وقتی یاشار قاجار را جلوی در دانشگاه سوار ماشین می کردند از یکی از دانشجویان خواست که خبر دستگیری اش را منتشر کنند. در تجمع اعتراضی در برابر دانشگاه امیرکبیر اعلام شد که انتخابات انجمن اسلامی روز دوشنبه به هر شکل انجام خواهد شد. آقای سهرابی می گوید علیرغم فشارهای بیرون از دانشگاه انتخابات برگزار خواهد شد.
تجمعی نیز در دانشگاه بوعلی سینای همدان برگزار شد. صابر شیخلو عضو انجمن اسلامی دانشگاه همدان و عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت طیف علامه، در مصاحبه با رادیو فردا می گوید:
صابر شیخلو: تجمع امروز در اعتراض به دخالت های بیمورد و سنگ اندازی های بی مورد هیات نظارت و دخالت در امور اجرایی تشکلهای دانشجویی بود. بنظر می رسد مسولان دانشگاه و وزارت علوم بدنبال یک نوع تشنج اند.
ف.ع: انجمن اسلامی دانشگاه همدان در تدارک برگزاری انتخابات بود که با دخالت هیات نظارت روبرو شد. صابر شیخلو می گوید قطعنامه ای که تجمع کنندگان صادر کردند خواهان برگزاری انتخابات انجمن اسلامی تحت هر شرایطی شدند و به همین دلیل انتخابات پس فردا برگزار خواهد شد.
از هفته پیش تاکنون دانشجویان دانشگاه امیرکبیر، تهران وبرخی دیگر از دانشگاه های ایران نسبت به «دخالت های نابجای نهاد رهبری و بسیج در انتخابات انجمن های اسلامی» اعتراض و تحصن کرده اند.
سازمان عفو بین الملل مبارزه گسترده ای برای خاتمه بخشیدن به سانسور دولتی اینترنت آغاز کرد
رادیوفردا: در حالیکه سانسور یکسان اینترنت توسط جمهوری اسلامی در دستور کار مراجع قضایی- فرهنگی جمهوری اسلامی قرار گرفته و همزمان با بالا گرفتن اعتراضات جهانی به سانسور اینترنت در چین و برخی دیگر از کشورها، سازمان عفو بین الملل کارزار جدیدی را برای مبارزه با این نوع سانسور گسترده آغاز کرده است. این سازمان در بیانیه جدید خود از جمهوری اسلامی به عنوان یکی از محدودکنندگان جریان آزاد اطلاعات در اینترنت نام برده است. برای نشان دادن حمایت بین المللی از مبارزه علیه سانسور اینترنت توسط حکومت ها، در یک سایت ویژه اینترنتی به جمع آوری امضا پرداخت.
نیوشا بقراطی (رادیو فردا): سازمان عفو بین الملل که از مراجع عالی ناظر بر حقوق بشر در سرتاسر جهان محسوب می شود، روز یکشنبه کارزاری اینترنتی را در اعتراض به اِعمال سانسور دولتی اینترنت آغاز کرد. کارزاری تحت عنوان irrepressible یا «منع ناپذیر» که با جمع آوری امضا از کاربران اینترنت در تمامی جهان، از دولتهای محدودکننده اطلاعات می خواهد تا به سانسور اینترنتی پایان دهند.
دفتر ِ لندن ِ این نهاد دفاع از حقوق بشر در بیانیه جدید خود از دولتهای چین، ویتنام، تونس، عربستان سعودی، سوریه، مالدیو، اسرائیل و جمهوری اسلامی به عنوان بزرگترین دشمنان جریان آزاد اطلاعات در شبکه جهانی اینترنت نام برده است.
این درحالیست که گفته ها از محافل اینترنتی ِ داخل ایران، خبر از راه اندازی طرح یکسان سازی فیلترگذاری اینترنت در ابعاد وسیع می دهد.
بیانیه اخیر سازمان عفو بین الملل تاکید دارد که «اینترنت با برخورداری از قابلیت پشت سر نهادن مرزهای جغرافیایی و کمک به جریان آزاد اطلاعات، بزرگترین رسانه جهان برای ابراز عقیده آزادانه است.»
کیت الن، مدیر دفتر عفو بین الملل در لندن همچنین اضافه می کند که «این خط فاصل جدید در نبرد میان دو گروه مختلف است: آنهایی که می خواهند سخن بگویند و آنهایی که می خواهند جلوی سخن گفتن را بگیرند.»
خانم الن در ادامه و در خصوص کارزار جدید اینترنتی ِ عفو بین الملل می گوید که این اقدام فرصتی است برای اعلام حمایت از آزادی اینترنت و اعتراض به دولتهایی که با اِعمال سانسور و فیلترگذاری، مسیر این جریان آزاد را سد کرده اند؛ همچنین اعتراض به آن دسته از کمپانی های ارائه دهنده خدمات اینترنتی که راه را برای انجام این سانسور هموار می کنند.
ثبت نام در کارزار جدیدی که این ارگان دفاع از حقوق بشر راه اندازی کرده به سادگی و با مراجعه به وب سایت بریتانیایی عفو بین الملل www.amnesty.org.uk و یا مراجعه مستقیم به لینک آن یعنی www.irrepressible.info میسر است.
مناظره بسیجی ها با دانشجویان پلی تکنیک
پیک ایران:
نشریه دانشجویی واژه: عاقبت پس از آن که بسیج با بارها با شانتاژ اعلام کرده بود انجمن اسلامی پلی تکنیک حاضر نیست در غالب مناظره از مواضع خود دفاع نماید و همین مسئله را دستاویز هوچی گری های خود قرار داده بود، با دعوت انجمن اسلامی به مناظره غافلگیر شد و در ابتدا با پیش کشیدن مباحث انحرافی چون قانونی نبودن انجمن و اسلامی نبودن آن از مناظره طفره رفت. در نهایت بسیج با فشار دانشجویان مجبور به پذیرش مناظره شد و هر دو گروه با تعیین نماینده پای میز مناظره حاضر شدند. موضوعات اصلی در این مناظره در ابتدا بحث قانونی بودن انجمن و عملکرد آن طبق اساسنامه بود که نماینده انجمن از قانونی بودن انجمن دفاع کرد و عنوان داشت که اولا انجمن اسلامی مشروعیت خود را از عموم دانشجویان می گیرد و در ثانی صدور مجوز برای برنامه های مختلف انجمن نشان از این دارد که حتی حاکمیت نیز رسمیت انجمن اسلامی را پذیرفته است. و در نهایت نماینده انجمن اعلام داشت تشکل و افرادی خارج از یک مجموعه حق اظهار نظر درمورد عملکرد طبق اساسنامه یا خلاف اساسنامه تشکل دیگر را ندارند. بحث عمده دیگر حول وابسته بودن بسیج به سپاه پاسداران بود که نماینده بسیج با تبری از این مسئله عنوان داشت اعضای بسیج در تلاشند تا از نظارت سپاه خارج شوند. سومین مسئله نیز بحث اسلامی بودن انجمن بود و نماینده بسیج تاکید داشت انجمن قرائت خود را از اسلام به صورت شفاف اعلام نماید که نماینده انجمن در این رابطه عنوان داشت که ما اعضای انجمن را بر اساس اعتقادشان طبقه بندی نمی کنیم و هر کس با هر اعتقاد انسانی حق دارد که عضو انجمن اسلامی دانشجویان شود و در آن جا فعالیت نماید. نماینده انجمن در ادامه گفت تنوع قرائت های اعضای انجمن زیاد است و معنا ندارد که ما به دنبال تفتیش عقاید باشیم و اصرار داشته باشیم که تفکر خاصی را از اسلام توصیه و ترویج کنیم. لازم به ذکر است نماینده ای که از طرف بسیج صحبت می کرد در پاسخ به موضع گیری های اعضای بسیج و بیانیه ها و موضع گیری های رسمی بسیج پلی تکنیک هر کجا که در تنگنا قرار می گرفت خود را از عملکرد این نهاد مبرا می کرد و می گفت وی نیز به این عملکرد نقد دارد که این مسئله بارها با اعتراض نماینده انجمن مواجه شد و از وی خواسته شد به اصول اولیه مناظره پایبند باشد. پس از مناظره نیز نماینده انجمن اعلام داشت، طبق قرار قبلی انتخابات انجمن فردا و پس فردا، دوشنبه و سه شنبه، برگزار می شود. هم اکنون فضای پلی تکنیک آرام گزارش می شود. ولی اخبار نگران کننده ای از دستگیری چندین تن از دانشجویان دانشگاه های تهران امروز مخابره شده است که آخرین آن ها دستگیری دوباره هومن کاظمیان و مهدی هاشمی بود. از یاشار قاجار دبیر انجمن پلی تکنیک که صبح امروز دستگیر شد همچنان خبری در دست نیست.
بازداشت نزديك به 40 نفر از افراد شركت كننده در تجمع امروز در ميدان بهارستان
پیک ایران:
ادوارنيوز: شاهدان عيني از بازداشت نزديك به 40 نفر از افراد شركت كننده در تجمع امروز در ميدان بهارستان خبر مي دهند.
به گفته اين شاهدان 2 ماشين يگان ويژه حامل بازداشت شدگان هنگام انتقال به بازداشتگاه ديده شده است.
بنابر همين گزارش دو دانشجوي دانشگاه شريف به نامهاي آرش قلي زاده و فرزاد خجسته نيا احتمالا در اين تجمع بازداشت شده اند.
نان و آب مخالفت با جمهوری اسلامی برای تازه به دوران رسیدهها!
بازتاب:
اگر در برههای از دهه 80 و 90، مخالفان جمهوری اسلامی مشکلاتی در خروج از کشور و همچنین پیدا کردن جا و مکان و پناهندگی داشتند، اکنون این مخالفت به منبع آب و نان شماری از این مخالفان تبدیل شده است.
بنا بر گزارشهای رسیده به خبرنگار «بازتاب»، یکی از چهرههای باسابقه اپوزیسیون جمهوری اسلامی، به تازگی در نشستی با اعلام این مطلب گفته است: اکنون داشتن سوابق زندانی بودن و مخالفت با جمهوری اسلامی، دستمایه به دست آوردن مهر تأیید ویزا، درآمد ماهیانه، خانه، ماشین و کار برای مخالفان جمهوری اسلامی ایران است.
وی که از آغاز روی کار آمدن جمهوری اسلامی، لطمههای زیادی از مبارزه با این حکومت دیده است، در این جلسه افزود: گویا، اکنون گروههای مخالف دانشجویی، در لیست هستند و بویژه آنان که در حکومت ایران دارای پست و جایگاهی بودهاند، در اولویت لیست قرار دارند، اما مخالفان ذاتی و سنتی رژیم از گردونه بهرهبرداری و استفاده از امکانات خارج شدهاند، چراکه اکنون طیف وسیعی از اعضای دفتر تحکیم وحدت نظیر افشاری و عطری و همچنین طیف وسیعی از اصلاحطلبان نیز در اولویت لیست قرار گرفتهاند.
وی افزود: امیرعباس فخرآور که چندی پیش، تلویزیونهای لوسآنجلسی از او به عنوان یک مخالف جمهوری اسلامی ـ که در زندان به سر میبرد ـ یاد میکردند، اکنون به آمریکا رفته و دارای شرایط جدید با تیپ جدید شده است.
حتی فاطمه حقیقتجو که نماینده مجلس ششم بوده و در دانشگاه تربیت معلم، مشغول امر به معروف در زمینه حجاب بوده است، یکباره در هیئت عضو مدعو هیأت علمی دانشگاه MIT در رشته فنی در آمده، در حالی که استادی مدعو برای چنین دانشگاهی با درجه علمی بالا، نیازمند شرایط خاصی است که با سابقه خانم حقیقتجو، فاصله زیادی دارد.
این چهره اپوزیسیون در پایان گفت: هماکنون مخالفت با جمهوری اسلامی، نان و آب زیادی برای مخالفانی دارد که نه برای حقوق مردم، که برای آب و نان خود تلاش میکنند و حقیقتا باید در این زمینه، اعتبار بیشتری به مخالفان سنتی نظام شامل سلطنتطلبان و کمونیستها و دیگران قائل شد.
گفتنی است، گروههای اصلی اپوزیسیون جمهوری اسلامی، بر این باورند که این مخالفان نورسیده، که از فیلتر دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی و بعضا حتی از نظارت استصوابی شورای نگهبان گذشته اند، با اهداف خاصی به آمریکا اعزام شدهاند.
کارشکنی مافیای مشترک نفتی ایران و آمریکا در دیپلماسی جمهوری اسلامی
بازتاب:
خبرنگار «بازتاب» گزارش داد: عناصر مشترک مافیای نفتی ایران و آمریکا، فعالیتهای گستردهای را برای کارشکنی در رایزنیهای دیپلماتیک جمهوری اسلامی آغاز کردهاند.
بنا بر این گزارش، عناصر مافیای نفتی ایران، که تحت پوشش شرکت کیش اورینتال اویل از حمایت برخی مقامات دیپلماتیک و امنیتی ایران برخوردارند، از طریق شرکت «هالیبرتون»، که منتسب به «دیک چنی»، معاون رئیسجمهور آمریکاست، در رایزنیهای دیپلماتیک ایران اخلال میکنند.
بر پایه اطلاعات دریافت شده، لابی قدرتمند «دیک چنی»، فعالیتهای گستردهای را برای خنثی کردن رایزنیهای دیپلماتیک ایران در پیش گرفته و مانع به نتیجه رسیدن دیپلماسی جمهوری اسلامی در پرونده هستهای شده است.
گفتنی است، این لابی با مافیای نفتی ایران، که مورد حمایت تعدادی از مقامات دیپلماتیک و فعلی امنیتی است، ارتباطات ویژهای دارد.
رايس از كشورهاي 1+5 خواست پيشنهادي به ايران ارائه كنند كه قادر به رد آن نباشد
فارس نیوز:
خبرگزاري فارس: كاندوليزا رايس وزير خارجه آمريكا از كشورهاي 1+5 خواست پيشنهادي به ايران ارائه كنند كه تهران نتواند آن را رد كند.
روزنامه الشرق الاوسط چاپ لندن در شماره امروز خود به نقل از منابع فرانسوي با درج اين خبر نوشت: كاندوليزا رايس در ضيافت شام ماه گذشته ميلادي خود در نيويورك كه با حضور وزيران خارجه كشورهاي عضو دائم شوراي امنيت سازمان ملل و آلمان برگزار شد از آنان خواست پيشنهادي به تهران ارائه كنند كه نتواند آن را رد كند و اگر نپذيرفت براي همگان روشن شود كه ايران درصدد دستيابي به تسليحات هستهاي است.
الشرق الاوسط به نقل از منابع فوقالذكر همچنين از آنچه كه اطلاعات جديدي در پرونده هستهاي ايران ناميد، خبر داد و مدعي شد: دانشمندان ايران با وجود اعلام موفقيت در زمينه دستيابي به غني سازي اورانيوم براي راه اندازي سانتريفيوژ جهت غني سازي اورانيوم با دشواريهاي زيادي روبرو هستند.
به گفته اين منابع، تهران هم اكنون در حال استفاده از سانتريفيوژهاي مدل P1 است و ميگويد كه سه هزار سانتريفيوژ را راهاندازي ميكند و طرحي در دست دارد تا اين تعداد را به 60 هزار سانتريفيوژ برساند.
به ادعاي منابع فرانسوي، ايرانيان هم اكنون متقاعد شدهاند كه براي موفقيت در برنامه هاي هسته اي خود نيازمند فناوري غرب هستند، به همين دليل اين اميد وجود دارد كه رهبران ايران در حال حاضر با پيشنهاد مطرح شده از سوي اروپا كه در حال آماده سازي است، موافقت كنند.
به نوشته الشرق الاوسط، پاريس معتقد است كه تروئيكاي اروپا هم اكنون وظيفه "بسيار حساسي" بر عهده دارد، زيرا بايد پيشنهادهايي مطرح كند كه واشنگتن آنها را بپذيرد و با مخالف مسكو و چين روبرو نشود و در عين حال با اهداف و خواستههاي ايران نيز همخواني داشته باشند.
آنهایی که به مداخله آمریکای برای سرنگونی رژیم اسلامی دل بسته بودند، باید خود رژیم را سرنگون کنند
فارس نیوز:
الشرقالاوسط ماهيت تضمينهاي امنيتي احتمالي اروپا به ايران را منتشر كرد
خبرگزاري فارس: روزنامه الشرق الاوسط چاپ لندن به نقل از منابع فرانسوي ماهيت تضمينهاي امنيتي كه احتمالا به ايران پيشنهاد خواهد شد، اعلام كرد.
الشرق الاوسط به نقل از منابع رسمي فرانسوي كه خواستند نامشان فاش نشود، نوشت: كشورهاي آلمان، فرانسه، انگليس، آمريكا، روسيه و چين به منظور فراهم كردن زمينه پذيرش پيشنهادهاي بين المللي از سوي تهران در ازاي صرف نظر كردن ايران از بخشهاي نگران كننده در برنامه هستهاي خود و بطور مشخص غني سازي اورانيوم در صدد اعطاي تضمينهاي امنيتي به ايران هستند.
به گفته اين منابع، تروئيكاي اروپا خواهان مطرح كردن پيشنهاد تشكيل همايش بينالمللي با حضور ايران، عراق، شش كشور عضو شوراي همكاري خليج [فارس] و پنج كشور عضو دائم شوراي امنيت سازمان ملل براي تحكيم اعتماد ميان اين كشورها و همچنين حل مشكلات و اختلافات احتمالي ميان كشورهاي منطقه است.
اين منابع افزودند: واشنگتن در اين ميان پيشنهاد حضور اسرائيل در اين همايش را مطرح كرده است.
اين منابع اعلام كردند: مسئله تضمينهاي امنيتي آمريكا به ايران به معناي اينكه واشنگتن به ايران تضمين بدهد هرگز به اين كشور حمله نخواهد كرد و براي بي ثبات كردن نظام جمهوري اسلامي تلاش نخواهد نمود، بخش اصلي و كليدي مذاكرات درباره بسته مشوقها به ايران است زيرا اين كشور هر گونه پيشنهادي را كه حاوي تضمين هاي امنيت نباشد، رد خواهد كرد.
اين منابع در ادامه گفتند: ايران از آمريكا خواسته تا نقش و جايگاهش را در منطقه به رسميت بشناسد اما واشنگتن حاضر نيست تضمينهاي امنيتي دوجانبه به تهران بدهد. كشورهاي اروپايي با توجه به اينكه تماسهاي رسمي بين تهران و واشنگتن از سالهاي پيش قطع شده است، قصد دارند با برگزاري اين همايش بر مشكلات فائق آيند.
منابع ياد شده تصريح كردند: واشنگتن تاكنون موافقت يا مخالفت خود را با پيشنهاد اروپا مبني بر ارائه تضمين هاي امنيتي به تهران اعلام نكرده است واشنگتن خواستار آن شده با توجه به اينكه اسرائيل يك طرف ذيربط در خصوص گسترش قدرت نظامي ايران است، به همين دليل نيازمند دريافت تضمين هاي امنيتي است.
اين منابع تاكيد كردند: اروپا با اين درخواست آمريكا مخالفت كرده زيرا معتقد است كه پيوستن اسرائيل ممكن است مشكلات زيادي به وجود آورد و به همين دليل در حال حاضر بايد از اين ايده صرف نظر كرد.
فرمانده انتظامي آذربايجان غربي: برقراري امنيت كامل در تمام شهرهاي استان // كشته و زخمي شدن 47 تن در جريان حوادث اخير در نقده
پیک ایران:
فرمانده انتظامي آذربايجان غربي اعلام كرد: در حال حاضر امنيت كامل در تمام شهرهاي اين استان برقرار است.
به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، سردار حسن كرمي ، با انتقاد از شايعات منتشره در خصوص وجود برخي ناآراميها در اين استان، اظهار كرد: در حال حاضر نيروها به طور كامل بر اوضاع مسلط هستند و به غير از حوادث روزهاي اخير شهرستان نقده هيچ تجمعي صورت نگرفته است.
وي از كشف يكهزار عدد اسپري ضد شورش، باتومهاي برقي شوك آور، دستبند و دستگيري سه تن اهل آذربايجان غربي و سه تن از تهران در اين رابطه خبر داد و گفت: متهمان، اين اقلام را در استانبول تركيه در يك خودرو جاسازي كرده و وارد كشور كرده بودند كه با كار اطلاعاتي تمامي اقلام كشف شد و اين نشانگر وجود يك خط سير در ورود يكسري تجهيزات مورد استفاده در اغتشاشات ميباشند.
سردار كرمي، همچنين از دستگيري 16 تن كه به صورت شبكهاي و سازمان يافته وارد مناطقي كه قرار بود، حوادثي در آنجا رخ بدهد، خبر داد و گفت: اين افراد در مواقع خاص با امكانات و پول كافي وارد شهر ميشدند كه شبكه اصلي آنها در اروميه شناسايي شده و به طور تقريبي متلاشي شد و بيشتر آنها مربوط به استانهاي همجوار، آذربايجان شرقي و ... بودند.
وي ادامه داد: همچنين حدود 50 تن تحت پوشش عنوان خبرنگار «داخلي و خارجي» وارد استانها شدند كه از اين ميان گروهي نيز وارد آذربايجان غربي شده و افراد خارجي از كشورهاي اروپايي و آلمان هستند كه همگي شناسايي شدهاند.
فرمانده انتظامي آذربايجان غربي، اضافه كرد: اين افراد اهداف خاصي را مدنظر دارند و هنگامي كه بخواهند به سوژه مورد نظر برسند با آنها برخورد قانوني خواهيم كرد.
وي در ادامه در خصوص دستگيريهاي صورت گرفته اظهار كرد: در وقايع اخير 15 تن در ارميه و همچنين 20 تن در نقده دستگير شدهاند كه بيشتر دستگير شدگان از استانهاي آذربايجان غربي و استانهاي همجوار ، زنجان و از افراد فارس زبان و غيره بودهاند.
او همچنين از كشته شدن چهار تن در نقده در جريان وقايع اخير خبر داد و ياد آور شد: همچنين 43 تن زخمي شدهاند.
سردار كرمي خاطرنشان كرد: در وقايع اخير نقده دو تن وابسته به گروهك PKK به صورت مسلحانه در داخل جمعيت در جلوي ساختمان فرمانداري اين شهر حضور داشتند كه تحت تعقيب هستند.
فرمانده انتظامي آذربايجان غربي در عين حال تاكيد كرد:در حال حاضر ما كاملا بر اوضاع استان مسلط هستيم و نيروهاي موجود در منطقه نيروهاي عملياتي هستند، چرا كه در طول سال اين نيروها با قاچاقچيان و عوامل گروهكهاي ضد انقلاب مقابله ميكنند.
سردار كرمي، هر گونه تجمع را غير قانوني دانست كه در صورت وجود با آنها برخورد قانوني صورت خواهد گرفت.
ادامه سرکوب دانشجویان
میل دریافتی
براساس آخرین گزارشات دریافتی
در تداوم سرکوب دانشجویان صبح امروز پویا هیبت اللهی از دانشجویان ساکن کوی دانشگاه هنگام خروج از کوی توسط نیروهای سرکوبگر لباس شخصی و با تهدید اسلحه دستگیر و به نقطه نامعلومی منتقل شد.
همچنین آقای هومن کاظمیان که در دو روز پیش دستگیر شده بود همچنان در نقطه نامعلومی و در بازداشت نیروهای امنیتی بسر میبرد.
فعالان حقوق بشر درایران ضمن ابراز نگرانی از تداوم روند سرکوب دانشجویان خواستار توقف روند نقض حقوق بشرو آزادی تمامی دانشجویان دستگیر شده میباشد ، دست تمام کسانی که در این راه با ما همگام هستند را میفشاریم.
برای مبارزه با سانسور اینترنت این متن را امضا کنید
The pledge:
I believe the Internet should be a force for political freedom, not repression. People have the right to seek and receive information and to express their peaceful beliefs online without fear or interference.
I call on governments to stop the unwarranted restriction of freedom of expression on the Internet – and on companies to stop helping them do it.
About this Pledge
In November 2006, governments and companies from all over the world will attend a UN conference to discuss the future of the Internet. You can help us send a clear message to them that people everywhere believe the Internet should be a force for political freedom, not repression.
We will present the total number at the conference. The more people who sign up, the louder our voice.
Please read and sign our pledge
فتوای صیغه نامشروع آخوندها با آمریکا صادر شد
خُسن آقا: وقتی آخوندها تصمیم بگیرند گوشت خوک هم حلال خواهد شد مذاکر با آمریکا که جای خود دارد. مشکل اینجاست که هم خوابگی ملایان با نئوکانهای آمریکایی فرزندی نامشروع را در شکم ملت پس خواهند انداخت که تا سالها این نوزاد حرامزاده جز بدبختی و شرارت برای ملت بدبخت ایران به ارمغان نخواهد آورد.
رادیو فردا:
کروبی در مصاحبه با خبرگزاری آمریکائی فروریختن دیوار بیاعتمادی میان حکومت ایران و آمریکا را خواستار شد
مهدی کروبی، رئیس سابق مجلس شورای اسلامی، در مصاحبه با خبرگزاری آمریکائی آسوشیتدپرس، خواستار فروریختن دیوار بیاعتمادی میان ایران وآ مریکا را خواستار شد و پیشنهاد کرد دوطرف در شرایطی برابر به مذاکره مستقیم با هم بنشینند. وی گفت: سکوت میان واشنگتن و تهران نمیتواند تا ابد ادامه پیدا کند. وی دیدگاه دولت محافظهکار حاکم بر تهران را نیز تکرار کرد که جمهوری اسلامی به هیچروی نمیتواند از حق مسلم ایران در غنیسازی اورانیوم و سلطه کامل بر برنامههای اتمی خود چشم بپوشد. قدرت کروبی که زمانی یکی از اصلاحطلبان با نفوذ بود رنگباخته، ولی او هنوز پیوند خود را با روحانیون با نفوذ نگه داشته است
سميعينژاد براي مدت ۱۰ روز به مرخصي آمد
گویانیوز:
مجتبي سميعينژاد، وبلاگنويسي كه در حال تحمل حبس است، براي مدت 10 روز به مرخصي آمد.
محمد سيفزاده در گفتوگو با خبرنگار "ايلنا"، با اعلام اين مطلب، گفت: موكلم از روز پنجشنبه هفته گذشته براي مدت 10 روز به مرخصي آمده است.
پيش از اين حكم دو سال حبس سميعينژاد به اتهام توهين به رهبري از سوي دادگاه تجديد نظر استان تهران تأييد شده است.
وي همچنين در پروندهاي ديگر به تحمل ده ماه حبس محكوم شده بود كه ديوان عالي كشور نيز اين حكم را مورد تأييد قرار داد.
روحانیون در ایران با بحران هویت روبرو شده اند: تحلیل آسوشیتدپرس
رادیو فردا:
پیچیدگی های برنامه هسته ای ایران و بحران ناشی از آنچه در زمینه تکنولوژی و چه در زمینه های سیاست خارجی بوجود آمده، روحانیان ایران را کمی با جهان واقعیت آشنا کرده و برای درک بهتر مسائل به کارشناسان متخصص روی آوردند. این روزها روحانیون در حالی که تقابل بین المللی ایران و غرب اولویت خاصی پیدا کرده، به طور فزاینده ای احساس می کنند به کنار گذاشته شده اند. عیسی سحرخیز یک تحلیلگر مسائل ایران می گوید: مساله دیگر تنها در ارتباط با مذهب، فرهنگ و هویت اسلامی نیست؛ بحران هسته ای ایران رهبران جمهوری اسلامی را مجبور کرده تا رفتار و پندارشان را تغییر دهند. کادر قدرتمند و برجسته رهبری ایران به رهبری علی خامنه ای، اکنون مجاز است که در حیطه سیاست خارجی و عملگرایی تا جایی پیش رود که به نتایجی چون مذاکره مستقیم با آمریکا برسند. علیرضا نوری زاده پمی گوید: روحانیان اکنون با یک بحران هویت جدی روبرو شده اند، زیرا از سویی می خواهند بخشی از این بحث های مهم و بحرانی باشند، اما از سوی دیگر مجهز به علوم لازم نیستند
May 27, 2006
توضیحات رفیق دوست درباره فعالیت های موشکی ایران
گویانیوز:
آفتاب: محسن رفیق دوست وزیر سابق سپاه پاسداران و رئیس اسبق بنیاد مستضعفان در خصوص ساخت انواع پروژه های موشکی ایران سخنانی را بیان کرد. رفیق دوست در گفت و گویی، در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه « چقدر در فعالیت های موشکی ایران دخیل بوده اید» گفت: همین چند روز پیش بعد از این که موشک شهاب 3 آزمایش شد، عده ای از بچه های سپاه با یک تابلوی تقدیر نامه آمدند دفتر من، به عنوان اینکه پدر موشکی ایران هستم. من گفتم به آنها که من فراش بچه های سپاه بودم. من در کنار بچه های سپاه فراشی می کردم از نظر دفاعی ما همیشه دنبال برتری دفاعی موشکی بوده ایم.
رفیق دوست که با روزنامه جمهوری اسلامی ایران گفتگو کرده است، در پاسخ به این سوال که « آیا در ساخت موشک الگو برداری کرده اید؟» گفت: وقتی ما می خواستیم مدل اسکادB بسازیم، دل و روده یک موشک اسکادB را که خیلی هم گران قیمت تهیه کرده بودیم، ریختیم بیرون و مدلش را ساختیم. حتی اطلاعات بالاتر از موشک اسکادB را هم تهیه کردیم. اما موشکی که الان داریم، موشک ساخت خودمان است. موشک بومی.
وی در پاسخ به این سوال که « اسکادB را از کجا خریدید» افزوده است:« از جاهایی آوردند. اسم نمی گم. هم خریدیم هم هدیه گرفتیم. بعد هم خودمان ساختیم.»
وی در پاسخ به این سئوال که "منظور شما اين است كه اگر ما را به خاطر مسايل هسته اي تحريم كنند هيچ اتفاقي نمي افتد " گفت:خير هيچ اتفاقي نمي افتد. من بالاتر از اين معتقدم تمام پيشرفتهاي ايران , تمام پيشرفتهاي بنده در وزارت سپاه بخاطر تحريم اقتصادي و محاصره اقتصادي بود. من براي شما يك نمونه عرض مي كنم . صورتي به ما دادند براي عمليات نظامي . آن صورت اقلام نظامي را اگر ما مي خواستيم خريد كنيم چيزي حدود 2 ميليارد دلار بايد پول مي پرداختيم . 12 ميليون گلوله خمپاره و توپ نياز داشتيم .
مي خواستيم بخريم بايد 2 ميليارد و 300 ميليون , دلار پول مي داديم . من با يك سيستم ابتكاري با 370 ميليون دلار اين كار را انجام دادم .
همه مملكت را هم به كار گرفتم . 3000 دستگاه ماشين كپي تراش آوردم , دادم به 300 تا تراشكار . يكي يكدونه پوكه توپ خمپاره را دادم به آنها و گفتم : اين را براي من بتراش . وقتي تراشيدي مزدت را هم بگير. دستگاه هم مفت و مجاني مال خودت . در كمترين زمان 12 ميليون گلوله خمپاره و توپ را با كمترين قيمت ساختيم . محاصره نظامي باعث خودكفايي دفاعي و نظامي و پيشرفت ما شد.
من يك روز رفتم خدمت امام خميني با يك عده از دانشمندان نظامي سپاه . به امام در آن ملاقات عرض كردم كه آقا من يك عقيده دارم و عقيده ام هم اين است كه اگر مغزهاي آلوده به الكل و بعضا نطفه ناپاك اروپايي و آمريكايي مي توانند اختراع بكنند و پيشرفت بكنند , اين بچه هاي نماز شب خوان بهتر مي توانند. واقعا مردم ما هيچ چيز كم ندارند.
يك موقعي در بنياد مستضعفان بودم و مي خواستم برج بسازم . يك بنده خدايي از مسئولين مي گفت تا مشاور خارجي ات را به من معرفي نكني , اجازه ساخت برج نمي دهم . جواز نمي دهم . ديدم ول كن نيست بالاخره رفتم و برج را ساختم . بعد مشاور خارجي را آوردم و مشاور خارجي تاييد كرد. رفتم پيش همان آقا و گفتم من بدون مشاور خارجي برج را ساخته ام . از آن برج هايي كه همين مشاور خارجي زمان شاه و طاغوت ساخته بهتر است .
7 طبقه هم بلندتر ساخته ام . بهتر هم ساخته ام . اينقدر نگو خارجي خارجي خارجي . از همان جا رفتم پاكستان . در پاكستان هم برنده كارهاي عمراني شديم زمان خانم بوتو. ما و يونانيها و آمريكائيها و يك كشور ديگر. بانك جهاني هم سرمايه گذاري كرده بود. جاده ما را تاييد كردند. جاده يوناني ها و آمريكايي ها را رد كردند و ما شديم ناظر پروژه هاي خارجي ها در پاكستان . طرفدار اين نيستيم كه مملكت ما محاصره اقتصادي شود , اما اگر بشود آماده هستيم .
وی در پاسخ به این سئوال که "در بين دانشمندان موشكي و نظامي پناهنده و فراري نداشتيد " تاکید کرد: هيچي ! خدا وكيلي در بچه هاي ما
” موشک اسکادB را از جاهایی آوردند. اسم نمی گم. هم خریدیم هم هدیه گرفتیم. بعد هم خودمان ساختیم ... “
نبود. براي اينكه روش ما روش خيلي خوبي بود. حمايت تمام و كمال از بچه ها داشتيم . لوطي وار پشت سر بچه ها وايساده بوديم . بچه هاي معتقد و مذهبي هم بودند. خيلي متدين بودند.
رفیق دوست در پاسخ به این سئوال که "در ميان كشورهايي كه با آنها بويژه در دوران جنگ ارتباط داشتيم , كداميك از آنها با معرفت تر بودند به ايران بيشتر عنايت داشتند , كمتر اذيت كردند. جنس خواستيم دادند. اسلحه خواستيم دادند" گفت: از همه بهتر ليبي بود. سخاوتمندانه با من برخورد مي كرد. بعد از ليبي مرحوم حافظ اسد بود. انواع كمكها را به ما داشت . بعد كره شمالي و چين بود. بعد از يكي از كشورهاي اروپايي هم بيشترين مهمات را وارد مي كرديم و مي خريديم . كشور سوئد هم بود.
بلغارس
تان هم بود. البته بلغارستان هم به ما جنس مي فروخت وهم به عراق . گاهي به ما بي سيم مي فروخت و بلافاصله كشف كننده اش را هم مي داد به عراقيها. همين حركت بلغاري ها باعث شد كه ما در همان زمان جنگ بي سيم ساختيم و كشف كننده اش را هم خودمان ساختيم . ليبي از همه بيشتر به ما كمك كرد. سخاوتمندانه كمك كرد.
وی در باره روابط اتحاد جماهير شوروي و چگونگی رفتارش گفت:دوگانه . روابط خوبي با ما نداشت .
رفیق دوست درباره شايعه این كه با سفير شوروي درگير شده است گفت:بله . شايع است كه من تو گوش سفير شوروي زده ام . اينطور نيست . حالا براي اولين بار اين ماجرا را توضيح مي دهم . يك روز مرحوم حاج احمد آقا خميني مرا خواستند و گفتند : امام فرموده اند به فلاني بگوييد به سفير شوروي تخفيف بدهد. من به حاج احمد آقا گفتم : ما با شوروي معامله اي انجام نداده ايم كه بهشون تخفيف بدهم . حاج احمدآقا خنديدند و گفتند : منظور امام اين است كه سفير شوروي را بخواه و خفتش بده . خوارش بكن . من بلافاصله به وزارت خارجه تلفن كردم و گفتم : بگوييد سفير شوروي بيايد ملاقات من .
آنها (وزارت خارجه ایران ) از جريان پيغام امام خبر نداشتند. فقط گفتم بگوييد بيايد ملاقات من . سفير شوروي وقتي آمد ملاقات من , وقتي در اتاق را باز كرد كه بيايد ملاقات , بهش گفتم : همونجا وايسا. خودش بود به اتفاق مستشار سياسي اش كه هميشه با هاش مي اومد. خودش هم فارسي خوب بلد بود. اسمش گوردورويف بود.
بعد با عصبانيت گفتم : اين خرس هاي قطبي كي از خواب بيدار ميشوند گفت : بيام تو يا نه گفتم : نه . نيا تو.
گفت : منظورتان از خرس هاي قطبي كيه گفتم : رهبران شوروي . گفتم : ما ايرانيها معتقديم كه خرس هاي قطبي اول پاييز مي خوابند , طول پاييز و زمستان خوابند , طول بهار هم خوابند , وقتي تابستان ميشود و خورشيد مستقيم مي تابد تا ميآيند بيدار شوند , دوباره پاييز مي آيد و مي خوابند. شما هنوز هم در خواب هستيد و خيال مي كنيد كه صدام طرفدار شماست . صدام آمريكايي است . مهره آمريكا است . و شما داريد آب به آسياب آمريكا مي ريزيد. شما از قول من به رهبران خودتان پيغام بدهيد كه اينقدر ميگ 23 و موشك اسكاد ـ بي و اينها به صدام ندهند . ما 70 ميليون بمب در كشورتان داريم , كه چاشني آن دست ماست , كاري نكنيد كه اين 70 ميليون به نقطه انفجار و انقلاب برسند . كاري نكنيد اين 70 ميليون چاشني را آتش بزنيم .
گفتم : اين پيغام را برسان و برو گمشو.
سفير رفت و دو هفته بعد از من درخواست ملاقات كرد. آمد در اتاق را باز كرد و همان جا وايساد. گفت : اجازه مي دهيد بيايم داخل . من پيغام شما را رسانده ام و جوابتان را هم آورده ام .
گفتم : حالا بيا تو. گفت : تمام حرفهاي شما را مو به مو به رهبران شوروي فرستادم . هيئت سياسي ما اين پيام شما را بسيار عالي ارزيابي و توصيف كردند و گفتند : بله . ما با شما هم عقيده ايم كه صدام مزدور آمريكاست و كمكهايمان را به ايشان قطع ميكنيم . حالا اگر شما را دعوت كنيم مي آئيد به مسكو. گفتم من خيلي دوست دارم بيايم مسكو. من سرباز امام خميني هستم , اگر امام خميني اجازه بدهد مي آيم .
گزارشی کوتاه از سه روز نا آرامی در پلی تکنیک تهران
خبرنامه امیرکبیر:
هفته گذشته دانشگاه صنعتي امير كبير (پلي تكنيك تهران) روزهاي نا آرامي را گذراند.
بنا بر اعلام قبلي هيئت نظارت بر انتخابات انجمن اسلامي قرار بود انتخابات اين تشكل در روزهاي دوشنبه و سه شنبه هفته گذشته برگزار شود.اما به دليل عدم معرفي نماينده ناظر توسط مديريت دانشگاه ،اين انتخابات ناگزير به تاخير افتاد.مديريت دليل اين عمل خود را وجود شكايتهاي متعدد از انجمن ذكر كرد و حاضر به تشكيل جلسه هيئت نظارت بر تشكلهاي دانشجويي نشد.در پي اين برخورد مديريت ،دانشجويان روزدوشنبه ساعت ۱۲ درساختمان مديريت تجمع كردند و خواستار پاسخگويي مديريت شدند.دكتر رهايي در پاسخ دانشجويان معترض كه در مقابل دفتر وي شعار مي دادند:”مدير انتصابي استعفا ،استعفا” هيچ قولي مبني بر برگزاري انتخابات نداد.دانشجويان به سمت انجمن حركت كردند تا در مقابل انجمن تجمع نمايند اما در صحن دانشگاه با اعضاي بسيج درگير شدند.بسيجيان در اعتراض به رد صلاحيت ايشان در انتخابات انجمن تريبوني برگزار كرده بودند و اعضاي اندك اين تشكل با مشاهده دانشجويان شروع به دادن شعارهاي تحريك آميزي چون:”مرگ بر منافق” كردند و به محكوم كردن اعضاي انجمن به نداشتن منطق و روحيه دموكراتيك پرداختند.
در حاليكه اعضاي شوراي مركزي انجمن اسلامی مي كوشيدند با منطق و آرامش به اتهامات بسيجيان پاسخ گويند و دانشجويان را آرام نگه دارند،با برخورد خشن و محرك اعضاي بسيج و ضرب و شتم اعضاي شوراي مركزي، دانشجويان خشمگين شده و با بسيج درگير شدند وبه سمت چادر سپاه كه در آن نمايشگاهي از آلات جنگي به بهانه سالروز آزادي خرمشهر برپا شده بود هجوم بردند كه با ممانعت و تلاش اعضاي شوراي مركزي انجمن به اين اموال آسيبي وارد نيامد.پس از آن اعضاي بسيج به سمت ساختمان مديريت حركت كردند.در اين روزدر دانشگاه چهاردهمين كنفرانس برق بر گزار مي شد و قرار بود كه وزير علوم و هاشمي رفسنجاني در پلي تكنيك در اين كنفرانس حضور يابند .دانشجويان به سمت آمفي تئاترمركزي - محل برگزاري كنفرانس برق- حركت كردند و شعار”وزير بي لياقت،استعفا،استعفا” سر دادند.اما معلوم شد كه سخنراني رفسنجاني به دليل جو نا آرام لغو شده است.دانشجويان به سمت ساختمان مديريت رفتند.اعضاي بسيج در درون ساختمان تجمع كرده بودند وبا رهايي گفتگو مي كردند.دانشجويان به بسيجيان مهلتي سه دقيقه اي دادند تا از ساختمان خارج شوند اما با عدم خروج آنان پس از شمارش معكوس ۶۰ ثانيه اي به درون ساختمان ريختند و با بسيجيان درگير شدند.در اين درگيري چند تن آسيب جزيي ديدند و شيشه هاي مديريت شكسته شد.سپس با خواهش اعضاي انجمن وشوراي صنفي دانشجويان به بسيجيان اجازه خروج بدون درگيري دادند.سپس دانشجويان به درون ساختمان ریاست رفتند و خواستار حضور رهايي در بين دانشجويان و پاسخگويي وي در خصوص انتخابات انجمن شدند،همچنين استعفاي دكتر عطايي پور ،معاونت دانشجويي فعلي نيز، ديگر خواسته تجمع كنندگان بود.اما رهايي حضور نيافت و دانشجويان نيز مقابل اتاق وي تجمع كردند و به شعار دادن و خواندن سرود يار دبستاني پرداختند.پس از مدتي رهايي مشروط بر خروج دانشجويان از ساختمان حاضر به صحبت شد.وي در سخناني از موضع بالا به دادن قول تشكيل جلسه هيئت نظارت بر تشكلها اكتفا كرد.دانشجويان به وي اعتراض كردند و رهايي با حالتي بي اعتنا جمع را ترك كرد. غروب دوشنبه جلسه هيئت نظارت تشكيل شد ،اما با كارشكني ميراحمدي،مسوول نهاد رهبري در دانشگاه،اين جلسه رسميت نيافت و به جايي نرسيد.
سه شنبه دانشجويان در صحن دانشگاه تجمع كردندو پس از يك تريبون آزاد كوتاه به سمت نهاد نمايندگي رهبري حركت كردند .اما انتظامات دانشگاه به ايشان اجازه حضور در ساختمان معاونت را نداد.درگيري محدودي بين دانشجويان و انتظامات روي داد و دانشجويان خشمگين با پرتاب گوجه فرنگي و تخم مرغ و حمله به تابلوي نهاد ،اعتراض و خشم خود نسبت به حضور بي معناي اين نهاد و ديگر نهادهاي نظامي در دانشگاه را نشان دادند.با اينهمه انتظامات همچنان از حضور دانشجويان در اين ساختمان ممانعت به عمل مي آورد.سپس با درخواست اعضاي انجمن و شوراي صنفي از دانشجويان مبني بر ورود بي خشونت به ساختمان معاونت انتظامات اجازه ورود داد.اما کارمندان نهادرهبری و مسوول این نهاد(میر احمدی)دفتر نهاد را خالی کرده و آن را قفل و زنجیر کرده بودند. اين رفتار دانشجويان را خشمگين تر ساخت و در اقدامي نمادي تابلوي نهاد را پايين آورده و شكستند. در همين روز دانشجويان تصميم گرفتند براي پيگيري خواسته هاي خود شب در دانشگاه بمانند و تحصن كنند تا دانشگاه به خواسته هاي ايشان گردن نهد .
انتخابات هنوز معلق مانده بود ،در نهايت در روز چهارشنبه در اقدام اعتراضي ديگري دانشجويان دست به اعتصاب غذا زدند و ظرفهاي غذاي خود را تا ساختمان معاونت و در مقابل دفتر نماينده ولي فقيه كه آنقدر براي دانشجويان احترام قائل نشد كه در جمع ايشان حضور يابد چيدند و سپس در مقابل انجمن تحصن كردند. بسيجيان در مسجد تجمع كردند و با منافق خواندن اعضاي انجمن و شعارهاي تحريك آميز به تكبير گفتن و سر دادن شعارهاي جنگي پرداختند كه با تجمع و برخورد دانشجويان مجبور به ترك مسجد شدند.پس از آن با حضور و توهين مصطفي دزفولي ،دانشجوي سابق پلي تكنيك و از اعضاي فعال طيف شيراز در دانشگاه،به دانشجويان درگيري ايجاد شد كه با دخالت انتظامات پايان يافت. به هر حال پس از سه روز نا آرامی در دانشگاه بالاخره هیات نظارت نماینده خود را جهت برگزاری هرچه سریعتر انتخابات انجمن اسلامی معرفی کرد.
در جلسه روز پنج شنبه هيئت نظارت بر انتخابات انجمن،نماينده دانشگاه با وقت كشي و كار شكني مانع نتیجه گیری در مورد انتخابات اين تشكل شد.وي در خصوص رد صلاحيت شدگان خواستار معرفي تمامي كانديداها به حراست دانشگاه و استعلام از اين نهاد غير قانوني براي تاييد صلاحيت ايشان شد كه با ممانعت اعضاي هيئت نظارت از اين اقدام خلاف اساسنامه انجمن جلسه مذكور بدون نتيجه خاصي به پايان رسيد.
انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي اميركبير در پاسخ به اين نماينده بدون حكم- طبق گفته خود وي- اعلام كرد انتخابات خود را در روزهاي دوشنبه و سه شنبه برگزار خواهد كرد و دانشگاه موظف است با ايشان همكاري نمايد.
به نظر میرسد چنانچه هیات نظارت دانشگاه صنعتی امیرکبیر بخواهد همچنان به سنگ اندازی برسر فعالیت تشکل باسابقه انجمن اسلامی ادامه دهد، این دانشگاه شاهد بروز اعتراضات بیشتری باشد . قبلا سابقه داشته که چنین شرایطی منجر به تعطیلی کلاس های درس و نیز تعویق امتحانات می شده است.
دستهای مانیکور کرده یک استشهادی
پیک نت:
تمام خبرگزاری های داخلی، روز گذشته گزارش رژه و در واقع خود نمائی گردان استشهاديون شهيد نادر مهدوی، را كه بعد از ظهر پنجشنبه در مزار شهدای نهضت جهانی اسلام در بهشت زهرا برگزار شد مخابره كردند. اين گروه تازه اعلام موجوديت كرده است و به ادعای برپا كنندگان اين نمايش های تحريك آميز و بی پروپايه يك هزار نفر از 5 هزار ثبت نام كننده اين گردان گردن بند فلزی شهادت دريافت داشته اند. گفتهاند كه اين گردان هنگام رژه چفيه ها را به اين دليل دور سرشان پيچيده اند كه شناسائی نشوند، زيرا ممكن است برای ماموريت اعزام شوند و دشمن آنها را بشناسد!
ما به چهره اين استشهاديون و بهانه ای كه برای پنهان كردن چهره خودشان اعلام كرده اند كار نداريم، اما خودمانیم، اين دست های مانيكور شده، سوهان خورده و كرم ديده قرار است به بدنی که زیر این حجاب است بمب ببندند و بپرد تو جمع امريكائی ها؟ يا آن آقا پسری كه در جمع همين استشهاديون بوده و پلاك شهادت گرفته با آن دست های كار نديده و ناخن های بلند زنانه قرار است خودش را فدای انرژی اتمی كند؟
با اين بازی كه به مسخره بازی شبيه است، گام به گام برای غرب و بويژه امريكا سوژه ساختند و دست بردار هم نيستند.
بیش از ۲۰۰ نفر از نیروهای لباس شخصی مسلح به سلاح سرد وارد دانشکده حقوق شدند
پیک ایران:
شنبه 7 خرداد : بیش از ۲۰۰ نفر از نیروهای لباس شخصی از ساعت ۸ صبح در حالی که مسلح به سلاح سرد هستند وارد دانشکده ی حقوق شده و با چسبانیدن عکس فعالان دانشجویی بر روی دیوارهای دانشکده به دنبال این دانشجویان می گردند.
نیروهای لباس شخصی مدام فریاد می کشند اینجا پادگان است!!!
تا بحال دو نفر از فعالان دانشجویی توسط این عوامل به شدت مضروب شده اند.
از : بياد 67
ناآرامی ها در نقده و مشکین شهر چندین کشته برجای گذاشت و شمار زیادی دستگیر و زندانی شدند : مصاحبه با یک فعال حقوق بشر
رادیوفردا: در پی ادامه ناآرامی ها در شهرهای آذربایجان، استاندار آذربایجان غربی هرنوع تجمع در این استان را غیرقانونی اعلام کرد. ناآرامی ها در نقده چندین کشته برجای گذاشت. شماری از تظاهرکنندگان دستگیر شده اند. امیر حسین موحدی فعال حقوق بشر ساکن مشکین شهر در استان آذربایجان در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: در پی کشته شدن جوانی بنام جلیل عابدی توسط نیروی انتظامی در مشکین شهر، از غروب روز جمعه شهر دستخوش آشوب و اغتشاش گسترده ای شده به نحوی که هم اکنون زدوخورد شدیدی در شهر جریان دارد و تعداد زیادی دستگیر و مجروح شده اند. درمیان دستگیر شدگان روزنامه نگاران هم وجود دارند از جمله برادر من امین موحدی که در نقطه نامعلومی بسر می برند. وی می گوید دستهای ناپیدایی هست که تلاش می کنند به این خشونت ها دامن بزنند.
استاندار آذربایجان غربی هرنوع تجمع در این استان را غیرقانونی اعلام کرد. شهرهای این استان در هفته گذشته دستخوش تظاهرات و اعتراض های مردمی بود که در برخی موارد با برخوردهای نیروهای انتظامی روبرو شده است. ناآرامی ها در نقده چندین کشته برجای گذاشته است و شمار زیادی دستگیر و زندانی شده اند. امیر حسین موحدی فعال حقوق بشر ساکن مشکین شهر در استان آذربایجان در مصاحبه با رادیو فردا می گوید:
امیر حسین موحدی: در پی کشته شدن جوانی بنام جلیل عابدی که با ندانم کاری یک مامور با شلیک مستقیم در مشکین شهر کشته شد، از غروب روز جمعه شهر دستخوش آشوب و اغتشاش گسترده ای شده به نحوی که الان که با شما صحبت می کنم زدوخورد شدیدی در شهر جریان دارد و تعداد زیادی دستگیر و مجروح شده اند. درمیان دستگیر شدگان روزنامه نگاران هم وجود دارند از جمله برادر من امین موحدی که در نقطه نامعلومی بسر می برند. از شهرهای همجوار هم خبر درگیری و مجروح شدن چندین نفر را دریافت کردیم اما شدت درگیری ها در مشکین شهر زیاد است . برای راه پیمایی روز شنبه برنامه ریزی گسترده ای اعلام شده است. از آذربایجان غربی هم گزارشی دریافت شده که در شهر ماکو درگیری ها تاغروب امروز ادامه داشت. با توجه به اینکه شهرستان نقده و اشنویه یک شهر محسوب می شوند، مناطق کردنشین و آذری نشین دارد. در این شهر با اینکه تلاش شده بین این اقوام جدایی بیاندازند ولی از هر دو قوم قربانی توطئه های افراد خودسر شده اند. متاسفانه تعداد دقیق تلفات را نمی توانیم بگیریم ولی دو شهر نقده و مشکین شهر حجم درگیری ها بسیار زیاد است. ولی با هوشیاری مردم کردزبان و ترک زبان خوشبختانه بین اقوام تفاهم کامل وجود دارد. اگر متعرضان به مردم از میان ماموران بیش از این بخشونت دامن نزنند ما انتظار داریم وضعیت آرام شود. ولی دستهای ناپیدایی هست که تلاش می کنند به این خشونت ها دامن بزنند.
مسعود ملک (رادیو فردا): در این حرکت های اعتراضی خواست اصلی تظاهرکنندگان چیست؟
امیر حسین موحدی: خواست اصلی تظاهرکنندگان همچون سایر اقوام و ملت ایران احترام به حقوق بشر، رعایت عدالت و احترام به حقوق تمام اقوام است. بزرگترین خواستی که مطرح می شود، مراجعه به آرای عمومی وحق تعیین سرنوشت برای مردم ایران و آزادی و دموکراسی برای تمام مردم ایران از جلمه آذری زبانان است.
تونی بلر در دانشگاه جرج تاون گفت تازمانی که ایران تغییر نکند امنیت ایجاد نخواهد شد
رادیوفردا:
تونی بلر نخست وزیر بریتانیا روز جمعه در پایان سفرش به آمریکا اعلام کرد تازمانی که ایران تغییر نکند امنیت ایجاد نخواهد شد. بلر گفت جنگ عراق جهان را دچار تفرقه کرد اما تلاش مردم عراق در راه دستیابی به مردمسالاری باید جهان را متحد کند. آقای بلر یادآور شد که هرچند موفقیت در عراق در سراسر خاورمیانه پژواک خواهد یافت اما تلاش هماهنگ تر و متمرکز تر در این منطقه لازم است تا بخصوص مساله اسرائیل و فلسطین و برنامه هسته ای جمهوری اسلامی حل و فصل شود. در همین حال ایگور ایوانف دبیر شورای امنیت روسیه امروز شنبه رهسپار سفر دو روزه ای به تهران خواهد شد تا با سران جمهوری اسلامی گفتگو کند. پیش بینی می شود که محور این گفتگو ها را فعالیت های هسته ای جمهوری اسلامی تشکیل خواهد داد.
علیرضا طاهری (رادیو فردا): آقای بلر شب پیش در پایان سفر دوروزه اش به آمریکا در سخنرانی در دانشگاه جرج تاون واشنگتن از تمامی دولت ها خواست که اختلافاتشان بر سر عراق را برای همیشه بایگانی کنند و به پشتیبانی از دولت تازه بغداد برخیزند.
بلر گفت جنگ عراق جهان را دچار تفرقه کرد اما تلاش مردم عراق در راه دستیابی به مردمسالاری باید جهان را متحد کند. آقای بلر یادآور شد که هرچند موفقیت در عراق در سراسر خاورمیانه پژواک خواهد یافت اما تلاش هماهنگ تر و متمرکز تر در این منطقه لازم است تا بخصوص مساله اسرائیل و فلسطین و برنامه هسته ای جمهوری اسلامی حل و فصل شود. تونی بلر با تاکید گفت: «گمان نمی کنم که ما امنیت خواهیم داشت مگر آنکه ایران تغییرکند.»
بریتانیا همراه آمریکا، آلمان و فرانسه با اشاره به نزدیک به دو دهه پنهانهکاری های هسته ای در ایران به برنامه های اتمی جمهوری اسلامی ظنین است و معتقد است تهران تا زمان جلب اعتماد بین المللی به خود باید روند فرآوری و غنی سازی اورانیوم را متوقف کند.
شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز در بیانیه ای که لازم الاجرا نیست از جمهوری اسلامی همین درخواست را کرده است. اما تهران با تاکید بر صلح آمیز بودن فعالیت های هسته ای اش تاکنون به این درخواست تن در نداده است. در نتیجه آلمان، بریتانیا و فرانسه به نمایندگی از اتحادیه اروپا قرار است مجموعه ای از پیشنهادهای تشویقی به ایران عرضه کنند تا در ازای آن تهران روند فرآوری و غنی سازی اورانیوم در ایران را متوقف کند. این پیشنهاد های تشویقی از تایید آمریکا نیز برخوردار است.
جهان غرب معتقد است اگر تهران به رغم این پیشنهادها به فعالیت های هسته ای اش همچنان ادامه دهد شورای امنیت سازمان ملل متحد باید مجازات هایی برای جمهوری اسلامی وضع کند. درحالیکه چین و روسیه با اعمال تحریم و مجازات برای تهران دست کم تاکنون مخالف اند. در این گیرودار ایگور ایوانف دبیر شورای امنیت روسیه امروز شنبه رهسپار سفر دو روزه ای به تهران خواهد شد تا با سران جمهوری اسلامی گفتگو کند. پیش بینی می شود که محور این گفتگو ها را فعالیت های هسته ای جمهوری اسلامی تشکیل خواهد داد.
May 26, 2006
گزارشی از ارتباطات نئونازی های آلمان و ماموران اطلاعاتی جمهوری اسلامی
اخبار روز:
امیرفرشاد ابراهیمی
• ماجرا از آنجا آغاز میشود که دولت ایران از هورست ماهلر دعوت به عمل می آورد تا به ایران آید، در این سفر قرار بود تا ضمن حمایتهای مالی مقدمات یک راهپیمایی بزرگ توسط راست های آلمانی در آلمان و اروپا در حمایت از دولت ایران و خاصه احمدی نژاد و سخنان ضد یهودی وی برگزار شود ...
اخبار روز: www.iran-chabar.de
آدينه ۵ خرداد ۱٣٨۵ - ۲۶ می ۲۰۰۶
این گزارش حاصل کار نود نفر ساعت دانشجویان ایرانی در ترکیه و آلمان می باشد که به دلایل امنیتی از ذکر نامشان معذورم اما سپاس خویش را از تلاششان ابراز می دارم .
ماجرا از آنجا آغاز میشود که دولت ایران از هورست ماهلر دعوت به عمل می آورد تا به ایران آید، در این سفر قرار بود تا ضمن حمایتهای مالی مقدمات یک راهپیمایی بزرگ توسط راست های آلمانی در آلمان و اروپا در حمایت از دولت ایران و خاصه احمدی نژاد و سخنان ضد یهودی وی برگزار شود. اما دولت آلمان در اقدامی هوشمندانه از سفر وی به ایران خودداری نمود .
پس از آن در جلسه ای در اداره ٣۰۰۰ وزارت اطلاعات موضوع در دستور کار قرار میگیرد و تصمیم به حمایت مالی از نئونازی های آلمان گرفته میشود، علت اصلی این حمایتها دو جنبه بوده است اول آنکه نئونازی ها دست به راهپیمائی گسترده ای در حمایت از احمدی نژاد و دولت ایران بزنند و دوم آنکه همین گروه در ایام برگزاری مسابقات جام جهانی ایرانی هایی را که به تماشای بازیها می آیند و شعارهای ضد جمهوری اسلامی میدهند را قلع و قمح نمایند .
در تاریخ ۱۴ می در رستورانی بنام بگیست در محله سنت پاولی هامبورگ دو عضو امنیتی از سفارت ایران در هامبورگ بنامهای محسن مظفری (سجادیان) و جاوید کاشانی با سه تن از اعضای فعال نئونازی ها که نام یکی از آنها فرانک لوکیفر می باشند دیدار می نمایند و هماهنگی های ابتدایی انجام می شود و قرار میشود تا تعدادی از اعضای این گروه به ایران و ترکیه بروند و ضمن آموزش و انجام هماهنگی های لازم ترتیب جمایتهای مالی نیز داده شود .
فردای آن روزهمسر سید علی برازنده (حسینی) از اعضای سپاه پاسداران که در سفارت ایران در برلین از مشاوران نظامی سفارت می باشد و عمدتا در ارتباط با تیمهای عملیاتی سپاه و وزارت اطلاعات نیز می باشد و از قرار معلوم عملیات فوق را نیز ایشان هدایت می نماید، به دفتر هورست ماهلر مراجعه می نماید، از چند و چون مکالمات اطلاعی در دست نیست اما تصورش زیاد دور نمی باشد که باید خبر هماهنگی ها را به ایشان داده باشد .
پس از آن در تاریخ بیست و یکم اردیبهشت برابر با ۱۱ ماه می مبلغ یک میلیون یورو از سوی فردی با نام محمد جواد غلامی به شماره حواله ۲۰۰۶۰۵۱٨۴٣۲۷۶ با سوئیفت نمره: بی کا ام تی تی آر آی اس ۱۰۰ بنام حسن بزرگیان در آنکارا فرستاده می شود. حسن بزرگیان (علی قبادی) مامور وزارت اطلاعات در سفارت ایران در آنکارا می باشد .
در تاریخ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ماه برابر با پانزده ماه می در ساعت یازده صبح حسن بزرگیان به همراه فرد دیگری بنام ایزدی که وی نیز مامور سپاه پاسداران در سفارت آنکارا می باشد مبلغ ارسال شده را از بانک ملت شعبه آنکارا دریافت داشته .
عصر همان روز در سفارت انکارا جلسه ای با حضور فرد دیگری بنام حامد بورانی که وی از ماموران وزارت اطلاعات اعزامی از تهران بوده است آخرین هماهنگی ها انجام می شود و مقرر میگردد که دیداری بین افراد آلمانی و اعضای وزارت در آنتالیا ترکیه انجام گیرد .
حامد بورانی که وی نیز مدت سه سال در خلال سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۰٣ در سفارت جمهوری اسلامی در هامبورگ به عنوان کارمند اداری سفارت اما در واقع پرسنل وزارت اطلاعات و مسئول شناسایی پناهندگان بوده به زبان آلمانی تسلط کامل داشته و به عنوان هماهنگ کننده عملیات دیدار در آنتالیا عمل مینموده است .
بورانی که همانروز دوشنبه پانزده ماه می از طریق پرواز تهران استانبول، استانبول آنکارا وارد خاک ترکیه شده بود در طی اقامت خود در داخل سفارت سکنی داشته است .
پس از آن در روز پنج شنبه بیست و هشتم اردیبهشت برابر با ۱٨ ماه می چهار عضو حزب راستگرای افراطی ناسیونال دموکراتیک آلمان به منظور انجام هماهنگی و دریافت کمک مالی از طریق پرواز شرکت هواپیمایی سون اکسپرس از فرودگاه تگل برلین عازم آنتالیا می شوند، افراد فوق عبارتند از
Nero Pain
Frank Lucifer
Sreejith Beygang
Lysaan Offner
افراد یاد شده در پوشش توریست و در خلال صدها توریست آلمانی تبار که مشتاق دیدار و تفریح در آنتالیا می باشند در هتل جاستینیانو شهر بلک در بیست کیلومتری آنتالیا مستقر میشوند .
در روز جمعه بیست و نه اردیبهشت ماه حامد بورانی و حسن بزرگیان با خودوری مرسدس پلاک دیپلماتیک بشماره ۰۶ سی اف ۲۰۰ به سمت آنتایا حرکت میکنند تا در آنتالیا با افراد آلمانی ذکر شده وارد مذاکره شوند .
و مقرر می شود تا وزارت اطلاعات ضمن حمایتهای مالی ادامه دار از نئو نازی ها در جهت آماده سازی برای ورود ایشان به فعالیتهای سیاسی در مقابل نئو نازی ها در زمان ورود احمدی نژاد به آلمان و همچنین در خلال بازیهای جام جهانی با برگزاری راهپیمایی حمایت خود را از احمدی نژاد و سیاستهای ضد یهودی وی اعلام دارند و چنانچه مخالفان جمهوری اسلامی در هنگام بازیهای تیم ملی ایران در صدد برگزاری کارناوالهای سیاسی بودند به قلع و قمح آنان بپردازند .
چهار آلمانی در روز شنبه سی اردیبهشت برابر ۲۰ ماه می آنتالیا را به مقصد فرودگاه تگل برلین ترک می کنند .
از میان افراد یاد شده فردای آنروز«نرو پاین» در هامبورگ با هورست ماهلر دیدار داشته و متعاقب آن هورست ماهلر در تاریخ ۲۲ ماه می برابر با اول خرداد در دفتر رایزنی سفارت ایران در هامبورگ با جاوید کاشانی و فرد دیگری بنام رشیدی (نام فوق احتمالا مستعار می باشد) جلسه و گفتگو می نماید .
اکنون باید به انتظار نشست تا ببینیم این پیوند نامیمون حزب الله و نئو نازی چه بار خواهد آورد !...
www.farshadebrahimi.tk
توضیحات مهرداد قاسمفر، سردبیر بازداشت شده ایران جمعه، آفتاب
گویانیوز:
آفتاب: مهرداد قاسمفر سردبير بازداشت شده نشريه "ايران جمعه" قبل از اين كه بازداشت شود متني را در توضيح اتفاقات اخير در آذربايجان و مسايل مرتبط با "ايران جمعه" نوشته است.اين نوشته ساعاتي قبل از بازداشت نگاشته شده . قاسمفر نوشته است : در هفته گذشته از چند بابت قابل تأمل بود: پايان نوزدهمين نمايشگاه بين المللى كتاب، بزرگداشت حكيم و شاعر همه دورانها فردوسى و بالاخره روز جهانى موزه و ميراث فرهنگى.
اما آنچه كه موضوع اين نوشته است نكته ديگرى است كه بايد توضيح داد. بخش كودك و نوجوان ايران جمعه، معمولاً با حال و هوايى طنزآلود و طراحى ها و كارتون هاى نسبتاً زياد خود، فضايى متفاوت از باقى صفحات ايران جمعه دارد.
در شماره دو هفته قبل مطلبى در صفحه اول اين بخش آمده بود كه در همان قالب طنز و با همان كاراكترهاى آشناى هميشگى اش - سهيل و سارا و... - سوژه اى را دستمايه قرار داده بود با اين عنوان؛ «چه كنيم كه سوسكها سوسكمان نكنند؟» و سپس در طنزى مكتوب و البته كارتونى، به سوسكها و به اصطلاح زندگى سوسكى و نيز كاراكترهاى خود پرداخته و شوخى كرده بود.
در صفحات بعدى نيز مطالبى جدى و "علمى ،آموزشي" درباره زندگى طبيعى اين حشره آورده شده با نيت آشنايى بچه ها.در همان صفحه اول نيز كه حداقل ۱۲ طرح كوچك كاريكاتوروار آمده در يكى از اين طرح ها سوسكى در جواب سهيل كلمه "نامانا" را به كار مي برد كه با حروف به اصطلاح" فينگليش" نوشته شده و در باقى طرح هاى همان صفحه، سوسك ها و قورباغه ها به «زبان فارسى» با همان سهيل «سخن» مى گويند.
علاوه بر آن در صفحه چهارم همين بخش كودك، مجموعه اى كاريكاتور مى بينيد كه بچه اى و سوسكى به «زبان فارسى» دارند «گفت وگو» مى كنند. در هيچ كجاى متن يا صفحات اين بخش هم، هيچ واژه يا سطرى كه دال بر اشاره به قوميتى، زبانى و يا گويشى باشد وجود ندارد.
راستش حجم مطالب هم آنقدر هست كه در لحظه اول آن يك كلمه اصلاً به چشم هيچ يك از همكاران «ايران جمعه» نيامد كه اگر مي آمد هم شائبه توهين به ذهن كسي نمي آورد چرا كه اساسا قصدي براي به كار بردن اين واژه رايج در ميان ساكنين- حتي فارس زبان- تهران نه در ميان همكاران من مطرح بوده ونه خواهد بود؛ ضمن آنكه در باقي طرح ها نيز همه، (هم سوسكها وهم قورباغه هايي) دارند به فارسي سخن مي گويند.و مضافا اينكه در طرح يا كاريكاتورى كه منطق طنز بر آن حاكم است، اساساً برداشت از مطالب، از شكل طبيعى اش خارج مى شود
چرا كه در اين فضا اصولاً چيزى جدى نيست بويژه در حال و هواى يك نقاشى كودكان تا اينكه گويا سه شنبه هفته گذشته در دانشگاه تبريز و سپس چند دانشگاه ديگر در استانهاي آذري زبان ،عده اى از دانشجويان با اين برداشت كه چنان طرح و كلمه اى،آنهم در ميان انبوه طرح و كلمه هاي فارسي، با نيت توهين و يا تحقير هموطنان آذرى زبان(!!) درج شده، كار را حتى به تجمعى در صحن دانشگاه و صدور بيانيه مى كشانند و نيز نامه نگارى رئيس دانشگاه تبريز به وزارت ارشاد و سپس كشيدن كار به صحن مجلس و هيات دولت و... علاوه بر اينها، تحريريه ايران جمعه نيز روزانه به تعداد زيادى از دانشجويان دانشگاه تبريز و خوانندگاني كه از طريق تلفن، گلايه خود را ابراز مى كردند، پاسخ گفت.
واقعيت اين است كه براى ما در برخورد اول چنين برداشتى بسيار عجيب بود اما با تحقيق بيشتر دريافتيم كه مسائلى حاشيه اى و كاملاً بى ارتباط با ايران جمعه نيز _ از جمله شعارهاى هواداران تيم تراكتورسازى عليه هما كه گويا از سوسك شدن بازيكنان همادر آن بازي گفته اند، برانگيخته شدن حساسيت هايى نسبت به شعار تيم ملى در جام جهاني تحت عنوان ستارگان پارسي، تغيير اسامي چند خيابان در تبريز از تركي به فارسي، و از همه مهمتر فرصت طلبي پان تركيستهايي كه ده دوازده روزي پيش از انتشار ايران جمعه در دانشگاه سهند تبريز سعي كرده بودند تحصن صنفي دانشجويان را با اعتراضات قومي وجدايي طلبانه پيوند بزنند و نيمه تمام مانده بود وظاهرا حالا فرصت را براي تبديل يك حباب كوچك به يك موج مناسب ديده اند، و مسائل ديگر _ ظاهراً زمينه ساز چنين سطحى از واكنش در يك دانشگاه به يك كلمه كه توضيح اش بالاتر آمد، شده است.
به هر حال، روزنامه ايران على رغم تأكيد بر فقدان هرگونه عمد يا سوء نيتي از طرف طراح ، در دو نوبت در صفحه اول - سه شنبه و چهارشنبه- براي نشان دادن حسن نيت خود، از هموطنان گلايه مند آذرى پوزش خواست و ايران جمعه نيز در اولين سرمقاله اش اعلام كرد كه به خاطرطرح كوچكي كه زمينه ساز اين برداشت شده ، متأسف است و از اين خوانندگان پوزش خواست. اما در اين ميان يك توضيح ضرورى ديگر هم هست: گويا داستان «يك كلاغ چهل كلاغ» در اين باره دارد بدجورى عمل مى كند؛ .... به همين دليل به نظر مى رسد كه ريشه هاى اصلى اين گونه شايعات وتهديدها و ماجراها مسائلى بس فراتر است كه البته در حوزه و مبحثى ديگر مى گنجد.به هر حال بر اساس عرف مطبوعات در تمامي دنيا وبراي بدترين اشتباهات سهوي هم ، حتي يكبار عذر خواهي كافي است چه رسد به سه نوبت . پس چگونه است كه اين ماجرا دارد اشكالي كاملا غير طبيعي به خود مي گيرد؟ به گمانم براي رسيدن به پاسخ بايد به پشت و پشتوانه هاي اين صحنه رفت.
پشت صحنه اي كه ريشه در تاريخي ناتمام و مطالباتي انباشته دارد و البته بازيهاي بين المللي،و مثل هميشه حالا كه دست كسي به جايي بند نيست چند روزنامه نگار وجه المصالحه آن خواهد شد وبازي از نو. از موضع يك روزنامه نگار مي گويم اگرچه لازم به توضيح نداشته باشد كه آذربايجان، همانطور كه ساير نقاط ايران، ديروز و امروز و هميشه بخشي از ايران زمين هست و خواهد بود و زبان تركي نيز به اندازه زبان فارس وكرد و عرب ونيز گويشهاي رايج براى همه ما كه در اين جغرافياى غيرقابل گسست زندگى مى كنيم جزيى از هويت و دارايى ملى مان محسوب مى شود.
ايران ما ا مروز - به هر دليل- در شرايط بسيار حساسى است و جداى از حميّت قومى، هر ايرانى كه به سرنوشت ميهن اش حساسيتى دارد مى بايست بيش از هميشه مراقب تحريكاتى كه همواره در فرامتن چنين وقايعى روى داده و مى دهد باشد؛ ناگزيريم كه چنان حميت هايى را با چنين حساسيت هايى درآميزيم تا به تعصبات تفرقه افكنانه و جدايي خواهانه درنغلطيم.
فرزندان ايران، در هر شرايطى ايرانى اند؛ تهران و تبريز و اهواز و شيراز، همه در تاريخ و سرنوشتى آميخته به يك تقدير به سر برده و خواهند برد. نه امروز كه در يك قرن گذشته تاكنون، اراده هاى پنهان و پيداى بسيارى خواسته است چنين باورى را سست كند و از هم بگسلد و متأسفانه بهانه ها و دستاويزها هم كم نبوده اند كه البته برخى ، ريشه هايى واقعى داشته و بسيارى هم نه.
ما در ابتدا ايراني هستيم وسپس متعلق به قوميتمان ؛ پس مي توان – بايد بتوان- مشكلاتي كه بنيانهاي واقعي (و نه تصنعي و بر ساخته اراده هاي اهريمني) دارند را بر ميز گفت و گوي خانواده مشترك ايران زمين نهاد و راه هاي زيباتري جست ؛ و گفت وگو البته دشوار است و نيازمند تمرين و صبوري
مردمى بزرگ با پيشينه و عمق فرهنگى ايران زمين شايسته تأمل و متانتى است كه در خور ملت هاى بزرگ است . ملت ايران، ملتى بزرگ است و شايسته آنكه پيش از هر چيز در درون خود به همد لي و گفت و گو برسد . ايدون باد
هشدار 'شهادت طلبان' ايرانی به آمريکا
بی بی سی:
فرانسيس هريسون
خبرنگار بی بی سی، تهران
قبلا آگهی نامنويسی برای عمليات انتحاری در هفته نام پرتو سخن به چاپ رسيده بود
يک يگان نوپا متشکل از بيش از صد داوطلب بمبگذاری انتحاری در ايران، سوگند خورده است اگر ايران به خاطر برنامه اتمی اش هدف حمله قرار گيرد، به منافع آمريکا در سراسر جهان ضربه خواهد زد.
اين نيرو وابسته به گروهی موسوم به "کميته بزرگداشت شهدای نهضت جهانی اسلام" است که می گويد از 55 هزار داوطلب برای ماموريت های "استشهادی" برای دفاع از اسلام ثبت نام کرده است.
اين گروه روز پنجشنبه در مزار شهدای گورستان عمومی تهران، بهشت زهرا، تجمع کردند.
گروهی از زنان پوشيده در چادرهای مشکی و درحالی که تنها چشمان آنها از ميان شکاف باريکی پيدا بود شعار "الله اکبر" سرمی دادند.
آنها نيز مانند مردان صورت خود را می پوشانند تا در صورت اعزام به ماموريت انتحاری در خارج، هويت شان پنهان بماند.
هدف آنها دفاع از فلسطينی ها، عراقی ها و در صورت لزوم ايران است.
نام اعضای يگان تازه يکی يکی خوانده و پلاک های نقره ای رنگی از نوع نظامی ميان آنها توزيع شد.
همه آنها لباس های سفيد کفن مانندی به تن داشتند تا آمادگی خود برای مرگ را به نمايش بگذارند.
در اين مراسم گروهی از نوازندگان که جملگی مرد هستند و از سوی حزب الله لبنان به تهران گسيل شده اند آهنگ های اسلامی و نظامی نواختند.
گروه نوازندگان در برابر پارچه بزرگی که نقش تابوت سربازان آمريکايی و بريتانيايی بازگشته از عراق بر آن است برنامه اجرا کرد.
روی آن پارچه به زبان فارسی و انگليسی پيامی آشکار به چشم می خورد: اگر ايران مورد حمله قرار گيرد ما در سراسر جهان با شدتی دو چندان به منافع آمريکا ضربه می زنيم.
اما همه ايرانی ها اين اقدامات را تاييد نمی کنند.
ناهيد، دختری که از محل می گذرد می ايستد تا بگويد که داوطلبان بمبگذاری انتحاری نماينده همه جوانان ايرانی نيستند، جوانانی که به گفته وی عاشق فرهنگ و آموختن هستند و به قتل کسی دل نبسته اند.
اما اين گروه هرچند شبح وار است اما به خوبی سازمان يافته و فعالانه برای معرفی خود و جلب حمايت مردمی تلاش می کند.
اين گروه می گويد غيردولتی است اما امکان ندارد آنها بتوانند چنين رويدادی را بدون حمايت بخشی از دولت ايران ترتيب دهند.
هشدار به برخورد شديد با تجمعهای اعتراض آميز در آذربايجان ايران
بی بی سی:
تظاهرات در تبريز
در حالی که گزارشها حاکی از ادامه نا آرامی قومی در آذربايجان ايران است، استانداری آذربايجان غربی هر گونه تجمع اعتراض آميز در اين استان را غيرقانونی اعلام کرده و هشدار داده که با اين تجمعات بشدت برخورد خواهد شد.
نا آرامی در استانهای آذربايجان شرقی و غربی در شمال غرب ايران در پی چاپ کاريکاتوری در روزنامه ايران، ارگان خبرگزاری جمهوری اسلامی آغاز شد که شمار زيادی از ترک زبانان ايران آن را توهين به خود تلقی کردند و دست به تظاهرات اعتراض آميز در برخی از شهرهای استانهای آذربايجان شرقی، غربی، اردبيل زدند.
با اينکه حکومت ايران نيز در آغاز به همراهی با اعتراض کنندگان پرداخت، اقدام به توقيف روزنامه ايران و بازداشت يکی از سردبيران و کاريکاتوريست روزنامه کرد و به نوبه خود راهپيماييهای اعتراض آميزی با حضور مسئولان محلی در آذربايجان ترتيب داد، تظاهرات اعتراض آميزی در اين منطقه از ايران ادامه يافت که طی آن به ساختمانهای دولتی حمله شد.
از جمله عمده ترين خساراتی که طی اين حملات به بارآمده، ويرانی نيمی از ساختمان صداوسيمای مرکز آذربايجان غربی در اروميه است که به آتش کشيده شده است.
مقامهای ايرانی ادامه اين حرکتهای اعتراضی را به دخالت عوامل خارجی نسبت می دهند و دهها تن در ارتباط با اين حرکات بازداشت شده اند.
اکبر هاشمی رفسنجانی، رئيس مجمع تشخيص مصلحت ايران در خطبه های نمازجمعه تهران گفته است: " عوامل نفوذی نيز از اتفاقات رخ داده در اين مناطق سوء استفاده کرده اند و اين بايد برای همه ما اعم از آذريها و غير آذريها درس و هشدار باشد، درس بگيريم که دشمن ما بيکار نيست، توطئه می کند و از دريچه های کوچک وارد می شود و فتنه می کند".
رحيم قربانی، استاندار آذربايجان غربی با صدور پيامی اين حرکات اعتراض آميز را در حال تبديل شدن به حرکات ضدانقلابی توصيف کرده و گفته است: "زمانی که کليت نظام روی اين حرکت حساس شد و آن را تقبيح کرد چه لزومی دارد در شهرها و خيابانها هجوم بکشيم و به ارگانها خسارت وارد کنيم، اين حرکات سازماندهی شده است و ضرورت دارد که جلوی آن گرفته شود".
جمشيد محمدزاده، معاون سياسی و امنيتی استاندار آذربايجان غربی نيز در جمع خبرنگاران گفته است: "برهم زدن امنيت عمومی جريانی هدايت شده از بيرون مرزهاست ... آمريکا ۷۵ ميليون دلار برای ايجاد تفرقه در داخل کشور ايران اختصاص داده است و امروز شواهد و قرائن نشان می دهد اين اعتبار در بحث قوميتها هزينه می شود".
همزمان با نا آرميهای آذربايجان ايران، عده ای نيز در مقابل سفارتخانه ايران در باکو، پايتخت جمهوری آذربايجان دست به تظاهرات و پرچم ايران را به آتش کشيده اند.
منابع خبری ايرانی پوشش چندانی به نا آراميهای شهرهای ترک نشين نداده اند اما گزارشهای خبرگزاريهای جمهوری آذربايجان حاکی از اين است که طی اين نا آراميها، تظاهرکنندگان با مأموران انتظامی و امنيتی درگير شده اند و اين درگيريها تلفاتی بر جای گذاشته است.
اين در حالی است که فرمانده نيروی انتظامی آذربايجان غربی هرگونه تيراندازی بسوی تظاهرکنندگان را تکذيب کرده و معاون استاندار اين استان نيز اينکه از تظاهرکنندگان دستگير شده، سلاحی به دست آمده باشد را تکذيب کرده است.
ايران طی يک سال گذشته شاهد نا آراميهای قومی در مناطق کردنشين، عرب نشين، بلوچ نشين خود بوده اما بروز اين گونه نا آراميها به مناطق ترک نشين با توجه به جمعيت قابل ملاحظه آنان در ايران بر اهميت آن افزوده است.
علی يونسی، وزير اطلاعات پيشين ايران سال گذشته در آخرين نشست خبری خود هشدار داده بود که مهمترين چالشهای پيش روی امنيتی ايران در آينده از جانب مسائل قومی و اجتماعی خواهد بود.
زمینه ها و پیامد ناآرامی های شهرهای ترک نشین از دید یک فعال سیاسی در آمریکا
رادیوفردا: در پیامد ناآرامی های مناطق ترک زبان و شهرهای آذربایجان، خبرگزاریها از کشته شدن دست 6 کم نفر در درگیریهای نقده و زخمی شدن ده ها نفر در این شهر و سایر شهرهای آذربایجان خبر دادند. محسن سازگارا فعال سیاسی در آمریکا در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: من با این نظر موافقم که مساله کاریکاتور یا مسایل شبیه آن تنها بهانه ای است برای مردم ایران در اعتراض به وضع موجود. بنظر من هموطنان ما در آذربایجان یا ترک زبانان ما در سایر نقاط کشور از همان چیزهایی ناراحتند که هموطنان ما در سایر نقاط کشور ناراحتند. مساله اعتراض هایی که به بهانه کاریکاتور صورت گرفته علیه سوء سیاست های حکومت و در راس آن رهبری است که طی سالها انباشته شده است.
مریم احمدی (رادیو فردا): استاندار آذربایجان غربی هر نوع تجمع در استان را غیر قانونی اعلام کرد. رحیم قربانی گفت دولت با روزنامه نگاران خطاکار که با طنز خود در روزنامه دولتی ایران خشم ترک زبانان ایران را برانگیختند، مقابله می کند و لزومی به راهپیمائی و اعتراض مردم نیست. خبرگزاریها از کشته شدن دست 6 کم نفر در درگیریهای نقده و زخمی شدن ده ها نفر در این شهر و سایر شهرهای آذربایجان خبر دادند. محسن سازگارا فعال سیاسی در آمریکا در مصاحبه با رادیو فردا می گوید:
محسن سازگارا: من با این نظر موافقم که مساله کاریکاتور یا مسایل شبیه آن تنها بهانه ای است برای مردم ایران در اعتراض به وضع موجود. بنظر من هموطنان ما در آذربایجان یا ترک زبانان ما در سایر نقاط کشور از همان چیزهایی ناراحتند که هموطنان ما در سایر نقاط کشور ناراحتند. مساله اعتراض هایی که به بهانه کاریکاتور صورت گرفته نه تجزیه طلبی نه توطئه بیگانه است نه چیز دیگر. این ها سوء سیاست های حکومت و در راس آن رهبری است که طی سالها انباشته شده است. سوء سیاست انتصاب یک رئیس غیر دانشگاهی برای دانشگاه تهران در سیاست سرکوب در برابر دانشجو چیزی نیست که از گلوی دانشگاهی های کشور پائین برود. این بغض می ماند به بهانه بازنشسته کردن چند استاد خوشنام و باسابقه دانشگاه شلوغ می شود. اصل مساله مردم اعتراض به سوء سیاست مدیران ارشد بخصوص شخص رهبری است.
(کوتاه شده)
سازمان میراث فرهنگی با آبگیری سد سیوند در پائیز امسال موافقت کرد
رادیوفردا:
وزیر نیرو روز جمعه ضمن اعلام خبر توافق با سازمان میراث فرهنگی گفت درآذرماه آبگیری سد سیوند آغاز می شود. با آبگیر ی سد سیوند بخشی از میراث باستانی در پاسارگاد برای همیشه نابود می شود و آرامگاه کورش بزرگ بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی در معرض نابودی قرار می گیرد.
بیانیه شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت : انتصاب فردی فاقد مدرک دانشگاهی بزرگترین خیانت به قدیمی ترین و بزرگ ترین دانشگاه تهران بود
پیک ایران:
ازابتدا معلوم بود که انتصاب فردی فاقد صلاحیت به عنوان وزیر علوم، مجموعه دانشگاهی کشور را دچار بحران خواهد نمود. انتصاب روسای دانشگاهها بدون توجه به رای اعضای هیات علمی ، بی تدبیری روسای انتصابی در اداراه امورات دانشگاهها ، اخراج اساتید نمونه ، اخراج دانشجویان ، ایجاد هراس از برپایی انقلاب فرهنگی دوم ، گسترش احضار دانشجویان به کمیته های انضباطی ، لغواردوهای دانشجویی به بهانه اختلاط دختر وپسر ، عدم صدور مجوز برگزاری مراسم های سیاسی و فرهنگی ، کاهش امکانات رفاهی ، کاهش بودجه پژوهشی ، بخش نا قابلی از تحفه ی وزیری است که با فروتنی نشان ممتاز سرسپردگی به استبداد و سرکوب دانشگاه را از آن خویش ساخته است . مجموعه این اقدامات در روزهای گذشته باعث بروز اعتراضاتی در دانشگاههای مختلف شد که در مورد آنها توجه به نکات زیر ضروری است.
1- در دانشگاه تهران اعتراض دانشجویان از زمان انتصاب آیت ا..عمید زنجانی به ریاست دانشگاه آغاز گردید.انتصاب فردی فاقد مدرک دانشگاهی بزرگتیرین خیانت به قدیمی ترین و بزرگ ترین دانشگاه تهران بود. درسایه سوء تدبیر این فرد فاقد صلاحیت وضعیت این دانشگاه هر روز وخیم تر می گردد.اعمال محدودیتهای فراوان برای فعالیتهای سیاسی و فرهنگی ،کاهش کیفیت امکانات رفاهی و دخالت در امر تشکلهای دانشجویی در کنار انتصاب افراد فاقد صلاحیت به عنوان رئوسای دانشکدهای گوناگون از جمله اقدامات این آیت ا..می باشد.در روزهای گذشته این بی تدبیری به اوج رسید . احضار همزمان 19نفر به کمیته انضباطی در کنار افت کیفیت امکانات رفاهی اوضاع رابسیار آشفته نمود. مسئولین دانشگاه برای جلوگیری از هرگونه اعتراضی حمایت بی دریغ خود از طیف سنتی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران گسترش دادند تا جایی که رسانه ها را تهدید نمودند اگر خبری بر علیه این طیف انتشار دهند با برخورد قضایی مواجه خواهند گردید.اما اعتراضات زمانی به اوج رسید که مجوز چندین برنامه لغو گردید و آیت ا.. دستور بازنشستگی چندین تن از اساتید مجرب دانشکده حقوق را صادر نمود.مجموعه این اقدامات اعتراضات پیاپی دانشجویان را به دنبال داشت تا درنهایت به اعتراضات در کوی دانشگاه تهران انجامید. اعتراضاتی که بار دیگربا تعرض نیروهای امنیتی ولباس شخصی به کوی دانشگاه تهران پاسخ داده شد و لکه ننگ دیگری را برای طرفداران استبداد رقم زد . در کنار تمامی این اقدامات نسجنجیده اعضا طیف سنتی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران که اکنون با حمایت غیر قانونی مسئولین به نام این تشکل فعالیت می نمایند در خیانتی آشکار به دانشجویان و همکاری کامل باسرکوبگران ، دانشجویان ومعترضین را گروهی آشوب طلب می نامند ، اقدامی که حتی بسیج دانشجویی نیز انجام نداده است.
2- در دانشگاه امیر کبیر اعتراضات هنگامی اوج گرفت که مسئولین نهاد رهبری کوشیدند در انتخابات انجمن اسلامی دخالت نمایند و این تشکل مستقل دانشجویی را به بله قربانگوی خویش بدل نمایند . آرزویی که سالهاست در می پرورانند و هرگز نیز تعبیر نخواهد گشت .ازسوی دیگر در این میان عناصر وابسته تحکیم شیراز نیز می کوشند از آب گل آلود ماهی بگیرند به این امید واهی که شاید در دولت مهرورزی بتوانند انجمنهای اسلامی را در دست بگیرند ، که خوشبختانه با هوشیاری دانشجویان به شکست انجامیده است.
3- در روزهای گذشته اعتراضاتی نیز دردیگر دانشگاهای کشوربه علت توهین به مردم آذری زبان صورت گرفته است . مسئولین کج اندیش با نگاه امنیتی خویش درحالی که عاجز از درک آن هستند می کوشند این اعتراضات را آشوب جلوه دهند ، لذا چون گذشته راه سرکوب معترضان را در پیش گرفته اند و بی آنکه به دنبال پایان بخشیدن به تبعیضهای نا روا باشند شعار وحدت همه با من سر می دهند.
4- در این میان مسولین دانشکاها و رئوسای نیروی انتظامی تلاش می کنند تا با فرافکنی ، از زیر بار مسئولیت شانه خالی نمایند.و به مانند همیشه دانشجویان را گروهی اراذل و اوباش نامند، شیوه ای که همواره برای توجیه عدم پاسخکویی مسئولین وسرپوش نهادن بر بی کفایتی آنها مورد استفاده قرار می گیرد.
در مجموع آنچه ریشه بسیاری از این اعتراضات است تلاش مسئولین برای تهدید آزادی های مدنی وقانونی است . تلاشی که سالهاست ادامه دارد ودانشجویان نشان داده اند که هیچگاه تسلیم این فشارها نخواهند شد.
در پایان دفتر تحکیم وحدت با دعوت همگان به تمکین بر منافع ملی واقعی ایران زمین و توجه به ریشه های استبداد تاریخی گریبان گیر ما ، ضمن پاسداشت اعتراضات مدنی مردمی- دانشجویی بار دیگر اعلام می دارد تلاش آگاهانه برای استقرار «صلح در جهان و دموکراسی در ایران» تنها راه رهایی است. همچنین به مسولین امر هشدار می دهیم که ادامه روند سرکوب اعتراضات مدنی مردمی- دانشجویی چیزی جز هرج و مرج وآشوب برای میهن و ملت به دنبال نخواهد داشت . پس بشنوید که این صدای فرزندان ملت است .
به امید سرافرازی میهن و ملت
دفتر تحکیم وحدت
خرداد 1385
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در مراسم رسمی نماز جمعه گفت مسولان باید با رویدادهایی مانند رویدادهای آذربایجان بلافاصله برخورد کنند
رادیو فردا:
در پی ناآرامی های اخیر در آذربایجان بر سر کاریکاتور منتشر شده در روزنامه ایران امروز رهبران جمهوری اسلامی در نماز جمعه به این ناآرامی های قومی واکنش نشان دادند. اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در مراسم رسمی نماز جمعه گفت مسولان باید بدانند بمحض اینکه چنین اتفاقاتی رخ می دهد باید بلافاصله با آن برخورد کنند و تا اشتباه است عذرخواهی کنند و اگر خیانت است با آن برخورد کنند. یحیی رحیم صفوی فرمانده سپاه پاسداران نیز امروز در سخنرانی پیش از خطبه های نماز جمعه تهران حوادث آذربایجان را به عناصر تحریک کننده اختلافات طایفه ای نسبت داد و آنرا خیانت ملی خواند.
بهروز کارونی (رادیو فردا): آقای اکبر هاشمی رفسنجانی در خطبه های نماز جمعه گفت مسولان باید مسایل را به جامعه و مردم بگویند و افزود بسیاری از اتفاقات ناشی از بی اطلاعی است. وی با ابراز امیدواری به اینکه دیگر رخداده هایی مانند حوادث آذربایجان رخ ندهد، گفت مسولان باید بدانند بمحض اینکه چنین اتفاقاتی رخ می دهد باید بلافاصله با آن برخورد کنند و تا اشتباه است عذرخواهی کنند و اگر خیانت است با آن برخورد کنند.
سرلشکر یحیی رحیم صفوی فرمانده سپاه پاسداران نیز امروز در سخنرانی پیش از خطبه های نماز جمعه تهران حوادث آذربایجان را به عناصر تحریک کننده اختلافات طایفه ای نسبت داد و آنرا خیانت ملی خواند. آقای رحیم صفوی گفت سپاه و بسیج با خائنان ملی بشدت برخورد خواهند کرد. فرمانده سپاه پاسداران در عین حال به آمریکا، بریتانیا و اسرائیل هشدار داد که از «دخالت در امور داخلی ایران» خودداری کنند.
در روزهای گذشته چند شهر استانهای آذربایجان شرقی و غربی از جمله تبریز و ارومیه و نیز برخی از دانشگاه های کشور صحنه تظاهرات بودند. شرکت کنندگان در این تظاهرات به چاپ یک کاریکاتور در روزنامه ایران ارگان مطبوعاتی دولت جمهوری اسلامی اعتراض و آنرا توهین به ترک زبانان تلقی کردند.
این تظاهرات بویژه در تبریز و ارومیه به خشونت کشیده شد و ده ها تن توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. در پی این اعتراض ها هیات نظارت بر مطبوعات روزنامه ایران با به طور موقت تعطیل کرد و مانا نیستانی طراح کاریکاتور و مهرداد قاسم فر سردبیر ایران جمعه بازداشت شدند.
بازداشت یک دانشجوی دیگر
پیک ایران:
صدای فرياد : چهارشنبه شب هومن کاظمیان دانشجوی دانشگاه تهران پس از پایان تحصن هنگام بازگشت ازدانشگاه به کوی توسط نیروهای لباس شخصی بازداشت گردیده است.
تا کنون خبری از وی در دست نیست و هنوز نهاد بازداشت کننده مشخص نگردیده است.
بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان شریف در حمایت از اعتراضات دانشجویی اخیر : حکومت جمهوري اسلامي ديگر نمي تواند با عوام فريبي با رسانه های خود مر
پیک ایران:
حکومت جمهوري اسلامي بايد توجه کند که ديگر نمي تواند با عوام فريبي از طريق رسانه هاي حکومتي خواسته هاي کاذب و خود ساخته را به جاي خواسته هاي حقيقي به مردم تحميل کند.
طي ماه هاي اخير بحران هاي داخلي و بين المللي حاکميت شدت گرفته اند. حاکميت جمهوري اسلامي ايران در سال ها ي اخير اثبات کرده است که حاضر نيست به خواسته هاي مشروع مردم ايران گردن نهد و لذا در برابر اعتراضات مردمي براي دستيابي به ابتدايي ترين حقوق انساني راهکار سرکوب وحشيانه را در پيش گرفته است. دست اندازي و تجاوز به حقوق دانشگاه و دانشگاهيان اوج گرفته است. بدون هيچ دليل موجه و صرفا به خواست نهادهاي امنيتي دانشجويان به کميته هاي انضباطي احضار شده ، احکام تعليق از تحصيل و اخراج از دانشگاه دريافت مي کنند. اساتيد منتقد اخراج يا وادار به استعفا مي شوند . انجمن هاي اسلامي به عنوان تنها تشکل هاي رسمي دانشجويي که منافع و خواست هاي دانشجويان را پيگيري مي کنند به دلايل واهي در حال تعطيل شدن هستند . طيف هاي دست نشانده ي حکومت با جعل عنوان اين تشکل سعي بر نفوذ در آخرين پايگاه هاي دانشجويي دارند. تجمعات دانشجويي د ردانشگاه هاي صنعتي شريف، صنعتي سهند، صنعتي امير کبير، علامه طباطبايي و تهران توسط نيروهاي لباس شخصي، گروهک شبه نظامي بسيج به اصطلاح دانشجويي و گارد ضد شورش نيروي انتظامي سرکوب مي شود. فشار روي فعالين دانشجويي به حداکثر ميزان خود در سال هاي اخير رسيده است. در آخرين اقدام کوي دانشگاه دوباره مورد حمله قرار گرفته، تعداد زيادي از دانشجويان معترض بازداشت و چندين دانشجو زخمي شده اند. اخباري پيرامون ضربه ي مغزي و قطع نخاع شدن دانشجويان انتشار يافته است. جو دانشگاه ها روز به روز امنيتي تر مي شود. سرکوب به عريان ترين شکل ممکن در پيش گرفته شده است و در يک کلام، ارتجاع کمر به نابودي دانشگاه بسته است.
نه تنها حقوق اوليه ي اقليت هاي قومي به رسميت شناخته نمي شوند، بلکه اين اقليت ها مورد تحقير و توهين قرار مي گيرند. تاريک انديشان به خصوصي ترين جنبه هاي زندگي مردم دست اندازي مي کنند. ارباب منشانه نوع پوشش تعيين مي کنند و اعتقادات مردم را مورد بازپرسي و تفتيش قرار مي دهند. حقوق زنان به رسميت شناخته نمي شوند و تجمعات مسالمت آميز آن ها سرکوب مي شود. اخراج گسترده ي کارگران و تعويق پرداخت حقوق آن ها همچنان ادامه دارد و همه ي اين ها در حالي اتفاق مي افتند که حکوما حق ايجاد تشکل هاي مستقل کارگري را به رسميت نمي شناسد و به جاي پاسخگويي به مطالبات معيشتي آن ها، سياست سرکوب فعالين کارگري را در پيش مي گيرد. کار به جايي رسيده است که کوچکترين صداي اعتراض دراويش هم سرک.ب مي شود.
حکومت جمهوري اسلامي بايد توجه کند که ديگر نمي تواند با عوام فريبي از طريق رسانه هاي حکومتي خواسته هاي کاذب و خود ساخته را به جاي خواسته هاي حقيقي به مردم تحميل کند. در شرايط خفقاني که جامعه را فراگرفته، پافشاري بر دست يابي به فن آوري هسته اي به عنوان اساسي ترين خواستهي ملي و مردمي، طنزي بيش نيست که چيزي جز جنگ، انزوا و تحريم براي کشور به ارمغان نخواهد آورد.
انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف، ضمن اعلام حمايت کامل خود از دانشجويان معترض در دانشگاه هاي تهران، صنعتي امير کبير، صنعتي سهند، علامه طباطبايي و ديگر دانشگاه هاي کشور نسبت به نتايج پيگيري سياست سرکوب به مرتجعيني که حاکميت خود را به مردم تحميل مي کنند هشدار مي دهد.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شریف
تظاهرکنندگان در شهرهای آذربایجان دفتر روزنامه ایران و یک صندوق قرض الحسنه را به آتش کشیدند و با حمله به فرمانداریها، با پلیس درگیر شدند: یک ر
رادیو فردا: تظاهرات اعتراض آمیز نسبت به انتشار یک کاریکاتور در روزنامه دولتی «ایران» در برخی شهرهای استان آذربایجان روز پنجشنبه نیز ادامه یافت. در مشکین شهر، نقده و پارس آباد از عصر پنجشنبه این تظاهرات شدت پیدا کرد و با برخورد ماموران انتظامی مواجه شد. پیمان پاکمهر روزنامه نگار مستقل در منطقه در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: در شهر پارس آباد هزاران تن مقابل فرمانداری شهر تجمع کردند، مانع از سخنرانی فرماندار شدند و یک صندوق قرض الحسنه را به آتش کشیدند. وی می گوید: در مشکین شهر اوضاع وخیم تر بود، تجمع کنندگان دفتر روزنامه ایران را آتش زدند، به فرمانداری حمله کردند و شعارهایی علیه دولت، وزیر فرهنگ و رئیس جمهوری دادند که در نهایت به درگیری معترضان و نیروهای انتظامی انجامید. پیمان پاکمهر می گوید: در نقده نیز مردم معترض مانع از سخنرانی فرماندار شدند و پلیس برای متفرق کردن تظاهرکنندگان از گاز اشک آور استفاده کرد.
مسعود ملك (rm) صدا | (wma) صدا [ 3:38 mins ]
مسعود ملک (رادیو فردا): تظاهرات اعتراض آمیز نسبت به انتشار یک کاریکاتور در روزنامه دولتی ایران در برخی شهرهای استان آذربایجان روز پنجشنبه نیز ادامه یافت. در مشکین شهر، نقده و پارس آباد از عصر پنجشنبه این تظاهرات شدت پیدا کرده و با برخورد ماموران انتظامی مواجه شد. پیمان پاکمهر روزنامه نگار در ایران در مصاحبه با رادیو فردا می گوید:
پیمان پاکمهر: درگیری ها در شهرهای پارس آباد، مشکین شهر و نقده از عصر امروز (پنجشنبه) بیشتر شده و تا کنون ادامه داشته. در شهر پارس آباد هزاران تن تجمع کردند از حوالی ساعت چهار و پنج جلوی فرمانداری حضور یافتند که فرماندار وقتی آمد سخنرانی کند، مانع سخنرانی او شدند. تجمع کنندگان خشمگین در پارس آباد حمله کردند به بانک ها و مراکز خصوصی و صندوق قرض الحسنه قوامین را نیز به آتش کشیدند. اما امروز عصر اوضاع در مشکین شهر خیلی شدیدتر و وخیم تر از سایر شهرهای استان اردبیل بود. هزاران تن در میادین شهر تجمع کردند، دفتر روزنامه ایران را به آتش کشیدند. ابتدا این تجمع آرام بود، ولی در ساعات پایانی عصر خشنتر شد و یکباره مجددا درگیری از ساعت شش به بعد آغاز شد به طوری که به سوی ساختمان فرمانداری که مجاور اداره اطلاعات است نزدیک شدند. با پرتاب سنگ شیشه های فرمانداری را شکستند. در مشکین شهر بیشتر علیه دولت شعار می دادند و خواهان استعفای صفار هرندی بودند و آقای احمدی نژاد را نیز به باد انتقاد گرفتند. در ساعات پایانی این درگیری ها کمی افزوده شد و به درگیری بین پلیس و مردم انجامید که گفته می شود تعدادی در پارس آباد و همچنین مشکین شهر دستگیر شدند و با اتوبوس به مراکز امنیتی و انتظامی منتقل شدند. همچنین در نقده هم ساعت حدود پنج هزاران تن از طرف میدان امام به سمت خیابان شهرداری و در نهایت اداره ارشاد حرکت کردند. در آنجا یگان ویژه راه را بسته بود و درگیری پیش آمد و وقتی فرماندار برای سخنرانی در جمع مردم حاضر شد، مانع سخنرانیش شدند و شنیده شده که اتومبیل فرماندار را نیز مورد حمله قرار دادند و به آن آسیب رساندند و پلیس هم برای متفرق کردن مردم از گاز اشک آور استفاده کرده. صدای شلیک تیر هوایی نیز در این شهر شنیده شده که گفته می شود تعدادی هم در این درگیری ها مجروح شدند و هم اکنون نیز تعدادی از مردم در مقابل بیمارستان شهر نقده تجمع کردند.
حتما این دو وبلاگ را بخوانید
[1][2]
برای درک بهتر نیروهای مذهبی و سیستم فرقه گرایی درون گروهی نیروهای راس قدرت در ایران خواندن این دو وبلاگ را توصیه میکنم
May 25, 2006
بیانیه گزارشگران بدون مرز در رابطه با نیستانی و قاسمفر
گزارشگران بدون مرز:
گزارشگران بدون مرز خواستار آزادی مانا نیستانی کاریکاتوریست و مهرداد قاسمفر سردبیر هفته نامه ایران شد
گزارشگران بدون مرز همچنین خواستار رفع توقیف هفته نامه ایران هفتگی شد که به دستور قاضی مرتضوی دادستان تهران در تاریخ 23 مه 2006 توقیف شده است.
این دو روزنامه نگار طعمه راحتی برای رژیمی هستند که از اعتراضها به وحشت آمده.
گزارشگران بدون مرز معتقد است که کاریکاتور منتشر شده در روزنامه ایران ممکن است جرقه اولیه آغاز کننده این اعتراضها باشد ولی هدف تظاهرات چند روز گذشته تبریز پیشتر نتیجه سیاستهای حکومت در برخورد با مردم این استان چند قومی است.
قاسمفر و نیستانی به زندان انداخته شدهاند زیرا این عمل منافع دولت را تامین میکند.
رييس سازمان آموزش وپرورش استان اصفهان : به دانش آموزان ياد بدهيد که چرا سر گاوها پايين است!
پیک ایران:
نثر ما: بر اساس اخبار رسيده براتي رييس سازمان آموزش وپرورش استان اصفهان در جمع شورای اداری آموزش وپرورش استان اصفهان گفته:
بايد در مسير آموزشي خود تغيير وتحول ايجاد نماييم . مثلا بايد به دانش آموزان آموزش دهيم که چرا سر گاوها هميشه پايين است؟
وی در ادامه مطلب خود گفت شما مديران آيا مي دانيد چرا کله گاوها هميشه پايين است؟ براي اينست که قوم يهود گوساله پرست شدند که معروف به گوساله سامری مي باشد از آن موقع گاوها خجالت مي کشند وسرهای خود را به پايين مي اندازند.
54 معلم داوطلب بهایی در ایران دستگیر شدند
رادیو فردا: سازمان ملل متحد اعلام کرد 54 داوطلب بهایی در ایران دستگیر شدند.خانم بنی دوگال نماینده جامعه بهائیان در سازمان ملل اعلام داشت که این افراد در شهر شیراز بازداشت شده اند و سرگرم تدریس در کلاسهایی بودند که توسط یونیسف صندوق حمایت از کودکان وابسته به سازمان ملل تدارک دیده شده بود. خانم دوگال میگوید که این 54 معلم داوطلب بهایی جمعه گذشته بازداشت شده اند اما اتهام آنان هنوز روشن نیست.
اطلاعيه روابط عمومی انجمن اسلامی دانشگاه اميرکبير پيرامون حوادث مسجد دانشگاه در روز گذشته
پیک ایران:
نظر به توهين، هتك حرمت و افتراي فراواني كه در روزهاي اخير از جانب تعدادي از عناصر شناخته شده و مورد حمايت مسوولين نهاد رهبري در نشريات وابسته و توسط نامههاي جعلي در فضاي دانشگاه به كرّات بيان و توزيع گرديده و در استاي آگاهي بخشي، ذكر نكات زير ضروري مينمايد.
۱- مسوول نهاد رهبري، جناب آقاي حجهالسلامیراحمدي بين دو نماز ظهر و عصر در تاريخ چهارشنبه ۳/۳/۸۵، نكاتي را بيان كردند كه غير مستقيماً افترا به اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان محسوب ميشود. ايشان با اشاره به تصميم هيات نظارت بر تشكلها در مورد انتخابات انجمن اسلامي دانشجويان، اعتراضات گسترده اخير دانشجويان و انجمن اسلامي را به دستهايي نسبت دادند كه از بيرون مملكت و در جهت بحراني كردن فضاي دانشگاه به پيش ميرود، ايشان عليرغم تمامي ادعاهاي خود، به نماينده انجمن اسلامي هيچ وقتي جهت پاسخگويي و روشن كردن اذهان نمازگذاران ندادند. (و لايجرمنّكم شنئان قوم علي الّا تعدلو. نبايد دشمني گروهي شما را بر آن دارد كه عدالت و انصاف را رعايت نكنيد) (مائده ۸ )
۲- پس از اتمام نماز جماعت ظهر چهارشنبه، عدهاي از افراد شناخته شده منسوب به بسيج و كانون انديشه (صفايي، افراشته، پورصالحي و…) ضمن غصب ميكروفون مكبر مسجد و انحصاري كردن آن، نه تنها به نمازگزاران هوادار انجمن اسلامي وقت صحبت ندادند. كه علناً با پرده دري و بيحيايي انواع تهمت و افترا از جمله (كفر، الحاد، منافق، آمريكايي و…) را به اعضاي انجمن اسلامي نسبت دادند.
«يا ايها الذين آمنوا اجتنبوا كثيراً من الظّن ان بعض الظّن اثم و لا تجسسوا و لا يغتنب بعضكم بعضا…ـ اي كساني كه ايمان آوردهايد، از بسياري از گمانها بپرهيزيد كه پارهاي از گمانها گناه است و جاسوسي نكنيد و برخي از شما غيبت برخي نكند… (حجرات ـ۱۲)»
۳- سه تن از رانده شدگان سابق انجمن اسلامي كه سالها از اتمام تحصيلشان ميگذرد به نامهاي درويش، دزفولي و سليمي در آستانه انتخابات ساليانه انجمن اسلامي، هر روز با هماهنگي نهادهاي اطلاعاتي و امنيتي به مسجد دانشگاه آمده و اقدام به فتنهانگيزي و تحريك نمازگزاران عليه انجمن اسلامي ميكنند.
اين افراد روز چهارشنبه پس از خروج از مسجد اقدام به ضرب و شتم دبير شوراي هماهنگي كانونهاي فرهنگي، هنري و تني چند از ديگر دوستان دانشجو نموده و متواري گرديدند.
«و آنچه را سينههايشان پوشيده يا آشكار ميدارد، پروردگارت ميداند (قصص ۶۹)»
بديهي است در روزهاي آتي چنانچه اين افراد همچنان بر فتنه انگيزيهاي خود ادامه دهند طعم برخورد شديد دانشجويان را خواهند چشيد.
در پايان ضمن اداي احترام به تمامي دانشجويان و اساتيد آزاده پليتكنيك تهران، و تاكيد بر پاسداري از حقوق اساسي دانشگاهيان و حفظ آزاديهاي آكادميك، جامعه دانشگاهي را به آرامش و پايداري در حظ آرمانها و خواستههاي به حق خود دعوت مينمايد.
«بندگان خدا كساني هستند كه همه اقوال را ميشنوند و سپس از بهترين آن پيروي ميكنند.»
والسلام علي من التبع الهدي
انجمن اسلامي دانشجويان
دانشگاه صنعتي اميركبير
(پليتكنيك تهران)
بيانيّة كميسيون حقوق بشر كانون وكلاي آذربايجان شرقي و اردبيل : بجای توقيف روزنامه ايران وزير ارشاد برکنار شود// اصل 15 و 19 قانون اساسی اجرا شود
پیک ایران:
پيمان پاك مهر. روزنامه نگار در تبريز
تبريز نيوز:سرويس حقوق بشر:كميسيون حقوق بشر كانون وكلاي دادگستري آذربايجان شرقي و اردبيل،در خصوص چاپ كاريكاتور جنجال برانگيز روزنامه ايران و حوادث پيرامون آن اطلاعيه اي صادر كرده است.
متن كامل اين اطلاعيه در زير آمده است:
بسم الله الرحمن الرحيم
در زمانه اي كه شرايط بسيار خطرناك ، كشور ايران و تماميّت آن را تهديدمي كند و متأسّفانه بـه بركت برخي از سياست ورزي هاي نـاشيانه ، آمريكا موفّق شده است در تعقيب سياست خاورميانة بزرگ « اجماع جهاني » عليه ايران را فراهم سازد ، در چنين شرايطي كه خطر حمله از يك سو و تحريم از سوي ديگر منافع ملّي كشور را تهديد مي كند و بـه حكم عقل اساسي ترين راه و يگانه ترينِ آن ، وحدت ، همدلي ، همسوئي ، يكپارچگي تمامي اقوام و ملل و يكايك آحاد و شهروندان ايراني اعم از ترك ، فارس ، كرد ، لر ، بلوچ ، عرب ، تركمن و ... ( با لحاظ كثيرٱلملّه بودن ايران ) مي باشد ، متأسّفانه و علي ٱلظاهر در تعقيب سياست تفرقه افكنانة موروثي نظام سلطنتي مبتني بر تحقير و توهين زبان و فرهنگ اقوام ايراني ، روزنامة دولتي ايران در شمارة 3469 روز جمعه مورّخ 22/2/85 با چاپ مقاله اي در قالب واژگان سخيف و كثيف ، فرهنگ و زبان تركي ملّت غيور آذربايجان را به سخره گرفت و نشان داد كه سياست كهنة پيشين كماكان طرفداراني مركز نشين دارد . فرهنگ و زبان ملّتي مورد استهزاء قرار گرفت كه در گذشتة تاريخي تا به امروز ، چون ستاره اي تابناك بر بلنداي تمامي حركتهاي آزاديخواهانه و علمي ايران زمين درخشيده است . حركت آزاديخواهانة مشروطيّت از آذربايجان آغاز گرديده است . آذربايجان و آذربايجاني جزء اولين هادر هميشة تاريخ ايران بوده اند . مركز نشر انديشه هاي نو ، صنايع نو ، مدارس نو ... آذربايجان بوده است . آذربايجان « ســـــــــر » كشور ايران است و جايگاه مركز تفكّر ( مغز ) در سر جاي دارد ، كه البتّه از آذربايجان و آذربايجاني انتظاري جز اين نمي رود . در ساير عرصه هاي علوم انساني نيز چهره هاي شاخصي در فقه و اصول و تفسير و عرفان از اين خطّه برخواسته اند . نقش آفريني و جانفشاني ترك زبانان در دوران هشت سال جنگ تحميلي بر كسي پوشيده نيست و همگان مي دانند كه آذربايجانيان تمامي خواسته هاي آزاديخواهانة خود را براي تمامي ايران خواسته اند نكته اي كه همة صاحبنظران بي غرض بر آن شهادت مي دهند .
كميسيون حقوق بشر كانون وكلاي دادگستري استان آذربايجان شرقي و اردبيل نمي تواند تأسف عميق خود را از مشاهدة جسارت و توهين وقيحانه به هويّت و زبان و فرهنگ چنين ملّت غيوري ابراز نكند ، لذا و ضمن محكوم نمودن اين اقدام موهن و تفرقه برانداز و مخالف تماميّت فرهنگي و ملّي اقوام و مليّتهاي ايراني و مغاير با موازين ملّي و بين ٱلمللي حقوق بشر ، مصرّانه خواستار آن است كه :
1- به منظور جبران مافات و ترميم و تسكين احساسات پاك جريحه دار شدة ترك زبانان ، به جاي توقيف روزنامة ايران و كاريكاتوريست و سر دبير آن ، وزير ارشاد دولت نهم از سمت تصدّي وزارتخانة فرهنگ و ارشاد اسلامي بركنار شود و از روزنامة ايران رفع توقيف به عمل آيد .
2- اصول 15 و 19 قانون اساسي كه از اصول فراموش شدة اين قانون است با توجّه به اينكه يكي از مهمترين وظايف رياست جمهوري نظارت بر اجراي صحيح اصول قانون اساسي است ، هرچه سريعتر و دقيقتر به مرحلة اجرا در آيند .
3- به كارگيري زبان تركي در سريالهاي تلويزيوني به عنوان ابزار به اصطلاح طنز و تفويض ايفاي نقش هاي حقيرانة اجتماعي با گويش تركي به بازيگران تلويزيون و سينما كه متضمّن تحقير فرهنگ و زبان تركي است ممنوع شود و حرمت و جايگاه تمام اقوام ايراني ملحوظ و رعايت گردد .
4- ممنوعيّت ها و مخالفتهاي مكتوب ـ و بعضاً غير مكتوب ـ با انتخاب عناوين تركي در تابلوي مغازه و محل كسب اصناف و پيشه وران و تجّار و نيز با اسامي تركي براي نامگذاري نوزادان والديني كه تمايل دارند براي آنان نام دلخواه انتخاب كنند ، از ميان برداشته شود .
5- مسئولين انتظامي و امنيّتي با اعتراضات حق طلبانة مردم اين خطّه با خويشتن داري و سعة صدر برخورد نموده و توجّة داشته باشند كه بعضاً زمينة اغتشاش و به آشوب كشيده شدن اعتراضات مدني مردمي را افراد غير مسئول فراهم مي سازند . لذا به حق انتظار مي رود با مقصّرين و خطاكاران احتمالي حوادث اخير با رعايت همة موازين قانوني رفتار نمايند و در گزارش هاي تنظيمي از پيش داوري ذهني مبتني بر جرم انگاري و اتّهام تراشي پرهيز كنند .
كميسيون حقوق بشر كانون وكلاي دادگستري آذربايجان شرقي و اردبيل
1384/3/4
www.tabriznews.com
pakmehr88@hotmail.com
Tel:0098 914 415 7400
Date:1384/3/4
اعتراض به چاپ کاریکاتور در ضمیمه جمعه «ایران» از قول یک کاریکاتوریست و یک شهروند آذری
رادیو فردا:
اعتراض ها به کاریکاتور روزنامه ایران جمعه باعث شد در نهایت مانا نیستانی کاریکاتوریست و مهرداد قاسمفر سردبیر این هفته نامه روانه زندان اوین شوند. کاریکاتور آقای نیستانی سوسکی را نشان می دهد که دو اصطلاح معروف زبان ترکی را به زبان می آورد. نامه و عذرخواهی مانا نیستانی از راهپیمایی ها و اعتراضات نکاست. نیک آهنگ کوثر کاریکاتوریست مقیم کانادا، در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: به دلیل عدم توجه به حساسیت های قومی، همه ما دچار خطا می شویم. یک شهروند تحصیلکرده آذربایجانی می گوید: مردم تحت فشارها آماده انفجار بودند و این کاریکاتور مانند یک کبریتی بود که به مخزن بنزین انداختند و به نظر من حتی می توانست این کاریکاتور عمدی باشد.
توماج طاهباز (رادیو فردا): همه چیز از یک کاریکاتور شروع شد. کاریکاتور صفحه کودکان در هفته نامه ایران جمعه. روز جمعه روزی که کمتر کسی روزنامه می خواند. و کاریکاتور اثر کارتونیست مشهور ایرانی مانا نیستانی بود که مدت هاست کم وبیش کارهایش را محدود به طراحی و کشیدن کمیک استریپ برای کودکان کرده است. کاریکاتور آقای نیستانی سوسکی را نشان می دهد که دو اصطلاح معروف زبان ترکی را به زبان می آورد. «سنه نه» و «نه منه».
اول دانشجویان آذربایجانی به تحصن و اعتراض پرداختند. کم کم اعتراض ها به گروه های دیگر اجتماعی مقیم آذربایجان به خصوص در تبریز کشیده شد. مانا نیستانی در نامه ای که به رئیس انجمن کاریکاتوریست های تبریز رحیم بقال اصغری نوشت چنین آورد: استفاده از واژه های" سنه نه" و" نه منه" اصطلاحاتی ست که روزانه در زبان فارسی به کار گرفته می شوند و این نکته نشان از نفوذ زبان ترکی در زبان فارسی دارد. نامه و عذر خواهی چند باره مانا نیستانی اما از راهپیمایی ها و اعتراضات نکاست. پرسش این بود آیا مانا نیستانی بدون توجه به حسایت های قومی کاریکاتوری کشیده بود. نیک آهنگ کوثر دیگر کاریکاتوریست صاحب نام ایرانی چنین می گوید:
نیک آهنگ کوثر: در مورد عدم توجه به حساسیت های قومی همه ما (کاریکاتوریست ها ) مرتکب خطا می شویم. ما همه جوک های قومی برای هم دیگر تعریف می کنیم و می خندیم ولی وقتی در جایی ثبت شود ایجاد حساسیت می کند.
ت . ط: برخی شاید از خود می پرسند آیا کاریکاتور کودکانه یک هفته نامه می تواند ده ها هزار نفر را به خیابان ها بیاورد. از زبان یک شهروند تحصیل کرده آذربایجانی چنین شنیدیم:
یک شهروند آذری: مردم آماده بودند برای یک همچین چیزی، کاریکاتور مانند کبریتی بود که انداخته باشند به یک منبع باروت.
ت . ط: تعصب به زبان و قومیت یک روی سکه است. آقای بقال صفوی در یادداشتی در سایت انجمن کاریکاتوریست های تبریز چنین آورده است: «ترک های ایرانی در طی سال های گذشته مورد کم توجهی و بی مهری برخی از مسئولین قرار گرفته اند و از حقوق اساسی خود مانند اصل پانزده قانون اساسی محروم مانده اند. شاید دستاویز مناسب تری از این کارتون نیافته اند تا اعتراض خود را نسبت به رعایت برخی حقوقشان به گوش مسئولین برسانند.»
اصل پانزده قانون اسای جمهوری اسلامی ایران می گوید "استفاده از زبان های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدریس آن ها در مدارس در کنار زبان فارسی آزاد است." و تنها چهار اصل بعد در اصل نوزدهم قانون اساسی می خوانیم" مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند این ها سبب امتیاز نخواهد بود." پرسش اما کماکان باقی می ماند آیا تنها یک کاریکاتور می تواند دومین قوم بزرگ یک کشور، گویندگان دومین زبان در ایران و بزرگ ترین تبار ساکن پایتخت را چنین به اعتراض بکشاند. و آیا یک کاریکاتوریست می تواند چنین واکنشی را پیش بینی کند.
پوپک صابری فومنی شخصیت مشهور گلنسا مجله گل آقا در یادداشتی پیرامون این موضوع در این مجله نوشته است: «قطعا عکس العمل همه ما در مقابل شخصی که در خیابان بدون غرض ورزی و فقط بر اساس یک حادثه به ما تنه می زند با کسی که راه را بر ما می بندد و یک جفت کشیده توی گوشمان می خواباند متفاوت است. کاریکاتوریست ایران نه یک هنرمند فراری است که در پاریس یا نیویورک نشسته باشد و بی دغدغه پاسخ گو بودن در برابر اثرش کار کند و نه شخصی است که سابقه سیاسی داشته باشد و هنرش را وسیله ای برای رسیدن به اغراض سیاسیش قرار دهد».
تبریز ولی در این چند روز آرام نشد هر چند هیچ منبع مستقل خبری هم تا دیروز خبر از تلفات جانی در نا آرامی های روز های گذشته در تبریز نداد. بالاخره اما مانا نیستانی و مهرداد قاسم فر سردبیر هفته نامه ایران جمعه بازداشت و روانه زندان اوین شدند. پرسیدن معمولا آسان تر از پاسخ دادن است. از یک سو همه می پرسند آیا تنها یک کاریکاتور می تواند باعث اعتراضات اخیر در آذربایجان باشد و از سوی دیگر بسیاری نگرانند که بر کاریکاتوریست و سردبیر ایران جمعه چه خواهد گذشت.
شهروند آذربایجانی: شاید آقای نیستانی هم تنها فدای سادگی خودش شود. شاید هم بالا ترین مجازات را برایش تعیین کردند برای خاموش کردن مردم.
ت . ط: نیک آهنگ کوثر اما خوش یبین تر است:
نیک آهنگ کوثر: امیدوارم با معذرت خواهی به موقعی که آقای نیستانی کرده من شنیده ام که خودش هم تمایل داشته که این موضوع هرچه زود تر سو تفاهم حل شود. منتها باید دید که تصمیم گیرنده ها به چه مسائلی می اندیشند.
ت . ط. : قولی که جملگی بر آنند این است که نا آرامی های قومی در کشور های چند تباری اتفاق تازه ای نیست اما واکنش به آن در هر کشوری بستگی به شرایط اجتماعی و سیاسی آن جوامع و روش حکومت ها دارد.
May 24, 2006
ایران خواستار مذاکره مستقیم با شیطان بزرگ
ترجمه مقاله VG:
به نوشته واشنگتن پست، ایران بارها خواستار مذاکره مستقیم در باره برنامه اتمی خود با آمریکا شده است.
ابراز علاقه مذاکرات مستقیم با آمریکا بارها به وسیله رابط به اطلاع آمریکا رسانده شده. علاقه مذاکره مستقیم با آمریکا نشان از تغییر سیاست ایران دارد.
ابراز علاقه برای مذاکرات مستقیم با آمریکا بارها از طرف ایران اعلام شده و این نشان از تحولات عمیقی در سیاست ایران دارد، مذاکره با شیطان بزرگ (آمریکا) تا این زمان به صورت یک فعل حرام تلقی میشده.
بنا به گفته دیپلماتها، ایران بارها علاقه خود را به مذاکره مستقیم با واشنگتن را بوسیله رابطهایی به اطلاع آمریکا رسانده است. هم البرادعی رئیس سازمان انرژی اتمی و هم کوفی عنان دبيرکل سازمان ملل متحد و کسان دیگری بارها علاقه ایران به مذاکره با آمریکا را به اطلاع آمریکا رساندهاند.
نامه احمدی نژاد
دولت بوش بارها مذاکره مستقیم با ایران را رد کرده است ولی بنا به نوشته واشنگتن پست عدهای از کارشناسان دولت بوش او را ترغیب به حداقل پاسخ دادن به نامه احمدی نژاد کردهاند.
وزیر امور خارجه آمریکا کاندولیزا رایس بلافاصله پاسخی منفی به نامه احمدی نژاد داد و آنرا حامل موضع جدیدی ندانست درصورتی که کارشناسان آمریکایی بر این عقیده هستند که عمل ارسال نامه خود قدمی جدید است که مذاکرات مستقیم را مشروعیت میبخشد.
بنا به ادعای واشنگتن پست ارسال نامه احمدی نژاد سرآغازی بود برای اصرارهای مکرر ایران برای مذاکره مستقیم با آمریکا است.
آمریکا خواستار حل مشکل نیست
بوش خود علاقهای به مذاکره مستقیم با ایران ندارد، بوش در مصاحبه مطبوعاتی روز سه شنبه شب که همراه با اهود المرت نخست وزیر اسرائیل برگذار کرد اطمینان داد که علاقمند به حل مشکلات از طریق دیپلماتیک است ولی هم زمان افزود که گمان نمیکند ایران خواستار حل مشکل باشد.
پنج کشور دارای حق وتو در شورای امنیت بعلاوه آلمان روز سه شنبه امروز در لندن نشستی برگذار میکنند تا سیاست خود را در باره مساله اتمی ایران هماهنگ کنند.
تجمع و درگیری در کوی دانشگاه تهران
صدای فردا:
در ادامه تجمعات دو روز گذشته در دانشگاه تهران سه شنبه شب دانشجویان این دانشگاه اقدام به برگزاری تجمعی در کوی واقع در محله امیر آباد تهران کردند. طبق خبرهای رسیده تعداد این دانشجویان به 1500 نفر می رسید و یکی از دربهای این خوابگاه دانشجوئی شکسته شد و پس از آن تعدادی از دانشجویان به خارج از کوی رفته پس از آن نیروهای ضد شورش یک بار وارد کوی شده وپس از مانور دادن از کوی خارج گردیدند.
ورود نیروهای پلیس به دانشگاه و خوابگاههای دانشجوئی سابقه ندارد و در درگیریهای سالهای گذشته نیز همواره پس از گسترش درگیریها و شدت گرفتن بحران صرفا نیروهای لباس شخصی با حمایت پلیس وارد اماکن دانشجوئی می شدند اما در طی روزهای گذشته نیروهای پلیس وارد دانشگاه شدند. این امر در روزهای گذشته در دانشگاه تهران وامیر کبیر نیز اتفاق افتاده بود.
این تجمع پس از ساعاتی به درگیری با نیروهای لباس شخصی منجر شد که بر اثر آن تعدادی بسیاری از دانشجویان مضروب شدند وهمچنین یکی از دانشجویان از یکی از ساختمان ها به پائین پرتاب گردیده است که این عمل منجر به شکسته شدن استخوان های وی گردیده است. و حداقل 20 نفر به وسیله آمبولانس به مراکز درمانی منتقل گردیدند. همچنین تعدادی از نیروهای لباس شخصی از پشت کوی وارد خوبگاه شده و حداقل 7 تن از دانشجویان را بازداشت کردند.
در حال حاضر کوی دانشگاه کاملا در محاصره نیروهای ضدشورش و یگان ویژه می باشد و حضور نیروهای لباس شخصی در اطراف کوی کاملا محسوس است.
بنابر اخبار امروز( چهارشنبه) دانشگاه تهران تعطیل می باشد.
گفتنی است که ظهر امروز(چهارشنبه) دانشجویان دانشگاه امیر کبیر مجددا تحصن خود را آغاز خواهند نمود و شایان ذکر است که شب گذشته دست کم 100 نفر از دانشجویان این دانشگاه شب را در صحن دانشگاه به سر بردند. همچنین امروز دانشجویان دانشگاه علامه طباطبائی نیز تجمعی را در اعتراض یه حوادث اخیر کشور در دانشکده روانشناسی این دانشگاه برگزار خوهند کرد دانشجویان این دانشگاه روز گذشته نیز تجمع مشابهی را در دانشکده ادبیات وزبانهای خارجه برگزار کردند.
کوی دانشگاه تهران در آتش و خون
وبلاگ بنام انسان، عدالت و حقیقت:
بعد از تریبون آزاد و راهپیمایی دیروز دانشجویان دانشگاه تهران و نیز خبر استعفای تحت فشار پنج تن از اساتید دانشکده ی حقوق و ورود گاردهای ضد شورش به فضای دانشگاه کوی دانشگاه ار ساعت نه شب نا آرام شد ئ این درگیری ها هم اکنون در ساعت دوازده شب با ورود دانشجویان به خیابان امیر آباد کشیده شده است و تعداد زیادی از دانشجویان به دلیل مصدومیت با باتومهای برقی و گاز اشک آور زخمی شده اند.بیش از دو هزار نفر از دانشجویان کوی دانشگاه تهران در حال دفاع از خود در برابر حمله ی نیروهای نظامی و امنیتی هستند....
دانشجویان معترض در حال سر دادن سه شعاری هستند که اگر در وبلاگ آنها را ذکر کنم مسلما فردا بدون برگزاری دادگاه اعدام خواهم شد!!!
در این شعار ها که تا کنون در هیچ درگیری دانشجویی و غیر دانشجویی سابقه نداشته است هر آنچه که باید، گفته شده است....
تا این لحظه حداقل یازده نفر از دانشجویان ساکن کوی دانشگاه بازداشت شده اند...
دانشجویان به منظور مقابله با شلیک گاز اشک آور اقدام به آتش زدن لاستیک کرده اند که موجب شده است دود غلیظ کل منطقه ی امیر آباد را در خود فرو برد..
یکی از خوابگاه های دانشجویی که تبدیل به بیمارستان صحرایی شده است مملو از دانشجویان زخمی و مجروح است که حال بعضی از آنان به شدت وخیم می باشد..
تمامی راه های منتهی به کوی دانشگاه تهران به محاصره ی نیروهای نظامی و امنیتی در آمده است و به هیچ وجه امکان پیوستن دانشجویان سایر دانشگاه ها به دانشجویان معترض کوی وجود ندارد..
خوانندگان محترم اگر دوست و یا آشنایی در خیابان امیر آباد دارند سعی کنند در تماس با آنها بخواهند که دارو،وسایل پانسمان،غذا و دیگر احتیجات اساسی را به دانشجویان برسانند..
انتظامات کوی دانشگاه عملا کنار نشسته و شاهد کتک خوردن و بازداشت دانشجویان است...
آنان که شرافت دارند
به هر طریق ممکن به
دانشجویان یاری برسانند
نا آرامی در کوی دانشگاه تهران
بی بی سی:
ماموران پليس ضد شورش و 'افراد بدون لباس فرم مشخص' با دانشجويان معترض درگير شدند
کوی دانشگاه تهران - محل خوابگاه های دانشجويان اين دانشگاه - شاهد نا آرامی شبانه بوده که تعدادی زخمی برجای نهاده است.
به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران - ايسنا - از ساعت 21:30 سه شنبه، 23 مه، کوی دانشگاه تهران در منطقه اميرآباد شمالی (خيابان کارگر) شاهد تجمع اعتراضی گروهی از دانشجويان بود که تا ساعات بامداد روز چهارشنبه نيز ادامه داشت و با مداخله ماموران پليس خاتمه يافت.
ايسنا دليل تجمع دانشجويان را "برخوردهای صورت گرفته در نا آرامی های اخير شهر تبريز، بازنشسته شدن نه تن از اساتيد دانشگاه حقوق دانشگاه تهران و همچنين حمايت از اعتراضات برخی دانشجويان دانشگاه اميرکبير" گزارش کرده و از دادن شعارهايی عليه مسئولان عاليرتبه جمهوری اسلامی خبر داده است.
اين خبرگزاری می افزايد که تظاهرات شامگاه سه شنبه در داخل کوی آغاز شد اما بعدا دانشجويان به داخل خيابان آمدند که با مداخله ماموران انتظامات کوی مجددا به داخل کوی بازگشتند.
در ادامه تجمع، گروهی از دانشجويان در برابر در اصلی کوی در خيابان کارگر شمالی تجمع کردند و به آتش زدن اشيا و شکستن شيشه های نگهبانی کوی و دادن شعارهايی عليه نيروهای پليس مستقر در خيابان مبادرت کردند.
از حدود ساعت 2 بامداد روز چهارشنبه، شمار افرادی بدون لباس فرم مشخص در برابر کوی دانشگاه به طور چشمگيری افزايش يافت که به کاهش درگيری دانشجويان با پليس ضد شورش و درگيری آنان با افراد لباس شخصی منجر شد
خبرگزاری دانشجويان ايران
پليس ضد شورش از ساعات اوليه آغاز تجمع در ابتدای خيابان اميرآباد و مسيرهای منتهی به اين خيابان مستقر شده بود و مرتضی طلايی، فرمانده نيروی انتظامی تهران بزرگ نيز در محل حضور داشت.
ايسنا از "مصدوم شدن 10 تا 15 نفر از افراد حاضر در کوی دانشگاه در اثر سنگ پرانی ها" خبر داده و افزوده است که تعدادی از آنان توسط دانشجويان پزشکی مورد درمان قرار گرفتند و تعدادی نيز با آمبولانس به بيمارستان های اطراف منتقل شدند.
'حضور افراد بدون لباس فرم'
اين خبرگزاری اضافه می کند که از حدود ساعت 2 بامداد روز چهارشنبه، شمار افرادی "بدون لباس فرم مشخص" در برابر کوی دانشگاه به طور چشمگيری افزايش يافت که به کاهش درگيری دانشجويان با پليس ضد شورش و درگيری آنان با افراد لباس شخصی منجر شد.
به گزارش ايسنا "در اين شرايط تعداد معدودی از تجمع کنندگان با تخريب ساختمان های خوابگاه و کندن زمين به جمع آوری سنگ برای مقابله با طرف مقابل پرداختند و همين افراد با استفاده از چرخ های دستی سنگ ها را از فواصل دورتر به محل درگيری می رساندند."
ماموران پليس ضد شورش برای خاتمه دادن به تجمع اعتراضی وارد عمل شدند
خبرگزاری دانشجويان ايران می افزايد که ساعت 5:30 بامداد روز چهارشنبه، در حالی که از ساعت ها قبل در ورودی خوابگاه کوی دانشگاه تهران به روی هر دو طرف باز بود، با ورود عده ای از افراد لباس شخصی و بازداشت کسانی که اين خبرگزاری آنان را مسئول سردادن شعارها و سنگ پرانی معرفی کرده، از شدت تجمع کاسته شد.
پيشتر، خبرگزاری دولتی ايران - ايرنا - از قول سردار مرتضی طلايی، فرمانده نيروی انتظامی تهران بزرگ، گزارش کرده بود که اين نا آرامی ها توسط بيست تا سی نفر صورت گرفت که، به گفته وی، احتمالا تعدادی از آنان از بيرون دانشگاه به کوی راه يافته بودند.
وی در مورد جزييات واقعه و اعزام نفرات پليس به محل نا آرامی اطلاعی نداده اما گفته بود که در اثر سنگ پراکنی معترضان چهل نفر از افراد پليس زخمی و در بيمارستان بستری شدند و تعدادی نيز به طور سرپايی تحت درمان قرار گرفتند.
فرمانده پليس تهران گفت که تا کنون هيچيک از دانشجويان معترض توسط نيروی انتظامی بازداشت نشد و آن را نشانه صبر و تحمل نيروی پليس به منظور جلوگيری از گسترش دامنه نا آرامی ها دانست.
به گزارش ايرنا، آقای طلايی گفت که کسانی که در نا آرامی های شبانه دست داشتند صورت های خودر ا پوشانده بودند و با روشن شدن هوا متفرق شدند اما افزود که نيروی انتظامی تعدادی از اين افراد را شناسايی کرده و گزارش خود در اين زمينه را به مراجع قانونی ارايه خواهد داد.
نا آرامی های اخير
در مورد بازداشت دانشجويان در جريان نا آرامی کوی دانشگاه تهران هنوز گزارشی از سوی مقامات رسمی منتشر نشده است.
در روزهای اخير بروز اعتراضات دانشجويی در برخی دانشگاه ها در بعضی نشريه های داخلی منعکس شده بود و از جمله، روز سه شنبه، 23 مه، گزارش شد که برنامه سخنرانی اکبر هاشمی رفسنجانی، رييس مجمع تشخيص مصلحت که قرار بود در دانشگاه صنعتی اميرکبير در تهران برگزار شود، به علت نا آرام بودن جو اين دانشگاه لغو شده است.
همچنين، روز سه شنبه، خبرگزاری دانشجويان ايران - ايسنا - از برگزاری تجمع دانشجويان در دانشگاه اميرکبير تهران خبر داد و علت آن را اعتراض به "دخالت برخی نهادهای حاضر در دانشگاه و بسيج دانشجويی در انتخابات انجمن اسلامی دانشجويان اين دانشگاه" گزارش کرد.
سردار طلايی از ابتدای بروز نا آرامی های کوی دانشگاه در محل حضور داشت
اين خبرگزاری افزوده بود که در جريان اين تجمع، دانشجويان در صدد ورود به ساختمان دفتر نمايندگی آيت الله خامنه ای در اين دانشگاه برآمدند که با ممانعت ماموران مواجه شدند در حاليکه تعدادی از دانشجويان مخالف اين تجمع به پرتاب گوجه فرنگی و تخم مرغ به سوی تظاهرکنندگان مبادرت می کردند.
در تظاهرات دانشجويان دانشگاه اميرکبير، شيشه های يکی از ساختمان های اداری دانشگاه نيز شکسته شد و تعدادی از دانشجويان نيز پس از ورود به دفتر معاون دانشگاه شعارهايی را روی ديوارها نوشتند.
خبرگزاری ايسنا شعارهای دانشجويان را نيز منعکس کرده است از جمله: "اسلام طالبانی نمی خواهيم"، "رييس انتصابی نمی خواهيم"، "مرگ بر ارتجاع"، "مرگ بر ديکتاتور."
روز دوشنبه اين هفته نيز تجمعی در اين دانشگاه در اعتراض به عدم موافقت دانشگاه برای برگزاری انتخابات انجمن اسلامی برگزار شده بود.
از واکنش احتمالی مقامات عليه دانشجويان معترض دانشگاه اميرکبير نيز گزارشی نرسيده است.
نا آرامی های اخير با برگزاری تظاهرات اعتراضی عليه درج يک کاريکاتور در روزنامه ايران و همچنين سالگرد انتخابات رياست جمهوری در دوم خرداد سال 1376 همزمان شده است.
دلايل نا آرامی در تبريز: ريشه های قومی يا انعکاس نارضايی عمومی در کشور
بی بی سی:
صادق صبا
تحليلگر مسائل ايران در بی بی سی
معترضان در تبريز نسخه های روزنامه ايران را در اعتراض به چاپ کاريکاتور آتش زدند
دولت ايران در اقدامی غيرمنتظره برای خاموش کردن نا آرامی گسترده بين مردم آذربايجان ايران روزنامه دولتی "ايران" را که با چاپ کاريکاتوری در روز جمعه 22 ارديبهشت (سيزدهم مه) گذشته خشم آذری های کشور را برانگيخته بود موقتاً تعطيل کرد.
محمدحسين صفار هرندی، وزير ارشاد و فرهنگ اسلامی که وزارتخانه او ناشر اين روزنامه رسمی کشور است، با حضور در تلويزيون سراسری کشور از مردم آذربايجان عذرخواهی کرد و کاريکاتوريست روزنامه هم که سوسکی را به تصوير کشيده بود که به زبان آذری سخن می گفت ستگير شده است.
نا آرامی گسترده در تبريز اين پرسش اساسی را مطرح می کند که ريشه های آن در چيست؟
آيا اعتراض اصلی هزاران نفری که روز دوشنبه به خيابان های تبريز ريختند اين بود که به آنها به عنوان آذری اهانت شده يا اينکه اين تظاهرات نشانه نارضايی عمومی در کشور است که رنگ قومی به خود گرفته است؟
در ظاهر، قضيه نا آرامی در تبريز در ادامه رويدادهای مشابهی در مناطق ديگر کشور است که در آنها اقليتهای قومی يا مذهبی زندگی می کنند.
در ماههای اخير اقدامات مسلحانه بلوچ ها افزايش يافته و آنها در دو اقدام جداگانه در بلوچستان و کرمان با بستن جاده حدود چهل نفر را کشته اند.
در خوزستان نيز که اعراب ايرانی زندگی می کنند در چند ماه گذشته بمب هايی منفجر شده که تلفات جانی به همراه داشته است.
شهرهای کردستان ايران و حتی کرمانشاه نيز اخيراً شاهد اقدامات خشونت آميز بوده است.
در رويداد اخير نيز قضيه با چاپ کاريکاتوری در روزنامه ايران آغاز شد که آذري ها آن را توهين به خود دانستند و در اعتراض به آن به خيابان های تبريز آمدند که منجر به درگيری با نيروهای انتظامی شد.
ولی به رغم ظاهر قضيه نمی توان نا آراميهای اخير در مناطق اقليت نشين ايران را دارای ريشه های مشابه دانست.
آذری ها حدود بيست و پنج درصد جمعيت هفتاد ميليونی ايران را تشکيل می دهند و مثل اکثريت مردم ايران شيعه مذهب هستند.
آذری ها در دولت ايران و در ارتش کشور حضور قابل توجهی دارند و بسياری از تجار مهم کشور و از جمله در بازار تهران آذری اند.
بسياری از اديبان، شاعران و دانشمندان کشور اهل آذربايجانند و اصولاً آذری ها در جامعه ايران ادغام شده اند.
استان های آذربايجان ايران گرچه مناطق فقيرنشين دارد و بسياری از مردم اين منطقه مجبورند برای يافتن کار به نقاط ديگر کشور بروند ولی آذربايجان در مقايسه با بلوچستان يا کردستان جزء مناطق فقير کشور محسوب نمی شود.
ولی با وجود موقعيت مهم آذری ها در جامعه ايران، روشنفکران و بسياری از مردم اين منطقه از تبعيض فرهنگی گلايه دارند و از اينکه فارس زبانان در لطيفه های خود آذری ها را سخره می کنند ناراضی اند.
بنابراين موقعی که روزنامه رسمی کشور مطلبی اهانت آميز در باره آنها منتشر می کند طبيعی است که با توجه به اين زمينه نارضايی مردم دست به اعتراض می زنند.
ولی برخی از کارشناسان معتقدند که در آذربايجان نيز مثل مناطق ديگر کشور بسياری از مردم از سياست های کلی دولت جمهوری اسلامی ناراضی اند و آنها از هر فرصتی استفاده می کنند که خشم خود را نشان دهند.
ولی دولت ايران معمولاً نا آرامی در مناطق اقليت نشين کشور را به سياستهای دشمنان خارجی ايران ربط می دهد و بخصوص آمريکا و انگلستان را متهم می کند که به توجه به مناقشه هسته ای ايران درصدد دامن زدن به برخورد قومی و مذهبی در کشورند تا حکومت را از درون تضعيف کنند.
نکته مهم ديگر اين است که برخی از روزنامه های محافظه کار انتقاد کرده اند که چرا مردم آذربايجان برای نشان دادن اعتراض خود به چاپ اين کاريکاتور در مواردی دست به خشونت زده و مثلاً دفتر روزنامه ايران را در بعضی شهرها به آتش کشيده اند.
يک پاسخ شايد اين است که دولت ايران حتی اعتراضات مسالمت آميز را تحمل نمی کند.
از سوی ديگر مردم ايران در دوره حکومت اسلامی راههای ديگر اعتراض را از رهبران سياسی کشور ياد نگرفته اند و کارشناسان می گويند دولت جمهوری اسلامی هم در اين سالها در موارد متعددی هر گاه به موضوعی اعتراض داشته هواداران خود را تشويق به اقدامات خشونت آميز کرده است که آخرين نمونه آن اعتراضات به چاپ کاريکاتوری در دانمارک است که در آن به پيامبر اسلام توهين شده بود.
آنهایی که گمان میکنند یک کاریکاتور دلیل این همه اعتراض بوده بدنیست نگاهی به این سایت و اخبار آن بیندازند
Az Yurd:
قطع ارتباط مخابراتی از اورمیه به خارج
ارتباط مخابراتی از اورمیه به خارج تا ساعاتی غیر ممکن بود. از ساعتها قبل تلفنهای موبایل فعالان شناخته شده از سوی مخابرات مسدود شده بود.
آتش کشیدن ایران
دیروز خیل جمعیت صدها هزار نفری تورکها به طرف دفتر روزنامه ایران جاری شد. مردم خشمگین با دادن شعارهایی در انتها به آتش زدن دفتر روزنامه مبادرت ورزیدند. نیروهای یگان ویژه زیر دست و پای مردم له و لورده شدند.
کردهای گستاخ تنبیه شدند!
دیشب و در منطقه شهرک فرهنگیان اورمیه در حالی که عده ای از جوانان کرد در منطقه قهوه قاباغی تجمع کرده بودند،به ایجاد مزاحمت و متلک پراکنی به سبک روزنامه ایران و با همان عبارت روزنامه ایران به تعدادی جوان تورک که از تظاهرات اعتراضی در حال برگشت بودند، پرداختند. این عمل آنان به مشاجره لفظی و سپس درگیری فیزیکی انجامید. در حالیکه که تعداد اکراد از بیست نفر متجاوز بود درگیری شدید فیزیکی هشت جوان تورک که در بین آنها دو دختر نیز بود به زخمی شدن چند تن از طرفین و وخامت حال یکی از اکراد گردید. درگیری وقتی شدت گرفت که عابران و نیز خودروها و اتوبوس در ایستگاه فوق متوقف شدند. بیش از صدها تورک وارد ماجرا شدند. شاهدان عینی از شکسته شدن دست و پا و حتی بیهوشی بیش از ده کرد خبر دادند. در حالیکه یک کرد نیز با پرتاب سنگ به شکستگی سر یک عابر پیاده و بیهوشی وی سبب گشت. تمام زخمی شدگان به مرکز درمانی لقمان واقع در فلکه مادر انتقال یافتند.
همه روحیه استقلال داشتند
تظاهرات کنندگان در اورمیه با شعارهای رادیکال خود آشکارا به جداسازی خویش از فارسها پرداختند. در روگذز عطائی-امام مردم آشکارا شعار استقلال و آزادی سر دادند. کورد، فارس، ارمنی قیزیل تورکون دوشمنی و حتی چندین بار شعار مرگ بر فاشیست، مرگ بر خودفروش، مرگ بر فدرالچی به گوش می خورد. در صد متر خیابان سرداران عده ای که تعداد آنان از ده هزار فزونی داشت شعار آذربایجان اتحاد اتحاد سر دادند. صدها پرچم آذربایجان مزین به عکس محمدامین رسول زاده در بین تظاهرات کنندگان مشهود بود. که پلیس با هجوم وحشیانه حدود 20-25 نفر پرچم به دست را دستگیر کرد.
تظاهرات در باکو و عکس العمل آن در اورمیه
در حین تظاهرات مردم اورمیه اخبار مربوط به تظاهرات هموطنان باکوئی دهان به دهان گشت. که عکس العمل آن سر دادن شعار آذربایجان بیر اولسون پایتختی تبریز اولسون بود.
مضروبیت شدید یک پلیس فارس زبان
یک جوان حدودا بیست ساله با بلند کردن یک پلاکارد با عنوان مرگ بر ایران توسط گارد ویژه مورد حمله قرار گرفت. با ضربه باتومی از پشت نقش زمین گشت. مردم خشمگین به سوی پلیس ضدشورش حمله کردند. پلیس مزبور که به فارسی صحبت میکرد زیر دست وپای مردم خرد وخمیر شد. پرتاب گاز اشک آور و شلیک گلوله سبب پراکندگی مردم از منطقه فوق گشت. جوان فوق توسط جوانان غیور دست از صحنه دور شد. پلیس زخمی در حالیکه چندین دندانش شکسته و خون از سر و رویش جاری بود چندین بار به زبان فارسی غلط کردم و ترا بخدا منو نکشید گفت.
غیر تورکها پیش قراولان سرکوب
لشکر3ویژه شهدا مهاباد، وتیپ3 سنندج و نیز گردانهای ضد شورش اعزامی از اصفهان و تهران و عده ای چریک نقابدار که به ظاهر از جاشهای اشنویه و پیرانشهر بودند به شدت و بدون کوچکترین رحمی به سرکوب ملت تورک پرداختند. در حالیکه انتظامی ها و پاسداران تورک تنها به تذکر شفاهی اکتفا می کردند.
کردها هاج و واج نگاه می کردند
در تظاهرات صد هزار نفری اورمیه در پیاده رو خیابان امام عد ه ای کرد با ترس و دهانهای باز مانده تظاهرات صدهزار نفری تورکهای غیور را تماشا می کردند.
حرکت به سوی شورای خلیفه گری ارامنه
در منتهی خیابان سرداران به امام و فلکه گل اوستو صدها آذربایجانی با سر دادن شعارهای قره باغ بیزیمدیر بیزیم قالاجاق و یا قره باغ یا اؤلوم و اؤلوم اولسون داشناکا ....به سوی شورای خلیف گری ارامنه حرکت کردند. پلیس ضدشورش با بستن راه مانع از پیشروی مردم به سوی خلیف گری شد. در این منطقه یک افسر پلیس که به زبان فارسی و با بلندگو به مردم هشدار میداد با پرتاب سنگ و چوب مواجه و عقب روی را ترجیح داد. شدت شعارها فزونی گرفت. یا قره باغ یا اؤلوم خلیفه گری را به لرزه انداخت.
شایعه دستگیری چهره گانی در راه بازگشت به تبریز!
به ناگاه و در منتهی خیابان طالقانی به امام ولوله ای در گرفت. قضیه از این قرار بود که عده ای در بین مردم این شایعه را پخش کردند که چهر ه گانی در راه بازگش به تبریز و در مسیر هوائی باکو به تبریز دستگیر شده است. که این مصادف شد با فریادهای هزاران نفری که شعار می دادند: آذربایجان اویاخدی چهره گانیه دایاخدی
همراهی برخی مسئولین
برخی از مسئولین استان به همراهی و همدلی با مردم پرداختند. هدف آنان جلوگیری از سمت گیری حرکت برخلاف مصلحتشان بود!!!!!!!!!
آتش کشیدن پرچم ارمنستان و کردستان بزرگ
در منتهی درب جنوبی كنسولگري توركيه عده ای از جوانان پرچمهای ارمنستان و کردستان بزرگ را به آتش کشیدند.
حرکت به سوی رادیو وتلویزیون
مردم خشمگین اورمیه با دادن شعارهائی به سوی صداوسیما مرکز آذربایجان غربی حرکت نمودند. پس از طی مسیرهای خیابان امام به کاشانی و سپس والفجر با تجمع در مقابل رادیو وتلویزیون به درگیری با مامورین انتظامی پرداختند. و در نهایت با ورود به محوطه صدا وسیما مبادرت به آتش زدن این ارگان شئونیستی گشتند. در این درگیری دهها نفر به شدت زخمی شدند که حال دو نفر وخیم گزارش شده است. از مأمورین انتظامی یک نفر کرد زبان به شدت و با ضربات چاقو زخمی و به اورژانس انتقال یافت.
-----------------------------------------------------------------------------------------------
عصر روز سه شنبه (دیروز ) 2/3/1385 مردم هویت طلب و آزادیخواه ارومیه با حضور در خیابانها و راهپیمایی مسالمت آمیز و مدنی بر پاسداشت هویت ترک خود تاکید کردند.
این تظاهرات ، ابتدا با تجمع چندین هزار نفر در خیابان عطایی ، مقابل دفتر خبرگزاری ایرنا آغاز شد و در مسیر خیابان امام به سمت میدان شهرداری " ایالت " با پیوستن دهها هزار نفر پیر و جوان و زن و مرد هویت جوی آذربایجانی به سمت استانداری ادامه یافت.
در مسیر استانداری نیروهای گارد ویژه با حمله به معترضین سعی در متفرق کردن آنها داشت که با مقاومت مردم ، آنها عقب نشینی کردند ولی تعدادی از مردم زخمی شدند ، معترضین - که در مقابل استانداری جمعیت آنها به بیش از صد هزار نفر رسیده بود – با تجمع در مقابل استانداری نسبت به سیاستهای ترک ستیزانه دولت اعتراض نموده و اجازه سخنرانی به استاندار نظامی ندادند.
برخی از شعارهایی که مردم یکصدا فریاد میزدند :
- یاشاسین آذربایجان " زنده باد آذربایجان "
- اولسا قیزیلدان قفسیم آزادلیغا وار هوسیم " اگر از طلا برایمان قفس بسازید ، باز میل ما به آزادی است
- اولوم اولسون فاشیزمه اولوم اولسون شوونیزمه " مرگ بر فاشیسم ، مرگ بر شوونیسم "
- قالخ آیاغا وطنداش تبریزده اولدو قارداش " بپا خیز هموطن در تبریز هموطنمان کشته شد "
- آذربایجان وار اولسون تورک دیلی رسمی اولسون " پاینده آذربایجان رسمی گردد زبان ترکی "
- بیز اورمیه خالقی ییق بابکین سربازی ییق " ما مردم ارومیه هستیم سرباز بابک هستیم "
هویت طلبان ارومیه سپس جهت اعتراض به سیاستهای شوونیستی و فرهنگ ستیز رادیو و تلویزیون اسلامی به سمت صدا و سیما – خیابان والفجر 2 – حرکت نمودند و با تجمع مقابل صدا و سیمای مرکز ارومیه با اعلام همبستگی با مردم تبریز و سایر نقاط آذربایجان و با سر دادن شعارهای زیر به عدم رعایت حقوق ملی و فرهنگی خود اعتراض نمودند :
- آذربایجان وار اولسون دوشمن لری خوار اولسون " پاینده آذربایجان خوار باد دشمنانش "
- تورک دیلینده مدرسه ، مدرسه " تاسیس مدرسه به زبان ترکی "
- هارای ، هارای ، من تورکم " هارای ، هارای من ترکم "
- یاشاسین آزادلیق " زنده باد آذربایجان "
- یا آزادلیق یا اولوم " یا مرگ یا آزادی "
- بیز اولمه یه حاضیریق بابکین سربازی ییق " آماده مرگ هستیم سرباز بابک هستیم "
- اولوم اولسون فاشیزمه و ....
معترضین درادامه با خواندن سرود " آذربایجان سن سن منیم ....... " به تجمع خود پایان دادند.
حاشیه :
- حضور زنان و دختران بسیار چشمگیر بود و بیشتر افراد بصورت خانوادگی در این تظاهرات شرکت کرده بودند.
- بازاریان ارومیه راس ساعت 5 بعد از ظهر با بستن محل کسب خود اعتراض خود را نشان داده و برخی از آنها به صف تظاهرکنندگان پیوستند.
- پس از آنکه مردم محل " ایران " و " صدا و سیما " را ترک کردند ، این دو محل بطور مشکوک توسط افراد ناشناس به آتش کشیده شد و ساختمان آنها تقریبا بطور کامل تخریب شد.
- بیش از شصت نفرکه برای تماشای ساختمان آتش گرفته صدا وسیما در محل حاضر شده بودند از طرف نیروهای گارد ویژه و لباس شخصی ها دستگیر شدند.
- همکاری مردم با زخمی شدگان و جوانانی که از دست گارد ویژه می گریختند نمونه کاملی از همبستگی ملی را تصویر میکرد ، مردم در خیابانهای " طرزی و خیام " با باز گذاشتن درب منازل خود معترضین را پناه میدادند.
فدائيان اسلام و موتلفه اسلامی، ناگفته ها از زبان حاج عراقی
پیک نت:
بودن شاه مهم تراز ترور او بود
فدائيان اسلام را از ميان لات ها، چاقوكش ها و اوباش محلات درست كرديم!
حسنعلی منصور را روزی ترور كرديم كه می خواست يك بخش
از نفت جنوب رابه ضرر انگلستان به يك شركت امريكائی بدهد!
آيت الله كاشانی فتوای ترور رزم آراء و 6 نفر ديگر را به فدائيان اسلام داد. پس از كودتای 28 مرداد و اعدام نواب صفوی، فدائيان اسلام مثل برگ خزان ريختند و برای دادن استخفارنامه به روزنامه ها با هم مسابقه می دادند. من و چند نفر ديگر كه اعتقاد داشتيم يك دست هائی در فدائيان اسلام هست، از آنها جدا شديم و در سال 1342 و برای مخالفت با انجمن های ايالتی و ولايتی (شوراهای شهر و روستا) مو