اخبار

« May 2006 | Main | July 2006 »

June 18, 2006

ممنوعيت اردوهای تفريحی مختلط در دانشگاه‌ها

پیک ایران:
اردوهای تفریحی دانشجویی بر اساس بخشنامه نباید به صورت مختلط برگزار شود و اگر خلاف این بخشنامه عمل شود معاونین فرهنگی دانشگاه ها باید پاسخگو باشند.
دکتر "اصغر زارعی" در گفتگو با "مهر" در خصوص اردوهای دانشجویی افزود: طبق بخشنامه ای که قبل از دولت نهم در وزارت علوم تهیه و به دانشگاه ها ابلاغ شده است نباید هیچ دانشگاهی اردوهای تفریحی دانشجویی را به صورت مختلط برگزار کند.
وی ادامه داد: اردوهای علمی از این قاعده مستثنی هستند و این اردوها به همراه اساتید مشاور و راهنما می توانند به صورت مختلط برگزار شود.
مدیر کل حراست وزارت علوم اظهار داشت: در صورتی که این اردوها به صورت مختلط در دانشگاهی برگزار شود و در پی آن تبعات خلاف مقررات به وجود آید، معاونت فرهنگی دانشگاه باید بر اساس ظوابط پاسخگوی باشد.

اعتراض احزاب و شخصيت های فرانسوي: حمايت از تجمع آرام زنان ايراني

پیک ایران:
حزب سوسياليست، حزب کمونيست، جامعه دفاع از حقوق بشر، سازمانهاي غيردولتي و انجمن هاي زنان از جمله "گروه هماهنگ کننده لابي زنان فرانسوي"، "شبکه استقلال زنان مهاجر و پناهنده"، "انجمن مبارزه با تجاوز"، "جنبش طرح خانواده"، "انجمن حمايت از استعدادهاي زنان"، فدراسيون دفاع از حقوق بشر در استان رون"، "انجمن نگاه زنان به جهان"، "انجمن پرودياکس"، "انجمن زنان تونسي در فرانسه"، "اتحاديه اجتماعي و مدني زنان"، "جنبش مبارزه با روسپيگري و هرزه نگاري"، "کميته بين المللي پيوند بين انجمن هاي زنان جهان" حمايت خود را نسبت به تجمع زنان ايراني اعلام داشته اند.
پس از تجمع مسالمت آميز زنان ايراني به منظور احقاق حقوق خود که به شدت از سوي نيروهاي امنيتي دولت جمهوري اسلامي سرکوب شد، حزب سوسياليست فرانسه مراتب انزجار خود را نسبت به اين اقدام خشونت بار اعلام کرد و از مقامات ايراني خواست هر چه سريعتر بازداشت شدگان را آزاد کنند.
در هفته گذشته هزاران زن در تهران گردهم آمدند تا عليه وضعيت خفقان آور اجتماعي که آنها را از هر لحاظ قرباني خود کرده، اعتراض کنند.
حزب سوسياليست فرانسه با انتشار نامه اي با اشاره به اينکه اين حزب عميقاً به اصول دموکراسي و تساوي بين زن و مرد پايبند است، از دولت فرانسه خواسته است بدون هيچگونه تأخيري آزادي سريع و بي قيد و شرط اين زنان و مردان بازداشت شده را که صرفاً براي آزادي و تساوي تجمع کرده اند، از مقامات ايراني خواستار شود.
نامه يک سناتور فرانسوی
خانم نيکول بوروو رييس گروه جمهوريخواه و شهروندان، نايب رييس کميسيون قانون گذاري و سناتور مجلس سناي فرانسه طي نامه سرگشاده اي به سفير ايران در پاريس مراتب تأسف خود را نسبت به بازداشت فعالان جنبش زنان در تهران اعلام کرد. در ذيل متن اين نامه را مي خوانيد:
آقاي سفير،
وزارت دادگستري کشور شما بازداشت 70 نفر [42 زن و 28 مرد] را در زمان گردهمايي تعداد بسياري از فعالان جنبش زنان ايراني که براي احقاق حقوق خود تجمع کرده بودند، تأييد نموده است. همچنين اين وزارت تصديق کرده که برخي از بازداشت شدگان هنوز آزاد نشده اند. براساس شواهد موجود، نيروهاي پليس اين تجمع مسالمت آميز را متفرق کرده و به شکل بي رحمانه اي آن را سرکوب نموده اند.
به علاوه، چهار روزنامه نگاري که درحال پوشش خبري اين رويداد بودند نيز جزو بازداشت شدگان هستند. با اينکه يکي از آنها آزاد شده، ولي ديگر روزنامه نگاران کماکان در مکان نامشخصي در بازداشت به سر مي برند.
طبق خبرهاي رسيده به اينجانب، اين روزنامه نگاران همچنين از سوي نيروهاي امنيتي کشور شما مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند و آقاي بهمن احمدي عمويي به همراه دو خانم خبرنگار، ژيلا و ترانه بني يعقوب از روزنامه "سرمايه" جزو اين دسته از افراد هستند.
با کمال تأسف بايد عرض کنم اين اولين باري نيست که روزنامه نگاران ايراني اينچنين سرکوب مي شوند. حتي برخي از آنها چند روز قبل از تجمع 12 ژوئن از سوي نهادهاي جمهوري اسلامي تحت فشار قرار گرفته اند. به عنوان مثال، در طول روز 12 ژوئن از خانم فريبا داوودي مهاجر، رييس "انجمن روزنامه نگاران جوان"، بازجويي هايي به عمل آمده است.
اينجانب عميقاً به حقوق زنان، از جمله حق تجمع، و مسأله آزادي مطبوعات و روزنامه نگاران در سراسر جهان اعتقاد دارم و به اين مقوله ها احترام کامل مي گذارم. متأسفانه اين حقوق همچنان در ايران زير پا گذاشته مي شوند و من مجدداً تأثر و اندوه خود را نسبت به اين تخلفات اعلام مي کنم.
از شما خواهشمنديم که نسبت به اين مسأله عکس العمل نشان داده و به مقامات جمهوري اسلامي يادآور شويد که هر چه سريعتر روزنامه نگاران و ديگر اشخاص بازداشت شده را آزاد نمايند.
منبع: سایت مجلس سنا فرانسه واعلاميه دبير کل دفاع از حقوق زنان فرانسه.
مترجم: علي جواهرفروش
روزنت "روز"

داستان غم انگیز ما

در گزارشی از ایسنا می‌خوانیم : اخترفیزیکدان جوان ایرانی و یافته‌های بی‌سابقه درباره مارپیچ مرگ در قلب کهکشان‌ها گفت‌وگوی ایسنا با دکتر کامبیز فتحی، اخترفیزیکدان صاحب‌نام دانشگاه «استکهلم»
این تیتر گزارش است از این نوع تیترها این اواخر زیاد در رسانه های ایران دیده می شود حالا هدف این بذل توجه به دانشمندان ایرانی خارج از کشور چیست را کاری نداریم در عوض برای اینکه به آقایان اداره کننده مملکت که به این مساله توجه دارند تلنگری زده باشیم چند سطری به این خبر(گزارش) اضافه می کنم تا شاید کمی هم نظر مبارک آقایان را به ریشه یابی این مسائل جلب کنیم


گروهی بین‌المللی از اخترشناسان به سرپرستی دکتر کامبیز فتحی، اخترفیزیکدان جوان ایرانی برای نخستین بار در تاریخ اخترشناسی موفق به اندازه‌گیری سرعت سقوط مواد سرازیر به درون ابر سیاه‌چاله مرکزی یک کهکشان شدند.

به گزارش خبرنگار «پژوهشی» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، این کشف که مورد توجه گسترده محافل علمی و خبری جهان قرار گرفته، نشان می‌دهد سرعت سقوط مواد در مارپیچ‌های مرگ به سوی ابرسیاه چاله مرکزی کهکشان‌ها بسیار سریع‌تر از میزانی است که فرضیه‌های کنونی پیش بینی می‌کردند، به طوری که تنها در مدت 200 هزار سال، مواد از دورترین کرانه‌های کهکشان که از دید تلسکوپ‌ها خارج است، به درون سیاه چاله مرکزی سقوط می‌کنند.

اندازه‌گیری سرعت سقوط مواد به درون ابر سیاه چاله می‌تواند اطلاعات بسیار با ارزشی را در پیش بینی روند تکامل ابرسیاه‌چاله‌ها در اختیار دانشمندان قرار دهد.

دکتر کامبیز فتحی که سرپرستی گروهی بین‌المللی از اخترشناسان آمریکا، ایتالیا، شیلی و برزیل را در این تحقیقات بر عهده داشته است در سال 1353 در شهر «سقز» در استان کردستان به دنیا آمده و تحصیلات مقدماتی خود را تا سال دوم راهنمایی در ایران طی کرده است.

وی پس از مهاجرت به سوئد، مدارج کارشناسی و کارشناسی ارشد را در رشته ریاضی در دانشگاه «اپسالا» سوئد اخذ کرده و دوره کارشناسی ارشد اختر فیزیک نظری را در دانشگاه «کمبریج» انگلستان پشت سر گذاشته است .
خُسن آقا: (مهاجرت که چه عرض کنم بهتر این بود که گزارش نویس ایسنا قسمتی از حقیقت را بهتر منعکس می‌کرد و می نوشت این دانشمند که یقینا کرد هم هست به علت مهرورزی‌های حکومت عدل علی در سنین نوجوانی تنها به جرم کرد بودن همراه با خانواده مجبور به فرار از راه کوهستان‌های کردستان شده و عاقبت امر پایش به سوئد رسیده که از این هم وطن انسانی شایسته ساخته. همین انسان شایسته اگر در ایران مانده بود در بهترین حالت امروز یک تحصیل کرده بیکار بود که به خیل دیگر بیکاران مملکت می‌پیوست یا در حالت های دیگر در سنین 17، 18 سالگی در مقابل جوخه اعدام رژیم قرار می‌گرفت و برگی دیگر بر افتخارات حکومت‌گران آخوندی می‌افزود)

وی همچنین پس از طی دوره‌های شش ماهه را در زمینه ستاره شناسی رصدی در دانشگاه UCM در مادرید اسپانیا، از سال 2000 تحصیلات دکتریش را در رشته اخترفیزیک در مؤسسه اخترشناسی Kapteyn هلند - با کار در مراکز تحقیقاتی آمریکا، هلند و فرانسه - آغاز کرد.

زمینه تحقیقات رساله وی، بررسی شکل کهکشان‌های مارپیچی و دینامیک فیزیکی آنها و مطالعه نحوه ایجاد و روند تکامل آنها بوده است.

دکتر فتحی در سال 2004 از طرف ناسا به عضویت گروهی بین‌المللی از اخترشناسان در آمده که در زمینه بررسی ویژگی‌های ابر سیاه‌چاله‌های مرکزی کهکشان‌ها تحقیق می‌کنند.

این اخترفیزیکدان جوان ایرانی در حال حاضر فعالیتهای پژوهشی‌اش را در دانشگاه «استکهلم» سوئد و دانشگاه «قناری» (مؤسسه تحقیقات اختر فیزیک‌ در جزایر قناری اسپانیا) ادامه می‌دهد که زمینه اصلی این تحقیقات کهکشان‌های مارپیچی و نحوه سرازیر شدن مواد به درون ابرسیاه‌چاله‌مرکزی آنهاست.

دکتر کامبیز فتحی در گفت‌وگویی با خبرنگار «پژوهشی» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، درباره روند تحقیقاتش در زمینه کهکشان‌های مارپیچی اظهار کرد: تحقیقات من در این زمینه در دوره دکتری در رصدخانه بین‌المللی جنوب اروپا در جزایر قناری اسپانیا و با استفاده از تکنیک پیشرفته اسپکتروسکوپی دو بعدی آغاز شد که طی آن توانستیم به اطلاعات جالبی درباره نحوه تشکیل کهکشان‌های مارپیچی دست پیدا کنیم. کهکشهان‌های مارپیچی به حدی بزرگند که دینامیک فیزیکی و شکلشان تحت تاثیر جاذبه خودشان تغییر می‌کند.

وی خاطر نشان کرد: در تحقیقات انجام شده توانستیم این خصوصیات کهکشان‌های مارپیچ‌ را که ستارگان و گازهای آنها تحت جاذبه خود کهکشان که به حالت مارپیچ آنها منجر شده است از شعاع‌های بسیار دور به سمت مرکز کهکشان کشیده می‌شوند اثبات کنیم.

فتحی با اشاره به ارتباط این ویژگی‌ با فرضیه اکتیو (فعال) شدن کهکشان‌ها خاطر نشان کرد: در مرکز کهکشان‌های مارپیچ ــ و سایر کهکشانهای بزرگ که البته مدل سرازیر شدن مواد به طرف مرکز آنها متفاوت است ــ هسته‌ای وجود دارد که انرژی و نور زیادی در آن ایجاد می‌شود. یکی از فرضیه‌های مطرح در توجیه این پدیده، وجود یک ابرسیاه‌چاله در مرکز این کهکشان‌هاست که حجم زیادی گاز از کهکشان به درون این ابرسیاه‌چاله مرکزی سقوط کرده و در اثر شتاب بسیار زیاد گازهای ورودی، انرژی فوق العاده زیادی تولید می‌شود که منشاء انتشار پرتوهای شدید در اطراف ابرسیاه‌چاله مرکزی است .

وی در ادامه به تحقیقات اخیرش با همکاری گروهی بین‌المللی از اختر شناسان که از اکتبر 2004 از سوی ناسا به آنها ملحق شده است، اشاره کرد و به ایسنا گفت: هدف اصلی این تحقیقات اندازه‌گیری وزن ابرسیاه‌چاله مرکزی در قلب کهکشان‌هاست، که با بررسی کهکشان فعال NGC 1097 ــ در فاصله 47 میلیون سال نوری زمین ــ انجام می‌شود با محاسبه مقدار و سرعت گازی که به درون ابرسیاه‌چاله‌ مرکزی کهکشان سرازیر می‌شود، میزان انرژی خروجی از مرکز ابر سیاه چاله مشخص می‌شود که مقایسه آن با تصاویر و اطلاعات مربوط به کهکشان این فرضیه را که اکتیو بودن کهکشان‌های بزرگ به دلیل وجود چنین ابرسیاه چاله‌هایی در مرکز آنهاست، اثبات می‌کند.

وی با تاکید بر این که این ابر سیاه چاله‌ها هم همانند سایر سیاه‌چاله‌ها رویت پذیر نبوده و تنها با بررسی تاثیرات پیرامونیشان قابل مطالعه هستند، خاطر نشان کرد: هدف نهایی تحقیقات ما اثبات وجود ابرسیاه چاله‌ها در مرکز کهکشان‌های بزرگ و نقش آنها در تکامل کهکشان با توجه به جرم فوق العاده آنهاست که یک میلیون تا یک میلیارد برابر بزرگتر از خورشیدند.

دکتر فتحی که سرپرستی بررسی‌های مربوط به کهکشان NGC1097 توسط این گروه بین‌المللی شامل دو دانشمند دیگر از آمریکا، چهار دانشمند ایتالیایی و برزیلی و اخترشناسی از شیلی را بر عهده داشته است به ایسنا گفت: در این تحقیقات توانستیم خصوصیات فیزیکی مارپیچ‌هایی که گاز را به سیاه چاله مرکزی کهکشان هدایت می‌کند، بررسی و برای اولین بار سرعت سقوط این گازها را اندازه‌گیری کنیم و فهمیدیم که سرعت این گاز خیلی بیشتر از میزانی است که در فرضیه‌ها مطرح شده بود؛ به طوری که تنها در مدت 200 هزار سال این گازها از دورترین جای کهکشان که تلسکوپ ما قادر به دیدن آن نبود به درون این ابرسیاه چاله سقوط می‌کنند که یکی از جنبه‌های بسیار شگفت انگیز این کشف است.

وی خاطر نشان کرد: سرعت سقوط مواد به درون ابر سیاه‌چاله مرکزی که احتمال وجود آن پیش از این هم مطرح بوده است، همواره یکی از مجهولات بزرگ در این زمینه بوده که اکنون با پی بردن به آن می‌توان با محاسبه میزان گازهایی که درون ابرسیاه چاله سقوط می‌کنند، وزن ابر سیاه چاله مرکزی را - مثلا در 100 میلیون سال آینده - و تاثیرات ناشی از وجود چنین ابر سیاه چاله عظیم مرکزی در روند تکامل کهکشان را پیش‌بینی کرد.

دکتر فتحی در عین حال با بیان این که برای اثبات فرضیه سرازیر شدن مواد از شعاع‌های خیلی دور به درون ابرسیاه چاله‌ای در مرکز تمام کهکشان‌ها، تحقیقات این پروژه همچنان ادامه دارد، به خبرگزاری دانشجویان ایران گفت: با توجه به این که مواد به صورت توده‌های گاز به طرف ابر سیاه‌چاله مرکزی سرازیر می‌شوند و در نتیجه این احتمال همواره وجود دارد که ابرهای گازی مسیر حرکت یکدیگر از مسدود کنند، از لحاظ فیزیک نظری نحوه سرازیر شدن این گازها به طرف مرکز کهکشان قاعدتا باید به صورتی باشد که این ابرها راه یکدیگر را مسدود نکنند و حتی بتوانند به یکدیگر کمک کنند که تنها راه این است که به حالت مارپیچی به طرف مرکز جاذبه کهکشهان بچرخند و به تدریج به سیاه چاله نزدیک شده و به داخل آن سقوط کنند.

وی با بیان این که چنین فرم مارپیچی منحصر به کهکشان‌های مارپیچ نیست، تصریح کرد: در حال حاضر مشغول بررسی کهکشان دیگری موسوم به کهکشان R102B هستیم که ساختاری کاملا دایره‌یی ( بی شکل) داشته و در تصاویر تهیه شده از آن هم هیچ اثری از گردهمایی مواد از بیرون به مرکز کهکشان دیده نمی‌شود ولی بررسی‌های ما برای اولین بار وجود دو ساختار مارپیچی را در بخش مرکزی آن کهکشان نشان داد.

به گفته دکتر فتحی که سرپرستی این بخش از تحقیقات را نیز بر عهده داشته کشف بی سابقه چنین ساختار مارپیچ در کهکشانی کاملا گرد و دایره‌یی که هیچ شواهدی از شکل مارپیچی و مقدار زیاد گازهای در حال سقوط در آن وجود ندارد، بسیار شگفت‌انگیز است. در واقع در این کهکشان کاملا دایره‌یی صرفا به دلیل مرکز اکتیوی که وجود دارد و برای رساندن اندک گازهای موجود به مرکز کهکشان، ساختاری مارپیچی شکل گرفته است.

این اختر فیزیکدان جوان ایرانی در گفت‌و‌گو با ایسنا خاطرنشان کرد: علاوه بر این تحقیقات از حدود یک سال پیش پژوهشی را در بررسی تشکیل ستاره‌های جدید در مرکز کهکشان‌ها در اثر افزایش میزان گازها در این بخش از کهکشان به دلیل سرازیر شدن آنها به سوی ابر سیاه‌چاله مرکزی آغاز کرده‌ام. پدیده تشکیل این ستاره در شعاع کوچکی از مرکز کهکشان که البته در نهایت با سقوط به درون ابر سیاه‌چاله مرکزی نابود می‌شوند، در تصاویر ثبت شده از کهکشان‌ها هم مشهود است که امیدوارم بتوانم در فرصتی مناسب این تحقیقات را نیز به طور جدی دنبال کنم.

دکتر فتحی در ادامه در پاسخ به خبرنگار ایسنا که وجود چنین پدیده‌ای در مرکز کهکشان راه شیری را جویا شده بود، اظهار داشت: این پدیده در کهکشان راه شیری هم وجود دارد ولی به دلیل گرد و غبار زیادی که در کهکشان‌ها وجود دارد و به‌خصوص با توجه به محدودیت دید ما نسبت به کهکشان خودمان، امکان مشاهده مستقیم گازهای سرازیر شده - آن‌طور که در تصاویر سایر کهکشان‌ها می‌بینیم - وجود ندارد.

وی در عین حال خاطرنشان کرد: ستاره‌هایی در کهکشان راه شیری شناسایی شده‌اند که دور ابرسیاه‌چاله مرکز کهکشان می‌گردند و به احتمال قوی در آینده دور یا نزدیک به درون ابرسیاه‌چاله مرکزی سقوط می‌کنند؛ البته فرق اساسی که بین کهکشان ما و کهکشان بسیار فعالی نظیر NGC 1097 وجود دارد این است که در کهکشان راه شیری گازها و مواد با سرعتی بسیار کمتر به درون ابر سیاه‌چاله مرکزی سقوط می‌کنند.

اختر فیزیکدان ایرانی دانشگاه «استکهلم» سوئد در پاسخ به این سوال که با توجه به عقیده وی مبنی بر فعال نبودن کهکشان راه شیری، آیا زمان اکتیو بودن این کهکشان مشخص است یا نه؟ اظهار داشت: پاسخ این سوال که آیا کهکشان راه شیری در گذشته اکتیو بوده یا در آینده‌ای دور یا نزدیک اکتیو خواهد شد، مشخص نیست؛ چون دوره اکتیویته کهکشان کوتاه مدت - در حد چند صد میلیون سال - است ولی شکل‌های مارپیچی می‌تواند در طول ده‌ها میلیارد سال در کهکشان‌ها وجود داشته باشند که البته در این‌جا تناقض و مساله‌ای نیز مطرح می‌شود که اگر ساختاری مارپیچی، گاز و ستاره‌ها را به مرکز کهکشان و داخل ابر سیاه‌چاله مرکزی سوق می‌دهد چرا کهکشان‌ها نمی‌توانند همیشه اکتیو باقی بمانند؟

دکتر فتحی در ادامه با پاسخ به این سوال که چه شواهدی بر اکتیو بودن کهکشان‌ها - نظیر کهکشان NGC1097 - وجود دارد اظهار داشت: با این‌که از روی شکل ظاهری کهکشان‌ها نمی‌توان به اکتیو بودن آنها پی برد ولی اسپکتروم ناحیه مرکزی کهکشان در صورتی که نشان از تشکیل دیسکی در مرکز کهکشان‌های فعال در اثر آزاد شدن پرتوهای هیدروژن آلفا باشد، اکتیو بودن کهکشان را نشان می‌دهد.

وی خاطرنشان کرد: نکته جالبی که درباره کهکشان NGC1097 وجود دارد این است که با اطمینان می‌دانیم این کهکشان از سال 1993 اکتیو شده است. از نظر آماری بسیار به ندرت اتفاق می‌افتد که بتوانیم فعال شدن یک کهکشان را ببینیم. با این که متاسفانه عکس‌ها و تصاویر قبل از سال 1993 چندان قوی نبوده و امکان مقایسه دقیق آنها با تصاویر کنونی وجود ندارد.

این اخترشناس جوان ایرانی که در کنار فعالیت‌های علمی و علی‌رغم سال‌ها دوری از وطن شیفته فرهنگ و موسیقی سنتی ایرانی است و در سطح استادانه‌ای دف و ضرب می‌نوازد در پایان این گفت‌وگو در تبیین علت گرایشش به نجوم و اختر فیزیک اظهار داشت: با افتخار می‌توانم بگویم یکی از عوامل مهمی که مرا به ستاره‌شناسی ترغیب کرد موقعیت استثنایی بود که به دلیل سبک معماری خاص ایران برای مشاهده ستارگان در کودکی داشتم.

علاقه به نجوم و رویای ستاره شناسی از دوران کودکی و شب‌هایی که در شهر زادگاهم پشت بام می‌خوابیدم در در من ایجاد شد و همین علاقه هدایت کننده اصلی من در مسیر زندگی و عامل اصلی گرایش من به نجوم بود.

گفت‌و‌گو: علی شمس

وزیر امور خارجه تشکیلات خودگردان فلسطینی از سفر به کشورهای اسلامی بازگشت؛ کمک 50 میلیون دلاری

خُسن آقا: گویا آقایان بدجوری سوراخ دعا را گم کرده‌اند و بجای سفر ملت پولهای بی‌زبان را به سر سفره فلسطین سرازیر می‌کنند

رادیوفردا: وزیر امور خارجه تشکیلات خودگردان فلسطینی به رهبری حماس از سفر به هفت کشور اسلامی باز گشت. محمود زهار می گوید با دست پر به غزه بازگشته و تنها جمهوری اسلامی 50 میلیون دلار به حماس کمک کرده است. وی گفت: برخورد کشورهای اسلامی نشان داد ما به امت بزرگ اسلامی تعلق داریم. حکومت ایران علاوه بر اعطای 50 میلیون دلار کمک نقدی، 300 دستگاه اتومبیل، دو فروند هواپیما و دو بیمارستان به حماس داده است. پاکستان وعده سه میلیون دلار پول داده و کشور نفت خیز و ثروتمند برونه ای گفته است هزینه سالانه سفر وزیر امور خارجه حماس را می پردازد. محمود زهار روز چهارشنبه از مرز رفح در مصر وارد نوار غزه شد. وی 20 میلیون دلار پول نقد همراه داشت که این اقدام او اعتراض مرزبانان اتحادیه اروپا مستقر در مرز رفح را برانگیخت. محمود زهار اعتراض اتحادیه اروپا را دایر بر حمل پول نقل بی مورد اعلام کرد و گفت: ما به وارد کردن ارز از مرز رفح ادامه خواهیم داد و این کار ما قانونی است.

June 17, 2006

ارسال بی‌سروصدای گزارش آژانس علیه ایران به شورای امنیت

بازتاب:
در حالی که مقامات و رسانه‌های ایران در غفلت ناشی از بسته پیشنهادی غرب، درباره اجلاس ژوئن سکوت اختیار کردند، اروپا و آمریکا با اقدامات حقوقی و بدون سر و صدای خود، گزارش آژانس را به شورای امنیت ارسال کردند.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، نشست ماه ژوئن شورای حکام، در حالی پایان یافت که غربی‌ها برخلاف دفعات پیش، از ایجاد جنجال رسانه‌ای درباره ایران خودداری کردند.

اجلاس ژوئن که با بسته پیشنهادی غرب به ایران هم‌زمان شده بود، بنا بر سنت گذشته مسیر خود را گذراند و به جای صدور بیانیه،
گزارش دبیر کل و همچنین گزارش سه صفحه‌ای بازرسان آژانس که ایران را به عدم همکاری شفاف در زمینه تولیدات پلوتونیوم با مصارف نظامی و ندادن اطلاعات کافی از برنامه هسته‌ای، متهم کرده است، به شورای امنیت ارسال شد.

در این اجلاس آمریکا و اروپا شیوه جدیدی از دیپلماسی را به نمایش گذاشتند. آنان به جای آن‌که مانند نشست‌های گذشته به بمباران رسانه‌ای و طرح ادعای واهی برای جوسازی علیه ایران روی آورند، سکوت کردند تا پیشنهاد خود به ایران را با دید مثبت به نمایش گذارند و خود را یک طرف دعوا مطرح نکنند. با این حال آنان می‌دانند که می‌توانند از این آوردگاه حقوقی؛ یعنی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برای تقویت مستندات حقوقی خود، به گونه مؤثری استفاده کنند. ارسال گزارش به شورای امنیت و تازه نگه داشتن پرونده ایران، یکی از کلیدی‌ترین و مهم‌ترین اهداف آنان برای تولید فشار در راستای قبولاندن پیشنهاد خود به ایران است.

مطابق جلسات گذشته شورای حکام در ماههای آوریل و مارچ سال 2006 و پس از جلسه ماه فوریه که قطعنامه برای شورای امنیت ارسال گردید. گزارش شورای حکام آژانس که برای شورای امنیت ارسال گردیده، کماکان ایران را بواسطه عدم مشخص شدن آلودگیهای پیداشده در تجهیزات هسته ای و همچنین سوالات باقی مانده در مورد نحوه کسب تکنولوژیهای سانتریفیوژهای پی -1 و پی-2 است.

این گزارش می افزاید: اورانیوم فلزی که در محفظه های نیمه کروی مورد استفاده قرار می گیرد و مصارف نظامی دارد مورد نظر است و عملیات جدا سازی پلوتونیوم هم در حال بررسی است.این گزارش می افزاید: برخلاف درخواستهای پیشین عملیات راکتور آب سنگین اراک در حال انجام می باشد.موضوعات دیگری مانند نمک سبز، غنی سازی و آزمایشهای دانشگاههای کشور و مراکز دیگر تحقیقاتی ایران از موارد اصلی است که در گزارش شورای حکام آژانس برای شورای امنیت ارسال گردیده است.

در حالی که شیوه برخورد حقوقی و زمینه سازی حقوقی آژانس روندی در جریان است، متاسفانه اعضای حقوقی و تیم هسته ای ایران این مهم را بررسی صحیح نمی نمایند . حال آن که فرقی در ارسال گزارش شورای حکام به شورای امنیت با صدور قطعنامه و ارسال آن به شورای امنیت وجود ندارد و وقتی گزارش شورای حکام به شورای امنیت ارسال می گردد، عملا از طرف 35 عضو شورا این گزارش ارسال گردیده است.

به دليل برگزاری مسابقه فوتبال بين ايران و پرتقال محدوديت تردد موتورسيكلت بعدازظهر امروز در تهران اجرا مي‌شود

پیک ایران:
خبرگزاري فارس: فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ از انجام محدوديت تردد موتورسيكلت در بعدازظهر امروز در تهران خبرداد و گفت: اين محدوديت در ميادين بزرگ و اصلي و بعضي از خيابان‌هاي اصلي مانند خيابان وليعصر اعمال خواهد شد.
سردار مرتضي طلايي در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي فارس ضمن ابراز اميدواري از پيروزي تيم ملي كشورمان مقابل پرتغال گفت: نبايد ابراز شادماني به گونه‌اي باشد كه باعث از بين رفتن نظم و امنيت و ايجاد خسارت به اموال بيت‌المال شود.
وي در خصوص طرح محدوديت تردد موتورسيكلت در تهران خاطرنشان كرد: ميادين اصلي شهر مانند ميدان ونك، فلكه اول تهرانپارس، ميدان هفت حوض و ميادين بزرگ و خيابان‌هايي مانند خيابان وليعصر از محورهايي هستند كه طرح محدوديت تردد موتورسيكلت در آنها اجرا مي‌شود.

روسیه می کوشد در برابر کمک به احداث خط لوله پاکستان، ایران را از رقابت در بازار نفت و گاز اروپا باز دارد: رئیس مرکز مطالعات ایران معاصر

رادیوفردا: ولادیمیر پوتین رئیس حکومت روسیه اعلام کرد که شرکت گازپروم آماده همکاری با جمهوری اسلامی برای احداث خط لوله به پاکستان است. پیش از این تهران پیشنهاد احداث خط لوله را به اسلام آباد و دهلی نو داده و در این ارتباط مذاکراتی بین سه کشور انجام شده است. رجب صفراف رئیس مرکز مطالعات ایران معاصر در روسیه در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: از لحاظ آنکه ایران در دراز مدت می توانست رقیب مهمی در بازار نفت و گاز جهانی در برابر روسیه باشد، روسیه می خواهد ایران را از رقیب به یک دوست و همکار تبدیل کند. در برابر این امتیاز روسیه انتظار دارد ایران از بازار نفت و گاز اروپا بسود روسیه کنار رود. مطمئنا این اقدام خوشایند آمریکا نخواهد بود. با توجه به اینکه روسیه جدیدا سیاست تازه ای در پیش گرفته که تنها منافع خود را در مد نظر می گیرد، می خواهد این سیاست را در ارتباط با ایران نیز پیاده کند. آقای صفراف می گوید علیرغم اینکه این همکاری با واکنش هایی ممکن است روبرو شود، بنظر می رسد که همکاری بین دو کشور سرانجام عملی خواهد شد. (rm) صدا | (wma) صدا [ 3:47 mins ]

نامه سرگشاده اعظم طالقانی به خامنه‌ای

وبلاگ جمهوریت: هشدار دبیر کل جامعه زنان به از دست رفتن سرمایه های اجتماعی


اختصاصی جمهوریت:اعظم طالقانی،دبیرکل جامعه زنان انقلاب اسلامی در نامه ای سرگشاده خطاب به آیت الله خامنه ای انتقادات شدیدی را نسبت به مواظع ایشان اعلام نمود متن کامل این نامه که جمهوریت برای اول بار آن را منتشر می کند در ذیل می آید:

رهبرجمهوری اسلامی

حضرت آیت الله خامنه‌ای

سلام‌علیکم؛

یاایهاالذین امنوا کونوا قوامین لله شهداءبا لقسط ولایجزمنکم شنأن قوم علی‌الاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی و اتقوا الله ان‌الله خبیربما تعملون(سوره مائده آیه 8)

(ای مومنان، همواره برای خدا ایستاده باشید و به عدالت گواهی دهید و دشمنی باگروهی(ازمردم)به بی‌عدالتی وادارتان نکند؛ عدالت ورزید، که تقوا نزدیک‌تر است و ازخدا پروا کنید که او به آنچه می‌کنید آگاه است)

از آنجا که کتاب خدا و سنت رسول‌الله و ائمه ذکر است و یادآوری، «فذکران نفعت الذکری» (وآنها پیوسته شناخت حق وحقیقت را یادآوری می‌کنند). این خود آموزه‌ای است برای همه ما که هیچگاه نمی‌توانیم داعیه بی‌نیازی از تذکر، آگاهی و هشدار را داشته باشیم. از اینرو اینجانب برآن شدم که این تذکر نامه را برای شما بنویسم، زیرا تصورم اینست که گاهی سخنان شما و بخصوص دربخشی از سخنانی‌که درتاریخ دوشنبه8خرداد 1385 در جمع نمایندگان مجلس ایراد فرمودید درمسیر عدالت و تقوی نبوده است.!

پس از کار و زحماتی که در روز داشتم ساعت یک بعداز نیمه‌شب برای شنیدن اخبار کامل روزانه از سیمای‌جمهوری‌اسلامی آماده شدم. حضرت عالی ضمن بیان شرایط و موقعیت سیاسی- اجتماعی و تجلیل از رئیس جمهورجناب آقای‌احمدی‌نژاد جملاتی را فرمودید وآن این بود«... اما متاسفانه در مقطعی برروی حاکمیت دوگانه درکشور کارشد و دشمنان نیز با انواع شیوه‌ها آن را ترویج کردند اما آنچه اکنون تحقق یافته، «انسجام ملت ودولت وهمة مسئولان است...»

این جملات گذشته از اینکه به نظر نمی‌رسد از موضع واقع‌بینی مطرح شده‌باشد بشهادت تاریخ و همه کسانی‌که اقدامات، بیانات و بطورکلی رفتارهای اجتماعی- سیاسی مسئولین را دنبال می‌کنند، رئیس جمهور 8 سال گذشته ،"حجت‌‌الاسلام خاتمی" با اینکه نگاهش نسبت به اداره کشور و همچنین تفکر سیاسی شما متفاوت بود ولی پیوسته احترام، حساسیتها و خواستهای شما را مدنظرداشت و ازاین‌رو افکار عمومی از ایشان بخاطر چنین رفتاری دلخور شده و ایشان را سرزنش می‌کردند که چرا چنین مطیعی؟! ولی او تا لحظات آخر درحد توان نه تنها حرمت شما را حفظ کرد و برخلاف میل شخصی شما اقدامی نمی‌کرد حتی با شما نیزگفتگو می‌نمود و نظریاتش را بیان می‌کرد، ولی درنهایت نظرشما در امور اعمال می‌‌شد.

در واقع مشاور اصلی‌ایشان جنابعالی بودید و چنین بیانی ازگذشته زیبنده رهبری جمهوری اسلامی نیست، آن‌هم درجامعه دینی و دینداران! نمی‌دانم، آیا نتیجه حاکمیت یکدست که مورد قبول حضرتعالی است، همان از دست دادن سرمایه‌های اجتماعی،رکود فعالیتهای اقتصادی، در انزوا قرار گرفتن ایران درصحنه‌های بین‌المللی. متصلب شدن فضای سیاسی کشور و دلخوش کردن به یک جریانی که با انقلابیون ایران در قبل از انقلاب ایران در بعضی از موارد همصدا بودند و امروز اقدامی جز ترور یا تخریب به جای آگاهی دادن منطقی و مستدل و علمی و جذب جوانان متفکر را ندارند برای اداره یک کشور هفتادوپنج میلیونی کافی است،؟! این جریان در جهان امروز هنوز نتوانسته در کشورهایی‌که زندگی می‌کند پایگاه مردمی برای خود ایجاد کند وآن را توسعه دهدو علت اصلی آن هم به کاربردن خشونت، تهدید، ایجاد رعب و وحشت به جای رفتارجاذب و معقول است .اینجانب نسبت به نتایج حاکمیت یکدست که متاسفانه مورد عنایت شما نیز می‌باشد هشدار می‌دهم. سالهای درازی است که ما شاهد بوده‌ایم مسئولینی که حتی رفتار آقای خاتمی راهم نداشتند و وعده‌های نان و آب هم نداده بودند، از جانب مردم مورد استقبال بسیار قرار گرفتندو اینها ملاکی برای کسانی‌که تجربیات و اطلاعات آنها در مسائل سیاسی– اجتماعی بقدمت تاریخ می‌باشد نه تنها ارزشی ندارد بلکه برای صحت عمل و رفتار حاکمان نمی باشد امید است از انصاف خارج نشویم تا اسلام و موقعیت اجتماعی ما زیرسئوال نرود !

و اگر دولت جدید از نیروهای باتجربه ،صادق، مشفق و باتدبیر برای حفظ این سرزمین و ارتقاء مردم بهره می‌گرفت می‌توانستیم خدمتگزاری صادقانه او را بپذیریم، ولی متأسفانه تعدادی از نیرو هایی که برای پستهای مدیریتی در سطوح بالا استفاده شده نه تنها محبوب نیستند، بلکه سوابق بسیار نامطلوبی در افکار عمومی دارند. امروزه هیچکس نمی‌تواند پنهان کاری کند، هرقدر در اتاقهای دربسته برای این ملت چه در داخل و چه در خارج از کشور تصمیم‌سازی کنند خداوند به خاطر ریشه‌های طیب در این سرزمین آنها را رسوا خواهد کرد از این‌رو به‌طور جدی مراقب باشیم که حضرت حق مراقب همه ماست.

والسلام

ربنا هب لنا من لدونک رحمة و هیی لنا من امرنا رشدا

سرمايه‌های واقعی تيم ملی در بازی شنبه

بازتاب:
اگر در بازی فردا برخی چهره های مصدوم از درد کمر را قبراق مقابل دیدگان خود دیدید، تعجب نکنید. گرچه تیم ملی ایران در روی نیمکت بازیکنان شایسته ای دارد ولی سند بازی ملی فقط به نام کسانی خورده که سیاست های من درآوردی حاکم بر فوتبال را قبول دارند.

به گزارش خبرنگار بازتاب، طالب لو، رودباریان، صادقی، معدنچی، کاظمیان، عنایتی، خطیبی و شجاعی بازیکنانی هستند که می توانند یک تیم را به موفقیت برسانند.
دقت کنید :

طالب لو، صادقی و عنایتی از عناصر اصلی قهرمانی استقلال بودند.
رودباریان عامل اصلی بازیابی روحی در تیم پاس با درخشش خود به عنوان دروازه بان بود.

معدنچی و کاظمیان عوامل اصلی فرار پرسپولیس از بحران روحی فصل پیش و رسیدن به فینال جام حذفی بودند.
خطیبی به عنوان مهره نجات بخش سپاهان و عامل رسیدن این تیم به فینال جام حذفی پس از یک فصل ناکامی در لیگ برتر بود.

شجاعی بازیکنی است که حس قهرمانی و صدرنشینی را به سایپا تزریق کرد.

حالا با این همه نیروی خوب و البته بدشانسی از نبود یاران باانگیزه ای مانند فرهاد مجیدی، سامره، انصاریان، نیکبخت، جباری، باقری، مبعلی، اولادی و دیگر شایسته های فوتبال ایران، تیم ملی باید در مقابل یکی از قویترین تیم های جام جهانی که از وجود مربی تیم قهرمان دوره قبل سود می برد، از حداقل توان خود استفاده کند.

از رئیس فدراسیون و همه دست اندرکاران فنی و اجرایی گرفته تا معاون رئیس جمهور اگر می‌خواهند حداقل نام درخشانی از فوتبال ایران در جام جهانی 2006 در ذهن مردم باقی بماند، باید به عقاب های نیمکت ایران پر و بال دهند و آنها را با انگیزه به میدان فرستند که اگر چنین کنیم حتی اگر ببازیم هم برای ملت ارزشمند خواهد بود.
چون این روحیه به مردم القا نمی شود تیمی که به نام آنهاست با سلیقه های شخصی و بدور از شایستگی لازم اداره می شود.

June 16, 2006

گروهبندی جدید در آمریکا جای چپ و راست و محافظه کار و لیبرال را می گیرد: ملی گرایان عوامی، در برابر ترقی خواهان جهانی

رادیوفردا: در آمریکا فعالان سیاسی و اجتماعی از هر دو حز ب دمکرات و جمهوریخواه، در باره مهاجرت، جنگ عراق، و سیاست‌های اقتصادی دولت مواضعی اتخاذ می‌کنند که اعضای هر یک از احزاب دوگانه را به دستجاتی تقسیم می‌کند که با همفکران خود در حزب دیگر، بیشتر ازهم‌حزبی‌های خود اشتراک پیدا می‌کنند. به عقیده دیوید بروکس، مفسر نیویورک تایمز، اوضاع جدید گروه‌بندی‌های سیاسی را هم تغییر داده است. وی می نویسد طبقه‌بندی بهتر وامروزی تر، تقسیم سیاستمداران و متفکران سیاسی به دو جناح ملی‌گرای عوامی، و ترقی‌خواه جهانی است که شماری از اعضای هر دو جناح لیبرال و محافظه‌کار را در یک بسته‌بندی عقیدتی جدید در کنار هم قرار می‌دهد.


بهنام ناطقی (رادیو فردا، نیویورک): ناظران سیاست، فضای سیاسی آمریکا را مانند فضای سیاسی بسیاری از کشورها، تقسیم‌شده میان دو جناح محافظه‌کار و لیبرال می‌بینند، که در آمریکا به خصوص در باره میزان مداخله دولت درامور سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، اختلاف نظر دارند. اما آقای دیوید بروکس، مفسر سیاسی نیویورک تایمز، پیشنهاد می‌کند که طبقه‌بندی بهتر وامروزی تر، تقسیم سیاستمداران و متفکران سیاسی به دو جناح ملی‌گرای عوامی و ترقی‌خواه جهانی است که شماری از اعضای هر دو جناح لیبرال و محافظه‌کار را در یک بسته‌بندی عقیدتی جدید در کنار هم قرار می‌دهد.
بروکس می‌نویسد حزب عوامی ملی‌گرا یا populist-nationalist منافع آمریکائی‌ها را در صدر قرار می‌دهد و از واگذاری تاسیسات آمریکا یا مشاغل آمریکا به خارجیان بیزار است. این حزب فرضی، در امور اقتصادی موضع لیبرال می‌گیرد که در آمریکا به مفهوم دخالت بیشتر دولت است، اما در مورد ارزش‌ها، محافظه‌کار خواهد بود و در سیاست خارجی، واقعی‌گرا. چهره‌هائی از هر دو جناح راست و چپ آمریکا از نظر آقای بروکس در این حزب فرضی قرار می‌گیرند، مثلا پت بوکنن، مفسر راست افراطی عضو حزب جمهوریخواه، در کنار ال شارپتون، فعال عوامی‌گرای حقوق سیاهپوستان، عضو حزب دمکرات، قرار می‌گیرد و این در کنار لو دابز، مجری CNN که در باره محافظت از شغل کارگران آمریکائی در برابر کارگران مهاجر، و علیه صدور کار آمریکا به خارج، تبلیغ می‌کند.

بروکس می‌نویسد این دسته بدون اینکه سوسیالیست باشند، با سودجوئی شرکت‌های بزرگ مخالفند و بدون اینکه لزوما صلح‌طلب باشند، با جنگ در خارج از آمریکا مخالفند و نسبت به بیگانگان با نظر بدبینی و تردید نگاه می‌کنند و خواهان تمرکز منابع آمریکا به داخل مرزها هستند.

اما در مقابل عوامی‌گرایان ملی، بروکس طرز فکر دیگری را قرار می‌دهد که او آن را ترقی‌خواه جهانی‌گر progressive globalist می‌نامد. این تفکر که بازهم نمونه‌هایش را در هر دو حزب آمریکا می‌توان یافت، در امور اقتصادی به اصلیت بازار اعتقاد دارد و با مداخله دولت در اقتصاد مخالفت است که در آمریکا محافظه‌کار خوانده می‌شود، ولی در ارزش‌ها، لیبرال است و در سیاست خارجی طرفدار مداخله چندملیتی در امور کشورهای دیگر. تونی بلر، نخست وزیر بریتانیا، یکی از سخنگویان عمده این دسته است و در داخل آمریکا، اغلب متقاضیان نامزدی ریاست جمهوری آمریکا از هر دو حزب به این طرز فکر گرایش دارند، یعنی از جان مککین که جمهوریخواه است گرفته تا هیلاری کلینتن که دمکرات است،ِ تا رودولف جولیانی، که او هم جمهوریخواهی است اندکی محافظه‌کار تر از مک‌کین.

جهانی‌گرایان می‌گویند از فرصت‌های تازه‌ای که در اثر گشوده‌شدن مرزها پدیدار شده است، الهام می‌گیرند. از پویائی تکنولوژیکی و تنوع فرهنگی، و درک می‌کنند که مفهوم جهانی شدن وابستگی متقابل است، و ساختن نهادها و موسساتی را ایجاب می‌کند که به همه فرصت دهد از رونق نوین بهره‌مند شوند. این دسته از سیاستمداران و فعالان به بهبود آموزش عقیده دارند که به موفقیت همه کمک می کند و طرفدار بازنگری در مزایا هستند به طوریکه سیستم اقتصادی را بدهکار نکنند. آنها همچنین خواهان مبارزه با اقتصاد بسته در کشورهای دیگر هستند و معتقدند آمریکا باید خود را از بستگی به نفت وارداتی رها بخشد. ترقی‌خواهان جهانی‌گرا درک می‌کنند که در جهانی باز و آزاد، با دشمنانی روبرو هستیم، از جمله تروریسم اسلامی که باید با دمکراسی و آزادی با آن مبارزه کرد، اگر لازم شود، به صورت نظامی.

دیوید بروکس، مفسر نیویورک تایمز می‌نویسد همانند ملی‌گرائی عوامی، ترقی‌خواهی جهانی‌گر هم از نظر سیاسی قدرتمند است و به خصوص در میان طبقات تحصیلکرده و طبقه متوسط ساکنان حومه‌های شهرها، در میان مهاجران که به آینده بیشتر از گذشته توجه دارند و در میان هواداران استفاده از قدرت نظامی آمریکا، حامیان بسیار دارد.

وی می‌نویسد البته این صف‌بندی سیاسی بلافاصله محقق نمی‌شود زیرا عادات نهادهای سیاسی در آمریکا پایدار هستند و پدیده جهانی‌شدن در عالم سیاست از عالم واقعیت عقب تر است. اما مواضعی که فضای سیاسی را در دهه 1960 شکل می‌داد، یعنی محافظه‌کاری و لیبرالیسم، یا جناح راست در برابر جناح چپ دارد عوض می‌شود و مقوله‌هائی مثل هجوم مهاجران، بازرگانی جهانی و وابستگی متقابل دارد شکل فضای سیاسی را تغییر می‌دهد ودیگر بحث بین راست و چپ نیست بلکه بین بازتر یا بسته‌تر است یا به عبارت صریح‌تر، عوامی‌گرایان دارند عوامی‌گر تر می‌شوند در حالیکه نخبه‌گرایان به سوی نخبه‌گرائی بیشتر پیش می‌روند.


تنها کوبا، ونزوئلا و سوریه از برنامه اتمی ایران حمایت کردند: نماینده آمریکا در آژانس بین المللی انرژی اتمی

رادیوفردا: پنجشنبه بعد از ظهر اعضای شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی در ادامه اجلاسشان در وین، درباره برنامه هسته ای ایران به مذاکره نشستند. در طول دو روز گذشته جمهوری اسلامی کرارا تاکید کرده است حکومت ایران از حمایت کامل جنبش غیرمتعهدها در شورای حکام برخوردار است. گرگوری شولتی نماینده آمریکا در آژانس بین المللی انرژی اتمی در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: در جلسه امروز تنها کوبا، ونزوئلا و سوریه از ایران حمایت کردند؛ 12 کشور از 16 کشور غیرمتعهد خواستار همکاری بیشتر ایران شدند و هفت کشور از حکومت ایران خواستند مفاد قطعنامه های شورای حکام را رعایت کند. وی می گوید: ما تلاش بسیار کردیم که پیشنهادهای گسترده ای در مقابل ایران قرار دهیم و آمریکا علاقه خود را برای دستیابی به راه حلی از طریق مذاکره نشان دهد و به مذاکرات بپیوندد و این همه در صورتی است که ایران نشان دهد آمادگی مذاکراتی جدی را دارد و در این راه حاضر است برنامه های غنی سازی خود را به حال تعلیق درآورد.

فریبا مودت (رادیو فردا): پنجشنبه بعد از ظهر اعضای شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی در ادامه اجلاسشان در وین، درباره برنامه هسته ای ایران به مذاکره نشستند. آنچنان که انتظار می رفت، آمریکا و اروپا از ایران خواستند برای آن که نشان دهد در پی تولید سلاح های اتمی نیست، برنامه های غنی سازی اورانیوم را به حال تعلیق در آورد. گرگوری شولتی نماینده آمریکا در آژانس بین المللی ضمن اشاره به مجموعه پیشنهادات شش کشور غربی به ایران گفت: هدف گشودن باب مذاکره برای دستیابی به توافقی بلندمدت است. اما همین امروز آیت الله علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی گفت: حکومت ایران برنامه های غنی سازیش را به حالت تعلیق درنخواهد آورد. در طول دو روز گذشته هم جمهوری اسلامی کرارا تاکید کرده است که بر خلاف گفته شش قدرت یادشده، ایران از حمایت کامل جنبش غیرمتعهدها در شورای حکام برخوردار است. ساعتی پیش در مصاحبه اختصاصی رادیو فردا با گرگوری شولتی نماینده آمریکا در آژانس بین المللی از او پرسیدم آیا در مذاکرات امروز بعداز ظهر، جنبش غیرمتعهدها از برنامه های اتمی ایران حمایت کرد یا خیر؟
گرگوری شولتی: آنچه که من در جلسه امروز شنیدم، قطعا چنین نیست. تنها کوبا، ونزوئلا و سوریه از ایران حمایت کردند. 12 کشور از 16 کشور غیرمتعهد خواستار همکاری بیشتر ایران شدند. هفت کشور از حکومت ایران خواستند مفاد قطعنامه های شورای حکام را رعایت کند. بنابراین فکر می کنم آنچه امروز بعداز ظهر به روشنی مطرح شد، چه از سوی غیرمتعهدها و چه از جانب دیگر اعضا، ادامه نگرانی درباره کاهش همکاری های ایران با آژانس و فقدان اعتمادسازی درباره ماهیت مسالمت آمیز برنامه های هسته ای این کشور بود.

ف . م: در اینجا از گرگوری شولتی پرسیدم آیا جای تعجب نیست که در این مرحله هیچ بیانیه مشترکی از سوی شش کشوری که مجموعه پیشنهادها را به ایران ارائه داده اند، منتشر نشده است، به ویژه آن که گزارش هایی حاکی از وجود اختلافنظر میان اتحاد اروپا – آمریکا و روسیه و چین است. آقای شولتی گفت:

گرگوری شولتی: به جرات می توانم بگویم امروز در میان اعضای شورای حکام، اتحاد کامل برقرار بود. من بیانیه ای را مطرح کردم، سه کشور اروپایی بیانیه دیگری ارائه دادند، اتحادیه اروپا، روسیه و چین بیانیه دادند و ما کاملا کنار هم ایستاده ایم. موضع ما همان موضعی است که شش وزیر امور خارجه شش کشور در هفته گذشته در وین اختیار کردند و آن ارائه مشوق هایی به ایران است که فرصت های بسیاری را برای ایران فراهم می آورد، از جمله دسترسی به نیروی اتمی غیرنظامی و همکاری های گسترده بازرگانی با جهان. بنابراین آنچه امروز شنیدم، صدای این شش کشور بود و بسیاری کشورهای دیگر بودند که از ایران می خواستند از این فرصت استفاده کنند و راه درست را برای مردم کشور انتخاب کنند.

ف . م: به گرگوری شولتی یادآور شدم که امروز آیت الله خامنه ای هرگونه توقف برنامه های اتمی ایران را به کلی رد کرد و از او پرسیدم آیا به اعتقاد وی جامعه بین المللی به سوی یک بن بست دیگر پیش نمی رود؟

گرگوری شولتی: ما منتظر دریافت واکنش های بیشتری از سوی مقامات حکومت ایران هستیم. ما به آنها وقت داده ایم که پیشنهادهایمان را بررسی کنند. این پیشنهادها سخاوتمندانه و عادلانه است. پیشنهادهایی که حق ایران را برای دستیابی به توانایی اتمی مسالمت آمیز به رسمیت می شناسد. بنابراین امیدواریم دستگاه رهبری ایران با دقت به آنها بنگرد و نیز امیدواریم رهبری ایران متوجه این نکته باشد که مهم است فعالیت های اتمی که جهان را نگران کرده، متوقف سازد. حکومت ایران باید بار دیگر اعتماد جهان را به خود جلب کند.

ف . م: و سرانجام از آقای شولتی پرسیدم آیا این آخرین ونهایی ترین گامی است که جامعه بین المللی حاضر به برداشتن آن است؟

گرگوری شولتی: این لحظه بسیار مهمی برای آنها است، ما تلاش بسیار کردیم که پیشنهادهای گسترده ای در مقابل ایران قرار دهیم و آمریکا علاقه خود را برای دستیابی به راه حلی از طریق مذاکره نشان دهد و به مذاکرات بپیوندد و این همه در صورتی است که ایران نشان دهد آمادگی مذاکراتی جدی را دارد و در این راه حاضر است برنامه های غنی سازی خود را به حال تعلیق درآورد.

ف . م: حال باید منتظر پاسخ ایران شد و دید که پیشنهادهای شش قدرت جهان را چگونه ارزیابی می کند و آیا در عمل پیرامون آنها به مذاکره خواهد نشست یا خیر.


20 نفر از بازداشت شدگان 22 خرداد همچنان در بازداشت هستند

خُسن آقا: چرا آقایان در این لیست اسم همه را منتشر نکرده‌اند و فقط نام عده‌ای ذکر شده و بقیه نه؟

ادوارنیوز:

ادوار نيوز :‌ همچنان 20 نفر از بازداشت شدگان تجمع 22خرداد در اوين به سر مي برند.

با اينکه تا عصر چهارشنبه (24خرداد) حدود 50 نفر از دستگيرشدگان آزاد شدند و سخنگوي قوه قضائيه وعده آزادي همة بازداشت شدگان را داده بود، از صبح پنجشنبه (25خرداد) به خانواده ها اعلام شد که براي پيگيري وضعيت ساير بازداشت شدگان به دادگاه انقلاب مراجعه نمايند.

بنابر آخرين اخبار دريافتي، تعدادي حدود 20 نفر از بازداشت شدگان که حاضر به امضاي «تعهدنامه» نشده اند، همچنان در زندان اوين به سر مي برند.

به جز مهندس موسوي خوئيني ،‌ بهاره هدايت ، ژيلا بني يعقوب،‌ بهمن احمدي امويي، خانم حيات غيبي و چند تن ديگر از دانشجويان از جمله اين افراد هستند .

همچنين صبح پنجشنبه مسئولان زندان اعلام کردند که خانواده ها بايد روز شنبه، به شعبه 14 بازپرسي دادگاه انقلاب براي توديع وثيقه و يا قرار کفالت، مراجعه نمايند.

هشدار 50 اقتصاددان به احمدی نژاد

پیک ایران:
روزنامه سرمایه : 50 استاد دانشکده‌های اقتصادی دانشگاه‌های دولتی کشور در نامه‌ای به رییس‌جمهور نسبت به وضعیت اقتصاد ایران و سیاست‌های اقتصادی کشور انتقاد کرده و راهکار‌هایی را برای بهبود اوضاع اقتصادی ارایه داده‌اند.

«بسم‌الله الرحمن الرحیم»
جناب آقای دکتر احمدی‌نژاد
رییس‌محترم جمهوری اسلامی ایران
با سلام و احترام و آرزوی توفیق برای آن جناب
مسوولیت آن جناب به عنوان نهمین رییس‌جمهوری اسلامی ایران در شرایطی آغاز شد که موقعیت جهانی فرصتی تاریخی برای توسعهء ملی فراهم کرده است. وضعیت کشورهای آسیای میانه، تغییر دو نظام تهدیدکننده در همسایگی شرقی و غربی ایران، افزایش بی‌سابقه و مستمر قیمت نفت در بازارهای جهانی از جمله مشخصات این دوره به شمار می‌روند. در سطح داخلی نیز همسویی قوای سه‌گانه، وجود اولین سند چشم‌انداز 20 ساله و وجود امکانات زیربنایی و انسانی مطلوب حاصل از اجرای سه برنامهء توسعه، فضایی مناسب برای مدیریت اقتصاد کلان کشور فراهم کرده است. در این شرایط طرح شعار عدالت اجتماعی به عنوان محور اصلی دولت نهم نیز انتظار و توقع توسعه و رونق سریع اقتصادی را در اکثریت بزرگی از مردم این سرزمین برانگیخته است.

تامین اهداف بلندمدت توسعهء اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و مشخصائ تعمیق و اجرای عدالت اجتماعی مستلزم رشد و رونق اقتصادی، توسعهء فرصت‌های شغلی و افزایش درآمد گروه‌های نیازمند اجتماعی با مشارکت در تولید است. این مهم خود در گرو فضای با ثبات سیاسی و اقتصادی، شکوفایی و مسوولیت‌پذیری بخش خصوصی کارآفرین، تعمیق نهادهای مدنی و به طور خلاصه پایبندی دولت به اصول حکمرانی خوب و ایجاد محیط مناسب برای کسب و کار و تعامل سازنده و فعال با نظام جهانی است.

جناب آقای رییس‌جمهور

به رغم وجود فرصت‌های پیش گفته و نیز ضرورت‌های اجتناب‌ناپذیری که مدیریت توسعه برای دستیابی به عدالت اجتماعی باید به آن توجه کند، متاسفانه عملکرد دولت نهم در هشت ماه گذشته نه تنها حاکی از همسویی نظری دولتمردان با این اصول مسلم نیست بلکه با سند چشم‌انداز توسعه، سیاست‌های کلی نظام و قانون برنامهء چهارم توسعه در تعارض آشکار است.علاوه بر این، فقدان مبانی علمی و کارشناسی مشخص در سیاست‌گذاری و شتابزدگی در صدور بسیاری از دستورات و مصوبات آشکار است. این وضعیت چنان شدت یافته است که در ماه‌های اخیر تعدادی از نمایندگان همسو با دولت در مجلس شورای اسلامی نیز لب به اعتراض گشوده‌اند و بسیاری از استادان و آگاهان اقتصادی کشور مغایرت سیاست‌های دولت نهم با اصول متعارف علم اقتصاد و قواعد بدیهی را در سخنرانی‌ها و مقاله‌های خود گوشزد کرده‌اند.نتیجهء این وضعیت همراه با مداخلات گسترده، شتابزده و ناهماهنگ دولت در بازارهای کالا، پول و سرمایه و اتخاذ سیاست‌های پولی و مالی انبساطی و نیز وجود تنش در مناسبات بین‌المللی ایران، آن بوده است که فضای سرمایه‌گذاری در کشور روز به روز نامساعدتر شده و با افزایش ریسک‌ها و هزینه‌های بخش خصوصی، اعم از داخلی و خارجی، سرمایه‌گذاری خصوصی در کشور دچار کاستی شده و خروج سرمایه‌های انسانی و مادی از کشور مشاهده می‌شود.بیم آن می‌رود که سیاست‌های دولت نهم در شرایط حساس بین‌المللی کنونی نه تنها موجب توقف رشد اقتصادی و ایجاد رکود تورمی شود بلکه منجر به از دست رفتن فرصت طلایی حاصل از افزایش قیمت نفت در بازار جهانی و اتلاف این ثروت ارزشمند بین نسلی شود. در این صورت مسلمائ پیگیری اهداف و برنامه‌های دولت نهم به ویژه عدالت اجتماعی نیز ناممکن خواهد بود.بر همین اساس، امضاکنندگان این نامه که گروهی از استادان اقتصاد کشور هستند بر آن شدند که دیدگاه‌های خود را دربارهء پیامدهای اقدامات اقتصادی دولت نهم از طریق نامه‌ای سرگشاده اعلام کنند و امید دارند که این نظرات در اصلاح سیاست‌ها و تدابیر و تقویت عملکرد دولت آن جناب مؤثر افتد. نمونه‌هایی از نکات قابل طرح که موجب نگرانی و زمینه‌ساز تهیه این نامه شده است، را می‌توان در محورهای زیر خلاصه کرد:

1- عدم پایبندی دولت نهم به قواعد حکمرانی خوب:

بهبود عملکرد اقتصادی کشور به رعایت قواعد حکمرانی خوب بستگی دارد. براساس معیارهای شناخته شده بین‌المللی، مشارکت مردم در تصمیمات دولت، پاسخگو بودن دولت در قبال مردم، تامین ثبات سیاسی کشور، بهبود میزان اثربخشی حکومت، بهبود کیفیت مقررات برای تنظیم امور اقتصادی، رعایت قانون توسط دولتمردان و مردم و کنترل فساد، مهم‌ترین شاخص‌های حکمرانی خوب به شمار می‌روند. همچنین به موجب سند چشم‌انداز 20 ساله کشور، در دو دهه بعد «ایران کشوری است توسعه یافته، با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فن‌آوری در سطح منطقه ... و با تعامل سازنده و مؤثر در روابط بین‌الملل.»

دولتی که در جهت تحقق اهداف چنین چشم‌اندازی می‌کوشد، باید دولتی پایبند به اصول حکمرانی خوب باشد.مطالعات بین‌المللی (کافمن، 2005) بیانگر آن است که امتیاز کشور ما در سال‌های 137551383 در زمینه کلیهء شاخص‌های حکمرانی ضعیف بوده است. دولت نهم هرچند بر عملکرد دولت‌های سابق انتقادهای تند و همه‌جانبه دارد، اما خود به اصول حکمرانی خوب پایبند به نظر نمی‌رسد و به همین دلیل انتظار نمی‌رود که وضعیت حکمرانی در این دوره بهتر از دوران قبل شود.از زمان آغاز به کار دولت نهم در عزل و نصب مقامات سیاسی و مدیران اجرایی کشور اصل شایسته سالاری نادیده گرفته شده و کنار گذاشتن مدیران شایسته و برجسته به یک اصل همگانی تبدیل شده است. به این ترتیب ظرفیت سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی و اجرایی دولت به شدت کاهش یافته است. ظاهرائ دولت محترم خود را بی‌نیاز از مشورت و رایزنی با صاحب نظران و کارشناسان، تشکل‌های کارگری، کارفرمایی و صنفی می‌داند و در درون خود نیز از ظرفیت کارشناسی موجود بهره‌نمی‌برد. در این صورت مشکل می‌توان به برقراری تعامل سازنده میان دولت، بخش خصوصی و جامعهء مدنی امید بست. بنابراین به نظر می‌رسد در شرایط موجود، هنوز عزمی ملی به نفع رشد اقتصادی و بهروزی مردم شکل نگرفته و از زمینه‌های مساعدی برخوردار نیست.

2-نامساعد کردن فضای سرمایه‌گذاری _و محیط کسب و کار در کشور

سیاست‌های دولت نهم به مداخله‌های بیش از حد در بازارهای کالا، کار و سرمایه انجامیده و بیم آن می‌رود که در آینده نیز این سیاست‌ها تداوم یابد. به این ترتیب دولت نهم از طریق افزایش هزینه‌ها و ریسک‌های بخش خصوصی، فضای کسب و کار و فضای سرمایه‌گذاری را در کشور تیره‌تر خواهد کرد. به موجب مطالعات اخیر واحد اطلاعات اقتصادی اکونومیست 20066)، وضعیت محیط کسب و کار در ایران در سال 2005 در میان 60 کشور در حال توسعه بدتر از همه بوده و فضای سرمایه‌گذاری در ایران نامساعد ارزیابی شده است. به همین دلیل در آینده می‌توان شاهد فرار گسترده‌تر سرمایه‌های مادی و انسانی کشور، کاهش ورود سرمایهء خارجی و کاهش نرخ رشد اقتصادی بود.

3-افزایش بی‌رویهء واردات

در سال‌های اخیر سهم تولیدات داخلی در بازارهای کالا و خدمات تقلیل و سهم کالاهای خارجی به شدت افزایش یافته است. به بیان دیگر به سیاست‌های انبساطی دولت در افزایش تقاضای کل از طریق افزایش واردات و نه افزایش تولید داخلی، پاسخ داده شده است. ارزش واردات کشور از 1/18 میلیارد دلار در سال 1380 به بیش از 39 میلیارد دلار در سال 1384 رسیده است (بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، 1384.) این حجم عظیم واردات فقط در سایهء افزایش درآمدهای نفتی ممکن شده است. در این صورت زمانی که با محدودیت درآمدهای ارزی روبه‌رو شویم، با محدود شدن اجباری واردات، تورم 40050 درصدی همراه با شوک‌های سنگین اقتصادی دور از انتظار نیست.

واردات گسترده با ارز فراوان حاصل از افزایش درآمدهای نفتی، به کاهش نرخ بهره‌برداری از ظرفیت‌های تولیدی یا تعطیلی کارخانجات داخلی خواهد انجامید که نتیجه‌ای جز افزایش بیکاری کارگران را در بر نخواهد داشت. از آن‌جا که تولیدکنندگان داخلی با مشکل افزایش مستمر هزینه‌ها و نااطمینانی‌ها و بی‌ثباتی سیاست‌های اقتصادی دولت مواجه‌اند، قادر به رقابت با تولیدکنندگان خارجی نیستند; چرا که تولیدکنندگان خارجی از امنیت ثبات نسبی قیمت‌ها در کشور خود بهره‌مندند. این پرسش مطرح می‌شود که آیا باید کارگران شاغل بوده و درآمدی داشته باشند تا از این خوان واردات بهره‌مند شوند یا خیر؟ عواید نفت که متعلق به عموم مردم است با سیاست‌های اخیر، عمدتائ در خدمت گروه‌های درآمدی بالای جامعه قرار گرفته است و این خلاف شعارهای اعلام شده دولت نهم است.اتکای بازار کالاها و خدمات به واردات حاصل از درآمدهای نفتی، ساختار اقتصادی کشور را بسیار شکننده می‌کند (بیماری هلندی) که از آثار آن رشد اقتصادی پایین در دورهء حاضر و آینده است، کاهش احتمالی درآمدهای نفتی در آینده، مجددائ اصلاح ساختاری اقتصاد را به طور گسترده‌ای طلب می‌کند که هزینه‌های اقتصادی، اجتماعی بسیار سنگینی را در پی خواهد داشت. آیا تکرار سیاست‌های نادرست قبل و بعد از انقلاب در پاسخ به شوک‌های مثبت نفتی در اقتصاد ایران، یک بار دیگر ضروری است؟

4-اتخاذ سیاست مالی انبساطی

در برنامهء چهارم برای اجتناب از تزریق بی‌رویهء درآمدهای نفتی از طریق بودجه به اقتصاد و مقابله با شوک‌های مثبت و منفی نفتی، حساب ذخیرهء ارزی پیش‌بینی شده و سقف برداشت دولت از درآمدهای نفتی مشخص شده است. ضمنائ دولت موظف شده است با واگذاری تصدی‌های خود به بخش خصوصی، به امور حاکمیتی بپردازد. اما سیاست‌های مالی انبساطی دولت نهم که به وضوح در دو متمم بودجهء سال 1384 و قانون بودجهء سال 1385 و برداشت‌های وسیع دولت از حساب ذخیرهء ارزی بازتاب یافته است، به بزرگ شدن دولت; ناکارآمدی روز افزون شرکت‌ها و بانک‌های دولتی، تداوم پرداخت یارانه‌های بی‌هدف، از دست رفتن رقابت‌پذیری و تورم بالا در اقتصاد کشور خواهد انجامید و ناکارآیی اقتصادی در کشور را تشدید خواهد کرد.منابع پایان پذیر نفتی کشور نمی‌تواند به عنوان درآمد و تولید نسل تلقی گردد و حداقل بخش بزرگی از آن باید به سرمایه ای جایگزین تبدیل شود تا نسل فعلی و نسل‌های آتی از محل درآمد این سرمایه‌ها به صورت عادلانه منتفع شوند و این مستلزم توجه بیشتر به ساختار حساب ذخیرهء ارزی و محدودیت در برداشت از آن است.

5- سیاست پولی انبساطی و نرخ تورم بالا‌

در برنامهء چهارم بر کنترل نقدینگی و کاهش نرخ تورم از طریق اتخاذ سیاست‌های پولی و مالی مسوولانه تاکید شده است، اما دولت نهم در سال 1384 و سال 1385 در مسیر مخالف گام برداشته است. در سال 1384 نتیجهء سیاست‌های پولی و مالی دولت به صورت رشد 34 درصدی نقدینگی بروز کرد (بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، 1385.) در سال 1385 نیز انتظار می‌رود در سایهء سیاست مالی انبساطی دولت نهم، فروش ارز توسط دولت به بانک مرکزی به نحو بی‌سابقه‌ای افزایش یابد. حاصل این سیاست مالی انبساطی، به دلیل تبعیت سیاست پولی از آن، یک سیاست پولی انبساطی خواهد بود و در نتیجه در سال 1385 شاهد رشد بی‌سابقهء پایهء پولی و نقدینگی خواهیم بود. این وضعیت که با افزایش بی‌ثباتی سیاسی و تهدید بین‌المللی و کاهش نرخ سود سپرده‌های بانکی همراه شده است می‌تواند غول خفتهء تورم را بیدار کند و نرخ تورم را افزایش دهد. آثار زیانبار تورم بالا در اقتصاد کشور به صورت بی‌ثباتی محیط اقتصاد کلان، هجوم نقدینگی به بازار دارایی‌ها و تجدید توزیع ثروت و درآمد به زیان فقرا غیرقابل انکار است. اگر شدنی بود که با تسهیلات فراوان و حتی رایگان سرمایه‌گذاری‌های زیربنایی و تولیدی و حتی خدماتی را گسترش بدهیم همین امروز باید شعب نظام بانکی اجازه می‌یافتند که با توسل به بانک مرکزی بی‌هیچ محدودیتی پاسخگوی تمامی مراجعان باشند تا شاهد رفع گستردهء کمبود مسکن، بیکاری و فقر باشیم. الفبای علم اقتصاد حاصل این تصمیم را فقط افزایش_ لجام گسیختهء قیمت‌ها می‌داند.از این‌رو، مسوولان باید پاسخگو باشند که چرا قانونمندی‌های سادهء اقتصاد در زمینهء سیاست پولی را نادیده می‌گیرند. این سیاست‌های انبساطی اعتباری فقط در جهت توسعهء فقر، افزایش شکاف طبقاتی، تورم و بیکاری است. نمونهء تجربی این مدعا، در سطح محدودتر، عملکرد تورمی اقتصادی کشور هنگام جهش درآمدهای نفتی در سال های 1356- 1350 است.

6- بحران در بازار سرمایه

بازارهای مالی در ایران از گذشته به سبب دخالت گستردهء دولت نتوانسته است نقش کلیدی خود را در گسترش فعالیت‌های اقتصادی ایفا کند. فعالیت پایه‌ای این بازارها، تجمیع و هدایت پس‌اندازهای کوچک مردم برای فعالان سرمایه‌گذاری و تخصیص آن در پربازده‌ترین سرمایه‌گذاری‌ها است. با عملکرد درست و گسترده‌تر بازارهای مالی است که می‌توان به مقابله با محدودیت سرمایه‌گذاری، کمبود تولید، بیکاری، تورم، پایین بودن بهره‌وری و سطح نازل رشد اقتصادی کشور پرداخت. با تخصیص درست پس‌اندازها در پربازده‌ترین سرمایه‌گذاری‌ها، صاحبان پس‌اندازها نیز می‌توانند سود مناسب و عادلانهء خود را بابت تامین منابع مالی پروژه‌ها دریافت کنند.

متاسفانه بورس کشور که به رغم وجود مشکلات ساختاری در چند سال اخیر حرکتی مناسب در جهت ایفای این نقش داشت، به دلایل مختلف از نیمهء دوم سال 1383 دچار بحران شد. متاسفانه این وضعیت از سه ماههء دوم سال 1384 به دلیل افزایش نااطمینانی‌ها، اظهارنظرها و تصمیم‌های غیرکارشناسی حادتر نیز شد. شاخص قیمت سهام به دلایل فوق از حدود 600ر13 در مهر ماه سال 1383 به حدود 600ر9 در خرداد ماه سال 1385 تنزل یافته است. تعداد خریداران سهام در بورس از 53 هزار نفر در شهریور سال 1383 به 17 هزار نفر در فروردین 1385 رسیده است و سهم خریداران حقیقی از 35 درصد به 17 درصد کاهش یافته است (سازمان بورس، 1385)، این کاهش برای اقتصاد کشور زنگ خطری محسوب می‌شود و برای حل آن باید اقدامات عاجلی اتخاذ شود. ولی با گذشت بیش از یک سال، اقتصاد کشور شاهد اقدامات مؤثری در این زمینه نبوده است، تاثیر سقوط بازار سهام بر اقتصاد، با پیامدهای نامناسب آن در کوتاه مدت و بلندمدت، بسیار گسترده است. امروز در کشور میلیون‌ها نفر پس‌انداز کنندهء جز که سهامی خریده‌اند، سرمایهء اندک خود را از دست رفته می بینند و متاسف هستند که چرا به جای خرید سهام - و به عبارت دیگر تامین مالی برای سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی کشور و در نتیجهء تولید و اشتغال بیشتر برایجامعه خود- به خرید زمین، مستغلات، ذخیرهء طلا و یا ارز نپرداختند. اکنون باید پرسیدبا چنین رویکردی در قبال بورس، شعار عدالت اجتماعی و توزیع سهام عدالت چگونه می‌تواند مصداق عینی پیدا کند.

7- وضعیت نابسامان نظام بانکی

تغییرات گستردهء مدیریتی، اعلام تسهیلات تکلیفی برای تخصیص منابع، تعیین نرخ سود تسهیلات بانکی بدون توجه به نرخ تورم و بخشودگی‌های گروهی سود مطالبات معوقه نظام بانکی نه تنها نظام بانکی را از تخصیص پس‌اندازها به پربازده‌ترین پروژه‌ها بازداشته است بلکه عملائ با این تصمیم‌ها، سپرده‌های مردم در نظام بانکی مورد بذل و بخشش قرار گرفته‌اند. این نگرش نمی‌تواند در راستای سیاست افزایش تولید، اشتغال، سرمایه گذاری و فقرزدایی باشد.امروز ملاحظه می‌شود که امتیاز وام‌های 18 میلیون تومانی بانک مسکن که حاصل شش میلیون تومان سپرده‌گذاری یک سالهء افراد در بانک است به مبلغی حداقل سه میلیون تومان خرید و فروش می‌شود که مبین بازدهء انتظاری سالانه 50 درصد است. خریداران و فروشندگان این امتیازها از گروه‌های درآمدی بالای کشور نیستند که متهم به انحصار و اختلال شوند. این نرخ و صف چند میلیون نفری برای دریافت تسهیلات اعتباری مسکن، نشانی از ساز و کار اقتصاد در شرایط حاضر دارد. نرخ سود مؤثر بانکی ،متغیری درون‌زا است که متاثر از مجموعهء گسترده‌ای از عوامل اقتصادی و حتی غیراقتصادی است. از منظر بازارهای مالی تغییر آن مستلزم اصلاحات نهادی در بازار پول و سرمایه و به ویژه کاهش نرخ تورم از طریق اعمال انضباط مالی و پولی در اقتصاد کشور است. از این رو در شرایط حاضر تحمیل نرخ بازده پایین برای پس‌اندازهای افراد در نظام انحصاری و کنترلی بانک‌های کشور نمی‌تواند با عدالت اجتماعی سازگار باشد.یکی دیگر از معضلات نظام بانکی کشور محدودتر شدن اختیارات بانک مرکزی در اجرای وظایف آن است. عملائ به دلیل تبعیت سیاست‌های پولی از سیاست‌های بودجه‌ای، تعیین نرخ سود تسهیلات بانکی توسط مجلس، اعطای تسهیلات تکلیفی، دخالت‌های گستردهء دولت در فعالیت بانک‌ها و بدهی سنگین دولت و شرکت‌های دولتی به نظام بانکی و نیز محدود کردن مسوولان پولی کشور در استفاده از ابزار اوراق مشارکت، بانک مرکزی از ایفای وظایف شناخته شدهء خود باز مانده است.

8- مداخلهء بی‌رویه در بازار کار

دولت نهم با وعدهء ایجاد فرصت‌های اشتغال و درآمد به قدرت رسیده و برای تحقق وعده‌های خود، سیاست‌ها و تدابیری را به کار بسته است. دولت سعی می‌کند بیش از آن چه در برنامهء سوم عمل شده است به طرح‌های زود بازده، تسهیلات بانکی ارزان قیمت اعطا کند. در زمینهء تعیین حداقل دستمزدها برای سال 1385 تصمیمات غیر کارشناسانه اتخاذ کرده است. همچنین کاهش حق بیمهء سهم کارفرما از 20 درصد فعلی را در دستور کار خود قرار داده است. این سیاست‌ها می‌توانند نتایج معکوس به بار آورند. با وخیم کردن فضای سرمایه‌گذاری در کشور، بخش خصوصی اعم از داخلی و خارجی خود را با هزینه‌ها و ریسک‌های بالاتری مواجه می‌بیند; از این رو از سرمایه‌گذاری رویگردان می‌شود. به این ترتیب رشد بالای اقتصادی دست نیافتنی خواهد شد و به تبع آن فرصت‌های اشتغال و درآمد کافی در اقتصاد به وجود نخواهد آمد.نکتهء دیگر آن است که هنوز مطالعهء علمی مستندی در مورد اثرات توزیع تسهیلات بانکی ارزان بر ایجاد فرصت‌های اشتغال پایدار به عمل نیامده است. چه بسا اغلب این طرح‌ها که کوچک مقیاس و فاقد توجیه فنی و اقتصادی هستند و توسط افرادی اداره می‌شوند که سابقهء کارفرمایی ندارند در عمل با شکست مواجه شوند و نتایج مورد انتظار را به بار نیاورند، این تجربه بارها آزمون شده است.متاسفانه وزارت کار با تصمیمات غیر کارشناسی خود در زمینهء حداقل دستمزدها، کارگران را در مقابل کارفرمایان قرار داده است. در حالی که این تقابل به نفع هیچ کس نیست. چارهء کار اساسائ در تقلیل تورم به کمتر از 10 درصد و افزایش مزدها به تناسب تورم و بهبود بهره‌وری نیروی کار است. از دولت انتظار می‌رود در اتخاذ سیاست‌های خود در این زمینه هر دو روی سکه را ببیند.هرچند کاهش حق بیمهء سهم کارفرما به سطحی مشابه کشورهای دیگر برای تقلیل هزینهء تولید در کشور و رقابت‌پذیر کردن محصولات ضروری است اما باید پیامد آن را بر جریان درآمد و هزینهء سازمان تامین اجتماعی در درازمدت سنجید. واقعیت این است هم‌اکنون این سازمان به دلیل بار اضافی هزینه‌هایی که از سوی دولت‌های بعد از انقلاب بر دوش آن قرار گرفته است و نیز به دلایل فراوان دیگر، از وضعیت مالی مناسبی برخوردار نیست. از این رو به موازات منابع درآمدی سازمان تامین اجتماعی، دولت در آینده ناگزیر خواهد شد که کسری‌های تحمیلی را خود جبران کند.

9- سیاست‌های منطقه‌ای

بی‌شک تحقق اهداف توسعهء ملی در بلندمدت بیش از همه در گرو دستیابی به توازن منطقه‌ای و بخشی و یکپارچگی هرچه بیشتر اقتصاد برای کارکرد مناسب نهادها و به ویژه بازار در اقتصاد است. سفرهای استانی دولت و تصویب مصوباتی برای توزیع اعتبارات عمرانی و جاری در استان‌ها به منظور آغاز پروژه‌های متعدد کوچک و بزرگ در این مناطق از جهات متعدد قابل تامل است.

تجارب بیش از نیم قرن عمران و توسعهء ملی وتجارب جهانی حاکی از آن است که صرفائ با اعطای اعتبارات، بدون توجه به معیارهای کارشناسی نمی‌توان به توسعه وتوازن منطقه‌ای دست یافت. بلکه برای این منظور باید به اصلاحات گسترده و عمیق ساختاری و نهادی از جمله توانمندسازی نهادهای دولتی و مدنی در مناطق، تمرکز‌زدایی، توسعهء فرهنگی و اجتماعی، ارتقای نظام کارفرمایی و افزایش مشارکت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ساکنان مناطق مختلف کشور توجه کرد. در غیاب این اقدامات، اعطای اعتبارات نه تنها به توسعهء این مناطق منجر نمی‌شود، بلکه مشکلات متعددی از جمله انتقال سرمایه‌های انسانی و مادی به مناطق مرکزی، انحراف تسهیلات دریافتی به سوی فعالیت‌های حاشیه‌ای، افزایش تعارضات قومی و فرهنگی و عقب ماندن روزافزون آن‌ها را در پی خواهد داشت.

10- نحوهء تعامل با جامعهء جهانی

در برنامهء چهارم بر تعامل سازنده با دنیای خارج - به منظور بهره‌گیری از فن‌آوری‌های دنیای پیشرفته، مزایای تجارت بین‌المللی و سرمایه‌گذاری خارجی - تاکیدشده است. تجارب جهانی گویای این نکته است که نحوه و میزان تعامل با نظام جهانی تاثیر تعیین‌کننده‌ای بر نرخ رشد اقتصادی و رقابت‌پذیری اقتصادهای ملی دارد. روند تحولات بین‌المللی، کشور ما را در وضعیت دشواری قرار داده است. از این رو نگرانی‌هایی وجود دارد که دولت‌های خارجی_ در صددمقابله با ایران برآیند و در جهت تحریم اقتصادی کشور گام بردارند. پیامدهای این وضعیت به صورت عقب‌ماندن از توسعه فن‌آوری، بی‌ثباتی سیاسی و عقب‌ماندگی اقتصادی قابل پیش‌بینی است. افزایش ریسک سرمایه‌گذاری، اختلال در تجارت خارجی، کاهش نرخ بهره برداری از ظر فیت‌های تولیدی موجود، کند شدن پویش انباشت سرمایه و ایجادوضعیت تورم رکودی عمیق در کشور از جمله خساراتی است که در صورت عدم تعامل سازنده با اقتصاد جهانی متوجه کشور خواهد شد.

کلام آخر:

جناب آقای رییس‌جمهور، ما اذعان داریم که مشکلات ساختاری اقتصاد ایران یک شبه به وجود نیامده و دولت نهم در ایجاد مشکلات ساختاری اقتصاد کشور عامل نخستین نبوده است. اما این نکته را نیز باید گفت که سیاست‌های دولت جناب‌عالی در صورت تداوم می‌تواند به ایجاد وضعیت دشوارتری در اقتصاد کشور بیانجامد.

در موقعیت حاضر که احتمال وخیم‌تر شدن شرایط اقتصادی زیاد است و انتظارات مردم از دولت به دلیل طرح شعارهای رفاهی متعدد افزایش یافته است، در صورت عدم تحقق وعده‌های دولت نهم، اعتماد مردم نسبت به دولت کاهش خواهد یافت و با تشدید تهدیدات بین‌المللی، امنیت ملی به مخاطره خواهد افتاد.

علم اقتصاد نیز همانند تمامی علوم دیگر حاصل انباشت دانش بشری است و دستاوردهای علمی رشتهء اقتصاد نیز همچون یافته‌های علوم دیگر در جهت پیشرفت و رفاه جوامع بشری به کار بسته می‌شود. از این رو این دانش می‌تواند و باید در سیاستگذاری‌های اقتصادی دولت مورد استفاده قرار گیرد. حاصل بی‌توجهی به این نکته، تخصیص غیربهینهء منابع اقتصادی و اتلاف آن است. پیامد استمرار این وضعیت در درازمدت عقب‌ماندگی بیشتر کشور در عرصهء جهانی و تداوم فقر و نابرابری و محرومیت در عرصهء داخلی خواهد بود.

با توجه به نکات مطرح شده، از جناب‌عالی و مسوولان نظام مصرانه می‌خواهیم به بازنگری اساسی در سیاست‌ها و تدابیر اقتصادی کشور بپردازند. در این مسیر قطعائ توجه بیشتر به نظرات و دیدگاه‌های دانشگاه‌ها و مراکز علمی و پژوهشی کشور بسیار کارساز خواهد بود.

فهرست استادان اقتصاد کشور، امضاکنندهء نامهء سرگشاده به رییس‌جمهوری اسلامی ایران

دکتر سیدعزیز آرمن - آقای سیدجواد آغاجری-دکتر عبدالمجید آهنگری-دکتر حمیدرضا ارباب-دکتر سیدمرتضی افقه-نعمت‌الله اکبری-دکتر امرالله امینی-دکتر علی‌اصغر بانویی-دکتر صادق بختیاری-دکتر لطف‌علی بخشی-رسول بخشی-دکتر حمیدرضا برادران شرکا-دکتر حمید بهمن‌پور-آقای جهان‌میر پیش‌بین-دکتر مهدی تقوی-دکتر مهدی تکیه-آقای مرتضی چینی‌چیان-آقای سیدمحمد حسن‌مصطفوی-دکتر محمود ختایی-محمد خضری-دکتر علیرضا رحیمی-بروجردی-دکتر علی رشیدی-دکتر محسن رنانی-آقای دکتر منصور-زارع‌نژاد-عبدالحسین ساسان-دکتر محمد ستاریفر-دکتر بهرام سحابی-دکتر تقی‌سید صدر-دکتر هوشنگ شجری-دکتر مصطفی شریف-دکتر حسین صادقی-دکتر علی صادقی-دکتر علی قنبری-دکتر عبدالله طاهری-دکتر حسن طایی-دکتر سید کمیل طیبی-دکتر رضا عاصی-دکتر جعفر عبادی-دکتر حسن فرازمند-دکتر زهرا کریمی-دکتر سیدابوالقاسم مرتضوی-دکتر سعید مشیری-دکتر فرشاد مؤمنی-دکتر احمد میدری-دکتر مهدی میرزادی جهرمی-آقای حجت‌الله میرزایی -دکتر علیرضا ناصری- محمد ولی‌کیانمهر-دکتر بهروز هادی‌زنوز-دکتر محمد قلی یوسفی.

June 15, 2006

بچه‌ها متشکريم! ف. م. سخن

گویانیوز:
متشکريم که حقيقت ِ تيم و جامعه‌مان را به درست‌ترين صورت نشان داديد؛ متشکريم که مثل آيينه، تمام ِ آن‌چه که بر کشور و مردم‌مان می‌رود منعکس کرديد؛ متشکريم که شگفتی‌ساز نشديد و بازی را نبُرديد؛ متشکريم که در دو نيمه، دو روی سکه‌ی ايران و ايرانی را پيش روی‌مان گذاشتيد

بچه‌ها متشکريم! متشکريم که در مقابل تيم مکزيک به ايرانی‌ترين شکل ممکن باختيد؛ متشکريم که حقيقت ِ تيم و جامعه‌مان را به درست‌ترين صورت نشان داديد؛ متشکريم که مثل آيينه، تمام ِ آن‌چه که بر کشور و مردم‌مان می‌رود منعکس کرديد؛ متشکريم که شگفتی‌ساز نشديد و بازی را نبُرديد؛ متشکريم که در دو نيمه، دو روی سکه‌ی ايران و ايرانی را پيش روی‌مان گذاشتيد.

بچه‌ها! شما مائيد و ما شما. شما کوچک شده‌ی مائيد و ما بزرگ شده‌ی شما. خون ما در رگ‌های شما جريان دارد و خون شما در رگ‌های ما. ما همينيم که هستيم؛ ملتی جوان و در حال پيش‌رفت؛ در حال پيش‌رفت و در حال تغيير دائم. ملتی با رشد ناموزون، با رفتارهای نامتعادل يک نوجوان ِ در حال ِ بلوغ. يک نيمه، چنان اروپايی بازی می‌کنيم که خودمان هم انگشت به دهان می‌مانيم، و نيمه‌ی ديگر همه چيزمان وابسته می‌شود به اشتباه دروازه‌بان و می‌شويم يک تيم خيابانی.

بچه‌ها! ما هم مثل شما تکه‌تکه هستيم. بعضی‌های‌مان در دِه‌کوره‌های دورافتاده، در ميان خاک و خل، با پای برهنه به توپ و هر چه گرد است ضربه می‌زنيم، بعضی‌های‌مان لژيونر هستيم و در تيم‌های مطرح بازی می‌کنيم و حقوق‌های ميليونی می‌گيريم.

بچه‌ها! کشور ما هم مثل تيم شما اداره می‌شود. برانکو مثلا رئيس تيم است، مثل رئيس‌جمهور که مثلا رئيس مملکت است. اما واقعيت اين‌ست که برانکو هيچ‌کاره است، همان‌طور که رئيس‌جمهور هيچ‌کاره است. در آن بالا، کس و کسانی نشسته‌اند که اداره‌کننده‌ی واقعی ما و شما هستند. تصميم‌گيرنده‌ی واقعی هستند. شما نشان داديد که به‌ترين آدم‌ها –حتی اگر خارجی باشند- وقتی در سيستم ِ ايرانی ِ ما قرار می‌گيرند، تغيير ماهيت می‌دهند و رفتارهای ما را پيشه می‌کنند. چاپلوسی می‌کنند، بادمجان دور قاب می‌چينند، مجيز فرادستان می‌گويند و حفظ موقعيت برای‌شان همه‌چيز می‌شود. شما نشان داديد که مدل کوچک جامعه‌ی ما هستيد.

بچه‌ها! وقتی در کشور ما کار خراب می‌شود، مسئولان کمرشان درد می‌گيرد. رئيس‌جمهور محبوب پيشين‌مان کمرش هميشه در بزنگاه درد می‌گرفت. طفلک جواد خيابانی هم درست در آستانه‌ی بازی‌های جام جهانی کمرش درد گرفت. کمر علی دائی نازنين ما هم در حالی که هيچ‌کس در بازی مکزيک به او نزديک نشده بود درد گرفت. شما نشان داديد که وقتی کار خراب می‌شود، کمر همه، از سطح تيم ملی تا سطح مملکتی درد می‌گيرد.

بچه‌ها! کاپيتان دائی را بی‌هوده نکوبيد. او افتخارات زيادی برای کشور ما کسب کرده است. کاری نکنيد که بيگانگان فکر کنند، نخبه‌کــُشيد و قدر و منزلت بزرگانی را که روزگاری بر سرتان می‌گذاشتيد و حلوا حلوا می‌کرديد نمی‌دانيد. اين کار خيلی بد است؛ خيلی بد است که در سطح تهران برای علی دائی خرما پخش کنيم؛ خيلی بد است که در خرمشهر برای بازنشستگی‌اش دعا کنيم. اگر علی دائی پا در يک کفش می‌کــُنــَد و می‌ماند، به خاطر الگوهای بدی‌ست که دارد. مثلا می‌بيند که آقای جنتی سال‌ها می‌ماند و نمی‌رود و فکر می‌کند که ماندن‌ش خدمت به ملت است؛ می‌بيند که آقای خزعلی سال‌ها می‌ماند و نمی‌رود و فکر می‌کند که اگر برود مملکت و اسلام هم با او می‌رود. الگوهای ما بد هستند والا علی دائی که گناهی ندارد. اين قدر نمی‌رويم که مردم با فحش و فضاحت ما را بيرون کنند. علی دائی که ماشاءالله جوان است و خوش‌بختانه هنوز اين اميدواری هست که کمرش خوب شود و با نظر "سر ِ مربی" در مقابل پرتغال ظاهر شود و ما مطمئن شويم که در کنار جنتی و خزعلی، دائی هم به فکر ما ملت است و با حضورش نمی‌گذارد تيم ملی نصيب دشمنان شود.

بچه‌ها! مسئولان تيم شما هم مثل مسئولان کشور ما حرف زياد می‌زنند. وقتی بــِبَريد، عامل بُرد را دعای هفتاد ميليون مردم و عنايت ويژه خداوند به ايرانيان و فساد اخلاقی و عرق‌خوری طرف مقابل و مديريت بی‌نظير خودشان می‌نامند. وقتی ببازيد، هر کدام به گوشه‌ای می‌خزند و مسئوليت را به گردن بغل‌دستی‌شان می‌اندازند. بعد از يک مدت هم همه چيز را فراموش می‌کنند و انگار نه انگار که اتفاقی افتاده. روز از نو، روزی از نو. مسئولان شما هم مثل مسئولان مملکت چشم ديدن هم‌ديگر را ندارند. رئيس فدراسيون می‌خواهد سر به تن رئيس تربيت‌بدنی نباشد همان‌طور که رئيس‌جمهور می‌خواهد سر به تن رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام نباشد. يکی را در جای‌گاه وی.آی.پی راه نمی‌دهند و ديگری را از حرم حضرت معصومه «س» می‌رانند.

بچه‌ها! ما همه کارشناس فوتبال هستيم. همان‌طور که در تمام امور سياسی خبره و صاحب‌نظر هستيم، موقعی که جام جهانی می‌شود، در امر فوتبال هم خبره و صاحب‌نظر می‌شويم. من هم که طنز سياسی می‌نويسم در اين ايام، استراتژيست فوتبال می‌شوم. بچه‌ها! از ما کارشناسان و منتقدان بترسيد! همان‌طور که شما را بالا می‌بريم و بر دوش حمل می‌کنيم، همان‌طور هم وسط زمين‌وهوا ول‌تان می‌کنيم و با سر به زمين‌تان می‌کوبيم. از اين خصلت ما ناراحت نشويد. خود شما هم با رهبران‌تان چنين کرده‌ايد و می‌کنيد. ما هم با رهبران‌مان چنين کرده‌ايم و می‌کنيم. گول لبخندهای امروز هواداران‌تان را نخوريد. دفعه بعد هم که رئيس جمهور ِ توانا را ديديد، عوض يکی دو چشمه‌ای که برای‌تان آمد و با پرسيدن قطر توپ فوتبال کيش و مات تان کرد، اين چند نکته را گوش‌زد کنيد!

بچه‌ها! رده‌ی ما در جدول فيفا مشخص است. جای ما همان جاست و اين عجيب است که می‌خواهيم با معجزه، يک دفعه ده تا پله را بالا بپريم. بالاخره ملتی هستيم که از بس با کار سيستماتيک به جايی نرسيده‌ايم دست به دامن معجزه و خواهان پرش از قوانين طبيعت و اجتماع می‌شويم. همين رده را در ميان کشورهای جهان هم داريم منتها اصرار داريم که بگوييم به‌ترينيم و برترينيم و خوش‌اخلاق‌ترينيم و دانشمندترينيم و ترين در ترينيم. نمی‌دانم با اين همه "ترين" چرا در کتاب "ترين‌ها"ی گينس کم‌تر اسمی از ما هست ولی بالاخره مسئولان ما که دروغ نمی‌گويند. کاری که شما در استراليا کرديد جهشی معجزه‌آسا بود که اگر تعداد آن بيش‌تر می‌شد، کلا ً بدبخت می‌شديم. مثلا ما در انرژی اتمی جهش کرديم و کيک زرد ِ سه و نيم درصد استحصال کرديم غافل از اين‌که غربی‌ها آش پر ملاطی قرار است برای ما استحصال کنند که مقدار روغن‌اش صد در صد است. اين هم جهشی بود در عالم سياست که حالا فکر می‌کنيم وارد باشگاه اتمی شده‌ايم و در جدول فيفای سياست، ده پله يکی کرده‌ايم چون "می‌خواهيم و می‌توانيم". اما از آن طرف، می بينيم که کارکنان يو.سی.اف اصفهان –همان‌ها که در عکس‌ها می‌بينيم جلوی دهان‌شان را با پارچه نبسته‌اند- يکی يکی روانه بيمارستان می‌شوند و کسی هم نمی‌داند که چه‌شان شده است. ما جهش می‌کنيم و بدبخت می‌شويم، اما غربی‌ها خوش‌بخت می‌شوند؛ ما جهش می‌کنيم و غربی‌ها بر ثروت مادی و معنوی‌شان افزوده می‌شود؛ ما جهش می‌کنيم و استفاده‌اش را بايرمونيخ و هامبورگ می‌برند. ما جهش می‌کنيم و دول غرب جيب‌شان از درآمدها و ثروت‌های انسانی ما پر می‌شود.

بچه‌ها! ما پرچم‌ها و شيپورهای‌مان را آماده کرده بوديم که بعد از بُرد شما به خيابان‌ها بريزيم و شادی‌های سرکوب شده‌مان را جلوی ماموران نيروی انتظامی تخليه کنيم. اين تنها موقعيتی‌ست که می‌توانيم به نيروهای سرکوب‌گر نشان بدهيم که هستيم و اين‌طوری هم هستيم. خسته شديم از بس خبر غم‌انگيز شنيديم؛ شنيديم که به خاطر يک کاريکاتور –که هيچ چيز اهانت‌آميزی در آن نبود- جماعتی به خيابان ريخته‌اند و کاريکاتوريست بی‌گناه را برای زهرچشم گرفتن از اهل قلم به زندان انداخته‌اند؛ شنيديم که اهل فلسفه‌ای را به جرم دگرانديشی و به نام جاسوسی هفته‌ها در سلول انفرادی نگه داشته‌اند؛ شنيديم که به اجتماع زنان مثل قوم مغول يورش برده‌اند و با مشت و لگد و باتون آن‌ها را کتک زده‌اند. ما هم می‌خواهيم اخبار خوب بشنويم و خوشحال شويم؛ بشنويم اهل قلم به زندان نمی افتند؛ بشنويم انسان‌ها شکنجه نمی‌شوند؛ بشنويم اندوه و غم بر شادی پيروز نمی‌گردند. می‌خواهيم اخبار خوب بشنويم و خوشحال شويم؛ بشنويم تيم ما پيروز ميدان است؛ پيروز ميدان است حتی اگر بازنده باشد؛ پيروز ميدان است حتی اگر رهبران‌اش درجهت شکست گام بر دارند؛ پيروز ميدان است مثل اهل قلم ما، مثل اهل انديشه‌ی ما، مثل تمام کسانی که به فکر ايران و ايرانی هستند حتی اگر امروز در زندان باشند، حتی اگر امروز تحت فشار باشند، حتی اگر رهبران‌شان برای پيروزی‌شان برنامه‌ی مدون و منظمی نداشته باشند و به جای برداشتن موانع، خود مانند مانع بر سر راه‌شان قرار بگيرند. می‌خواهيم اخبار خوب بشنويم و صورت‌مان را رنگی کنيم و پرچم و شيپورمان را برداريم و به خيابان‌ها بريزيم و پای‌کوبی کنيم. می‌خواهيم معجزه ببينيم! اين خواست ملت ماست. آن را بر آورده کنيد. بچه‌ها متشکريم!

پناهجویان کرد ایرانی در مرز عراق و اردن مورد ضرب و شتم نیروهای اردنی قرار گرفتند

رادیوفردا:
یک گروه 193 نفری ازپناهجویان کرد ایرانی در مرز عراق و اردن که از ده روز پیش بمنظور رسیدگی به درخواست پناهندگی و انتقال به کشور سوم تحصن کرده اند مورد ضرب و شتم پلیس مرزی اردن قرار گرفتند. آبات عزیزی یکی از این متحصنان در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: نیروهای اردنی مجهز به باتون پناهندگان را محاصره کردند و اعلام کردند که ب