اخبار

« August 2006 | Main | October 2006 »

September 30, 2006

طنز : نامه خمینی در مورد آتش بست

پیک ایران:
اسد مذنبی

بنا برگزارش خبرنگاریها، هاشمی رفسن جانی در اقدامی خیرخواهانه و قبل از اینکه مجبورش کنند کاسه واجبی را سربکشد، دل به دریا زده و نامه خمینی در مورد آتش بست را پس از هجده سال منتشر کرد.

" جنگ نعمت است "
با سلام و بسم الله و رحمت برکت الله، همانطور که دانسته می باشید مسئولان نظامی که خبره جنگ هستند ، حالیا زیرش زده وگفته می شوند که ارتش اسلام به این زودی ها که هیچ، تا صد سال دیگر نیز به پیروزی رسیده نمی شود. پرسیده می شویم مگر این ارتش اسلام نیست پس چرا نباید پیروزی آور باشد؟ می گویند شما بهتر دانسته هستید که این ارتش جمهوری اسلامی است و ما فقط برچسب اسلام به آن زده باشیم و صدام ملعون نیز همین برچسب را به ارتش خودش زده باشد ولکن با برچسب پیروزی حاصل نمی شود. با این تفاصیل نمی دانیم شعارجنگ جنگ تا پیروزی، را چکار بکنیم!

صداقت مسئولان
این مسئولان که اینجانب به صداقت آنها شک داشته نباشم – چرا که بیش از هرکسی از این جنگ، یعنی نعمت خدادای سود برده باشند – نامه تکاندهنده نوشته اند ومدعی هستند که جنگ بیش از این به صلاح مملکت و نظام نیست. لابد کفگیرآنها به ته دیگ خورده باشد. این فرمانده هان همچنین گفته می شوند که سلاح هایی که شرق و غرب در اختیار صدام گذاشته با هیچ قیمتی تهیه نمی توان کرد؛ والا چه کسی از کمیسیون و پورسانت هنگفت خرید اسلحات و مهمات بدش می آید!؟ با توجه به این نامه تکان دهنده - اینجانب دانسته نیستم چرا وقتی مسئولان نامه نوشته می شوند آنرا تکان داده می شوند - بله عرض می شدم که این نامه که یکی از معدود گزارشاتی بوده که بعد از شکست های نظامی به عرض اینجانب رسیده ، صحبت از شکست های بیشمار ارتش اسلام دارد. پرسیده می شویم مگردر صدا و سیما مدام سخن از پیشروی و پیروزی قوای ظفرنمون اسلام و بحث نابودی کفار بعثی نبود؟ جواب می دهند که اینها بازی آتاری بوده که برای سرگرمی خلق الله نشان داده می شد.
لابد دانسته نیستند که خلق الله گرفتار نان شب است و حسابی سرش گرم می باشد.
البته بعد از هارت و پورت ما، شنیده شد که فرمانده هان به دفتر خبرگزاری ایسنا رفته و بزبان خوش اعتراف کرده باشند که ما خیلی وقت است شکست خورده باشیم و من دانسته نیستم که افراد چرا قبل از گرفتاری این اعترافات را کرده نمی شوند!؟

دلایل آتش بست
بنا به مسایلی که ذکرش رفت، اینجانب به توصیه شخص خودم و با تاییدات خداوند تبارک و تعالی با " آتش بست " موافقت نمودم.
ولکن این فرمانده هان که تا دیروز فریاد زده می شدند : وای اگر خمینی اذن جهادم دهد/ ارتش دنیا نتواند که جوابش دهد، و القا می شدند که بواسطه این جنگ می توانیم دمار از روزگار مخالفین درآورده و صدای مخالف را به بهانه شرایط جنگی خفه کرده باشیم ، الانه توبه نامه نوشته که امکانیات یعنی سلاحات و مهمات کافی داشته نباشیم و تا هزار سال دیگر نیزپیروزی حاصل نمی شود. اما درعوض اگر جنگ را در خارج خاتمه داده، درظرف پنج روز می توانیم در جبهه هات داخل پیروزشویم. چرا که اگر نظام میخ خود را نتواند در داخل کوبیده شود ول معطل است! البته اینها دانسته نیستند که دنیا می تواند مدعی شود که دانشجویان و زنان و کارگران و اهل قلم نیز سلاح و مهمات نداشته پس چرا توانسته باشند در مقابل حکومت ما استادگی بکنند؟

امکانیات
با همه این احوال این فرماده هان متذکر هستند که اگریک ارتش بیست ملیونی باضافه بمب اتم دارداشته باشیم می توانیم با کل دنیا بجنگیم و حتی برآمریکا هم می توانیم فاتح بشویم!
اینجانب نمی دانم از این حرف ها خندان بشوم یا گریان؟ چرا که اینها تاریخ را مثل ما خوانده نباشند و نمی دانند که شوروی سابق ارتش چهل میلیونی با مخلفات ، یعنی بمب های اتم دار داشت ، ولی یک شبه پاشیده شد و یا کره شمالی هزارتا بمب اتم دار دارد اما به نان شب محتاج باشد!

ادعای گریه دار
با این احوال فرمانده هان گنده گویی می کنند که اگر خواهان پیروزی هستیم باید آمریکا را از خلیج فارس بیرون بگردانیم و اینجانب از این حرف ها گریه می شوم. زیرا وقتی ما از پس صدام برآمده نیستیم، چطورمی توانیم آمریکا را از خلیج فارس بیرون بکنیم!؟ مگر آمریکا آیت الله منتظری است که شبانه با چند پاسدار از بیت خودش بیرون رانده شود ؟ یا آمریکا اطبا و مغزهای متفکر و دانشمندان این مملکت باشد که بشود آنها را اخراج نموده و با افتخار اعلام کرد که ما احتیاجی به این مغزها نداریم، برند گم بشوند اینها.
البته با همه این مصیبت ها این فرمانده ها مدعا هستند که باید جنگید و لابد می خواهند بازار شهید گردانی کساد نشده و ازفروش بهشت به اقساط متضررنشوند!

ولکن دانسته نیستند
که مسئولان اقتصادی گفته می شوند که وضع مالیه نظام زیر صفر است و آنها مجبورند بر صفرهای اسکناس ها افزوده بشوند.
که مسئولان جنگ گفته می شوند که سلاح های نظام زنگ زده و سواد مسئولان نم کشیده باشد.
که مسئولان سیاسی گفته می شوند که دیگر کسی گول حوری و نوحه آهنگران خورده نشده و به جبهه رفته نمی شود.
که مسئولان بنیاد شهید گفته می شوند که حتی یک پنکه هم نداریم تا خانواده شهدا را ترغیب بنماییم تا دیگر فرزندان خود را به جبهه هات جنگ فرستاده شوند.

جام زهر
و شما عزیزان بهتر از هرکسی دانسته هستید که اگرنظام از دست رفته شود شما و آقا زاده هاتان از نان خوردن افتاده می شوید. با این احوال اینجانب دماغم را گرفته و این جام زهر را بالا رفته می شوم تا نظام حفظ بشود.
وشما اعلام کنید که حضرت امام برای حفظ دین خدا جام زهر را سرکشید و اگر این کار را نمی کرد ممکن بود دین خدا منبعد در گاو صندوق آهنی نیز حفظ نشود.

خداوندا
خداوندا شاهد باش که ما با آمریکا و شوروی سر سازش نداریم. البته ممکن است درآینده برسر قضیه هسته ای مسئولان نظام قربان صدقه شوروی رفته و دهان آنها را حسابی شیرین نمایند و خاتمی نیز به آمریکا فرستاده شود تا بگوید دشنام های سران نظام علیه آمریکا مصرف داخلی داشته است!

خداوندا، خودت می دانی که ما برای حفظ دین تو جنگ کرده باشیم. البته ممکن است از دست ما عصبانی شوید که کی گفته بودم بچه های این مملکت را بخاطر من از بین ببرید و یا کشور را بخاطر من ویرانه بکنید. معذالک خودتان دانسته هستید که اگرما به آنها گفته بودیم که برای حفظ نظام به جنگ بروید، الاغ های از خدا بی خبرکه بر روی مین ها رفته می شدند نیزاز اینکار کراهت می کردند.

خداوندا، در طول تاریخ وقتی اولیاء و انبیا تصمیم به مصالحه داشتند، با مخالفت شورای امنیت و سازمان ملل مواجهه می شدند ، بنابراین اینجانب نیز برای حفظ دین تو، با قدرت های بزرگ آنهم وقتی توپ شان پر است، مصالحه می کنم و قحط نامه 598 را پذیرفته می شوم.

خداوندا، ما فرزندان خود را در راه تو قربانی کرده باشیم، البته ناراحت نشوید و بدل نگیرید چون فرزندان خودمان و سران نظام را قربانی نکرده باشیم و فرزندان امت را قربانی کرده باشیم.

خداوندا، به تو پناه میبریم چون غیر از تو هیچ کس را داشته نباشیم، زیرا با همه دنیا درافتاده باشیم.

خداوندا، تمنا دارم خوردن جام زهر را خودکشی با ما حساب نکرده و اینجانب را شهید محاسبه بفرمایید تا بعد از ارتحال اینجانب، خانواده ما جزو شهدا به حساب بیایند و آلاخون والاخون نشوند و سید علی و علی اکبرتوانسته نباشند با ریختن پودر سیانور در نعلین دردانه ام سید احمد گریان، ایشان را به لقاالله بفرستند.

نتیجه جنگ
در خاتمه با چشمان گریان به مسئولان نظام عرض می شوم مجالست تشکیل بدهید و با داغ و درفش " آتش بست " را به امت تفهیم اتهام بنمایید ، هرچند که خیلی ها خودشان قدر آتش و بست را بهتر از ما دانسته هستند.
و اینجانب درپایان وقت قانونی، با چشمانی خونبار نتیجه جنگ را صفر بر صفر بسود خودمان اعلام کرده و به شما نیزتوصیه هستم فقط خدا رادرنظر بگیرید و مردم را در نظر نگرفته و کار خودتان را بکنید. و هرکس مخالف باشد با آتش بست، او را کت بسته به جنگ در جبهه هات داخل روانه کنید تا ما حسابش را برسیم.
والسلام و علینا و علی عبدالله صالحی

یک مقام ترکیه انفجار خرابکارانه در خط لوله گاز ایران به ترکیه را به «ایرانی ها» نسبت داد

رادیوفردا: وزارت نیروی ترکیه اعلام کرد انفجار خرابکارانه در خط لوله گاز طبیعی ایران به ترکیه در جریان گاز طبیعی از ایران به ترکیه خلل ایجاد کرد و تعمیر خط لوله سه الی چهار روز طول خواهد کشید. یک مقام ترکیه در مصاحبه با رویتر انفجار پنجشنبه شب به «ایرانی ها» نسبت داد. اما توضیج بیشتری در باره اتهام خود نداد. شورشیان کرد ایرانی و ترکیه در مناطق کوهستانی مرزی از پایگاهی در عراق برای فعالیت‌های خود بهره می‌گیرند. خبرگزاری مهر به نقل قول از رضا کسائی‌زاده مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران گزارش داد که 60 تا 70 متر از خط لوله باید درپی انفجار تعویض شود. ایران برای صدور 22 میلیون متر مکعب گاز طبیعی در روز با ترکیه قرارداد دارد. انفجار ماه گذشته در همین خط لوله به عناصر حزب جدائی طلب کارگران کردستان ترکیه PKK نسبت داده شد. برای جبران کمبود گاز ناشی از این انفجار، ترکیه بر واردات گاز از روسیه می افزاید.

دفتر هاشمی رفسنجانی نامه خمینی را منتشر کرد

فارس نیوز:
دلایل پذیرش آتش بس در جنگ تحمیلی از سوی خمینی
در پی گفت‌وگوهای منتشر شده در باره دلایل پایان جنگ تحمیلی،که در هفته دفاع مقدس صورت گرفته بود،دفتر هاشمی رفسنجانی، نامه امام خمینی(ره) را به مسئولان لشکری و کشوری در زمان اعلام آتش بس در سال 67 منتشر کرد.


به گزارش خبرگزاری فارس، متن نامه امام خمینی (ره)که نسخه‌ای از آن به خبرگزاری فارس نمابر شده است به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
با یاری خداوند متعال و با سلام و صلوات به انبیاء بزرگوار الهی و ائمه معصومین صلوات علیهم اجعمین حال که مسئولان نظامی ما اعم از ارتش و سپاه که خبرگان جنگ می‌باشند، صریحاً اعتراف می‌کنند که ارتش اسلام به این زودی‌ها هیچ پیروزی به دست نخواهند آورد و نظر به این که مسئولان دلسوز نظامی و سیاسی نظام جمهوری اسلامی از این پس جنگ را به هیچ وجه به صلاح کشور نمی‌دانند و با قاطعیت می‌گویند که یک دهم سلاحهایی را که استکبار شرق و غرب در اختیار صدام گذارده‌اند به هیچ وجه و با هیچ قیمتی نمی‌شود در جهان تهیه کرد و با توجه به نامه تکان دهنده فرمانده سپاه پاسداران که یکی از ده‌ها گزارش نظامی سیاسی است که بعد از شکست‌های اخیر به اینجانب رسیده و به اعتراف جانشینی فرمانده کل نیروهای مسلح،فرمانده سپاه یکی از معدود فرماندهانی است که در صورت تهیه مایحتاج جنگ معتقد به ادامه جنگ می‌باشد و با توجه به استفاده گسترده دشمن از سلاحهای شیمیایی و نبود وسائل خنثی کننده آن، اینجانب با آتش بس موافقت می‌نمایم و برای روشن شدن در مورد اتخاذ این تصمیم تلخ به نکاتی از نامه فرمانده سپاه که در تاریخ 2/4/67 نگاشته است اشاره می‌شود، فرمانده مزبور نوشته است تا پنج سال دیگر ما هیچ پیروزی نداریم، ممکن است در صورت داشتن وسائلی که در طول پنج سال به دست می‌آوریم قدرت عملیات انهدامی و یا مقابله به مثل را داشته‌ باشیم و بعد از پایان سال 71 اگر ما دارای 350 تیپ پیاده و 2500 تانک و 3000 توپ و 300هواپیمای جنگی و 300 هلیکوپتر ...که از ضرورتهای جنگ در آن موقع است - داشته باشیم می‌توان گفت به امید خدا بتوانیم عملیات آفندی داشته باشیم.
خُسن آقا: در اینجا این توضیح لازم است که سایت خبری ایلنا وابسته به هاشمی رفسنجانی چند ساعت متن کامل نامه را منتشر کرد ولی بعد از چند ساعت قسمتی از متن اصلی را حذف و به جای این بخش " و قدرت ساخت مقدار قابل توجهی از سلاحهای لیزر و اتم " سه نقطه قرار داد.
وی می‌گوید قابل ذکر است که باید توسعه نیروی سپاه به هفت برابر و ارتش به دو برابر و نیم افزایش پیدا کند، او آورده است البته آمریکا را هم باید از خلیج فارس بیرون کنیم والا موفق نخواهیم بود. این فرمانده مهمترین قسمت موفقیت طرح خود را تهیه به موقع بودجه و امکانات دانسته است و آورده است که بعید به نظر می‌رسد دولت و ستاد فرماندهی کل قوا بتوانند به تعهد عمل کنند. البته با ذکر این مطالب می‌گوید باید باز هم جنگید که این دیگر شعاری بیش نیست. آقای نخست وزیر از قول وزرای اقتصاد و بودجه وضع مالی نظام را زیر صفر اعلام کرده‌اند، مسئولان جنگ می‌گویند تنها سلاحهائی را که در شکستهای اخیر از دست داده‌ایم به اندازه تمام بودجه‌ای‌ است که برای سپاه و ارتش در سال جاری در نظر گرفته شده بود. مسئولان سیاسی می‌گویند از آنجا که مردم فهمیده‌اند پیروزی سریعی به دست نمی‌آید شوق رفتن به جبهه در آنها کم شده است. شما عزیزان از هر کس بهتر می‌دانید که این تصمیم برای من چون زهر کشنده است ولی راضی به رضای خداوند متعال هستم و برای صیانت از دین او و حفاظت از جمهوری اسلامی اگر آبروئی داشته باشم خرج می‌کنم، خداوندا ما برای دین تو قیام کردیم و برای دین تو جنگیدیم و برای حفظ دین تو آتش بس را قبول می‌کنیم.
خداوندا تو خود شاهدی که ما لحظه‌ای با آمریکا و شوروی و تمام قدرتهای جهان سرسازش نداریم و سازش با ابرقدرتها و قدرتها را پشت کردن به اصول اسلامی خود می‌دانیم خداوندا در جهان شرک و کفر و نفاق در جهان پول و قدرت و حیله و دوروئی ما غریبیم، تو خود یاریمان کن. خداوندا در همیشه تاریخ وقتی انبیاء و اولیا و علماء تصمیم گرفته اند مصلح جامعه گردند و علم و عمل را در هم آمیزند و جامعه‌ای دور از فساد و تباهی تشکیل دهند با مخالفتهای ابوجهل‌ها و ابوسفیان‌‌های زمان خود مواجه شده‌اند.
خداوندا، ما فرزندان اسلام و انقلابمان را برای رضای تو قربانی کردیم غیر از تو هیچکس را نداریم ما را برای اجرای فرامین و قوانین خود یاری فرما، خداوند از تو می‌‌خواهم تا هر چه زودتر شهادت را نصیبم فرمائی. گفتم جلسه‌ای تشکیل گردد آتش بس را به مردم تفهیم نمایند. مواظف باشید ممکن است افراد داغ و تند با شعارهای انقلابی شما را از آنچه صلاح اسلام است دور کنند، صریحا می‌گویم باید تمام همتتان در توجیه این کار باشد. قدمی انحرافی حرام است و موجب عکس العمل می‌شود. شما می‌دانید که مسئولان رده بالای نظام با چشمی خونبار و قلبی مالامال از عشق به اسلام و میهن اسلامی‌مان چنین تصمیمی گرفته‌اند خدا را در نظر بگیرید و هر چه اتفاق می‌افتد از دوست بدانید، و السلام علینا و علی عباد الله الصالحین.
روح‌الله الموسوی الخمینی
شنبه 25/تیر/67

حدود 10 درصد گدايان دستگير شده در تهران دارای تحصيلات ديپلم و عاليه بوده اند

روشنگری: محمدى مديركل آسيبهاى اجتماعى شهردارى تهران در گفتگو با ايسنا آماری از کسانی که به خاطر گدايی در سطح تهران جمع آوری و دستگير شدند ارائه داد. براساس اين آمار "از مجموع 2هزار و 672 متكدي، 263 نفر داراى تحصيلات بالاى ديپلم و عاليه بوده‌اند كه بنا به دلايل مختلف از جمله اعتياد به اين سرنوشت دچار شده‌اند."
مشروح گزارش به نقل از ايسنا:


مديركل آسيبهاى اجتماعى شهردارى تهران از تغيير شيوه تكديگرى خبر داد و گفت: جمع‌آورى متكديان گدانما موجب شده تا آنها به سمت فال، آدامس و گل فروشى و نوازندگى روى آورده و يا با ظاهر مرتب و شخصيت معتبر اجتماعى و بهانه و قصه‌هاى ساختگى تكديگرى كنند.

محمدى در گفت‌وگو با خبرنگار ,شهرى, ايسنا با اشاره به اين كه جمع‌آورى متكديان همچنان ادامه دارد، افزود: متكديانى كه هنوز جمع‌آورى نشده‌اند، با آغاز طرح جمع‌آورى متكديان علاوه بر تغيير شيوه از سطح شهر به اماكنى دور از دسترس بويژه مترو، فرودگاهها و زيارتگاهها پناه برده و در اين اماكن با سوء استفاده از احساسات مردم تكديگرى مي‌كنند.

وى با تاكيد بر هوشيارى شهروندان و همكارى آنها با شهردارى در جمع‌آورى متكديان و جلوگيرى از افزايش تكديگرى در جامعه گفت: مشاركت شهروندان در اطلاع‌رسانى و تماس با شماره 137 جهت جمع آورى متكديان و همچنين در كمك نكردن مالى به آنها بسيار حائز اهميت است و تاثير زيادى در كاهش اين ناهنجارى اجتماعى به دنبال دارد.

مديركل آسيبهاى اجتماعى شهردارى تهران‌ تصريح كرد: گشتهاى شهردارى نيز با هماهنگى ساير دستگاهها متناسب با تغيير شيوه متكديان در اماكن تجمعشان حضور يافته و نسبت به جمع‌آورى آنها اقدام مي‌كند كه اين امر نيازمند همكارى و مشاركت جدى شهروندان است.

وى افزود: گشتهاى شبانه‌روزى شهردارى تهران در شمال، جنوب، غرب و شرق تهران به صورت مستمر اقدام به جمع‌آورى متكديان مي‌كنند.

محمدى از جمع‌آورى 3هزار و 991 متكدى در 5 ماهه گذشته امسال خبر داد و گفت: 22 ارديبهشت ماه امسال طرح جمع‌آورى متكديان آغاز شده كه از آن زمان تا سوم مهر ماه اين تعداد متكدى جمع‌آورى شده است.

به گفته وي،974 نفر از مجموع متكديان بي‌خانمان بوده و به گرمخانه و 366 نفر از آنها هم كه كودكان بودند به مركز ياسر و نواب تحويل شده‌اند.

محمدى افزود: بيش از 2هزار و 600 متكدى نيز در مركز پذيرش شده و تعدادى از آنها با ضمانت و تعهد ترخيص و يكهزار و 972 نفر جهت انجام مراحل بعدى نگهدارى شدند.

وى گفت: پس از طى مراحل اوليه و آزمايش، با حكم قاضى بيش از يكهزار و 350 نفر تعيين تكليف شده‌اند.

مديركل آسيبهاى اجتماعى شهردارى تهران به ايسنا افزد: بر اساس حكم قاضى همچنين659 نفر از متكديان جمع‌آورى شده به زندان رفتند. 56 نفر تحت پوشش كميته امداد امام خمينى (ره) رفته و 181 نفر نيز به سازمان بهزيستى تحويل شده‌اند. 113 متكدى به شهرستان محل زندگى و 142 متكدى پاكستانى نيز توسط شهردارى از مرز به كشورشان بازگردانده شده‌اند.

به گفته وي، تنها 5 درصد از متكديان نيازمند واقعى بوده و برخى از متكديان هنگام جمع‌آورى ميليونها تومان دارايى به همراه داشتند.

محمدى اظهار داشت: از مجموع 2هزار و 672 متكدي، 263 نفر داراى تحصيلات بالاى ديپلم و عاليه بوده‌اند كه بنا به دلايل مختلف از جمله اعتياد به اين سرنوشت دچار شده‌اند.

وى يادآور شد: عليرغم اين كه طبق مصوبه شوراى عالى ادارى بسيارى از دستگاههاى اجرايى موظف به همكارى براى ساماندهى متكديان هستند، اما تعداد قابل توجهى از وظايف اين دستگاهها را شهردارى انجام مي‌دهد و در اين زمينه برخى دستگاهها همكارى نكرده‌اند.

وى گفت: وزارت كشور اعتبارى براى ساماندهى متكديان تخصيص نداده و سازمان فنى و حرفه‌اى نيز به وظيفه خود جهت حرفه‌آموزى و ارائه گواهى اشتغال به آن دسته از افراد نيازمند عمل نكرده است.

محمدى افزود: همچنين بانك اطلاعاتى كه بايد در زمينه ساماندهى متكديان توسط وزارت كشور راه‌اندازى مي‌شد، عملياتى نشده و اداره اتباع نيز اقدام به انتقال متكديان خارجى نكرده و شهردارى خود براى انتقال آنها اقدام كرده است.

مديركل آسيبهاى اجتماعى شهردارى تهران تصريح كرد: در عين حال همكارى نيروى انتظامي، كميته امداد امام خمينى (ره) و بهزيستى مطلوب بوده اما بهزيستى داراى محدوديتهايى جهت تحت پوشش قرار دادن جامعه هدف خود است كه بايد جهت توانمندسازى اين سازمان چاره‌انديشى شود.

وى مزاياى جمع‌آورى متكديان را موفقيت‌آميز دانست و افزود: ساماندهى متكديان نيز مطلوب بوده اما انتظار همكارى بيشتر از دستگاهها را داريم.

به گفته وى از ابتداى سال جارى تاكنون 200 ميليون تومان براى اجراى طرح جمع‌آورى و ساماندهى متكديان هزينه شده است.

محمدى از فعال شدن گرمخانه‌هاى شهردارى در سه منطقه تهران همزمان با آغاز فصل سرما خبر داد و به ايسنا گفت: اين گرمخانه‌ها جهت انتقال كارتن خوابها و افراد بي‌خانمان و جلوگيرى از مرگ و مير آنها در فصل سرما فعال خواهند شد.

وى افزود: تعداد كارتن خوابهاى تهران بسيار كاهش يافته و عمدتا افراد باقى مانده كارتن خوابهايى هستند كه از ديد گشتهاى شهردارى پنهان مانده و به دليل مخفى شدن در اماكن خارج از ديد جمع‌آورى نشده‌اند.

فرمانده سپاه پاسداران لزوم دستیابی به سلاح های اتمی و لیزری را 16 سال پیش به بنیانگذار حکومت اسلامی توصیه کرده بود: مصاحبه با کارشناس دفاعی در

رادیوفردا: در متن نامه آیت الله خمینی در باره پایان جنگ ایران و عراق به اظهارات محسن رضائی، فرمانده وقت سپاه پاسداران اشاره شده است. آیت الله خمینی، بنیانگذار حکومت اسلامی، در نامه خود به نقل از فرمانده سپاه پاسداران می نویسد اگر جمهوری اسلامی بتواند مقدار قابل توجهی سلاح های لیزری و اتمی دست یابد، می تواند عملیات تهاجمی داشته باشد. این نخستین بار است که سندی در باره اظهارات یک مقام در باره لزوم دستیابی به سلاح اتمی منتشر می شود. ماهان عابدین کارشناس امور امنیتی در لندن، در مصاحبه با رادیو فردا می گوید منظور نمی توانسته است بمب اتمی باشد، زیرا در آن زمان چنین توانمندی وجود نداشت. وی می گوید قبلا اینکه محسن رضائی گفته بود تسلیح مجدد ایران به 5 سال وقت نیاز دارد، قیلا افشا شده بود. وی می افزاید این نامه نشان می دهد که نقش ایت الله خمینی محوری نبود و همچنین حاکی از آن است که برخلاف شعاری که داده می شد، هدف مقامات حکومت از ادامه دادن به جنگ رسیدن به یک پیروزی بود که بعد از بتوانند ا زموضع قدرت با عراق وارد مذاکره صلح بشوند.

انگیزه اکبر هاشمی رفسنجانی از انتشار نامه آیت الله خمینی در قبول آتش بس: تحلیل محسن سازگارا

رادیوفردا: محسن سازگارا کارشناس مسائل ایران در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: انتشار این نامه کاملا نشان می دهد گناه ادامه پس از فتح خرمشهر بیش از همه برعهده فرماندهان نظامی بوده من جمله خود محسن رضایی که بر اساس یک سری اوهام شش سال جنگ را اضافه کش دادند. آنچه آقای رفسنجانی اکنون انجام داده به نظر من بیش از همه فاجعه جنگ را می خواهد نشان دهد که گردن این نظامی هایی است که امثال آقای ذوالقدر هنوز از همان دسته هستند و در قدرت هستند و امثال آقای احمدی نژاد جزو فرماندهان دسته دوم سوم این باند هستند و به نظر من آقای رفسنجانی خطر این نظامی های دست به اسلحه را که هر کجای دیگر دنیا بود به دلیل اشتباهات فاحششان باید محاکمه می شدند، به خوبی احساس کرده است. کسانی که با بی تدبیری رهبری، نه تنها وارد سیاست، بلکه وارد اقتصاد کشور شدند و سعی می کنند مواضع قدرت را بگیرند و کشور را در همه ابعاد دارند با فاجعه مواجه می کنند. اما این کار آقای رفسنجانی بسیار دیر است و وقتی از خواب بیدار شدند که دیگر بسیاری از مواضع قدرت در دستشان نیست و به نظر من این خواب خوش به زودی گریبان رهبری را هم خواهد گرفت.

بر طبق نامه پذیرش آتش بس از سوی آیت الله خمینی، فرماندهان سپاه 18 سال پیش خواهان در اختیار داشتن سلاح اتمی بودند

رادیوفردا: به دنبال مصاحبه اکبر هاشمی رفسنجانی درباره چگونگی پذیرفتن قطعنامه 598 شورای امنیت و پایان جنگ و اشاره او به نامه محسن رضایی فرمانده وقت سپاه پاسداران که پیروزی را با شرایط آن روز ناممکن دانسته بود، عده ای اصالت چنین نامه ای را مورد سئوال قرار دادند و آقای هاشمی متن کامل نامه آیت الله خمینی را منتشر کرد. متن کامل نامه که برای نخستین بار منتشر شده حاوی مطلبی است که برای اولین بار رسماً فاش می شود و تاکنون همواره رهبران جمهوری اسلامی منکر آن بودند و آن این که دست کم فرماندهان سپاه از 18 سال پیش خواهان در اختیار داشتن سلاح اتمی بوده اند. در بخشی از نامه آقای رضایی آمده: «تا پنج سال ديگرهيچ پيروزی نداريم، ممکن است در صورت داشتن وسائلی که در این مدت به دست می ‌آوريم قدرت عمليات انهدامی يا مقابله به مثل را داشته‌ باشيم و بعد از پايان سال ۷۱ اگر ما دارای ۳۵۰ تيپ پياده و ۲۵۰۰ تانک و سه هزار توپ و سيصد هواپيمای جنگی و سيصد هليکوپتر و قدرت ساخت مقدار قابل توجهی از سلاح های ليزر و اتم که از ضرورتهای جنگ در آن موقع است باشيم، می ‌توان گفت به اميد خدا بتوانيم عمليات آفندی داشته باشيم».


علی سجادی (رادیو فردا): به دنبال مصاحبه اکبر هاشمی رفسنجانی درباره چگونگی پذیرفتن قطعنامه 598 شورای امنیت و پایان جنگ و اشاره او به نامه محسن رضایی فرمانده وقت سپاه پاسداران که پیروزی را با شرایط آن روز ناممکن دانسته بود، عده ای اصالت چنین نامه ای را مورد سئوال قرار دادند و آقای هاشمی متن کامل نامه آیت الله خمینی را منتشر کرد، که در آن به نامهٌ فرمانده سپاه پاسداران اشاره شده است.
نامه آیت الله خمینی نظر آقای هاشمی را در این مورد که نامه فرمانده سپاه خطاب به آقای خمینی بوده، تایید نمی کند، زیرا آیت الله خمینی در نامه خود درباره پذیرفتن قطعنامه به نامه آقای رضایی اشاره کرده باشد، اما روشن نیست که این نامه را فرمانده سپاه برای شخص او نوشته، در واقع از فحوای نوشته بر می آید که چنین نامه ای به رویت آقای خمینی رسیده ولی خطاب به او نبوده است.

اما متن کامل نامه که برای نخستین بار منتشر شده حاوی مطلبی است که برای اولین بار رسماً فاش می شود و تاکنون همواره رهبران جمهوری اسلامی منکر آن بودند و آن این که دست کم فرماندهان سپاه از 18 سال پیش خواهان در اختیار داشتن سلاح اتمی بوده اند. در بخشی از نامه آقای رضایی که خودش می گوید به آقای هاشمی رفسنجانی نوشته بوده و شامل درخواستهای سپاه از مقامهای سیاسی وقت کشور است، درباره نیازهای سپاه پاسداران به منظور «ادامه بلند مدت جنگ» آمده:

«تا پنج سال ديگر ما هيچ پيروزی نداريم، ممکن است در صورت داشتن وسائلی که در طول پنج سال به دست می ‌آوريم قدرت عمليات انهدامی يا مقابله به مثل را داشته‌ باشيم و بعد از پايان سال ۷۱ اگر ما دارای ۳۵۰ تيپ پياده و ۲۵۰۰ تانک و سه هزار توپ و سيصد هواپيمای جنگی و سيصد هليکوپتر و قدرت ساخت مقدار قابل توجهی از سلاحهای ليزر و اتم که از ضرورتهای جنگ در آن موقع است باشيم می ‌توان گفت به اميد خدا بتوانيم عمليات آفندی داشته باشيم».

تاکنون همواره رهبران سیاسی و نظامی ایران از جمله آیت الله علی خامنه ای، آیت الله هاشمی رفسنجانی، آیت الله محمد خاتمی، محمود احمدی نژاد، غلامعلی حداد عادل و دیگران این موضوع را که جمهوری اسلامی درصدد دستیابی به بمب اتمی بوده یا می باشد را قاطعانه رد کرده اند و نامه آقای رضایی به آقای هاشمی نخستین سندی است از داخل جمهوری اسلامی، مبنی بر این که فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی دست یابی به سلاح اتمی را ضروری می دانسته اند.

علاوه بر این موضوعی که مورد توجه رسانه های داخلی و بین المللی قرار نگرفته، تمهیداتی است که آقای هاشمی در ارائه این نامه و ظاهراً چند نامه دیگر به آقای خمینی به کار برده است. بر اساس آنچه در روزهای اخیر در رسانه های داخلی منتشر شده، آقای هاشمی که آن زمان رئیس مجلس و فرمانده جنگ و در مقام جانشین فرمانده کل قوا بود، علاوه بر نامه یاد شده از فرمانده سپاه پاسداران، نامه هایی از مسئولان اقتصادی و سیاسی وقت دایر برعدم توانایی اقتصاد کشور در تحمل هزینه های روزافزون جنگ، نامه ای از آقای خاتمی وزیر ارشاد حاکی از روی گرداندن بسیجی ها و مردم از جبهه های جنگ، و نامه ای از فرمانده ارتش که مخالف با داخل شدن در خاک عراق بوده را مجموعا به آیت الله خمینی ارائه داده و عملاً از او خواسته درباره سرنوشت جنگ تصمیم بگیرد.

آقای خمینی بعد از قرائت این نامه ها و گفتگو با مقامهای سیاسی و اقتصادی و نظامی وقت تصمیم به نوشتن نامه ای گرفت که بخش کوچکی از آن همان موقع منتشر و مشهور شد که در آن خطاب به ملت آمده است «شما عزیزان از هر کس بهتر می دانید که این تصمیم برای من چون زهر کشنده است ولی راضی به رضای خداوند متعال هستم و برای صیانت از دین و حفاظت از جمهوری اسلامی اگر آبرویی داشته باشم خرج می کنم.»

آنچه روشن نیست این که چرا آقای رضایی که در نامه خود به آقای هاشمی صریحاً ادامه جنگ بدون امکانات درخواستی را رد می کند و خواهان دست کم پنج سال برای بازسازی نیروی نظامی می شود تا توان مقابله با دشمن را داشته باشد، اینک از اتمام جنگ با تاسف یاد می کند و می گوید «هیچ گاه مسئولان سیاسی و آقای هاشمی این را نپذیرفتند» که «برنامه ای برای استراتژی نظامی تهیه و جنگ را تمام کنیم»؟

جالب توجه است که خبرگزاری کار ایران ایلنا ابتدا متن کامل نامه آقای خمینی را منتشر کرد، ولی اندکی بعد عبارت "مقدار قابل توجهی سلاح های ليزر و اتم" را ازنامه حذف کرد بجای آن چند نقطه گذارد.

همه ی آنچه برای من اتفاق افتاد!

وبلاگ مجتبی سمیع نژاد:
نمی دانم چرا این همه خبر نادرست و اشتباه از من در سایت ها و خبرگزاری های مختلف وجود دارد. گاهی اوقات که می روم و مطالبی را که درباره ام در طی دورانی که در زندان بودم را می خوانم متوجه می شوم که بسیاری از خبر ها به اشتباه نوشته شده است. و این نشان از این است که در کشور ما اطلاع رسانی بسیار ضعیف است واصحاب خبرگذاری ها و مطبوعات شایسته است تا از صحت و سقم خبر اطمینان کامل نیافته اند، خبری را درج نکنند. آخرین نوشته ای که چنین موردی داشت و بدان برخورد کردم نوشته ی گزارشگران بدون مرز در مورد آزادی من است که شرحی کوتاه هم از آنچه که در این مدت برایم پیش آمده را نوشته . مثلا در مورد محل زندان من نوشته که در زندان گوهردشت بوده ام!
برای همین لازم دیدم که شرحی کوتاه از اتهامات و دادگاه ها و محکومیت ها و محل زندان و چیزی هم که در بیانیه سازمان گزارشگران بدون مرز در مورد هک شدن وبلاگ من نه منم نوشته شده است بنویسم :
ادامه مطلب در وبلاگ مجتبی سمیع نژاد

September 29, 2006

نماينده مجلس :موضوع دانشجويان ستاره دار صحت دارد

پیک ایران: يك عده دانشجوي دست‌نشانده‌ي كه معلوم نيست از چه طريق در دانشگاه‌ها پذيرفته‌اند دفاتر انجمن‌ها را اشغال نموده‌اند. حتي به اين افراد سمت رييس، معاون و امثال آن را داده‌اند و انتخابات فرمايشي درست كرده‌اند

عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شوراي اسلامي، با تاييد اينكه دانشجويان به اصطلاح «ستاره‌دار» در مقطع كارشناسي ارشد مدارك خود را به همراه مستندات كامل به وي ارايه داده‌اند، گفت:« بحث دانشجويان يك ستاره‌دار و بيشتر صحت دارد و آن را به طور جد پيگيري مي‌كنم.»
شهريار مشيري در گفت‌وگو با خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، همچنين مدعي شد:« علاوه بر اين حتي قبول شدگان كارشناسي ارشدي هم داشته‌ايم كه اصلا اسم آنها در ليست قبولي‌ها نبوده است، يعني از اول اسم آنها را در ليست سياه آورده‌اند و سازمان سنجش اصلا اعلام قبولي نكرده است.بعدا كه پرينت كارنامه‌اي اين دانشجويان از روي اينترنت به دست‌شان رسيده متوجه شدند كه نمره‌ي اينها از آخرين پذيرفته‌شدگان مثلا كرمان يا اميركبير نيز بالاتر بوده است، ولي چون مثلا چهل روز به دليل فعاليت‌هاي دانشجويي در بازداشتگاه اوين بوده است، اينها را جزو قبولي‌ها اعلام نكرده‌اند.»
وي خاطر نشان كرد:« اين مسئله دور از انصاف، حقوق انسانيت و شرافت انساني است كه ما با كساني كه دشمني با نظام ندارند، بلكه تنها انتقاداتي دارند، اينگونه برخورد كنيم.»
مشيري ادامه داد:« اگر درخلال اين سال‌ها مسوولان دانشگاه‌ها عرضه داشتند، انتقادات آنها را برآورده مي‌كردند، اين هم از بي‌عرضگي مسوولان بوده كه نتوانستند انتقادات دانشجويان را پاسخ دهند؛ لذا عدم ثبت‌نام اين دانشجويان جنايت در مورد علم و توسعه‌ است.»
عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس، با انتقاد از اعلام رسمي وزير علوم مبني‌بر كتمان اين قضيه، گفت: « بنده مدارك و مستندات لازم را در اختيار دارم و هفته‌ي آينده نطق قبل از دستور در اين رابطه خواهم داشت و به مسوولان نيز تذكر داده‌ام، اگر اين دانشجويان تا شنبه و يكشنبه ثبت‌نام نشوند، اسامي آنها و كپي نامه‌هايي كه گزينش سازمان سنجش به اينها داده و اعلام كرده كه شما به اين علت ثبت‌نام نشده‌ايد را در صحن علني مجلس توزيع خواهم كرد.»
وي با بيان اينكه علاوه بر آن كار ديگري كه در دانشگاه‌ها انجام داده‌ا‌ند اين كه در تابستان درهاي اتاق‌هاي برخي انجمن‌هاي اسلامي و تشكل‌هاي سياسي كه شناسنامه دارند و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در دانشگاه‌ها حضور داشته‌اند، را شكسته و تمام اموال آنها را بيرون آورده و مصادره كرده‌اند،‌مدعي شد:« يك عده دانشجوي دست‌نشانده‌ي خود را كه معلوم نيست از چه طريق در دانشگاه‌ها پذيرفته‌اند و قطعا از طريق علمي نبوده را وارد اين انجمن‌ها كرده‌اند و آنها دفاتر انجمن‌ها را اشغال نموده‌اند.»
مشيري ادامه داد:« حتي به اين افراد سمت رييس، معاون و امثال آن را داده‌اند و انتخابات فرمايشي درست كرده‌اند و اين افراد را مسوول انجمن‌هاي اسلامي كرده‌اند. كساني كه هرگز يك روز نيز در دوره‌ي كارشناسي خود در انجمن اسلامي نبوده‌اند.»
نماينده‌ي مردم بندر عباس در مجلس، تصريح كرد:« چگونه با وجود اينكه حتي هنوز ورودي‌هاي امسال به دانشگاه‌ها جهت ثبت‌نام معرفي نشده‌اند، اين انجمن‌هاي اسلامي شكل گرفته‌اند؟ در واقع فرمايشي كردن همه‌ي كارها متاسفانه با روح دموكراسي و قانون در كشور مغايرت دارد.»
وي اظهار داشت:« اگر ما به دانشجويان بها ندهيم و به آنها خط ندهيم آنچه به نفع كشور و نظام است به آنها آموزش ندهيم و بخواهيم دست و بال‌شان را قطع نماييم، اينها در درازمدت زيرزميني مي‌شوند و همين تشكيلات به تشكل‌هاي زيرزميني تبديل خواهند شد.»
وي ادامه داد:« آن زمان نيات و اهداف‌شان از خدمت كردن خارج مي‌شود و به سمت‌هاي ديگري سوق پيدا مي‌كند. پس چرا دستي دستي از چند جوان با احساس و با عاطفه براي كشور دشمن بسازيم؟»
عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس، گفت:« اگر دانشجويي در خلال تحصيل تخلفي كرد كميته‌ي انضباطي وجود دارد و اين كميته بايد با او برخورد كند هر چند كه اخراجش كنند، ولي بايد تخلفش محرز شود و حتي دانشجويان، اساتيد و همه‌ي دانشگاه‌ها بفهمند اين فرد متخلف است ولي موقعي كه هنوز كسي پا به دانشگاه نگذاشته ما مانع تحصيل وي شويم و هنوز دانشجو سر كلاس نيامده، بياييم انجمن اسلامي و تشكل‌هاي سياسي را فرمايشي درست كنيم جاي سوال است. اينجاست كه نقض حقوق انساني مطرح مي‌شود؛ لذا پيگير مشكل ايجاد شده براي اين دانشجويان هستم.»
وي ادامه داد: ما داراي مذهبي هستيم كه رهبر آن امام جعفر صادق (ع) است و سر كلاس درسش دانشجويان «مادي» يعني كساني كه خدا را قبول نداشتند و به توحيد و معاد بي‌اعتقاد بودند، حاضر مي‌شدند و امام صادق(ع) به آنها اجازه‌ي ورود مي‌داد و سر كلاس درس ايشان حضور پيدا مي‌كردند.
مشيري تصريح كرد: امام صادق (ع) مانع از ورود اين افراد نبود، بلكه مي‌فرمود هركس به اين‌جا مي‌آيد نانش بدهيد، ولي از دينش مپرسيد. يعني معتقد بود اين افراد مهمان دانشگاه هستند و بايد از آنها پذيرايي شود، ولي نبايد از دين و مرامشان پرسيد.
وي ادامه داد: علم اين‌گونه توسعه پيدا مي‌كند، نه اين‌كه بخواهيم به خاطر اين‌كه گرايش سياسي يك نفر با ما موافق نيست، يا اينها در انتخابات طرفدار كانديدايي بوده‌اند، به شدت سركوب شوند. اينها دور از جوانمردي و انسانيت است و بايد از حقوق اين دانشجويان دفاع كرد.
عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس در پايان گفت: اگر اينها در اين دوره ثبت نام نشوند، مطمئن باشيد از سال‌هاي آينده، ديگران آنها را غربال مي‌كنند، لذا بايد از اول جلوي اين كار گرفته شود. نبايد بگذاريم در مملكت، بدعتي بشود كه فرد حتي براي درس خواندن نيز گزينش شود. در حال حاضر براي شغل پيدا كردن گزينش‌هاي زيادي صورت مي‌گيرد. اگر قرار باشد براي درس خواندن هم چنين شود درست نخواهد بود.

گزارش كامل كنفرانس خبري دفتر تحكيم وحدت در مورد ممانعت از تحصيل دانشجويان

پیک ایران:
ادوارنيوز: اعضاي شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت و سازمان دانش آموختگان ايران صبح امروز طي كنفرانس خبري كه در محل خبرگزاري كار (ايلنا) برگزار شد‏، به اظهارات برخي از مسئولان وزارت علوم و تحقيقات كه وجود دانشجويان ستاره دار محروم از تحصيل را تكذيب كرده بودند ‏پاسخ گفتند.

در اين نشست خبري آقايان مهدي اميني زاده (عضو سابق شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت و عضو كنوني شوراي مركزي سازمان دانش آموختگان ايران) ‏، محمد هاشمي ( دبير تشكيلات دفتر تحكيم وحدت) و علي نيكونسبتي (عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت) در حالي كه مداركي دال بر محروميت از تحصيل تعدادي از دانشجويان به دليل مسائل غير علمي و همچنين مكاتبات اداري وزارت علوم و وزارت اطلاعات در اين زمينه را به همراه داشتند‎ ؛ خواستار جلوگيري هرچه سريعتر از نقض حقوق اوليه دانشجويان توسط حاكميت و بركناري مسئولان متخلف در وزارت علوم شدند .

** محمد هاشمي آمارهاي تكان دهنده برخورد با جنبش دانشجويي در سال گذشته را ارائه داد

در ابتداي اين كنفرانس خبري محمد هاشمي دبير تشكيلات دفتر تحكيم وحدت گفت:‌ متاسفانه از آغاز تاسيس دانشگاه در ايران همواره برخورد با دانشجويان و جنبش دانشجويي وجود داشته است ، اما اين برخوردها طي يكسال گذشته وارد مرحله جديد شده است و از نوع ديگري است .

وي با اشاره به مصاحبه هاي متعدد وزيرعلوم و معاونانش در مورد مهرورزي با دانشجويان گفت : عليرغم اينكه آقايان مرتبا مي گويند از حقوق دانشجويان دفاع مي كنند و با آنها با رافت برخورد مي شود و به زغم اينكه با نهادسازي هاي موازي مي خواهند فضاي دانشگاه را با نشاط جلوه دهند ، آمارهايي كه در اختيار ماست حكايت ديگري دارد .

هاشمي با اشاره به اينكه منبع اين آمارها از خبرگزاري هايي است كه از نظر حاكميت رسمي شناخته مي شوند آمار برخورد با جنبش دانشجويي در سال گذشته را چنين برشمرد:
** بيست وچهار مورد احضار و بازجويي دانشجويان در نهادهاي امنيتي
** پنجاه و هفت مورد بازداشت دانشجويان
** شصت و پنج مورد احضار به دادگاه‌هاي عمومي و انقلاب
** سي و هفت مورد محاكمه دانشجويان
** پنجاه و سه مورد حكم قضايي عيله دانشجويان
** يكصد و شصت و هفت مورد احضار به كميته انضباطي كه صد مورد آن در تابستان و تعطيلي دانشگاه ها بوده است
**هشتاد و نه مورد حكم كميته انضباطي
** بيست و پنج مورد تعطيلي نهادهاي مستقل دانشجويي
** سي و نه مورد نشريه توقيف شده
** بيست و هشت مورد مراسم لغو مجوز شده
** هفت مورد اخراج دانشجويان از دانشگاه

دبير تشكيلات دفتر تحكيم وحدت در مورد نهادهاي شاكي از دانشجويان نيز گفت :
** داخل دانشگاه : كميته انضباطي، هيات نظارت بر نشريات دانشجويي، هيات نظارت بر تشكل هاي دانشجويي، حراست، بسيج دانشجويي، رييس دانشگاه ، معاون دانشجويي ، نهاد نمايندگي ولي فقيه در دانشگاهها، جامعه اسلامي دانشگاه .
**خارج از دانشگاه :‌
نيروي انتظامي ، وزارت اطلاعات ، قوه قضاييه ، شوراي نگهبان ، ائمه جمعه ، سپاه پاسداران ،‌ صدا و سيما ، وزارت كشور و وزارت علوم .
وي همچنين گفت : اين برخوردها مختص دانشجويان نيست و بلكه دامنگير اساتيد هم شده است .
هاشمي با اشاره به موضوع بازنشستگي اجباري اساتيد به ويژه در دانشگاه تهران گفت : به طور نمونه در يكي از دانشكده هاي دانشگاه تهران يكي از اساتيد آنجا به مقام رياست مي رسد و سپس اساتيدي را كه مانند او فكر نمي كنند را اجبارا بازنشسته مي كند .

دبير تشكيلات دفتر تحكيم در ادامه گفت : من نمي دانم رييس دولت آيا تا به حال نمره أي به وزير علوم خود داده است يا نه و يا چه قضاوتي مي خواهد در مورد عملكرد وزير علوم داشته باشد .

هاشمي با اشاره به محدوديت هايي كه متوجه نشريات دانشجويي است گفت : عليرغم همه انتقاداتي كه به مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي داريم‏، مطابق همان آيين نامه ها نشريات بايستي پس از انتشار يك نسخه از نشريه خود را به هيات نظارت بدهند اما در حال حاضر هر نشريه بايد قبل از انتشار مطالب خود را به هيات نظارت ارائه دهد تا با تاييد آنها آن نشريه چاپ شود .

وي همچنين از سطح علمي دانشگاهها انتقاد كرد و گفت : متاسفانه در اين زمينه هيچ آمار و كارنامه أي وجود ندارد و هيچ نهادي هم چنين آماري را ارائه نمي دهد اما همه ما با معضل فرار مغزها و مسايلي از اين دست آشنا هستيم.

هاشمي همچنين گفت : وزير علوم كه تنها به مصاحبه هاي پرطمطراق بسنده مي كند و تا كنون به ميان دانشجويان نيامده است چه جوابي براي اين پرسش ها و عملكرد خود دارد.

*** علي نيكونسبتي: آقاي وزير اين اسامي محرومان از تحصيل است

در ادامه اين نشست علي نيكونسبتي عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت نيز با اشاره به پاسخ هاي متعددي كه مسئولان وزارت علوم تاكنون به مساله دانشجويان ستاره دار داده اند گفت : اين تناقض گويي ها نشانه دروغگويي است. آقايان در ابتدا منكر وجود دانشجويان ستاره دار بودند، سپس گفتند كه اين دانشجويان نقص پرونده دارند و بعد هم گفتند اين در مورد دانشجوياني است كه مسائل انضباطي دارند .

نيكونسبتي در ادامه در پاسخ به زاهدي وزير علوم كه چندي پيش گفته بود حتي اگر يك دانشجوي محروم از تحصيل وجود دارد اسم اش را اعلام كنند ليست دانشجويان محروم از تحصيل در دوره كارشناسي ارشد را كه با وجود قبولي علمي در كارنامه هاي ارسالي، اسمشان اعلام نشده است، چنين اعلام كرد .

حنانه عزيزي ‏( دانشگاه علامه طباطبايي) ، سيامك كريمي( دانشگاه همدان) ، ياشار قاجار( دانشگاه پلي تكنيك)، زهرا جاني پور ( دانشگاه همدان) ، محسن فاتحي(دانشگاه تهران).

وي همچنين اسامي دانشجوياني را كه با وجود ثبت نام در دانشگاه در سال گذشته با نظر وزارت اطلاعات قبولي آنها در دانشگاه كان لم يكن تلقي شده است، چنين اعلام كرد:

مهدي اميني زاده (دانشگاه مفيد قم) ، حامد حسن دوست (دانشگاه تربيت معلم تهران) ‏، پيمان عارف ( دانشگاه تهران)

عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت با تاكيد بر اين نكته كه مطابق ضوابط علمي اين دانشجويان قبول شده اند اما اسامي آنها اعلام نشده است‏ ، كارنامه خانم حنانه عزيزي را به خبرنگاران نشان داد كه مطابق آن در مقابل كد قبولي آن درج شده بود ( بند2) نيكونسبتي آنگاه با قرائت بند 2 مربوط گفت: اين دسته از دانشجويان دانشجوياني هستند كه صلاحيت علمي آنها تاييد اما صلاحيت آنها براي ادامه تحصيل از سوي كميته بررسي صلاحيت استاد و دانشجو در سازمان سنجش آموزش كشور تاييد نشده است .

علي نيكو نسبتي همچنين نامه اي را از سوي كميسيون مذكور به خبرنگاران ارائه داد كه مطابق آن نداشتن صلاحيت هاي عمومي دليل اعلام نشدن قبولي يكي از دانشجويان اعلام شده بود .

وي ادامه داد: در مورد خانم زهرا جاني پور هيچ دادگاه و مرجع قضايي ادامه تحصيل ايشان را ممنوع نكرده است. همچنين آقاي محسن فاتحي هم كه مدتي به دلايل نامعلوم بازداشت شده بودند هيچگونه حكمي را دريافت نكرده اند. نيكو نسبتي همچنين گفت : ياشار قاجار هم كه مدتي را در تابستان امسال بنا بر دلايل نامعلوم در بازداشت به سر برد هنوز در هيچ دادگاهي محكوم نشده است.

وي افزود : خانم حنانه عزيزي، سيامك كريمي تاكنون هيچگونه محكوميتي حتي در كميته هاي انضباطي نداشته اند. در مورد خانم عزيزي به دليل اينكه ايشان فرزند آقاي عزيزي بني طرف از روزنامه نگاران هستند از تحصيل محروم شده اند .

عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت با غير منصفانه و بي شرمانه خواندن اينگونه برخوردها با دانشجويان گفت: آقاي نوربخش چرا دروغ مي گوييد كه اين دانشجويان سابقه محكوميت داشته اند؟ آقاي وزير علوم شما گفتيد كه اگر يك اسم هم داريد اعلام كنيد اكنون اين اسامي اعلام شده است.

وي همچنين گفت دو دانشجوي ديگر از دانشگاه تهران هم دچار اين مشكل هستند كه بنا به خواست خودشان نمي توانيم اسامي آنها را اعلام كنيم .

نيكو نسبتي همچنين گفت : آقاي محمدحسن نعيمي پور فرزند آقاي نعيمي پور نماينده مجلس ششم نيز در حالي كه هيچگونه سابقه أي ندارد در زمره دانشجوياني است كه از ثبت نام آنها جلوگيري مي شود و بي شرمانه و بي انصافي است كه به دليل عقايد سياسي انتقادي پدر يك دانشجو چنين برخوردي را با وي انجام دهند .

نيكو نسبتي همچنين با ارائه نامه اي از كميسيون گزينش استاد و دانشجو كه در آن صراحتا به نظريه وزارت اطلاعات براي ممانعت از تحصيل آقاي حامد حسن دوست اشاره شده بود گفت: آقاي حامد حسن دوست از اعضاي انجمن دانشگاه صنعتي اصفهان كه در دانشگاه تربيت معلم مشغول به ادامه تحصيل بوده اند و هيچگونه سابقه محكوميتي چه در داخل و چه در خارج از دانشگاه نداشته‌اند با استناد به نظر وزارت اطلاعات از ادامه تحصيل منع و از دانشگاه اخراج شده اند.

وي افزود : در يك اتفاق جالب توجه پس از اعلام قبولي يك دانشجو در روزنامه كميته انضباطي بلافاصه براي وي حكم صادر كرده است.

نيكونسبتي با انتقاد از عملكرد كميته هاي انضباطي گفت: به اين ترتيب مي توانند از فردا براي هر كس كه مي خواهند ادامه تحصيل ندهد حكم كميته انضباطي صادر كنند.

وي ادامه داد : در يكي از دانشگاه هاي تهران رييس دانشكده يك دانشجو را كتك مي زند و مضروب مي كند و فيلم اين اتفاق هم موجود است اما جالب آنكه آن دانشجو در كميته انضباطي به دو ترم تعليق با احتساب سنوات محكوم مي شود .

نيكونسبتي با اشاره به احضارهاي گسترده دانشجويان دانشگاه تهران گفت : بسياري از اين دانشجويان به دليل اعتراض به انتصاب عميد زنجاني كه فاقد مدرك دانشگاهي است به رياست دانشگاه تهران، احضار شده اند. وي ادامه داد : بله‏ ، كميته هاي انضباطي به اين شكل حكم صادر مي كنند و در آنها چيزي جز بازجويي و محاكمه پشت درهاي بسته اتفاق نمي افتد. بنده صراحتا بگويم در دانشگاه تهران آقاي غلام علي زاده فعالان دانشجويي را ساعتها مورد بازجويي قرار مي دهد. و اين نحوه فعاليت كميته هاي انضباطي است .

***نيكو نسبتي : خواهان عذرخواهي ، استعفا . محاكمه مسئولان وزارت علوم هستيم

عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت گفت : اكنون ما خواهان عذرخواهي ، استعفا . محاكمه مسئولان وزارت علوم به دليل نقض حقوق شهروندي دانشجويان هستيم.

وي گفت : اين يك غده سرطاني در وزارت علوم است و همانطور كه خاتمي شجات آن را داشت كه با غده سرطاني در وزارت اطلاعات برخورد كند در حال حاضر نيز بايد با اين غده سرطاني و درغگو در وزارت علوم برخورد شود .

نيكونسبتي با اشاره به سكوت مقامات وزارت علوم در اين موضوع ادامه داد : آقاي خرمشاد معاون وزير علوم در كه در سفرمكه در مورد تخيلات خود از جنبش دانشجويي با خبرنگارها مصاحبه مي كردند چگونه است كه در شرايط فعلي سكوت كرده اند . من براي رييس دولت متاسفم ، آقاي الهام سخنگوي دولت در اين مورد گفتند كه دولت آنقدر حقير نشده است كه با دانشجويان برخورد كند و من بايد بگويم بر اساس اين مدارك دولت از اين هم حقيرتر شده است و اين مدارك نشانه حقارت دولت است .

** مهدي اميني زاده :‌ وضعيت دخالت حكومت در دانشگاه ها از قبل از انقلاب هم اسفناكتر است

در ادامه اين نشست خبري همچنين مهدي اميني زاده عضو شوراي مركزي سازمان دانش آموختگان ايران گفت : برخلاف صحبتهايي كه از آقاي نوربخش و آقاي الهام مي شنويم . مداركي كه دوستان ارئه دادند و همچنين روندي كه در جريان ادامه تحصيل خود بنده اتفاق افتاده است گوياي واقعيت ديگري است .

اميني زاده در مورد وضعيت ادامه تحصيل خود نيز گفت : سال پيش هنگامي كه در اولين روز شروع كلاس ها بوديم از آموزش دانشگاه با مت تماس گرفتند و گفتند بر اساس نامه كميسيون گزينش سازمان سنجش شما نمي توانيد ادامه تحصيل بدهيد .

وي ادامه داد : در مراجعات بنده به وزارت علوم و سازمان سنجش مشخص شد كه بر اساس اظهار نظر وزارت اطلاعات با اين ادعا كه من با گروههاي منتقد نظام رابطه دارم از ادامه تحصيل من جلوگيري كرده اند .

عضو سابق شوراي مركزي دفتر تحكيم گفت : بعدها در مراجعات حضوري به ما منعكس كردند كه از نظر وزارت اطلاعات بهتر است در همين مرحله با دانشجوياني مانند ما برخورد كنند و به اين شكل براي نظام هزينه كمتري دارد .
اميني زاده گفت : متاسفانه ما هنوز به استقلال دانشگاه نرسيده ايم و الان وضعيت دخالت حكومت در دانشگاه ها از قبل از انقلاب هم اسفناكتر شده است.

اميني زاده خطاب به مسئولان گفت : ما دراين كشور نه مي خواهيم وزير بشويم نه نماينده مجلس و نه حتي كارمند دولت ، ما تنها مي خواهيم درس بخوانيم و علم آموزي كنيم . شما كه ادعاي اسلام داريد با اين همه تاكيد دين اسلام بر علم آموزي چگونه ما را از حق علم آموزي منع مي كنيد .

وي با اشاره به آيين نامه شوراي عالي انقلاب فرهنگي در مورد ممنوعيت از تحصيل دانشجويان گفت : در اين آيين نامه تنها در دو مورد دانشجو را مي توان از ادامه تحصيل ممنوع كرد ، يكي اعتياد به مواد مخدر و شهره بودن به فساد است و ديگري عناد با نظام ، آيين نامه عناد را هم تعريف كرده است كه شامل مبارزه مسلحانه و ترويج عقايد گروه هاي الحادي است .

اميني زاده ادامه داد :‌ ديروز هم در خدمت علماي قم بوديم ايشان نيز تاكيد داشتند كه اين نوع برخورد با دانشجويان خلاف موازين شرعي است .

عضو شوراي مركزي سازمان دانش آموختگان ايران گفت : شما كه در سازمان ملل بر اساس كرامت ذاتي انساني سخنراني مي كنيد ، بگوييد در كجاي دنيا چنين اقداماتي سابقه داشته است . آقاي رييس جمهور شما جز يكسري حقوق بيولوژيك مانند غذاخوردن و نفس كشيدن چه حقي براي ما قايل هستيد ، آقاي رييس جمهور ما چه حقي براي زندگي داريم ؟ آيا شما هم معتقديد منتقدان بايد پاسپورت بگيرند و از كشور خارج شوند ؟

امين زاده افزود : متاسفيم كه پس از انقلاب مشروطه و جنبش ملي نفت و انقلاب بهمن 57 امروز به چنين جايي رسيده ايم .

در ادامه اين نشست محمد هاشمي دبير تشكيلات دفتر تحكيم وحدت گفت : در مورد يكصد دانشجويي نيز كه يك و يا دو ستاره بوده اند نيز بايد اضافه كنيم كه همه آنها به يكسري تعهدنامه اكنون ثبت نام شده اند و برخلاف اظهارات آقاي نوربخش صرفا مفاد آن تعهدها رعايت قانون دانشگاه نبوده است بلكه شامل تعهد به اعتقاد به عقايد سياسي دانشگاه و همكاري با برخي نهادها هم بوده است .
وي گفت حتي اگر اظهارات آقاي نوربخش در مورد مفاد تعهدنامه ها را هم بپذيريم در اين صورت بايد گفت كميته هاي انضباطي هم ديگر بي فايده و عملا حذف شده اند ،‌چرا كه با اين تعهدها هر دانشجويي كه خلاف مقررات دانشگاه عمل كند مستقيما اخراج مي شود و حتي در يك سازوكار مساله دار مانند كميته انضباطي نيز به مساله او رسيدگي نمي شود .

*** پرسش و پاسخ با خبرنگاران

در اين كنفرانس خبري ، خبرنگاري پرسيد ، پس از انقلاب براي تثبيت آن انقلاب فرهنگي در دانشگاه ها انجام شد به نظر شما اكنون اين برخوردها چه ضرورتي دارد .

محمد هاشمي پاسخ داد كه در جمهوري اسلامي همواره به دانشگاه به اين نگاه وجود داشته است كه محل خطر است و همواره مي خواسته اند كه به نحوي جلوي فعاليت هاي آن را بگيرند .
وي افزود : با اين حال هيچگاه در اين امر موفق نبوده اند چراكه آقايان به اين دليل كه خود در دانشگاه نبوده اند با محيط آن آشنا نيستند و نمي دانند كه نقد قدرت و آرمان خواهي جز ذات دانشگاه است و حتي پس از آنكه در دهه 60 همه تفكرات منتقد را از دانشگاه بيرون كردند چون اين مساله در ذات دانشگاه است دوباره جريان نقد قدرت در دانشگاه زاييده مي شود و بايد بدانند كه دانشگاه هيچگاه گوش به فرمان نخواهد بود و حاكميت بايستي نگاه امنيتي به دانشگاه را كنار بگذارد .


مهدي اميني زاده هم در اين مورد گفت : پيش از انقلاب فرهنگي در سفري كه برخي مسئولان به چين داشتند مقامات چيني كه چنين تجربه أي داشتند به ايشان گفته بودند كه از الگوي ما استفاده نكنيد ، چون عواقب آن را ديده بودند ، اما متاسفانه اين كار انجام شد و اكنون نتايج ناگوار اجتماعي آن را مي بينيد كه نيروي متخصص كشور همگي به خارج از كشور رفته است .

وي همچنين گفت : رفتار آقايان متاسفانه باعث خدشاه دار شدن برخي مفاهيم والا مانند عدالت شده است. آقايان از كدام عدالت سخن مي گويند ؟‌ بسياري از دانشجويان هوادار خودشان و از بسيجيان را كه با سهميه هاي بسياري كه دارند وارد دانشگاهمي كنند حالا هم كه يك عده دانشجو با تكيه بر توانايي هاي خودشان مي خواهند علم آموزي كنند با آنها چنين برخوردي مي كنند ، اين چه عدالتي است ؟

خبرنگار ديگري پرسيد آيا اين برخوردها در ادامه سخنان رييس جمهوري براي فرياد بر سر سكولاريسم در دانشگاه ها نيست ؟

علي نيكو نسبتي پاسخ گفت : آقاي احمدي نژاد در نيويورك به جاي آنكه به سوالات در مورد برخورد با دانشجويان و زنداني كردن و … پاسخ بدهد گفت اينها تقصير يك كارمند بوده است و يك اشتباه بوده است ، اكنون به نظر ما اين غده سرطاني در وزارت علوم وجود دارد ، آقاي خاتمي با غده سرطاني در وزارت اطلاعات برخورد كردند آقاي احمدي نژاد هم بايستي برخورد كنند و اگر برخورد نمي كنند يعني با آنها هم عقيده هستند و در اين صورت ايشان نقض قانون اساسي كرده است و ادامه رياست جمهوري ايشان با مشكل مواجه است .

وي همچنين گفت :‌ آقاي احمدي نژاد پس از يكسال گويا قرار است به دانشگاه بيايند ، ما به ايشان پيشنهاد مي كنيم به جاي آنكه در يك سالني وارد بشوند كه همه حاضران از پيش تنظيم شده باشند و برايشان سوت و كف بزنند به سوالات نماينده دفتر تحكيم به عنوان بزرگترين تشكل دانشجويي در ايران پاسخ بگويند .

وي در پايان گفت : آقاي احمدي نژاد به جاي آنكه به روستاهاي دورافتاده برويد و اخبار گلچين شده سفر خود را پخش كنيد اگر شجاعت داريد به دانشگاه بياييد و به اگر اين ديدارها شو و نمايش نيست به سوالات دانشجويان پاسخ بگوييد .

کانون نویسندگان ایران در اعتراض به رخدادهای اخیر در ایران بیانیه ای اعتراض آمیز منتشر کرد

رادیوفردا: در این بیانیه با اشاره به رویدادهای سال تحصیلی جاری آمده است برخی دانشگاه ها از ثبت نام دانشجویان دگراندیش و کسانی که در سال های گذشته فعالیت های سیاسی و فرهنگی داشته اند خودداری کردند. دربیانیه آمده است فعالیت های دانشجویی و چاپ نشریه نه تنها جرم نیست، بلکه حق انکارناپذیر دانشجویان است و می افزاید چنین اقداماتی به تضادهای اجتماعی دامن می زند و بر خلاف حقوق انسانی است. کانون نویسندگان در بیانیه خود نوشتند هجوم بی رحمانه به کارگران از جمله کارگران فرش البرز که برای دریافت دستمزد پرداخت نشده خود گرد آمده بودند، جلوه دیگری از این گونه برخوردهای انسانی است. بیانیه با اشاره به حکم اعدام کبرا رحمانپور می افزاید: چنین انسان هایی قربانیان فقر و ستم مضاعف هستند.

آمريكا يک روز بعد از مذاکرات لاريجانی و سولانا : زمان مذاكرات ايران و اروپا به سر آمده است

پیک ایران:
آمريكا پس از پايان مذاكرات هسته‌اي ميان دبير شوراي عالي امنيت ملي كشورمان و مسئول سياست خارجه اتحاديه اروپا در برلين اعلام كرد، زمان براي مذاكره كنندگان اروپايي براي متقاعد كردن تهران به تعليق غني‌‌سازي اورانيوم به سر آمده است.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از خبرگزاري "پرس تراست او آينديا"، "شون مك‌كورمك" سخنگوي وزارت امور خارجه آمريكا روز گذشته اعلام كرد، جمهوري اسلامي ايران در مذاكرات اخير علي لاريجاني و خاوير سولانا، با تعليق برنامه غني‌سازي اورانيوم مخالفت كرده است.
وي تاكيد كرد، ضرب‌الاجل تازه‌اي كه ميان پنج عضو دايم شوراي امنيت سازمان ملل بعلاوه آلمان موسوم به گروه 1+5 براي تمكين ايران به درخواست شوراي امنيت تعيين شده غيرقابل تغيير است.
مك‌كورمك با تكرار تهديدهاي آمريكا مبني بر اين كه شش كشور ايران را تحريم خواهند كرد،‌ افزود: «جدول زماني كه در نيويورك مورد توافق قرار گرفت، به قوت خود باقي است و اكنون مدت چنداني تا رسيدن به آن زمان نداريم.»
اين در حالي است، هيچگونه مهلتي بطور رسمي از سوي انگليس، فرانسه، روسيه، چين و آمريكا بعلاوه آلمان اعلام نشده و تنها برخي از ديپلمات‌هاي اروپايي پيش از اين اوايل ماه اكتبر يعني چند روز آينده را به عنوان مهلت مذاكره عنوان كرده‌اند.
مك‌كورمك درباره وضعيت جاري مذاكرات گفت: «اكنون توپ در زمين ايران است.»
اين سخنگو افزود: «كسي دوست ندارد كه به راه تحريم وارد شود و اين مسئله، گزينه اول ما نيست.»
وي خاطر نشان كرد:‌ «اگر نظام ايران اين راه را گشوده است، ما‌ آماده شده‌ايم تا در كنار گروه 1+5 به اين راه وارد شويم.»

لایحه پشتیبانی از دموکراسی در ایران، در مجلس نمایندگان آمریکا به تصویب رسید

رادیوفردا: لایحه 6198 شکل جدید لایحه 282 است که چندی پیش به تصویب مجلس نمایندگان آمریکا رسید، اما با مخالفت هایی از سوی کاخ سفید روبرو شد. الینا رازلتنین نماینده جمهوری خواه از ایالت فلوریدا لایحه حمایت از دموکراسی در ایران را به مجلس نمایندگان ارائه کرد. این لایحه طرفداران و مخالفانی از هر دو حزب داشت. خانم رازلتنین می گوید: این لایحه ارائه مجازات های اجباری بر طرف هایی که کالا، خدمات، فن آوری یا هر چیز دیگری را به ایران صادر، منتقل یا فراهم می آورند، بدان وسیله بر توان حکومت ایران به دستیابی به سلاح های شیمیایی، میکروبی یا هسته ای می افزایند. در بخش دیگر هدف این لایحه چنین آمده است؛ «قانونی کردن اغلب تحریم های جاری آمریکا علیه ایران که تاکنون به صورت فرمان اجرایی بوده است و افزایش آستانه ای که رئیس جمهوری مجازات طرف های سرمایه گذار در بخش انرژی ایران را تخفیف بدهد. اجازه کمک به پیشبرد دموکراسی و حقوق بشر و سازمان های مستقل رادیو و تلویزیون که از معیارهای مشخصی برخوردار باشند».

پس از هجده سال، دفتر اکبر هاشمی رفسنجانی نامه آیت الله خمینی درباره اعلام آتش بس در جنگ ایران با عراق را منتشر کرد

زادیوفردا: پس از گذشت هجده سال، دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نامه آیت الله خمینی درباره اعلام آتش بس در جنگ ایران با عراق را منتشر کرد. به دنبال انتشار مصاحبه اکبر هاشمی رفسنجانی در رسانه ها، برخی افراد نامه محسن رضایی فرمانده وقت سپاه پاسداران به آیت الله خمینی را تکذیب کردند و دفتر آقای رفسنجانی برای رفع هرگونه شبهه ای، متن نامه را که در تاریخ 25 تیرماه سال 1367 نوشته شده عینا منتشر کرد. آیت الله خمینی در نامه خود به مسئولین وقت نوشته است: «مسئولین نظامی صریحا اعتراف می کنند ارتش اسلام به این زودی ها هیچ پیروزی به دست نخواهد آورد و با توجه به نامه تکان دهنده فرمانده سپاه و با توجه به استفاده گسترده دشمن از سلاح های شیمیایی و نبود وسایل خنثی کننده آن با آتش بس موافقت کرده و برای روشن شدن درباره اتخاذ این تصمیم تلخ به نکاتی از نامه فرمانده سپاه که در تاریخ دوم تیرماه 1367 نوشته اشاره می شود». آیت الله خمینی سپس به نقل از محسن رضایی نوشته است: «تا پنج سال دیگر هیچ پیروزی نخواهیم داشت؛ باید توسعه نیروی سپاه به هفت برابر و ارتش به دو برابر و نیم افزایش یابد و البته آمریکا را هم باید از خلیج فارس بیرون کنیم و الا موفق نخواهیم بود».


پس از گذشت هجده سال، دفتر اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نامه آیت الله خمینی درباره اعلام آتش بس در جنگ ایران با عراق را منتشر کرد. به دنبال انتشار مصاحبه آقای رفسنجانی در روزنامه ها و سایت های خبری، برخی افراد نامه محسن رضایی فرمانده وقت سپاه پاسداران به آیت الله خمینی را تکذیب کردند و دفتر هاشمی رفسنجانی برای رفع هرگونه شبهه ای، متن نامه آیت الله خمینی را که در تاریخ 25 تیرماه سال 1367 نوشته شده عینا منتشر کرده است.
حسین قویمی (رادیو فردا): آیت الله خمینی در نامه خود به مسئولین وقت نوشته است: مسئولین نظامی اعم از ارتش و سپاه که خبرگان جنگ می باشند، صریحا اعتراف می کنند ارتش اسلام به این زودی ها هیچ پیروزی به دست نخواهد آورد و با توجه به نامه تکان دهنده فرمانده سپاه پاسداران که یکی از دهها گزارش نظامی سیاسی است که بعد از شکست های اخیر رسیده و با توجه به استفاده گسترده دشمن از سلاح های شیمیایی و نبود وسایل خنثی کننده آن با آتش بس موافقت کرده است و برای روشن شدن درباره اتخاذ این تصمیم تلخ به نکاتی از نامه فرمانده سپاه که در تاریخ دوم تیرماه 1367 نوشته است اشاره می شود.

آیت الله خمینی که 25 روز پس از دریافت نامه فرمانده سپاه پاسداران وقت محسن رضایی به نوشتن این نامه دست زده است، سپس به نقل از او نوشته است تا پنج سال دیگر هیچ پیروزی نخواهیم داشت و ممکن است در صورت داشتن وسائلی که در طول پنج سال به دست می آوریم، قدرت عملیات انهدامی و یا مقابله به مثل را داشته باشیم. آیت الله خمینی به نقل از فرمانده سپاه پاسداران همچنین نوشته است باید توسعه نیروی سپاه به هفت برابر و ارتش به دو برابر و نیم افزایش یابد و اضافه کرده البته آمریکا را هم باید از خلیج فارس بیرون کنیم و الا موفق نخواهیم بود.

آیت الله خمینی در نامه خود افزوده است: این فرمانده مهمترین قسمت موفقیت طرح خود را تهیه به موقع بودجه و امکان دانسته است و نوشته که بعید به نظر می رسد دولت و ستاد فرماندهی کل قوا بتوانند به تعهد خود عمل کنند. آیت الله خمینی در این نامه همچنین نوشته است آقای نخست وزیر از قول وزرای اقتصاد و بودجه وضع مالی نظام را زیر صفر اعلام کرده اند و مسئولین جنگ می گویند تنها سلاح هایی را که در شکست های اخیر از دست داده ایم به اندازه بودجه ای است که برای سپاه و ارتش در سال جاری در نظر گرفته شده بود.

آیت الله خمینی سپس افزوده است مسئولین سیاسی می گویند از آنجا که مردم فهمیده اند پیروزی سریع به دست نمی آید، شوق رفتن به جبهه در آنها کم شده است و اضافه می کند این تصمیم برای من چون زهر کشنده است، ولی راضی به رضای خداوند متعال هستم و برای صیانت از دین او و حفاظت از جمهوری اسلامی اگر آبرویی داشته باشم خرج می کنم. آیت الله خمینی آنگاه خطاب به خدا نوشته است: «خداوندا ما برای دین تو قیام کردیم و برای دین تو جنگیدیم و برای حفظ دین تو آتش بس را قبول می کنیم و در پایان از خداوند می خواهد هرچه زودتر شهادت را نصیبش فرماید».

September 28, 2006

هشدار شاخه اينترنتي اپوزيسيون: در چاه بوش نيفتيد

خُسن آقا: نگفتیم حسین درخشان نوکر رژیم است!؟ این هم نشانه آن: در این خبر سایت آقای رضایی (بازتاب) از ایشان بطور غیر مستقیم تمجید می‌کند

بازتاب:
حسن درخشان، نخستين وبلاگ‌نويس فارسي درباره تبديل شدن به مجري برنامه‌هاي كاخ سفيد، به روزنامه‌نگاران منتقد جمهوري اسلامي هشدار داد.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، درخشان كه از روزنامه‌نگاران روزنامه‌هاي اصلاح‌طلب، همچون نشاط بوده و چندي است در خارج از كشور و با ادبيات اپوزيسيون قلم مي‌زند، در مقاله جديد خود، درباره فعاليت در يك ماهنامه كه بودجه خود را از دولت آمريكا تأمين مي‌كند، به دوستانش هشدار داد.

وي مدتي پيش، سفري دو ماهه به رژيم اسرائيل داشت و مدتي نيز به عنوان كارشناس با راديو آمريكا همكاري مي‌كرد.
اكنون بدون هيچ‌گونه قضاوتي، توجه خوانندگان را به نوشته اخير درخشان جلب مي‌كنيم:

خانه‌ آزادي يا Freedom House سازمان آمريکايي است با منبع درآمدي تقريبا به کل دولتي که هدف ظاهري‌اش، گستردن ليبرال دمکراسي در دنياست.
ولي نتيجه عملکردش در اين چند دهه، بيشتر به سمت برانداختن حکومت‌هاي کمونيست و ضدآمريکايي و کمک به نيروهاي سياسي طرفدار آمريکا بوده است؛ از همکاري براي ساقط کردن کاسترو در کوبا بگيريد تا کمک به «انقلاب تارنجي‌» در اوکراين.

«جيمز ووزلي»، رئيس سابق «سي.آي.اي ا» سال 2005 رئيس هيات مديره آن بوده و «پيتر اکرمن»، هم‌اكنون جايش را گرفته. در هيات مديره‌اش هم از آذر نفيسي که همه با نزديکي و خدماتش به نومحافظه‌کاران آشناييد تا مارک پالمر که سفير سابق آمريکا در مجارستان بوده و از بنيانگذاران نشنال اندامنت فور دمکراسي (National Endowment for Democracy) هم هست.
او نويسنده‌ کتابي به نام «چطور محور شرارت را به زانو درآوريم» که در سال 2003 چاپ شده است و تازگي هم در دوبي يک شرکت رسانه‌اي به نام سيگنال «وان تي‌.وي» درست کرده تا با آن براي جوانان ايران و عراق و سعودي برنامه درست کند. (يک بلاگر آمريکايي مي‌نويسد که اين شبکه‌ها قرار است درواقع فاکس‌نيوز براي خاورميانه باشد).

حالا همين «خانه آزادي» که بر اساس گزارش فايننشال تايمز از وزارت خارجه آمريکا براي عمليات مخفيانه بودجه گرفته، در ادامه‌ گسترش فعاليتش درباره ايران، وب‌سايتي به زبان فارسي راه انداخته با نام «گذار» که خودش آن را مجله‌اي ماهانه براي «دمکراسي و حقوق بشر» معرفي مي‌کند و اتفاقا لوگويش هم برگرفته از لوگوي خود خانه آزادي است.

نخستين مقاله آن را هم «کارل گرشمن» و «مايکل آلن»، از اعضاي برجسته‌ نشنال اندامنت نوشته‌اند که از جورنال اين مؤسسه؛ يعني دمکراسي ترجمه شده است و در آن توضيح مي‌دهند که چطور بايد جلوي دولت‌هاي «دوزيست» که در آنها انتخابات آزاد و سازمان‌هاي دولتي وجود دارند ولي در مقابل مثلا پارلمانشان ضعيف است، رسانه‌هايشان دولتي است، قوه‌ قضاييه‌شان مستقل نيست و امثال آن ايستاد. در آن از «انقلاب نارنجي» اوکراين هم تجليل شده و آن را نشانه‌‌اي از موفقيت روش پيشنهادي مقاله مي‌داند.

گذار ادعا مي‌کند که مي‌خواهد با درست کردن فضايي Inclusive (که نمي‌دانم چرا به «ويژه» ترجمه شده نه «باز و دربرگيرنده» که معني اصلي آن است) و Provocative؛ يعني «بحث‌برانگيز» درباره مفهوم آزادي به ايرانيان دمکرات کمک کند، ولي در عمل همه‌ مطالب آن نگاه مشابهي به چند مساله خاص دارند که در اين جمله‌ها خلاصه مي‌شود: وضع حقوق بشر در ايران فاجعه است؛ برنامه‌ اتمي ضد حقوق بشر و دمکراسي در ايران است؛ وضع مطبوعات فاجعه است؛ سانسور در سينما بيداد مي‌کند؛ شاعران زن و فمينيست‌ها «خار چشم» جهوري اسلامي‌اند؛ وضع حقوق اقليت‌ها فاجعه است؛ وضع حقوق کارگران دهشتبار است؛ ايران حامي حزب‌الله است و... .

ماجراي گذار، جنجالي هم در هلند به پا کرده است. براي اين که توماس اردبرينک، خبرنگار روزنامه‌ مهم NRC در تهران، هفته‌ پيش فاش کرد که «فريدام هاوس» با پولي که وزارت خارجه‌ هلند به آن داده، وب‌سايت گذار را راه انداخته است. منبع اين پول هم احتمالا همان بودجه‌اي است که از پارلمان هلند براي کمک رسانه‌اي به ايران در نظر گرفته شده بود و دولت هلند آن را خرد کرد و به سازمان‌هاي گوناگون داد.
چند روز پيش نوشتم که کمک به گفتمان جهاني دمکراسي و حقوق بشر، بيشتر به نفع حکومت آمريکاست تا مردم ايران و براي همين همکاري با پروژ‌‌ه‌هايي اين چنين کاملا برخلاف منافع ملي است. گذار از همان اول در همين گفتمان خود را تعريف مي‌کند و براي همين خود را «نامه‌اي براي دمکراسي و حقوق بشر» مي‌نامد.

بخش غم‌انگيز ماجرا آنجاست که تعدادي از همکاران اين ماهنامه، کساني هستند که هميشه با دريافت پول از آمريکايي‌ها براي دخالت در اوضاع ايران مخالفت کرده‌اند. از بين آنان کوثر حتي کار صرفا فني براي جايي مانند راديو فردا را محکوم مي‌کند و نشانه‌ بي‌اخلاقي و خودفروختگي مي‌داند، ولي حالا خودش دارد به يک مؤسسه‌ نزديک به نومحافظه‌کاران آمريکايي که هدفي جز سرنگوني جمهوري اسلامي ايران از زاويه‌ ترويج دمکراسي و حقوق بشر کمک مي‌کند. عباس معروفي و رويا طلوعي و عيسي سحرخيز و خيلي‌هاي ديگر هم در همين پروژه دانسته يا ندانسته دارند به بوش براي سرنگوني [آيت‌الله] خامنه‌اي کمک مي‌کنند. آيا اين تصميمشان آگاهانه است يا بازي خورده‌اند؟

كنگره آمريكا بار ديگر تمديد تحريمها و كمك به مخالفان ايران را بررسي مي كند

پیک ایران:
جام جم : سناي آمريكا بنا دارد فردا جمعه لايحه‌اي را به بررسي براي راي گيري قرار دهد كه بر اساس آن تحريمهاي چندين ساله يكجانبه آمريكا عليه ايران را تمديد كرده و بطور غير مستقيم اختياراتي را براي اقدام عليه ايران در اختيار دستگاه اداري واشنگتن قرار دهد.
به گزارش خبرنگار فارس از لندن و به نقل از شعبه آمريكايي نهاد مدني "مبارزه عليه تحريم و اقدام نظامي عليه ايران" معروف به "كاسمي"، شروع بحث در خصوص اين موضوع ها در نتيجه تفاهمي بين نمايندگان جمهوريخواه مجلسهاي سنا و نمايندگان و مسوولان دولت آمريكا مي باشد.
كاسمي نهادي است كه در سال گذشته و در پي افزايش تهديدهاي آمريكا و انگليس عليه ايران جهت مقابله با اين تهديدها راه اندازي شده و در هر دو كشور انگليس و آمريكا فعال مي باشد.
كاسمي افزوده است، بر اساس برنامه هاي كاري مجلس سنا كه پيشتر اعلام شده بود، قرار بود اين مجلس فقط موضوع تمديد سالانه قانون موسوم به "تحريم يكجانبه ايران- ليبي( ايلسا) را مطرح كند.
به نوشته اين نهاد، ولي در پي تفاهمي كه برقرار شده لايحه اي تقديم سنا شده كه در صورت تصويب علاوه بر آن كه تحريم يكجانبه ايران تا دسامبر سال 2011 ميلادي (پنج سال ديگر) تمديد مي شود، پيشنهادهاي سناتور "ريك سانتوريوم" به استناد "قانون حمايت از آزادي ايران" معروف به "آي اف اس اي" و حمايت علني از گروههاي مخالف ايران نيز جنبه اجرايي به خود مي گيرد.
حاميان اين لايحه در مجلس استدلال مي‌كنند كه تقويت تحريمها عليه ايران و اعلام حمايت رسمي از گروههاي "به اصطلاح" حامي دموكراسي براي تضعيف حكومت ايران ضروري مي باشد.
اين دسته از نمايندگان براي تقويت استدلال خود به خودداري ايران از اجراي قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل در خصوص توقف برنامه هاي هسته اي ايران اشاره مي كنند و آن را سندي دال بر اين كه به روند سختگيرانه تري عليه ايران نياز مي باشد، معرفي مي كنند.
به نوشته كاسمي، اما در مقابل، نمايندگان مخالف اين لايحه با استناد به نقطه نظرهاي طرح شده از سوي گروهها و افراد ناراضي ايراني استدلال مي كنند عرضه كمكهاي مالي و حمايت از گروههاي هوادار دموكراسي فقط منجر به سخت تر شدن فعاليت آنها خواهد شد.
اين گروه از نمايندگان همچنين معتقدند اعمال تحريمهاي بيشتر فقط موجب خسارت مردم ايران و نه دولت در اين كشور خواهد شد.
مخالفان لايحه معتقدند، در حالي كه در شرايط فعلي گفتگوهاي حساسي بين اتحاديه اروپا و ايران در برلين در جريان است ، زماني كه براي طرح اين لايحه در مجلس سنا انتخاب شده تخريب كننده اين مذاكرات مي باشد و طبيعت اين لايحه قادر است پنجره هاي كوچك باقي مانده براي ادامه ديپلماسي را كه تاكنون باز مانده است، به سرعت ببندد.
كاسمي به نقل از يك نهاد ديگر ايراني امريكايي موسوم به "شوراي ملي ايرانيان آمريكايي" اعلام كرده است، نمايندگان مجلس سنا در حال آخرين بحثها در مرحله قبل از راي گيري مي باشند.
اين دو نهاد از ايرانيان مقيم آمريكا درخواست كرده‌اند با نمايندگان ايالتي كه در آن زندگي مي كنند تماس گرفته و نقطه نظرهاي خود را در باره لايحه مطرح كنند.

Death penalty/ stoning

آبادانیا:
Paper reprints authorised. Electronic redistributors
must request permission from Amnesty International.
Contact: ua@amnesty.org.uk
PUBLIC

AI Index: MDE 13/111/2006
27 September 2006

UA 256/06

Death penalty/ stoning

IRAN

Parisa Akbari (f)
Iran Eskandari (f)
Khayrieh Valania (f)
Shamameh Ghorbani (also known as Malek) (f)
Kobra Najjar (f, aged 44)
Soghra Mola'i (f)
Fatemeh (f)

The women named above are at risk of execution by stoning.

Parisa Akbari was arrested in April 2004, while working as a
prostitute in the city of Shiraz in southern Iran. She confessed
to the charge of adultery during the preliminary investigations,
claiming that she had been forced into prostitution by her husband
due to the family's poverty. Her trial took place in June 2004,
during which Parisa Akbari retracted her confession. Nevertheless,
on 21 June 2004, Branch 5 of Fars province Criminal Court
sentenced her to death by stoning for adultery. The sentence was
upheld by Branch 32 of the Supreme Court on 15 November 2005. Her
case is currently being reviewed by the Supreme Court. Parisa
Akbari is detained in Adelabad prison in Shiraz.

Iran Eskandari, an Ahwazi Arab from the Bakhtiari clan, was
reportedly talking to the son of a neighbour in the courtyard of
her house, when her husband attacked her with a knife. She was
badly beaten and left bleeding and unconscious on the floor. While
she was unconscious, it is alleged that the man killed her husband
with his own knife. While police were interrogating her about the
killing, Iran Eskandari reportedly confessed to adultery with the
son of her neighbour. However she later retracted her confession.
A court in the city of Khuzestan sentenced her to five years'
imprisonment for being an accomplice in the murder of her husband,
and to execution by stoning for adultery. The verdict was upheld
by the Supreme Court in April 2006. Her lawyer has appealed
against the sentence. She is detained in Sepidar prison, in Ahvaz
city.

Khayrieh Valania, an Ahwazi Arab, was reportedly subjected to
domestic violence by her husband. She allegedly began an affair
with a relative of her husband, who then murdered him. She was
sentenced to death by Branch 3 of Behbahan Court, in Khuzestan in
southwestern Iran, for being an accomplice in the murder of her
husband, and death by stoning for adultery. Khayrieh Valania has
denied any involvement in her husband's murder, but confessed to
adultery. The sentence was upheld, and the case has reportedly
been sent to the Head of the Judiciary for permission to be
implemented. Talking about her fate, Khayrieh Valania said "I am
ready to be hanged, but they should not stone me. They could
strangle you and you would die, but it is very difficult to have
stones hitting you in the head".

Shamameh Ghorbani (also known as Malek), arrested in June 2005,
was sentenced to execution by stoning for adultery by a court in
Oromieh in June 2006. She is reportedly held in Oromieh prison.
Her brothers and husband reportedly murdered a man that they found
in her house, and she too was nearly killed after they stabbed her
with a knife. Shamameh Ghorbani's case is reportedly being re-
examined.

Kobra Najjar, who is detained in Tabriz prison in northwestern
Iran, is at imminent risk of execution. She was sentenced to eight
years' imprisonment for being an accomplice to the murder of her
husband, and execution by stoning for adultery. She was scheduled
to be executed after serving her prison sentence, which was
finished two years ago. She has reportedly written to the Judicial
Commission for Amnesty to ask for her sentence of execution by
stoning to be commuted, and is awaiting a reply. Kobra Najjar was
allegedly forced into prostitution by her husband, a heroin addict
who was violent towards her. In 1995, after a severe beating by
her husband, she told one of her regular customers that she wanted
to kill her husband. The customer allegedly murdered her husband
after Kobra Najjar took him to an arranged meeting place. He was
sentenced to death, but he was pardoned by the victim's family, to
whom he paid diyeh (blood money).

Soghra Mola'i was sentenced to 15 years' imprisonment for being an
accomplice to the murder in January 2004 of her husband Abdollah,
and to execution by stoning for adultery. During interrogation she
said "My husband usually tormented me. Nevertheless, I did not
intend to kill him. On the night of the incident ... after Alireza
killed my husband, I ran away with him because I was scared to
stay at home, thinking that my brothers-in-law would kill me."
Alireza was sentenced to death for the murder of Soghra Mola'i's
husband, and to 100 lashes for "illicit relations". The sentences
are pending examination by the Supreme Court. It is believed that
Soghra Mola'i is detained in Reja'i Shahr prison, Karaj, near
Tehran.

In May 2005, Branch 71 of the Tehran Province Criminal Court
sentenced Fatemeh (surname unknown) to retribution (qesas) for
being an accomplice to murder, and execution by stoning for having
an 'illicit relationship' with a man named Mahmoud. Her husband
was sentenced to 16 years' imprisonment for being an accomplice to
the murder of Mahmoud. The case is currently being examined in the
Supreme Court. According to a May 2005 report in the newspaper
Etemad, an altercation occurred between Mahmoud, and Fatemeh's
husband. Fatemeh confessed to tying a rope around Mahmoud's
throat, which resulted in his strangulation. She has claimed that
she intended merely to tie his hands and feet after he was
unconscious and hand him over to the police.

BACKGROUND INFORMATION Amnesty International is aware of two other
women under sentence of execution by stoning in Iran, Ashraf
Kalhori (see UA 203/06, MDE 13/083/2006, 27 July 2006; and
updates), and Hajieh Esmailvand (see UA 336/04, MDE 13/053/2004,
16 December 2004; and updates). The Head of the Judiciary
announced a moratorium on the use of stoning in December 2002, but
reports indicate a man and a woman may have been stoned to death
in May 2006.

RECOMMENDED ACTION: Please send appeals to arrive as quickly as
possible, in Persian, English, Arabic or your own language:
- calling for the sentences of execution by stoning of the seven
women named above (naming them) to be commuted immediately;
- stating your unconditional opposition to the death penalty, as
the ultimate cruel, inhuman and degrading punishment and violation
of the right to life;
- reminding the Iranian authorities that the UN Human Rights
Committee (in the case of Toonen v Australia) has made clear that
treating adultery and fornication as criminal offences does not
comply with international human rights standards. Therefore the
sentence of execution by stoning for adultery breaches Iran's
commitment under article 6(2) of the International Covenant on
Civil and Political Rights that death sentences will be imposed
"only for the most serious crimes";
- calling for the abolition of execution by stoning in Iran as a
positive step towards implementing international law and standards
for the protection of human rights.

APPEALS TO
(Time difference = GMT + 3.5 hrs / BST + 2.5 hrs):
Leader of the Islamic Republic
His Excellency Ayatollah Sayed 'Ali Khamenei, The Office of the
Supreme Leader
Shoahada Street, Qom, Islamic Republic of Iran
Email: info@leader.ir OR istiftaa@wilayah.org
[Salutation: Your Excellency ]

Head of the Judiciary
His Excellency Ayatollah Mahmoud Hashemi Shahroudi
Ministry of Justice, Park-e Shahr, Tehran, Islamic Republic of
Iran
Email: Please send emails via the feedback form on the Persian
site of the website: http://www.iranjudiciary.org/contactus-
feedback-fa.html
(The text of the feedback form translates as: 1st line: name, 2nd
line: email address, 3rd line: subject heading, then enter your
email into the text box)
[Salutation: Your Excellency]

PLEASE SEND COPIES OF YOUR APPEALS TO: His Excellency Mr Hamid
Reza Nafez Arefi, Embassy of Islamic Republic of Iran, 16 Prince's
Gate, London SW7 1PT. Fax: 020 7589 4440, Email: info@iran-
embassy.org.uk


PLEASE SEND APPEALS IMMEDIATELY. Please do not send appeals after
8 November 2006.

----------------------------------------------------

SHOULD YOU MENTION AMNESTY INTERNATIONAL IN YOUR APPEALS? The name of
Amnesty International may be used unless otherwise stated in the text above. Letters written in a
private or personal capacity may be more effective.
FAX NUMBER NOT WORKING? Officials will sometimes switch off their fax machines to stop
appeals arriving – please keep trying. If you can't get through, please
put your appeal in the post. If a number is unobtainable please inform the Urgent Action team.
EMAIL ADDRESS NOT WORKING? Please send a copy of the delivery error report to
ua@amnesty.org.uk
RECEIVED A REPLY FROM A GOVERNMENT OFFICIAL? Please send it or a copy to the
Urgent Action team. If appropriate, thank the official who has replied and ask
to be kept informed about the case.