اخبار

« September 2006 | Main | November 2006 »

October 31, 2006

گزارشی از وضعیت بند 209 وزارت اطلاعات: قابل توجه سازمانها و مجامع مدافع حقوق بشر

پیک ایران:
بند 209 زندان اوین، از جمله بندهایی است که زیر نظرمستقیم وزارت اطلاعات بوده و هیچ مرجعی از قوه قضائیه تا سازمان زندانها، اجازه سرکشی به آنجا و بررسی وضعیت آن را ندارد( توضیح اینکه: یک روز پیش از مرگ اکبر محمدی در زندان، نمایندگان مجلس مجوز بازدید از این بند را بدست نیاوردند).به همین دلیل زندانیان نگهداری شده در این بند که عموما زندانیان سیاسی- امنیتی هستند نامشان در لیست زندان ثبت نشده و در اکثر موارد خانواده های این افراد به مدتهای طولانی از وضعیت زندانیان خود بی اطلاع هستند.

سالن 1 این بند، بند زنان را شامل میشود که فعالین زن پس از بازداشت به آنجا منتقل میشوند. و از آنجا که گنجایش این بند کم بوده و دارای 7 سلول است، پس از بازداشت گسترده در جریان تجمعات، مسئولین زندان ناچار به نگهداری چند نفر در یک سلول میشوند که گاهی تعداد این افراد به 6 نفر نیز میرسد. این در حالی است که هیچ گونه امکانی جهت تهویه در سلول موجود نبوده و افراد امکان هیچ نوع حرکتی را ندارند.

در سایر بندهای این بازداشتگاه، زندانیان سیاسی به مدتهای گاه تا چندین ماه در سلولهای انفرادی نگهداری میشوند و تحت بازجوییهای طولانی مدت قرار دارند. زندانیان به مدتهای طولانی از نور آفتاب و هوای مناسب محروم بوده و هواخوری آنان نیز یک اتاق دربسته میباشد که به چند گلدان مزین شده است .

دیوار سلول، رنگ سبز روشن است که در بعضی موارد برای زندانیان بسیار آزار دهنده میباشد و از نظر روحی تاثیرات مخربی بر روان زندانی باقی میگذارد ، و روشنایی سلول بوسیله یک لامپ مهتابی است که به صورت 24ساعت در سلول روشن است.

از قوانین این بند داشتن چشم بند است، بطوریکه که از لحظه ی ورود به ساختمان، چشم بند به زندانی زده میشود و فقط در سلول خود اجازه برداشتن آن را دارد.زندانیانی که که به زدن چشم بند اعتراض کنند و از زدن آن خودداری ورزند، مورد ضرب و شتم قرار گرفته و آزار و اذیت قرار میگیرند( مهندس موسوی خوئینی در اعتراض به غیر قانونی بودن استفاده از چشم بند در این بازداشتگاه از سوی مامورین بند 209 مورد ضرب و شتم قرار گرفت). بازجوییها نیز در اغلب اوقات با چشم بند انجام میشود.

زندانیان پس از تکمیل پرونده ی خود و پس از طی کردن مراحل کارشناسی که گاه تا چندین ماه طول میکشد، حق استفاده از تلفن را دارند که هفته ای یکبار به مدت حداکثر 5 دقیقه میباشد.

بند 122 بازداشتگاه 209: که به عنوان بند نیمه عمومی معرفی میشود، و هم اکنون تعداد زیادی از زندانیان سیاسی در این بند نگهداری میشوند به ادعای بسیاری از افراد نگهداری شده در آن؛ از شرایط به مراتب بدتری نسبت به سلولهای انفرادی برخوردار است.

پنجره های این اتاقها( که به صورت انفرادی های چند نفره است به این شکل که دیوار بین دو سلول انفرادی را برداشته و آن را به اتاقی بزرگتر تبدیل کرده اند) به عوض اینکه رو به هوای آزاد باشد به سمت راهروهای منتهی به سولهای انفرادی است. همچنین تهویه نامناسب در این اتاقها شرایط را برای زندانیان بسیار نامساعد ساخته است.

در این بند زندانیان در هفته تنها 120 دقیقه حق استفاده از هواخوری را داشته و به مدت 20 دقیقه امکان ملاقات با خانواده شان را دارند.

فضای شدید امنیتی در این بند از جمله معضلات آن است، کیفیت غذا بسار پایین میباشد بطوریکه زندانیان در بسیاری اوقات پس از دریافت غذا ناچار به دور ریختن آن میشوند. این زندانیان معمولا اجازه خرید مایحتاج خود را به صورت دلخواه ندارند، و میبایست خرید آنها با نظر زندان و تایید مسئولین صورت گیرد.

با توجه به اینکه بند 209 محلی برای نگهداری زندانیان سیاسی به منظور کارشناسی پرونده آنان است، با این حال تعدادی از زندانیان با وجود صدور حکم از سوی دادگاه همچنان در این بند نگهداری میشوند. زندانیانی که گاه سالها ناچار به تحمل شرایط طاقت فرسای این بند میباشند. که از جمله تعدادی از آنان میتوان به

رضا ملک : دارای 12 سال حبس، 4 سال در بند 209- به مدت یکسال و نیم است که در اعتراض به بلاتکیفی خود از رفتن به هواخوری خودداری کرده است.

سعید ماسوری: مجاهد، حکم اعدام- 3 سال در بند 209

دکتر علیرضا ساسانی: محقق و دانشمند ایرانی، کاشف واکسن اوریون، به مدت نامعلوم حدود 2 سال

دکتر ابراهیمی: نویسنده

احمد باطبی: دانشجو، 15 سال حبس،

و بسیاری دیگر از زندانیان سیاسی – امنیتی اشاره کرد.

ضمن اینکه در بند دیگر نیمه عمومی این بازداشتگاه، تعدادی از اعضای القاعده نگهداری میشوند که در مورد شرایط نگهداری این افراد اطلاع زیادی در دست نیست.

لازم به ذکر است هم اکنون رئیس بند 209، فردی به نام مصطفی کریمی میباشد که در جهت اعمال فشار بر زندانیان و اذیت و آزار آنان نقش برجسته ای را ایفا میکند. عوامل تحت امر وی نیز زندانیان سیاسی را مورد آزار و اذیت روحی قرار میدهند.

خاطرات من و آقا، بخش چهارم، اسد مذنبی

گویانیوز:
چهارشنبه ۱۶ مرداد ماه۸۱
باز هم "شرف" يابی! آقا پرسيدند جنجال ديروز مجلس بر سر چه بوده؟ عرض کردم کمک ۵۵۰ ميليون دلاری به افغانستان آقا خنديدند و گفتند خبر ندارند که ما نصف پولها را تحويل طرفهای افغان داده ايم و در ثانی چرا وقتی به سوريها و حزب الله ميدهيم جيکشان درنميآيد و پرسيدند طرفهای افغان کی جنس ها را تحويل ميدهند؟! گفتم پس بلاعوض نبوده آقا خنديدند. عرض کردم برادر "گل و بلبل بدين" با چند من نمونه آماده "شرف" يابی است. آقا خطاب به برادر گفتند چرا زده ايد زير قيمتهای توافق شده، برادر جواب دادند آمريکايی ها در کار تحويل تکنولوژی از افغانستان به ايران کارشکنی ميکنند! آقا فرمودند چون سر خودشان بی کلاه مانده و گويا از پرويز مشرف باج کلانی گرفته اند و تعهد کرده اند که از وی در مقابل رقبای کلمبيايی در بازارهای اروپا و آمريکا حمايت کنند. وقتی تنها شديم آقا گفتند کسری بودجه ۵۵۰ ميليون دلاری را از محل فروش تراکم جبران کنيد گفتم شورای شهر را چکار کنيم گفتند درش را تخته کنيد.
آقا پرسيدند نفهميدی رئيس جمهور با محافظان آمريکايی کرزای احوالپرسی کرده يا خيرگفتم خير ولی گويا بين محافظان ايشان و آمريکايی ها شيشکی رد و بدل شده آقا لبخند رضايت مندی زدند!


پنجشنبه ۱۷ مرداد ماه۸۱
در رکاب آقا با موتور گازی به روستای زادگاه آقا رفتيم. گزارشهای مربوط به پورزند را به اطلاع آقا رساندم و گفتم پخش اعترافات خيلی به ضررمان تمام شده. آقا پرسيدند مگر اخبار سانسور نميشود عرض کردم سانسور اينترنت بسيار مشکل است آقا دستور دادند بيل کلينتون را ترور کنيد گفتم منظورتان بيل گيتس است، گفتند با هواپيما بزنيد به ساختمان مايکروويو، عرض کردم شرکت مايکروسافت را ميفرماييد و اضافه کردم که کار از کار گذشته و فقط يک راه برايمان باقی مانده و آن اينکه در شهرها را ببنيديم و دستور بدهيم همه به غارها پناه ببرند، آقا فرمودند سرشماری کنيد ببينيد چند تا "تورا بورا" داريم و اگر کم داشتيم دستور بدهيد شهرداری به جای برج غار بسازد و اضافه کردند هر چه زودتر بايد با منبع وحی ارتباط برقرار کنيم تا مخالفان را مثل اصحاب کهف سيصد سال بخواباند چون شرع انور در خطر است به جيب مبارکشان اشاره کردم و گفتم اسلام ناب محمدی را ميفرماييد آقا ريسه رفتند!


جمعه ۱۸ مرداد ماه۸۱
با وجود تعطيلی مجبور به "شرف" يابی بودم! آقا پرسيدند اين زرافشان کيه؟ عرض کردم همان که دستور داديد کاری بکنند تا ديگر زرافشانی نکند. آقا فرمودند به کربلايی محمود بگوييد به هيچ وجه کوتاه نيايد، ضمنا به مشکينی بگوييد جلوی دهان صاحب مرده اش را بگيرد! گفتم حالا همه فهميده اند که ما حکم اعدام آقاجری را صادر کرده ايم، و همان مرجع تقليد باز هم اطلاعيه داده چه دستور ميفرماييد، فرمودند بگوييد با موشک دوربرد بيت او را هدف قرار دهند و شايعه بيندازيد که کار کار اسرائيلی هاست بگوييد به جای نيروگاه اتمی بوشهر اشتباهی بيت نامبرده را زده اند! عرض کردم طرح خوبی ست ولی اشکالی که دارد اين است که فاصله اين دو با هم زياد است، يا بايد بيت ايشان را ببريم بغل نيروگاه اتمی بوشهر و يا در شهر "قم" نيروگاه اتمی" بوشهر" بسازيم!


شنبه ۱۹ مرداد ماه۸۱
آقا خيلی شنگول بودند. فرمودند از حرفهای سعود الفيصل خوشمان آمده، عرض کردم با وصيتنامه حضرت امام چکنيم که فرموده بودند:
"تبت يدی ابی لهب ـ بريده باد دست فهد" گفت بگذاريد دم خمره آبش را بخوريد! گفتم قربان ما القاعده مان کجا بود؟ فرمودند آنها را بن لادن مخفيانه فرستاده بود اينجا که در امان باشند گفتم اينها را خودمان با سلام و صلوات وارد کرده بوديم آقا گفتند "ديپ ملاسی" يعنی همين! گفتم چه نفعی برای ما دارد آقا گفتند سعودی ها چند صد ميليون دلار بابت همين چند نفر پول دادند گفتم لابد پولشان زياد شده، آقا فرمودند نخير دويست ميليون دلار خريدند چهار صدميليون دلار فروختند به آمريکايی ها، ضمنا گفتم به آمريکايی ها پيغام بدهيد که اگر خريدار هستند از اين بهترش را هم داريم اينها نمونه است و اضافه کردم که با يک تير چند نشان زده ايم، هم به سعودی ها حسن نيت نشان داده ايم هم باب مذاکره را باز کرده ايم و هم نشان داده ايم که اهل معامله ايم و با پوزخند ادامه دادند آمريکايی ها قول داده اند که اگر با ما کنار بياييد ما از شما در مقابل ايرانی ها حمايت ميکنيم


يکشنبه ۲۰ مرداد ماه۸۱
طبق معمول "شرف" يابی! آقا لم داده بودند روی مخده و با راديوهای بيگانه ور ميرفتند، گفتند داستان "لنبک آبکش" را ميدانی؟ تجاهل العارف کردم. گفتند پادشاهی به نام خشايارخان گفتم شاه عباس را ميفرماييد گفتند بله و ادامه دادند که وی با لباس مبدل به عنوان ميهمان به خانه مرد آب فروشی به نام لنبک ميرود و ميخواسته وی را امتحان کند که آيا مهمان نواز است يا خير بنابراين هر کاری که لنبک ميکرده سلطان محمود غزنوی آن را ممنوع اعلام ميکرده تا جايی که هيچ راهی برای مردک باقی نميماند! عرض کردم منظور مبارک چيست؟ گفتند ميخواهيم حرف زدن و خواندن و نوشتن و خوردن و خوابيدن و کشيدن و نفس کشيدن را ممنوع اعلام کنيم به همين دليل دستور داده ايم که از امروز قليان کشيدن ممنوع اعلام شود، عرض کردم نکند شما هم مثل دولت آمريکا از شرکتهای تنباکو باج ميخواهيد؟ پرسيدند چطور؟ عرض کردم با اين دستور شما احتمالا مردم رغبت بيشتری به کشيدن قليان نشان خواهند داد چون مردم معمولا عکس دستورات ما عمل ميکنند! آقا با عصبانيت گفتند: نمک نشناس ها! ....


چهارشنبه ۲۲ مرداد ماه۸۱
«شرف»يابی کله سحر! سر چهارراه چند تا بربری و چند سير پنير خريدم. به برادران جان بر کف گفتم چايی را آماده کنند. آقا بيدار شدند. يکی از برادران جان بر کف گفت«آفتاب شرم نميکند قبل از آقا بيدار ميشود و نماز ولی امر مسلمين جهان را قضا ميکند»! آقا خيلی کيف کردند و دستور دادند نيم کيلو درجه و نشان به برادر مذکور مرحمت کنند. فهميدم مردم راه ترقی را ياد گرفته اند! بربری و چای شيرين به دهن آقا خيلی مزه کرد. آقا گفتند بايد الگوی پابرهنه ها باشيم. جسارتا عرض کردم کدام پابرهنه؟ پنير کيلويی ۲۵۰۰ تومان است قربان! آقا فرمودند من خيال کردم پنير هنوز سيری پنج قران است. به عرض مبارک رساندم که سکه پنج قرانی مدت هاست به لقاءالله پيوسته. آقا پرسيدند پس مردم چطوری از تلفن همگانی استفاده ميکنند؟ گفتم از سکه پانصد ريالی استفاده ميفرمايند. آقا با لبخند فرمودند معلوم ميشود وضع مردم خوب است. با کنايه عرض کردم خيلی! آقا متوجه کنايه نشد. نفس راحتی کشيدم!


پنج شنبه ۲۳ مرداد ماه۸۱
به دستور آقا پنهانی با نماينده دولت اسرائيل ملاقات کردم پرسيدم پس کی قرار است به نيروگاه اتمی بوشهر حمله کنيد؟ سفير گفتند وقتش که شد خبرتان ميکنيم و اضافه کردند که آقای شارون از بابت تشديد حملات انتحاری بسيار ممنون هستند. گفتم البته ما هم ممنونيم چون از خاموشی شعله های انتفاضه هردويمان متضرر خواهيم شد! طرف اسرائيلی گفت شما بيشتر ضرر خواهيد کرد چون خاموشی شعله های انتفاضه در فلسطين يعنی شعله ور شدن انتفاضه در ايران. از اين که دست ما را خوانده بود ناراحت شدم ولی به روی خود نياوردم. برای اين که خيالش را راحت کنم گفتم خوشبختانه در ايران همه جناح ها هيزم بيار معرکه انتفاضه فلسطين هستند! طرف اسرائيلی با پوزخند گفت«فلان چيز چه ربطی به شقايق (جمع شقيقه) دارد»! دستور دادم بيرونش کنند.

*********

علم دار آقا به اتفاق آقای ولايتی و چند تن از ابواب جمعی دستگاه «ديپ ملاسی» مقام ولايت جهت تاسيس دفتری در دبی چند روزی به امارات ميروند و به فاصله يک هفته از خاطرات خبری نيست.


پنج شنبه اول شهريور ماه ۸۱
« شرف»يابی! گزارش سفر به امارات را به عرض آقا رساندم و گفتم ولی طرف های اماراتی زياد وزير خارجه ما را تحويل نگرفتند. آقا پرسيدند چرا؟ گفتم اولا چون با وزير خارجه رئيس جمهوری لاس ميزنند، دوم اين که ايشان خيلی چرت ميزد. به عرض رساندم که پيشنهاد شما در مورد جزاير تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی را مطرح کردم با خوشحالی پذيرفتند. گفتم چند تا جزيره اصلا برای ما مهم نيست ولی ما حاضريم با دو سه تا جزيره در هاوايی و جاهای ديگر طاق بزنيم. فورا قبول کردند. قرار شد يک جزيره در نزديکی باهاما و يک جزيره هم در شرق جاوه به ما بدهند اين جزاير جزو املاک خصوصی شيخ است که از اوناسيس خريده، آقا کيف کردند و گفتند اتفاقا مردم جاوه مسلمانند و در صورت بالا گرفتن مخالفت ايرانی ها ميتوانيم مقر خلافت خود را به آنجا منتقل کنيم!
ادامه دادم، ضمنا صراحتا به طرف های اماراتی حالی کردم که تمام مذاکرات «ديپ لماتيک» و «ديپ ملاتيک» بايد از کانال اين دفتر باشد. اماراتی ها به يک شرط قبول کردند که ما بالای دفتر تابلو بزنيم تا بقيه حساب کار خودشان را بکنند! ما پيشنهاد کرديم روی تابلو بنويسند«بنگاه شادمانی ولی فقيه و شرکا» اما طرف های اماراتی پيشنهاد کردند برای رد گم کردن بهتر است اسم تجاری روی دفتر خود بگذاريد بالاخره نوشتيم«بقالی حاج علی اکبر و اخوان»! آقا با خوشحالی فرمودند وقتی استخاره خوب بيايد همه کارها را خودش روبه راه ميکند!


جمعه دوم شهريور ماه ۸۱
آقا تلفن کردند که بيا! خيلی خوشحال به نظر ميرسيدند. چمدان ها را بسته بودند. به محض ديدن من گفتند دستور داده ايم جمبوجت را آماده کنند ميخواهيم به جزيره خودمان در باهاما برويم چون بعد از قضيه ميکونوس به هيچ کجا نرفته ايم. گفتم يعنی نتوانسته ايم. آقا گفت حالا وقت اين حرفا نيست. به عرض مبارک رساندم که جزاير هنوز به ما تحويل داده نشده. آقا فرمودند مگر معامله را تمام نکرديد؟ گفتم فقط قولنامه کرديم و هنوز به محضر برای امضاء اسناد نرفته ايم و اشکالی که دارد اينست که اسناد جزاير ما دست خودمان نيست و در بايگانی وزارت خارجه رياست جمهوری ميباشد و درثانی مجلس نيز بايد مسئله معامله جزاير را تصويب کند! آقا آهی کشيدند و گفتند خوش به حال اماراتی ها که مجلس ندارند و تمام تصميم ها را خود شيخ ميگيرد. به دستور آقا قرار شد راهی برای انحلال مجلس و تعطيل جمهوری پيدا کنيم!

ایران در آستانه تحولی جدی در ساختار حکومتی قرار دارد: نماینده پیشین کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل در ایران

رادیوفردا: نماینده پیشین کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد در ایران می گوید تحولات سیاسی اجتماعی فعلی ایران به سمتی حرکت می کند که این کشور را در آستانه تحولی جدی در ساختار حکومتی قرار داده است. موریس کاپیتورن نماینده کانادایی تبار سازمان ملل که در اواخیر دهه نود میلادی نماینده ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران بود، بر این باور است که جامعه ایران آبستن حوادثی است که چشم انداز یک تحول، انقلاب و یا اغتشاش را در آینده این کشور رقم می زند. در گردهمایی که با حضور گروهی از ایرانیان مقیم تورونتو برگزار شد، موریس کاپیتورن بر این بباور است که وضعیت اجتماعی و سیاسی جامعه و نحوه حکومت در ایران در شرایط بحرانی قرار دارد که در تاریخ معاصر این کشور بی سابقه است. آقای کاپیتورن در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: آنچه که مورد نظر من است، یک تغییر ریشه ای در ساختار حکومتی فراتر از قانون اساسی و مسلما به دور از خونریزی و یا شورش نظامی است؛ جامعه ایران مستعد تحولی بسیار عمیق است و شاید بتوان گفت دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی سرآغاز این تحول بود و مسلما این تغییرات بازگشت ناپذیر است.

رزمايش پيامبر اعظم (2) در راه است

فارس‌نیوز: رزمايش بزرگ پيامبر اعظم (2) به زودي توسط سپاه پاسداران برگزار مي شود.


به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي سپاه پاسداران،اين رزمايش به زودي به منظور نمايش اقتدار و همبستگي نيروهاي سپاه پاسداران برگزار خواهد شد و قرار است سرلشگر صفوي در نشستي خبري به تشريح اهداف و منطقه برگزاري آن بپردازد.

خانه ای با ۱۲۹ زن: روايت زنان خيابانی از زبان خودشان

خُسن آقا: آقای رئیس جمهور بجای افزایش جمعیت ایران فکری به حال جمعیت امروز ایران کنید

بی‌بی‌سی: مژگان طوسی:

اين زنان به طور مشترک از اتاق خواب ها، دستشويی و حمام، حياط و ناهارخوری استفاده می کنند.
سرای "احسان کهريزک" تنها مرکز نگهداری خيابان خواب های زن در تهران است. اين مرکز که زير مجموعه موسسه حمايت از آسيب ديدگان اجتماعی تنها مرکز مستقل است که به اسکان آسيب ديدگان اجتماعی می پردازد. سازمان غيردولتی ای که مسئوليت اداره سرای احسان کهريزک را پذيرفته ناگزير است به کمک های محدود مردمی بسنده کند.
در اين مرکز که خيابان خواب های مرد هم نگهداری می شوند، خانه ای مجزا وجود دارد با يک در کوچک سفيد که ۱۲۹ زن در آن هستند. آنها به طور مشترک از اتاق خواب ها، دستشويی و حمام، حياط و ناهارخوری استفاده می کنند. زن هايی ۱۸ تا ۷۰ ساله.

اينها زنانی هستند که از پارکها، امامزاده ها، ترمينال ها و محلات فقيرنشين تهران به اين خانه آورده شده اند. آنها روزها را در اين مرکز به آفتاب گرفتن های طولانی خوردن ناهاری طولانی و کارهای ديگر می گذرانند و شبها با قرص به خواب می روند.

ذهن هايی بهم ريخته

اين ۱۲۹ زن تقريبا هيچ کاری انجام نمی دهند. گفته می شود که موسسه بارها برايشان کارگاههای مختلف گذاشته اما آنها وارد شده، چای و شيرينی شان را خورده و بيرون رفتند. آنها بيشتر از برنامه های تفريحی مثل گردش استقبال می کنند. دوست دارند شبها بهشان ضبط دهند تا بزنند و برقصند. مدام دارند فکر می کنند. بعضی هايشان به خانواده و سرپرست تحويل داده شده اما بعد از مدتی دوباره از خيابان به مرکز آورده شده اند.

روزهايی هست که در حياط روی چمن ها دراز کشيده اند يا لميده اند روی سکوها و پله، سه تايی، پنج تايی، يا راه می روند. يکی از مددکارها بينشان لباس زير پخش می کند.



احساس وانهادگی، رها شده در بيابان، سرسام گرفتگی، حالت روانی حيوان شلی را دارم که نه ميميرد و نه پای شلش را فراموش می کند. هم راه می رود هم به اطرافش احساس دارد اما درونش بيابان است.... چرا دليلی برای دوری از اينجا ندارم؟ بهار شده. من درآستانه ام يا در انتها يا در ميانه يا حاشيه؟... پا به فرار می گذارم غيرعادی است؟ می نشينم، می ميرم، می ترسم...


يکی از ساکنان سرای احسان کهريزک

از دی ماه سال ۱۳۸۴ تا امروز بيش از ۱۵ ساعت حرف های زنهای اين خانه را ضبط کرده ام. ذهنشان بهم ريخته است: يا يکريز از گذشته حرف می زنند (طوری روايت می کنند که انگار دارد همين الان اتفاق می افتد)، يا ااصلا گذشته ای به خاطر ندارند، يا اصلا حرف نمی زنند.

نمونه اش زنی ۲۸ ساله است که تمام شبانه روز را در کنج ديوار دو زانو می نشيند، دستها روی زمين و چشم های بسته اش را به بالا می دوزد، نه حرفی، نه کلامی... تنها کاری که می کند پاشيدن مدفوعش به اطراف خودش است. يکی ديگر زن لاتی است که دائم راه می رود و ناسزا بار ديگران می کند. ازش می پرسم اسمت چيه؟ می گويد: تربچه. می گويم: فاميلت چيه؟ می گويد: کلم. می گويم: خانه ات کجاست؟ جوابم را با يک حرف رکيک می دهد.

چطور به اينجا رسيدند؟

داستان های متفاوتی از يک ماجرا نقل می کنند که هيچ ربط و منطقی در آن وجود ندارد. با هم خوبند. دوستند. گفتگو می کنند. ساعت ها در مورد دو جمله حرف می زنند. گويی دارند چشم اندازهای مختلف موضوع مورد بحثشان را بررسی می کنند.. گفت و گوهايشان با هم دور و بر اتفاقات همين روزهاست در خانه. برای يکديگر جذابيت جنسی دارند. زنهای زمخت تر با صدای دورگه، زنهای نازک اندام و جوان و زودرنج تر ... ميزان خودزنی شادترها بيشتر است.


برخی از اين زنان توسط گشت های بهزيستی و شهرداری شناسايی و به سرای احسان آورده شده، مدت زمان تعيين شده که از دو هفته تا دو ماه است را در قرنطينه می گذرانند

ماندن طولانی مدت در خيابان به خصوص سپری کردن شب ها برای غالب اين زنها که به علت اعتياد و ناتوانی های جسمی نمی توانند رفيق پسر يا مشتری داشته و در خانه دوستان يا مشتری هايشان بخوابند، بهم ريختگی های روحی و روانی، بزهکاری والدين، درآمد اقتصادی پايين وعدم ثبات اقتصادی، ازدواج های ناموفق و عدم حمايت عاطفی از جانب مرد، ناتوانی در درک شرايط و عدم مسئوليت پذيری، اعتياد، طلاق و بسياری عوامل ديگر در جمع شدن اين زنها زير اين سقف نقش داشته است.

اين زن ها بی حوصله، دلزده و بيرمق هستند. برخی از آنها توسط گشت های بهزيستی و شهرداری شناسايی و به سرای احسان آورده شده، مدت زمان تعيين شده که از دو هفته تا دو ماه است را در قرنطينه می گذرانند و در اين مدت تحت معاينات پزشکی و روان پزشکی قرار گرفته و هويت و خانواده آنها شناسايی و در صورت داشتن خانواده ترخيص شده و اگر سرپرستی در کار نباشد، سرا ی احسان به آنها اسکان می دهد و تحت مراقبت قرار می گيرند. اين زنها به تنهايی قادر به ادامه زندگی شان نيستند.

فاطمه: "شوهرم زن گرفت"

"ميدون غار، خانوم خدمتتون می گم، باغ فردوس، می شه دم کلانتری ۱۶، کوچه سوهون پز خونه. از اونجا آوردنم. دم در خونمون نشسته بودم منو آوردن اينجا. سوهون پز خونه، کوچه آزاد ... اسمم فاطمه است، ۴۵ سالمه. بچه هام پيش پدرشون هستن پيش باباشون."

"طلاق گرفتم. بيخودی خانوم. (شوهرم) زن گرفت. نمی دونم چرا خانم، چرا رفت زن گرفت. خانم ترا بخدا منو آزاد می کنی امروز؟ دو کلام حرف از خودتون بزنيد، بهشون بگيد من اصلا اين خانم رو با خودم می برم. خودتون منو با خودتون ببريد، منو آزاد کنيد، بگين منو از اينجا می بريد. می رم پيش مادرم خانم، پيش برادرم، آدرس دادم اما خونه ام رو پيدا نکردند. مدد کار گفته يه هفته ديگر منو می برند..."


اينها زنانی هستند که از پارکها، امامزاده ها، ترمينال ها و محلات فقيرنشين تهران به اين خانه آورده شده اند.

داستان فرخنده، سکينه و يک زن سبزواری

نامش فرخنده است. هر دو دستش به علت خود زنی های مکرر نيمه فلج است. تنها چند دندان در دهان دارد. سياه و لاغر و کبود است. دو روز است به سرای احسان آورده شده و در قرنطينه به سر می برد.

يک زن سبزواری می پرد وسط و می پرسد: دختر خانوم، دختر خانوم ، دختر خانوم، امروز چندمه؟ بيست و هفتم؟ کدوم بيست و هفتم؟

زن سبزواری را چند ماه پيش آورده اند بعد از مدتی شکمش بالا آمده. حامله است. نه اسمش را می دانند نه حرفی می زند. مانند بقيه زنها شناسنامه ندارد.

فاطمه می گويد: مشهد که بودم پسرم زنگ زد خوب گفتش که... چی کار کردين برای من؟

زن ديگری به نام سکينه می گويد: کارم رو پيگيری کرديد؟ منو دادگاهی کنيد! به آقای شاهرودی بگيد!

سکينه زنی درشت است با ريش. ۵۰ ساله است. از ترمينال جنوب به سرا ی احسان آورده شده. مدت دوماه در ترمينال جنوب سيگار و مواد مخدر می فروخته. به اصطلاح "ساقی" ترمينال بوده. می خواهد برگردد سر کار قبلی اش. صيغه ۶ يا ۷ نفر از رانندگان يک آژانس مسافربری بوده.

"رانندگی را با کاديلاک شروع کردم"

فرخنده می گويد:

"مادرم خونه اش خيابان ميرداماده. آپارتمان من خيابان يخچاله. تلفن مامانم و بنويس: (شماره تلفن می دهد.) بهش تلفن کن. ۵۲ سالمه. دانشگاه ملی رفتم موقعی که کنکور نداشت. بهداشت دهان و دندان. نرس دندانپزشکی ام، زبانم عاليه به خدا. من بی خانمان و ولگرد نيستم. خداشاهده موهامو زدن اين ريختی شدم. اين لباس ها اينطوريم کرده. ازم عکس نگيريد خيلی بی ريخت شدم. فقط دو سه ساعت تو خيابون بودم. زنگ يکی از همسايه های اونور کوچه رو زدم که يه تلفن بزنم، کارت نداشتم. در رو باز نکرد، انگار گداها اذيتش کرده بودن. آخه کوچه ما گدا زياد رد می شه. دو تا دخترويک پسر دارم. پيش شوهرم هستن."


"شوهرم بهم خيلی خيانت کرد. اول عروسی منو ترياکی کرد. برادرش به اون تعارف کرد. اون بايد می گفت به زنم ترياک تعارف نکن. منم ترياکی شدم. شوهرم ترياکی شد. دعواهام سر ترياک کشيدنش بود. منقل و وافورش رو پرت می کردم تو استخر خونه. بساط کباب برگ رو راه می انداخت برای آشتی. دندانپزشک بود. بخدا ما رو شوهرامون از بين بردن."

"شوهر دومم هم خوب نبود، از من کوچکتر بود، تعادل اخلاق نداشت، فقط پولدار بود، بچه حاجی! من خودم از اول کاديلاک زيرپام بود به خدا رانندگی رو با کاديلاک شروع کردم. پدرم سرلشکر بود شاه تير بارونش کرد. آخه منو چرا بايد قاطی ديونه ها بندازن، جنون ادواری ها."

"چرا اينطوری شد؟ دارم از بين می رم. من اينجوری نبودم، بهتر از اين بودم . من غصه می خورم، غصه اينارو می خورم، غصه زندگيم رو می خورم، غصه اينکه مامانم ازم خبر نداره. در هفته دو بار بهم سر می زد. به خاطر فلج بودن دستام خودکشی کردم. می خوام برم آپارتمانم."

آمنه: بگوييد آزادم کنند

"خانم ميشه درد و دل کنم. خواهرم مريض احواله، ناراحتی داره، چهار تا بچه داره، من اومدم چادر مشکی بخرم اين دندونم ( دندانهايش مصنوعی است) رو نشون بدم منو آوردن اينجا، دو ماه هم گذشت، هر چی ميگن اطاعت می کنم ببينم بالاخره چه کار می کنند. چرا ولم نمی کنن؟ بگو چرا ولم نمی کنن؟ دو تا چهار تا بچه دارم."

فاطمه: با مهدی صحبت کردی؟ با دامادم چطور؟ بنويس (شماره تلفن همراهی را می دهد). مهدی، مجيد. بهش بگو...

يک زن افغان می گويد: زن و بچه خونمون هستن منوآوردن اينجا چرا؟

زن ديگری به نام طلعت می گويد: اين شماره را بگير (شماره ای را می دهد). بگو وحيد بيا مامانتو، طلعت رو ببر! از شاه عبدالعظيم آوردنم قربونت برم. دو ماه و دو روزه.

يک زن ديگر به نام زهره شروع به صحبت می کند: (شماره تلفنی را می دهد) ساعت هفت تلفن بزن برادرم پاشا، بگو بياد منو ببره. تو پارک بودم، در کرج. رفتم آزادی مامورا گفتن اينجا چی کار می کنی گفتم دارم استراحت می کنم منوآوردن اينجا.

زهره: خانم چرا کچل کردن؟ برادرم نماينده فنی جورج بوش در ايرانه! حسابداری صنعتی خوندم. کار می کردم. طلاق گرفتم. شوهرم اقامت گرفت و رفت دو تا پسرام رو هم برد. گفتم دنيا بزرگه. با برادرم زندگی می کردم. اون گاراژ داره خرج منو می ده.

اکرم: شما مجله فيلم نداری با خودت؟ سه ساله اينجام.



آمنه: منم با خواهرم زندگی می کنم رفته بودم چادر بخرم آوردنم اينجا بگين آمنه رو آزاد کنن!

زهره: اومدن اينجا فيلم برداری من يه قر دادم. گفتن چی کار می کنی! به دکتر گفتم اين مامور منه يا بهيار؟ خوب قرم آمد. ميخوام برم سر خونه و زندگيم. من تو خونه بهترين ميوه ها رو می خوردم. سيب و خيارها اونقدر می موند که خراب می شد.

آمنه: به اينا چه مربوطه که من شب تو خيابونم! هشت شب بود!

اکرم: جشنواره فيلم فجر رفتی؟ امسال نرفتی! من مرخصی می رم خونه و برمی گردم. اينجا مثل پانسيونمه .۳۷ سالمه... آره...

زهرا: بهم بگو دقيقا چه طوری مرخص می شم، با قرص يا دارو؟ مادرم منو آورده . از راه آهن. رفته بودم دنبال کار. شبها کارها تعطيله. راه می رفتم. تو پارک می خوابيدم. ۲۴ سالمه. مادرم تلفن نداره. من اصلا شانس ندارم. ازدواج؟ تا سوم دبيرستان درس خوندم که عاشق شدم. ما اصلا شانس نداريم. هيچ کدممون. خواهرام، من . محمد گفت ازدواج کنيم گفتم بکنيم. سر عقد نيومد. ماهيچکدممون شانس نداريم . راه می رم.

زهرا پس از برهم خوردن عروسی اش از خونه بيرون زده و چند شبانه روز در خيابان می گذراند او را ديروقت شب در حالی که بی هدف و گيج راه می رفته به سرای احسان می آورند. پدر و مادرش به دنبالش می آيند اما زهرا با آنها به خانه بر نمی گردد.

رقيه ۴۵ سالش است نمی داند چه شده که سر از اينجا درآورده. مشکل حنجره دارد و به سختی حرف می زند. سال هاست در اين مرکز زندگی می کند مدت زمانی را که در حياط راه می روم او کنار من است و زير گوشم زمزمه می کند: برام يه شوهری پيدا کن...

می گويد: ۲۳ سالگی نامزد داشتم کاری که نبايد بکنه کرد. حامله شدم و فرار کرد و رفت. کورتاژ کردم. اگر بود، الان بچم ۲۵ سالش بود. عاشق مرتيکه بودم گفت اگه منو دوس داری بذار سکس کنيم. چهار بار شوهر کردم. اولی معتاد بود، خودکشی کرد. گفتم اگر ترياک رو نذاری کنار ترکت می کنم. ترسيد خودکشی کرد. دومی سکته کرد. سومی اذيت می کرد، طلاق گرفتم. چهارمی هم مرد. پدرم تاجر فرش بود. مستمری اونو نمی گيرم فايده نداره تموم می شه. می مونم تو خيابون.

گلنار، می گويد که کسی را بيرون دارد. بهرام راننده آخر خطه. از آزادی مسافر می زند. کارش نيمه های شب شروع می شود. از من می خواهد با خودم بيرون ببرمش. چشمک می زند و می خندد. می گويد: تو چرا بيرونی؟

"اينجا حوصله ام سر می رود"

مهبونه: خواب ديدم يه جايی هستيم هتل مانند، داريم هندوانه می خوريم. برادرم هست، شوهرم هست. داريم صحبت می کنيم. درباره سيگار کشيدن. من داشتم سيگار می کشيدم، برادرم برام فندک زد. شما هم سيگار می کشيد؟ اينجا نبود، خونمون هم نبود، يه جای ديگه بود. داشتم نگاه می کردم، می گفتم چه جای تميز و قشنگيه. مبل داشت، تخت، يه جای تميز... آينه و ميز آرايش. ما سه تا فقط بوديم، بقيه بالا بودن.

يازده و نيم ماهه اينجام . يه مددکار منو آورد. قرار شد چهار روز اينجا بمونم قبلش بيمارستان بهزيستی کرج بودم. من با خواهرم بودم. ماشين گرفتيم، به راننده گفتم برو خيابون ژاندارمری، منو برد کلانتری پياده کرد. من با شوهرم بودم. با شوهرم کاری نداشتن. دکتر گفت سالمم. بردنم بيمارستان گفتن ناراحتی اعصاب دارم. می خوام برگردم کرج.

زهره ديشب برای چندمين بار رگ دستش را زده. با يک زن روابط جنسی داشته. مددکارها پس از بررسی، آن دو را از هم جدا می کنند. زهره رگش را می زند. حالا قرار است به بيمارستان رازی منتقل شود. ۲۱ سالش است. بيشتر عمرش را در بهزيستی و سرای احسان گذرانده است. جوان و زيبا و شاداب است. می خواهد برود بيرون. می گويد: می خوام زندگی کنم. برم مغازه، برم خريد با دوستام، برم پارک، يه کاری کنم بالاخره.. اينجا حوصله ام سر می ره، حوصله ام سر می ره.

پری: خواب ديدم نشستيم دور هم يکی می خنده، يکی گريه می کنه، بعد يه نامه مهر شده بهم دادن. باز که کردم يه عالمه ماهی پريد بيرون.

به ادعای خودش در يک نزاع خانوادگی ضربه خورده بعد از چهار روز در بيمارستان بهزيستی به هوش می آيد. چهار فرزند دارد که دو تای انها آمريکا هستند.

آرزو و زيارت مکه

آرزو ۳۳ سالش است. اما مانند يک پيرزن ۶۰ ساله به نظر می آيد. خواب زياد می بيند. همه مکان های مقدس، از حرم امام حسين در کربلا گرفته تا حرم امام رضا و حضرت معصومه را در خواب زيارت کرده. حتی يک بار در خواب به مکه مشرف شده. برای زن های خانه طلب آمرزش می کند و دعا.

ديگران به او می گويند: آرزو خوابيدی؟ آرزو دعا کن، دست به ضريح بکش از طرف من.

پنج ماه است که به سرای احسان آمده. دو ماه در پارک خوابيده بود. از پدر شهيد شده اش چهار باب مغازه و خانه به جای مانده که او می گويد عمويش بالا کشيده و او را حواله خيابان کرده است. از سه سالگی که پدرش مرده آرزو کلفتی کرده.

می نشينم، می ميرم، می ترسم...

پروين: آتنا دخترمه! احساس می کنم، همش احساس می کنم پيش منه و گريه می کنم. شب خواب ديدم کور شدم، تو خواب به آرزو گفتم دعام کن. يهو چشمامم خوب شد، اما الان يه هفته است چشمام ازش آب مياد. به دکتر گفتم نکنه کور بشم. گفت نه. قطره داد. از بس گريه می کنم برای آتنا. چشم باز کردم شوهرم دادن، برادرم مرد دخترم مريض شد و مرد رفتم سراغ اعتياد. خانوادم سطح بالا هستن .عارشون مياد منو ببرن. می گفتن اعتياد داری. حالا که شش ساله اينجام و ترک کردم نبايد منو ببخشند؟

مهری ۱۸ ساله است بيشترعمرش را در بهزيستی و سرای احسان گذرانده. می گويد: رفتم مددکاری گفتم بذارين برم. شبها يه حالتی بهم دست می ده. نمی خوام اينجا بمونم. خسته شدم. هيچ کاری نمی کنم. گفتم امتحانم کنيد ببينيد کجا می رم. می رم هتل، مسافرخونه، يه جايی ديگه. وای کجا برم! حرف می زنم. اما نمی تونم برم بيرون. بلد نيستم جايی رو. اصلا بيرون نرفتم. فقط مدرسه که می رفتيم با خواهرم از مغازه خوراکی می خريديم. ديگه هيچی.

اکرم چيزی نوشته که برايم می خواند: احساس وانهادگی، رها شده در بيابان، سرسام گرفتگی، حالت روانی حيوان شلی را دارم که نه ميميرد و نه پای شلش را فراموش می کند. هم راه می رود هم به اطرافش احساس دارد اما درونش بيابان است. يادداشت های روزانه ام کو؟ ندارم. چه بلايی به سرم آمده که نقش قير داغ شدم! خانه شلوغ است. اينها چه می خواهند؟ چرا دليلی برای دوری از اينجا ندارم؟ بهار شده. من درآستانه ام يا در انتها يا در ميانه يا حاشيه؟ ( اکرم سيگارش را روشن می کند) چی شد؟ احساس دود شدن. می خواهم به چيزی دست بکشم، غيرعادی است؟ پا به فرار می گذارم غيرعادی است؟ می نشينم، می ميرم، می ترسم...

معاون دومای روسیه: ناچاریم با قطعنامه همراهی کنیم

آفتاب‌: «یوری ولکوف» معاون مجلس نمایندگان روسیه می‌گوید که کشورش بنا به ملاحظاتی احتمالا مجبور است در روند تصویب قطعنامه پیشنهادی تروئیکای اروپایی علیه برنامه اتمی ایران با آمریکا و شرکای اروپایی‌اش همراهی کند، هرچند ممکن است تعدیلاتی نیز در متن آن بوجود آورد. معاون دوما این اظهار نظر را روز سه‌شنبه در گفتگو با خبرنگار آسوشیتدپرس در مسکو بیان کرد.

ولکوف همچنین با انتقاد ضمنی از رفتار تهران گفت که عدم پذیرش تعلیق فعالیتهای غنی‌سازی از سوی ایران و عدم مشارکت در یک گفتگوی سازنده برمبنای بسته پیشنهادی کشورهای گروه 1+5 شانس دستیابی به یک راه‌حل دیپلماتیک برای حل مشکل پرونده اتمی آن کشور را حداقل در کوتاه‌مدت از میان برده‌است.

این اظهار نظر ولکوف در تضاد آشکار با سخنان هفته گذشته وزیر امور خارجه این کشور است که از محتوای قطعنامه پیشنهادی انتقاد کرده بود.
قطعنامه پیشنهادی بریتانیا،آلمان و فرانسه تحریم‌های سیاسی و اقتصادی محدود علیه تهران را در نظر گرفته است.

متن کامل قطعنامه تحریم ایران

معاون مجلس نمایندگان روسیه علیرغم این موضع‌گیری گفت که کشورش همچنان خواهد کوشید تا مذاکرات بین نمایندگان ایران و اتحادیه اروپا از گرفته شود و این قضاوت نادرست ایجاد نشود که «شورای امنیت می‌خواهد ایران را به گوشه رینگ بفرستد». وی همچنین تاکید کرد که روسیه به هیچ روی اجازه نخواهد داد که وضع تحریم علیه ایران به‌گونه‌ای باشد که راه را برای استفاده از نیروی نظامی علیه این کشور هموار کند. مقامات روسیه هموار این نگرانی را مطرح کرده‌اند که اعمال فشارهای اقتصادی و سیاسی شدید علیه ایران باعث خواهد شد تا این کشور مواضع رادیکال‌تری اتخاذ کرده و امکان حل این مسئله از راههای مسالمت‌آمیز کاملا متوقف شود.

اظهار نظر ولکوف از آن جهت می‌تواند حائز اهمیت باشد که وی از جمله نمایندگان تاثیرگذار پارلمان روسیه بویژه در زمینه سیاست خارجی است و مهمتر اینکه وی عضو حزب اصلی مورد حمایت پرزیدنت پوتین یعنی «روسیه متحد» است. با این‌حال روشن نیست که آقای ولکوف تا چه حد به اطلاعات سیستم تصمیم‌گیری در کاخ کرملین یا وزارت امور خارجه روسیه دسترسی داشته باشد.

دفتر تحکیم وحدت نشستی در اعتراض به روند محدودیت هایی که علیه دانشجویان اعمال می شود برگزار کرد

رادیوفردا: در اعتراض به روند محدودیت هایی که علیه دانشجویان اعمال می شود عصر روز یکشنبه نشستی به ابتکار دفتر تحکیم وحدت در محل این سازمان تشکیل شد. عبدالله مومنی دبیر و سخنگوی ادوار تحکیم وحدت به رادیو فردا می گوید حمایت روشنفکران و جریانهای منتقد در مخالفت با روند افزایش محدودیت هایی که برای دانشجویان ایجاد شده در نتیجه بحث و رایزنی دانشجویان با طیف های مختلف جامعه است. آقای مومنی می گوید گرچه ما نسبت به بنیان های نظری این حکومت انتقادات جدی داریم، دولت را یک دولت مشروع نمی دانیم اما معتقدیم شهروندان استیفای حقوق از دست رفته شان را از حاکمیت طلب کنند. ما معتقدیم که فشار جریانهای اجتماعی می تواند حاکمیت را وادار به عقب نشینی کند.

سازمان عفو بین المللی همایش اینترنت را در آتن برگزار کرد: تلاش برای مبارزه با سانسور اینترنتی

رادیوفردا: به انگیزه برپایی همایش اینترنت در آتن سازمان عفو بین المللی از همه کاربران و برپاکنندگان صفحات ایتنترنتی خواست تلاش خود را در راستای آزادی ابراز بیان و اندیشه در اینترنت هم بکار گیرند. زیرا به عقیده این سازمان جهانی آزادی اندیشه و آزادی فردی انسانها به گونه ای فزاینده در برخی از کشورها همچنان پایمال و محدود می شود. پیش از برپایی همایش آتن عفو بین المللی در یک حرکت اعتراضی با هدف مقابله با سانسور در اینترنت به گردآوری بیش از 43 هزار امضا پرداخت و آنرا بهمراه هیاتی روانه همایش کرد. عفو بین المللی در فراخوان خود بجز سانسور در ایران از چین هم یادکرده است که موانعی در برابر استفاده از اینترنت بوجود آورده است.

October 30, 2006

خاتمی در اسکاتلند: اعتراض گروه های مخالف جمهوری اسلامی

بی‌بی‌سی:
محمد خاتمی قرار است از دانشگاهی در اسکاتلند دکترای افتخاری دريافت کند
محمد خاتمی، رييس جمهوری پيشين ايران، قرار است برای افتتاح يک مرکز ايران شناسی و دريافت دکترای افتخاری از دانشگاه سنت آندروز، يکی از قديمی ترين دانشگاه های اسکاتلند، روز سه شنبه 31 اکتبر وارد بريتانيا شود.
اين برای نخستين بار است که از زمان انقلاب اسلامی ايران در حدود سی سال پيش، يک شخصيت سياسی عالريرتبه ايرانی از بريتانيا ديدار می کند.

عده ای از نمايندگان مجلس بريتانيا تصميم دانشگاه سنت آندروز برای اعطای دکترای افتخاری به آقای خاتمی را محکوم کرده اند.

يک نماينده اسکاتلند در پارلمان اروپا گفته است که در دوره رياست جمهوری هشت ساله آقای خاتمی نقض حقوق بشر و بازداشت و شکنجه فعالان سياسی در ايران ادامه داشته و او افزود که تصميم دانشگاه سنت آندروز "شرم آور" است.

ولی دانشگاه تاريخی سنت آندروز، که حدود ششصد سال از تاسيس آن می گذرد، از اقدام خود دفاع و تاکيد کرده است که آقای خاتمی يکی از مدافعان پر شور دموکراسی اسلامی، حقوق بشر و جامعه مدنی است.

مخالفان سفر آقای خاتمی، سر منيس کمبل، رهبر حزب ليبرال دموکرات، سومين حزب قدرتمند در بريتانيا و رييس افتخاری دانشگاه سنت آندروز را در روزهای اخير تحت فشار قرار دادند که از اعطای دکترای افتخاری به رييس جمهوری سابق ايران خودداری کند.

يک سخنگوی حزب ليبرال دموکرات حال در گفتگويی با بی بی سی تاييد کرده است که آقای کمبل در مراسم شرکت نخواهد کرد. ولی او افزود که اين تصميم سياسی نيست و رهبر حزب ليبرال دموکرات بايد برای يک رای گيری مهم در پارلمان، در لندن حضور داشته باشد.

برخی گروه های سياسی ايرانی، عده ای از سياستمداران بريتانيايی و بعضی از گروه های دانشجويی و يهودی در روزهای اخير گفته اند که قصد دارند در اعتراض به تصميم دانشگاه سنت آندروز در مقابل اين دانشگاه تجمع کنند.

اين گروه ها همچنين اعلام کرده اند که در روز چهارشنبه نيز در مقابل ساختمان مرکز مطالعات استراتژيک معروف به "چتم هاوس" در لندن که آقای خاتمی قرار است در آنجا سخنرانی کند تظاهرات خواهند کرد.


طرفداران آقای خاتمی او را يک سياستمدار اصلاح طلب می دانند و تاکيد می کنند که او در دوره رياست جمهوری اش برای پيشرفت حقوق بشر در ايران تلاش کرده است

در عين حال برخی از مطبوعات بريتانيا گزارش کرده اند که دو نفر از ايرانيان که می گويند در زمان رياست جمهوری آقای خاتمی شکنجه شده اند و هم اکنون به عنوان پناهنده در بريتانيا به سر می برند، قصد دارند که از طريق وکيلان خود از پليس بريتانيا بخواهند که آقای خاتمی را بازداشت کنند.

طبق قوانين بريتانيا، می توان کسانی را که در هرکجای دنيا در اعمال شکنجه نقش داشته اند تحت تعقيب قرار داد. چند سال پيش اوگوستو پينوشه، رهبر نظامی سابق شيلی که برای معالجات پزشکی به بريتانيا سفر کرده بود به درخواست يک قاضی اسپانيايی به اتهام نقش داشتن در نقض حقوق بشر در کشورش مدتی تحت باز داشت قرار گرفت.

ولی طرفداران آقای خاتمی او را يک سياستمدار اصلاح طلب می دانند و تاکيد می کنند که او در دوره رياست جمهوری اش برای پيشرفت حقوق بشر در ايران تلاش کرده است.

ناظران سياسی معتقدند که احتمال بازداشت آقای خاتمی در بريتانيا بسيار اندک است و قبلا هماهنگی های لازم با دولت بريتانيا در مورد اين سفر صورت گرفته است. به خصوص که آقای خاتمی اخيرا سفر موفقيت آميزی به آمريکا داشته و از چند کشور اروپايی و از جمله از فرانسه نيز ديدار کرده است.

برگزاری همایش زنان و اینترنت در ایران

بی‌بی‌سی:
همایش زنان و اینترنت به گفته برگزار کنندگان آن فرصتی است برای بررسی چگونگی بهره وری زنان ایرانی از اینترنت، عکس از نیما افشار نادری
همایش دو روزه اینترنت و زنان در هزاره سوم از امروز در تهران کار خود را آغاز کرده است، این در حالی است که صاحب نظران ارتباطات و مسائل زنان معتقدند موانع و مشکلات بسیاری در راه دسترسی زنان به اطلاعات در اینترنت وجود دارد.
در حالی که ساختار و کارکردهای اینترنت به عنوان یک رسانه آزاد از قواعد هدایت های دولتی، به آن شاید موقعیتی برتر به نسبت سایر برای نقش آفرینی به عنوان رکن چهارم دمکراسی داده است، در ایران مشکلات و مسائل خاصی در زمینه اینترنت وجود دارد.

فیلترینگ سایت های اینترنتی به ویژه سایت هایی که به موضوعات زنان می پردازند یکی از عمده ترین موضوعاتی است که اغلب کاربران اینترنت در ایران با آن رو در رو هستند.

فرناز سیفی روزنامه نگار و یکی از فعالان حقوق زنان در این زمینه با اشاره به فیلتر بودن هر کلمه ای که به نوعی به زن و جنسیت ربط داشته باشد و همزمانی آن با برگزاری همایشی توسط امور زنان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را ناشی از برخورد دوگانه با موضوع زنان و اینترنت در ایران می داند.

گفته های فرناز سیفی در باره فیلترینگ و زنان

وی همچنین در گفتگو با سایت فارسی بی بی سی به جنبه دیگری از این موضوع اشاره می کند و آن جایگزینی اینترنت به جای نشریات و رسانه های دیگری است که گاه خود را دچار محذوریت ها یا سانسور می یابند به این ترتیب اینترنت می تواند بخش هایی از اطلاعاتی را که توسط مراجع دولتی دسترسی به آن ها محدود شده است برای کاربران آشکار سازد و از این نظر می تواند دررشد آگاهی ها و مطالبات اجتماعی زنان موثر باشد.
خانم سیفی همچنین حضور زنان در عرصه ولاگ نویسی و ظهور سایت های مدافع حقوق زنان را در زمینه آگاهی بخشی به زنان قابل توجه می داند.

به باور این فعال حقوق زنان، همایش زنان و اینترنت در هزاره سوم بیش از آن که جنبه تحقیقاتی و کاربرد در زمینه سیاستگزاریهای رسانه ای داشته باشد در پی نگاه ایدئولوژیک و کنترلی در این زمینه است. وی به بخشی از سخنان دبیر همایش اشاره می کند که حاکی از درک آسیب های استفاده از اینترنت در میان زنان و ارائه راههای صحیح از آن است.

در همین حال نسرین افضلی فعال حقوق زنان و دانشجوی مطالعات زنان معتقد است که اگر چه یکی از اهداف این همایش برقراری ارتباط بین زنان کشورهای مسلمان عنوان شده است ولی عملا دسترسی به هر گونه سایتی که کلمه زن در آن به کار رفته باشد ممنوع است.


گفتگوی سایت فارسی بی بی سی با نسرین افضلی

وی با اشاره به این که بخش مهمی از کاربران زن اینترنت در ایران از این رسانه برای برقراری ارتباط و سرگرمی و به ویژه چت کردن استفاده می کنند، گستردگی آن در میان دختران طبقات متوسط و مرفه را بسیار زیاد می داند.



بسیاری از دختران دبیرستانی هر روز سری به اینترنت می زنند و اگرچه از سوی خانواده ها کنترل می شوند ولی این پدیده در میان بسیاری از دختران طبقات مرفه رواج دارد.


نسرین افضلی، دانشجوی مطالعات زنان

با این حال وی محدودیت های که در فرهنگ عامه برای دختران جهت استفاده از اینترنت وجود دارد را عاملی برای بهره وری کمتر زنان از اینترنت در ایران می داند ولی با این حال به گفته وی این روند در حال متعادل شدن در برابر میزان بهره وری مردان از اینترنت است.

خانم افضلی معتقد است که برگزاری چنین همایشی نشان می دهد که پدیده اینترنت و چگونگی بهره وری از آن برای دولتمردان دارای اهمیت بسیاری است و روند استفاده زنان از اینترنت به موازات آن در حال افزایش است.

ساقی لقایی روزنامه نگار و مدیر تحریریه یک سایت مدافع حقوق زنان برگزاری این همایش توسط امور بانوان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را امری غیر عادی می داند و می گوید عنوان همایش در برگیرنده یک نگاه جنسیتی به موضوع است.

وی در گفتگو با سایت فارسی بی بی سی می گوید وجود تعداد بی شماری از سایت ها و وبلاگ های زنان در ایران بیانگر آن است که فضای اینترنت را می توان از نظر جنسیتی برابر دانست.

به تصور خانم لقایی، به نظر نمی رسد که هدف از این همایش پر رنگ تر کردن حضور زنان در عرصه اینترنت باشد.

وی به همزمانی برگزاری این همایش با طرح موضوعاتی که در عمل فعالیت زنان را محدود می کند و آن را ناشی از دیدگاه محدود کننده دولتمردان می داند و در این رابطه به بخشی از سخنان مشاور IT(فن آوری اطلاعات) فرمانده کل سپاه در مراسم اففتاحیه اشاره می کند که به شناخت مشکلات و مضرات اینترنت برای زنان و گوشزد کردن آن را یکی از اهداف از این همایش خوانده بود.



اگرچه بیشتر دختران از اینترنت برای برقراری ارتباط با دیگران استفاده می کنند ولی به مرور شکل استفاده از اینترنت توسط زنان در حال تغییر است


شهناز هاشمی استاد ارتباطات

شهنار هاشمی مدرس ارتباطات در ایران با تاکید بر آنکه ظهور هر پدیده رسانه ای و تکنولوژیکی را سبب ساز تغییراتی در خواسته ها و نیازهای جامعه می داند به همین ترتیب اینترنت نیز تاثیراتی در جامعه و زنان ایران داشته است که چنین همایشی با بررسی نتایج یافته ها از سراسر کشور می تواند در درک آنها موثر باشد.


گفتگوی امید حبیبی نیا با شهناز هاشمی در باره اینترنت و زنان ایرانی

این استاد دانشگاه به سایت فارسی بی بی سی گفت که برگزاری این همایش سبب پاسخگویی به سوالات مبتلاء سیاست گزاران فرهنگی خواهد شد.

وی با اشاره به کمتر بودن میزان بهره وری زنان از اینترنت در ایران معتقد است که این میزان در حال افزایش است. ضریب نفوذ اینترنت در ایران حدود پانزده درصد است که سی تا چهل درصد کاربران آن زن و عمدتا دختران جوان هستند.

خانم هاشمی با اشاره به این که اغلب کاربران زن اینترنت از آن برای برقراری ارتباط با دیگران استفاده می کنند ولی وی معتقد است که شکل بهره وری از اینترنت به مرور در حال تغییر است.

وی در مورد کارکردهای سیاسی و اجتماعی اینترنت می گوید که قطعا اینترنت در افزایش مطالبات زنان ایرانی تاثیر داشته است اما دستیابی به میزان آن مستلزم پژوهش است زیرا اینترنت می تواند به افزایش آگاهی های اجتماعی یاری برساند.

در اولین روز همایش اینترنت، زنان و هزاره سوم، رحیم صفوی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سخنرانی افتتاحیه آن گفت که پیش از این همایشی در این زمینه برگزار نشده بوده است و این همایش می تواند آغاز گر یک حرکت جدید با نگاهی نقادانه به نقش مثبت و منفی اینترنت باشد.

آقای صفوی یکی از اهداف اینترنت توسط غربی ها را انتقال فرهنگ، اندیشه و دیدگاه های غربی ها در جهان اسلام خواند.



وزیر ارتباطات ایران می گوید که برخلاف کشورهای غربی که سایت های فرهنگی و ایدئولوژیک را فیلتر می کنند در ایران فقط سایت های پورنوگرافیک و خشن فیلتر می شوند

آقای محمد سلیمانی وزیر ارتباطات و فن آوری اطلاعات، دیگر سخنران مراسم افتتاحیه این همایش بود که با اشاره به"محدودیت ها و تهدید های خاص" در فضای اینترنت اعلام کرد که در کشورهای غربی مطالب فرهنگی و ایدئولوژیکی هدف فیلترینگ قرار می گیرند در حالی که به گفته وزیر ارتباطات جمهوری اسلامی هدف فیلترینگ در ایران جلوگیری از دسترسی به "سایت ها و مطالب مسهجن و خشونت ها" بوده است.

وی در همین زمینه میزان کاربرانی که مشتریان سایت های پورنوگرافی هستند در جهان دو یا سه درصد خواند که به گفته وی در ایران این میزان پنج درصد است.

آقای سلیمانی همچنین از رشد فزاینده کاربران اینترنت در ایران خبر داد و گفت در حالی که سال گذشته میزان کاربران اینترنت در کشور هفت میلیون نفر برآورده شده بود امسال این میزان به یازده میلیون نفر رسیده است.

این همایش که در آن بیست و چهار مقاله ارائه شده به عنوان مقاله برتر مشخص شده اند و هدف از برگزاری آن"افزایش فرصت های اشتغال،حفظ کیان خانواده،تببین جایگاه زن در نظام اسلامی، ترویج ارزش های دینی و اخلاقی، تسریع در انتقال و تبادل اطلاعات میان زنان مسلمان و افزایش مشارکت درعرصه فن آوری اسلاعات" اعلام شده است، تا فردا به کار خود ادامه خواهد داد.

دور تازه «انقلاب فرهنگی» با برکناری شمار دیگری از استادان دانشگاه ها شتاب بیشتری گرفته است

رادیوفردا:
دور تازه آنچه انقلاب فرهنگی و پاکسازی دانشگاه ها از وجود استادان دگراندیش خوانده شده است با برکناری شمار دیگری از استادان دانشگاه ها شتاب بیشتری گرفته است. در این دور از پاکسازی دانشگاه ها پس از روی کار آمدن محمود احمدی نژاد، سعید حجاریان و محسن کدیور دو تن از چهره های اصلاح طلب از شورای تخصصی گروه های آموزشی برکنار شدند. دکتر هاشم آغاجری و دکتر حاتم قادری که مسئولیت گروه های تربیت مدرس را برعهده داشتند کنار گذاشته شدند. آقای احمدی نژاد به صراحت از حضور کسانی که وی آنها را استادان سکولار و لیبرال خوانده بود در دانشگاه ها انتقاد کرد. ستاد انقلاب فرهنگی نخستین بار بدستور آیت الله خمینی با هدف تصفیه نیروهای مخالف از دانشگاه ها تاسیس شد.

رشد خاموش دومین عامل مرگ در ایران

وبلاگ اکنون: مهمترین علل زمینه ساز خودکشی در این مطالعه اختلافات خانوادگی (54.6 درصد)، مشکلات عاطفی (18.8 درصد)، مشکلات اقتصادی (8.3 درصد)،مشکلات جسمی و روحی (7.9 درصد) و سایر علل (7.9 درصد) بود و در 2.5 درصد موارد علت خاصی وجود نداشت.محققان در جریان این پژوهش هم چنین تاکید کرده اند که"تفاوت علل زمینه ساز در متاهلین و غیر متاهلین از نظر آماری معنی دار بود"ه است،آنها در نتیجه تحقیق خود تاکید کرده اند که "اختلاف خانوادگی مهمترین عامل زمینه ساز خودکشی است که بیانگر لزوم ایجاد مراکز مشاوره برای نوجوانان جهت شناخت نیازهایشان ...
ادامه مطلب را در وبلاگ اکنون بخوانید

ضرر يك ميليارد دلارى در تنگه هرمز براى ايران

پیک ايران : كارشكنى در راه اندازى مراكز سوخت رسانى به كشتى هاى عبور كننده از تنگه هرمز، باعث ايجاد بازار انحصارى براى شركت هاى اماراتى شده است. طبق گزارش منابع آگاه اين بازار انحصارى به شركت هاى اماراتى اين امكان را داده است تا با راه اندازى حدود ۲۰ مركز سوخت رسانى به كشتى ها، سالانه در آمدى نزديك به يك ميليارد دلار را از آن خود كنند. براساس اين گزارش سوخت گيرى كشتى هاى عبورى از مسير خليج فارس و بنادر كشورهاى حاشيه آن، از آب هاى ايران به دليل كاهش دويست كيلومتر مسير آنها به صرفه تر است. اين گزارش مى افزايد: در برخى محافل نقل مى شود كه شيوخ امارات و برخى صاحبان مراكز سوخت رسانى دريايى اين كشور براى حفظ بازار انحصارى خود، حتى مخارجى را در ايران انجام مى دهند(بخوانید رشوه می‌دهند) تا از راه اندازى مراكز سوخت رسانى ايران جلوگيرى كنند.

روايت خبرنگار بی بی سی از فعاليت خبري در ايران

پیک ایران : چهره رسانه‌هاي خارجي در ايران به شدت خدشه دار شده است/ دفتر آيت الله مصباح از ما پرسيدند شما با اسلام هستيد يا با غرب؟/ متهم به شايعه پراكني شده‌ام

ايرانيوز : فرانسيس هريسون- خبرنگار بي.بي.سي؛ پس از چند ماه فعاليت در ايران با روايتي از آنچه مشكلات حرفه‌اي- مي‌نامد به تشريح اوضاع پرداخته است.
هريسون بر اساس مطالب منتشر شده در وبلاگش هم اكنون 2 سال است كه به عنوان تنها خبرنگار زن خارجي در ايران فعاليت مي‌كند. وي در كنار همسر ايراني‌اش وظيفه انتشار اخبار و گزارش‌هاي مورد علاقه بي.بي.سي از ايران را برعهده دارد.
به گزارش گروه بين‌الملل ايرانيوز متن گزارشي كه اين رسانه از ياداشت هريسون منتشر نموده به شرح زير است.
رابطه میان ایران و غرب پس از علنی شدن تصمیم تهران در خصوص افزایش وسعت دامنه فعالیت‌های هسته‌ای‌اش و ادامه فرایند و غنی سازی اورانیوم، بیش از پیش به سوی تیره و تار شدن حرکت کرده‌است.
درحالی که رابطه ایران با بسیاری از کشورهای غربی از جمله انگلیس و آمریکا به دنبال بسیاری از موضع‌گیری‌ها و تعیین خط مشی‌های سیاسی، بدون بهبود و حتی در مسیری ناامید کننده‌تر قدم برمی‌دارد، بسیاری از خبرنگاران و گزارشگران خارجی که مدت‌هاست در ایران مستقر هستند و یا برای تهیه خبر و گزارش به این کشور سفر می‌کنند، علت مواجه شدن با مشکلات فراوان کاری خود را در این کشور نشأت گرفته از همین رابطه تیره و تار سیاسی می‌دانند. بسیاری از آنان معتقدند که دامنه این مشکلات به خصوص اگر یک خبرنگار زن باشید، گسترده‌تر می‌شود.
"فرانسیس هریسون"، خبرنگار بی.بی.سی در تهران نیز بر این باوراست که تهیه گزارش از ایران با مشکلات فراوانی همراه است و نمی‌توان این کار را یک پروژه چندان عادی یا بر اساس اصول و موازین حرفه‌ای به اتمام رساند.
وی با اشاره به یکی از مشکلاتی که با آن دست به گریبان بوده، درباره مراحلی که برای تهیه یک گزارش طی کرده، می‌نویسد: قصد داشتم که برای گزارشی که قرار بود بنویسم، اطلاعات اولیه را جمع‌آوری کنم. با شخصی تماس گرفتم تا سوالاتی از او بپرسم. فردی که در آن سوی خط بود، پیش از اینکه در مورد پرسش‌هایم فکر کند، از من سوال کرد: شما با اسلام هستید یا با آنها(غرب)؟
ما با دفتر یکی از روحانیون جناح موسوم به راست که در واقع مشاور عقیدتی "احمدی نژاد"، رئیس جمهوری ایران، را نیز برعهده داشت، تماس گرفتيم. حقیقت این بود که ما فقط می‌خواستیم بدانیم که او چه زمانی سخنرانی خواهد داشت و آیا می‌توانیم فیلمی از مراسم سخنرانی وی تهیه کنیم یا خیر؟
"آیت‌الله مصباح یزدی"، یکی از اصلی‌ترین مدعیان در کسب قدرت و پیروزی در انتخابات مجلس خبرگان، مجلسی که نقش تعیین کننده‌ای در انتخاب رهبری در ایران دارد، با وجود تلاش‌های بسیاری زیادی که در این راه می‌کند، معمولاً تمایلی به صحبت و انجام مصاحبه با خبرنگاران به خصوص خبرنگاران خارجی از خود نشان نمی‌دهد و به قول معروف به شیوه‌های مختلف راه را برای تهیه خبر می‌بندد.
مرد آن سوی خط از ما پرسید: آیا شما از آن دسته افراد هستید که می‌گویند تنها 100 نفر در خیابان‌ها بودند درحالی که هزاران نفر از مردم در حمایت از دولت به خیابان آمده بودند؟
اگرچه این سوال و لحن پرسش او تمسخرآمیز بود اما همه ما به خوبی می‌دانستیم که منظور وی از طرح این سوال چیست.
درماه فوریه از سوی تلویزیون ایران برای مدت یک هفته مورد انتقاد قرار گرفتم؛ چراکه در یکی از گزارش‌هایم در مورد سالگرد انقلاب ایران گفته بودم: بیشتر از 100 هزار نفر از مردم در سالگرد انقلاب ایران به خیابان‌ها آمده‌اند و ...
درحالی که دولت اعلام کرده بود که جمعیت شرکت کننده بالغ بر 3 میلیون نفر بودند و من با مقیاس‌های اشتباه و نادرستی که از تعداد مردم داده‌ام، شايعه سازي كرده‌ام.
چند روز بعد در یکی از راهپیمایی‌هایی که در حمایت از مردم فلسطین برگزار شده بود، با مردی برخورد کردیم که در حال دست انداختن خبرنگار بی.بی.سی و تقلید حرف‌ها و رفتارهای او در مقابل جمعیت بود.
او جلوی یک محوطه تئاتری نسبتاً بزرگ ایستاده بود. یک کت قرمز روشن با کراوات پوشیده، هویجی را به جای میکروفن در دست گرفته و حرف‌هایی را به نقل از خبرنگار بی.بی.سی می‌زد و می‌گفت که خبرنگاری است که در حال تهیه گزارش زنده از تهران است و تا این لحظه نیز به راحتی می‌تواند ادعا کند که هیچ کس در راهپیمایی که دولت آن را به راه انداخته، شرکت نکرده‌است. خیابان‌ها خالی هستند و ... مردم هم با اشتیاق او را تماشا می‌کردند!
به هر حال این نمایش به شدت مرا شگفت زده کرده بود. با خودم فکر می‌کردم که آیا این مردم تاکنون برنامه‌های شبکه تلویزیونی بی.بی.سی را تماشا کرده‌اند؟ چراکه باید متوجه شده باشند که تنها خبرنگار اعزامی بی.بی.سی در تهران از دو سال پیش تاکنون یک خانم بوده‌است. شاید هم تصور می‌کردند که من باید مردی با موهای خاکستری باشم!

لباس خطرناک
تلفن‌هایي به بخش خبر شبکه بی.بی.سی در انگلیس شد و در مورد اینکه من روسری قرمزی سر کرده بودم و گزارش خود را از تلویزیون پخش کردم، شکایت کرده بود.
جدای از اینکه آنها می‌ترسیدند که ممکن است این موضوع روی کار و هدف من تأثیر بگذارد، من یک جلسه گفت‌وگوی آنلاین در مورد روسری که به سر کرده بودم، برگزار کردم و نه درباره آنچه که گزارش کرده بودم ...
در 30 نامه الکترونیکی که در این مورد برای بی.بی.سی ارسال شده بود، هیچ کس متوجه این نشده که اگر من روسری به سر نمی‌کردم، حتما بواسطه بي‌توجهي به قانون، مورد سوال جدي قرار مي‌گرفتم.
من حتی تصمیم گرفته بودم که در محل کارم هم روسری سر کنم زیرا با مردانی کار می‌کردم که هیچ نسبتی با آنها نداشتم، اما حقیقت این بود که ما خیلی زود متوجه این موضوع جالب شدیم که روسری قرمزرنگ من عامل اصلی این همه جار و جنجال شده بود؛ چرا که شما در برخي جاهاي ايران نبايد اينچنين عمل كنيم!

واقعيت اين است كه زنان ایرانی هر روز کمی پا را از حد و مرزهایی که برخي تعريف كرده‌اند (مثل بعضي كشورهاي تندرو غربي)، فراتر می‌گذارند و من هم سعی کرده بودم برخلاف تصاویری که تلویزیون ایران نشان می‌دهد، جلوی دوربین از سر تا پا با لباس سیاه ظاهر نشوم. مثل برخي از بانوان ايراني.
به جز موضوع پوشش، به خاطر ازدواج با یک ایرانی نيز مورد تهاجم و نقد شدید از سوی کسانی که وبلاگ من را مطالعه می‌کنند و یا اخبارهای ما را از ایران دنبال می‌کنند، مواجه شدم. آنها به جای اینکه به من کمک کنند تا به فهم و درک درستی از فرهنگ و مردمی که با آنها کار می‌کردم، برسم، خواسته یا ناخواسته به روش‌های گوناگون باعث بی اعتبار شدن کارهایم می‌شدند.
همسرم به عنوان یک روزنامه‌نگار که با دولت ایران موافق بود، از مدت‌ها پیش متهم شده بود و بدون اینکه توضیحی به او داده شود، بیش از یک سال بود که کارت خبرنگاری‌اش را از او گرفته بودند و اجازه فعالیت نداشت.
خیلی از خبرنگاران خارجی که در ایران به سر می‌برند، با یک ایرانی ازدواج کرده‌اند اما نکته جالب توجه این است که آنها مرد هستند و هیچ کس هم از آنها در مورد اینکه همسران ایرانی دارند و این موضوع در دیدگاه‌های خبریشان تغییر ایجاد می‌کند، سوال نمی‌پرسد حتی در مورد اینکه هنگام تهیه گزارش یا برگزاری یک نشست خبری کروات می‌زنند یا خیر، حرفی زده نمی‌شود.
بايد يادآوري كنيم كه کروات در ایران آن هم پس از انقلاب تبدیل به یک نماد غربی شد و جایگاه خودش را به عنوان لباسی که باید سیاستمداران بپوشند و مورد استفاده قرار دهند، از دست داد.
شاید همه اینها در کنار هم ما را به این باور برسانند که به درستی درک کنیم چرا آن مرد پشت تلفن از من پرسید شما با اسلام هستید یا با آنها(غرب)؟
چهره رسانه‌های خارجی در ایران به شدت دچار خدشه شده‌است؛ چراکه برخي فکر می‌کنند همه خارجی‌ها و همه رسانه‌های غربی قصد دارند با سیاست‌های خبری خود رژیم این کشور را تغییر دهند اما ما تبلیغات منفی و تصویری را که به عنوان دشمن ترسیم می‌شود، رد می‌کنیم ولی مقامات ایرانی نمی‌خواهند که با ما وارد مذاکره شوند و در این مورد اصلا حرفی زده شود.
البته اين واقعيت هم وجود دارد كه عده‌ای از مردم غرب از اینکه ما درباره مرگ تدریجی غیرنظامیان ایرانی که قربانی سلاح‌های شیمیایی "صدام حسین"، خبر تهیه می‌کنیم احساس ناراحتی می‌کنند؛ چراکه نمی‌توانند بپذیرند که ایران در این جنگ از سلاح شیمیایی استفاده نکرده و قادر نیستند تصویری را که از ایران به عنوان بخشی از محور شرارت در ذهن خود ساخته‌اند، تغییر دهند.
از سوی دیگر، بسیاری از ایرانی‌ها تصور می‌کنند که ما تنها برای وارونه جلوه دادن جنگ ایران و عراق چنین گزارش‌هایی را تهیه می‌کنیم. آنها سوال می‌کنند که چرا دولت‌های غربی سکوت اختیار کرده بودند، درحالی که صدام از سلاح‌های شیمیایی علیه ایران استفاده می‌کرد.
وقتی از یکی از همکاران من پرسیده شد که من با غرب هستم یا با اسلام؟ وی پاسخ داد: مستقل هستیم.

احمدی نژاد: دولت انگليس بسيار ضعيف است

بی‌بی‌سی:
احمدی نژاد: دست از لجاجت برداريد و منافع خود را درست تشخيص دهيد
رييس جمهوری ايران با تاکيد بر ادامه برنامه هسته ای اين کشور، دولت بريتانيا را به شدت مورد انتقاد قرار داده و چند مقام جمهوری اسلامی در باره پرونده هسته ای اظهار نظر کرده اند.
به گزارش خبرگزاری دولتی ايران - ايرنا - روز دوشنبه، 30 اکتبر، محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری ايران که به ورامين سفر کرده، در سخنانی دولت بريتانيا را متهم کرد که در ارايه قطعنامه به شورای امنيت عليه برنامه هسته ای ايران پيشقدم شده است.

وی گفت که دولت بريتانيا امروز بسيار ضعيف است و در داخل کشور خود نمی تواند به امور سامان دهد و افزود "دولت انگليس امروز با وجود اين، قيافه امپراتورها را به خود می گيرد."

آقای احمدی نژاد برگزاری تظاهرات 15 خرداد سال 1342 از جمله در شهرهای ورامين را يادآور شد و دولت بريتانيا را به حمايت از دولت وقت و ايستادن در برابر ملت ايران متهم کرد و پرسيد "اما امروز شما کجا هستيد و ملت ايران کجاست؟"

وی افزود که بريتانيا صد برابر ضعيفتر از گذشته و ايران صد برابر قوی تر شده و گفت "ما به شما نصيحت می کنيم دست از لجاجت برداريد و منافع خود را درست تشخيص دهيد."


دولت انگليس خيال می کند پنجاه سال قبل است و دوره استعماری است که راه بيفتد شرق و غرب عالم را تصرف و برای مردم وزير و وکيل تعيين کند ولی بايد بداند که آن دوران گذشته است


محمود احمدی نژاد رييس جمهوری ايران

رييس جمهوری ايران با اشاره به نهضت ملی شدن صنعت نفت در ايران در اوايل دهه 1950 ميلادی و مخالفت دولت وقت بريتانيا با آن، گفت " دولت انگليس خيال می کند پنجاه سال قبل است و دوره استعماری است که راه بيفتد شرق و غرب عالم را تصرف و برای مردم وزير و وکيل تعيين کند ولی بايد بداند که آن دوران گذشته است."

آقای احمدی نژاد اظهار داشت "انگليسی ها پنجاه سال قبل معادلات منطقه را می شناختند اما امروز آنها در منطقه از همه گمراه تر و ذليل تر هستند."

رييس جمهوری ايران در اين سخنان بريتانيا را به کشاندن آمريکا به منطقه نيز متهم کرد و گفت "دولت انگليس آمريکا را عصاکشان وارد منطقه و افغانستان کرد ولی امروز چيزی نصيب آنان نشده است و به اهداف خود نرسيده اند."

محمود احمدی نژاد خطاب به آمريکا و بريتانيا گفت "در عراق چيزی جز ذلت، خواری و گرفتاری در باتلاق اين کشور نصيب شما نخواهد شد و امروز نه راه پس داريد و نه راه پيش و به دنبال کسی هستيد تا دست شما را بگيرد و از باتلاق عراق خارج کند."

ادامه برنامه هسته ای

رييس جمهوری ايران مخالفان برنامه های اتمی ايران را متهم کرد که در صدد جلوگيری از پيشرفت هسته ای اين کشور هستند زيرا، به گفته وی، از پيشرفت ملت ايران می هراسند.

در حاليکه شورای امنيت سازمان ملل خواستار تعليق برنامه غنی سازی در جمهوری اسلامی شده، آقای احمدی نژاد گفت که ايران دارای معادن اورانيوم است که می خواهد آن را تصفيه و غنی سازی کند و در نيروگاه هايی که ساخته به کار گيرد.

وی با اشاره به مذاکرات کشورهای بزرگ برای دستيابی به توافق بر سر قطعنامه ای عليه ايران، تحريم احتمالی جمهوری اسلامی را بدون فايده خواند.

وی گفت که ارايه دهندگان اين قطعنامه ها هدف خود را جلوگيری از دسترسی ايران به تجهيزات و قطعات موشکی و هسته ای خوانده اند و با اظهار اينکه که اينگونه تحريم ها تاثيری در فعاليت های جمهوری اسلامی ندارد، افزود "در صورت اعمال تحريم عليه ما، جوانان اين کشور جدی تر شده و با دست خود نيازهای کشور را خواهند ساخت و ارتباط اقتصادی با شما را قطع می کنند."


می گويند ما می خواهيم شما را تحريم کنيم تا کسی تجهيزات موشکی و قطعات هسته ای در اختيار شما قرار ندهد اما ما بيست و هفت سال است که تحريم هستيم و اين کارها اثری ندارد


محمود احمدی نژاد

آقای احمدی نژاد تاکيد کرد که در حاليکه وضع تحريم عليه جمهوری اسلامی تاثيری بر اين کشور ندارد، اما باعث کينه بيشتر مردم نسبت به تحريم کنندگان می شود.

آقای احمدی نژاد در سخنان خود بر ادامه برنامه های هسته ای ايران تاکيد کرد و کشورهايی را که با داشتن تجهيزات صنعتی و نظامی اتمی مانع از دستيابی سايرين به فناوری صلح آميز هسته ای می شوند مورد انتقاد قرار داد.

وی گفت "استفاده کامل از همه ظرفيت سوخت هسته ای خواسته و حق ملت ايران است و احدی نمی تواند سر سوزنی از اين خواسته پايين بيايد."

رييس جمهوری ايران گفت که کشورهای ديگر موظف بودند که به ايران برای دستيابی به فناوری صلح آميز هسته ای کمک کنند اما چنين نکردند و ملت ايران با اتکای به خود، به گفته وی، به قله فناوری صلح آميز هسته ای رسيد.

محمود احمدی نژاد با اشاره به پيش نويس قطعنامه تحريم ايران توسط کشورهای اروپايی گفت که جمهوری اسلامی امروز هم در تحريم است و افزود "اگر يکی از شما يک پيچ در باره انرژی هسته ای يا موشک دوربرد به ما داده است، اعلام کند تا همه بدانند، ما هم اعلام می کنيم که نمی خواهيم."

وی از حمايت جهانی از جمهوری اسلامی سخن گفت و افزود "اکثريت قريب به اتفاق دولت ها و ملت ها در موضوع پرونده هسته ای طرفدار جمهوری اسلامی هستند."

اظهارات روحانی و متکی در باره پرونده هسته ای

پرونده هسته ای ايران همچنين در جريان ملاقات حسن روحانی، نماينده آيت الله خامنه ای در شورای عالی امنيت ملی و سرپرست سابق مذاکرات هسته ای ايران، با هياتی از نمايندگان پارلمان آلمان نيز مطرح شد.

به گزارش ايرنا، در اين ملاقات که روز دوشنبه در تهران صورت گرفت، آقای روحانی گفت که اروپاييان در توافقنامه پاريس حق ايران در برخورداری از فناوری هسته ای را پذيرفتند و افزود که اين توافق می تواند مبنای مذاکراتی برای شکست بن بست کنونی قرار گيرد.

روحانی بازگشت پرونده هسته ای ايران به آژانس را راه خروج از بن بست دانسته است

وی بر صلح آميز بودن برنامه هسته ای ايران تاکيد ورزيد و گفت "ارجاع پرونده هسته ای ايران به شورای امنيت و صدور قطعنامه های اين شورا هيچ مبنای قانونی و منطقی و عقلانی ندارد و بايد با برگشت پرونده به آژانس (بين المللی انرژی اتمی) و آغاز مذاکرات سياسی، اختلافات موجود را از طريق ديپلماسی حل و فصل کرد."

آقای روحانی تحريم احتمالی ايران را بدون اثر خواند و در اين مورد به گروه 1+5 هشدار داد.

به گزارش ايرنا، اوتا زايف، رييس کميته خلع سلاح پارلمان آلمان که در اين ملاقات حضور داشت نيز به مشکل فقدان اعتماد بين مذاکره کنندگان ايرانی و اروپايی اشاره کرد و اعتماد سازی را اقدامی مهم برای دستيابی به توافق از طريق مذاکره خواند.

خانم زايف تعيين مدتی معين برای مذاکره ايران و اروپا در باره بسته پيشنهادی اروپاييان همراه با تعليق غین سازی توسط ايران را راهی برای خروج از بن بست جاری توصيف کرد.

در خبری ديگر، خبرگزاری دانشجويان ايران - ايسنا - سخنان منوچهر متکی، وزير خارجه ايران را گزارش کرده که در آن گفته است که بازرسی های انجام شده توسط آژانس بين الملی انرژی اتمی غير نظامی بودن برنامه های هسته ای ايران را تاييد کرده است.

وی مذاکرات اخير علی لاريجانی، سرپرست مذاکرات هسته ای ايران، و خاوير سولانا، مسئول سياست خارجی اتحاديه اروپا را مهم دانست اما گفت که "متاسفانه محورهای تفاهم شده در چهار دور مذاکرات آماج ماجراجويی های برخی کشورهای خاص با اهداف سياسی قرار گرفته است."

همچنين، روز دوشنبه غلامحسين الهام، سخنگوی دولت ايران در باره تحريم های احتمالی شورای امنيت عليه ايران گفته است که گرچه چنين اقدامی به ايران لطمه می زند، اما طرف ديگر نيز از آن آسيب خواهد ديد.

متن كامل پيش‌نويس قطعنامه پيشنهادي آلمان، فرانسه‌وانگليس درباره ايران

پیک ایران:
انتظار مي‌رود كه پنج عضو دايمي شوراي امنيت و آلمان امروز بررسي مجدد پيش نويس قطعنامه‌ عليه ايران را كه فرانسه، آلمان و انگليس تدوين گرانش هستند، آغاز كنند.
به گزارش ايسنا، خبرگزاري فرانسه در گزارشي نوشت كه انتظار مي‌رود شش كشور چانه زني‌هاي بسيار سختي را بر سر تحريم‌ها عليه ايران در دور جديد مذاكراتشان داشته باشند.
به نظر مي‌رسد شوراي امنيت سامان ملل در بررسي اعمال تحريم عليه ايران دچار اختلاف و چند دستگي است. اين پيش نويس را اروپا در حالي منتشر كرد كه آمريكا مخالفتش را با آن و استثنايي كه در مورد همكاري هسته‌يي روسيه با تهران قايل شده اعلام كرده و متني سخت تر را خواستار است. روسيه نيز مخالفتش با تحريم عليه ايران را اعلام كرده است.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، خبرگزاري ژاپني كيودو متن كامل اين پيش نويس را منتشر كرده است كه براساس آن بندهاي مقدماتي به شرح زير است:

شوراي امنيت
- بيانيه رياست شورا، S/PRST/15/2006 مورخ 29 مارس 2006 و قطعنامه 1696 مورخ 31 ژوييه 2006 را يادآوري مي‌كند.

- بر تعهدش بر معاهده‌ي منع اشاعه‌ي سلاح‌هاي هسته‌يي بار ديگر تاكيد مي‌كند و حق كشورهاي عضو را مطابق با بند‌هاي 1 و 2 آن معاهده براي توسعه، تحقيق، توليد و استفاده از انرژي هسته‌يي با اهداف صلح آميز بدون تبعيض يادآورمي‌شود.

-بارديگر بر نگراني جدي‌اش نسبت به بسياري از گزارشات مديركل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي و قطعنامه‌هاي شوراي حكام آژانس بين‌المللي انرژي اتمي درباره‌ي برنامه‌ي هسته‌يي ايران كه از سوي مدير كل آژانس به آن گزارش شده از جمله قطعنامه GOV/14/2006 شوراي حكام تاكيد مي‌كند.

- نگراني جدي‌اش را از اين مساله اعلام مي‌كند كه گزارش 27 فوريه‌ 2006 مدير كل شامل فهرستي از مسايل به تعويق افتاده و نگراني نسبت به برنامه هسته‌يي ايران است از جمله موضوعاتي كه مي‌تواند بعدي هسته‌يي - نظامي را داشته باشد و آژانس قادر نيست نتيجه بگيرد كه هيچ مواد يا فعاليت هسته‌يي اعلام نشده در ايران وجود ندارد.

- بار ديگر بر نگراني جدي‌اش نسبت به گزارش 28 آوريل مدير كل آژانس (GOV/27/2006) و يافته‌هايش از جمله اينكه پس از سه سال تلاشهاي آژانس براي روشن ساختن همه‌ي وجوه برنامه‌ي هسته‌يي ايران، شكاف‌هاي موجود در ميزان آگاهي‌ها، هم چنان موضوع نگراني است تاكيد مي‌كند و تاكيد مي‌كند كه آژانس قادر نيست در تلاشهايش براي ارايه‌ي تضمين نسبت به نبود مواد و فعاليت‌هاي هسته‌يي اعلام نشده در ايران پيشرفت حاصل كند.

- با نگراني جدي خاطرنشان مي‌كند كه همانطور كه در گزارش‌هاي 8 ژوين 2006 GOV/38/2006) و 31 اوت 2006 (GOV/53/2006) تاييد شده است، ايران تعليق كامل و دايمي همه‌ي فعاليت‌هاي مربوط به غني سازي و بازفرآوري را آنطور كه در قطعنامه‌ي 1696 مطرح شده برقرار نكرده است و نيز گام‌هاي ديگر مورد درخواست شوراي حكام آژانس را برنداشته است، هم چنين به شروط قطعنامه 1696 شوراي امنيت و آنچه براي اعتمادسازي ضروري است، پايبند نبوده است و خودداري تهران از برداشتن اين گام‌ها را سرزنش مي‌كند.

- تاكيد مي‌كند براهميت تلاشهاي سياسي و ديپلماتيك براي يافتن راه‌حل از طريق مذاكره كه تضمين كند برنامه‌ي هسته‌يي ايران منحصرا داراي اهداف صلح آميز است و خاطر نشان مي‌كند كه چنين راه‌حلي به سود منع اشاعه‌ي هسته‌يي است و از تداوم تعهد چين، فرانسه، آلمان، فدراسيون روسيه، پادشاهي انگليس و ايالات متحده با حمايت نماينده‌ي عالي اتحاديه‌ي اروپا براي يافتن راه‌حل از طريق مذاكره استقبال مي‌كند.

- مصمم به تاثير گذاشتن بر تصميماتش از طريق پذيرش معيارهاي مناسب براي متقاعد ساختن ايران به پايبندي به قطعنامه‌ي 1696 و مطالبات آژانس و نيز اتخاذ معيارهاي مناسب براي جلوگيري از توسعه فناوري هسته‌يي در ايران در حمايت از برنامه‌هاي هسته‌يي و موشكي بالستيك اين كشور تا زماني است كه شوراي امنيت تشخيص دهد اهداف اين قطنامه بر آورده شده است.

- اسناد S/814/2006 و S/815/2006 شوراي امنيت را يادآور مي‌شود.

- از خطرات اشاعه‌اي كه برنامه‌ي هسته‌يي ايران مطرح مي‌كند و در اين راستا از تداوم شكست ايران در بر آوردن مطالبات شوراي حكام آژانس و پايبندي به شروط قطعنامه 1696 شوراي امنيت نگران است و به ضرورت مسووليت نخستينش تحت منشور سازمان ملل براي پاسخگويي به تهديدهاي صلح و امنيت بين‌المللي واقف است.

- تحت فصل هفت منشور سازمان ملل اقدام مي‌كند و معيارهايي را تحت بند 41 آن اتخاذ مي‌كند

بندهاي اجرايي اين پيش‌نويس قطعنامه به شرح زير است:

شوراي امنيت:

1- تاكيد مي‌كند كه ايران بايد بدون تاخير بيشتر گام‌هاي مورد درخواست شوراي حكام آژانس در قطعنامه‌ي GOV/14/2006 را بر دارد كه براي اعتمادسازي نسبت به ماهيت منحصرا صلح آميز برنامه‌ي هسته‌يي‌اش و حل پرسش‌هاي باقي مانده ضروري است.

2- تصميم مي‌گيرد كه در اين چارچوب ايران بايد بدون تاخير شروط پروتكل الحاقي را اجرا كند و معيارهاي شفاف ساز را آن طور كه مدير كل آژانس درخواست كرده اجرا كند؛ از جمله گزارش GOV/67/2006 كه تا فراتر از مطالبات رسمي توافقنامه‌ي پادمان و پروتكل الحاقي بسط مي‌يابد و چنين دسترسي به افراد و اسناد مربوط به اين روند، تجهيزات دو گانه، برخي كارگاه‌هاي متعلق به نيروي نظامي و اماكن تحقيق و توسعه آن طور كه ممكن است آژانس در حمايت از تحقيقات جاري‌اش درخواست كند را شامل شود و از ايران مي‌خواهد فورا پروتكل الحاقي را تصويب كند.

3- هم چنين در اين چارچوب تصميم مي‌گيرد كه ايران بايد بدون تاخير بيشتر، همه‌ي فعاليت‌هاي مربوط به غني سازي و بازفرآوري از جمله تحقيق و توسعه را تعليق كند يا مورد راستي آزمايي آژانس قرار گيرد و تصميم مي‌گيرد كه ايران بايد كار بر روي همه‌ي پروژه‌هاي مربوط به آب سنگين را از جمله ساخت يك راكتور تحقيقاتي كه با آب سنگين كار مي‌كند، تعليق كند.

4- تصميم مي‌گيرد كه همه كشورها بايد معيارهاي لازم را اتخاذ كنند تا از تامين فروش و انتقال مستقيم يا غير مستقيم تمامي اقلام، مواد، تجهيزات، كالا و فن‌آوري كه مي‌تواند به برنامه‌هاي هسته‌يي يا موشك بالستيك ايران منجر شود، از جمله آنهايي كه در اسناد S/815/2006 مطرح شده و نيز اقلام، مواد، تجهيزات، كالاها، و فن‌آوري كه شوراي امنيت يا كميته‌ي مقرر شده در پاراگراف 16 زير مشخص كند، كه مي‌تواند به برنامه‌هاي هسته‌يي يا موشك بالستيك ايران منتهي شود، از طريق كشورهاي سوم و يا از طريق ملت‌هايشان يا استفاده از قايق‌ها يا هواپيماهاي پرچم‌دار شان به ايران يا براي استفاده و يا به نفع ايران جلوگيري كنند.

5- تصميم مي‌گيرد كه همه‌ي كشورها بايد هم چنين معيارهاي لازم را اتخاذ كند تا از ارايه‌ي هر گونه كمك يا آموزش فني، كمك مالي، سرمايه‌گذاري،‌ واسطه‌گري و ديگر خدمات و انتقال منابع و خدمات مالي مربوط به برنامه‌هاي هسته‌يي و موشك بالستيك ايران يا ارايه فروش و انتقال يا ساخت اقلام مواد تجهيزات كالاها و فناوري‌هاي مشخص شده در پاراگراف 4 بالا به ايران جلوگيري كند.

6- تصميم مي‌گيرد كه معيارهاي تحميل شده در پاراگراف 4 و 5 بالا نبايد در جايي اعمال شود كه كميته‌ در ابتدا و يا بر مبناي مورد به مورد مشخص مي‌كند كه چنين تامين فروش، انتقال يا ارايه‌ي چنين موارد يا كمك‌هايي به وضوح به توسعه فناوري‌هاي حساس ايران در حمايت از برنامه‌هاي هسته‌يي و موشكي بالستيك ايران منجر نمي‌شود، از جمله در جايي كه چنين آيتم‌ها يا كمكي در زمينه‌ي غذا، كشاورزي، پزشكي و ديگر اهداف بشري است.

7- تصميم مي‌گيرد كه همه‌ي كشورها بايد معيارهايي را اتخاذ كنند كه براي جلوگيري از اين موارد ضروري است: ورود و يا انتقال افرادي كه در ضميمه‌ي اين قطعنامه مشخص شده‌اند و نيز افرادي ديگر كه در شوراي امنيت و يا كميته مشخص شده‌اند كه در برنامه‌هاي هسته‌يي يا موشكي بالستيك ايران مشغولند يا از آن حمايت مي‌كند، از جمله از طريق مشاركت در تهيه‌ي اقلام، كالاها، تجهيزات، مواد يا فناوري مشخص شده تحت معيارهاي پاراگراف 4 بالا مشروط بر آنكه هيچ چيز در اين پاراگراف نبايد كشوري را ملزم كند تا از ورود اتباع خود به قلمرواش جلوگيري كند.

8- تصميم مي‌گيرد كه معيارهاي تحميل شده در پاراگراف 7 بالا نبايد در جايي اعمال شود كه كميته بر مبنايي مورد به مورد تشخيص مي‌دهد كه چنين مسافرتي بر مبناي نياز بشري از جمله الزام مذهبي توجيه پذير است يا در جايي كه كميته نتيجه مي‌گيرد كه وجود يك استثنا به پيش بردن اهداف قطعنامه‌ي‌ حاضر كمك مي‌كند.

9 - تصميم مي‌گيرد كه همه كشورها بايد فورا بودجه‌ها، ديگر سرمايه‌هاي مالي و منابع اقتصادي كه در قلمرو شان را در تاريخ تصويب اين قطعنامه و يا در هر زماني پس از آن مسدود كنند. اين مواردي است كه متعلق به و يا تحت كنترل اشخاص و يا شركت‌هايي است كه در اين ضميمه ذكر شده است و نيز آن افراد و شركت‌هايي كه شوراي امنيت و يا كميته مطرح كرده در برنامه‌هاي هسته‌يي يا موشكي بالستيك ايران مشغولند و يا مستقيما به آن كمك مي‌كند، و يا اشخاص و شركت‌هايي كه از جانب آنها و يا به دستور