اخبار

« October 2006 | Main | December 2006 »

November 30, 2006

صداى آلمان:تفاهم كشورهاى اروپايى و روسيه بر سر تحريم ايران

روشنگری:
خبرگزارى رسمى آلمان از نيويورك گزارش داد كه كشورهاى اروپايى فرانسه، آلمان و انگليس با كشور روسيه بر سر پيش نويس قطع‌نامه‌اى در سازمان ملل متحد عليه برنامه‌هاى اتمى ايران و تحريم اين كشور به تفاهم رسيده‌اند. آمريكا نيز با اين پيش نويس جديد موافق است. گفته مى‌شود كه در پيش نويس جديد كه مورد توافق روسيه نيز قرار گرفته، ارسال مواد لازم براى نيروگاه اتمى بوشهر شامل تحريم‌هاى جهانى نمى‌گردد و همچنين در اين پيش نويس سلاح‌هايى كه نبايد به ايران ارسال شوند، محدودتر از طرح سابق هستند.

احمدی نژاد و رياکاری در باره ماجرای انگشت نگاری

روشنگری:
*احمدی نژاد در حالی در رد انگشت نگاری حين ورود اتباع آمريکايی به ايران به ياد مفيديت منطق ومزيت های کرامت انسانی افتاده است که نه برای ورود به کشور که برای ورود به دانشگاه که خانه دانشجوست,دانشجويان منتقد رژيم راممنوع الورود ميکنند


روشنگری:ميان گروههای حکومتی در رژيم اسلامی در رابطه با انگشت نگاری از اتباع آمريکايی در سفر آنها به ايران توافق نظر وجود ندارد. در حالی که حداقل بخشی از نمايندگان مجلس رژيم خواستار مقابله به مثل با آمريکا در اين زمينه هستند و حرفشان هم اين است که اگر آمريکا اتباع ايرانی را در حين ورود به اين کشور به طرز تحقيرآميزی انگشت نگاری می کند, پس همين برخورد را هم بايد با اتباع آنها در ايران صورت داد. ظاهرا احمدی نژاد با اين نظر مخالف است. او در مقاله ای در وبلاگ شخصی خود دلايل مخالفتش را شرح داده و نوشته است:

"حركت‌هايى نظير انگشت ‌نگارى از اتباع خارجى و ممانعت از حضور نخبگان فرهنگي، سياسي، علمى و ورزشي، تجاوز به حريم ساير كشورها و سرقت منابع و ذخاير آنان، تشكيل و راه‌اندازى شكنجه‌گاه‌ها و زندان‌هاى مخفى و قرون وسطايي، عدم پايبندى به معاهدات بين‌المللى و تخريب محيط زيست، اشغال كشورها و قتل عام زنان و كودكان، ضمن اين كه بيانگر سابقه سوء حكام آمريكايى است، باعث مخدوش شدن بيش از پيش حيثيت فرهنگى و انسانى ملت بزرگ آمريكا مي‌شود. ايجاد تصويرى منفى از ملت آمريكا در اذهان ساير ملل از يك سو و اهانت‌هاى هيأت حاكمه آمريكا حتى به شهروندان آمريكايى با رفتارهاى زننده‌اى چون شنود مكالمات تلفني، برخورد شديد با منتقدان و مخالفان دولت، تبعيض ‌نژادى و قومي، سانسور شديد اطلاعات و اخبار از سوى ديگر، امروز ملت آمريكا را به يكى از مظلوم‌ترين ملت‌هاى جهان تبديل كرده است. مردم آمريكا خود نيز امروز يكى از قربانيان اصلى رفتار حاكمانشان هستند. من اقدام رژيم آمريكا در انگشت ‌نگارى از مسافران را اقدامى توهين‌آميز به حرمت بشرى مي‌دانم كه با كرامت انسانى در تضاد است و اين نوع برخوردها از همان جنس برخوردهاى قرون وسطايى است كه دوران آن به پايان رسيده است."

احمدی نژاد در ادامه استدلالش در مخالفت با انگشت نگاری نوشته است: "اگرچه احساسات پاك مردم ايران نيز مانند بسيارى ديگر از كشورها، از اين اهانت ‌ها خدشه‌دار شده است، اما انتظار ايرانيان از ما مسوولان اين است كه رفتارهايمان بر اساس فرهنگ غنى اين سرزمين باشد و حتى براى مقابله به مثل كه حق طبيعى ماست، راضى نيستند كرامت انسانى مسافران مجاز آمريكايى كه ميهمان ملت ايران محسوب مي‌شوند خدشه‌دار شود. درخواست من از مجلس محترم شوراى اسلامى مبنى بر عدم تصويب قانون مقابله ‌به ‌مثل و انگشت‌ نگارى متقابل از اتباع آمريكا نيز بر اساس همين نكته بود."

به طور خلاصه و در يک جمله, معنای حرف احمدی نژاد اين است که اگر آمريکا با ايرانيان برخورد زشت, تحقيرآميز و اهانت بار می کند, ايران نبايد همان برخورد زشت, تحقيرآميز و اهانت بار را که منتقد آن است خود انجام دهد. اين نتيجه ای است که چه احمدی نژاد بگويد چه هر کس ديگر, چه حالا بگويند چه بعدا, چه در مورد مناسبات ايران و آمريکا گفته شود, چه در مورد مناسبات هر کدام از دولت ها و ملت ها به نام منطق و انسانيت نمی توان با آن مخالف بود.

اما رياکاری احمدی نژاد در آن است که او مثل ساير رهبران جمهوری اسلامی از همه چيز, منجمله منطق و کرامت انسانی هم استفاده ابزاری می کند بدون اين که واقعا اعتقادی به کرامت انسان ها و برخورد انسانی داشته باشد. به همه فقرات انتقاد او از آمريکا نگاه کنيد: هزار بار و صد هزار بار بدتر از همه آنها در همين ايران اسير آخوندها روزانه رخ می دهد و نه احمدی نژاد و نه هيچ کس ديگر در حکومت ذره ای پروای آنها را ندارند که هيچ, خود عامل و علت اساسی آنها هستند

احمدی نژاد بهتر از همه می داند که در بازداشت گاههای عادی همين رژيم به زور مشت و لگد و سيلی است که از دستگير شدگان عادی اعتراف به قتل می گيرند و بعد بر اساس همين اعترافات احکام اعدام آنها را صادر می کنند. او در حالی در رد انگشت نگاری حين ورود اتباع آمريکايی به ايران به ياد مفيديت منطق و مزيت های کرامت انسانی افتاده است که نه برای ورود به کشور که برای ورود به دانشگاه که خانه دانشجوست, دانشجويان اين کشور را فقط به خاطر مخالفت با سياست های رژيم به دانشگاه ممنوع الورود می کنند و دستگاههای حراستی رژيم با "ستاره دار" کردن دانشجويان ياد "ستاره های داوود" رژيم نازی های آلمان را زنده کرده اند. احمدی نژاد در حالی به ياد "برخورد انسانی" و "با کرامت" با اتباع آمريکايی افتاده است که گزمه های رژيمش شب و روز مشغول برخورد غير انسانی و بدور از هر گونه کرامت با زندانيان سياسی در زندان های ايران هستند. او برخوردهای پليسی و امنيتی در آمريکا را زير ضرب می گيرد, در حالی که دستگاه قضايی همين رژيم اسلامی هر نوع سازمان و دسته بندی که بخواهی برای سرکوب و پيگيرد خيابانی ايجاد کرده است و ناهيان از منکرش روز روشن با چاقو جوانان اين مملکت را به قتل می رسانند و آب از آب تکان نمی خورد.

رژيم جمهوری اسلامی نه تنها در شمار امنيتی ترين و پليسی ترين رژيم های منطقه است و اصلا بسياری از استان های کشور را عملا نظامی کرده است, که رژيمی است که حکومت پليسی و امنيتی را بر يک ايدئولوژی قرون وسطايی مذهبی هم سوار کرده است و از رهگذر آن تجاوز به حريم خصوصی مردم را به سياست رسمی خود ارتقا داده است. بنابراين چطور می توان ادعای احمدی نژاد را جدی گرفت وقتی که از لزوم رعايت حرمت ميهمان دم می زند, در حالی که نماينده رژيمی است که هيچ حريمی در بی حرمت کردن صاحبخانه يعنی ملت ايران باقی نمی گذارد؟

ماموران دولت احمدی نژاد همانطور با کارگران بابلسر رفتار کرده اند که سربازان اشغالگر آمريکايی با غير نظاميان در عراق. اصلا بخش بزرگی از اعضای کابينه همين احمدی نژاد امنيتی و نظامی اند و برخی از آنها, نظير وزير کشور در قتل عام زندانيان سياسی و کشتار جوانان آزاديخواه مشارکت داشته اند.

احمدی نژاد در حالی از برخوردهای پليسی و امنيتی در آمريکا انتقاد می کند که جوخه های ترور اين رژيم به صورت زنجيره ای صدها تن از آزاديخواهان اين کشور را به قتل رسانده اند و همچنان در مسند قدرت هستند.

گرد و خاک ضد آمريکايی احمدی نژاد برای ايرانيان که چوب اين رژيم و مانورهای عوامفريبانه اش را خورده اند و ذات متسبد و فاشيستی اين حکومت و خصلت انسان ستيز آن را با گوشت و پوست خود تجربه کرده اند کوچکترين جاذبه و ارزشی ندارد.

نگاه امنيتی در جمهوری اسلامی به روزنامه نگاران بهروز کاروني

رادیوفردا: وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی، گفت انجمن صنفی روزنامه نگاران برای سفر به هلند، با وزارت ارشاد هماهنگی به عمل نياورده بود.

محمدحسين صفار هرندی وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی جمهوری اسلامی، روز هشتم آذر ماه در مورد سفر يک گروه ۲۱ نفره از روزنامه نگاران ايرانی به هلند گفت: انجمن صنفی روزنامه نگاران برای انجام اين سفر، با معاونت مطبوعاتی اين وزارتخانه هماهنگی به عمل نياورده بود.

محمدحسين صفار هرندی ارتباط با دستگاه هايی که تحول و ايجاد تغيير در ديگر کشورها را در دستور کار خود دارند، کار روزنامه نگاران ندانست و افزود «برخی، طرح هايی را درخارج از کشور برای جا به جايی و تغييرات در کشور انجام مي دهند و برای اين منظور، بر روی چند دسته کار انجام مي دهند، که يک دسته مورد نظر آنها، روزنامه نگاران هستند».

به گفته وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی، اين طرح ها در برخی کشورها موثر بوده و به جا به جايی هايی در عرصه قدرت انجاميده است و «اجراکنندگان اين طرح ها گمان می کنند که در مورد ايران هم چنين خواهد شد».

سفر پرماجرا

۲۱ روزنامه نگار مورد اشاره محمد حسين صفار هرندی، از سوی انجمن صنفی روزنامه نگاران ايران، و به دعوت بنيادی غيرانتفاعی در هلند به نام «ارتباطات برای توسعه» (CFD)، به اين کشور دعوت شده بودند تا در دوره آموزشی دو هفته ای در زمينه روزنامه نگاری شرکت کنند.

بنياد«ارتباطات برای توسعه»، نهادی غيردولتی و موسسه ای است که توسط روزنامه نگاران اداره می شود و به آموزش روزنامه نگاران کشورهای آفريقا و خاورميانه می پردازد.

پيش از بازگشت اين گروه، روزنامه «سياست روز» وابسته به محافظه کاران، نوشت که برخی از اين روزنامه نگاران، در هلند به محله بدنام شهر آمستردام رفته اند.

مطلب روزنامه سياست روز، به سرعت از سوی محافل مطبوعاتی اصلاح طلب در ايران مورد انتقاد قرار گرقت و برخی از آنان، اين موضوع را، آغاز برخورد با ۲۱ روزنامه نگار اعزامی دانستند.

اين پيش بينی به حقيقت پيوست و ۲۱ روزنامه نگار اعزامی، هنگام بازگشت از اين سفر آموزشی، در روز پايانی آبان ماه، در فرودگاه مهرآباد تهران مورد بازجويی سه ساعته ماموران اطلاعاتی قرار گرفتند و وسايل آنها، از جمله رايانه های همراه شان ضبط شد.

نگاه امنيتی به روزنامه نگاران

عيسی سحرخيز، روزنامه نگار و عضو شورای مرکزی انجمن دفاع از روزنامه نگاران ايران، در مورد سخنان وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: «فرض و نگاه آقای صفار هرندی و دوستانشان، مبتنی بر توطئه است.

فرض و نگاه وزیر ارشاد اسلامی این است که روزنامه نگاران پایگاه و جاسوس دشمن هستند

عیسی سحرخیز
تلقی آنها اين است، که سراسر دنيا در حال توطئه چينی عليه ايران است و همه روزنامه نگاران، پايگاه و يا جاسوس دشمن هستند و بنابراين، مراودات شان درچهارچوب اين توطئه و برپايی انقلاب رنگين در ايران انجام می شود.»

آقای سحرخيز در مورد طرفداران تئوری توطئه، به طور مشخص، به محمدحسين صفار هرندی، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی، و حسين شريعتمداری ،مدير مسئول روزنامه کيهان، و باندهای وابسته به سعيد امامی، اشاره کرد و افزود: «بر اساس نگاه امنيتی آقای صفارهرندی و دوستانشان، جای هر کسی که درحرفه روزنامه نگاری با آنان موافق و هم گروه نباشد، در زندان اوين است.»

به گفته عیسی سحرخيز، مراودات میان روزنامه نگاران و نهادهای صنفی روزنامه نگاری، پيش از اين هم در ایران مرسوم بوده است.

آقای سحرخیز با اشاره به اين نکته که کمک وزارت خانه های ارشاد و وزارت امورخارجه، همانند دوره اصلاحات، می تواند به رشد کمی و کيفی اين مراودات ياری رساند، گفت: «متاسفانه، نگاه امنيتی مبتنی بر تئوری توطئه، مانع از اين مراودات شده است و در مورد ۲۱ روزنامه نگار اعزامی به هلند، آقايان حتی صبر نکردند که آنان گزارش سفر خود را منتشر کنند و يا اينکه سفارت و افردی که درهلند هستند، در باره اين روزنامه نگاران گزارش دهند.»

در عين حال عيسی سحرخيز گفت اگر سفر روزنامه نگاران به هلند مشکلی می داشت، این سفر به طور مخفيانه انجام می گرفت. «درحالی که هم نحوه تبت نام و گزينش خبرنگاران اعزامی و هم برنامه های آموزشی آن ها، شفاف و مشخص بوده است.»

مشروب با طعم آمپول

زیگ زاگ:

aragh_sagi.jpg

مخلوط الکل طبی و آب همچنان مشروب محبوبی در ايران است

فتوای آيت الله لنکرانی برای قتل دو روزنامه نگار آذربايجانی

بی‌بی‌سی:
پيش از آيت الله فاضل لنکرانی نيز جمعی از مردم روستای نردران در شمال باکو خواهان قتل رافق تقی شده بودند
آيت الله محمد فاضل لنکرانی، يکی از مراجع تقليد شيعه در قم، برای دو روزنامه نگار در جمهوری آذربايجان فتوای قتل صادر کرده است.
آن گونه که دفتر آيت الله فاضل لنکرانی اعلام کرده، جمعی از مقلدان وی در جمهوری آذربايجان نامه ای خطاب به وی نوشته و پرسيده اند که وظيفه مسلمانان در قبال نويسنده ای که به گفته آنان، اروپا را برتر از خاورميانه دانسته، دين اسلام را در برابر مسيحيت پست و بی ارزش نشان داده، با کلمات "ناپسند و نالايق" به پيامبر اسلام توهين کرده، تمامی مقدسات اسلام را به تمسخر گرفته و در پايان مقاله اش هم اعلام کرده که همه اين مطالب را آگاهانه و از روی عمد نوشته است و باز هم خواهد نوشت چيست.

آيت الله فاضل لنکرانی در پاسخ نوشته که فردی که چنين مقاله ای نوشته، اگر مسلمانزاده باشد، به دليل ارتداد (برگشتن از دين اسلام) و اگر کافر باشد به دليل توهين به پيامبر اسلام بايد به قتل برسد و قتل او بر هر کسی که به وی دسترسی داشته باشد لازم است.

بنابر فتوای اين مرجع تقليد شيعه، مسئول نشريه ای که مقاله چنين نويسنده ای را چاپ کرده نيز همين حکم را دارد.

نويسنده ای که آيت الله فاضل لنکرانی خواستار قتل او شده، رافق تقی نام دارد که در جمهوری آذربايجان به دليل انتشار مطلبی که دادگاه آن را موجب تفرقه مذهبی تشخيص داده، به دو ماه زندان محکوم شده است.

سمير صداقت اوغلو، سردبير نشريه صنعت که مقاله جنجال برانگيز رافق تقی تحت عنوان "ما و اروپا" را منتشر کرده است نيز هم در جمهوری آذربايجان مجازاتی مشابه رافق تقی محکوم کرده و هم مشمول حکم قتلی شده که آيت الله فاضل لنکرانی صادر کرده است.


در تظاهراتی که اخيراً در مقابل ساختمان کنسولگری جمهوی آذربايجان در تبريز برگزار شد، تظاهرکنندگان شعار می دادند: دولت آذربايجان با اسرائيل هم کلام و دولت آذربايجان، مايه ننگ اسلام

پيش از آيت الله فاضل لنکرانی نيز جمعی از مردم روستای نردران در شمال باکو، پايتخت جمهوری آذربايجان خواهان قتل رافق تقی شده بودند که باعث شده بود پليس اين جمهوری آپارتمان محل سکونت او را تحت محافظت قرار دهد.

از هنگامی که مقاله رافق تقی در نشريه صنعت چاپ شده، اقدامات اعتراضی متعددی نيز در شهرهای تبريز، تهران و اردبيل عليه اين نشريه صورت گرفته و تظاهرکنندگان از سوی ديگر دولت جمهوری آذربايجان را نيز هدف اعتراض قرار داده اند.

تظاهرکنندگان و همچنين برخی مقامات ايرانی خواهان عذرخواهی دولت جمهوری آذربايجان شده اند.

در تظاهراتی که اخيراً در مقابل ساختمان کنسولگری جمهوی آذربايجان در تبريز برگزار شد، تظاهرکنندگان شعار می دادند: "دولت آذربايجان با اسرائيل هم کلام" و "دولت آذربايجان، مايه ننگ اسلام".

محمدرضا تاج الدينی نماينده تبريز در مجلس شورای اسلامی نيز در جمع تجمع کنندگان به سخنرانی پرداخت و خطاب به دولت جمهوری آذربايجان گفت که اگر انتظار دارد کشورهای اسلامی در مقابل اشغال قره باغ توسط غيرمسلمانان از اين کشور حمايت کنند بايد در برابر آنچه وی اهانت اخير نشريه صنعت به پيامبر اسلام خواند برخورد قاطع از خود نشان دهد تا چنين "اهانتهايی" ديگر تکرار نشود.

اين در حالی است که نشريه آذربايجانی صنعت که اين مقاله را چاپ کرده، نشريه ای مستقل و غيردولتی است و سخنگوی وزارت امورخارجه جمهوری آذربايجان گفته که سببی برای عذرخواهی دولت جمهوری آذربايجان به دليل انتشار مقاله ای در نشريه ای غيردولتی نمی بيند.

سفير جمهوری آذربايجان در تهران نيز انتشار مقاله نشريه صنعت را به ارامنه و "دشمنان" آذربايجان نسبت داده است.

آمريکا نامه احمدی نژاد را 'تلاشی ضعيف' دانست

بی‌بی‌سی:
پرويز کامياب

وزارت خارجه آمريکا در اولين واکنش به نامه محمود احمدی نژاد رئيس جمهور ايران آن را "تلاشی ضعيف" برای گفتگو با مردم آمريکا خواند.
يک مقام وزارت خارجه آمريکا که خواست نامش فاش نشود، به بخش فارسی بی بی سی در واشنگتن گفت اين نامه که می توانست لحن مثبت تری به خود بگيرد، بخصوص در زمانيکه بحث هايی درباره مذاکره بين دو کشور بر سر موضوعاتی نظير عراق در جريان است، احتمالا تاثيری منفی خواهد گذارد.

مقام ياد شده گفت آقای احمدی نژاد که آمريکا را متهم به حمايت کورکورانه از اسرائيل می کند با اظهاراتی نظير حذف اسرائيل از نقشه جهان، نشان می دهد که تنفری کورکورانه نسبت به اين دولت دارد.

محمود احمدی نژاد رئيس جمهور ايران اخيرا نامه ای خطاب به مردم آمريکا نوشته و طی آن ضمن تاکيد بر علايق و نگرانی های مشترک بين دو ملت ايران و آمريکا از سياست های واشنگتن در خاورميانه انتقاد کرده است.

محمود احمدی نژاد در نامه خود که روز چهارشنبه توسط دفتر نمايندگی ايران در سازمان ملل متحد منتشر شد خطاب به مردم آمريکا نوشته است که ايران و آمريکا هر دو ملتی خدا ترس، حقيقت خواه و عدالت جو و خواهان عزت، احترام و کمال هستند.

آقای احمدی نژاد در اين نامه ضمن انتقاد شديد از سياست های دولت جورج بوش در عراق و نيز حمايت های کاخ سفيد از اسرائيل، خواستار تغيير رفتار واشنگتن شده است.

به گفته چارلز کاپچن استاد روابط بين الملل دانشگاه جورج تاون محمود احمدی نژاد با نوشتن اين نامه بدنبال جلب نظر مردم آمريکاست:

"هدف اين نامه افکار عمومی آمريکا و بهره برداری از احساسات ضد بوش است که در طی انتخابات مياندوره ای کنگره آمريکا بر ملا شد. اينکه اين نامه چقدر مورد توجه قرار می گيرد بايد بگويم احتمالا خيلی نه. زيرا احمدی نژاد وجهه چندان مثبتی در آمريکا ندارد و او به خاطر اظهارات گذشته خود درباره اسرائيل و انکار هولوکاست سرمايه سياسی زيادی در اينجا ندارد. بسياری از مردم آمريکا احمدی نژاد را بيشتر يک افراطی می بينند تا فردی که بتوانند با او معامله کنند."

اما به گفته آقای کاپچن نامه محمود احمدی نژاد احتمالا مخاطب داخلی نيز دارد:

"وقتی احمدی نژاد به مردم آمريکا نامه می نويسد شما می توانيد شرط ببنديد که يکی از چيزهايی که او به آن فکر می کند اين است که نوشتن اين نامه برای من در داخل ايران چه فايده ای دارد. ترديدی نيست که اين نامه يک وجه داخلی دارد. اکثر مردم ايران دارای احساسات موافق امريکا هستند. من يکبار بيشتر در اين کشور نبودم اما می توانستم علاقه مردم به آمريکا را بطور ملموس حس کنم. آنها گرچه مخالف سياست آمريکا هستند اما بطور کلی علاقه عميقی به اين کشور دارند. من فکر می کنم اين نامه احتمالا بدنبال بهره برداری از اين احساسات نيز بوده است. نکته دوم اين است که بين سياستمداران ايران بر سر تقابل با آمريکا درباره عراق و برنامه های اتمی تهران اختلاف وجود دارد. احمدی نژاد ممکن است با اين نامه بدنبال ايجاد يک توازن بين تندروها و اصلاح طلبان که او را به دو سمت گوناگون در برخورد با آمريکا هل می دهند باشد."

چارلز کاپچن که در زمان بيل کلينتون رئيس جمهور سابق آمريکا کارشناس شورای امنيت ملی کاخ سفيد بوده است درباره نگرش احتمالی دولت آمريکا به اين نامه چنين می گويد:

"فکر می کنم کارشناسان ايران در بخش های مختلف دولت آمريکا اين نامه را به دقت بخوانند. آنها خواهند پرسيد آيا چيز جديدی در اين نامه وجود دارد که صحنه را برای يک گفتگو آماده کند. اما بايد بگويم که اگر احمدی نژاد بدنبال گفتگو با آمريکا است بايد يک بيانيه ای صادر می کرد که به جای انتقادات تند به دولت بوش تنها به علايق و نگرانی های مشترک بين دو کشور محدود می شد."

در مجموع نامه آقای احمدی نژاد حاوی پيامی چندگانه است. هم می توان آن را چنين ديد که ايران احتمالا آماده است در صورت تغيير رفتار آمريکا با اين کشور وارد گفتگو شود و هم می توان آن را نامه ای ديد که حاکی از ادامه سياست تقابله جويانه در قبال آمريکاست.

ملا حسنی رد صلاحيت شد!

خُسن آقا: چقدر آش ترش شده که داره دل آشپز رو هم می‌زنه!

ایران امروز: روزنامه سرمايه: «به دليل اين كه پزشك مرا ممنوع‌المطالعه كرده بود نتوانستم در آزمون كتبی خبرگان رهبری شركت كنم و به همين دليل رد صلاحيت شدم.»
حجت‌الاسلام حسنی، امام جمعهء اروميه با اعلام اين مطلب به سرمايه گفت:«برخی افراد كه اظهارنظرهايی دربارهء رد صلاحيت من داشته‌اند خودشان صلاحيت علمی و اخلاقی ندارند.»
امام جمعهء اروميه همچنين در توضيح دلايل رد صلاحيت خود در انتخابات مجلس خبرگان رهبری گفت:«به دليل اين كه پزشك معالجم مرا به مدت سه ماه ممنوع المطالعه كرده است، نتوانستم در آزمون كتبی داوطلبان مجلس خبرگان شركت كنم و اسناد و مدارك لازم را هم در اين زمينه به شورای نگهبان ارايه كردم ولی شورای نگهبان آن‌ها را رد كرد و به نظر من رد صلاحيت شدن من از افرادی سرچشمه می‌گيرد كه در سنگرهای ضدانقلاب هستند.»
وی همچنين گفت:«چندين نامه و اسناد و مدارك ديگری كه به صلاحيت من اشاره شده است را هم به شورای نگهبان ارايه كردم كه در دو نامهء امام خمينی و همچنين آيت‌الله سيد صدرالدين صدر به «جامع‌الشرايط بودن» و «تصدی امور فقيه» در زمان غيبت ‌درمورد به صراحت اشاره كرده‌اند ولی با اين شرايط باز هم من رد صلاحيت شده‌ام در حالی كه شورای نگهبان همين صلاحيت‌ها را از داوطلبان می‌خواهد كه من همهء آن‌ها را داشتم و فقط در آزمون كتبی شركت نكرده‌ام.»
حجت‌اسلام حسنی با اشاره به اين كه در دوره‌های گذشتهء انتخابات خبرگان رهبری برخی از افراد در آزمون كتبی شركت نكرده‌اند، گفت:«اسناد و مداركی را كه همگی بر صلاحيت بنده از سوی فقها و امام خمينی تاكيد دارند به شورای نگهبان فرستادم اما باز هم از من می‌خواستند كه در آزمون كتبی شركت كنم و به نظر من تمامی اين اسناد برای شورای نگهبان كافی است و ديگر نيازی به آزمون كتبی نيست و در دوره‌های گذشته اين سخت‌گيری‌ها نبود.»
امام جمعهء اروميه در ادامه گفت:«من نمی‌گويم كه مجتهد هستم ولی پس از اين همه سال كه از عمرم می‌گذرد می‌توانم تشخيص دهم كه چه كسی مجتهد است و چه كسی مجتهد نيست.»
حجت‌الاسلام حسنی همچنين دربارهء علت ثبت‌نام خود در انتخابات مجلس خبرگان گفت:«من فقط به خاطر تغيير در قانون اساسی می‌خواستم وارد مجلس خبرگان شوم، چون قانون اساسی فعلی به حقوق اساسی رهبری نپرداخته است و اعضای مجلس خبرگان فعلی طی اين هشت سال نتوانستند اين نقص قانون اساسی را رفع كنند»
وی همچنين گفت:«با توجه به اين كه قانون اساسی كشور ما از شرقی‌‌ترين و جامع‌ترين قوانين اساسی دنيا است اما به نظر من در بحث اختيارات رهبری نواقصی وجود دارد و بايد اصلاح شود و به مقام رهبری اختيار عزل رييس‌جمهور، عزل رييس مجلس و همچنين انحلال مجلس داده شود تا همان‌طوری كه امام زمان(عج) اين اختيارات را دارند، نمايندهء او هم اين اختيارات را داشته باشد.» امام جمعهء اروميه همچنين دربارهء رد صلاحيت نامزدهای انتخابات مجلس خبرگان رهبری در آذربايجان غربی گفت:«شورای نگهبان صلاحيت ١٣ نفر از ١٥ داوطلب را تاييد نكرده است و فقط دو نفر باقی‌مانده‌اند و چون ما بايد سه نماينده در خبرگان داشته باشيم احتمالاً يك نفر از ديگر استان‌ها كه صلاحيت گرفته به استان آذربايجان غربی می‌آيد.»
وی در ادامه گفت: «در اين باره بيانيه‌ای را آماده كرده‌ام كه اگر دو كانديدا از ديگر استان‌ها به آذربايجان غربی بيايند آن را صادر می‌كنم و از سه نفر حمايت خواهم كرد ولی اگر يك نفر بيايد و تعداد كانديداها به سه نفر برسد اعلام حمايت من از كانديداها ديگر لطفی نخواهد داشت چرا كه طبق قانون اگر اين كانديداها فقط يك رای نيز بياورند به عضويت در مجلس خبرگان رهبری انتخاب می‌شوند.»

November 29, 2006

ايران زندان بزرگ روزنامه نگاران، روزنامه نگاراني که "آزاد" اما از کار محروم هستند

گزارشگران بدون مرز:

azadi_bayan.gif

جمهوری اسلامي از سال ۱۳۷۹ بزرگترين زندان روزنامه نگاران و وب نگاران در خاورميانه است. رکورد دار سرکوب و نقض آزادی بيان، قصد پايان دادن به دستگيری های خودسرانه، احضار و تعقيب قضايي روزنامه نگاران را ندارد.

از تير ماه ۱۳۸۴ با به قدرت رسيدن رئيس جمهور احمدی نژاد و هيات دولت اش که اکثريت آن را فرماندهان سابق سپاه پاسداران و يا ماموران وزارت اطلاعات تشکيل داده اند، سرکوب روزنامه نگاران به اشکال نامريي و ظريف اما همچنان سرسختانه ادامه دارد. کمتر شدن تعداد روزنامه نگاران زنداني به معنای کاهش سرکوب و اعمال فشار بر مطبوعات و روزنامه نگاران از سوی مسئولان حکومتي نيست. احضار و دستگيری ادامه دارد همچنان ادامه دارد، روزنامه نگاران دستگير شده پس از چند روز و يا چند هفته بدون مشخص شدن زمان برای محاکمه و بدون حکم قطعي از زندان "آزاد" مي شوند. اما هر لحظه مي توانند دوباره احضار و يا به زندان بازگرداننده شوند. پرونده های در دست بررسي و يا محکوميت های به زندان، همچون شمشير داموکلس بر بالای سر روزنامه نگار نگاه داشته و مانع ادامه زندگي حرفه ای آنها مي شود. دولت احمدی نژاد و دستگاه قضايي سراسر ايران را به زندان بزرگي برای روزنامه نگاران تبديل کرده اند.

اکثريت روزنامه نگاران مستقلي که با رسانه های دولتي همکاری نمي کنند، از سوی مسئولان حکومت نشانه گرفته شده اند و به بهانه های مختلف از فعاليت و مشغول به کار شدن آنها جلوگيری مي شود. همزمان اين بخش از روزنامه نگاران از سوی دستگاه قضايي تحت تعقيب قرار مي گيرند و برای "آزادی" تا هنگام محاکمه بدون تعيين زمان مجبور به پرداخت وثيقه های سنگين مي شوند، در دادگاه ها گاه تا ۶۰۰ ميليون تومان نيز برای روزنامه نگار وثيقه تعيين شده است. روزنامه نگاران به اصطلاح "آزاد" شده نيز از هر سو تحت فشار قرار مي گيرند و اجازه کار نمي يابند. از سویي در هراسند که انتشار مطلبي ناخوش آيند برای حکومت، دوباره برای آنها احضار و دادگاه و زندان را در پي داشته باشد و از سوی ديگر مديران رسانه ها برای بکار گيری اين روزنامه نگاران تحت فشار و تهديد قرار مي گيرند. مواردی پيش آمده که با دستگيری روزنامه نگار، روزنامه ای که در آن کار مي کرده است نيز تعطيل شده است.

اخيرا روزنامه ی روزگار از سوی هيات نظارت بر مطبوعات تعطيل شد، که عمده ترين دليل آن دعوت از روزنامه نگاران روزنامه توقيف شده شرق برای همکاری با اين روزنامه بود. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و دادستان تهران سعيد مرتضوی با ارسال ليستي از روزنامه نگاران از جمله روزنامه نگار مستقل و زنداني سابق احمد زيدآبادی، رسما از مسولان روزنامه خواسته بودند که اين روزنامه نگاران از ليست همکاران حذف شوند. يکي از دلايل توقيف روزنامه ی وقايعه اتفاقيه در تير ماه ۱۳۸۳ همکاری روزنامه نگاران روزنامه ی توقيف شده ی ياس نو با آن بود. در حکم توقيف روزنامه وقايعه اتفاقيه رسما به اين امر اشاره شده بود. در همان زمان روزنامه جمهوريت نيز برای آنکه مسئولان روزنامه از کنار نهادن عماد الدين باقي روزنامه نگار و فعال حقوق بشر سر باز زدند، توقيف شد.

روزنامه نگاران مستقل همواره آماج آزار و اذيت مسئولان حکومتي قرار دارند. وضعيت سه روزنامه نگار مطبوعات ايران عيسي سحرخيز، محمد صديق کبودوند و ساقي باقری نيا که هر لحظه امکان بازداشت و زنداني شدن شان وجود دارد، نشانگر وضعيت امروز روزنامه نگاران در ايران است.

عيسي سحرخيز مدير مسئول ماهنامه ی آفتاب و روزنامه اخبار اقتصادی دوشنبه ٦ شهريور توسط شعبه ١٠٨٣ دادگاه عمومي برای اتهاماتي چون « انتشار مطالب عليه اصول قانون اساسي و تبليغ عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي » محاکمه و به ٤ سال زندان و ٥ سال ممنوعيت از فعاليت های مطبوعاتي، محكوم شد. اين حکم در تاريخ ۳۰ آبان ماه به وکلای اين روزنامه نگار ابلاغ شد. عيسي سحر خيز در اعتراض به ناعادلانه بودن دادگاه اعلام کرده است " دستگاه قضايي ايران مستقل نيست و از آيت اله خامنه ای دستور مي گيرد." و وی تقاضای تجديد نظر نخواهد کرد.

محمد صديق کبودوند مدير مسئول هفته‌‏نامه پيام مردم کردستان در شهريورماه ۱۳۸۴ از سوی دادگاه تجديدنظر استان كردستان به اتهاماتي چون « اتهام نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي و ايجاد اختلاف بين اقشار جامعه از طريق طرح مسائل نژادي و قومي» به يك سال حبس تعزيري، پنج سال محروميت از شغل روزنامه‌‏نگاري محکوم شد. در تاريخ ۲۱شهريور ماه سال جاری اين روزنامه نگار براي اجراي حكم احضارشده بود.

ساقي باقری نيا مدير مسئول روزنامه آسيا در تاريخ ٢٨ مرداد از سوی شعبه بيست و هفتم ديوان عالي كشور به شش ماه زندان محکوم شد. اتهام اين روزنامه نگار "تبليغ عليه نظام" است. يكشنبه ١٥ تير ماه ١٣٨٢ روزنامه آسيا، برای انتشار عکس و مطلبي در باره ی مريم رجوی توقيف و ساقي باقری نيا مديرمسئول و ايرج جمشيدي سردبير روزنامه بازداشت شدند. دوشنبه ١٦ تير ساقي باقري نيا با سپردن وثيقه آزاد اما ايرج جمشيدی تا سال بعد در زندان بسر برد. ساقي باقری نيا برای دومين بار در روزهای اخير به دايره اجراي احكام احضار شده است. از سال ۱۳۸۲ تا به امروز بيش از ۳۰ تن از روزنامه نگاران ايران به خارج از کشور پناهنده شده اند.

گزارشگران بدون مرز اسامي بخشي از روزنامه نگاراني که در ايران از فعاليت مطبوعاتي محروم شده اند و يا ممنوع قلم هستند را منتشر مي کند.

مادح احمدی، نوشين احمدی خراساني، پروين اردلان، علي ايمان حامد، مسعود باستاني ، عمادالدين باقي ، ساقي باقری نيا، پروين بختيار نژاد، سيامک پورزند، مجيد تولايي، عليرضا جباری، ايرج جمشيدی ،عباس دالوند، فريبا داودی مهاجر، عليرضا رجايي، تقي رحماني، محمد جواد روح، احمد زيدآبادی، سعيد ساعدی، عزت اله سحابي، آرش سيگارچي، ماشااله شمس الواعظين، هدا صابر، شادی صدر، لطيف صفری، بيژن صف سری، کيوان صميمي، اعظم طالقاني، عباس عبدی، يوسف عزيزی بني طرف، عليرضا علوی تبار، رضا عليجاني، محمد حسن عليپور، حسين قاضيان، محمد قوچاني، اجلال قوامي،عباس کاکاوند، تونيا کبودوند، محمد صديق کبودوند، مرتضي کاظميان، فاطمه کمالي، بهروز گرانپايه، ابوالقاسم گلباف، اکبر گنجي، فاطمه گوارايي، فيروز گوران، مجتبي لطفي، حامد متقي، سعيد مدني، علي مزروعي، امين موحدی، نرگس محمدی، حسن يوسفي اشکوری، ابوالفضل وصالي، مانا نيستاني

محمود احمدی نژاد رئيس جمهور و آيت اله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامي از جمله ٣٨ رهبر و مقام دولتی در جهان هستند که از سوی گزارشگران بدون مرز بعنوان دشمنان آزادی مطبوعات برگزيده شده اند

وب سایت های ایرانی «باید» از دولت مجوز بگیرندبهرام رفيعی

رادیوفردا:
در آيين نامه ای که روز ۶ آذر ماه توسط هيات وزيران دولت ايران و با هدف به گفته دولت « حمايت از سايت های قانونی » تصويب شد ، به تمام سايت های اينترنتی ايرانی دوماه فرصت داده شد تا برای گرفتن مجوز اقدام کنند.

در اين آيين نامه که با عنوان آيين نامه ساماندهی و حمايت از فعاليت قانونی سايت‌ های اينترنتی تصويب شده و در اختيار رسانه ها قرار گرفت ، آمده است : « پايگاه‌ها و سايت ‌های اطلاع‌ رسانی اينترنتی، بايد با رعايت قوانين کشور و مقررات مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی، مشخصات مربوط و هويت مدير مسوول خود را در وزارت ارشاد ثبت کنند و به سايت‌هايی که قبلا فعاليت خود را شروع کرده‌اند ، دو ماه از زمان ابلاغ اين آيين نامه فرصت داده شده تا اين موارد را به ثبت برسانند .»

فهرست جرايم

همچنين فصل سوم اين آيين‌نامه به تخلفات پايگاه‌ های اطلاع ‌رسانی و نحوه‌ رسيدگی به آنها پرداخته است و جريمه هايی چون تذکر رسمی ، مسدود سازی موقت يا تعطيل دائمی ‌برايشان در نظر گرفته شده است.

براساس اين فصل از آيين نامه ، « اهانت به اديان آسمانی و مقدسات اسلامی ، انتشار مطالب تفرقه افکنانه و توهين به اقوام و اقليت‌های مذهبی، اشاعه منکرات و ترويج فحشا، انتشار اطلاعات خصوصی و شخصی افراد و نشر اکاذيب و افترا » ازجمله تخلفات پيش بينی شده در آيين‌نامه « ساماندهی فعاليت پايگاه‌های اطلاع‌رسانی اينترنتی » است.

حمايت يا محدوديت

محمد تورنگ، مدير گروه فرهنگی و اجتماعی دبيرخانه شورای اطلاع رسانی دولت روزدوشنبه ازتصويب و ابلاغ اين آيين نامه با عنوان « ساماندهی انتشار مطالب غير اخلاقی در سايت های اينترنتی ايرانی » خبر داد.

تورنگ به خبرگزاری ايسنا گفت : « اين مصوبه بر اساس تصميمات شورای عالی انقلاب فرهنگی و به منظور انتظام امور و فعاليتهای اطلاع رسانی تصويب و ابلاغ شده است . طبق اين مصوبه وزارت فرهنگ و ارشاد موظف است نسبت به حمايت از فعاليت‌های اينترنتی مجاز اقدام و ساز و کار مناسب اجرايی برای حمايت از عوامل تقويت کننده فعاليتهای سالم و مفيد اينترنتی با اولويت خبررسانی را اتخاذ کنند .»

تورنگ در قسمت ديگری از سخنان خود گفت: « بر اساس ماده ۷ اين مصوبه ، بر ممنوعيت نشر مطالب الحادی ، توهين به اديان آسمانی و مقدسات ، تفرقه افکنی و خدشه در وحدت ملی، توهين به اقوام، ترويج امور غيراخلاقی، اهانت به اشخاص حقيقی و حقوقی، انتشار اطلاعات خصوصی و شخصی افراد و نشر اکاذيب در قالب هر نوع داده اعم از متن ، صدا، عکس، تصوير، فيلم و .... تاکيد شده است .»

نقش وزارت ارشاد

در قسمتی ازماده سه اين آيين نامه مصوب هيات وزيران دولت جمهوری اسلامی آمده است: « وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی موظف است ، ساختار مناسب تشکيلاتی را با استفاده از ظرفيت‌های موجود برای سامان‌دهی ، هدايت و حمايت از فعاليت‌های اينترنتی مجاز و برخورد قانونی با فعاليت‌های غيرمجاز، پيش‌بينی و راه‌ اندازی کند و همچنين بودجه مناسب ساليانه را به منظور سالم‌ سازی و سامان بخشی به فعاليت‌های اينترنتی در کشور پيش‌بينی کند. »

همچنين اين ماده وظيفه ديگری نيز برای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در نظر گرفته است ؛ در بخش ديگری از اين ماده آمده است: « تعيين شرايط لازم برای پايگاه ،‌ مديران مسوول سايت‌ها و نيز تعيين ساز و کار مناسب به منظور ثبت رسمی‌ پايگاه اطلاع‌رسانی و لغو آن‌ها و اعلام عمومی‌ هر مورد و همچنين اتخاذ راهکارهای اجرايی مناسب برای حمايت مادی و معنوی از عوامل تقويت کننده، فعاليت‌های سالم و مفيد اينترنتی با اولويت خبررسانی، ازجمله وظايف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ‌در اين زمينه تعيين شده است .»

وظايف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درحالی در اين آيين نامه پررنگ تر از گذشته در نظر گرفته شده است که محمد حسين صفار هرندی وزير ارشاد پيش از اين بارها بر لزوم ساماندهی پايگاه های اينترنتی تاکيد کرده و از تغيير نام معاونت مطبوعاتی وزارتخانه ی تحت اختيارش به معاونت مطبوعات ، سايت ها و وبلاگ ها ی وزارت ارشاد خبر داده بود.

«ابزار جاسوسی »

پيش از اين نيز مرکز پژوهش های مجلس درگزارشی به به مقامات کشور هشدار داده بود که بايد هرچه سريعتر ، با تمرکز نهادهای متولی ارتباطات در يک مرکز، و تشکيل نهادی مشابه پليس برای فعاليت های اينترنت که برخی نام « پليس سايبر » را بر آن نهادند ، در صدد کنترل سايت های اينترنتی بر آيند.

در اين گزارش که توسط محمدرضا فاکر در مجلس هفتم قرائت شد ، فعاليت های اينترنتی برای نظام جمهوری اسلامی خطرناک توصيف شده و آمده بود: « نوعی از ابزار جاسوسی ، پيام های اينترنتی ، پيام از طرق موبايل و ارتباطات راه دور است.پيام حاوی جاسوسی می تواند به شکل صوت ، تصوير يا متن در قالب های مختلفی همچون پيام کوتاه ، پست الکترونيکی (e-mail) ، گپ های اينترنتی (chat) ، فايل های ارسالی ، يا موارد ديگر باشد . پيام جاسوسی تصويری همان است که در قالب تصوير اصلی،حاوی تصاوير ممنوعه امنيتی ارسال می شود. »

ايرانی‌ام !

وبلاگ فردای روشن:
زندگی جز رنج نبوَد ، چاره چيست ؟ ...
چاره‌ی ِ بيچارگان ، بی‌چارگی است
گرچه هستم من فقير و مُستْمند ...
آی مادرجنده ! بر من کم بخند
من ز خود بزدوده‌ام نور ِ نبی ...
افتخار ِ صد نبی و صد ولی
نور ِ اهريمن ز من چون شد جدا ...
فقر می‌تازد به من چون اژدها
تا مسلمانی ز خود بزدوده‌ام ...
بينوا ، بيکاره و بيهوده‌ام
گر که با خود نور ِ اللَّه داشتم ...
مادرت را هر زمان می‌ذاشتم

ادامه را در وبلاگ فردای روشن بخوانید

FIFA Ruling Must Include Women Football in Iran

Petition:
To: FIFA
Dear Mr Joseph S. Blatter

FIFA's decision to ban the Islamic Republic's football teams from international games is a brilliant decision and should have come about a long time ago. The ban is because of the interferences that the Iranian Football Federation is experiencing from the regime. The main reasons for FIFA's ban are that the regime is interfering with the decision -making and appointments of the leadership of the football association, which is supposed to be an independent entity in order to maintain the non-political status of the International Football Association. However, you must be aware the interference of the regime does not end with the decision-making and appointments of the association's leadership: the regime interferes with almost every aspect of the football and all other sports in Iran. The regime appoints an observer for not only the football association but also all the football clubs and other sport clubs to ensure the imposition of the arbitrary Islamic codes and ethics, which often hinder the exercising and competitiveness of the sport. For example, Iranian women football players have to cover the whole of their bodies in order to be able to play. This is not only degrading to our women but also it hinders and affects their competitiveness and efficiency of their game. It affects them psychologically too as it gives them a sense of inferiority. On this basis, the game is unfair before it starts. It also makes the competition unfair in the way that if the temperature is high the team with less clothing have the advantage. FIFA must ensure fair play and if the Islamic regime carries on imposing degrading Islamic codes on our women football players then the ban should continue until the regime complies with the international standards that govern all members and participating teams. The imposition of arbitrary Islamic codes on our men football players affects their game, more or less, in the same way too.

Therefore, we undersigned would like you to make the FIFA's stance clear to the Islamic regime that If they want to participate in the international arenas, they must abide by the uniformity of the international standards that govern all members - standards that ensures fair play not only physically, but also mentally and psychologically. International Football will only be fair if both teams are on equal footing. Iranian football player whether male or female are not on equal footing because of the censorship and imposition of Islamic Codes that are not necessarily Islamic but only a version interpreted by present rulers in Iran.

We, undersigned, support FIFA to end all interferences from the regime and to bring Iranian football on to an equal footing in the International football arena.

Sincerely,

The Undersigned

احمدی نژاد خطاب به مردم آمریکا نامه نوشت

خُسن آقا: یک نیست به این احمقی بگوید مردک خودت را مسخره کرده‌ای یا ملت دنیا را!؟ گویا طرف کار بهتری ندارد صبح تا شب می‌نشیند نامه نگاری می‌کند!

رادیوفردا: ریيس جمهوری ايران نامه ای را به دفتر نمايندگی جمهوری اسلامی در سازمان ملل فرستاده و در آن به مردم آمريکا پيام داده است. متن اين نامه تا ساعاتی ديگر منتشر می شود.

محمود احمدی نژاد در آخرين کنفرانس خبری خود از ارسال اين نامه خبر داده و گفته بود برای تشريح مواضع خود به طور مستقيم با ملت آمريکا گفت و گو می کند. خبرگزاری آسوشيتد پرس اعلام کرد نامه مزبور به مقر سازمان ملل در نيويورک رسيده و تا ساعاتی ديگر منتشر می شود.

پيش از اين يک بار و در سال ۱۳۷۶ سيد محمد خاتمی به عنوان ریيس جمهوری ايران و در قالب گفت و گو با شبکه خبری سی ان ان خطاب به ملت آمريکا سخن گفته بود.


محمود احمدی نژاد در مقام ریيس جمهوری اسلامی ایران تا به حال دو بار به آمريکا سفر کرده است. وی در سفر نخست خود در سال ۱۳۸۴ با شبکه خبری سی ان ان گفت و گو کرد و در سال ۱۳۸۵ با اعضای شورای روابط خارجی آمريکا ديدار کرد.

نامه مزبور در حالی ارسال می شود که هر دو کشور ايران و آمريکا به تازگی در مورد اوضاع عراق ، فعاليت ديپلماتيک جدی داشته اند. جلال طالبانی ریيس جمهوری عراق در روزهای اخير به تهران سفر کرد و رئيس جمهوری آمريکا نيز امروز در اردن با نوری المالکی نخست وزير عراق ديدار می کند.

جرج بوش در آخرين اظهار نظر خود درباره احتمال گفت و گوی مستقیم با ايران گفته بود پيش شرط آمريکا تغيير نکرده و ايران بايد فعاليت های مرتبط با غنی سازی را به حالت تعليق درآورد.

محمود احمدی نژاد سال گذشته و چند ماه پس از تصدی مقام رياست جمهوری ، نامه ای ۱۵ صفحه ای به همتای آمريکايی خود نوشت که جورج بوش به آن پاسخی نداد.


نوشتن نامه مستقیم از سوی یک مقام رسمی ایرانی به یک مقام رسمی آمریکایی در تاریخ جمهوری اسلامی بی سابقه بوده است. پس از آن آقای احمدی نژاد اعلام کرد به دیگر مقامات رسمی جهان نیز نامه می نویسد که این موضوع فقط در مورد آلمان و فرانسه اجرا شد و آنگلا مرکل و ژاک شیراک نیز هم چون بوش به نامه های وی پاسخ ندادند.

آقای احمدی نژاد همچنین پس از بی پاسخ ماندن نامه ارسالی به بوش از وی درخواست مناظره تلویزیونی کرد که این درخواست با پاسخ منفی کاخ سفید همراه بود.

November 28, 2006

حزب الله لبنان به گروه مقتدا صدر آموزش نظامی می‌دهد

New York Times:
بر اساس ادعای یک عضو ارشد سازمان امنیت آمریکا CIA حزب الله لبنان به شیعیان طرفدار مقتدا صدر آموزش نظامی می‌دهند. بنا به گفته این مامور CIA تعداد هزار تا دوهزار نفر از اعضای سپاه مهدی مقتدا صدر از طریق حزب الله لبنان آموزش دیده‌اند، همچنین ادعا شده است که ایران نیز در این مساله دست دارد.

احضار وزير اطلاعات به مجلس : سفارت كانادا تعطيل شود

پیک ایران:
باشگاه خبرنگاران جوان : نمايندگان مي گويند: وزير اطلاعات به مجلس احضار خواهد شد و مجلس در مورد جاسوسي اين سفارتخانه در تهران تحقيقاتي خواهد داشت و در صورتي كه اين مساله اثبات شود بايد لانه جاسوسي دوم در تهران تعطيل شود.
يك نماينده مجلس گفت:‌ وزير اطلاعات به مجلس احضار مي شود و مجلس در مورد جاسوسي اين سفارتخانه د رتهران تحقيقاتي خواهد داشت ، در صورتي كه جاسوسي اين سفارتخانه در تهران اثبات شود نمايندگان مصممند كه سفارت كانادا به عنوان لانه جاسوسي دوم تعطيل شود.
آرين منش نماينده مردم مشهد در مجلس در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران تصريح كرد: وزارت امور خارجه به عنوان مسئول اصلي اين كار نسبت به اين موضوع بايد جدي عمل كند.
وي با تاکيد بر اينکه كميسيون امنيت ملي مجلس نسبت به مواردي كه بر عليه منافع ملت باشد بي تفاوت نخواهند ماند افزود: اگر قرار باشد كه كشور كانادا جاي آمريكايي ها را در ايران بگيرند برخورد جدي مي کنيم.
احمد بزرگيان نماينده مردم سبزوار نيز با اشاره به اينکه كانادا در چند سال اخير رفتار نامعقولي در قبال ايران داشته گفت: معتقدم كانادا پا را فراتر از گليم خود گذاشته و اگر ثابت شود سفير كانادا در ايران كار خلاف عرف ديپلماتيك انجام مي دهد قطعا با برخورد شديد نمايندگان مجلس روبرو خواهد شد.
در همين حال حاجي بابايي عضو هيات رئيسه مجلس نيز با تأكيد بر اينکه جمهوري اسلامي ايران در رابطه با فعاليت سفارت كانادا در ايران تجديد نظر خواهد کرد افزود:سفارت كانادا به نيابت از لانه جاسوسي عمل مي‌كند و اين براي ملت ايران قابل قبول نيست.
وي تصريح کرد:كانادا متحد آمريكاست و در طول چند سال اخير بر عليه منافع ملي ايران قدم برداشته است و بارها كينه توزي خود نسبت به ايران را نشان داده است.
موسي قرباني عضو كميسيون حقوقي و قضايي مجلس نيز با اشاره به اينکه وزارت اطلاعات و قوه قضاييه بايد جاسوسي سفارت كانادا در ايران را بررسي کنند تصريح کرد:در چند سال اخير يكسري شيطنت ها و تحركات غير منطقي را از کشور کانادا ديدم که اگر پس از بررسي ها به اين نتيجه رسيديم كه سفارتخانه اين کشور به صورت يك جانبه عمل مي كند مسلماً برخورد قاطع خواهيم كرد.

خاطرات یک زندانی سیاسی از بند مخوف 209 زندان اوین

فعالان حقوق بشر در ایران:
بنام سعادت ملت ایران و با درود به جانبا ختگان راه آزادی

خاطراتی از شکنجه گاه مخوف 209 اوین

هر جوان دلسوزی که قلبش برای میهن عزیزمان ایران می تپد و در حکومت خودکامه ، ارتجاعی و مذهبی ایران شهامت آزاد یخواهی داشته و فریاد حق طلبی را سر داده باشد ، بعید است که گذرش به بازداشتگاه 209 اوین نیا فتاده باشد و از تازیانه های استبداد مذهبی در امان مانده باشد . در این لحظه که من از زندان رجایی شهر کرج (گوهر دشت) که خود تبعید گاه زندانهای ایران است برای شما می نویسم ، شکنجه گاه 209 اوین کوه مردانی همچون کیوان رفیعی ، دکتر سعید ماسوری ، رضا ملک افشا کننده جنایات وزارت اطلاعات ، آیت الله کاظمی بروجردی و صدها تن از هواداران وی ، و صدها مبارز گمنام ولی شجاع و حق طلب دیگر را در خود جای داده است . همه زندانیان سیاسی که اکنون بصورت محکوم و یا بلا تکلیف در جای جای زندانهای ایران عمر گرانمایه را هزینه ازادی میهن میکنند ، دوره بازداشت و بازجویی خود را در شکنجه گاه 209 اوین سپری کرده اند .بنده نیز خود جزو همین افراد بودم .اکنون نمی خواهم از شکنجه های سیستماتیک که تخلیه اطلاعات و گرفتن اعتراف بکار برده می شود چیزی بگویم . تنها می خواهم از عمل وحشیانه یکی از زندانبانها خاطره ای نقل کنم که نظیر ان را تنها میتوان در اردوگاه ( اشو تیز ) نازیها المان در جنگ جهانی دوم که در کشور لهستان تاسیس نموده بودند جستجو کرد . من در سلول انفرادی بازداشتگاه اوین دوره بازجویی سختی را پشت سر میگذاشتم . حدود سه ماه بود که در انفرادی بسر می بردم و مستقیما توسط بازجوی طلایی وزارت اطلاعات و بند 209 ( سعید شیخان ) باز جویی میشودم .هر گونه کتاب و روزنامه هم برای من قدغن بود تا ایگونه ، فشار سلول انفرادی را بیشتر احساس کنم تنها کتابی که پس از تقاضا های فراوان در اختیار من قرار داده بودند قران مجید و مفاتیح الجنان بود که همان هم برایم نعمت بسیار بزرگی بود یکی از شبهای گرم مرداد1384 پس از یک دوره بازجویی طولانی به سلول خود که برخلاف اکثر سلولهای بازداشتگاه 209 شیر اب و ظرفشویی نداشت بازگشتم و از نگهبان کمی اب برای اشمیدن تقاضا کردم . ولی نگهبان که گویا با تقاضایم چرتش را پاره نموده بودم با بی حوصلگی گفت : اب کل زندان قطع می باشد و چاره ای نداری جز تحمل تشنگی ( لازم به ذکر است که اشاره کنم اب کل زندان اوین از قناتی به همین نام تامین میشود و خیلی کم پیش می اید که اب زندان قطع شود ) من که خوب میدانستم نگهبان از روی تنبلی و بی مسولیتی چنین حرفی را به من زده برای گرفتن اندکی اب سماجت بخرج داده و تا نیمه های شب به در زدن ادامه دادم . نگهبان به هیچ صراطی مستقیم نبود تا حداقل مسلمانی خود را ثابت کرده و بار یمن جرعه ای اب بیاورد . پس از در زدنهای فراوان خسته و تشنه در انتهای سلول 2در 2 متر نا امیدانه نشسته بودم که ناگهان پنچره درب سلول باز شد و نگهبان گفت ( پارچ ابت را بیاور ) خوشحال و هیجان زده به سرعت پارچ اب را برداشته و بطرف درب سلول رفتم . هنوز یک قدم دیگر با درب سلول فاصله داشتم که صدای وحشتناکی مرا شوکه کرد چیز نا شناخته ای با فشار بسیار زیاد بصورتم می خورد و همه جا کاملا سفید شده بود . دیگر نه جایی را می دیدم و نه می توانستم نفس بکشم . گرد سفیدی که تمام فضای سلول را اشغال کرده بود شور مزه بود و بعدا فهمیدم نگهبان بی رحم بجای جرعه ای اب یک کپسول 10 کیلوی پودر خشک اتش نشانی را درون سلول من خالی کرده بود. درست همانند اتاق گاز که محکوم بمرگ را در ان خفه می کنند ، دیگر هوایی برای نفس کشیدن وجود نداشت . نگهبان حتی پنجره کوچک روی درب را بسته بود . در حالی که نفسم به شماره افتاده بود و مرگ را در یک قدمی می دیدم عاجزانه با کف دست به در سلول کوبیدم بینی خود را زیر شکاف در نگه داشته بودم تا از اندک هوایی که از زیر در بداخل سلول جریان داشت تنفس کنم . حدود 10 دقیقه بعد هوا تقریبا قابل تنفس شده بود . گردهای سفید فروکش کرده بود ولی هنوز غبار غلیضی از پودر خاموش کننده اتش ، در فضای بسته سلول وجود داشت . که یکی دیگر از نگهبانها امد و مرا به سلول دیگری در جوار سلول قبلی انتقال داد . سلول جدید کاملا لخت بود و خالی از هرگونه موکت و یا پتویی بود من مجبور بودم که در کف سلول بر روی موزائیک بخوابم . سلول جدید شیر اب ، ظرفشویی و توالت فرنگی استیل داشت ، اما ماجرا به همین جا ختم نشد . تازه به سلول جدید وارد شده بودم که بوی سوختگی به مشامم رسید ولی هیچ گاه به ان هیچ توجهی نکردم . فردا صبح ریس بازداشتگاه 209 به سلول من امد و مرا زیر مشت و لگد گرفت او در حین کتک زدن ، به من میگفت : کافر ، خون تو مباح است ، تو به مقدسات توهین کرده ای ، ملحد ، . . . ) تازه فهمیدم شب گذشته نگهبان برای توجیح عمل وحشیانه خود تنها کتابهایی را که من در سلول داشتم را به اتش کشیده و گناه ان را به گردن من انداخته .

رئیس بازداشتگاه ، حتی به این مطلب که من در سلول انفرادی کبریت و یا فندکی برای آتش افروزی در اختیار نداشته ام کوچکترین توجهی نکرده بود . رئیس بازداشتگاه 209 (با نام مستعار کریمی ) مرا به همان سلول قبلی برد و آنجا من با استفاده از استدلال و شواهد موجود ثابت کردم که آتش گرفتن قرآن کریم و مفاتیح النجان پس از اسپری شدن کپسول آتش نشانی صورت گرفته زیرا تا سقف سلول روی گرده های سفید رنگ کپسول را دوده سیاه کاغذ گرفته بود و اگر کتب مقدس قبل از تخلیه کپسول آتش نشانی سوخته بودند ، باید روی دوده و خاکستر کاغذ آنها هم گردی سفید نشسته باشد .

هر انسانی با مشاهده محل متوجه ما جرا میشد ولی رئیس بازداشتگاه 209 حاضر به قبول استدلال من و عوض کردن رفتار خود نمی شد . ضرب المثلی است که می گوید :" فردی که خود را به خواب زده ، نمی توان او را از خواب بیدار کرد " .

بعد از کتکهای فراوان مرا به همان سلول بی موکت و پتو باز گردانید و این دروغ را بصورت اتهام توهین به مقدسات ، در پرونده من درج نمودند . اتهامی که در صورت اثبات ، مجازات مرگ را در پی دارد. زندگی کردن روی موزائیک برای چندین روز متوالی غیر قابل تحّمل و در واقع مرگ تدریجی بود . دیگر فهمیده بودم سربازان گمنام امام زمان (!؟) به اسلام و قرآن تا چه اندازه معتقدند . دشمن در نظرم بسیار کثیف تر از آن چیزی که همیشه بود گردید . دیگر قید همه چیز را زده بودم . باید کاری می کردم که مرا از آن سلول لخت و شکنجه آور هر جور که شده ، بجای دیگری منتقل کنند . به همین خاطر تصمیم گرفتم تا جایی که در توان دارم فریاد بکشم : ( مرگ بر استبداد مذهبی ) ، ( مرگ بر جلادان خونخوار وزارت اطلاعات )،( مرگ بر خا منه ای ) و ...

اینجا بود که چند نگهبان ، وحشیانه درب سلول را باز کرده و مرا به بیرون یعنی یکی از اتاقهای باز جویی بردند . من در آنجا سخت ترین و طولانی ترین کتک زندگی خود را خوردم . چند عدد از دنده هایم شکست . دو تا از انگشتان دستم بر اثر ضربات با تون خرد شد . به پشت سرم ضربه ای وارد شد که هنوز هم بعد از گذشت یکسال و اندی ، نیمی از دید هردو چشم مرا تار کرده است و با عث سر گیجه های ممتد و صوت شدید در گوشهایم شده است .

نیمی از تمام سطح بدنم کبود شده بود ، ولی خوشبختانه به هدف خود یعنی خارج شدن از آن سلول لخت و شکنجه آور رسیده بودم . هر چه بیشتر کتک می خوردم چهره دشمن را کریه تر می دیدم و در راهی که قدم گذارده بودم راسختر می شدم . بلی ، هر چه بیشتر کتک می خوردم بلندتر فریاد می زدم .

نمی دانم اگر روزی بازرسان بین المللی سر زده از این شکنجه گاه بازدید به عمل آورند با چه صحنه هایی مواجه می شوند و چه شکایاتی را در یافت می کنند . البته در شکنجه گاه 209 نه تنها اجازه بازدید به هیچ بازرس بین المللی داده نمی شود ، بلکه هیچ مقامی هم در داخل خود رژیم اگر خارج از وزارت اطلاعات باشد ، اجازه ورود و بازدید از این شکنجه گاه مخوف را ندارد . مگر اینکه ارگان ها و فعالین حقوق بشری با تمرکز بیشتر بر این سیاه چال و شکنجه گاه ، رژیم را وادار به عقب نشینی کنند .

پایدار وطن همیشه

بهروز جاوید تهرانی / زندان رجایی شهر کرج (گوهر دشت) /فرعی 5 / 1/9/85

فعالان حقوق بشر بدین وسیله از تمامی زندانیان سیاسی ، عقیدتی ، امنیتی و ... دعوت می کند با ارسال خاطرات خود از بند 209 زندان اوین ، جنایات رژیم جمهوری اسلامی را در این بند و سایر زندان های مخفی هر چه بیشتر افشا کنند .

Hra.Iran@Gmail.Com
www.Iran-Hra.blogfa.com
Tel: 0031620720193

احمدی نژاد: شرط کمک جمهوری اسلامی به تبات عراق، خروج نيروهای آمريکا است

صدای آمریکا:

در حاليکه به گفته مقامات عراقی، جلال طالبانی، رئيس جمهوری عراق برای ملاقات با مقامات جمهوری اسلامی روز دوشنبه به تهران می رود، محمود احمدی نژاد، رئيس جمهوری اسلامی اعلام کرد که شرط کمک حکومت ايران به تثبيت اوضاع در عراق خروج نظاميان آمريکائی و بريتانيائی از عراق است.

وی گفت حکومت حاضر است برای خروج ايالات متحده از، به گفته او، باتلاقی که در عراق برای خود ساخته است به آمريکا کمک کند، مشروط بر اينکه نيروهای نظامی آمريکا از عراق عقب نشينی کنند.

آقای احمدی نژاد گفت آمريکا و بريتانيا در عراق به بن بست رسيده اند و برای جبران و ترميم اوضاع رو به وخامت عراق نياز به ياری دارند.

احمدی نژاد در عين حال گفت هر دو کشور آمريکا و بريتانيا بايد کليه نيروهای نظامی خود را از عراق خارج سازند و از زورگوئي در مناسبات با ايران دست بر دارند. وی همچنين افزود که اين آمريکا و بريتانیا بايد رويه خود را نسبت به حکومت ايران تغيير دهند.

شبکه تلويزيونی آمريکا اوضاع عراق را جنگ داخلی خواند

صدای آمریکا:
يک شبکه تلويزيونی عمده آمريکا نيز در توصيف جنگ جاری درعراق به عنوان يک «جنگ داخلی» روزدوشنبه به چند سازمان خبری ديگرآمريکائی پيوست.

شبکه تلويزيونی ان بی سی روزدوشنبه اعلام داشت اين شبکه به دنبال گفتگوهای خود با تحليلگران نظامی وسايرتحليگران، موضع خود را تغييرداده است وازاين به بعد به جنگ درعراق به عنوان جنگ داخلی اشاره خواهد کرد.

با اين حال کاخ سفيد نسبت به استفاده ازعبارت «جنگ داخلی» درتوضيح مناقشات جاری درعراق به مخالفت برخاسته است ومی گويد اوضاع عراق با تعريف عرف «جنگ داخلی» تطبيق نمی کند. بسياری ديگرازسازمان های خبری آمريکا نيز، ازجمله صدای آمريکا، ازاشاره به اوضاع عراق به عنوان جنگ داخلی خودداری می کنند و وقايع عراق را «خشونت های فرقه ای» می نامند.

ساير رسانه های خبری آمريکا ، ازجمله روزنامه های لوس آنجلس تايمز و کريستين ساينس مانيتور نيز چندی است درگزارش های خود ازعبارت «جنگ داخلی» استفاده می کنند.

نیوزویک: مقتدی صدر، خطرناكترين مرد عراق!

انتخاب : هفته نامه آمريكايي نيوزويك در شماره اخير خود كه قرار است در چهارم ماه آينده ميلادي (دسامبر) به روي دكه ها برود، «مقتدي صدر» روحاني جوان شيعه عراقي را «خطرناكترين مرد عراق» خوانده است! نيوزويك پرونده ويژه اين شماره خود را به سيد مقتدي صدر و گروه وي اختصاص داده و تيتر روي جلد خود را كه با تصوير ايستاده و خشمگين «صدر» همراه شده است، «خطرناكترين مرد عراق» انتخاب كرده است.

خبرگزاري انتخاب : هفته نامه آمريكايي نيوزويك در شماره اخير خود كه قرار است در چهارم ماه آينده ميلادي (دسامبر) به روي دكه ها برود، «مقتدي صدر» روحاني جوان شيعه عراقي را «خطرناكترين مرد عراق» خوانده است.

نيوزويك پرونده ويژه اين شماره خود را به سيد مقتدي صدر و گروه وي اختصاص داده و تيتر روي جلد خود را كه با تصوير ايستاده و خشمگين «صدر» همراه شده است، «خطرناكترين مرد عراق» انتخاب كرده است.

گرافيك روي جلد اين شماره نيوزويك نيز كه از رنگهاي سياه و قرمز بهره گرفته است، تلاش دارد فضايي خشن، تاريك و بدفرجام را به مخاطب خود القا كند.

در صفحات داخلي نيز گزارش مفصل نيوزويك با تيتر «شمشير شيعه» به گروه صدر مي پردازد. همچنين تحليل ديگري با تيتر «چگونه مقتدي صدر سرنوشت آمريكا را در عراق رقم مي زند» در اين نشريه آمريكايي به چشم مي خورد.

بزرگنمايي عامدانه مقتدي صدر در خشونتهاي عراق توسط رسانه هاي آمريكايي در حالي پيگيري مي شود كه القاعده و باقيمانده هاي حزب بعث، عراق را به بهشت تروريستها و صحنه كشتار مردم اين كشور تبديل كرده اند.

به گفته برخي تحليلگران، مانور دوباره رسانه هاي غربي پيرامون سوژه «گروه صدر» مي تواند بخشي از رويكرد جديد كاخ سفيد در عراق باشد كه هوشياري مردم و دولت اين كشور را مي طلبد.

نامه اعترضى بزرگترين اتحاديه كارگرى كانادا به رئيس جمهورى اسلامى ايران جهت آزادى اسانلو و لغو احكام فعالين كارگرى سقز

پیک ایران:

٢٤ نوامبر ٢٠٠٦
آقای محمود احمدی نژاد
رئیس جمهور جمهوری اسلامی ایران
موضوع: آزادى فورى اسانلو! لغو احكام زندان عليه رهبران كارگرى سقز!
به نمايندگى از طرف پانصدهزار عضو(CUPE) در سرتاسر كانادا ما نگرانی عميق خود را نسبت به دستگیری مجدد و خشونت آميز و غيرقابل توجيه آقاى منصور اسانلو رئیس هیات مدیره سنديكاى كارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران وحومه ابراز میداريم.
آقای اسانلو توسط نیروهای لباس شخصی که حتى از نشان دادن کارت هویت خود و حكم جلب امتناع ورزیدند، هنگامی که همراه با دونفر دیگر از اعضاى هیات مدیره سندیکا در روز يكشنبه ١٩ نوامبر ٢٠٠٦عازم رفتن به اداره کار شرق تهران بودند، دستگير شد. مامورین آقای اسانلو و ابراهيم مددی نايب رئيس سندیکا را مورد مورد خشونت جسمانى و كلامى قرار داده و یکی از آنها ضمن اینکه اسلحه خود را بطرف آقای مددی نشانه گرفت یک تیر هوایی شلیک کرده است. در نهایت مامورین با زور و خشونت منصور اسانلو را بدرون اتومبيلى که از قبل منتظر بود گذاشته و از آن محل دور شدند.
آقای اسانلو که در هفته گذشته عمل جراحی چشم داشتند و هنگام دستگيرى چشم ايشان پانسمان بوده است، قرار بود در روز 20-11-2006 در دادگاه حضور بهم رساند٠ آقای اسانلو در دسامبر ٢٠٠٥ بدنبال حركت اعترضى اعضاى سندیکایش دستگیر شده بود٠وى پس از تحمل نزدیک به 8 ماه حبس در زندان اوین تهران با قرار وثیقه ١٥٠ ميليون تومان (معادل 165 هزار دلار آمریکا) آزاد شد.
علاوه بر اين، بنا بر آخرين اخبار رسيده، محمود صالحی، رئیس سابق انجمن صنفى کارگران خباز در سقز و يكى از بنيانگذاران كميته هماهنگى براى ايجاد تشكل كارگرى، به چهار سال زندان محكوم شده است٠ جلال حسينى، فعال كارگرى در شهر سقز و عضو هيئت اجرايى كميته هماهنگى براى ايجاد تشكل كارگرى در غرب ايران، به دو سال حبس محكوم شده است٠ برهان دیوارگر، فعال كارگرى ديگرى كه در اول مه ٢٠٠٤ دستگير شده بود، پيش از اين به دوسال زندان محکوم شده بود٠ دستگيريهاى اوليه و آخرين اتهامات عليه اين فعالين كارگرى در رابطه با تلاش آنها جهت شركت در روز جهانى كارگر ٢٠٠٤ در سقز بوده اند٠
ما نسبت به اين دستگیریها و احكام زندان سخت عصبانى هستيم٠ چنین اعمالى نشان ميدهند که دولت شما ابتدايى ترين حقوق كارگرى مانند آزادى تشكل و حق بزرگداشت روز کارگر را نقض كرده است٠
ما از شما قويا مى خواهيم که فورآ و بدون هیچ قید و شرطی منصور اسانلو را آزاد کنید و سریآ اقداماتی صورت دهيد تا تمامی احکام صادره علیه فعالین کارگری فوق بدون قيد و شرط و پیگیری مجدد لغو گردند.
با احترام،
پال مويست (Paul Moist)،
رئيس كشورى
(اتحاديه كارگران خدمات عمومى كانادا)
كلاد جنه روكس (Claude Généreux)،
دبير و خزانه دار كشورى
رونوشت به:
محمد رضا البرزی، سفیر هیات دائمی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحد در ژنو
info@workers-iran.orgalliance@workers-iran.org /
فريد پرتوى، اتحاديه خدمات عمومى كانادا، لوكال ٤٧٧٢
استان مارشال
آنتونى پيزينو
كميته عدالت جهانى
استيو بنيديكت، كنگره كار كانادا
ترجمه و تكثير از: اتحاد بین اللملی در حمایت از کارگران در ایران
http://www.etehadbinalmelali.com
http://www.workers-iran.org
info@workers-iran.org
alliance@workers-iran.org

حفاظت زندان اوین در حمایت از مافیای مواد مخدر در زندان

پیک ایران:
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر : اسماعیل افتخاری معروف به" اسمال تیغ زن" که از عوامل تهاجم اخیر به زندانیان سیاسی بوده است و خود را پاسدار پیر ولایت می نامد، کمافی السابق به توزیع و استعمال مواد مخدر در زندان می پردازد و از حمایت حفاظت زندان و رییس بند 350 برخوردار است.
چندی پیش و پس از آشکار شدن استعمال مکرر مواد مخدر از سوی نامبرده مسئولین زندان؛ آزمایشی از او به عمل آوردند و علیرغم مثبت بودن نتیجه آن تا کنون هیچ اقدامی برای جابجایی این زندانی به عمل نیاورده اند.
گفته میشود افتخاری در گذشته ازفرماندهان کمیته ضربت در تهران بوده و در سرکوبی روشنفکران و غارت اموال شهروندان نقش اساسی داشته است.
اسماعیل تیغ زن که به جرم قتل و غارت وتجاوز به عنف و خروج ارز و عتیقه از کشور زندانی شده است، به عنوان یکی ازمخبرین معتمد امنیتی در بند زندانیان سیاسی علیه این زندانیان با وزارت اطلاعات همکاری عیان و نهان دارد و به همین جهت از مصونیت برخوردار می باشد. در این راستا علیرغم اعلام زندانیان سیاسی مبنی بر استعمال مستمر نامبرده از مواد مخدر و در عین مثبت بودن جواب آزمایش، حفاظت زندان اوین درهمکاری با بازداشتگاه امنیتی209 وزارت اطلاعات، زندانی مذکور را که از زندانیان خطرناک با پرونده ی جنایی می باشد تحت حمایت قرار داده و از انتقال او به سایر بندهای زندان اوین خودداری میکنند.

اتریش توافق پروژه کرج-2 را لغو کرد

رادیوفردا: اداره کل راه آهن اتريش، توافق مربوط به قرارداد هشت صد و پنجاه ميليون يورويی با جمهوری اسلامی را لغو کرد.
به نوشته روزنامه «در استاندارد» چاپ اتريش، به جز پايين بودن ميزان اين قرارداد در مقايسه با حجم کار، وضعيت سياسی منطقه نيز از عوامل فسخ اين پيش قرارداد ذکر شده است.
آلکسيوس فوگل، مدير ۵۱ ساله راه آهن اتريش در اين رابطه بازنشسته شده است.
آقای فوگل، در زمان نوشتن اين پيش قرارداد با ايران، مدير شرکت مشاورتی و ساختمانی راه آهن اتريش بود.
بر پايه اين توافق که مربوط به اوايل تابستان سال جاری ميلادی است، اتريش قراربود وسايل و تجهيزات لازم را برای ساخت راه آهن هفتاد کيلومتری برای قطار سريع السير در منطقه تهران بزرگ، به ايران ارايه دهد. اين طرح به به پروژه کرج- ۲ معروف است.
يورگ ولمن سخن گوی اداره راه آهن اتريش گفته است اين موضوع که بين يک تا سه ميليون يورو، جريمه فسخ توافق است، واقعيت ندارد.
به گفته وی، ميان ايران و اداره راه آهن اتريش، تنها يک توافق کتبی وجود داشته که آقای فوگل آن را امضا کرده بود. «اين توافق تنها يک پيش قرارداد بوده و نه يک قرارداد.»
بر اساس ارزيابی اداره راه آهن اتريش، اين شرکت قادر نخواهد بود طرح کرج- ۲ را با مبلغ هشتصد و پنجاه ميليون يورو به انجام برساند.
آلکسيوس فوگل، از سپتامبر سال ۲۰۰۵ تا سپتامبر سال ۲۰۰۶، رييس شرکت مشاورتی و بازسازی راه آهن اتريش بود.
اين شرکت وابسته به راه آهن اتريش است و در زمينه طرح های تحقيقاتی فعاليت می کند. در مواردی مانند مورد ايران، اين شرکت نمی توانسته طرف کامل قرارداد بوده باشد.

November 27, 2006

اعتراض به «فعالیت های ضد ایرانی آمریکا در امارات»

رادیوفردا: جمهوری اسلامی روز يکشنبه اعلام کرد: «مراتب اعتراض خود را بخاطر آنچه که تهران آن را فعاليت های خصمانه واشنگتن عليه ايران در کشور امارات خواند، به دولت اين کشور همسايه اعلام خواهد کرد.»

محمد علی حسينی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، روز گذشته در جمع خبرنگاران گفت: « ايران از مسوولان امارات توقع ندارد اجازه دهند از سرزمينشان برای تحرکاتی که منافع ملت ايران را هدف قرار داده است، استفاده شود. »

نگرانی جمهوری اسلامی از مورد استفاده قرار گرفتن امارات به عنوان پايگاهی به گفته اين کشور « ضد ايرانی» ، در پی تاسيس دفتر وزارت امور خارجه آمريکا در شهر دوبی امارات بيان شده است.

در اسفند ماه سال گذشته، وزارت امور خارجه ايالات متحده آمريکا تاسيس چنين دفتری را در دوبی، فرانکفورت، باکو و استانبول، با هدف برقراری ارتباط با مردم عادی ايران در نبود روابط ديپلماتيک ميان تهران و واشنگتن را اعلام کرده بود.

موضوع تاسيس چنين مراکزی در پی اختصاص بودجه‌ای ۷۵ ميليون دلاری از سوی آمريکا برای پيشبرد دموکراسی در ايران مطرح شد. در آن زمان آدام ارلی، سخنگوی وقت وزارت خارجه ايالات متحده، گفته بود تاسيس چنين دفتری به منظور نظارت بر نحوه مصرف اين بودجه انجام می‌گيرد.

در عين حال يکی از مقامات وزارت امور خارجه امارات به خبرگزاری فرانسه گفته است تهران چنين موضوعی را تا کنون با امارات در ميان نگذاشته است و کشورش هيچ گونه نامه‌ای نيز در اين مورد از سوی جمهوری اسلامی دريافت نکرده است. وی همچنين تهران را بخاطر طرح عمومی چنين موضوعی مورد سرزنش قرار داد.

هر چند که امارات از بزرگترين شرکای تجاری ايران به شمار می‌رود، اما سالهاست موضوع مالکيت سه جزيره تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی در خليج فارس ميان جمهوری اسلامی و امارات مورد مناقشه بوده است. تهران همواره تاکيد کرده که اين سه جزيره جزئی جدايی ناپذير از ايران هستند و اين موضوع را قابل مذاکره نمی‌داند.

امارات همچنين ميزبان شمار بسياری از تجار و گردشگران ايرانی است. اما با اين وجود، روزنامه‌های ايران اخيراً از بدرفتاری با گردشگران و تجار ايرانی توسط مقامات فرودگاهی در دوبی خبر داده‌اند.
برخی مقامات ايرانی نيز خواستار اقداماتی متقابل در اين زمينه شده‌اند.

شرکت تیم فوتبال ایران در بازی های آسیایی دوحه

خُسن آقا: دموقراسی نوع ایرانی

بی‌بی‌سی: پیش از این اعلام شده بود که تیم عراق در بازی های دوحه، جانشین ایران شده است
دبیر فدراسیون فوتبال ایران گفته است که این کشور حاضر است تا برای لغو محرومیت از بازی های بین المللی، خواسته های فدراسیون بین الملللی فوتبال، فیفا را بپذیرد. این در حالی است که سازمان تربیت بدنی ایران از حضور تیم امید این کشور در بازی های آسیایی دوحه خبر داده است.
داریوش مصطفوی، دبیر موقت فدراسیون فوتبال ایران در مصاحبه با خبرگزاری دولتی ایرنا گفته است که ایران خواهان حضور در بازی های آسیایی دوحه قطر است .

فیفا، همه تيمهای باشگاهی، ملی و بازيکنان ايران را به دليل آنچه دخالت دولت در امور فوتبال دانسته، از بازی های بين المللی محروم کرده است.

فدراسیون بین المللی فوتبال طی بيانيه ای که روز پنجشنبه 23 نوامبر منتشر شد، اعلام کرد که فدراسيون فوتبال ايران در روند تصميم گيريها، انتخاب اعضای فدراسيون و تعيين رئيس فدراسيون، استقلال خود را از دولت حفظ نکرده و بدين ترتيب ناقض بند هفده اساسنامه فيفا شناخته شده است.

آقای مصطفوی افزوده است که انتخابات جدیدی برای انتخاب رییس جدید فدراسیون با حضور نمایندگان فیفا و کنفدراسیون فوتبال آسیا برپا می شود.

این در حالی است که سازمان تربیت بدنی جمهوری اسلامی با صدور بیانیه ای که خبرگزاری ایرنا آن را منتشر کرده، خبر از شرکت تیم ملی امید ایران در بازی های آسیایی دوحه قطر داده و گفته است که با رایزنی های وزارت امور خارجه مشکل موجود بر سر اعزام تیم امید به صورت موقت حل شده است.

پیش از این اعلام شده بود که تیم عراق در این بازی ها جانشین ایران شده است. سایت اینترنتی کنفدراسیون فوتبال آسیا هنوز اخباری در زمینه گروه بندی این رقابت ها منتشر نکرده است.

به دنبال اقدام فیفا، فدراسیون فوتبال ایران طی بیانیه ای برخی افراد را به خیانت به فوتبال ایران و ارائه اطلاعات نادرست به فیفا متهم کرد.

کنفدراسیون فوتبال آسیا، پیش از این ابراز امیدواری کرده بود که ایران با انجام خواسته های فدراسیون بین المللی، محرومیت خود را لغو کند.

محمد بن همام، رییس کنفدراسیون فوتبال آسیا،خاطر نشان کرده بود که " ما امیدواریم ایران آنچه را که فیفا خواسته انجام دهد تا آنها بتوانند در مسابقات آسیایی شرکت کنند."

شرایط فیفا

طبق درخواست فدراسیون بین المللی فوتبال، بايد هياتی برای ساماندهی فدراسيون فوتبال ايران تشکيل شود که اعضای آن را فيفا و کنفدراسيون فوتبال آسيا تعيين کنند و فدراسيون فوتبال ايران نيز اساسنامه خود را بر اساس اساسنامه فيفا اصلاح کند.

پس از تأييد نهايی اساسنامه در فيفا، انتخابات تازه ای بايد زير نظر فيفا و کنفدراسيون فوتبال آسيا برای تعيين رئيس فدراسيون فوتبال ايران برگزار شود.

اختلاف ميان فيفا و فدراسيون فوتبال ايران ساعاتی پس از تساوی تيم ملی فوتبال ايران با تيم آنگولا در جام جهانی فوتبال و حذف ايران از رقابتهای جام آغاز شد که رئيس سازمان تربيت بدنی ايران، محمد دادکان را از رياست فدراسيون فوتبال ايران برکنار و کيومرث هاشمی را به جای وی منصوب کرد.

فيفا طی نامه ای به فدراسيون فوتبال ايران در مورد دلايل برکناری آقای دادکان توضيح خواست و سپس اعلام کرد که توضيحی که دريافت کرده را قانع کننده نمی داند و تنها محمد دادکان را به عنوان رئيس فدراسيون فوتبال ايران به رسميت می شناسد.

دو روز پيش از آنکه ضرب الاجل فیفا در پانزدهم نوامبر (24 آبان) بسر برسد، آقای دادکان رسماً از رياست فدراسيون فوتبال ايران استعفا کرد اما اين استعفا تغييری در تصميم فيفا نداد و اين نهاد بين المللی سرانجام حکم به تعليق فدراسيون فوتبال ايران داد.

آقای استاندار؛ اینجا آفریقاست!

خُسن آقا: مدرکی از ایران برای آنهایی که شیادانه بر طبل آخوندیزم می‌زنند

انتخاب : وقتي كه رئيس جمهور محترم در سفر به استانهاي مختلف فرياد برمي آورند كه تمامي امكانات و امتيازاتي كه جوان تهراني اصفهاني و شيرازي دارد بايد تمام جوانان كشور داشته باشند وعده بسيار زيبايي است كه فرزندان كپرنشين استان كرمان منتظر تحقق آن هستند و اميدوارند كه در حد شعار نباشد.

۶ آذر ماه ۱۳۸۵ ساعت : ۱۸ , ۰۱
خبرگزاري انتخاب : شهرستان قلعه گنج در جنوب استان كرمان به فاصله 400 كيلومتري از مركز استان و 75 كيلومتري كهنوج واقع شده است .. وسعت آن 14 هزار و 200 كيلومتر و طول جغرافيايي آن 331 كيلومتر مي باشد و داراي 390 پارچه آبادي و روستا است . اين شهرستان دو بخش و 5 دهستان دارد كه جمعيت آن 105 هزار نفر مي باشد.

فقر و محروميت خشكسالي و مشكلات متعدد ديگر باعث شده كه 80 در صد مردم اين شهرستان زير خط فقر زندگي كنند و 20 در صد مابقي در حد بخور و نمير گذران زندگي مي كنند.

بعضي از صحنه هاي زندگي مردم اين مناطق تصاوير ساكنان افريقا را در ذهن تداعي مي كند. روآوردن مردم به قاچاق مواد مخدر در اين منطقه ناشي از فقر و محروميت است ! وقتي درآمد سرانه هر خانوار در سال 18 هزار تومان باشد چگونه مي توان انتظار داشت با مشكلات كنار بيايند در اينجا دختر بچه كپرنشين با كوزه شكسته شاخه بوته ها و امثالهم دنياي شاد كودكانه خود را پر مي كند ودر جاي ديگر كودكاني هستند كه تنوع اسباب بازيهاي رنگارنگ آنها جايي براي خستگي و كسالت نمي گذارد!

اينها هر دو فرزندان اين مرز و بوم هستند. وقتي كه رئيس جمهور محترم در سفر به استانهاي مختلف فرياد برمي آورند كه تمامي امكانات و امتيازاتي كه جوان تهراني اصفهاني و شيرازي دارد بايد تمام جوانان كشور داشته باشند وعده بسيار زيبايي است كه فرزندان كپرنشين استان كرمان منتظر تحقق آن هستند و اميدوارند كه در حد شعار نباشد.

متاسفانه بعضي از ساكنان روستاهاي قلعه گنج هنوز فاقد شناسنامه هستند و از طرفي بخاطر نداشتن شناسنامه نمي توانند تحت پوشش كميته امداد امام (ره ) قرار بگيرند.

پاهاي برهنه بچه ها بر روي خاكهاي كوير لطافت كودكانه آنها را شكسته وخانواده ها قدرت خريد يك جفت كفش پلاستيكي را هم ندارند.

بزرگترها مي گويند چون سند نداريم نمي توانيم وام بگيريم از طرفي وام گرفتن ضامن كارمند مي خواهد كه ما نداريم پس تكليفمان چيست

رو آوردن مردم به قاچاق مواد مخدر در اين منطقه ناشي از فقر و محروميت است .

روستائيان قلعه گنج با بافتن حصير و كشاورزي در زمينهاي ديگران امرار معاش مي نمايند وزندگي در زير كپرهايي كه حداكثر 15 متر مربع و حداقل 8 متر مربع است در سخت ترين شرايط وبدون حداقل امكانات از مشخصه هاي اين مردم محروم است .

در اين شهرستان 12 هزار و 600 كپر شناسايي شده و اين به معني وجود 13 هزار و 600 خانوار بدون منزل مسكوني مي باشد .

حسن مرادي فرماندار كهنوج بااعلام اينكه 4800 هكتار باغ اين منطقه در اثر هشت سال خشكسالي مدام خشك شده گفت : هزار حلقه چاه كشاورزي 72 رشته قنات 54 دهنه چشمه نيز خشكيده يا در حال خشك شدن است و هر قنات در يك روستا قرار دارد و در حال حاضر آب آشاميدني بوسيله تانكر براي مردم حمل مي شود.

وي از تلف شدن 12 هزار راس دام در اثر خشكسالي در منطقه خبر داد و گفت : 70 در صد كودكان و 45 در صد بزرگسالان اين منطقه دچار سو تغذيه هستند و هفته ها وماهها مي گذرد از گوشت وميوه در اين خانواده ها خبري نيست .
فرماندار قلعه گنج با انتقاد از نرخ غيرواقعي بيكاري اعلام شده اظهار داشت : حدودا 40 در صد نرخ بيكاري پنهان داريم و اين عامل بروز بزهكاري اجتماعي مي گردد.

مرادي خاطر نشان كرد : خدمات ورزشي در اين شهرستان صفر مي باشد و هنوز اين منطقه حتي در مركز شهرستان يك زمين چمن ندارد و جواني كه نه شغل دارد و نه امكانات ورزشي به ناچار به كارهاي خلاف رو مي آورد كه يكي از اين كارها بحث فروش مواد مخدر است و همجواري با دو استان سيستان و بلوچستان و هرمزگان فضاي مناسبي براي بارانداز قاچاق مواد مخدر در منطقه فراهم كرده است .

فرماندار اين شهرستان عوامل فوق را موجب ايجاد ناامني و شرارت دانست و گفت : با اين شرايط جوان مستعدي كه مي تواند مفيد ومثبت باشد دست به اسلحه مي برد و به يك آدم شرور تبديل مي شود.

وي نسبت به فعاليت وهابيت توسط كساني كه از كشورهاي حاشيه خليج فارس ساپورت مي شوند هشدار داد و افزود : در دهستان رمشك 12 هزار اهل سنت ساكن هستند كه وهابيون روي آنها كار مي كنند و تحت عنوان فعاليتهاي مذهبي و ساخت مسجد با اهدا كمكهاي نقدي و جنسي سعي دارند در جامعه شيعه فقير منطقه نفوذ كنند و ازدواج هايي كه در اين رابطه صورت مي گيرد گوياي اين مطلب است به اميد آنكه انشاالله شاهد حل مشكلات مناطق محروم از سرزمين اسلاميمان باشيم .

روستائيان قلعه گنج با بافتن حصير و كشاورزي در زمينهاي ديگران امرار معاش مي نمايند وزندگي در زير كپرهايي كه حداكثر 15 متر مربع و حداقل 8 متر مربع است در سخت ترين شرايط وبدون حداقل امكانات از مشخصه هاي اين مردم محروم است.

فقر و محروميت خشكسالي و مشكلات متعدد ديگر باعث شده 80 درصد مردم شهرستان قلعه گنج زير خط فقر زندگي كنند و 20 درصد مابقي در حد بخور و نمير گذران زندگي مي كنند.