اخبار

« October 2006 | Main | December 2006 »

November 30, 2006

صداى آلمان:تفاهم كشورهاى اروپايى و روسيه بر سر تحريم ايران

روشنگری:
خبرگزارى رسمى آلمان از نيويورك گزارش داد كه كشورهاى اروپايى فرانسه، آلمان و انگليس با كشور روسيه بر سر پيش نويس قطع‌نامه‌اى در سازمان ملل متحد عليه برنامه‌هاى اتمى ايران و تحريم اين كشور به تفاهم رسيده‌اند. آمريكا نيز با اين پيش نويس جديد موافق است. گفته مى‌شود كه در پيش نويس جديد كه مورد توافق روسيه نيز قرار گرفته، ارسال مواد لازم براى نيروگاه اتمى بوشهر شامل تحريم‌هاى جهانى نمى‌گردد و همچنين در اين پيش نويس سلاح‌هايى كه نبايد به ايران ارسال شوند، محدودتر از طرح سابق هستند.

احمدی نژاد و رياکاری در باره ماجرای انگشت نگاری

روشنگری:
*احمدی نژاد در حالی در رد انگشت نگاری حين ورود اتباع آمريکايی به ايران به ياد مفيديت منطق ومزيت های کرامت انسانی افتاده است که نه برای ورود به کشور که برای ورود به دانشگاه که خانه دانشجوست,دانشجويان منتقد رژيم راممنوع الورود ميکنند


روشنگری:ميان گروههای حکومتی در رژيم اسلامی در رابطه با انگشت نگاری از اتباع آمريکايی در سفر آنها به ايران توافق نظر وجود ندارد. در حالی که حداقل بخشی از نمايندگان مجلس رژيم خواستار مقابله به مثل با آمريکا در اين زمينه هستند و حرفشان هم اين است که اگر آمريکا اتباع ايرانی را در حين ورود به اين کشور به طرز تحقيرآميزی انگشت نگاری می کند, پس همين برخورد را هم بايد با اتباع آنها در ايران صورت داد. ظاهرا احمدی نژاد با اين نظر مخالف است. او در مقاله ای در وبلاگ شخصی خود دلايل مخالفتش را شرح داده و نوشته است:

"حركت‌هايى نظير انگشت ‌نگارى از اتباع خارجى و ممانعت از حضور نخبگان فرهنگي، سياسي، علمى و ورزشي، تجاوز به حريم ساير كشورها و سرقت منابع و ذخاير آنان، تشكيل و راه‌اندازى شكنجه‌گاه‌ها و زندان‌هاى مخفى و قرون وسطايي، عدم پايبندى به معاهدات بين‌المللى و تخريب محيط زيست، اشغال كشورها و قتل عام زنان و كودكان، ضمن اين كه بيانگر سابقه سوء حكام آمريكايى است، باعث مخدوش شدن بيش از پيش حيثيت فرهنگى و انسانى ملت بزرگ آمريكا مي‌شود. ايجاد تصويرى منفى از ملت آمريكا در اذهان ساير ملل از يك سو و اهانت‌هاى هيأت حاكمه آمريكا حتى به شهروندان آمريكايى با رفتارهاى زننده‌اى چون شنود مكالمات تلفني، برخورد شديد با منتقدان و مخالفان دولت، تبعيض ‌نژادى و قومي، سانسور شديد اطلاعات و اخبار از سوى ديگر، امروز ملت آمريكا را به يكى از مظلوم‌ترين ملت‌هاى جهان تبديل كرده است. مردم آمريكا خود نيز امروز يكى از قربانيان اصلى رفتار حاكمانشان هستند. من اقدام رژيم آمريكا در انگشت ‌نگارى از مسافران را اقدامى توهين‌آميز به حرمت بشرى مي‌دانم كه با كرامت انسانى در تضاد است و اين نوع برخوردها از همان جنس برخوردهاى قرون وسطايى است كه دوران آن به پايان رسيده است."

احمدی نژاد در ادامه استدلالش در مخالفت با انگشت نگاری نوشته است: "اگرچه احساسات پاك مردم ايران نيز مانند بسيارى ديگر از كشورها، از اين اهانت ‌ها خدشه‌دار شده است، اما انتظار ايرانيان از ما مسوولان اين است كه رفتارهايمان بر اساس فرهنگ غنى اين سرزمين باشد و حتى براى مقابله به مثل كه حق طبيعى ماست، راضى نيستند كرامت انسانى مسافران مجاز آمريكايى كه ميهمان ملت ايران محسوب مي‌شوند خدشه‌دار شود. درخواست من از مجلس محترم شوراى اسلامى مبنى بر عدم تصويب قانون مقابله ‌به ‌مثل و انگشت‌ نگارى متقابل از اتباع آمريكا نيز بر اساس همين نكته بود."

به طور خلاصه و در يک جمله, معنای حرف احمدی نژاد اين است که اگر آمريکا با ايرانيان برخورد زشت, تحقيرآميز و اهانت بار می کند, ايران نبايد همان برخورد زشت, تحقيرآميز و اهانت بار را که منتقد آن است خود انجام دهد. اين نتيجه ای است که چه احمدی نژاد بگويد چه هر کس ديگر, چه حالا بگويند چه بعدا, چه در مورد مناسبات ايران و آمريکا گفته شود, چه در مورد مناسبات هر کدام از دولت ها و ملت ها به نام منطق و انسانيت نمی توان با آن مخالف بود.

اما رياکاری احمدی نژاد در آن است که او مثل ساير رهبران جمهوری اسلامی از همه چيز, منجمله منطق و کرامت انسانی هم استفاده ابزاری می کند بدون اين که واقعا اعتقادی به کرامت انسان ها و برخورد انسانی داشته باشد. به همه فقرات انتقاد او از آمريکا نگاه کنيد: هزار بار و صد هزار بار بدتر از همه آنها در همين ايران اسير آخوندها روزانه رخ می دهد و نه احمدی نژاد و نه هيچ کس ديگر در حکومت ذره ای پروای آنها را ندارند که هيچ, خود عامل و علت اساسی آنها هستند

احمدی نژاد بهتر از همه می داند که در بازداشت گاههای عادی همين رژيم به زور مشت و لگد و سيلی است که از دستگير شدگان عادی اعتراف به قتل می گيرند و بعد بر اساس همين اعترافات احکام اعدام آنها را صادر می کنند. او در حالی در رد انگشت نگاری حين ورود اتباع آمريکايی به ايران به ياد مفيديت منطق و مزيت های کرامت انسانی افتاده است که نه برای ورود به کشور که برای ورود به دانشگاه که خانه دانشجوست, دانشجويان اين کشور را فقط به خاطر مخالفت با سياست های رژيم به دانشگاه ممنوع الورود می کنند و دستگاههای حراستی رژيم با "ستاره دار" کردن دانشجويان ياد "ستاره های داوود" رژيم نازی های آلمان را زنده کرده اند. احمدی نژاد در حالی به ياد "برخورد انسانی" و "با کرامت" با اتباع آمريکايی افتاده است که گزمه های رژيمش شب و روز مشغول برخورد غير انسانی و بدور از هر گونه کرامت با زندانيان سياسی در زندان های ايران هستند. او برخوردهای پليسی و امنيتی در آمريکا را زير ضرب می گيرد, در حالی که دستگاه قضايی همين رژيم اسلامی هر نوع سازمان و دسته بندی که بخواهی برای سرکوب و پيگيرد خيابانی ايجاد کرده است و ناهيان از منکرش روز روشن با چاقو جوانان اين مملکت را به قتل می رسانند و آب از آب تکان نمی خورد.

رژيم جمهوری اسلامی نه تنها در شمار امنيتی ترين و پليسی ترين رژيم های منطقه است و اصلا بسياری از استان های کشور را عملا نظامی کرده است, که رژيمی است که حکومت پليسی و امنيتی را بر يک ايدئولوژی قرون وسطايی مذهبی هم سوار کرده است و از رهگذر آن تجاوز به حريم خصوصی مردم را به سياست رسمی خود ارتقا داده است. بنابراين چطور می توان ادعای احمدی نژاد را جدی گرفت وقتی که از لزوم رعايت حرمت ميهمان دم می زند, در حالی که نماينده رژيمی است که هيچ حريمی در بی حرمت کردن صاحبخانه يعنی ملت ايران باقی نمی گذارد؟

ماموران دولت احمدی نژاد همانطور با کارگران بابلسر رفتار کرده اند که سربازان اشغالگر آمريکايی با غير نظاميان در عراق. اصلا بخش بزرگی از اعضای کابينه همين احمدی نژاد امنيتی و نظامی اند و برخی از آنها, نظير وزير کشور در قتل عام زندانيان سياسی و کشتار جوانان آزاديخواه مشارکت داشته اند.

احمدی نژاد در حالی از برخوردهای پليسی و امنيتی در آمريکا انتقاد می کند که جوخه های ترور اين رژيم به صورت زنجيره ای صدها تن از آزاديخواهان اين کشور را به قتل رسانده اند و همچنان در مسند قدرت هستند.

گرد و خاک ضد آمريکايی احمدی نژاد برای ايرانيان که چوب اين رژيم و مانورهای عوامفريبانه اش را خورده اند و ذات متسبد و فاشيستی اين حکومت و خصلت انسان ستيز آن را با گوشت و پوست خود تجربه کرده اند کوچکترين جاذبه و ارزشی ندارد.

نگاه امنيتی در جمهوری اسلامی به روزنامه نگاران بهروز کاروني

رادیوفردا: وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی، گفت انجمن صنفی روزنامه نگاران برای سفر به هلند، با وزارت ارشاد هماهنگی به عمل نياورده بود.

محمدحسين صفار هرندی وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی جمهوری اسلامی، روز هشتم آذر ماه در مورد سفر يک گروه ۲۱ نفره از روزنامه نگاران ايرانی به هلند گفت: انجمن صنفی روزنامه نگاران برای انجام اين سفر، با معاونت مطبوعاتی اين وزارتخانه هماهنگی به عمل نياورده بود.

محمدحسين صفار هرندی ارتباط با دستگاه هايی که تحول و ايجاد تغيير در ديگر کشورها را در دستور کار خود دارند، کار روزنامه نگاران ندانست و افزود «برخی، طرح هايی را درخارج از کشور برای جا به جايی و تغييرات در کشور انجام مي دهند و برای اين منظور، بر روی چند دسته کار انجام مي دهند، که يک دسته مورد نظر آنها، روزنامه نگاران هستند».

به گفته وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی، اين طرح ها در برخی کشورها موثر بوده و به جا به جايی هايی در عرصه قدرت انجاميده است و «اجراکنندگان اين طرح ها گمان می کنند که در مورد ايران هم چنين خواهد شد».

سفر پرماجرا

۲۱ روزنامه نگار مورد اشاره محمد حسين صفار هرندی، از سوی انجمن صنفی روزنامه نگاران ايران، و به دعوت بنيادی غيرانتفاعی در هلند به نام «ارتباطات برای توسعه» (CFD)، به اين کشور دعوت شده بودند تا در دوره آموزشی دو هفته ای در زمينه روزنامه نگاری شرکت کنند.

بنياد«ارتباطات برای توسعه»، نهادی غيردولتی و موسسه ای است که توسط روزنامه نگاران اداره می شود و به آموزش روزنامه نگاران کشورهای آفريقا و خاورميانه می پردازد.

پيش از بازگشت اين گروه، روزنامه «سياست روز» وابسته به محافظه کاران، نوشت که برخی از اين روزنامه نگاران، در هلند به محله بدنام شهر آمستردام رفته اند.

مطلب روزنامه سياست روز، به سرعت از سوی محافل مطبوعاتی اصلاح طلب در ايران مورد انتقاد قرار گرقت و برخی از آنان، اين موضوع را، آغاز برخورد با ۲۱ روزنامه نگار اعزامی دانستند.

اين پيش بينی به حقيقت پيوست و ۲۱ روزنامه نگار اعزامی، هنگام بازگشت از اين سفر آموزشی، در روز پايانی آبان ماه، در فرودگاه مهرآباد تهران مورد بازجويی سه ساعته ماموران اطلاعاتی قرار گرفتند و وسايل آنها، از جمله رايانه های همراه شان ضبط شد.

نگاه امنيتی به روزنامه نگاران

عيسی سحرخيز، روزنامه نگار و عضو شورای مرکزی انجمن دفاع از روزنامه نگاران ايران، در مورد سخنان وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: «فرض و نگاه آقای صفار هرندی و دوستانشان، مبتنی بر توطئه است.

فرض و نگاه وزیر ارشاد اسلامی این است که روزنامه نگاران پایگاه و جاسوس دشمن هستند

عیسی سحرخیز
تلقی آنها اين است، که سراسر دنيا در حال توطئه چينی عليه ايران است و همه روزنامه نگاران، پايگاه و يا جاسوس دشمن هستند و بنابراين، مراودات شان درچهارچوب اين توطئه و برپايی انقلاب رنگين در ايران انجام می شود.»

آقای سحرخيز در مورد طرفداران تئوری توطئه، به طور مشخص، به محمدحسين صفار هرندی، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی، و حسين شريعتمداری ،مدير مسئول روزنامه کيهان، و باندهای وابسته به سعيد امامی، اشاره کرد و افزود: «بر اساس نگاه امنيتی آقای صفارهرندی و دوستانشان، جای هر کسی که درحرفه روزنامه نگاری با آنان موافق و هم گروه نباشد، در زندان اوين است.»

به گفته عیسی سحرخيز، مراودات میان روزنامه نگاران و نهادهای صنفی روزنامه نگاری، پيش از اين هم در ایران مرسوم بوده است.

آقای سحرخیز با اشاره به اين نکته که کمک وزارت خانه های ارشاد و وزارت امورخارجه، همانند دوره اصلاحات، می تواند به رشد کمی و کيفی اين مراودات ياری رساند، گفت: «متاسفانه، نگاه امنيتی مبتنی بر تئوری توطئه، مانع از اين مراودات شده است و در مورد ۲۱ روزنامه نگار اعزامی به هلند، آقايان حتی صبر نکردند که آنان گزارش سفر خود را منتشر کنند و يا اينکه سفارت و افردی که درهلند هستند، در باره اين روزنامه نگاران گزارش دهند.»

در عين حال عيسی سحرخيز گفت اگر سفر روزنامه نگاران به هلند مشکلی می داشت، این سفر به طور مخفيانه انجام می گرفت. «درحالی که هم نحوه تبت نام و گزينش خبرنگاران اعزامی و هم برنامه های آموزشی آن ها، شفاف و مشخص بوده است.»

مشروب با طعم آمپول

زیگ زاگ:

aragh_sagi.jpg

مخلوط الکل طبی و آب همچنان مشروب محبوبی در ايران است

فتوای آيت الله لنکرانی برای قتل دو روزنامه نگار آذربايجانی

بی‌بی‌سی:
پيش از آيت الله فاضل لنکرانی نيز جمعی از مردم روستای نردران در شمال باکو خواهان قتل رافق تقی شده بودند
آيت الله محمد فاضل لنکرانی، يکی از مراجع تقليد شيعه در قم، برای دو روزنامه نگار در جمهوری آذربايجان فتوای قتل صادر کرده است.
آن گونه که دفتر آيت الله فاضل لنکرانی اعلام کرده، جمعی از مقلدان وی در جمهوری آذربايجان نامه ای خطاب به وی نوشته و پرسيده اند که وظيفه مسلمانان در قبال نويسنده ای که به گفته آنان، اروپا را برتر از خاورميانه دانسته، دين اسلام را در برابر مسيحيت پست و بی ارزش نشان داده، با کلمات "ناپسند و نالايق" به پيامبر اسلام توهين کرده، تمامی مقدسات اسلام را به تمسخر گرفته و در پايان مقاله اش هم اعلام کرده که همه اين مطالب را آگاهانه و از روی عمد نوشته است و باز هم خواهد نوشت چيست.

آيت الله فاضل لنکرانی در پاسخ نوشته که فردی که چنين مقاله ای نوشته، اگر مسلمانزاده باشد، به دليل ارتداد (برگشتن از دين اسلام) و اگر کافر باشد به دليل توهين به پيامبر اسلام بايد به قتل برسد و قتل او بر هر کسی که به وی دسترسی داشته باشد لازم است.

بنابر فتوای اين مرجع تقليد شيعه، مسئول نشريه ای که مقاله چنين نويسنده ای را چاپ کرده نيز همين حکم را دارد.

نويسنده ای که آيت الله فاضل لنکرانی خواستار قتل او شده، رافق تقی نام دارد که در جمهوری آذربايجان به دليل انتشار مطلبی که دادگاه آن را موجب تفرقه مذهبی تشخيص داده، به دو ماه زندان محکوم شده است.

سمير صداقت اوغلو، سردبير نشريه صنعت که مقاله جنجال برانگيز رافق تقی تحت عنوان "ما و اروپا" را منتشر کرده است نيز هم در جمهوری آذربايجان مجازاتی مشابه رافق تقی محکوم کرده و هم مشمول حکم قتلی شده که آيت الله فاضل لنکرانی صادر کرده است.


در تظاهراتی که اخيراً در مقابل ساختمان کنسولگری جمهوی آذربايجان در تبريز برگزار شد، تظاهرکنندگان شعار می دادند: دولت آذربايجان با اسرائيل هم کلام و دولت آذربايجان، مايه ننگ اسلام

پيش از آيت الله فاضل لنکرانی نيز جمعی از مردم روستای نردران در شمال باکو، پايتخت جمهوری آذربايجان خواهان قتل رافق تقی شده بودند که باعث شده بود پليس اين جمهوری آپارتمان محل سکونت او را تحت محافظت قرار دهد.

از هنگامی که مقاله رافق تقی در نشريه صنعت چاپ شده، اقدامات اعتراضی متعددی نيز در شهرهای تبريز، تهران و اردبيل عليه اين نشريه صورت گرفته و تظاهرکنندگان از سوی ديگر دولت جمهوری آذربايجان را نيز هدف اعتراض قرار داده اند.

تظاهرکنندگان و همچنين برخی مقامات ايرانی خواهان عذرخواهی دولت جمهوری آذربايجان شده اند.

در تظاهراتی که اخيراً در مقابل ساختمان کنسولگری جمهوی آذربايجان در تبريز برگزار شد، تظاهرکنندگان شعار می دادند: "دولت آذربايجان با اسرائيل هم کلام" و "دولت آذربايجان، مايه ننگ اسلام".

محمدرضا تاج الدينی نماينده تبريز در مجلس شورای اسلامی نيز در جمع تجمع کنندگان به سخنرانی پرداخت و خطاب به دولت جمهوری آذربايجان گفت که اگر انتظار دارد کشورهای اسلامی در مقابل اشغال قره باغ توسط غيرمسلمانان از اين کشور حمايت کنند بايد در برابر آنچه وی اهانت اخير نشريه صنعت به پيامبر اسلام خواند برخورد قاطع از خود نشان دهد تا چنين "اهانتهايی" ديگر تکرار نشود.

اين در حالی است که نشريه آذربايجانی صنعت که اين مقاله را چاپ کرده، نشريه ای مستقل و غيردولتی است و سخنگوی وزارت امورخارجه جمهوری آذربايجان گفته که سببی برای عذرخواهی دولت جمهوری آذربايجان به دليل انتشار مقاله ای در نشريه ای غيردولتی نمی بيند.

سفير جمهوری آذربايجان در تهران نيز انتشار مقاله نشريه صنعت را به ارامنه و "دشمنان" آذربايجان نسبت داده است.

آمريکا نامه احمدی نژاد را 'تلاشی ضعيف' دانست

بی‌بی‌سی:
پرويز کامياب

وزارت خارجه آمريکا در اولين واکنش به نامه محمود احمدی نژاد رئيس جمهور ايران آن را "تلاشی ضعيف" برای گفتگو با مردم آمريکا خواند.
يک مقام وزارت خارجه آمريکا که خواست نامش فاش نشود، به بخش فارسی بی بی سی در واشنگتن گفت اين نامه که می توانست لحن مثبت تری به خود بگيرد، بخصوص در زمانيکه بحث هايی درباره مذاکره بين دو کشور بر سر موضوعاتی نظير عراق در جريان است، احتمالا تاثيری منفی خواهد گذارد.

مقام ياد شده گفت آقای احمدی نژاد که آمريکا را متهم به حمايت کورکورانه از اسرائيل می کند با اظهاراتی نظير حذف اسرائيل از نقشه جهان، نشان می دهد که تنفری کورکورانه نسبت به اين دولت دارد.

محمود احمدی نژاد رئيس جمهور ايران اخيرا نامه ای خطاب به مردم آمريکا نوشته و طی آن ضمن تاکيد بر علايق و نگرانی های مشترک بين دو ملت ايران و آمريکا از سياست های واشنگتن در خاورميانه انتقاد کرده است.

محمود احمدی نژاد در نامه خود که روز چهارشنبه توسط دفتر نمايندگی ايران در سازمان ملل متحد منتشر شد خطاب به مردم آمريکا نوشته است که ايران و آمريکا هر دو ملتی خدا ترس، حقيقت خواه و عدالت جو و خواهان عزت، احترام و کمال هستند.

آقای احمدی نژاد در اين نامه ضمن انتقاد شديد از سياست های دولت جورج بوش در عراق و نيز حمايت های کاخ سفيد از اسرائيل، خواستار تغيير رفتار واشنگتن شده است.

به گفته چارلز کاپچن استاد روابط بين الملل دانشگاه جورج تاون محمود احمدی نژاد با نوشتن اين نامه بدنبال جلب نظر مردم آمريکاست:

"هدف اين نامه افکار عمومی آمريکا و بهره برداری از احساسات ضد بوش است که در طی انتخابات مياندوره ای کنگره آمريکا بر ملا شد. اينکه اين نامه چقدر مورد توجه قرار می گيرد بايد بگويم احتمالا خيلی نه. زيرا احمدی نژاد وجهه چندان مثبتی در آمريکا ندارد و او به خاطر اظهارات گذشته خود درباره اسرائيل و انکار هولوکاست سرمايه سياسی زيادی در اينجا ندارد. بسياری از مردم آمريکا احمدی نژاد را بيشتر يک افراطی می بينند تا فردی که بتوانند با او معامله کنند."

اما به گفته آقای کاپچن نامه محمود احمدی نژاد احتمالا مخاطب داخلی نيز دارد:

"وقتی احمدی نژاد به مردم آمريکا نامه می نويسد شما می توانيد شرط ببنديد که يکی از چيزهايی که او به آن فکر می کند اين است که نوشتن اين نامه برای من در داخل ايران چه فايده ای دارد. ترديدی نيست که اين نامه يک وجه داخلی دارد. اکثر مردم ايران دارای احساسات موافق امريکا هستند. من يکبار بيشتر در اين کشور نبودم اما می توانستم علاقه مردم به آمريکا را بطور ملموس حس کنم. آنها گرچه مخالف سياست آمريکا هستند اما بطور کلی علاقه عميقی به اين کشور دارند. من فکر می کنم اين نامه احتمالا بدنبال بهره برداری از اين احساسات نيز بوده است. نکته دوم اين است که بين سياستمداران ايران بر سر تقابل با آمريکا درباره عراق و برنامه های اتمی تهران اختلاف وجود دارد. احمدی نژاد ممکن است با اين نامه بدنبال ايجاد يک توازن بين تندروها و اصلاح طلبان که او را به دو سمت گوناگون در برخورد با آمريکا هل می دهند باشد."

چارلز کاپچن که در زمان بيل کلينتون رئيس جمهور سابق آمريکا کارشناس شورای امنيت ملی کاخ سفيد بوده است درباره نگرش احتمالی دولت آمريکا به اين نامه چنين می گويد:

"فکر می کنم کارشناسان ايران در بخش های مختلف دولت آمريکا اين نامه را به دقت بخوانند. آنها خواهند پرسيد آيا چيز جديدی در اين نامه وجود دارد که صحنه را برای يک گفتگو آماده کند. اما بايد بگويم که اگر احمدی نژاد بدنبال گفتگو با آمريکا است بايد يک بيانيه ای صادر می کرد که به جای انتقادات تند به دولت بوش تنها به علايق و نگرانی های مشترک بين دو کشور محدود می شد."

در مجموع نامه آقای احمدی نژاد حاوی پيامی چندگانه است. هم می توان آن را چنين ديد که ايران احتمالا آماده است در صورت تغيير رفتار آمريکا با اين کشور وارد گفتگو شود و هم می توان آن را نامه ای ديد که حاکی از ادامه سياست تقابله جويانه در قبال آمريکاست.

ملا حسنی رد صلاحيت شد!

خُسن آقا: چقدر آش ترش شده که داره دل آشپز رو هم می‌زنه!

ایران امروز: روزنامه سرمايه: «به دليل اين كه پزشك مرا ممنوع‌المطالعه كرده بود نتوانستم در آزمون كتبی خبرگان رهبری شركت كنم و به همين دليل رد صلاحيت شدم.»
حجت‌الاسلام حسنی، امام جمعهء اروميه با اعلام اين مطلب به سرمايه گفت:«برخی افراد كه اظهارنظرهايی دربارهء رد صلاحيت من داشته‌اند خودشان صلاحيت علمی و اخلاقی ندارند.»
امام جمعهء اروميه همچنين در توضيح دلايل رد صلاحيت خود در انتخابات مجلس خبرگان رهبری گفت:«به دليل اين كه پزشك معالجم مرا به مدت سه ماه ممنوع المطالعه كرده است، نتوانستم در آزمون كتبی داوطلبان مجلس خبرگان شركت كنم و اسناد و مدارك لازم را هم در اين زمينه به شورای نگهبان ارايه كردم ولی شورای نگهبان آن‌ها را رد كرد و به نظر من رد صلاحيت شدن من از افرادی سرچشمه می‌گيرد كه در سنگرهای ضدانقلاب هستند.»
وی همچنين گفت:«چندين نامه و اسناد و مدارك ديگری كه به صلاحيت من اشاره شده است را هم به شورای نگهبان ارايه كردم كه در دو نامهء امام خمينی و همچنين آيت‌الله سيد صدرالدين صدر به «جامع‌الشرايط بودن» و «تصدی امور فقيه» در زمان غيبت ‌درمورد به صراحت اشاره كرده‌اند ولی با اين شرايط باز هم من رد صلاحيت شده‌ام در حالی كه شورای نگهبان همين صلاحيت‌ها را از داوطلبان می‌خواهد كه من همهء آن‌ها را داشتم و فقط در آزمون كتبی شركت نكرده‌ام.»
حجت‌اسلام حسنی با اشاره به اين كه در دوره‌های گذشتهء انتخابات خبرگان رهبری برخی از افراد در آزمون كتبی شركت نكرده‌اند، گفت:«اسناد و مداركی را كه همگی بر صلاحيت بنده از سوی فقها و امام خمينی تاكيد دارند به شورای نگهبان فرستادم اما باز هم از من می‌خواستند كه در آزمون كتبی شركت كنم و به نظر من تمامی اين اسناد برای شورای نگهبان كافی است و ديگر نيازی به آزمون كتبی نيست و در دوره‌های گذشته اين سخت‌گيری‌ها نبود.»
امام جمعهء اروميه در ادامه گفت:«من نمی‌گويم كه مجتهد هستم ولی پس از اين همه سال كه از عمرم می‌گذرد می‌توانم تشخيص دهم كه چه كسی مجتهد است و چه كسی مجتهد نيست.»
حجت‌الاسلام حسنی همچنين دربارهء علت ثبت‌نام خود در انتخابات مجلس خبرگان گفت:«من فقط به خاطر تغيير در قانون اساسی می‌خواستم وارد مجلس خبرگان شوم، چون قانون اساسی فعلی به حقوق اساسی رهبری نپرداخته است و اعضای مجلس خبرگان فعلی طی اين هشت سال نتوانستند اين نقص قانون اساسی را رفع كنند»
وی همچنين گفت:«با توجه به اين كه قانون اساسی كشور ما از شرقی‌‌ترين و جامع‌ترين قوانين اساسی دنيا است اما به نظر من در بحث اختيارات رهبری نواقصی وجود دارد و بايد اصلاح شود و به مقام رهبری اختيار عزل رييس‌جمهور، عزل رييس مجلس و همچنين انحلال مجلس داده شود تا همان‌طوری كه امام زمان(عج) اين اختيارات را دارند، نمايندهء او هم اين اختيارات را داشته باشد.» امام جمعهء اروميه همچنين دربارهء رد صلاحيت نامزدهای انتخابات مجلس خبرگان رهبری در آذربايجان غربی گفت:«شورای نگهبان صلاحيت ١٣ نفر از ١٥ داوطلب را تاييد نكرده است و فقط دو نفر باقی‌مانده‌اند و چون ما بايد سه نماينده در خبرگان داشته باشيم احتمالاً يك نفر از ديگر استان‌ها كه صلاحيت گرفته به استان آذربايجان غربی می‌آيد.»
وی در ادامه گفت: «در اين باره بيانيه‌ای را آماده كرده‌ام كه اگر دو كانديدا از ديگر استان‌ها به آذربايجان غربی بيايند آن را صادر می‌كنم و از سه نفر حمايت خواهم كرد ولی اگر يك نفر بيايد و تعداد كانديداها به سه نفر برسد اعلام حمايت من از كانديداها ديگر لطفی نخواهد داشت چرا كه طبق قانون اگر اين كانديداها فقط يك رای نيز بياورند به عضويت در مجلس خبرگان رهبری انتخاب می‌شوند.»

November 29, 2006

ايران زندان بزرگ روزنامه نگاران، روزنامه نگاراني که "آزاد" اما از کار محروم هستند

گزارشگران بدون مرز:

azadi_bayan.gif

جمهوری اسلامي از سال ۱۳۷۹ بزرگترين زندان روزنامه نگاران و وب نگاران در خاورميانه است. رکورد دار سرکوب و نقض آزادی بيان، قصد پايان دادن به دستگيری های خودسرانه، احضار و تعقيب قضايي روزنامه نگاران را ندارد.

از تير ماه ۱۳۸۴ با به قدرت رسيدن رئيس جمهور احمدی نژاد و هيات دولت اش که اکثريت آن را فرماندهان سابق سپاه پاسداران و يا ماموران وزارت اطلاعات تشکيل داده اند، سرکوب روزنامه نگاران به اشکال نامريي و ظريف اما همچنان سرسختانه ادامه دارد. کمتر شدن تعداد روزنامه نگاران زنداني به معنای کاهش سرکوب و اعمال فشار بر مطبوعات و روزنامه نگاران از سوی مسئولان حکومتي نيست. احضار و دستگيری ادامه دارد همچنان ادامه دارد، روزنامه نگاران دستگير شده پس از چند روز و يا چند هفته بدون مشخص شدن زمان برای محاکمه و بدون حکم قطعي از زندان "آزاد" مي شوند. اما هر لحظه مي توانند دوباره احضار و يا به زندان بازگرداننده شوند. پرونده های در دست بررسي و يا محکوميت های به زندان، همچون شمشير داموکلس بر بالای سر روزنامه نگار نگاه داشته و مانع ادامه زندگي حرفه ای آنها مي شود. دولت احمدی نژاد و دستگاه قضايي سراسر ايران را به زندان بزرگي برای روزنامه نگاران تبديل کرده اند.

اکثريت روزنامه نگاران مستقلي که با رسانه های دولتي همکاری نمي کنند، از سوی مسئولان حکومت نشانه گرفته شده اند و به بهانه های مختلف از فعاليت و مشغول به کار شدن آنها جلوگيری مي شود. همزمان اين بخش از روزنامه نگاران از سوی دستگاه قضايي تحت تعقيب قرار مي گيرند و برای "آزادی" تا هنگام محاکمه بدون تعيين زمان مجبور به پرداخت وثيقه های سنگين مي شوند، در دادگاه ها گاه تا ۶۰۰ ميليون تومان نيز برای روزنامه نگار وثيقه تعيين شده است. روزنامه نگاران به اصطلاح "آزاد" شده نيز از هر سو تحت فشار قرار مي گيرند و اجازه کار نمي يابند. از سویي در هراسند که انتشار مطلبي ناخوش آيند برای حکومت، دوباره برای آنها احضار و دادگاه و زندان را در پي داشته باشد و از سوی ديگر مديران رسانه ها برای بکار گيری اين روزنامه نگاران تحت فشار و تهديد قرار مي گيرند. مواردی پيش آمده که با دستگيری روزنامه نگار، روزنامه ای که در آن کار مي کرده است نيز تعطيل شده است.

اخيرا روزنامه ی روزگار از سوی هيات نظارت بر مطبوعات تعطيل شد، که عمده ترين دليل آن دعوت از روزنامه نگاران روزنامه توقيف شده شرق برای همکاری با اين روزنامه بود. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و دادستان تهران سعيد مرتضوی با ارسال ليستي از روزنامه نگاران از جمله روزنامه نگار مستقل و زنداني سابق احمد زيدآبادی، رسما از مسولان روزنامه خواسته بودند که اين روزنامه نگاران از ليست همکاران حذف شوند. يکي از دلايل توقيف روزنامه ی وقايعه اتفاقيه در تير ماه ۱۳۸۳ همکاری روزنامه نگاران روزنامه ی توقيف شده ی ياس نو با آن بود. در حکم توقيف روزنامه وقايعه اتفاقيه رسما به اين امر اشاره شده بود. در همان زمان روزنامه جمهوريت نيز برای آنکه مسئولان روزنامه از کنار نهادن عماد الدين باقي روزنامه نگار و فعال حقوق بشر سر باز زدند، توقيف شد.

روزنامه نگاران مستقل همواره آماج آزار و اذيت مسئولان حکومتي قرار دارند. وضعيت سه روزنامه نگار مطبوعات ايران عيسي سحرخيز، محمد صديق کبودوند و ساقي باقری نيا که هر لحظه امکان بازداشت و زنداني شدن شان وجود دارد، نشانگر وضعيت امروز روزنامه نگاران در ايران است.

عيسي سحرخيز مدير مسئول ماهنامه ی آفتاب و روزنامه اخبار اقتصادی دوشنبه ٦ شهريور توسط شعبه ١٠٨٣ دادگاه عمومي برای اتهاماتي چون « انتشار مطالب عليه اصول قانون اساسي و تبليغ عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي » محاکمه و به ٤ سال زندان و ٥ سال ممنوعيت از فعاليت های مطبوعاتي، محكوم شد. اين حکم در تاريخ ۳۰ آبان ماه به وکلای اين روزنامه نگار ابلاغ شد. عيسي سحر خيز در اعتراض به ناعادلانه بودن دادگاه اعلام کرده است " دستگاه قضايي ايران مستقل نيست و از آيت اله خامنه ای دستور مي گيرد." و وی تقاضای تجديد نظر نخواهد کرد.

محمد صديق کبودوند مدير مسئول هفته‌‏نامه پيام مردم کردستان در شهريورماه ۱۳۸۴ از سوی دادگاه تجديدنظر استان كردستان به اتهاماتي چون « اتهام نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي و ايجاد اختلاف بين اقشار جامعه از طريق طرح مسائل نژادي و قومي» به يك سال حبس تعزيري، پنج سال محروميت از شغل روزنامه‌‏نگاري محکوم شد. در تاريخ ۲۱شهريور ماه سال جاری اين روزنامه نگار براي اجراي حكم احضارشده بود.

ساقي باقری نيا مدير مسئول روزنامه آسيا در تاريخ ٢٨ مرداد از سوی شعبه بيست و هفتم ديوان عالي كشور به شش ماه زندان محکوم شد. اتهام اين روزنامه نگار "تبليغ عليه نظام" است. يكشنبه ١٥ تير ماه ١٣٨٢ روزنامه آسيا، برای انتشار عکس و مطلبي در باره ی مريم رجوی توقيف و ساقي باقری نيا مديرمسئول و ايرج جمشيدي سردبير روزنامه بازداشت شدند. دوشنبه ١٦ تير ساقي باقري نيا با سپردن وثيقه آزاد اما ايرج جمشيدی تا سال بعد در زندان بسر برد. ساقي باقری نيا برای دومين بار در روزهای اخير به دايره اجراي احكام احضار شده است. از سال ۱۳۸۲ تا به امروز بيش از ۳۰ تن از روزنامه نگاران ايران به خارج از کشور پناهنده شده اند.

گزارشگران بدون مرز اسامي بخشي از روزنامه نگاراني که در ايران از فعاليت مطبوعاتي محروم شده اند و يا ممنوع قلم هستند را منتشر مي کند.

مادح احمدی، نوشين احمدی خراساني، پروين اردلان، علي ايمان حامد، مسعود باستاني ، عمادالدين باقي ، ساقي باقری نيا، پروين بختيار نژاد، سيامک پورزند، مجيد تولايي، عليرضا جباری، ايرج جمشيدی ،عباس دالوند، فريبا داودی مهاجر، عليرضا رجايي، تقي رحماني، محمد جواد روح، احمد زيدآبادی، سعيد ساعدی، عزت اله سحابي، آرش سيگارچي، ماشااله شمس الواعظين، هدا صابر، شادی صدر، لطيف صفری، بيژن صف سری، کيوان صميمي، اعظم طالقاني، عباس عبدی، يوسف عزيزی بني طرف، عليرضا علوی تبار، رضا عليجاني، محمد حسن عليپور، حسين قاضيان، محمد قوچاني، اجلال قوامي،عباس کاکاوند، تونيا کبودوند، محمد صديق کبودوند، مرتضي کاظميان، فاطمه کمالي، بهروز گرانپايه، ابوالقاسم گلباف، اکبر گنجي، فاطمه گوارايي، فيروز گوران، مجتبي لطفي، حامد متقي، سعيد مدني، علي مزروعي، امين موحدی، نرگس محمدی، حسن يوسفي اشکوری، ابوالفضل وصالي، مانا نيستاني

محمود احمدی نژاد رئيس جمهور و آيت اله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامي از جمله ٣٨ رهبر و مقام دولتی در جهان هستند که از سوی گزارشگران بدون مرز بعنوان دشمنان آزادی مطبوعات برگزيده شده اند

وب سایت های ایرانی «باید» از دولت مجوز بگیرندبهرام رفيعی

رادیوفردا:
در آيين نامه ای که روز ۶ آذر ماه توسط هيات وزيران دولت ايران و با هدف به گفته دولت « حمايت از سايت های قانونی » تصويب شد ، به تمام سايت های اينترنتی ايرانی دوماه فرصت داده شد تا برای گرفتن مجوز اقدام کنند.

در اين آيين نامه که با عنوان آيين نامه ساماندهی و حمايت از فعاليت قانونی سايت‌ های اينترنتی تصويب شده و در اختيار رسانه ها قرار گرفت ، آمده است : « پايگاه‌ها و سايت ‌های اطلاع‌ رسانی اينترنتی، بايد با رعايت قوانين کشور و مقررات مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی، مشخصات مربوط و هويت مدير مسوول خود را در وزارت ارشاد ثبت کنند و به سايت‌هايی که قبلا فعاليت خود را شروع کرده‌اند ، دو ماه از زمان ابلاغ اين آيين نامه فرصت داده شده تا اين موارد را به ثبت برسانند .»

فهرست جرايم

همچنين فصل سوم اين آيين‌نامه به تخلفات پايگاه‌ های اطلاع ‌رسانی و نحوه‌ رسيدگی به آنها پرداخته است و جريمه هايی چون تذکر رسمی ، مسدود سازی موقت يا تعطيل دائمی ‌برايشان در نظر گرفته شده است.

براساس اين فصل از آيين نامه ، « اهانت به اديان آسمانی و مقدسات اسلامی ، انتشار مطالب تفرقه افکنانه و توهين به اقوام و اقليت‌های مذهبی، اشاعه منکرات و ترويج فحشا، انتشار اطلاعات خصوصی و شخصی افراد و نشر اکاذيب و افترا » ازجمله تخلفات پيش بينی شده در آيين‌نامه « ساماندهی فعاليت پايگاه‌های اطلاع‌رسانی اينترنتی » است.

حمايت يا محدوديت

محمد تورنگ، مدير گروه فرهنگی و اجتماعی دبيرخانه شورای اطلاع رسانی دولت روزدوشنبه ازتصويب و ابلاغ اين آيين نامه با عنوان « ساماندهی انتشار مطالب غير اخلاقی در سايت های اينترنتی ايرانی » خبر داد.

تورنگ به خبرگزاری ايسنا گفت : « اين مصوبه بر اساس تصميمات شورای عالی انقلاب فرهنگی و به منظور انتظام امور و فعاليتهای اطلاع رسانی تصويب و ابلاغ شده است . طبق اين مصوبه وزارت فرهنگ و ارشاد موظف است نسبت به حمايت از فعاليت‌های اينترنتی مجاز اقدام و ساز و کار مناسب اجرايی برای حمايت از عوامل تقويت کننده فعاليتهای سالم و مفيد اينترنتی با اولويت خبررسانی را اتخاذ کنند .»

تورنگ در قسمت ديگری از سخنان خود گفت: « بر اساس ماده ۷ اين مصوبه ، بر ممنوعيت نشر مطالب الحادی ، توهين به اديان آسمانی و مقدسات ، تفرقه افکنی و خدشه در وحدت ملی، توهين به اقوام، ترويج امور غيراخلاقی، اهانت به اشخاص حقيقی و حقوقی، انتشار اطلاعات خصوصی و شخصی افراد و نشر اکاذيب در قالب هر نوع داده اعم از متن ، صدا، عکس، تصوير، فيلم و .... تاکيد شده است .»

نقش وزارت ارشاد

در قسمتی ازماده سه اين آيين نامه مصوب هيات وزيران دولت جمهوری اسلامی آمده است: « وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی موظف است ، ساختار مناسب تشکيلاتی را با استفاده از ظرفيت‌های موجود برای سامان‌دهی ، هدايت و حمايت از فعاليت‌های اينترنتی مجاز و برخورد قانونی با فعاليت‌های غيرمجاز، پيش‌بينی و راه‌ اندازی کند و همچنين بودجه مناسب ساليانه را به منظور سالم‌ سازی و سامان بخشی به فعاليت‌های اينترنتی در کشور پيش‌بينی کند. »

همچنين اين ماده وظيفه ديگری نيز برای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در نظر گرفته است ؛ در بخش ديگری از اين ماده آمده است: « تعيين شرايط لازم برای پايگاه ،‌ مديران مسوول سايت‌ها و نيز تعيين ساز و کار مناسب به منظور ثبت رسمی‌ پايگاه اطلاع‌رسانی و لغو آن‌ها و اعلام عمومی‌ هر مورد و همچنين اتخاذ راهکارهای اجرايی مناسب برای حمايت مادی و معنوی از عوامل تقويت کننده، فعاليت‌های سالم و مفيد اينترنتی با اولويت خبررسانی، ازجمله وظايف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ‌در اين زمينه تعيين شده است .»

وظايف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درحالی در اين آيين نامه پررنگ تر از گذشته در نظر گرفته شده است که محمد حسين صفار هرندی وزير ارشاد پيش از اين بارها بر لزوم ساماندهی پايگاه های اينترنتی تاکيد کرده و از تغيير نام معاونت مطبوعاتی وزارتخانه ی تحت اختيارش به معاونت مطبوعات ، سايت ها و وبلاگ ها ی وزارت ارشاد خبر داده بود.

«ابزار جاسوسی »

پيش از اين نيز مرکز پژوهش های مجلس درگزارشی به به مقامات کشور هشدار داده بود که بايد هرچه سريعتر ، با تمرکز نهادهای متولی ارتباطات در يک مرکز، و تشکيل نهادی مشابه پليس برای فعاليت های اينترنت که برخی نام « پليس سايبر » را بر آن نهادند ، در صدد کنترل سايت های اينترنتی بر آيند.

در اين گزارش که توسط محمدرضا فاکر در مجلس هفتم قرائت شد ، فعاليت های اينترنتی برای نظام جمهوری اسلامی خطرناک توصيف شده و آمده بود: « نوعی از ابزار جاسوسی ، پيام های اينترنتی ، پيام از طرق موبايل و ارتباطات راه دور است.پيام حاوی جاسوسی می تواند به شکل صوت ، تصوير يا متن در قالب های مختلفی همچون پيام کوتاه ، پست الکترونيکی (e-mail) ، گپ های اينترنتی (chat) ، فايل های ارسالی ، يا موارد ديگر باشد . پيام جاسوسی تصويری همان است که در قالب تصوير اصلی،حاوی تصاوير ممنوعه امنيتی ارسال می شود. »

ايرانی‌ام !

وبلاگ فردای روشن:
زندگی جز رنج نبوَد ، چاره چيست ؟ ...
چاره‌ی ِ بيچارگان ، بی‌چارگی است
گرچه هستم من فقير و مُستْمند ...
آی مادرجنده ! بر من کم بخند
من ز خود بزدوده‌ام نور ِ نبی ...
افتخار ِ صد نبی و صد ولی
نور ِ اهريمن ز من چون شد جدا ...
فقر می‌تازد به من چون اژدها
تا مسلمانی ز خود بزدوده‌ام ...
بينوا ، بيکاره و بيهوده‌ام
گر که با خود نور ِ اللَّه داشتم ...
مادرت را هر زمان می‌ذاشتم

ادامه را در وبلاگ فردای روشن بخوانید

FIFA Ruling Must Include Women Football in Iran

Petition:
To: FIFA
Dear Mr Joseph S. Blatter

FIFA's decision to ban the Islamic Republic's football teams from international games is a brilliant decision and should have come about a long time ago. The ban is because of the interferences that the Iranian Football Federation is experiencing from the regime. The main reasons for FIFA's ban are that the regime is interfering with the decision -making and appointments of the leadership of the football association, which is supposed to be an independent entity in order to maintain the non-political status of the International Football Association. However, you must be aware the interference of the regime does not end with the decision-making and appointments of the association's leadership: the regime interferes with almost every aspect of the football and all other sports in Iran. The regime appoints an observer for not only the football association but also all the football clubs and other sport clubs to ensure the imposition of the arbitrary Islamic codes and ethics, which often hinder the exercising and competitiveness of the sport. For example, Iranian women football players have to cover the whole of their bodies in order to be able to play. This is not only degrading to our women but also it hinders and affects their competitiveness and efficiency of their game. It affects them psychologically too as it gives them a sense of inferiority. On this basis, the game is unfair before it starts. It also makes the competition unfair in the way that if the temperature is high the team with less clothing have the advantage. FIFA must ensure fair play and if the Islamic regime carries on imposing degrading Islamic codes on our women football players then the ban should continue until the regime complies with the international standards that govern all members and participating teams. The imposition of arbitrary Islamic codes on our men football players affects their game, more or less, in the same way too.

Therefore, we undersigned would like you to make the FIFA's stance clear to the Islamic regime that If they want to participate in the international arenas, they must abide by the uniformity of the international standards that govern all members - standards that ensures fair play not only physically, but also mentally and psychologically. International Football will only be fair if both teams are on equal footing. Iranian football player whether male or female are not on equal footing because of the censorship and imposition of Islamic Codes that are not necessarily Islamic but only a version interpreted by present rulers in Iran.

We, undersigned, support FIFA to end all interferences from the regime and to bring Iranian football on to an equal footing in the International football arena.

Sincerely,

The Undersigned

احمدی نژاد خطاب به مردم آمریکا نامه نوشت

خُسن آقا: یک نیست به این احمقی بگوید مردک خودت را مسخره کرده‌ای یا ملت دنیا را!؟ گویا طرف کار بهتری ندارد صبح تا شب می‌نشیند نامه نگاری می‌کند!

رادیوفردا: ریيس جمهوری ايران نامه ای را به دفتر نمايندگی جمهوری اسلامی در سازمان ملل فرستاده و در آن به مردم آمريکا پيام داده است. متن اين نامه تا ساعاتی ديگر منتشر می شود.

محمود احمدی نژاد در آخرين کنفرانس خبری خود از ارسال اين نامه خبر داده و گفته بود برای تشريح مواضع خود به طور مستقيم با ملت آمريکا گفت و گو می کند. خبرگزاری آسوشيتد پرس اعلام کرد نامه مزبور به مقر سازمان ملل در نيويورک رسيده و تا ساعاتی ديگر منتشر می شود.

پيش از اين يک بار و در سال ۱۳۷۶ سيد محمد خاتمی به عنوان ریيس جمهوری ايران و در قالب گفت و گو با شبکه خبری سی ان ان خطاب به ملت آمريکا سخن گفته بود.


محمود احمدی نژاد در مقام ریيس جمهوری اسلامی ایران تا به حال دو بار به آمريکا سفر کرده است. وی در سفر نخست خود در سال ۱۳۸۴ با شبکه خبری سی ان ان گفت و گو کرد و در سال ۱۳۸۵ با اعضای شورای روابط خارجی آمريکا ديدار کرد.

نامه مزبور در حالی ارسال می شود که هر دو کشور ايران و آمريکا به تازگی در مورد اوضاع عراق ، فعاليت ديپلماتيک جدی داشته اند. جلال طالبانی ریيس جمهوری عراق در روزهای اخير به تهران سفر کرد و رئيس جمهوری آمريکا نيز امروز در اردن با نوری المالکی نخست وزير عراق ديدار می کند.

جرج بوش در آخرين اظهار نظر خود درباره احتمال گفت و گوی مستقیم با ايران گفته بود پيش شرط آمريکا تغيير نکرده و ايران بايد فعاليت های مرتبط با غنی سازی را به حالت تعليق درآورد.

محمود احمدی نژاد سال گذشته و چند ماه پس از تصدی مقام رياست جمهوری ، نامه ای ۱۵ صفحه ای به همتای آمريکايی خود نوشت که جورج بوش به آن پاسخی نداد.


نوشتن نامه مستقیم از سوی یک مقام رسمی ایرانی به یک مقام رسمی آمریکایی در تاریخ جمهوری اسلامی بی سابقه بوده است. پس از آن آقای احمدی نژاد اعلام کرد به دیگر مقامات رسمی جهان نیز نامه می نویسد که این موضوع فقط در مورد آلمان و فرانسه اجرا شد و آنگلا مرکل و ژاک شیراک نیز هم چون بوش به نامه های وی پاسخ ندادند.

آقای احمدی نژاد همچنین پس از بی پاسخ ماندن نامه ارسالی به بوش از وی درخواست مناظره تلویزیونی کرد که این درخواست با پاسخ منفی کاخ سفید همراه بود.

November 28, 2006

حزب الله لبنان به گروه مقتدا صدر آموزش نظامی می‌دهد

New York Times:
بر اساس ادعای یک عضو ارشد سازمان امنیت آمریکا CIA حزب الله لبنان به شیعیان طرفدار مقتدا صدر آموزش نظامی می‌دهند. بنا به گفته این مامور CIA تعداد هزار تا دوهزار نفر از اعضای سپاه مهدی مقتدا صدر از طریق حزب الله لبنان آموزش دیده‌اند، همچنین ادعا شده است که ایران نیز در این مساله دست دارد.

احضار وزير اطلاعات به مجلس : سفارت كانادا تعطيل شود

پیک ایران:
باشگاه خبرنگاران جوان : نمايندگان مي گويند: وزير اطلاعات به مجلس احضار خواهد شد و مجلس در مورد جاسوسي اين سفارتخانه در تهران تحقيقاتي خواهد داشت و در صورتي كه اين مساله اثبات شود بايد لانه جاسوسي دوم در تهران تعطيل شود.
يك نماينده مجلس گفت:‌ وزير اطلاعات به مجلس احضار مي شود و مجلس در مورد جاسوسي اين سفارتخانه د رتهران تحقيقاتي خواهد داشت ، در صورتي كه جاسوسي اين سفارتخانه در تهران اثبات شود نمايندگان مصممند كه سفارت كانادا به عنوان لانه جاسوسي دوم تعطيل شود.
آرين منش نماينده مردم مشهد در مجلس در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران تصريح كرد: وزارت امور خارجه به عنوان مسئول اصلي اين كار نسبت به اين موضوع بايد جدي عمل كند.
وي با تاکيد بر اينکه كميسيون امنيت ملي مجلس نسبت به مواردي كه بر عليه منافع ملت باشد بي تفاوت نخواهند ماند افزود: اگر قرار باشد كه كشور كانادا جاي آمريكايي ها را در ايران بگيرند برخورد جدي مي کنيم.
احمد بزرگيان نماينده مردم سبزوار نيز با اشاره به اينکه كانادا در چند سال اخير رفتار نامعقولي در قبال ايران داشته گفت: معتقدم كانادا پا را فراتر از گليم خود گذاشته و اگر ثابت شود سفير كانادا در ايران كار خلاف عرف ديپلماتيك انجام مي دهد قطعا با برخورد شديد نمايندگان مجلس روبرو خواهد شد.
در همين حال حاجي بابايي عضو هيات رئيسه مجلس نيز با تأكيد بر اينکه جمهوري اسلامي ايران در رابطه با فعاليت سفارت كانادا در ايران تجديد نظر خواهد کرد افزود:سفارت كانادا به نيابت از لانه جاسوسي عمل مي‌كند و اين براي ملت ايران قابل قبول نيست.
وي تصريح کرد:كانادا متحد آمريكاست و در طول چند سال اخير بر عليه منافع ملي ايران قدم برداشته است و بارها كينه توزي خود نسبت به ايران را نشان داده است.
موسي قرباني عضو كميسيون حقوقي و قضايي مجلس نيز با اشاره به اينکه وزارت اطلاعات و قوه قضاييه بايد جاسوسي سفارت كانادا در ايران را بررسي کنند تصريح کرد:در چند سال اخير يكسري شيطنت ها و تحركات غير منطقي را از کشور کانادا ديدم که اگر پس از بررسي ها به اين نتيجه رسيديم كه سفارتخانه اين کشور به صورت يك جانبه عمل مي كند مسلماً برخورد قاطع خواهيم كرد.

خاطرات یک زندانی سیاسی از بند مخوف 209 زندان اوین

فعالان حقوق بشر در ایران:
بنام سعادت ملت ایران و با درود به جانبا ختگان راه آزادی

خاطراتی از شکنجه گاه مخوف 209 اوین

هر جوان دلسوزی که قلبش برای میهن عزیزمان ایران می تپد و در حکومت خودکامه ، ارتجاعی و مذهبی ایران شهامت آزاد یخواهی داشته و فریاد حق طلبی را سر داده باشد ، بعید است که گذرش به بازداشتگاه 209 اوین نیا فتاده باشد و از تازیانه های استبداد مذهبی در امان مانده باشد . در این لحظه که من از زندان رجایی شهر کرج (گوهر دشت) که خود تبعید گاه زندانهای ایران است برای شما می نویسم ، شکنجه گاه 209 اوین کوه مردانی همچون کیوان رفیعی ، دکتر سعید ماسوری ، رضا ملک افشا کننده جنایات وزارت اطلاعات ، آیت الله کاظمی بروجردی و صدها تن از هواداران وی ، و صدها مبارز گمنام ولی شجاع و حق طلب دیگر را در خود جای داده است . همه زندانیان سیاسی که اکنون بصورت محکوم و یا بلا تکلیف در جای جای زندانهای ایران عمر گرانمایه را هزینه ازادی میهن میکنند ، دوره بازداشت و بازجویی خود را در شکنجه گاه 209 اوین سپری کرده اند .بنده نیز خود جزو همین افراد بودم .اکنون نمی خواهم از شکنجه های سیستماتیک که تخلیه اطلاعات و گرفتن اعتراف بکار برده می شود چیزی بگویم . تنها می خواهم از عمل وحشیانه یکی از زندانبانها خاطره ای نقل کنم که نظیر ان را تنها میتوان در اردوگاه ( اشو تیز ) نازیها المان در جنگ جهانی دوم که در کشور لهستان تاسیس نموده بودند جستجو کرد . من در سلول انفرادی بازداشتگاه اوین دوره بازجویی سختی را پشت سر میگذاشتم . حدود سه ماه بود که در انفرادی بسر می بردم و مستقیما توسط بازجوی طلایی وزارت اطلاعات و بند 209 ( سعید شیخان ) باز جویی میشودم .هر گونه کتاب و روزنامه هم برای من قدغن بود تا ایگونه ، فشار سلول انفرادی را بیشتر احساس کنم تنها کتابی که پس از تقاضا های فراوان در اختیار من قرار داده بودند قران مجید و مفاتیح الجنان بود که همان هم برایم نعمت بسیار بزرگی بود یکی از شبهای گرم مرداد1384 پس از یک دوره بازجویی طولانی به سلول خود که برخلاف اکثر سلولهای بازداشتگاه 209 شیر اب و ظرفشویی نداشت بازگشتم و از نگهبان کمی اب برای اشمیدن تقاضا کردم . ولی نگهبان که گویا با تقاضایم چرتش را پاره نموده بودم با بی حوصلگی گفت : اب کل زندان قطع می باشد و چاره ای نداری جز تحمل تشنگی ( لازم به ذکر است که اشاره کنم اب کل زندان اوین از قناتی به همین نام تامین میشود و خیلی کم پیش می اید که اب زندان قطع شود ) من که خوب میدانستم نگهبان از روی تنبلی و بی مسولیتی چنین حرفی را به من زده برای گرفتن اندکی اب سماجت بخرج داده و تا نیمه های شب به در زدن ادامه دادم . نگهبان به هیچ صراطی مستقیم نبود تا حداقل مسلمانی خود را ثابت کرده و بار یمن جرعه ای اب بیاورد . پس از در زدنهای فراوان خسته و تشنه در انتهای سلول 2در 2 متر نا امیدانه نشسته بودم که ناگهان پنچره درب سلول باز شد و نگهبان گفت ( پارچ ابت را بیاور ) خوشحال و هیجان زده به سرعت پارچ اب را برداشته و بطرف درب سلول رفتم . هنوز یک قدم دیگر با درب سلول فاصله داشتم که صدای وحشتناکی مرا شوکه کرد چیز نا شناخته ای با فشار بسیار زیاد بصورتم می خورد و همه جا کاملا سفید شده بود . دیگر نه جایی را می دیدم و نه می توانستم نفس بکشم . گرد سفیدی که تمام فضای سلول را اشغال کرده بود شور مزه بود و بعدا فهمیدم نگهبان بی رحم بجای جرعه ای اب یک کپسول 10 کیلوی پودر خشک اتش نشانی را درون سلول من خالی کرده بود. درست همانند اتاق گاز که محکوم بمرگ را در ان خفه می کنند ، دیگر هوایی برای نفس کشیدن وجود نداشت . نگهبان حتی پنجره کوچک روی درب را بسته بود . در حالی که نفسم به شماره افتاده بود و مرگ را در یک قدمی می دیدم عاجزانه با کف دست به در سلول کوبیدم بینی خود را زیر شکاف در نگه داشته بودم تا از اندک هوایی که از زیر در بداخل سلول جریان داشت تنفس کنم . حدود 10 دقیقه بعد هوا تقریبا قابل تنفس شده بود . گردهای سفید فروکش کرده بود ولی هنوز غبار غلیضی از پودر خاموش کننده اتش ، در فضای بسته سلول وجود داشت . که یکی دیگر از نگهبانها امد و مرا به سلول دیگری در جوار سلول قبلی انتقال داد . سلول جدید کاملا لخت بود و خالی از هرگونه موکت و یا پتویی بود من مجبور بودم که در کف سلول بر روی موزائیک بخوابم . سلول جدید شیر اب ، ظرفشویی و توالت فرنگی استیل داشت ، اما ماجرا به همین جا ختم نشد . تازه به سلول جدید وارد شده بودم که بوی سوختگی به مشامم رسید ولی هیچ گاه به ان هیچ توجهی نکردم . فردا صبح ریس بازداشتگاه 209 به سلول من امد و مرا زیر مشت و لگد گرفت او در حین کتک زدن ، به من میگفت : کافر ، خون تو مباح است ، تو به مقدسات توهین کرده ای ، ملحد ، . . . ) تازه فهمیدم شب گذشته نگهبان برای توجیح عمل وحشیانه خود تنها کتابهایی را که من در سلول داشتم را به اتش کشیده و گناه ان را به گردن من انداخته .

رئیس بازداشتگاه ، حتی به این مطلب که من در سلول انفرادی کبریت و یا فندکی برای آتش افروزی در اختیار نداشته ام کوچکترین توجهی نکرده بود . رئیس بازداشتگاه 209 (با نام مستعار کریمی ) مرا به همان سلول قبلی برد و آنجا من با استفاده از استدلال و شواهد موجود ثابت کردم که آتش گرفتن قرآن کریم و مفاتیح النجان پس از اسپری شدن کپسول آتش نشانی صورت گرفته زیرا تا سقف سلول روی گرده های سفید رنگ کپسول را دوده سیاه کاغذ گرفته بود و اگر کتب مقدس قبل از تخلیه کپسول آتش نشانی سوخته بودند ، باید روی دوده و خاکستر کاغذ آنها هم گردی سفید نشسته باشد .

هر انسانی با مشاهده محل متوجه ما جرا میشد ولی رئیس بازداشتگاه 209 حاضر به قبول استدلال من و عوض کردن رفتار خود نمی شد . ضرب المثلی است که می گوید :" فردی که خود را به خواب زده ، نمی توان او را از خواب بیدار کرد " .

بعد از کتکهای فراوان مرا به همان سلول بی موکت و پتو باز گردانید و این دروغ را بصورت اتهام توهین به مقدسات ، در پرونده من درج نمودند . اتهامی که در صورت اثبات ، مجازات مرگ را در پی دارد. زندگی کردن روی موزائیک برای چندین روز متوالی غیر قابل تحّمل و در واقع مرگ تدریجی بود . دیگر فهمیده بودم سربازان گمنام امام زمان (!؟) به اسلام و قرآن تا چه اندازه معتقدند . دشمن در نظرم بسیار کثیف تر از آن چیزی که همیشه بود گردید . دیگر قید همه چیز را زده بودم . باید کاری می کردم که مرا از آن سلول لخت و شکنجه آور هر جور که شده ، بجای دیگری منتقل کنند . به همین خاطر تصمیم گرفتم تا جایی که در توان دارم فریاد بکشم : ( مرگ بر استبداد مذهبی ) ، ( مرگ بر جلادان خونخوار وزارت اطلاعات )،( مرگ بر خا منه ای ) و ...

اینجا بود که چند نگهبان ، وحشیانه درب سلول را باز کرده و مرا به بیرون یعنی یکی از اتاقهای باز جویی بردند . من در آنجا سخت ترین و طولانی ترین کتک زندگی خود را خوردم . چند عدد از دنده هایم شکست . دو تا از انگشتان دستم بر اثر ضربات با تون خرد شد . به پشت سرم ضربه ای وارد شد که هنوز هم بعد از گذشت یکسال و اندی ، نیمی از دید هردو چشم مرا تار کرده است و با عث سر گیجه های ممتد و صوت شدید در گوشهایم شده است .

نیمی از تمام سطح بدنم کبود شده بود ، ولی خوشبختانه به هدف خود یعنی خارج شدن از آن سلول لخت و شکنجه آور رسیده بودم . هر چه بیشتر کتک می خوردم چهره دشمن را کریه تر می دیدم و در راهی که قدم گذارده بودم راسختر می شدم . بلی ، هر چه بیشتر کتک می خوردم بلندتر فریاد می زدم .

نمی دانم اگر روزی بازرسان بین المللی سر زده از این شکنجه گاه بازدید به عمل آورند با چه صحنه هایی مواجه می شوند و چه شکایاتی را در یافت می کنند . البته در شکنجه گاه 209 نه تنها اجازه بازدید به هیچ بازرس بین المللی داده نمی شود ، بلکه هیچ مقامی هم در داخل خود رژیم اگر خارج از وزارت اطلاعات باشد ، اجازه ورود و بازدید از این شکنجه گاه مخوف را ندارد . مگر اینکه ارگان ها و فعالین حقوق بشری با تمرکز بیشتر بر این سیاه چال و شکنجه گاه ، رژیم را وادار به عقب نشینی کنند .

پایدار وطن همیشه

بهروز جاوید تهرانی / زندان رجایی شهر کرج (گوهر دشت) /فرعی 5 / 1/9/85

فعالان حقوق بشر بدین وسیله از تمامی زندانیان سیاسی ، عقیدتی ، امنیتی و ... دعوت می کند با ارسال خاطرات خود از بند 209 زندان اوین ، جنایات رژیم جمهوری اسلامی را در این بند و سایر زندان های مخفی هر چه بیشتر افشا کنند .

Hra.Iran@Gmail.Com
www.Iran-Hra.blogfa.com
Tel: 0031620720193

احمدی نژاد: شرط کمک جمهوری اسلامی به تبات عراق، خروج نيروهای آمريکا است

صدای آمریکا:

در حاليکه به گفته مقامات عراقی، جلال طالبانی، رئيس جمهوری عراق برای ملاقات با مقامات جمهوری اسلامی روز دوشنبه به تهران می رود، محمود احمدی نژاد، رئيس جمهوری اسلامی اعلام کرد که شرط کمک حکومت ايران به تثبيت اوضاع در عراق خروج نظاميان آمريکائی و بريتانيائی از عراق است.

وی گفت حکومت حاضر است برای خروج ايالات متحده از، به گفته او، باتلاقی که در عراق برای خود ساخته است به آمريکا کمک کند، مشروط بر اينکه نيروهای نظامی آمريکا از عراق عقب نشينی کنند.

آقای احمدی نژاد گفت آمريکا و بريتانيا در عراق به بن بست رسيده اند و برای جبران و ترميم اوضاع رو به وخامت عراق نياز به ياری دارند.

احمدی نژاد در عين حال گفت هر دو کشور آمريکا و بريتانيا بايد کليه نيروهای نظامی خود را از عراق خارج سازند و از زورگوئي در مناسبات با ايران دست بر دارند. وی همچنين افزود که اين آمريکا و بريتانیا بايد رويه خود را نسبت به حکومت ايران تغيير دهند.

شبکه تلويزيونی آمريکا اوضاع عراق را جنگ داخلی خواند

صدای آمریکا:
يک شبکه تلويزيونی عمده آمريکا نيز در توصيف جنگ جاری درعراق به عنوان يک «جنگ داخلی» روزدوشنبه به چند سازمان خبری ديگرآمريکائی پيوست.

شبکه تلويزيونی ان بی سی روزدوشنبه اعلام داشت اين شبکه به دنبال گفتگوهای خود با تحليلگران نظامی وسايرتحليگران، موضع خود را تغييرداده است وازاين به بعد به جنگ درعراق به عنوان جنگ داخلی اشاره خواهد کرد.

با اين حال کاخ سفيد نسبت به استفاده ازعبارت «جنگ داخلی» درتوضيح مناقشات جاری درعراق به مخالفت برخاسته است ومی گويد اوضاع عراق با تعريف عرف «جنگ داخلی» تطبيق نمی کند. بسياری ديگرازسازمان های خبری آمريکا نيز، ازجمله صدای آمريکا، ازاشاره به اوضاع عراق به عنوان جنگ داخلی خودداری می کنند و وقايع عراق را «خشونت های فرقه ای» می نامند.

ساير رسانه های خبری آمريکا ، ازجمله روزنامه های لوس آنجلس تايمز و کريستين ساينس مانيتور نيز چندی است درگزارش های خود ازعبارت «جنگ داخلی» استفاده می کنند.

نیوزویک: مقتدی صدر، خطرناكترين مرد عراق!

انتخاب : هفته نامه آمريكايي نيوزويك در شماره اخير خود كه قرار است در چهارم ماه آينده ميلادي (دسامبر) به روي دكه ها برود، «مقتدي صدر» روحاني جوان شيعه عراقي را «خطرناكترين مرد عراق» خوانده است! نيوزويك پرونده ويژه اين شماره خود را به سيد مقتدي صدر و گروه وي اختصاص داده و تيتر روي جلد خود را كه با تصوير ايستاده و خشمگين «صدر» همراه شده است، «خطرناكترين مرد عراق» انتخاب كرده است.

خبرگزاري انتخاب : هفته نامه آمريكايي نيوزويك در شماره اخير خود كه قرار است در چهارم ماه آينده ميلادي (دسامبر) به روي دكه ها برود، «مقتدي صدر» روحاني جوان شيعه عراقي را «خطرناكترين مرد عراق» خوانده است.

نيوزويك پرونده ويژه اين شماره خود را به سيد مقتدي صدر و گروه وي اختصاص داده و تيتر روي جلد خود را كه با تصوير ايستاده و خشمگين «صدر» همراه شده است، «خطرناكترين مرد عراق» انتخاب كرده است.

گرافيك روي جلد اين شماره نيوزويك نيز كه از رنگهاي سياه و قرمز بهره گرفته است، تلاش دارد فضايي خشن، تاريك و بدفرجام را به مخاطب خود القا كند.

در صفحات داخلي نيز گزارش مفصل نيوزويك با تيتر «شمشير شيعه» به گروه صدر مي پردازد. همچنين تحليل ديگري با تيتر «چگونه مقتدي صدر سرنوشت آمريكا را در عراق رقم مي زند» در اين نشريه آمريكايي به چشم مي خورد.

بزرگنمايي عامدانه مقتدي صدر در خشونتهاي عراق توسط رسانه هاي آمريكايي در حالي پيگيري مي شود كه القاعده و باقيمانده هاي حزب بعث، عراق را به بهشت تروريستها و صحنه كشتار مردم اين كشور تبديل كرده اند.

به گفته برخي تحليلگران، مانور دوباره رسانه هاي غربي پيرامون سوژه «گروه صدر» مي تواند بخشي از رويكرد جديد كاخ سفيد در عراق باشد كه هوشياري مردم و دولت اين كشور را مي طلبد.

نامه اعترضى بزرگترين اتحاديه كارگرى كانادا به رئيس جمهورى اسلامى ايران جهت آزادى اسانلو و لغو احكام فعالين كارگرى سقز

پیک ایران:

٢٤ نوامبر ٢٠٠٦
آقای محمود احمدی نژاد
رئیس جمهور جمهوری اسلامی ایران
موضوع: آزادى فورى اسانلو! لغو احكام زندان عليه رهبران كارگرى سقز!
به نمايندگى از طرف پانصدهزار عضو(CUPE) در سرتاسر كانادا ما نگرانی عميق خود را نسبت به دستگیری مجدد و خشونت آميز و غيرقابل توجيه آقاى منصور اسانلو رئیس هیات مدیره سنديكاى كارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران وحومه ابراز میداريم.
آقای اسانلو توسط نیروهای لباس شخصی که حتى از نشان دادن کارت هویت خود و حكم جلب امتناع ورزیدند، هنگامی که همراه با دونفر دیگر از اعضاى هیات مدیره سندیکا در روز يكشنبه ١٩ نوامبر ٢٠٠٦عازم رفتن به اداره کار شرق تهران بودند، دستگير شد. مامورین آقای اسانلو و ابراهيم مددی نايب رئيس سندیکا را مورد مورد خشونت جسمانى و كلامى قرار داده و یکی از آنها ضمن اینکه اسلحه خود را بطرف آقای مددی نشانه گرفت یک تیر هوایی شلیک کرده است. در نهایت مامورین با زور و خشونت منصور اسانلو را بدرون اتومبيلى که از قبل منتظر بود گذاشته و از آن محل دور شدند.
آقای اسانلو که در هفته گذشته عمل جراحی چشم داشتند و هنگام دستگيرى چشم ايشان پانسمان بوده است، قرار بود در روز 20-11-2006 در دادگاه حضور بهم رساند٠ آقای اسانلو در دسامبر ٢٠٠٥ بدنبال حركت اعترضى اعضاى سندیکایش دستگیر شده بود٠وى پس از تحمل نزدیک به 8 ماه حبس در زندان اوین تهران با قرار وثیقه ١٥٠ ميليون تومان (معادل 165 هزار دلار آمریکا) آزاد شد.
علاوه بر اين، بنا بر آخرين اخبار رسيده، محمود صالحی، رئیس سابق انجمن صنفى کارگران خباز در سقز و يكى از بنيانگذاران كميته هماهنگى براى ايجاد تشكل كارگرى، به چهار سال زندان محكوم شده است٠ جلال حسينى، فعال كارگرى در شهر سقز و عضو هيئت اجرايى كميته هماهنگى براى ايجاد تشكل كارگرى در غرب ايران، به دو سال حبس محكوم شده است٠ برهان دیوارگر، فعال كارگرى ديگرى كه در اول مه ٢٠٠٤ دستگير شده بود، پيش از اين به دوسال زندان محکوم شده بود٠ دستگيريهاى اوليه و آخرين اتهامات عليه اين فعالين كارگرى در رابطه با تلاش آنها جهت شركت در روز جهانى كارگر ٢٠٠٤ در سقز بوده اند٠
ما نسبت به اين دستگیریها و احكام زندان سخت عصبانى هستيم٠ چنین اعمالى نشان ميدهند که دولت شما ابتدايى ترين حقوق كارگرى مانند آزادى تشكل و حق بزرگداشت روز کارگر را نقض كرده است٠
ما از شما قويا مى خواهيم که فورآ و بدون هیچ قید و شرطی منصور اسانلو را آزاد کنید و سریآ اقداماتی صورت دهيد تا تمامی احکام صادره علیه فعالین کارگری فوق بدون قيد و شرط و پیگیری مجدد لغو گردند.
با احترام،
پال مويست (Paul Moist)،
رئيس كشورى
(اتحاديه كارگران خدمات عمومى كانادا)
كلاد جنه روكس (Claude Généreux)،
دبير و خزانه دار كشورى
رونوشت به:
محمد رضا البرزی، سفیر هیات دائمی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحد در ژنو
info@workers-iran.orgalliance@workers-iran.org /
فريد پرتوى، اتحاديه خدمات عمومى كانادا، لوكال ٤٧٧٢
استان مارشال
آنتونى پيزينو
كميته عدالت جهانى
استيو بنيديكت، كنگره كار كانادا
ترجمه و تكثير از: اتحاد بین اللملی در حمایت از کارگران در ایران
http://www.etehadbinalmelali.com
http://www.workers-iran.org
info@workers-iran.org
alliance@workers-iran.org

حفاظت زندان اوین در حمایت از مافیای مواد مخدر در زندان

پیک ایران:
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر : اسماعیل افتخاری معروف به" اسمال تیغ زن" که از عوامل تهاجم اخیر به زندانیان سیاسی بوده است و خود را پاسدار پیر ولایت می نامد، کمافی السابق به توزیع و استعمال مواد مخدر در زندان می پردازد و از حمایت حفاظت زندان و رییس بند 350 برخوردار است.
چندی پیش و پس از آشکار شدن استعمال مکرر مواد مخدر از سوی نامبرده مسئولین زندان؛ آزمایشی از او به عمل آوردند و علیرغم مثبت بودن نتیجه آن تا کنون هیچ اقدامی برای جابجایی این زندانی به عمل نیاورده اند.
گفته میشود افتخاری در گذشته ازفرماندهان کمیته ضربت در تهران بوده و در سرکوبی روشنفکران و غارت اموال شهروندان نقش اساسی داشته است.
اسماعیل تیغ زن که به جرم قتل و غارت وتجاوز به عنف و خروج ارز و عتیقه از کشور زندانی شده است، به عنوان یکی ازمخبرین معتمد امنیتی در بند زندانیان سیاسی علیه این زندانیان با وزارت اطلاعات همکاری عیان و نهان دارد و به همین جهت از مصونیت برخوردار می باشد. در این راستا علیرغم اعلام زندانیان سیاسی مبنی بر استعمال مستمر نامبرده از مواد مخدر و در عین مثبت بودن جواب آزمایش، حفاظت زندان اوین درهمکاری با بازداشتگاه امنیتی209 وزارت اطلاعات، زندانی مذکور را که از زندانیان خطرناک با پرونده ی جنایی می باشد تحت حمایت قرار داده و از انتقال او به سایر بندهای زندان اوین خودداری میکنند.

اتریش توافق پروژه کرج-2 را لغو کرد

رادیوفردا: اداره کل راه آهن اتريش، توافق مربوط به قرارداد هشت صد و پنجاه ميليون يورويی با جمهوری اسلامی را لغو کرد.
به نوشته روزنامه «در استاندارد» چاپ اتريش، به جز پايين بودن ميزان اين قرارداد در مقايسه با حجم کار، وضعيت سياسی منطقه نيز از عوامل فسخ اين پيش قرارداد ذکر شده است.
آلکسيوس فوگل، مدير ۵۱ ساله راه آهن اتريش در اين رابطه بازنشسته شده است.
آقای فوگل، در زمان نوشتن اين پيش قرارداد با ايران، مدير شرکت مشاورتی و ساختمانی راه آهن اتريش بود.
بر پايه اين توافق که مربوط به اوايل تابستان سال جاری ميلادی است، اتريش قراربود وسايل و تجهيزات لازم را برای ساخت راه آهن هفتاد کيلومتری برای قطار سريع السير در منطقه تهران بزرگ، به ايران ارايه دهد. اين طرح به به پروژه کرج- ۲ معروف است.
يورگ ولمن سخن گوی اداره راه آهن اتريش گفته است اين موضوع که بين يک تا سه ميليون يورو، جريمه فسخ توافق است، واقعيت ندارد.
به گفته وی، ميان ايران و اداره راه آهن اتريش، تنها يک توافق کتبی وجود داشته که آقای فوگل آن را امضا کرده بود. «اين توافق تنها يک پيش قرارداد بوده و نه يک قرارداد.»
بر اساس ارزيابی اداره راه آهن اتريش، اين شرکت قادر نخواهد بود طرح کرج- ۲ را با مبلغ هشتصد و پنجاه ميليون يورو به انجام برساند.
آلکسيوس فوگل، از سپتامبر سال ۲۰۰۵ تا سپتامبر سال ۲۰۰۶، رييس شرکت مشاورتی و بازسازی راه آهن اتريش بود.
اين شرکت وابسته به راه آهن اتريش است و در زمينه طرح های تحقيقاتی فعاليت می کند. در مواردی مانند مورد ايران، اين شرکت نمی توانسته طرف کامل قرارداد بوده باشد.

November 27, 2006

اعتراض به «فعالیت های ضد ایرانی آمریکا در امارات»

رادیوفردا: جمهوری اسلامی روز يکشنبه اعلام کرد: «مراتب اعتراض خود را بخاطر آنچه که تهران آن را فعاليت های خصمانه واشنگتن عليه ايران در کشور امارات خواند، به دولت اين کشور همسايه اعلام خواهد کرد.»

محمد علی حسينی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، روز گذشته در جمع خبرنگاران گفت: « ايران از مسوولان امارات توقع ندارد اجازه دهند از سرزمينشان برای تحرکاتی که منافع ملت ايران را هدف قرار داده است، استفاده شود. »

نگرانی جمهوری اسلامی از مورد استفاده قرار گرفتن امارات به عنوان پايگاهی به گفته اين کشور « ضد ايرانی» ، در پی تاسيس دفتر وزارت امور خارجه آمريکا در شهر دوبی امارات بيان شده است.

در اسفند ماه سال گذشته، وزارت امور خارجه ايالات متحده آمريکا تاسيس چنين دفتری را در دوبی، فرانکفورت، باکو و استانبول، با هدف برقراری ارتباط با مردم عادی ايران در نبود روابط ديپلماتيک ميان تهران و واشنگتن را اعلام کرده بود.

موضوع تاسيس چنين مراکزی در پی اختصاص بودجه‌ای ۷۵ ميليون دلاری از سوی آمريکا برای پيشبرد دموکراسی در ايران مطرح شد. در آن زمان آدام ارلی، سخنگوی وقت وزارت خارجه ايالات متحده، گفته بود تاسيس چنين دفتری به منظور نظارت بر نحوه مصرف اين بودجه انجام می‌گيرد.

در عين حال يکی از مقامات وزارت امور خارجه امارات به خبرگزاری فرانسه گفته است تهران چنين موضوعی را تا کنون با امارات در ميان نگذاشته است و کشورش هيچ گونه نامه‌ای نيز در اين مورد از سوی جمهوری اسلامی دريافت نکرده است. وی همچنين تهران را بخاطر طرح عمومی چنين موضوعی مورد سرزنش قرار داد.

هر چند که امارات از بزرگترين شرکای تجاری ايران به شمار می‌رود، اما سالهاست موضوع مالکيت سه جزيره تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی در خليج فارس ميان جمهوری اسلامی و امارات مورد مناقشه بوده است. تهران همواره تاکيد کرده که اين سه جزيره جزئی جدايی ناپذير از ايران هستند و اين موضوع را قابل مذاکره نمی‌داند.

امارات همچنين ميزبان شمار بسياری از تجار و گردشگران ايرانی است. اما با اين وجود، روزنامه‌های ايران اخيراً از بدرفتاری با گردشگران و تجار ايرانی توسط مقامات فرودگاهی در دوبی خبر داده‌اند.
برخی مقامات ايرانی نيز خواستار اقداماتی متقابل در اين زمينه شده‌اند.

شرکت تیم فوتبال ایران در بازی های آسیایی دوحه

خُسن آقا: دموقراسی نوع ایرانی

بی‌بی‌سی: پیش از این اعلام شده بود که تیم عراق در بازی های دوحه، جانشین ایران شده است
دبیر فدراسیون فوتبال ایران گفته است که این کشور حاضر است تا برای لغو محرومیت از بازی های بین المللی، خواسته های فدراسیون بین الملللی فوتبال، فیفا را بپذیرد. این در حالی است که سازمان تربیت بدنی ایران از حضور تیم امید این کشور در بازی های آسیایی دوحه خبر داده است.
داریوش مصطفوی، دبیر موقت فدراسیون فوتبال ایران در مصاحبه با خبرگزاری دولتی ایرنا گفته است که ایران خواهان حضور در بازی های آسیایی دوحه قطر است .

فیفا، همه تيمهای باشگاهی، ملی و بازيکنان ايران را به دليل آنچه دخالت دولت در امور فوتبال دانسته، از بازی های بين المللی محروم کرده است.

فدراسیون بین المللی فوتبال طی بيانيه ای که روز پنجشنبه 23 نوامبر منتشر شد، اعلام کرد که فدراسيون فوتبال ايران در روند تصميم گيريها، انتخاب اعضای فدراسيون و تعيين رئيس فدراسيون، استقلال خود را از دولت حفظ نکرده و بدين ترتيب ناقض بند هفده اساسنامه فيفا شناخته شده است.

آقای مصطفوی افزوده است که انتخابات جدیدی برای انتخاب رییس جدید فدراسیون با حضور نمایندگان فیفا و کنفدراسیون فوتبال آسیا برپا می شود.

این در حالی است که سازمان تربیت بدنی جمهوری اسلامی با صدور بیانیه ای که خبرگزاری ایرنا آن را منتشر کرده، خبر از شرکت تیم ملی امید ایران در بازی های آسیایی دوحه قطر داده و گفته است که با رایزنی های وزارت امور خارجه مشکل موجود بر سر اعزام تیم امید به صورت موقت حل شده است.

پیش از این اعلام شده بود که تیم عراق در این بازی ها جانشین ایران شده است. سایت اینترنتی کنفدراسیون فوتبال آسیا هنوز اخباری در زمینه گروه بندی این رقابت ها منتشر نکرده است.

به دنبال اقدام فیفا، فدراسیون فوتبال ایران طی بیانیه ای برخی افراد را به خیانت به فوتبال ایران و ارائه اطلاعات نادرست به فیفا متهم کرد.

کنفدراسیون فوتبال آسیا، پیش از این ابراز امیدواری کرده بود که ایران با انجام خواسته های فدراسیون بین المللی، محرومیت خود را لغو کند.

محمد بن همام، رییس کنفدراسیون فوتبال آسیا،خاطر نشان کرده بود که " ما امیدواریم ایران آنچه را که فیفا خواسته انجام دهد تا آنها بتوانند در مسابقات آسیایی شرکت کنند."

شرایط فیفا

طبق درخواست فدراسیون بین المللی فوتبال، بايد هياتی برای ساماندهی فدراسيون فوتبال ايران تشکيل شود که اعضای آن را فيفا و کنفدراسيون فوتبال آسيا تعيين کنند و فدراسيون فوتبال ايران نيز اساسنامه خود را بر اساس اساسنامه فيفا اصلاح کند.

پس از تأييد نهايی اساسنامه در فيفا، انتخابات تازه ای بايد زير نظر فيفا و کنفدراسيون فوتبال آسيا برای تعيين رئيس فدراسيون فوتبال ايران برگزار شود.

اختلاف ميان فيفا و فدراسيون فوتبال ايران ساعاتی پس از تساوی تيم ملی فوتبال ايران با تيم آنگولا در جام جهانی فوتبال و حذف ايران از رقابتهای جام آغاز شد که رئيس سازمان تربيت بدنی ايران، محمد دادکان را از رياست فدراسيون فوتبال ايران برکنار و کيومرث هاشمی را به جای وی منصوب کرد.

فيفا طی نامه ای به فدراسيون فوتبال ايران در مورد دلايل برکناری آقای دادکان توضيح خواست و سپس اعلام کرد که توضيحی که دريافت کرده را قانع کننده نمی داند و تنها محمد دادکان را به عنوان رئيس فدراسيون فوتبال ايران به رسميت می شناسد.

دو روز پيش از آنکه ضرب الاجل فیفا در پانزدهم نوامبر (24 آبان) بسر برسد، آقای دادکان رسماً از رياست فدراسيون فوتبال ايران استعفا کرد اما اين استعفا تغييری در تصميم فيفا نداد و اين نهاد بين المللی سرانجام حکم به تعليق فدراسيون فوتبال ايران داد.

آقای استاندار؛ اینجا آفریقاست!

خُسن آقا: مدرکی از ایران برای آنهایی که شیادانه بر طبل آخوندیزم می‌زنند

انتخاب : وقتي كه رئيس جمهور محترم در سفر به استانهاي مختلف فرياد برمي آورند كه تمامي امكانات و امتيازاتي كه جوان تهراني اصفهاني و شيرازي دارد بايد تمام جوانان كشور داشته باشند وعده بسيار زيبايي است كه فرزندان كپرنشين استان كرمان منتظر تحقق آن هستند و اميدوارند كه در حد شعار نباشد.

۶ آذر ماه ۱۳۸۵ ساعت : ۱۸ , ۰۱
خبرگزاري انتخاب : شهرستان قلعه گنج در جنوب استان كرمان به فاصله 400 كيلومتري از مركز استان و 75 كيلومتري كهنوج واقع شده است .. وسعت آن 14 هزار و 200 كيلومتر و طول جغرافيايي آن 331 كيلومتر مي باشد و داراي 390 پارچه آبادي و روستا است . اين شهرستان دو بخش و 5 دهستان دارد كه جمعيت آن 105 هزار نفر مي باشد.

فقر و محروميت خشكسالي و مشكلات متعدد ديگر باعث شده كه 80 در صد مردم اين شهرستان زير خط فقر زندگي كنند و 20 در صد مابقي در حد بخور و نمير گذران زندگي مي كنند.

بعضي از صحنه هاي زندگي مردم اين مناطق تصاوير ساكنان افريقا را در ذهن تداعي مي كند. روآوردن مردم به قاچاق مواد مخدر در اين منطقه ناشي از فقر و محروميت است ! وقتي درآمد سرانه هر خانوار در سال 18 هزار تومان باشد چگونه مي توان انتظار داشت با مشكلات كنار بيايند در اينجا دختر بچه كپرنشين با كوزه شكسته شاخه بوته ها و امثالهم دنياي شاد كودكانه خود را پر مي كند ودر جاي ديگر كودكاني هستند كه تنوع اسباب بازيهاي رنگارنگ آنها جايي براي خستگي و كسالت نمي گذارد!

اينها هر دو فرزندان اين مرز و بوم هستند. وقتي كه رئيس جمهور محترم در سفر به استانهاي مختلف فرياد برمي آورند كه تمامي امكانات و امتيازاتي كه جوان تهراني اصفهاني و شيرازي دارد بايد تمام جوانان كشور داشته باشند وعده بسيار زيبايي است كه فرزندان كپرنشين استان كرمان منتظر تحقق آن هستند و اميدوارند كه در حد شعار نباشد.

متاسفانه بعضي از ساكنان روستاهاي قلعه گنج هنوز فاقد شناسنامه هستند و از طرفي بخاطر نداشتن شناسنامه نمي توانند تحت پوشش كميته امداد امام (ره ) قرار بگيرند.

پاهاي برهنه بچه ها بر روي خاكهاي كوير لطافت كودكانه آنها را شكسته وخانواده ها قدرت خريد يك جفت كفش پلاستيكي را هم ندارند.

بزرگترها مي گويند چون سند نداريم نمي توانيم وام بگيريم از طرفي وام گرفتن ضامن كارمند مي خواهد كه ما نداريم پس تكليفمان چيست

رو آوردن مردم به قاچاق مواد مخدر در اين منطقه ناشي از فقر و محروميت است .

روستائيان قلعه گنج با بافتن حصير و كشاورزي در زمينهاي ديگران امرار معاش مي نمايند وزندگي در زير كپرهايي كه حداكثر 15 متر مربع و حداقل 8 متر مربع است در سخت ترين شرايط وبدون حداقل امكانات از مشخصه هاي اين مردم محروم است .

در اين شهرستان 12 هزار و 600 كپر شناسايي شده و اين به معني وجود 13 هزار و 600 خانوار بدون منزل مسكوني مي باشد .

حسن مرادي فرماندار كهنوج بااعلام اينكه 4800 هكتار باغ اين منطقه در اثر هشت سال خشكسالي مدام خشك شده گفت : هزار حلقه چاه كشاورزي 72 رشته قنات 54 دهنه چشمه نيز خشكيده يا در حال خشك شدن است و هر قنات در يك روستا قرار دارد و در حال حاضر آب آشاميدني بوسيله تانكر براي مردم حمل مي شود.

وي از تلف شدن 12 هزار راس دام در اثر خشكسالي در منطقه خبر داد و گفت : 70 در صد كودكان و 45 در صد بزرگسالان اين منطقه دچار سو تغذيه هستند و هفته ها وماهها مي گذرد از گوشت وميوه در اين خانواده ها خبري نيست .
فرماندار قلعه گنج با انتقاد از نرخ غيرواقعي بيكاري اعلام شده اظهار داشت : حدودا 40 در صد نرخ بيكاري پنهان داريم و اين عامل بروز بزهكاري اجتماعي مي گردد.

مرادي خاطر نشان كرد : خدمات ورزشي در اين شهرستان صفر مي باشد و هنوز اين منطقه حتي در مركز شهرستان يك زمين چمن ندارد و جواني كه نه شغل دارد و نه امكانات ورزشي به ناچار به كارهاي خلاف رو مي آورد كه يكي از اين كارها بحث فروش مواد مخدر است و همجواري با دو استان سيستان و بلوچستان و هرمزگان فضاي مناسبي براي بارانداز قاچاق مواد مخدر در منطقه فراهم كرده است .

فرماندار اين شهرستان عوامل فوق را موجب ايجاد ناامني و شرارت دانست و گفت : با اين شرايط جوان مستعدي كه مي تواند مفيد ومثبت باشد دست به اسلحه مي برد و به يك آدم شرور تبديل مي شود.

وي نسبت به فعاليت وهابيت توسط كساني كه از كشورهاي حاشيه خليج فارس ساپورت مي شوند هشدار داد و افزود : در دهستان رمشك 12 هزار اهل سنت ساكن هستند كه وهابيون روي آنها كار مي كنند و تحت عنوان فعاليتهاي مذهبي و ساخت مسجد با اهدا كمكهاي نقدي و جنسي سعي دارند در جامعه شيعه فقير منطقه نفوذ كنند و ازدواج هايي كه در اين رابطه صورت مي گيرد گوياي اين مطلب است به اميد آنكه انشاالله شاهد حل مشكلات مناطق محروم از سرزمين اسلاميمان باشيم .

روستائيان قلعه گنج با بافتن حصير و كشاورزي در زمينهاي ديگران امرار معاش مي نمايند وزندگي در زير كپرهايي كه حداكثر 15 متر مربع و حداقل 8 متر مربع است در سخت ترين شرايط وبدون حداقل امكانات از مشخصه هاي اين مردم محروم است.

فقر و محروميت خشكسالي و مشكلات متعدد ديگر باعث شده 80 درصد مردم شهرستان قلعه گنج زير خط فقر زندگي كنند و 20 درصد مابقي در حد بخور و نمير گذران زندگي مي كنند.

پلی تکنیک برای دومین روز پیاپی ناآرام بود

رادیوفردا: دانشگاه صنعتی امير کبير ( پلی تکنيک ) روز يکشنبه ۵ آذرماه برای دومين روز پياپی نا آرام بود. دانشجويان اين دانشگاه در اعتراض به مرگ سه دانشجو در کمتر از ۱۰ روز گذشته، تجمع کردند.

به نوشته وب سايت «ادوارنيوز» ، توحيد غفارزاده، دانشجوی دانشگاه سبزوار، هفته گذشته به دست يکی از دانشجويان بسيجی کشته شد.

در اين چند روز مشکات راد نيز در حادثه ای در استخر دانشگاه علم و صنعت به هنگام گذراندن درس تربيت بدنی به علت سکته قلبی از دنيا رفت.

شفيع رضايتی، دانشجوی حسابداری دانشگاه علامه نيز بر اثر سکته قلبی درگذشت. برخی دانشجويان تاخير مسوولان در درخواست آمبولانس را ، علت اصلی مرگ وی عنوان کرده اند.

اعتراض روز يکشنبه دانشجويان دانشگاه پلی تکنيک پس از آن شدت گرفت که مسوولان وزارت علوم، تحقيقات و فناوری جمهوری اسلامی ، توحيد غفار زاده ، دانشجوی سبزواری را عامل ايجاد مزاحمت اعلام کردند و گفتند دانشجوی بسيجی که با وی درگير شده ، تنها به وظيفه اش عمل کرده است.

همچنين علی عزيزی ، عباس حکيم زاده و مجيد توکلی، سه تن از دانشجويان دانشگاه پلی تکنيک در اعتراض به حکم کميته انضباطی مبنی بر محروميت از تحصيل و ممنوع الورود شدن خود به دانشگاه، روز شنبه در حياط دانشگاه پلی تکنيک تحصن کردند.

رياست دانشگاه پلی تکنيک ورود اين يه دانشجو را به دانشگاه «ممنوع» اعلام کرده بود اما اين دانشجويان توانستند با حمايت دانشجويان ديگر روز يکشنبه به دانشگاه وارد شوند.

علی عزيزی، نايب دبير انجمن اسلامی دانشجويان پلی تکنيک در مصاحبه ای با خبرگزاری ايلنا گفت: «من به همراه مجيد توکلی، مدير مسوول نشريه خط صفر و عباس حکيم زاده، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی پلی تکنيک پس از قطعی شدن احکام کميته انظباطی مبنی بر محروميت از تحصيل، به دانشگاه ممنوع الورود شديم که روز شنبه با تحصن در ورودی دانشگاه به اين تصميم اعتراض کرديم.»

به گفته دانشجويان ، پس از تحصن امروز در دانشگاه پلی تکنيک، انتظامات دانشگاه با دانشجويان درگير شده و در اين درگيری تعدادی از دانشجويان مصدوم شده اند.

دانشجويان دانشگاه پلی تکنيک خواستار برگزاری يک جلسه پرسش و پاسخ درباره درگيری روز يکشنبه، با معاون دانشجويی دانشگاه پلی تکنيک هستند اما هنوز مسوولين دانشگاه پاسخی به اين درخواست نداده اند.

36 ‬تن از پرسنل سپاه در سقوط هواپيما آنتونف کشته شدند

پيک ايران :
بر اساس آخرين اطلاعات به دست آمده، هواپيماي آنتونف روسي كه حدود ساعت 7 صبح امروز از فرودگاه مهرآباد تهران به مقصد شيراز به پرواز درآمد، هنگام تيك‌آف، دقايقي پس از برخاستن از باند فرودگاه دچار آتش‌سوزي شد و سقوط كرد.
به گزارش گروه حوادث ايسنا در پي آتش‌سوزي اين هواپيما كه گفته مي‌شود حامل 38 سرنشين بوده است، و اطلاع حادثه به اورژانس كشور مقارن ساعت 7:38 ، 14 دستگاه آمبولانس به همراه 12 دستگاه اتوبوس و امداد هوايي اورژانس به محل حادثه اعزام شدند.
درحاليكه بررسي‌هاي اوليه حاكي از كشته شدن تمام سرنشينان بود، رييس ستاد حوادث غيرمترقبه استان تهران به ايسنا اعلام كرد: 2 تن از سانحه‌ديدگان اين هواپيما از محل حادثه زنده بيرون آورده شده و توسط اورژانس به بيمارستان سوانح و سوختگي شهيد مطهري تهران منتقل شدند.
مهندس تيموري، سخنگوي سازمان آتش‌نشاني تهران نيز به ايسنا اعلام كرد: حريق ناشي از حادثه، توسط نيروهاي امداد آتش‌نشاني فرودگاه مهرآباد در حال اطفا بود كه 13 ايستگاه آتش‌نشاني نيز به عنوان نيروي كمكي به محل حادثه اعزام شدند.
به گفته وي، پس از اطفاي شعله‌هاي آتش، نيروهاي امدادي حاضر در محل همچنان درحال جست‌وجوي اجساد مجهول‌الهويه اين حادثه هستند.

November 26, 2006

مسؤولان دولتی و نظامی حمایت کردند «دفاع سیاسی» بسیج در انتخابات

خُسن آقا: چه لذت بخش است وقتی که آقایان برای کسب قدرت مطلق به جان هم می‌افتند. این روند غیرقابل بازگشت است و به زودی نظامیان و آنهایی که بر نیروهای SS (بسیجی) کنترل دارند سر دیگران را گوش تا گوش خواهند برید.

آفتاب:«مصطفی پورمحمدی» وزیر كشورطی سخنانی در همایش «بسیج، سازندگی و خدمت‌رسانی» با دفاع از فعالیت بسیج در عرصه انتخابات، حضور بسیج را «موجب امنیت و سلامت انتخابات» خواند و گفت که « بسیج، نیرویی مردمی و بهره‌مند از شور حماسی است كه به جامعه نشاط سیاسی می‌دهد». اظهارات پورمحمدی درحالی بیان می‌شود که برخی نامزدهای انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری و حامیان آنها، نسبت به فعالیت‌های بسیج در آن انتخابات بشدت منتقد بودند و آن را در تعارض با قوانین موجود و نیز دستورات رهبر فقید انقلاب مبنی بر منع دخالت نظامیان در انتخابات می‌دانستند.



همچنین،لایحه اخیر نظام جامع انتخابات که ازسوی وزارت کشور تهیه شده و در آن، مسؤولیت‌هایی برای بسیج در انتخابات درنظر گرفته شده، مورد انتقاد احزاب و گروه‌های سیاسی مختلف قرار گرفته‌است. با این حال، اظهارات وزیر کشور حکایت از حمایت دولت از فعالیت‌های انتخاباتی بسیج دارد.

پورمحمدی در ادامه سخنانش در این همایش،به تبیین دلایل ضرورت فعالیت بسیج در عرصه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی و از جمله انتخابات پرداخت.

وزیر کشور عامل اصلی توسعه، را «توسعه انسانی» دانست و گفت: برجسته‌ترین نمونه توسعه انسانی، همین انسان‌های بسیجی هستند. بسیج، مدرسه عشق و پیشقراول فرهنگی است كه ما به دنیا ارائه می‌دهیم و خوشبختانه امروز خواهان زیادی در گوشه و كنار دنیا پیدا كرده‌است. باید تلاش كنیم این روح بلند و جریان زلال در جامعه ما عمیق‌تر شود و اوج بگیرد.

وزیر كشور در ادامه خبر داد که تعداد نیروهای بسیجی آنچنان افزایش پیدا كرده كه «ما نمی‌توانیم امكانات كامل در اختیار آنها قرار دهیم».

وی ابراز امیدواری کرد که «برای سال آینده با آهنگی قوی‌تر و حجمی وسیع‌تر، طرح‌های جامع‌تری سفارش داده‌شود تا با بودجه‌های طراحی‌شده ماموریت‌ها و رسالت‌ها را به بهترین شكل ارائه دهیم».

رویکرد بسیج در انتخابات خبرگان و شوراها
از سوی دیگر، سردار«علیرضا افشار» معاون فرهنگی و تبلیغات دفاعی ستاد كل نیروهای مسلح عصرشنبه طی سخنانی در كانون فرهنگی بسیج آذربایجان شرقی در تبریزاز ضرورت حضور فعال نیروهای بسیج در دو انتخابات پیش‌روی خبرگان و شوراها سخن گفت.

وی در سخنانش «دفاع سیاسی» را جزو وظایف بسیج دانست و افزود که سیجیان باید با هوشیاری در صحنه‌های سیاسی حضور پربار داشته باشند.

فرمانده سابق نیروی مقاومت بسیج با اشاره به اهمیت و جایگاه انتخابات خبرگان رهبری اظهار داشت که برای بسیجیان فرض است برای توجیه هرچه بیشتر مردم جهت شركت در انتخابات پیش روی خبرگان رهبری تلاش مضاعف كنند.

سردارافشار، شركت در انتخابات خبرگان رهبری را «وظیفه شرعی» دانست و خاطر نشان كرد: «حكومت اسلامی مشروعیت خود را از پشتوانه آرا مردمی به دست می‌آورد و همین امر ضرورت حضور حداكثری مردم در انتخابات را بیشتر می‌كند».

این مقام ستادكل نیروهای مسلح، بااشاره به همزمانی انتخابات شوراها و خبرگان اظهارداشت: باید در انتخابات شوراها نیز ملاك داشتن ویژگیهای بسیجی از سوی كاندیدا از جانب مردم مد نظر باشد.

سردارافشار، «داشتن تفكر،فرهنگ بسیجی و اخلاص» را ازخصیصه‌های یك كاندیدای صالح برای شوراهای اسلامی ذكر كرد و افزود: «صداقت، صفا، ساده زیستی و ولایی بودن از دیگر شاخصه‌های مهم یك كاندیدای خوب برای حضور در شوراست كه نباید رای‌دهندگان از آن غافل شوند».

تنازع قدرت میان روحانیون و نظامیون در جمهوری اسلامی: نظرات یک تحلیلگر

رادیوفردا: اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام چندروز پیش در شهر اصفهان نسبت به پیامدهای حاکمیت تفکر تندروانه در ایران که به گفته او برای کنار گذاشتن نیروهای قدیمی و بدنام کردن آنها تلاش می کند هشدار داد. وی گفت اگر قرار بود در برابر این تفکر عقب نشینی کنیم باید به همان اتاق طلبگی برمی گشتیم و یا در روستاهایمان برای مردم مساله می گفتیم. دکتر اکبر کرمی تحلیلگر در مصاحبه با رادیو فردا می گوید نظام جمهوری اسلامی در طول سه دهه گذشته نتوانسته است فرمول و بستر لازم را برای حل و فصل مسالمت آمیز تنازع قدرت بیابد. برخوردی که امروز طرفداران آقای احمدی نژاد با طرفداران آقای هاشمی رفسنجانی تجربه می کنند ادامه همان چالش هایی است که در این دو سه دهه وجود داشت. آقای کرمی می گوید تنازع قدرت دو فرجام ممکن دارد نخست اینکه حکومت ناچار شود در اثر فشارهای جهانی و داخلی به سمت دموکراتیزه شده برود البته من چشم انداز مثبتی در این جهت نمی بینم. اما فرجام دوم اینست که با توجه به اینکه روحانیت از محبوبیت برخوردار نیست تنها نهادهای نظامی و امنیتی هستند که بدلیل داشتن قدرت سرانجام روحا بهروز کارونی (rm) صدا | (wma) صدا [ 3:44 mins ]

شماری از زندانیان سیاسی در گوهردشت دست به اعتصاب غذا زدند

رادیوفردا: در اطلاعیه ای که توسط کمیته برونمرزی زندانیان سیاسی منتشر شده، آمده است که شماری از زندانیان سیاسی در زندان گوهر دشت به مدت یک هفته دست به اعتصاب غذا زده اند. در این اطلاعیه آمده است در ادامه فشارها بر زندانیان سیاسی، چند تن از زندانیان خطرناکی که محکوم به قصاص و اعدام شده اند، در 29 مهرماه گذشته زیر نظر ماموران برای چهارمین بار طی یک سال گذشته به محل نگاهداری زندانیان سیاسی حمله بردند و آنان را به شدت مضروب کردند، به طوری که دندان بهروز جاویدتهرانی شکست و صورتش زخمی شد. صادق نقاشکار سخنگجوی برونمرزی زندانیان سیاسی به رادیو فردا می گوید: وعده داده بودند آقای جاویدتهرانی را مورد معالجه قرار دادند، ولی نه تنها این کار را نکردند، فشارها و تهدیدها حتی تهدید به قتل زندانیان سیاسی افزایش یافته و توجهی به ناراحتی های جسمی آنها نمی شود. صادق نقاشکار می گوید اسامی اعتصاب کنندگان عبارتند از امیرحسین حشمت ساران، بهروز جاویدتهرانی، جعفر اقدامی، افشین بایمانی، مهرداد لهراسبی، علیرضا کرمی خیرآبادی.

رسانه های گروهی و نظام اطلاع رسانی شگفت انگيز ايران

بی‌بی‌سی: مسعود حيدری رئيس خبرگزاری کار ايران (ايلنا) از ممنوعيت حضور خبرنگاران اين رسانه در دفتر رياست جمهوری خبر داده و گفته است که بيست مورد شکايت از طرف وزارت کار دولت محمود احمدی نژاد عليه خبرگزاری ايلنا صورت گرفته که موضوعی بی سابقه است.

آقای حيدری اين اقدامات را تلاشی آشکار برای جلوگيری از ادامه فعاليت ايلنا قلمداد کرده است.

پيش از اين نيز، در آستانه توقيف روزنامه شرق از سوی هيئت نظارت بر مطبوعات که تحت کنترل نهادهای مختلف دولتی و مذهبی در ايران است، برای حضور خبرنگاران آن روزنامه در مصاحبه های مطبوعاتی در نهاد رياست جمهوری محدوديت هايی اعمال می شد.

بنابراين، منع حضور خبرنگاران ايلنا در نهاد رياست جمهوری و شکايت يک وزارتخانه دولتی از آن را می توان مقدمه ای برای ممنوعيت فعاليت آن تلقی کرد.

خبرگزاری ايلنا در کنار خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) از معدود رسانه هايی است که مواضع نيروهای منتقد حکومت و جناح اصلاح طلب در ايران را در قالبی «ويرايش شده» منعکس می کند.

ساير خبرگزاری های فعال در ايران در کنترل دستگاههای وابسته به جناح محافظه کارند واز پوشش دادن خبرهای مربوط به نيروهای اصلاح طلب و منتقد به صورت حرفه ای پرهيز می کنند. اين دسته از خبرگزاری ها اگر اظهار نظر نيروهای منتقد حکومت را منعکس کنند، آن را در بخش «خبرهای ويژه» خود می آورند که مشترکان عادی به آن دسترسی ندارند و تنها در اختيار نهادها و مقام های دولتی قرار می گيرد. «خبرهای ويژه» بعضا موضوع شکايت نهادهای وابسته به قدرت از منتقدان سياسی حکومت و طرح اتهام قضايی عليه آنها می شود.

اين در حالی است که ايلنا و ايسنا نيز در پوشش دادن خبرهای و اظهار نظرهای طيف اصلاح طلب و يا ساير منتقدان، از آزادی عمل چندانی برخوردار نيستند و در بسياری از مواقع مجبور به خودسانسوری اند.

از آنجا که هر اظهار نظر انتقادی از سوی صاحب نظران ممکن است از طرف مدعی العموم تحت عناوين تعريف نشده ای مانند تبليغ عليه نظام، نشر اکاذيب به قصد تشويش اذهان عمومی، توهين به مسئولان کشور و يا اقدام عليه امنيت ملی تعبير و سبب تعقيب قضايی فرد منتقد و انتشار دهنده سخنان وی شود، از اين رو، خبرگزاری های دارای گرايش اصلاح طلبی مجبورند اظهار نظرها را به نحوی «ويرايش» کنند و يا به عبارت دقيق تر، در قالبی بريزند که با صورت نخستين خود متفاوت باشد.

اين نوع اطلاع رسانی که منتقدان سياسی و اصلاح طلبان به آن عادت کرده و در شرايط بسته خبر رسانی به آن راضی شده اند، به نوبه خود سبب بروز سوءتفاهم های بسياری در بين مخاطبان رسانه ها می شود، سوء تفاهم هايی که قشر اصلاح طلب و منتقد با آن کنار آمده و چندان هم در صدد رفع آنها از طريق ارسال تکذيبيه و اصلاحيه به رسانه ها بر نمی آيند.

از سوی ديگر، خبرگزاری های دارای گرايش اصلاح طلبی برای پوشش رخدادهای خارجی نيز با محدوديتی مشابه روبرويند. آنها در واقع انتشار برخی از خبرهای ناهمسو با سياست های رسمی نظام را منعکس نمی کنند و در مواردی هم که دست به اين کار می زنند، اصل خبر را با موضع گيری های صريح و مستقيم تا اندازه ای مخدوش می کنند.

اطلاع رسانی نيمه آزاد

در اين مورد خاص، خبرگزاری های وابسته به محافظه کاران نيز عملکردی مشابه رسانه های متمايل به اصلاح طلبان دارند با اين تفاوت که خبرگزاری های وابسته به محافظه کاران بر اساس خط مشی رسمی خود، در متن خبر رسانه های بين المللی دست می برند در حالی که به نظر می رسد خبرگزاری های دارای گرايش اصلاح طلبی، خود را مجبور به اين کار می دانند.

اين نوع خبررسانی، نظام اطلاع رسانی ايران را به يکی از شگفت ترين نظام های اطلاع رسانی در دنيا تبديل کرده است، نظامی که به رغم تکثر ظاهری آن در ايجاد سوء تفاهم بين مخاطبان و تاريک کردن نگاه آنان به رويدادهای جهانی نقشی موثر بازی می کند.

اين در حالی است که با وجود همه محدويت ها و مشکلات فوق، خبرگزاری ايلنا در شرايط امروز ايران، از معدود رسانه هايی است که می توان اخبار مربوط به فعاليت های کارگری و حرفه ای را از طريق آن دنبال کرد و به بخشی از خبرهای سياسی و اجتماعی در ايران هر چند به صورت ناقص دست يافت.

توقف احتمالی فعاليت ايلنا در واقع شاهدی ديگر از عدم تحمل دولت آقای احمدی نژاد در برابر اطلاع رسانی نيمه آزاد رسانه های خارج از کنترل دولت خواهد بود، روندی که در صورت ادامه آن، ايران را در رديف بسته ترين نظام های سياسی جهان از قبيل کره شمالی در می آورد.

تصاویری برای آنها که فقط تهران را دیده‌اند

پیک ایران

madares_khozestan.jpg

عکس : مدارس عشايري خوزستان

November 25, 2006

وزیر کشور : ‪در آستانه انتخابات، نشاط سیاسی در کشور حاکم است

خُسن آقا: حتما قرار شده داخل حوزه‌های اخذ رای سید علی چلاق تنبک بزنه و احمقی نژاد هم ادا و اطوار عنتر دربیاره!

ایلنا: مصطفی پورمحمدی وزیر کشور در سخنانی در آستانه دو انتخابات سراسری و انتخابات میاندوره ای مجلس ، به وجود نشاط سیاسی در کشور اشاره و از انجام تغییراتی در انتخابات سخن گفت که در قالب لایحه جامع انتخابات رخ خواهد داد.


وی افزود: امسال ‪ ۴۶‬میلیون نفر واجد شرایط برای مشارکت در انتخابات خبرگان هستند و حدود ‪ ۴۴‬میلیون نفر نیز واجد شرایط برای انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا هستند.

به گزارش روز جمعه روابط عمومی وزارت کشور ،"مصطفی پورمحمدی" در مورد علت تفاوت در تعداد شرکت‌کنندگان در دو انتخابات یادشده ،گفت : این تفاوت به این سبب این است که در روستاهای کمتر از ‪ ۲۰‬خانوار و برخی شهرکها که تابع هیچ شهری نیستند و روستا هم به شمار نمی‌آیند ، نمی‌توانیم انتخابات برگزار کنیم.

وی تصریح کرد ، ضمن اینکه انتخابات شوراها مخصوص همان محل است و ربطی به مجموعه بزرگتر ندارد . همچنین اگر تعداد افراد نامزد به حد نصاب نرسید ،نمی‌توانیم انتخابات برگزار کنیم.به‌همین سبب برآورد وزارت کشور از واجدین شرایط در انتخابات شوراها، تعداد ‪ ۴۴‬میلیون نفر است .

وزیر کشور سپس با بیان اینکه حدود ‪ ۶۴‬هزار حوزه اخذ رای با ‪ ۱۲۸‬هزار صندوق داریم،افزود : علاوه‌بر انتخابات خبرگان رهبری وشوراهای شهر و روستا ، انتخابات میان دوره‌ای تهران ، بم و اهواز نیز برگزار می‌شود.

پورمحمدی اظهار داشت :با وجود تمام دشورایها، خوشبختانه امکانات لازم فراهم شده است و احساس می‌کنیم که نشاط اجتماعی برای مشارکت خوب‌و رضایتبخش است .

وزیر کشور در مورد ایجاد تحول و تغییر در مکانهای برگزاری و صندوقها در انتخابات ‪ ۲۴‬اذر ماه ‪ ۸۵‬گفت:ازهمان ابتدای پیروزی انقلاب که مردم در صندوقهای ساده رای می‌انداختند، محتوای رای برایشان اهمیت داشت و مردم یک نظام الهی را در همان صندوقهای ساده شکل دادند.اما شکل و فرم صندوقها و محل برگزاری انتخابات هم مهم است.

وی سپس افزود: به همین سبب با وجود انکه به این صندوقهای با شکل ساده ارج می‌گذاریم ، اما تلاش کردیم صندوق مناسبی تهیه و تولید کنیم که مشابه ان در کشورهای دیگر هم استفاده می‌شود و شکل ، جنس و رنگ مناسبی داشته باشد،مهمتر از همه اینکه قابل نگهداری باشندو در دوره‌های متعدد بتوانیم از انها استفاده کنیم.

وزیر کشور تصریح کرد ، شکل ، رنگ و طراحی این صندوقها طوری است که حس را در مردم زنده می‌کند. همچنین شعار و کلام جاودانه و الهی حضرت امام(ره ) " میزان رای ملت است " در پیشانی انتخابات به عنوان شعار اصلی وجود دارد.

همچنین شعاری هم برای همکاران انتخاباتی ماخوذ از حدیثی از حضرت امام جعفر صادق (ع) " اختبرواهم عند صدق الحدیث و اداء الامانه " یعنی خودتان را با راستگویی و اداء امانت بیازمایید، انتخاب کرده‌ایم و منظور این بوده که خود برگزارکنندگان نیز باید کمال دقت را داشته باشند.

وزیر کشور گفت : فراهم کردن آرامش و سهولت برای رای دادن مردم وظیفه و دغدغه ما می‌باشد و به همین سبب سعی شده است که در محلهای بهتر و مناسب مساجد و مدارس صندوقها تعبیه شوند تا در فضای وسیع مردم بتوانند باارامش بیشتر رای دهند.

پورمحمدی اظهار داشت:در لایحه جدید نظام جامع انتخاباتی که در دست بررسی است، تسهیلات خیلی وسیع‌تری اندیشیدیم. به طوری که هر فردی که می‌خواهد رای دهد ، کارت انتخاباتی به در منازل ارسال می‌کنیم وبه‌طور ساده سووال می‌کنیم که ایا در انتخابات شرکت می‌کند یا خیر ؟ و هر فردی که امادگی رای دادن داشته باشد ، در فیش اب ، برق و یا تلفن بله یا خیر را اعلام می‌کند.

وی تاکید کرد، بنابراین با نام فرد مورد نظر کارت انتخاباتی به‌آدرس منزل او ارسال و در همان کارت نزدیکترین صندوق برای رای دادن رابه تک تک افراد اعلام می‌کنیم.

وزیر کشور گفت : اکنون در اکثر نقاط دنیا نیز این روش اجرا می‌شود.

وی اظهار داشت :وزارت کشور و تمام دستگاهها کار را با قوت انجام دهند.

زیرا کارها بدون قوت به سرانجام نمی‌رسند. وزارت کشور به دلیل ماموریتهای سنگین ،این نیاز را بیشتر احساس می‌کند. بنابر این باید همراهان ،یاران و دست‌اندرکاران و مجریان این حوزه افراد مجرب ، قوی و در موقعیتهای شغلی برجسته باشند تا توان اداره امور این وزارتخانه را داشته باشند.

پورمحمدی افزود: ما نیز خوشحال هستیم که از وجود این افراد در حوزه‌های ستادی، استانداریها ،فرمانداریها و حتی حوزه‌های کارشناسی برخوردار هستیم.

وزیر کشور گفت : من نیز تلاش کردم که مدیریتم برآیند مجموع این توانمندیها باشد و همکارانم رابه‌عنوان یاران دلسوز و خوش فکر و صاحبنظر در نگاه مدیریتی لحاظ کنم. طبعا با این نگاه فکر می‌کنم ،اینها به سطح مدیریت کلان وزارت کشور افزوده‌اند. زیرا تلقی‌ام این است که در مدیریت نوین باید از مدیریتهای تک محوری و قیم مابانه دور شویم.

پورمحمدی تاکید کرد ، باید نگاهی مدیریتی و جامع و پیوند خورده‌با مجموعه عوامل موثر در مدیریت و بخصوص عناصر انسانی داشته باشیم و خوشبختانه در زمان حاضر همه چیز خوب پیش می‌رود.

روز جهانی حذف خشونت عليه زنان، تجربه سه زن از سه کشور

بی‌بی‌سی:
ناهيد کشاورز
از کلن، آلمان

25 نوامبر روز جهانی حذف خشونت عليه زنان است، خشونتی که نه مرزهای جغرافيايی خاصی می شناسد و نه به گروه سنی خاصی تعلق دارد و با شدت و ضعف هايی متفاوت به اشکال گوناگون در ميان طبقات مختلف اجتماعی زنان در هر لحظه ای روی می دهد.
خشونت عليه زنان اشکال مختلف دارد: از فجيع ترين نمونه های برخوردهای فيزيکی گرفته تا روح و روان زنان که به آرامی در هم می شکند. طبعا در کشورهايی که حمايت های قانونی هم در اين زمينه وجود ندارد، شدت و دامنه خشونت گسترش می يابد. شرايط سياسی، اجتماعی و فرهنگی هم از عوامل جدی دخيل در خشونت عليه زنان هستند.

سازمان عفو بين الملل در گزارشی پيرامون خشونت عليه زنان، "خانه" را مکانی بسيار خطرناک برای زنان جهان معرفی کرده است. شورای اروپا نيز خشونت خانگی را بزرگترين دليل مرگ و از کارافتادگی زنان ۱۶ تا ۴۴ ساله معرفی کرده است. خشونت عليه زنان در جامعه، محيط کار و حين درگيری و جنگ نيز به شدت خودنمايی می کند.

سازمان ملل متحد در گزارشی در اين مورد آورده است که خشونت عليه زنان در تمامی کشورهای جهان نقض حقوق بشر و از موانع اصلی دستيابی به برابری جنسيتی تلقی می شود و تا زمانی که اين امر ادامه داشته باشد، نمی توان به برابری، توسعه و صلح دست يافت.

در مطلب حاضر، سه زن از سه کشور که سه نوع مختلف از خشونت را تجربه کرده اند، گوشه هايی از آن را بيان می کنند. اگرچه که سخن گفتن از خشونت معمولا برای زنان آسان نيست و بسياری از موارد آن هيچگاه بيان نمی شود.


گلسا

من"گلسا" ۱۸ سال دارم. اهل ترکيه هستم. شش ماه قبل به زور با پسر عمويم که ۲۵ سال از من بزرگتر است ازدواج کردم. با اينکه خانواده ام در برلين زندگی می کنند اما مرا سه سال قبل به ترکيه فرستادند تا از تربيت اروپايی و آزادی ها و بی بند و باری های اروپا دور بمانم. زندگی در ترکيه و سخت گيری های مادر بزرگم مرا عاصی کرده بود. در آنجا همه فاميل به کار من دخالت می کردند. من اجازه درس خواندن هم نداشتم. اميدوار بودم که با ازدواج و آمدنم به آلمان امکانی برای ماندن در اينجا پيدا کنم. همسرم مرد وحشتناکی است. او حتی فکرهای مرا هم کنترل می کرد. بعضی وقتها مرا از خواب بيدار می کرد و می پرسيد خواب چه کسی را ديده ام که در خواب لبخند زدم. وقتی او را ترک کردم، خانواده ام مرا به خانه راه ندادند و برادرانم تهديد کرده اند که مرا می کشند. مادرم هم از ترس آنها مرا پناه نداد. آنها فکر می کردند که من دوباره به خانه همسرم بر می گردم اما من فرار کردم. من ديگر نمی توانم به ترکيه برگردم. اينجا در آلمان هم نمی توانم راحت زندگی کنم. زندگی من در ۱۸ سالگی در ترس و وحشت به واقع تمام شده است.


ماريا

اسم من " ماريا " است. پنج سال پيش وقتی سی سال داشتم از بوسنی به آلمان آمدم. جنگ که شروع شد من مادر دو پسر بودم. خانه مان در جنگ خراب شد. ما اين خانه را سال قبل ساخته بوديم. وقتی پدرم کشته شد، مادرم به خانه ما آمد و با ما زندگی می کرد وقتی به خانه ما ريختند انگار دنيا همان لحظه سياه شد. دنيای من سياه شد. من نمی دانم چند نفر بودند و چند بار به من تجاوز کردند اما آنها نفرتی که به جانم ريخته اند که تمام نمی شود. من و مادرم در مورد آن روز و آنچه بر هر دوی ما گذشته بود هرگز با هم حرف نزديم. همسرم بعد از اين ماجرا مرا ترک کرد. فکر می کرد تقصير من بوده. من ماندم و ترس و دو بچه و فقر. رنجی که زنان در کشور من در جنگ بردند اصلا قابل مقايسه با مردان نبود. ما زنان، هم خشونت جنگ را داشتيم و هم خشونت مردان را. حالا هم بيمار شده ام، ترس همه زندگيم شده. من همه اش عذاب وجدان دارم انگار جنگ را من به راه انداخته بودم. می دانيد مردان هيچوقت نمی فهمند که وقتی به زنی تجاوز می شود، روان او تا آخر عمر در رنج است. حالا با همه اتفاقاتی که افتاده، شما به من بگوييد من چطور پسرانم را تربيت کنم که جور ديگری باشند. من چطور به پسرهايم که هنوز نوجوان هستند بگويم که به واقع از هم جنسان آنها می ترسم. از همه مردهای دنيا.


'مريم'

اسم واقعی من چيز ديگری است اما در ايران همه مرا " مريم " صدا می کردند. البته يک خانم هم به آن اضافه می کنند که به خاطر موی سفيدم است. تنها کسی که حرمت اين موی سفيد را نگه نداشت همسرم بود.خيلی کار آسانی نيست که آدم در سن ۶۰ سالگی تصميم بگيرد طلاق بگيرد آنهم در غربت. حتما بايد کارد به استخوان آدم رسيده باشد. وقتی به شوهرم گفتم می خواهم جدا شوم گفت من که تا به حال دست روی تو بلند نکردم. راست می گويد ولی نمی داند که بارها و بارها روح و روانم مورد خشونت قرار گرفته. وقتی هم می گويد من که به تو اصلا حرفی نزدم هم راست می گويد. او اصلا با من حرف نمی زد. او با سکوتش و بی تفاوتيش روح مرا می خورد. او به روان من دست درازی می کرد. من برايش مثل هوا بودم، بايد وجود می داشتم ولی اينقدر حضورم و خدماتم طبيعی بود که جدی گرفته نمی شد. باور کنيد بعضی وقتها فکر می کنم اگر از شوهرم بپرسند زنت چه شکلی است نمی تواند بگويد .اوائل زندگيمان دوستش داشتم و هر وقت به او اظهار محبت می کردم مثل اين بود که با ديوار حرف بزنم. وقتی چمدانم را بستم تا به خانه دوستم بروم شروع کرد به حرف زدن يعنی داد زدن. تازه وقتی من رفتم، او مرا ديد. شايد خشونتی را که من تجربه کردم قابل مقايسه با رنجهای زنان ديگر نباشد اما مثل خوره روح من خورده شد. من قربانی سکوت و بی تفاوتی شدم و وقتی که بچه ها از خانه رفتند و ديگر کسی نبود تا با او حرف بزنم از خانه رفتم تا صدای خودم را بتوانم بشنوم.

به رغم انتقادهای جهان غرب روسیه تحویل سیستم دفاع موشکی تور ام یک را به جمهوری اسلامی آغاز کرد

رادیوفردا:
روسیه تحویل سیستم دفاع موشکی تورام یک را به جمهوری اسلامی آغاز کرد. به گفته یکی از مسئولان وزارت دفاع روسیه مسکو به رغم انتقادهای جهان غرب فروش جنگ افزار به جمهوری اسلامی را ادامه خواهد داد. وی که نامش را محفوظ نگاه داشته نه تاریخ تحویل این سیستم موشکی را و نه تعداد سیستم های تحویل داده شده به ایران را. تحویل این سیستم به تهران درحالی انجام می گیرد که آمریکا بهار گذشته از تمامی کشورهای جهان خواست که هم جنگ افزار به ایران نفروشند و هم به همکاری های هسته ای با جمهوری اسلامی پایان دهند. فروش سیستم دفاع ضد هوایی تور ام یک ناقض هیچیک از موافقنامه های بین المللی نیست. به گفته مسئولان روسی این سیستم ها تنها جنبه دفاعی دارند و برد موشک های آنها محدود است.

اَن‌تخابات، حامیان امام اول و امام دوم و باقی قضایا

آفتاب: ناگفته هایی درباره لیست حامیان دولت


آفتاب: گفته می شود با توجه به شکل‌گیری یک مثلث در میان گروه‌هایی که خود را حامی احمدی نژاد در انتخابات شوراها می دانند، قرار است تا در هفته آینده یک جلسه مشترک با حضور مسئولان هر سه ضلع این مثلث برگزار شود تا در نهایت حداقل حامیان احمدی نژاد بتوانند با یک لیست مشترک در این انتخابات حاضر شوند.

این در حالیست که تاکنون دو مجموعه دیگر حامیان قالیباف و جبهه پیروان خط امام و رهبری هم که هرکدام بخشی از بدنه اجتماعی و سیاسی اصولگرایان را نمایندگی می کنند، به صورت رسمی فعالیت‌های انتخاباتی خود را آغاز کرده اند.

با این حال در جلسه هفته آینده مجموعه حامیان احمدی نژاد قرار است تا سه گروه «حامیان دولت اسلامی» به ریاست «مهرداد بذرپاش»، «جمعیت خدمتگزاران» به محوریت «احمد خورشیدی» و «حامیان امام اول و امام دوم انقلاب» با هماهنگی «حسین رضاخواه» به رایزنی بپردازند تا در نهایت یک لیست واحد با عنوان «یاران یا حامیان احمدی نژاد» در انتخابات شوراها معرفی شود.

همچنین گفته می شود که برخی از شخصیت ها و رهبران این مجموعه، مخالفت قاطع خود را با قرار گرفتن نام «مهدی چمران» و «ابراهیم شیبانی» رئیس و عضو شورای شهر تهران در لیست انتخاباتی حامیان احمدی نژاد به علت حمایت های یک سال گذشته آنها از قالیباف اعلام کرده اند.

لازم به ذکر است، آنگونه که از اخبار غیر رسمی بر می آید حامیان احمدی نژاد قصد دارند تا با الگو گرفتن از انتخابات دوره دوم شوراها و روش انتخاباتی «حرکت با چراغ خاموش» و استفاده از توان تشکیلاتی و سازماندهی فوق العاده خود، نام افرادی را در فهرست انتخاباتی خود قرار دهند که نه تنها در میان افکارعمومی که حتی در میان اهالی سیاست هم نا آشنا هستند.

با این حال در صدر لیست حامیان احمدی نژاد نام «پروین احمدی نژاد» خواهر رئیس جمهور به چشم می خورد، «مهرداد بذرپاش» مشاور مستعفی احمدی نژاد و رئیس ستاد انتخاباتی حامیان دولت اسلامی دیگر چهره صدر این لیست است. «نجفی قدسی» و «فائزی» دبیرکل جبهه مردمی ایران اسلامی دو تن از ناشناخته ترین چهره هایی هستند که به احتمال زیاد در فهرست حامیان احمدی نژاد قرار دارند.همچنین با توجه به این مسئله که حامیان احمدی نژاد مایلند تا کمتر رنگ و بویی از شورای شهر دوم تهران در فهرست انتخاباتی آنها وجود داشته باشد تنها اسامی «امیررضا واعظ آشتیانی»، «نسرین سلطان خواه» و «حسن زیاری» را در این لیست می توان مشاهده کرد.

گفتنی است که رقابت درونی حامیان احمدی نژاد برای تصدی سمت شهرداری تهران در صورت پیروزی در انتخابات هم میان «مهرداد بذرپاش»، «صادق محصولی» و «احمد خورشیدی» است.

افشاگری تایم درباره مداخله ایران در لبنان!

آفتاب: منابع اطلاعاتی اسرائیل و عربستان سعودی مدعی شده‌اند که با وجود تلاش‌های صلحبانان سازمان ملل برای برقراری آرامش در لبنان و تلاش‌های ارتش این کشور برای جلوگیری از قاچاق سلاح و مهمات به لبنان، ایران همچنان از طریق سوریه به تسلیح حزب‌الله لبنان ادامه می‌دهد.


مجله آمریکایی تایم در گزارشی با اشاره به اینکه دیپلمات‌های غربی در بیروت نیز این خبر را تایید کرده‌اند نوشت: «مقامات نظامی اسرائیل در تل‌آویو می‌گویند که حزب‌الله لبنان در حدود نیمی از ذخیره موشکی قبل از جنگ 34 روزه را درباره پر کرده است ولی دیپلمات‌های غربی در بیروت می‌گویند که حزب‌الله ذخیره موشکی خود را به 20 هزار فروند موشک رسانده است».

منابع مذکور به مجله تایم گفته‌اند: «باوجودی که نیروی هوایی اسرائیل بارها جاده‌های بین سوریه و لبنان را بمباران کرده ایرانی‌ها همچنان به تجهیز حزب‌الله از طریق سوریه ادامه می‌دهند».

بنابر گزارش تایم منابع اطلاعاتی عربستان سعودی مدعی شده‌اند که دولت ایران از طریق عوامل خود در سوریه اقدام به توزیع محموله‌های تسلیحاتی و ‌آنچه به ادعاهای آنها مجموعه‌های موشکی بوده کرده است.

تایم در ادامه گزارش خود مدعی شده است که تسلیحات مذکور از طریق کامیون از پایگاه‌های مخفی از کنار مرزها به لبنان انتقال یافته‌اند. در همین خصوص دیپلمات‌های غربی می‌گویند که استقرار 8 هزار نیرو توسط ارتش لبنان در طول مرزها قاچاقچیان اسلحه را مجبور به استفاده از گذرگاه‌های کوهستانی به جای عبور از جاده‌هایی کرده است که به شدت کنترل می‌شوند.

گزارش تایم در حالی منتشر شده که مقامات رسمی ایران و سوریه همواره ادعاهای غرب در خصوص حمایت تسلیحاتی از گروه‌های مبارزه منطقه (عراق و لبنان) را تکذیب کرده‌اند و در راستای برقراری نظم و آرامش در منطقه با سران کشورهای مذکور نیز همکاری کرده‌اند.

عرب و اسلام ( آيا اسلام به روزگار ِ خود و برای ِ اعراب ، مترقّی ، رهايی بخش و منشاء ِ کمال بوده است ؟ )

وبلاگ فردای روشن:
بسياری از ايرانيان که به تأمّل در تاريخ ِ اسلام ( و ايران و اسلام ) پرداخته‌اند ، به اين باور رسيده‌اند ، يا اين نظر را – که ممکن است مانند ِ بسياری از برداشت‌های ِ ديگر ، نخست از سوی ِ اسلام‌شناسان و ايران‌شناسان ِ غربی مطرح شده باشد[1] – پذيرفته‌اند که : اسلام در آن روزگار و برای ِ عرب ِ بدوی ، آيينی بسيار مترقّی بوده است . اسلام توانسته است با چيرگی بر باور و بنيان‌های ِ نادرست و ناروای ِ جامعه‌ی ِ بدوی و نيمه‌وحشی ِ عرب ، برای ِ ايشان حياتی نو و سرشار از فضايل به ارمغان آورد ؛ و همچنين با اتّحاد ِ تحت ِ لوای ِ اسلام ، جنگ‌ها و خونريزی‌های ِ دائم ِ قبيله‌ای به پايان رسيده و عرب ِ متفرّق و متشتّت ، به قومی يگانه بدل گشته ؛ و در يک کلام : عرب ِ جاهلی از جاهليّت به‌درآمده است .
امّا برای ِ ما ايرانيان ، ...
آری ، باورداران ِ اين برداشت ، بيشتر منظورشان به اين پاره‌ی دنباله است : امّا برای ِ ما ايرانيان که ملّتی يک‌پارچه ، متمدّن ، و دارای ِ فرهنگ بوده‌ايم ، دين ِ اسلام سودی جز زيان نداشته است .
به نظر می‌رسد که در مجموع ، پاره‌ی ِ نخست به منزله‌ی ِ تمهيدی است برای ِ اظهار و اثبات ِ اين نکته که در برداشت ِ مزبور هيچ وجهی از تعصّب و غرض وجود ندارد !

ادامه مطلب را در وبلاگ فردای روشن بخوانید

زمانه تلخ

وبلاگ سیپریسک: دست و دل آدم به نوشتن نمی رود. هر چه به این وب لاگستان خراب شده نگاه می کنی جز چشم اندازی مسخ شده از ملتی بی هنر اما وقیح و پر مدعا چیز دیگری نمی بینی. انسان شریف و درست کردار و راست گفتار در این فضای کافکایی دچار سرگیجه و تهوع می شود. پس از شکست دم و دستگاه اصلاح طلبی و هجوم حزب الهی های خجل زده - که حالا دمکرات شده بودند- به خارج و فرستاد شدن انواع و اقسام جاسوس و دانشجوی بورسیه ای به دنبال آنها و گسترده شدن آنتن های اسلامی ، فضای وب را هم آلوده کرده و رقابت های اسلامی بر سر قدرت را با خود به خارج از کشور نیز کشاندند. روزی نیست که این ها یک دیگر را در وب لاگ هایشان افشا نکنند و دیگران را نیز به این جو مسموم و مافیایی خود نکشانند. روزی نیست که پته کثافت کاری ها و مزد بگیری های یک دیگر از حکومت اسلامی و یا سازمان های جاسوسی بیگانه را بر روی آب نیاندازند. آدم احساس شرم می کند که با این جانورها در یک سرزمین به دنیا آمده است.

ادامه مطلب را در وبلاگ سیپریسک بخوانید

November 24, 2006

چه کسانی بر ایران حکومت می کنند؟

پیک ایران:
میزان
چه کسانی بر ایران حکومت می کنند؟ (1)ا
زلحاظ نظری، وطبق قانون اساسی، رهبر به عنوان حاکم مطلق باید زمام اموررا دردست داشته باشد. بااین وجود و به دلیل حضور فساد گسترده درکشور و نابسامانیهای موجود، طرفداران ذوب شده دراو، وی را تنها می دانند و حاکم واقعی را گروهی به رهبری هاشمی رفسنجانی معرفی میکنند. رهبر در علن شورای نگهبان را به گرفتن مواضعی فرامی خواند، اما آن شورا کاری دیگر میکند. در حالیکه همان شورا توسط خوداو منصوب شده است. جالب اینکه همان شورا است که کاندیداهای مجلس خبرگان وشورای اسلامی و ریاست جمهوری را برای رهبر دست چین می کند. بااین وجود، تا به حال یک کاندیدای ریاست جمهوری مورد نظر او نتوانسته است به پیروزی دست یابد. با وجود وزیرامورخارجه رسمی، خامنه ای یک شورای امور خارجی درست میکند، اما رئیس جمهور از پذیرفتن آن سربازمیزند و.... این تصویری کلی از حاکمیت در جمهوری اسلامی است. در نظامی که قانون محترم و مراعات شود، این حرف نشنوی ها می تواند به سود رعایت قانون پسندیده هم باشد. اما در نظامی که حتی قانون اساسی آن از سوی حاکمین به صورت مستمر نادیده گرفته میشود، و بجای قانون هرج و مرج حکمفرما است، این بی هویتی تصمیم گیرندگان در عمل، از اهمیت بالائی برخوردار میشود.
در این میان رئیس قوه مجریه در برابر دانشجویان دانشگاه امام صادق می گوید: " من كانون بحران را مي شناسم. من مي دانم كجا جلسه مي گذارند و چه تصميم هايي مي گيرند. بسياري از منابع اقتصادي دست خودشان است و با آن توطئه مي كنند. وی ادامه میدهد " ما هر كجا كه فسادي مي بينيم و اقدام مي كنيم، يك عده مي گويند عليه ما كار شده است. شما هم محدوده تان را مشخص كنيد؛ هر جا كه ما مي خواهيم اشكالي را برطرف كنيم مي گویند دولت عليه ما شده است. شما كي هستيد؟ " . جواب این سئوال محمود احمدی نژاد، از نظر مردم و اکثریت اپوزیسیون، "مافیاهای مالی_نظامی" هستند. اما مثل اینکه ایشان اخیرا توجیه شده و از بکار بردن کلمه "مافیا" پرهیز میکند واز واژه های "مفسدین"، متجاوزین به بیت المال" و... استفاده میکند. دلیلش هم اینست که گستره فعالیتهای مافیا، قوای قضائیه و مقننه و همچنین رهبری را هم در برمیگیرد که از محدوده اختیارات ریاست جمهوری فراترمیرود. برای یافتن جوابی روشن به سئوالی که در تیتر آمده است، لازم میشود ابتدا شناختی واقعی از چگونگی و عملکردمافیاها درایران داشته باشیم.
واژه مافیا از قرن نوزدهم میلادی در جنوب ایتالیا مورد استفاده قرا میگرفته است. در ابتدای امر، این گروهها تشکیل شده بودند برای دفاع از حقوق مردم تهی دستی که مورد آزار و اذیت حاکمان یا نیروهای خارجی قرارمی گرفتند و توان دفاع از خود را نداشتند. به این ترتیب آنها نقش حامیان مردم را بازی میکردند، به این دلیل همواره مورداحترام مردم بوده و از آنها به نیکی یاد میشده است. بعدها بر اثر انباشته شدن پول و قدرت، به فکر گسترش دامنه نفوذ خویش برآمدند تا جائی که نهایتا خود دربرابر مردم قرارگرفتند. آنها برای تامین امنیت خویش و فرار از قوانین، به ایجاد رابطه با مقامات حکومتی و قضائی برآمدند و به یک تشکیلات اقتصادی بزرگ جنایتکار تبدیل شدند. اکنون فعالیت آنها در برگیرنده امور مالی و اقتصادی موازی یا زیرزمینی ، فروش سلاح، مواد مخدر، قاچاق انسان، قمارخانه، فحشاء، دزدی، و....میباشد. معمولا آنها برای رام کردن کسانی که در برابر خلافکاریهایشان ایستادگی میکنند، راههائی نظیر باج دادن و تطمیع و رشوه و تهدید را به خشونت ترجیح میدهند. زیرا تنها دشمنان واقعی و خطرناک خود را افکار عمومی تلقی میکنند، و برای مصون ماندن ازنظر منفی افکارعمومی نسبت به خود، ترجیح میدهند به صورت زیرزمینی و بی سروصدا عمل کنند. اما آنجا که لازم شد، از قتل و جنگ و بکاربردن انواع خشونت ابائی ندارند. نقطه قوت آنها در عدم تمرکزشان است. این عدم تمرکز به آنها اجازه میدهد که در زمان و مکان محدود نباشند و با جابجا کردن سرمایه و دگردیسی فعالیتهای خود، همواره از دست دولتهائی که تصمیم به برخورد با آنها را دارند فرار کنند.
درایران، اقرار دولتمردان به وجود مافیا ، لزوم بررسی در این مورد را منتفی نموده است. اما گستردگی این پدیده درایران قابل تامل است. خود دولتمردان از مافیای نفت، مافیای چای، مافیای مواد مخدر و اسلحه، مافیای قاچاق انسان، و...ورسانه ها از مافیاهای، خودرو، هواپیما، سینما، ورزش، سنگ، آثار باستانی، مخابراتی، و.... نام میبرند.
همانگونه که دیدیم، مبنای تشکیل مافیا در ایتالیا جنبه مردمی داشت و بعدها به باندهای فاسد و جنایتکار تبدیل شد و با نفوذ در دستگاههای دولتی، محدوده فعالیتهای خودراگسترش داد. اما در ایران برعکس شد، بدین معنا که تشکیل گروههای مافیائی ، بنا بر تصمیم وخواست نظام صورت گرفت. ازابتدای انقلاب که شیرازه همه فعالیتهای اقتصادی از هم پاشیده شده بود و بازار مصادره رونق داشت، دولت به ناگاه صاحب تمام ثروت کشور شد. اما هیچ ابزاری برای مدیریت در اختیار نداشت. تنها وسیله ماندن برقدرت، همان ثروت عظیمی بود که در اختیار داشت و می توانست مورداستفاده قراردهد. با بذل و بخشش ثروت ملی، برای خود حامی و پشتیبان و طرفداران از جان گذشته تدارک دید و پایه های تشکیلات مافیائی که اکنون گریبان خودش را هم گرفته است بنانهاد. برای نمونه، یک اتفاق که برای خود من رخ داد را می آورم تا چگونگی شکل گرفتن مافیا درابتدای انقلاب برای خواننده روشن تر شود. فقط چندماه از سقوط رژیم پهلوی نگذشته بود که برای راه اندازی یک نهاد صنعتی به مواد اولیه ای احتیاج شد. از وزارت صنایع گفتند مسئول این قلم در کشور، فلان حاجی است . ما به خدمت ایشان رسیدیم و ایشان با کلی تاسف و تاثر گفتند ازاین قلم جنس یک کیلو هم در کشور وجودندارد. ازسوی کارمندانش به ما اطلاع دادند که دروغ میگوید و صدها تن از این مواد را در فلانجا پنهان کرده است. مطلب را به آقای مهدوی کنی اطلاع دادیم. ایشان پیغام کردند " شما در این کارها دخالت نکنید". ما هم دخالت نکردیم تا آنها در زندگی ما دخالت کردند. به هرحال هم اکنون محال است شما یک روحانی در دستگاه پیداکنید که صاحب کارخانه یا شرکتهای بزرگی نباشد. آقای کرباسچی شهردار سابق تهران در دادگاه هنگام دفاع ازخود گفت " امام 13 میلیون تومان به من دادند تا برای حاج احمد آقا سرمایه گذاری کنم". اهمیت این جمله در مبلغ آن نیست. اهمیت آن در رابطه ارگانیک خمینی-سرمایه- شهرداری- شهردار نهفته است . و الا روشن می باشد وقتی آقای خمینی به چنین شخصی(شهردار) پول (سرمایه) میدهد تا برای فرزندش "سرمایه گذاری" کند، معلوم میکند که اولا، از آنچه در شهرداری میگذشته بخوبی آگاه بوده و در ثانی، بازده "سود" آن را خواننده خود بجای آقای خمینی می تواند حدس بزند که به چندین میلیارد می توانسته است برسد. و یا جریان شهرام جزایری و رابطه اش با دولتمردان و نمایندگان مجلس و غیروه. رابطه ارگانیک بین مافیا و دولت در جمهوری اسلامی بدین صورت شکل گرفته، نهادینه و رسمی شده است. روشن تر اینکه، نظام زمینه را برای پدید آمدن مافیاها با به حراج گذاشتن مراکز تولیدی و مالی با تشویق آنان و آزاد گذاشتن رانت خواری و رشوه خواری وباز گذاشتن دست آنها در معاملات بزرگ ملی با خارج، که از قبال آن معاملات به میلیاردها دلار رشوه دست یافتند و در اختیار قراردادن اطلاعات اقتصادی و مالی و... فراهم آورده است. و در برابر آن، مافیا زمینه ادامه حیات نظام را فراهم می آورد. این روابط، سازمان مافیاها را درایران بسیار پیچیده تر و مخوف تر از مافیاهای سنتی کرده است.
قبلا گفتیم که ترس بزرگ مافیا، از افکارعمومی و مردم است. در اروپا بیشترین قربانیان مافیاها، روزنامه نگاران، نویسندگان و قضات هستند. یعنی کسانی که می توانند اسرارآنها را فاش سازند یا به خاطر فسادشان آنها را محاکمه نمایند. به همین دلیل بزرگترین و مقدس ترین وظیفه آنها ایجاد سانسور و پوشاندن فعالیت های غیر قانونی خود از دیدگاه مردم است. در این راه از هیچ جنایتی فروگذاری نمی کنند. این وظیفه در ایران یک قسمت آن به عهده دولت است که با همکاری قوه مجریه و مخصوصا قوه قضائیه با بستن نشریات، تطمیع یا تهدید یا مجازات و حتی قتل روزنامه نگاران و نویسندگان و قضات شریف عملی میشود. قسمت دیگر آن برعهده گروههای فشار نظیر انصار حزب الله ، خواهران زینب، و محافل و گروههای امنیتی موازی زیرزمینی و هیئت های عزاداری و نمازهای جمعه و غیروه البته با کمک "لباس شخصیها" قرارداده شده است. عمده ترین کاررا اما همین گروهها انجام میدهند. زیرا در تماس مستقیم با مردم، بدون داشتن مسئولیت دولتی، به جنایات فجیعی دست می زنند. اول وظیفه آنها، ایجاد رعب و وحشت در درون جامعه است که در این کار بسیار موفق بوده اند. بطوریکه یک گروه صد نفره از این اراذل در مدت کوتاهی دانشگاهی با چند هزار دانشجورا مرعوب می کند. و تا حالا موفق به نهادینه کردن این ترس و مهمتر از آن، ایجاد دلسردی وناامیدی از گرفتن نتیجه مقاومت در برابر آنها ، بوده اند. محمود سالارکیا دبیر ستاد پیشگیری و مبارزه با مجرمان حرفه ای، نهم آبان امسال در یک مصاحبه با سایت بازتاب می گوید: "مهم‌ترين معضل ما در موضوع اراذل و اوباش، بحث ناامني رواني است كه مردم جرأت ندارند نام آنان را به خاطر ترس و واهمه‌شان، فاش كرده و تحويل مأموران دهند". روشن است که این ترس وواهمه از همین نیروی انتظامی و دستگاه قضائی است. زیرا درصورتیکه مردم به این دونهاد اعتماد داشتند، ترس وواهمه از اوباش چه معنی میتوانست داشته باشد؟ این "ناامنی روانی" را چه کسی بر این جامعه تحمیل کرده است؟ پس باید به دبیر ستاد پیشگیری گفت: درست یا نادرست، مردم از شما ترس وواهمه دارند زیرا شماراهم از همان اراذل و اوباش قلمداد میکنند.
کسانی را که زیر بار زورگوئی های آنها نمی روند و مقاومت می کنند، چنان سرگردان و تهی از خود کرده و سرجای خود می نشانند و دچار افسردگی می کنند که برای دیگران درس عبرت شود. برای مثال خلاصه داستان یک هموطن که ازقرارمعلوم یک فعال فرهنگی است را از قلم خودش اینجا می آورم که بصورت نامه در سال 1383برای مسئولین رسمی کشور ارسال داشته است : " چكیده: طی یك برنامه‌ریزی قبلی توسط یك جمع خلافكار، ابتدا در مرحله نقشه مجرمانه تهاجم مسلحانه با سلاح سرد و تخریب و ضرب و شتم و خودزنی با هدف رسیدن به اغراض خود طراحی و با همكاری گروهی، این طرح مجرمانه در شب 24/3 با تهاجم به یكی از شعب انتشارات رایانه‌پرداز اجرا مي‌گردد. و پس از آن با یاری مافیای نفوذ و با همكاری و همراهی ماموران بیمارستان (بنابر تائیدات رسمی) و نیروی انتظامی (با موارد تخلف انتظامی بررسی شده) مرحله پرونده‌سازی شكل مي‌گیرد و سرانجام قاضی پرونده و مامور دایره قضایی و در مجموع 33 نفر در مرحله اعمال فشار با اقدامات غیرقانونی و نشر اكاذیب و غیره، شاكیان واقعی پرونده را به سمت اهداف و خواسته‌های مجرمان هدایت مي‌كنند."
از خواننده محترم دعوت میکنم عین نا مه را به این نشانی :
http://w3-i.gigcities.com/tic/letterofficial15p.htm
بخواند تا روشن تر به رابطه های دولت- مافیا – خرده مافیا برای سرکوب کسانی که از حقوق اولیه خویش دفاع میکنند، پی ببرد. روشن شود نیروی انتظامی که برای برقراری نظم در جامعه و ایجاد امنیت برای مردم به وجود آمده است، قوه قضائیه که اولین وظیفه اش ایجاد امنیت قضائی در جامعه است، چگونه دست دردست هم با برنامه ریزی سیستماتیک، به مصاف مردم میروند تا آنها را رام مطامع مافیاها گردانند. و چگونه و با چه بودجه ای 33 نفر را برای رام کردن یک نفر بسیج می کنند؟ پی ببرند که اهمیت سانسور تاکجا با سرنوشت مافیا گره خورده است. و در پناه همین سانسور است که هرفاسد و جنایتکاری میتواند با چاپلوسی و خوش خدمتی به حساس ترین مقام برسد و بدون دردسر ودر امنیت تمام دست به جنایت بزند.
حتما داستان سردار نقدی را فراموش نکرده ایم. این سردارپاسدار که از برگزیدگان نظام بود و به ریاست نیروی انتظامی هم رسیده بود، در اثر یک بی احتیاطی و در زمان اصلاح طلبان به عنوان بزه کار جنایت پیشه دستگیر شد و به زندان افتاد. پدیده گسترده "زورگیری" وپیدایش زور گو در هر محله، و تحمل این وضع از سوی مردم، خود نتیجه جا افتادن سیستم مافیائی حاکم برکشور است.
اهمیتی که کل نظام برای محدود کردن روزنامه نگاران و نویسندگان و مدافعان حقوق بشر و هرچه که درراستای احقاق حقوق مردم و آگاه نمودن آنهاست میدهد، نشانگر سیستم مافیائی آن نظام است. سانسور در این نظام تا آن حد از اهمیت و حساسیت برخورداراست که مجلس ششم بنا به قولی که به مردم داده بود، قصد اندکی اصلاح در قانون مطبوعات در راستای محدودکردن تعطیلی فله ای آنها را داشت که با حکم حکومتی رهبر، اصلاح آن قانون برای همیشه از دستور خارج شد و حتی پس از آن بسیاری طرح و لایحه مرتبط، به استناد همان حکم در شورای نگهبان مخالف شرع و قانون اساسی شناخته شد. محمود احمدی نژاد در همان دیدار خطاب به دانشجویان میگوید: " از طرف ديگر رسانه هم دست خودشان است و گردن دولت مي اندازند." مسلم است که منظور از "رسانه"، وزارت ارشاد و رادیو وتلویزیون است.
وی در ادامه همان جلسه با دانشجویان میگوید " می شود زد و بند کرد. نه اینکه نیامدند سهم خواهی کنند. البته بله خیلی جاها به زور گرفته اند. البته نه از من! که انشاالله آنها را هم پس می گیریم" . در انتخاباتی که کل نظام در آن شرکت کرد و به ادعای خودشان شخصی با رای میلیونی مردم برسر کار آمده است، کارش را باید با معامله و دعوا بر سر تقسیم آراء رای دهندگان خودی شروع کند. بعداز یکسال با این سخنان بگوید که دعوا هنوز هم ادامه دارد! و آن چه دراین نظام ارزشی ندارد، همان رای شماست. حال خود تصور کنید وسعت باندبازیها و معاملات بین المافیائی و دادوستدها ، فسادها تا چه اندازه ای در این نظام مافیائی گسترده است. در چنین شرایطی، آیا میتوان از قانون اساسی و یا بطورکلی ، قانون سخن گفت؟ آیا میتوان از تفکیک قوا سخن به میان آورد؟ آیا میشود در این نظام حدود و ثغور مسئولیتها و آزادی عمل مسئولین را مشخص نمود؟ جایگاه ابهام آلود دولتمردان ، ابهام و پراکندگی در مسئولیتها، ابهام در قوانین و وجود نهادهای موازی و چند گونگی دادگاهها و سازمانهای اطلاعاتی موازی و ....قدرت عمل سیاسی و سازندگی را از این نظام گرفته است. در عوض، این ابهامات وپراکندگی و تداخل و عدم تمرکز مسئولیتها، وضعیتی را بوجود آورده اند که تداوم عمر نظام را قوت بخشیده است. سرمایه های ملی را که دراین چندساله به یغما برده اند، به جای بکاربردنشان در مراکز تولیدی، آنها را بصورت نقدینگی نگه داشته اند تا بابرخورداری از اصل عدم تمرکز و سیال بودن، بتوانند در موقعیت مقتضی از کشور خارج کنند. می بینیم که این خاصه مهم و حیاتی مافیا، یعنی عدم تمرکز و سیال بودن سرمایه و مدیریت ، که با تولید و توسعه صنعتی از لحاظ اقتصادی ومقیدبودن به اجرای قانون و توجه ورعایت حقوق مردم از لحاظ سیاسی، درتضاداست را نظام بطور کامل به مورد اجرا گذاشته است.
در آینده، "آن که برایران حکومت می کند" را شناسائی میکنیم و چگونگی برون رفتن از این وضعیت را مورد بررسی قرار میدهیم.




چه کسانی برایران حکومت می کنند؟ (2)
چگونه میتوان از بحران عمومی بیرون آمد؟
(اگر بخش اول را نخوانده ايد، کليک کنيد!)

در قسمت اول دیدیم که نظام حاکم در ایران، بر پایه مؤلفه های بارز مافیاها، یعنی سانسور(پنهان کاری) و عدم تمرکز (بی ثباتی و نبودن شفافیت در مسئولیتهای سیاسی و قضائی و امنیتی) بناشده و عمل میکند. در حقیقت، دولت نقش پدرخوانده مافیاها را بازی میکند. از سوئی، دولت مهیا کننده زمینه فعالیت و تنظیم کننده روابط مافیاها یعنی تنها حامیان و پشتیبانان خویش است که در نتیجه، علت دوام خود را در وجود آنها می داند. از دیگرسو، مافیاها برای تنظیم روابط خود و از آن مهمتر، برای پنهان ماندن از دید مستقیم مردم، وجود خود را در دوام دولت می بینند. پس نظام، تشکیل شده از دو پایه رسمی یعنی دولت (رهبر و قوای سه گانه) و غیررسمی، یعنی مافیاها. دیدیم که این دو پایه تشکیل دهنده نظام ، در یک رابطه و همکاری تنگاتنگ و ممزوج قراردارند که یکی بدون دیگری، محال است برجای بماند. در واقع، این نظام مافیائی است که بر کشور مسلط است که درآن اشخاص نقشی بازی نمی کنند. وهمانگونه که در بخش اول آمد، ابهام در مسئولیتهای مقامات پیامد همین ناچیز بودن وجود ونقش "انسان" در برابر نظام است. می بینیم که ارزش رهبر دررابطه با "مقام" رهبری تعریف میشود. ورهبر، خود آلتی بیش در خدمتگزاری به این "مقام" که منفک و مستقل از اراده مردم است، نیست. به این دلیل بود که خلاف انتظار خیلی ها منجمله دولتمردان، وقتی آقای خمینی ازدنیارفت هیچ اتفاقی نیفتاد و بنابرمثل معروف، آب ازآب تکان نخورد. رئیس قوه قضائیه که مستقیما از سوی رهبر نصب میشود، از درون قوه قضائیه شکایت دارد! و فریادرس طلب میکند. رئیس جمهوری که دست چین شده نظام است، حوزه اختیارات خود را نمی شناسد و و قتی به آن شناخت پیدا می کند که می فهمد یک "تدارکات چی" بیش نیست که باید زمینه گسترش فساد را برای مافیاها آماده کند. نقل است که میگویند هارون الرشید میمونی را حاکم بر خوزستان قرارداد و بزرگان آنجا را مجبورکرد تا هرروز به خدمت آن بروند و ادای احترام کنند. در جامعه ای که اعضایش آگاه به حقوق خویش و دیگران نباشند و انسان و حقوق او ازارزش ساقط شوند، فساد ارزش میشود و فاسد بر آن حکم می راند. پس حاکم واقعی در ایران، یک ساختار است که شالوده آن از جفت و آمیخته شدن دو سازه "مافیای دولتی" و "دولت فاسد" شکل گرفته است.
بعداز دوران کوتاه اولین ریاست جمهوری که درپی دسیسه های مافیاهای تازه تولد یافته و احزاب وابسته و سکوت گروههای خودخواه و اصرار دولتمردان مستبد، آقای خمینی در آن زمان بحرانی راضی به سقوط آن شد، قوه مجریه به میدان نبرد و تعادل و توازن قدرت بین مافیاها تبدیل شده است. بعد از درگذشت آقای خمینی، این نقش بصورت روشن تر و شفافتری خودرا نشان داد. درحقیقت، مافیاهای طیف رهبری (مستقل از رهبر یا وابسته به او) در پناه قدرتی که درقانون اساسی برای رهبر تدارک دیده اند، و مافیاهای خارج از این طیف، بااتکاء به دستگاه اجرائی، فضائی حیاتی را برای خود ایجادکرده اند. بدین ترتیب، مافیاهای طیف رهبری از قدرت بالای دولتی(ولایت مطلقه فقیه)، و مافیاهای خارج ازاین طیف از قدرت بالای مدیریتی(قوه مجریه و یا مقننه و تشخیص مصلحت و...) بهره میبرند.
به دلیل پویابودن پایه غیررسمی نظام یعنی مافیاها در اهداف خود، و ایستا بودن پایه رسمی آن یعنی دولت در انجام وظائف و مسئولیتهای خود، به خصوص بعداز فوت آقای خمینی، و در بستر دوران اصلاحات، شاهد بزرگتر شدن و وسعت نقش مافیاها نسبت به دولت در همه امور میباشیم. به دلائل قرارداشتن نهاد رهبری در میان باند های مافیائی و بی پایه بودن رهبری آقای خامنه ای ، مافیاها توجه چندانی به این رهبر نداشته و ندارند:
قوه قضائیه را کاملا در دست خود دارند. هرروزه شاهد نادیده گرفتن قوانین جاری ودهن کجی قضات به رئیس قوه قضائیه که منصوب رهبراست می باشیم . نفوذ فراوان و تعیین کننده ای در قوه مقننه دارند. آقای اکبر اعلمی نماینده تبریر و عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس، در گفت‌وگو با بازتاب در 17 آبان امسال اظهار میدارد: "نقش آقاي باهنر به عنوان نايب رئيس مجلس و عضو مؤثر در فراكسيون اصولگرايان در تضعيف جايگاه مجلس، بسيار پررنگ‌ است. كارشكني‌هاي گاه و بي‌گاه ايشان و تلاش بي‌وقفه‌اي كه براي دور كردن نمايندگان از انجام وظايف قانوني و نظارتي خود نظير تذكر، سؤال، تحقيق‌وتفحص و استيضاح انجام مي‌دهد، مؤيد اين ادعاست و متأسفانه روش‌هايي هم كه براي اين منظور در پيش گرفته مي‌شود، چندان اخلاقي و زيبنده ايشان به عنوان يك شخصيت سياسي كاركشته نيست." وی در ادامه می گوید: "مثلا ايشان به تازگي براي تشويق برخي از نمايندگان جهت پس گرفتن امضاي خود از طرح تحقيق‌وتفحص از تبليغات رياست‌جمهوري، جمعي از آنها را گرد آورده و به آنان اعلام كرده بود، «اگر اين تحقيق‌وتفحص مطرح شود، چه بسا نوبت به طرح تحقيق‌وتفحص از هفتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي نيز برسد» و هنگامي كه با اعتراض برخي از حاضران روبه‌رو شد كه به او گفتند: «آن را كه حساب پاك است، از محاسبه چه باك است؟»، كيف خود را خارج كرده و با نشان دادن دسته چك خود، مي‌گويد: «چنانچه اين اتفاق بيفتد، من بايد پاسخگو باشم." . در قوه مجریه هم بنا بر اظهارات رئیس آن، پست های کلیدی و حساسی را "به زور تصاحب کرده اند"! همچنین، آقای اعلمی در همان مصاحبه می گوید. " البته اين موضوع تنها مختص آقاي باهنر نيست، چون در همان جلسه، نماينده ديگري كه از چهره‌هاي مطرح و شاخص فراكسيون اصولگرايان و رئيس ستاد انتخاباتي يكي ديگر از نامزدهاي رياست‌جمهوري بوده نيز براي منصرف كردن حاضران جلسه از تحقيق‌وتفحص، خطاب به آنان مي‌گويد: «اگر اين طرح انجام شود، مسائلي آشكار مي‌شود كه طرح آنها به صلاح نيست؛ مانند اين‌كه در يكي از استان‌ها، شهروندي يك ميليارد تومان به حساب آقاي ... واريز كرده است، در حالي كه نامزد رياست‌جمهوري مزبور مي‌گويد، من اصلا او را نمي‌شناسم»".
به دلیل بی توجهی ونافرمانی مافیاها درقبال رهبر، چندی پس از دستیابی به این مقام، آقای خامنه ای تلاشهایش را برای "خمینی" شدن شروع کرد. اما به علت داشتن پشتوانه، نه قانونی، نه شرعی، نه مردمی، نه خصوصیات شخصی رهبری، این تلاشها تا کنون به نتیجه نرسیده اند. برای دستیابی به این هدف، از جنبه عملی با استفاده از اختیارات رهبری یعنی ترکیب شورای نگهبان و نظارت استصوابی آن و قوه قضائیه و عزل و نصب فرماندهان نظامی و انتظامی و... واز لحاظ نظری از دو واژه "عدالت" و "استقلال" به مفهوم ابزار( زیرا در عمل، و درمورد عدالت، عکس آن را انجام داده و میدهد) جهت جذب افکارعمومی استفاده میکند. به همین دلیل وباناباوری از چندی پیش، شاهد آزادگذاشتن نسبی رسانه ها از انتقاد به وجود فسادمالی در کشور می باشیم . از این جهت رئیس جمهورشدن آقای احمدی نژاد علیرغم دیدگاههای متفاوتشان، شانس بزرگی را برای او به ارمغان آورد، هرچند خود او در دور دوم انتخابات، در برابر هاشمی رفسنجانی با به کمک فراخواندن آیت الله مصباح یزدی، و فرمانده بسیج، این پیروزی را میسر گرداند و میدان اجرائی کشور را به سود شخص خویش جهت داد . تا جائی که مافیاهای طیف رهبری (مستقل از رهبر) را هم نگران آینده خویش ساخته است.
برای چندمین بار، عدم اقبال هواداران نظام ولایت مطلقه فقیه به کاندیداهای رهبر، یک هشدار به آیت الله خامنه ای بود تا از فرصت استثنائی به قدرت رسیدن احمدی نژاد و بحران هسته ای که غرب بوجود آورده بود، برای تقویت جایگاه خود حداکثر استفاده راببرد. برای این مقصود یا باید به یک پیروزی بزرگ سیاسی دست می یافت و یا اوضاع را به حدی بحرانی میکرد تا از قبل آن به عنوان فرماندهی کل قوا، موقعیت متوفقی برای خود ایجاد می نمود. اما نه آن پیروزی بزرگ را بدست آورد و نه آن بحرانی که بتواند باآن عمل نما ید. با این وجود، پیروزی سیاسی محدود(کوتاه آمدن غرب از مواضع اولیه خود در مورد بحران هسته ای) همراه با بحرانی محدود( امیدوار بود آمریکا حمله ای هرچند محدود و ناچیز انجام دهد که این کار تا حالا انجام نگرفته و با پیشرفت زمان، احتمال آن در حال ضعیف تر شدن است) به او اجازه داد تا برنامه ای را که درپیش رو دارد به بهانه سفری به استان سمنان اعلام نماید.
سخنان آقای خامنه ای در سمنان که در فاصله زمانی میان نگارش بخش نخست این نوشته و بخش حاضر انجام شد، مؤید نارضایتی او از موقعیت خویش در درون نظام است. زیرا وی به عنوان بالا ترین مقام دولتی خطاب به اساتید دانشگاهها و دانشجویان از ضرورت یک تحول (انقلاب) سخن میگوید: "....حالا تحول يعنى چه؟ تحول چرا؟ مگر بناست تغيير اتفاق بيفتد؟ بله. تحول در جوامع انسانى و براى بشر، سنت لايتغير الهى است. هيچ كس نمى‏تواند در مقابل تحول بشرى بايستد؛ امكان ندارد...." . به این ترتیب او وقوع یک تحول قریب را در کشور اعلام میکند و در عین حال، با بکاربردن واژه "تحول و دگرگونی" گوی سبقت را از اصلاح طلبان می رباید و (اصلاحات) را بی معنا میکند. وی با تاکیدمجدد بر این انقلاب ادامه میدهد: "....... حالا چه كار مى‏خواهيم بكنيم؟ اين دگرگونى‏اى كه مى‏خواهيم ايجاد كنيم، به چه معناست؟ جاى آنچه كه مى‏خواهيم دگرگون كنيم، چه مى‏خواهيم بگذاريم؟.... " خود جواب روشن و شفافی به این سئوالات نمی دهد. اما تاکید میکند که ساختار نظام تغییر نخواهد کرد. می گوید: "...... نقطه‏ى مقابل، اين است كه هرج و مرج رفتارى و سياسى و ساختارشكنى و پوچ‏گرايى و فراموشى هويت ملى بر ما حاكم شده باشد؛ اين، نقطه‏ى مقابل آن چيز مطلوب است؛ يعنى ايجاد يك حركت، اما در جهت خراب كردن آنچه كه داريم و مفيد است و لازم مى‏دانيم. اين، غلط است...". این بار باتاکید مجدد بر حفظ ساختار کنونی، از هرج ومرج "اقتصادی" و "عقیدتی" و "فرهنگی" سخن به میان می آورد که می توانند اهداف انقلاب قریب الوقوع باشند. "....... حرف اصلى ما امروز اين است كه نه با توقف در گذشته و سركوب نوآورى مى‏توان به جايى رسيد، نه با رهاسازى و شالوده‏شكنى و هرج و مرجِ اقتصادى و عقيدتى و فرهنگى مى‏توان به جايى رسيد؛ هر دو غلط است" . از منظر ایشان هرج و مرج اقتصادی برمیگردد به همان ابزار "عدالت" . درحقیقت هدف از "عدالت" به زانو درآوردن آن دسته از مافیاهای نافرمان هستند که قصددارد با کمک محمود احمدی نژاد به این مقصود برسد. اختلاف برداشت این دو از "عدالت" اینست که برای اولی ابزاری است برای رام کردن نافرمانیها و برای دومی، ابزاری است در جهت ارضای کینه نسبت به متکاثرین ثروت و چپاولگران ثروت ملی. زیرا اگر هدف از عدالت مردم بودند، عدالت محدود به جنبه اقتصادی آن، که خود معلول بی عدالتی های دیگری در حقوق انسانها است نمیشد و ابتدا به آن حقوق، یعنی حق آزادیها، حق برخورداری از تصمیم گیری (حذف نظارت استصوابی)، حق دادخواهی و ابراز عقیده و شکستن سانسور و غیره را که لازمه مبارزه با فساد مالی و برقراری عدالت اقتصادی هستند را در اولویت قرار میدادند. دراین صورت، آقای احمدی نژاد تا آنجا برای رهبر مورد استفاده دارد که مافیاهای نافرمان یا رام شوند و یاتصفیه. از آن به بعد، شرنوشت او نامعلوم است. "هرج و مرج های عقیدتی و فرهنگی" هم برمیگردند به ایجاد هرچه بیشتر سانسور و محدودیتهای دیگر فرهنگی که با اختفای فساد در تعارضند. تحولی را که آقای خامنه ای در ذهن خود پرورانده تا بدان حد هولناک است که در نظر دارد اندیشیدن را هم در کنترل خویش در آورد. وی در ادامه می افزاید: "... مسئله‏ى آزادانديشى‏اى كه ما گفتيم، ناظر به اين است. بايد راه آزاد انديشى و نوآورى و تحول را باز گذاشت، منتها آن را مديريت كرد تا به ساختارشكنى و شالوده‏شكنى و بر هم زدن پايه‏هاى هويت ملى نينجامد.". یعنی انسان در اندیشیدن هم باید تابع رهبرباشد. واین را آزاد اندیشی می نامد. وی اضافه میکند که نباید جلوی هیچ دگرگونی در کشور گرفته شود، الا درموردی که به ساختار شکنی (نظام مافیائی ولایت مطلقه فقیه) راجع میشود. و شرط تحول آنست که بتوانیم خود، آن را مدیریت کنیم. در ادامه میگوید: " ...حرف ما اين است: يك؛ با تحول نبايد سينه به سينه شد. دو؛ از تحول بايد استقبال كرد. سه؛ نه فقط با تحول نبايد دشمنى كرد، كه بايد از آن استقبال كرد. چهار؛ تحول را بايد مديريت كرد؛ در تحول، دگرگونىِ به سمت پيشرفت و تعالى را بايد در نظر گرفت. تحولى كه موجب پسرفت بشود، تحول بدى است. پنج؛ تحول را با آنارشيسم و ساختارشكنى و هرج و مرج نبايد اشتباه گرفت." . واما مدیریت این تحول را درحیطه صلاحیت دانشگاهیان و حوزه می داند. و از آنها می خواهد بدون فوت وقت، اقدام کنند! به دلیل وحشتی که از رقبای دست اندرکار خوددارد، خطاب به دولتمردان هم می گوید درصورتی میخواهند در این دگرگونی شرکت کنند، هشیار باشند، دست ازپا خطا نکنند و آنها را به "انفجار مین" تهدید میکند. وی می افزاید "... و كسى هم كه متصدى اين كارهاست، عبارتند از مجموعه‏ى نخبگانِ دانشگاه و حوزه. شما جوانها و آنهايى كه آمادگى داريد، وارد اين ميدان شويد. منتها منتظر من و امثال من نمانيد. ماها حداقل پنجاه سال اختلاف سنى با شما داريم؛ شما جوانيد؛ مركز نيرو و نشاط هستيد؛ كار مالِ شماست؛ همچنان كه آينده مال شماست. بنابراين منتظر نمانيد، خودتان اقدام كنيد؛ اساتيدتان اقدام كنند. مسئولان كشور هم البته آگاه و متوجه باشند. منتها توجه داشته باشيد كه اگر شما هم دنبال اين كارها هستيد، بايد مديريت كنيد. همان شاخصها را مراقبت كنيد. مثل ميدان مين است؛ دو طرف، ميدان مين است. از آن خط سالم و صحيح حركت كنيد."
خلاصه کلام اینکه: 1- به زودی و احتمالا بعداز انتخابات، کشور آبستن تحولاتی است. 2- این تحولات بدون تغییراتی در ساختار کنونی نظام صورت میگیرند، یعنی در واقع اصلاحات، که بادرنظر گرفتن ساختار نظام، هراصلاحی اجبارا در جهت تقویت بیشتر استبداد صورت میگیرد. 3- به نام عدالت و مبارزه با فساد، اشخاصی را دستگیر و محاکمه خواهند کرد و این تحولات به منظور تقویت پایه دولتی نظام به سود رهبری در برابر مافیاها انجام میشوند. 4- هدف از تحولات، مستقیما دولت نیست، اما از آنجا که مقامات دولتی مستقیم و غیرمستقیم آلوده به مافیاها هستند، امکان کشیده شدن پای آنان هم وجوددارد. به همین دلیل به آنها هشدارمیدهد که پای خودراازگلیمی که رهبر پهن می کند، فراترنگذارند. ولی بیشتر هدف، جابجائی افراد و تغییرقوانین درراستای محدودکردن بیشتر آزادیها و تا محدود کردن آزادی اندیشیدن می باشد.5- این تحولات توسط گروههای فشار، با کمک لباس شخصیها و دولت، به نام نخبگان و دانشجویان(طالبان) انجام خواهند گرفت.
مشاهده میشود که هدف اصلی ازاین "تحول"، اصلاح پایه مافیائی نظام درجهت تقویت موقعیت رهبر میباشد. درصورتیکه آقای خامنه ای موفق به اجرا گذاشتن این طرح شود، آن کسانی که به دنبال عدالت هستند، نباید فریب دستگیریها و محاکمات سران مافیاها را بخورند. زیرا این کار لازم است، اما به هیچ وجه کافی نیست. به دلیل اینکه جایگزینی آنها کاری آسان و سریع الانجام است و همانگونه که گفته شد، هدف هم همین است.
حال باید دید چرا یک چنین زمینه ای درکشورایجاد شده است که درآن کسانی به خوداجازه دهندهمچون رضاخان دست به قلدری بزنند؟ باید دید چرا و چگونه ما ایرانیان خودرا بادست خویش دراین منجلاب منحوس گرفتارکرده ایم؟ وقتی خودمابادست خود این نظام را به وجود آورده ایم، با چه منطقی و با کدام مبنای دینی آن را "مقدس" میخوانیم و یک شخص را ستون خیمه آن "نظام مقدس" اعلام میکنیم و بدینوسیله اوراخودکامه میکنیم و در نظر مردم آن را غیرقابل تغییر جلوه میدهیم . از طرفی سخن از حقوق و قانون و کرامت انسان می گوییم و انتظارآن داریم که مردم ازما سلب اعتماد نکنند؟ به نقل از سایت ادوارنیوز، آقای سحابی در یک نشست با دانشجویان میگوید: " در انتخابات رياست‌جمهوري نهم با اين استدلال كه بايد بين بد و بدتر، يكي را انتخاب كرد تا ضرر كمتري به كشور برسد، وارد انتخابات شديم اما ما تعداد معدودی بودیم و محدودي از مردم از اين نظر تبعيت كردند و بنظر مي‌رسد مردم كار خود را مي‌كنند. با این شرایط بن بست در واقع باید منتظر ماند تا خداوند تفضلی کند و در (رفتار) اینها تغییر حاصل شود." . باید از آقای سحابی پرسید، چرا مردم باید از شماحرف شنوی کنند؟ مردم حق دارند بین بد و بدترانتخاب نکنند. شایدآنها ترجیح می دهند "خوب" را انتخاب کنند. مگرآقای خامنه ای همین نظرشما را به مردم نمی گوید؟ او هم از مردم میخواهد بین بدوبدتر انتخاب کنند. شما با این حرف صلاحیت بد و بدتر را برای انتخابات تایید می کنید، و از مردم میخواهید به بد رای بدهند. اما وقتی شورای نگهبان آنها را تاییدصلاحیت میکند، اعتراض میدهید!! مردم دم خروس را که باچشمهایشان می بینند قبول کنند یا قسم حضرت عباس را؟ در جائی که آقای خامنه ای دسته های هوادارانش را به مدیریت کردن "تحول" فرامی خواند، شما دانشجویان را به منتظر نشستن و بستن امید به تفضل الهی دعوت میکنید. آنوقت انتظارداریدمردم ازشما حرف شنوی کنند؟ دلیل انحراف انقلاب، این طرزتفکر بخش بزرگی از جریان آزادی و استقلال است که سه انقلاب را ناکام گذاشت، نه خود انقلاب که شمامردم راازآن می ترسانید. انقلاب یعنی اصلاح شالوده نظام توسط مردمی که خود، آن نظام را برقرارکرده اند. و این طبیعی ترین حق آنان است اگر این نظام را "مقدس" ندانیم. به هرحال، گوشه گیری و منتظر تفضل الهی بودن، نه مطلوب خدااست و نه کاری درراستای احقاق حقوق مردم و نجات کشور ازخطرهائی که درآن گرفتار است انجام میدهد. انتظار کوتاه آمدن مستبد از استبداد هم بیهوده است. مگرشمادراین بیست وهفت هشت ساله غیرازانتظار کاری دیگرهم انجام داده اید؟ می بینید که ثمره این انتظار، "تحول" قریب الوقوعی است که آقای خامنه ای بشارت آن راداده است. چراجریان استقلال و آزادی به جای منتظر ماندن، قیام نکند و خود مدیریت این "تحول" ناخواسته را بدست نگیرد و مردم را به میدان نکشاند؟
ایران وطن همه ایرانیان است. از آقای خامنه ای گرفته که در بندو گرفتار ولایت مطلقه فقیه است، تا آن دانشجوی بیگناه و گمنامی که گرفتار و دربند آقای خامنه ای است و عزیزترین لحظات زندگیش را درزندان میگذراند. همه ما در بند و زندان گرفتاریم. باید خود را از این گرفتاری که برای خود ساخته ایم نجات دهیم. همه باید کوشش کنند. بااصلاحات و جابجاکردن اشخاص، چیزی تغییر نمی کند. فرداهرمدعی آزادی به جای رهبربنشیند، همین خامنه ای میشود. زیرا تا استبدا را نپذیرد، حاضر به این جانشینی نخواهد شد. آن رئیس جمهورهم تااین استبدادرا نپیذیرد، رئیس جمهور نمی شود. ربع قرن آزمایش و تجربه کافی نیست؟ هاشمی و خاتمی و احمدی نژاد را آزمایش کرده ایم، غیراز خدمت به "نظام مقدس" برای ملت چه دستاوردی از خود به یادگار گذاشتند؟
برای خروج از این بحران سیاه، برعکس سخنان آقای خامنه ای باید شالوده شکنی کرد و در ساختار این نظام تحول ایجادکرد. به قول خود او، تحول در جوامع انسانى و براى بشر، سنت لايتغير الهى است. خودش اما تقلب میکند و به نام تحول می خواهد اصلاحات انجام دهد. این تحول انجام خواهد گرفت، یابه دست ما، دراین صورت زندگی خودرانجات داده ایم، یا به دست آیندگان ما ، یعنی خود را محکوم به زندگی درنکبت کرده ایم.
برای ایجادتحول، حالا بیش از هرزمانی، شعور جمعی درایران آماده است. این آمادگی از زبان دست اندکاران چه درطیف اصلاحات و چه در بین اصولگرایان اخیرا بارها شنیده شده است که برای کوتاه کردن مطلب از ذکرآنها خودداری میکنم. همچنین آقای خامنه ای هم در سخنرانیهای اخیرخود بارها به این مسئله پرداخته است. جریان استقلال و آزادی با تامین دوامر میتواند این تحول را باموفقیت و آسان عملی نماید. به عمل درآوردن این دوامر، مردم را یک پارچه به حرکت خواهد آورد. اول بدست آوردن اعتماد ازدست رفته مردم. دوم ایجادنیروی لازم و متقاعد کردن مردم به کفایت آن نیرو.
ایجاد اعتماد بعدازتجربه، میتوان گفت کاری نشدنی است. اعتماد دیگر نه با وعده دادن تامین میشود ونه دانش و نه با پول و نه با...مرغی وحشی است و ازبامی که برخاست، مشکل نشیند. وقتی جامعه ای اعتمادش را از فعال سیاسی و یا حزبی سلب کند، نسلهاباید انتظار کشید تا بتوان آن را دوباره بازیافت. یکی از اسفبارترین و غمناک ترین اثرات مخربی که این "نظام مقدس" روی دست این ملت گذاشت، سلب اعتماد مردم از تقریبا تمامی نیروهای سیاسی بود. مهمترین دلیل سکوت افسردگی و بی تفاوتی مردم دربرابر امواج ظلمها و فسادهای روزمره، همین ازدست دادن اعتماد نسبت به فعالان سیاسی است که آقای خاتمی نقشی اساسی درآن بازی کرد. خوشبختانه هنوز معدودی شخصیت سیاسی هستند که مورد اعتماد ملت اند. وامتحان خودرا درپایمردی به حقوق مردم در هرشرایطی را پس داده اند. برخط استقلال و آزادی و قانونمندی و عدالت و...استوار بوده اند. مردم همواره براین صفات اهمیت فراوان قائلند. اخیرا آقای خاتمی بنام آزادی و قانونمندی توانست مورد اقبال مردم قرارگیرد. و حتی آقای احمدی نژاد توانست با شعار عدالت، نظر هواداران طیف خود را جلب نماید.
اما تنها مورد اعتماد بودن برای ایجادجنبش کافی نیست. مردم باید نیروی کافی را در جبهه اعتماد حس کنند. برای ایجاد چنین نیروئی یک راه بیش نیست و آن جمع شدن کلیه نیروهائی است که به آزادی و استقلال باوردارند و برای آزادی خود و کشور دل می سوزانند. اگر درراه آزادی صداقت باشد و هدف قدرت نباشد، جمع شدن آسان میشود. آنگاه که تحول صورت گرفت، درآزادی و در پناه قانون هرکسی یا هرگروهی می تواند برای اهداف خود آزادنه فعالیت کند.
به نظرنویسنده برای به عمل درآوردن تحول درایران که کاری شدنی و آسان تراززندگی روزمره ایرانیان است، باید کلیه شخصیت های آزادیخواه صادق و گروهها و احزابی که خودرا درجریان استقلال و آزادی میدانند، چه در داخل نظام و چه درخارج آن، چه درداخل کشور و چه درخارج، حول یک محور مورداعتماد مردم گردآیند. آن محور یاشخصیت مورد اعتماد باید شجاع، مستقل در تمامی ابعاد آن، باتجربه، آگاه به مسائل روز، وحسن شهرت و مورداعتماد سازمان های جهانی باشد.
به نظر اینجانب آقای بنی صدر نه تنها تمام خصوصیات بالا را در خود جمع دارد، بلکه به زعم من تنها شانس ایران است. به این دلیل، تمام فعالان سیاسی را به مسئولیت تاریخیشان هشدارمیدهم. و به عنوان یک ایرانی، از مجامع اسلامی ایرانیان که از هواداران ایشان هستند می خواهم زمینه این امر را فراهم آورند. البته این خواهش از مسئولیت تک تک فعالان سیاسی دراین مورد نمی کاهد.
میزان
Mizan1357@yahoo.com

وب سايت های درون حاکميت

پیک ایران:

بايد بشناسيم تادريابيم كه ... !؟ ((الف – بيقرار ))

شايد بسياري ازهموطناني كه اخبارورويدادهاي سياسي كشوررا ازطريق سايتهاي اينترنتي دنبال ميكنند چندان مطلع نباشند كه سايت مورد مراجعه شان خصوصا سايتهاي قارچ مانندي كه با عناوين مختلف روي شاهراه جهاني قرارگرفته متعلق به چه گروه وتشكيلاتي است، وگردانندگان اينهمه سامانه هاي اينترنتي ازكجا وتوسط چه نهاد يااركاني اداره وحمايت وتغذيه ميشوند . طبيعي است كه هرزمان رويداد مهمي دركشوررخ مينمايد يا قراراست كه رخ بنمايد كه انتخابات هاي قلابي رژيم هم يكي ازعمده ترين و فريبكارانه ترين اين رويداد هاست، بسياري ازهم ميهنان خسته وبستوه آمده خاصه جوانان كه اميدشان را نسبت به صدا وسيماي اسلامي دركليت، ونشريات حكومتي كه مثل نقل ونبات روي پيشخوان دكه ها موج ميزنند ازدست داده اند واكثريت بزرگي هيچ ميل ورغبتي به خريد نشريات يا ديدن وشنيدن رسانه هاي ديداري وشنيداري داخل را ندارند، بحسب نياز ويا بلحاظ كنجكاوي ناچار ميشوند تا با مراجعه به شاهراه جهاني اينترنت اخبار مورد نظرشان را ازروي سامانه ها وتارنماهاي اينترنتي دريافت نمايند . بديهيست كه درميان انبوه سايتهاي موجود برروي شبكه جهاني اينترنت هستند وب سايتهايي كه با اسامي آنچناني وبا هزينه باندها وجناحهاي مختلف رژيم اسلامي دايرگرديده وبوسيله ايادي وجيره خواران رژيم .عوامل اطلاعاتي اداره ميشوند . مجموعه اين سايتها بر آن هستند تا با هرطريق ممكن وبا هرطرفندي ولو باتغيير مواضع تاكتيكي هموطنان را بفريبند وموجبات انحراف وقلب واقعيات را بر اذهان مردم مخصوصا " جوانان القا نمايند . درچنين شرايطي برماست تا با شناخت حقايق ودرك واقعيات براين حقه بازيهاي رژيم فائق آمده واجازه ندهيم تا خاتمي ديگريا مجلس ديگري، ودرمجموع خيمه شب بازي ديگري برملت ايران تحميل گردد . بهمين دليل دراين نوشتار به معرفي سايتهاي خبري رژيم اقدام ميشود تا هموطنان گرامي چه در داخل وچه درخارج دريابند اين تارنماها بوسيله چه عناصروكدام تشكلهاي رژيم دايرگرديده وبوسيله چه دارو دسته اي اداره ميشوند واهداف شومشان بنا به تجربيات گذشته چيست .

1 – وب سايت www.emruz.info متعلق به بخشي ازبدنه اصلاح طلبي است كه گرايشات سياسي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي را بازتاب ميدهد .

2 - وب سايت www.aftabnews.ir گرايش نزديك به هاشمي رفسنجاني ومجمع تشخيص مصلحت نظام دارد اين سايت بسيار مشتاق است درتمامي حوزه ها بويژه سياست نماد اخلاق باشد كه يكي از اهداف بسيار مهم آن انتقاد جدي ازعملكرد دولت احمدي نژاد واسلاميون تند رو است .

3 - وب سايت www.advarnews.us خبري تحليلي است، متعلق به سازمان دانش آموختگان ((ادوار تحكيم )) است كه چندين بارفيلتر شده كه هر باربا آدرس جديد دوباره شروع كرده وتلاش ميكند تا به اخبارحقوق بشر ومسائل دانشگاهي بپردازد گرچه كه احساس ميشود دراين راستا كماكان مرزبندي هايي رادردستوركار دارد .

4 – وب سايت انصار نيوز www.ansarnews.com پايگاه الكترونيكي آدمكشان انصار حزب الله است كه نقش حمايتي بي چون وچراازدولت احمدي نژاد را برعهده دارد. دربازي انتخابات حامي طرفداران احمدي نژاد ومسئوليت برملا كردن وخراب كردن مهره ديگري چون قاليباف را بعهده دارد .

5 – وب سايت مبارزين www.mobarezin.com ازسايتهاي متعدد محافظه كاران و ولايت پرستان ميباشد . شرايطي دارد كه اخبار پشت پرده را برملا ميكند وگردانندگان آنهم طبعا" ازسربازان گمنام امام زمان هستند ومشخص نيست كه چه كساني آنرا اداره ميكنند .

6- وب سايت انتخاب www.tik.ir متعلق به طه هاشمي وياران اوست . طيف فكري محافظه كاران رانمايندگي ميكند . درمورد دولت احمدي نژاد kقدهائي داشته درشرايط فعلي فيلتراست كه محتمل است براساس نقدهاي دولت فيلتر شده باشد، ولي به نظر نمي رسد كه فيلترينگ اين سايت ادامه يابد

7- وب سايت www.mellimazhabi.org متعلق به ملي – مذهبي هاست كه همواره مشغول شعار دادن آزادي وبرابري وعرفان ميباشد، اما اين سايت نيز چندان هم مستقل وبي طرفانه عمل نميكند ودر آنجا كه خبري درجهت منافعش نباشد راغب به انتشار آن نيست وتا كنون ازفيلترينگ رژيم مصون بوده است كه خود داراي بار معنائي خاص ميباشد .

8 – وب سايت ميزان نيوز www.mizannews.com متعلق به نهضت آزادي است كه همواره با حزب باد حركت كرده وحاضر بوده تا براي ماندن درقدرت اهريمني آخوندها ودرائتلافي ننگ سرسپردگي را براي خود بجان بخرد . اين سايت درحال حاضرتمامي عمر خود رامصروف حمايت ازاصلاح طلبان درانتخابات خبرگان نموده وهمانطوريكه درفتنه 57 درعين سرسپردگي به خميني درآن خيانت بزرگ نقش اساسي ايفا نمود .

9 – وب سايت ياران باران www.bazbaran.ir دراختيارستاد ائتلاف اصلاح طلبان بوده كه مقرآن دراصفهان واكثريت اخبارآنرا اخبار مربوط به تلاش انتخاباتي اصلاح طلبان تشكيل ميدهد .

10 – وب سايت www.baztab.ir متعلق به سردارسرلشكر دكتر محسن رضائي ازبانيان آتش زدن سينما ركس آبادان ودبير مجمع تشخيص مصلحت نظام ميباشد كه متعلق به طيف محافظه كاران بود كه مدتي به جريان پشت پرده اصولگرايان ميپردازد وتجربه نشان داده است كه اگر آب گرم باشد چندان بدش هم نمي ايد تا در استخراصلاح طلبان هم تني به آب بزند وبهمين خاطراست كه هرسه جناح او را به بعنوان چوبي دو سر طلا واز وسط .... مينگرند .

11 – وب سايت آريا نيوزwww.Aryabews.com متعلق به اميرمحبيان يكي ازسردمداران اصلي محافظه كاران است كه عضو شوراي سردبيري رسالت ميباشد . آريا نيوز داراي يك خبرگزاري بنام آريا است كه بتازگي مجوز فعاليت گرفته كه ضمن انعكاس اخبار نشريات مهم درشرايط كنوني كه اخبار انتخابات قلابي خبرگان وشوراها در پيش است با تمام نيرواز اصولگرايان وپيروزي آنها حمايت ميكند .

12 – وب سايت دريچه www.daricheh.org درخط وخطوط امنيتي هاي اصولگرايان است كه زماني امير محبيان از سران اصلي او بوده ودرانتخابات با اينكه بسيار محافظه كارانه عمل ميكند اما دل درگرو پبروزي اصولگرايان دارد .

13 – وب سايت شريف نيوزwww.sharifnews.com با اينكه عنوان آن پايگاه خبري دانشجويان ايران عنوان گرديده ، اما محتواي آن مبين آنست كه اين تارنما پايگاهي خبري مربوط به دانشگاه شريف ((آريا مهر سابق )) ميباشد . اين سياست يا اينكه ليست انتخاباتي اصلاح طلبان درانتخابات شوراها را برملا ميكند ، اما در عمق عمليات خود فشارخبري را بر حمايت از باند احمدي نژاد وحاميان او قرارداده وپنهان نميكند كه چندان دل خوشي ازطرفداران محمد باقر قاليباف سردمدار سركوبگر سابق نيروي انتظامي وشهردار فعلي ودارودسته اصلاح طلبان ندارد .

14- وب سايت www.fardanews.com تعلق خاطر به دارو دسته وهمفكران احمد توكلي رئيس بخش پژوهشهاي مجلس اسلامي دارد وازحاميان بي چون وچراي احمدي نژاد درانتخابات نهم بود . معمولا" هرچند روز يك باربروز ميشود وهم اكنون مدت 40 روز است كه بروز نشده ، شايد درانتظاراست كه ببينند باد ازكدام سومي وزد تا گندمش را به آنسو باد بدهد .

15 – وب سايت www.khedmat.info بوسيله ياران انتخاباتي احمدي نژاد داير گرديده . آنچه كه اين سايت پيگيري ميكند عمدتا پوشش خبري انتخابات ميباشد وتاكيدش بروحدت محافظه كاران وانداختن هراس بر دل اصلاح طلبان ازشكست دوباره انتخابات شوراهاست كه در صورت تحريم مردم نيز چنين خواهد شد .

16 – وب سايت نوسازي www.nosazi.ir وابسته به محافظه كاران ، يارشفيق رجانيوز ووظيفه اصلي اش دفاع ازنامه فاطمه رجبي ولجن مال كردن خاتمي ورفسنجاني است .

ايران – تهران 2/9/85

پرده بکارت و ترس ها و تشويش های ما، حميدرضا شيرمحمدی

گویانیوز: در اين نوشته در پی آنيم تا نشان دهيم که ترسها و تشويش های مربوط به سلامت پرده بکارت در جامعه ايرانی از عوامل مهم بروز اختلالات و خشونت ها و تنش های چند بعدی در جامعه است. بيشتر اين ترسها و خشونت ها در گستره ديرپای تعارضات، جهالت و سنت های معارض با اصول اصيل مذهبی و انسانی ريشه دوانده است و تخفيف اين تنشها جز به مدد توسعه دانش بشری و ارزش های مذهبی و پيشرفت جايگاه اقتصادی و اجتماعی زن در جامعه امکان پذير نيست

صداهای خسته
- با سلام و خسته نباشيد . با شرمندگی و پوزش بسيار از شما می خواهم مرا راهنمايی کنيد. من دختری ۲۸ ساله هستم که با خواندن مقالات خودارضايی در يکی از سايت ها تحريک شدم و به اين اقدام دست زدم و انگشت ميانی خود را تا آخر به آرامی وارد مجرا کردم و بدون هيچ فشاری به قسمت پايين وارد شد بعد خوندن مطالبی در مورد پرده بکارت ارامشم بهم خورده. لازمه بگم نه دردی داشت نه فشاری نه خونريزی. به قران همش حس يک کنجکاوی بود. من نمی تونم تحت هيچ شرايطی به دکتر برم کمکم کنيد. شما را بخدا به من بگين امکان داره اينجوری اين پرده پاره شه اگه پاره بشه پدر و مادرم در مورد من چه فکری ميکنن وای خدا! شمارا به خدا کمکم کنين تا ديگه مجبور نشم مرتب اين سايت اون سايت کنم دست شما رو ميبوسم بهم بگين

- سلام من يک دختر ۲۰ ساله هستم من متاسفانه سالها خود ار ضايی می کردم بارها هم تصميم به ترک آن گرفته ام اما نتوانستم...الان هم در حال ترک هستم اما يه ترس خيلی مهيبی در من هست اينکه مبادا پرده بکارت من پاره شده باشد. البته ابن را هم ميگويم که خود ارضايی من به اينصورت بوده که با پارچه ای از بيرون مهبل خودم را فشار ميدادم يعنی هيچی را وارد آن نکرده ام راهنماييم کنيد

- من هم در روزهای خونريزی برای تميزی بيشتر بعد از توالت هميشه با دست بهتره بگم با انگشت ناحيه مهبل رو کاملا تميز ميکردم به خيال اينکه چقدر تميز و پاکيزه ميشم غافل از اينکه....لينکهايی رو که فرموديد قبلا مطالعه کردم ولی هيچ کدوم برای من قانع کننده نيست. چون خونواده ما و خونواده همسر آينده م کاملا مطمئن هستم که به وجود خون بر روی دستمال خيلی حساس هستند و براشون خيلی خيلی مهم و حياتی هست وای به روزی که روز پاتختی دستمال سفيد تحويلشون داده بشه! دمار از روزگار دختره و پسره و همه در می يارن و از بابت اينکه گفتين پسرها نميتونن وجود يا عدم وجود پرده رو تشخيص بدن بايد بگم که متاسفانه همسرآينده من حتما ميتونه تشخيص بده به دليل اينکه خودشون دکتر هستند. حالا با اين تفاسير نظرتون چيه ؟ بازم می فرمايين که نيازی به ترميم پرده نيست ؟

- سلام و خسته نباشيد. قبل از هر چيز از پاسخی که به نامه ارسالی من داده بوديد ممنونم. خيلی آرامش بخش بود . آقای دکتر مسائلی که شما مطرح کرديد کاملا درست و متين بود ولی موضوعی که هست مردان امروز ( خواستگاران امروز ) اين حق خود ميدانند که دختری رو که برای يک عمر زندگی انتخاب ميکند کاملا پاک و سالم باشد . برای اونها وجود بود و نبود خود پرده بکارت موضوع مهمی نيست ولی نبود اين پرده برای آنها دال بر داشتن يک رابطه عميق جنسی دارد که برای هيچ جوانی قابل قبول نيست و نوعی بی اعتمادی برای آنها در زندگی آينده ايجاد ميگردد. در ضمن اين اولين ارتباط من بود

نوشتن از پرده بکارت برای يک پزشک – حتی يک پژوهشگر در زمينه تشخيص و درمان اختلالات جنسی- کار ساده ای نيست. در واقع در تمام متون پزشکی گسترده و متنوع دانش پزشکی بندرت ممکن است موضوع پرده بکارت مورد توجه نويسندگان کتابهای درسی پزشکی قرار گرفته باشد. همينطور در متون معتبر تشخيص و درمان اختلالات جنسی هم بندرت ممکن است به پرده بکارت و عوارض ناشی از آسيب آن اشاره شده باشد و به هرحال هيچگاه مسئله درخور اعتنايی نبوده است. اما با مرور نامه های ارسالی – که متن بالا تنها نمونه کوچکی از آن است – می بينم که گذشتن از اين مطلب هم کار ساده ای بنظر نمی آيد. واقعيت اين است که ميزان اهميتی که اين بقايای ناچيز تکامل جنينی دستگاه تناسلی در ميان جوامع کشورهای خاورميانه و آمريکای لاتين کسب کرده است، بسيار مهيب تر از آن چيزی است که در ابتدا بنظر می رسد.

پرده بکارت و عملکرد آن
هرچند احتمالا بسياری از خوانندگان قبلا در اين مورد مطالبی خوانده و ديده اند، برای کامل کردن بحث و احياناً اطلاع آنانی که هنوز چيزی در اين باره نشنيده اند: پرده بکارت يک غشاء نازک مخاطی است که به شکل های گوناگونی در ابتدای مدخل ورودی واژن قرار گرفته است و برای ورود به واژن حتماً بايد از ميان آن رد شد. در ابتدای تکامل جنينی دستگاه تناسلی قسمت خارجی واژن کاملا بسته است اما در ابتدای تولد اين پرده از چند قسمت شکاف برداشته و باز ميشود. در يک مطالعه در عربستان با معاينه ۳۴۵ کودک دختر تازه متولد شده مشخص شد همه آنها دارای پرده بکارت بودند که ۶۰ درصد از نوع حلقوی و بقيه دارای ديگر اشکال متنوع بوده است. در کودک تازه متولد شده اين پرده تحت تأثير هورمونهای مادری ضخيم و صورتی رنگ و پر از چين و چروک است. تقريبا تا رسيدن به سن مدرسه کم و بيش اين وضع ادامه دارد که در اين زمان پرده به شکل ظريف و نازک شفاف تری در آمده است و در لمس کاملا حساس است. در هنگام بلوغ تحت اثر هورمونهای استروژن دوباره پرده به شکل ضخيم تر و تيره تری در می آيد. اشکال مختلف اين پرده مخاطی را به نام های هلالی، حلقوی و غيره نام گذاری کرده اند. بندرت ممکن است پرده بصورت کامل و بدون سوراخ باقی مانده باشد که در هنگام بلوغ (و تجمع خون قاعدگی و بروز درد و اسپاسم های شکمی) تشخيص داده و سوراخ ميشود.
در ميان جانوران ظاهراً علاوه بر انسان، پرده بکارت در اسب ها، فيل ها، شامپانزه ها، وال ها، فک ها، لاماها، خوکچه های هندی و موش ها هم ديده شده است و از لحاظ عملکردی کارکرد خاصی ندارد. پرده بکارت ممکن است هنگام ورود هر جسم خارجی مثل انگشت، نوار بهداشتی، آلت و چيزهای ديگر آسيب ببيند. بدليل نبود عروق خونی فراوان فرآيند بهبودی به سرعت ديگر بافت های بدن اتفاق نمی افتد. اين پرده در هنگام زايمان واژينال بطور کامل از بين می رود. دختر خانمها پس از بلوغ، با کمی دقت ميتوانند با معاينه دستگاه تناسلی خود روبروی آينه شکل و ظاهر آن را مشاهده کنند.
هرچند پرده بکارت دارای عملکرد قابل توجهی در بدن انسان نيست اما در تمام اقوامی که به کنترل روابط جنسی زن قبل از ازدواج رسمی اهميت ميدهند نشانه قابل توجهی در اتفاق افتادن اين گونه روابط است. امروزه بر خلاف گذشته متوجه شده اند که به اصطلاح ضريب حساسيت و اختصاصی بودن اين آزمايش زياد نيست. به معنای ديگر آسيب ديدن يا نديدن پرده لزوماً به معنای دخول يا عدم دخول آلت نيست. همچنين آسيب آن هميشه با خون ريزی (بعنوان نشانه سنتی آسيب پرده همراه نيست) طبق بعضی آمار چيزی حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد از خانمها طی اولين نزديکی خود متوجه خون ريزی ناشی از پاره شدن پرده بکارت نميشوند (در ۵ درصد موارد خونريزی آنقدر شديد يا طولانی مدت است که ممکن است نياز به بستری فرد وجود داشته باشد). بدين ترتيب مفهوم بکارت (به معنای دست نخوردگی) ارتباط مستقلی از پرده بکارت پيدا ميکند. به عبارت ديگر عدم مشاهده خونريزی هنگام نزديکی لزوماً به معنای وجود قبلی نزديکی نيست. اينکه عدم خون ريزی يا آسيب قبلی پرده ناشی از نزديکی و دخول آلت بوده به معاينه دقيق فرد آشنا (با نشانه های نزديکی) نيازمند است که امروزه بطور معمول در پزشکی قانونی صورت ميگيرد.

پرده بکارت Hymen در اسطوره ها
در اسطوره های رومی و يونانی هايمنئوس Hymenaeus خدای ازدواج و جشن و پايکوبی است که اغلب بصورت جوانی با مشعلی در ميان جشن عروسی نشان داده ميشود. او فرزند آفروديت و ديونزوس الهه و خدای زيبايی و شراب و برادر Priapus خدای زايش است. هومر در جای جای ايلياد از او ياد کرده است و از هايمن در يکی دو نمايشنامه شکسپير مثل نمايشنامه های "همانطور که شما دوست داريد" و "طوفان" نام برده شده است. البته هايمن هميشه هم خوش يمن نبوده است. در افسانه ها آمده است که اورفئوس و اوريديس او را به جشن عروسی خود دعوت کردند و چون بوی دود مشعل او در فضا پيچيد هر دو به گريه افتادند. نشانه ای که از يک اتفاق ناخوشايند در آينده خبر ميداد.

اهميت بکارت در جامعه و ابعاد آن
بکارت و مذهب
احتمالاً قدمت توجه به بکارت در ميان جوامع به قبل از ظهور اسلام می رسد. از آنجا که اسلام (و ديگر مذاهب ابراهيمی) در بدو شروع قبل از آنکه مذهب بزرگی باشند ضدمذهب بزرگی بودند که در تقابل با سنت ها و عقايد جامعه حرکت ميکردند، ميتوان تصور کرد که اسلام عرضه کننده ارزشهای جديدی بجای ارزش های قديمی (و از جمله بکارت) بوده است. تصور اينکه بکارت از ارزشهای جامعه محافظه کاری است که يک حرکت انقلابی در مقابل آن به پا خاسته است و بدين لحاظ در اين حرکت انقلابی جايی ندارد تصور چندان مشکلی نيست. بنا به توصيه های اسلام و پيامبر، مردان برای ازدواج بايد زنانی هم شأن خود انتخاب ميکردند. تقريباً در هيچيک از آيات قرآن يا احاديث روايت شده از رهبر اسلام نوپا، در کنار معيارهايی چون ايمان و پايداری و صبر و ايثار، از بکارت بعنوان يکی از معيارهای اين انتخاب شايسته چيزی ذکر نشده است (يا لااقل من جايی نديده ام)، چنانکه اغلب همسران پيامبر قبل از ازدواج با ايشان باکره نبوده اند. با پيش آمدن وقايعی چون جنگ احد و کشته شدن بسياری از مردان مسلمان در ميدان نبرد، پيامبر مسلمين را به زناشويی با زنان آنان ترغيب ميکرد و بدين ترتيب در واقع بکارت ارزش خود را بطور کامل بعنوان يکی از معيارهای انتخاب زنان در ميان مسلمين از دست ميداد.
همزمان با تثبيت جايگاه اسلام بعنوان يک حکومت در شبه جزيره عربستان و گسترش آن به سرزمين های اطراف و شکل گيری امپراطوری اسلامی و بخصوص هرچه از زمان حيات پيامبر دور ميشويم احتمالا در اين زمان توجه به ارزشهای يک جامعه محافظه کار و اشرافی (اسلام اموی و عباسی) شدت بيشتری گرفته است. با افزايش ثروت و فراهم آمدن فرصتهای نو برای کابين بستن زنان و انتخاب زنان مطلوب تر، و همچنين گسترش جنگ و توسعه تجارت زنان برده (که مهمترين کارکرد آنها ارائه خدمات جنسی به صاحبان خود بود) دور از انتظار نيست که ارزشهای اسلام انقلابی جای خود را به ارزشهای جديد جامعه محافظه کار بدهد. بدين ترتيب کم کم بکارت نقش مهمی در قيمت گذاری بردگان (يا کابين بستن زنان) بازی کرده است. احتمال سرايت بيماری های آميزشی چون سيفيليس يا سوزاک در زنان غيرباکره که سابقه نزديکی قبلی داشته اند قطعاً نقش مهمی در کاهش رغبت مردان به آنان داشته است.

بکارت و سنت
همزمان با تلاش گسترده تر جامعه در کنترل بهتر و بيشتر روابط جنسی ناخواسته زنان، روشها و ابزار تازه ای برای اين منظور بکار گرفته شد. استفاده از ابزارهای فلزی چون کمربند عفت (که اولين بار با نمايش فيلم محلل در ميان ايرانيان معروف شد تا آن حد که مرحوم مطهری به ناچار شرحی بر آن نوشت) يکی از راه های اطمينان از عدم نزديکی زن در غياب مالک و صاحبان رسمی وی بود که ظاهرا تا همين زمان هم بخصوص در جوامع بسيار سنتی چون پاکستان از آن استفاده ميشود. يکی ديگر از رسوم معمول، در کنار ختنه دختران و بريدن کليتوريس (بخاطر از بين رفتن هميشگی حس لذت و اطمينان از عدم طغيان غيرقابل کنترل احساسات جنسی) دوختن لب های آلت تناسلی بطرزی که فقط سوراخ کوچکی برای ادرار کردن و دفع خون قاعدگی وجود داشته باشد از رسوم شايع در ميان جوامع سنتی چون مصر و بسياری از کشورهای عربی بوده است. اين امر منحصر به گروه های فقير جامعه نيست و حتی خانواده های تحصيلکرده را هم ناچار از پذيرش آن می کرده است.
دکتر نوال السعداوی (با وجود داشتن پدر و مادر تحصيلکرده با مشاغل مناسب دولتی) خود يکی از قربانيان ختنه زنان در مصر است. او در کتاب سيمای زن عرب (نشر روزبهان- ۱۳۵۹) قسمتی از خاطرات خود هنگام اشتغال به حرفه طبابت در سودان را به اين صورت نقل ميکند: "... عمل ختنه در سودان چند برابر مصر وحشيانه تر بود. در مصر به قطع کليتوريس بسنده ميکردند حال آنکه در سودان به اين شکل بود که کليتوريس و دولبه بيرونی و همچنين دو لبه کوچک درونی را نيز قطع ميکردند. عمل در همين قسمت خاتمه نمی يافت، بلکه جراح چند بخيه اضافی هم ميزد تا مجرای تناسلی به شدت تنگ شود و فقط برای خروج خون حيض جا باقی بماند. در نتيجه در شب ازدواج لازم بود تا با چاقوی جراحی يا حتی گاهی يک قيچی معمولی انتهای دهانه را شکافته و راه دخول باز شود. جالب اينجا بود که در زمان طلاق نيز به بهانه اينکه نکند زن رابطه جنسی برقرار کند دهانه را دوباره می بستند".
در پاکستان بعنوان يک سنت اصيل (مرد يا) زنی که دارای رابطه جنسی نامشروع با ديگری باشد بايد توسط اعضای خانواد يا خويشان طرف مقابل به قتل برسد که به آن "کاروکری" گفته ميشود. در سنت ديگری به نام "کالاکری" برای پاک کردن لکه ننگ خانواده، زنی که مورد تجاوز قرار گرفته باشد توسط اعضای فاميل خود به مرگ محکوم ميشود.

بکارت در قانون و شرع
ظاهراً در فقه شيعی پرده بکارت دارای اهميت اختصاصی است که سوای مسئله بکارت به معنی داشتن رابطه جنسی است. در روايتی منسوب به اميرالمومنين نقل شده است که زنی با شوهرش نزديکی کرد و پس از آن با زنی ديگر مساحقه (آميزش جنسی) کرد که در اثر آن وی حامله شد. بنا بر اين روايت حضرت جريمه ای وضع کرد که در ازای از بين رفتن پرده بکارت زن در اثر حاملگی به وی پرداخت شود. در قوانين مدنی ايران در صورت آميزش غيرقانونی مرد و زن و از بين رفتن پرده بکارت در اين عمل، زن حق تقاضای مبلغی بعنوان ارش البکاره دارد که اين غير از مبلغی است که ميتواند بعنوان مهرالمثل (درصورت غيرتوافقی بودن نزديکی) دريافت کند. مبلغ ارش البکاره بطور عرفی در حدود ۱.۵-۱ ميليون تومان يا بيشتر تعيين ميشود.
مسئله مهم ديگر منوط کردن صحت عقد به بقای بکارت است. به اصطلاح در صورتی که داماد هنگام عقد "شرط بکارت" کرده باشد و بعد از عقد معلوم شود بکارت زن – ولو بطريقی غير از نزديکی – آسيب ديده است، عقد و مسائل حقوقی مربوط به آن نافذ نخواهد بود. در اين صورت عدم بکارت نيز با گواهی پزشکی قانونی محقق خواهد شد.

بکارت و قتلهای ناموسی
قتل ناموسی را ميتوان اينگونه تعريف کرد: کشتن فرد به دليل (احتمال) روابط جنسی تأييد نشده از سوی خانواده. در مطبوعات و کتابهای خارجی – حتی پيش از بسياری از کشورهای سنتی تر چون افغانستان يا يمن يا عربستان و سودان- همواره از ايران بعنوان کشور مملو از خشونت های جنسی نام برده شده است، با اينحال تا اوائل دهه ۸۰ هيچ گزارش يا آمار رسمی در مورد ميزان اين نوع قتل منتشر نميشد. تقريباً روزنامه ها هم به پيروی از يک دستور نانوشته از چاپ و انتشار اخبار حوادث اينچنينی در سطح جامعه منع ميشدند. اما از اين زمان با اختصاص صفحه خاصی از روزنامه ها به حوادث کم کم تعداد گزارشات وقوع اين قتل ها افزايش يافت. يکی از پر سر و صدا ترين اين گزارشات، ادعای يک مقام قضايی و همينطور مشاور استاندار خوزستان در سال ۸۲ مبنی بر رخداد ۴۵ قتل فقط در فاصله ۲ ماه در ابتدای اين سال بود که توسط خبرگزاری دانشجويان ايران منتشر شد. خبر واضح و رسا بود:
"بين ابتدای فروردين تا اواخر ارديبهشت و هفته اول خرداد ماه جاری به استناد گفته يکی از مشاورين فرمانداران صرفا در يک طايفه، حدود ۴۵ مورد قتل ناموسی زير ۲۰ سال صورت گرفت و پدر، عمو، برادران و پسران عمو خود به اجرای حکم در اين زمينه پرداخته‌اند.
تقريبا همان زمان از قول معاون قضايی دادگستری کرمانشاه نقل شد: "پس از قتل‌های هيجانی که بدون تفکر صورت می‌گيرد، قتل‌های ناموسی بيشترين تعداد قتل‌هايی که معمولا با تصميم قبلی واقع می‌شوند را در کرمانشاه به خود اختصاص داده است."
به انبوه موارد اين گزارشات بايد مواردی را هم افزود که ممکن است بصورت خودکشی و يا خودسوزی گزارش شده باشد. در اين حال قربانی زير فشار فزاينده اطرافيان خودکشی را به ادامه زندگی ترجيح ميدهد که کاملا قابل درک است. شايد يکی از علل محبوبيت فيلم قيصر همين سادگی درک علت مرگ دختر مورد تجاوز در خانواده قيصر است. در واقع تماشاچی نيز همين انتظار را از او دارند (من هيچ شکی ندارم که اگر او اينکار را نميکرد قيصر اين کار را ميکرد). ديده شده که گاهی حتی يک قتل بصورت يک مورد خودکشی گزارش شده است. خبرگزاری دانشجويان ايران در مهرماه ۸۵ چنين گزارش ميکند:
"مادری به دنبال سکوت دخترش برای توضيح در خصوص رفتارهای مشکوک، وی را به قتل رساند. سرهنگ ابراهيم کريم‌خانی، فرمانده هنگ مرزی سلماس در گفت‌وگو با خبرنگار «حوادث» ايسنا در تشريح اين خبر گفت: مادر و برادر اين دختر ۲۰ ساله پس از خفه کردنش، جسد او را در طويله منزلشان به آتش کشيدند. وی ادامه داد: خانواده مقتول اذعان داشتند که وی اقدام به خودسوزی و خودکشی کرده است و جسدش را در قبرستان روستای سينجی به خاک سپرده‌اند. سرهنگ کريم‌خانی تصريح کرد: ماموران هنگ مرزی بعد از پيگيری و تحقيق در اين باره متوجه وقوع قتل شدند و اين در حالی بود که پس از نبش قبر و کشف علت قتل، مادر (متهم به قتل) و برادر دختر جوان متواری شدند. فرمانده هنگ مرزی سلماس، علت قتل را مسايل اخلاقی ذکر کرد و افزود: بنا بر بررسی‌های پليسی، متهم به قتل در پی مشکوک شدن نسبت به رفتارهای دخترش، از وی می‌خواهد که در اين باره توضيح دهد، اما به دليل سکوت دختر جوان، متهم با همدستی پسرش، وی را به قتل می‌رساند. "
جالب اين است که با وجود گسترده بودن اين قتل ها در استانهای مرزی چون خوزستان، باختران، کردستان، بوشهر، سيستان و بلوچستان و خراسان بيشترين موارد شکايت بدنبال تجاوز و درخواست معاينه پزشکی قانونی بخاطر ازاله بکارت مربوط به استان تهران بوده است: بنا به گزارش ارائه شده از سايت خبرگزاری انتخاب در اواخر اسفند ۸۴ از نظر آمار مربوط به تجاوز به عنف يا شکايت خانواده دختران در رابطه با ازاله بکارت از ميان حدود هفده‌هزار آزمايش انجام شده، که سرانه پنج در ده‌هزار نفر را برای زنان ايرانی ايجاد می‌کند، استان تهران با حدود ده مورد در هر هزار زن تهرانی، رتبه نخست، استان قزوين با حدود ۹ مورد، رتبه دوم و استان‌های سمنان و گيلان نيز با حدود هشت مورد در ده‌هزار زن رتبه‌های سوم و چهارم را در آزمايش‌های مربوط به ازاله بکارت، دارا هستند. گفتنی است، استان‌های سيستان‌وبلوچستان، ايلام و زنجان از اين لحاظ، رتبه‌های آخر را دارند."
برعکس مطابق گزارشات منتشره بيشترين آمار خودسوزی زنان مربوط به استانهايی مثل ايلام و کرمانشاه بوده است. هرچند نسبت دادن همه آنها به خشونت های ناموسی درست نيست، بررسی اهميت انگيزه های اينچنينی در بروز آنها قابل توجه است.
قطعاً وقوع قتل های ناموسی منحصر به ايران نيست و در اغلب کشورهای خاورميانه به شکل شايعی حضور دارد. بنا به گزارش منتشر شده خبرگزاری جمهوری اسلامی (ديماه ۸۴) از روزنامه نوای وقت پاکستان در سال ۲۰۰۴ سه هزار و‪ هشتصد و پنجاه زن در زندانهای شخصی، خانوادگی و قبايلی در ايالت‌های سندوبلوچستان به‌سر بردند. طبق گزارش عفو بين الملل حدس زده ميشود که سالانه در جهان حدود ۵۰۰۰ قتل ناموسی اتفاق می افتد که ۱۵۰۰ مورد آن مربوط به کشور پاکستان است.
در ديماه ۱۳۸۲ گزارشی در نشريه الکترونيک ايران امروز به نقل از "فرانکفورتر الگماينه زونتاگ" منتشر شد که به يک مورد قتل ناموسی در ترکيه پرداخته بود: "شورای خانواده، يعنی اعضای مرد خانواده دميرل، ماموريت را به بزرگترين پسر خانواده محول کردند: احمد ۱۶ ساله، می بايست ناموس دميرل ها را به آن ها باز ميگرداند. خواهرش قدريه، به اصطلاح ناموس خانواده را لکه دار کرده بود. او که تنها يک سال جوانتر از برادرش بود. هرگز رنگ مدرسه نديده و پا از محله ای را که در آن زندگی می کرد فراتر نگذاشته بود از سوی پسر عمويش محمد مورد تجاوز قرار گرفت و حامله شد. او، نمی دانست پسر عمو چه بلائی بر سرش می آورد. يک روز، آنچه را اتفاق افتاده بود، برای مادرش تعريف کرد. مادر هم، داستان را برای پسرش احمد شرح داد. پدر، يک مرد بيکار و الکلی، با پنج پسر و دو دختر، حاضر نبود روايت او را بپذيرد. پسر، بلافاصله خواهرش را نزد پزشک زنان برد. در راه، حاضر نبود دست خواهرش را بگيرد. چون که مرد، هميشه سه قدم جلوتر از زن حرکت ميکند. قدريه، در حالی که سرش را به زير افکنده و فقط جلوی پايش را نگاه می کرد، به دنبال او می رفت. پزشک همه چيز را تاييد کرد: خواهر او ديگر باکره نبود. به اين ترتيب، او، ناموس خانواده را لکه دار کرده بود. مادر، دختر را نزد بستگانش پنهان کرد. در اين ميان، شورای خانواده تصميم گرفت که چه بايد کرد: احمد، خواهرش را به بهانه ای از مخفيگاه بيرون کشيد. ماه رمضان بود. قدريه، بار ديگر سر به زير به دنبال برادر به راه افتاد. تا وقتی که او ناگهان چرخيد، به ضرب چاقو سينه خواهر را شکافت و با سنگی بر سرش کوبيد. رهگذران مداخله کردند و دختر را که به شدت خونريزی می کرد به نزديک ترين بيمارستان رساندند. او، همراه با کودک شش ماهه ای که در رحم داشت جان باخت". ظاهرا در ترکيه در اين موارد ترجيح داده ميشود که پسر نابالغ خانواده وظيفه قتل خواهرش را بعهده بگيرد چرا که قانون او را حداکثر به دوسال حبس محکوم ميکند.
اينها تنها مشروط و محدود به کشورهای جهان سوم نيست. با حضور جمع قابل توجهی از مهاجرين در کشورهای صنعتی که سنتهای خود را نيز همراه خود به آنجا آورده اند ساليانه آمار قابل توجهی از اينگونه قتل ها و خشونتها در کشورهای مهاجرپذيری چون انگلستان، سوئد و آلمان گذارش ميشود. بنا به يک آمار در سال ۲۰۰۴ ميلادی حدود ۲۰۰ نفر قربانی قتل های ناموسی در آلمان شده اند. پليس لندن سعی کرد ضمن مطالعه پرونده ۱۰۹ قتل ناموسی که در سه سال قبل اتفاق افتاده بود طی کنفرانسی به نام International Conference on Honour Based Violence در بهار سال ۲۰۰۵ ميلادی از همه صاحب نظران برای بررسی انگيزه و ماهيت اين قتل ها دعوت به همکاری کند. در اين کنفرانس رئيس پليس متروپوليتن خانم Andre Baker ضمن اشاره به ۴۹۲ پرونده ازدواج اجباری اذعان کرد که اين تنها قسمتی از کوه يخ پنهان در زير لايه های اجتماع است.
واکنش عمومی به اين جنايات چندان شديد نبوده است. بنا به نظر مردم بخصوص در قبايل سنتی دختر جزئی از مايملک مرد (در خانه پدری يا شوهری) محسوب ميشود و عملاً همکاری يا تن دادن به روابط جنسی غير رسمی نوعی جرم و خيانت نابخشودنی بشمار می آيد. تصميم به قتل دختر از سوی خانواده هرچند ناراحت کننده اما "قابل درک" بحساب می آيد. چنين تلقی هرچند بطور رسمی از نظر دستگاه قضايی و حقوقی محکوم شده است عملاً در نظر گرفته ميشود.
از نظر قانونی در قوانين مجازات اسلامی کشور ايران تنها اگر مرد زن خود را هنگام معاشقه و نزديکی با مرد ديگر ببيند اجازه قتل او را دارد بی آنکه دستگاه قضايی از او مؤاخذه کند (ماده ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی). چنين امری نادر و اثبات آن بسيار دشوار است. همچنين مطابق قوانين قضايی پدر يا جد پدری ميتواند فرزند خود را به قتل برساند بی آنکه مستحق قصاص باشد (ماده ۲۲۰ ـ پدر يا جد پدری که فرزند خود را بکشد قصاص نمی شود و به پرداخت ديه قتل به ورثه مقتول و تعزير محکوم خواهد شد.). چندی پيش در پی گزارش سربريده شدن دختر ۷ ساله ای بدست پدرش در اهواز قوه قضاييه قول داد که بطور ويژه به اين پرونده رسيدگی ميکند اما بعداً خبری از نتايج رسيدگی به آن منتشر نشد. چندی پيش در خبرها آمده بود در محاکمه مردی که ضمن شکايت از زنش بخاطر رابطه نامشروع با مرد ديگر او را با ضربات چاقو در کلانتری محل به قتل رساند، قاضی با توجه به زمينه بروز اين اتفاق قاتل را متسحق قصاص ندانست و تنها وی را به پرداخت ديه محکوم کرد (که طبعاً به کودکان وی بعنوان وارث پرداخت ميشود). همچنين طبق قوانين قضايی ايران قصاص قاتل منوط به شکايت اولياء دم می باشد از اين رو در مورد قتل های ناموسی از آنجا که آمر قتل نيز نوعاً جزو اولياء دم بوده با عدم شکايت وی امکان قصاص قاتل منتفی ميشود و حداکثر درصورت لزوم تعزير خواهد شد. (هر کس مرتکب قتل عمد شود و شاکی نداشته يا شاکی داشته ولی از قصاص گذشت کرده باشد واقدام وی موجب اخلال در نظم جامعه يا خوف شده و يا بيم تجری مرتکب يا ديگران گردد موجب حبس تعزيری از ۳ تا ۱۰ سال خواهد بود- ماده ۲۰۸ قانون مجازات اسلامی).
در ديگر کشورهای گفته شده نيز فضای عمومی حاکم بر مراجع قضايی به همين شکل است، هرچند در واکنش به انتقادات مجامع غربی گاه بگاه تلاشهايی برای تغيير در اين فضا صورت ميگيرد. در سال ۱۹۹۹ ميلادی دولت ترکيه قانونی که اجازه معاينه اجباری پرده بکارت به مقامات رسمی را ميداد ملغی اعلام کرد. اين اقدام بعد از آن صورت گرفت که دختران يک يتيم خانه در اعتراض به معاينه اجباری پرده بکارتشان (که به منظور اطمينان از سالم بودن آن انجام ميشد) دست به خودکشی دست جمعی زدند (بی بی سی ژانويه ۱۹۹۹). در عين حال خود مقامات هم اذعان داشتند که اين اقدام تأثير ناچيزی بر جو عمومی جامعه خواهد داشت. حتی وزير امور زنان نيز (سال قبل از آن) بطور جدی از آزمايش پرده بکارت بعنوان اقدامی که ريشه در فرهنگ سنتی ترکيه دارد کاملاً دفاع کرد. در سال ۲۰۰۳ ميلادی يک ماده قانونی (معروف به ماده ۴۶۲) که به موجب آن به قاضی اجازه داده ميشد "اگر قاتل هنگام قتل تحريک شده باشد مجازات قاتل به يک هشتم حداکثر مجازات تعيين شده در قانون کاهش يابد" لغو شد (از اين ماده قانونی معمولا هنگام تصميم گيری در پرونده قتل های ناموسی استفاده ميشد). مجلس ملی پاکستان در آبان ۱۳۸۳ با تصويت يک لايحه ارتکاب به قتل های ناموسی را ممنوع کرد که به موجب آن مجازات مجرم از ۱۰ سال تا حداکثر حبس ابد تعيين ميشد. در هنگام نوشتن اين سطور لايحه ای به سنای پاکستان ارائه شده که بر اساس آن زنان برای اثبات تجاوز به خود در دادگاه ديگر نياز به همراه داشتن ۴ شاهد مرد ندارند و زنان (ولو شوهر دار) برای نزديکی توافقی با ديگری به اعدام محکوم نميشوند. ژنرال مشرف ضمن تأکيد بر لزوم تصويب و اجرای قوانينی از اين دست از سنا خواست هرچه زودتر اين لايحه را به تصويب برساند.
در بسياری از موارد قاتلين در توجيه عمل خود سعی ميکنند آن را به حدود الهی نسبت دهند و خود را عاملين احکام الهی نشان ميدهند، چيزی که مستندات واقعی برای آن وجود ندارد. قرآن در سالهای ابتدايی بعثت پيامبر با آيات شديد الحن اقدام اعرابی رادر زنده به گور کردن دختران خود ميکردند محکوم و آنان را به پاسخگويی شديدی بشارت داد. در استفتايی که خبرگزاری دانشجويان ايران از مراجع تقليد در اين باره کردند و در آذرماه سال ۸۲ در روزنامه ياس نو و ايران به چاپ رسيد آيات عظام سيستانی، مکارم شيرازی، نوری همدانی و مظاهری بطور کلی قتل های ناموسی را محکوم کردند. آيت الله سيستانی قتل ناموسی را جنايت دانست و صريحاً اظهار کرد "قاتل مستحق قصاص است و برفرض تخلف، حکم آن را بايد شرع اجرا کند و ديگران حق اجرای حدود را ندارند." آيت الله نوری همدانی نيز قاتل را متسحق قصاص دانست و تأکيده کرد: "علاوه بر اينکه قاتل بايد قصاص شود گناه او بسيار بزرگ است."

بکارت در تقابل سنت و مدرنيته
جامعه ايران را - همانند بسياری از همسايگان خود يا جوامع مختلف کشورهای خاورميانه - ميتوان جامعه ای دانست که در صدساله اخير از نهضت مشروطه به اين طرف در کشمکش هولناکی بين سنت و مدرنيته قرار گرفته است. روند پيشرفت به سمت نوگرايی نه با آموزش و برنامه ريزی های لازم که همواره با فشارها و ترسها و تشويش های فراوانی همراه بوده است (کافی است به روند ورود و استقرار راديو و بعد تلويزيون و بعد از انقلاب ويديو و ماهواره و اينترنت و کشمکش ها و رد و پذيرش های آن توجه کنيد). مسئله جايگاه زن در حوزه های اقتصادی و اجتماعی و کشمکش های مربوط به آن از مسائلی است که بطرز چشمگيری در موضوع پرده بکارت متبلور شده است. کشمکش برای از دست ندادن سرمايه های سنتی در ازای وسوسه های دنيای نو. برای نمونه تلاش برای بدست آوردن هويت شغلی و استقلال مالی از آرزوهای نسل نوگرای امروز است، چيزی که نسل گذشته در آن ترديد جدی دارد. زندگی کردن يک زن تنها و بدون اتکاء به مردبه سختی باور کردنی بنظر ميرسد. از طرفی با ورود به دنيای روابط کاری جديد، امکان کنترل کامل جسمی زن از دست می رود. احتمال بدست آوردن شغل (و استتقلال اقتصادی و اجتماعی) در مقابل احتمال از دست دادن بکارت معامله ای است که سنت هنوز به سودمند بودن آن اطمينان چندانی ندارد. زن امروز پيش از هر زمان با ترسها و نگرانی های ناشی از عدم اطمينان به ازدواج و احتمال جدايی روبروست (در يکی از خانواده های که می شناختم سه خواهر بودند که از هراس طلاق هيچگاه ازدواج نکردند). تنهايی مطلقی که در آن نه روی کمک سنت و نه مدرنيته نميتوان حساب کرد.
مطابق آمار نرخ مشارکت کاری زنان طبق آمار سرشماری عمومی سال ۱۳۵۵ از ۱۲.۹ درصد به ۲.۸ درصد در سرشماری عمومی سال ۱۳۶۵ کاهش و مجدداً به ۱۲ درصد در سرشماری عمومی سال ۱۳۷۵ افزايش يافته است که با اين حال بنا نظر کارشناسان نرخ مشارکت هنوز هم کمتر از يک سوم نرخ متوسط جهانی مشارکت زنان است (البته احتمالا در اين آمارها نرخ اشتغال زنان روستايی در بخش های کشاورزی و دامپروری و صنايع دستی چندان بحساب نيامده است). در آمار گيری نمونه ای مرکز آمار ايران در سال ۱۳۸۱ نرخ مشارکت به ۱۱.۵ و در سال ۸۲ به ۱۰.۵ درصد کاهش می يابد. که نشان از حدود ۵ درصد رشد نرخ بيکاری زنان دارد. بر اساس آمار مزکز آمار ايران در ارديبهشت ۱۳۸۳ (در فاصله سنی ۶۴-۱۵ سال)
۱. نرخ مشارکت زنان و مردان با هم (جمع نيروی کار ) معادل ۴/۴۵% می باشد که برای مردان ۹/۷۵ درصد و برای زنان ۲/۱۴% می باشد .
۲. نرخ بيکاری ( ۱۰ ساله و بيشتر ، با توجه به آنکه سن کار در ماده ۷۹ قانون کار ۱۵ سال تعيين شده است ) برای زن و مرد ۴/۱۰ % ، برای مردان ۲/۹درصد و برای زنان ۱/۱۷ درصد برآورد گرديده است (نرخ بيکاری زنان به حدود ۲ برابر نرخ بيکاری مردان ميرسد).
علاوه بر اين بايد در نظر داشت که بخش خدمات و صنعت به لحاظ توقع کمتر، بتدريج و بصورت روزافزون سعی در استفاده بيشتر از کارگران و کارمندان زن در بخش های مختلف داشته است.
در ديگر کشورهای همسايه نيز پديده مشابه ای کم و بيش حضور دارد. در گزارشی که در ۲۷ آبان ۸۵ از خبرگزاری فارس نيوز منتشر شد خبرنگار از تفاوتها و تقابل های چشم گير بين سنت و مدرنيته در پاکستان شگفت زده ميشود: "در ميان تابلوهای بزرگ تبليغاتی در شهرهای مختلف اين کشور، در کنار تابلوهای بزرگ با مضامين اسلامی، که حتی آيات قرآن نيز بر روی آنها نقش بسته است، تصاويری از بانوان بدون پوشش اسلامی، تنها با فاصله چند سانت از تابلوی قبلی، خودنمايی می‌کند." با حرکت از سمت پايتخت به سمت استانهای مرزی حضور سنت پررنگ تر بنظر ميرسد. او جای ديگر می افزايد: "هر چقدر از اسلام آباد به سمت شمال غرب پاکستان در ايالت سرحد نزديک می شديم، تفاوت‌ها بيشتر آشکار می شد تا جايی که در پيشاور، مرکز سرحد تقريبا هيچ بانوی پاکستانی را بدون برقع نديدم.(پوشش کامل چادر که تمام اعضای بدن در آن جا می‌گيرد و برای ديد بانوان نيز يک توری در آن تعبيه شده است) آنجا بود که ياد موضوع « killing honour » افتادم. گفته می‌شود اگر مردان پاکستانی احساس کنند نظر سوئی نسبت به خانم های نزديکشان وجود داشته باشد، آنقدر تعصب به خرج می‌دهند که حتی مرتکب قتل می شوند. با نوع پوشش بانوان در مناطق مرزی پاکستان شايد honour killing در ايالت سرحد رسم باشد اما فکر نمی کنم در اسلام آباد چنين چيزی وجود داشته باشد."
آنچه که مسلم است برای حضور در نقش جديد، زن بدنبال آورده های جديدی چون پشتکار، دانش، استقلال، و دورانديشی و اعتماد به نفس خواهد بود. در واقع آنچه هراس انگيز و تشويش برانگيز است ورود به دنيای جديد بدون ره توشه های لازمه آن است در حاليکه امکان برگشت به گذشته با ترديدهای جدی روبرو است. احساسی شبيه فروآمدن حوا به زمين، بدون آنکه از پوشش بهتشی قبلی اثری باشد.

بکارت در نظرگاه همسران
سوای اجتناب از تبعات خشونت، يکی از مهمترين دلايل نگرانی زنان در مورد بکارت نظر احتمالی آقايان و اهميتی که اين امر در زندگی مشترک آينده دارد است. در يکی دو آمارگيری محدود انجام شده اينطور عنوان شده که اکثريت مردان ايرانی همچنان از بکارت بعنوان يکی از معيارهای مهم انتخاب همسرشان ياد کرده اند. در اينجا دو نکته را بايد متذکر شد. نظر قشر جديد تحصيلکرده ايرانی در اين مورد به يک اندازه با طيف های سنتی تر منطبق نيست. از طرف ديگر نوع طرح سوالات نيز در بررسی احساس و نظر يک مرد نسبت به همسر (فعلی يا آينده اش) اهميت بسزايی دارد. بعنوان مقدمه با وجود پيش زمينه فکری عموم، در نظرسنجی های بزرگ نشان داده شده است که کوچکی اندازه آلت (در مردان) يا پستان (در زنان) تأثير قابل توجهی در کاهش علاقه افراد به همسرانشان نداشته است. بعبارت ديگر احتمال آن هست که در مقابل نقاط مثبتی چون راستی، قابل اعتماد بودن، دور انديشی، سخت کوشی، دانش و آگاهی و مهارتهای (جنسی يا عمومی) لازم برای ادامه زندگی، همسر اهميت نگرانی چندانی نسبت به روابط احتمالی گذشته وی نداشته باشد. در يک نظرسنجی محدود اينترنتی در سايت دانش نوين پزشکی که از تاريخ ۲۸/۲/۱۳۸۵ تا ۱۷/۵/۱۳۸۵ انجام شد رأی دهندگان در پاسخ به اين سوال که: اگر بدانيد نامزد دلخواه تان قبلا با کسی رابطه داشته است چه واکنشی خواهيد داشت نتايج ذيل بدست آمد:
نتايج نظرسنجی از تاريخ ۲۸/۲/۱۳۸۵ تا ۱۷/۵/۱۳۸۵

ااگر بدانيد نامزد دلخواه تان قبلا با کسی رابطه داشته است....؟
۱. گذشته اش اصلا برايم مهم نيست. ( ۴۷رای، ۲۰%)
۲. کمی ناراحت ميشوم اما مهم نيست ( ۳۴رای، ۱۵%)
۳. خيلی ناراحت ميشوم اما می پذيرم ( ۳۶رای، ۱۶%)
۴. خيلی به سختی فراموش ميکنم ( ۳۶رای، ۱۶%)
۵. او را ترک ميکنم ( ۳۵رای، ۱۵%)
۶. نميدانم چه واکنشی نشان ميدهم ( ۳۶رای، ۱۶%)

مطابق اين نظر سنجی از ميان افراد شرکت کننده در رأی گير تنها ۱۵ درصد موارد اظهار داشته اند (درصورت اطلاع از چنين امری) "او را ترک ميکنم". در مقابل حدود ۵۰ درصد از نظردهندگان اظهار کرده اند که درک و قبول اين مسئله برای آنان خيلی مشکل نيست. حدود ۱۶ درصد ممکن است تحت تأثير قابل توجه اين خبر قرار بگيرند و احتمال ميدهند برای پذيرش آن به زمان نياز دارند. ۱۶ درصد نيز نميتوانند واکنش خود را حدس بزنند و احتمالا واکنش آنها به نوع روابطشان با جفت شان بستگی دارد.
هرچند برای تعميم اين نتايج به جامعه عمومی ايران در مناطق و قشرهای مختلف، راه درازی در پيش است، آنچه مسلم است انجام يک يا چند بررسی مناسب و حساب شده ميتواند ديدگاه محدود ما را در اين مورد به قدر کافی گسترش دهد و از بسياری نگرانی های بی مورد ما بکاهد.
نکته ديگر مهمی که بايد به آن اشاره کرد اين است که ترسها و تشويش های يک مرد (يا يک زن) در مورد دلبستگی و ازدواج (که به آن اضطراب دلبستگی گفته ميشود ميتواند بصورت پرسش در مورد سلامت پرده بکارت نمود پيدا کند. تبديل کردن ترسها و تشويش های ناخودآگاه (که ريشه در روابط ما با نزديکانمان در زمان کودکی دارد) به نمادهای ملموس تر از نظر جامعه از واکنش های معمول و شناخته شده انسان محسوب ميشود. در واقع با تخفيف اينگونه تشويش ها از راه های ديگر ممکن است کم کم پرسش و نگرانی هايی از اين دست در مورد سلامتی پرده بکارت کاهش يابد.

صدور گواهی بکارت: درست يا نادرست؟
چندی پيش در سخنان منتسب به امام جمعه اصفهان ظاهرا اينطور عنوان شده بود که درصد زيادی از خانم ها باکره به خانه بخت نميروند (و ظاهرا درصدی مثل عدد ۷۴ هم در اين رابطه گفته شده بود) که خيلی بحث برانگيز شد و افراد هم به آن اعتراض داشتند. اما به هرحال گفتارهايی از اين دست همواره نشان دهنده نگرانی جدی سنت از خدشه دار شدن چهارچوبی است که امروزه پايه هايش به لرزه درافتاده است. در واقع از ديدگاه سنت (در مقابل مهريه و نفقه پرداختی) بکارت کمترين توقعی است که در قبال مبالغ پرداختی از زن ميتوان داشت. از اين رو شرط بکارت يکی از شروطی است که بنا به نظر فقها درصورت فقدان ميتواند منجسر به فسخ عقد شود. طبق ماده ۱۱۲۸ قانون مدنی: "هرگاه در يکی از طرفين صفت خاصی شرط شده وبعد از عقد معلوم شود که طرف مذکور فاقد وصف مقصود بوده برای طرف مقابل حق فسخ خواهد بود خواه وصف مذکور در عقد تصريح شده يا عقد متباينا برآن واقع شده باشد". در ارتباط با همين ماده از قانون گفته شده است: "زوجی که هنگام ازدواج شرط بکارت نموده باشد اگر بعد از ازدواج معلوم شود که با زوجه جماع شده هرچند پرده بکارت سالم و موجود و از نوع حلقوی باشد دارای حق فسخ خواهدبود، زيرا منظور از بکارت در درجه اول همان نزديکی است لذا اولا اکراه زن و زايل شدن بکارت اگر به عنف هم باشد تاثيری در قضيه نخواهد داشت و کماکان زوج حق فسخ خواهد داشت ; ثانيا ازاله بکارت چه در اثر بيماری باشد ياافتادن از بلندی و غيره با عدم اطلاع دختر يا خانواده اش تاثيری در حق فسخ برای زوج ندارد.
گروه های مدافع حقوق زنان معاينه پرده بکارت و صدور گواهی بکارت را از جمله موارد توهين به شخصيت زن بحساب می آورند، اما بايد توجه داشت که قضاوت يک طرفه در اين معامله دوطرفه قطعاً فاقد منطق عمومی (و لااقل شرعی و قانونی) قابل دفاع خواهد بود. جايی که همواره از مهريه و نفقه بدون درنظر گرفتن هيچ سقف و حد مشخص (کمترين تلاش مجلس برای درنظر گرفتن سقف ۲۰۰ سکه طلا برای مهريه با بی مهری ديگر مجلسيان روبرو شد) بعنوان حقوق شرعی و قانونی زن ياد شده است، قطعاً "بکارت" نيز از حقوق شرعی و قانونی مرد بشمار ميرود که دليلی برای چشم پوشی از آن وجود ندارد. طبيعی است که اگر زنان مايل به گذشت مردان از چنين درخواست هايی هستند بايد ديد برای تغيير اين روابط مالی و اقتصادی چه ترفندی انديشيده اند يا خواهند انديشيد؟
در کشورهای خارج از منطقه خاورميانه نيز هميشه آزمون پرده بکارت توسط دولتمردان محکوم نشده است. در سپتامبر ۲۰۰۴ ميلادی طبق گزارش منتشر شده توسط بی بی سی، آقای جکوب زوما معاون رئيس جمهوری آفريقای جنوبی (با وجود اعتراض گروه های حقوق بشر) ضمن تأکيد بر ارزشهای سنتی آفريقای جنوبی بر سنت معاينه پرده بکارت بعنوان يک گنج خانوادگی برای حفظ اين ارزشها تأکيد کرد (اين کار معمولاً ضمن دراز کشيدن دختر بر روی يک زيرانداز و توسط زن ديگر صورت ميگيرد). ايشان ضمن سخن گفتن برای اجتماع مرکب از ۴۰ دختری که بطور دسته جمعی در يک برنامه معاينه پرده بکارت شرکت کرده بودند، تأکيد کرد که زنان تنها در حيطه يک ازدواج رسمی و با اجازه والدين بايد مبادرت به رابطه جنسی کنند. البته ايشان چندی بعد نيز طی يک پرونده قضايی رابطه جنسی غيررسمی با يک خانم در اعتراف به اينکه بدون کاندوم اقدام به نزديکی با وی کرده است (بعنوان رئيس کميته مبارزه با ايدز کشوری که از هر ۹ نفر يکی به ايدز مبتلاست) يک بار ديگر مورد اعتراض مجامعه دفاع از حقوق بشر قرار گرفت. در روی ديگر سکه کشورهايی نيز هستند که در پی چاره جويی برای خشونت های اعمال شده عليه زنان يا (چون ترکيه) معاينه پرده بکارت را (جز در موارد بررسی اتهام تجاوز) بشدت محدود کرده اند يا (چون چين) از افشای علنی معاينات معمول در اين رابطه ممانعت بعمل می آورند. در سال ۲۰۰۲ ميلادی وزارت بهداشت چين در ابلاغ قوانين جديد به تمام کادر درمانی، تأکيد کرد که افشای معاينات پزشکی معمولی زنان که قبل از ازدواج انجام ميشود حتی برای خانواده خود فرد ممنوع است.

ترميم پرده بکارت چيست؟
بر طبق نظر خانم جون راينيش مدير سابق موسسه تحقيقاتی کينزی در بولومينگتون ترميم پرده بکارت دارای سابقه طولانی در تاريخ است و قابله ها برای مخفی کردن پرده صدمه ديده معمولاً آن را با نخ و سوزن ميدوختند و حتی گاهی ممکن بود برای ترميم از پوست بز يا ديگر حيوانات استفاده کنند. امروزه همانند گذشته بندرت پيش می آيد که پزشکی اين عمل را تحت بيهوشی عمومی و در بيمارستان انجام دهد و ترميم پرده معمولاً با استفاده از بی حسی موضعی و داخل کلينيک انجام ميشود (آقای دکتر رضا کيانيان در فيلم خانه ای روی آب را بايد يک استثناء به شمار آورد). در اين حال با استفاده از نخ بخيه نازک و قابل جذب غشاء پوستی پرده در نواحی صدمه ديده به هم دوخته ميشود. برای تقليد خونريزی هنگام نزديکی هم ميتوان از کپسول های کوچک ژلاتينی حاوی خون مصنوعی استفاده کرد. به اين ترتيب دخول آلت با پاره شدن پرده دوخته شده و درد و خونريزی حتمی همراه خواهد بود. ترميم محل جراحت ممکن است ۶ تا ۸ هفته بطول بيانجامد و خطر عفونت و درد و التهاب طول کشيده معمولاً چندان زياد نيست. هزينه اينگونه اعمال در آمريکا ممکن است تا ۵ هزار دلار هم برسد اما در اروپا و آسيا هزينه ها بسيار کمتر است و شايد بيشتر از ۵۰۰ دلار هزينه نبرد.
سال پيش (۲۰۰۵ ميلادی) با اقدام خانم ژانت ياربورو Jeanette Yarborough به يکباره توجه بسياری از مطبوعات آمريکا (مانند وال استريت جورنال) به مسئله ای جلب شد که قبلاً توجه چندانی به آن نشده بود. او در هفدهمين سالگرد ازدواج خود عليرغم تدارک مراسمی خاص در هتلی مجلل تصميم گرفت در اين روز هديه ويژه ای برای همسرش درنظر بگيرد: بکارتی دوباره که با دستمزد ۵ هزار دلاری امکان پذير شده بود. بنا به اعتقاد دکتر V. Leroy Young مدير جامعه جراحان پلاستيک آمريکا از ايلينويز، هايمنوپلاستی (ترميم پرده بکارت) به همراه جراحی پلاستيک لب های آلت (لابيوپلاستی) و واژن (واژينوپلاستی) از جمله شاخه های جراحی پلاستيک است که در سالهای اخير رونق چشم گيری پيدا کرده است. دکتر يانگ اظهار ميکند که هر روزه تعداد بيشتری از افراد بدنبال ياد گرفتن اصول آن هستند و پزشکان از افزايش قابل توجه مراجعين شان حيرت زده هستند.
سوای مراجعينی که عمدتاً اهل کشورهای خاورميانه و يا کشورهای آمريکای لاتين بوده و فشارهای خانوادگی و بخاطر پيش گيری از خشونت های ناموسی برای ترميم پرده مراجعه ميکنند، در مورد زنان آمريکايی انگيزه های ديگری هم برای روی آوردن به اين اعمال وجود دارد. خانم واسکوئز يک زن خانه دار ساکن کاليفرنيای جنوبی است که با چهار بچه داوطلب عمل ترميم آلت تناسلی بوده است. او که در گذشته متوجه سردی خاصی در رابطه با شوهرش شده بود برحسب اتفاق و هنگامی که همسرش کمی مست بود از زبان او شنيد که بعد از بدنيا آوردن ۴ بچه رضايت چندانی از آلت وی ندارد. بعد از عمل او از بهبود قابل توجه رابطه وی و همسرش خيلی خوشحال است و ميگويد" اون وسه من يه خونه خريده، اون واقعاً عاشق منه و مرتب دور و بر من ميگرده"
به عقيده دکتر پلوسی – جراحی که از سال ۱۹۷۵ در اين زمينه کار ميکرده و از سال ۲۰۰۳ بصورت جدی تر آن را پيگيری ميکند ( ماهانه با بيش از ۱۰ عمل هايمنوپلاستی و واژينوپلاستی) هر روزه تعداد بيشتری از مراجعين سعی ميکنند با ترکيب ترميم پرده و عمل تنگ کردن واژن رنگ و بوی تازه ای به روابط خود با همسرانشان بدهند. "بعضی ها به اين ترتيب دوست دارند همسرشان را با يک ماه عسل دوم غافلگير کنند".
در کشورهای خاورميانه مصر از جمله کشورهای معروفی است که بيشتر زنان برای انجام عمل هايمنوپلاستی به آنجا سفر ميکنند. اين نکته را من اولين بار از زبان خانم فارسی زبانی شنيدم که ساکن کويت بود و ميخواست اطلاعاتی از اينگونه عمل ها در ايران بدست بياورد. آن روز من کمی جا خوردم. واقعاً تصور اينکه زنی برای انجام چند بخيه ساده از کويت به مصر سفر کند شايد کمی خنده دار بنظر بيرسد!

پرده بکارت و ترس ها و تشويش های ما (۲)، حميدرضا شيرمحمدی
[بخش نخست مقاله]

هايمنوپلاستی و اخلاق در پزشکی
خانم دکتر Troy Robbin Hailparn متخصص زنان و زايمانی است که از سال ۲۰۰۴ اقدام به تبليغات وسيعی در مورد هايمنوپلاستی روی ۲۳ بيلبورد در اطراف San Antonio کرده است. دکتر جاکوبسون نيز همکار ديگر اوست که با تبليغ در مجلات معروفی چون "هارپر بازار" همين کار را انجام ميدهد. دکتر متلوک Matlock به اين جور اقدامات اکتفا نکرده و در مورد عمل های خود (که با استفاده از ليزر انجام ميشود) در تلويزيون کابلی مصاحبه ميکند. اما اينها فقط استثنائی بر قاعده محسوب ميشوند که با اگر و اما هايی همراه بوده است.
کميته مسائل اخلاقی "کالج آمريکايی متخصصين زنان و زايمان" در نامه ای به متخصصين فعال در اين زمينه (در سال ۲۰۰۴ ميلادی) نسبت به اين مسئله ابراز نگرانی کرد. هرچند اين کالج رسماً بر عليه آن موضع گيری نکرده است اما با توجه به نبود دوره اختصاصی ويژه يا متن درسی مربوط به "ترميم پرده بکارت" در کتب پزشکی و اينکه احتمالاً مردم از اين قضيه اطلاع ندارند اين مسئله را قابل توجه دانسته است. در واقع معمولاً پزشکانی که مبادرت به اين کار ميکنند ترجيح ميدهند برای مراجع توضيح ندهند که ترميم پرده بکارت به سادگی با يک معاينه پزشکی قانونی قابل کشف است و تشخيص آن برای معاينه کننده چندان هم مشکل نيست. دکتر G. Stovall رئيس جامعه جراحان زنان و زايمان در آمريکا عقيده دارد: ترميم پرده بکارت کار شرم آوری است. اينگونه عمل ها بندرت ممکن است در بهبود روابط جنسی افراد تأثير داشته باشد. از همه مهمتر اين است که بايد متوجه بود اين کار باعث بازگرداندن واقعی بکارت فرد نميشود". خانم Kathleen Raviele که خود يک متخصص زنان وقائم مقام يک انجمن پزشکی کاتوليک است اين کار را يک عمل فريبکارانه و غيرکارساز ميخواند و معتقد است "بهترين کار اين است که زن تا زمان ازدواج از اينگونه روابط اجتناب کند تا مزه واقعی آن را درست در شب عروسی اش بچشد" . طرفداران حقوق زنان از آن بعنوان تسليم مطلق در برابر جامعه مردسالار ياد کرده و از زنان ميخواهند تن به چنين تسليم و تحقيری ندهند. خانم Vanegas با اينکه خود پزشک نيست دارای کلينيکی است که در آن با همکاری ۵ جراح پلاستيک روزانه عمل های متعددی در اين زمينه انجام ميشود. او ضمن پذيرش اينکه اينگونه عمل کمک به توسعه فريبکاری در جامعه است ميگويد: "من هم يک فمينيستم اما وقتی مردم به چنين خدماتی نياز دارند چه فرق ميکند که من يا کس ديگه ای اين کار را برايشان بکند؟"
شکی نيست که انجام اين عمل ها باعث کاهش اعتماد عموم مردم به صدافت و درستی حرفه پزشکی ميشود که ممکن است منجر به بروز واکنش های جدی تری شود. در گزارشی که سال ۲۰۰۵ توسط Sandy Kobrin (نويسنده با سابقه ساکن لوس آنجلس در مورد جراحی پلاستيک) در مطبوعات آمريکا منتشر شد اين مسئله مورد توجه بسياری قرار گرفت. بسياری از پزشکان – حتی در آمريکا- ترجيح ميدهند اين عمل ها را در ساعات پايانی شب و پشت درهای بسته در مطب انجام دهند. دکتر يانگ ميگويد: اکثر مشتری های ما را خانمهای اهل کشورهای آمريکای لاتين و خاورميانه بخصوص ايران و عربستان سعودی تشکيل ميدهند. آنها اغلب با اسم های مستعار بدون چک و کارت اعتباری و در پوشش کامل غيرقابل شناسايی به مطب می آيند. دکتر متلوک مدت ۲۱ سال است که در Beverly Hills بصورت کاملاً رسمی برای صدها زن عمل هايمنوپلاستی را انجام داده است. او در يک سال اخير پيغام های تهديد آميز زيادی از کسانی که خود را مسلمان معرفی ميکردند دريافت کرده است که او را (درصورت متوقف نکردن کارش) به مرگ تهديد کرده بودند. او ميگويد " اونها مرتب با تلفن و نامه پيغام های تهديدآميز همراه با عکس های افرادی که بطور وحشتناکی به خاک و خون کشيده شده اند می فرستند. من حالا واقعاً ميتونم حرف خانمهايی که پيش من می آيند و ميگن اگه من بدون اين کار به ايران برگردم حتماً من رو ميکشن درک کنم." بعقيده متلوک - که در کاليفرنيای جنوبی و در ميان جمعيت زيادی از مهاجرين ايرانی زندگی ميکند- هنوز بسياری از اين ايرانيان شديداً تحت فشارهای سنتی و خانوادگی مربوط به رسوم ازدواج هستند. آقای متلوک در اين باره با اف بی آی صحبت کرده و آنها به او گفته اند که بهتر است اين تذکرات را کاملاً جدی بگيرد و سعی کند لااقل بصورت رسمی از انجام چنين کارهايی خودداری کند.
البته بجز هايمنوپلاستی راه های ديگری هم برای حل اين مشکلات پيشنهاد شده است. شکوفه دختری است که اخيراً بخاطر مشکوک شدن خانواده به روابط بيرون از منزل دچار تنش و درگيری شده بود. ماجرا از آنجا شروع شد که برادر کوچکترش (در ادامه يک جنگ خواهر و برادری ۱۲ ساله) او را در کنار همکارش هنگام قدم زدن در خيابان ديد و او را متهم به بی عفتی کرد. ساده ترين کاری که پس از مشاوره با چند نفر به ذهنش رسيد مراجعه به يک متخصص زنان و زايمان و گرفتن گواهی سلامت پرده بکارت (غيرواقعی) از وی بود. هرچند برادرش همچنان بر قلابی بودن اين گواهی اصرار داشت، پدرش همين گواهی را برای رفع اتهام وی کافی دانست. بنظر ميرسيد او نميخواست اين جنجال فرساينده بيش از اين ادامه يابد.
مژده دختر ديگری است که به پيشنهاد يکی از دوستانش ترجيح داد در شب عروسی از دستمالی که کمی قبل به خون آغشته شده بود استفاده کند و ظاهراً اين امر با اطلاع و اعتراض کسی روبرو نشد. خانم دکتر Emmanuelle Piet يک پزشک ساکن فرانسه هم چنين روشی را ساده تر و کاربردی تر از ترميم پرده بکارت ميداند.
در فرانسه مهمترين کشوری که با بيش از ۵ ميليون مسلمان دارای پرجمعيت ترين جامعه مسلمان در اروپا محسوب ميشود ترميم پرده بکارت هرچند غيرقانونی نيست اما بصورت کاملا مخفی انجام ميشود. در سال ۲۰۰۵ دولت طی گزارشی در ارتباط با مسائل اخلاقی مورد بحث در بيمارستان ها از پزشکان خواست که از صدور گواهی های غيرواقعی بکارت خودداری کنند. در آلمان هم به گفته خانم دکتر Serap Cileli (که خود يک متخصص زنان و زايمان در آلمان است) ساليانه زنان ترک زيادی برای گرفتن گواهی های بکارت غيرواقعی به پزشکان مراجعه ميکنند.
تصميم گرفتن برای پزشک هميشه هم کار آسانی نيست. احتمال بروز خشونت و خطرهای جانی برای زنی که سخت از آن در هراس است اراده هر انسانی برای رد چنين درخواستی را سست ميکند، هرچند پذيرفتن آن هم با قبول خطر واکنش خانواده وی و يا تعقيب قضايی در کشوری مانند ايران روبرو باشد. بيکاری روزافزون پزشکان و افزايش درخواست برای انجام اين عمل از سوی مراجعين باعث تقويت چنين انگيزه هايی ميشود. وقتی شما بعنوان آخرين اميد يک انسان برای ادامه زندگی انتخاب شده ايد ممکن است ناچار شويد بعضی از سوالات را بدون پاسخ بگذاريد. بقول دکتر رضا کيانيان در فيلم خانه ای روی آب: "چه دنيای بدی که من بايد آخرين اميد کسی باشم!"

چند توصيه برای تخفيف نگرانی های مربوط به پرده بکارت
با توجه به اينکه در اين رابطه بسيار از من سوال ميشود من معمولاً سعی ميکنم با چند توصيه ساده راه هايی برای کاهش ترسها و نگرانی هايی از اين دست را پيشنهاد کنم. برای مثال:
۱. اولين نکته اين است که همه آقايان معمولاً نگرانی های جدی نسبت به اين مسئله را ابراز نميکنند و مايل به درخواست معاينه پرده همسرشان توسط پزشکی قانونی نيستند. درصورت عدم مشاهده علائم درد و خون ريزی پس از اولين نزديکی و احساس سوال برانگيز بودن اين مطلب ميتوانيد اين مطلب را تذکر دهيد که احتمال مشاهده خون ريزی در اين موارد چيزی در حدود ۴۰ درصد است و طبق بعضی آمر حدود ۶۰ درصد از خانمها به دلايل مختلف طی اولين نزديکی دچار خون ريزی نميشوند.
۲. به خانمها توصيه ميکنم که سعی کنند با افزايش دانش و مهارتهای لازم برای ادامه زندگی نقش مهم و فعالی در جايگاه اقتصادی و اجتماعی مشترک با همسرشان ايفا کنند. استحکام اين روابط از تنش ها و نگرانی های جانبی مثلاً نسبت به وجوه جسمی زنانه يا سلامت پرده بکارت ميکاهد.
۳. به خانمها توصيه ميکنم با رويکرد به ارزشهای اصيل مذهبی نظير راستی، اعتماد به نفس، شهامت، ايستادگی، و اعتماد به خواست خداوند اجازه ندهند که ترسهايی از اين دست در رابطه با همسرشان تداخل کند. به آنها گوشزد ميکنم اطمينان داشته باشند زندگی با مردی که پرده بکارت را با ارزش تر از ديگر ويژگی های با ارزش وی ميداند ممکن است به يک رابطه عاطفی ارضاء کننده و در نهايت خوشبختی نيانجامد.
۴. تکيه بر مناسبات و رسوم سنتی باعث افزايش توقعات سنتی مانند سلامت پرده بکارت از زنها خواهد شد. تغيير در اين مناسبات ميتواند به تخفيف انتظارات و نگرانی ها در اين زمينه بيانجامد.
۵. درصورت احساس شک و ترديد همسر (آينده) شان نسبت به تشکيل يک رابطه کامل و دلبستگی کامل سعی کنند علت ترسها و تشويش هايی که بصورت نگرانی نسبت به سلامت پرده بکارت بروز کرده را پيدا و نسبت به کاهش آن اقدام کنند. گاهی ممکن است مشاوره با يک فرد آشنا با اين مسائل کمک بزرگی به رفع اين نگرانی ها کند.

۶. ترميم پرده بکارت عملی است که با آثار قابل مشاهده ای همراه است. درصورت اصرار همسر آينده تان به معاينه پرده، اين امر به راحتی توسط معاينه کننده تشخيص داده ميشود، بنابراين معلوم نيست انجام اين عمل چقدر به بهبود وضعيت شما کمک ميکند.

هرچند در مواردی اين توصيه ها باعث تخفيف قابل ملاحظه نگرانی ها ميشود گاهی هم تأثيری در کاهش ها ترسها و تشويش های فرد ندارد. در اين موارد طبيعی است که تنها خواست مخاطب معرفی يک پزشک مناسب با مهارت و تخصص کافی در ترميم پرده بکارت است، چيزی که متأسفانه از دست من کاری درباره آن برنمی آيد. در اين موارد هميشه به ياد هايمنئوس الهه شادباش و عروسی با مشعل زيبا و خيره کننده اش می افتم که به ما لبخند ميزند. يک نفر فرياد ميزند" آهای هايمنئوس مواظب باش! دود مشعل ات اشک همه ما را درآورده است!"... توصيه ميکنم همه ما يک قدم عقب تر بايستيم.

دکتر حميدرضا شيرمحمدی

بلاتكليفي بزرگ‌ترين پرونده زمين‌خواري تهران

بازتاب: با گذشت چند سال از كشف يكي از بزرگ‌ترين پرونده‌هاي زمين‌خواري در تهران، هنوز اقدامي براي بازپس‌گيري حقوق بيت‌المال در اين پرونده انجام نشده است.

بنا بر اين گزارش، در پرونده يادشده كه شامل 600 هزار مترمربع زمين در شمالي‌ترين نقاط تهران است و ارزشي بالغ بر 900 ميليارد تومان دارد، ردپاي تعدادي از مسئولان ديده مي‌شود.

زمين‌هاي يادشده كه پيش از انقلاب، متعلق به يكي از بهايي‌هاي معروف بوده است، به رغم آن‌كه ديگر اموال اين بهايي مصادره شده، از مصادره در امان مانده و تحت پوشش شركتي به نام «آليكو» توسط فردي به نام «م»، مسئول وقت يكي از سازمان‌هاي امنيتي و نيز «ا . ع»، معاون سابق يكي از نهادها تصاحب شده است.

افراد يادشده براي تثبيت تصاحب اين اموال، اقدام به واگذاري آنها با تخفيف‌هاي هنگفت به پرسنل مرتبط با سازمان زير «م» كرده و همچنين قطعات بزرگ‌تري از آن را با تخفيفات عمده به تعدادي از مسئولان مشهور واگذار كرده‌اند.
برخي از مسئولان قضائي و امنيتي نيز از جمله دريافت‌كنندگان زمين و خانه در منطقه يادشده هستند.

انفجار دفتر "مقتدي صدر" در شهر بعقوبه

بازتاب:
شبكه تلويزيوني العراقيه روز جمعه كرد كه افراد مسلح صبح روز جاري دفتر صدر وابسته به "مقتدا صدر" را در مركز شهر بعقوبه در شمال بغداد منفجر كردند.

به گزارش ایرنا، به گفته شاهدان عيني و مقام امنيتي عراقي افراد مسلح به دفتر صدر كه در بازار بعقوبه در مركز شهر واقع است، حمله كردند.

به گفته اين شبكه افراد مسلح سه بمب در داخل دفتر كار گذاشته و آن را منفجر كردند كه در نتيجه اين انفجار ساختمان مذكور آسيب ديد.

پليس عراق همچنين اعلام كرد كه نيروهاي آمريكايي و عراقي بامداد امروز به دفتر صدر حمله كرده و پنج نگهبان را دستگير كردند.

جريان صدر نمايندگان خود را از پارلمان خارج مي‌كند
جريان صدر تهديد كرد، در صورتي كه نوري مالكي نخست وزير عراق در اردن با جرج بوش رئيس جمهوري آمريكا ديدار كند، اين جناح عضويت خود را در پارلمان به حال تعليق در مي آورد.

به گزارش فارس به نقل از شبكه تلويزيوني الجزيره قطر، تهديد جناح صدر پس از آن صورت گرفت كه قرار است جرج بوش رئيس‌جمهور آمريكا هفته آينده با نوري المالكي نخست‌وزير عراق در اردن ديدار و درباره تحولات عراق گفتگو كند.
رهبران آمريكا و عراق در بيانيه‌اي مشترك اعلام كردند كه منتظر گزارش جيمز بيكر وزير امور خارجه اسبق آمريكا هستند كه در حال حاضر در راس گروهي سرگرم بررسي تحولات عراق است.

گفته مي‌شود وي در گزارش خود كه در ماه دسامبر به كاخ سفيد ارائه خواهد كرد از آمريكا خواهد خواست براي تامين امنيت عراق دست ياري به سوي ايران و سوريه دراز كند.

November 23, 2006

این حرامزادگان دارند ایران را از ریشه فاسد می‌کنند


انتقاد رئیس دانا از عملکرد دولت نهم: فریاد می‌زنیم اقتصاد را چینی نکنید!

پیک ایران:
آفتاب ـ صوفی جلالوندی: یکی از شعارهای احمدی‌نژاد در بحبوحه انتخابات ریاست جمهوری نهم و طی 15 ماه که از عمر این دولت می‌گذرد برقراری «عدالت» بوده، اما طی این مدت شاهد اصرار دولت نهم بر طرح‌های اقتصادی زود بازده، تاکید بر اقتصاد دستوری، تغییر ساختار سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی و گرفتار شدن دولت در تصمیمات روزمره بوده‌ایم. سوالی که اینجا مطرح است اینکه «‌‌‌آیا اساسا با این رویکرد، دولت نهم می‌تواند به برقراری عدالت دست یابد؟»
«فریبرز رئیس دانا» اقتصاددان که به اندیشه‌های چپگرایانه و عدالت طلبانه در ایران شهرت دارد، در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی آفتاب ابتدا درباره پیامدهای تصمیم احمدی‌نژاد مبنی بر تغییر ساختار سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی می‌گوید: این اقدام نیمه تعطیل کردن سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی است و انگیزه اصلی را مخالفت سرشتی رئیس جمهوری و تیم اقتصادی‌اش با امر برنامه‌ریزی می‌دانم.
وی توضیح داد:برخلاف آنچه که گفته می‌شود و توضیحی هم در مورد آن داده نمی‌شود، رئیس جمهوری گرایش اقتصاد مردم سالار و مبتنی بر توسعه همگانی ندارد و بیشتر با رویکرد به نیروهای بازار آن هم بازاری که ارتباط مشخصی با تیم اقتصادی‌اش دارد، به مسائل اقتصادی می‌اندیشد.
وی تاکید کرد: الحاق سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی استان‌ها به استانداری‌ها نتیجه گرایش به عدم برنامه‌ریزی از سوی احمدی‌نژاد است. گرایشی که می‌خواهد برنامه‌ریزی نباشد، بودجه در اختیار خودش باشد و آن طور که خود می‌خواهد، هزینه کند.
وی با بیان اینکه «پیامد این تصمیم نیمه تعطیل کردن برنامه‌ریزی و امنیتی کردن بخشی مهمی از اقتصاد است»،افزود که در این حالت، به جای اینکه با فساد اقتصادی مبارزه شود، ریخت و پاش‌ها نهادینه می‌شود.
رئیس دانا تصریح کرد: اگر احمدی‌نژاد گرایش اقتصادی مردمسالار داشت، به جای نیمه تعطیل کردن سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی، آن را دموکراتیک و ضعف‌های گذشته را جبران می‌کرد.
این کارشناس اقتصادی ادامه داد: جهان امروزه پذیرفته است اگر چه برنامه‌ریزی متمرکز و کاملا دستوری ناکار‌ آمد است، اما تجربه و خرد برنامه‌ریزی بعد از 15 سال که نئولیبرال‌ها در اقتصادی جهانی حکمرانی می‌کنند، مشخص کرده که برنامه‌ریزی یک نیاز اساسی است وگرنه اقتصاد کم توسعه در شاخه شاخه پریدن گرفتار می‌شود.
این اقتصاد‌دان تصریح کرد: دولت نهم از یک سو، خردبرنامه‌ریزی را کنار گذاشته و از سوی دیگر به ناکار‌آمدترین بخش بازار متوسل می‌شود و با علکردهای پوپولیستی و وعده‌دادن‌های ناشدنی و ـ حتی شدنی زیانبار ـ منابع را هدر می‌دهد.
به گفته وی،«تغییر ساختار سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی می‌رود تا فاتحه برنامه‌ریزی را بعد از 55 سال تجربه در این کشور بخواند».
وی در ادامه درباره اصرار دولت نهم بر طرح‌های زود بازده گفت: طرح‌های زودبازده را از نمونه‌های پیشرفت چین اقتباس می‌کنند و این را اطرافیان احمدی‌نژاد و تیم اقتصادی وی به وی می‌گویند و چون خوشایند اوست، بر‌ آن اصرار می‌ورزد.
به اعتقاد وی، چین به‌جای رفتن به سمت صنایع سنگین با استفاده از نیروی کار ورزیده و ارزان به سمت صنایع مصرفی و طرح‌های زودبازده رفته است و به هیچ‌وجه از نظر اقتصاددانان ژرفانگر معلوم نیست که چین بهترین راه را انتخاب کرده است.
رییس‌دانا افزود که حتی نمونه چین هم با اقدامات کنونی دولت همخوانی ندارد. چرا که «چین سیاست خود را برمبنای شوق و علاقه یک رئیس جمهور جلو نبرده بلکه یک استراتژی مبتنی بر زیر ساخت‌های پیشین را اتخاذ کرده است».
رئیس دانا در عین حال معتقد است، کشور چین در نتیجه این گرایش اقتصادی آنچه از دست داده، عدالت اجتماعی بالاتر و دموکراسی واقعی است که هزینه سنگینی محسوب می‌شود.
وی یاد‌آور شد: ما زمانی نگران بودیم که اقتصاد را می‌خواهند نیویورکی کنند و اعتراض می‌کردیم و البته گوشه و کنار حرف ما چاپ می‌شد و شاید اندک ترمزی هم به حساب می‌آمدیم، اما اکنون باید در میان این اقدامات پوپولیستی فریاد بزنیم:« اقتصاد ما را چینی و پکنی نکنید!»
این کارشناس اقتصادی افزود: اینجا ایران است. ما جز با اقتصاد مردمسالار و دموکراتیک و تشکل‌های مردمی وعدالت اجتماعی نمی‌توانیم به اقتصادی شکوفا برسیم و لازمه این کار نه خودمحوری بلکه خرد برنامه‌ریزی است.
رئیس دانا در ادامه درباره اصرار احمدی‌نژاد بر ضرورت جمعیت 120 میلیونی اظهار داشت: احمدی‌نژاد باید توجه داشته باشد که زنان ایرانی به این خواسته‌ها پاسخ مثبت نخواهند داد و با خرد و مسئولیت خود تصمیم به کنترل جمعیت گرفته‌اند و این حق زن ایرانی است که درباره تعداد فرزندان تصمیم بگیرد نه رئیس‌جمهور.

فوتبال ايران از همه‌ي فعاليت‌هاي بين‌المللي محروم شد

پیک ایران:
فيفا فوتبال ايران را از تمامي فعاليت‌هاي بين‌المللي در زمينه‌ي فوتبال محروم كرد.
به گزارش خبرنگار ورزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، كميته‌ي اضطراري فيفا كه متشكل از رييس فيفا و يك نماينده از هر شش كنفدراسيون است ديروز تصميم گرفت كه فدراسيون فوتبال جمهوري اسلامي ايران را به دليل آنچه "دخالت دولت در امور فوتبال" خواند كه بر خلاف ماده‌ي 17 اساسنامه‌ي فيفاست از تمامي فعاليتهاي بين‌المللي محروم كند.
كميته اضطراري فيفا پس از اين كه تشخيص داد وضعيت فدراسيون فوتبال ايران با موضوع استقلال فدراسيونهاي عضو در اساسنامه‌ي فيفا مغاير است، چنين تصميمي را اتخاذ كرد. طبق اساسنامه‌ي فيفا فدراسيونها بايد مستقل و خارج از مسير تصميم‌گيري دولتهاي كشورشان در تغيير مديريت فدراسيون باشند.
كميته‌ي اضطراري فدراسيون جهاني فوتبال براي خارج شدن ايران از اين محروميت سه موضوع را مطرح كرد كه اين سه موضوع اينچنين است:
1-تشكيل كميته‌ي ساماندهي فدراسيون فوتبال جمهوري اسلامي ايران كه تركيبي از نفرات مستقل و مورد اعتماد فيفا و كنفدراسيون فوتبال آسيا خواهند بود. نفرات كميته‌ي فوق را اين دو نهاد تعيين خواهند كرد.
2-اساسنامه‌ي جديد اصلاح‌شده بر اساس اساسنامه‌ي فيفا.
3-برگزاري انتخابات جديد تحت نظر فيفا و كنفدراسيون فوتبال آسيا پس از تأييد نهايي اساسنامه‌اي كه در بالا به آن اشاره شد.
محمد بن همام، رييس كنفدراسيون فوتبال آسيا و عضو كميته‌ي اضطراري فيفا درباره‌ي محروميت ايران، گفت: اميدواريم متوليان فوتبال ايران شرايط مطرح‌شده را بپذيرند كه اين مسأله نه تنها براي بهبود وضعيت فوتبال بلكه براي حضور تيم‌هاي فوتبال ايران در مسابقات مهم آسيايي اهميت دارد.
مرداد 1385 فيفا و كنفدراسيون فوتبال آسيا به ايران مهلت دادند تا تاريخ 24 آبان 1385 محمد دادگان، رييس فدراسيون را بار ديگر به پست سابقش بازگردانند و اساسنامه را مطابق با اساسنامه فيفا كند. فيفا و AFC اعلام كرده بودند كه مقام دادگان و اعضاي هيأت رييسه‌ي او را همچنان به رسميت مي‌شناسند و آنها داراي مشروعيت رياست و اداره‌ي فدراسيون فوتبال جمهوري اسلامي ايران مي‌دانند.

مجوز هزاران کتاب باطل شد

روز:
گزارشی از سیاه ترين دوران کتاب - پنجشنبه 2 آذر 1385 [2006.11.23]

شهرام رفيع زاده

پدید آورندگان کتاب در ایران می گویند یک سال گذشته سخت ترین سال ها برای کتاب در کشور بوده، و بعضی شان از مرگ کتاب می گویند. و شاهد آخرین، سخنان محمد حسین صفار هرندی،وزیر فعلی ارشاد است که به طور علنی از نویسندگان خواست خودشان سانسور کتاب هایشان را بر عهده بگیرند.


در حالی که یک سال پیش صفار هرندی در آغاز وزارتش وعده کرده" شاخص کتابخوانی در کشور سر به رشد خواهد گذاشت" امسال در هفته کتاب او و معاون فرهنگی اش محسن پرویز، به دفعات اعلام کردند اوضاع کتابخوانی در کشور "تعریفی و امیدوار کننده" نیست.

اگر چه کتاب نخواندن در ایران به عوامل بسیاری ربط دارد،اما در همین محدوده تنگ نیز وزیر ارشاد و همکارانش در صددند تا موجی از نویسنده گریزی را بر مشکلات پر شمار فرهنگی کشور اضافه کنند.وزیر ارشاد از یک سال پیش چه در حرف و چه در عمل تنها در جهت بسته تر شدن فضای انتشار کتاب در ایران فعال بوده است. صفار هرندی که سوابق نظامی او بر کسی پوشیده نیست،در مصدر فرهنگی ترین وزارتخانه کشوربر این باور است که:"باید در معبر اصلی که مرحله نوشتن و چاپ کتاب است، جلوی این گونه آثار را گرفت.من خودم تصمیم دارم در تمام جلسات انتخاب کتاب برای کتابخانه ها شرکت، مداخله و همکاری فکری داشته باشم".

وزیر ارشاد که در دوره سردبیریش در روزنامه کیهان یکی از نظریه پردازان تهاجم فرهنگی بود و بسیاری از پدیدآورندگان کتاب را به عنوان عامل دشمن معرفی کرد، چندی پیش و در نمایشگاه بین المللی قرآن بار دیگر اعلام کرد:"نمی گذاریم به اسم هنر ارزشهای دینی را استحاله کنند".او گفت "برخی از صاحبان اصلی نظام، به ما می‌گویند چرا هنوز در برخی حوزه‌ها شرایط امروز فرقی با گذشته نکرده و شما به عنوان مسئول چه کرده اید؟" ضمن تقسیم بندی شهروندان به "صاحبان اصلی نظام" و "سایرین" تاکید کردکه:"هر فعالیتی در حوزه فرهنگ و هنر راکه با ارزشهای انقلاب و نظام تعارضی داشته باشد متوقف می کنیم حتی اگر دارای مجوز باشد،مجوز آن را باطل می کنیم".

صفار هرندی هم چنین ضمن اظهار تاسف از اینکه افرادی هستند که در تولید فرهنگی و به نام هنر هیچ نگاهی به قرآن و ارزش های اسلامی ندارند، گفت:"از همکارانم می خواهم که با تمام قوا مراقب تولیدات حوزه های مختلف باشند چرا که وظیفه دارند جلوی آنچیزی که دل خانواده های شهدا و اهل ایمان و متعهد جامعه را به درد می آورد بگیرند، حتی اگر مجبور باشیم خسارت عملکرد بد پیشینیان را بپردازیم این کار را باید انجام دهیم".

تشدید سانسور در همه حوزه های فرهنگی و به ویژه کتاب، اگر چه اعتراضات بی شماری را بر انگیخته اما با این وجود وزیر ارشاد همزمان با برگزاری هفته کتاب گفت:"امروز در حوزه بررسي كتاب مشكل چنداني نداريم".

صفارهرندی در عین حال با استقبال از رواج خودسانسوری در میان پدیدآورندگان کتاب،به طور رسمی از نویسندگان و مترجمان کشور خواست تا خود بررسي‌ کتاب شان را انجام بدهند"تا"مبادا خوراك مسموم"تحويل نسل جوان داده شود.او در تایید گزارش تحقیق و تفحص کمیسیون فرهنگی مجلس از وزارت ارشاد دوره خاتمی گفت:"گاهي به اين عنوان‌ها كه نگاه مي‌كنيم،متوجه مي‌شويم كه نظمي بر اين كار حاكم نيست و هر كس هر چه كه به نظرش رسيده،بي‌توجه به نياز جامعه، در جامعه نشر داده، نوشته، ترجمه و منتشر كرده است".


او براساس این تحلیل افزوده است:ما"به كساني‌كه خود را دستياران يك پروژه پليد قرار داده‌اند،گله و اعتراض داريم و اعتراض هم كرديم كه متاسفانه در همه عرصه‌هاي فرهنگي و همه‌جاي جامعه هستند كه القا مي‌كنند ايراني نمي‌تواند به‌جايي برسد".وزیر ارشاد هم چنین به طور رسمی از ترجمه آثار فلسفی و ادبی سایر کشورها در ایران انتقاد کرده و گفته نباید"هر چه كه از آن سو وارد شد، به دست ترجمه سپرده شود،چه بسا خيلي چيز‌ها هست كه بايد ترجمه شود،ولي نمي‌شود".

عقاید وزیر ارشاد و روش های او برای تشدید سانسور کتاب، در مجلس نیز طرفدارانی دارد،چنان که وقتی پس از ماه ها هیاهو گزارش تحقیق و تفحص از وزارت ارشاد در دوره وزارت مهاجرانی و احمد مسجد جامعی منتشر شد،فهرستی از اتهامات شامل اتهامات غیر اخلاقی تا دشمنی با مذهب و جمهوری اسلامی به کتاب های منتشر شده در دوره هشت ساله ریاست جمهوری خاتمی منتسب شد:"ابتذال، عادی‌سازی روابط محرم و نامحرم، از ميان بردن قبح گناه، اشاعه‌آداب غيراخلاقی، تشريح صحنه‌های منافی اخلاق، توصيف روابط نامشروع، ترويج روابط قبل از ازدواج، تنزل ذائقه‌عمومی نسبت به ادبيات، اشاعه‌رابطه‌های مثلثی، اشاعه اشرافی‌گری، اشاعه‌ی بی‌اعتقادی نسبت به امور دينی و معنوی، سنت‌ستيزی دختران جوان،ايجاد حس همذات پنداری با افراد لاابالی و بي‌توجه به مذهب،اشاعه‌بی‌توجهی به احکام شريعت،به سخره گرفتن شعائر دينی، به‌کارگيری الفاظ ناپسند،ترويج پوچ‌گرايی، بزرگ‌نمایی و الگوسازی افراد لائيک و نامناسب بودن طرح های روی جلد" از جمله اتهاماتی بود که این کمیسیون فرهنگی مطرح کرد. اتهاماتی که حتا صدای برخی از نزدیکان به جناح راست را نیز در آورد تا جایی که رضا داوری اردکانی در گفت و گویی با روزنامه آینده نو به نوع نگاه اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس به نویسندگان و اندیشمندان ایرانی انتقاد کرد. هنرمندان و اعضای کانون نويسندگان و استادان دانشگاه هم در فرصت های مختلف، اعتراض خود را به گزارش تحقيق و تفحص مجلس ابراز کرده اند که همه بی جواب مانده است.

فهرست سیاه سانسور
سانسور کتاب که مقامات کشور آن را "بازبينی" و "“بررسی" می خوانند، اگر چه همواره گریبان گیر توليد کنندگان کتاب در ايران بوده است، اما در سال های اخیر دو دوره بسیار تاریک را برای کتاب رقم زده است، دوره وزارت مصطفی میر سلیم در کابينه دوم هاشمی رفسنجانی و دوره فعلی – هر دو هم از اعضای هيات موتلفه اسلامی . اما بسیاری از پدید آورندگان کتاب، از جمله احسان نراقی،یک سال پس از وزارت صفار هرندی، دوره او را "سیاه ترین دوران کتاب در ایران" می خوانند. نراقی در سخنانی که خبرگزاری ایلنا منتشر کرده به صراحت می گوید:"يكسال اخير سياه ترين دوران تاريخ كتاب ايران است و بعدها در تاريخ از آن به عنوان فاجعه قرن ياد خواهند كرد".او با اشاره به اینکه مجموعه مقالاتش را كه سال ها پيش منتشر شده بود،ناشر براي تجديد چاپ به ارشاد فرستاده، اما پس از چند ماه هنوز وضعيت صدور مجوز قبل از چاپ آن مشخص نشده،تاکید کرده است که"اين تنها مشكل من نيست؛هر ناشري دست كم 40 عنوان كتاب دارد كه وضعيت‌‏شان مشخص نشده است و اين نشان مي دهد كه كارهاي مسوولان فرهنگ و ارشاد اسلامي هيچ منطقي ندارد".

احسان نراقی که سال ها مشاور دبیر کل یونسکو نیز بوده، درباره سرنوشت کتاب در سال های اخیر می افزاید:"زماني كه خاتمي بر سر كار آمد؛ تعداد كتاب منتشر شده در حدود 8000 عنوان بود،اما در پايان دوره رياست ايشان شاهد انتشار 40 هزار عنوان كتاب در كشور بوديم".

او برخلاف گزارش کمیسیون فرهنگی مجلس که 78 در صد کتاب های منتشر شده در دوره وزارت احمد مسجد جامعی را ترویج ابتذال و ضد دین معرفی کرده است، گفته که"در اين سال ها بسياري از كتاب هاي فيلسوفان قرن بيستم در ايران ترجمه و منتشر شد و اين اتفاق بسيار مهمي است كه از كنار آن نمي توان گذشت.در حدود 2 سال پيش در يونسكو ،يكي از دوستان مصري ام را ديدم، او به من گفت: تعداد كتاب هاي ترجمه و منتشر شده در ايران در حوزه علوم انساني چند برابر كتاب هاي منتشر شده در جهان اسلام و قابل تقدير است".

نراقی ضمن رد نظر وزیر ارشاد و کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم که می گویند برخی کتاب ها ممکن است زمینه انحراف اخلاقی مردم را فراهم کنند،طرح چنین مسائلی را به تنگ نظری مسئولان نسبت داده و گفته"مگر مردم ايران آنقدر بي شعورند كه با خواندن يك كتاب اخلاقشان فاسد شود".

جواد مجابی، نویسنده و شاعر یکی دیگر از منتقدان تشدید سانسور است،او در گفت و گویی با خبرگزاری ایلنا، با اشاره به منشاء نگرانی مقامات جمهوری اسلامی نسبت به پدیدآورندگان کتاب، گفته است:"يك نويسنده نه مخالف يك حكومت است و نه مدافع آن، بلكه يك نويسنده براي بهبود وضعيت جامعه، حق اظهار نظر و انتقاد دارد".مجابی که در سال های پس از انقلاب قریب به بیست سال اجازه نشر اثری به او داده نشد، با اشاره به اینکه"سانسور در بيشتر كشورهاي جهان اعمال نمي شود" افزوده است:"ما نيز خواستاريم تا فضايي ايجاد شود تا همانند كشورهاي ديگر جهان آثارمان را بدون اعمال نظر و سانسور منتشر كنيم و چرا كه معتقديم ،مردم با استقبال نكردن از يك كتاب بهترين سانسور را اعمال خواهند كرد".جواد مجابی در پاسخ توجیه مقامات دولتی درباره تشدید سانسور تاکید کرده که"هيچ كس با خواندن يك كتاب دست به قتل نمي شود و به فحشاء و فساد نيز كشانده نمي شود".

علی صالحی، از اعضای کانون نویسندگان ایران، وشاعری که آثارش در سال های اخیر مورد اقبال جوانان بوده، یکی دیگر از معترضان سانسور کتاب است. او درباره توجیهات وزارت ارشاد درباره تشدید سانسور بر کتاب گفته:"وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي احتمالا بر اين باور است كه شعر،كلام و نوشته‌‏هاي ما موجبات فقر و نكبت را پيش آورده است.احتمالا معتادان ميليوني بعد از مطالعه دقيق آثار ما از صراط مستقيم منحرف شده اند.فساد،فحشاء،فقر،بيكاري واختلاف فاحش طبقاتي،ركود،تورم،گراني كمر شكن،سقوط بي سئوال محرومان در اعماق گرسنگي و بي پناهي و همه و همه زير سر كلمات ما است".صالحي با اشاره به ميليون‌‏ها ايراني كه زير خط فقر زندگي مي‌‏كنند، افزوده:"اين آمارهمين دولت است،نه تشويش اذهان عمومي و تبليغ عليه اين و آن.پرسش من اين است كه آثار ما در سه هزار نسخه چگونه مي‌‏توانند،اين همه ويراني به بار آورند‌‏؟"

این شاعر تاکید کرده که"در 27 سال اخير،هيچ دوره‌‏اي [نحوه بازبينی کتاب] اين همه كينه ورزانه نبوده است. دايره مميزي كتاب در وزارت ارشاد، به انبار كتاب تبديل شده. ناشراني را مي‌‏شناسم كه همه اندوخته خود را روي كار كتاب گذاشته و همه دستاوردشان در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به گروگان زمان درآمده است؛ چرا؟ چرا به اين ياس عمومي دامن مي‌‏زنند؟ معناي مهرورزي فرهنگي اگر اين است،واي اگر از پس امروز بود فردايي".این شاعربا اشاره به اينكه شيوع افسردگي فرهنگي به نفع هيچ‌‏كس نيست، گفته:"ما مي‌‏نويسيم كه نكبت،فقر،فحشاء،رنج و گرسنگي نباشد.ما به نفع آزادي و عدالت مي نويسيم تا روياهاي ما از جنس صلح و سعادت باشد، نه دشمني و نفرت افكني".او همچنین درباره سرنوشت آثارش در ارشاد گفته:"من خبر ندارم و حتي حاضر نيستم كه براي چانه زدن و پي‌‏گيري سرنوشت آثار توقيف شده خود به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي نزديك شوم".

محمود دولت‌‏آبادي،خالق آثاري چون "كليدر"و"روزگار سپري شده مردم سالخورده" نیز چندی پیش در جریان یک مراسم داستان خوانی با اشاره به برخی از کتاب های خود که برای تجدید چاپ در ارشاد مانده،از وضعیت صدور مجوز کتاب در ارشاد اظهار تاسف کرد.دولت آبادی گفت:"نمي‌‏دانم راه حل چه خواهد بود،چرا كه نه تنها ناشران را به آستانه تعطيلي كشانده‌‏اند، بلكه نويسندگان، شاعران و پژوهشگران را ديگر رغبتي به ادامه كار نيست.اين مشكل ساده نيست و بايد به نحوي حل شود و يكي از واكنش‌‏هاي طبيعي و منطقي نسبت به اين امر اين است كه ناشران اعلام كنند از انتشار كتاب معذوريم و نويسندگان نيز ديگر كتابي را براي نشر به ناشري نسپارند".او توقیف برخی از کتاب ها در وزارت ارشاد را اتفاق ناخوشایندی دانسته و اعلام کرده که:"در اين شرايط از انتشار آثارم امتناع خواهم كرد"و "تا زمانی كه چنين وضعيتي ادامه داشته باشد،هيچ كتابي به هيچ ناشري نخواهم سپرد".

عمادالدین باقی،پژوهش گر و جامعه شناس که در سال های اخیر کتاب هایش با اقبال کتابخوانان ایرانی همراه بوده است، چند هفته پیش با انتشار نامه سرگشاده ای خطاب به وزیر ارشاد و دیوان عدالت اداری نسبت به منع انتشار کتاب هایش اعتراض کرد. باقی که پیشتر 21 عنوان کتاب از او منتشر شده در این نامه تاکید کرده که تاکنون شش کتابش توقیف و ممنوع شده،و چندین کتاب جدیدش نیز در ماه های اخیر از گرفتن مجوز چاپ در وزارت ارشاد بازمانده اند.او باشاره به اظهارات بنیانگزاران جمهوری اسلامی درباره آزادی بیان و وعده آنان به مردم در مورد اینکه حتی مارکسیست ها نیز در ابراز عقیده آزاد خواهند بود،نوشته:"دولتي كه شعارش عدالت و معيشت است چگونه ناشران و نويسندگان را با خطر بيكاري و محروميت از يگانه منبع درآمد زندگي‌شان مواجه مي سازد".او در نامه خود آورده:"بجز يك اثر كه پنج سال است ابتدا در يكي از موسسات و سپس وزارت ارشاد بلا تكليف مانده قريب به دو سال است كه شش كتاب ديگراز اين قلم در محاق بررسي در وزارت ارشاد است وپس از سپري شدن اين زمان طولاني اعلام داشته اند كه به كتابهايم مجوز انتشار نمي دهند و هيچ نامه و مكتوبي حاوي اين پاسخ و ادله و مستندات قانوني منع چاپ كتاب را تسليم نمي كنند".

باقی در این نامه که آن را شکایت نامه نیز خوانده تاکید کرده است:"ممانعت از نشر كتاب‌هاي اينجانب برخلاف مفاد اصل هشتم،نهم، بيست‌وسوم و خصوصاٌ اصل 24 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و ماده 3 [به‌ويژه بند ب و تبصره 2 ماده 3] و نيز ماده 4 مقررات نشر مصوب شورايعالي انقلاب فرهنگي است"،و از همین رو خواستار رسیدگی به شکایت خود در دیوان عدالت اداری شده، اما با گذشت یک ماه هنوز هیچ یک از مقام های دولتی وقضایی در این باره پاسخی ارائه نداده است.

ابراهیم یزدی،دبیر کل نهضت آزادی و وزیر خارجه دولت موقت ،یکی دیگر از شاکیان سانسور وزارت ارشاد است.او نیز ضمن انتشار نامه ای از وکیل خود خواسته است تا با شکایت بردن به قوه قضاییه نسبت به عدم صدور مجوز برای کتابش با عنوان"روشنفكري ديني و چالش‌‏هاي جديد" دادخواهی کند.یزدی گفته که این کتاب پانزده ماه پیش توسط ناشر به وزارت ارشاد سپرده شده اما تاکنون مسئولان این وزارتخانه حاضر نشده اند به صورت کتبی ایرادات مورد نظر خود را به ناشر ابلاغ کنند و تنها به طور شفاهی از ناشر خواسته اند بخش هایی از کتاب را حذف کند.ابراهیم یزدی هم چنین اعلام کرده که"از فحواي كلام كارشناس اداره كتاب در گفت‌‏وگو با مديرعامل انتشارات كوير چنين برمي‌‏آيد كه مشكل اصلي براي وزارت ارشاد نام اينجانب است".

فریبرز رییس دانا،اقتصاددان و نویسنده از جمله دیگر نویسندگانی است که تعداد کتاب های در حبس مانده خود را چهار عنوان ذکر کرده و گفته"عدم صدور مجوز انتشار كتاب و اعلام وصول مشكلي است كه دامن اهالي فرهنگ و هنر را گرفته است".

نمونه ای از خروار

از جمله نمونه هائی از کتاب های توقيف شده که به چندين هزار می رسد اين کتاب هاست:

مجوز چاپ رمان "دختري با گوشواره‌ مرواريد" نوشته تريسي شواليه، با ترجمه‌ گلي امامي لغو شده است.این کتاب قرار بود برای ششمین بار تجدید چاپ شود.

كتاب "گفت‌وگو‌ها" و جلد دوم "جهان داستان ايران" نوشته جمال ميرصادقي پس از حدود يك‌سال مجوز نشر گرفت، او اما از چاپ "23 داستان از نويسندگان نوقلم نسل سوم" منصرف شد.به گفته ميرصادقي چون حذفيات خيلي زياد است، امكان چاپ كتاب وجود ندارد و به اين دليل ترجيح مي‌دهد آن را چاپ نكند.

مهدی غبرایی،از چاپ ترجمه‌"هرگز تركم نكن" نوشته ايشي گورو منصرف شد. چاپ اين كتاب پس از 10 ماه در انتظار مجوز نشر بودن،مشروط بر انجام حذفياتي اعلام شد كه به گفته غبرايي،چون" زياد" بود قابل اعمال نبود..مهدی غبرایی هم چنین خبر داده که ترجمه‌هاي "سياهاب"، "كتاب ريتم‌ها" و "موج‌ها"يش در انتظاردريافت مجوزنشرند،اما تاکید کرده که" با روشي كه مسوولان در پيش گرفته‌اند و آثار با اشكال‌تراشي‌هاي زياد مواجه مي‌شوند و چاپ آن‌ها به تاخير مي‌افتد،يا بايد افسرده شد و كار را كنار گذاشت يا ادامه داد و به اميد روزي نشست كه سعه صدري باشد تا آثار منتشر شود".

كتاب "خاطرات علم‌السلطان" نوشته خسرو معتضد، اين نويسنده و پژوهشگر تاريخ،بیش از هشت ماه در انتظار مجوز مانده و به‌تازگي به او اعلام شده تصاوير كتاب بايد حذف شوند.به گفته معتضد تصاوير این كتاب مربوط به افرادی چون ناصر‌الدين‌شاه ومظفرالدين‌شاه است.او با تاکید بر اینکه هميشه مخالف مهاجرت بوده،اعلام کرده با اين وضعيت به فكر مهاجرت افتاده‌ است.

مجوز نشر رمان "ميرا" با ترجمه‌ ليلي گلستان لغو شده است.ترجمه اين رمان نخستين‌بار در سال 54 منتشر شد، اما 25 سال اجازه تجديد چاپ نداشت و تنها مدتي پيش مجوز گرفته و توسط نشر بازتاب‌نگار تا چاپ پنجم هم رسيده بود؛ اما به گفته‌ گلستان،اینک مجوز نشر آن پس از اعلام وصول چاپ ششمش پس گرفته شده است.او می گوید:" آنچه وزارت ارشاد با کتاب می کند باعث شده تا دوران مرگ کتاب در ایران فرا رسد".

كتاب‌هاي"انتري كه لوطي‌اش مرده بود"،"چراغ آخر" و "خيمه‌شب‌بازي" چوبک، از بنیانگزاران داستان نویسی نو ایران با گذشت بيش از يك‌سال و نيم از زمان انتشار مجدد، مجوز پخش ندارند.

كتاب‌هاي اصغر الهی بیش از 10 سال است که در انتظار مجوزند. اين داستان‌نويس دو رمان به نام‌هاي "سالمرگي" و "رؤيا و رؤيا" را سال‌ها پيش نوشته است، اما كتاب‌ها به‌ترتيب، به علت آنچه، غم‌انگيز و مخالف عفت عمومي عنوان شده‌اند، هنوز مجوز نشر نگرفته‌اند و طبق گفته‌ الهي پاسخ روشني نيز در اين زمينه داده نشده است.

حسین بروجردی، فرزند یکی از بنیانگزاران سپاه پاسداران محمد بروجردی، که کتاب هایش به عنوان الگو در جمهوری اسلامی تبلیغ می شود با انتشار نامه ای اعلام کرده که پس از چهار سال تحقیق کتابی با عنوان "پیکار ناتمام" درباره پدرش نوشته اما به علت نظارت وزارت ارشاد و موسسه تنظیم آثار امام خمينی بر این گونه کتاب ها،باید 70 ایراد گرفته شده را در کتاب خود حذف کند:" مضايق و محدودياتِ شديدی که در نظام جمهوری اسلامی نسبت به صدور مجوز چاپِ کتاب اعمال می شود‏، نفیِ آشکارِ آزادیِ بيان است و برای قلم و نويسندگی سرنوشتی مگر اضمحلال و نابودی را رقم نمی زند".

مرگ کتاب

این تنها مشتی نمونه خروار است و نشان می دهد دیوار سانسور آن قدر بلند شده که می تواند نه تنها نویسندگان سرشناس که حتی فرزند سرداران شهید را نیز شامل شود.بر این فهرست می توان ده ها نویسنده و صدها کتاب دیگر را نیز افزود.کتاب هایی که از حوزه ادبیات،دین،سینما،نمایشنامه،داستان کوتاه،شعر،نقد و حتی اقتصاد و سیاست و تاریخ را در بر می گیرد. علاوه بر این ها در هفته های اخیر اخباری ازروش های تازه سانسور نیز منتشر شده است.بر اساس اعلام ناشران شرکت کننده در نمایشگاه های استانی کتاب، که نمونه های اخیرش در مشهد و تبریز برگزار شد، در این نمایشگاه ها مامورانی از طرف وزارت ارشاد به کتابفروش ها مراجعه و ضمن بازبینی کتاب ها از عرضه کتاب های منتشر شده برخی شاعران نویسندگان و از جمله فروغ فرخ زاد،صادق هدایت،غلامحسین ساعدی و برخی از شاعران و نویسندگان مشهور ایرانی ممانعت می کردند.

برخی می گویند اگر روزگاری محققانی بخواهند درباره حجم سانسور در دوره اخیر کتابی بنویسند،بی گمان فهرستی چند جلدی از کتاب های ممنوع و غیر قابل چاپ از نظر وزارت ارشاد را تدارک ببیند. اما محمد نوری زاد،یکی از دوستان و همفکران صفار هرندی چندی پیش در توصیف کارنامه یک ساله وزیر ارشاد گفت:" آقای صفار از ضعیف هم ضعیف‌تر بوده‌اند".اگر چه به طور دقیق مشخص نیست که نوری زاد از چه منظری چنین انتقادی را مطرح کرده،اما این را هم گفته که:"ایشان در کیهان نیز نشان دادند که فرد ناموفقی هستند؛به نحوی که تیراژ روزنامه‌ کیهان از 250 هزار به 30 هزار تنزل پیدا کرد".اگر صفار هرندی بخواهد همان کار را با شمارگان دو سه هزار نسخه ای کتاب تکرار کند، از هم اکنون می شود مرگ کتاب در ایران را اعلام کرد.

اگر رژیم به این شکل در بیاد من یکی حتما قبولش دارم!!

وبلاگ ملا حسنی:
تغییرات اساسی:

من هم با براندازی و تغيير رژيم مخالفم. با براندازی نرم و پنبه​ای هم مخالفم. اصلا همين وضعيت خيلی هم خوبه. قانون اساسی هم لازم نيست عوض بشه يا تغيير بکنه . همه چیزش خوبه فقط تنها نقطه ضعفش اينه که قانون اساسی ما جلد ندارد. بايد يک کاغذ کادو و مقداری مشمع پلاستيکی و یک چسب نواری بگيريم و آنرا جلد کنيم.

ادامه مطلب را در وبلاگ خود ملا بخوانید.

November 22, 2006

با دستور وزارت اطلاعات / مراسم فروهرها حتی در خانه خودشان نیز ممنوع شد

ادوارنیوز: برگزاری مراسم بزگداشت شهیدان پاینده وطن، داریوش و پروانه فروهر که قرار بود امروز در خانه شخصی آنان برگزار شود، از سوی وزارت اطلاعات و با ابلاغ به پرستو فروهر، ممنوع اعلام شد .

پرستو فروهر فرزند فروهرها در گفتگویی با صدای آلمان گفت : دیروز وقتی به من چنین ابلاغی شد، گفتم من نمی‌دانم، دو آدم را به آن شکل کشتند، آنچه از اسناد سیاسی زندگی‌شان بود، دستنوشته‌هایشان بود از خانه‌‌ی‌شان غارت کردند و بردند، هر چه من دوندگی کردم پس ندادند، پرونده قتل‌شان به چنان سرانجامی رسید که هیچیک از عاملین قضیه معرفی نشدند، حتا، یک کتاب ما خواستیم در مورد زندگی اینها چاپ بکنیم، بعد از سانسورهای متعدد آخرسرهم به ما مجوز ندادند. آخر نام اینها باید پاک بشود از صحنه‌ی تاریخ این مملکت؟ این آدمهایی که صرفا برای سربلندی و آزادی این مملکت زندگی کردند و جانشان را دادند، حتا دو ساعت در طول سال حق این را که در خانه‌ی خودشان بزرگ داشته بشوند، ندارند. منهم واقعا نمی‌دانم که در مقابل این ظلم چه باید بگویم.

وی افزود : این مراسم طبق تمام سالهای گذشته نه تنها از سوی ما وابستگان خانوادگی آن دو عزیز، بلکه از سوی چهره‌های سیاسی‌ـ اجتماعی این جامعه اعلام شده و متاسفانه همانطور که در آن اطلاعیه شما خوانده‌اید، اینها صبر کردند تا ما اعلام عمومی بکنیم، در روزنامه‌ها چاپ شد و بعد از آن اعلام ممنوعیت کردند. من نمی‌دانم چرا قبل از آن نگفتند. من که از پانزدهم این تقاضانامه را داده بودم! اگر قرار بود ممنوع بشود، خب، قبلش می‌گفتند تا ما چاره‌ی دیگری بیاندیشیم. ولی بعد از اینکه دعوت انجام شد اظهار کردند و ممنوعیت را به صورت ‌کامل به من ابلاغ کردند.

پرستو فروهر گفت : در سالهای گذشته، در سالهای اولیه به ما مکان عمومی در مسجد فخر در نزدیکی خانه‌ی پدر و مادرم می‌دادند. پدر و مادرم در این محله‌ی قدیمی سالهای سال بود که ساکن بودند. علاقه داشتند به این محله‌ی قدیمی هدایت و فخرآباد. ما می‌خواستیم در همین محله مراسم‌شان برگزار بشود. بعد از آن ممانعت کردند. سالی در خانقاه صفی‌علیشاه گرفتیم که با هجوم نیروهای فشار متاسفانه روبه‌رو شد. بعد از آن در حسینه‌ ارشاد گرفتیم و در طی دو سال گذشته به ما مکان عمومی برای برگزاری این مراسم دیگر ندادند و ما در خانه این مراسم را برگزار می‌کردیم که امسال اینهم حتا ممنوع شد.

پرستو فروهر همچنین صبح امروز در گفتگویی با خبرنگار ایلنا با اعلام این خبر گفت : از امروز صبح ماموران نيروي انتظامي دو طرف كوچه منزل فروهر را بسته‌‏اند و حتي از ورود اقوام نزديك به كوچه جلوگيري مي‌‏كنند.

انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي اميرکبير : بسيج بايد از دانشگاه برود

پیک ایران:
خبرنامه اميركبير: بيانيه انجمن اسلامي دانشجويان پلي تکنيک تهران در رابطه با قتل دانشجوي دانشگاه آزاد سبزوار توسط شبه نظاميان بسيج:
عصر شنبه ۲۷ آبان ماه، توحيد غفار زاده، دانشجوي دانشگاه آزاد سبزوار طي حمله اي وحشيانه از سوي يکي از عمال بسيج اين دانشگاه به قتل رسيد.
مقتول که در ايستگاه اتوبوس دانشگاه مشغول گفتگو با هم دانشگاهي اش بوده است، با دخالت ضارب مواجه شده که از نسبت آن دو سوال مي پرسد. پس از درگيري هاي لفظي ميان اين دو فرد، قاتل با ضربه چاقو، توحيد غفار زاده را به قتل مي رساند. قاتل پس از دستگيري در مرکز انتظامي سبزوار، انگيزه قتل را جريحه دار شدن احساسات ديني از گفتگوي دو دانشجوي دختر و پسر در انظار عمومي عنوان مي کند.
با وجود تاسيس دولت امنيتي نهم، و تشکيل کابينه امنيتي- نظامي آن، هيچ کس تصور نمي کرد که مستبدان تا اين حد از گستاخي و وقاحت پيش روند که دانشگاه را اين چنين تحت فشار قرار داده و با انواع مشکلات و جنايات روبرو سازند. جامعه دانشگاهي که حتي در دوره اصلاحات از امنيت برخوردار نبود، در اين دوره با تهديد جاني روبرو است. قتل دو دانشجو (يکي در زندان و زير شکنجه -اکبر محمدي- و ديگري در ملاء عام - توحيد غفارزاده-) کارنامه سياه عوام فريبان مهرورز دولت است که حفظ جان شهروندان در برنامه هاي عوام فريبانه شان جايي ندارد.
انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي اميرکبير (پلي تکنيک تهران)، ضمن عرض تسليت به خانواده داغدار مرحوم توحيد غفار زاده و اظهار تاسف عميق از واقعه روي داده، لازم مي داند نکات ذيل را به اطلاع عموم برساند:
۱- اين اتفاق نامبارک بطور کاملا مستقيم، محصول عملکرد محمود احمدي نژاد، رئيس جمهوري است که چندي پيش طلب فرياد از کساني کرده است که در ۸ سال دوران اصلاحات عربده کشان جوامع دانشگاهي بوده اند و اکنون به مدد حمايت هاي بي دريغ و همه جانبه مديران ارشد وزارت علوم از جريان شبه نظامي بسيج، مبدل به چاقو کشاني شده اند که در هر کوي و برزن دشنه بر قلوب پاک جوانان ايران زمين مي کنند. رئيس جمهوري، جاي دارد به جاي طلب عربده کشي در دانشگاهها براي تسويه حساب با اساتيد مستقل دانشگاهي، «شعبان بي مخ ها» را از ولگردي در فضاي عمومي دانشگاه برچيند و زحمت دانشجويان را در جمع آوري اين جريان لمپن شبه نظامي از عرصه عمومي دانشگاهها کم کند.
۲- مسئوليت اين قضيه همچنين به عهده کساني است که با توجيهات قرون وسطايي و القاء تفکرات فاشيستي و بيمارگونه، راه وقوع فاجعه را هموار کرده اند. مفلوکان بيماري که تصور مي کنند با انجام جنايت، به تکليف شرعي خود عمل مي کنند، متهمان رديف دوم اند. اين اقدام به واقع تحقق خارجي احکام خشونت و جنايتي است که با بودجه مردم اين سرزمين و از منابر رسمي تبليغ مي شود. رييس نهاد رهبري در دانشگاه ها بايد در باره اين فاجعه پاسخگو باشد. کسي که چندي پيش خواستار برخورد شديد انضباطي با دانشجويان در دانشگاه ها شد و با مقدس خواندن فضاي مراكز علم و دانش و مکدر خواندن وضعيت اخلاقي دانشگاهها عنوان نمود که نقش نيروهاي متدين و با غيرت در دانشگاه‌ها نقض نمي‌شود.
۳- چرخه «ناکامي-پرخاشگري» سالهاست دانشگاه و دانشگاهيان را مورد تعرض قرار داده است. فاجعه کوي دانشگاه، حمله به خوابگاه هاي دانشجويي، حمله به تجمعات دانشجويي توسط انصار، بازداشت و شکنجه فعالان دانشجويي، پاکسازي دانشگاه از حضور اساتيد مستقل، ممانعت از تحصيل دانشجويان منتقد و چندين مورد از موارد آشکار شده قتل دانشجويان (عزت ابراهيم نژاد، اکبر محمدي و توحيد غفارزاده)، پرخاشگري مطروداني است که با وجود در دست داشتن تمامي ابزار هاي قدرت، خشونت و جنايت، از آن بابت که نه تنها مورد توجه دانشجويان نيستند، بلکه همواره مورد نفرت آنان بوده اند، ناکامي هاي خود را جبران مي کنند. تفکرات شبه بسيجيان سالهاست در دانشگاه هاي ايران به زباله دان ها سپرده شده و بوي متعفن آن، آزار دهنده روحيه دانشجوياني است که راهي براي در امان نگاه داشتن حوزه خصوصي شان از تجاوز اين جريان لمپن شبه نظامي ندارند.
۴- با رويگرداني ملت از ايفاي نقش سربازهاي حکومت استبداد، عمله هاي نظامي در سايه کثيف ترين سوء استفاده ها از دين و باورهاي اعتقادي جنايات گسترده اي را عليه اقشار مختلف ملت و سلب حقوق اوليه و انساني آنها صورت داده اند. دولت امنيتي و عوام فريب نهم، در اين زمينه، روي تمامي مستبدان اين سرزمين را در سابقه تاريخ سياست، سفيد کرده است. مدتهاست که در اين مملکت، دکان قتل و جنايت در حريم ديانت باز شده و معلوم نيست صبر دانشگاه تا کي اجازه خواهد داد تفکرات بيمارگونه به نام احساسات مذهبي و از راه جنايت بر عليه دانشجويان و دانشگاهيان، عقده گشايي کند.
۵- کشتن يک دانشجوي ديگر توسط عمله استبداد ديني-طالباني در حالي صورت گرفته است که هنوز صداي اعتراض دولت نهم به ضرب و شتم دانشجوي ايراني در دانشگاه کاليفرنيا فراموش نشده و همچنان ادامه دارد. دولتي که عملکردش در حوزه دانشگاه، سراسر نقض حقوق شهروندي است و در منجلاب حذف دگرانديشان سياسي و غيرسياسي فرورفته است، در حالي مدعي نقض حقوق بشر در آمريکا شده است که در داخل کشور، نيروهاي بسيجي حامي او ديگر از قتل دانشجويان نيز ابايي ندارند.
۶- قاتل، عضو سازمان نظامي بسيج، شاخه دانشجويي سپاه در دانشگاه بوده است. اين چهره واقعي و عريان عمال هواداران حکومت استبدادي طالباني است که هيچ ارزشي براي جان شهروندان و مردمش قائل نيست. سازمان بسيج، آموزش دهنده، مروج و محرک چنين فجايعي است. بي شک حضور نا مشروع و تحميلي اين نهاد فاسد و مروج توحش و خشونت، مانعي بزرگ بر سر راه رشد و توسعه و شکوفايي دانشگاه هاي ايران است. پرورش افراد پرخاشگر و بيماري که با ديدن دو دانشجوي دختر و پسر، چنان تحريک مي شوند که براي ارضاء خود دست به قتل مي زنند، ديگر قابل تحمل نيست.
انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي اميرکبير (پلي تکنيک تهران)، مهمترين مساله را اين مي داند که با فاجعه اخير چگونه بايد برخورد شود تا چنين جناياتي مطلقاً امکان تکرار نداشته باشد. بي شک به بي دادگاه قضايي نمي توان اميد بست که سابقه آن در پاسداري از پايه هاي استبداد و خفقان بر همه آشکار است. اين خود دانشگاه است که براي حفظ امنيت خود و در گامهاي بعدي کسب آزادي و رهايي بايد اقدام نمايد. جنبش دانشجويي ايران بايد درس آموزنده و فراموش نشدني ديگري را در آستانه فرارسيدن آذرماه (ماه دفاع از مظلوميت دانشگاه) به دولت و عمال وابسته به آن بدهد. نخستين گام، حذف پايگاه فاسد و مروج اختناق در دانشگاه است: بسيج بايد از دانشگاه برود.
انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي اميرکبير
(پلي تکنيک تهران)
يكم آذرماه 1385

دستگیری 43 دختر و پسر در یك پارتی

پیک ایران:
43 پسر و دختر كه اقدام به برگزاری مجلس پارتی در ویلایی در دماوند كرده بودند از سوی ماموران پلیس و بسیج این شهرستان دستگیر شدند.
به گزارش ایسنا، سرهنگ احمد قاسم‌آبادی، فرمانده انتظامی دماوند در تشریح این نحوه شناسایی این افراد اظهار كرد: در نیمه‌های شب بیست و هفتم آبان ماه، در پی كسب خبری از عوامل بسیج شهرستان دماوند مبنی بر این كه تعدادی پسر و دختر اقدام به برگزاری مجلس پارتی در یك ویلا كرده‌اند، بلافاصله ماموران مبارزه با مفاسد اجتماعی دماوند در محل مورد نظر حاضر شده و تحقیقات اولیه را در این خصوص آغاز كردند.
وی افزود: در پی انجام هماهنگی با مرجع قضایی و همكاری عوامل بسیج، ماموران پلیس وارد ویلای مورد نظر شده و تعداد 30 پسر و 13 دختر جوان بین 20 تا 25 ساله را در حالت غیر طبیعی دستگیر كرده و به مقر پلیس انتقال دادند.
به گزارش ایسنا سرهنگ قاسم‌آبادی با اعلام این كه در بازرسی از این مكان، تعداد 5 بطر مشروب و 50 حلقه سی‌دی مبتذل كشف و ضبط شد، گفت: در تحقیقات پلیس دماوند مشخص شد: این پارتی در ویلای پدری یكی از دستگیر شدگان به نام «آرش» و از سوی وی بر پا شده و متهمان كه همگی دانش‌آموز و دانشجو بودند، از شمال تهران در آن شركت كرده بودند.

از زمان بازداشت ناگهانی منصور اصانلو هیچ خبری نیز از او در دست نیست: وکیل مدافع رئیس هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد

رادیوفردا: پرویز خورشید از وکلای مدافع منصور اصانلو رئیس هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه می گوید از زمان بازداشت ناگهانی موکلش در خیابان، تاکنون امکان ملاقات با او را نداشته و هیچ خبری نیز از وی ندارد. آقای خورشید در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: گفته شده اتهامات آقای اصانلو نقض تعهد است و دلایلی که هیچ کدام از نظر ما مطابق قانون نبود و این را هم اعلام کردیم. پرویز خورشید در پاسخ به این پرسش که گفته شده است احتمال آزادی منصور اصانلو در آینده نزدیک وجود دارد، می گوید: شفاها همچین صحبت هایی هست، ولی عملا ما چنین پیامی را دریافت نکردیم؛ آقای اصانلو از نظر من و دیگر وکلیش آقای مولای مرتکب هیچ جرمی نشده.

جمهوری اسلامی برگزاری هرگونه مراسم یادبود به مناسبت سالگرد قتل داریوش و پروانه فروهر را ممنوع کرد

رادیوفردا: پیشتر قرار بود امروز چهارشنبه در تهران مراسمی به مناسبت هشتمین سالگرد قتل این اعضای حزب ملت ایران با حضور بازماندگان و دوستان آنها برگزار شود. پرستو فروهر دختر داریوش و پروانه فروهر به رادیو فردا می گوید: امروز صبح از ساعت هشت راههای منتهی به طرف کوچه منزل پدر و مادر من را مامورین گرفتند و حتی نزدیکترین اقوام من نمی توانند وارد شوند. پرستو فروهر می گوید: دلایلی که آوردند این بود که در سال های گذشته در این مراسم مطالبی عنوان شده که امنیت ملی را زیر سئوال می برد و این در حالی است که بیان حقایق در بزرگداشت دو شخصیت سیاسی که برای آزادی در مملکت زندگی کردند و جانشان را از دست دادند بعد از 50 سال تلاش، جزئی از بزرگداشت است و برخلاف امنیت ملی نیست، بلکه برای حفظ امنیت ملی و مردم این کشور است، اما هرچه تلاش کردم متاسفانه هیچ ثمری نداشت

موعد حمله آمریکا به تاسیسات اتمی ایران اعلام شد

عصر ایران: پایک تاکید کرد: اهداف آمریکا، تجهیزات و پایگاه های تولید سلاح های کشتارجمعی ایران خواهد بود و قرار بر اشغال این کشور نیست. این کارشناس نظامی گفت: مهم نیست که کنگره آمریکا طرح حمله به ایران را تایید کند یا خیر، زیرا زمانی که قرار به انجام کاری باشد، دولت بوش دیگر منتظر تایید مراجع داخلی و خارجی نمی ماند.

عصر ایران ـ یکی از کارشناسان امور بین الملل آمریکا از احتمال حمله نظامی این کشور در تابستان سال آینده به تاسیسات اتمی ایران خبر داد.

به گزارش عصر ایران (asriran.com)، «جان پایک» کارشناس نظامی آمریکا در سایت گلوبال سکیوریتی گفت: احتمال اینکه بوش به جای مذاکره، حمله نظامی به اران را در پیش بگیرد وجود دارد.

وی افزود: برنامه هایی برای حمله نظامی به نیروگاه های اتمی ایران در دست است و در تابستان سال آینده این طرح عملی خواهد شد.

پایک تاکید کرد: اهداف آمریکا، تجهیزات و پایگاه های تولید سلاح های کشتارجمعی ایران خواهد بود و قرار بر اشغال این کشور نیست.

این کارشناس نظامی گفت: مهم نیست که کنگره آمریکا طرح حمله به ایران را تایید کند یا خیر، زیرا زمانی که قرار به انجام کاری باشد، دولت بوش دیگر منتظر تایید مراجع داخلی و خارجی نمی ماند.

جوزف کرینیسیوند معاون عالی امنیت ملی و سیاست بین الملل آمریکا نیز به خبرگزاری فرانس پرس گفت: شاید این امر واقعی به نظر نرسد که جدی نبودن این قضیه به معنای آن نیست که بوش قصد انجام حمله نظامی به ایران را ندارد.

این مقام ارشد آمریکایی ادعا کرد: دولت بوش تصمیم خود را گرفته و هیچ جایگزین دیگری برای آنها وجود ندارد.

وی افزود: حتی مذاکره ایران با سوریه در مورد عراق نیز دیگر راضی کننده نیست و بوش و کابینه اش برای جنگ آماده شده اند.

کرینیسیوند خاطرنشان کرد: دونالد رامسفلد با وجود استعفا و کناره گیری از قدرت، بر طبل جنگ علیه ایران می کوبد و نو محافظه کاران را به این امر تشویق می کند.

جوشوآ مائوروچیک نویسنده حامی نومحافظه کاران نیز در مقاله ای منتشره در روزنامه لس آنجلس تایمز نوشت: ما باید با قدرت مقابل ایران بایستیم و این کشور را بمباران کنیم.

وی افزود: دیپلماسی تحریم و مذاکره با ایران راه به جایی نمی برد و فقط دو راه برای ما باقی مانده است. اول آنکه همزیستی با ایرانی مسلح به سلاح های اتمی را بیاموزیم یا اینکه از زور برای جلوگیری از دستیابی آنها به تسلیحات هسته ای استفاده کنیم.

خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز صحبت های محمود احمدی نژاد رییس جمهور کشورمان را در مورد اینکه ادعای حمله آمریکا و اسراییل را تبیلغ منفی توصیف کرد، اعلام کرد: واقعاً عجیب است که احمدی نژاد این همه برنامه ریزی علیه کشورش را جنگ روانی و تبلیغات منفی غرب می خواند.

ادعای مقامات آمریکایی در حمله به تاسیسات هسته ای ایران جهت جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح اتمی در حالی مدام تکرار می شود که در هیچ کدام از گزارش های آژانس بین الملل انرژی اتمی، حرکت ایران به سمت تولید سلاح مشاهده نشده است.

نماینده آمریکا در سازمان ملل: ایران در دستور کار شورای امنیت نیست

آفتاب: ترور پیرجمیل وزیر دولت لبنان باعث شد آمریکایی‌ها آشکارتر از گذشته با موضع‌گیری علیه ایران، تهران را متهم به دخالت در امور داخلی کشورهای دیگر کنند. در همین راستا جان بولتون نماینده آمریکا در سازمان ملل این حادثه را دلیلی برای توجه‌ جدی‌تر جامعه جهانی نسبت به تهدیدات ایران و سوریه برای منطقه دانست. وی در عین حال اعلام کرد در حال حاضر بررسی مساله هسته‌ای ایران در دستور کار شورای امنیت قرار ندارد.

روزنامه واشنگتن پست به نقل از جان بولتون گزارش داد: ترور جمیل باعث توجه بیشتر به خطر ایران و سوریه شده است. وی افزود: آنها تلاش می‌کنند از طریق متحدانشان در داخل لبنان مثل حزب‌الله باعث فروپاشی حکومت فواد سینیوره شوند.

وی در مصاحبه با شبکه خبری NBC گفت: این ترور و واکنش‌های پس از آن نشان می‌دهد که اکثر رهبران، روزنامه‌نگاران و اعضا پارلمان لبنان ضد سوریه و دخالت خارجی‌ها در امور داخلی‌‌اشان هستند.

بولتون در بخش دیگری از سخنان گفت: مذاکرات در خصوص برنامه هسته‌ای ایران فعلا در دستور کار شورای امنیت نیست.
وی افزود: این مذاکرات به پس از تعطیلات چهار روزه در آمریکا موکول می‌شود. البته وی خاطرنشان کرد تبادل نظر میان طرفین در شورای امنیت همچنان در حال انجام است.

نماینده آمریکا در سازمان ملل همچنین به بیانیه‌ای که قرار است در آن ترور وزیر لبنانی محکوم شود اشاره کرد و گفت: آمریکا از این بیانیه راضی است و آن را تایید می‌کند.

باوجود شکست جمهوریخواهان در انتخابات میاندوره ای آمریکا، احتمال حمله نظامی به ایران هنوز ازبین نرفته است

رادیوفردا: کارشناسان مسایل نظامی آمریکا می گویند دولت بوش تابستان آینده احتمالا به تاسیسات هسته ای جمهوری اسلامی حمله می کند. جان پایک مدیر مرکز امنیت جهانی که یک مرکز تحقیقات نظامی در آمریکا ست به خبرگزاری فرانسه گفت این حمله نظامی حمله محدودی خواهد بود برای از میان بردن قابلیت های تسلیحات کشتار جمعی ایران. چند روز پیش سیمور هرش روزنامه نگار آمریکایی نوشت تندروهای کاخ سفید معروف به بازها به رهبری دیک چینی معاون رئیس جمهوری قصد حمله نظامی به ایران را دارند چه کنگره آنرا تصویب کند چه نکند. با توجه به پیروزی دموکراتها در کنگره بعید بنظر می رسد کنگره چنین اقدامی را تصویب کند. جوزف سیرین سیونهکارشناس ارشد امنیت بین المللی در آمریکا گفت اگرچه اقدام نظامی واقع بینانه بنظر نمی رسد ولی به این معنا نیست که عملی نخواهد شد. به گفته این کارشناس، مسئولان دولت آمریکا همچنان معتقدند که رژيم ایران باید تغییر پیدا کند.

کمیته سوم مجمع عمومی ملل متحد حکومت ایران را به دلیل نقض حقوق بشر محکوم کرد

رادیوفردا:
روز سه شنبه کمیته سوم مجمع عمومی ملل متحد قطعنامه پیشنهادی کانادا را به رای گذاشت و با 70 رای موافق تصویب کرد. 38 کشور اروپایی و آمریکا از ارائه این قطعنامه به کمیته سوم حمایت کرده بودند. مصوبه کمیته سوم مجمع عمومی ماه آینده در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به رای همه اعضا گذاشته خواهد شد. روسیه و چین در کمیته سوم به قطعنامه رای مخالف دادند. جمهوری اسلامی از مکانیسم موسوم به «No Motion Action» که حق دولت ها است استفاده کرد و تقاضا کرد دررابطه با این قطعنامه هیچ اقدامی صورت نگیرد، اما رای کافی نیاورد. کمیته سومی، کمیته ای است کاری از مجمع عمومی که فقط در رابطه با حقوق بشر کار می کند. کشورهای ارائه کننده قطعنامه درباره رو به وخامت گذاشتن اوضاع حقوق بشر در ایران از جمله حقوق زنان، اقلیت های قومی و مذهبی و عدم آزادی بیان ابراز نگرانی کردند. همچنین وضعیت شکنجه در زندان های ایران و قتل زندانیان سیاسی یکی از نکاتی است که این قطعنامه به آن اشاره کرده.

تغيير احتمالى استراتژى آمريكا در قبال ايران / گفتگو با حسين باقرزاده

دویچه‌وله: ”چنانچه ایران حاضر باشد به نحوی (با غرب) کنار بیاید، مسئله‌ی حقوق بشر در ایران یکی از قربانی‌های مذاکرات خواهد بود“


مذاكرات ديروز كشورهاى موسوم به گروه ۵+۱ در خصوص تحريم ايران بدون هيچ نتيجه‌اى پايان يافت. جان بولتون نماينده آمريكا در سازمان ملل متحد تنها به «تبادل نظر مفيد» ميان شش دولت اشاره كرد و ويتالى چوركين نماينده روسيه در سازمان ملل تلويحا اظهار داشت كه نمى‌تواند از پيشرفت در مذاكرات سخن بگويد. اين در حالى‌ست كه مقامات آمريكايى با لحنى متفاوت از گذشته با مسئله‌ى مذاكره با ايران برخورد مى‌كنند.

دكتر حسين باقرزاده تحليلگر سياسى، در گفتگويى با ما نظرات خود را در خصوص تلاش‌هاى آمريكا براى تغيير رفتار دولت ايران در رابطه با پرونده هسته‌اى مطرح مى‌كند.

مصاحبه‌گر: بهنام باوندپور

دکتر باقرزاده، در حالی‌که وزیر خارجه آمریکا خانم رایس شرط انجام گفت و گو با ایران را توقف برنامه‌ی هسته‌ای جمهوری اسلامی اعلام کرده، شان مک‌کورمک سخنگوی وزارت خارجه آمریکا امکان مذاکره با ایران را منتفی ندانسته و گفته که این مسئله در حال بررسی فوری است. مک‌کورمک در عین حال در گفته‌های خودش شرطی را هم مطرح نکرده است. آیا به نظر شما این اظهارات نشانگر تغییر استراتژی آمریکا در قبال ایران است؟

حسین باقرزاده: بله. توجه بفرمایید، ما الان در شرایطی صحبت می‌کنیم که آمریکا در عراق دچار مشکلات زیادی‌ست و در حال بررسی سیاست خود در آنجاست و انتخابات میان دوره‌ی آمریکا هم شکست بزرگی به حزب جمهوریخواه وارد کرد و بنابراین، سیاست خارجی آمریکا در مورد خاورمیانه در معرض تحول و نوسان قرار گرفته است. من فکر می‌کنم ما در آینده‌ای نزدیک شاهد این خواهیم بود که این سیاست روشن بشود و دقیقا معلوم بشود که آمریکا در مورد ایران چه برنامه‌ای را می‌خواهد دنبال بکند. الان هم بطور مشخص ما اظهاراتی را می‌شنویم که ممکن است دقیق نباشد، مقامات مختلف آمریکا نظراتی ارائه می‌هند، بعضی‌ها مذاکرات را مشروط می‌کنند مثلا به قطع برنامه‌ی غنی‌سازی و بعضی‌ها بدون قید و شرط طرح می‌کنند. ولی چون در مرحله‌ی نوسان هستیم، هنوز مشخص نیست که آمریکا در این مورد موضع‌اش چه خواهد بود.

سخنگوی وزارت خارجه آمریکا همچنین گفته است که نصب ۶۰هزار سانتریفوژ در ایران باید لرزه بر اندام جهان بیندازد. آیا «لرزه»ای که دولت آمریکا از آن حرف می‌زند، باعث برخورد شدیدتر ایالات آمریکا متحده با ایران خواهد شد، یا به نظر شما آمریکا را، با توجه به تجربه‌ی ناموفق کره شمالی، محتاط‌‌تر خواهد کرد؟

حسین باقرزاده: در مورد ایران فکر می‌کنم آمریکا سیاست‌اش فرق می‌کند با کره شمالی. چون بهرحال درست است که آمریکا می‌خواهد مانع از اتمی‌شدن کره شمالی باشد، ولی خطر اتمی‌شدن کره شمالی بسیار سنگین و جدی در مورد آن منطقه نیست. چون کره شمالی نه در منطقه مشغول ماجراجویی‌ست یا در کشورهای دیگر مثلا در سیاست خارجی آمریکا دخالت می‌کند و نه اینکه به نحویی، مثلا در جهان بودايى، در آنجا رهبری ایدئولوژیک را بدست گرفته است. من این را مقایسه نمی‌کنم با شرایط جمهوری اسلامی ایران، به دلیل اینکه ایران هم در مورد مسایل خاورمیانه خیلی فعال کار می‌کند، در عراق، فلسطین، اسراییل و لبنان، و هم اینکه ادعای رهبری ایدئولوژیک جهان اسلام را دارد، و اینها مسایلی‌ست که برای آمریکا زنگ خطر بزرگی را به صدا آورده. بنابراین برخورد آمریکا با ایران ممکن است فرق کند با برخوردش نسبت به کره شمالی. و به این دلیل هم هست که مقامات آمریکایی دارند بطور صریح بیان می‌کنند که حاضرند هرگونه امتیازی را به جمهوری اسلامی بدهند، ولی در مقابل اتمی شدن ایران مقاومت خواهند کرد و فکر می‌کنم همچنین به دلیل حساسیت‌هایی که اسراییل نشان می‌دهد و اسراییل و آمریکا در مورد خاورمیانه سیاستهایشان خیلی به هم نزدیک هست، احتمال خطر برخورد نظامی هنوز وجود دارد، ولی طبیعی‌ست که آمریکا تلاش می‌کند که از هر راه ممکن،‌ از جمله با کمک متحدان اروپایی تلاش می‌کند که از طریق دیپلماتیک و سیاسی شاید بتواند ایران را قانع کند که از این مسیر دست بردارد و به نحوی این خطر را برطرف کند.

شما در تازه‌ترین مقاله‌تان از آخرین تلاش آمریکا و انگلستان برای به اصطلاح «لیبی» کردن ایران سخن گفته‌اید و در عین حال تاکید کرده‌اید که دولت ایران سودای پیوستن به کشورهایی مثل کره شمالی را دارد تا لیبی. فکر می‌کنید آرایش نیروهای سیاسی در سطح جهانی بیشتر به نفع «لیبی» شدن ایران است و یا اینکه ممکن است ایران بتواند خواست‌های خودش را در نهایت به جامعه‌ی جهانی تحمیل بکند؟

حسین باقرزاده: آرزو و تلاش جامعه جهانی، البته به معنای غرب، یعنی کشورهای اروپایی و آمریکایی این است که به هر نحو ممکن ایران را وادار کنند مسیر لیبی را پیش بگیرد و از آرمانها و جاه‌طلبی‌های خودش دست بردارد. ولی، خب، این یک آرزوست، ممکن است محقق بشود و ممکن است نشود. رژیم ایران با توجه به ضعف سیاست خارجی آمریکا و اروپا به دلیل مشکلات عراق و تشتتی که در سازمان ملل در شورای امنیت وجود دارد، دارد حداکثر استفاده را می‌کند که تا آنجایی که می‌تواند از غرب امتیاز بگیرد. ولی اینکه آیا غرب موفق بشود که ایران را به طرف لیبی‌شدن بکشاند،‌ این مسئله‌ای‌ست که باید صبر کرد و دید. اما خود ایران البته من فکر نمی‌کنم که به سادگی تن به این کار بدهد و تا آنجایی که رژیم ایران احساس بکند که غرب در موضع ضعف است و نمی‌تواند از طریق دیپلماتیک و سیاسی فشاری به ایران وارد بکند، من فکر می‌کنم،‌ که ایران به سیاستهای خودش ادامه خواهد داد. اما اینکه سرانجام این سیاست به کجا برسد، مسئله‌ای‌ست که در آینده معلوم خواهد شد.

دکتر باقرزاده، همانطور که مطلع هستید، مذاکرات دیروز کشورهای موسوم به ۵+۱ در ارتباط با تحریم احتمالی ایران به بن‌بست انجامید. فکر می‌کنید چنانچه ایران و آمریکا بتوانند، حالا تحت هر شرایطی، به مذاکره‌ی مستقیم با هم بپردازند، موضوع حقوق بشر که یکی از انتقادهای تاکنونی غرب علیه ایران بوده به فراموشی سپرده خواهد شد؟

حسین باقرزاده: بهرحال برای غرب مسئله‌ی اتمی شدن ایران خیلی مهمتر از حقوق بشر است. بنابراین چنانچه ایران حاضر باشد به نحوی واقعا کنار بیاید، من فکر می‌کنم مسئله‌ی حقوق بشر ایران یکی از قربانی‌های این مذاکرات خواهد بود و از صدر مسایلی که در یکی دوسال گذشته مطرح بوده در اروپا و آمریکا می‌رود کنار و ممکن است مثل مسئله‌ی لیبی که الان هیچ صحبتى هم در مورد حقوق بشر آنجا نمی‌شود، در مورد ایران هم ممکن است که ما دیگر از غرب اعتراضاتی را نشنویم و مواضعی را که غرب در مورد ایران داشت کم کم به فراموشی سپرده شود.

ماجرای مالی ستاد!!!

خُسن آقا: انسان چقدر باید پر رو باشد که به ملت‌اش خیانت کند، بعد هم خودش بیاید مدرک خیانتش را بگذارد روی نت. به این می‌گویند خریت به توان 2

وبلاگ یک خیانت پیشه:

درقضایای مالی ستاد هاشمی برای من اتفاقاتی افتاد که وقتی این عکس را دیدم بد جوری با این الاغ بیچاره دچار هم ذات پنداری شدم. واقعا ماجرای مالی من با ستاد هاشمی مثل این عکس می ماند. هر چه می گویم بابا جان 24 میلیون و700 هزار تومان هزینه های سایت و اس ام اس و ویژه نامه و کوفت و زهره مار سر ریز کرد ومن با قرض و قوله بدبخت شدم می گویند سند بده. من هم که چند بار دست وپا شکسته و روی هوا این کار را کرده ام که دوستان یا کلا منکر می شوند ویا می گویند در اسباب کشی ها گم شده است. به هر تقدیر الان من هم درست مثل این الاغ روی هوا مانده ام و دوستان سابق من در ستاد می گویند برو سند جور کن. آخر تو را به خدا مگر این الاغ الان پایش به زمین می رسد که بتواند برود جایی چیزی بیاورد که من بتوانم؟ البته آن ها هم خوب می دانند که من پایم به زمین نمی رسد می گویند بیا برو دنبال سند. به هر تقدیر ایرادی ندارد. بهشت و جهنم در این دنیا هم حقیقت دارد.وای به حال آخرتمان! جوانیم جاهلیم کار می کنیم و جبران می کنیم.

من از تمام اقوام و دوستان طلبکار که این روز ها با موبایل خاموش من مواجه می شوند عذر خواهی می کنم.

ان شاءا... درست می شود!!!

November 21, 2006

نیکونسبتی: وقتی رییس جمهور عربده کشی در دانشگاهها را تبلیغ می کند فجایعی مانند فاجعه دانشگاه سبزوار اتفاق می افتد

ادوار نیوز:

عصر شنبه گذشته، توحيد غفارزاده يكى از دانشجويان دانشگاه آزاد واحد سبزوار، به ضرب چاقوى يك دانشجوى عضو بسيج دانشجويى كشته شد. اين حادثه دردناك كه پس از يك درگيرى لفظى اتفاق افتاد، فعالان دانشجويى را بيش از پيش نسبت به امنيت فضاى دانشگاهى نگران كرده است. در همين ارتباط، روابط عمومى «دفتر تحكيم وحدت» نيز طى اطلاعيه‌اى با عنوان «عاقبت دشنه فرود آمد» نسبت به اين حادثه و پيامدهاى آن هشدار داده است.

«دفتر تحكيم وحدت» در اطلاعيه خود از قول شاهدان عينى نقل مى‌كند كه درگيرى لفظى ميان دانشجوى بسيجى و توحيد غفارزاده، به دليل گفتگوى مقتول با همسر خويش و وارد شدن دانشجوى بسيجى به حريم خصوصى وى بوده است. دانشجوى بسيجى پس از مضروب كردن توحيد غفارزاده كه منجر به قتل او مى‌شود، به اقدام خود اعتراف كرده و انگيزه خود را از به قتل رساندن مقتول، «جريحه‌دار شدن احساسات مذهبى خود» خوانده است.

«دفتر تحكيم وحدت» در اطلاعيه خود در اعتراض به اين حادثه دردناك از جمله نوشته است: «اگر تا دیروز جان دانشجویان دربند به شکرانه پایداری حکومت اسلامی ایمن نبود و زندان مسلخ بود و بوی خون پاک اکبر محمدی‌ها از آنسوی دیوارها به مشام دانشگاهیان می‌رسید؛ امروز دانشگاه خود رنگ خون گرفته و دانشجو به تیغ سلاخی جلادان متحجر سپرده شده است».

البته «دفتر تحكيم وحدت» دانشجوى بسيجى را فقط قربانى انديشه‌هايى مى‌داند كه خشونت را در ايران بطور اعم و در دانشگاه‌ها بطور اخص ترويج مى‌كنند.

على نيكونسبتى عضو شوراى مركزى «دفتر تحكيم وحدت» در همين رابطه مى‌گويد: ”ما این دانشجویی که این کار را کرده، خودش را یک قربانی می‌دانیم که قربانی افکار پلید گروههای متحجر در کشور شده و فریب افکار آنها را خورده. شما در نظر بگیرید که خود آقای مصباح یزدی بطور روزافزون دارد خشونت را در ایران تئوریزه می‌کند و وقتی رییس جمهور می‌گوید بروید بر سر اساتید سکولار فریاد بزنید، و عربده‌کشی را در دانشگاهها تبلیغ می‌کند، خب، خیلی طبیعی‌ست دانشجویی که تازه پا به دانشگاه گذاشته و در کلاسهای عقیدتی که سپاه برای بسیج تشکیل می‌دهد و این افکار را مدام ترویج می‌کند، گول این حرفها را بخورد و چنین اقدامی را انجام بدهد. حالا چه دولت این اقدام را محکوم بکند یا نکند، هیچ فرقی نمی‌کند. بهرحال این نتیجه سیاستهایی‌ست که این آقایان در پیش گرفته‌اند. بطور مستقیم خود آقای مصباح که رییس این جریان هستند و دارند این اعمال را تئوریزه می‌کنند و بعد آقای احمدی‌نژاد بعنوان رییس دولت هر روز دارند این را به انحای مختلف اشاعه می‌دهند و از تمام امکانات دولتی در جهت اشاعه‌ی این فکر استفاده می‌کنند، اینها محکوم هستند“.

اما چرا چنين حادثه‌اى آن‌هم در محيط دانشگاه مى‌تواند رخ دهد؟ حوزه اختيارات بسيج دانشجويى كجاست و آيا دانشجويان بسيجى تا چه حدى حق دخالت در مسايل دانشجويان را دارند، گويا از پرسش‌هاى اصلى خود فعالان دانشجويى هم هست. مصطفى صداقت‌جو دبير سابق انجمن اسلامى دانشگاه سبزوار در همين مورد مى‌گويد: ”ما هم خیلی خوشحال و مشتاق‌ایم که بدانیم خط قرمز بسیج کجاست یا اینکه قانونمند است! اینکه مثلا، گاهی اوقات می‌بینید، در سطح شهرها یا به مغازه‌ای یکسری دانشجوها می‌ریزند، آیا اینها قانونمند است؟ این را باید نهادهای مسئول پاسخ بدهند. آیا صرف داشتن یک کارت عضویت در بسیج می‌تواند واقعا موجب این بشود که آن فرد بسیجی دست به هر کاری بخواهد بزند، و آیا این سپری قانونی‌ست برای افراد بسیجی؟ اینها اعمالی‌ست که واقعا برای ما جای سوال دارد. در داخل دانشگاه هم، جایی که باید رعایت حقوق بشر و امثال اینها را به دانشجویان یاد بدهند، مشق تیراندازی یاد می‌دهند یا کلاسهای تیراندازی و کار با اسلحه یاد می‌دهند. این واقعا دون شان دانشگاه است و دون شان دانشجو است. بالاخره ما باید حوزه دانشگاه را از حوزه‌ی مسایل نظامی و شبه نظامی جدا کنیم“.

«دفتر تحكيم وحدت» در اطلاعيه خود مسئولان ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامى را موظف به پاسخگويى در قبال قتل توحيد غفارزاده مى‌داند. اما چرا سپاه پاسداران بايد پاسخگوى عمل يك دانشجوى بسيجى باشد؟

پاسخ على نيكونسبتى: ”یک علت‌اش اين است كه بسيج نیروی شبه‌نظامی‌ست که حضورش در دانشگاه در نتیجه حركت‌‌هایی‌ست که سپاه پاسداران انجام می‌دهد، یعنی بسیج یک نیروی مستقل در فعالیتهای دانشجویی نیست که خودش تصمیم بگیرد، دستورات از طریق سپاه ابلاغ می‌شود و از طریق نهادهای بالای بسیج و براساس یک سلسله مراتبی به دانشگاهها ابلاغ می‌شود، یعنی از سطوح بالا تا پایین‌ترین‌شان اینها به صورت دستورالعملی اقدام می‌کنند. وقتی آموزشها توسط این گروهها داده می‌شود، خب نتیجتا وقتی این اقدامات هم صورت می‌پذیرد، در راستای همان افکاری که به اینها انتقال داده شده، آنها باید پاسخگو باشند. ما بازهم تکرار می‌کنیم یک دانشجویی که تازه وارد دانشگاه شده که کم سن و سال هم هست، وقتی این آقایان به این‌صورت تحریک‌اش می‌کنند و از او می‌خواهند که حالا برای، همانطوری که خودش هم گفته، برای عمل به دستورات شرعی برود این اقدام را انجام بدهد، خب خیلی طبیعی‌ست که این دانشجو گمراه می‌شود، ولی در نهایت آنها هستند که باید پاسخگو باشند. این دانشجو که واقعا یک عامل دست بیشتر نیست و از طریق کسی دیگر و یا کسی دیگر اینها را برایش مطرح ‌کرده“.

در پايان اطلاعيه «دفتر تحكيم وحدت» با اشاره به حادثه دردناك قتل توحيد غفارزاده، عنوان شده است كه «تخم فاشيسم اسلامى بارور شده است».

على نيكونسبتى در مورد اين جمله توضيح مى‌دهد: ”دولت نهم و تئوریسین‌های آن در سال گذشته کوشش کردند که کلیه منتقدین را در کشور ساکت بکنند. نشریات و روزنامه‌ها را در نظر بگیرید، فعالین سیاسی را در نظر بگیرید، جنبش زنان را در نظر بگیرید و کارگران را در نظر بگیرید که دیروز بعنوان مثال آن برخورد مجددی که با آقای اسانلو شد. اینها دارند به هر شیوه‌ای عمل می‌کنند که هیچ منتقدی صدایش درنیاید و یک ایدئولوژی فاشیستی که هر کسی خارج از آن بخواهد اقدام بکند بشدت سرکوب می‌شود را مدنظر قرار داده‌اند. در دانشگاهها هم سعی می‌کنند با کمک بسیج این عمل را تئوریزه بکنند و به مرحله اجرا بگذارند. برای همین ما این را بارورشدن همان اندیشه‌هایی می‌دانیم که سالها مردم به آن پشت کرده بودند، اما در نتیجه‌ی یک انتخاباتی که شبهه‌ی فراوانی هم در مورد آن مطرح است، رییس دولت آمد و کرسی اجرایی آن را در دست گرفت و حالا دارد این اقدامات را تئوریزه می‌کند، و با امکانات فراوان دولتی از آن حمایت می‌کند“.

منبع: صدای المان-باوندپور

(نامه های یک کارگر افغان)

وبلاگ سلام انسان!:

معرفی: با صاحب واقعی این وبلاگ در اینترنت آشنا شدم. عزیزی ما را آشنا کرد که بعدا لازم شد در باره اش میگم. دوستی ما عمیق شد. دوستم یک کارگر افغان است که برای من از وضع خودش درد و دل میکرد. بهش گفتم خوب این حرفها را در یک وبلاگ بگذار. گفت نمی تونیم. گفتم کمک میکنم.... خلاصه راه افتاد. قرار شده که او بنویسه و من با مختصر اصلاح املایی روی وب بگذارم.

با عرض سلام خدمت تمام انسانهای بشر دوست

همان طوریکه به همه معلوم هست، راجع به تصمیم گیری جمهوری اسلامی در قبال مهاجرین افغان که در ایران زندگی میکنند، و گفته است که باید اینها اخراج شوند و به کشوریشان بر گردن، از روز یکشنبه رسمآ آغاز شده است.

سوال اینجاست، این سردمداران جمهوری اسلامی ایران که این طرح را دادن آیا فکر کردن که چه کار میکند؟

آیا این مردم اگر به کشورشان بر گردن در اونجا چی زماند وجود دارد که ما بتوانیم زندگی کنیم؟ آیا زماندی وجود دارد؟ که ما در اونجا امنیتی جانی داشته باشیم؟ آیا دولت جمهوری اسلامی فکر کرده که ما در اینجا اگر ماندیم فقط به خاطر زنده ماندن ماندیم، نه به خاطر زندکی کردن؟

شرایط ایران طوری هست که هر مهاجر در ایران به سخت ترین شرایط زندگی میکند. که فقط اسمش زندگی کردن هست .

ما از تمام مردم ایران تقاضا داریم اگر شده برای چند لحظه خود شان را به جای مهاجرین قرار بدن. آیا امکان دارد که در یک همچون شرایطی زندگی کنند؟ و اگرشرایط مساعد زندگی در کشورتان وجود داشته باشد، آیا خودتان حاضر هستین که در کشوری دیگری زندگی کنید؟

در کشوری که هیچگونه حقوقی انسانی برایتان قایل نباشد؟

و بگوید افغانی بودن خودش جرم هست. یا به هر اسم دیگری فرقی نمیکند. منظورم از کشور هست. نه اسم انسان. و اونهم به لهن تحقیر آمیز و همیشه توهین شوید؟ مهاجری که همیشه خودش کار میکند و هیج وقت توقع کمک از دولت نکرده و همیشه به صورت فعال و نیروی کار. کار کردن. از حفر چاه های فاضلاب گرفته تا چاهای ساختمانی و کارهای دیگر. که سخترین کار هست.

و کارگر شهرداری که مقیم افغانیستان باشد همیشه جایش بری خیابان هست. اگر باور نمیکنید برین بعد از ده شب سر بزنید. از نزدیگ ببیبنید . کارگران شهرداری را که چه میکند. حتی هر شب بری خیابان میخوابند.

من در منطقه پاکدشت آشنا دارم . حتی خانواده ها به صورت دست جمعی یعنی زن و مرد سر کوره خشت کار میکند . آیا بنظر شما ما بار دوش جامعه بودیم؟

حتی بچه های ما به صورت آزاد درس میخواند. اگر در مدرسه دولتی هم درس میخواند به بهانه گوناگون از ایشان پول دریافت میکند. یعنی ورودی مدرسه ابتدا با ید هر نفر 45000 هزار تومان پرداخت کند. از آن به بالا بر مبنای درجه کلاس باید پول پرداخت کرد.

البته دولت ایران برای مهاجرین یک امتیاز داده است . اون هم این هست هر کسی اگر در مدرسه آخوندی یا علمیه درس بیخواند. از اونها نه تنها پول نمیگیرد بلکی پول به صورت شهریه یعنی پاداش پرداخت میکند. خرج خواب گاه یش را میدهد و خرج خانه اش را میدهد. با صد تا امتیاز دیگر به قول خودشان مال امام . وردی درس اخوندی 100000 هزار تومان هست که دولت میدهد برای هر طلبه اش. این را در هر ماه میدهد. شما حساب کنید که چقدر طولاب در این کشور درس مخواند از هر کشور؟ و این پول بر مبنای درس اش تعین میشود. هر قدر درس بالا باشد به همان اندازه پول پرداخت میشود. این را شما ه در نظر داشته باشید . اما با بچه 6 یا 7 سال ما چی برخورد میکند؟ میگوید اگر شما کارت دارید میتونید درس بخوانید با پرداخت 45000 هزار تومان. اگر ندارید شما حقی درس خواندن را ندارید .

حتی دوستان مرا در اول مدرسه به خاطر کارت نداشتن از مدرسه برون انداختن. آیا این را شما چی مینامید؟

ما این را جزو "انسان دوستی" جمهوری اسلامی مینامیم. و اگر همین بچه در حوزه علمیه بخواد درس بخواند. یا اگر بچه آخوندی باشد . نه تنها کارت مطرح نیست، بلکه تازه کارت هم میدهد.

آیا گناه بچه چیست؟ آیا باید رفت نوکر شد؟ یا از درس ماند . آیا اینها میفهمند که زندگی چیست؟ آیا ملیت را مشناسد؟ ایا تفاوت طبقاتی را میشناسد؟ ایا اینها خونش کمرنگتر از دیگران هست؟

و هم چنین از دانشجویان عزیز و کارگران محترم و آنهایی که معنی زندگی را میفهمد و انسانهای بشر دوست

و از مجامع بین المللی و از اتحادیه های کارگری تقاصای همکاری داریم. یعنی با ما هم دردی خود را اعلان کنند.

که این رژیم ضد انسانی در این شرایط سخت مهاجرین را برون نکنند.

رژیمی که در اوایل انقلاب به قول رهبر شان که گفته بود اسلام مرز ندارد . و چونکی مردمی افغانستان

در اون زمان بیش از حد مذهبی بود. آمدن در ایران که البته شرایط جغرافیا هم یکی از دلایل اش بود .ما

مردم از این دولت یک چیز را توقع داریم . حداقل اون حرف رهبرش را پس بگیرد. بگوید ما از اونها سوا هستیم. ما به خاطر منافع خود دست به هر کار میزنیم. و این گفتگوی تمدونها ها است!

ما اینرا از دولت سوال دارم. آیا گفتگوی تمدون های شما این هست که باید ظلم کرد؟ بر طیف کارگر و مهاجر که همیشه در قلب جامعه به صورت فعال کار کردن؟ آیا آنها باید بمیرند؟

17/11/2006

از طرف جمع کارگران افغان منطقه شرق تهران

رییس دانشگاه سبزوار: دانشجوی قاتل اختلال روانی دارد و روحیاتش به اعضای بسیج نمی خورد!

ادوارنیوز:

رييس دانشگاه تربيت معلم سبزوار، گفت: نزاع صورت گرفته در ايستگاه اتوبوس کاملا شخصي بوده و هيچ ارتباطي با اعتبار دانشجويي ضارب و مضروب نداشته است.

دکتر عباس محمديان درخصوص نزاع واقع شده در سبزوار ميان دو دانشجوي دانشگاه‌هاي تربيت معلم و آزاد اين شهر که منجر به قتل دانشجوي دانشگاه آزاد سبزوار شده است، اظهار داشت: ساعت 8 و 50 دقيقه شنبه شب در ايستگاه اتوبوسي که دانشجويان را به دانشگاه منتقل مي‌کند به دليل مسائل اخلاقي نزاعي در مي‌گيرد که متاسفانه منجر به مرگ دانشجوي دانشگاه آزاد مي‌شود.

وي باطرح اين ادعا كه" دانشجوي ضارب از سلامت روحي برخوردار نبوده و دچار بيماري رواني بوده است" مدعي شد: به گفته دوستان وي، اين دانشجو به دليل اختلالات رواني شب قبل از حادثه بيش از 10 قرص آرام‌بخش مصرف کرده بود.

محمديان" تمامي مدت زمان مشاجره و نزاع که در نهايت منجر به اصابت چاقو به قلب مقتول مي‌شود را تنها يک دقيقه" اعلام کرد.

رييس دانشگاه تربيت معلم سبزوار"شايعه عضويت دانشجوي ضارب در بسيج دانشجويي اين دانشگاه را به شدت تکذيب کرد" و افزود: اين دانشجو در هيچ جاي کشور سابقه حتي يک روز عضويت در بسيج را نداشته و روحيات و اخلاقيات وي نيز با اعضاي اين تشکل همخواني ندارد.

محمديان با بيان اينکه "دانشگاه تربيت معلم سبزوار روال عادي خود را طي مي‌کند" خاطرنشان کرد: پس از وقوع حادثه و بازداشت ضارب و دختري که به همراه مضروب بوده است توسط نيروي انتظامي، حدود 25 نفر از دانشجويان شب گذشته در حمايت از دختر دانشجو و براي پيگيري موضوع مقابل کلانتري تجمع کردند.

رييس دانشگاه تربيت معلم سبزوار "بروز تشنج در دانشگاه را ناصحيح و مبتني بر خواست عده‌اي آشوب‌طلب" اعلام کرد و گفت: ظهر امروز حدود 100 نفر از دانشجويان با تجمع در ضلع جنوبي سازمان مرکزي دانشگاه، اقدام به اعتراض نسبت به اين قضيه کردند که با حضور و صحبت‌هاي اينجانب و قول برگزاري جلسه پرسش و پاسخ با حضور ماموران امنيتي و انتظامي شهر در آينده نزديك، با رعايت آرامش به کلاس‌هاي خود بازگشتند.

در اين زمينه دکتر محمود سعيدي اصل، رييس دانشگاه آزاد اسلامي سبزوار نيز در گفت‌وگو با ايسنا ـ منطقه خراسان، اظهار نظر در خصوص نزاع رخ داده شنبه شب را به زماني ديگر و اطلاع يافتن از علت دقيق حادثه موکول کرد.

وي اظهار داشت: اين موضوع ارتباطي به دانشگاه‌ها و شخصيت دانشجويي ضارب و مضروب ندارد و آنچه از شواهد پيدا است دانشجوي دانشگاه آزاد سبزوار به همراه نامزد خود منتظر اتوبوس براي رفتن به دانشگاه بوده است.

منبع: ایسنا

November 20, 2006

جنگ جنگ تا پيروزی

وبلاگ وزعیت بینابینیت: قرار بود يه هفته بمونيم تو سنگر از اين معبر مراقبت کنيم که عراقيا نتونن از کنار جاده بيان جلو؛ بهمون حال دادن آذوقه‌ي ده روزمون‌و دادن که کيف کنيم. وقتي بي‌سيم ترکيد و سر يه هفته هيچ‌خبري نشد فهميديم اوضاع خرابه؛ جيره بندي کرديم. شانس آورديم که همون روزاي اول نصف بچه‌ها مردن و کنسرواشون به ما رسيد و الا الان ممد داشت گوشت منو با سرنيزه‌ش مي‌بريد که بچه‌ها بخورن. آدم اولش فکر مي‌کنه مسخره‌س؛ فکر مي‌کنه هيچ‌وقت گوشت آدم نمي‌خوره؛ فکر مي‌کنه اصلا امکان نداره؛ ولي گوشت آدم هرچي که باشه از اون کنسرواي آشغال بهتره. ما رو از پادگان صاف آورده بودن اينجا؛ همه‌مون تازه از آموزشي در اومده بوديم. سرهنگ قد بلند و چهارشونه و هيکل‌دار بود. صداش بلند بود. ولي وقتي سه چهار تا تير خورد صداي سگ داد؛ صداي سگي که افتاده باشه تو ديگ آب جوش؛ بعدم به خرخر افتاد؛ چشماش مث گوسفند سر بريده شد؛ بعدم مرد. وقتي سرهنگ مث سگ بميره سرباز لابد مث خوک مي‌ميره. فکر همه اين بود و فردا که خمپاره خورد تو سر بي‌سيم‌چي واقعي شد. ترس لاي عرق بچه‌ها از پوستشون مي‌زد بيرون. تو بازدم بچه‌ها ترس بود. شب سوم يکي قاطي کرد دويد سمت سنگر عراقيا. يه جوري بستنش به تير که جسدش دو سه دقيقه تو هوا پر پر مي‌زد.

اين قضيه و مردن جاسم فکر تسليم‌و کلا خط زد. جاسم پاش کنده شده بود. روز چهارم پنجم بود عراقيا يه حمله‌ي نصفه نيمه کردن ببينن اين طرف چه خبره؛ بنده خدا جاسم خيلي زحمت کشيد ولي آخر يه نارنجک انداختن پاش پريد تو هوا. پاي راستش بود. دوسش داشت. مي‌خواست فوتباليست شه. بچه‌ي اهواز بود ولي شيراز بزرگ شده بود. مي‌خواست از پشت هيجده قدم با قيچي گل بزنه. پسر خوبي بود. دو ساعت بعدش مرد.

ادامه شو توی وبلاگ وزعیت بینابینیت بخونید

هاآرتص نوشت: جرج بوش گفته است حمله اسرائیل به تاسیسات هسته ای جمهوری اسلامی برای آمریکا قابل درک است

رادیوفردا: روزنامه هاآرتص امروز دوشنبه در تیتر صفحه اول خود سخنان رئیس جمهوری آمریکا جرج بوش را نقل کرده که در دیدار دو ماه پیش با رئیس جمهوری فرانسه ژاک شیراک گفته بود اگر اسرائیل تاسیسات هسته ای جمهوری اسلامی را بمباران کند، این امر برای آمریکا قابل درک خواهد بود. در این دیدار که در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل برگزار شده بود، آقای بوش گفته است احتمال حمله نظامی اسرائیل به سایت های هسته ای جمهوری اسلامی را رد نمی کند. بنا بر همین گزارش، وزیر امور خارجه آمریکا در دیدار دوشنبه گذشته نخست وزیر اسرائیل با آقای بوش در کاخ سفید تاکید کرده که آگاهی های آمریکا درباره برنامه های اتمی ایران برای انجام حملاتی که به نابودی پایگاه های هسته ای آن کشور منجر شود کافی نیست. به نوشته هاآرتص بلندپایگان دولت فرانسه اخیرا به اسرائیل گفتند از دیدگاه آن کشور جمهوری اسلامی تا پنج ماه دیگر مقطع موسوم به غیرقابل بازگشت را در زمینه هسته ای پشت سر خواهد نهاد و در عین حال به اسرائیل هشدار دادندن حمله نظامی به ایران عواقب بین المللی فاجعه باری خواهد داشت.

دوبي، مركز فعاليت‌هاي براندازانه عليه جمهوري اسلامي

بازتاب: پس از اظهارات رايس، وزير خارجه آمريكا درباره راه‌اندازي مركزي در دوبي براي شناخت ايرانيان، امروز روزنامه «نيويورك‌تايمز» اطلاعات دقيق‌تري از اقدامات براندازانه آمريكا عليه جمهوري اسلامي را منتشر كرد.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، «نيويورك‌تايمز» نوشت: در طبقات فوقاني ساختماني با سبك معماري دهه 1970 در قلب شهر كويري دوبي، گروهي از مقامات وزارت امور خارجه، دفاتري را تشكيل داده‌اند كه ادامه تلاش آمريكا براي كنترل بهتر ايران و تشويق تغييرات سياسي در اين كشور است.

در اوايل امسال وزارت امور خارجه گزارش داد كه دفتري را در دوبي و تشكيلات ديگري را در واشنگتن ايجاد خواهد كرد تا با ايرانيان بيشتر رابطه پيدا كند و اطلاعات سازماني خود را از اين كشور، افزايش دهد.

ايجاد دفتر در دوبي، به خاطر جمعيت زيادي از تجار ايراني در اين شهر است كه بسياري از آنان، هنوز هم با ايران رابطه داشته و به اين كشور رفت‌وآمد مي‌كنند. دوبي كه تنها حدود صد مايل با ايران فاصله دارد، يكي از مناطق مورد نظر ايراني‌ها براي خريد، گذراندن تعطيلات و پرواز به ديگر نقاط جهان است.


امارات كنفدراسيوني كه دوبي نيز جزيي از آن است، به محوري از فعاليت سياسي در مورد ايران تبديل شد و اين در حالي است كه بسياري از كشورها و گروه‌ها براي درك بهتر ايران و مردمش، بر اين نقطه تمركز كرده‌اند.

دوبي مهم‌ترين ايستگاه محققان و كارشناساني است كه قصد ديدار با ايراني‌ها را دارند و همچنين مقر اصلي كنفرانس‌هاي مهم بسياري گروه‌ها در مورد امنيت خليج فارس و ايران در ماه‌هاي اخير است. دست‌كم يك سازمان غيردولتي نيز كه توسط مخالفان رژيم ايران ـ كه هم ايراني هستند و هم آمريكايي ـدر دوبي راه‌اندازي شده كه نحوه ايجاد تغييرات سياسي را آموزش مي‌دهند.

مصطفي الاني، از محققان ارشد مركز تحقيقات خليج، مؤسسه‌اي تحقيقاتي در دوبي، مي‌گويد: «مشكل اين است كه شما در داخل اين كشور نمي‌توانيد فعاليت كنيد؛ بنابراين، به فعاليت در كشورهاي اطراف روي مي‌آورند، اما كشوري مانند دوبي به طور طبيعي مردم و آژانس‌هاي باهوش سراسر جهان را به خود جذب مي‌كند كه البته چندان به چشم نمي‌رسند».

جمعه گذشته، «نيكلاس برنز»، معاون وزير امور خارجه آمريكا در مسائل سياسي، گفت: دفتر دوبي نقش مشابه ايستگاه «ريگا» در ليتواني را دارد كه در زمان قطع روابط سياسي بين مسكو و آمريكا، مهم‌ترين مركز جمع‌آوري و به دست آوردن اطلاعات در مورد اتحاد جماهير شوروي بود.

به گفته برنز، زماني كه سال گذشته، رايس به وزارت امور خارجه آمريكا پيوست، تنها دو نفر در مورد مسائل ايران كار مي‌كردند. حال آن‌كه هم‌اكنون حدود هشت نفر در تشكيلات مربوط به دفتر ايران در واشنگتن و شش نفر در دفتر دوبي كار مي‌كنند. برنز در آگوست گذشته گفت: «بودن در دوبي پس از ايران، بهترين گزينه براي شناخت ايران است»؛ اين در حالي است كه حدود دويست هزار ايراني در دوبي زندگي مي‌كنند كه ارتباط با آنان بسيار سودمند است، چراكه تبعيدشده سياسي نيستند.

يكي از «NGO»هاي فعال، مركز ايرانيان غيرخشونت‌طلب در دوبي است كه ايرانيان را به كارگاه‌هايي دعوت مي‌كند كه در آنها ايجاد شورش‌هاي صلح‌آميز در گرجستان، فيليپين و ديگر نقاط معرفي مي‌شوند. اين مركز از سوي دكتر رامين احمدي، از آمريكايي‌هاي ايراني‌الاصلي كه مخالف رژيم ايران است، هدايت مي‌شود. اين سازمان هر سه ماه يك بار جلساتي برگزار مي‌كند و اميدوار است كه به هدف خود در مورد انقلاب غيرخشن در ايران دست يابد؛ مركز درگيري‌هاي غيرخشن بين‌المللي آمريكا نيز در برگزاري جلسات به آنها كمك مي‌كند.

جداي از اين‌گونه فعاليت‌هاي آمريكا و ارتباط بيشتر با ايرانيان مقيم دوبي، دولت بوش از كنگره، تقاضاي چندين ميليون دلار بودجه كرده تا بتواند برنامه‌هاي خود را به خوبي اجرا كند؛ از جمله آن بودجه‌اي 75 ميليون دلاري است كه به گفته برنز، هم‌اكنون در اختيار آنان است.

بيشتر اين پول‌ها براي افزايش ساعات پخش برنامه‌هاي فارسي‌زبان راديويي و تلويزيوني براي ايران است.

گفتني است، پيش از اين هم اخباري از حضور همسر و دختر يكي از روزنامه‌نگاران در مركز يادشده منتشر شده بود.
هنوز علت سكوت وزارت خارجه در برابر اقدامات آشكار در كشوري كه اولين طرف تجاري با ايران است، مشخص نيست.

استعفای شریعتمداری تکذیب شد

آفتاب: حسین شریعتمداری را می‌توان یکی از اصلی‌ترین و کلیدی‌ترین افراد در طیف اصولگرایان دانست که در جایگاه مدیرمسئولی روزنامه کیهان، بسیاری از جریانات طیف راست را رهبری می‌کند و در بسیاری از موارد نیز خط‌‌مشی اصلی را به هواداران این طیف می‌دهد. بنابر شنیده‌ها، شریعتمداری که چندین سال است سمت مدیرمسئول کیهان را دارد اکنون استعفای خویش را از این سمت داده و قرار است که حسین صفار هرندی، وزیر کنونی ارشاد به جای وی این مسئولیت را قبول کند.



این در حالی است که در روزهای اخیر شایعه استعفای او از موسسه کیهان در برخی از محافل خبری شنیده می شد.
بر اساس این اخبار قرار بود حسین صفار هرندی به جای شریعتمداری در کیهان مشغول به کار شود و غلامحسین الهام سخنگوی دولت نیز به جای صفار هرندی به وزارت ارشاد برود.
اما یکی از مسوولان موسسه کیهان ضمن تکذیب خبر استعفای شریعتمداری به خبرنگار آفتاب گفت: ایشان استعفا نداده است و همچنان در سمت خویش خواهند ماند.

احمدی نژاد: من خبر به روز دارم: دنیا به سرعت در حال احمدی‌نژادی شدن است

خُسن آقا: باز دلقک اعظم گوزید


آفتاب: رئیس جمهور ظهر امروز در سالن همایش‌های صدا و سیما فرهنگ ملت ایران را مترقی‌ترین و بهترین فرهنگ عالم دانست كه باید آن را عرضه كنیم و افزود: امروز پیامی كه از ایران منتشر می‌شود صدها میلیون دل و گوش شنوا دارد و من از تمام قاره‌ها خبرهای به روز دارم كه موج مطالبه حقیقت در كشورها به وجود آمده است. رییس جمهور گفت: اگر یك شوخی بخواهم مطرح كنم آن این است كه دنیا به سرعت در حال احمدی‌نژادی شدن است.



وی افزود: دولت جمهوری اسلامی همیشه و در این دولت بیشتر برآمده از دل و عشق مردم است و یادتان هست چقدر مردم برای این دولت نذر و نیاز كردند.

محمود احمدی‌نژاد اظهار داشت: حضور ما در رسانه ملی تقریباً به یك سفر استانی تبدیل شد همان‌طور كه در سفر استانی نیز وقتی در بین همكاران هستیم، جدا شدن خیلی سخت است.

احمدی نژاد: 60هزار سانتریفیوژ می سازیم

وی با تاكید براین‌که صدا و سیما باید خود را مجهز به زبانهای گوناگون كند و به همه جای دنیا پوشش دهد گفت: باید تولیدات صدا و سیمای ما قابل عرضه به تمام جهان باشد اگرچه امروز هم كارهای خوبی انجام می‌شود، ولی كافی نیست.

رئیس جمهور بر لزوم تقویت وحدت ملی در برنامه‌های صدا و سیما تاكید كرد و اظهار داشت: باید در تمام برنامه‌ها از فیلمها گرفته تا تحلیل گزارشهای خبری و غیره وحدت ملی موج بزند.

وی به مثالهایی در مورد صدا و سیما اشاره كرد و گفت: مثلا گزارشگر ما فوتبال اروپایی را گزارش می‌كند و وقتی یك بازیكن خطایی انجام می‌دهد، می‌گوید او حرفه‌ای این كار را كرد ؛ یعنی به گونه‌ای اشتباهات آنها را توجیه می‌كند. در علم و سیاست نیز همین طور است كه روش آنها بزرگ‌نمایی خودشان و كوچك‌كردن سایر ملتهاست؛ پس باید حواسمان جمع باشد.

وی همچنین در همین راستا به تبلیغات غذاها اشاره كرد و افزود: غذاهای ایرانی از لحاظ طعم و مفید بودن بسیار حساب شده است و باید به گونه‌ای عمل كنیم كه غذاهایی كه آثار طبی آن را نمی‌شناسیم، وارد بازار نشود كه قطعاً آثار منفی خواهد داشت.

رئیس جمهور به فیلمها و سریالهای تلویزیون اشاره كرد و با بیان اینكه فیلم‌ها و سریالها زشت و زیبا دارد، گفت: كسی كه در یك سریال موفق مظهر خوبی می‌شود نباید اجازه دهیم در یك سریال دیگر مظهر بدی باشد؛ چون انسانها به دنبال الگو هستند و این كار مرزبندی‌ها را از بین می‌برد. نباید به گونه‌ای باشد كه كسی در رسانه چهره شد و ما برای او مراسم تجلیل برگزار می‌كنیم، مردم ببینند كه او چیز دیگری است.

احمدی‌نژاد در ادامه سخنان خود با بیان اینكه صدا و سیما نیازمند هزینه است و بخشی از آن را از آگهی بدست می‌آورد به عنوان مثال به سریال نرگس اشاره كرد و گفت: سریال نرگس سریال خوبی بود و مردم هم آن را مجموعه‌ای موفق می‌دانند. به عنوان مثال وسط چنین برنامه پر‌بیننده‌ای به یكباره 7 دقیقه و 45 ثانیه آگهی پخش می‌شود كه این كار درستی نیست. كسی كه می‌خواهد سریال ببیند، چه گناهی كرده كه حتماً تبلیغ فلان شامپو را هم ببیند.

رئیس جمهور با اشاره به این نكته كه طنز لازم است، اما باید اندازه آن را نگه داشت، گفت: نباید به بهانه خنده، قشری خاص را دائماً مورد هجوم قرار داد؛ چرا كه هر قشری از بقیه جامعه احساس جدائی كند، دیگر رفتارش غیر قابل كنترل خواهد بود و باید مراقب باشیم كه پیوستگی اجتماعی آسیب نبیند.

احمدی‌نژاد خاطرنشان كرد: دیدید كه یك غفلت در یك رسانه، یك نفرت عمومی ایجاد كرد و بخشی از هموطنانمان را رنجاند؛ پس باید خیلی مراقب بود.

رئیس جمهور خطاب به تهیه كنندگان و كارگردانان گفت: در تولیدات خود مراقب اخلاق عمومی باشید، نباید بعضی واژه‌ها عادی شود و البته در صدا و سیما این‌گونه نیست، ولی در برخی فیلم‌ها از حرفهای ركیك استفاده می‌شود.

وی با بیان اینكه می‌توان با جابجایی كلمات، امید یا یاس ایجاد كرد افزود: امروز در صدا و سیما تحلیل‌ها و تفسیر‌های خبری خیلی خوبی داریم اما مطلوب نیست. كسی كه پشت میكروفن می‌نشیند یا قلم در دست می‌گیرد، باید با خود بگوید دو میلیارد مخاطب دارم.

وی در ادامه خطاب به ضرغامی گفت: كاركنان این سازمان خصوصاً در رده‌های پایین عائله شما هستند كه باید به آنها برسید و دیدید كه امروز هم به ما مراجعه می‌كردند و مشكلات را مطرح می‌كردند.

احمدی‌نژاد ادامه داد: گفته بودیم حقوق بالایی‌ها را كمتر كنید، اما بعضی جاها از حقوق رده‌های پایین كم كردند و می‌گفتند احمدی نژاد تاكید كرده كه صرفه‌جویی شود! خود شما یا یكی از معاونین سازمان باید متولی رسیدگی به كاركنان رده پایین باشید؛ چرا كه در اینجا باید نشاط و امید صد درجه باشد تا حداقل شصت درجه آن از طریق آنتن‌ها به دیگران برسد و امیدوارم صدا و سیما به بهترین و نافذترین الگوی رسانه‌های دنیا تبدیل شود.

وی دولت را متعلق به ملت دانست و افزود: بعضی‌ها می‌خواهند این‌گونه القا كنند كه پیشرفت اقتصادی لزوماً باید حركت لاك پشتی داشته باشد و یا حتماً بر اساس مدلهای خارجی باشد و اگر این‌گونه نبود حتماً كاری كه دولت انجام داده غلط است.

رئیس جمهور با اشاره به این نكته كه در طول حدود 13 سال گذشته تنها سه هزار میلیارد تومان خصوصی‌سازی شد اما این دولت در طول چند ماه بیش از 2 هزار میلیارد تومان را خصوصی‌ سازی كرده كه به صورت اتوماتیك به 10 هزار میلیارد تومان می‌‌رسد.
وی با اشاره به این نكته كه می‌توان غالبهای جدید و منعطف طراحی كرد، گفت: امروز همه شاخص‌های اقتصادی، صادرات غیرنفتی، ورود سرمایه و بازار بورس ما فعال است و روند مثبت دارد و در سیاست خارجی نیز ملت ایران جای خود را پیدا كرده.

احمدی‌نژاد با اشاره به لزوم مبارزه جدی با مفاسد اقتصادی، به مسئله زمین دار شدن تعدادی از مسئولان در مناطقی همچون لواسانات و دماوند اشاره كرد و خاطرنشان ساخت: اگر ما یقه كسی را گرفتیم كه چرا مال مردم را به دوستان و فامیل‌های خودت واگذار می‌كنی، می‌گویند این برخورد غیرعلمی با اقتصاد است!

وی خطاب به مسئولان صدا و سیما اظهار داشت: اگر شبانه‌روز هم به این دولت توهین كنند، ما به نمایندگی از مردم،‌ عقب نمی‌رویم و می‌خواهیم كه شما هم عقب نروید.

رئیس جمهور بر گسترش و عمق یافتن برنامه‌های تخصصی برای رفع مشكلات تاكید كرد و با تمجید از بخش خبری 30/20 و گفت و گوی ویژه خبری شبكه دو گفت: برنامه‌های خوبی در حال پخش است اما باید سطح آن را بالا برد.

وی افزود: تصمیمات بزرگ این دولت، كارشناسی‌ترین تصمیمات در عرصه اقتصادی و اداره كشور بوده است كه به عنوان نمونه سفرهای استانی را می‌توان از مطالعه‌شده‌ترین كارها نام برد كه اتفاقاً كشورهای دیگر در حال الگوبرداری از آن هستند.

وی كارهایی همچون سهام عدالت، اجرای اصل 44، توزیع منابع بانكی، اجرای طرح‌های اشتغال زودبازده و مسایلی این چنینی را از مواردی برشمرد كه دولت در مورد آن ساعت‌ها كار كرده است، اما بعضی‌ها فكر می‌كنند رئیس جمهور فقط روزی دو ساعت كار می‌كند ولی دلیلی ندارد خیلی از مسایل را بگوییم.
وی در پایان خاطرنشان كرد: دولت تا فتح قله‌ها در كنار صدا و سیما خواهد بود.

احمدی‌نژاد با تاکید بر لزوم گفتگو ادامه داد: در سالهای گذشته حداكثر مطالبه ملتها استقلال و آزادی بود، اما امروز ملتها به دنبال عدالت، معنویت و عشق هستند و ماموریت ما در این حركت عمومی بشر بسیار مهم است. امروز همه نگاهها به سمت ملت ایران و انقلاب اسلامی است و كوچكترین تحول در ایران معادلات كل دنیا را بر هم می‌زند.


وی با بیان این نكته كه در هر رقابت هر كس منفعل شود شكست خواهد خورد، اظهار داشت: زمانی این مسئله مطرح خواهد بود كه به‌جای جلوگیری از برنامه صد در صد تخریبی بیگانه، ما برنامه‌ای بسازیم كه فقط 20 درصد تخریبی باشد اما در این حالت روز به روز درصد تخریب بیشتر می‌شد، ولی ما باید بپذیریم كه می‌توانیم منفعل نباشیم.

وی با اشاره به مسئله هسته‌ای افزود: مثلا اگر قرار بود با طرفهای مقابلمان درباره حقوق هسته‌ای ایران گفت‌وگو كنیم بالاخره باید امتیازی می‌دادیم ولی وقتی از موضع حق و اقتدار حرف زدیم آنگاه آنها باید امتیاز بدهند.

رايس: اطلاعات ناقص آمريكا درباره‌ي ايران مانع از اقدام نظامي عليه اين كشور مي‌شود

پیک ایران:
روزنامه هاآرتص نوشت، وزير امور خارجه آمريكا به سياستمداران و ديپلمات‌هاي اروپايي گفت: آمريكا فاقد اطلاعات كافي درباره تاسيسات هسته‌يي ايران در حال حاضر است و اين امر مانع از اقدام نظامي عليه اين كشور مي‌شود.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اين روزنامه ادامه داد، كاندوليزا رايس، وزير امور خارجه آمريكا به سه دليل در خصوص اينكه چرا در حال حاضر آمريكا قادر نيست عمليات نظامي عليه ايران انجام دهد اشاره كرد و در توضيح آنها به تمايل براي حل اين مساله از طريق ابزارهاي صلح آميز، نگراني نسبت به اينكه اقدام نظامي ناموثر باشد، و اينكه اقدام نظامي در تخريب كامل قابليت‌هاي هسته‌يي ايران با شكست روبرو شود و عدم وجود اطلاعات دقيق درباره اهداف احتمالي اشاره كرد.
جورج بوش، رييس جمهور آمريكا و ژاك شيراك، رييس جمهور فرانسه چند هفته قبل با يكديگر ديدار كردند.
بوش به همتاي فرانسوي‌اش گفت كه احتمال اقدام نظامي اسراييل عليه تاسيسات هسته‌يي ايران را نبايد منتفي دانست.
بوش هم چنين گفت كه اگر چنين حمله‌اي رخ دهد وي آن را درك خواهد كرد.
به گفته ديپلمات‌هاي اروپايي كه بعد از اين اتفاق با رايس ديدار كرده‌اند؛ وزير امور خارجه آمريكا چنين تمايلي را براي درك اقدام احتمالي اسراييل عليه ايران ابراز نكرد.
رايس با اين حال احتمال اينكه چنين عملياتي رخ دهد را رد نكرد.
بر اساس اين گزارش، مقامات دولتي فرانسه در گفتگوهاي اخير با همتايان اسراييلي‌شان اين طور برآورد كرده‌اند كه ايران تا بهار سال 2007 ميلادي به نقطه‌ي غيرقابل بازگشت در برنامه‌ي هسته‌يي‌اش دست خواهد يافت.
به گفته منابع اسراييلی در آن مرحله ايران در موقعيتي خواهد بود كه به طور هم زمان نزديك به 3000 سانتريفيوژ را براي غني سازي اورانيوم راه‌اندازي كند.
برآورد‌هاي مختلف كارشناسان بين‌المللي مبتني بر آن است كه ايران در حال حاضر 340 - 600 سانتريفيوژ را راه‌اندازي كرده است.
يك مقام دولتي فرانسه در گفتگوهاي چند روز پيش با منابع اسراييلي اينطور ارزيابي كرد كه حمله اسراييل عليه ايران يك فاجعه كامل خواهد بود و تاثيراتي را بر كل جهان باقي خواهد گذاشت.
به گفته اين مقام فرانسوي چنين حمله‌اي در بهترين حالت تكميل برنامه‌ي هسته‌يي ايران را دو سال به تعويق خواهد انداخت.
اين حمله هم چنين منجر به آن خواهد شد كه ايران عضويتش در پيمان منع گسترش سلاح‌هاي هسته‌يي را لغو كند و اين كار باعث نگراني جهان عرب خواهد شد، به بالا رفتن قيمت‌هاي نفت منجر مي‌شود و مي‌تواند منجر به پاسخ نظامي ايران شود كه فقط اسراييل را هدف قرار نخواهد داد.

هرگونه جنگی با ایران منجر به فاجعه می شود: تحلیل کارشناس فرانسوی در لوموند

رادیوفردا: روزنامه لوموند چاپ پاریس در مصاحبه ای با یکی از سیاست شناسان فرانسوی، استاد دانشگاه در علوم سیاسی و نویسنده چندین کتاب درباره خاورمیانه، مساله اتم زدایی در خاورمیانه را مورد بررسی قرار می دهد. پیر هاسنر نویسنده کتاب «خشونت و صلح» می گوید: با وجود رئیس جمهوری جدید اسلامی، محمود احمدی نژاد، فکر نمی کنم مذاکره ای ممکن باشد. وی با این وجود درباره مجازات های سازمان ملل یا جنگ با ایران در مقایسه با مذاکره می گوید هرگونه جنگی با ایران منجر به فاجعه می شود، اعمال مجازات نیز ناسیونالیسم و احساسات ملی مردم را تهییج می کند و خطر بوجود آمدن جنگ داخلی را نیز افزایش می دهد که در آن صورت تنها اقتدارگرایان ایران پیروز خواهند شد. وی معتقد است مقامات جمهوری اسلامی از بمب اتمی چشمپوشی نخواهند کرد، چرا که یک موضع مشترک در این باره در میان سیاستمداران جمهوری اسلامی از تندروها گرفته تا میانه روها وجود دارد، در حالی که درباره سخنان ضداسرائیلی مقامات حکومت ایران با هم هم عقیده نیستند.

فرزندان پروانه و داریوش فروهر از مردم ايران برای شرکت در مراسم بزرگداشت والدین خود دعوت کردند

رادیوفردا: همزمان با فرا رسيدن هشتمین سالگرد قتل فجيع داریوش و پروانه فروهر از رهبران حزب ملت ايران، پرستو و آرش فروهر فرزندان آنها، ستاد برگزاری مراسم بزرگداشت فروهرها، حزب ملت ایران و همچنین دهها تن از شخصیتهای سیاسی، فرهنگی و دانشگاهی ايران با انتشار بيانيه هايي از مردم ايران برای شرکت در مراسم بزرگداشت پروانه و داریوش فروهر در روز چهارشنبه اول آذر ماه دعوت کرده اند. پرستو فروهر گفت: پس از دوازده روز انتظار براي ابلاغ تامين امنیت برگزاری مراسم در مکان عمومی از سوي فرمانداري تا پایان وقت اداری روز شنبه جوابی به آنها داده نشد و از اين رو بر آن شدند مراسم بزرگداشت را در خانه برگزار کنند. داريوش و پروانه فروهر رهبران حزب ملت ايران در اول آذرماه سال ۱۳۷۷ به دست عناصر وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي در خانه خود به طرز فجيعي به قتل رسيدند.


همزمان با فرا رسيدن هشتمین سالگرد قتل فجيع داریوش و پروانه فروهر رهبران حزب ملت ايران، پرستو و آرش فروهر فرزندان آنها، ستاد برگزاری مراسم بزرگداشت فروهرها، حزب ملت ایران و همچنین دهها تن از شخصیتهای سیاسی، فرهنگی و دانشگاهی ايران با انتشار بيانيه هايي از مردم ايران برای شرکت در مراسم بزرگداشت پروانه و داریوش فروهر در روز چهارشنبه اول آذر ماه پس فردا دعوت کرده اند.
بکتاش خمسه پور(رادیو فردا): پرستو و آرش فروهر فرزندان داريوش و پروانه فروهر در اطلاعيه اي با اشاره به گذشت هشت سال از فاجعه قتل پدر و مادر خود از مردم ايران استمداد کرده اند که آنها را در مراسم بزرگداشت داريوش و پروانه در روز چهارشنبه يکم آذرماه تنها مگذارند. ستاد بزرگداشت مراسم فروهرها نيز در اطلاعيه اي زمان و مکان برگزاري مراسم گراميداشت داريوش و پروانه فروهر را اعلام کرده است. بنا بر اين اطلاعيه مراسم بزرگداشت بعد از ظهر چهارشنبه پس فردا در خانه فروهرها برگزار مي شود.

از سويي حزب ملت ایران با انتشار بيانيه اي از مردم ايران خواسته است تا با شرکت خود در مراسم هشتمين سالگرد قتل داريوش و پروانه فروهر از خون به ناحق ريخته شده آنها پاسداري کنند. در همين حال دهها تن از چهره‌های فرهنگی، سیاسی و دانشگاهی ايران با صدور بيانيه اي به مناسبت هشتمين سالگرد قتل داريوش و پروانه فروهر ضمن ابراز تسليت به ملت ايران همه آزادي خواهان و رهروان مردمسالاري و عدالت را به شرکت در آيين بزرگداشت آنها در روز اول آذرماه فراخوانده اند.

پرستو فروهر در مصاحبه با خبرگزاري دانشجويان ايران ايسنا مي گويد پس از دوازده روز انتظار براي ابلاغ تامين امنیت برگزاری مراسم در مکان عمومی از سوي فرمانداري تا پایان وقت اداری روز شنبه جوابی به آنها داده نشد و از اينرو بر آن شدند مراسم بزرگداشت را در خانه برگزار کنند.

خبرگزاري کار ايران ایلنا نیز به نقل از پرستو فروهر گزارش داد بعد از گذشت ۱۲ روز از تقاضایی که برای برگزاری مراسم در مسجد فخر به فرمانداری تهران ارائه شده بود این تقاضا تا پایان وقت اداری روز شنبه بی‌‏پاسخ ماند و به همین دلیل تصمیم گرفته‌‏ شد مراسم در منزل برگزار گردد. داريوش و پروانه فروهر رهبران حزب ملت ايران در اول آذرماه سال ۱۳۷۷ به دست عناصر وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي در خانه خود به طرز فجيعي به قتل رسيدند.

November 19, 2006

در دانشگاه آزاد سبزوار، یک دانشجو توسط دانشجوی بسیجی با ضربات چاقو به قتل رسید

رادیوفردا: یک دانشجوی دانشگاه آزاد سبزوار به نام توحید غفارزاده روز شنبه در پی ضربات چاقو که به گفته منابع خبری دانشگاه یک دانشجوی بسیجی دانشگاه تربیت معلم به او وارد کرد، به قتل رسید. مصطفی صداقت جو دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه سبزوار می گوید: رئیس حراست دانشگاه تربیت معلم سبزوار گفته است ضارب مدعی است بر اساس تکلیف شرعی و اعتقادش عمل کرده است. مصطفی صداقت جو به رادیو فردا می گوید: مساله این برخورد سیاسی نبوده، مرحوم غفارزاده گویا با نامزدش جلوی ورودی دانشگاه مشغول صحبت بوده که این دانشجوی بسیجی جلو می آید دخالت می کند، درگیری لفظی پیش می آید و سپس این حادثه رخ می دهد. آقای صداقت جو می گوید نیروهای بسیج داخل دانشگاه تحت هیچ نظارتی نیستند و تا زمانی که چنین نیروهایی وجود دارند و پاسخگو به هیچ نهادی نیستند، شاهد این وقایع خواهیم بود؛ وقتی مسئولان جمهوری اسلامی در مقابل ضرب و شتم یک ایرانی تبار در کالیفرنیا توسط پلیس اینقدر حساس هستند، چقدر دردناک است که در مقابل قتل یک دانشجو در داخل حداقل به همان اندازه واکنش نشان نمی دهند.

وکيل منصور اصانلو : اتهام موكلم، منبع صدور دستور بازداشت و علت آن هنوز مشخص نشده است

پیک ایران:
وكيل برخي متهمان پرونده بازداشت‌شدگان شركت واحد از بازداشت صبح امروز منصور اسالو خبر داد.
پرويز خورشيد در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) مدعي شد: صبح امروز برخي افراد در قالب مامور بدون ارائه حكم قضايي و كارت شناسايي به بازداشت منصور اسالو در خيابان اقدام كردند.
وي با بيان اين كه با مراجعه به دادسراي انقلاب موضوع را پيگيري خواهد كرد، گفت كه اتهام موكلش، منبع صدور دستور بازداشت و علت آن هنوز مشخص نشده است.
ابراهيم مددي، يكي ديگر از متهمان پرونده‌ي بازداشت‌شدگان شركت واحد اتوبوسراني كه صبح امروز همراه اسالو بوده نيز در اين زمينه ضمن تشريح چگونگي دستگيري اسالو و انتقاد از آن به خبرنگار حقوقي ايسنا گفت: اسالو چندي است با قرار وثيقه‌ي 150 ميليون توماني آزاد و در انتظار محاكمه در شعبه‌ي 14 دادگاه انقلاب است. قرار بود اسالو صبح فردا(دوشنبه) جهت اداي توضيحات به دليل اعتراضات مهرماه سال گذشته به شعبه‌ي 4 دادسراي امور كاركنان دولت مراجعه كند و به همراه شش نفر از ديگر متهمان پرونده در شعبه حضور يابد.

عابد توانچه در گفت و گو با روز:

وبلاگ انفرادی (عابد توانچه)
هر بار از خانه بيرون مي روم ...
دانا شهسواري
dana.shahsavari@gmail.com
۲۴ مهر ۱۳۸۵


عابد توانچه، دانشجوي دانشگاه امير كبير كه در اعتراضات دانشجويي خرداد ماه امسال بازداشت شده بود اكنون در گفت و گو با روز و در اولين گفت و گوي مطبوعاتي راجع به وضعيت خود و علل دستگيري اش توضيح مي دهد. او اكنون از ادامه تحصيل محروم شده است.

عابد وضع دانشگاه و دادگاهت چگونه است؟ چه برخوردهايي صورت مي گيرد؟
پس از پايان بازداشت 45 روزه من وكلايم خيلي تلاش كردند از محتويات و وضعيت پرونده من اطلاعي كسب كنند اما موفق نشدند. اين وضع هنوز هم ادامه دارد.هنوز به هيچ عنوان، هيچ اطلاعي از اين پرونده در اختيار ما قرار نگرفته است. لذا وضعيت آينده پرونده هم براي ما مشخص نيست.

دانشگاه چطور؟
تنها اظهار نظر در اين رابطه مصاحبه مطبوعاتي رئيس دانشگاه بود كه اعلام كرد من به دلايل آموزشي از دانشگاه اخراج شده ام. هيچ اطلاع ديگري به من نداده اند. حتي از ورود من به دانشگاه توسط ماموران حراست جلوگيري كردند واصلا اجازه ندادند مساله را پيگيري كنم و ببينم وضعيت تحصيلي من چگونه است.

در دوران بازداشت هم از محتويات پرونده و اتهامات خودت چيزي متوجه نشدي؟
روز اول بازداشت بنا را بر صحبت نكردن گذاشتيم كه آنها هم برخوردهاي خاص خودشان را داشتند. حدود صد صفحه كاغذ داده بودند و مي گفتند بنويسيد در حالي كه نمي گفتند چه بنويسيم. فرداي آن روز هم ما را با چشم بند و دستبند از اوين خارج كردند و به جايي بردند كه بعدها گمان كرديم دادگاه انقلاب بود.

در آنجا چه رفتاري داشتند و از شما چه پرسيدند؟
در آنجا خيلي تيتر وار صحبت كردند و مي خواستند زودتر كار را تمام كنند. بدون اينكه خودشان را معرفي كنند. در آنجا سه اتهام "اقدام عليه امنيت"، "توهين به رهبري" و "سازماندهي اغتشاشات تهران" را تفهيم كردند. اما بعد از 15 روز دوباره با چشم بند و دستبند ما را به همانجا بردند و 5 اتهام ديگر به 3 اتهام قبلي اضافه كردند و گفتند شما تفهيم اتهام شديد كه ما هم امضاء كرديم و دوباره به اوين برگشتيم.

بحث وثيقه كي مطرح شد؟
همان زمان اولي كه به دادگاه بردند كه به گمانم روز دوم بازداشتمان بود، وثيقه 50 ميليون توماني براي ما تعيين شد اماابلاغ نكردند. اين در حالي بود كه اساسا هيچ كسي در بيرون خبر نداشت كه ما بازداشت هستيم و تنها روز هفتم به خانواده خبر دادند. در كل مدت بازداشت هم من هيچ ديداري با وكبل ام نداشتم و تنها حدود 15 دقيقه با پدرم ديدار کردم.

اساسا تو توسط چه كساني بازداشت شدي؟
از سوي نيروهاي اطلاعات سپاه بازداشت شدم. در خيابان در حال طي مسير براي رسيدن به دانشگاه بودم كه يك پژو سبز رنگ و دو "دوو" كنارم ايستادند و چند نفر پياده شده و اسلحه كشيدند و بدون هيچ توضيحي خواستند كه با آنها بروم. مرا به خيابان "رشت" بردند و تا ساعت يازده كه دوستم ياشار قاجار را بازداشت كردند در همانجا مانديم و پس از آن اتومبيل حركت كرد در حالي كه من دستبند و چشم بند داشتم. در زمان ورود به اوين هم تنها شنيدم كه گفتند اينها را به بند "2 الف" ببريد. ما همانجا فهميديم كه به اوين آمده ايم. بند"2 الف" هم همان 325 بود كه زير نظر سپاه است.

يكي از اتهامات تو اغتشاش بود.آيا آنها اغتشاش خاصي مدنظرشان بود؟
آنها روي دو موضوع بسيار حساس بودند كه يكي در مورد اعتراضات دانشجويي خرداد دانشگاه تهران و امير كبير بود و يكي هم در مورد سنديكاي شركت واحد. روي اين دو موضوع حساس بودند و سئوالاتي در اين رابطه مي پرسيدند.

تو الان چه كار مي كني و چه اقدامي در مورد دادگاه و دانشگاه انجام مي دهد؟
دادگاه كه اصلا وضعيت مشخصي ندارد و هيچ پاسخي به سئوالات ما و وكلاي ما داده نمي شود. در مورد دانشگاه هم اصلا هيچ چيزي مشخص نيست.

اخراج شده اي؟
به صورت كتبي هيچ چيزي به ما ابلاغ نكرده اند.

در مدت بازداشت تو موبايلت