22.01.2026

مزخرفات رضا پخمه جهت ثبت و نگهداری مدرک

تویتر: هم‌میهنانم، امروز می‌خواهم تصویر روشن‌تری از آنچه برای به زیر کشیدن این رژیم لازم و ضروری است، با شما در میان بگذارم. سخن من به ویژه با مردم تهران است که با شجاعت خود، دور تازه خیزش ملی را آغاز کردند. جمهوری اسلامی می‌کوشد از شکل‌گیری تجمعات در تهران جلوگیری کند؛ زیرا به‌خوبی می‌داند که تسخیر خیابان‌های تهران و دیگر کلان‌شهرها، روند سقوط آن را به‌طور جدی تسریع می‌کند. برای غلبه بر سرکوب رژیم، یک راه پیشِ روی ما قرار دارد: حضور هم‌زمان و میلیونی مردم در سراسر شهر، و هم‌زمان، ایجاد راه‌بندان در محورهای کلیدی و جاده‌های اصلی. برای تحقق این امر، نخست باید همه بر ترس‌مان غلبه کنیم و بدانیم که اگر خیابان‌ها را تسخیر کنیم، رژیم به سرعت، توان و اراده سرکوب را از دست خواهد داد. راه حل این است که در قالب گروه‌های کوچک و منسجم از دوستان و اعضای خانواده، به نزدیک‌ترین خیابان محل سکونت خود بروید، یکدیگر را پیدا کنید، و سپس دست در دست هم به سوی خیابان‌های مرکزی شهر حرکت کنید. با اطمینان می‌گویم که با شکل‌گیری سیل جمعیت میلیونی، نیروهای سرکوب رژیم توان ایستادگی نخواهند داشت. بسیاری از آنان عقب‌نشینی خواهند کرد و شماری نیز به مردم خواهند پیوست. تسخیر خیابان‌های تهران و کلان‌شهرها با حضور میلیونی مردم، گامی حیاتی، و مکمل دلاوری‌های مردم است که شجاعانه در شهرهای کوچک‌تر در مقابل نیروهای سرکوب ایستاده‌اند. از همه شما می‌خواهم این پیام را با دوستان خود به اشتراک بگذارید و برای چنین رویداد بزرگی آماده شوید. ایران را با هم پس می‌گیریم و دوباره می‌سازیم.

هم‌میهنانم، درود می‌فرستم به تک‌تک شما که شجاعانه در هفته‌ای که گذشت، خواب را از خامنه‌ای و رژیمش گرفتید. به ویژه می‌خواهم به نوجوانان و جوانان میهن‌پرست کشورمان درود بفرستم که من آنها را «نسل وی» برای Victory یا پیروزی می‌نامم. همانطور که پیش از این گفتم، مسأله کلیدی، تداوم تسخیر خیابان‌هاست و ایجاد راه‌بندان برای جلوگیری و مانع‌شدن از سرکوب رژیم. انضباط و همبستگی را حفظ کنید. پیروزی از آنِ شماست.

پرسش و پاسخ:‌ رضا پهلوی (از WJS)

https://twitter.com/SchindlerFa/status/2008389594669080989

ترجمه گفتگو رضا پهلوی با Wall Street Journal

Tunku Varadarajan: The news dictates that I ask you this question: Should the U.S. do in Iran what it did in Venezuela? Should it extract Supreme Leader Ali Khamenei and try him for a range of crimes?

تونگو واراداراجان: اخبار روز ایجاب می‌کند که من این سؤال را از شما بپرسم: آیا ایالات متحده باید همان کاری را که در ونزوئلا انجام داد، در ایران نیز انجام دهد؟ آیا باید علی خامنه‌ای را بیرون بکشد و او را به خاطر طیفی از جرایم محاکمه کند؟

Reza Pahlavi: I don’t think it’s necessary. I think that change in Iran is ultimately in the hands of the people of Iran themselves. Many governments have reasons to hold Khamenei accountable. But I think it will be far more appropriate for this to be solely in the hands of the Iranian people and to have world governments be supportive of the Iranians’ fight to free themselves from this religious dictatorship. So, I don’t think it’s a matter of any kind of outside intervention, either a military or a special ops kind, because I think the regime is collapsing. The regime is at its weakest. Iranians are on the streets protesting not just the economic misery, but calling for an end to this regime. I don’t think we have ever had, in the past 46 years, such a clear and vivid demand by Iranians.

رضا پهلوی: فکر نمی‌کنم ضروری باشد. به اعتقاد من، تغییر در ایران در نهایت به دست خودِ مردم ایران است. بسیاری از دولت‌ها دلایلی برای پاسخگو کردن خامنه‌ای دارند. اما فکر می‌کنم بسیار شایسته‌تر خواهد بود که این امر صرفاً به دست مردم ایران باشد و دولت‌های جهان از مبارزه‌ی ایرانیان برای رهایی از این دیکتاتوری مذهبی حمایت کنند. بنابراین، فکر نمی‌کنم این موضوع نیازمند هیچ‌گونه دخالت خارجی، چه از نوع نظامی و چه عملیات ویژه باشد، چرا که به نظرم رژیم در حال فروپاشی است. رژیم در ضعیف‌ترین وضعیت خود قرار دارد. ایرانیان در خیابان‌ها هستند و نه تنها به فلاکت اقتصادی اعتراض می‌کنند، بلکه خواستار پایان دادن به این رژیم هستند. فکر نمی‌کنم در ۴۶ سال گذشته هرگز چنین خواسته‌ی روشن و واضحی از سوی ایرانیان داشته‌ بوده باشیم.

So, to be clear: Do you think a Venezuela-style intervention by the U.S. in Iran would be a bad idea?

تونگو واراداراجان: پس، برای اینکه روشن شود: آیا به نظر شما مداخله‌ای به سبکِ ونزوئلا توسط آمریکا در ایران ایده‌ی بدی خواهد بود؟

In Iran, you have a brutal dictatorship that has been repressing its people in the harshest way. Defenseless people, who are unarmed, struggle against this regime. It started years ago. The last upheaval was during the Mahsa Amini uprising [when the death of a 22-year-old Kurdish woman at the hands of the regime led to mass protest in September 2022]. What’s clearly different is that there’s an opportunity this time to get the job done and get rid of this regime. I think, in a way, the planets are aligned. The conditions are right on many levels for the regime to collapse.

رضا پهلوی: در ایران، ما با یک دیکتاتوری خشن روبرو هستیم که مردمش را به شدیدترین شکل ممکن سرکوب کرده است. مردم بی‌دفاع، که غیرمسلح هستند، با این رژیم مبارزه می‌کنند. این ماجرا سال‌ها پیش آغاز شد. آخرین خیزش در جریان قیام مهسا امینی بود [زمانی که مرگ یک زن کُرد ۲۲ ساله به دست رژیم منجر به اعتراضات گسترده در سپتامبر ۲۰۲۲ شد]. آنچه به وضوح متفاوت است، این است که این بار فرصتی وجود دارد تا کار را تمام کنیم و از شر این رژیم خلاص شویم. من فکر می‌کنم، به‌نوعی، همه چیز دست به دست هم داده است (سیارات هم‌راستا شده‌اند). شرایط در سطوح مختلف برای فروپاشی رژیم کاملاً مهیاست.

We’ve been disappointed before. The Green Movement in 2009-10. The Women, Life, Freedom protests in 2022. Hopes were raised only to be dashed by the regime. Are you saying that these current protests in Iran are the Big One that will deliver?

تونگو واراداراجان: ما پیش از این هم ناامید شده‌ایم. جنبش سبز در سال ۲۰۰۹-۱۰ (۱۳۸۸). اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در سال ۲۰۲۲. امیدها زنده شدند اما توسط رژیم بر باد رفتند (سرکوب شدند). آیا می‌گویید که این اعتراضاتِ فعلی در ایران، همان حرکت بزرگی است که به نتیجه خواهد رسید؟

I want to explain why I said that the planets are aligned. In 2009, when the Green Movement was taking shape, you had someone by the name of Barack Obama in the White House. The reaction of his administration was that [Mir Hossein] Moussavi [the opposition candidate in a rigged presidential election in which Mahmoud Ahmadinejad was declared the winner] and his supporters were not asking for any support. This was contrary to what the Iranian people were hoping would happen, because the slogans on the streets back then were “Obama, Obama, ya ba ouna, ya ba ma”—which means, “Obama, Obama, you’re either with with them, or with us.” The Green Movement generation was thrown under the bus. Fast-forward the tape to the Mahsa Amini uprising. You had somebody by the name of Joe Biden in the White House, the Biden who allowed the Islamic regime to have access to over $200 billion of oil revenue they shouldn’t have had in the first place. The regime utilized that money not to benefit the Iranian people and the economic situation, but to strengthen their proxies. That led to Oct. 7. Now you have a very strong prime minister in Israel who is clearly on our side. And I think President Trump, unlike his predecessor, is definitely on a different path vis-à-vis what’s happening in Iran today. And you have Marco Rubio at the State Department. I believe he’s perhaps the first secretary of state ever since the Iranian revolution who truly gets it.

رضا پهلوی: می‌خواهم توضیح دهم که چرا گفتم «همه چیز دست به دست هم داده است» (سیارات هم‌رستا شده‌اند). در سال ۲۰۰۹، زمانی که جنبش سبز در حال شکل‌گیری بود، شما کسی به نام باراک اوباما را در کاخ سفید داشتید. واکنش دولت او این بود که [میرحسین] موسوی [نامزد مخالف در انتخابات ریاست‌جمهوریِ مهندسی‌شده‌ای که محمود احمدی‌نژاد در آن برنده اعلام شد] و هوادارانش خواهان هیچ حمایتی نیستند. این برخلاف آن چیزی بود که مردم ایران امید داشتند اتفاق بیفتد، چرا که شعارها در خیابان‌ها در آن زمان این بود: «اوباما، اوباما، یا با اونا، یا با ما» — که یعنی «اوباما، اوباما، تو یا با آن‌ها هستی، یا با ما.» نسل جنبش سبز قربانی شد (و پشتِ پا خورد).

نوار را جلو بزنید و به خیزش مهسا امینی برسید. شما کسی به نام جو بایدن را در کاخ سفید داشتید، همان بایدنی که به رژیم اسلامی اجازه داد به بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار درآمد نفتی دسترسی پیدا کند که اصلاً نباید از ابتدا آن را می‌داشت. رژیم از آن پول نه برای منفعت مردم ایران و وضعیت اقتصادی، بلکه برای تقویت نیروهای نیابتی‌اش استفاده کرد. این امر منجر به [واقعه] ۷ اکتبر شد. اکنون شما یک نخست‌وزیر بسیار قوی در اسرائیل دارید که به‌وضوح در کنار ماست. و فکر می‌کنم پرزیدنت ترامپ، برخلاف سلفِ خود، قطعاً در مسیر متفاوتی در قبال آنچه امروز در ایران می‌گذرد قرار دارد. و شما مارکو روبیو را در وزارت خارجه دارید. من معتقدم او شاید اولین وزیر خارجه‌ای از زمان انقلاب ایران باشد که واقعاً ماجرا را درک می‌کند (می‌فهمد).

Tell me about the state of the Iranian regime.

تونگو واراداراجان: از وضعیت رژیم ایران برایم بگویید.

That is the element that may make the situation different this time. Right now, the regime is in disarray. There’s more and more fragmentation. We are witnessing more and more defections. Plus, it’s a dismal situation economically. Our currency is at its worst level. It’s at a point where people are just exploding. Water shortages! They are even suggesting that they should move the capital from Tehran to somewhere else because there is no water. People are now saying, look, we need to take our country back before it’s too late. This is the strongest and most widespread movement we’ve seen—in over 100 cities, over 20 provinces. This is unprecedented, a golden opportunity not to miss.

رضا پهلوی: این همان عاملی است که ممکن است این بار اوضاع را متفاوت کند. در حال حاضر، رژیم دچار آشفتگی است. شکاف‌ها و چنددستگی‌ها روز به روز بیشتر می‌شود. ما شاهد ریزش‌های (پیوستن نیروهای خودی به مخالفان) بیشتر و بیشتری هستیم. به علاوه، وضعیت اقتصادی اسفبار است. ارزش پول ملی ما به پایین‌ترین سطح خود رسیده است. کار به جایی رسیده که مردم در حال انفجارند. بحران کمبود آب! آن‌ها حتی پیشنهاد می‌دهند که پایتخت را از تهران به جای دیگری منتقل کنند، چرا که آبی باقی نمانده است. مردم اکنون می‌گویند: «ببینید، ما باید کشورمان را پس بگیریم، پیش از آنکه خیلی دیر شود.» این قوی‌ترین و گسترده‌ترین جنبشی است که تا به حال شاهدش بوده‌ایم؛ در بیش از ۱۰۰ شهر و بیش از ۲۰ استان. این وضعیتی بی‌سابقه است، فرصتی طلایی که نباید از دست داد.

You’re an exiled prince. You’ve been outside your country for 47 years now. How do you keep informed of what’s happening on the ground?

تونگو واراداراجان: شما یک شاهزاده در تبعید هستید. اکنون ۴۷ سال است که خارج از کشورتان به سر می‌برید. چطور از آنچه در داخل (یا کف خیابان) می‌گذرد، باخبر می‌مانید؟

Thanks to social media and technological advances, communication is not complicated. It’s a far cry from when I was in Cairo immediately after my father’s passing. We could barely place an outside call to Europe, let alone to Iran. And my first message was composed on an old telex machine that you might find in the Smithsonian Museum right now. But geographic separation didn’t ever mean for me a disconnect from Iran. I have dedicated my entire life to be at the service of my compatriots. I knew this day would come. I always believed that. That has kept me going all these years.

رضا پهلوی: به لطف شبکه‌های اجتماعی و پیشرفت‌های تکنولوژی، برقراری ارتباط پیچیده نیست. این وضعیت با زمانی که من بلافاصله پس از درگذشت پدرم در قاهره بودم، زمین تا آسمان تفاوت دارد. ما در آن زمان به سختی می‌توانستیم یک تماس خارجی با اروپا بگیریم، چه برسد به تماس با ایران. و اولین پیام من با یک دستگاه تلکس قدیمی تنظیم شد که شاید الان بتوانید آن را در موزه اسمیتسونین پیدا کنید. اما جدایی جغرافیایی برای من هرگز به معنای قطع ارتباط با ایران نبود. من تمام زندگی‌ام را وقف خدمت به هم‌میهنانم کرده‌ام. می‌دانستم که این روز فرا خواهد رسید. همیشه به آن ایمان داشتم. و همین [باور] مرا در تمام این سال‌ها به ادامه راه امیدوار نگه داشته است.

You’re a prince. You were born a prince, and you will remain one in the eyes of many. But do you also see yourself as a politician, or do you regard that as a dirty word? Is Reza Pahlavi a politician?

تونگو واراداراجان: شما یک شاهزاده هستید. شما شاهزاده به دنیا آمدید و در نظر بسیاری همان‌طور باقی خواهید ماند. اما آیا خودتان را یک سیاستمدار هم می‌بینید، یا اینکه آن را یک واژه‌ی «کثیف» (بد) می‌دانید؟ آیا رضا پهلوی یک سیاستمدار است؟

Let me just open a parenthesis here on a more human and personal and emotional level. Many older Iranians remember the day I was born and what a national frenzy there was. But now at age 65, at a gathering of diverse Iranian opposition groups and organizations in Munich [on July 26, 2025], they called me “father.” The young Iranians call me father. And that’s the best thing.

رضا پهلوی: اجازه دهید اینجا یک پرانتز باز کنم، در سطحی انسانی‌تر، شخصی‌تر و عاطفی‌تر. بسیاری از ایرانیانِ مسن‌تر روز تولد مرا به یاد دارند و می‌دانند چه شور و هیجان ملی‌ای برپا شده بود. اما اکنون در ۶۵ سالگی، در گردهماییِ گروه‌ها و سازمان‌های مختلف اپوزیسیون ایران در مونیخ [در تاریخ ۲۶ ژوئیه ۲۰۲۵]، آن‌ها مرا «پدر» خواندند. جوانان ایرانی مرا پدر صدا می‌زنند. و این بهترین چیز است.

How do you say it in Farsi?

تونگو واراداراجان: به فارسی چه می‌گویید؟

Pedar. That means father. And you know what? I truly believe that. As a servant of the nation, as a father to the nation, my natural role is to do what any father does for his children, to be there for them, guide them, advise them, not decide for them, but help them make the best possible decision. Okay, I don’t know if that’s a political role. I don’t know how to describe it, but I’m just telling you what I think it is that I’m trying to do for them, right? For them to be able to rely on my experience, and understand that I don’t have any self-interest other than the best interest of Iran. I think Iranians are finding our path again, and I’m here to help, and at their asking I’ve stepped in to lead this transition. I think they recognize that I have this sort of almost natural role, which is way beyond whether Iran is a monarchy or republic in the future. It’s not about that. It’s about self-determination. It’s about freedom. It’s about rebuilding our country.

رضا پهلوی: «پدر». که یعنی Father. و می‌دانید چیست؟ من واقعاً به این باور دارم. به عنوان خدمتگزار ملت، به عنوان پدری برای ملت، نقش طبیعی من این است که همان کاری را انجام دهم که هر پدری برای فرزندانش می‌کند؛ اینکه در کنارشان باشم، راهنمایی‌شان کنم، به آن‌ها مشورت دهم، نه اینکه به جایشان تصمیم بگیرم، بلکه کمکشان کنم تا بهترین تصمیم ممکن را بگیرند. بسیار خب، نمی‌دانم آیا این یک نقش سیاسی است یا نه. نمی‌دانم چطور توصیفش کنم، اما فقط دارم به شما می‌گویم کاری که سعی دارم برایشان انجام دهم چیست، درست؟ تا آن‌ها بتوانند به تجربه من تکیه کنند و درک کنند که من هیچ منفعت شخصی‌ای جز خیر و صلاحِ ایران ندارم. فکر می‌کنم ایرانیان دارند دوباره مسیر ما را پیدا می‌کنند و من اینجا هستم تا کمک کنم، و به درخواست خودِ آن‌ها، قدم پیش گذاشته‌ام تا این گذار را رهبری کنم. فکر می‌کنم آن‌ها تشخیص می‌دهند که من دارای این‌گونه نقشِ تقریباً طبیعی هستم، که بسیار فراتر از این است که ایران در آینده پادشاهی باشد یا جمهوری. موضوع این نیست. موضوع حق تعیین سرنوشت است. موضوع آزادی است. موضوع بازسازی کشورمان است.

You position yourself above the fray?

تونگو واراداراجان: آیا شما خود را فراتر از نزاع‌های سیاسی (فراجناحی) قرار می‌دهید؟

I’m in a good position now to be able to say, don’t expect anything other than my utmost dedication to serve our country’s interests and your interests. And you can count on me being an impartial arbiter who doesn’t take sides, doesn’t advocate for one thing or the other, but who wants to guarantee that we have a true democratic process so Iranians can one day determine their own future. That’s the agenda of my campaign and what I’m doing right now.

رضا پهلوی: من اکنون در موقعیت خوبی هستم تا بتوانم بگویم: جز نهایتِ تعهد من به خدمت در راستای منافع کشورمان و منافع شما، انتظار دیگری نداشته باشید. و می‌توانید روی من به عنوان یک داور بی‌طرف حساب کنید که جانب‌داری نمی‌کند، مُبلّغ این یا آن [گزینه] نیست، بلکه می‌خواهد تضمین کند که ما یک فرایند دموکراتیک واقعی داشته باشیم تا ایرانیان بتوانند روزی آینده خود را تعیین کنند. این دستور کارِ کمپین من و کاری است که همین الان مشغول انجامش هستم.

You see yourself as the leader of this transition, correct?

تونگو واراداراجان: شما خودتان را رهبر این گذار می‌دانید، درست است؟

Yes, because I think no movement can happen without some level of direction and some level of coordination. And I think that leadership is required. In fact, that’s something that many Iranians were saying, “Look, we need you to step in and help us and guide us through this process.” Which is exactly what I’ve done for several years now. But at this moment it has become far more critical to up the ante. Let me give you a tangible example of what I mean. When I was in Paris in late June, if I’m not mistaken, I announced that there were two things I was doing. One was to launch a new campaign for the defection process, so we can begin to see more regime forces join with the movement inside Iran. And parallel to that, the “Iran Prosperity Project,” which is really the roadmap to how we propose to handle the transition. The first 100 days, stabilizing the Iranian economic situation, the currency, bringing an element of stability, with a combination of technocrats, legal experts and economic experts who are helping me with that project, basically explaining to the nation and the world that we have a plan for this transition. We want to make sure that the transition is smooth. We want to make sure that the world isn’t worried about chaos after the collapse of this regime. And for us not to repeat the same mistakes that we saw in some political changes in the region. A good example is the fall of Saddam Hussein and the de-Baathification process. It’s important to steer away from that type of scenario.

رضا پهلوی: بله، زیرا فکر می‌کنم هیچ حرکتی بدون سطحی از هدایت و سطحی از هماهنگی نمی‌تواند صورت بگیرد. و فکر می‌کنم آن رهبری مورد نیاز است. در واقع، این چیزی است که بسیاری از ایرانیان می‌گفتند: «ببینید، ما نیاز داریم شما قدم پیش بگذارید و به ما کمک کنید و ما را در این مسیر هدایت کنید.» این دقیقاً همان کاری است که من الان چندین سال است انجام داده‌ام. اما در این لحظه، بسیار حیاتی‌تر شده است که سطح اقدامات را بالا ببریم.

بگذارید یک مثال ملموس بزنم تا منظورم روشن شود. وقتی اواخر ژوئن در پاریس بودم، اگر اشتباه نکنم، اعلام کردم که مشغول انجام دو کار هستم. یکی راه‌اندازی کمپین جدیدی برای فرآیند ریزش نیروها، تا بتوانیم شاهد پیوستنِ بیشترِ نیروهای رژیم به جنبش در داخل ایران باشیم. و به موازات آن، «پروژه رفاه ایران»، که در واقع نقشه راهی است برای نحوه مدیریت پیشنهادیِ ما برای دوران گذار. صد روز اول، تثبیت وضعیت اقتصادی ایران، ارز، و ایجاد نوعی ثبات، با ترکیبی از تکنوکرات‌ها، کارشناسان حقوقی و متخصصان اقتصادی که در آن پروژه به من کمک می‌کنند؛ اساساً برای توضیح دادن به ملت و جهان که ما برای این گذار برنامه داریم. ما می‌خواهیم اطمینان حاصل کنیم که این گذار روان و آرام باشد. می‌خواهیم مطمئن شویم که جهان نگران هرج‌ومرجِ پس از فروپاشی این رژیم نباشد. و اینکه ما همان اشتباهاتی را که در برخی تغییرات سیاسی در منطقه دیدیم، تکرار نکنیم. یک مثال خوب، سقوط صدام حسین و روند بعث‌زدایی است. مهم است که از آن نوع سناریو دوری کنیم.

That seems key. The de-Baathification process that took place in post-Saddam Iraq was, we can all agree, the source of much of the subsequent meltdown there. What will you do to avoid Iran’s equivalent of de-Baathification and any subsequent civic collapse?

تونگو واراداراجان: این نکته‌ای کلیدی به نظر می‌رسد. فرآیند بعث‌زدایی که در عراقِ پس از صدام اجرا شد، همان‌طور که همه قبول داریم، ریشه‌ی بسیاری از بحران‌های (فروپاشی‌های) بعدی در آنجا بود. شما چه خواهید کرد تا از وقوع معادلِ ایرانیِ آن «بعث‌زدایی» و هرگونه فروپاشی مدنیِ پس از آن جلوگیری کنید؟

It was always a priority for me to offer a scenario that makes change in Iran possible at the least possible cost to the nation. It would be unimaginable for us to have a successful transition from this regime to a future one without the tacit cooperation of the core military and paramilitary forces. The bulk of the army, the bulk of the Revolutionary Guards or the irregular elements like the Basij, they see the ship sinking. They see that this regime is on its last legs. There has to be an exit strategy offered to them. What I have incorporated in my scenario of change is to say, look, anyone who doesn’t have the blood of the Iranian people on his hands should and must survive regime-change in Iran. They should be part of the solution. They should help us rebuild our country. Offer them a way out, don’t trap them in no-man’s-land where they have no choice but to stick with the regime to the very end. I’ve been calling for that for years. At the beginning, Iranians didn’t really understand why I proposed that. But now they see. The defection has begun. We have received tens of thousands of people. So that’s where it differs from Iraq, because when you sent the Iraqi Republican Guard to their homes, half of them ended up becoming ISIS fighters. And this is not just for the military forces, mind you. It also goes for the civil bureaucracy. I believe that for us to have a stable transition, the majority of the existing people who are working in this or that ministry should remain in place. Iran has to still function. We have to provide people with electricity and water, whatever is left of it. Somebody has to pick up the garbage. Somebody has to bring in the goods to the stores.

رضا پهلوی: همیشه برای من اولویت بوده است که سناریویی (راهکاری) ارائه دهم که تغییر در ایران را با کمترین هزینه‌ی ممکن برای ملت میسر سازد. غیرقابل تصور است که بتوانیم گذار موفقی از این رژیم به رژیم آینده داشته باشیم، بدون همکاریِ ضمنیِ بدنه‌ی اصلی نیروهای نظامی و شبه‌نظامی. بدنه‌ی ارتش، بدنه‌ی سپاه پاسداران یا عناصر نامنظم مانند بسیج، می‌بینند که این کشتی در حال غرق شدن است. می‌بینند که این رژیم نفس‌های آخرش را می‌کشد. باید یک راه خروج (استراتژی خروج) به آن‌ها ارائه شود.

آنچه من در سناریوی تغییرِ خود گنجانده‌ام این پیام است که: «ببینید، هر کسی که دستش به خون مردم ایران آلوده نیست، باید و حتماً پس از تغییر رژیم در ایران، باقی بماند [و امنیت داشته باشد].» آن‌ها باید بخشی از راه‌حل باشند. باید به ما در بازسازی کشورمان کمک کنند. به آن‌ها راه خروجی نشان دهید؛ آن‌ها را در موقعیتی بی‌بازگشت (بن‌بست) گیر نندازید که در آن چاره‌ای جز ماندن با رژیم تا آخرین لحظه نداشته باشند. من سال‌هاست که بر این موضوع تأکید دارم. در ابتدا، ایرانیان واقعاً درک نمی‌کردند چرا من چنین پیشنهادی دادم. اما اکنون متوجه شده‌اند. ریزش‌ها آغاز شده است. ما با ده‌ها هزار نفر [که جدا شده‌اند] در ارتباط بوده‌ایم. و این همان نقطه‌ای است که با عراق تفاوت دارد، زیرا وقتی گارد ریاست‌جمهوری عراق را به خانه‌هایشان فرستادید، نیمی از آن‌ها در نهایت به جنگجویان داعش تبدیل شدند.

و توجه داشته باشید که این موضوع فقط مربوط به نیروهای نظامی نیست. بلکه شامل نظام اداری (بوروکراسی غیرنظامی) هم می‌شود. معتقدم برای داشتن یک گذار باثبات، اکثریت افرادی که هم‌اکنون در این وزارتخانه یا آن وزارتخانه مشغول به کار هستند، باید بر سر کار خود باقی بمانند. کشور باید همچنان اداره شود (بچرخد). ما باید آب و برق مردم را تأمین کنیم، البته هر آنچه از آن باقی مانده است. کسی باید زباله‌ها را جمع‌آوری کند. کسی باید کالاها را به فروشگاه‌ها برساند.

So we will have an Iranian-style Nuremberg? Is that what you’re saying?

تونگو واراداراجان: پس ما شاهد یک «نورنبرگ» به سبک ایرانی خواهیم بود؟ آیا منظورتان همین است؟

Nuremberg was after a World War. Our war is a different type of war. It’s a war against the regime. It’s a regime that declared war on its own people to begin with. Its instruments of repression are the IRGC and other foreign elements that are being brought in from Lebanon, from Palestine, from other places to do the dirty job. It’s important to look at Iran from a psychological aspect. Put yourself in the shoes of that military or IRGC commander. He cannot put food on the table for his children to eat at night. Many of these people have to work second jobs because their paycheck is not enough for them to feed their families. And then they sit there wondering, how long am I supposed to stand here and protect Ali Khamenei, who is one of the biggest criminals in the history of the world? So, the message of amnesty is important, right? Because when you call for calm and order, the first elements that are going to help us in the transition to maintain order are the very same people who have guns in their hands. And how else can you incorporate them to the alternative without giving them a way out? But hold those who are responsible for criminal behavior accountable. I think the nation will understand the difference between seeking justice and the necessity to offer as much exit strategy as possible, because that’s the only way we can minimize the cost of change in terms of human losses.

رضا پهلوی: نورنبرگ پس از یک جنگ جهانی بود. جنگ ما نوع متفاوتی از جنگ است. این جنگی علیه رژیم است. این رژیمی است که از همان ابتدا علیه مردم خودش اعلام جنگ کرد. ابزارهای سرکوب آن، سپاه پاسداران و دیگر عناصر خارجی هستند که از لبنان، فلسطین و جاهای دیگر آورده می‌شوند تا کارهای کثیف را انجام دهند.

مهم است که از جنبه‌ی روان‌شناختی به ایران نگاه کنیم. خودتان را جای آن فرمانده ارتش یا سپاه بگذارید. او نمی‌تواند نانِ شب فرزندانش را تأمین کند. بسیاری از این افراد مجبورند شغل دوم داشته باشند، چون حقوقشان برای سیر کردن خانواده‌هایشان کافی نیست. و بعد با خود فکر می‌کنند: «تا کِی قرار است اینجا بایستم و از علی خامنه‌ای، که یکی از بزرگ‌ترین جنایتکاران تاریخ جهان است، محافظت کنم؟» بنابراین، پیام «عفو» اهمیت دارد، درست است؟ زیرا وقتی شما خواستار آرامش و نظم می‌شوید، اولین عناصری که در دوران گذار برای حفظ نظم به ما کمک خواهند کرد، دقیقاً همان کسانی هستند که اسلحه در دست دارند. وگرنه چطور می‌توانید بدون دادنِ راهِ خروج، آن‌ها را جذبِ نیروی جایگزین (آلترناتیو) کنید؟ اما [هم‌زمان باید] کسانی را که مسئول اعمال جنایتکارانه هستند، پاسخگو کرد. فکر می‌کنم ملت تفاوت میان «دادخواهی» و «ضرورتِ ارائه حداکثریِ راهِ خروج» را درک خواهد کرد، زیرا این تنها راهی است که می‌توانیم هزینه‌ی تغییر را از نظر تلفات انسانی به حداقل برسانیم.

Do you see yourself as the next Shah of Iran? The only successful modern example of a returning royal was Juan Carlos in Spain. What will be the nature of your return? Would you be a constitutional monarch like King Charles of Britain?

تونگو واراداراجان: آیا خودتان را شاه بعدی ایران می‌بینید؟ تنها نمونه‌ی موفق مدرن از بازگشت یک مقام سلطنتی، خوان کارلوس در اسپانیا بود. ماهیت بازگشت شما چگونه خواهد بود؟ آیا شما یک پادشاه مشروطه مانند شاه چارلز در بریتانیا خواهید بود؟

My honest answer is, look, this is really putting the carriage before the horse. My only focus now is to make sure we can have a successful democratic transition. For me to be able to render the best service to that process is to remain aloof from any specific alternative and allow for the constitutional process to determine what ultimate form of democratic system the majority would like to have. You mentioned Juan Carlos. I know Juan Carlos very well. I remember meeting him many times in Madrid and the stories he told about the entire process from the Franco era that led to the transition and the role he played to preserve democracy. But in the Iranian scenario, what I’m proposing is an interim government, a transition government, which is the phase right after the collapse of the regime. We’ll enter a period of time where the temporary affairs of the country have to be managed The transitional government will make the system function, but allow for the formation of a constitutional assembly which will address all the issues of the future constitution, the system and the separation of religion from state. Because we had that level of separation before the revolution, and as a result of the religious dictatorship, the Iranian nation is today prepared for a secular democratic system to replace it. And I think there could be a very healthy debate between republicans and monarchists. Let’s face it, 47 years ago, when Khomeini stepped in, no one, including many of these revolutionaries against my father’s regime, had any clue what the outcome of what Khomeini was proposing in his Velayat-e-Faqih [Guardianship of the Koranic Jurist] would be. By the time they realized what it was, it was too late. So this time, we have to be absolutely sure that the nation is aware of the options and can, with sound mind, ultimately make its decision. My job, therefore, is not to pose as a candidate, but as a bridge to that destination. We can’t prematurely engage in arguments that aren’t primary arguments.

رضا پهلوی: پاسخ صادقانه‌ی من این است: ببینید، این واقعاً یعنی «کالسکه را جلوی اسب بستن» (عجله کردن و کار را وارونه انجام دادن). تنها تمرکز من در حال حاضر این است که اطمینان حاصل کنم می‌توانیم یک گذار دموکراتیک موفق داشته باشیم. برای اینکه بتوانم بهترین خدمت را به این روند بکنم، باید از هر گزینه (آلترناتیو) خاصی فاصله بگیرم و اجازه دهم که فرآیند قانون اساسی تعیین کند که اکثریت مردم چه شکل نهایی از نظام دموکراتیک را می‌خواهند. شما به خوان کارلوس اشاره کردید. من خوان کارلوس را خیلی خوب می‌شناسم. ملاقات‌های بسیاری را با او در مادرید به یاد دارم و داستان‌هایی که او درباره‌ی کلِ فرآیند [گذار] از دوران فرانکو که منجر به انتقال قدرت شد و نقشی که او برای حفظ دموکراسی ایفا کرد، تعریف می‌کرد. اما در سناریوی ایران، آنچه من پیشنهاد می‌کنم یک دولت موقت، یک دولت گذار است که مربوط به مرحله‌ی بلافاصله پس از فروپاشی رژیم است. ما وارد دوره‌ای خواهیم شد که امور موقتی کشور باید مدیریت شوند.

دولتِ گذار سیستم را فعال نگه می‌دارد، اما اجازه می‌دهد تا یک «مجلس مؤسسان» تشکیل شود که به تمام مسائل مربوط به قانون اساسی آینده، نوع نظام و جدایی دین از دولت بپردازد. زیرا ما پیش از انقلاب آن سطح از جدایی را داشتیم، و در نتیجه‌ی دیکتاتوری مذهبی، ملت ایران امروز آماده است تا یک نظام دموکراتیک سکولار را جایگزین آن کند. و فکر می‌کنم می‌تواند بحث بسیار سالمی میان جمهوری‌خواهان و پادشاهی‌خواهان شکل بگیرد. بیایید روراست باشیم، ۴۷ سال پیش، وقتی خمینی وارد شد، هیچ‌کس، از جمله بسیاری از همین انقلابیونِ مخالفِ رژیم پدرم، هیچ ایده‌ای نداشتند که خروجیِ آنچه خمینی در «ولایت فقیه» خود پیشنهاد می‌کرد، چه خواهد بود. زمانی که فهمیدند ماجرا چیست، دیگر خیلی دیر شده بود. بنابراین این بار، باید کاملاً مطمئن شویم که ملت از گزینه‌ها آگاه است و می‌تواند با آگاهی کامل، در نهایت تصمیم خود را بگیرد. بنابراین، کار من این نیست که به عنوان یک کاندیدا (نامزد) ظاهر شوم، بلکه [نقش من] پلی است به سوی آن مقصد. ما نمی‌توانیم پیش از موعد وارد بحث‌هایی شویم که بحث‌های اصلی و اولویت‌دار نیستند.

And what are these primary arguments?

تونگو واراداراجان: و این بحث‌های (استدلال‌های) اصلی چیستند؟

Right now? To get rid of this regime and replace it with a secular, democratic formula. This is where we find unity among various groups of Iranians, whether they are monarchists or republicans, or on the left or in the middle or on the right. I think that is the rallying cry for the nation. And the only thing I suggested, so that you understand it better, is that our entire philosophy ride on accepting three core principles that can unite us in a common cause. No. 1 is Iran’s territorial integrity. That’s very important. No. 2 is obviously the importance of separation of religion from state as a prerequisite to democracy. We learned it the hard way. We paid the price for it. And of course, the most important element is individual liberties, and the equality of all Iranian citizens under the law and their right to determine their own future through a democratic process.

رضا پهلوی: همین الان؟ خلاص شدن از شر این رژیم و جایگزینی آن با یک فرمول سکولار و دموکراتیک. این همان جایی است که ما میان گروه‌های مختلف ایرانی، چه پادشاهی‌خواه باشند و چه جمهوری‌خواه، چه چپ، چه میانه و چه راست، وحدت پیدا می‌کنیم. فکر می‌کنم این همان فریاد همبستگی برای ملت است. و تنها چیزی که من پیشنهاد کردم، برای اینکه بهتر متوجه شوید، این است که تمام فلسفه‌ی ما بر پایه‌ی پذیرش سه اصل کلیدی استوار باشد که می‌تواند ما را در یک هدف مشترک متحد کند.شماره ۱: تمامیت ارضی ایران. این بسیار مهم است.شماره ۲: بدیهی است، اهمیت جدایی دین از دولت (حکومت) به عنوان پیش‌شرط دموکراسی. ما این را با تجربه‌ای سخت آموختیم. بهای آن را پرداختیم.و البته، مهم‌ترین عنصر، آزادی‌های فردی و برابری تمام شهروندان ایرانی در برابر قانون و حق آن‌ها برای تعیین آینده‌ی خود از طریق یک فرآیند دموکراتیک است.

Who will make up the transitional government?

تونگو واراداراجان: چه کسانی دولتِ گذار را تشکیل خواهند داد؟

It’s going to be a combination of many elements that are inside Iran right now, many of whom we cannot expose prematurely for obvious reasons. We want to protect their identities. And my team is in contact with many people in academia, technocrats, bureaucrats, others that are inside Iran right now who will fill the void and be part of this process. And also some people outside Iran that have the faculties and the expertise to contribute. It’s going to be a hybrid situation. Most of them will probably be from inside.

رضا پهلوی: این دولت ترکیبی خواهد بود از عناصر بسیاری که هم‌اکنون در داخل ایران هستند؛ کسانی که بسیاری از آن‌ها را به دلایل روشن نمی‌توانیم پیش از موعد افشا کنیم (نام ببریم). ما می‌خواهیم از هویت آن‌ها محافظت کنیم. و تیم من با افراد بسیاری در دانشگاه‌ها، تکنوکرات‌ها، بوروکرات‌ها (کارگزاران اداری) و دیگرانی که همین الان در داخل ایران هستند و قرار است این خلأ را پر کنند و بخشی از این فرآیند باشند، در تماس است. و همچنین برخی افراد در خارج از ایران که توانایی‌ها و تخصص لازم برای مشارکت را دارند. این یک وضعیت ترکیبی (هیبریدی) خواهد بود. احتمالاً اکثر آن‌ها از داخل کشور خواهند بود.

But you see yourself as the father or the shepherd of this process.

تونگو واراداراجان: اما شما خودتان را به عنوان پدر یا هدایتگر (شبانِ) این فرآیند می‌بینید.

I think that’s exactly what people expect me to be, because it’s what gives them solace, a sense of security, that there’s somebody who will have their back, who can help stabilize the situation. Somebody they can trust, somebody that they know. And I think my track record gives me this unique role to play. As I said, it’s their ask that I step in because they always had seen the absence of leadership, and the need to have an alternative be represented by somebody who encapsulates it. With regime collapse there’s an understandable concern, if not fear. What if it gets worse? Because it was poorly managed both in Afghanistan and especially in Iraq, regime change has a very bad name. But regime change is not a bad concept. Just because you poorly manage it somewhere else doesn’t make it the wrong solution. The solution still remains regime change. And so if somebody like Donald Trump says, “I don’t want to have any boots on the ground, we don’t want to get sucked into another adventure,” our key message has always been, we don’t need a single boot of your military on the ground in Iran. Our boots on the ground are the Iranian people in the streets of Iran. Today, we’re not counting on a single penny of your tax dollars being spent on this project. But you can help us in many areas by repurposing the frozen assets that belong to the Iranian people to fund our campaigns, including labor strikes.

رضا پهلوی: فکر می‌کنم این دقیقاً همان چیزی است که مردم از من انتظار دارند، زیرا این چیزی است که به آن‌ها آرامش و احساس امنیت می‌دهد؛ اینکه کسی هست که پشتیبان آن‌هاست و می‌تواند به ثبات اوضاع کمک کند. کسی که می‌توانند به او اعتماد کنند، کسی که او را می‌شناسند. و فکر می‌کنم کارنامه‌ی من این نقش منحصر‌به‌فرد را برای ایفا کردن به من می‌دهد. همان‌طور که گفتم، این خواسته‌ی آن‌هاست که من قدم پیش بگذارم، زیرا آن‌ها همیشه فقدان رهبری را دیده‌اند و نیاز به اینکه یک جایگزین (آلترناتیو) توسط کسی نمایندگی شود که آن را در خود متجلی می‌کند.

با فروپاشی رژیم، نگرانی قابل درکی وجود دارد، اگر نگوییم ترس. چه می‌شود اگر اوضاع بدتر شود؟ از آنجا که این مسئله هم در افغانستان و به‌ویژه در عراق به بدی مدیریت شد، «تغییر رژیم» نام بسیار بدی پیدا کرده است. اما تغییر رژیم مفهوم بدی نیست. صرفاً به این دلیل که شما آن را در جای دیگری بد مدیریت کرده‌اید، باعث نمی‌شود که راه‌حل اشتباهی باشد. راه‌حل همچنان همان تغییر رژیم است. و بنابراین اگر کسی مثل دونالد ترامپ بگوید: «من نمی‌خواهم هیچ نیروی نظامی‌ای (چکمه‌پوشی) روی زمین داشته باشم، ما نمی‌خواهیم گرفتار یک ماجراجویی دیگر شویم»، پیام کلیدی ما همیشه این بوده است: ما به حضور حتی یک سرباز از ارتش شما در خاک ایران نیاز نداریم. سربازان (نیروهای) ما در میدان، همان مردم ایران در خیابان‌های ایران هستند. امروز، ما روی خرج شدن حتی یک پنی از دلارهای مالیاتی شما برای این پروژه حساب نمی‌کنیم. اما شما می‌توانید با تغییر کاربریِ دارایی‌های مسدود شده‌ای که متعلق به مردم ایران است، در بسیاری از زمینه‌ها به ما کمک کنید تا کمپین‌هایمان، از جمله اعتصابات کارگری را تأمین مالی کنیم.

A couple of questions before we wind up. First, would Tehran join the Abraham Accords after the fall of the Islamic regime?

تونگو واراداراجان: چند سؤال پیش از پایان گفتگو. اول اینکه، آیا تهران پس از سقوط رژیم اسلامی به پیمان ابراهیم خواهد پیوست؟

I think Tehran will elevate it to the “Cyrus Accord” to make Iran part of that Abraham Accord group. That’s what I said two years ago when I was in Jerusalem and met with President Herzog and Prime Minister Netanyahu. Look, let me put it this way. I think there are only two countries on this planet that can claim to have a biblical relationship: Iran and Israel. This goes back 25 centuries. Cyrus the Great [c. 600-530 B.C.] freed the Jewish slaves in Babylon and helped them rebuild their temple in Jerusalem. Today, we have serious water issues in Iran. The best experts in the field happen to be Israeli scientists. Part of the reason I went there is to discuss the matter with them and have a plan of action to immediately be able to attend to a problem that could become a major issue. This is not just rhetoric. Iranians believe that they will have a solid strategic partnership with Israel and with our Arab neighbors to make the Middle East get back on track. That’s part of the reason why the Abraham Accords was sabotaged by the regime in Iran.

رضا پهلوی: فکر می‌کنم تهران آن را به «پیمان کوروش» ارتقا خواهد داد تا ایران را بخشی از گروه پیمان ابراهیم کند. این همان چیزی است که دو سال پیش، زمانی که در اورشلیم بودم و با پرزیدنت هرتزوگ و نخست‌وزیر نتانیاهو دیدار کردم، گفتم. ببینید، بگذارید این‌طور بگویم. فکر می‌کنم تنها دو کشور در این کره خاکی هستند که می‌توانند ادعا کنند رابطه‌ای «کتاب مقدسی» (تاریخی-مذهبی) دارند: ایران و اسرائیل. این به ۲۵ قرن پیش بازمی‌گردد. کوروش کبیر بردگان یهودی را در بابل آزاد کرد و به آن‌ها کمک کرد تا معبدشان را در اورشلیم بازسازی کنند. امروز ما مشکلات جدی آب در ایران داریم. بهترین متخصصان این حوزه، دانشمندان اسرائیلی هستند. بخشی از دلیل سفر من به آنجا این بود که درباره این موضوع با آن‌ها گفتگو کنم و یک برنامه عملیاتی داشته باشیم تا فوراً بتوانیم به مشکلی رسیدگی کنیم که ممکن است به یک معضل بزرگ تبدیل شود. این فقط شعار نیست. ایرانیان باور دارند که شراکت راهبردی محکمی با اسرائیل و همسایگان عربمان خواهند داشت تا خاورمیانه را دوباره در مسیر درست قرار دهند. این بخشی از دلیلی است که چرا پیمان ابراهیم توسط رژیم ایران خرابکاری (سابوتاژ) شد.

My last question is about your father, the Shah. He wasn’t universally popular. And it’s fair to say he wasn’t an instinctive democrat. Would you concede that he made mistakes? How are you different from your father?

تونگو واراداراجان: آخرین سؤال من درباره پدرتان، شاه است. او محبوبیت همگانی نداشت. و منصفانه است بگوییم که او ذاتاً یک دموکرات نبود. آیا می‌پذیرید که او اشتباهاتی مرتکب شد؟ شما چه تفاوتی با پدرتان دارید؟

Of course mistakes were made. Nobody denies that. But when you look at the intent and you look at the circumstances of the time, you look at the fact that all of this happened during the Cold War, when we were constantly under pressure by communist forces, Marxist forces and Islamist forces, which pretty much led to the advent of this Islamic regime. When you look today, retrospectively, at where he was trying to take the nation, the level of appreciation of his intentions in Iran and his level of popularity is many times more than the hype of whatever popularity he might have had at the time. Why? Because when people look back at where the country was headed in terms of modernization, in terms of liberalization, they see the rights that women had, the fact that we didn’t have issues in Iran that would disenfranchise somebody who belonged to a religious minority, whether they were Jewish or Baha’i or what have you. But while I think that, I say, yes, perhaps the most relevant criticism could be that the level of political liberalization was not on par with the level of economic opening. We had mistakes being made. But you have to concede, too, that the opposition to my father also made tremendous mistakes and miscalculations. All this is to say that when we sit today and look at our future, are we going to repeat the mistakes of the past?

رضا پهلوی: البته که اشتباهاتی صورت گرفت. هیچ‌کس آن را انکار نمی‌کند. اما وقتی به نیت و شرایط آن زمان نگاه می‌کنید، به این واقعیت نگاه می‌کنید که همه این‌ها در دوران جنگ سرد اتفاق افتاد، زمانی که ما دائماً تحت فشار نیروهای کمونیست، نیروهای مارکسیست و نیروهای اسلام‌گرا بودیم، که کم‌وبیش منجر به ظهور این رژیم اسلامی شد. وقتی امروز، با نگاه به گذشته، می‌بینید که او سعی داشت ملت را به کجا برساند، سطح قدردانی از نیت‌های او در ایران و میزان محبوبیتش، چندین برابر بیشتر از هیاهوی هر محبوبیتی است که ممکن بود در آن زمان داشته باشد. چرا؟ چون وقتی مردم به عقب نگاه می‌کنند که کشور از نظر مدرن‌سازی و آزادسازی به کجا می‌رفت، حقوقی را می‌بینند که زنان داشتند، این واقعیت را می‌بینند که ما در ایران مشکلاتی نداشتیم که باعث سلب حقوق کسی شود که به یک اقلیت مذهبی تعلق داشت، چه یهودی بودند، چه بهایی یا هر چیز دیگر. اما با اینکه چنین فکری می‌کنم، می‌گویم بله، شاید واردترین انتقاد این باشد که سطح فضای باز سیاسی هم‌تراز با سطح گشایش اقتصادی نبود. ما اشتباهاتی داشتیم. اما شما هم باید بپذیرید که مخالفان پدرم نیز مرتکب اشتباهات و محاسبات غلطِ فاحشی شدند. همه‌ی این‌ها برای این است که بگویم وقتی امروز می‌نشینیم و به آینده‌مان نگاه می‌کنیم، آیا قرار است اشتباهات گذشته را تکرار کنیم؟

When do you think you’ll be back in Iran?

تونگو واراداراجان: فکر می‌کنید کِی به ایران بازگردید؟

As soon as possible, I hope. I need to be there to help my compatriots. I can’t be there for obvious reasons, being the No. 1 target of this regime, trying to eliminate me from the scene. But you know what? I have a thick skin. You have to be prepared to sacrifice your life for a good cause. I’d like to be able to be among my brethren to fight the final fights. And I’m gearing up to step in at the moment the opportunity arises.

رضا پهلوی: امیدوارم هر چه زودتر. من باید آنجا باشم تا به هم‌میهنانم کمک کنم. به دلایل واضح نمی‌توانم آنجا باشم، چون هدف شماره یکِ این رژیم هستم که تلاش می‌کند مرا از صحنه حذف کند. اما می‌دانید چیست؟ من پوست‌کلفت هستم. آدم باید آماده باشد تا جانش را فدای یک هدف والا کند. دوست دارم بتوانم در میان برادران و خواهرانم باشم تا در مبارزات نهایی بجنگم. و دارم خودم را آماده می‌کنم تا لحظه‌ای که فرصت پیش بیاید، وارد عمل شوم.

And not as king, or running for elections?

تونگو واراداراجان: و نه به عنوان پادشاه، یا برای شرکت در انتخابات؟

I’ve said it many times. My preoccupation is not to be in a position of governance or authority. I leave that to others to manage the country’s affairs. I think my role is much deeper and more valuable than to be cornered into one specific executive role. You know, it will take some time for the nation—really hurt, depressed, demoralized, cheated, lied to—to come back to normalcy. The economic part is the easier part, but the psychology and the adjustment to this new reality will take at least a couple of generations. It’s almost like PTSD. A woman who has been violated will never be the same woman, ever. A nation has been raped. And it will take time for people to overcome that.

رضا پهلوی: بارها گفته‌ام. دغدغه من قرار گرفتن در جایگاه حکومت یا قدرت نیست. من اداره امور کشور را به دیگران واگذار می‌کنم. فکر می‌کنم نقش من بسیار عمیق‌تر و ارزشمندتر از آن است که در یک نقش اجرایی خاص محصور شوم. می‌دانید، زمان می‌برد تا ملتی که واقعاً آسیب‌دیده، افسرده، بی‌انگیزه شده، فریب خورده و به او دروغ گفته شده، به حالت عادی بازگردد. بخش اقتصادی قسمت آسان‌تر ماجراست، اما روانشناسی و تطبیق با این واقعیت جدید دست‌کم دو نسل زمان می‌برد. این تقریباً شبیه PTSD (اختلال استرس پس از سانحه) است. زنی که مورد تجاوز قرار گرفته، هرگز همان زن سابق نخواهد شد، هرگز. به یک ملت تجاوز شده است. و زمان می‌برد تا مردم بر آن غلبه کنند.

Jan. 5, 2026 6:45 am ET – By Tunku Varadarajan

https://www.wsj.com/opinion/free-expression/q-a-reza-pahlavi-b29803f7

پیام برای این مطلب مسدود شده.

Free Blog Themes and Blog Templates