28.02.2026

خلا قدرت ایران، فرصت طلایی ترکیه؛ تحلیل وزیر دفاع سابق اسرائیل از بازی جدید قدرت در خاورمیانه

یورونیوز: یوآو گالانت، وزیر دفاع سابق اسرائیل، در مقاله‌ای که روز جمعه ۲۷ فوریه (هشتم اسفند ۱۴۰۴) در وب‌سایت شخصی خود منتشر کرد، به تغییرات استراتژیک در خاورمیانه پرداخت و مدعی شد که تضعیف ایران فرصت‌های تازه‌ای برای ترکیه ایجاد کرده است.

به نوشته آقای گالانت، «تاریخ درس ساده‌ای به ما می‌دهد: جنگ‌ها فقط تهدیدها را از بین نمی‌برند، بلکه توازن قدرت را نیز بازچیدمان می‌کنند؛ به عبارتی وقتی یک نیرو ضعیف می‌شود، نیروی دیگری به‌سراغ پر کردن خلا آن می‌آید.»

او اضافه می‌کند که «خلاهای قدرت در خاورمیانه به ندرت خالی می‌مانند» و در شرایط فعلی، ترکیه به عنوان بازیگری منطقه‌ای که بهترین موقعیت برای گسترش نفوذ خود را دارد، دست به تحرکاتی زده است.

بازخوانی «سیاست پیرامونی» اسرائیل

آقای گالانت به تجربه شخصی خود در سال ۲۰۰۵ اشاره می‌کند، زمانی که دبیر نظامی آریل شارون، نخست‌وزیر وقت اسرائیل بود و در جلسات سطح بالا با رهبران ترکیه شرکت داشت. او می‌نویسد: «ترکیه در آن زمان به عنوان شریک استراتژیک اسرائیل دیده می‌شد، یک قدرت نوظهور در ناتو و کشوری که آرزوی عضویت در اتحادیه اروپا را داشت.»

این رابطه در چارچوب خط مشی موسوم به «سیاست پیرامونی» شکل گرفته بود که توسط داوید بن گوریون، نخست‌وزیر بنیان‌گذار اسرائیل، طراحی شده بود. هدف این بود که اسرائیل با کشورهای غیرعربی قوی در حوزه پیرامونی منطقه، که دشمنان مشترکی با اسرائیل داشتند ولی با آن درگیر نبودند، اتحاد ایجاد کند. ترکیه، ایران پیش از انقلاب و اتیوپی ستون‌های این استراتژی بودند.

منطق پشت این رویکرد ساده بود: این کشورهای غیرعرب، همانند اسرائیل، از گسترش ناسیونالیسم عربی نگران بودند و همکاری میان آن‌ها منافع متقابلی برای همه طرف‌ها به همراه داشت.

اما آقای گالانت یادآور می‌شود که این سیاست «همیشه موقتی» بوده و برای حمایت از اسرائیل تا زمان رسیدن به صلح با همسایگان عرب طراحی شده بود. او می‌نویسد: «انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹ یکی از این ستون‌ها را یک شبه از بین برد. کودتای نظامی اتیوپی در سال ۱۹۷۴ ستون دیگر را از بین برد ولی شراکت با ترکیه مدتی طولانی‌تر باقی ماند، اما روند سیاسی دو دهه گذشته آنکارا را از نزدیک‌ترین متحد مسلمان اسرائیل به یکی از منتقدان پر سر و صدای آن تبدیل کرد.»

خلا قدرتی که با کاهش نفوذ ایران در منطقه ایجاد می‌شود

آقای گالانت در مقاله خود تصریح می‌کند: «ترکیه دیگر شریک پیرامونی اسرائیل محسوب نمی‌شود، بلکه در حال موقعیت‌یابی به عنوان قدرت مرکزی است که تضعیف ایران را نه به عنوان یک دستاورد استراتژیک مشترک [با اسرائیل]، بلکه به عنوان فرصتی برای گسترش نفوذ خود می‌بیند.»

او می‌گوید این نفوذ در سوریه کاملا مشهود است. نیروهای ترکیه اکنون کنترل مناطقی در شمال سوریه را در دست دارند و نفوذ آن‌ها تا اطراف دمشق، تنها چند ده کیلومتر با مرز اسرائیل فاصله دارد. ترکیه همچنین از طریق نیروهای نیابتی، شبکه اطلاعاتی و سامانه‌های دفاع هوایی در سوریه «عمق استراتژیک» ایجاد می‌کند.

اما این نفوذ تنها به سوریه محدود نمی‌شود. گالانت می‌گوید ترکیه حضور خود را در شمال آفریقا و شرق آفریقا گسترش داده و در بیت‌المقدس، به ویژه اطراف اماکن مقدس، نفوذ ایجاد کرده است.

ترکیه حتی در نوار غزه از طریق نیروهای بین‌المللی ثبات‌ساز فعالیت می‌کند و در حوزه انرژی با آمریکا قرارداد چند میلیارد دلاری امضا می‌کند که می‌تواند مسیر بازگشت این کشور به پروژه‌های جنگنده‌‌های «اف-۳۵» را هموار کند.

ترکیه در سیستم غربی، ایران در حاشیه

وزیر دفاع سابق اسرائیل در مقاله خود می‌نویسد که تفاوت نقش ایران و ترکیه در منطقه، ماهیت چالش امنیتی برای اسرائیل و جهان آزاد را تعیین می‌کند. به گفته او، «ایران خطرناک بود، اما نسبتاً منزوی بود.» ایران به دلیل تمرکز بر عملیات نیابتی، گروه‌های شبه‌نظامی و نفوذ محدود به فضای بین‌المللی، به نوعی از سیستم جهانی و شبکه‌های رسمی اقتصادی و نظامی دور مانده بود.

در مقابل، ترکیه یک چالش پیچیده‌تر است، چرا که «ترکیه بخشی از سیستم غرب است.» گالانت توضیح می‌دهد که آنکارا با وجود مواضع انتقادی و حتی خصمانه نسبت به اسرائیل در گفتار، همچنان با اروپا تجارت می‌کند، در ناتو باقی مانده و دومین نیروی نظامی فعال این ائتلاف را در اختیار دارد. او می‌گوید ترکیه «توانایی‌های پیشرفته نظامی دارد و همزمان مشروعیت دیپلماتیک خود را حفظ می‌کند.»

نقش تقسیمات مذهبی

آقای گالانت بر اهمیت تقسیمات مذهبی سنی-شیعه تأکید می‌کند و می‌نویسد که ترکیه و ایران، در کنار مصر، از مهم‌ترین بازیگران منطقه هستند و در حوزه‌های نفوذ همپوشان از جمله در قفقاز رقابت می‌کنند. او می‌گوید این دو کشور گرچه از نظر مذهبی متفاوت‌اند، یکی عمدتا سنی و دیگری شیعه، اما ویژگی‌های مشترکی دارند؛ هر دو وارث سنت‌های امپراتوری هستند، هیچ‌کدام عرب نیستند و هر دو خود را رهبر طبیعی منطقه می‌دانند.

ایران، به گفته او، سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در عرصه فلسطین انجام داد، نه تنها برای به چالش کشیدن اسرائیل، بلکه برای منحرف کردن انرژی کشورهای عربی از مقابله با تهران.

او ادامه می‌دهد: «تفرقه سنی-شیعه هنوز یکی از قدرتمندترین نیروهای سازمان‌دهنده در منطقه است. اگر محور شیعه تضعیف شود، بازیگران سنی رقابت خواهند کرد تا ساختار آینده را شکل دهند. در میان این بازیگران، ترکیه دارای مقیاس، توانایی و جاه‌طلبی بی‌نظیری است.»

ضرورت استراتژی فعال اسرائیل در قبال ترکیه

آقای گالانت در عین حال توضیح می‌دهد که افزایش نفوذ ترکیه لزوما به معنای بی‌ثباتی نیست. او به دوره‌ای اشاره می‌کند که اسرائیل روابط سازنده‌ای با ترکیه، صلح با مصر و حالت تعادل غیرمستقیم با ایران پیش از انقلاب داشت. او می‌گوید: «روابط میان اسرائیلی‌ها و ترکیه‌ای‌ها عمیق بود و نه تنها بین دولت‌ها. ده‌ها هزار گردشگر اسرائیلی هر سال به ترکیه سفر می‌کردند. شرکت‌های ترکیه‌ای آسمان‌خراش‌های تل‌آویو را ساختند و تجارت در همه حوزه‌ها جریان داشت.»

او به نمونه‌ای از همکاری انسانی در بحران اشاره می‌کند: «با وجود تنش‌های سیاسی، زمانی که زمین‌لرزه مخرب ترکیه در فوریه ۲۰۲۳ رخ داد، من دستور دادم نیروهای دفاع اسرائیل برای امداد و نجات به ترکیه اعزام شوند؛ که پس از هیئت آذربایجان، این دومین هیئت بین‌المللی بزرگ و مؤثر در نجات بازماندگان بود.»

به گفته او، اسرائیل باید فعالانه به ترمیم روابط با ترکیه بپردازد و از پایه‌های استراتژیک موجود بهره ببرد، اما «تعامل باید با شفافیت همراه باشد. اگر اهداف ترکیه از مرزهای اسرائیل فاصله داشته باشند، آن امور به حاکمیت ترکیه مربوط است. اما اگر نیروهای مورد حمایت ترکیه در نزدیکی مرزهای اسرائیل فعالیت ‌کنند، آن وقت محاسبه تغییر می‌کند. اسرائیل منافع امنیت ملی خود را بدون تردید محافظت خواهد کرد.»

تغییر وضعیت بازی و اهمیت حرکت بعدی

آقای گالانت یادآور می‌شود که موفقیت نظامی اسرائیل، به ویژه در جنگ‌های اخیر، تنها نقطه شروع است: «پیروزی در یک نبرد بازی را پایان نمی‌دهد، بلکه تخته شطرنج را تغییر می‌دهد.» او می‌نویسد که تضعیف ایران «دستاوردی مهم است، اما ساختاری که جای آن را می‌گیرد، نسل بعدی نظم منطقه‌ای را تعریف خواهد کرد. ترکیه هم‌اکنون خود را در مرکز آن ساختار موقعیت‌یابی کرده و ظرفیت نظامی، دسترسی نهادی و جاه‌طلبی لازم برای شکل‌دهی به آینده را دارد.»

آقای گالانت در مقاله خود تأکید کرد که تحولات اخیر در خاورمیانه، دو چالش متفاوت برای امنیت منطقه‌ای ایجاد کرده است و هرکدام نیازمند واکنش جداگانه است.

او در مورد ایران هشدار می‌دهد که «تا پنجره فرصت باز است، جهان آزاد باید قاطعانه و بدون تأخیر اقدام کند تا قابلیت‌های هسته‌ای و موشکی باقی‌مانده آن از میان برود.» او این اقدام سریع را ضروری می‌داند تا ایران نتواند دوباره به بازیگر مسلطی در منطقه تبدیل شود.

او در مورد ترکیه نیز معتقد است که «وظیفه متفاوت است: باید فعالیت رو به رشد ترکیه را به مسیرهایی هدایت کرد که برای خاورمیانه سازنده باشد، نه اینکه اجازه داده شود به منبع جدیدی از تنش تبدیل شود.»

او هشدار می‌دهد که زمان واکنش تعیین‌کننده است: «انتخاب‌هایی که در هفته‌های آینده انجام می‌شوند، مشخص خواهند کرد که خاورمیانه پس از ایران پایدارتر خواهد بود یا صرفاً شکل خطرناک بودن آن متفاوت خواهد بود»

پیام برای این مطلب مسدود شده.

Free Blog Themes and Blog Templates