بدون تیتر
تویتر Blank Digest: قسمت سوم الف. اگه زیاد زد چی؟
آنچه که در ادامه و در رشته تویت بعدی میاد ممکنه بینهایت بیپروا و فاقد احساس به نظرتون بیاد. توصیه میکنم اگه نمیخواهید یا نمیتونید نگاهی از دور و بدون ملاحظات و احساسات رو به امری بینهایت دردناک مثل جنگ تحمل کنید، اینها رو اصلا نخونید.
/۰
در روشنبینی نادری از قسمتی از جامعهی ایران، پرسیده میشه که «بعدش چی؟» اگه زد بعدش چی؟ اگه نزد؟ اگه کم زد؟ اگه زیاد زد…
پرسشهایی از این دست جدا از این که برای ذهن تمرین نکردهی جامعهی ما پاسخ بهشون خیلی سخته، حداقل نشانههایی از حیات مغز داره که جای خوشبختیه.
بخش الف. از نقطهنظر نیروی مهاجم
مقدمهای که باید گفته بشه اینه که کم و زیاد البته نسبیه و به خطی که هر کسی ممکنه برای خودش تعریف کنه بستگی داره. منظور از زیاد اینه که اینجا از یک عملیات گذرا با اهداف خاص حرف نمیزنیم بلکه از حملاتی ادامهدار با هدف
/۱
حذف تمام منابع قدرت که حکومت در دست داره صحبت میکنیم.
ابتدا اجازه بدید به شکل خود این حمله نگاهی کنیم.
در مراحل اولیه طبیعتا اولویت حمله اهدافی خواهند بود که برای خود عملیات میتونن خطرساز باشن مثل پدافند هوایی، پایگاههای هوایی، رادار، و امثالش. خیلی از اینها هنوز از ضربهای
/۲
که در جریان جنگ با اسرائیل خوردهاند قد راست نکردهاند و گمان نمیکنم با مقیاس قدرت آتشی که داره به میدان آورده میشه مدتی طولانی توی این فاز بمونیم. احتمالا برخی مراکز فرماندهی کلیدی و زیرساختهای ارتباطی مورد استفادهی نظامی هم در این فاز هدف قرار خواهند گرفت تا زمینه رو برای
/۳
فاز بعدی آماده کنن. احتمالا فاز بعدی شکستن تمرکز و متلاشی کردن توان هماهنگی نظامی خواهد بود. در این فاز مقدار زیادی از این که چرا به فلان پل خاص یا فلان دکل مخابراتی خاص حمله شده برای ما مردم عادی آشکار نیست. تجزیه و تحلیلی از ابتدا انجام شده که دقیقا با مختل کردن مراسلات
/۴
یا ارتباطات در چه نقطههایی با حداقل ریسک و تلفات میتونن بیشترین اخلال رو در کارآیی دستگاه نظامی ایجاد کنن. پیش از رفتن به فاز سوم لازمه توانایی دستگاه نظامی در هماهنگی و پاسخ مختل شده باشه و به سطحی رسیده باشن که به قول خودمون ندونن از کجا دارن میخورن. ممکنه مدتی طولانی در
/۵
این فاز باقی بمونیم چون اطلاعات کسب شده از عملکرد نظامی در میدان لازمه تجزیه و تحلیل بشه تا در مورد حرکت بعدی تصمیم گرفته بشه. و ممکن هم هست که به سرعت از این فاز رد بشیم چون طرف مقابل هم از آنچه که داره سرش میاد آگاهه و پیش از این که به اون سطح برسه ممکنه شکل جنگ رو
/۶
عوض کنه (در بخش ب ازش صحبت میکنیم).
فاز سوم، به فرض این که به اونجا برسیم چیزی خواهد بود که برای من و شما بیشتر شبیه یک جنگ فرسایشیه اما باز ماهیتی متفاوت از جنگ با عراق خواهد داشت. کوبیدن هر انبار اسلحه، هر مرکز تجمع نیروهای ایدهئولوژیک (در مورد تفاوت رویکرد نسبت به ارتش
/۷
و سپاه هم در تویتی جداگانه حرف زدیم.) و حتی مراکز اداری کلیدی که کنترل جامعه رو از دست حکومت خارج میکنه ممکنه در این فاز دنبال بشه. این که اهداف چی خواهند بود بستگی به اهداف نهایی و خیلی از اتفاقات داره که بین امروز و اون روز اتفاق میفتند و هر چه در این جنگ فرضی پیشتر میریم
/۸
دایرهی حدس و گمان گستردهتر میشه.
از فاز اول تا فاز سوم تلفاتی که من و شما از اتفاق افتادنش غمگین یا خشمگین میشیم به مرور افزایش پیدا خواهند کرد. غیرنظامیان به دلیل اشتباهات یا بخت بد قرار گرفتن در جای خاص در زمان خاص جانشون رو از دست خواهند داد و جان سربازان وطن، چه آنها که
/۹
برای خدمت اجباری سربازی در پستهاشون حاضر هستن و چه اونها که نه به دلایل ایدهئولوژیک بلکه برای خدمت به وطن یا امرار معاش به دستگاه نظامی پیوستهاند به طور روزافزون از دست خواهد رفت. نیروی مهاجم که بهتر از من و شما به اثر منفی این تلفات آگاهه، سعی در کاهش این تلفات خواهد داشت
/۱۰
اما ازشون به طور کامل اجتناب نخواهد کرد. از نظر من حمله به زیرساختهای دومنظوره (مصارف نظامی و غیرنظامی) رو هم تا حد امکان محدود خواهند کرد اما این اهداف هم خارج از برنامه نخواهند بود چون اهداف مشروع نظامی هستن. علت این اجتناب نسبی، قسمتی از دست ندادن روایت «نجاتبخشی» است و
/۱۱
و قسمتی رعایت اخلاق حرفهای که نیروهای نظامی ایالات متحده حداقل در دهههای اخیر همیشه از عالیترین سطوح رعایت کردنش در دنیا برخوردار بودهاند. و البته رژیم سعی در افزایش تمام این تلفات و آسیبها خواهد داشت (توضیح بیشتر در بخش ب)
آنچه در بالا آمد ممکنه فقط تا حدی اتفاق بیفته.
/۱۲
مراحلی که طی میشه رو با این فرض اینجا ترسیم کردیم که این درگیری مدتی طولانی ادامه داشته باشه. آنچه که پیش نکشیدیم اینه که هدف از چنین درگیریای چی میتونه باشه. بدیهیه که هر پروژهای از پیش یک سری اهداف برای خودش تعریف کرده و دستیابی به اون اهداف در هر مقطع میتونه ادامهی
/۱۳
پروژه و اجرای فازهای دیگه رو بیمورد کنه.
با اطلاعات محدودمون، اهداف متفاوتی میتونیم برای این پروژه تصور کنیم. ممکنه هدف از این جنگ تضعیف ج ا تا حدی باشه که دیگه هیچ توان اعمال قدرت برونمرزیای براش باقی نمونده باشه و حکومتی نیمهجان و در تقلا برای بقای خودش بشه. شبیه
/۱۴
کاری که بعد از جنگ اول خلیج فارس با عراق کردند. ممکنه هدف وارد کردن شوکی به سیستم باشه که با از بین بردن روایت حاکم بر افکار طبقهی وابسته به رژیم، باعث فروپاشیش بشه. مشابه کاری که با صربستان کردند. ممکنه تمام بازی از قبل چیده شده باشه و درگیری تنها زمینهساز حذف رقبا و
/۱۵
انتقال قدرت به افرادی باشه که از پیش برای جانشینی یا تغییر ماهیت رژیم تدارک دیده شدهاند. (نکتهی مهم اینجا اینه که مثالی بعد از یک جنگ سنگین برای این سراغ ندارم). ممکنه هدف تسریع رشد یک خیزش مردمی یا استحالهی خودجوش حکومت ایدهئولوژیک باشه، مثل سقوط آپارتاید آفریقای جنوبی.
/۱۶
این که هر کدوم از این اهداف چرا محتمل یا غیرمحتمل هستن رو اینجا فرصت نیست باز کنیم. فقط نکتهای حیاتی رو اینجا اضافه کنم که حذف شخص خامنهای تنها در صورتی جزو یکی از اهداف خواهد بود که تصویر واضحی از کسی که جاش رو میگیره براشون شکل گرفته باشه (چه آدم خودشون باشه و چه نباشه).
/۱۷
برای کسی که هزینهی چنین پروژهی سنگینی رو تقبل میکنه، پذیرش رسمی یک شکست مفتضحانه و امضا کردن هر شرط و خواستهای که در ازای صلح جلوش میذارن یک انتظار بدیهی از طرف مغلوبه. لازمه کسی به عنوان نمایندهی اون حکومت موجود حاضر باشه که اون گه خوردم رو بگه. اگه زد و بندی از پیش
/۱۸
برای جانشینیش اتفاق نیفتاده باشه، به کمتر از گه خوردم از زبان نمایندهی ج ا، ترجیحا خود خامنهای، راضی نخواهند شد. حداقل نه بعد از جنگی طولانی و پرهزینه. این که با روایت «پیروزی قاطع» از این جنگ خارج بشن رو شک نکنید که در هر سناریوی ممکن جزو اولین اهداف در نظر خواهند داشت.
/۱۹
«معامله» تنها پیش از اتفاق افتادن یک جنگ تمامعیار ممکنه. بعد از یک جنگ تمامعیار، «تسلیم بلاشرط» تنها خروجی قابل قبوله. روایتی از «ما بردیم» مثل آنچه که رژیم بعد از شکست تحقیرآمیز از اسرائیل ادعا کرد رو این بار به رژیم نخواهند داد.
/۲۰
در قسمت ب که دیرتر منتشر میشه در مورد رویکرد رژیم به چنین جنگی میپردازیم.
۲۱/۲۱
پیام برای این مطلب مسدود شده.