05.03.2026

بدون تیتر

تویتر Blank Digest:داشتم اون قسمت «اگه زیاد زد چی؟» رو مینوشتم. متوجه شدم که این میتونه به مبحثی جدا تبدیل بشه:

ما امروزه به خوبی میدونیم که ارتش ایران اون ارتش سال ۵۷ نیست که وفاداریش به کشور بود و نه راس هرم قدرت. بعد از کشتار و پاکسازی‌ها و جنگ عراق و بازنشستگی، امروز چیزی از بدنه‌ی

اون ارتش مستقل باقی نمونده. ماهیت ارتش از رده‌های میانی به بالا امروز تفاوت قابل توجهی با سپاه نداره. اما آنچه که بسیار مهمه اینه که مساله‌ی «حقایق» رو با مساله‌ی «روایات» قاطی نکنیم.
بینید دوستان، شما عقاید سیاسیتون هر چی که باشه، نظرتون در مورد جنگ احتمالی پیش رو هر چه که

باشه، تصورتون از ایران ایده‌آل آینده هر چی که باشه، حتی اگه وجود ایران آینده رو نخواهید، یک واقعیت رو باید بپذیرید: یک کشور از مردمش تشکیل شده. در نهایت این مردم باید صاحب اون تیکه زمینی بشن که روش ایستاده‌اند. این قواعدیه که اگه کسی منکرش بشه به طور کل از محدوده‌ی عقل سلیم

خارجه. برای نیروی مهاجم مدرن، اهدافش هر چه که باشه، این خروجی نهایی که در پایان تمام ماجراها اونجا یک کشوری خواهد بود که یک مردمی داره و یک حکومتی و یک نیروی نظامی، یک امر بدیهیه.
به خوبی میشه تصور کرد که تمایل بسیاری از ما اینه که از هر کسی که روزی به نوعی با رژیم همکاری

میکرده انتقام بگیریم. حداقل در مورد خودم میگم که امید به دیدن نابودی اینها از معدود دلایلیه که هنوز نفس می‌کشم. اما در نهایت بعد از خوابیدن گرد و غبار جنگ با اون حقایق اولیه باید کنار بیایید: مردمی، ساکن در سرزمینی، قایل به حکومتی و مجهز به نیرویی نظامی که از اون محدوده‌ی

سرزمینی محافظت میکنه. این فرمول قطعیه. عوض نخواهد شد. همه چی متغیر باشه این ثابته. حالا شما برای رسیدن به این ثابت ممکنه مسیر ایده‌آلی تخیلی در ذهنتون باشه اما کسی که به قول معروف دستش رو با جنگ کثیف میکنه دنیا رو با ایده‌آل تخیلی کسی که به امید انتقام نفس میکشه نمیبینه. از

دید یک عملگرا کوتاه‌ترین راه برای رسیدن به یک هدف بهترین مسیره. تمام جوانب مثل ریسک‌ها، ملاحظات ایده‌ئولوژیک، و… تنها تا جایی در تصمیم نقش دارند که به سخت‌تر و طولانی‌ شدن این مسیر منجر بشن.
ارتش ایران، ماهیتش هر چه که هست، ظرفیت این رو داره که اون نیروی نظامی مدافع این

سرزمین باشه. بله زدودن تدریجیش از اراذل گمارده‌ی آخوند یک نیاز بدیهیه. اما حتی اگه تفاوت ایده‌ئولوژیک خاصی در رده‌های تصمیم‌گیری ارتش و سپاه وجود نداشته باشه، روایته که مهمه. روایت اینه که این رو اصلاح میکنیم و اون رو غیرقابل اصلاح میدونیم. توجه کنید که اینجا از عدالت انتقالی

حرف نمیزنیم. عضو ارتش خود به خود تبرئه نخواهد شد و عضو سپاه خود به خود محکوم نخواهد بود. اینجا مساله این روایته که سپاه در کلیتش تصویریه از ماهیت رژیمی که هیچ شکلی از مشروعیت براش باقی نمونده و چنین تصویری برای گذار ایران به آینده باید از ایران زدوده بشه. این روایت (تصویری

که سپاه در ذهن باقی میذاره) در مورد ارتش صادق نیست. بنابراین ازتون میخوام وقتی در مورد ماهیت ایده‌ئولوژیک امروز ارتش صحبت میکنید به این واقف باشید که در هیاهوی جنگ، آنچه که مهمه «روایت»ـه، نه «حقیقت». حقیقت متعلق به دوران صلحه و البته اگه میخواهیم کشوری معقول داشته باشیم باید
/۱۰
سر فرصت با دقت تمام به حقیقت برسیم. اما الان و در این مقطع از این که نیرویی خارجی مهاجم بعد از رفع کردن خطرات متوجه خودش، به خاطر اون روایت، رویکردی متفاوت در برخورد با این دو اتخاذ کنه چیزی دور از ذهن نیست و اون «حقیقت» در موردش تفاوت زیادی ایجاد نمیکنه.
۱۱/۱۱

پیام برای این مطلب مسدود شده.

Free Blog Themes and Blog Templates