تغییر رژیم یا غلبه تندروها؛ آیا حملات آمریکا و اسرائیل جمهوری اسلامی را افراطیتر کرده است؟

ارونیور: دونالد ترامپ تاکنون بارها ادعا کرده است که حملات آمریکا و اسرائيل به ایران منجر به تغییر رژیم شده و رهبران جدید ایران را «معقولتر» خوانده است. اما در پی کشته شدن علی خامنهای و بسیاری از مقامات عالی نظام و همزمان وضعیت نامعلوم مجتبی خامنهای، چه کسانی حکومت را در دست گرفتهاند؟
بنابر این گزارش، آمریکا و اسرائیل جنگ با ایران را با این امید آغاز کردند که کشتن مقامات ارشد رژیم ایران، از جمله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران شرایط را برای تغییر رژیم یا دستکم ظهور رهبرانی فراهم کند که آمادگی بیشتری برای تمکین در برابر منافع آمریکا و اسرائیل داشته باشند. دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا نیز تاکنون بارها در اظهارات اخیر خود رهبران جدید ایران را «معقولتر» خوانده است.
اما در عوض، به نظر میرسد که خلا ایجاد شده در رهبری ایران در حال پر شدن با افراد تندروتر است که علاقهای به مصالحه سیاسی چه در داخل و چه خارج از کشور ندارند.
دنی سیترینوویچ، پژوهشگر ارشد برنامه ایران و محور شیعی «موسسه مطالعات امنیت ملی» و مسئول پیشین میز ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل گفت: «جنگ رژیم را تغییر داد و نه در جهت خوب. ما واقعیتی خلق کردیم که از آنچه ایرانیان پیش از جنگ با آن روبرو بودند به مراتب بدتر است.»
تندروهای ایران، آرمانگرایان ضدغربی که هیچگونه مخالفت داخلی را برنمیتابند، همیشه در حلقههای درهمتنیده و رقیب قدرت در کشور جای داشتهاند و نفوذشان زیر سایه حمایت علی خامنهای بیشتر میشد. اما به گزارش والاستریت ژورنال، اکنون آنها بر رهبری سیاسی و نظامی ایران مسلط شدهاند و بسیاری از آنها جنگ با آمریکا را مقدمهای برای ظهور امام دوازدهم شیعیان میدانند.
مجتبی خامنهای به عنوان رهبر جدید ایران در مرکزیت این تحولات قرار دارد. او از زمان انتصاب در ماه گذشته، تاکنون در انظار عمومی حاضر نشده و وضعیت سلامتش همچنان نامشخص است. بنابر گزارشها او در حملات آمریکا و اسرائیل به بیت رهبری که به کشته شدن پدرش، همسرش و چند تن دیگر از اعضای خانواده او و بسیاری از مقامات ارشد جمهوری اسلامی انجامید مجروح شده است. همین امر میزان ایفای نقش او در اداره حکومت را زیر سوال میبرد.
رهبرانی که در غیاب او هدایت حکومت ایران را بر عهده گرفتهاند، در برابر کارزار سنگین بمباران آمریکا و اسرائیل که آسیب جدی به توان نظامی، تاسیسات انرژی و زیرساختهای غیرنظامی کشور وارد کرده است، همچنان سرسخت ماندهاند.
آنها در داخل نیز قدرتنمایی کردهاند و با بازداشتها، اعدامها و تهدید معترضان بالقوه به استفاده از نیروی مرگبار، سرکوب مخالفان داخلی را تشدید کردهاند و در عوض، حامیان رژیم را به خیابانها فرستادهاند.
آنها بهجای این که به دنبال پایانی سریع برای درگیری باشند، دست به حملات مکرر علیه همسایگان عرب خود زدهاند. همچنین از کنترل بر تنگه هرمز بهعنوان اهرم فشار استفاده کردهاند.
هیات ایرانی که برای مذاکرات با آمریکا در اسلامآباد حضور داشت، شامل محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی که محافظهکاری عملگراست، و سیاستمدارانی چون علی باقری کنی بود که در گذشته به مخالفت سرسختانه با گفتگو با غرب شهرت داشت. خسارات جنگی رهبران ایران را برای رسیدن به توافق از نظر اقتصادی تحت فشار گذاشته است. اما دشمنی میان دو طرف احتمالا پابرجا خواهد ماند.
ارتقای تندروها
به گزارش والاستریت ژورنال، خانواده خامنهای از طریق اتحاد با سپاه پاسداران، برای چنین لحظهای آماده بودند. مجتبی خامنهای ۵۶ ساله حتی پیش از زخمی شدن نیز چهرهای کمحاشیه بود. با این حال، او مدتها یکی از حلقههای مرکزی اتصال مقامات تندرو به یکدیگر بود، او آنها را ارتقا میداد و بر جهتگیری سیاسی رژیم ایران تاثیر میگذاشت.
مجتبی خامنهای در کانون اقتدار سیاسی و مذهبی پدرش بالا آمد و از جایگاهی غیررسمی در بیت رهبری با سپاه و بسیج برای سرکوب مخالفان و ارتقای متحدان در ساختار امنیتی و اطلاعاتی ایران همکاری نزدیک داشت.
بنابر این گزارش، او به شبکهای از متحدان مورد اعتماد متکی است که تحلیلگران آن را «حلقه حبیب» مینامند. اعضای این حلقه شامل چندین کهنهسرباز جنگ ایران و عراق هستند که در گردان حبیب سپاه پاسداران خدمت کردهاند. این گردان به جذب نیروهای رادیکال مشهور بود. خود مجتبی خامنهای نیز از جمله نیروهای جذبشده این گردان بود و در اواخر جنگ به آن پیوست.
در لایحهای که در ماه نوامبر به کنگره آمریکا ارائه شد، حلقه حبیب به عنوان «یکی از عالیترین شبکههای غیررسمی امنیتی ـ اطلاعاتی رژیم ایران که مرتکب نقض حقوق بشر شده و در فعالیتهای تروریستی دخیل است» توصیف شد.
رهبری جدید رژیم ایران تابآوری و سازگاری خود را نشان داده و در جریان پنج هفته نخست جنگ ساختار فرماندهی و کنترل خود را حفظ کرده است. رویکرد تندروی آنها در انتصابهایشان آشکار است. از جمله این افراد، محمدباقر ذوالقدر، دبیر جدید شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران است.
بنابر گزارشها، آقای ذوالقدر پیش از انقلاب از رهبران گروه چریکی موسوم به «منصورون» بود که قتل یک مهندس آمریکایی شرکت نفت به آنها نسبت داده میشود. در مقالهای در «فصلنامه مطالعات تاریخی» از آقای ذوالقدر نقل شده که عملیات گروه «منصورون» با حکم شرعی انجام میشد و او به دخیل بودن در قتل دو افسر شهربانی بهبهان اشاره کرده است.
آقای ذوالقدر در دوران جنگ عراق در سلسلهمراتب سپاه پاسداران بالا رفت. بعدها در تاسیس نیروی قدس نقش ایفا کرد.
به گفته ولی نصر، استاد متخصص خاورمیانه در «مدرسه مطالعات بینالمللی پیشرفته جانز هاپکینز»، دیدگاههای محمدباقر ذوالقدر آنقدر افراطی بود که قاسم سلیمانی که در آن زمان زیردست او بود، در اعتراض به آنها موقتا کنارهگیری کرد. ذوالقدر درباره شکست دادن اسرائیل و تصرف سرزمین آن نوشته است.
به گفته میانجیها، آقای ذوالقدر نفوذ گستردهای در گفتگوها با آمریکا دارد، او گزارشها را از مذاکرهکنندگان دریافت میکند و به هدایت تصمیمهای آنان کمک میکند. علی لاریجانی که پیش از او دبیری شورای عالی امنیت ملی را بر عهده داشت و ماه گذشته کشته شد، نیز صلحطلب نبود، اما چهرهای سیاسی بود در مذاکرات هستهای بهعنوان مذاکرهکنندهای عملگرا شهرت داشت.
احمد وحیدی، فرمانده کل تازه سپاه پاسداران، متهم به مشارکت در بمبگذاری سال ۱۹۹۴ در مرکز همیاری جامعه یهودیان در بوئنوسآیرس آرژانتین است. بنابر این گزارش او موسس مدرسه حکمرانی شهید بهشتی تهران که زیر نظارت سپاه پاسداران نسل تازهای از رهبران سیاسی ایران را پرورش میدهد. آقای وحیدی همچنین در مقام وزیر کشور در سرکوب اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ نقش داشت. سلف او در نخستین روز جنگ کشته شد.
محسن رضایی، مشاور نظامی جدید آقای خامنهای نیز به مشارکت در حمله بوئنوسآیرس متهم است. او بهعنوان فرمانده سپاه پاسداران در دهه ۱۹۸۰ راهبردی را اجرا کرد که هدفش سرنگونی صدام حسین، رئیسجمهوری پیشین عراق بود و منجر به طولانی شدن جنگی فرسایشی و فاجعهبار شد.
آقای رضایی اخیرا موضعی مشابه را درباره درگیری جاری بیان کرد. او در اظهارات تلویزیونی گفت: «جنگ تا برداشتن تحریمها، پرداخت خسارات و زمانی که تضمین حقوقی بینالمللی مبنی بر عدم تکرار تجاوز به ایران ارائه نشود، پایان نخواهد یافت و آتشبس نخواهیم داشت.»
او همچنین به دونالد ترامپ هشدار داد: « زیرساختهای ما را نزنید و اگر این کار را کنیدچشم در مقابل چشم نیست بلکه سر در مقابل چشم است و فلج خواهید شد و در خلیج فارس غرق خواهید شد.»
سعید گلکار، متخصص نهادهای امنیتی ایران در دانشگاه «تنسی» در «چاتانوگا»، گفت: «گروه افراطیتر در سپاه امور را در دست گرفته است. این مساله احتمال طولانی شدن درگیری را بیشتر میکند.»
کنار زدن اصلاحطلبان
مجتبی خامنهای و حلقه نزدیکش ۲۵ سال پیش در واکنش به محبوبیت روزافزون سیاستمداران اصلاحطلب صعود خود را در صحنه سیاسی ایران آغاز کردند.
بنابر خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی، آقای خامنهای نخستینبار در سال ۲۰۰۲ دست خود را رو کرد و یک چهره فوقمحافظهکار را برای ریاست سازمان تبلیغات اسلامی برگزید.
به گفته مهدی کروبی، آقای خامنهای و اطرافیانش همچنین چند سال بعد پیروزیهای پیاپی محمود احمدینژاد، رئیسجمهوری پیشین ایران را سازماندهی کردند.
آقای کروبی در نامهای سرگشاده خطاب به رهبر جمهوری اسلامی، مجتبی خامنهای را متهم کرد که در سال ۲۰۰۵ بسیج و سپاه پاسداران را برای کمک به پیروزی احمدینژاد بسیج کرده و در سال ۲۰۰۹ نیز یک «کودتای انتخاباتی» به راه انداخته است.
انتخاب آقای احمدینژاد لحظهای سرنوشتساز برای ایران بود که کشور را از مسیر سیاستمداران اصلاحطلب دور کرد و در مسیر محافظهکارانهتری قرار داد. همچنین یکی از بزرگترین موجهای اعتراضی را برانگیخت.
در جریان اعتراضات ۸۸، معترضان خشمگین از ادعاهای تقلب انتخاباتی به خیابانها آمدند و شعار دادند: «مجتبی، بمیری، رهبری نبینی.»
ایدئولوژی آخرالزمانی
مجتبی خامنهای پس از جنگ عراق، مدتی را در شهر قم و تحت تعلیم محمدتقی مصباح یزدی که پدر معنوی تندروهای جمهوری اسلامی محسوب میشد، گذراند.
آقای مصباح یزدی استدلال میکرد اطاعت از رهبر جمهوری اسلامی همسنگ اطاعت از خداست و اقتباسی مدرن از دکترین کهن اسلامگرایانه و منجیمحور، موسوم به مهدویت، را ترویج میکرد.
این ایدئولوژی که در حوزههای علمیه ایران و نیز در دورههای آموزش شبهنظامی تدریس میشود، این دیدگاه را ترویج میکند که ساختن یک جامعه اصیل اسلامی و نابود کردن دشمنان ایران، ظهور امام دوازدهم شیعیان را تسریع خواهد کرد.
حسین یکتا، فرمانده ارشد سپاه پاسداران و از نزدیکان خامنهای، اخیرا در تلویزیون دولتی از مادران خواست فرزندان خود را به نام مهدی به جنگ بفرستند.
آقای یکتا که اتحادیه اروپا او را به عنوان جذبکننده نیرو برای سپاه پاسداران توصیف میکند، گفت: «امام معصوم گفت ایرانیها وارد بیتالمقدس میشوند و بکشبکش میکنند و ایرانیها میگویند بکشبکش. او جمله را فارسی گفت.»
به گزارش والاستریت ژورنال، مهدویت که زمانی اندیشهای حاشیهای تلقی میشد، بهتدریج بهواسطه خانواده خامنهای و حلقه نزدیک آنان به یکی از ارکان ایدئولوژی جمهوری اسلامی و یکی از مولفههای اصلی آموزش ایدئولوژیک سپاه پاسداران تبدیل شد.
کسری اعرابی، کارشناس سپاه پاسداران در سازمان «اتحاد علیه ایران هستهای» گفت: «چه مقدار از این روایتسازی توخالی است و چه مقدار باور واقعی؟ اگر به رفتارشان نگاه کنید، میتوانید ببینید که بر اساس اصول ایدئولوژی خود هدایت میشوند. آموزه آخرالزمانی مهدویت رفتار رژیم را در زمان جنگ هدایت کرده و برای اقداماتی که در غیر این صورت میتوانست غیرعقلانی تلقی شوند، مانند گسترش درگیری به کشورهای خلیج، توجیه فراهم کرده است.»
بنابر پژوهش کسری اعرابی و سعید گلکار، نیمی از دوره حداقل ششماهه توجیهی برای نیروهای تازهوارد، صرف آموزش ایدئولوژیک از طریق موعظهها، سخنرانیها و مطالعه اجباری جزوهها میشود. به گفته، آنها، دورههای بازآموزی سالانه و اجباری نیز وجود دارد.
جابر رجبی، که در سپاه پاسداران خدمت کرده و پیش از جدا شدن در سال ۲۰۱۶، در حوزه علمیه قم با مجتبی خامنهای همدرس بوده است، درباره او پیشتر به همسایگان عرب ایران هشدار داده بود.
آقای رجبی در مصاحبه تلویزیونی به زبان عربی، مجتبی خامنهای را یک شیعه افراطی توصیف کرد که نهفقط اسرائیل، بلکه بهطور بالقوه اعراب سنیمذهب را نیز دشمن میداند.
او همچنین گفت مجتبی خامنهای درباره خوابهایی با او صحبت کرده است که نشان میداد آقای خامنهای همان شخص «خراسانی» است که بنابر باورهای شیعی در آخرالزمان برای یاری امام دوازدهم در مقابل «سفیانی» قیام میکند.
او گفت: «اگر کسی بپرسد خطرناکترین چیزی که میتواند برای ایران و منطقه رخ دهد چیست، پاسخ این است: مجتبی خامنهای.»
پیام برای این مطلب مسدود شده.