30.09.2026

امروز ۱۳۶ ساله شد!

تویتر: امروز کشوری به نام اسلام نمانده تا شما دعوی فرمانروایی کنید. در همین ایران، مردم به نام ایرانیگری می‌زیند نه به نام مسلمانی»

– احمد کسروی (شیعیگری)

یک‌سال پیش از کاردآجین شدنش به ۲۷ ضربه در کاخ دادگستری، به فرمان خمینی که به پیروانش گفته بود:

تخم این ناپاک را از روی زمین براندازید!

در پاسخ به پرسش «مگر شما ملایان را نمی‌شناسید؟»

در “خواهران و دختران ما” نوشته بود: «آنان دسته‌ای هستند که در این کشور مُفت می‌خورند و کاری که از دستشان بر می‌آید ایستادگی در برابر پیشرفت بوده است»

کسروی می‌گفت مگر فراموش کرده‌اید که اینان سالیان دراز با دبستان‌ها دشمنی و محصلان را تکفیر می‌کردند.

زیرا این طبقه هیچ کار مشروعی در زندگی اجتماعی بر عهده ندارد.

«نه بافنده‌اند، نه ریسنده‌اند، نه سازنده‌اند، نه کارنده‌اند، نه دوزنده‌اند، نه می‌خرند و نه می‌فروشند»

و درست یک‌سال پیش از قتلش در اسفند ۱۳۲۴ نوشت:

«یک جمله بگویم، هیچکاره‌اند.

هر گامی که مردم به سوی بهتری بر می‌دارند اینان با آن دشمنند…

اینست چون کاری نمی‌دارند و بیکار هم نمی‌توانند نشست به مردم آزاری می‌پردازند»

خودش پیش‌تر درس خوانده‌ی حوزه بود و سال‌ها به کارگری و بافندگی گذراند تا “نان مفت” نخورد.

درس‌ها خواند و زبان‌ها آموخت؛ از جغرافیا و ریاضی تا تاریخ و ستاره‌شناسی، از فرانسه و عربی تا اسپرانتو و انگلیسی.

بازرس دادگستری شد و روزنامه‌نگار، نویسنده و معلم، و در رأس همه “وجدان بیدار روشنفکری”

حتی زمانی که به افراط راه پیمود و تندی کرد، اما شأن نقد و حقیقت را فرو نگذاشت.

گفته‌اند که مدت‌ها پیش از آن‌که حکم تکفیرش را دهند و بدست “فدائیان اسلام” در ۵۵ سالگی به همراه منشی جوانش، سلاخی‌اش کنند، نواب صفوی همراه دو نفر به خانه‌اش رفت تا با او “بحث و فحص” فقهی کنند، که به شهادت یکی از همراهان که بعدها به مقام “مدرس برجسته حوزه” رسید:

«کسروی هر سه تای ما رو یه لقمه کرد!»

گناهش همان بود که در گفتار سوم “در پیرامون اسلام” نوشته بود که مجتهدان با دروغ و افسانه، دستگاه فرمانروایی برای خود چیده‌اند و امروز این دستگاه «بیش از هر چیز به کار مفتخواری می‌آید»

از این‌رو بود که خمینی او را «بیهوده‌گو، افیونی، بی‌خرد و ناپاکترین عنصر» خواند و خطاب به آنان که درد دین دارند گفت از جای برخیزید.

«همه دیدید کتاب‌های یک نفر تبریزی بی‌سر و پا که تمام آیین شماها را دستخوش ناسزا کرد» و همین شد که با “رافت اسلامی” حکم قتلش را داد و او را مفسد فی‌الارض خواند و گفت:

«جوانان غیرتمند با مشت آهنین تخم این ناپاک را از روی زمین براندازند»

خودش اما پیش‌تر در آبان‌ماه ۱۳۱۶ در “پیمان” جواب‌شان را داده بود:

«کسی که خویشتن آلوده پستی‌هاست در پست‌های دیگران بانگاه ماده نگرد و آنها را عیب نشمارد»

و در فراز درخشانی در “شیعیگری” نوشته بود:

«ما می‌گوییم کیش شما از ریشه تباه است و آنان می‌خواهند با همان کیش ما را “کافر” خوانند.

در اینجاست که باید هر کسی به اندازه نادانی آنان پی‌برد»

چه آنگاه که در رساله‌ی “پرسش و پاسخ” خطاب به مجتهدان نوشته بود:

«اسلام نام دستگاه مفتخواری شماست…

و شما جز پایداری دستگاه خود را نمی‌خواهید »

و چه در آن فراز از فصل چهارم “شیعیگری” که از آرزوی خطرناک ملایان در تشکیل حکومت شرعی نوشته بود:

«آرزویی یکسره به زیان مردم که نتیجه‌ای جز درماندگی و بدبختی یک توده نتواند بود»

خودش نیک می‌دانست چه در انتظار اوست. برای همین هم خطاب به شب‌زدگان گفت:

«سخنان ما ریشه‌دار است و با طپانچه از میان نخواهد رفت»

جُرمش هشداری بود که نیم قرن پیش از “حکومت ملایان” از تباه شدن زندگی مردمان ایران در استیلای نعلین و عبا داد.

طُرفه آن‌که به گواه تاریخ، بزرگی نامش نیز در همین هشدار ماندگار شد.

– احمد کسروی که سه سال قبل از کارد آجین شدنش در “دادگستری” در شماره‌ی ۶۱ نشریه‌ی “پرچم” نوشت:

«اول کشور است و میهن. مرام و کیش و عقیده همگی پس از ایران»

امروز ۱۳۶ ساله شد!

پیام برای این مطلب مسدود شده.

Free Blog Themes and Blog Templates