21.10.2026

پیامدهای پیش‌بینی‌نشده جنگ از نگاه تحلیلگر سابق سیا؛ چهار تحول بزرگ که جنگ ایران در خاورمیانه رقم می‌زند

یورونیوز: کنت پولاک، معاون سیاست‌گذاری موسسه خاورمیانه در واشنگتن و تحلیلگر پیشین سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) و شورای امنیت ملی این کشور، در مقاله‌ای تحلیلی که ۱۹ اکتبر در نشریه معتبر آمریکایی «فارن پالیسی»، از نشریات تخصصی و شناخته‌شده حوزه سیاست خارجی و روابط بین‌الملل، منتشر شده است، استدلال می‌کند که جنگ ایران ممکن است به نقطه عطفی تاریخی تبدیل شود که پیامدهای راهبردی آن هنوز به‌طور کامل آشکار نشده‌اند.

کشورهای خلیج فارس از دفاع به حمله روی می‌آورند

به نوشته فارن پالیسی، یکی از مهم‌ترین درس‌های جنگ برای کشورهای عربی خلیج فارس این بوده است که حتی سامانه‌های پیشرفته دفاع هوایی نیز نمی‌توانند امنیت اقتصادی و زیرساختی آنها را تضمین کنند.

پولاک توضیح می‌دهد که سامانه‌های دفاعی غربی توانسته‌اند حدود ۹۰ درصد موشک‌ها و پهپادهای ایران را رهگیری کنند، اما همان ۱۰ درصدی که از این سامانه‌ها عبور کرده‌اند، خسارات فیزیکی و به‌ویژه روانی و اقتصادی قابل‌توجهی به همراه داشته‌اند.

به اعتقاد او، اقتصاد کشورهای خلیج فارس بر این تصور شکل گرفته بود که این منطقه پناهگاهی امن برای سرمایه‌گذاری، تجارت، گردشگری و تولید انرژی خواهد بود؛ تصوری که حملات موشکی و پهپادی ایران آن را به‌شدت تضعیف کرده است.

نویسنده تاکید می‌کند که کشورهای منطقه به این نتیجه رسیده‌اند که «بهترین دفاع، حمله است». عربستان سعودی، امارات، قطر و کویت در حال خرید یا توسعه توانمندی‌های پهپادی و موشکی هستند تا بتوانند علاوه بر دفاع، تهدید به حملات متقابل کنند.

بااین‌حال، پولاک هشدار می‌دهد که گسترش این توانمندی‌ها لزوما به ایجاد بازدارندگی پایدار منجر نخواهد شد و ممکن است زمینه‌ساز دور تازه‌ای از درگیری‌های موشکی و پهپادی میان ایران و همسایگان عرب آن شود.

چین ممکن است ناچار به حضور نظامی در خاورمیانه شود

بخش دیگری از تحلیل فارن پالیسی به پیامدهای جنگ برای چین اختصاص دارد.

پولاک می‌نویسد که پکن طی چهار دهه گذشته از ثباتی بهره برده که عمدتا با قدرت نظامی آمریکا در خاورمیانه تامین شده است، بی‌آنکه خود مسئولیت قابل‌توجهی برای تأمین امنیت منطقه بر عهده بگیرد.

اما جنگ اخیر محدودیت‌های نفوذ چین را آشکار کرده است. به‌رغم روابط گسترده اقتصادی پکن با کشورهای منطقه، چین نتوانسته از شرکای خود در برابر حملات نظامی محافظت کند یا تاثیر تعیین‌کننده‌ای بر روند جنگ بگذارد.

این در حالی است که به نوشته پولاک، چین تا نیمی از نفت وارداتی خود را از منطقه خلیج فارس تامین می‌کند و حجم تجارت آن با کشورهای این منطقه از ۵۰۰ میلیارد دلار در سال فراتر رفته است.

فارن پالیسی احتمال می‌دهد که این تجربه پکن را به تجدیدنظر در راهبرد امنیتی خود وادار کند و چین به‌تدریج برای حفاظت از منافع اقتصادی و انرژی خود، توانایی حضور و اعمال قدرت نظامی در خلیج فارس و شمال دریای عرب را توسعه دهد.

پولاک معتقد است چنین تحولی می‌تواند به تغییر عمده‌ای در موازنه نظامی خاورمیانه و روابط امنیتی کشورهای منطقه منجر شود.

اسرائیل به سوی راهبرد جنگ دائمی حرکت می‌کند

نویسنده فارن پالیسی در بخش دیگری از مقاله خود به تغییر دکترین دفاعی اسرائیل پس از حملات هفتم اکتبر ۲۰۲۳ می‌پردازد.

به گفته پولاک، اسرائیل به‌تدریج راهبردی را دنبال می‌کند که یادآور شیوه دفاعی امپراتوری روم است: ایجاد مناطق حائل در مرزها و اجرای عملیات نظامی مستمر در خارج از این مناطق برای جلوگیری از شکل‌گیری تهدیدهای آینده.

بر اساس این تحلیل، اسرائیل با ایجاد مناطق حائل در غزه، لبنان و سوریه و تداوم عملیات نظامی، می‌کوشد مانع بازسازی توان نظامی گروه‌ها و نیروهای متخاصم شود.

اما پولاک هشدار می‌دهد که ادامه چنین راهبردی مستلزم تحمل هزینه‌های سنگین انسانی، اقتصادی و اجتماعی خواهد بود و می‌تواند با ساختار اقتصادی اسرائیل، به‌ویژه بخش فناوری و نوآوری، در تعارض قرار گیرد.

او همچنین معتقد است تداوم عملیات نظامی اسرائیل در کشورهای همسایه ممکن است روابط این کشور با غرب، به‌ویژه آمریکا، را بیش از پیش تضعیف کند.

آیا جنگ به تقویت موقعیت منطقه‌ای ایران منجر می‌شود؟

مهم‌ترین بخش تحلیل پولاک به این احتمال اختصاص دارد که جنگی با هدف تضعیف قدرت ایران، در نهایت به تقویت نفوذ راهبردی تهران منجر شود.

به نوشته او، حملات آمریکا و اسرائیل به توان تولید موشک و پهپاد ایران آسیب رسانده و احتمالا برنامه هسته‌ای این کشور را نیز عقب انداخته است، اما این دستاوردهای نظامی لزوماً به معنای کاهش قدرت ایران برای تاثیرگذاری بر تحولات منطقه نیست.

پولاک استدلال می‌کند که آمریکا و اسرائیل با تلاش ناموفق برای تغییر حکومت ایران، یکی از مهم‌ترین عوامل بازدارنده تهران در گذشته را تضعیف کرده‌اند.

او معتقد است علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، با وجود مواضع ضدآمریکایی خود، در تصمیم‌گیری‌های نظامی محتاط‌تر بود و از گسترش درگیری‌هایی که می‌توانست به سقوط حکومت منجر شود، پرهیز می‌کرد. اما به ارزیابی نویسنده، رهبری کنونی ایران رویکردی تهاجمی‌تر و آمادگی بیشتری برای پذیرش خطر تشدید جنگ دارد.

به اعتقاد پولاک، جنگ دو واقعیت راهبردی را برای تهران روشن کرده است: نخست اینکه ایران می‌تواند با تهدید یا محدود کردن کشتیرانی در تنگه هرمز، فشار بزرگی بر اقتصاد جهانی وارد کند؛ دوم اینکه حتی حملات موشکی و پهپادی با خسارات فیزیکی محدود نیز می‌توانند هزینه‌های اقتصادی و امنیتی سنگینی به کشورهای خلیج فارس تحمیل کنند.

فارن پالیسی همچنین هشدار می‌دهد که جنگ ممکن است دستیابی به توافق هسته‌ای تازه با ایران را دشوارتر کند و رهبران تندرو جمهوری اسلامی را بیش از گذشته به این نتیجه برساند که برخورداری از سلاح هسته‌ای، تنها راه جلوگیری از حملات آینده آمریکاست.

عامل مهم دیگر، به نوشته پولاک، تقویت همکاری تهران با مسکو و پکن است. او می‌گوید روسیه و چین در جریان جنگ به ایران در زمینه سامانه‌های دفاع هوایی، قطعات موشکی و پهپادی و اطلاعات هدف‌گیری کمک کرده‌اند؛ همکاری‌هایی که می‌توانند به شکل‌گیری مشارکتی راهبردی‌تر میان این سه کشور منجر شوند.

هشدار درباره نتیجه نهایی جنگ

پولاک در جمع‌بندی مقاله خود هشدار می‌دهد که معیار موفقیت آمریکا در جنگ نباید صرفا میزان تخریب تاسیسات و تجهیزات نظامی ایران باشد.

به اعتقاد او، اگر جنگ بدون ایجاد محدودیت موثر بر توانایی تهران برای تهدید کشتیرانی در تنگه هرمز و حمله به کشورهای خلیج فارس پایان یابد، ایران ممکن است با وجود خسارات سنگین نظامی، از جایگاه منطقه‌ای قدرتمندتری نسبت به پیش از جنگ برخوردار شود.

نویسنده فارن پالیسی تاکید می‌کند که هیچ‌یک از این تحولات قطعی نیستند، اما نشانه‌های آنها هم‌اکنون قابل مشاهده‌اند و واشنگتن باید پیش از تثبیت پیامدهای بلندمدت جنگ، برای مواجهه با آنها آماده شود.

پیام برای این مطلب مسدود شده.

Free Blog Themes and Blog Templates