از «نوجوان مبارز» تا «نو+میدان»؛ نیروهای نظامی در مدارس ایران چه می کنند؟

بیبیسی: تصاویر دانشآموزانی که در مدارس ایران با سلاح گرم آموزش میبینند، گزارشهایی درباره درخواست پلاک شناسایی برای دانشآموزان و راهاندازی طرحهایی مانند «نوجوان مبارز» و «نو+میدان»، بار دیگر توجهها را به گسترش حضور نهادهای نظامی و امنیتی در نظام آموزشی جلب کرده است. مقامهای حکومتی این برنامهها را بخشی از آموزش دفاعی و تربیت نسل انقلابی میدانند؛ منتقدان میگویند این روند نشانه نظامی شدن فضای مدارس است.
بررسی توافقنامهها، طرحها و برنامههای اجراشده در سالهای اخیر نشان میدهد که حضور نیروهای نظامی و امنیتی در مدارس ایران به سازمان بسیج دانشآموزی محدود نیست. در دولت مسعود پزشکیان نیز برنامههای تازهای در این زمینه به اجرا درآمده است که انتقادهایی را درباره گسترش حضور نهادهای نظامی و امنیتی در مدارس برانگیخته است.
از اواخر دهه هشتاد و اوایل دهه نود، طرح «حلقههای صالحین» یا «شجره طیبه صالحین» از طریق سازمان بسیج وارد مدارس شد. این طرح ابتدا در مساجد و پایگاههای بسیج و با هدف تعلیم و تربیت مذهبی نوجوانان و جوانان شکل گرفت، اما بهتدریج مدارس نیز به حوزه فعالیت آن اضافه شدند. جذب دانشآموزان برای فعالیت در بسیج از جمله اهداف این طرح بود. فعالان این طرح در اول آذر ۱۳۹۱ با علی خامنهای دیدار کردند.
در فروردینماه سال گذشته تفاهمنامهای میان فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران و وزارت آموزش و پرورش امضا شد. بر اساس بند دوم تعهدات وزارت آموزش و پرورش در این تفاهمنامه، این وزارتخانه موظف شد برای اجرای طرحهای پلیسهای تخصصی، از جمله پلیس فتا، پلیس مبارزه با مواد مخدر، پلیس راهور، پلیس پیشگیری، پلیس آگاهی و سازمان اطلاعات فراجا، در برنامههای مربوط به کارکنان، دانشآموزان و والدین آنها همکاری کند.
منتقدان معتقدند مفاد این تفاهمنامه میتواند زمینه حضور گستردهتر نهادهای انتظامی و امنیتی را در مدارس فراهم کند.
جنگ ۴۰ روزه ایران و اسرائیل نیز زمینهساز گسترش برخی از این برنامهها شد. سازمان بسیج دانشآموزی از سال ۱۳۶۹ به طور رسمی در مدارس فعالیت میکند، اما رسانههای ایران در ۱۲ فروردین ۱۴۰۵ از برگزاری نخستین نشست قرارگاه ملی «نوجوان مبارز» خبر دادند؛ نشستی که با حضور نمایندگان جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی و تشکلهای دانشآموزی، از جمله سازمان بسیج دانشآموزی، برگزار شد.
سیاوش مسلمی، رئیس سازمان بسیج دانشآموزی و فرمانده قرارگاه «نوجوان مبارز»، گفت: «نوجوانان ما میتوانند مهمترین کنشگران کف خیابان برای دفاع از انقلاب باشند.»
او اهداف این قرارگاه را شامل «آموزش برای اقدامات سایبری تهاجمی، آموزش دیدهبانی و اطلاعات مردمی در محلات برای شناسایی عوامل نفوذی، رجزخوانی و میدانداری نوجوانان در تجمعات و همچنین آموزش کار با اسلحه» دانست.
ماه گذشته نیز سیاوش مسلمی از موفقیت «پاتوقهای نوجوان مبارز» در دوران جنگ سخن گفت و از آغاز اجرای طرح دیگری با عنوان «لیگ دانشآموزی نو+میدان» خبر داد که از آن به عنوان «عملیات مشترک دوم» یاد کرد.
این طرح با مشارکت سازمان بسیج دانشآموزی، معاونت پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش و چند نهاد دیگر راهاندازی شده و هدف اعلامشده آن «شناسایی، توانمندسازی و میدان دادن به ظرفیتهای دانشآموزی در حوزههای امدادی، تبیینی، تبلیغی و رسانهای» است. این برنامه دانشآموزان مقاطع ابتدایی، متوسطه اول و متوسطه دوم را در بر میگیرد.
بخشی از طرح «نو+میدان» به آموزش نظامی دانشآموزان اختصاص دارد. اخیرا رسانهها، از جمله خبرگزاری دانشآموزی «پانا»، تصاویری از آموزش کار با سلاح گرم به دانشآموزان منتشر کردهاند.

از تکذیب «پلاک جنگی» تا نگرانی خانوادهها
جدا از طرحها و توافقنامههای جدید، آموزش دفاعی از دههها پیش بخشی از نظام آموزشی جمهوری اسلامی بوده است. از سال ۱۳۶۵، آموزش دفاعی بهطور رسمی وارد کتابهای درسی مقطع دبیرستان شد. این درس ۱۲ نمره کتبی و ۸ نمره عملی دارد و بخشی از آموزشهای عملی آن با همکاری نواحی آموزشی بسیج و حوزههای بسیج دانشآموزی برگزار میشود.
در مقدمه کتاب «آمادگی دفاعی» آمده است که این درس «جزء دروس الزامی» است. محتوای آن نیز علاوه بر مباحث دفاع غیرنظامی و پدافند غیرعامل، موضوعاتی مانند نظام جمع، شیوههای رزم انفرادی و مقابله با آنچه «جنگ نرم» خوانده میشود، در بر میگیرد.
اما آنچه در ماههای اخیر بحثبرانگیز شده، تنها محتوای کتابهای درسی نیست. انتشار تصاویر و گزارشهایی در شبکههای اجتماعی از حضور نیروهای نظامی در برخی مدارس، بهویژه در مقاطع پایینتر تحصیلی، نگرانیهایی را درباره گسترش آموزشهای شبهنظامی در محیطهای آموزشی برانگیخته است.
پس از انتشار تصاویری از کودکان که در مدارس و معابر عمومی در حال باز و بسته کردن اسلحه بودند، گزارشهایی نیز درباره درخواست برخی مدارس از خانوادهها برای تهیه «پلاک شناسایی» برای دانشآموزان منتشر شد؛ موضوعی که واکنشهای زیادی را در شبکههای اجتماعی برانگیخت.
در شهرهایی از جمله بندرعباس، کرمانشاه، مشهد، ارومیه و کرج، شماری از والدین مدعی شدهاند که مدارس از آنها خواستهاند برای فرزندانشان پلاک شناسایی تهیه کنند یا خود مدارس برای تهیه این پلاکها اقدام کردهاند.
بازتاب این موضوع با انتشار ویدئویی از بازدید ایمنی یک آتشنشان از مدرسهای دخترانه بیشتر شد. آتشنشان در این ویدئو از قول یکی از مسئولان مدرسه میگوید که برای دانشآموزان درخواست پلاک مشخصات فردی شده است. هنگامی که موضوع شباهت این پلاکها به پلاکهای نظامی مطرح میشود، مسئول مدرسه در پاسخ میگوید: «دستور از بالا صادر شده است.»
با این حال، مشخص نیست منظور از «دستور از بالا» کدام مرجع بوده و آیا چنین دستوری بهصورت رسمی به مدارس ابلاغ شده است یا نه.
سخنگوی وزارت آموزش و پرورش اول آبانماه صدور پلاک جنگی برای دانشآموزان را « قویا» تکذیب کرد و گفت: «مدیران مدارس حق اعلام چنین موارد و موضوعاتی که باعث نگرانی خانوادهها شود را ندارند». پیشتر اداره کل آموزش و پرورش هرمزگان نیز گزارشهای مربوط به درخواست پلاک شناسایی از دانشآموزان در این استان را تکذیب کرده بود.
انتشار چنین اخباری، همزمان با افزایش تنشهای منطقهای و گمانهزنیها درباره احتمال وقوع درگیریهای جدید، پرسشها و نگرانیهایی را درباره هدف از این اقدامات و استفاده از نمادها و ابزارهای یادآور فضای جنگ در مدارس ایجاد کرده است.

اتهام کودکسرباز؛ مناقشهای قدیمی
برجسته کردن نقش کودکان و نوجوانان در روایتهای رسمی جمهوری اسلامی از جنگ و فرهنگ ایثار، سابقهای به قدمت جمهوری اسلامی دارد. شاید مشهورترین نمونه آن روایت محمدحسین فهمیده باشد؛ نوجوان ۱۳ سالهای که روحالله خمینی از او با عنوان «رهبر ما» یاد کرد.
فارغ از مناقشههایی که درباره روایت رسمی کشته شدن او وجود دارد، محمدحسین فهمیده طی دهههای گذشته به یکی از مهمترین نمادهای فرهنگ ایثار و شهادت در روایتهای رسمی جمهوری اسلامی تبدیل شده است. تصویر او سالها روی اسکناسهای کشور نقش بست و داستانش وارد کتابهای درسی شد. علی خامنهای در پنجم مهرماه ۱۳۶۸، نخستین نشان نظامی «درجه یک فتح» را به خانواده فهمیده اهدا کرد و هشتم آبان، سالگرد کشته شدن او، به عنوان «روز نوجوان» در تقویم رسمی ایران ثبت شد.
داستان محمدحسین فهمیده تا سال ۱۳۹۵ با عنوان «رهبر کوچک» در کتابهای درسی تدریس میشد و پس از آن نیز روایت زندگی او و دیگر چهرههای جنگ ایران و عراق در کتابهای درسی مقاطع مختلف تحصیلی باقی ماند.
در همین چارچوب، مقامهای جمهوری اسلامی بارها بر ضرورت انتقال ارزشهای جنگ و انقلاب به نسلهای جدید تأکید کردهاند. علی خامنهای نیز در اسفندماه ۱۳۹۹، در دیدار با گروهی از دانشآموزان، گفت: «اینها را برجسته کنید تا دانشآموز امروز بفهمد که نسل قبل در این سنین چه هنر و کار بزرگی انجام داده است.»
پس از جنگ ایران و عراق، موضوع بهکارگیری کودکان و نوجوانان در فعالیتهای نظامی برای سالها کمتر در رسانهها مطرح بود. اما حضور افراد زیر ۱۸ سال در کنار نیروهای امنیتی در جریان اعتراضات جنبش سبز در سال ۱۳۸۸، جنبش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ و اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بار دیگر بحث درباره استفاده از کودکان و نوجوانان در مأموریتهای امنیتی را مطرح کرد.
در جریان این اعتراضات، تصاویری از کودکان و نوجوانان با لباس بسیج در کنار نیروهای امنیتی که برای مقابله با معترضان به خیابان آمده بودند، منتشر شد. این تصاویر هر بار واکنشهایی را برانگیخت، اما با فروکش کردن اعتراضات، توجه رسانهای به این موضوع نیز کاهش یافت.
اما در پی دو جنگ اخیر، موضوع مشارکت کودکان و نوجوانان در فعالیتهای مرتبط با نهادهای نظامی و امنیتی، در قالب طرحهایی مانند «نوجوان مبارز»، «نو+میدان» و پویش «جانفدا برای ایران»، بار دیگر مطرح شده است.

موضوع بهکارگیری کودکان و نوجوانان در فعالیتهای نظامی و امنیتی، سالهاست میان مقامهای جمهوری اسلامی و نهادهای حقوق بشری محل مناقشه است.
ایران از سال ۱۳۷۲ به کنوانسیون حقوق کودک پیوسته است. بر اساس ماده ۳۸ این کنوانسیون، دولتها موظفاند تمام اقدامات ممکن را برای جلوگیری از مشارکت مستقیم افراد زیر ۱۵ سال در مخاصمات مسلحانه انجام دهند و از جذب افراد زیر این سن در نیروهای مسلح خودداری کنند.
بر اساس اساسنامه دیوان کیفری بینالمللی، سربازگیری یا بهکارگیری کودکان زیر ۱۵ سال برای مشارکت فعال در مخاصمات مسلحانه میتواند مصداق جنایت جنگی باشد.
مقامهای جمهوری اسلامی حضور نوجوانان در جنگ ایران و عراق را انکار نمیکنند، بلکه آن را اقدامی داوطلبانه برای دفاع از کشور میدانند. آنها همچنین انتقاد از این حضور را گاه به معنای مخالفت با دفاع در برابر تجاوز دشمن و پذیرش تسلیم در برابر آن تعبیر میکنند.
در یکی از گزارشهای اخیر وزارت خارجه آمریکا درباره قاچاق انسان، جمهوری اسلامی به بهکارگیری کودکان در برخی فعالیتهای نظامی و امنیتی متهم شده است. این گزارش همچنین به فعالیتهای بسیج، جذب نوجوانان و برخی برنامههای آموزشی و سازماندهی نیروهای جوان اشاره میکند.
وزارت خارجه آمریکا در این گزارش میگوید سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سالهای اخیر به جذب و بهکارگیری کودکان در درگیریهای مسلحانه ادامه داده و از گروههایی مانند بسیج که به گفته این وزارتخانه کودکان را بهعنوان سرباز به کار میگیرند، حمایت کرده است.
بر اساس این گزارش، بهکارگیری کودکان در فعالیتهای نظامی تنها به داخل ایران محدود نبوده و در برخی درگیریهای منطقهای نیز صورت گرفته است.
گزارش وزارت خارجه آمریکا بهطور مشخص به بهکارگیری کودکان مهاجر و پناهجوی افغانستانی اشاره میکند و میگوید سپاه پاسداران و نیروهای بسیج در سالهای گذشته شماری از کودکان افغانستانی و ایرانی را برای فعالیت در نیروهای تحت فرمان خود در منطقه جذب کرده یا به کار گرفتهاند. این گزارش همچنین مدعی است که برخی از این کودکان در واحدهای وابسته به گروههای مسلح مورد حمایت ایران در سوریه حضور داشتهاند.
بخش دیگری از گزارش وزارت خارجه آمریکا به فعالیتهای بسیج در داخل ایران اختصاص دارد. بر اساس این گزارش، نیروهای بسیج در جریان برخی اعتراضات و ناآرامیها از افراد زیر ۱۸ سال در مأموریتهای امنیتی و عملیاتی استفاده کردهاند؛ افرادی که در این گزارش از آنها به عنوان «کودکسرباز» یاد شده است.
مقامهای جمهوری اسلامی اتهامهای تازه درباره استفاده از کودکسرباز را رد کرده و چنین گزارشهایی را سیاسی و جانبدارانه خواندهاند. با این حال، منتقدان به اظهارات مقامهای رسمی جمهوری اسلامی درباره پذیرش داوطلبان از ۱۲ سالگی در برخی پویشها و برنامههای نهادهای وابسته به سپاه یا بسیج اشاره میکنند.
در فروردینماه امسال، معاون فرهنگی و هنری سپاه محمد رسولالله تهران بزرگ از راهاندازی پویش «رزمندگان مدافع وطن برای ایران» خبر داد و اعلام کرد که افراد ۱۲ ساله و بالاتر میتوانند برای فعالیت در حوزههای دفاعی، امدادی و پشتیبانی در این پویش ثبتنام کنند.
در سامانه ثبتنام پویش «جانفدا برای ایران» نیز حداقل سن مشارکت ۱۲ سال اعلام شده بود.

مدارس؛ میدان جدید رقابت بر سر نسل آینده
بحث درباره نظامیتر شدن فضای مدارس در سالهای اخیر، همزمان با افزایش انتقادها از گسترش برنامههای مذهبی در آموزش و پرورش مطرح شده است.
علیرضا کاظمی، وزیر آموزش و پرورش، در مهرماه امسال توسعه و ترویج فرهنگ اقامه نماز را «اولویت نظام تعلیم و تربیت» خواند و گفت این وزارتخانه همه توان خود را برای تحقق این هدف به کار خواهد گرفت.
این رویکرد با انتقادهایی نیز روبهرو شده است. از جمله محمد مجتهد شبستری، فیلسوف و الهیاتدان، در نامهای به مسعود پزشکیان هشدار داد که مدارس در حال تبدیل شدن به «پادگانهای اقامه نماز جماعت اجباری» هستند.
او در نامه خود از رئیسجمهور خواست: «به وزیر آموزش و پرورش اجازه ندهید مدارس را به پادگانهای مذهبی تبدیل کند.» او همچنین تأکید کرد که دهها هزار دانشآموز کشور «نه از روی میل و رغبت به عبادت خداوند، بلکه با اکراه و تن دادن به اجبار در این نمازها» حاضر میشوند.
در حالی که مقامهای جمهوری اسلامی این برنامهها را بخشی از تربیت نسل متعهد، انقلابی و آماده برای دفاع از کشور توصیف میکنند، منتقدان معتقدند با گسترش این برنامهها، مرز میان آموزش شهروندی، آموزش دفاعی و سازماندهی سیاسی یا امنیتی دانشآموزان کمرنگتر شده است.
از «حلقههای صالحین» و بسیج دانشآموزی تا «نوجوان مبارز»، «نو+میدان» و پویشهای جدیدی که پذیرش نوجوانان از ۱۲ سالگی را ممکن میکنند، مجموعهای از برنامهها شکل گرفتهاند که از گسترش فعالیت نهادهای نظامی، مذهبی و امنیتی در سازماندهی و آموزش دانشآموزان حکایت دارند.
در شرایطی که ایران دو جنگ را پشت سر گذاشته و احتمال درگیریهای نظامی جدید همچنان مطرح است، آموزشهای دفاعی و آمادگی دانشآموزان برای مواجهه با شرایط جنگی و اضطراری میتواند اهمیت بیشتری پیدا کند. با این حال، با توجه به اینکه جنگهای اخیر عمدتا با حملات هوایی و موشکی همراه بودهاند و درگیری زمینی در جریان نبوده است، این پرسش مطرح میشود که آموزش کار با سلاح به دانشآموزان چه نسبتی با نیازهای دفاعی ناشی از این جنگها دارد و مرز میان آموزش دفاعی و مشارکت دادن کودکان و نوجوانان در فعالیتهای نظامی و امنیتی کجاست؟
پیام برای این مطلب مسدود شده.