افزایش سکس غیر رسمی؛ ناکامی فرهنگی نظام
خودنویس: پردهبرداری مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی از وضعیت روابط جنسی در ایران، شکست بزرگ فرهنگی نظام اسلامی را به نمایش میگذارد، وقتی بخش بزرگی از جوانان بدون توجه به محدودیتها راه خودشان را میروند.
دفتر مطالعات حقوقی معاونت پژوهشهای سیاسی و حقوقی مرکز پژوهشهای مجلس طرحی را تحت عنوان «ازدواج موقت و تاثیر مثبت آن بر روابط نامشروع جنسی» در خرداد ۱۳۹۳ منتشر کرده است. این طرح استفاده از عقد موقت و صیغه را برای حل بحران جنسی در جوانان و شکاف فزاینده بین بلوغ جنسی و بلوغ اجتماعی توصیه میکند. در این گزارش به آمار هایی استناد شده است که تعارض فاحش رفتار جنسی جامعه با الگوهای مطلوب حکومت را آشکار میسازد.
در ادامه به بررسی شکست فرهنگی و اجتماعی جمهوری اسلامی در تبعیت جامعه از الگوی رسمی در پرتو آمارهای یاد شده پرداخته میشود. همچنین ناکارآمدی طرح مرکز پژوهشهای مجلس نیز تشریح میشود که در تشخیص مشکل به خطا رفته است و در نتیجه راه حل ارائه شده نیز به دلیل استفاده از مبانی مشترک با نگاه زناشویی مد نظر حکومت پاسخگو نخواهد بود و پیشاپیش محکوم به شکست است.
طرح فوق در گفتار اول – وضع موجود در آئینه آمار، نتایج برخی از مطالعاتی که توسط نهادهایی خارج از مجلس شورای اسلامی در حوزه مسائل جنسی در کشور انجام شده است را منتشر کرده است. آمار فوق توسط مرکز پژوهشهای مجلس استخراج نشدهاند. تعریفی که در گزارش از رابطه جنسی شده بشرح زیر است:
«منظور از رابطه جنسی، رفتار جنسی قائم به دو فرد یا چند فرد است که از نظر حقوق اسلامی مشکل دارد. خواه با رضایت یا خواه بدون رضایت مانند ملامسه بدنی،اعم از دست دادن دو نامحرم با یکدیگر، بوسیدن، همچون تنفروشی و روابط جنسی بین دو جنس موافق و حتی با حیوانات و نیز گفتگوهای نا مشروع.»
در ادامه توضیحات دکتر محمود گلزاری عضو هیات علمی دانشگاه علامه طبطبایی ذکر شده است که ضمن بیان پژوهشهای میدانی خود در محیطهای آموزشی اعم از دبیرستانها و دانشگاهها توضیح میدهد در سال ۱۳۹۰ در پیمایش عمومی که در چند دبیرستنان دخترانه تهران انجام شده است، ۸۰ درصد دختران دانش آموز تهرانی اعلام کردند که یا با جنس مخالف رابطه دارند یا در گذشته داشتهاند. در پرسشنامه مربوطه از دانش آموزان جامعه هدف خواسته شده بود یکی از چهار وضعیت «هم اکنون رابطه دارم»، «قبلا رابطه داشتهام»، «علاقه یک طرفه دارم»، «ارتباط نداشته و ندارم» یکی را انتخاب کنند. گلزاری رابطه را لزوما به معنای رابطه جنسی کامل نمیداند و شامل طیفی از گفتگوی تلفنی، تماس از طریق چت اینترنتی، ملاقات حضوری در مراکز عمومی، تماس خصوصی در خلوت، ارتباط جسمی محدود و رابطه جنسی کامل توصیف مینماید. گلزاری رابطههای جسمی و جنسی کامل را در حداکثر ده درصد تخمین میزند.
دیگر آماری که در طرح مورد اشاره قرار گرفته است، گزارش معاون فرهنگی رئیس سازمان ملی جوانان است که خبر میدهد بر مبنای نظر سنجی صورت گرفته ۵۶ درصد جوانان با جنس مخالف رابطه دوستی دارند و ۲۶ درصد رابطه جنسی کامل را تجربه کرده و ۱۳ درصد از رابطههای جنسی منجر به حاملگی ناخواسته شده است. البته توضیح داده شده که سازمان ملی جوانان بعدا این گزارش را تکذیب کرده است.
همچنین در سال ۱۳۸۷ در نظرسنجی از یک جامعه آماری ۱۹۸۴ نفر دختر و پسر که دانشجوی دانشگاههای دولتی و آزاد تهران و مراکز استانها بودهاند، صورت گرفته است، ۸۲ درصد آنها موافق گفتگوی دوستانه با جنس مخالف بودند. در حالی که در نظر سنجی دیگر ۵۴ درصد آنها گفتگوی دوستانه با جنس مخالف را حرام دانستهاند. باز در تحقیقی که از یک جامعه آماری ۱۶۱۰ دانش آموز در سال ۱۳۸۷ انجام شده، معلوم گشته ۳۰ درصد رابطه غیر مجاز با جنس مخالف دارند. در همین سال تحصیلی دیگر در نظر سنجی که از ۱۴۱،۵۲۲ دانش اموز( دختر و پسر) دبیرستانی صورت گرفته است، ۷۴ درصد دارای رابطه با جنس دیگر بودهاند.
طرح یاد شده گزارش دیگری را در خصوص همجنس گرایی آشکار میسازد که از نمونه دانش آموزان دبیرستان با تعداد ۱۴۱،۵۲۲ نفر نزدیک به ۱۸ درصد با همجنس خودشان رابطه داشتهاند.
آمارهای دیگری نیز در گزارش وجود دارد. البته این آمارها را نمیتوان لزوما به همه جامعه جوان ایران تعمیم داد چون در نمونههای خاص و محدودی استخراج شدهاند، اما بر اساس آنها که تطبیق زیادی با مشاهدات میدانی از بخشهای مختلف جامعه دارد میتوان مدعی شد که حداقل نیمی از جمعیت جوان کشور سبک زندگی واز جمله شیوه هنجاری جنسی متفاوتی از الگوی رسمی حکومت دارد. این موضوع به تنهایی برای شکست حکومت در یکسان سازی جامعه و بخصوص نسلهای جوان و دستکاری در نظام ارزشی آنان با هدف همنوایی رفتاری کافی است.
جمهوری اسلامی تقریبا ۳۵ سال است که تمامی عرصههای عمومی و وسایل ارتیاط جمعی را در اختیار و انحصار خود دارد. نسلهایی که بعد از انقلاب متولد شدند و مسن ترین آنها در نیمه دوم دهه چهار زندگی خود هستند در مدارس، دانشگاهها، تلویزیون و جرائد در معرض نظامهای تربیتی و پرورشی حکومت بودند. اما این انحصار تبلیغات هویتی نه تنها همگرایی هویتی بین آنها و نظام ارزشی حکومت برقرار نکرده است بلکه فاصله هویتی آنها با مبانی رفتاری مورد علاقه حکومت حتی از مخالفان سیاسی متعلق به نسلهای پیش از انقلاب، اگر بیشتر نباشد قطعا کمتر نیست.
البته حکومت همانطور که در این گزارش نیز آمده است غرب و امپراطوری رسانهای آن را مقصر بشمار میآورد که از طریق پروژه تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی توطئه شکاف نسلی و انقطاع هویتی بین نسلهای جدید ونظام را دنبال میکند.
در سالیان گذشته تریبونهای حکومت سعی کردهاند سبکهای زندگی آلترناتیو و مدرن جامعه را متاثر از پروژه سیاسی غرب برای براندازی حکومت توصیف کنند. آنها با الهام از آنچه در اسپانیا و شکست مسلمانان و استحاله فرهنگی آنها در برابر مسیحیت اتفاق افتاد، نام این پروژه ادعایی را اندلس سازی نامیدهاند. ادعای حکومت بر برداشتی خاص از تحولات در اسپانیا در سدههای میانه استوار است که بحث پیرامون میزان انطباق آن با واقعیت خارج از حوصله این مطلب است.
این برداشت علت شکست مسلمانان و سیطره مجدد مسیحیت بر اسپانیا را ناشی از برنامه ریزی دنیای مسیحیت برای کشاندن جوانان مسلمانان به فحشا، خوش گذرانی و شادیهای دنیوی و غلفت از معنویت تبیین میکنند که زمینه زمین گیر شدن آنان را فراهم ساخت.
حال بر این اساس، چهرههای امنیتی تند رو مدل تحلیلی ارائه میکنند که یکی از اضلاع پروژه براندازی نرم غرب تکرار این پروژه در ایران امروز است.
این ادعا نه تنها با واقعیات تاریخی در خصوص علل خروج اسپانیا از جهان اسلام صدق نمیکند، بلکه از زمان پریشی تاریخی نیز رنج میبرد. خامنهای و نیروهای امنیتی و نظریه پرداز تحت امرش از پاسخگویی به این سئوال عاجز هستند که اگر سیطره رسانهای غرب به تنهایی منجر به تغییرات رفتاری و هویتی میشود چرا جمهوری اسلامی که در سپهر عمومی ایران وفضای رسانهای دست بالا را دارد در این رویارویی شکست خورده است؟ در واقع در اینجا توانایی نفوذ و برنامه ریزی مطرح نیست بلکه محتوی و از همه مهمتر ماهیت غیر دستوری فرهنگ موضوعیت دارد.
بر خلاف تصور حکومت فرهنگ غرب که امروز جهانی شده است و البته در تمامی نمودش اینگونه نیست بر مبنای جهان مدرن است. جوانان ایرانی نیز که در این زمانه زندگی میکنند خواهان زیست در گفتمان زمانه هستند. از این رو تمایل آنها به سبکهای زندگی مردن لزوما پدیده سیاسی همسویی با غرب نیست بلکه عناصری از فرهنگ غرب و مبانی مدرنیته را پذیرفتهاند. آنچه حکومت تبلیغ میکند نیز محتوی خالص فرهنگی و سنت اصیل نیست بلکه هویتهای متعلق به اعصار سپری شده است که با اصرار بر حفظ برخی از امور با واپسگرایی پیوند خورده است. حکومت میخواهد با نفی تکثر فرهنگی که حالت طبیعی یک جامعه آزاد و سالم است، هویتی را در ایران ترویج کند که تناسبی با زیست زمانه ندارد.
البته کسانی در صورت رضایت شخصی میتوانند این هویت را انتخاب کنند اما نمیشود همه را ملزوم به پیروی از سبک زندگی یکسانی کرد. اما راه حلی که در طرح مرکز پژوهشهای مجلس آمده است از همان مبنای غلط حکومت یعنی توسل به اسلام فقاهتی ارتدوکس برای تبیین نظام روابط جنسی در جامعه استفاده میکند. این راه حل نیست بلکه شدت بخشیدن به عمق و دامنه مشکل است.
نخست باید توجه داشت که نظام روابط جنسی یک پدیده اجتماعی است و به مانند دیگر پدیدهها ویژگی پویا و تحول شونده دارد. شماری از مواردی که از دید حکومت رابطه جنسی غیر مجاز است مشکلی با فهم کنونی از اخلاق ندارد. در واقع لازمه حل بحران و ایجاد بهداشت جنسی جرم زدائی از بسیاری از قوانین کنونی در حوزه روابط دو جنس است. دوستی، مکالمه، دیدار و نفس رابطه جنسی جوان ها نه تنها مشکل اخلاقی ندارد بلکه برای سلامت فردی و اجتماعی و تحکیم نظام خانواده ضروری است. روابط بی قاعده و بی بند بار که صرفا تلذذ جنسی را به دور از هیچ تقید و قاعدهای دنبال میکند، مشکل آفرین است. نیهلیسم اخلاقی را باید طرد کرد اما مجاز دانستن روابط جنسی بسامان و معقول و بخصوص آموزش آنها در مجاری جامعه پذیری اعم از خانه، مدارس و دیگر نهادهای عمومی برای ایجاد تعادل در جامعه و زندگی سالم جوانان ضروری است.
در زمانه کنونی نمیتوان از شیوه سنتی ازدواج دائم به عنوان تنها بستر ارضای نیازهای جنسی جامعه استفاده کرد و ناگزیر باید دنبال ساماندهی شیوههای مدرن و متناسب با نیازهای جدید بود. نویسندگان طرح با ارائه پیشنهاد صیغه ضرورت اصل رابطه جنسی خارج از شکل ازدواج دائم بین جوانان را پذیرفتهاند اما راه حل را در توسل به شیوه قدیمی صیغه و ازدواج موقت جستجو کردهاند که به نوعی رابطه فوق در جامعه ثبت شده و اقتدار سنت نیز حفظ گردد.
اما آنها غافل هستند که جمع زیادی از جوانان دیگر ملزم سازی رابطه جنسی به ثبت در برابر نهادهای دولتی و سنتی را بر نمیتابند و نمیخواهند حوزه خصوصی آنها در معرض دخالت نهادهای عمومی قرار بگیرد. مشکل بزرگ دیگر دشواریهای اجرای چنین مسالهای است. ثبت هم هزینه دارد و هم نیازمند موافقت والدین است. صیغه در فرهنگ سنتی ایران هیچگاه خوشنام نبوده و افرادی که از این امکان استفاده کردهاند آن را پنهان ساختهاند. حتی در سنتی ترین بخش جامعه ایران کمتر پدر و برادر و ولی مردی را میتاون یافت که رضایت دهد دختر و یا خواهر باکره اش صیغه شود و یا در شناسنامه اش چنین امری ثبت شود!بخشهای غیر مذهبی جامعه که با اصل آن مشکل دارند. راه حل پیشنهادی دفتر حقوقی پژوهشهای سیاسی و حقوقی تداوم همان مسیر غلط پیموده شده در سه دهه گذشته توسط حکومت را ترسیم میکند.
حکومت چارهای جز پذیرش شکست و کنار گذاشتن الگویهای یکسان ساز فرهنگی و سبک زندگی ندارد. باید نظام روابط جنسی جدیدی در جامعه استقرار یابد که ضمن تطابق با دنیای مدرن با خصوصیات جامعه ایرانی نیز سازگاری داشته باشد.
اما از آنجاییکه بین دیدگاههای فرهنگی حکومت و مبانی مشروعیت و بقای سیاسی آن پیوند هایی وجود دارد لذا هزینههای پذیرش تفاوت زیست واقعی بخش زیادی از جامعه ایران با الگوهای فرهنگی و رفتاری حکومت بسیار زیاد است. این مساله باعث میشود تا حکومت هم برای جلوگیری از تبعات سیاسی گسترش سبکهای زندگی متفاوت و هم برای پوشاندن شکست فرهنگی خود کماکان به برجسته سازی برساخته هایی چون تهاجم فرهنگی و توطئه غرب در تغییر هویت جوانان ادامه دهد.
منبع:
گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، شماره مسلسل ۱۳۷۱۵، شماره موضوعی ۲۴۰، خرداد ۱۳۹۳، ص ۵۰-۵۴
پیام برای این مطلب مسدود شده.