24.08.2018

گزارش نادر فتوره‌چی از «جهنم» یا همان زندان فشافویه

رادیوفرانسه: زندان فشافویه که به زندان حسن آباد قم نیز معروف است و نام رسمی ندامتگاه مرکزی تهران بزرگ را دارد در ٣٢ کیلومتری جنوب پایتخت ایران قرار گرفته است

نادر فتوره‌ چی، مترجم و کنشگر مدنی که روز دوشنبه ۲۹ مرداد دستگیر شد و پس از گذراندن یک شبانه روز در زندان فشافویه، آزاد گردید، مشاهدات خود را از وضعیت این زندان برای محمود صادقی، نمایندۀ مجلس شورای اسلامی، نگاشته و در صفحۀ توئیتر خود نیز منتشر کرده است. این گزارش از آن رو به محمود صادقی نگاشته شده که وی در پی دستگیری نویسنده، خواستار رسیدگی به وضعیت او شده بود. نادر فتوره‌ چی به نمایندۀ تهران می‌نویسد « مسئله من را فراموش کنید. این متن را بخوانید و هرچه زودتر کاری کنید!» زندان فشافویه که به زندان حسن آباد قم نیز معروف است و نام رسمی ندامتگاه مرکزی تهران بزرگ را دارد در ٣٢ کیلومتری جنوب پایتخت ایران قرار گرفته و با هدف تبدیل آن به اردوگاه ویژۀ محکومان مواد مخدر ساخته شده است. گزارش نادر فتوره چی تصاویر دردناکی از بخش قرنطینۀ این زندان را در برابر ما می‌گذارد.

نادر فتوره‌ چی پیش از هر سخنی یادآوری می‌کند که «به شکلی باور نکردنی» برای انتقال یک زندانی به محل حبس، از او «کرایه» می گیرند! و با آنکه قاضی رسیدگی به پروندۀ وی خواسته است او را به زندان اوین منتقل کنند، به دلیل آنکه کرایه انتقال به فشافویه (۱۰۰ هزار) بسیار بیش از انتقال به زندان اوین (۱۵ هزار) است، او را به فشافویه برده‌اند!

وی سپس می نویسد «”قرنطینه” زندان فشافویه، آنگونه که آنجا مصطلح بود “جهنم” است. شرایط رفاهی “تیپ” با “قرنطینه” تقریبا شبیه تفاوت شرایط رفاهی‌ایست که بقول خود مددجویان بین “مستراح” و “اتاق خواب” وجود دارد».

بنوشتۀ او «در ۴ روز قرنطینه، مددجویان، با هر جرمی و با هر قرار بازداشتی از آب آشامیدنی بدون مزه، تهویه، دستشویی، سیگار و غذای قابل هضم (ماکارونی سرد و نیم پز، برنج زرد سرد و نپخته) محروم هستند».

فشافویه، «از آنرو که برای زندانیان معتاد که قدرت تحرک کمی دارند طراحی شده، فاقد “توآلت عمومی” ست. توآلت، یک سوراخ در کف یک محوطه ۶۰ در۶۰ سانت بدون شلنگ و روشویی و نورست که با یک پرده از تختها و کف سلولهای ۳ در۳متر، که ۲۶ تا ۳۲ مددجو درآنها “میلولند” جداشده است».

در سلول‌های قرنطینه «سه تخت سه طبقه و دو پتو در کف اتاق وجود دارد. دو پنجره فوقانی فاقد شیشه است، کولر و شوفاژ وجود ندارد، آب از ساعت ۴ بعد از ظهر تا ۷ صبح قطع است». در این سلول‌ها «به شکلی نانوشته نظامی طبقاتی و سلسله مراتبی حاکم است؛ به طوریکه “تخت‌خواب‌های پنجره‌ای” متعلق به باسابقه ‌ترین و یا گردن کلفت ‌ترین افراد سلول است (محکومان حبس طویل‌المدت موسوم به “حبس‌کش‌ها”، موادفروشان عمده، اشرار، دعوایی‌ها و سرقتی‌های سنگین) تختخواب‌های عادی (طبقاتی که به پنجره دید ندارند) متعلق به “رده‌ای”‌ها (خرده فروشان مواد، کیف قاپ‌ها، سرقتی‌های پرونده سبک و….) و کف سلول متعلق به “کف‌خوابها” (معتادان، افغانی‌ها و تازه‌واردان) است».

شرایط کف‌خوابها «چیزی شبیه تجربه “تابوت” ست. آنها به دلیل کمبود جا در زیر تخت، به تخت تکیه میدهند و بدین ترتیب از هرگونه قدرت تحرک، منفذ نور و جریان هوا محروم میشوند».

نادر فتوره‌ چی می‌نویسد «بوی تعفن ناشی از تعرق بدن و زخم‌های عفونی در سلول‌ها باورکردنی نیست و چون معتادان تزریقی در قرنطینه خماری پس می‌دهند، توان انتقال به محفظه موسوم به “دستشویی” برای شستشو ندارند واین امر باعث افزایش بوی تعفن در سلول میشود. بویی که از لحظه آزادی تا اکنون در مشامم می‌پیچد و “ماندگار” ست».

او می نویسد «بیش از ۵۰ درصد زندانیان قرنطینه معتادان تزریقی و کارتن‌خواب هستند که توان ایستادن روی پا ندارند و به جای انتقال به زندان باید به بیمارستان منتقل شوند».

در چنین شرایطی «در کل قرنطینه فقط یک “افسر نگهبان” که مامور دولت است وجود دارد و مابقی امورات زندان اعم از پذیرش، خدمات، آشپزی، ناظر شب، انتقال مددجو به زندان توسط خود زندانیان اداره میشود. به غیر از یک افسرنگهبان، یک روحانی (مسئول فرهنگی) و یک “مددیار” نیز از “پرسنل” هستند که البته وجودشان هیچ خاصیتی برای زندانیان ندارد».

نادر فتوره‌ چی می‌نویسد «وفور افراد تحصیلکرده در زندان که معمولا پرونده مالی دارند، با توجه به تجربه شخصی بنده در دهه‌های قبل، به طرز باورکردنی‌ای افزایش یافته است و این نکته از حیث “جامعه شناختی” میتواند یک “کیس مطالعاتی” بسیار عاجل و ضروری تلقی شود».

او با تاکید بر اینکه «رفتار با شخص من […] اگر چه که با دستبند و پابند به زندان منتقل شدم فاقد هرنوع توهین و تحقیری چه نزد پرسنل و چه نزد زندانیان مسئول بند بود»، اما یادآوری می‌کند که «با معتادان، سرقتی‌ها، “کر و کثیف‌ها” و افغانی‌ها به معنای دقیق کلمه در بدو امر مثل “حیوان” و “احشام” برخورد می‌شود».

از نظر نادر فتوره چی «توجه به شرایط زیستی “زندانیان عادی” در فشافویه یک ضرورت عاجل، آنی و فوری‌ست. کسی در ایران “بی پناه‌تر” و “مظلوم‌تر” از آنها وجود ندارد. آنها به معنای دقیق کلمه “تحت شرایط ضد بشری” قرار دارند و طردی مضاعف را تجربه می‌کنند که تحمل آن، حتی برای یک شبانه روز از توان انسان خارج است».

او تاکید می کند که «حتی تجربه یک شب قرنطینه زندان فشافویه، بی‌تردید لطمات جبران ناپذیری بر جسم و روح افراد باقی می‌گذارد که اثر آن برای ابد باقی خواهد ماند».

بخش دیگری از «مصائب فشافویه» بنوشتۀ این کنشگر مدنی «مربوط به “بیرون” است. خانواده‌های زندانیان در محوطه‌ای بیابانی روی خاک و نخاله می‌نشینند و هیچکس، که این “هیچکس” شامل چند سرباز وظیفه می‌شود، کوچکترین اطلاعی از بودن یا نبودن زندانی به خانواده نمی‌دهند یا ندارند».

نادر فتوره چی می‌نویسد «از اینکه آزاد شدم، عمیقا دچار عذاب وجدانم و تا ابد نمیتوانم شرایط دهشتناک “هم لباسی”‌هایم را فراموش کنم. با دیدن شرایط فشافویه و آن چشمهایی که در ناامیدی و بوی تعفن و بی‌پناهی دودو میزدند، زخمی عمیق و کاری بر روحم وارد شد به نحوی که با نوشیدن هر لیوان آب، بی‌اختیار اشکم جاری میشود».

این نخستین بار نیست که گزارشاتی اینگونه در بارۀ زندان فشافویه منتشر می‌شود. در اردیبهشت سال جاری جواد توللی در گزارشی با تاکید بر«نقض واضح حقوق زندانی»، شرایط حاکم بر این «ندامتگاه» را ترسیم کرده بود. او از پتوهائی که در بدو ورود به زندانیان داده می‌شود یاد کرده بود که پُر از «استفراغ، باقیماندۀ غذا و لکه‌های دیگر […] است و [براحتی مشهود است که] چند سال شسته نشده و پُر از ساس و شپش» است. او از«چند بار برهنه کردن» زندانی تازه وارد در حضور دیگران و «با همان حالت برهنه، چند بار بشین- برپا» نمودن او یاد کرده و نیز نوشته بود که توالت و حمام در اطاق‌های جمعی پشت یک پرده قرار دارد.

پیام برای این مطلب مسدود شده.

Free Blog Themes and Blog Templates