09.09.2019

حضور سرزده آنگلا مرکل در رستوران ایرانی؛ دل‌جویی با طعم کباب و میرزاقاسمی

ایران وایر: «مسعود هاشمی»، یک رستوران‌دار ایرانی در شهر کمنیتس آلمان است. شش سال پیش در حالی که حکم حبس داشت، از ایران گریخت و به آلمان رفت.
مسعود از روزهایی می‌گوید که نئونازی‌ها به رستورانش حمله کردند:سرم به شدت آسیب دید و کمرم بعد از یک سال هنوز درد می‌کند.
مرکل گفته بود که به شدت از مصدوم شدن یک ایرانی در کشورش متاثر است. اما اشاره‌ای نکرده بود که شب به دیدار مسعود خواهد رفت.

نئونازی‌ها تقریبا در همه جای آلمان و اتریش پراکنده هستند. اما در برخی ایالت‌ها و شهرها، کلونی‌های قوی‌تری تشکیل داده‌اند. در آلمان، یک اتفاق باعث شد که ایالت «زاکسن» تبدیل به یکی از پایگاه‌های قدرت و بازگشت دوباره گروه‌های نژادپرست و نئونازی شود.

جوانی آلمانی به نام «دانیل» توسط یک پناه‌جوی عرب کشته ‌شد. در حمله این پناه‌جو، چند شهروند آلمانی دیگر هم مجروح شدند اما جان دانیل گرفته شد. همین اتفاق، ایالت زاکسن و شهر «کمنیتس» را به محل شورش نئونازی‌ها تبدیل کرد.

سال ۲۰۱۵ آغاز جنبش‌های نژادپرست‌های آلمان و اتریش علیه «بیگانگان» بود. آن‌ها هر شهروند خارجی که برای پناهنده شدن یا تحصیل و حتی سرمایه‌گذاری به این دو کشور آمده بودند را با الفاظی مانند «بیگانه»، «خارجی» یا «دیگری» خطاب می‌کردند. اما از سال ۲۰۱۷ این موج، قدرت و قوت بیشتری گرفت. پناه‌جویان عرب، ایرانی و افغانستانی با شدت بیشتری وارد اروپای مرکزی می‌شدند و همین برای افزایش فعالیت‌های نئونازی‌ها کفایت می‌کرد.

در همین سال‌ها بود که شهر کمنیتس به بهانه کشته شدن یک آلمانی، تبدیل به جهنمی برای خارجی‌های شد و پناهنده‌ها و پناه‌جویانی که در شهرهای ایالت زاکسن، یعنی کمنیتس، «درسدن»، «لایپزیک»، «تسویکاو» و «فرایبرگ» بودند، با توهین‌های شفاهی و حمله‌های ناگهانی گروه‌های نژادپرست روبه‌رو شدند. برخی کتک خوردند و خیلی زود شهر را ترک کردند، برخی ماندند و با وجود توهین‌ها، باز هم تحمل کردند.

«مسعود هاشمی»، یک رستوران‌دار ایرانی در شهر کمنیتس آلمان است. شش سال پیش در حالی که حکم حبس داشت، از ایران گریخت و به آلمان رفت. او در ایران فیلم‌بردار صداوسیما بود و حالا در آلمان نخستین رستوران ایرانی شهر کمنیتس را افتتاح کرده است.

مسعود از روزهایی می‌گوید که نئونازی‌ها به رستورانش حمله کردند: «هر جمعه در این شهر تظاهرات داشتیم. مردم را اذیت می‌کردند. به رستوران من و یک یهودی حمله کردند، شیشه‌ها را شکستند و روی در و دیوارهای رستورانم آرم صلیب شکسته را کشیدند. فقط در یک شب به سه خارجی حمله کرده بودند که من هم یکی از آن‌ها بودم. سرم به شدت آسیب دید و کمرم بعد از یک سال هنوز درد می‌کند.»

او مراحل درمانش را پشت سر می‌گذاشت که روز سوم مارچ امسال، ناگهان در رستورانش باز شد و «آنگلا مرکل»، صدراعظم آلمان به همراه «میسائیل کرشما»، پرزیدنت استان زاکسن، وارد رستوران شد: «ما اصلا انتظارش را نداشتیم. بعد از حملات نژادپرست‌ها، یک بار خانم مرکل به شهر ما آمد و سخن‌رانی کرد. در آن سخن‌رانی من هم دعوت شدم. اما انتظار این‌که یک بار دیگر خانم مرکل سر زده به رستوران ما بیاید را اصلا نداشتم.»

مسعود می‌گوید تحت تاثیر رفتار فوق‌العاده صدراعظم آلمان قرار گرفته بود: «از تشریفات همیشگی هیچ خبری نبود. خانم مرکل بسیار باادب و مهربان وارد شد، مرا در آغوش گرفت و از من بابت اتفاقاتی که افتاده بود، عذرخواهی کرد.»

آنگلا مرکل برای شام، رستوران ایرانی «سفران» را انتخاب کرده بود. اما چند ساعتی پیش‌تر، برای ناهار به رستوران «شالوم» که مدیریتش را یک شهروند آلمانی یهودی برعهده داشت، رفت. مرکل همان‌جا هم گفته بود که به شدت از مصدوم شدن یک ایرانی در کشورش متاثر است. اما اشاره‌ای نکرده بود که شب به دیدار مسعود خواهد رفت.

مسعود هاشمی می‌گوید: «حدود سه ساعت میزبان خانم مرکل بودیم. او در مورد وضعیت سلامتی‌ من پرسید و گفت که می‌داند به خاطر حمله نئونازی‌ها در بیمارستان بستری بودم. اما من سعی کردم بیشتر در مورد مسایل فرهنگی و کارهایی که باید کرد، حرف بزنم. گفتم خانم مرکل! ما این‌جا در فقر فرهنگی هستیم. این فقر فرهنگی باعث شکل گرفتن نژادپرستی‌ها شده است.»

او برای صدراعظم آلمان دلایل شکل‌گیری کلونی‌های فعال نژادپرستی در این ایالت را تشریح کرده و از سابقه ایالت زاکسن گفته بود و این‌که تا ۲۸ سال پیش این استان زیر نظر سیستم کمونیستی قرار داشت. مسعود می‌گوید: «به خانم مرکل گفتم شما به خوبی متوجه سایه کمونیست روی این شهر و این استان شده‌اید. برای همین درحال ساختن دوباره شهر هستید؛ ساختمان‌های جدید، خیابان‌های جدید، جاده‌های جدید. اما این شهر نیاز به ساخت و ساز شهری ندارد، ما نیاز به ساخت و ساز ذهنی داریم.»

مسعود هاشمی که شش سال پیش به آلمان رسیده، معتقد است فضای کشور آلمان پس از موج حضور پناه‌جویان عرب در این کشور تغییر کرده است: «از زمانی که سوریه‌ای‌ها آمدند و درها باز شدند، بخشی از مردم آلمان موضع گرفتند. به نظر من رفتار دولت آلمان به شدت درست بود. وقتی کسی در خیابان کشته می‌شود، شما باید در خانه‌ خود را باز کنید و به مردم پناه بدهید. مردم هجوم می‌آورند که زنده بمانند. حالا این وسط اگر یک خلاف‌کار هم وارد خانه شما شد، دیگر نباید همه را با یک چوب برانید.»

او به مرکل گفته بود ایراد نه از پناه‌جویان عرب است و نه از نژادپرست‌ها: «گفتم ما در این شهر کسی را داشتیم که دزدی کرد. او یکی از پناه‌جوهای سوریه‌ای بود. پلیس او را شب بازداشت کرد و فردا آزاد شد. اعتراض نئونازی‌ها به همین بود که چرا آزادش کردید؟ من به خانم مرکل گفتم سیستم قضایی و پلیس کشور را اصلاح کنید. این‌که پلیس کارش را درست انجام ندهد و ما چوبش را بخوریم، درست نیست.»

راه حل پیشنهادی صدراعظم آلمان، انتخاب شهر کمنیتس به عنوان پایتخت فرهنگی اروپا بود. آلمان طرحی را در دست بررسی دارد که براساس آن، شهر کمنیتس را در سال ۲۰۲۵ به عنوان پایتخت فرهنگی اروپا معرفی کند. این طرح البته هنوز در دولت آلمان هم مخالفانی دارد: «من به خانم مرکل گفتم لطفا در تایید این طرح تعجیل کنید. گفتم هر کاری که ممکن است انجام دهید چون خودتان هم می‌دانید که نازی‌ها سرطان جهان هستند؛ آن‌ها مثل عفونتی می‌مانند که اگر در پیکره بدن رشد کنند، همه جای بدن را می‌گیرند. به خانم مرکل گفتم همین نازی‌ها دو جنگ جهانی را به پا کردند. میلیون‌ها آدم کشته شد و اگر دوباره قدرت بگیرند، دیگر جانی برای جهان نمی‌گذارند.»

او برخلاف بسیاری از مهاجرانی که زیرفشار نئونازی‌ها، شهر کمنیتس را ترک کرده‌اند، هم‌چنان مانده است و می‌جنگد: «به هرکسی که می‌خواهد از این شهر برود، می‌گویم شما دارید تسلیم می‌شوید. این همان نتیجه‌ای است که آن‌ها می‌خواهند. بمانید و بجنگید.»

آنگلا مرکل البته هیچ قولی برای تبدیل شهر کمنیتس به پایتخت فرهنگی اروپا در سال ۲۰۲۵ نداده ولی از آن‌چه میل کرده، لذت برده است: «برای خانم مرکل یک میز کامل چیدیم؛ “میرزاقاسمی”، “کشک بادمجان”، “خوراک ماهیچه” و البته “سینی میکس” که یک سیخ “جوجه کباب” و یک سیخ “کوبیده” است.»

مسعود می‌گوید آنگلا مرکل از سینی میکس و شراب شیراز بیش از تمام خوردنی‌ها و نوشیدنی‌ها لذت برده بود.

صدراعظم بدون تیم تبلیغاتی‌ خود از مسعود عذرخواهی کرده، او را در آغوش کشیده و به پایتخت بازگشته بود.

پیام برای این مطلب مسدود شده.

Free Blog Themes and Blog Templates